‫﻿۱
00:00:01,238 --> 00:00:03,204
‫آنچه گذشت...

2
00:00:11,024 --> 00:00:12,647
‫سلام

3
00:00:12,649 --> 00:00:15,275
‫با هاوارد والوویتز کار داشتم

4
00:00:15,474 --> 00:00:17,507
‫میشه بپرسم چکارش دارید؟

5
00:00:17,509 --> 00:00:18,909
‫نه، نمیشه

6
00:00:18,911 --> 00:00:20,944
‫خیلی خب

7
00:00:23,082 --> 00:00:24,715
‫سلام... سرهنگ ویلیامز

8
00:00:24,717 --> 00:00:26,083
‫میتونم کمکتون کنم؟

9
00:00:26,085 --> 00:00:27,351
‫بـ... باشه

10
00:00:27,353 --> 00:00:30,120
‫حتما، میتونم پنجشنبه ببینمتون

11
00:00:30,122 --> 00:00:31,521
‫کل‌تک" مشکلی نداره"

12
00:00:31,523 --> 00:00:33,991
‫آره، میتونم بپرسم
‫چکارم دارید؟

13
00:00:35,361 --> 00:00:37,461
‫نمیشه؟

14
00:00:37,463 --> 00:00:40,464
‫به منم همین‌ـو گفت!

15
00:00:41,633 --> 00:00:43,500
‫این‌ـو ببین

16
00:00:43,502 --> 00:00:46,603
‫ایلان ماسک" یه تئوری در مورد"
‫اینکه همه‌ی ما، کاراکترهای

17
00:00:46,605 --> 00:00:49,740
‫یه بازی "تمدن" پیشرفته هستیم

18
00:00:49,742 --> 00:00:51,641
‫پس یه بچه‌ی فضایی
‫پولش رو داده

19
00:00:51,643 --> 00:00:55,012
‫که آپگرید عینک و آسم رو
‫برای من رو بخره؟

20
00:00:56,248 --> 00:01:00,017
‫خب، نگفته بازیِ خوبی‌ـه

21
00:01:00,886 --> 00:01:02,853
‫یه مشکلی داریم

22
00:01:02,855 --> 00:01:03,675
‫چی شده؟

23
00:01:03,699 --> 00:01:06,254
‫نیروی هوایی در مورد
‫ژیروسکوپ کوانتوم‌ـمون با من تماس گرفت

24
00:01:06,354 --> 00:01:07,184
‫میخوان با ما ملاقات داشته باشن

25
00:01:07,208 --> 00:01:07,792
‫واقعا؟

26
00:01:07,793 --> 00:01:09,926
‫آره، یارو رو درِ خونه‌ی هاوارد دیدم

27
00:01:09,928 --> 00:01:11,428
‫ترسناک بود

28
00:01:11,430 --> 00:01:12,763
‫اوه، چی گفت؟

29
00:01:12,765 --> 00:01:14,031
‫کارت ویزیتش رو به من داد و

30
00:01:14,033 --> 00:01:18,035
‫گفت که لطفا این رو
‫به هاوارد بده

31
00:01:18,037 --> 00:01:20,470
‫بنظر ترسناک نمیاد

32
00:01:20,472 --> 00:01:23,006
‫برای یه سفیدپوست
‫که اینجا بدنیا اومده، نه

33
00:01:24,910 --> 00:01:26,743
‫برای یه قهوه‌ای که

34
00:01:26,245 --> 00:01:29,213
‫اسمش بخشهای زیادی داره...
‫تـرسـنـاک!

35
00:01:29,953 --> 00:01:32,587
‫میدونید که اگه ارتش، تحقیقات ما رو
‫،بعنوان "سری" اعلام کنه

36
00:01:32,589 --> 00:01:34,922
‫میتونن همه‌ـش رو ازمون بگیرن

37
00:01:34,924 --> 00:01:36,257
‫،و اگه این اتفاق بیفته

38
00:01:36,259 --> 00:01:37,692
‫نمیتونیم تجاری‌ـش کنیم
‫و بفروشیمش

39
00:01:37,694 --> 00:01:38,960
‫و پولی گیرمون نمیاد.

