‫﻿۱
00:00:02,973 --> 00:00:04,679
‫هی، میشه کمک کنی غذاها رو دربیارم؟

2
00:00:04,680 --> 00:00:06,546
‫آره، فقط بذار اول اینارو جمع کنم.

3
00:00:06,548 --> 00:00:08,815
‫میدونی که اگه شلدون بعد از سال نو
‫چیزهای مربوط به

4
00:00:08,817 --> 00:00:10,417
‫کریسمس ببینه چیکار میکنه.

5
00:00:10,419 --> 00:00:12,819
‫آره، اما دیگه اینجا زندگی نمیکنه.

6
00:00:12,821 --> 00:00:14,554
‫،خب، تو وال‌مارت هم زندگی نمیکنه
‫اما هنوز چشم غره میره

7
00:00:14,556 --> 00:00:18,792
‫وقتی شیرینی های مربوط به
‫عید پاک رو میبینه.

8
00:00:18,794 --> 00:00:20,460
‫و این دقیقا همون کسیه که غر میزنه که

9
00:00:20,462 --> 00:00:23,897
‫بعد عید پاک نمیتونه شیرینی مخصوص عید
‫رو پیدا کنه.

10
00:00:25,400 --> 00:00:27,734
‫اوه، برنادت ـه. میگه دیر میرسن.

11
00:00:27,736 --> 00:00:29,169
‫،بچه روی هاوارد بالا آورد"

12
00:00:29,171 --> 00:00:32,105
‫".و هاوارد هم روی خودش بالا آورد

13
00:00:32,107 --> 00:00:35,241
‫خب، روی بچه حداقل بالا نیاورده. این
‫خودش یه برده.

14
00:00:36,411 --> 00:00:38,178
‫- سلام.
‫- سلام.

15
00:00:38,180 --> 00:00:39,579
‫سلام، خوشامدید. تکزاس چطور بود؟

16
00:00:39,581 --> 00:00:42,282
‫اوه، میدونی، ایالت تک ستاره.
‫(اشاره به ستاره روی پرچم تکزاس)

17
00:00:42,284 --> 00:00:44,017
‫امتیازش هم باید همین یه ستاره باشه.

18
00:00:44,019 --> 00:00:47,187
‫سفر خوبی نبود.

19
00:00:47,189 --> 00:00:48,288
‫خب، برگشتید دیگه.

20
00:00:48,290 --> 00:00:49,656
‫آره، هیچی مثل خونه ادم نمیشه.

21
00:00:49,658 --> 00:00:52,726
‫من... اه خدای من.
‫داروش ـه اون؟

22
00:00:52,728 --> 00:00:55,495
‫شما دیوونه ها مگه تقویم ندارید؟

23
00:00:55,497 --> 00:00:58,698
‫من بهش گفتم جمعش کنه، اما به
‫حرف من گوش نمیده.

24
00:01:00,168 --> 00:01:03,737
‫: جهان ما اول بسیار داغ و چگال بود :..

25
00:01:03,739 --> 00:01:07,073
‫: و در حدود چهارده میلیارد سال پیش شروع به انبساط کرد، اما :..

26
00:01:07,075 --> 00:01:08,742
‫: زمین شروع به سرد شدن کرد :..

27
00:01:08,744 --> 00:01:11,244
‫: گیاهان شکل گرفتند، انسان های اولیه ابزار ساختند :..

28
00:01:11,246 --> 00:01:13,713
‫: دیوارها را ساختیم، هرم ها را :..

29
00:01:13,715 --> 00:01:16,583
‫: ریاضی، علوم، تاریخ، کشف ناشناخته ها :..

30
00:01:16,585 --> 00:01:18,485
‫: همه با بیگ بنگ شروع شد :..

31
00:01:18,487 --> 00:01:19,453
‫: !بنگ :..

32
00:01:19,454 --> 00:01:21,454
‫تـی وـی وُرلـد » با افـتـخـار تـقـدیـم مـی کـنـد »
‫<font color="#f۲۶۵۲۲">[ TvWorld.info ]</font>

33
00:01:21,455 --> 00:01:23,455
‫ترجمه از اشکان
‫<font color=#۰۰۳۳cc>Chandler Bing</font>

34
00:01:25,565 --> 00:01:27,799
‫حداقل پرواز خوبی داشتید؟

35
00:01:27,801 --> 00:01:29,100
‫خوب بود.

36
00:01:29,102 --> 00:01:31,302
‫به جز شربت بدمزه ای که امی
‫بهم داد.

37
00:01:31,304 --> 00:01:34,005
‫تمام مسیر رو خوابیدم.

38
00:01:34,007 --> 00:01:37,142
‫خب، تو تکزاس چه اتفاقی افتاد
‫که اینقدر بد بوده؟

39
00:01:37,144 --> 00:01:38,576
‫،و قبل از سفر بعدی مون به کامیک کان

40
00:01:38,578 --> 00:01:40,712
‫اسم این  شربت رو باید بهم بگی.

41
00:01:40,714 --> 00:01:44,482
‫خب، داشتیم به خونه مامانم میرفتیم...

42
00:01:46,653 --> 00:01:50,288
‫چطوری سوار ماشین شدیم؟

43
00:01:50,290 --> 00:01:52,057
‫صبر کن.

44
00:01:52,826 --> 00:01:54,526
‫چیجوری سوار ماشینش کردی؟

45
00:01:54,528 --> 00:01:56,161
‫،یکی از اون چرخ ها رو اجازه کردم

46
00:01:56,163 --> 00:01:58,430
‫به سمت در ماشین هلش دادم
‫و گزاشتم قوانین فیزیک

47
00:01:58,432 --> 00:02:00,965
‫بقیه کارها رو انجام بدن.

