1
00:00:03,257 --> 00:00:05,458
‫ببین، من میدونم که شماها نمیخواین
‫این کار رو انجام بدین.

2
00:00:05,460 --> 00:00:06,592
‫ولی راه دیگه ای نداریم.

3
00:00:06,594 --> 00:00:07,961
‫پس، یا میتونین ناله و غرغر بکنین

4
00:00:07,963 --> 00:00:09,462
‫یا میتونیم باهمدیگه کار رو تموم بکنیم.

5
00:00:09,464 --> 00:00:10,346
‫من "ناله" میکنم.

6
00:00:10,348 --> 00:00:12,015
‫منم "غرغر" میکنم.

7
00:00:12,017 --> 00:00:14,167
‫آره، ولی این توی قراردادمون اومده

8
00:00:14,169 --> 00:00:15,852
‫که باید در یکی از کمیته های دانشگاه فعالیت کنیم.

9
00:00:15,854 --> 00:00:16,853
‫و رک بگم

10
00:00:16,855 --> 00:00:18,104
‫این چیزیه که من بهش اعتقاد دارم.

11
00:00:18,106 --> 00:00:19,439
‫گوش بدین.

12
00:00:19,441 --> 00:00:22,341
‫تشویق زنان برای دنبال کردن شغلی در علم.

13
00:00:22,343 --> 00:00:23,776
‫بیخیال ، من اگه تو راضی کردن

14
00:00:23,778 --> 00:00:25,177
‫زن ها برای انجام کاری خوب بودم

15
00:00:25,179 --> 00:00:27,947
‫که بیشتر ۲۰-۳۰ سالگیم رو توی حموم نمیگذروندم.
‫<font color="#ff۸۰۰۰">( اشاره به خود ارضایی )</font>

16
00:00:29,566 --> 00:00:30,633
‫اگه از من بپرسین

17
00:00:30,635 --> 00:00:32,452
‫کل این قضیه وقت تلف کردنه.

18
00:00:32,454 --> 00:00:33,703
‫کمک کردن به زن ها؟

19
00:00:33,705 --> 00:00:36,355
‫آره، کمک کردن به هر کسی.

20
00:00:36,357 --> 00:00:38,741
‫مردم باید از خودشون مراقبت کنن.

21
00:00:38,743 --> 00:00:40,293
‫اوه، مثل دیروز

22
00:00:40,295 --> 00:00:42,495
‫وقتی که تو مجبورم کردی تا خشکشویی، داروخانه

23
00:00:42,497 --> 00:00:44,363
‫و اداره ی پست ببرمت؟

24
00:00:44,365 --> 00:00:47,133
‫من نمیگم مردم نباید از ابزارها استفاده بکنن.

25
00:00:48,736 --> 00:00:51,804
‫یه سمور هم وقتی صدف میخواد از سنگ استفاده میکنه.

26
00:00:53,223 --> 00:00:54,390
‫تو فکر نمیکنی تلاش برای تشویق زنان به کار

27
00:00:54,392 --> 00:00:56,476
‫در علم ارزش داشته باشه.

28
00:00:56,478 --> 00:00:58,644
‫خیلی داری تبعیض جنسیتی قائل میشی.

29
00:00:58,646 --> 00:01:00,980
‫من به جامعه ای که به جنسیت
‫افراد اهمیت نمیده اعتقاد دارم.

30
00:01:00,982 --> 00:01:03,983
‫جایی که مثل "استار ترک" مردان و زنان

31
00:01:03,985 --> 00:01:07,570
‫جدای از نژاد و عقیدشون در کنار هم کار میکنند.
‫<font color="#ff۸۰۰۰">استار ترک : فرنچایزی محبوب) (که در سال ۱۹۶۶ به وجود آمد</font>

32
00:01:07,572 --> 00:01:10,073
‫منظورت جاییه که انقدر پیشرفته بودن که یه

33
00:01:10,075 --> 00:01:12,125
‫ریسمان بین ستاره ای" اختراع کرده بودن"

34
00:01:12,127 --> 00:01:15,528
‫اما هنوز یه زن سیاه پوست به تلفن فضایی جواب میداد؟

35
00:01:16,530 --> 00:01:18,164
‫اوه، من کلی از زمان حمومم رو

36
00:01:18,166 --> 00:01:20,116
‫با "ستوان اوهورا" گذروندم.

37
00:01:21,502 --> 00:01:24,904
‫خاطره ی آزاردهنده ی "هاوارد" رو که کنار بگذاریم

38
00:01:24,906 --> 00:01:27,290
‫دوست ندارم مجبور به انجام

39
00:01:27,292 --> 00:01:28,424
‫کارهای معمولیه کمیته بشم.

40
00:01:28,426 --> 00:01:30,343
‫آره، میدونم، تو برای این کارها خیلی باهوشی.

41
00:01:30,345 --> 00:01:31,327
‫دقیقا.

42
00:01:31,329 --> 00:01:32,795
‫مثل این میمونه که از "مشعل انسانی" بخوای

43
00:01:32,797 --> 00:01:35,515
‫بریتوی یخ زده ات رو داغ بکنه.
‫<font color="#ff۸۰۰۰">مشعل انسانی : یکی از چهار) (عضو کامیک بوک "چهار شگفت انگیز" مارول</font>

44
00:01:35,517 --> 00:01:36,599
‫گرفتم.

45
00:01:36,601 --> 00:01:38,601
‫باشه ، یه راهی که به نظرم رسیده اینه که

46
00:01:38,603 --> 00:01:40,520
‫باید در مرحله ی اول کار تبعیض قائل شدن رو کم بکنیم

47
00:01:40,522 --> 00:01:42,972
‫و برای این کار میتونیم مقالات رو به اسم هایی
‫انتشار بدیم که برای هردو جنس به کار میره.

