1
00:00:09,599 --> 00:00:11,600
‫قبلا هیچ‌وقت اینقدر خوشحال ندیده بودمش.

2
00:00:11,602 --> 00:00:12,751
‫به خاطر اینه که تو هیچ وقت

3
00:00:12,753 --> 00:00:15,104
‫روز پر کردن قفسه‌های داروخانه" ندیدیش".

4
00:00:15,106 --> 00:00:16,421
‫ببین!

5
00:00:16,423 --> 00:00:18,891
‫یه آنتی هیستامین لیدوکایین دار موضعی جدید.
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(آنتی هیستامین ضد حساسیت و لیدوکایین بی‌حس کننده‌است)</font>

6
00:00:18,893 --> 00:00:20,125
‫ایول!

7
00:00:20,127 --> 00:00:22,945
‫نمی‌تونم تا وقتی که خارش پوستی می‌گیرم صبر کنم.

8
00:00:22,947 --> 00:00:27,399
‫اوه، "سایمتیکون" فوق قویش هم اومده.
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(دارویی برای نفخ معده)</font>

9
00:00:27,401 --> 00:00:31,487
‫فکر کنم واقعا ایمیل‌هاشون رو می‌خونن.

10
00:00:31,489 --> 00:00:34,123
‫آهای، اون "پروفسور پروتون" نیست؟<font color="#ff۸۰۰۰">
‫مجری برنامه‌ی مورد علاقه‌ی شلدون که در قسمت)
‫(بیست و دو فصل شش هم بازی کرد</font>

11
00:00:34,125 --> 00:00:35,774
‫اوه، آره.

12
00:00:39,445 --> 00:00:42,398
‫نگاهش کن، واستاده توی صف

13
00:00:42,400 --> 00:00:46,135
‫انگار که سی سال پیش خیلی ملایم معروف نبوده.

14
00:00:46,137 --> 00:00:47,670
‫بیا بریم سلام کنیم.

15
00:00:47,672 --> 00:00:49,955
‫اوه، شاید بهتر باشه مزاحمش نشیم.

16
00:00:49,957 --> 00:00:52,124
‫نمی‌خوام مزاحمش شم که، می‌خوام باهاش حرف بزنم.

17
00:00:52,126 --> 00:00:55,811
‫فکر می‌کنه یه فرقی دارن.

18
00:00:55,813 --> 00:00:57,062
‫آرتور"؟"

19
00:00:57,064 --> 00:00:58,814
‫آرتور"، منم"...

20
00:00:58,816 --> 00:01:00,149
‫"شلدون کوپر".

21
00:01:00,151 --> 00:01:03,769
‫احتمالا به خاطر سن زیادت من رو یادت نمیاد.

22
00:01:03,771 --> 00:01:07,439
‫باور کن...یادمه.

23
00:01:07,441 --> 00:01:09,491
‫"این دوست دخترمه "امی.

24
00:01:09,493 --> 00:01:11,860
‫امی" ایشون افسانه‌ی تلویزیونی "آرتور جفریز" هستن".

25
00:01:11,862 --> 00:01:15,981
‫برنامه‌ی علمیش الهام بخش میلیون‌ها بچه بود.

26
00:01:15,983 --> 00:01:17,482
‫صبر...صبر کن.

27
00:01:17,484 --> 00:01:21,370
‫تو...تو دوست دختر داری؟

28
00:01:21,372 --> 00:01:24,039
‫بله و من خیلی راجع به شما شنیدم.

29
00:01:24,041 --> 00:01:27,292
‫آهای ببین...کفش طبی‌هامون مثل همه.

30
00:01:27,294 --> 00:01:31,329
‫باورم نمیشه مثل یه آدم مشهور لباس پوشیدم.

31
00:01:32,749 --> 00:01:36,769
‫آهان، الان گرفتم.

32
00:01:36,771 --> 00:01:39,788
‫دکتر "جفریز"، دوباره سلام.
‫لئونارد هافستَدِر" هستم".

33
00:01:39,790 --> 00:01:43,275
‫اوه، درسته، دوست دختر تو رو یادم میاد.

34
00:01:45,011 --> 00:01:48,363
‫اون...اون اینجاست؟

35
00:01:48,365 --> 00:01:50,149
‫نه، نیست.

36
00:01:50,420 --> 00:01:52,458
‫خب، نسخه‌اتون چیه؟

37
00:01:52,459 --> 00:01:53,157
‫"شلدون".

38
00:01:53,182 --> 00:01:55,182
‫نه. صبر کن، می‌خوام حدس بزنم. نگو.

39
00:01:55,539 --> 00:01:59,041
‫نمی‌خواستم بهت بگم.

40
00:01:59,043 --> 00:02:00,358
‫شلدون" بیا بریم".

41
00:02:00,360 --> 00:02:02,194
‫نه، نه، نه.
‫من واقعا تو این کار خوبم.

42
00:02:02,196 --> 00:02:03,996
‫خیلی خب، یه راهنمایی بهم بکن.

43
00:02:03,998 --> 00:02:07,532
‫شامل مشکل توی راه انداختن جریان چیزی میشه؟

44
00:02:07,534 --> 00:02:13,272
‫خب، با توجه به سن من، بیشتر از یه حدس از روی شانسه.

45
00:02:13,274 --> 00:02:14,890
‫آهای "شلدون" بیا بریم آدم‌هایی که

46
00:02:14,892 --> 00:02:18,043
‫دارن داروهای هومئوپاتی می‌خرن رو مسخره کنیم، تو عاشق این کاری<font color="#ff۸۰۰۰">.
‫یک روش درمانی است که با تحریک) دستگاه ایمنی بیمار با داروهای هومئوپاتی
‫(فرد را به سمت بهبودی سوق می‌دهد، مثل واکسیناسیون</font>

47
00:02:18,045 --> 00:02:19,428
‫ولی من دارم با دوستم وقت می‌گذرونم

48
00:02:19,430 --> 00:02:20,378
‫داره بهمون خوش میگذره.

49
00:02:20,380 --> 00:02:22,514
‫نگاه کن چه خوشحاله.