48
00:02:03,770 --> 00:02:05,603
‫،خب، حالا که داریم میریم خونه مامانت

49
00:02:05,605 --> 00:02:09,407
‫شاید زمان خوبی باشه که بهش بگیم
‫باهمدیگه زندگی میکنیم.

50
00:02:09,409 --> 00:02:10,942
‫باید بهش بگیم؟

51
00:02:10,944 --> 00:02:14,179
‫واقعا نمیخوان نطق مذهبی اش رو بشنوم.

52
00:02:14,181 --> 00:02:16,347
‫شاید نطق نکنه.

53
00:02:16,349 --> 00:02:18,683
‫همیشه نطق میکنه.

54
00:02:18,685 --> 00:02:21,286
‫وقتی که خواهرم دوست پسرش رو معرفی
‫،کرد نطق کرد

55
00:02:21,288 --> 00:02:23,188
‫،برادرم و دوست دخترش

56
00:02:23,190 --> 00:02:25,356
‫پدرم و دوست دخترش.

57
00:02:26,359 --> 00:02:30,095
‫این یکی یه سری کلمات
‫غیر مسیحی توش داشت.

58
00:02:30,097 --> 00:02:32,530
‫خب، از من خوشش میاد.

59
00:02:32,532 --> 00:02:35,033
‫میدونی، احتمالش هست که با این
‫قضیه اکی باشه.

60
00:02:35,035 --> 00:02:37,068
‫اه، نمیدونم.

61
00:02:37,070 --> 00:02:39,170
‫من پسر ته تغاری اش هستم.

62
00:02:39,172 --> 00:02:42,874
‫و تو باکرگی ام رو گرفتی.

63
00:02:44,845 --> 00:02:47,746
‫مگه پسرها هم باکرگی دارن؟

64
00:02:49,807 --> 00:02:51,617
‫خدا میدونه اون پایین چه خبره.

65
00:02:51,641 --> 00:02:52,752


66
00:02:52,753 --> 00:02:54,252
‫به هرحال...

67
00:02:54,254 --> 00:02:56,788
‫خدا شکرت بابت غذاهایی که به زودی
‫دریافت خواهیم کرد

68
00:02:56,790 --> 00:02:58,857
‫و برای خوراکی که برای بدن هامون
‫فراهم کردی

69
00:02:58,859 --> 00:03:00,892
‫و دست هایی که آماده اش کردند
‫رو برکت ببخش.

70
00:03:00,894 --> 00:03:02,927
‫آمین.

71
00:03:02,929 --> 00:03:05,530
‫،با توجه به اینکه خودت غذا رو آماده کردی

72
00:03:05,532 --> 00:03:07,766
‫یه ذره زشت نیست که برای
‫خودت دعا میکنی؟

73
00:03:07,768 --> 00:03:10,401
‫اگه کلمات دعاها رو تغییر بدی، تا به خودت بیای

74
00:03:10,403 --> 00:03:14,572
‫میبینی که با یه گیتار تو کلیسا
‫داری شعر میخونی.

75
00:03:15,542 --> 00:03:18,910
‫ممنون بابت غذا... خیلی خوشمزه شده.

76
00:03:18,912 --> 00:03:20,678
‫اوه، نوش جان.

77
00:03:20,680 --> 00:03:22,313
‫خوشحال شدم دوتایی باهم امدید.

78
00:03:22,315 --> 00:03:23,748
‫خب بگو ببینم، چه خبرا؟

79
00:03:23,750 --> 00:03:27,318
‫خب، برنادت و هاوارد بچه دار شدند.

80
00:03:27,320 --> 00:03:29,521
‫اوه، چقدر خوب.

81
00:03:29,523 --> 00:03:34,692
‫خب، میخوان یهودی بزرگش کنند یا معمولی؟

82
00:03:38,698 --> 00:03:40,965
‫به تکزاس خوشامدی.

83
00:03:40,967 --> 00:03:44,235
‫به ما چیزی نگفتند.

84
00:03:45,338 --> 00:03:46,638
‫به هرحال، ما... ما هم یه

85
00:03:46,640 --> 00:03:48,373
‫خبری داشتیم که میخواستیم بهتون بگیم.

86
00:03:48,375 --> 00:03:50,875
‫اوه، صبر کن، صبر کن...
‫بهتر نیست اول غذا بخوریم؟

87
00:03:50,877 --> 00:03:53,678
‫میدونی، خب خدا با اینکه سرش شلوغه
‫وقت گذاشت تا

88
00:03:53,680 --> 00:03:55,947
‫این اسلاپی جو ها رو برکت ببخشه.
‫(ساندویچ گوشت چرخ کرده و پیاز و سس قرمز)
‫(جو شلخته)

89
00:03:55,949 --> 00:03:58,149
‫یالا شلی، خبرت رو بگو.

90
00:03:58,151 --> 00:04:00,885
‫خیلی خب، اما تقصیر توـه.

91
00:04:00,887 --> 00:04:05,290
‫امی و من داریم در معصیت باهمدیگه
‫،زندگی میکنیم

92
00:04:05,292 --> 00:04:08,560
‫مثل یه جفت نیویورکی.

93
00:04:08,562 --> 00:04:12,230
‫خب تا شما سرزنش مون کنید، من
‫میرم یه چاقو و چنگال بیارم.

