1
00:00:03,749 --> 00:00:05,717
‫حالا واقعا باید سرجای مخصوص "شلدون" بشینی؟

2
00:00:06,132 --> 00:00:08,098
‫اون که تگزاس ـه، هیچ وقت نمیفهمه

3
00:00:08,120 --> 00:00:09,515
‫من بودم که خیلی مطمئن نمیگفتم

4
00:00:09,535 --> 00:00:12,013
‫آره اون خیلی کون حساسی داره

5
00:00:14,280 --> 00:00:15,307
‫خب حقیقته

6
00:00:15,321 --> 00:00:18,570
‫یه بار روی یه مشت پول خُرد نشست و حساب کرد که چقدره

7
00:00:20,619 --> 00:00:23,488
‫- از "هاوارد" خبر داری؟
‫- آره، صحبت هاش توی ناسا عالی بوده

8
00:00:23,508 --> 00:00:24,728
‫شلدون" بهش گیر نداد؟"

9
00:00:24,751 --> 00:00:26,388
‫نه، در واقع شلدون خیلی هم خوب رفتار کرد

10
00:00:26,394 --> 00:00:29,375
‫"هاوارد" براش اسباب بازی "باز آلدرین"
‫و بستنی فضایی خریده

11
00:00:31,610 --> 00:00:33,730
‫- سلام بچه ها
‫- "اوه، سلام "استوارت

12
00:00:33,749 --> 00:00:35,130
‫- اوضاع چطوره؟
‫- خوبه

13
00:00:35,149 --> 00:00:37,863
‫شلدون" رفته سفر و ما هم میتونیم"
‫هرکاری که خواستیم بکنیم

14
00:00:37,876 --> 00:00:40,008
‫حتی از رستوران تایلندی که اون دوست نداره غذا سفارش دادیم

15
00:00:40,040 --> 00:00:40,975
‫خب، چطوره؟

16
00:00:41,001 --> 00:00:43,313
‫مزخرفه، ولی بهش نگی

17
00:00:44,443 --> 00:00:45,756
‫برنامه تون برای امشب چیه؟

18
00:00:45,779 --> 00:00:46,930
‫نمیدونم

19
00:00:46,950 --> 00:00:50,017
‫خب من به "هاوارد" گفتم که اگه کاری نداشتم
‫شب رو میرم پیش مادرش

20
00:00:50,030 --> 00:00:52,291
‫پس محض رضای خدا یه برنامه ای بریزید

21
00:00:55,521 --> 00:00:57,234
‫استوارت؟ حالت خوبه؟

22
00:00:57,257 --> 00:00:59,261
‫نه من، حالم...

23
00:00:59,532 --> 00:01:01,252
‫استوارت؟

24
00:01:01,271 --> 00:01:04,512
‫- بچه ها یه کاری کنید
‫- دارم به اورژانس زنگ میزنم

25
00:01:04,525 --> 00:01:07,601
‫- دیگه دیر شده
‫- منظورت چیه دیر شده؟

26
00:01:07,626 --> 00:01:10,739
‫اون توسط یکی از افراد توی این اتاق کُشته شده

27
00:01:11,632 --> 00:01:14,675
‫- اوه، خدای من
‫- بیخیال بابا

28
00:01:14,694 --> 00:01:18,998
‫خوش آمدید به یکی دیگر از کارهای کلاسیک کوترپالی
‫"راز قتل در شام"

29
00:01:19,920 --> 00:01:21,308
‫من که دارم میرم

30
00:01:22,313 --> 00:01:27,004
‫نمیتونی بری تو یکی از مظنونین قتل
‫استوارت بلوم" هستی"

31
00:01:30,315 --> 00:01:32,985
‫- من نمیدونستم فامیلش "بلوم" ـه
‫- آره "بلوم" ـه

32
00:01:34,147 --> 00:01:36,587
‫واقعا میخوای رو زمین دراز بکشی
‫و کل شب رو وانمود کنی مُردی؟

33
00:01:36,604 --> 00:01:38,739
‫پس فکر میکنی همیشه تو خونه چی کار میکنم؟

34
00:01:40,226 --> 00:01:43,602
‫<font color="#۰۰۸۰ff">â™ کل جهان ما در یه حالت داغ و متراکم بود ™â</font>

35
00:01:43,622 --> 00:01:47,585
‫<font color="#۰۰۸۰ff">â™ بعد حدود ۱۴ میلیارد سال پیش ™â
‫â™ انبساط آغاز شد. صبر کن ™â</font>

36
00:01:47,598 --> 00:01:48,725
‫<font color="#۰۰۸۰ff">â™ زمین شروع به سرد شدن کرد ™â</font>

37
00:01:48,748 --> 00:01:51,706
‫<font color="#۰۰۸۰ff">â™ تک سلولی ها شروع به رشد کردند ™â
‫â™ و انسان نخستین ابزار رو تولید کرد ™â</font>

38
00:01:51,732 --> 00:01:53,664
‫<font color="#۰۰۸۰ff">â™ ما دیوارها رو ساختیم ™â
‫â™ ما اهرام رو ساختیم ™â</font>

39
00:01:53,683 --> 00:01:56,531
‫<font color="#۰۰۸۰ff">â™ ریاضیات، علم، تاریخ و کشف معماها ™â</font>

40
00:01:56,551 --> 00:01:58,634
‫<font color="#۰۰۸۰ff">â™ همه اینها با یک انفجار بزرگ آغاز شد ™â</font>

41
00:01:58,800 --> 00:02:00,200
‫<font color="#ff۰۰۰۰">"The Big Bang Theory"
‫فصل ۷
‫قسمت ۱۸ : مشاهده مادر</font>

42
00:02:01,200 --> 00:02:02,200
‫: مترجم
‫<font color=#۰۰FF۸۰>Mikado</font>

43
00:02:03,200 --> 00:02:04,200
‫تـی وـی وُرلـد » با افـتـخـار تـقـدیـم مـی کـنـد»
‫<font color="#f۲۶۵۲۲">[ TvWorld.info ]</font>

44
00:02:06,457 --> 00:02:10,438
‫میخوای ما تظاهر کنیم که شخصیت های مزخرفی
‫با یک لهجه احمقانه هستیم؟

45
00:02:10,755 --> 00:02:12,817
‫شخصیت های احمق با لهجه...