50
00:02:25,685 --> 00:02:29,054
‫<font color="#۰۰۸۰ff">â™ کل جهان ما در یه حالت داغ و متراکم بود ™â</font>

51
00:02:29,056 --> 00:02:32,858
‫<font color="#۰۰۸۰ff">â™ بعد حدود ۱۴ میلیارد سال پیش ™â
‫â™ انبساط آغاز شد. صبر کن ™â</font>

52
00:02:32,860 --> 00:02:34,392
‫<font color="#۰۰۸۰ff">â™ زمین شروع به سرد شدن کرد ™â</font>

53
00:02:34,394 --> 00:02:37,296
‫<font color="#۰۰۸۰ff">â™ تک سلولی ها شروع به رشد کردند ™â
‫â™ و انسان نخستین ابزار رو تولید کرد ™â</font>

54
00:02:37,298 --> 00:02:39,248
‫<font color="#۰۰۸۰ff">â™ ما دیوارها رو ساختیم ™â
‫â™ ما اهرام رو ساختیم ™â</font>

55
00:02:39,250 --> 00:02:41,967
‫<font color="#۰۰۸۰ff">â™ ریاضیات، علم، تاریخ و کشف معماها ™â</font>

56
00:02:41,969 --> 00:02:43,852
‫<font color="#۰۰۸۰ff">â™ همه اینها با یک انفجار بزرگ آغاز شد ™â</font>

57
00:02:44,000 --> 00:02:45,400
‫<font color="#ff۰۰۰۰">"The Big Bang Theory"
‫فصل ۷
‫قسمت ۷ : جایگزینی پروتون</font>

58
00:02:46,100 --> 00:02:47,100
‫مترجم : شمیم
‫<font color=Red>Sham!m</font></font>

59
00:02:48,100 --> 00:02:49,100
‫تـی وـی وُرلـد » با افـتـخـار تـقـدیـم مـی کـنـد»
‫<font color="#f۲۶۵۲۲">[ TvWorld.info ]</font>

60
00:02:51,438 --> 00:02:54,990
‫برنی" جمعه توی خونه‌امون مهمونی دخترونه داره".

61
00:02:54,992 --> 00:02:56,241
‫می‌خوای یه کاری بکنیم؟

62
00:02:56,243 --> 00:02:59,211
‫- حقیقتش، سرم شلوغه.
‫- چی کار داری؟

63
00:02:59,213 --> 00:03:01,747
‫"یه بار ورزشی جدید توی خیابون "کلورادو...

64
00:03:01,749 --> 00:03:04,316
‫- می‌خوای بری مهمونی دخترونه.
‫- آره.

65
00:03:04,318 --> 00:03:07,619
‫می‌دونی می‌خوان جواهرات درست کنن، نه؟

66
00:03:07,621 --> 00:03:10,072
‫فکر می‌کنی خودشون این ایده رو دادن؟

67
00:03:10,074 --> 00:03:13,792
‫می‌خواستم آبجو بخورن و دارت بازی کنن.

68
00:03:13,794 --> 00:03:14,793
‫چه خبر؟

69
00:03:14,795 --> 00:03:17,096
‫خبری که در حد هورمون‌های تستسترون "راج" باشه نیست.

70
00:03:17,098 --> 00:03:18,847
‫ببخشید.

71
00:03:18,849 --> 00:03:21,383
‫اتفاقا من خیلی هم با مردونگیم راحتم.

72
00:03:21,385 --> 00:03:24,603
‫چجوری ممکنه؟

73
00:03:26,307 --> 00:03:31,393
‫آهای، من یه ایمیل از "پروفسور پروتون" دارم.

74
00:03:31,395 --> 00:03:33,278
‫آخ جون!
‫چی نوشته؟

75
00:03:33,280 --> 00:03:35,564
‫داره روی یه مقاله درباره‌ی تیوب‌های خلاء نانو کار می‌کنه

76
00:03:35,566 --> 00:03:38,266
‫و می‌خواد بدونه یه نگاه بهش میندازم یا نه.

77
00:03:38,268 --> 00:03:40,268
‫عجیبه.

78
00:03:40,270 --> 00:03:43,122
‫که برای این کار اومده سراغ تو، نه من.

79
00:03:44,107 --> 00:03:46,441
‫اوه، من دوتا ایمیل ازش دارم.

80
00:03:47,660 --> 00:03:52,614
‫"آدرس ایمیل لئونارد رو داری؟"

81
00:03:52,616 --> 00:03:54,199
‫و...

82
00:03:54,201 --> 00:03:56,785
‫".بیخیال، پیداش کردم"

83
00:03:57,787 --> 00:04:00,672
‫باورم نمیشه تو رو به من ترجیح داده.

84
00:04:00,674 --> 00:04:03,308
‫تو که نمی‌خوای مقاله‌ای که یه آدمی که یه زمانی معروف بوده رو بخونی

85
00:04:03,310 --> 00:04:06,979
‫کسی که حتی دهه‌ها هست کار علمی واقعی انجام نداده.

86
00:04:06,981 --> 00:04:08,614
‫آره، چیزی برای گریه کردن نیست.

87
00:04:08,616 --> 00:04:11,350
‫شلدون کوپر" گریه نمی‌کنه".

88
00:04:11,352 --> 00:04:14,469
‫درسته، وگرنه زنگ می‌زنی.

89
00:04:17,891 --> 00:04:21,326
‫فکر کن که من از این مرد بت ساخته بودم.

90
00:04:21,328 --> 00:04:22,995
‫چرا؟

91
00:04:22,997 --> 00:04:26,782
‫آخرش هم فقط یه هالیوودی تقلبی و ساختگیه.

92
00:04:26,784 --> 00:04:28,834
‫واقعا ارزشش رو داره بابتش ناراحت بشی؟

93
00:04:28,836 --> 00:04:30,586
‫همیشه میگن قهرمان‌هات رو رو در رو نبین.

94
00:04:30,588 --> 00:04:32,204
‫پشت پرده‌ی شهرت و آدم‌های مشهور رو

95
00:04:32,206 --> 00:04:34,089
‫دزدکی نگاه نکنین

96
00:04:34,091 --> 00:04:36,542
‫چون اگه این کار رو بکنین
‫شخصیت واقعیشون رو می بینین

97
00:04:36,544 --> 00:04:40,546
‫گروه کارناوالی فاسد.