94
00:04:12,232 --> 00:04:14,265
‫جو شاید شلخته باشه، اما شلدون نیست.

95
00:04:16,570 --> 00:04:18,570
‫،خب مرسی که بهم گفتید

96
00:04:18,572 --> 00:04:21,806
‫و من شخصا واقعا خوشحال شدم.

97
00:04:23,343 --> 00:04:24,976
‫چی؟

98
00:04:24,978 --> 00:04:27,846
‫چی؟ نمیخوای سرزنش کنی؟

99
00:04:27,848 --> 00:04:30,481
‫پس آتش جهنم چی شد؟

100
00:04:30,483 --> 00:04:32,617
‫نمیخوای بگی ما به جهنم میریم

101
00:04:32,619 --> 00:04:34,118
‫و منم در جواب میگفتم اندازه
‫پشه ها رو ندیدی اینجا؟

102
00:04:34,120 --> 00:04:35,286
‫من که میگم الانم تو جهنم ایم.

103
00:04:36,590 --> 00:04:39,624
‫بدیهیه که ترجیح میدادم باهم دیگه اول
‫،عروسی میکردید

104
00:04:39,626 --> 00:04:41,893
‫،اما با توجه به شرایط خاص موجود

105
00:04:41,895 --> 00:04:44,929
‫خیلی برات خوشحالم.

106
00:04:46,666 --> 00:04:51,102
‫و درباره کدوم شرایط خاص صحبت میکنید؟

107
00:04:51,104 --> 00:04:54,005
‫اوه، پسر، فکر کنم داره بد میشه.

108
00:04:55,208 --> 00:04:57,508
‫شلی، چطوری بهت بگم؟

109
00:04:57,510 --> 00:05:00,144
‫تا تولد سه سالگی ات، بیشتر از

110
00:05:00,146 --> 00:05:03,181
‫،هزار نوع قطار مختلف رو حفظ کرده بودی

111
00:05:03,183 --> 00:05:05,450
‫و من نمیتونم تصور کنم که

112
00:05:05,452 --> 00:05:09,854
‫زنی با این چیزها کنار بیاد.

113
00:05:12,726 --> 00:05:15,927
‫چی... پس، فکر کردی من تا آخر

114
00:05:15,929 --> 00:05:17,729
‫عمرم تنها میمونم؟

115
00:05:17,731 --> 00:05:19,898
‫نه، فقط قسمت میانی اش رو.

116
00:05:21,067 --> 00:05:23,501
‫به خاطر اینکه فکر کردم آخرش
‫برات پرستار میگیریم.

117
00:05:25,038 --> 00:05:27,472
‫خب، چه حرف توهین آمیزی.

118
00:05:27,474 --> 00:05:29,207
‫شلدون، شلوغش نکن.

119
00:05:29,209 --> 00:05:31,276
‫من بچه ای بودم که نگرانش بوده؟

120
00:05:31,278 --> 00:05:32,610
‫من یه برادر و خواهر دارم که

121
00:05:32,612 --> 00:05:34,345
‫توان ذهنی جفت شون روی همدیگه

122
00:05:34,347 --> 00:05:36,581
‫نمیتونه یه ساعت سیب زمینی ای
‫،رو روشن کنه

123
00:05:36,583 --> 00:05:38,349
‫اگه بهشون سیب زمینی رو نشون میدادم.

124
00:05:41,821 --> 00:05:43,454
‫اه، اه، اه، اه، اه.

125
00:05:43,456 --> 00:05:46,658
‫اه، اه، اه، اه، اه.

126
00:05:46,660 --> 00:05:47,659
‫چی؟

127
00:05:47,661 --> 00:05:48,993
‫،خب، من تو اتاقم بودم

128
00:05:48,995 --> 00:05:50,895
‫نمیتونستم بشنوم چی دارن میگن.

129
00:05:52,866 --> 00:05:55,199
‫ادامه اش رو من میگم.

130
00:05:55,201 --> 00:05:58,303
‫خیلی وقته تو اتاقه.

131
00:05:58,305 --> 00:06:01,172
‫برم باهاش صحبت کنم؟

132
00:06:01,174 --> 00:06:03,808
‫از دست من ناراحته. من باید
‫برم باهاش صحبت کنم.

133
00:06:07,380 --> 00:06:09,213
‫میخواید برید؟

134
00:06:09,215 --> 00:06:11,182
‫اه، خدا نه.

135
00:06:24,497 --> 00:06:28,266
‫شلدون، چی... چیکار داری میکنی؟

136
00:06:28,268 --> 00:06:31,469
‫فقط همون آدم غیر اجتماعی و عجیب غریبی

137
00:06:31,471 --> 00:06:34,672
‫هستم که مامانم فکر میکنه.

138
00:06:35,809 --> 00:06:38,242
‫حالا فهمیدی چرا نرفتم به اتاقش؟

139
00:06:39,546 --> 00:06:41,045
‫،شلدون، اگه میخوای ثابت کنی حرفم اشتباه بوده

140
00:06:41,047 --> 00:06:44,415
‫شورت که روی کله ات گذاشتی نظرم رو عوض نمیکنه.

141
00:06:45,385 --> 00:06:48,453
‫باله های غواصی رو نادیده میگیریم... خیلی خب.

142
00:06:48,455 --> 00:06:51,189
‫آره. نمیفهمم چرا طرف مامانم رو میگیری.

143
00:06:51,191 --> 00:06:54,192
‫چون دوست دختر من هستی، یعنی
‫تو هم غیر طبیعی هستی.

