1
00:00:06,400 --> 00:00:09,173
‫سکوت ناراحت کننده.
‫شلدون" سر گوشیشه".

2
00:00:09,185 --> 00:00:13,117
‫به همدیگه دست نمیزنید.
‫انگار دو نفر باهم قرار دارند.

3
00:00:13,749 --> 00:00:15,741
‫در واقع از اون چیزی که
‫به نظر میاد هیجان انگیزتره.

4
00:00:15,785 --> 00:00:18,627
‫شلدون" داره به سمبل های"
‫آلت تناسلیه سبزیجات ریشه ای

5
00:00:18,641 --> 00:00:20,358
‫در نقاشی های رنسانس نگاه میکنه.

6
00:00:20,929 --> 00:00:22,554
‫نه، حوصلم از اون سر رفت.

7
00:00:22,573 --> 00:00:26,024
‫دارم بخش قیچی های کوتیکول
‫توی آمازون رو بالا پایین میکنم.

8
00:00:26,745 --> 00:00:30,369
‫چطوریه که همینجا و روی همین میز
‫لباس هاشو نمیکنی و باهاش کارای دیگه نمیکنی؟

9
00:00:31,495 --> 00:00:33,962
‫اگه این کار رو بکنی جیغ میزنم.

10
00:00:36,949 --> 00:00:39,035
‫شلدون" برات یه خبر هیجان انگیز دارم".

11
00:00:39,057 --> 00:00:40,206
‫منم همینطور.

12
00:00:40,226 --> 00:00:43,485
‫قیچی کوتیکول جدیدم در
‫یک تا دو روز کاری میرسه.

13
00:00:43,840 --> 00:00:45,849
‫امیدوارم یک روز باشه.

14
00:00:46,349 --> 00:00:48,712
‫ازم دعوت شده تا توی دانشگاهتون برای چند ماهی

15
00:00:48,718 --> 00:00:50,674
‫روی یک آزمایش کار کنم.

16
00:00:50,912 --> 00:00:53,381
‫این عالی نیست؟
‫میتونیم باهم ناهار بخوریم.

17
00:00:53,400 --> 00:00:54,979
‫میتونیم باهم بریم.

18
00:00:55,206 --> 00:00:58,987
‫میدونی، جدیدا سواری با لئونارد
‫یه مقدار کسل کننده شده.

19
00:00:59,067 --> 00:01:02,681
‫تنهای بازی ماشینی که همیشه میخواد بکنیم
‫بازی سکوت" ـه".

20
00:01:03,274 --> 00:01:06,054
‫و تازه توشم خیلی بده.
‫من همیشه میبرم.

21
00:01:07,706 --> 00:01:10,904
‫- پس با این قضیه مشکلی نداری؟
‫- خب، چرا باید داشته باشم؟

22
00:01:10,916 --> 00:01:15,131
‫خب، این پروژه باعث میشه که ما
‫در نزدیکیه همدیگه کار کنیم.

23
00:01:15,243 --> 00:01:19,572
‫و این ضرب المثل مبتذل که میگه
‫".کسی نباید در جایی که غذا میخوره دستشویی کنه"

24
00:01:20,009 --> 00:01:22,712
‫بابام همیشه اینو میگفت.

25
00:01:23,030 --> 00:01:27,956
‫اون و "آدم باید اینجا کی رو با دهنش ارضا کنه
‫"تا یه نوشیدنی بگیره؟

26
00:01:31,083 --> 00:01:34,267
‫ولی این چه ربطی به
‫کار کردن تو در دانشگاه داره؟

27
00:01:34,393 --> 00:01:36,903
‫"شلدون" جمله ی "جایی که غذا میخوری دستشویی نکن"

28
00:01:36,928 --> 00:01:40,603
‫یعنی در محل کارت رابطه ی عاشقانه نداشته باش.

29
00:01:41,508 --> 00:01:43,077
‫واقعا؟

30
00:01:46,572 --> 00:01:47,741
‫آره.

31
00:01:47,789 --> 00:01:50,881
‫آره، آخه من همیشه این جمله رو
‫کلمه به کلمه معنی میکردم.

32
00:01:51,970 --> 00:01:56,135
‫برای همینم هست که هیچ وقت تا حالا، نه توی این رستوران
‫و نه توی رستوران دیگه، روده هام رو خالی نکردم

33
00:01:58,708 --> 00:02:01,724
‫خیالم از اینکه با کار کردنمون با هم مشکلی نداری
‫راحت شد.

34
00:02:01,803 --> 00:02:04,053
‫ولی نه به اندازه ای که من الان قراره راحت بشم.

35
00:02:05,523 --> 00:02:08,053
‫این یه دنیای دیگه است خانوم کوچولو.

36
00:02:28,300 --> 00:02:29,700
‫<font color="#ff۰۰۰۰">"The Big Bang Theory"
‫فصل ۷
‫قسمت ۵ : نزدیکی محل کار</font>

37
00:02:30,700 --> 00:02:31,700
‫مترجمین : اشــکــان و فــربــد
‫<font color=Blue>Chandler Bing</font> & <font color=Red>FarboD</font>

38
00:02:32,700 --> 00:02:33,700
‫تـی وـی وُرلـد » با افـتـخـار تـقـدیـم مـی کـنـد»
‫<font color="#f۲۶۵۲۲">[ TvWorld.info ]</font>

39
00:02:35,202 --> 00:02:39,407
‫دیوونه ای؟ آدم نمیخواد دوست دخترش باهاش کار کنه

40
00:02:39,447 --> 00:02:41,059
‫صدف جهنمی.