98
00:04:40,548 --> 00:04:43,265
‫بیخیال. اون فقط یه مجری برنامه کودک بازنشسته است.

99
00:04:43,267 --> 00:04:44,216
‫دیگه بدتر.

100
00:04:44,218 --> 00:04:46,385
‫استفاده از شکلات شیرین علم

101
00:04:46,387 --> 00:04:48,804
‫برای گول زدن بچه‌ها که دوستش داشته باشن.

102
00:04:48,806 --> 00:04:51,006
‫منحرف.

103
00:04:52,725 --> 00:04:54,977
‫تا حالا به اینکه

104
00:04:54,979 --> 00:04:57,846
‫چرا "آرتور" نخواست تو مقاله‌اش رو بخونی فکر کردی؟

105
00:04:57,848 --> 00:04:59,314
‫آره، فکر کردم.

106
00:04:59,316 --> 00:05:00,732
‫و تنها نتیجه‌ای که گرفتم

107
00:05:00,734 --> 00:05:02,985
‫اینه که نسخه‌ای که اون روز اومده بود بگیره

108
00:05:02,987 --> 00:05:05,520
‫برای قرص دیوانگی بود.

109
00:05:05,522 --> 00:05:08,907
‫شاید فکر کرده تو یه کم غیر منطقی هستی.

110
00:05:08,909 --> 00:05:11,376
‫یه جورایی زیاده رویه.

111
00:05:11,378 --> 00:05:13,028
‫ببین، وقتی بحث

112
00:05:13,030 --> 00:05:15,464
‫مهارت‌های اجتماعی میشه، من توی سه مرحله استادم.

113
00:05:15,466 --> 00:05:17,332
‫یکیش لبخند خجالتیه.

114
00:05:19,535 --> 00:05:20,969
‫یکیش خنده‌ی دوستانه.

115
00:05:22,840 --> 00:05:26,391
‫یکیش هم صدای همدردی.

116
00:05:26,393 --> 00:05:28,227
‫آآآآه

117
00:05:28,229 --> 00:05:32,881
‫آخریش یه کم سخته. هنوز دارم روش کار می‌کنم.

118
00:05:32,883 --> 00:05:34,817
‫از اون چیزی که من اون روز دیدم

119
00:05:34,819 --> 00:05:37,436
‫تونستم بفهمم چرا اون و...

120
00:05:37,438 --> 00:05:40,222
‫بعضی مردم ممکنه حس کنن تو...

121
00:05:41,825 --> 00:05:43,559
‫چی؟

122
00:05:45,495 --> 00:05:46,495
‫مهم نیست.

123
00:05:46,497 --> 00:05:49,564
‫نه، زودباش، بگو.

124
00:05:49,566 --> 00:05:51,500
‫می‌دونم چیه.

125
00:05:51,502 --> 00:05:53,001
‫کل زندگیم شنیدمش.

126
00:05:53,003 --> 00:05:54,086
‫کلمه‌ای که میخوای "آزار دهنده" است.

127
00:05:54,088 --> 00:05:55,254
‫زودباش، بگو.

128
00:05:55,256 --> 00:05:57,072
‫بگو. بگو من آزار دهنده‌ام.

129
00:05:57,074 --> 00:05:58,257
‫"شلدون"...

130
00:05:58,259 --> 00:05:59,875
‫اوه، به احساساتم لطمه نمی‌زنه.

131
00:05:59,877 --> 00:06:01,260
‫زودباش "ایمی"، بگو من آزار دهنده‌ام.

132
00:06:01,262 --> 00:06:03,762
‫آزار دهنده‌ام. آزار دهنده‌ام.

133
00:06:03,764 --> 00:06:05,364
‫آزار دهنده‌ام.
‫آره، حالا...

134
00:06:05,366 --> 00:06:06,632
‫کجا داری میری؟

135
00:06:06,634 --> 00:06:08,750
‫ببین، میدونی که میخوای بگی...بگو.

136
00:06:08,752 --> 00:06:11,136
‫بگو من آزار دهنده‌ام.
‫زودباش، بگو.

137
00:06:11,138 --> 00:06:14,840
‫"بگو. بگو "ایمی.
‫بگو.

138
00:06:17,610 --> 00:06:20,229
‫خب، نمیتونه تحمل کنه که حق با منه.

139
00:06:20,897 --> 00:06:22,615
‫باحاله.

140
00:06:22,617 --> 00:06:24,900
‫حس می‌کنم یه زن پتیاره‌ی جواهر پوشم

141
00:06:24,902 --> 00:06:28,120
‫که یه لیست از داروهایی که بهشون آلرژی دارم رو نداره.

142
00:06:28,122 --> 00:06:30,072
‫پنی" اوضاع اونجا چطوره؟"

143
00:06:30,074 --> 00:06:33,626
‫خوبه...فقط یه کم با چسب مشکل دارم.

144
00:06:34,611 --> 00:06:36,212
‫چطور نمی‌دونی چه جوری باید از چسب استفاده کنی؟

145
00:06:36,214 --> 00:06:38,364
‫مهدکودک رو پیچوندی؟

146
00:06:38,366 --> 00:06:41,967
‫آره ولی فقط چون با یه کلاس دومی قرار می‌ذاشتم.

147
00:06:44,254 --> 00:06:45,788
‫سلام به همگی.

148
00:06:45,790 --> 00:06:47,723
‫خیلی خب، بگو ببینم.

149
00:06:47,725 --> 00:06:50,459
‫بذار همه‌ی جوک‌های "راج دختره" رو بشنویم.

150
00:06:50,461 --> 00:06:51,811
‫نه.

151
00:06:51,813 --> 00:06:54,630
‫برنادت" گفته خوب نیست و اجازه ندارم".

152
00:06:54,632 --> 00:06:55,648
‫ممنون.

153
00:06:55,650 --> 00:06:57,066
‫پس من هم تو و

154
00:06:57,068 --> 00:06:58,267
‫چیزهایی که دوست داری و

155
00:06:58,269 --> 00:07:00,736
‫این واقعیت که تو فقط می‌خواستی خوش بگذرونی رو مسخره نمی‌کنم

156
00:07:02,773 --> 00:07:05,191
‫هاوی" بسه".