144
00:06:54,194 --> 00:06:56,361
‫فکر نمیکنم منظورشون این باشه.

145
00:06:56,363 --> 00:06:57,762
‫و؟

146
00:06:57,764 --> 00:07:00,531
‫دقیقا منظورش همین بود.

147
00:07:02,102 --> 00:07:04,202
‫باورتون میشه که مامانم فکر میکنه
‫ما دوتا غیر طبیعی هستیم؟

148
00:07:04,204 --> 00:07:05,870
‫اصلا و ابدا.

149
00:07:05,872 --> 00:07:07,138
‫خیلی بلند بود.

150
00:07:07,140 --> 00:07:09,674
‫اصلا و ابدا.

151
00:07:10,857 --> 00:07:12,322
‫خب، بعد از این من و شلدون

152
00:07:12,323 --> 00:07:13,990
‫برای یه مدت از خونه زدیم بیرون.

153
00:07:13,992 --> 00:07:16,426
‫خب، اول رفتیم کره بمالیم به پاهام
‫،تا باله های غواصی دربیاد

154
00:07:16,428 --> 00:07:17,760
‫و بعد رفتیم بیرون.

155
00:07:20,165 --> 00:07:22,231
‫میدونی، متاسفم که مامانت باعث شد
‫ناراحت بشی.

156
00:07:22,233 --> 00:07:24,734
‫،اما، میدونی، نهایتا مامانت اشتباه میکنه

157
00:07:24,736 --> 00:07:27,670
‫به خاطر اینکه تنها نیستی.

158
00:07:27,672 --> 00:07:29,372
‫حق با توـه.

159
00:07:29,374 --> 00:07:31,474
‫،من لئونارد، هاوارد و راج رو دارم

160
00:07:31,476 --> 00:07:34,277
‫،استوارت، پنی

161
00:07:34,279 --> 00:07:37,113
‫مامان لئونارد، برنادت، ویل ویتون...

162
00:07:37,115 --> 00:07:40,316
‫اون زنی که اون پاهای گنده ات رو کره
‫مالی کرد چی؟

163
00:07:41,152 --> 00:07:43,953
‫داشتم به ترتیب زمان آشنایی جلو میرفتم.

164
00:07:43,955 --> 00:07:45,888
‫تو دقیقا بین پدر کوترپالی

165
00:07:45,890 --> 00:07:48,925
‫و عمر، آدم یه چشم آب معدنی هستی.
‫(اشاره به تبلیغات تلویزیونی)

166
00:07:48,927 --> 00:07:51,761
‫خب، بیا اجازه ندیم سفرمون رو خراب کنه.

167
00:07:51,763 --> 00:07:53,496
‫میدونستم نباید هیچوقت بهش

168
00:07:53,498 --> 00:07:56,265
‫میگفتیم که داریم باهمدیگه زندگی میکنیم.

169
00:07:56,267 --> 00:07:57,900
‫بالاخره میفهمید.

170
00:07:57,902 --> 00:07:59,135
‫مخالفم.

171
00:07:59,137 --> 00:08:01,404
‫از سال ۱۸۵۹ میدونیم تکامل وجود داره.

172
00:08:01,406 --> 00:08:05,341
‫مامان من هنوز به نوح و باغ وحشش باور داره.

173
00:08:06,377 --> 00:08:07,710
‫اگه به حرفم گوش میکردی هیچ کدوم

174
00:08:07,712 --> 00:08:09,378
‫از این اتفاق ها نمیافتاد.

175
00:08:09,380 --> 00:08:12,048
‫،شلدون

176
00:08:12,050 --> 00:08:14,196
‫میدونستم مامانت با باهم زندگی کردن
‫ما مشکلی نداره

177
00:08:14,197 --> 00:08:16,130
‫چون قبلا خودم بهش گفته بودم.

178
00:08:18,319 --> 00:08:19,575
‫چرا همچین کاری کردی؟

179
00:08:19,773 --> 00:08:21,473
‫،خب این یه مشکل بالقوه بود

180
00:08:21,475 --> 00:08:23,208
‫به خاطر همین زودتر اقدام کردم

181
00:08:23,210 --> 00:08:25,978
‫و مشکل رو برای تو مدیریت کردم.

182
00:08:25,980 --> 00:08:29,548
‫مشکل رو مدیریت کردی؟

183
00:08:29,550 --> 00:08:30,749
‫درسته.

184
00:08:30,751 --> 00:08:33,685
‫پس مامانم فکر میکنه من قادر نیستم یه
‫،همدم پیدا کنم

185
00:08:33,687 --> 00:08:36,989
‫و همدم ام فکر میکنه من نمیتونم زندگی ام
‫رو اداره کنم.

186
00:08:36,991 --> 00:08:39,057
‫تمام زندگی ات رو که نه.

187
00:08:39,059 --> 00:08:40,892
‫مثلا علم، ترکوندی.

188
00:08:40,894 --> 00:08:43,495
‫مرتب کردن کشوی جوراب ها، سلطانی.

189
00:08:44,531 --> 00:08:47,332
‫،اما فهمیدن حسی که بقیه دارن

190
00:08:47,334 --> 00:08:49,368
‫هنوز نقطه ضعف اته.

191
00:08:49,370 --> 00:08:50,936
‫خیلی بهتر شدم.

192
00:08:50,938 --> 00:08:54,373
‫واقعا؟
‫الان من چه حسی دارم؟

193
00:08:54,375 --> 00:08:56,541
‫من از کجا بدونم.

