‫﻿۱
00:00:02,755 --> 00:00:04,288
‫چه خبر از اون دختره که باهاش بیرون میری؟

2
00:00:04,290 --> 00:00:05,256
‫باهاش بهم زدم

3
00:00:05,258 --> 00:00:06,357
‫چرا؟

4
00:00:06,359 --> 00:00:07,925
‫بهم گفت نمیخواد دیگه من رو ببینه و

5
00:00:07,927 --> 00:00:10,828
‫حرفش رو زننده برداشت کردم

6
00:00:10,830 --> 00:00:13,364
‫فکر میکردم اوضاع داره خوب پیش میره
‫چه اتفاقی افتاد؟

7
00:00:13,366 --> 00:00:15,733
‫نمیدونم. حتی دلیلش رو هم بهم نگفت

8
00:00:15,735 --> 00:00:17,635
‫مشکلی نیست.
‫میتونیم حلش کنیم

9
00:00:17,637 --> 00:00:22,039
‫چرا زنها راج رو پس میزنند؟

10
00:00:22,041 --> 00:00:24,675
‫نمیشه این بازی رو بازی نکنیم؟

11
00:00:24,677 --> 00:00:28,112
‫بنظر شبیه بازی نمیاد

12
00:00:28,114 --> 00:00:29,380
‫به شلدون توجه نکن

13
00:00:29,382 --> 00:00:30,915
‫بابت جدایی متاسفم

14
00:00:30,917 --> 00:00:32,116
‫مشکلی نداره. من خوبم

15
00:00:32,118 --> 00:00:33,351
‫بایدم خوب باشی.

16
00:00:33,353 --> 00:00:36,053
‫همه‌ی اعضای یک گونه که
‫نمیتونن همراه خودشون رو پیدا کنن

17
00:00:36,055 --> 00:00:38,055
‫آیزاک نیوتن باکره مُرد

18
00:00:38,057 --> 00:00:40,558
‫ولی ببین به علم
‫چه خدمتی کرده!

19
00:00:40,560 --> 00:00:43,027
‫من باکره نیستم، شلدون

20
00:00:43,029 --> 00:00:46,864
‫حالا فکر میکنی بهتر از نیوتنی؟

21
00:00:46,866 --> 00:00:50,768
‫تعجبی نداره که
‫دخترا ازت خوششون نمیاد

22
00:00:50,770 --> 00:00:51,969
‫باید بهتر رفتار کنی

23
00:00:51,971 --> 00:00:53,404
‫خب خودش گفت مشکلی نداره

24
00:00:53,406 --> 00:00:55,606
‫بعضی وقتا مردم چیزایی میگن
‫که واقعا بهش باور ندارن

25
00:00:55,608 --> 00:00:57,408
‫این یه پارادوکسه

26
00:00:57,410 --> 00:00:59,110
‫،اگه به حرفی که الان زدی
‫،باور نداری

27
00:00:59,112 --> 00:01:01,913
‫پس یعنی به چیزی که گفتی
‫باور نداری

28
00:01:01,915 --> 00:01:04,048
‫،مواظب باش
‫این رو توی استارترک دیدم

29
00:01:04,050 --> 00:01:06,284
‫الان از گوشهاش
‫دود خارج میشه

30
00:01:07,854 --> 00:01:09,887
‫- سلام
‫- سلام پسرا، چه خبرا؟

31
00:01:09,889 --> 00:01:11,656
‫،من فکر میکردم بحث خوبی داشتیم

32
00:01:11,658 --> 00:01:14,559
‫ولی معلوم شد که من توهین آمیز
‫صحبت کردم

33
00:01:14,561 --> 00:01:16,427
‫پس عادی بوده

34
00:01:16,429 --> 00:01:18,462
‫شلدون، چکار کردی؟

35
00:01:18,464 --> 00:01:20,932
‫خب، داشتیم در مورد
‫جدایی اخیر راج صحبت میکردیم

36
00:01:20,934 --> 00:01:23,234
‫و ظاهرا من با اون
‫بی احساس برخورد کردم

37
00:01:23,236 --> 00:01:24,869
‫مشکلی نداره، من خوبم

38
00:01:24,871 --> 00:01:26,270
‫حرفش رو باور نکنید

39
00:01:26,272 --> 00:01:28,439
‫با یه باکره‌ی مُرده
‫مقایسه‌ش میکنی و

40
00:01:28,441 --> 00:01:30,508
‫یهو آدم بَده میشی!

41
00:01:31,744 --> 00:01:33,277
‫،شلدون، وقتی گفتم خوبم

42
00:01:33,279 --> 00:01:35,479
‫منظورم این بود که دیگه نمیخوام
‫در موردش صحبت کنم

43
00:01:35,481 --> 00:01:37,481
‫پس چرا همینو نگفتی؟

44
00:01:37,483 --> 00:01:39,450
‫بخاطر اینکه هیچکس اینکارو نمیکنه

45
00:01:39,452 --> 00:01:40,551
‫خب من ترجیح میدم مردم دقیقا چیزی

46
00:01:40,553 --> 00:01:41,886
‫که توی ذهنشونه رو بهم بگن

47
00:01:41,888 --> 00:01:43,387
‫،نه، نمیدی، اصلا نمیدی
‫،به هیچ وجه نمیدی

48
00:01:43,389 --> 00:01:45,590
‫"راستش نمیدونم چند بار بگم "نمیدی

49
00:01:45,592 --> 00:01:48,292
‫خب حتما آسونتر خواهد بود

50
00:01:48,294 --> 00:01:50,161
‫باورت نمیشه کشکمش برای

51
00:01:50,163 --> 00:01:53,064
‫تشخیص نشانه‌های احساسی
‫چقدر سخته

52
00:01:53,066 --> 00:01:54,966
‫مطمئنم هیچ فایده‌ای نداره

53
00:01:54,968 --> 00:01:57,068
‫- ممنون
‫- و همچنین یکم ناراحت کننده‌ست

54
00:01:57,070 --> 00:01:59,270
‫باشه، دیگه داری خودنمایی میکنی

55
00:02:00,406 --> 00:02:02,707
‫MIT تازگیا مطلبی در مورد تیمی از
‫خوندم که

56
00:02:02,709 --> 00:02:05,910
‫دارن روی دستگاهی که به شناخت
‫احساسات انسانی کمک میکنه، کار میکنن

57
00:02:05,912 --> 00:02:09,213
‫،و فکر میکنی میتونیم با استفاده از اونا
‫شلدون رو بازنویسی کنیم؟ چه باحال