48
00:01:42,974 --> 00:01:44,357
‫"مثل "اس.اسمیت

49
00:01:44,359 --> 00:01:45,608
‫"به جای "سامانتا اسمیت

50
00:01:45,610 --> 00:01:48,394
‫فکر کنم یه تاریخچه ای هم در مورد
‫زن هایی که از مخفف اسمشون

51
00:01:48,396 --> 00:01:51,064
‫برای اینکه مورد قضاوت قرار نگیرن
‫استفاده میکردن وجود داره.

52
00:01:51,066 --> 00:01:53,316
‫"جی.کی.رولینگ" مجموعه ی "هری پاتر"

53
00:01:53,318 --> 00:01:55,485
‫"آه، "دی.سی.فونتانا" مجموعه ی "استار ترک

54
00:01:55,487 --> 00:01:58,538
‫"دی.دی.ملونز" مجموعه ی "ون نایز رقصنده"

55
00:02:00,874 --> 00:02:03,326
‫خوبه، فکر کنم امروز به اندازه ی
‫کافی به زن ها کمک کردیم.

56
00:02:03,328 --> 00:02:04,877
‫بیاین یه خورده "اکس باکس" بازی کنیم.

57
00:02:04,879 --> 00:02:07,163
‫بچه ها، خواهشا اینو مثل پروژه های مدرسه نکنین.

58
00:02:07,165 --> 00:02:08,998
‫جایی که من بچه باهوشه هستم و همه ی کارا رو میکنم

59
00:02:09,000 --> 00:02:10,633
‫و شما تنبل ها کنار میکشین و نگاه میکنین.

60
00:02:10,635 --> 00:02:11,884
‫نه، ما تنبل نیستیم.

61
00:02:11,886 --> 00:02:13,236
‫این دفعه تو بچه باهوشه ای که
‫داری همه ی کارا رو میکنی

62
00:02:13,238 --> 00:02:16,089
‫در حالی که بچه های باهوش تر
‫کنار کشیدن و نگاهت میکنند.

63
00:02:17,007 --> 00:02:19,058
‫پس تو فکر میکنی که من
‫یکی از اون بچه باهوش ترها هستم؟

64
00:02:19,060 --> 00:02:21,561
‫نه، تو یه ابزاری که من دارم برای
‫رسوندن منظورم ازش استفاده میکنم.

65
00:02:22,729 --> 00:02:26,182
‫<font color="#۰۰۸۰ff"># یه زمانی جهان ما توی حالت متراکم و داغ بود #</font>

66
00:02:26,184 --> 00:02:29,969
‫<font color="#۰۰۸۰ff">بعد چیزی حدود ۱۴ میلیارد سال #
‫# پیش شروع به گسترش کرد...صبر کن</font>

67
00:02:29,971 --> 00:02:31,487
‫<font color="#۰۰۸۰ff"># زمین شروع به سرد شدن کرد #</font>

68
00:02:31,489 --> 00:02:34,273
‫<font color="#۰۰۸۰ff">موجودات شروع به تغذیه کردن #
‫# غارنشین ها ابزاری اختراع کردن</font>

69
00:02:34,275 --> 00:02:36,359
‫<font color="#۰۰۸۰ff"># ما دیوار ساختیم #
‫# ما اهرام رو ساختیم #</font>

70
00:02:36,361 --> 00:02:39,312
‫<font color="#۰۰۸۰ff"># ریاضی ، علوم ، تاریخ و پرده برداشتن از اسرار #</font>

71
00:02:39,314 --> 00:02:41,080
‫<font color="#۰۰۸۰ff">#  اینا همشون با یه انفجار بزرگ شروع شد #</font>

72
00:02:41,500 --> 00:02:42,900
‫<font color="#ff۰۰۰۰">"The Big Bang Theory"
‫فصل ۶
‫قسمت ۱۸ : اعمال تعهّد قراردادی</font>

73
00:02:43,900 --> 00:02:44,900
‫<font color="#f۲۶۵۲۲">NOjAN</font> : مترجم

74
00:02:45,900 --> 00:02:46,900
‫<font color="#ff۰۰۰۰">:هماهنگی و ویرایش زیرنویس
‫SepehrRed۹۰</font>

75
00:02:51,276 --> 00:02:54,110
‫بچه ها موضوعمون "تشویق زنان به علم" هستش.

76
00:02:54,112 --> 00:02:56,529
‫میشه حداقل یه بازی با تبعیض
‫جنسیتی کمتری بازی بکنید؟

77
00:03:00,634 --> 00:03:02,868
‫این کجاش تبعیض داره؟

78
00:03:02,870 --> 00:03:06,789
‫شخصیت من از تبر به خوبیه
‫هر مرد دیگه ای استفاده میکنه.

79
00:03:07,925 --> 00:03:09,842
‫البته نمیخوام اشاره کنم که پستان هایی داره که

80
00:03:09,844 --> 00:03:11,544
‫میتونه باهاش از یه خانواده ی ۳۰ نفره مراقبت کنه.

81
00:03:12,846 --> 00:03:18,100
‫و باز هم انقدر شیر داشته باشه که بتونه یه مغازه ی
‫بسکینز رابینز" باز کنه".
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(بسکینز رابینز : برند معروف بستنی فروشی)</font>

82
00:03:18,102 --> 00:03:21,938
‫مادر، پرنسس جنگجو، صاحب سری...

83
00:03:21,940 --> 00:03:25,308
‫دارم صدای خرد شدن شیشه ها
‫رو در سراسر شهر میشنوم.

84
00:03:25,310 --> 00:03:27,059
‫شلدون، تو همیشه میگی

85
00:03:27,061 --> 00:03:28,945
‫که خیلی از من باهوش تری.

86
00:03:28,947 --> 00:03:30,813
‫پنج ثانیه وقت بزار و به یه ایده برس

87
00:03:30,815 --> 00:03:32,698
‫که چطوری زن ها رو تشویق به علم بکنیم.