46
00:02:12,843 --> 00:02:15,377
‫مگه تو چجور بازیگری هستی؟

47
00:02:18,248 --> 00:02:19,315
‫حق با توئه، متاسفم

48
00:02:19,324 --> 00:02:21,524
‫- به نظر باحال میومد
‫- خواهش میکنم

49
00:02:21,544 --> 00:02:23,797
‫این جور بازیگری هستم
‫گند زدم!

50
00:02:25,503 --> 00:02:27,682
‫بیخیال بچه ها، "راج" خیلی برای این قضیه زحمت کشیده

51
00:02:27,692 --> 00:02:31,093
‫و این عالیه، اصلا هم ترحم برانگیز نیست، عالیه!

52
00:02:31,737 --> 00:02:33,757
‫به نظرم باحاله که امشب جای یکی دیگه باشیم

53
00:02:33,779 --> 00:02:37,188
‫- در واقع قراره نقش خودتون رو بازی کنید
‫- اوه، چه بیخود

54
00:02:39,027 --> 00:02:41,908
‫خیلی خب، اگه قرار باشه این کار رو بکنم
‫میخوام بازی رو ببرم، پس دُرست فهمیدم

55
00:02:41,921 --> 00:02:44,271
‫اگه قراره نقش خودمون رو بازی کنیم
‫معنیش اینه که یکی از ما "استوارت" رو کُشته؟

56
00:02:44,291 --> 00:02:48,228
‫خیلی خوب بود "برنادت"، تو کاملا مثل "بیومکش باکشی" هستی

57
00:02:49,002 --> 00:02:51,140
‫کی هست اینی که گفتی؟
‫نسخه هندی شرلوک هلمز؟

58
00:02:51,159 --> 00:02:55,061
‫یا شاید "شرلوک هلمز" از "بیومکش باکشی" اقتباس شده

59
00:02:55,901 --> 00:02:58,461
‫بر اساس ویکیپدیا، شرلوک هلمز زودتر نوشته شده

60
00:02:58,480 --> 00:03:01,462
‫عالیه، حالا همه "بیومکش باکشی" شدن

61
00:03:01,486 --> 00:03:05,786
‫حالا...اینجا یکسری راز داریم که

62
00:03:05,798 --> 00:03:10,069
‫در مورد هر کدام از شما نوشته شده
‫که میتونه این راز هم باشه که شما قاتل هستید

63
00:03:10,075 --> 00:03:13,796
‫در حین بازی، میتونید از همدیگه سوال بپرسید تا رازها رو کشف کنید

64
00:03:13,812 --> 00:03:15,258
‫گرفتم، خب...

65
00:03:15,283 --> 00:03:17,324
‫قاتل کیه؟

66
00:03:19,496 --> 00:03:21,914
‫هر سوالی به جز اون

67
00:03:22,380 --> 00:03:23,820
‫شرمنده، خب...

68
00:03:23,833 --> 00:03:26,232
‫کی قاتل نیست؟

69
00:03:28,405 --> 00:03:31,047
‫برنادت" میشه اینقدر نزدیک من نایستی؟"

70
00:03:31,060 --> 00:03:32,627
‫چرا؟ تو که مُردی؟

71
00:03:32,647 --> 00:03:36,649
‫هر طور راحتی، ولی میتونم زیردامنت رو ببینم

72
00:03:44,989 --> 00:03:47,302
‫ممنون که برام اینو خریدی

73
00:03:47,325 --> 00:03:49,998
‫ممنون از تو که زمان سخنرانیم مسخره ام نکردی

74
00:03:50,024 --> 00:03:52,661
‫اصلا آسون نبود؟ مگه نه "باز"؟

75
00:03:56,227 --> 00:03:58,607
‫نمیتونیم همینطور دست خالی بریم پیش مامانت که

76
00:03:58,634 --> 00:04:01,239
‫- باید یه چیزی براش بگیریم
‫- من قبلا براش گرفتم

77
00:04:01,264 --> 00:04:03,326
‫من دانشم رو هدیه میبرم

78
00:04:03,348 --> 00:04:04,742
‫اوه پسر

79
00:04:05,616 --> 00:04:07,546
‫برخلاف گفته های انجیل مادرم

80
00:04:07,559 --> 00:04:09,519
‫تحقیقات جدید باستان شناسی مشخص کرده که

81
00:04:09,538 --> 00:04:12,414
‫اگر چه به شترها در کتاب عهد عتیق اشاره شده

82
00:04:12,437 --> 00:04:16,332
‫اما شترها در اون زمان در خاورمیانه وجود نداشتن
‫و چند صد سال بعد در اونجا دیده شدند