41
00:02:42,369 --> 00:02:43,575
‫چرا نه؟

42
00:02:43,625 --> 00:02:45,394
‫پری ـه پُر مو.

43
00:02:45,853 --> 00:02:49,904
‫فکر کنم می‌تونه رومانتیک باشه.
‫پدر و مادر من در محل کار باهم آشنا شدند.

44
00:02:49,978 --> 00:02:52,426
‫بابای تو یه متخصص زنانه.

45
00:02:53,383 --> 00:02:56,870
‫"میدونم. چیزی که به عنوان آزمایش "پاپ اسمیر
‫شروع شد تبدیل به قرار عاشقانه شد.
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(آزمایشی برای تشخیص سرطان رحم)</font>

46
00:02:58,043 --> 00:03:00,309
‫که تبدیل شد به کار کردن مادرم در اونجا
‫که تبدیل شد به ازدواج

47
00:03:00,334 --> 00:03:03,476
‫بعدشم به نفرت
‫که تا به امروز ادامه داره.

48
00:03:04,250 --> 00:03:06,443
‫غول تک چشمِ دو چشم.

49
00:03:07,738 --> 00:03:09,471
‫میشه تو بهش بگی که اصلا فکر خوبی نیست؟

50
00:03:09,494 --> 00:03:10,924
‫نه، نه، به نظر من که عالی میشه.

51
00:03:10,949 --> 00:03:12,905
‫شاید دفعه بعدی که سر کار التهاب داشت

52
00:03:12,917 --> 00:03:15,948
‫اون سعی کنه سرش رو بگیره
‫و توی چشماش قطره بریزه.

53
00:03:16,827 --> 00:03:18,441
‫بچه ی بزرگ.

54
00:03:19,952 --> 00:03:21,445
‫اینکه غول خشمگینه.

55
00:03:21,465 --> 00:03:23,266
‫آره، میدونم.

56
00:03:25,597 --> 00:03:27,651
‫دارم میگم که من دوست ندارم با "برنادت" کار کنم.

57
00:03:27,665 --> 00:03:30,347
‫میتونی تصور کنی که یه نفر رو کل روز ببینی

58
00:03:30,370 --> 00:03:32,670
‫و بعد از کار هم قراره که باهاش باشی؟

59
00:03:32,684 --> 00:03:34,350
‫وایسا ببینم. ما که همیشه همین کار رو میکنیم.

60
00:03:34,354 --> 00:03:36,176
‫من و تو باهم کار میکنیم و باهم بازی میکنیم.

61
00:03:36,201 --> 00:03:39,504
‫آره، میدونم، و همین کارم باعث شد
‫که برم تو بغل یه زن دیگه.

62
00:03:41,771 --> 00:03:43,430
‫خرس دو قطبی

63
00:03:44,799 --> 00:03:46,813
‫خب، من از نگرانیت ممنونم

64
00:03:46,840 --> 00:03:49,833
‫ولی من بیشتر از چیزی که قرارمونه "امی" رو نمیبینم.

65
00:03:49,869 --> 00:03:52,152
‫فکر کنم زمانی که همدیگه رو سر کار میبینیم

66
00:03:52,166 --> 00:03:54,579
‫از سهمیه ی هفتگیمون کم کنیم.

67
00:03:56,822 --> 00:03:59,267
‫خواهشا بزار وقتی که اینو بهش میگی منم اونجا باشم.

68
00:04:00,422 --> 00:04:04,618
‫چرا؟ تا بتونی قیافه ی "امی" رو وقتی
‫این ایده ی فوق العاده رو بهش میدم ببینی؟

69
00:04:05,294 --> 00:04:07,656
‫خواهش میکنم، خواهش میکنم بزار منم اونجا باشم.

70
00:04:10,249 --> 00:04:12,852
‫قراره تو "کالتک" چی کار بکنی "امی"؟
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(دانشگاه فنی کالیفورنیا)</font>

71
00:04:13,017 --> 00:04:16,502
‫دارم یه تحقیق رو رهبری میکنم تا ببینم که
‫آیا کمبود آنزیم اکسیداز شده ی مونوآمین

72
00:04:16,515 --> 00:04:18,665
‫باعث یه ترس فلج کننده در میمون ها میشه یا نه.

73
00:04:18,687 --> 00:04:21,796
‫اگر شبیه انسان ها باشند، جواب "آره" هست.

74
00:04:22,393 --> 00:04:24,810
‫وایسا، تو این آزمایش رو
‫روی انسان ها هم انجام دادی؟

75
00:04:24,875 --> 00:04:27,268
‫منظورت زندانی های محکوم به مرگه که
‫چیزی برای از دست دادن ندارند؟

76
00:04:27,285 --> 00:04:29,556
‫نه، اینکه غیر اخلاقی میشه

77
00:04:31,169 --> 00:04:34,382
‫تعداد کمی اینو میدونند
‫اما آنزیم اکسیداز شده ی مونوآمین

78
00:04:34,391 --> 00:04:36,768
‫"توسط یک زن کشف شد، "مری برنهایم.