40
00:01:38,962 --> 00:01:41,329
‫من روی پولش حساب میکردم.
‫باید به اندازه‌ی همسرم

41
00:01:41,331 --> 00:01:43,931
‫درآمد داشته باشم که مجبور نباشم
‫توی تخت اینقدر زحمت بکشم

42
00:01:43,933 --> 00:01:45,633
‫تو هم همینکار رو میکنی؟

43
00:01:45,635 --> 00:01:48,503
‫اوه، آره. فکر کردی چطوری
‫اینقدر لاغر موندم؟

44
00:01:48,505 --> 00:01:51,673
‫آقایون، بحث رو
‫از مشکل اصلی منحرف نکنید

45
00:01:51,675 --> 00:01:54,809
‫ما داریم به چرخدنده‌های ناشناس

46
00:01:54,811 --> 00:01:57,145
‫در مجموعه‌ی صنعت ارتش میشیم

47
00:01:57,147 --> 00:01:59,847
‫این باحال نیست؟

48
00:01:59,849 --> 00:02:01,182
‫شوخی میکنی؟

49
00:02:01,184 --> 00:02:04,152
‫،به هیچ وجه. توی استاروارز
‫ولی که استورم‌تروپرها

50
00:02:04,154 --> 00:02:06,254
‫با آرایشِ عالی
‫راهپیمایی میکنن

51
00:02:06,256 --> 00:02:08,556
‫،و مردم رو اذیت میکنن
‫:پیش خودتون نگفتید که

52
00:02:08,558 --> 00:02:10,725
‫هی، من میتونم اون باشم"؟"

53
00:02:10,727 --> 00:02:12,393
‫،شلدون
‫ممکنه توی توسعه‌ی

54
00:02:12,395 --> 00:02:15,029
‫سیستمی شرکت کنیم
‫که بشریت رو برای هزاران سال

55
00:02:15,031 --> 00:02:17,632
‫اذیت میکنه

56
00:02:17,634 --> 00:02:19,934
‫خب، هاوارد پایه‌ـست.
‫تو چی میگی، لئونارد؟

57
00:02:21,004 --> 00:02:24,605
‫♪  جهان ما اول بسیار داغ و چگال بود  ♪

58
00:02:24,607 --> 00:02:27,942
‫♪  !و در حدود چهارده میلیارد سال پیش شروع به انبساط کرد، اما  ♪

59
00:02:27,944 --> 00:02:29,577
‫♪  زمین شروع به سرد شدن کرد  ♪

60
00:02:29,579 --> 00:02:32,113
‫♪  گیاهان شکل گرفتند، انسان های اولیه ابزار ساختند  ♪

61
00:02:32,115 --> 00:02:34,782
‫♪  دیوارها را ساختیم، هرم ها را  ♪

62
00:02:34,784 --> 00:02:37,452
‫♪  ریاضی، علوم، تاریخ، کشف ناشناخته ها  ♪

63
00:02:37,454 --> 00:02:39,354
‫♪  همه با بیگ بنگ شروع شد  ♪

64
00:02:39,356 --> 00:02:40,370
‫♪ !بنگ ♪

65
00:02:40,371 --> 00:02:42,371
‫«تـی وـی وُرلـد » با افـتـخـار تـقـدیـم مـی کـنـد
‫<font color="#f۲۶۵۲۲">[ TvWorld.info ]</font>

66
00:02:42,372 --> 00:02:44,372
‫ترجمه: عـلـیرضا و امـیـر
‫<font color=RoyalBlue>AlirezAlirezA</font> & <font color=Red>Islander</font>

67
00:02:45,373 --> 00:02:48,007
‫من در مورد هاوارد نگرانم.
‫از موقعی که

68
00:02:48,008 --> 00:02:50,241
‫،اون سرهنگ نیرو هوایی اومد
‫خیلی نگران شده

69
00:02:50,243 --> 00:02:52,243
‫خیلی خب، ما توی
‫یه شرکت بزرگ دارویی کار میکنیم