88
00:03:34,451 --> 00:03:37,903
‫تمام ایده های تو مسئله رو
‫از سطح دانشگاهی بررسی میکنند

89
00:03:37,905 --> 00:03:38,955
‫اما تا اون زمان خیلی دیر شده.

90
00:03:38,957 --> 00:03:41,173
‫تو باید برنامه ای طراحی بکنی که

91
00:03:41,175 --> 00:03:42,875
‫دخترهای با سنین کم رو هدف قرار بده.

92
00:03:42,877 --> 00:03:44,744
‫و اون ها رو در مسیر آموزشی بگذاره

93
00:03:44,746 --> 00:03:46,212
‫که در انتها به علم برسه.

94
00:03:46,214 --> 00:03:47,947
‫این خیلی خوبه.

95
00:03:47,949 --> 00:03:50,333
‫چرا به ذهنه من نرسید؟

96
00:03:50,335 --> 00:03:52,501
‫بعضی ها سمورند
‫بعضی ها سنگ.

97
00:03:56,390 --> 00:03:57,890
‫نمیدونم میشه که این

98
00:03:57,892 --> 00:04:00,292
‫ایده رو امتحان بکنیم؟

99
00:04:00,294 --> 00:04:03,813
‫شاید بتونم به مدرسه راهنماییم یه زنگی بزنم

100
00:04:03,815 --> 00:04:06,632
‫ببینم میتونیم با چندتا از
‫دانش آموزای دخترشون حرف بزنیم یا نه.

101
00:04:06,634 --> 00:04:07,800
‫عالیه ، سعی کن یه چیزی بهشون بگی

102
00:04:07,802 --> 00:04:09,435
‫که هر سه تامون بتونیم بریم اونجا.

103
00:04:09,437 --> 00:04:10,653
‫اوه، وایستین.

104
00:04:10,655 --> 00:04:12,455
‫در شرایطی که من به راحتی
‫در مورد علم صحبت میکنم

105
00:04:12,457 --> 00:04:15,441
‫نمیدونم چجوری باید علاقه ی
‫یه بچه ی راهنمایی رو جلب بکنم.

106
00:04:15,443 --> 00:04:17,910
‫بهتره تو "گوگل" جستجو بکنم.

107
00:04:17,912 --> 00:04:19,962
‫دقیقا داری دنبال چی میگردی؟

108
00:04:19,964 --> 00:04:24,200
‫"چطوری میتونم یه دختر ۱۲ سال رو هیجان زده بکنم؟"

109
00:04:24,202 --> 00:04:26,068
‫- نه!
‫- نه!

110
00:04:30,907 --> 00:04:33,592
‫بازم ممنونم که گذاشتین به "شب دختر"هاتون بیام.

111
00:04:33,594 --> 00:04:34,627
‫شوخی میکنی؟

112
00:04:34,629 --> 00:04:36,662
‫شراب گرون قیمت و "فاندو" آوردی
‫<font color="#ff۸۰۰۰">( فاندو : نوعی غذای سوییسی )</font>

113
00:04:36,664 --> 00:04:39,048
‫من واسه کمتر از اینها هم با یه پسر خوابیدم.

114
00:04:43,887 --> 00:04:45,805
‫جوک گفتم.

115
00:04:45,807 --> 00:04:48,006
‫جوکی بر اساس اتفاقات واقعی.

116
00:04:48,008 --> 00:04:51,277
‫در هر صورت، امیدوار بودم که بتونم

117
00:04:51,279 --> 00:04:52,395
‫یک مقدار از ذهن شما کمک بگیرم.

118
00:04:52,397 --> 00:04:54,113
‫با "لوسی" جمعه قرار دارم

119
00:04:54,115 --> 00:04:55,898
‫و به یه "اولین قرار" خفن نیاز دارم.

120
00:04:55,900 --> 00:04:59,235
‫خب، "زیست شناسیه تکاملی" میگه که زن ها

121
00:04:59,237 --> 00:05:01,704
‫به مردهایی علاقمند میشند
‫که در برابر خطر مقاومند.

122
00:05:01,706 --> 00:05:04,323
‫پس من پیشنهاد یه محیط ناامن رو میدم.

123
00:05:05,375 --> 00:05:09,295
‫مثلا یه بار درب و داغون سمت پایین شهر

124
00:05:09,297 --> 00:05:12,698
‫پیک نیک کنار یه تیمارستان

125
00:05:12,700 --> 00:05:15,801
‫چشیدن شراب توی محله های پایین شهر.

126
00:05:16,887 --> 00:05:20,256
‫لوسی" یه سری مشکلات اجتماع گریزی داره".

127
00:05:20,258 --> 00:05:22,091
‫شاید با یه چیز ساده تر شروع کنیم بهتر باشه.

128
00:05:22,093 --> 00:05:24,510
‫چرا نمیبریش "دیزنی لند" ؟

129
00:05:24,512 --> 00:05:25,978
‫سوار "کوه فضایی" میشین

130
00:05:25,980 --> 00:05:27,863
‫همه جا تاریکه
‫اون چسبیده بهت...

131
00:05:27,865 --> 00:05:28,981
‫آره، اما باید یادت باشه

132
00:05:28,983 --> 00:05:30,433
‫سواریش خیلی کوتاه تر از چیزیه که فکر میکنی

133
00:05:30,435 --> 00:05:32,384
‫و آخرش ازت یه عکس میگیرن

134
00:05:32,386 --> 00:05:34,520
‫پس حواست باشه که لباس هات رو پوشیده باشی.

135
00:05:36,857 --> 00:05:39,742
‫جوک گفتم.

136
00:05:39,744 --> 00:05:41,694
‫جوکی بر اساس اتفاقات واقعی.

137
00:05:41,696 --> 00:05:42,728
‫مم، "دیزنی لند" ؟

138
00:05:42,730 --> 00:05:44,113
‫نمیدونم.

139
00:05:44,115 --> 00:05:46,198
‫با اون همه جمعیت و شخصیت های
‫عجیب غریبی که همه جا هستن؟

140
00:05:46,200 --> 00:05:48,200
‫منو خیلی یاد هند میندازه.