83
00:04:16,359 --> 00:04:19,282
‫منظور من بیشتر بُردن کیک یا پای بود

84
00:04:19,295 --> 00:04:22,059
‫اما خب توهین به عقایدش هم به نظر مناسب میاد

85
00:04:25,790 --> 00:04:27,563
‫خب بعدش چی؟

86
00:04:27,592 --> 00:04:28,605
‫نمیتونم بهتون بگم

87
00:04:28,618 --> 00:04:31,632
‫اما خب شاید قاتل یه سرنخ بامزه و خیالی

88
00:04:31,656 --> 00:04:33,049
‫از خودش در آپارتمان به جا گذاشته باشه

89
00:04:33,062 --> 00:04:37,151
‫اووه، خب پس من برم یخچال رو بررسی کنم
‫و ببینم سرنخی توی آبجو باقی گذاشته یا نه

90
00:04:38,073 --> 00:04:41,948
‫هی، من یه چیزی پیدا کردم
‫شبیه یه مرد با کیف ـه

91
00:04:41,967 --> 00:04:44,074
‫اوه، نه، نه، اون عروسک "کلرنس درو" ـه
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(معروف ترین وکیل صد سال پیش آمریکا)</font>

92
00:04:44,087 --> 00:04:47,617
‫مال بازی ـه که شلدون ساخته
‫"شوت و وکلا"

93
00:04:49,054 --> 00:04:51,374
‫اونها رو شوت میکنی پایین و سعی میکنی به بالا برشون گردونی

94
00:04:51,402 --> 00:04:53,374
‫توسط سیستم استیناف

95
00:04:54,765 --> 00:04:58,243
‫خب برخلاف بازی اونها، بازی من خیلی باحال تره

96
00:04:58,269 --> 00:05:01,591
‫میشه ازت یه چیزی بپرسم؟
‫برای چی ما رو مجبور به انجام این کارا میکنی؟

97
00:05:01,626 --> 00:05:03,142
‫خب فکر میکنم این قضیه برمیگرده به

98
00:05:03,161 --> 00:05:05,489
‫زمانی که در هند بچه چاقی بودم و هیچ دوستی نداشتم

99
00:05:05,516 --> 00:05:08,321
‫- نمیدونستم اون زمان چاق بودی
‫- بله، من...

100
00:05:08,334 --> 00:05:11,460
‫در دبیرستان ۹۰ کیلو بودم

101
00:05:11,475 --> 00:05:12,775
‫بچه ها خیلی اذیت میکردن

102
00:05:12,791 --> 00:05:16,357
‫گاو ها شاید در هند مقدس باشند
‫ولی این قضیه کمکی نمیکنه، اگه شبیه یکی از اونها باشی

103
00:05:17,368 --> 00:05:21,147
‫و خب من خیلی تنها بودم و مجبور بودم
‫بازی و داستان های خودم رو بسازم

104
00:05:21,160 --> 00:05:24,357
‫و به خودم قول دادم اگه یه روزی دوستی پیدا کردم

105
00:05:24,883 --> 00:05:26,710
‫با اونها این بازی ها رو انجام بدم

106
00:05:26,729 --> 00:05:28,553
‫خیلی قشنگ بود

107
00:05:28,934 --> 00:05:30,921
‫من عکس های قدیمی تو رو دیدم

108
00:05:30,947 --> 00:05:34,447
‫- تو هیچ وقت چاق نبودی
‫- نه، هیکلم مثل یه غزال بود

109
00:05:35,926 --> 00:05:39,005
‫غزالی که استعداد خدادادی قصه گویی داره

110
00:05:43,134 --> 00:05:45,332
‫هی، این چیه؟ به نظر یه رسید میاد

111
00:05:45,351 --> 00:05:47,168
‫- رسید چیه؟
‫- خرید یک فنجان قهوه

112
00:05:47,188 --> 00:05:49,175
‫اما مربوط به بیست سال دیگه میشه

113
00:05:49,188 --> 00:05:53,031
‫مربوط به آینده است؟
‫چقدر جالب و خیالی

114
00:05:54,718 --> 00:05:58,739
‫- پس یکی از ما از آینده برگشته تا "استوارت" رو بُکشه
‫- دُرسته

115
00:05:58,758 --> 00:06:01,095
‫غزال با استعداد قصه گوی ما

116
00:06:01,115 --> 00:06:02,835
‫میدونه که داره از روی "ترمیناتور" تقلب میکنه؟

117
00:06:02,841 --> 00:06:06,019
‫آقا باهوشه ما هم میدونه که "ترمیناتور" در واقع

118
00:06:06,032 --> 00:06:07,678
‫از روی "کران خارجی" و فیلمنامه

119
00:06:07,692 --> 00:06:09,506
‫شیطانی با دستکش" توسط "هارلان الیسون" اقتباس شده؟"

120
00:06:09,518 --> 00:06:12,866
‫"غزال ما میدونه که بر اساس حرف خود "هارلان الیسون

121
00:06:12,886 --> 00:06:15,380
‫ترمیناتور بر اساس "شیطانی با دستکش" نبوده

122
00:06:15,399 --> 00:06:17,853
‫بلکه بر اساس یکی دیگه از
‫"قسمت های سریال "کران خارجی

123
00:06:17,866 --> 00:06:19,446
‫که اون آقا نوشته، یعنی "سرباز" بوده؟

124
00:06:19,465 --> 00:06:21,584
‫به نظر که من احتیاج به یه سرنخ دیگه تو یخچال دارم

125
00:06:25,975 --> 00:06:29,327
‫خب، گل و پای ها رو به من بده

126
00:06:29,347 --> 00:06:32,634
‫اما اگه در بزنیم و تو اونها رو نگه داشته باشی
‫مادرم فکر میکنه که اینها از طرف توئه