58
00:02:10,450 --> 00:02:13,250
‫بنظر ۸۵ درصد مواقع درست عمل میکنه

59
00:02:13,252 --> 00:02:14,785
‫اوه، باورکردنش سخته

60
00:02:14,787 --> 00:02:16,787
‫که یه مشت دانشمند بیچاره و
‫بدون مهارتهای اجتماعی

61
00:02:16,789 --> 00:02:18,823
‫دستگاهی تولید کنن که

62
00:02:18,825 --> 00:02:20,057
‫این کار رو براشون انجام بده؟

63
00:02:20,059 --> 00:02:21,592
‫حرفمو پس میگیرم.
‫باور کردم

64
00:02:22,829 --> 00:02:25,429
‫باشه، من آشنا دارم  MIT اگه توی

65
00:02:25,431 --> 00:02:27,098
‫شاید بتونیم یه نمونه برای شلدون بگیریم

66
00:02:27,100 --> 00:02:28,933
‫نظرت چیه؟

67
00:02:28,935 --> 00:02:32,570
‫،دستگاهی که احساسات رو شناسایی میکنه
‫وسوسه کننده‌ست

68
00:02:32,572 --> 00:02:35,573
‫میتونه کمکم کنه که
‫دوست باملاحظه‌تری باشم

69
00:02:35,575 --> 00:02:37,108
‫اینطوری خیلی خوب میشه

70
00:02:37,110 --> 00:02:38,709
‫،همچنین بهم کمک میکنه دشمنانم رو بشناسم

71
00:02:38,711 --> 00:02:41,946
‫با ترسهاشون آشنا بشم و
‫بعدش

72
00:02:41,948 --> 00:02:45,516
‫میتونم از اون ترسها برای
‫نابودیشون استفاده کنم

73
00:02:46,719 --> 00:02:49,654
‫من از همون کاربرد اولش خوشم اومد

74
00:02:49,656 --> 00:02:53,290
‫♪  جهان ما اول بسیار داغ و چگال بود  ♪

75
00:02:53,292 --> 00:02:56,661
‫♪  و در حدود چهارده میلیارد سال پیش شروع به انبساط کرد، اما  ♪

76
00:02:56,663 --> 00:02:58,262
‫♪  زمین شروع به سرد شدن کرد  ♪

77
00:02:58,264 --> 00:03:00,798
‫♪  گیاهان شکل گرفتند، انسان های اولیه ابزار ساختند  ♪

78
00:03:00,800 --> 00:03:03,467
‫♪  دیوارها را ساختیم، هرم ها را  ♪

79
00:03:03,469 --> 00:03:06,137
‫♪  ریاضی، علوم، تاریخ، کشف ناشناخته ها  ♪

80
00:03:06,139 --> 00:03:08,039
‫♪  همه با بیگ بنگ شروع شد  ♪

81
00:03:08,041 --> 00:03:08,530
‫♪ بنگ! ♪

82
00:03:08,531 --> 00:03:10,531
‫«تـی وـی وُرلـد » با افـتـخـار تـقـدیـم مـی کـنـد
‫<font color="#f۲۶۵۲۲">[ TvWorld.info ]</font>

83
00:03:10,532 --> 00:03:12,532
‫ترجمه از: عـلـیرضـا
‫<font color=RoyalBlue >AlirezAlirezA</font></font>

84
00:03:15,210 --> 00:03:16,576
‫،حالا که شلدون از خونه رفته

85
00:03:16,578 --> 00:03:18,445
‫تصمیم گرفتید با اتاقش چکار کنین؟

86
00:03:18,447 --> 00:03:22,048
‫داشتم به کتابخونه یا اتاق بازی فکر میکردم

87
00:03:22,050 --> 00:03:23,850
‫میتونی یه اتاق قطار درست کنی

88
00:03:23,852 --> 00:03:25,452
‫من قطار دوست ندارم
‫تو قطار دوست داری

89
00:03:25,454 --> 00:03:28,188
‫میدونم، و ایمی گفت که نمیتونم
‫اتاق قطار داشته باشم

90
00:03:29,524 --> 00:03:32,425
‫بهم گفتن  MIT شلدون همین الان اعضای

91
00:03:32,427 --> 00:03:34,094
‫که یه دستگاه نمونه

92
00:03:34,096 --> 00:03:35,195
‫برای تست میفرستن

93
00:03:35,197 --> 00:03:36,696
‫عالیه

94
00:03:36,698 --> 00:03:38,098
‫البته نمیدونم در مورد اینکه با من
‫مثل یه موش آزمایشگاهی

95
00:03:38,100 --> 00:03:40,066
‫برخورد میکنن
‫چه احساسی داشته باشم

96
00:03:40,068 --> 00:03:43,169
‫،خب وقتی اون دستگاه رو گرفتی
‫میتونی بفهمی

97
00:03:43,171 --> 00:03:45,472
‫شاید بتونم ازش برای اینکه بفهمم

98
00:03:45,474 --> 00:03:48,174
‫،چرا دخترا من رو ترک میکنن
‫استفاده کنم

99
00:03:48,176 --> 00:03:50,443
‫،برای این کار نیازی به دستگاه نداری
‫فقط برای همشون

100
00:03:50,445 --> 00:03:51,811
‫یه برگه نظرسنجی بفرست و
‫بگو اگه سوالات رو جواب بدن

101
00:03:51,813 --> 00:03:54,547
‫ممکنه برنده‌ی جایزه بشن

102
00:03:54,549 --> 00:03:57,217
‫راستش، فکر بدی هم نیست.
‫شاید بتونم

103
00:03:57,219 --> 00:04:00,153
‫همشون رو دور هم جمع کنم و
‫یه گروه درست کنم

104
00:04:00,155 --> 00:04:01,354
‫که بفهمم مشکل من چیه

105
00:04:01,356 --> 00:04:04,357
‫،نه، راج
‫این فکر افتضاحیه

106
00:04:04,359 --> 00:04:05,692
‫آره، داشتم شوخی میکردم

107
00:04:05,694 --> 00:04:07,394
‫واقعا؟

108
00:04:07,396 --> 00:04:09,362
‫:یه نکته‌ی کوچیک
‫،وقتی میخوای جوکهات خنده دار باشن

109
00:04:09,364 --> 00:04:12,866
‫"آخرشون بگو "واکا واکا" یا "چا چا چا

110
00:04:14,936 --> 00:04:17,570
‫یه خبر خوب!
‫،تلویزیونی که میخواستم

111
00:04:17,572 --> 00:04:19,806
‫توی اتاق بازی جا میشه
‫،و اگه پرده‌ها رو باز کنم