194
00:08:57,478 --> 00:09:00,846
‫هیجان زده؟ میخاره؟
‫حرف اولش رو بگو.

195
00:09:00,848 --> 00:09:03,915
‫من و تو باهم رابطه داریم.

196
00:09:03,917 --> 00:09:05,884
‫،من تو نقاط ضعفت به تو کمک میکنم

197
00:09:05,886 --> 00:09:08,120
‫و تو هم به من.

198
00:09:08,122 --> 00:09:09,721
‫اگه من بدون گفتن به تو به مادرت

199
00:09:09,723 --> 00:09:11,390
‫زنگ میزدم چه حسی پیدا میکردی؟

200
00:09:11,392 --> 00:09:15,260
‫خوشحال میشدم که ذره ای علاقه
‫به خانواده من داری؟

201
00:09:15,262 --> 00:09:16,695
‫خوشحال؟

202
00:09:16,697 --> 00:09:19,164
‫چی... اصلا نمیتونستم حدس بزنم.

203
00:09:21,502 --> 00:09:23,802
‫- سلام.
‫- سلام بچه ها.

204
00:09:23,804 --> 00:09:25,971
‫- سلام.
‫- سلام. چه خانواده خوشگلی.

205
00:09:25,973 --> 00:09:28,206
‫- سلام.
‫- سلام.

206
00:09:29,643 --> 00:09:31,443
‫و دستیاران شون.

207
00:09:32,680 --> 00:09:34,680
‫بچه خوابه، میشه تو اتاق تون بذارمش؟

208
00:09:34,682 --> 00:09:36,315
‫- آره، برو.
‫- کمک میخوای؟

209
00:09:36,317 --> 00:09:38,183
‫نه، خودم میرم.

210
00:09:38,185 --> 00:09:40,452
‫داوت‌فایر، پاپینز، دنبالم بیاید.

211
00:09:43,190 --> 00:09:44,623
‫ببخشید دیر کردیم.

212
00:09:44,625 --> 00:09:46,858
‫اوه، این حرف ها چیه، امی و شلدون داشتن
‫از سفرشون به تکزاس

213
00:09:46,860 --> 00:09:48,126
‫برای ما تعریف میکردن.

214
00:09:48,128 --> 00:09:49,328
‫آره، بیا.

215
00:09:49,330 --> 00:09:50,495
‫برات از اول تعریف میکنم.

216
00:09:50,497 --> 00:09:52,564
‫چطوری سوار ماشین شدیم؟

217
00:09:52,566 --> 00:09:53,598
‫وایسا.

218
00:09:55,035 --> 00:09:57,636
‫خیلی خب، به مری گفتن که دارن
‫،باهم زندگی میکنند

219
00:09:57,638 --> 00:09:59,805
‫،و دعوا شد و شلدون ناراحت شد

220
00:09:59,807 --> 00:10:00,819
‫بعد یه شورت گذاشت روی سرش...

221
00:10:00,843 --> 00:10:01,774
‫،از قصد

222
00:10:01,775 --> 00:10:04,409
‫نه اون مدلی که تو دبیرستان پیش میومد.

223
00:10:04,411 --> 00:10:08,747
‫از قصد داشتم اینجوری رفتار میکردم.

224
00:10:08,749 --> 00:10:11,216
‫واقعا؟ پس میتونی کنترلش کنی؟

225
00:10:13,787 --> 00:10:15,220
‫خیلی خب. بعدش چی شد؟

226
00:10:15,222 --> 00:10:17,422
‫خب، راستش دیگه چیزی نمونده.

227
00:10:17,424 --> 00:10:19,991
‫من تصمیم گرفتم که مامانم
‫به این خاطر من هنوز بچه میدونه که

228
00:10:19,993 --> 00:10:22,027
‫،اون فاز بلوغ و سرکشی رو نگذروندم

229
00:10:22,029 --> 00:10:24,463
‫به خاطر همین رفتم یه
‫گوشواره گرفتم.

230
00:10:27,668 --> 00:10:30,202
‫مامانم مجبورم کرد درش بیارم.

231
00:10:32,906 --> 00:10:35,574
‫امی الکل بهش زد.

232
00:10:38,278 --> 00:10:41,713
‫و حالا هم اینجاییم.

233
00:10:41,715 --> 00:10:43,048
‫چیو از دست دادیم؟

234
00:10:43,050 --> 00:10:45,784
‫اگه سعی کنم هم نمیتونم توضیح بدم.

235
00:10:50,145 --> 00:10:53,713
‫خب بگو ببینم، شلدون با
‫گوشواره چطور بود؟

236
00:10:53,715 --> 00:10:55,448
‫شبیه دزددریایی که به اون یکی
‫دزد دریایی کمک میکنه
‫(اشاره به تبلیغات تلویزیونی)

237
00:10:55,450 --> 00:10:59,052
‫به اینترنت وصل بشه.

238
00:10:59,788 --> 00:11:01,154
‫خب تو و لئونارد چیکار کردید؟

239
00:11:01,156 --> 00:11:03,623
‫راستش ما دعوای بدی باهم داشتیم.

240
00:11:03,625 --> 00:11:05,425
‫شاید بدترین دعوایی باشه که تا به حال
‫داشتیم.

241
00:11:05,427 --> 00:11:06,459
‫اوه خدای من.
‫چی شد؟

242
00:11:06,461 --> 00:11:08,094
‫خب، شروع کرده بودیم تا

243
00:11:08,096 --> 00:11:10,297
‫،سریال لوک کیج رو پشت سرهم ببینیم

244
00:11:10,299 --> 00:11:12,632
‫،و خوب داشت پیش میرفت
‫،و بعد فهمیدم

245
00:11:12,634 --> 00:11:16,736
‫که دوتا اپیزود بدون من دیده.