141
00:05:50,170 --> 00:05:52,037
‫از بچگیم تا حالا "دیزنی لند" نرفتم.

142
00:05:52,039 --> 00:05:53,372
‫باید یه تعطیلیه آخر هفته باهم بریم.

143
00:05:53,374 --> 00:05:54,757
‫آخر هفته ها خیلی شلوغه.

144
00:05:54,759 --> 00:05:56,459
‫پس کار رو بپیچونید و یه روز وسط هفته بریم

145
00:05:56,461 --> 00:05:58,094
‫بپیچونیم؟

146
00:05:58,096 --> 00:06:00,146
‫من هیچ وقت تا حالا کار رو نپیچوندم.

147
00:06:00,148 --> 00:06:02,031
‫مامانم همیشه میگفت دخترهای اینجوری

148
00:06:02,033 --> 00:06:04,633
‫به "ملوان ها" و "موسیقیه جاز" معتاد میشند.

149
00:06:06,069 --> 00:06:08,921
‫اینجور دخترها آخرش از یه هتل وسترن

150
00:06:08,923 --> 00:06:11,357
‫با یه مرد ۳۴ ساله به اسم "لوتر" سر درمیارن.

151
00:06:13,477 --> 00:06:14,477
‫جوک؟

152
00:06:14,479 --> 00:06:17,029
‫جوکیه که الان خنده داره.

153
00:06:20,117 --> 00:06:21,317
‫خب، چی میگی؟

154
00:06:21,319 --> 00:06:22,985
‫جمعه کار رو بپیچونیم و بریم "دیزنی لند" ؟

155
00:06:22,987 --> 00:06:24,019
‫من هستم.

156
00:06:24,021 --> 00:06:25,654
‫منم همینطور.

157
00:06:25,656 --> 00:06:26,822
‫ببخشید

158
00:06:26,824 --> 00:06:29,408
‫فکر کردم میخوایم مشکل من رو حل کنیم؟

159
00:06:29,410 --> 00:06:30,960
‫آره، راست میگی.

160
00:06:30,962 --> 00:06:32,244
‫وایستا، مشکلت چی بود؟

161
00:06:32,246 --> 00:06:35,614
‫من یه مردی هستم که نمیتونه با زن ها صحبت کنه

162
00:06:35,616 --> 00:06:37,967
‫دارم تلاش میکنم بفهمم چجوری به قرار عاشقانه

163
00:06:37,969 --> 00:06:40,002
‫با دختری بزارم که از بیماریه "جامعه گریزی" رنج میبره

164
00:06:40,004 --> 00:06:43,222
‫که حتی نمیتونه کنار آدم های دیگه باشه.

165
00:06:43,224 --> 00:06:45,875
‫آره، این یکی خیلی سخته.

166
00:06:47,077 --> 00:06:49,211
‫بزار فکر کنیم.

167
00:06:49,213 --> 00:06:50,379
‫همم.

168
00:06:55,585 --> 00:07:00,022
‫فقط میریم "دیزنی" یا
‫ماجراجویی های کالیفرنیا" رو هم میریم؟"

169
00:07:01,458 --> 00:07:03,459
‫خیلی خوبه که مدرسه ی قدیمیت

170
00:07:03,461 --> 00:07:06,495
‫گذاشته که ما صحبت هامون در مورد علم
‫رو با یه سری دانش آموز دختر انجام بدیم.

171
00:07:06,497 --> 00:07:07,713
‫خب، اونها در واقع خیلی هم هیجان زده هستن.

172
00:07:07,715 --> 00:07:09,898
‫من معروف ترین شاگردشونم.

173
00:07:09,900 --> 00:07:11,233
‫البته اگه نخوایم اون قاتل زنجیره ای رو که

174
00:07:11,235 --> 00:07:12,951
‫تمام هرزه ها رو میخورد حساب کنیم.

175
00:07:15,088 --> 00:07:16,505
‫حتما حس خیلی خوبی داری که

176
00:07:16,507 --> 00:07:18,891
‫به آموزشگاهت به عنوان یک فضانورد برگشتی.

177
00:07:18,893 --> 00:07:23,762
‫آره، دفعه ی قبلی که اینجا بودم
‫یه احمق لاغر مردنی بودم

178
00:07:23,764 --> 00:07:27,465
‫حالا تو یه فضانورد هم هستی.

179
00:07:27,467 --> 00:07:28,650
‫کلی خاطره دارم.

180
00:07:28,652 --> 00:07:31,103
‫اصلا نمیدونم چند دفعه توی این راهروها

181
00:07:31,105 --> 00:07:35,157
‫هلم دادند، بهم مشت زدند و روم تف کردند.

182
00:07:35,159 --> 00:07:37,309
‫نگاه کنید، این کمد منه.

183
00:07:37,311 --> 00:07:39,962
‫من یه کارشناسی در مهندسی دارم

184
00:07:39,964 --> 00:07:43,499
‫"ولی هنوز نمیتونم بفهمم که "اسکات کاپینسکی

185
00:07:43,501 --> 00:07:45,667
‫چطوری من و کیفم رو با هم اون تو جا کرد.

186
00:07:49,372 --> 00:07:50,589
‫هی.

187
00:07:50,591 --> 00:07:52,657
‫چیه؟

188
00:07:52,659 --> 00:07:54,293
‫هیچی.

189
00:07:56,713 --> 00:07:58,964
‫هوشیارانه بود. نمیخوایم مشکلی به وجود بیاد.

190
00:08:01,184 --> 00:08:03,468
‫نمیتونم باور کنم که کارم رو به خاطر " دیزنی لند" پیچوندم.

191
00:08:03,470 --> 00:08:05,220
‫به رئیست چی گفتی؟

192
00:08:05,222 --> 00:08:07,639
‫خیلی باهوش کار کردم.
‫کارم رو در چند مرحله انجام دادم.