112
00:04:19,808 --> 00:04:22,642
‫میتونم از دفترم هم ببینمش

113
00:04:22,644 --> 00:04:24,744
‫میتونی یه مدت عقب بندازیش؟

114
00:04:24,746 --> 00:04:26,813
‫برادرم چند هفته دیگه میخواد بیاد اینجا

115
00:04:26,815 --> 00:04:29,115
‫اوه، باشه، حتما.
‫مگه برادرت چکار میخواد بکنه؟

116
00:04:29,117 --> 00:04:31,551
‫،پدرم گفت اگه میتونم
‫برای برادرم توی شرکت کار پیدا کنم

117
00:04:31,553 --> 00:04:33,653
‫این فکر خوبیه؟

118
00:04:33,655 --> 00:04:35,488
‫منظورم اینه که فکر میکنی
‫کسی که

119
00:04:35,490 --> 00:04:37,190
‫،مدتی بخاطر فروش مواد
‫زندانی بوده، مورد خوبیه؟

120
00:04:37,192 --> 00:04:39,325
‫خب، من مواد دارویی میفروشم

121
00:04:39,327 --> 00:04:43,396
‫بنظرم زیاد فرقی ندارن

122
00:04:43,398 --> 00:04:45,365
‫خب، مطمئنم خوشحال میشه که

123
00:04:45,367 --> 00:04:49,702
‫،نمونه‌هاش رو بجای کلیه
‫توی کیف دستی جابجا کنه

124
00:04:51,072 --> 00:04:52,939
‫فکر میکنی چقدر اینجا می‌مونه؟

125
00:04:52,941 --> 00:04:55,108
‫مطمئن نیستم، شاید برای چند روز

126
00:04:55,110 --> 00:04:57,243
‫،مگر اینکه شغل پیدا کنه
‫که دیگه معلوم نیست

127
00:04:57,245 --> 00:04:58,912
‫"معلوم نیست"
‫جالبه

128
00:04:58,914 --> 00:05:00,580
‫یعنی باید هر روز صبح بیدار بشم و

129
00:05:00,582 --> 00:05:02,649
‫ببینم هنوز اینجاست یا نه

130
00:05:02,651 --> 00:05:05,452
‫تو که باهاش مشکلی نداری، مگه نه؟

131
00:05:05,454 --> 00:05:07,353
‫معلومه که نه، اون برادرته

132
00:05:07,355 --> 00:05:09,222
‫ممنون، تو بهترینی

133
00:05:09,224 --> 00:05:11,724
‫یادته اون بار که
‫تلویزیون جدید از دیوار افتاد

134
00:05:11,726 --> 00:05:13,560
‫و ما رو از هم جدا کرد

135
00:05:15,897 --> 00:05:17,664
‫این دستگاه خیلی باحاله

136
00:05:17,666 --> 00:05:18,965
‫با استفاده از

137
00:05:18,967 --> 00:05:21,968
‫،سیگنال وایرلس
‫تغییرات تنفس و ضربان قلب رو

138
00:05:21,970 --> 00:05:23,570
‫اندازه گیری میکنه

139
00:05:23,572 --> 00:05:25,338
‫واقعا جالبه یه دستگاه
‫میتونه چنین کاری انجام بده

140
00:05:25,340 --> 00:05:26,306
‫آره

141
00:05:26,308 --> 00:05:27,640
‫وقتی که زمان خیزش روبات ها
‫،فرا برسه

142
00:05:27,642 --> 00:05:28,942
‫میفهمن که من همیشه

143
00:05:28,944 --> 00:05:31,044
‫به دنبالشون بودم

144
00:05:32,013 --> 00:05:33,913
‫نمایشگر با گوشیت
‫سینک میشه

145
00:05:33,915 --> 00:05:35,482
‫امتحانش کن

146
00:05:35,484 --> 00:05:36,616
‫خیلی خب

147
00:05:36,618 --> 00:05:38,051
‫من به چندتا عکس
‫که باعث

148
00:05:38,053 --> 00:05:39,886
‫،واکنش سریع میشن، نگاه میکنم
‫و میبینیم که

149
00:05:39,888 --> 00:05:42,322
‫دستگاه میتونه درست
‫شناسایی کنه یا نه

150
00:05:42,324 --> 00:05:43,756
‫،خیلی خب، یادت باشه
‫،"فقط میتونه "خوشحالی"، "ناراحتی

151
00:05:43,758 --> 00:05:44,891
‫"عصبانیت" و "هیجان زدگی"
‫رو نشون بده

152
00:05:44,893 --> 00:05:46,159
‫نه احساساتی مثل

153
00:05:46,161 --> 00:05:48,495
‫"من با زندگیم چکار کردم؟"

154
00:05:51,666 --> 00:05:54,968
‫خیلی خب، دارم
‫به اولین عکس نگاه میکنم

155
00:05:54,970 --> 00:05:57,804
‫تو...

156
00:05:57,806 --> 00:05:59,038
‫خوشحالی؟

157
00:05:59,040 --> 00:06:01,674
‫آره، دارم به توله سگها
‫نگاه میکنم

158
00:06:01,676 --> 00:06:04,444
‫یکی داره دندونهای ریز و تیزشون رو
‫،نادیده میگیره

159
00:06:04,446 --> 00:06:05,812
‫ولی بگذریم

160
00:06:06,781 --> 00:06:08,781
‫- یکی دیگه امتحان میکنیم
‫- اوکی

161
00:06:09,651 --> 00:06:11,417
‫میگه من چه احساسی دارم؟

162
00:06:11,419 --> 00:06:13,119
‫ناراحتی

163
00:06:13,121 --> 00:06:15,588
‫آره، دارم به عکس
‫مادربزرگم نگاه میکنم

164
00:06:15,590 --> 00:06:18,825
‫با عقل جور در میاد، چونکه
‫فوت کرده و دلت براش تنگ شده

165
00:06:18,827 --> 00:06:20,393
‫آره

166
00:06:20,395 --> 00:06:22,529
‫و نگران این هستی که
‫گردنت مثل اون، چروکیده بشه

167
00:06:25,467 --> 00:06:28,134
‫حالا میگه که
‫عصبی هستی

168
00:06:28,136 --> 00:06:30,570
‫یکم جنبه داشته باش

169
00:06:33,575 --> 00:06:34,574
‫،خیلی خب، امیلی

170
00:06:34,576 --> 00:06:35,909
‫آره، عالیه

171
00:06:35,911 --> 00:06:37,510
‫میبینمت

172
00:06:37,512 --> 00:06:39,612
‫امیلی همون دوست دختر سابقت؟

173
00:06:39,614 --> 00:06:41,014
‫آره، دارم همه‌شون رو
‫دور هم جمع میکنم

174
00:06:41,016 --> 00:06:42,849
‫که در مورد

175
00:06:42,851 --> 00:06:43,950
‫دلیلشون برای جدایی از من

176
00:06:43,952 --> 00:06:45,885
‫و اینکه چطور میتونم
‫دوست پسر بهتری باشم، صحبت کنیم