246
00:11:16,738 --> 00:11:21,508
‫،مثل این بود که برای یه هدیه هیجان زده باشم
‫اما هدیه گندی از آب در آمد.
‫(.معنی جوراب هم میده)

247
00:11:22,511 --> 00:11:24,144
‫نمیفهمم چطور این قضیه

248
00:11:24,146 --> 00:11:25,812
‫به بدترین دعواتون منجر شده.

249
00:11:25,814 --> 00:11:28,114
‫مگه جوراب ها چشونه؟

250
00:11:28,116 --> 00:11:30,183
‫راستش رو بگم، شاید به خاطر درخت

251
00:11:30,185 --> 00:11:31,918
‫کریسمس حساس شده بودیم.

252
00:11:31,920 --> 00:11:34,054
‫درخت مگه چش بود؟

253
00:11:39,661 --> 00:11:40,860
‫الف خوشگلی شدی.

254
00:11:40,862 --> 00:11:42,195
‫اوه، آره؟

255
00:11:42,197 --> 00:11:46,333
‫و اون وقت تو فکر میکردی گوش های اسپاک
‫فقط بدرد کامیک کان میخورن.

256
00:11:46,335 --> 00:11:47,934
‫هی هی، یه مزرعه پیدا کردم

257
00:11:47,936 --> 00:11:49,936
‫که اجازه میدن خودت درختت رو قطع کنی.

258
00:11:49,938 --> 00:11:55,575
‫اوه، چه باحال، شبیه یه پاول بانیون
‫گوش نوک تیز میشم.
‫(یک چوپ بر غول پیکر در فرهنگ آمریکا)

259
00:12:02,751 --> 00:12:05,318
‫عجب ایده احمقانه ای بود.

260
00:12:05,320 --> 00:12:07,620
‫نه، چیزی که احمقانه است اینکه یه فیزیکدان

261
00:12:07,622 --> 00:12:09,622
‫نمیفهمه که وقتی تبر رو میچرخونی

262
00:12:09,624 --> 00:12:12,692
‫نباید ولش کنی.

263
00:12:12,694 --> 00:12:15,829
‫برای بار دهم، دستکش هام
‫لیز بود.

264
00:12:15,831 --> 00:12:17,130
‫اخ.

265
00:12:17,132 --> 00:12:20,567
‫هوا ۷۰ درجه بود، نیازی به دستکش نداشتی.

266
00:12:20,569 --> 00:12:23,870
‫میدونی که چقدر راحت دستم تاول میزنه.

267
00:12:23,872 --> 00:12:25,872
‫بله بله، کبود میشی، پوس میندازی.

268
00:12:25,874 --> 00:12:29,776
‫انگار با یه میوه خراب عروسی کردم.

269
00:12:29,778 --> 00:12:32,212
‫ببین، میتونیم دعوا کنیم بازم و شب
‫،مون رو خراب کنیم

270
00:12:32,214 --> 00:12:35,081
‫یا میتونیم سعی کنیم شب مون رو نجات بدیم.

271
00:12:35,083 --> 00:12:37,217
‫- باشه.
‫- مرسی.

272
00:12:44,359 --> 00:12:45,358
‫لئونارد؟

273
00:12:45,360 --> 00:12:46,526
‫بله.

274
00:12:46,528 --> 00:12:50,864
‫یه چیزی رو کاپوت هست.

275
00:12:57,572 --> 00:12:59,239
‫میخوای استراحت کنیم؟

276
00:12:59,241 --> 00:13:01,408
‫نمیخوام استراحت کنم.

277
00:13:01,410 --> 00:13:02,909
‫اگه میخوای استراحت کنی خجالت نکش بگو.

278
00:13:02,911 --> 00:13:05,011
‫اگه خواستم، بهت میگم.

279
00:13:05,013 --> 00:13:07,046
‫اخ.

280
00:13:07,048 --> 00:13:08,114
‫لئونارد؟

281
00:13:08,116 --> 00:13:09,282
‫بله؟

282
00:13:13,755 --> 00:13:15,588
‫یه درخت روته.

283
00:13:17,559 --> 00:13:20,093
‫اخ.

284
00:13:20,095 --> 00:13:21,261


285
00:13:22,864 --> 00:13:23,997


286
00:13:23,999 --> 00:13:24,931


287
00:13:24,933 --> 00:13:26,466
‫میخوای امشب تزئینش کنی؟

288
00:13:26,468 --> 00:13:28,935
‫آره، با بنزین و کبریت؟ حتما.

289
00:13:42,984 --> 00:13:46,753
‫امیدوارم هردو مون رو بکشه.

290
00:13:46,755 --> 00:13:48,855
‫،راستی اگه کسی پرسید

291
00:13:48,857 --> 00:13:52,525
‫تو کانال آسانسور همیشه یه درخت بود.

292
00:13:52,527 --> 00:13:56,229
‫خب برنادت، اگه من سعی کنم

293
00:13:56,231 --> 00:13:59,899
‫به بچه ات علاقه نشون بدم، قول میدی
‫مجبورم نکنی بهش دست بزنم؟

294
00:13:59,901 --> 00:14:01,968
‫حتما.