70
00:02:52,245 --> 00:02:53,978
‫یه داروی ضد اضطراب بهش بده

71
00:02:53,980 --> 00:02:55,847
‫اون داروهایی که جویدنی یا شکل یکی"فلینت استون"ـها
‫["شخصیتهای انیمیشن معروف "فلینت استونها]

72
00:02:55,849 --> 00:02:57,916
‫نباشه رو نمیخوره

73
00:02:57,918 --> 00:03:00,285
‫،میدونی، وقتی لئونارد مضطرب میشه

74
00:03:00,287 --> 00:03:01,719
‫مجبورش میکنم به پیاده روی طولانی بره

75
00:03:01,721 --> 00:03:02,787
‫بهش کمک میکنه؟

76
00:03:02,789 --> 00:03:05,723
‫خب، برای یه مدت.
‫بعدش برمیگرده

77
00:03:06,893 --> 00:03:08,366
‫باورم نمیشه

78
00:03:08,390 --> 00:03:09,061
‫چی شده؟

79
00:03:09,062 --> 00:03:11,429
‫این یارو از اداره همین الان
‫برای حامله بودنم

80
00:03:11,431 --> 00:03:12,964
‫بهم تبریک گفت

81
00:03:12,966 --> 00:03:15,133
‫خودت قبلا میدونستی، درسته؟

82
00:03:15,969 --> 00:03:18,203
‫هیچکس توی اداره نمیدونست

83
00:03:18,205 --> 00:03:19,338
‫به کسی گفتی؟

84
00:03:19,362 --> 00:03:20,874
‫نه.
‫گفتی که به کسی نگم

85
00:03:20,875 --> 00:03:22,841
‫"شرط میبندم "باربارا چن
‫میخواسته انتقام بگیره

86
00:03:22,842 --> 00:03:25,076
‫شاید اون روز شنیده که
‫من بالا آوردم

87
00:03:25,078 --> 00:03:26,311
‫از وقتی که سمعک گذاشته

88
00:03:26,313 --> 00:03:29,447
‫فکر میکنه خیلی خوبه

89
00:03:30,317 --> 00:03:32,784
‫چرا نمیخوای کسی بفهمه؟

90
00:03:32,786 --> 00:03:34,519
‫چونکه دارم برای ایمن‌درمانی
‫،به دانشگاه میرم

91
00:03:34,521 --> 00:03:36,120
‫و اگه بفهمن که من
‫،حامله شدم

92
00:03:36,122 --> 00:03:37,822
‫ممکنه این رو به
‫کس دیگه‌ای بدن

93
00:03:37,824 --> 00:03:39,157
‫واقعا این کار رو میکنن؟

94
00:03:39,159 --> 00:03:41,459
‫میدونم که میکنن.
‫پارسال وقتی که من به همه

95
00:03:41,461 --> 00:03:43,161
‫،گفتم "باربارا چن" حامله شده
‫همین کار رو کردن

96
00:03:46,633 --> 00:03:49,467
‫میخوام توی اسنپ چت
‫بگم که دوستام ممکنه

97
00:03:49,469 --> 00:03:52,203
‫روی یه پروژه‌ی فوق سری دولتی کار میکنن

98
00:03:53,173 --> 00:03:54,372
‫دیوونه شدی؟

99
00:03:54,374 --> 00:03:55,840
‫نمیتونی توی اسنپ چت بذاریش

100
00:03:55,842 --> 00:03:59,777
‫باشه، مثل یه غارنشین
‫توی فیسبوک میذارمش

101
00:04:02,249 --> 00:04:03,681
‫میدونی، شاید
‫بهتر باشه که

102
00:04:03,683 --> 00:04:05,049
‫،قبل از ملاقات
‫با یه وکیل صحبت کنیم

103
00:04:05,051 --> 00:04:06,484
‫فکر بدی نیست

104
00:04:06,486 --> 00:04:08,586
‫خب، شما باید توی فامیلتون
‫یه وکیل داشته باشین

105
00:04:08,588 --> 00:04:10,188
‫چرا؟ چون یهودی‌ـم؟

106
00:04:10,190 --> 00:04:12,223
‫،مثل اینه که من بگم
‫هی، تو هندی هستی"