177
00:06:45,887 --> 00:06:47,353
‫اوه، خدا، واقعا
‫میخوای انجامش بدی؟

178
00:06:47,355 --> 00:06:48,955
‫مشکلت چیه؟

179
00:06:48,957 --> 00:06:50,924
‫میخوایم همین رو بفهمیم

180
00:06:52,594 --> 00:06:54,294
‫چرا باید این کار رو
‫انجام بدی، راج؟

181
00:06:54,296 --> 00:06:56,996
‫،خب، من برای رشد شخصی
‫نیاز به اطلاعات دارم

182
00:06:56,998 --> 00:06:58,665
‫،تو اطلاعات بدست نمیاری

183
00:06:58,667 --> 00:07:01,935
‫فقط ازت انتقاد میشه و
‫به احساساتت ضربه میخوره

184
00:07:01,937 --> 00:07:03,136
‫،نگران نباش
‫من یه مرد بالغم

185
00:07:03,138 --> 00:07:04,737
‫دیگه پوست کلفت شدم

186
00:07:04,739 --> 00:07:05,872
‫تو خیلی احمقی

187
00:07:05,874 --> 00:07:07,473
‫هی!

188
00:07:10,278 --> 00:07:12,745
‫هی، میتونی به رزومه‌ی برادرم
‫نگاهی بندازی؟

189
00:07:12,747 --> 00:07:14,380
‫میخوام کمکش کنم که
‫یکم مرتبش کنه

190
00:07:14,382 --> 00:07:15,748
‫آره، حتما

191
00:07:17,819 --> 00:07:20,653
‫واقعا با یه شرکت داروسازی کار کرده؟

192
00:07:20,655 --> 00:07:23,690
‫تا قبل از اینکه دستگیرش کنن، نمیدونست.
‫ولی آره

193
00:07:24,893 --> 00:07:27,594
‫هی، لئونارد، اگه خوشحالی
‫،و این رو میدونی

194
00:07:27,596 --> 00:07:28,962
‫،لازم نیست برام دست بزنی

195
00:07:28,964 --> 00:07:33,199
‫چونکه من "احساس‌یاب" دارم

196
00:07:33,201 --> 00:07:34,367
‫تا حالا چطور بوده؟

197
00:07:34,369 --> 00:07:35,602
‫به طرز شگفت انگیزی عالی!

198
00:07:35,604 --> 00:07:36,936
‫عالیه. برات خوشحالم

199
00:07:36,938 --> 00:07:39,105
‫نه، صبر کن، وایسا

200
00:07:39,107 --> 00:07:41,541
‫اوه، واقعا هستی!
‫چقدر خوب

201
00:07:43,078 --> 00:07:44,410
‫اون چیه؟ داری روی
‫رزومه‌ت کار میکنی؟

202
00:07:44,412 --> 00:07:45,612
‫نه، مال برادرمه.
‫دارم سعی میکنم

203
00:07:45,614 --> 00:07:47,080
‫که اینجا براش شغل پیدا کنم

204
00:07:47,082 --> 00:07:49,816
‫اوه! و این لئونارد رو
‫عصبی میکنه!

205
00:07:51,086 --> 00:07:52,719
‫نه، نمیکنه

206
00:07:52,721 --> 00:07:55,488
‫چی، لئونارد، نقش بازی نکن.
‫صورت عصبی رو از روی شکلش تشخیص میدم

207
00:07:55,490 --> 00:07:58,391
‫این آدم عصبی و ناراحت رو
‫روی صفحه‌م میبینم

208
00:07:59,361 --> 00:08:01,527
‫چی؟ واقعا در مورد
‫اومدنِ "رندال" ناراحتی؟

209
00:08:01,529 --> 00:08:04,130
‫- نه
‫- آره

210
00:08:04,132 --> 00:08:07,033
‫- گفتم نه
‫- اینقدر شبیهته انگار دوقلویید

211
00:08:07,035 --> 00:08:10,169
‫لئونارد، اگه در این مورد
‫عصبی هستی، بهم بگو

212
00:08:10,171 --> 00:08:11,838
‫باشه

213
00:08:11,840 --> 00:08:14,641
‫،قبل از اینکه ازم بپرسی
‫برادر مواد فروشت رو

214
00:08:14,643 --> 00:08:17,677
‫دعوت کردی که خدا میدونه
‫چند روز میخواد اینجا بمونه

215
00:08:17,679 --> 00:08:18,811
‫اون برادرمه!

216
00:08:18,813 --> 00:08:20,213
‫فکر نمیکردم به اجازه‌ی تو
‫نیازی داشته باشم

217
00:08:20,215 --> 00:08:22,181
‫،خب، هی
‫الان پنی هم عصبانی‌ـه

218
00:08:22,183 --> 00:08:24,751
‫واقعا داره عالی کار میکنه

219
00:08:29,538 --> 00:08:31,773
‫من نمیگم لازم بود
‫اجازه‌ی من رو داشته باشی

220
00:08:31,774 --> 00:08:33,004
‫ولی میتونستی حداقل
‫قبل از اینکه بهش جواب مثبت بدی

221
00:08:33,005 --> 00:08:34,237
‫در موردش با من صحبت کنی

222
00:08:34,239 --> 00:08:36,206
‫مثل همون موقع که تو
‫در مورد اتاق بازیت به من گفتی؟

223
00:08:36,208 --> 00:08:37,541
‫اتاق بازی ما!

224
00:08:37,543 --> 00:08:40,310
‫میخواستم داخلش
‫عطر معطر هم بذارم

225
00:08:40,312 --> 00:08:42,646
‫هنوزم عصبیه

226
00:08:42,648 --> 00:08:44,548
‫لذت بردن از دعواشون کافیه

227
00:08:45,884 --> 00:08:47,117
‫اول خودت بکش کنار!

228
00:08:48,687 --> 00:08:49,753
‫اگه اینقدر در موردش
‫،ناراحت بودی

229
00:08:49,755 --> 00:08:51,354
‫،چرا موقعی که بهت گفتم
‫چیزی بهم نگفتی؟

230
00:08:51,356 --> 00:08:53,557
‫چونکه نمیخواستم مثل
‫یه عوضی بنظر برسم

231
00:08:53,559 --> 00:08:55,358
‫خب، الان که شبیهشون شدی.
‫من نمیفهمم اگر داداشم بیاد و

232
00:08:55,360 --> 00:08:57,360
‫یه مدت بمونه، چه اشکالی داره؟

233
00:08:57,362 --> 00:08:59,463
‫،اگه کار پیدا کنه
‫برای همیشه اینجا می‌مونه!