295
00:14:01,970 --> 00:14:04,537
‫هی، زندگی با بچه چطوره؟

296
00:14:05,640 --> 00:14:07,707
‫واقعا؟ هیچوقت نمیخوای به بچه شون
‫دست بزنی؟

297
00:14:07,709 --> 00:14:10,577
‫تا به امروز، هیچوقت به استوارت دست نزدم.

298
00:14:14,616 --> 00:14:18,451
‫همه چیز عالیه شلدون، ممنون.

299
00:14:20,222 --> 00:14:23,022
‫،اوه خواهش میکنم گریه نکن
‫التماست میکنم.

300
00:14:23,024 --> 00:14:24,924
‫دیگه نمیدونم چیکار کنم!

301
00:14:24,926 --> 00:14:28,094
‫سینه هام خالیه دیگه. لازانیا میخوای؟

302
00:14:31,700 --> 00:14:35,034
‫چیزی نیست، چیزی نیست.

303
00:14:35,036 --> 00:14:36,769


304
00:14:42,544 --> 00:14:44,744
‫خدایا ما چیکار کردیم؟

305
00:14:45,947 --> 00:14:50,149
‫،هی، دستمال بچه ابرقهرمان پیدا کردم

306
00:14:50,151 --> 00:14:53,052
‫بهترین راه برای مبارزه با شرارت...

307
00:14:53,054 --> 00:14:54,487
‫و پاک کردن باسن.

308
00:14:55,924 --> 00:14:57,624


309
00:14:57,626 --> 00:14:59,726
‫دو ساعت طول کشید تا خوابوندمش.

310
00:15:00,729 --> 00:15:04,464
‫اوه، بشین بشین، من میخوابونمش.

311
00:15:04,466 --> 00:15:07,233
‫،میدونی، تو هند، وقتی که برادرم اینجوری گریه میکرد

312
00:15:07,235 --> 00:15:09,002
‫خدمتکارها از خونه دورش میکردند

313
00:15:09,004 --> 00:15:11,404
‫تا دیگه صداش رو نشنویم.

314
00:15:12,674 --> 00:15:16,409
‫همیشه نه، بعضی وقت ها
‫هم ما میرفتیم.

315
00:15:19,347 --> 00:15:22,549
‫هی، خوابوندش.

316
00:15:22,551 --> 00:15:24,050
‫چقدر سریع.

317
00:15:24,052 --> 00:15:25,218
‫اوه، خیلی باهاش خوبه.

318
00:15:25,220 --> 00:15:29,122
‫آره، این موهبت رو داره.

319
00:15:29,124 --> 00:15:31,691
‫چی شده؟

320
00:15:31,693 --> 00:15:34,761
‫هیچی، اشک شوقه.

321
00:15:34,763 --> 00:15:36,796
‫اوه، خوبه.

322
00:15:36,798 --> 00:15:38,731
‫نه نیستند احمق جان.

323
00:15:40,902 --> 00:15:45,438
‫،چطور استوارت میتونه گریه اش رو بند بیاره
‫ولی من نمیتونم؟

324
00:15:45,440 --> 00:15:47,707
‫خب استوارت ـه دیگه.

325
00:15:47,709 --> 00:15:52,579
‫شاید خودش رو به مردن زده تا استوارت بره.

326
00:15:52,581 --> 00:15:54,981
‫خنده دار نیست.

327
00:15:54,983 --> 00:15:58,084
‫خسته است، خدایی خنده دار بود.

328
00:15:59,187 --> 00:16:02,322
‫همه مامان بهتری از من هستند.

329
00:16:02,324 --> 00:16:04,557
‫،هی، به خودت نگیر

330
00:16:04,559 --> 00:16:07,860
‫شاید بچه ات آدم عوضی ـه.

331
00:16:12,200 --> 00:16:14,701
‫وایسا ببینم، این داستان چطور تموم میشه؟

332
00:16:14,703 --> 00:16:18,137
‫بچه واقعا عوضیه یا برنادت مامان بدیه؟

333
00:16:19,341 --> 00:16:20,840
‫شلدون!

334
00:16:20,842 --> 00:16:22,075
‫چیه؟

335
00:16:22,077 --> 00:16:23,176
‫داستان از این هم پیچیده تر میشه؟

336
00:16:23,178 --> 00:16:25,144
‫اصلا بچه خودشون نیست؟

337
00:16:26,781 --> 00:16:27,880
‫نادیده اش بگیرید.

338
00:16:27,882 --> 00:16:29,749
‫چطوری گریه بچه رو بند آوردید؟

339
00:16:29,751 --> 00:16:33,119
‫اوه، فقط باهاش صحبت کردم.

340
00:16:33,121 --> 00:16:38,057
‫بهم گفتن که صدای من خواب به چشم
‫مردم میاره.

341
00:16:41,630 --> 00:16:43,730
‫بیچاره ها، حتما خیلی خسته اید.

342
00:16:43,732 --> 00:16:47,900
‫با وجود گریه ها واقعا خوابیدن سخته.

343
00:16:53,808 --> 00:16:55,842
‫چطور میتونه از من متنفر باشه؟

344
00:16:55,844 --> 00:16:58,945
‫من غذاش رو تو سینه ام آماده ام میکنم.

345
00:17:00,649 --> 00:17:05,318
‫مثل این میمونه که از دستگاه
‫بستنی ساز متنفر باشی.

346
00:17:05,320 --> 00:17:08,354
‫ازت متنفر نیست. اینقدر
‫این حرف رو نزن.

347
00:17:08,356 --> 00:17:11,891
‫حالا تو هم از من متنفری.

348
00:17:11,893 --> 00:17:14,394
‫نه ازت متنفر نیستم.