107
00:04:12,225 --> 00:04:15,260
‫پسرعمه‌ت توی یکی از
‫"مراکز ارتباط با مشتری کار نمیکنه؟

108
00:04:16,429 --> 00:04:19,464
‫پسرعمه‌م توی یکی از
‫مراکز ارتباط با مشتری کار میکنه

109
00:04:20,467 --> 00:04:23,601
‫و پسرعمه‌ی من وکیل‌ـه

110
00:04:24,904 --> 00:04:27,138
‫ما به پسرعمه‌ی هاوارد
‫نیاز نداریم

111
00:04:27,140 --> 00:04:29,807
‫چونکه من رو داریم

112
00:04:29,809 --> 00:04:32,210
‫،شلدون، تو که وکیل نیستی
‫تو فقط یه "عقل کل"ـی

113
00:04:32,212 --> 00:04:33,678
‫من عقل کل نیستم

114
00:04:33,680 --> 00:04:35,713
‫من فقط شخصی هستم
‫که خیلی چیزا میدونه

115
00:04:35,715 --> 00:04:39,150
‫،و دوست داره وقتی بقیه در اشتباه‌ـن
‫بهشون بگه داداچ داری اشتباه میزنی

116
00:04:39,152 --> 00:04:41,319
‫معنی "عقل کل" هم همینه!

117
00:04:41,321 --> 00:04:44,856
‫میگن  "Besserwisser" توی آلمانی بهش

118
00:04:47,661 --> 00:04:49,994
‫فکر کردی چطور میتونی
‫حامله بودنت رو قایم کنی؟

119
00:04:49,996 --> 00:04:52,597
‫یه نقشه داشتم. همیشه
‫بسته‌ی شکلات رو

120
00:04:52,599 --> 00:04:54,832
‫نگه میداشتم که
‫اضافه وزنم رو توجیه کنم

121
00:04:56,069 --> 00:04:58,603
‫از کجا بسته خالی شکلات پیدا میکنی؟

122
00:04:58,605 --> 00:05:01,272
‫از همه شکلاتهایی که میخوارم!
‫من حامله‌م!

123
00:05:01,274 --> 00:05:03,308
‫سعی کن یادت نره!

124
00:05:04,878 --> 00:05:06,978
‫معذرت میخوام.
‫باید برم اداره و

125
00:05:06,980 --> 00:05:08,289
‫ببینم رییسم میدونه یا نه

126
00:05:08,290 --> 00:05:10,453
‫،خب، هر اتفاقی بیفته
‫روی کمک ما حساب کن

127
00:05:10,454 --> 00:05:11,644
‫ممنون.
‫شماها بهترینید

128
00:05:11,645 --> 00:05:13,452
‫آره، حواست باشه.
‫دوسِت داریم. بهمون زنگ بزن...

129
00:05:13,453 --> 00:05:14,752
‫خدای من!
‫من بودم! من بودم!

130
00:05:14,754 --> 00:05:16,020
‫از دهن من پرید که
‫حامله‌ـست!

131
00:05:16,022 --> 00:05:17,129
‫چی؟!

132
00:05:17,153 --> 00:05:17,890
‫اصلا منظوری نداشتم.
‫اون روز پیش دستیارش

133
00:05:17,891 --> 00:05:19,712
‫یهو از دهنم پرید.
‫من...

134
00:05:19,736 --> 00:05:20,491
‫کت‌‎ـم رو جا گذاشتم

135
00:05:20,493 --> 00:05:22,393
‫اوه! اینم از کتت عزیزم

136
00:05:22,395 --> 00:05:24,395
‫چه ژاکت باحالی

137
00:05:24,397 --> 00:05:25,763
‫اوه...

138
00:05:25,765 --> 00:05:27,665
‫خدا، حس خیلی بدی دارم...
‫بهش دروغ گفتم

139
00:05:27,667 --> 00:05:29,600
‫اوه، ولی خیلی خوب انجامش دادی

140
00:05:29,602 --> 00:05:31,369
‫باورنکردنی‌ـه!