234
00:08:59,465 --> 00:09:01,031
‫خونه‌ برای خودش پیدا میکنه!

235
00:09:01,033 --> 00:09:02,566
‫تا حالا خونه داشته؟

236
00:09:02,568 --> 00:09:03,500
‫آره!

237
00:09:03,502 --> 00:09:04,601
‫اونجا یه توالت فلزی

238
00:09:04,603 --> 00:09:06,369
‫کنار تختش داشته؟

239
00:09:07,206 --> 00:09:08,638
‫بازم حسابه

240
00:09:08,640 --> 00:09:10,574
‫این هیچ فرقی

241
00:09:10,576 --> 00:09:12,409
‫با اینکه من رو مجبور میکنی
‫با شلدون زندگی کنم نداره

242
00:09:12,411 --> 00:09:13,477
‫هی!

243
00:09:13,479 --> 00:09:16,546
‫من از سریال عسلی‌ـم رو
‫بهت میدم!

244
00:09:17,516 --> 00:09:20,417
‫آخر هر ماه فقط
‫یه قبض بهم نشون میدی!

245
00:09:22,521 --> 00:09:23,720
‫دخالت نکن

246
00:09:23,722 --> 00:09:25,088
‫تو و اون ماشین مسخره‌ت
‫این دعوا رو شروع کردین!

247
00:09:25,090 --> 00:09:27,324
‫شانس آوردی که
‫،"احساس یاب"

248
00:09:27,326 --> 00:09:29,392
‫احساسات نداره

249
00:09:29,394 --> 00:09:31,428
‫بیا بریم شلدون

250
00:09:31,430 --> 00:09:33,697
‫خوشحالم.
‫میتونیم با عصبانیت خارج بشیم؟

251
00:09:33,699 --> 00:09:35,966
‫اگه در موردش صحبت کنی، نه!

252
00:09:35,968 --> 00:09:37,100
‫باشه

253
00:09:37,102 --> 00:09:40,771
‫پس فقط بهشون انگشت
‫نشون میدم

254
00:09:43,008 --> 00:09:45,509
‫،خیلی خب، اول از همه چیز

255
00:09:45,511 --> 00:09:48,512
‫میخوام ازتون تشکر کنم
‫که تشریف آوردید

256
00:09:48,514 --> 00:09:51,014
‫هاوارد اینجاست که
‫برای امیلی ترجمه کنه

257
00:09:51,016 --> 00:09:53,483
‫و یادداشت برداری کنه

258
00:09:54,653 --> 00:09:57,521
‫نه، فکر نمیکنه که
‫این کار احمقانه‌ست

259
00:09:57,523 --> 00:10:01,057
‫،شماها هر دو امیلی هستید

260
00:10:01,059 --> 00:10:02,392
‫پس بهتون میگیم

261
00:10:02,394 --> 00:10:03,660
‫"امیلی مو-قرمز"

262
00:10:03,662 --> 00:10:04,661
‫و تو

263
00:10:04,663 --> 00:10:08,064
‫"امیلی مو-قرمز ۲"

264
00:10:12,171 --> 00:10:14,004
‫،هی، تو باهاش بیرون میرفتی
‫نه من

265
00:10:15,507 --> 00:10:18,041
‫،خیلی خب
‫بیاید شروع کنیم

266
00:10:18,043 --> 00:10:20,644
‫نظرتون چیه به نوبت

267
00:10:20,646 --> 00:10:21,912
‫اسمتون و

268
00:10:21,914 --> 00:10:23,814
‫دلیل بهم زدن با من رو بگید؟

269
00:10:23,816 --> 00:10:24,848
‫میخوای شروع کنی؟

270
00:10:24,850 --> 00:10:28,718
‫اوه، باشه.
‫لوسی" هستم"

271
00:10:28,720 --> 00:10:30,720
‫و با راج به این دلیل بهم زدم

272
00:10:30,722 --> 00:10:33,056
‫،چونکه من اضطراب اجتماعی شدید دارم

273
00:10:33,058 --> 00:10:34,224
‫و اون همیشه من رو

274
00:10:34,226 --> 00:10:37,360
‫مجبور به حضور در
‫موقعیتهای ناخوشایند قرار میداد

275
00:10:37,362 --> 00:10:39,029
‫مثل الان؟

276
00:10:39,031 --> 00:10:41,531
‫آره

277
00:10:41,533 --> 00:10:42,866
‫من این کار رو انجام دادم

278
00:10:42,868 --> 00:10:45,135
‫من میتونم به مرزهای دیگران
‫بی احساس باشم

279
00:10:45,137 --> 00:10:46,203
‫هاوارد، این رو مینویسی؟

280
00:10:46,205 --> 00:10:49,306
‫"عوضی".
‫نوشتم

281
00:10:49,308 --> 00:10:50,607
‫بعدی؟

282
00:10:51,443 --> 00:10:53,343
‫اوکی...

283
00:10:53,345 --> 00:10:54,377
‫کلیر" هستم"

284
00:10:54,379 --> 00:10:56,479
‫و فکر میکنم به این خاطر
‫با تو بهم زدم، چونکه

285
00:10:56,481 --> 00:10:58,982
‫خیلی نیازمند احساس بودی

286
00:10:58,984 --> 00:11:00,250
‫،همچنین

287
00:11:00,252 --> 00:11:02,152
‫،خیلی پوچ بودی
‫مثلا همیشه سعی میکردی که

288
00:11:02,154 --> 00:11:03,520
‫شکل ابروهات رو
‫عوض کنی...

289
00:11:03,522 --> 00:11:06,156
‫خیلی خب، قانون جدید.
‫هر نفر فقط میتونه یکی بگه

290
00:11:07,025 --> 00:11:08,391
‫بعدی؟

291
00:11:08,393 --> 00:11:10,694
‫مطمئن نیستم بتونم

292
00:11:10,696 --> 00:11:13,396
‫جزئیات رابطه‌مون رو
‫جلوی هاوارد بگم

293
00:11:13,398 --> 00:11:15,732
‫،هاوارد برای پشتیبانی از من اینجاست
‫،پس هر چیزی که میگی

294
00:11:15,734 --> 00:11:17,234
‫میتونی جلوی خودش بگی

295
00:11:17,236 --> 00:11:20,403
‫اوکی، خب، به هر حال
‫من و تو توی تخت...

296
00:11:20,405 --> 00:11:22,572
‫هاوارد، برو بیرون!