157
00:07:05,193 --> 00:07:07,359
‫بیخیال ،‌ ببین چی دارم درست می‌کنم

158
00:07:07,361 --> 00:07:10,196
‫اوه، واقعا قشنگه.

159
00:07:10,198 --> 00:07:11,313
‫دارم دستبند درست می‌کنم.

160
00:07:11,315 --> 00:07:13,115
‫آره، من هم دارم کثیف کاری می‌کنم.

161
00:07:14,668 --> 00:07:18,387
‫می‌دونین، به جای مهره و چسب

162
00:07:18,389 --> 00:07:19,922
‫می‌تونین از دستگاه هویه‌ی من استفاده کنین.

163
00:07:19,924 --> 00:07:21,590
‫می‌تونین چیزهای خیلی باحال‌تری بسازین.

164
00:07:21,592 --> 00:07:25,160
‫اوه، فکر کنم همینجوری خوبه، ممنون.

165
00:07:25,162 --> 00:07:27,296
‫- حقیقتش من دوست دارم یه امتحانی بکنم.
‫- من هم همینطور.

166
00:07:27,298 --> 00:07:28,431
‫برمی‌گردم.

167
00:07:29,999 --> 00:07:32,685
‫من کی پسته خوردم؟

168
00:07:37,859 --> 00:07:38,841
‫"آرتور".

169
00:07:38,843 --> 00:07:40,342
‫"آرتور".

170
00:07:41,813 --> 00:07:43,479
‫"آرتور".

171
00:07:43,481 --> 00:07:45,981
‫کوبه ی در.

172
00:07:45,983 --> 00:07:47,867
‫پول تلویزیونه.

173
00:07:50,287 --> 00:07:52,738
‫شلدون" اینجا چی‌کار داری؟"

174
00:07:52,740 --> 00:07:55,491
‫متاسفم. بیدارتون کردم؟

175
00:07:55,493 --> 00:07:58,294
‫معلومه که بیدارم کردی. ساعت هفت و نیمه.

176
00:07:58,296 --> 00:08:01,363
‫خب، من باید زودتر می‌رسیدم

177
00:08:01,365 --> 00:08:03,198
‫ولی بنا به دلایلی، خونه‌ات

178
00:08:03,200 --> 00:08:06,502
‫توی نقشه‌ی ستاره‌های هالیوود نیست.

179
00:08:06,504 --> 00:08:08,504
‫چی می‌خوای "شلدون"؟

180
00:08:08,506 --> 00:08:11,206
‫دوست دخترم بهم اشاره کرد

181
00:08:11,208 --> 00:08:14,477
‫که احتمالا من تو رو آزار دادم.

182
00:08:14,479 --> 00:08:17,046
‫به نظر آدم پشتیبانی میاد.

183
00:08:17,048 --> 00:08:19,815
‫به‌هرحال، می‌خواستم معذرت‌خواهی کنم.

184
00:08:19,817 --> 00:08:21,984
‫واقعا متاسفم.

185
00:08:21,986 --> 00:08:24,153
‫خیلی خب، بخشیدمت. شبت خوش.

186
00:08:24,155 --> 00:08:27,490
‫نه، نه، حالا که
‫همه‌چی بینمون حل شد

187
00:08:27,492 --> 00:08:30,242
‫می‌خواستم راجع به یه چیز دیگه باهات حرف بزنم.

188
00:08:30,244 --> 00:08:32,244
‫شلدون"، چند ساعت دیگه باید پاشم"

189
00:08:32,246 --> 00:08:36,832
‫دستشویی کنم و دور خونه سرگردون بشم.

190
00:08:41,237 --> 00:08:43,539
‫خب، پس سریع میگم.

191
00:08:43,541 --> 00:08:46,909
‫می‌خواستم راجع به مقاله‌ای که برای "لئونارد" فرستادی حرف بزنم

192
00:08:46,911 --> 00:08:48,844
‫می‌دونم که اون گفته که امیدوار کننده‌است

193
00:08:48,846 --> 00:08:50,596
‫و قراره که روش باهات همکاری کنه

194
00:08:50,598 --> 00:08:53,048
‫ولی حالا که من و تو دوباره باهم دوستیم

195
00:08:53,050 --> 00:08:54,517
‫من در اختیار تو هستم.

196
00:08:54,519 --> 00:08:56,352
‫رک بگم، قرض دادن اسمم

197
00:08:56,354 --> 00:08:59,104
‫و شهرتش کمک می‌کنه، چون خیلی از مردم فکر می‌کنن

198
00:08:59,106 --> 00:09:01,473
‫که تو آدمی هستی که قبلا مشهور و موفق بوده و حالا نیست.

199
00:09:01,475 --> 00:09:04,259
‫یا مُردی.

200
00:09:04,261 --> 00:09:07,897
‫باید خیلی خوش شانس باشم.

201
00:09:07,899 --> 00:09:10,098
‫خب، چی میگی؟

202
00:09:10,100 --> 00:09:12,201
‫می‌دونی، اگه برات مهم نیست

203
00:09:12,203 --> 00:09:14,236
‫فکر کنم پیش "لئونارد" بمونم.

204
00:09:14,238 --> 00:09:16,372
‫به خاطر اینکه من آزار دهنده‌ام، درسته؟

205
00:09:16,374 --> 00:09:18,240
‫می‌دونم همینه. بگو.

206
00:09:18,242 --> 00:09:19,942
‫بگو. بگو من آزار دهنده‌ام.

207
00:09:19,944 --> 00:09:21,293
‫- شب به خیر.
‫- بگو.

208
00:09:21,295 --> 00:09:23,445
‫آرتور" بگو".
‫بگو من آزار دهنده‌ام.

209
00:09:23,447 --> 00:09:25,113
‫بگو. بگو.

210
00:09:25,115 --> 00:09:27,466
‫من آزار دهنده‌ام. بگو.

211
00:09:27,468 --> 00:09:30,052
‫آزار دهنده‌ای!

212
00:09:33,500 --> 00:09:35,033
‫خب ، این حرفش اذیتم کرد

213
00:09:40,641 --> 00:09:42,691
‫اگه وقتی بچه بودم بهم می‌گفتی که

214
00:09:42,693 --> 00:09:44,527
‫یه روز کنار "پروفسور پروتون" کار علمی انجام میدم

215
00:09:44,529 --> 00:09:47,863
‫باورم نمیشد.