141
00:05:32,505 --> 00:05:34,038
‫انگار داشتم به یه
‫،مجسمه ساز نگاه میکردم

142
00:05:34,040 --> 00:05:36,541
‫ولی خاک تو، دروغ بود

143
00:05:36,543 --> 00:05:38,743
‫واقعا الان مهمه؟

144
00:05:38,745 --> 00:05:41,679
‫جدی میگم، باید بذاری
‫مغزت رو وقتی که

145
00:05:41,681 --> 00:05:45,049
‫داری دروغ میگی، اسکن کنم
‫که ببینم چه چیزی تغییر میکنه

146
00:05:45,051 --> 00:05:46,351
‫واقعا کمک میکنه، ایمی

147
00:05:46,353 --> 00:05:48,252
‫خیلی ممنون.
‫نمیتونم صبر کنم

148
00:05:48,254 --> 00:05:51,723
‫میتونم یه دسته سلول عوضی رو
‫ببینم که دارن کار میکنن

149
00:05:54,761 --> 00:05:58,363
‫یه لحظه صبر کن
‫تا با پسرعمه‌م تماس بگیرم

150
00:05:58,365 --> 00:06:01,232
‫نمیفهمم چرا یه مشاور حقوقی مالیات
‫"از "فورت لادردیل

151
00:06:01,234 --> 00:06:04,135
‫میتونه به ما توی این وضعیت کمک کنه

152
00:06:04,137 --> 00:06:05,937
‫،اول از همه
‫،اون توی "بوکا ریتون"ـه

153
00:06:05,939 --> 00:06:08,239
‫که از "فورت لادردیل" بهترـه
‫[نام شهرهایی در ایالت فلوریدا]

154
00:06:08,241 --> 00:06:09,707
‫،ولی از اون مهمتر

155
00:06:09,709 --> 00:06:12,677
‫،تونسته دو روز توی "جپردی" دووم بیاره
‫،نام گیم شوی معروف که در اون اول پاسخ سوال داده میشه]
‫[سپس شرکت کنننده‌ها سوال رو حدس میزنن

156
00:06:12,679 --> 00:06:14,145
‫پس آدم باهوشی‌ـه

157
00:06:18,218 --> 00:06:19,350
‫سلام

158
00:06:19,352 --> 00:06:21,486
‫سلام، مارتی.
‫ممنون که با ما صحبت میکنی

159
00:06:21,488 --> 00:06:22,887
‫سلام، موردی نداره

160
00:06:22,889 --> 00:06:25,056
‫،ممنون که به فضا رفتی
‫،که من هر کاری بکنم

161
00:06:25,058 --> 00:06:27,291
‫بازم مامانم از من ناامید باشه

162
00:06:28,461 --> 00:06:31,429
‫خب، منم با یه دختر کوچیک کاتولیک
‫ازدواج کردم، پس مساوی‌ایم

163
00:06:31,431 --> 00:06:33,898
‫،بگذریم، معرفی میکنم
‫لئونارد و شلدون

164
00:06:33,900 --> 00:06:35,900
‫ما سه تا ایده‌ی سیستم ناوبری
‫رو دادیم

165
00:06:35,902 --> 00:06:38,169
‫- سلام - سلام
‫- و این هم دوستم، راج

166
00:06:38,171 --> 00:06:39,971
‫اوه، من توی حق امتیاز نیستم.
‫فقط بخاطر اینکه

167
00:06:39,973 --> 00:06:43,040
‫،یه زنبور بزرگ توی دفترم بود
‫اومدم اینجا

168
00:06:43,943 --> 00:06:46,177
‫من دیدمش، بزرگ بود

169
00:06:47,147 --> 00:06:48,946
‫،بگذریم
‫،همونطور که توی ایمیل گفتم

170
00:06:48,948 --> 00:06:50,381
‫قرار ملاقات، پنج شنبه‌ـست

171
00:06:50,383 --> 00:06:52,316
‫نصیحتی برامون نداری؟

172
00:06:52,318 --> 00:06:54,218
‫خب، من زیاد در مورد
‫قانون حق امتیاز نمیدونم

173
00:06:54,220 --> 00:06:55,920
‫:ولی، نصیحت من اینه

174
00:06:55,922 --> 00:06:58,556
‫بشنوید چی میگن، تا میتونید
‫،اطلاعات کم و نادرست بهشون بدید