297
00:11:23,342 --> 00:11:25,308
‫امکان نداره

298
00:11:25,310 --> 00:11:29,346
‫خب، داشتی میگفتی راج
‫توی تخت چقدر افتضاحه

299
00:11:32,417 --> 00:11:34,551
‫شلدون، شام آماده‌ست

300
00:11:34,553 --> 00:11:36,987
‫،خوراک گوشت درست کردم
‫چونکه میدونم

301
00:11:36,989 --> 00:11:40,824
‫احساس ناخوشایندی در موردش داری

302
00:11:40,826 --> 00:11:42,292
‫شلدون؟

303
00:11:46,431 --> 00:11:48,265
‫هی، حالت خوبه؟

304
00:11:48,267 --> 00:11:49,766
‫راستش نه

305
00:11:49,768 --> 00:11:51,167
‫چی شده؟

306
00:11:51,169 --> 00:11:53,270
‫کاش هیچوقت
‫اون دستگاه رو امتحان نمیکردم

307
00:11:53,272 --> 00:11:54,471
‫و میدونم که همین رو

308
00:11:54,473 --> 00:11:55,872
‫بعد از صندلی ماساژ هم
‫گفته بودم

309
00:11:55,874 --> 00:11:57,908
‫ولی این بار از
‫ته دلم میگم

310
00:11:58,977 --> 00:12:00,176
‫متاسفم که لئونارد و پنی

311
00:12:00,178 --> 00:12:01,544
‫به احساساتت لطمه زدن

312
00:12:01,546 --> 00:12:03,380
‫بیشتر از این حرفاست

313
00:12:03,382 --> 00:12:04,681
‫مشکل منم

314
00:12:04,683 --> 00:12:06,116
‫من همیشه میدونستم

315
00:12:06,118 --> 00:12:08,218
‫توی شناسایی احساسات بقیه
‫،ضعیف عمل میکنم

316
00:12:08,220 --> 00:12:11,321
‫ولی دستگاه این رو خیلی
‫واقعی کرد

317
00:12:12,257 --> 00:12:13,456
‫خب، همه چیزهایی دارن

318
00:12:13,458 --> 00:12:14,758
‫که براشون به کمک نیاز دارن

319
00:12:14,760 --> 00:12:17,294
‫مثلا من بدون عینک نمیتونم ببینم

320
00:12:17,296 --> 00:12:20,430
‫الان تو یه لکه‌ی صورتی هستی که

321
00:12:20,432 --> 00:12:22,732
‫یه لکه‌ی سبز بچه‌گونه پوشیده

322
00:12:22,734 --> 00:12:26,403
‫،فکر میکردم دارم توش بهتر میشم
‫ولی کاملا مشخصه که اینطور نیست

323
00:12:27,205 --> 00:12:28,905
‫معلومه که اینطوره

324
00:12:28,907 --> 00:12:30,607
‫روزهایی بوده که من

325
00:12:30,609 --> 00:12:33,143
‫ناراحت بودم و
‫تو تونستی بفهمی

326
00:12:33,145 --> 00:12:35,211
‫ولی خب میدونستم درسته

327
00:12:35,213 --> 00:12:36,947
‫یجورایی مثل یه گونیِ ناراحتی هستی

328
00:12:39,451 --> 00:12:41,551
‫،معذرت میخوام
‫نباید این رو میگفتم

329
00:12:41,553 --> 00:12:42,852
‫فقط ناراحتم

330
00:12:42,854 --> 00:12:45,088
‫،نه، ببین، همین الان

331
00:12:45,090 --> 00:12:46,890
‫فهمیدی که به احساساتم لطمه زدی

332
00:12:46,892 --> 00:12:48,391
‫و بهت افتخار میکنم...

333
00:12:48,393 --> 00:12:52,028
‫به دلایلی که میدونم
‫به پدرم مربوط میشن

334
00:12:52,030 --> 00:12:54,197
‫و اگه از اون دستگاه
‫،خوشت نمیاد

335
00:12:54,199 --> 00:12:57,300
‫از شرش خلاص شو

336
00:12:57,302 --> 00:13:00,070
‫چونکه من تو رو
‫همینطور که هستی، دوست دارم

337
00:13:07,813 --> 00:13:10,246
‫منم همین حس رو در مورد دارم

338
00:13:11,883 --> 00:13:13,416
‫حالا لطفا عینک رو به چشمات بزن

339
00:13:13,418 --> 00:13:14,617
‫قیافه‌ت عجیب شده

340
00:13:18,857 --> 00:13:21,057
‫،من فکر میکردم تو عالی هستی

341
00:13:21,059 --> 00:13:23,326
‫،ولی، اوه، خدای من
‫تو خیلی

342
00:13:23,328 --> 00:13:24,761
‫تحت تسلط والدینت بودی

343
00:13:24,763 --> 00:13:26,229
‫اوه، آره، و این

344
00:13:26,231 --> 00:13:27,397
‫همیشه من رو عصبی میکرد

345
00:13:27,399 --> 00:13:28,665
‫یجورایی پسر-مامانی بود

346
00:13:28,667 --> 00:13:30,166
‫- یجورایی؟
‫- باشه!

347
00:13:30,168 --> 00:13:31,735
‫دیگه بسه!

348
00:13:31,737 --> 00:13:34,671
‫"بنویس "پسر مورد علاقه

349
00:13:35,841 --> 00:13:37,841
‫میتونم یه چیزی بگم؟

350
00:13:37,843 --> 00:13:39,309
‫بیرون رفتن با راج

351
00:13:39,311 --> 00:13:42,445
‫یکی از بهترین چیزهایی بود
‫که توی عمرم اتفاق افتاده

352
00:13:42,447 --> 00:13:44,681
‫آره، میتونیم با هم برگردیم

353
00:13:47,119 --> 00:13:48,852
‫بذار تموم کنم

354
00:13:48,854 --> 00:13:51,421
‫شبیه این بود که نیاز داشتم
‫این تجربه رو کسب کنم

355
00:13:51,423 --> 00:13:54,758
‫که دقیقا چه مردی رو نمیخوام

356
00:13:54,760 --> 00:13:58,461
‫،خب، شنیدنش سخت بود
‫ولی هنوزم میتونیم برگردیم

357
00:13:59,364 --> 00:14:01,364
‫میدونی، این اتفاق
‫برای من هم افتاد

358
00:14:01,366 --> 00:14:04,134
‫،بعد از جدایی از راج
‫،با "گری" آشنا شدم

359
00:14:04,136 --> 00:14:06,169
‫که واقعا عالیه!

360
00:14:06,171 --> 00:14:07,904
‫"ببخشید، "گری
‫با یک "ر" یا دو تا؟

361
00:14:07,906 --> 00:14:09,873
‫میشه ننویسی؟!