79
00:04:39,703 --> 00:04:43,210
‫درسته.گوشیه منم به باهوشیه شماهاست.

80
00:04:45,329 --> 00:04:46,642
‫"امی"، "برنادت"، "پنی".

81
00:04:46,804 --> 00:04:48,341
‫"امی"، "برنادت"، "پنی".

82
00:04:48,552 --> 00:04:50,500
‫"امی"، "برنادت"، "پنی".

83
00:04:51,497 --> 00:04:53,159
‫نمیخواد این کارشو تموم کنه، دُرسته؟

84
00:04:53,171 --> 00:04:54,241
‫برام مهم نیست.

85
00:04:54,269 --> 00:04:57,599
‫امیدوارم عشقش به تکرار رو
‫یه روزی توی یه چیز مفیدتر به کار بگیرم.
‫<font color="#ff۸۰۰۰">( اشاره به رابطه جنسی )</font>

86
00:05:00,585 --> 00:05:02,016
‫سلام

87
00:05:02,046 --> 00:05:04,990
‫نظرم عوض شد.
‫تو نمیتونی جایی که من کار میکنم کار کنی.

88
00:05:05,017 --> 00:05:06,555
‫از بقیه ی بعد از ظهرت لذت ببر.

89
00:05:06,572 --> 00:05:07,810
‫"شلدون".

90
00:05:08,200 --> 00:05:11,303
‫من قرار داد رو امضا کردم.
‫یه چک هم نقد کردم.

91
00:05:12,853 --> 00:05:15,501
‫مثل اینکه قرار نیست از این قضیه
‫بدون آبروریزی بیرون بیای.

92
00:05:16,050 --> 00:05:18,471
‫"متوجه نمیشم "شلدون.
‫فکر کردم گفتی با قضیه مشکلی نداری.

93
00:05:18,490 --> 00:05:19,516
‫خب نداشتم.

94
00:05:19,540 --> 00:05:21,374
‫"اما این واسه قبل از این بود که "هاوارد

95
00:05:21,394 --> 00:05:24,874
‫بهم بگه که چقدر افتضاحه که آدم مجبور باشه
‫با طرف مقابلش کار کنه.

96
00:05:25,310 --> 00:05:27,247
‫اون چی گفت؟

97
00:05:28,013 --> 00:05:29,389
‫حالا بهت برنخوره

98
00:05:29,404 --> 00:05:33,366
‫فقط فکر میکنه که زیاد دیدن تو برای
‫مغزش خسته کنندست.

99
00:05:34,651 --> 00:05:37,152
‫ببخشید، باید یه صحبتی با شوهرم بکنم.

100
00:05:37,164 --> 00:05:38,830
‫آره، خب،حالا، خب...کوتاه باشه.

101
00:05:38,836 --> 00:05:41,884
‫تا اونجایی که من میدونم
‫مختصر حرف زدن دوست آدمه.

102
00:05:43,588 --> 00:05:45,377
‫پس الان خوبیم؟

103
00:05:45,751 --> 00:05:48,514
‫نخیرم، اصلا هم خوب نیستیم.
‫من دارم روی این پروژه کار میکنم.

104
00:05:48,542 --> 00:05:51,404
‫آره و تو نمیتونی بهش بگی که
‫چی کار کنه و چی کار نکنه.

105
00:05:51,497 --> 00:05:55,159
‫هفته ی پیش تو به "لئونارد" گفتی که نمیتونه
‫لباس "ووکی" ـش رو بیرون بپوشه.
‫<font color="#ff۸۰۰۰">( "شخصیتی از دنیای "جنگ ستارگان )</font>

106
00:05:56,055 --> 00:05:56,874
‫اون فرق داره.

107
00:05:56,891 --> 00:06:00,044
‫من با کسی که شبیه یه خرس فضایی احمق
‫لباس پوشیده به مرکز خرید نمیرم.

108
00:06:02,415 --> 00:06:04,371
‫شلدون" تو نباید نگران این باشی که اذیتت کنم".

109
00:06:04,386 --> 00:06:07,767
‫ساختمون من فرق داره.
‫و مجبورم نیستیم که باهم غذا بخوریم.

110
00:06:07,955 --> 00:06:09,699
‫- واقعا؟
‫- آره.

111
00:06:09,924 --> 00:06:11,542
‫قبل از همه ی اینا من یه دانشمندم.

112
00:06:11,569 --> 00:06:13,631
‫من اونجام که کارم رو بکنم و با یه ذره شانس

113
00:06:13,659 --> 00:06:16,301
‫میمون ها رو زهره ترک کنم.

114
00:06:20,420 --> 00:06:25,441
‫مطمئنی که شخصیت پروانه وارت
‫جذب این آتش مشتعل که من باشم نمیشه؟

115
00:06:28,710 --> 00:06:30,697
‫دارم مطمئن تر میشم.

116
00:06:31,702 --> 00:06:33,477
‫باشه پس، بهت اجازه میدم.

117
00:06:33,494 --> 00:06:36,274
‫- من که از تو اجازه نخواستم.
‫- دیگه دیره. عقب کشیدن نداریم.