175
00:06:58,558 --> 00:07:00,958
‫،و هرکاری میکنید
‫هیچ چیزی رو امضا نکنید

176
00:07:00,960 --> 00:07:03,594
‫هیچ چیزی رو امضا نکنید"؟"
‫نصیحت تو اینه؟

177
00:07:03,596 --> 00:07:05,830
‫باشه، پس اگه
‫،در زمان ملاقات

178
00:07:05,832 --> 00:07:08,900
‫،یکی از ما، مثلا
‫،مجبور به کامل کردن نقاشی بشه

179
00:07:08,902 --> 00:07:12,670
‫پیشنهاد میکنی اون رو
‫بدون امضا بذاریم؟

180
00:07:12,672 --> 00:07:14,038
‫منظور من این نبود

181
00:07:14,040 --> 00:07:15,106
‫چیزی بود که خودت گفتی

182
00:07:15,108 --> 00:07:15,873
‫منظور من این نبود

183
00:07:15,875 --> 00:07:17,942
‫باید بخاطر این باشه
‫که حقوق رو

184
00:07:17,944 --> 00:07:20,178
‫توی "بوکا ریتون" خوندی.
‫،چیزهایی میگی که منظور اون نیست

185
00:07:20,180 --> 00:07:22,046
‫و منظوری داری که
‫نمیتونی بگی

186
00:07:22,048 --> 00:07:24,782
‫هاوارد، چرا داره سر من داد میزنه؟

187
00:07:24,784 --> 00:07:26,784
‫خیلی خب، تو توی جپردی بودی

188
00:07:26,786 --> 00:07:30,421
‫به "الکس تربک" از طرف من
‫:بگو که این سوال رو هم اضافه کنه

189
00:07:30,423 --> 00:07:33,891
‫کی وقتمون رو تلف کرده؟

190
00:07:35,195 --> 00:07:36,594
‫مارتی، بعدا باهات تماس میگیرم

191
00:07:36,596 --> 00:07:38,496
‫یه روزی، وقتی
‫،متهم به قتل شدم

192
00:07:38,498 --> 00:07:41,399
‫صدای من رو خواهی شنید

193
00:07:41,401 --> 00:07:43,568
‫به اون نیازی پیدا نمیکنی.
‫خودم وکیلت میشم

194
00:07:46,973 --> 00:07:48,840
‫- سلام
‫- سلام. چی شد که اینجا اومدی؟

195
00:07:48,842 --> 00:07:51,909
‫اوه، باید یه سمینار فروشِ
‫قرصهای خواب آور جدیدمون میرفتم

196
00:07:51,911 --> 00:07:52,749
‫اوه، چطور بود؟

197
00:07:52,773 --> 00:07:53,512
‫عالی

198
00:07:53,513 --> 00:07:54,311
‫خوابت برد؟

199
00:07:54,335 --> 00:07:55,948
‫آره، توی دو دقیقه

200
00:07:55,949 --> 00:07:58,549
‫خب، چه خبرا؟

201
00:07:58,551 --> 00:08:01,152
‫هنوز در مورد اینکه بقیه
‫فهمیدن حامله‌ای، ناراحتی؟

202
00:08:01,154 --> 00:08:03,020
‫اعصابم خورده

203
00:08:03,022 --> 00:08:04,755
‫کاملا معلومه

204
00:08:04,757 --> 00:08:07,191
‫فهمیدی که کی گفته؟

205
00:08:07,193 --> 00:08:09,460
‫،نه. با باربارا صحبت کردم
‫ولی ادعا میکرد که

206
00:08:09,462 --> 00:08:11,662
‫نمیدونه دارم در مورد چی
‫صحبت میکنم

207
00:08:11,664 --> 00:08:14,365
‫،خب، فکر کنم قرارـه یه معما بمونه

208
00:08:14,367 --> 00:08:16,467
‫میدونی، مثل چیزهایی
‫که بعد از خاموش کردن چراغها