193
00:08:07,641 --> 00:08:09,274
‫ساعت ۷ دیشب

194
00:08:09,276 --> 00:08:11,026
‫در مورد یه مشکل توی آزمایشگاه بهش زنگ زدم

195
00:08:11,028 --> 00:08:13,445
‫و خیلی معمولی اشاره کردم که دارم
‫میرم بیرون غذای دریایی بخورم.

196
00:08:13,447 --> 00:08:14,897
‫۹.۳۰ در ساعت

197
00:08:14,899 --> 00:08:18,483
‫بهش زنگ زدم و گفتم که یکی از حلزون هایی
‫که خوردم مزه ی عجیبی میداده.

198
00:08:18,485 --> 00:08:20,202
‫در ساعت ۱۱.۳۰ بهش زنگ زدم و گفتم

199
00:08:20,204 --> 00:08:22,154
‫که دارم کلی بالا میارم.

200
00:08:23,823 --> 00:08:28,026
‫ساعت ۱۲:۴۵ زنگ زدم و
‫فقط ناله کردم.

201
00:08:28,028 --> 00:08:30,329
‫"حالا هم دارم میرم "دیزنی لند.

202
00:08:31,998 --> 00:08:33,916
‫پنی"، تو چی گفتی؟"

203
00:08:33,918 --> 00:08:35,217
‫من تو رستوران کار می کنم

204
00:08:35,219 --> 00:08:37,002
‫"گفتم "خدافظ

205
00:08:38,471 --> 00:08:40,505
‫خب، اول می خوای چی کار کنی ؟

206
00:08:40,507 --> 00:08:41,723
‫شما رو نمیدونم

207
00:08:41,725 --> 00:08:43,008
‫ولی من می خوام برم برای قسمتی که

208
00:08:43,010 --> 00:08:44,393
‫آرایش پرنسسی می کنن
‫تو صف وایستم.

209
00:08:44,395 --> 00:08:46,011
‫اوه، چه باحال!

210
00:08:46,013 --> 00:08:47,512
‫شوخیت گرفته دیگه؟

211
00:08:47,514 --> 00:08:50,098
‫قرار نیست مست کنیم و سوار وسایل بشیم؟

212
00:08:50,100 --> 00:08:53,151
‫بیخیال، تو هم آرایش کن.

213
00:08:53,153 --> 00:08:54,937
‫باشه، کی به کیه.

214
00:08:54,939 --> 00:08:56,154
‫حالا چجوری هست ؟

215
00:08:56,156 --> 00:08:57,389
‫خیلی خب، اینجوریه که تو پرنسس
‫مورد نظرت رو انتخاب می کنی

216
00:08:57,391 --> 00:08:59,441
‫"زیبای خفته"، "سفید برفی"، و یا "سیندرلا"

217
00:08:59,443 --> 00:09:01,777
‫اونا هم برات آرایشش رو انجام میدن.

218
00:09:01,779 --> 00:09:05,063
‫فکر کنم حال بده که سیندرلا بشیم.

219
00:09:05,065 --> 00:09:06,615
‫- اوووه، منم می خوام "سیندرلا" باشم.
‫- آره

220
00:09:07,785 --> 00:09:09,835
‫هممون که نمی تونیم "سیندرلا" بشیم!

221
00:09:12,872 --> 00:09:14,172
‫پس چجوری تصمیم بگیریم؟

222
00:09:14,174 --> 00:09:15,290
‫خب، سادست.

223
00:09:15,292 --> 00:09:16,574
‫این قضیه ایده ی من بود

224
00:09:16,576 --> 00:09:17,593
‫من دارم رانندگی می کنم

225
00:09:17,595 --> 00:09:18,510
‫پس من هم "سیندرلا"ـم.

226
00:09:18,512 --> 00:09:20,078
‫شما پتیاره ها هم اگر با این قضیه مشکل دارین

227
00:09:20,080 --> 00:09:22,097
‫می تونیم همین الان بزنیم بغل!

228
00:09:34,593 --> 00:09:38,430
‫عذر می خوام ، من قراره یه دختر رو اینجا ملاقات کنم

229
00:09:38,432 --> 00:09:39,731
‫یه جورایی اولین قرارمونه.

230
00:09:39,733 --> 00:09:42,284
‫تو کتابخونه ؟

231
00:09:42,286 --> 00:09:45,270
‫جفتمون یه خورده تو موقعیت های...

232
00:09:45,272 --> 00:09:48,490
‫اجتماعی عحیب غریبیم و
‫به همین خاطر اینجا به نظرم مناسب اومد.

233
00:09:48,492 --> 00:09:53,245
‫مردم میگن من هم یه خورده عجیب غریبم!

234
00:09:53,247 --> 00:09:55,130
‫می تونم بهتون ملحق بشم ؟

235
00:09:55,132 --> 00:09:58,200
‫نه، نمی تونی.

236
00:09:58,202 --> 00:10:00,002
‫فقط برو...از همون لوبیای سحرآمیزی

237
00:10:00,004 --> 00:10:02,454
‫که پایین اومدی برو بالا!

238
00:10:07,844 --> 00:10:09,678
‫لیاقتت بیشتر از این یاروئـه!

239
00:10:14,417 --> 00:10:16,468
‫اوه، قرار اینجا غذا بخوریم؟

240
00:10:22,609 --> 00:10:24,526
‫قرارمون اس.ام.اس ـیه؟

241
00:10:28,948 --> 00:10:30,366
‫خوشم اومد.

242
00:10:33,519 --> 00:10:36,688
‫در حالی که پیغام رو می خونی
‫خوبه که به یاد داشته باشی که

243
00:10:36,690 --> 00:10:40,743
‫من لهجه ی خیلی شیرینی دارم!

244
00:10:43,079 --> 00:10:48,050
‫خیلی خب، کی برای یه خورده علم آمادست؟

245
00:10:51,537 --> 00:10:53,705
‫منم همینطور!