118
00:06:38,405 --> 00:06:41,207
‫نه، نه، گوش بده. شلدون اشتباه فهمید.

119
00:06:41,234 --> 00:06:43,107
‫منظور من این بود که اگر باهم کار کنیم

120
00:06:43,120 --> 00:06:47,141
‫تو خیلی من رو میبینی، نه برعکسش.

121
00:06:48,005 --> 00:06:49,700
‫"اگه قراره به زنت دروغ بگی "هاوارد

122
00:06:49,719 --> 00:06:52,717
‫جملت رو با "شلدون اشتباه فهمید" شروع نکن

123
00:06:53,302 --> 00:06:54,956
‫این راه فرار به درد نمیخوره.

124
00:06:55,931 --> 00:06:57,775
‫- خب؟
‫- باشه، باشه.

125
00:06:57,795 --> 00:06:59,229
‫من اینو گفتم و فکر میکنم که درسته

126
00:06:59,245 --> 00:07:03,279
‫به نظر من اگه باهم کار کنیم و
‫باهم زندگی هم بکنیم از همدیگه خسته میشیم.

127
00:07:03,297 --> 00:07:05,899
‫آره، اما اگه بخوام منصف باشم، اون فقط قسمت
‫خسته شدنش از تو رو گفت.

128
00:07:05,915 --> 00:07:07,813
‫محض رضای خدا، چرا؟

129
00:07:12,461 --> 00:07:14,874
‫دقیقا فکر میکنی از چی خسته بشی؟

130
00:07:14,909 --> 00:07:18,744
‫تنها گزینه هاش این ـند که یا خودش رو به سکته بزنه
‫یا واقعا سکته کنه.

131
00:07:19,787 --> 00:07:22,110
‫چیز خاصی نیست، من...

132
00:07:22,137 --> 00:07:24,676
‫به خاطر صدامه؟
‫زیادی رئیس بازی درمیارم؟

133
00:07:24,819 --> 00:07:25,883
‫چی...؟

134
00:07:25,904 --> 00:07:28,242
‫دستم داره بی حس میشه.

135
00:07:30,572 --> 00:07:32,274
‫آفرین.

136
00:07:33,396 --> 00:07:36,414
‫این دست واسه سکته نیست احمق جون.

137
00:07:38,003 --> 00:07:41,589
‫منظورم اینه که مطمئنم چیزهایی راجع به من

138
00:07:41,597 --> 00:07:45,294
‫وجود داره که اگه مجبور بودی هر روز باهاشون
‫سر و کله بزنی دیوونت میکردند.

139
00:07:45,328 --> 00:07:47,434
‫مثل تو چشام دروغ گفتنت؟

140
00:07:47,454 --> 00:07:48,988
‫اوه، بیخیال، من فقط...

141
00:07:49,007 --> 00:07:52,049
‫وقتی که دارم بهت دروغ میگم
‫باید کجا رو نگاه کنم مگه؟

142
00:07:52,873 --> 00:07:56,297
‫- امشب یه جا واسه خوابیدن پیدا کن.
‫- "برنی"...

143
00:08:03,626 --> 00:08:06,964
‫اگه حالت بهتر میشه باید بگم که من و "امی" خوبیم.

144
00:08:09,875 --> 00:08:11,795
‫یعنی خیلی خوبیم.

145
00:08:14,543 --> 00:08:17,067
‫خب پسرا، مهمونی لباس خواب چطور بود؟

146
00:08:17,207 --> 00:08:20,102
‫روی تخت بالا پایین میپرید و با
‫بُرِس آهنگ میخوندید؟

147
00:08:21,401 --> 00:08:25,348
‫مهمونی لباس خواب نبود. فقط دوتا داداش بودن
‫که دور هم جمع شده بودن، میخندیدن

148
00:08:25,361 --> 00:08:28,126
‫کلوچه میخوردن و شاهزاده ی عروس رو نگاه میکردن.
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(فیلم نامزد اسکار مربوط به سال ۱۹۸۷)</font>

149
00:08:30,229 --> 00:08:31,763
‫خواهش میکنم، ادامه نده.

150
00:08:33,538 --> 00:08:35,740
‫هرطور میلته.

151
00:08:39,955 --> 00:08:41,765
‫"منظورم اینکه، میدونی، "شلدون
‫اگه سعی نکرده بودم کمکت کنم

152
00:08:41,780 --> 00:08:43,455
‫هیچ کدوم از اینها رخ نمیداد.

153
00:08:43,662 --> 00:08:47,084
‫اه، خب اگه تو عالم اولیه یه ذره
‫هیدروژن کمتر بود یا

154
00:08:47,092 --> 00:08:50,254
‫بیشتر بود هم این اتفاق ها رخ نمیداد.

155
00:08:50,763 --> 00:08:52,780
‫حال میده. نوبت توـه.

156
00:08:54,383 --> 00:08:55,606
‫- آقایون.
‫- "سلام، "امی.

157
00:08:55,624 --> 00:08:56,943
‫سلام.

158
00:08:57,097 --> 00:08:58,754
‫یه ذره سرد بود.