216
00:09:47,865 --> 00:09:49,331
‫اگه یکی بهم می‌گفت

217
00:09:49,333 --> 00:09:51,617
‫که مردم هنوز من رو "پروفسور پروتون" صدا خواهند کرد

218
00:09:51,619 --> 00:09:53,452
‫،وقتی که من هشتاد و سه سالمه

219
00:09:53,454 --> 00:09:56,188
‫هیچ وقت سیگار رو ترک نمی‌کردم.

220
00:09:58,742 --> 00:10:01,377
‫ببخشید دکتر"جفریز" خیلی هیجان زده‌ام.

221
00:10:01,379 --> 00:10:04,747
‫این ایده ی تیوب خلاء نانوی شما واقعا جالبه.

222
00:10:04,749 --> 00:10:05,748
‫"سلام "لئونارد.

223
00:10:05,750 --> 00:10:07,466
‫"اوه، سلام "آرتور.

224
00:10:07,468 --> 00:10:10,035
‫چه اتفاق عجیبی که شما هردوتاتون اینجایین.

225
00:10:10,037 --> 00:10:11,387
‫چرا عجیبه؟

226
00:10:11,389 --> 00:10:14,373
‫چون به طرز شگفت آوری، من هم دارم روزم رو

227
00:10:14,375 --> 00:10:17,376
‫با یه شخصیت علمی دوست داشتنی تلویزیونی برای بچه‌ها می‌گذرونم

228
00:10:17,378 --> 00:10:19,595
‫درست نیست؟ دوست جدید و همکارم

229
00:10:19,597 --> 00:10:21,730
‫بیل نای" پسر دانشمند".
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(شخصیت برنامه‌ی تلویزیونی)</font>

230
00:10:26,386 --> 00:10:29,655
‫ببخشید، تو رو با یه مدل جدیدتر عوض کردم.

231
00:10:30,657 --> 00:10:32,274
‫"ایول، "آرتور جفریز.

232
00:10:32,276 --> 00:10:33,558
‫ملاقات با شما باعث افتخاره.

233
00:10:33,560 --> 00:10:35,778
‫بدون برنامه‌های شما، برنامه‌های من هم شکل نمی‌گرفت.

234
00:10:35,780 --> 00:10:37,997
‫این همون چیزیه که من به وکیل‌هام گفتم.

235
00:10:39,565 --> 00:10:41,333
‫آقای "نای" سلام.

236
00:10:41,335 --> 00:10:44,086
‫متاسفم که اون شما رو قاطی این مزخرفات کرده.

237
00:10:44,088 --> 00:10:47,089
‫اون گفت من واسه یه کلاس سخنرانی می‌کنم.

238
00:10:47,091 --> 00:10:49,425
‫نه، من گفتم می‌خوام به یکی یه درسی بدیم.

239
00:10:49,427 --> 00:10:50,626
‫حالا بیا بریم.

240
00:10:52,295 --> 00:10:53,762
‫شما دارین روی چی کار می‌کنین؟

241
00:10:53,764 --> 00:10:55,798
‫اوه، ما داریم تیوب خلاء نانو می‌سازیم.

242
00:10:55,800 --> 00:10:57,049
‫اوه...

243
00:10:57,051 --> 00:10:58,583
‫جالبه.

244
00:10:58,585 --> 00:11:00,302
‫به اندازه‌ی کافی از من دزدی نکردی؟

245
00:11:00,304 --> 00:11:02,805
‫بکش عقب فُکُلی!

246
00:11:07,894 --> 00:11:09,311
‫آهای بچه‌ها...

247
00:11:09,313 --> 00:11:10,946
‫چی فکر می‌کنین؟

248
00:11:10,948 --> 00:11:13,232
‫ایول "پنی"، آفرین.

249
00:11:13,234 --> 00:11:15,117
‫ممنون.
‫هدف، چهار ممیز نود و نه دلار.

250
00:11:15,119 --> 00:11:16,285
‫میرم نوشیدنی بیارم.

251
00:11:17,854 --> 00:11:18,921
‫روی چی کار می‌کنی؟

252
00:11:18,923 --> 00:11:20,823
‫اوه، دارم برای مامانم یه گردنبند درست می‌کنم.

253
00:11:20,825 --> 00:11:21,907
‫خیلی قشنگه.

254
00:11:21,909 --> 00:11:23,108
‫آره، اون و بابام

255
00:11:23,110 --> 00:11:24,576
‫توی یه مسیر خیلی سختن

256
00:11:24,578 --> 00:11:25,628
‫من هم خواستم به مامانم بگم

257
00:11:25,630 --> 00:11:26,795
‫که بهش فکر می‌کنم.

258
00:11:26,797 --> 00:11:28,080
‫بینشون چه اتفاقی افتاده؟

259
00:11:28,082 --> 00:11:29,014
‫فقط یه کم مشکل

260
00:11:29,016 --> 00:11:30,549
‫رابطه برقرار کردن دارن.

261
00:11:30,551 --> 00:11:32,718
‫بابام میگه چون صدای مامانم

262
00:11:32,720 --> 00:11:34,053
‫مجبورش می‌کنه که بخواد گوش‌هاش رو بکنه

263
00:11:34,055 --> 00:11:35,120
‫و اون‌ها رو بدوزه بالای چشم‌هاش

264
00:11:35,122 --> 00:11:36,639
‫که هیچ وقت نتونه دوباره به مامانم نگاه کنه.

265
00:11:38,309 --> 00:11:39,458
‫سلام.

266
00:11:39,460 --> 00:11:40,510
‫- سلام بچه‌ها
‫- سلام

267
00:11:40,512 --> 00:11:41,777
‫ببینین کی اینجاست که

268
00:11:41,779 --> 00:11:45,064
‫یه یهودی رو بذاره توی شب جواهرات!

269
00:11:47,401 --> 00:11:49,685
‫اوه، حتما، پس اگه تو بگی ایرادی نداره.

270
00:11:50,771 --> 00:11:51,737
‫ببخشید دیر کردیم.