246
00:10:53,707 --> 00:10:55,841
‫خیلی خب، من دکتر "لئونارد هافستَدِر" هستم.

247
00:10:55,843 --> 00:10:57,593
‫"اینجا به همراه دوستانم دکتر "کوپر

248
00:10:57,595 --> 00:11:00,979
‫و فضانورد واقعی "هاوارد والوویتز" در خدمتتون هستم.

249
00:11:00,981 --> 00:11:02,598
‫و قرار به شما دخترا نشون بدیم که داشتن

250
00:11:02,600 --> 00:11:06,351
‫شغلی در زمینه ی علمی چقدر می تونه باحال باشه!

251
00:11:06,353 --> 00:11:07,569
‫می پرسین چقدر باحال!؟
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(معنای دیگر : خنک) </font>

252
00:11:07,571 --> 00:11:10,606
‫خب، منفی ۲۷۳ درجه چطوره ؟

253
00:11:10,608 --> 00:11:11,690
‫چون این دماییه که توی اون آنتروپی

254
00:11:11,692 --> 00:11:15,377
‫به مقدار حداقل خودش میرسه!

255
00:11:17,397 --> 00:11:20,282
‫یعنی الان من هم یه چیزی یاد گرفتمو
‫و هم بهم خوش گذشت ؟

256
00:11:20,284 --> 00:11:22,584
‫چی!؟

257
00:11:24,921 --> 00:11:27,523
‫خیلی خــب!

258
00:11:27,525 --> 00:11:29,508
‫حالا دعوت می کنیم از

259
00:11:29,510 --> 00:11:31,409
‫فیزیکدان تئوری

260
00:11:31,411 --> 00:11:34,797
‫"دکتر شلدون کوپر"

261
00:11:39,219 --> 00:11:41,386
‫سلام بچه های مونث.

262
00:11:42,255 --> 00:11:45,324
‫اجازه بدین تا با گفتن داستانی در مورد

263
00:11:45,326 --> 00:11:48,994
‫یک زن دانشمند به شما انگیزه بدم.

264
00:11:48,996 --> 00:11:53,949
‫متولد لهستان، تحصیل کرده در فرانسه
‫"مادام کوری"

265
00:11:53,951 --> 00:11:55,818
‫کاشف خاصیت رادیواکتیو.

266
00:11:55,820 --> 00:11:57,786
‫اون در علم یک

267
00:11:57,788 --> 00:12:01,623
‫قهرمان بود تا زمانی که موهاش ریخت

268
00:12:01,625 --> 00:12:05,043
‫استقراغ و مدفوعش پر از خون شد

269
00:12:05,045 --> 00:12:06,678
‫و به خاطر کشف خودش تا

270
00:12:06,680 --> 00:12:09,548
‫حد مرگ مسموم شد.

271
00:12:10,917 --> 00:12:12,468
‫با کمی سخت کوشی...

272
00:12:12,470 --> 00:12:16,421
‫دلیلی نمی بینم که این اتفاق برای شما نیافته!

273
00:12:19,642 --> 00:12:21,093
‫تموم شد ؟

274
00:12:21,095 --> 00:12:23,245
‫میشه بریم ؟

275
00:12:27,634 --> 00:12:29,834
‫چیزی که باید به خاطر داشته باشین اینه که

276
00:12:29,836 --> 00:12:32,053
‫شما هم می تونین به فضا برین.

277
00:12:32,055 --> 00:12:33,922
‫شخص من رو ببینین!

278
00:12:33,924 --> 00:12:36,290
‫من دبیرستان رو همینجا سپری کردم

279
00:12:36,292 --> 00:12:38,010
‫همین صندلی هایی که روشون نشستین

280
00:12:38,612 --> 00:12:41,112
‫یه زمانی منو با چسب به یکی از همینا چسبوندن.

281
00:12:43,899 --> 00:12:45,000
‫شما به ماه هم رفتین ؟

282
00:12:45,002 --> 00:12:47,085
‫نه، ولی...

283
00:12:47,087 --> 00:12:50,205
‫به ایستگاه فضایی رفتم

284
00:12:50,207 --> 00:12:51,072
‫سفینه رو هدایت کردین ؟

285
00:12:51,074 --> 00:12:52,657
‫نه

286
00:12:52,659 --> 00:12:55,410
‫ولی توی سفینه بودم

287
00:12:55,412 --> 00:12:57,078
‫سفینه رو که...

288
00:12:57,080 --> 00:12:59,181
‫پس همینجوری پرواز کردی؟
‫پس یه جورایی مثل عموی من هستی.

289
00:12:59,183 --> 00:13:00,582
‫اون مهماندار هواپیماست.

290
00:13:05,021 --> 00:13:06,188
‫نه

291
00:13:06,190 --> 00:13:07,606
‫من یه قهرمان آمریکایی هستم.

292
00:13:07,608 --> 00:13:09,591
‫عموی تو برای مردم تنقلات میاره!

293
00:13:09,593 --> 00:13:12,894
‫پسر، خوب داریم یاد می گیریم، مگه نه؟

294
00:13:12,896 --> 00:13:15,113
‫"ممنون فضانورد "هاوارد.

295
00:13:16,683 --> 00:13:19,117
‫من در زمینه ی فیزیک تجربی فعالیت دارم

296
00:13:19,119 --> 00:13:23,038
‫که خیلی باحاله!
‫چون می تونم نظریه ها رو آزمایش کنم

297
00:13:23,040 --> 00:13:24,372
‫و با لیزر کار کنم.

298
00:13:24,374 --> 00:13:25,674
‫بله ؟

299
00:13:25,676 --> 00:13:27,792
‫چطور تصمیم گرفتین که دانشمند بشین ؟

300
00:13:27,794 --> 00:13:29,244
‫آه، سوال خیلی خوبیه

301
00:13:29,246 --> 00:13:33,114
‫فکر کنم همیشه نسبت به علم علاقمند بودم.