127
00:06:32,653 --> 00:06:36,641
‫معلومه که فقط از طرف منه
‫گفتی که خودت به تنهایی هدیه کافی هستی

128
00:06:38,308 --> 00:06:41,128
‫آره، اما الان که خودم رو به عنوان هدیه

129
00:06:41,141 --> 00:06:44,433
‫به همراه گل و پای میبینم چه شکلی شدیم
‫عمرا بیخیال بشم

130
00:06:46,009 --> 00:06:48,903
‫پسر نمیتونم صبر کنم تا ببینم قیافه اش چه شکلی میشه

131
00:06:49,754 --> 00:06:50,847
‫همین الان از اینجا میریم

132
00:06:50,866 --> 00:06:51,919
‫- چی شده؟
‫- هیچی

133
00:06:51,939 --> 00:06:54,019
‫شلدون بهم بگو چی شده؟

134
00:06:54,026 --> 00:06:57,571
‫مادرم رو با یک مرد لخت دیدم
‫در حالی که سعی میکرد دوباره مامان باشه

135
00:07:05,746 --> 00:07:07,647
‫میخوای در موردش صحبت کنی؟

136
00:07:07,667 --> 00:07:09,800
‫به اندازه کافی مست نیستم

137
00:07:12,179 --> 00:07:13,829
‫الان هستم

138
00:07:17,333 --> 00:07:21,391
‫میدونی چه حسیه وقتی مادرت رو تو کار یکی دیگه ببینی؟

139
00:07:22,030 --> 00:07:24,182
‫ممه هم حسابه؟

140
00:07:27,157 --> 00:07:29,738
‫شرمنده رفیق، چیز ناجوری بود

141
00:07:29,753 --> 00:07:31,252
‫اما مگه اون نمیدونست که تو داری میایی؟

142
00:07:31,281 --> 00:07:33,734
‫نه، میخواستم غافلگیرش کنم

143
00:07:34,177 --> 00:07:37,382
‫بعد از دیدن همچین چیزی، چی میتونم بهش بگم؟

144
00:07:37,406 --> 00:07:39,726
‫- خب، اون تو رو از پنجره دید؟
‫- نه

145
00:07:39,732 --> 00:07:41,673
‫خب پس چیزی نگو

146
00:07:42,338 --> 00:07:44,031
‫مجبورم

147
00:07:44,044 --> 00:07:46,407
‫چطور میتونیم رابطه سالمی داشته باشیم

148
00:07:46,414 --> 00:07:50,281
‫اگه بهش نگم که چقدر ناامید شدم
‫و اینکه هیچ وقت نمیتونم ببخشمش؟

149
00:07:51,600 --> 00:07:53,601
‫خب، با تلفن همچین چیزی رو نگو

150
00:07:53,614 --> 00:07:55,219
‫نه فقط دارم بهش پیام میدم که دارم میام

151
00:07:55,231 --> 00:07:58,547
‫تا اون از چارلی جان بکشه بیرون

152
00:07:59,654 --> 00:08:02,503
‫حرف ناجوری بود، بهتره که جلوتو بگیرم

153
00:08:03,232 --> 00:08:06,133
‫آره، بهتره که این کار رو بکنی
‫زیاد خوردم

154
00:08:09,106 --> 00:08:11,946
‫ببین، اون زن بالغی ـه

155
00:08:11,965 --> 00:08:16,000
‫و پدرت خیلی وقته که از پیش شما رفته

156
00:08:16,019 --> 00:08:18,712
‫شاید این موضوع مربوط به تو نمیشه

157
00:08:19,489 --> 00:08:21,136
‫موافق حرفت نیستم

158
00:08:21,149 --> 00:08:23,438
‫من توی اون قسمت های زنانه زندگی میکردم

159
00:08:24,401 --> 00:08:28,240
‫و اگه کسی بخواد به اتاق قدیمی من در اون قسمت های
‫زنانه بره حداقلش اینه که نظر منم حساب بشه

160
00:08:32,995 --> 00:08:34,855
‫خیلی خب مظنونین به قتل

161
00:08:34,868 --> 00:08:37,714
‫لئونارد" ماشین زمانی که قاتل ازش"
‫استفاده کرده رو پیدا کرد

162
00:08:37,740 --> 00:08:41,890
‫شما همه داخلش نشسته اید
‫و ما میخواهیم در زمان به جلو بریم

163
00:08:49,472 --> 00:08:52,974
‫و خوش آمدید به بیست سال بعد

164
00:08:55,524 --> 00:08:58,887
‫هی شما دیگه سفر در زمان ـتون تموم شد
‫نمیخواد اینقدر قیافه خسته بگیرید

165
00:08:58,907 --> 00:09:01,645
‫خب آبجوم که هنوز داره و ممه هام که شل نشده

166
00:09:01,664 --> 00:09:03,904
‫پس تا الان دم آینده گرم

167
00:09:06,360 --> 00:09:07,814
‫هی، میشه من برم دستشویی؟

168
00:09:07,827 --> 00:09:10,041
‫باشه، فقط سعی کن زیاد زنده نشون ندی

169
00:09:10,060 --> 00:09:11,658
‫اصلا آهنگ مورد علاقه ام همینه!