271
00:11:51,739 --> 00:11:53,105
‫می‌خواستم یه سر به آزمایشگاه بزنم

272
00:11:53,107 --> 00:11:55,758
‫و چندتا وسیله‌ی باحال‌تر بیارم که استفاده کنیم.

273
00:11:55,760 --> 00:11:57,660
‫- نمی‌دونستم می‌خوای دوباره برگردی.
‫- خب، هفته‌ی پیش

274
00:11:57,662 --> 00:11:58,861
‫خیلی خوب بود.

275
00:11:58,863 --> 00:12:02,081
‫به علاوه، فکر کردم ممکنه دوست داشته باشین یه مرد اینجا باشه

276
00:12:04,368 --> 00:12:06,919
‫اصلا بامزه نیست.

277
00:12:07,704 --> 00:12:09,589
‫خب، چه وسیله‌هایی آوردی؟

278
00:12:09,591 --> 00:12:11,090
‫هر چیزی که نیاز داریم تا الگوی جواهرات بسازیم.

279
00:12:11,092 --> 00:12:12,859
‫این یه کم نقره، یه ظرف ذوب فلز

280
00:12:12,861 --> 00:12:14,877
‫و یه شعله‌ی استیلن که ذوبش کنیم.

281
00:12:14,879 --> 00:12:16,829
‫اوه، به نظر باحال میاد.

282
00:12:16,831 --> 00:12:18,330
‫شاید بهتر باشه اول توی کار کردن با چسب وارد بشی

283
00:12:18,332 --> 00:12:21,300
‫قبل از اینکه بری طرف آتش.

284
00:12:21,302 --> 00:12:22,718
‫خب، اول نوبت کیه؟

285
00:12:22,720 --> 00:12:24,937
‫راجش" می‌خوای برای مامانت یه دستبند درست کنی"

286
00:12:24,939 --> 00:12:26,055
‫که با گردنبند سِت کنی؟

287
00:12:26,057 --> 00:12:27,557
‫نه، ممنون.

288
00:12:27,559 --> 00:12:29,192
‫من هم می‌خواستم برای مامانم گردنبند درست کنم

289
00:12:29,194 --> 00:12:31,611
‫ولی متاسفانه اون گردن نداره.

290
00:12:33,280 --> 00:12:36,515
‫فقط چونه هست و چربی و پا.

291
00:12:40,988 --> 00:12:42,705
‫خیلی خب، تقریبا آماده‌ی رفتنیم.

292
00:12:42,707 --> 00:12:45,041
‫همین که سیم‌ها رو وصل کنیم
‫می‌تونیم تیوب‌ها رو آزمایش کنیم

293
00:12:45,043 --> 00:12:48,327
‫خیلی هیجان انگیزه، احساس...

294
00:12:48,329 --> 00:12:51,080
‫احساس می‌کنم دوباره هفتاد و پنج سالمه.

295
00:12:54,518 --> 00:12:56,201
‫اوه خدایا.

296
00:12:56,203 --> 00:12:57,553
‫چی...چی شده؟

297
00:12:57,555 --> 00:12:58,721
‫"شلدون" برام یه عکس از خودش و "بیل"

298
00:12:58,723 --> 00:13:00,690
‫که دارن یخ در بهشت می‌خورن فرستاده.

299
00:13:03,727 --> 00:13:05,878
‫می‌تونم یه سوال ازت بپرسم؟

300
00:13:05,880 --> 00:13:06,979
‫آره، حتما.

301
00:13:06,981 --> 00:13:09,665
‫چرا تو "شلدون" رو تحمل می‌کنی و باهاش سر و کله میزنی؟

302
00:13:09,667 --> 00:13:13,569
‫اوه، می‌دونی، چون ما دوستیم.

303
00:13:14,988 --> 00:13:17,773
‫چرا؟

304
00:13:18,942 --> 00:13:20,776
‫خب، سوال‌های واقعا سختی می‌پرسی.

305
00:13:20,778 --> 00:13:22,061
‫آره.

306
00:13:22,063 --> 00:13:24,614
‫ببین، می‌دونم که اون می‌تونه آدم رو حسابی عصبانی کنه

307
00:13:24,616 --> 00:13:26,198
‫ولی چیزی که باید یادت باشه اینه که

308
00:13:26,200 --> 00:13:27,667
‫این کار رو از روی عمد نمی‌کنه.

309
00:13:27,669 --> 00:13:29,035
‫شخصیتشه.

310
00:13:29,037 --> 00:13:32,221
‫ولی اون وفادار و قابل اعتماد هم هست

311
00:13:32,223 --> 00:13:33,756
‫و ما باهم بهمون خوش می‌گذره...

312
00:13:33,758 --> 00:13:37,293
‫تو...می‌دونی داری یه سگ رو توصیف می‌کنی.

313
00:13:38,762 --> 00:13:40,596
‫اون یه بار من رو گاز گرفت.

314
00:13:42,015 --> 00:13:43,466
‫ولی برای دفاع ازش

315
00:13:43,468 --> 00:13:45,801
‫وقتی داشت غذا می‌خورد اومدم پشت سرش، پس...

316
00:13:45,803 --> 00:13:48,020
‫آره، اونها از این کار متنفرن.

317
00:13:50,274 --> 00:13:53,893
‫می‌دونی چیه، "شلدون" باهوش‌ترین کسیه که تا حالا دیدم.

318
00:13:53,895 --> 00:13:57,146
‫اون یه کم داغونه و به من نیاز داره.

319
00:13:58,448 --> 00:14:00,616
‫فکر کنم من هم بهش نیاز دارم.

320
00:14:00,618 --> 00:14:02,201
‫چرا؟

321
00:14:02,203 --> 00:14:04,954
‫پسر، بیخیال این قضیه نمیشی، نه؟

322
00:14:07,659 --> 00:14:09,108
‫اوه، خدایا.

323
00:14:09,110 --> 00:14:10,826
‫یه عکس دیگه از طرف "شلدون"؟

324
00:14:10,828 --> 00:14:12,545
‫"نه، باید برم دنبال "شلدون.

325
00:14:12,547 --> 00:14:15,715
‫بیل نای" توی یخ در بهشت فروشی پیچوندتش".

326
00:14:16,750 --> 00:14:19,785
‫احتمالا کیفش رو هم دزدیده.