159
00:08:58,793 --> 00:09:00,155
‫شما دوتا خوبید؟

160
00:09:00,194 --> 00:09:01,169
‫اوه، خوبیم.

161
00:09:01,186 --> 00:09:05,030
‫همونطور که "هاوارد" توصیه کرد
‫فقط داره به حد و مرز حرفه ای مون احترام میذاره.

162
00:09:05,076 --> 00:09:05,893
‫هوشمندانه است.

163
00:09:05,912 --> 00:09:10,238
‫از کسی درباره ی رابطه ی عاشقانه نصیحت میگیری که
‫دیشب پیش "راج" بوده و موهاش رو میبافته.

164
00:09:13,226 --> 00:09:15,226
‫آره، نکته ی خوبی بود.

165
00:09:15,265 --> 00:09:17,372
‫پس ظاهرا من الکی نگران بودم.

166
00:09:17,387 --> 00:09:21,233
‫نگاه ـش کن، نامیدانه آرزو میکنه
‫که ای کاش سر میز باحالا بود.

167
00:09:23,826 --> 00:09:27,462
‫نگران نباش، پروانه کوچولو.
‫شعله ی آتش میاد پیشت.

168
00:09:30,664 --> 00:09:33,135
‫اگه یه وقت "برنادت" تماس نگرفت

169
00:09:33,149 --> 00:09:36,584
‫و معذرت خواهی نکرد، نظرت درباره ی غذای
‫مکزیکی برای شام امشب چیه؟

170
00:09:37,138 --> 00:09:38,652
‫نمیدونم.
‫به نظر سنگین میاد.

171
00:09:38,673 --> 00:09:40,882
‫به خاطر اینکه همیشه
‫با چیپس خودت رو خفه میکنی.

172
00:09:41,781 --> 00:09:44,271
‫"و ایشون دکتر "گاندرسون
‫از استوکهلم هستند.

173
00:09:44,319 --> 00:09:45,798
‫اه، سوئد.

174
00:09:45,822 --> 00:09:50,384
‫آره، وطن عروسک مورد علاقه ام
‫و دومین گوشت قلقلی مورد علاقه ام.

175
00:09:53,947 --> 00:09:58,565
‫خیلی خب، آوازه ی شمالی ها بابت
‫فقدان حس شوخی به درستی وجود داره.

176
00:09:59,594 --> 00:10:02,363
‫پسر، اسمش گاندرسون ـه یا نه-فاندرسون؟<font color="#ff۸۰۰۰">
‫(تشابه کلمه ی "فان" با اسم طرف)
‫(فان : شوخی)</font>

177
00:10:04,171 --> 00:10:05,920
‫منظورتون از این حرف ها چیه دکتر "کوپر"؟

178
00:10:06,081 --> 00:10:09,645
‫اوه، بیخیال، من دوست پسرتم.
‫شلدون" صدام کن".

179
00:10:10,657 --> 00:10:13,168
‫درسته، من تو یه رابطه ی پسر-دختری با این

180
00:10:13,185 --> 00:10:15,366
‫گلوله پشم خوشگل هستم.

181
00:10:15,936 --> 00:10:18,729
‫- شلدون...
‫- این یه رابطه ی فیزیکی هم هست.

182
00:10:18,747 --> 00:10:22,101
‫دست گرفتن، بغل کردن...
‫حتی در روزهای گرم سال.

183
00:10:25,642 --> 00:10:27,934
‫خیلی خب، این دیگه جدید بود.
‫ظاهرا الان از زیر میز

184
00:10:27,948 --> 00:10:29,796
‫میزنیم تو ساق همدیگه.

185
00:10:31,595 --> 00:10:33,601
‫وقتی من بزنمت هم خوشت میاد؟

186
00:10:35,929 --> 00:10:37,780
‫زیاد حال نمیده، نه؟

187
00:10:47,055 --> 00:10:49,032
‫"نمونه ی "دی.۷.

188
00:10:49,055 --> 00:10:51,808
‫"معروف به "بتسی
‫مطالعه ی واکنش به ترس.

189
00:10:51,888 --> 00:10:55,740
‫عکس شماره ی یک : مرد فرانسوی
‫که سوار دوچرخه است و نون باگت حمل میکنه.

190
00:10:59,501 --> 00:11:01,410
‫واکنش قابل رویتی وجود نداره.

191
00:11:01,667 --> 00:11:04,102
‫: عکس شماره ی دو
‫شیپور زنگوله دار.

192
00:11:06,523 --> 00:11:07,985
‫هنوز واکنشی وجود نداره.

193
00:11:08,033 --> 00:11:09,032
‫خیلی خب.

194
00:11:09,397 --> 00:11:10,441
‫یه ذره به کارها سرعت ببخشیم.

195
00:11:10,456 --> 00:11:13,342
‫عکس شماره ی سه : تمساحی که
‫دهنش پر از میمون ـه.

196
00:11:17,393 --> 00:11:19,144
‫خیلی خب، حالا شد یه چیزی.

197
00:11:20,709 --> 00:11:22,266
‫دکتر "فَولر"؟

198
00:11:22,963 --> 00:11:24,383
‫چی کار داری "شلدون"؟

199
00:11:24,408 --> 00:11:26,308
‫خب، من کارم تموم شده
‫به خاطر همین...