302
00:13:33,116 --> 00:13:34,949
‫پدر و مادرم هم دانشمند هستن

303
00:13:34,951 --> 00:13:36,951
‫در نتیجه یه جورایی تو این مسیر افتادم

304
00:13:36,953 --> 00:13:39,754
‫یا شاید بهتر باشه بگم هلم دادن!

305
00:13:39,756 --> 00:13:41,506
‫اگر بخوام باهاتون رو راست باشم

306
00:13:41,508 --> 00:13:42,807
‫وقتی هم سن شما بودم

307
00:13:42,809 --> 00:13:44,676
‫می خواستم ستاره ی موسیقی رپ بشم.

308
00:13:45,895 --> 00:13:47,095
‫"مثل "اسنوپ داگ

309
00:13:47,097 --> 00:13:49,297
‫ولی با احترام بیشتری نسبت به پلیس.

310
00:13:51,400 --> 00:13:53,151
‫آره، راحت باشین، بخندین.

311
00:13:53,153 --> 00:13:55,687
‫همونطور که مادرم بهم خندید!

312
00:13:56,489 --> 00:13:58,373
‫<font color="#۰۰۸۰ff"># من اعتماد کردم بهشون #</font>

313
00:13:58,375 --> 00:13:59,159
‫<font color="#۰۰۸۰ff"># بهم خندیدن خیر سرشون #</font>

314
00:13:59,161 --> 00:14:00,910
‫<font color="#۰۰۸۰ff"># مامانم یهو شد بلای جون #</font>

315
00:14:00,917 --> 00:14:04,119
‫<font color="#۰۰۸۰ff"># گفت آرزوهات هستن بیخود و بی نشون #</font>

316
00:14:09,356 --> 00:14:12,158
‫"اینم یه "فری استایل
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(بداهه در موسیقی رپ)</font>

317
00:14:14,660 --> 00:14:17,227
‫پدرم تو هند متخصص بیماری های زنانه!

318
00:14:17,229 --> 00:14:19,430
‫در نتیجه اگر هند بودی و نیاز به معاینه داشتی

319
00:14:19,503 --> 00:14:22,121
‫: همونطور که خودش همیشه میگه
‫"!در دهانه ی رحم شماست"

320
00:14:28,123 --> 00:14:29,890
‫خیلی ناجوره!

321
00:14:29,929 --> 00:14:32,464
‫"بابات رو باید بفرستن "زنامتگاه
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(بازی با کلمات زنانه و ندامتگاه)</font>

322
00:14:37,966 --> 00:14:39,965
‫به نظر "زنازات" خوبی میاد!
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(بازی با کلمات زنانه و مجازات)</font>

323
00:14:45,854 --> 00:14:48,222
‫من هنوز نمیدونم شغل تو چیه ؟

324
00:14:49,925 --> 00:14:52,527
‫طراحی وب.

325
00:14:55,097 --> 00:14:57,382
‫چیزی طراحی کردی که من دیده باشم ؟

326
00:14:58,817 --> 00:15:00,902
‫نمیدونم.

327
00:15:00,904 --> 00:15:03,004
‫تاحالا وبسایت های "پورن" رو دیدی ؟

328
00:15:13,766 --> 00:15:15,800
‫،نه، تاحالا ندیدم

329
00:15:15,802 --> 00:15:18,052
‫پورن" چی هست ؟"

330
00:15:20,923 --> 00:15:23,041
‫عذر می خوام، تصحیح می کنم.

331
00:15:23,043 --> 00:15:25,059
‫می خواستم بگم...

332
00:15:25,061 --> 00:15:27,294
‫"وبسایت های "پرام
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(مراسم رقص پایان سال تحصیلی)</font>

333
00:15:30,983 --> 00:15:33,521
‫اووه، چه باحال، من عاشق "پرام" هستم.

334
00:15:33,770 --> 00:15:35,437
‫داستان های عاشقانش، لباس های شبش

335
00:15:35,539 --> 00:15:38,106
‫انگار یه داستان شاه و پری به واقعیت تبدیل میشه!

336
00:15:46,282 --> 00:15:47,715
‫عذر می خوام، تصحیح می کنم

337
00:15:47,717 --> 00:15:48,950
‫می خواستم بگم...

338
00:15:49,252 --> 00:15:51,619
‫"من به ورزش علاقه دارم"

339
00:15:54,506 --> 00:15:57,942
‫هیچ وقت دلم نمی خواست "ویولن سل" بزنم!

340
00:15:58,878 --> 00:16:01,246
‫وقتی "ویولن سل" بزنی چطور میخوای
‫با دخترا آشنا بشی ؟

341
00:16:01,248 --> 00:16:03,081
‫هی، دوست داری بیای خونمون و به سازی

342
00:16:03,083 --> 00:16:04,566
‫گوش بدی که صداش شبیه زنبوریه که

343
00:16:04,568 --> 00:16:06,801
‫"داره خودکشی می کنه ؟

344
00:16:07,970 --> 00:16:09,838
‫زودباش، آژیر آتش سوزی رو بزن

345
00:16:09,840 --> 00:16:12,056
‫و بزنیم به چاک.

346
00:16:12,058 --> 00:16:13,641
‫آه، دوباره سلام.

347
00:16:13,643 --> 00:16:17,512
‫نمیدونم که آیا به طور کل زنی

348
00:16:17,514 --> 00:16:21,099
‫از پیگیری علم و دانش دلسرد شده باشه یا نه!

349
00:16:21,101 --> 00:16:26,053
‫ولی برام واضحه که شما خانم های
‫جوان امروز دلسرد شدین!

350
00:16:30,159 --> 00:16:33,411
‫در حالی که داشتم به صحبت های همکارم که
‫داشت وقتتون رو هدر میداد گوش می کردم

351
00:16:33,413 --> 00:16:36,898
‫به ذهنم خطور کرد که شاید معقول تر باشه

352
00:16:36,900 --> 00:16:39,200
‫در مورد زنان دانشمند

353
00:16:39,202 --> 00:16:41,753
‫از زبان زنان دانشمند واقعی بشنویم.