362
00:14:09,875 --> 00:14:12,442
‫صبر کن...
‫پس همه‌ی شما

363
00:14:12,444 --> 00:14:14,978
‫بعد از من وارد
‫روابط بهتری شدید؟

364
00:14:14,980 --> 00:14:15,645
‫اوه، آره

365
00:14:15,647 --> 00:14:16,679
‫معلومه

366
00:14:16,681 --> 00:14:18,882
‫راستش، یکم قبلش

367
00:14:22,254 --> 00:14:24,154
‫واو

368
00:14:24,156 --> 00:14:25,655
‫نذار از دستت بره

369
00:14:25,657 --> 00:14:26,790
‫صبر کن

370
00:14:26,792 --> 00:14:27,891
‫چی گفت؟

371
00:14:27,893 --> 00:14:29,926
‫،خب، اساسا
‫تو رو با

372
00:14:29,928 --> 00:14:31,628
‫بروس وین" عوض کرده"

373
00:14:32,631 --> 00:14:35,565
‫خیلی خب، دیگه باید
‫این مراسم رو تموم کنیم

374
00:14:35,567 --> 00:14:37,200
‫صبر کن

375
00:14:37,202 --> 00:14:39,869
‫،یه لحظه توجه کنید

376
00:14:39,871 --> 00:14:43,306
‫این، مردی‌ـه که میخواد

377
00:14:43,308 --> 00:14:44,741
‫خودش رو بهتر کنه

378
00:14:44,743 --> 00:14:46,843
‫حتی با وجود خطر...

379
00:14:46,845 --> 00:14:48,278
‫تحقیر شدن

380
00:14:48,280 --> 00:14:50,880
‫،و من، شخصا
‫فکر میکنم شجاعانه‌ست

381
00:14:50,882 --> 00:14:52,449
‫ممنون هاوارد

382
00:14:52,451 --> 00:14:56,186
‫راستش، تعجب میکنم
‫چرا شما دو تا با هم نیستید

383
00:14:58,457 --> 00:15:01,458
‫،خب، منل شماها
‫منم باید عذاب راج رو میگذروندم

384
00:15:01,460 --> 00:15:03,259
‫تا با برنادت آشنا بشم

385
00:15:04,096 --> 00:15:06,296
‫ممنونم ازت

386
00:15:08,800 --> 00:15:10,867
‫بله؟

387
00:15:10,869 --> 00:15:12,936
‫ما بهت یه عذرخواهی بدهکاریم

388
00:15:12,938 --> 00:15:15,605
‫،اوه، مشکلی نداره
‫،تو به چمدون نیاز داشتی

389
00:15:15,607 --> 00:15:18,108
‫،من خونه نبودم
‫تو چمدون رو قرض گرفتی

390
00:15:18,110 --> 00:15:21,511
‫اون جریان ۶ سال پیش بود.
‫من در مورد امشب صحبت میکنم

391
00:15:21,513 --> 00:15:22,712
‫اوه

392
00:15:22,714 --> 00:15:25,448
‫خب، فکر میکردم
‫قرارـه به ترتیب بیایم جلو

393
00:15:27,452 --> 00:15:28,785
‫ببین، ما از همدیگه
‫خیلی عصبانی شدیم و تو

394
00:15:28,787 --> 00:15:30,186
‫بین ما گیر افتادی

395
00:15:30,188 --> 00:15:31,020
‫و...

396
00:15:31,022 --> 00:15:32,589
‫بابت چمدون شرمنده‌م

397
00:15:32,591 --> 00:15:33,590
‫آره، خب، بایدم باشی

398
00:15:33,592 --> 00:15:34,657
‫جورابهات هنوز داخلش بودن

399
00:15:34,659 --> 00:15:36,159
‫منم مجبور شدم بندازمش دور

400
00:15:36,161 --> 00:15:37,994
‫،بگذریم

401
00:15:37,996 --> 00:15:39,529
‫من مطمئنم که مشکلاتتون رو
‫حل کردید

402
00:15:39,531 --> 00:15:41,464
‫آره، مشکلی نداریم

403
00:15:41,466 --> 00:15:42,966
‫پنی به پدرش زنگ میزنه و
‫بهش میگه که

404
00:15:42,968 --> 00:15:44,367
‫الان زمان خوبی برای
‫اومدنِ رندال نیست

405
00:15:44,369 --> 00:15:45,902
‫خوشبختانه، زیاد از دستم
‫عصبانی نمیشه

406
00:15:45,904 --> 00:15:48,671
‫اوه، تو دختر کوچیکشی...
‫نمیشه که از دستت عصبی بشه

407
00:15:48,673 --> 00:15:51,074
‫از دست من عصبانی نمیشه.
‫ولی تو کسی بودی که

408
00:15:51,076 --> 00:15:53,376
‫،نمیخواست برادرم بیاد
‫پس...

409
00:15:53,378 --> 00:15:56,379
‫پس میخوای همه تقصیرارو
‫گردن من بندازی؟

410
00:15:56,381 --> 00:15:58,014
‫اینقدر سنگینه که

411
00:15:58,016 --> 00:16:01,050
‫ممکنه گردنت بشکنه

412
00:16:02,988 --> 00:16:05,989
‫بچه ها، بنظر میاد دوباره
‫دارید عصبانی میشید

413
00:16:05,991 --> 00:16:07,157
‫چونکه واقعا هستیم

414
00:16:07,159 --> 00:16:08,224
‫ایول!

415
00:16:08,226 --> 00:16:09,492
‫"دیگه به "احساس یاب
‫نیازی ندارم!

416
00:16:09,494 --> 00:16:10,927
‫خودم "احساس یاب" شدم!

417
00:16:15,066 --> 00:16:16,900
‫ممنونم خانوما!
‫خوش گذشت!

418
00:16:16,902 --> 00:16:20,837
‫بهتره زیاد منتظر یه شب عجیب دیگه نباشید

419
00:16:21,740 --> 00:16:23,706
‫خب، همه‌ش تلف کردن وقت بود

420
00:16:23,708 --> 00:16:25,108
‫من چه احمقی‌ـم

421
00:16:25,110 --> 00:16:26,276
‫اینقدر خودتو نکوب!

422
00:16:26,278 --> 00:16:28,111
‫من برای همین اینجام

423
00:16:28,113 --> 00:16:29,379
‫شاید نباید یه جا بشینم

424
00:16:29,381 --> 00:16:31,014
‫شاید وارد زمین بشم

425
00:16:31,016 --> 00:16:32,649
‫زمین همین الان اینجا بود!

426
00:16:32,651 --> 00:16:34,584
‫زمین گفت نه!