200
00:11:27,249 --> 00:11:29,570
‫اوه، ببخشید، ببخشید، ببخشید.

201
00:11:30,374 --> 00:11:32,278
‫ببخشید. اوه...

202
00:11:32,922 --> 00:11:34,805
‫- بهتر شد؟
‫- اوه، باگت.

203
00:11:34,823 --> 00:11:36,798
‫آره، باگت دوست دارم.

204
00:11:37,338 --> 00:11:39,138
‫دقیقا داری چی کار میکنی؟

205
00:11:39,390 --> 00:11:41,805
‫مشخص کردن مرزهای ترس در میمون های آمریکای جنوبی

206
00:11:41,833 --> 00:11:44,091
‫با اندازه گیری واکنش شون به شبیه سازی بصری.

207
00:11:44,412 --> 00:11:46,061
‫پس، مسخره بازی درمیاری.

208
00:11:47,484 --> 00:11:50,957
‫همونجور که داشتم میگفتم، من کارم
‫تموم شده و کار "لئونارد" تموم نشده.

209
00:11:50,975 --> 00:11:53,649
‫پس خبر خوب! میتونی منُ ببری خونه.

210
00:11:53,743 --> 00:11:55,669
‫درست رفتار کنی
‫میذارم تو پارکینگی که شب ها

211
00:11:55,679 --> 00:11:58,476
‫اتوبوس ها پارک میکنند رانندگی کنی.

212
00:11:59,634 --> 00:12:02,043
‫"نمیتونم الان برم "شلدون.
‫خیلی سرم شلوغه.

213
00:12:02,067 --> 00:12:03,681
‫به علاوه، بعد از برخوردی که تو سالن غذا خوری

214
00:12:03,691 --> 00:12:05,708
‫باهام داشتی برای چی باید بهت لطف کنم؟

215
00:12:05,974 --> 00:12:08,554
‫: عکس شماره ی چهارم
‫مار بوا.

216
00:12:12,776 --> 00:12:15,313
‫چی داری میگی؟

217
00:12:15,370 --> 00:12:18,494
‫برخوردم تو سال غذاخوری دلپذیر بود.

218
00:12:18,779 --> 00:12:20,605
‫شاید دوستت آقای "گاندرسون" نیاز داره

219
00:12:20,627 --> 00:12:24,434
‫"IKEA" که بره به
‫و یه جفت حس شوخ طبعی سوار کنه
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(شرکت سوئدی فروشنده ی محصول آماده)</font>

220
00:12:25,964 --> 00:12:29,565
‫تو روز اولم در اینجا منُ جلوی
‫همکارهام خجالت زده کردی.

221
00:12:29,991 --> 00:12:32,447
‫: عکس شماره ی پنج
‫بچه گربه در فنجون.

222
00:12:33,178 --> 00:12:34,822
‫اوه.

223
00:12:38,286 --> 00:12:41,208
‫- خجالت زده ات کردم؟
‫- میدونی چیه؟

224
00:12:41,252 --> 00:12:43,715
‫من وقت این چیزا رو ندارم.
‫یه جور دیگه برو خونه.

225
00:12:43,879 --> 00:12:46,455
‫دارم کم کم حس میکنم که
‫از دست من عصبانی هستی.

226
00:12:46,523 --> 00:12:48,867
‫- واقعا؟ از کدوم رفتارم فهمیدی؟
‫- چندتاست در حقیقت.

227
00:12:48,889 --> 00:12:50,370
‫لحن صحبتت ، حرکات بدنت...

228
00:12:50,381 --> 00:12:52,579
‫- برو بیرون.
‫- حالا هم این.

229
00:12:54,077 --> 00:12:56,561
‫: عکس شماره ی شش
‫زن در حال زایش.

230
00:13:05,779 --> 00:13:07,523
‫ساعت ۹ شبه.
‫کجا بودی؟

231
00:13:07,595 --> 00:13:10,713
‫اوه، مجبور شدم با اتوبوس برگردم.

232
00:13:10,811 --> 00:13:13,494
‫خوابم برد و از ایستگاه جا موندم.

233
00:13:13,960 --> 00:13:15,631
‫اوه، نه.

234
00:13:15,731 --> 00:13:19,337
‫میدونستید که در لس آنجلس
‫منطقه ی سریلانکایی ها وجود داره؟

235
00:13:21,068 --> 00:13:24,193
‫- نمیدونستم.
‫- خب، من حالا میدونم.

236
00:13:24,967 --> 00:13:26,795
‫آدم های خیلی خوبی هستن.

237
00:13:27,149 --> 00:13:30,390
‫هرچند وقتی صورت به صورت شون
‫بیدار میشی ترسناک هستن.

238
00:13:31,243 --> 00:13:34,629
‫اگه گرسنه هستید، من گوشت گوسفند با شیر نارگیل آوردم.

239
00:13:34,936 --> 00:13:36,701
‫برای چی گرفتی؟
‫از گوسفند متنفری.

240
00:13:36,970 --> 00:13:39,142
‫آدرس میپرسیدم.

241
00:13:39,228 --> 00:13:42,308
‫ظاهرا در ارتباط برقرار کردن مشکل وجود داشت.

242
00:13:43,385 --> 00:13:45,239
‫فکر کردم "امی" میرسونتت.