170
00:09:15,150 --> 00:09:17,431
‫پس یکی از ما تو زمان به عقب برمیگرده تا "استوارت" رو بُکشه؟

171
00:09:17,448 --> 00:09:20,382
‫- اما چرا؟
‫- شاید این کمکتون کنه

172
00:09:20,410 --> 00:09:24,822
‫اینها هم یکسری حقایق در مورد خودتون در آینده است

173
00:09:24,837 --> 00:09:27,588
‫که میتونه راهنماتون باشه

174
00:09:28,032 --> 00:09:30,859
‫هی، من جایزه نوبل رو در رشته فیزیولوژی بُردم

175
00:09:30,880 --> 00:09:33,515
‫و بعد با پولش مغازه کامیک "استوارت" رو خریدم

176
00:09:33,527 --> 00:09:37,216
‫و بعدش مغازه رو تعطیل کردم تا شلدون بیشتر بهم توجه کنه

177
00:09:40,089 --> 00:09:42,123
‫ایده بدی نیست

178
00:09:43,552 --> 00:09:46,059
‫هی من یه بازیگر مشهور شدم که توی لندن زندگی میکنم

179
00:09:46,078 --> 00:09:47,985
‫منم یه پروفسور توی دانشگاه استندفورد شدم

180
00:09:48,004 --> 00:09:50,284
‫خب پس فکر کنم باید کاری کنید که رابطه دور از همتون کار کنه

181
00:09:50,320 --> 00:09:54,135
‫اوه، نه، در این بازی وقتی شغل هاتون از هم جدا میشه
‫شما هم از هم جدا میشید

182
00:09:54,162 --> 00:09:55,984
‫یه جورایی شبیه من در آینده

183
00:09:55,997 --> 00:09:58,029
‫که دیگه ازتون خبری نخواهم داشت، بعد از اینکه معشوقه

184
00:09:58,042 --> 00:10:01,057
‫مدونا" ـه پیر ولی همچنان انعطاف پذیر میشم"

185
00:10:03,992 --> 00:10:06,539
‫- تو کارت تو چی نوشته "برنادت"؟
‫- واستا

186
00:10:06,552 --> 00:10:09,999
‫فکر میکنی که از هم جدا بشیم
‫بعد از اینکه در کارمون به جای بهتری برسیم؟

187
00:10:10,006 --> 00:10:11,519
‫معلومه که نه

188
00:10:11,542 --> 00:10:14,868
‫اگه بازیگر مشهوری بشم و مجبور بشم جایی برم
‫تو هم با من میایی

189
00:10:16,285 --> 00:10:18,362
‫اما اگه فرصت اینو داشته باشم که استاد هیئت علمی بشم

190
00:10:18,368 --> 00:10:20,905
‫دیگه اجازه اینکه هر جایی برم رو نخواهم داشت

191
00:10:20,924 --> 00:10:24,757
‫آره، اما اگه من بازیگر موفقی بشم
‫دیگه به پول احتیاج نداریم

192
00:10:24,774 --> 00:10:26,661
‫خب آدم که به خاطر پول سمت علم و دانش نمیره

193
00:10:26,674 --> 00:10:28,094
‫این نظر توئه

194
00:10:28,111 --> 00:10:32,837
‫ماه پیش کمپانی ما هم سندرم چشم بی خواب رو
‫اختراع کرد و هم درمانش کرد

195
00:10:35,425 --> 00:10:38,032
‫پول، پول، احمق های چشم داغون

196
00:10:40,196 --> 00:10:43,688
‫واستا ببینم، پس اگه به خاطر شغلم مجبور به رفتن بشم
‫امکان داره که تو نیای؟

197
00:10:43,938 --> 00:10:46,193
‫خب...

198
00:10:48,244 --> 00:10:50,377
‫اون شروع کرد

199
00:10:50,403 --> 00:10:52,884
‫باشه، باشه، بچه ها
‫چندتا داستان جدید

200
00:10:52,897 --> 00:10:55,858
‫پنی و لئونارد، شما دوتا عاشق و معشوق خفن

201
00:10:55,864 --> 00:10:58,364
‫خیلی موفق هستید که در نیویورک زندگی میکنید

202
00:10:58,377 --> 00:11:01,950
‫تو بازیگری، تو هم استاد دانشگاه
‫و سه تا بچه خوشگل هم دارید

203
00:11:01,965 --> 00:11:05,483
‫- عالیه
‫- واقعا؟ فکر کردی من با این هیکل سه تا بچه میارم؟

204
00:11:08,444 --> 00:11:10,058
‫خیلی خب، بریم انجامش بدیم

205
00:11:10,080 --> 00:11:12,387
‫- موفق باشی
‫- تو...

206
00:11:12,400 --> 00:11:13,720
‫نمیخوای با من بیایی؟

207
00:11:13,756 --> 00:11:16,126
‫بیام وقتی میخوای با مادرت در مورد زندگی سکسیش حرف بزنی؟

208
00:11:16,139 --> 00:11:19,390
‫ترجیح میدم با یه نفر کمتر برم به همون بار

209
00:11:26,001 --> 00:11:27,095
‫مادر؟

210
00:11:27,297 --> 00:11:28,464
‫مادر

211
00:11:28,632 --> 00:11:30,098
‫مادر

212
00:11:30,120 --> 00:11:33,120
‫شلی!خیلی خوشحالم که اومدی

213
00:11:33,139 --> 00:11:35,388
‫دیدم که لخت در حال سکس بودی

214
00:11:37,836 --> 00:11:39,460
‫چی داری میگی؟

215
00:11:39,467 --> 00:11:41,706
‫زودتر اومده بودم که غافلگیرت کنم

216
00:11:41,725 --> 00:11:44,629
‫از پنجره نگاه کردم و دیدم که با مردی هستی

217
00:11:44,654 --> 00:11:48,040
‫اوه شلی، من خیلی متاسفم

218
00:11:48,056 --> 00:11:49,213
‫بیا داخل

219
00:11:52,080 --> 00:11:53,607
‫ام...