327
00:14:23,674 --> 00:14:25,141
‫می‌دونی، اگه شما مایل باشید

328
00:14:25,143 --> 00:14:27,276
‫یه تکنیک هست که من می‌تونم یه تیکه از موهاتون رو بردارم

329
00:14:27,278 --> 00:14:29,061
‫تصفیه‌اش می‌کنم به گرد کربن

330
00:14:29,063 --> 00:14:30,596
‫و از دستگاه فشار هیدرولیکی توی محل کارم استفاده می‌کنم

331
00:14:30,598 --> 00:14:32,348
‫و تبدیلش می‌کنم به یه الماس ریزه میزه

332
00:14:32,350 --> 00:14:33,933
‫که دی.ان.اِی شما توشه.

333
00:14:33,935 --> 00:14:35,635
‫اوه، عالیه.

334
00:14:35,637 --> 00:14:37,153
‫آره. حلقه نامزدی "برنی" رو دیدی؟

335
00:14:37,155 --> 00:14:39,655
‫دقیقا از پشت مامانم در اومده.

336
00:14:39,657 --> 00:14:41,507
‫شوخی می‌کنه.

337
00:14:41,509 --> 00:14:44,410
‫اگه حقیقت داشت، خیلی خیلی بزرگتر بود.

338
00:14:46,680 --> 00:14:47,747
‫اسم من هاوارده".

339
00:14:47,749 --> 00:14:48,981
‫من می‌تونم مو رو به الماس تبدیل کنم.

340
00:14:48,983 --> 00:14:50,583
‫مامان من به طرز وحشتناکی چاقالوئه.

341
00:14:50,585 --> 00:14:52,918
‫".همه عاشق منن

342
00:14:52,920 --> 00:14:55,721
‫آهای، این دیگه از کجا اومد؟

343
00:14:55,723 --> 00:14:57,123
‫بهت میگم از کجا اومد.

344
00:14:57,125 --> 00:14:59,759
‫تنها کاری که تو می‌کنی اینه که من رو برای اومدن
‫به مهمونی دخترونه مسخره می‌کنی

345
00:14:59,761 --> 00:15:01,544
‫و حالا اینجایی و داری برای همه خرابش می‌کنی.

346
00:15:01,546 --> 00:15:02,828
‫راج" آروم باش"

347
00:15:02,830 --> 00:15:05,548
‫می‌خواد از موهامون الماس درست کنه.

348
00:15:06,550 --> 00:15:07,883
‫چجوری دارم همه‌چی رو خراب می‌کنم؟

349
00:15:07,885 --> 00:15:09,652
‫فقط دارم کمکتون می‌کنم جواهرات بهتری بسازین.

350
00:15:09,654 --> 00:15:11,804
‫ولی این درباره‌ی جواهر نیست.

351
00:15:11,806 --> 00:15:13,189
‫درباره‌ی من و داشتن یه جاییه

352
00:15:13,191 --> 00:15:15,224
‫که توش می‌تونم در مورد احساساتم درد دل کنم.

353
00:15:15,226 --> 00:15:18,561
‫از کی تا حالا نمی‌تونی با من درد دل کنی؟

354
00:15:18,563 --> 00:15:20,112
‫فقط یه چیز‌هایی هست

355
00:15:20,114 --> 00:15:22,231
‫که راحت ترم با دخترها در میون بذارم

356
00:15:22,233 --> 00:15:23,799
‫چون اون‌ها من رو مسخره نمی‌کنن

357
00:15:23,801 --> 00:15:25,618
‫یا برام اسم بذارن
‫یا ازم بپرسن که

358
00:15:25,620 --> 00:15:28,070
‫".کوترپالی قضیه‌رو زیادی گنده‌اش می‌کنه یا نه"

359
00:15:30,540 --> 00:15:34,176
‫رفیق، فقط داشتم شوخی می‌کردم.

360
00:15:34,178 --> 00:15:36,078
‫آره، خب، بعضی وقت‌ها شوخی‌هات آدم رو اذیت می‌کنه.

361
00:15:37,365 --> 00:15:38,714
‫خب، حق با توئه.

362
00:15:38,716 --> 00:15:39,965
‫من متوجه نبودم

363
00:15:39,967 --> 00:15:41,634
‫که دارم کاری می‌کنم این احساس رو داشته باشی.

364
00:15:43,003 --> 00:15:44,854
‫خیلی شجاع بودی که بهم گفتی.

365
00:15:44,856 --> 00:15:46,806
‫ممنون.

366
00:15:46,808 --> 00:15:48,307
‫آسون نبود.

367
00:15:50,577 --> 00:15:51,877
‫اون‌ها باهم سکس می‌کنن

368
00:15:51,879 --> 00:15:54,580
‫قبل اینکه من و "شلدون" این کار رو بکننیم، می‌دونم.

369
00:15:59,069 --> 00:16:00,236
‫"آرتور".

370
00:16:00,238 --> 00:16:01,553
‫"سلام "شلدون.

371
00:16:01,555 --> 00:16:03,406
‫سورپرایز شدم تو رو اینجا دیدم.

372
00:16:03,408 --> 00:16:05,157
‫آره من هم همینطور.

373
00:16:05,159 --> 00:16:07,243
‫یه جایی نزدیک طبقه‌ی سوم

374
00:16:07,245 --> 00:16:10,729
‫یه نور سفید دیدم.

375
00:16:12,949 --> 00:16:13,999
‫برم "لئونارد" رو بیارم.

376
00:16:14,001 --> 00:16:15,718
‫نه، نه، نه، من...

377
00:16:15,720 --> 00:16:17,620
‫من اینجا...من اینجام که تو رو ببینم.

378
00:16:17,622 --> 00:16:19,755
‫اگه امیدواری "بیل نای" رو ببینی

379
00:16:19,757 --> 00:16:21,707
‫نمی‌تونم کمکت کنم.

380
00:16:21,709 --> 00:16:23,008
‫متوجه شدم که اون الان

381
00:16:23,010 --> 00:16:26,245
‫بیل نای" مرد حکم منع ملاقاته ".

382
00:16:27,431 --> 00:16:28,714
‫نه، من...