243
00:13:45,262 --> 00:13:49,120
‫آره، منم همینطور
‫اما خیلی عجیب رفتار میکنه.

244
00:13:49,145 --> 00:13:52,389
‫داشتم درباره اش با یک
‫سریلانکایی در اتوبوس صحبت میکردم

245
00:13:52,489 --> 00:13:57,462
‫و نظرش این بود که ممکنه یه ببر اخیرا
‫با سایه اش برخورد کرده باشه.

246
00:13:59,247 --> 00:14:01,844
‫هرچند ممکنه فقط برای درمانگاه جادوگری

247
00:14:01,872 --> 00:14:04,892
‫برادر زنش تبلیغ میکرده.

248
00:14:07,654 --> 00:14:10,223
‫خیلی خب، "شلدون"، بین تو
‫و "امی" چه اتفاقی افتاده؟

249
00:14:10,251 --> 00:14:14,085
‫خب، باورت میشه که به من
‫گفته باشه خجالت زده اش کردم؟

250
00:14:14,329 --> 00:14:15,690
‫آره.

251
00:14:16,692 --> 00:14:18,867
‫اما جزئیات رو هنوز نشنیدید.

252
00:14:19,539 --> 00:14:21,149
‫شلدون...

253
00:14:22,900 --> 00:14:24,918
‫من خیلی وقته میشناسمت

254
00:14:24,957 --> 00:14:29,475
‫و میخوام اینُ با تمام عشقی که میتونم
‫جمع کنم و بهت بگم.

255
00:14:30,728 --> 00:14:32,823
‫حق با "امی"ـه
‫و تو اشتباه میکنی.

256
00:14:34,068 --> 00:14:36,222
‫- اما شما حتی درباره ی...
‫- مهم نیست.

257
00:14:36,605 --> 00:14:38,999
‫- اما در دفاع از خودم...
‫- مهم نیست.

258
00:14:39,163 --> 00:14:40,806
‫از دید من به قضیه نگاه نمیکنید.

259
00:14:40,823 --> 00:14:43,496
‫"خیلی خب، باشه "شلدون.
‫دید تو چیه؟

260
00:14:44,790 --> 00:14:47,668
‫- خب...
‫- نه، باید طرف "امی" رو تو این یکی بگیرم.

261
00:14:53,744 --> 00:14:55,173
‫میگوش خیلی تند بود.

262
00:14:55,264 --> 00:14:57,758
‫- قرص معده میخوای؟
‫- از اون میوه ای هاش داری؟

263
00:14:57,792 --> 00:15:00,464
‫نه، اگه بخرم، میشینم
‫مثل آب‌نبات میخورمشون.

264
00:15:00,898 --> 00:15:04,447
‫والا به خدا. به خدا قسم، یه بار یه تیکه گچ تو توالت خالی کردم.
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(قرص حاوی کربنات کلسیم )</font>

265
00:15:06,393 --> 00:15:08,266
‫- من جواب میدم.
‫- ممنون.

266
00:15:10,706 --> 00:15:12,971
‫- سلام.
‫- اوه، سلام.

267
00:15:13,350 --> 00:15:14,875
‫ممکنه یه ذره الکی
‫شلوغش کرده باشم.

268
00:15:15,157 --> 00:15:18,928
‫آره، خب، من زیاد خوب برخورد نکردم.

269
00:15:19,053 --> 00:15:21,274
‫فقط بعضی وقت ها این احساس
‫بهم دست میده که

270
00:15:21,279 --> 00:15:23,026
‫با دوستات بیشتر از
‫من بهت خوش میگذره.

271
00:15:23,044 --> 00:15:25,142
‫- درست نیست.
‫- نیست؟

272
00:15:25,175 --> 00:15:26,858
‫تمام روزُ پیش هم سرکار هستید

273
00:15:26,873 --> 00:15:28,807
‫و بعد شب ها دورهمی بازی میکنید

274
00:15:28,822 --> 00:15:30,468
‫و یا میرید به مغازه ی کامیک بوک.

275
00:15:30,496 --> 00:15:33,125
‫هفته ی پیش، شما دوتا رفتید ماساژ زوج ها.

276
00:15:35,952 --> 00:15:39,002
‫خب، وقتی که گفتی نمیخوای
‫اون همه باهم باشیم

277
00:15:39,030 --> 00:15:41,070
‫واقعا ناراحتم کرد.

278
00:15:41,536 --> 00:15:45,544
‫آره، نه درک میکنم.
‫واقعا متاسفم.

279
00:15:45,654 --> 00:15:47,982
‫از فردا، روی دیگه ی خودم
‫رو نشون میدم.

280
00:15:48,000 --> 00:15:50,842
‫وقت گذروندن با تو
‫اولویت اولم میشه.

281
00:15:53,541 --> 00:15:55,240
‫چرا از فردا؟

282
00:15:56,485 --> 00:16:00,533
‫خب، واقعا چیزی نمونده که
‫بتمن" جدید رو تموم کنیم".

283
00:16:02,183 --> 00:16:04,589
‫عالــــیه.

284
00:16:07,614 --> 00:16:09,638
‫اوه، بهتره بری دنبالش.