220
00:11:54,149 --> 00:11:57,409
‫شاید بهتر باشه بشینیم
‫و درباره این صحبت کنیم

221
00:11:58,160 --> 00:12:01,356
‫جایی هم تو این خونه هست
‫که توش عمل جماع انجام نشده باشه؟

222
00:12:04,666 --> 00:12:06,348
‫اصلا بامزه نبود

223
00:12:09,483 --> 00:12:11,581
‫شاید بهتر باشه پشت میز بشینیم

224
00:12:18,821 --> 00:12:21,231
‫خب من مطمئنم که

225
00:12:21,237 --> 00:12:23,058
‫تو...

226
00:12:23,080 --> 00:12:25,258
‫سوال های زیادی برات پیش اومده

227
00:12:25,702 --> 00:12:26,896
‫اون کی بود؟

228
00:12:26,909 --> 00:12:30,542
‫اسمش "ران" ـه
‫توی گروه دعاخوانی ـیم دیدمش

229
00:12:31,560 --> 00:12:35,014
‫- چند وقته که باهاش هستی؟
‫- چند ماهی میشه

230
00:12:35,031 --> 00:12:39,655
‫و در این چند ماه چقدرش رو به عنوان یه
‫منحرف مجنون سکسی گذروندی؟

231
00:12:43,378 --> 00:12:45,645
‫این روش صحبت با مادرت نیست

232
00:12:45,669 --> 00:12:47,151
‫احتمالا نه

233
00:12:47,164 --> 00:12:49,717
‫اما باید با خانمی که تمام زندگیم از انجیل برام نقل قول میکرد

234
00:12:49,730 --> 00:12:54,315
‫و بعد یکی از مبل های شرکت "ایتِن آلن" رو
‫با سکس بی حرمت کرده اینجور حرف بزنم

235
00:12:55,218 --> 00:12:58,798
‫بهت یک فرصت میدم مرد جوان، که عذرخواهی کنی

236
00:12:59,774 --> 00:13:02,234
‫- یا چی؟
‫- یا باید بری توی اتاقت

237
00:13:02,878 --> 00:13:04,131
‫خیلی مسخره است

238
00:13:04,164 --> 00:13:07,655
‫من مرد بالغی هستم
‫و یک دانشمند نخبه هستم

239
00:13:07,674 --> 00:13:10,038
‫و در حال حاضر جایگاه اخلاقی بالاتری رو دارم

240
00:13:10,054 --> 00:13:11,331
‫برو تو اتاقت

241
00:13:13,409 --> 00:13:16,051
‫اما من جایگاه اخلاقی بالاتری دارم

242
00:13:16,546 --> 00:13:18,139
‫برو توی اتاقت

243
00:13:19,072 --> 00:13:23,701
‫- اما من دانشمند نخبه ای هستم
‫- برو...توی اتاقت!

244
00:13:28,203 --> 00:13:30,000
‫من مرد بالغی ـم!

245
00:13:33,155 --> 00:13:35,608
‫- میشه برگردیم به بازی؟
‫- یه دقیقه دیگه

246
00:13:35,634 --> 00:13:39,238
‫من درک نمیکنم چرا موفقیت تو
‫در زمینه بازیگری اهمیت بیشتری

247
00:13:39,258 --> 00:13:41,065
‫از جایگاه من در علم داره

248
00:13:41,084 --> 00:13:44,484
‫خب اگه تو کار باحالی در زمینه علم انجام بدی
‫شاید دنیا رو عوض کنی

249
00:13:44,521 --> 00:13:47,070
‫اما اگه من یه بازیگر مشهور بشم...

250
00:13:48,129 --> 00:13:50,994
‫نمیخوام بگم چرا بازیگرا بهترین هستند
‫چون بهترین هستن

251
00:13:52,522 --> 00:13:55,102
‫تعجب میکنم که چرا تا به حال در مورد این چیزا صحبت نکردین

252
00:13:55,115 --> 00:13:57,235
‫حالا تو و شلدون همه چی رو حل کردین مثلا؟

253
00:13:57,260 --> 00:14:00,868
‫در واقع توافق رابطه دوستانه ما
‫سناریوهای مختلفی رو در برمیگیره

254
00:14:00,875 --> 00:14:06,015
‫که شامل تغییرات در شغل، مشکلات مربوط به درآمد
‫شورش سگ های باهوش

255
00:14:07,228 --> 00:14:11,485
‫که در واقع برنامه مون در این حالت اینه که به ازای پول
‫در مقابل بقای انسان، به سختی باهاشون مصالحه کنیم

256
00:14:13,923 --> 00:14:16,610
‫تو بیست سال آینده کی میدونه چه اتفاقی برای هر کدوم از ما میافته؟

257
00:14:16,630 --> 00:14:19,454
‫من فکر میکنم تو و لئونارد همچنان باهم باشید

258
00:14:19,467 --> 00:14:20,877
‫- جدی؟
‫- آره

259
00:14:20,898 --> 00:14:22,878
‫فکر کنم شما بهترین زوج هایی هستید که میشناسم

260
00:14:22,905 --> 00:14:24,231
‫خیلی لطف داری

261
00:14:24,251 --> 00:14:26,276
‫- چی گفتی؟
‫- ببخشید؟

262
00:14:27,217 --> 00:14:29,811
‫واستید ببینم، بذارید این جنازه حرفش رو بزنه

263
00:14:30,806 --> 00:14:32,259
‫چرا همچین فکری میکنی؟

264
00:14:32,278 --> 00:14:37,050
‫خب حس میکنم که
‫شما باعث میشید دیگری آدم بهتری بشه