349
00:17:27,575 --> 00:17:31,277
‫اینجا نوشته ۸۰درصد از مادرهای جدید

350
00:17:31,279 --> 00:17:32,945
‫از افسردگی رنج میبرن.

351
00:17:32,947 --> 00:17:34,580
‫و بهترین کار اینکه بهشون بگیم

352
00:17:34,582 --> 00:17:37,250
‫که مادر خوبی هستند.

353
00:17:37,252 --> 00:17:38,217
‫،برنادت

354
00:17:38,219 --> 00:17:42,522
‫مادر خوبی هستی.

355
00:17:42,524 --> 00:17:45,858
‫مرسی شلدون.
‫الان حس بهتری دارم.

356
00:17:45,860 --> 00:17:47,460
‫ممنون اینترنت.

357
00:17:47,462 --> 00:17:49,162
‫،دارم بهت میگم، با فیلم درست یوتیوب

358
00:17:49,164 --> 00:17:51,831
‫میتونم عمل وازکتومی هم روی
‫هاوارد انجام بدم.

359
00:17:54,402 --> 00:17:56,436
‫خب بهتر شد حالا؟

360
00:17:56,438 --> 00:17:59,839
‫آره، بالاخره فهمیدم چطوری بچه رو بخوابونم.

361
00:17:59,841 --> 00:18:03,509
‫خواهش میکنم بگو از شربت جادویی
‫امی استفاده نکردی.

362
00:18:11,319 --> 00:18:13,052
‫- برنی؟

363
00:18:13,054 --> 00:18:14,120
‫خوابه.

364
00:18:14,122 --> 00:18:15,488
‫عالیه.

365
00:18:17,058 --> 00:18:20,426
‫و خودت کجایی؟

366
00:18:20,428 --> 00:18:22,628
‫این پایین.

367
00:18:32,874 --> 00:18:34,073
‫اوه.

368
00:18:34,075 --> 00:18:35,942
‫روش جدیدیه.

369
00:18:35,944 --> 00:18:37,376
‫دیگه نمیدونستم چیکار کنم.

370
00:18:37,378 --> 00:18:39,645
‫جواب داد.

371
00:18:39,647 --> 00:18:42,682
‫خب، میخواستم بگم خارج از عرف
‫،فکر کن

372
00:18:42,684 --> 00:18:44,917
‫اما... بیخیال.

373
00:18:47,422 --> 00:18:49,589
‫من نخوندون.

374
00:18:50,125 --> 00:18:53,126


375
00:18:53,128 --> 00:18:54,994
‫کمکت کنم دربیای؟

376
00:18:54,996 --> 00:18:56,763
‫فکر کنم دیگه اینجا زندگی کنم.

377
00:18:59,000 --> 00:19:01,100
‫خوبه.

378
00:19:01,102 --> 00:19:03,002
‫اشکال نداره اگه من برم بخوابم؟

379
00:19:03,004 --> 00:19:04,837
‫آره، برو.

380
00:19:09,444 --> 00:19:10,710
‫آفرین مامانی.

381
00:19:11,980 --> 00:19:13,446
‫بهت افتخار میکنم.

382
00:19:13,448 --> 00:19:17,416
‫گریه ام رو درنیار.

383
00:19:17,418 --> 00:19:20,286
‫شب بخیر.

384
00:19:20,288 --> 00:19:22,388
‫هر دو دخترم رو دوست دارم.

385
00:19:22,390 --> 00:19:24,557
‫ما هم تورو دوست داریم.

386
00:19:30,965 --> 00:19:32,498
‫باورم نمیشه تو گهواره جا شدی.

387
00:19:32,500 --> 00:19:35,434
‫میتونم توی سینک حموم کنم.

388
00:19:36,638 --> 00:19:39,071
‫نمیکنم، امام میتونم.

389
00:19:40,108 --> 00:19:41,941
‫خب تعطیلات تو چطور بود؟

390
00:19:41,943 --> 00:19:43,843
‫اوه، ممنون که پرسیدی.

391
00:19:43,845 --> 00:19:46,913
‫اه، من... رفتم مامان بزرگم رو ببینم.

392
00:19:46,915 --> 00:19:48,815
‫تو بیکرزفیلد ـه.

393
00:19:48,817 --> 00:19:51,918
‫اه، معمولا برادرم و خواهرم...

394
00:19:54,689 --> 00:19:56,889
‫اوه، بیخیال.

395
00:20:01,511 --> 00:20:02,743
‫خوش گذشت، مرسی.

396
00:20:02,745 --> 00:20:04,078
‫آره، مرسی.

397
00:20:04,080 --> 00:20:05,946
‫خواهش میکنم.
‫سرکار میبینم تون.

398
00:20:05,948 --> 00:20:07,148
‫صبح اول وقت اونجام.

399
00:20:07,150 --> 00:20:08,649
‫من نه، مرخصی بعد زایمان.

400
00:20:08,651 --> 00:20:10,050
‫یه مرد کوچک

401
00:20:10,052 --> 00:20:11,652
‫با زنش کثافتکاری میکنه

402
00:20:11,654 --> 00:20:14,255
‫و اون وقت بهش مرخصی میدن.

403
00:20:14,257 --> 00:20:16,457
‫مرخصی با حقوق، بدبخت.

404
00:20:20,530 --> 00:20:22,463
‫،بچه رو یادم رفت
‫هنوز عادت نکردم.

405
00:20:25,992 --> 00:20:32,792
‫<font color="red">©</font> TvWorld.info