383
00:16:28,716 --> 00:16:31,717
‫من داشتم فکر می‌کردم، اگه زحمتی نیست

384
00:16:31,719 --> 00:16:34,970
‫دوست دارم نظرت رو درباره‌ی مقاله‌ام بدونم.

385
00:16:34,972 --> 00:16:36,939
‫ممنون.

386
00:16:36,941 --> 00:16:38,190
‫باعث افتخاره.

387
00:16:38,192 --> 00:16:39,975
‫اوه، عالیه.

388
00:16:39,977 --> 00:16:41,644
‫خب، در واقع، نیازی بهش ندارم.

389
00:16:41,646 --> 00:16:44,230
‫ایمیلت رو هک کردم و خوندمش.

390
00:16:45,198 --> 00:16:48,067
‫و...چی فکر کردی؟

391
00:16:48,069 --> 00:16:50,619
‫خب، اولا، فکر می‌کنم اینکه

392
00:16:50,621 --> 00:16:52,822
‫تاریخ تولدت رو گذاشتی رمز ورودت

393
00:16:52,824 --> 00:16:55,241
‫خجالت آوره.

394
00:16:55,243 --> 00:16:57,409
‫ممنون.

395
00:16:58,795 --> 00:17:00,913
‫ثانیا، اممم...

396
00:17:00,915 --> 00:17:03,466
‫فکر می‌کنم مقاله‌ات خیلی عالی بود.

397
00:17:03,468 --> 00:17:06,952
‫خب، این...این واسم خیلی ارزش داره.

398
00:17:06,954 --> 00:17:09,138
‫می‌تونم واسه چایی دعوتت کنم داخل؟

399
00:17:09,140 --> 00:17:11,140
‫اوه، نه، نه، واقعا...

400
00:17:11,142 --> 00:17:12,624
‫باید...باید برم.

401
00:17:12,626 --> 00:17:13,976
‫سلام "آرتور". چطوری؟

402
00:17:13,978 --> 00:17:16,128
‫خب، فکر کنم یه فنجون چایی مشکلی نباشه.

403
00:17:24,303 --> 00:17:26,571
‫اوه، سلام رفیق، چه خبرا؟

404
00:17:26,573 --> 00:17:27,972
‫خب، من حس بدی داشتم

405
00:17:27,974 --> 00:17:29,675
‫بابت اینکه اون شب اونطوری رفتار کردم

406
00:17:29,677 --> 00:17:31,643
‫پس برات یه چیزی درست کردم.

407
00:17:31,645 --> 00:17:33,362
‫مجبور نبودی این کار رو بکنی.

408
00:17:33,364 --> 00:17:34,329
‫خب، باحال بود.

409
00:17:34,331 --> 00:17:35,664
‫از بعضی تکنیک‌های جواهر سازی

410
00:17:35,666 --> 00:17:36,832
‫که تو یادمون دادی استفاده کردم.

411
00:17:39,669 --> 00:17:42,587
‫یه سگگ کمربند شمشیر نوریه.

412
00:17:42,589 --> 00:17:44,989
‫ایول، خیلی باحاله.

413
00:17:44,991 --> 00:17:47,676
‫ممنون.اوه، بهتر هم میشه.

414
00:17:50,347 --> 00:17:52,347
‫ایول!

415
00:17:52,349 --> 00:17:53,665
‫و این بهترین قسمتش هم نیست.

416
00:17:53,667 --> 00:17:55,166
‫دیدی؟

417
00:17:55,168 --> 00:17:57,552
‫من هم یکی دارم.

418
00:17:59,105 --> 00:18:00,505
‫ببینش.

419
00:18:00,507 --> 00:18:02,808
‫می‌تونی مال خودت رو بپوشی و می‌تونیم باهم با شمشیر کوچولوهامون بجنگیم.

420
00:18:02,810 --> 00:18:04,676
‫هر وقت که خواستیم.

421
00:18:17,567 --> 00:18:21,036
‫آره، و هشتمین قسمت مورد علاقه‌ی من
‫"از برنامه‌ی "پروفسور پروتون

422
00:18:21,038 --> 00:18:22,371
‫موشک جوشان" بود".

423
00:18:22,373 --> 00:18:23,655
‫تو می‌گفتی :" پلاپ، پلاپ

424
00:18:23,657 --> 00:18:25,240
‫فیس، فیس

425
00:18:25,242 --> 00:18:27,543
‫".اوه چه قدره عالیه این

426
00:18:28,745 --> 00:18:29,795
‫یادته؟ یادت میاد؟

427
00:18:29,797 --> 00:18:30,996
‫یادته؟

428
00:18:32,382 --> 00:18:33,499
‫نمی‌تونه درست بشه. نمی‌تونه.

429
00:18:33,501 --> 00:18:34,833
‫- واقعا نمی‌تونه.
‫- اوه!

430
00:18:34,835 --> 00:18:36,218
‫همینجا صبر کن.

431
00:18:36,220 --> 00:18:37,169
‫میرم چندتا قرص جوشان میارم

432
00:18:37,171 --> 00:18:38,337
‫می‌تونیم اون موشک رو بسازیم

433
00:18:38,339 --> 00:18:40,222
‫"و پرتش کنیم طرف خونه‌ی "نای.

434
00:18:41,558 --> 00:18:43,809
‫تا وقتی که من صد و پنجاه متر ازش فاصله داشته باشم.

435
00:18:48,965 --> 00:18:50,399
‫پس تو، آه...

436
00:18:50,401 --> 00:18:53,068
‫تو...تو...

437
00:18:53,070 --> 00:18:55,154
‫مامان بزرگ مجرد داری؟

438
00:18:57,173 --> 00:18:58,741
‫متاسفم، دوتاشون متاهلن.

439
00:18:58,743 --> 00:19:02,728
‫خوبه.

440
00:19:02,730 --> 00:19:04,863
‫خوشبختن؟

441
00:19:07,800 --> 00:19:08,800
‫مترجم : شمیم
‫<font color=Red>Sham!m</font></font>

442
00:19:09,800 --> 00:19:10,800
‫<font face="century gothic" color="#f۲۶۵۲۲">© TvWorld Interpreters Group</font>
‫: <font face="century gothic" color="#۰۱۸۶۷e">TvWorld.iNFO</font> :..