265
00:14:37,070 --> 00:14:39,423
‫پنی"، باعث شد "لئونارد" از لاک خودش بیاد بیرون"

266
00:14:39,449 --> 00:14:42,169
‫و به نظر میرسه "لئونارد" باعث شده تا
‫پنی" بیشتر در مورد دنیای پیرامونش فکر کنه"

267
00:14:42,189 --> 00:14:47,012
‫نمیدونم، انگار که باهمدیگه تبدیل میشید به یه آدم که فوق العاده است

268
00:14:47,657 --> 00:14:49,384
‫"آه، "استوارت

269
00:14:49,397 --> 00:14:51,317
‫باعث شدی حس بدی از کُشتنت پیدا کنم

270
00:14:51,343 --> 00:14:54,407
‫اوه، بیخیال

271
00:14:54,430 --> 00:14:58,031
‫پنی لو داد! من بُردم
‫گند زدید عوضی ها!

272
00:15:05,174 --> 00:15:07,181
‫هی، میتونم بیام داخل؟

273
00:15:07,194 --> 00:15:10,480
‫به نظر که هر مردی میتونه به این خونه بیاد
‫چرا تو نه؟

274
00:15:12,574 --> 00:15:14,741
‫فکر کردم توی ماشین منتظر می‌مونی

275
00:15:14,767 --> 00:15:16,163
‫اون مال یه ساعت پیش بود شلدون

276
00:15:16,176 --> 00:15:18,594
‫یه یهودی توی تگزاس این همه جلوی یه خونه بمونه

277
00:15:18,607 --> 00:15:20,654
‫تابلو "خانه برای فروش" بالا میره

278
00:15:23,846 --> 00:15:27,759
‫به نظر که اون موارد خیلی با مادرت خوب پیش نرفته

279
00:15:27,777 --> 00:15:29,180
‫نه

280
00:15:29,612 --> 00:15:32,512
‫نمیدونم چطور از این قضیه عبور میکنیم

281
00:15:32,518 --> 00:15:34,099
‫میدونی، من...

282
00:15:34,110 --> 00:15:38,654
‫من یه جورایی چیزی شبیه این رو خودم داشتم

283
00:15:38,681 --> 00:15:41,538
‫هاوارد" همه ما مادرت رو لخت دیدیم"

284
00:15:43,379 --> 00:15:46,012
‫اون زن باید یاد بگیره چطور لباسش رو ببنده

285
00:15:46,909 --> 00:15:49,416
‫منظورم این بود که من مادرم رو وقتی با یه مرد دیگه بود دیدم

286
00:15:49,436 --> 00:15:51,933
‫بعد از اینکه چند سالی از رفتن پدرم گذشته بود

287
00:15:52,808 --> 00:15:58,921
‫- نمیدونستم این جریان رو
‫- آره، اون با این یارو قرار میذاشت

288
00:15:58,941 --> 00:16:02,619
‫و منم در این مورد یه عوضی به تمام معنا بودم

289
00:16:03,111 --> 00:16:04,864
‫چی کار کردی؟

290
00:16:04,883 --> 00:16:06,464
‫بهتره اینطور بگیم که یکی از بدترین

291
00:16:06,484 --> 00:16:09,268
‫سخنرانی های جشن بلوغ پسرای یهودی بود که تا به حال انجام شده بود

292
00:16:11,046 --> 00:16:13,665
‫به هر حال، مادرم با اون مرد رابطه اش رو به هم زد

293
00:16:13,685 --> 00:16:18,447
‫و در واقع از اون زمان، اون تنهاتر شده

294
00:16:19,328 --> 00:16:24,701
‫البته خودش که هیچ وقت چیزی نمیگه اما من همیشه
‫حس کردم من دلیل به هم خوردن رابطه بودم

295
00:16:25,642 --> 00:16:27,102
‫متاسفم

296
00:16:27,116 --> 00:16:31,596
‫البته با توجه به داستانی که گفتی
‫صد در صد تو دلیل این اتفاق بودی

297
00:16:33,408 --> 00:16:35,462
‫چیزی که میخوام بگم اینه که شاید نخوای

298
00:16:35,468 --> 00:16:38,603
‫در سر راه خوشحالی مادرت قرار بگیری

299
00:16:39,988 --> 00:16:42,115
‫درست میگی

300
00:16:42,792 --> 00:16:44,748
‫من مادرم رو دوست دارم

301
00:16:45,561 --> 00:16:48,977
‫حتی اگر بخواد مثل یک راسوی شیطانی رو به فاحشگی بیاره

302
00:16:53,709 --> 00:16:55,948
‫التیام درد آغاز میشه

303
00:17:01,243 --> 00:17:02,690
‫- سلام
‫- سلام

304
00:17:02,716 --> 00:17:06,050
‫آماده ای تا سر این موضوع صحبت کنیم
‫در آرامش و مثل دوتا آدم بالغ؟

305
00:17:07,115 --> 00:17:08,914
‫بله

306
00:17:20,983 --> 00:17:23,930
‫شلی، متاسفم از چیزی که دیدی

307
00:17:23,949 --> 00:17:26,850
‫میدونم که این برات سخته

308
00:17:26,869 --> 00:17:30,839
‫مادر، من فکر میکنم چیزی که منو ناراحت کرده
‫دورویی ـه

309
00:17:30,867 --> 00:17:32,254
‫آیا این موضوع متناقض با

310
00:17:32,260 --> 00:17:35,021
‫تمام قوانین مذهبی که در تمام زندگی بهش عقیده داشتی نیست؟

311
00:17:35,034 --> 00:17:39,268
‫حق با توئه و این موضوع دقیقا چیزیه که
‫من در این چند روز باهاش درگیر بودم

312
00:17:39,288 --> 00:17:43,896
‫- پس چرا این کار رو میکنی؟
‫- چون من کامل نیستم، شلی

313
00:17:43,909 --> 00:17:47,167
‫ولی بدن اون مرد هست

314
00:17:52,153 --> 00:17:54,596
‫خب، این قضیه منو گیج کرده

315
00:17:56,060 --> 00:17:59,615
‫اما نمیخوام که در مقابل شاد بودن شما قرار بگیرم، پس...