354
00:16:41,755 --> 00:16:44,756
‫و من به طور اتفاقی دوتا زن بسیار باهوش

355
00:16:44,758 --> 00:16:48,042
‫رو می شناسم که قبول کردن الان باهامون صحبت کنن.

356
00:16:48,044 --> 00:16:51,546
‫"دکتر "راستِنکَوسکی"، دکتر "فَولر
‫پشت خط هستین ؟

357
00:16:51,548 --> 00:16:53,681
‫بله اینجا هستیم.

358
00:16:53,683 --> 00:16:56,301
‫ممنون که در عین مشغله ی کاریتون وقت گذاشتین

359
00:16:56,303 --> 00:16:59,220
‫تا این خانم های جوان رو روشن کنین.

360
00:16:59,222 --> 00:17:01,923
‫باعث افتخارمونه.

361
00:17:05,528 --> 00:17:07,896
‫من دکتر "فَولر" یک عصب شناس هستم.

362
00:17:07,898 --> 00:17:10,097
‫و من هم دکتر "راستِنکَوسکی والوویتز" یک

363
00:17:10,099 --> 00:17:11,699
‫میکروبیولوژیست هستم.

364
00:17:11,701 --> 00:17:14,285
‫دنیای علم به زنان بیشتری نیاز داره

365
00:17:14,287 --> 00:17:17,572
‫ولی ما دخترا از سنین پایین
‫تشویق می شیم تا بیشتر از

366
00:17:17,574 --> 00:17:19,207
‫اینکه به قدرت ذهنمون توجه داشته باشیم

367
00:17:19,209 --> 00:17:22,544
‫به ظاهرمون برسیم.

368
00:17:24,146 --> 00:17:25,780
‫درسته.

369
00:17:25,782 --> 00:17:27,665
‫هر کدوم از شم این قابلیت رو داره

370
00:17:27,667 --> 00:17:29,500
‫تا به هر کسی که می خواد تبدیل بشه.

371
00:17:29,502 --> 00:17:32,954
‫مگر اینکه بخواین سیندرلا بشین!

372
00:17:32,956 --> 00:17:34,505
‫باهام دربیوفت

373
00:17:34,507 --> 00:17:36,007
‫و ببین چه بلایی سرت میاد.

374
00:17:39,378 --> 00:17:41,762
‫خیلی خوش گذشت.

375
00:17:43,598 --> 00:17:47,401
‫باطری گوشیم داره تموم میشه
‫واسه همین صحبت می کنم.

376
00:17:47,403 --> 00:17:49,654
‫به خاطر امروز ممنونم.

377
00:17:49,656 --> 00:17:52,273
‫سعی داشتم کارای بیشتری
‫بکنم که من رو بترسونه.

378
00:17:52,275 --> 00:17:55,276
‫و اومدن به اینجا قطعا یکی از همین کارا بود.

379
00:17:55,778 --> 00:17:57,412
‫ولی در عین حال خیلی هم خوب بود.

380
00:17:57,414 --> 00:18:00,415
‫پس ممنون و...

381
00:18:00,417 --> 00:18:01,950
‫باید برم.

382
00:18:06,005 --> 00:18:09,257
‫شاید بتونم یه کار ترسناک دیگه هم بکنم

383
00:18:09,259 --> 00:18:12,660
‫و قبل از این که برم یه بوس
‫خداحافظی بهت بدم.

384
00:18:12,662 --> 00:18:14,178
‫میدونی...

385
00:18:14,180 --> 00:18:16,264
‫اگه اشکالی نداره.

386
00:18:19,468 --> 00:18:22,270
‫خیلی خب.

387
00:18:23,806 --> 00:18:25,990
‫حمله عصبی!
‫شاید دفعه ی بعد.

388
00:18:30,178 --> 00:18:32,346
‫میزارمش به حساب عشقبازی

389
00:18:39,431 --> 00:18:40,671
‫"برنی"

390
00:18:40,672 --> 00:18:42,822
‫رسیدم.

391
00:18:42,824 --> 00:18:44,674
‫امروز بهت خوش گذشت ؟

392
00:18:44,676 --> 00:18:47,928
‫آره و برای تو هم یه سورپرایز دارم!

393
00:18:47,930 --> 00:18:51,564
‫خواهش می کنم سیندرلا باش!
‫خواهش می کنم سیندرلا باش!

394
00:18:51,566 --> 00:18:55,051
‫به ، سلام پرنس ِ جذاب.

395
00:18:58,639 --> 00:19:01,174
‫بـانـوی مـن.

396
00:19:12,604 --> 00:19:15,689
‫سلام، روزت چطور...چی؟

397
00:19:15,691 --> 00:19:17,274
‫می تونم توضیح بدم.

398
00:19:17,276 --> 00:19:18,859
‫با دخترا کارمون رو پیچوندیم

399
00:19:18,861 --> 00:19:21,078
‫و بعدش رفتیم دیزنی لند و...

400
00:19:21,080 --> 00:19:22,329
‫چی کار می کنی ؟

401
00:19:22,331 --> 00:19:25,449
‫می گفتی دیزنی لند؟
‫بگو، گوشم با توئه!

402
00:19:28,085 --> 00:19:33,807
‫شلدون، سفید برفی برای بیدار شدن
‫فقط یه بوس می خواد!

403
00:19:33,809 --> 00:19:36,486
‫دفعه ی اول هم شنیدم!

404
00:19:37,500 --> 00:19:38,500
‫مترجمین : اشــکــان و فــربــد
‫<font color=Blue>Chandler Bing</font> & <font color=Red>FarboD</font>

405
00:19:39,500 --> 00:19:40,500
‫<font color="#ff۰۰۰۰">:هماهنگی و ویرایش زیرنویس
‫SepehrRed۹۰</font>