427
00:16:35,954 --> 00:16:37,720
‫رفیق، بیخیال

428
00:16:37,722 --> 00:16:39,289
‫خب، یه چیزی بهت میگم

429
00:16:39,291 --> 00:16:40,523
‫یه قراری میبندیم

430
00:16:40,525 --> 00:16:42,525
‫،سی سال دیگه
‫اگه تو هنوز تنها بودی

431
00:16:42,527 --> 00:16:44,861
‫و رابطه‌ی من و برنادت هم
‫جواب نداد...

432
00:16:44,863 --> 00:16:47,864
‫من و تو میتونیم یه شانس
‫به رابطمون بدیم

433
00:16:47,866 --> 00:16:50,066
‫،از پیشنهادت ممنونم
‫ولی اگر همه چیز بین

434
00:16:50,068 --> 00:16:52,702
‫،شما دو تا خراب شد
‫من مثل لاشخور برنادت رو میقاپم

435
00:16:53,538 --> 00:16:56,406
‫،دیر شده
‫استوارت رزروش کرده

436
00:16:56,408 --> 00:16:59,442
‫،ولی قرضا
‫اگه من و تو

437
00:16:59,444 --> 00:17:01,544
‫،توی یه رابطه‌ی گی باشیم

438
00:17:01,546 --> 00:17:03,246
‫چطور به بقیه میگی؟

439
00:17:03,248 --> 00:17:05,481
‫مثلا توی اعلامیه ها؟

440
00:17:05,483 --> 00:17:08,284
‫نمیدونم.
‫چه فرقی میکنه؟

441
00:17:08,286 --> 00:17:10,853
‫خب، میخوام مطمئن بشم که
‫به همه‌ی رژه ها دعوت میشیم!

442
00:17:10,855 --> 00:17:13,256
‫بنظر خیلی باحال میان

443
00:17:13,258 --> 00:17:16,159
‫آره، خب، اگه میخوای
‫،توی تاپ نیم‌تنه رژه بری

444
00:17:16,161 --> 00:17:18,461
‫بهتره چیپس نخوری

445
00:17:18,463 --> 00:17:19,829
‫،اگه نمیخواستی من بخورم

446
00:17:19,831 --> 00:17:21,564
‫- چرا اینجا گذاشتیش؟
‫- برای دخترا بود

447
00:17:21,566 --> 00:17:24,167
‫،من که دیگه با اونا نیستم
‫پس برام مهم نیست اگه چاق بشن

448
00:17:25,136 --> 00:17:26,803
‫من قرار نیست چاق بشم

449
00:17:26,805 --> 00:17:30,073
‫اوه، میخوای شرط ببندی؟
‫تو هیچوقت بدنسازی نمیکنی

450
00:17:30,075 --> 00:17:33,076
‫،باشه. نگاه کن
‫الان دارم تمرین میکنم

451
00:17:33,078 --> 00:17:35,945
‫یک...

452
00:17:35,947 --> 00:17:37,847
‫دو...

453
00:17:39,284 --> 00:17:40,516
‫داشتم دمبل میزدم

454
00:17:40,518 --> 00:17:41,684
‫اصلا هم بچه‌گونه نبود

455
00:17:41,686 --> 00:17:42,719
‫همینطوری به خوردن ادامه بده

456
00:17:42,721 --> 00:17:43,686
‫تا حمله‌ی قلبی بهت دست بده

457
00:17:43,688 --> 00:17:46,422
‫خب، اگه اینطوری بخورم چی؟

458
00:17:47,993 --> 00:17:49,559


459
00:17:49,561 --> 00:17:52,028
‫چقدر بچه‌ای!

460
00:17:52,030 --> 00:17:55,031
‫هی، با شوهر آینده‌ت
‫میخوای اینطوری صحبت کنی؟

461
00:17:55,033 --> 00:17:56,432
‫داشتم فرضا صحبت میکردم، باشه؟

462
00:17:56,434 --> 00:17:58,601
‫- من هیچوقت باهات ازدواج نمیکنم
‫- بیخیال

463
00:17:58,603 --> 00:18:00,303
‫،وقتی که حلقه رو ببینی
‫خودت راضی میشی

464
00:18:00,305 --> 00:18:01,304
‫آره، درسته

465
00:18:01,306 --> 00:18:02,672
‫میخوای رزگلد بگیری؟

466
00:18:02,674 --> 00:18:05,208
‫راستش، بهم نگی بهتره.
‫میخوام سوپرایز بشم

467
00:18:10,916 --> 00:18:13,249
‫پس دیگه دستگاه رو پس فرستادی؟

468
00:18:13,252 --> 00:18:15,852
‫آره. میدونی، مطمئن نیستم
‫که چقدر درست بود

469
00:18:15,854 --> 00:18:19,522
‫،بردمش توی قطار فروشی
‫میگفت که همه غمگین‌ـن

470
00:18:21,793 --> 00:18:23,326
‫بالاخره "هلی" رو خوابوندم

471
00:18:23,328 --> 00:18:25,528
‫میدونی، تازگیا یه مقاله خوندم

472
00:18:25,530 --> 00:18:27,630
‫،که میگفت مادرانی که تازه بچه‌شون بدنیا اومده

473
00:18:27,632 --> 00:18:28,932
‫تا دو سال میتونن احساسات رو
‫بهتر حس کنن

474
00:18:28,934 --> 00:18:29,866
‫درسته

475
00:18:29,868 --> 00:18:31,734
‫حاملگی باعث تغییرات فیزیولوژیکی

476
00:18:31,736 --> 00:18:34,070
‫توی مغز میشه که باعث
‫افزایش احساس‌شناسی میشه

477
00:18:34,072 --> 00:18:36,372
‫پس فقط لازمه شلدون رو
‫حامله کنیم

478
00:18:37,809 --> 00:18:40,910
‫نمیتونیم. وقتی توی پناهگاه
‫پیداش کردم، تعمیر شده بود

479
00:18:41,980 --> 00:18:43,947
‫برنادت، بیا این
‫نظریه رو امتحان کنیم

480
00:18:43,949 --> 00:18:46,382
‫فکر میکنی الان چه حسی دارم؟

481
00:18:46,384 --> 00:18:47,884
‫بذار ببینم

482
00:18:47,886 --> 00:18:50,920
‫،بهتر از ما هستی
‫،یکم برای ما متاسفی

483
00:18:50,922 --> 00:18:54,991
‫ولی بیشتر خوشحالی که
‫مجبور نیستی مثل ما باشی

484
00:18:56,995 --> 00:18:58,795
‫انگار واقعا کارش درسته!

485
00:19:01,606 --> 00:19:08,406
‫ترجمه از: عـلـیرضـا
‫<font color=RoyalBlue >AlirezAlirezA</font></font>