316
00:18:00,330 --> 00:18:02,870
‫من در باطن شما رو محکوم میکنم

317
00:18:02,890 --> 00:18:05,133
‫در حالی که سعی میکنم ظاهرم موجه نشون داده بشه

318
00:18:06,988 --> 00:18:09,984
‫نشان از رفتار مسیح وار تو داره

319
00:18:13,248 --> 00:18:16,166
‫مادر، اگه قرار باشه که زندگی خودت رو
‫به این صورت ادامه بدی، باید بهت بگم که

320
00:18:16,184 --> 00:18:20,264
‫دنیا نسبت به اون زمانی که جوان بودی خیلی عوض شده

321
00:18:20,277 --> 00:18:24,742
‫دیگه خبری از رقص ضربه ای بستنی قیفی و تبعیض نژادی خبری نیست
‫<font color="#ff۸۰۰۰">( سال های ۱۹۵۰ )</font>

322
00:18:25,982 --> 00:18:28,152
‫دقیقا فکر میکنی من چند سالمه؟

323
00:18:29,312 --> 00:18:32,898
‫منظورم اینه که لازمه بیشتر مراقب باشید

324
00:18:32,917 --> 00:18:37,285
‫قبلا توسط افسانه های مربوط به قبل از عصر روشنگری محافظت میشدی

325
00:18:37,306 --> 00:18:41,649
‫اما الان دوست قوی تر احتیاج دارید
‫که بهش کاندوم میگن

326
00:18:44,046 --> 00:18:47,453
‫داری با من در مورد آموزش سکس حرف میزنی؟

327
00:18:47,477 --> 00:18:48,877
‫خب، یه نفر باید این کار رو بکنه

328
00:18:48,897 --> 00:18:51,151
‫اوه خدای من

329
00:18:51,164 --> 00:18:54,113
‫نه به اون نگاه نکن، الان از دستت خیلی عصبانیه

330
00:19:00,407 --> 00:19:03,520
‫بیخیال، قهر نکن
‫شرمنده که بازیت رو خراب کردم

331
00:19:03,533 --> 00:19:06,006
‫قهر نکردم، دارم فکر میکنم

332
00:19:06,026 --> 00:19:08,332
‫مردهای سکسی اینطورین

333
00:19:10,384 --> 00:19:13,833
‫- در واقع خیلی کیف داد
‫- الکی داری میگی

334
00:19:14,621 --> 00:19:16,262
‫آره

335
00:19:18,366 --> 00:19:19,933
‫من از اون قسمت سفر در زمانش خوشم اومد

336
00:19:19,946 --> 00:19:21,673
‫ممنون، میخواستم اون قسمت تاثیر گذار باشه

337
00:19:21,692 --> 00:19:24,125
‫"البته تاثیر گرفته بود، از "ترمیناتور

338
00:19:25,152 --> 00:19:26,459
‫خب امیدوارم بیست سال آینده

339
00:19:26,485 --> 00:19:29,005
‫همچنان باهم باشیم
‫و دوست های همدیگه باشیم

340
00:19:29,031 --> 00:19:30,025
‫حتما همینطوره

341
00:19:30,044 --> 00:19:31,811
‫خب چطوره که؟

342
00:19:31,824 --> 00:19:34,245
‫چه باهم دوست بودیم و چه دوست نبودیم

343
00:19:34,276 --> 00:19:35,942
‫حتی اگه دور دنیا پخش شده بودیم، مهم نیست چی

344
00:19:35,964 --> 00:19:37,904
‫بیایید قرار بذاریم که جلوی این ساختمون همدیگه رو ببینیم

345
00:19:37,917 --> 00:19:40,340
‫دقیقا بیست سال دیگه راس ساعت هشت شب

346
00:19:40,346 --> 00:19:41,987
‫و مثل همیشه شامی با هم بخوریم

347
00:19:42,023 --> 00:19:43,371
‫آه، خیلی خوشم اومد

348
00:19:43,392 --> 00:19:45,425
‫خب؟
‫الان توی تقویم گوشیم قرارش میدم

349
00:19:45,460 --> 00:19:47,019
‫آره، منم همینطور

350
00:19:48,262 --> 00:19:50,481
‫گوشی من تقویم نداره

351
00:19:54,501 --> 00:19:56,736
‫اشکالی نداره، روی دستم مینویسم

352
00:19:59,252 --> 00:20:01,828
‫- و انجام شد
‫- همه هستیم

353
00:20:01,848 --> 00:20:04,623
‫خیلی خب، بیست سال آینده میبینمتون

354
00:20:12,430 --> 00:20:13,716
‫میدونستم

355
00:20:14,700 --> 00:20:15,700
‫: مترجم
‫<font color=#۰۰FF۸۰>Mikado</font>

356
00:20:16,700 --> 00:20:17,700
‫<font face="century gothic" color="#f۲۶۵۲۲">© TvWorld Interpreters Group</font>
‫: <font face="century gothic" color="#۰۱۸۶۷e">TvWorld.iNFO</font> :..