285
00:16:09,756 --> 00:16:12,646
‫- باید بیام دنبالت؟
‫- نه!

286
00:16:15,156 --> 00:16:17,430
‫ممنون که من تو دردسر انداختی.

287
00:16:20,787 --> 00:16:22,154
‫امی.

288
00:16:22,382 --> 00:16:23,598
‫امی.

289
00:16:24,121 --> 00:16:25,470
‫امی.

290
00:16:28,148 --> 00:16:30,274
‫شلدون" این وقت"
‫شب اینجا چی کار میکنی؟

291
00:16:30,466 --> 00:16:34,985
‫نمیتونستم بخوابم چون که همه اش
‫درباره ی اتفاقی که بین ما افتاد فکر میکردم.

292
00:16:35,379 --> 00:16:38,142
‫همچنین، تو اتوبوس هم حسابی خوابیدم.

293
00:16:39,972 --> 00:16:43,634
‫اوه، حالا که حرفش شد
‫گوشت گوسفند با شیر نارگیل میخوری؟

294
00:16:43,997 --> 00:16:44,929
‫نه.

295
00:16:44,966 --> 00:16:47,178
‫ای بابا، نمیتونم ردشون کنم.

296
00:16:48,884 --> 00:16:50,360
‫چی میخوای؟

297
00:16:50,766 --> 00:16:53,918
‫امی، این گفتنش راحت نیست.

298
00:16:55,650 --> 00:16:58,323
‫تمام روابط سخت هستند

299
00:16:58,487 --> 00:17:02,953
‫اما سخت تر هم میشن اگه با کسی
‫دوست باشی که با فعل و انفعالات

300
00:17:02,971 --> 00:17:05,366
‫اجتماعی روزانه مشکل داره.

301
00:17:05,462 --> 00:17:06,418
‫و رو راست بگم...

302
00:17:06,444 --> 00:17:10,630
‫که باعث میشه یه سری ها
‫بهش بگن عجیب غریب.

303
00:17:11,131 --> 00:17:12,806
‫شلدون...

304
00:17:12,910 --> 00:17:14,685
‫تو عجیب غریب نیستی.

305
00:17:15,274 --> 00:17:17,504
‫درباره ی خودم حرف نمیزدم.

306
00:17:19,758 --> 00:17:23,510
‫خب رو راست بگم، اصلا مشخص نیست که
‫چی عصبانیت کرده بود.

307
00:17:23,587 --> 00:17:26,287
‫میدونی، خودم رو به عنوان
‫دوست پسرت معرفی کردم.

308
00:17:26,393 --> 00:17:28,849
‫بهت این فرصت رو دادم تا منُ برسونی خونه.

309
00:17:28,922 --> 00:17:34,237
‫خودمونی شدن با همکارهات با استفاده
‫از شوخی های نژادی، خنده‌دارترین نوع شوخی ها.

310
00:17:36,084 --> 00:17:37,173
‫منظورت چیه؟

311
00:17:37,198 --> 00:17:39,868
‫منظورم اینکه، ما یه زوج هستیم.

312
00:17:39,930 --> 00:17:41,172
‫و...

313
00:17:41,221 --> 00:17:43,542
‫من همینجوری که
‫هستی دوستت دارم.

314
00:17:44,016 --> 00:17:45,899
‫با دمدمی مزاجیت.

315
00:17:47,628 --> 00:17:50,850
‫- منم دوستت دارم.
‫- خب، امیدوارم.

316
00:17:52,017 --> 00:17:55,966
‫کس دیگه ای رو نمیبینم که در این خونه رو بزنه
‫تا چرندیاتت رو گوش کنه.

317
00:18:00,221 --> 00:18:02,178
‫حتی یه خداحافظی هم نه؟

318
00:18:02,823 --> 00:18:06,296
‫میبینی، همین ها باعث میشه
‫که مردم فکر کنند عجیب غریبی.

319
00:18:07,162 --> 00:18:08,802
‫دختر بیچاره.

320
00:18:08,989 --> 00:18:10,825
‫اصلا خبر نداره.

321
00:18:16,289 --> 00:18:19,814
‫من از "هاوارد" معذرت خواهی نمیکنم.
‫میتونه بیاد روی زانوهاش التماسم کنه.

322
00:18:19,832 --> 00:18:22,695
‫شلدون هم همینطور.
‫اگه سر کار ببینمش، نادیده اش میگیرم.

323
00:18:22,711 --> 00:18:24,363
‫خیلی خب، نگران نباشید.
‫با "لئونارد" حرف زدم.

324
00:18:24,372 --> 00:18:27,294
‫باهاشون میشینه و صحبت میکنه.

325
00:18:27,634 --> 00:18:29,434
‫لیزر آماده است.

326
00:18:29,841 --> 00:18:30,550
‫ول کن!

327
00:18:31,600 --> 00:18:32,600
‫مترجمین : اشــکــان و فــربــد
‫<font color=Blue>Chandler Bing</font> & <font color=Red>FarboD</font>

328
00:18:33,600 --> 00:18:34,600
‫<font face="century gothic" color="#f۲۶۵۲۲">© TvWorld Interpreters Group</font>
‫: <font face="century gothic" color="#۰۱۸۶۷e">TvWorld.iNFO</font> :..