209
00:08:16,469 --> 00:08:19,036
‫توی سینما اتفاق میفته

210
00:08:19,038 --> 00:08:20,605
‫حتما باربارا بوده

211
00:08:20,607 --> 00:08:23,608
‫داشتم دنبال یه راهی
‫برای انتقام گرفتن ازش میگشتم

212
00:08:23,610 --> 00:08:24,709
‫فکر میکنی

213
00:08:24,711 --> 00:08:26,410
‫استفاده از کامپیوترش
‫برا گوگل کردنِ

214
00:08:26,412 --> 00:08:29,714
‫"چطور جنده شویم"
‫عبور از خط قرمزهاست؟

215
00:08:29,716 --> 00:08:31,148
‫میدونی، وقتی که من

216
00:08:31,150 --> 00:08:33,651
‫دبیرستان بودم، یه دختری بود
‫که در پشت سر من

217
00:08:33,653 --> 00:08:35,553
‫،صحبت میکرد، وقتی که فهمیدم
‫من و تموم دوستام

218
00:08:35,555 --> 00:08:39,290
‫توی دستشویی، یه گوشه
‫"گیرش آوردیم و "بخشیدیمش

219
00:08:41,027 --> 00:08:42,660
‫این دیگه چجور انتقامیه؟

220
00:08:42,662 --> 00:08:45,429
‫این زنه شغلم رو نابود کرد باید تقاص پس بده

221
00:08:46,266 --> 00:08:48,366
‫اکی باشه عزیزم
‫میدونی چیه

222
00:08:48,368 --> 00:08:51,469
‫یه چیزی بود که دیروز ترسیدم بهت بگم

223
00:08:51,471 --> 00:08:55,239
‫الانم مثل سگ میرتسم بهت بگم ولی

224
00:08:55,241 --> 00:08:56,908
‫حقیقت اینه که

225
00:08:56,910 --> 00:08:59,277
‫باربارا چن نبود. من بودم

226
00:08:59,279 --> 00:09:01,245
‫من باعث شدم همه بفهمن

227
00:09:01,247 --> 00:09:02,980
‫چرا این کارو کردی؟

228
00:09:02,982 --> 00:09:05,883
‫خب اتفاقی بود
‫ببخشید که دروغ گفتم

229
00:09:06,753 --> 00:09:08,185
‫برو بیرون

230
00:09:13,760 --> 00:09:17,194
‫راستی در مورد اون دختره تو دست شویی هم دروغ گفتم

231
00:09:17,196 --> 00:09:19,330
‫راستش محافظ دندونش ُ انداختیم تو توالت

232
00:09:19,332 --> 00:09:22,033
‫و دوباره گذاشتیم تو دهنش

233
00:09:25,939 --> 00:09:29,540
‫نمیفهم چرا حق حرف زدن تو این جلسه رو ندارم

234
00:09:29,542 --> 00:09:32,310
‫چون وقتی حرف میزنی میری روو مخ مردم

235
00:09:33,179 --> 00:09:35,046
‫اوکی

236
00:09:35,048 --> 00:09:36,447
‫یه سوال کوچولو

237
00:09:36,449 --> 00:09:38,583
‫اجازه دارم تو این جلسه

238
00:09:38,585 --> 00:09:40,017
‫با سرهنگ شوخی کنم؟

239
00:09:40,019 --> 00:09:41,185
‫آره

240
00:09:41,187 --> 00:09:42,687
‫اجازه دارم به اطلاعش برسونم که

241
00:09:42,689 --> 00:09:46,557
‫سرهنگ سندرز درواقع اصلا در ارتش نبوده؟
‫[که در سال ۱۹۳۶ توسط فرماندار به او لقب سرهنگ داده شد  KFC مؤسس رستوران مرغ سوخاری کنتاکی]

242
00:09:46,559 --> 00:09:48,225
‫داری میری روو مخ

243
00:09:48,227 --> 00:09:50,127
‫باشه

244
00:09:50,129 --> 00:09:51,295
‫اووه

245
00:09:51,297 --> 00:09:53,264
‫میتونم از نرم افزار تبدیل نوشتار به گفتار استفاده کنم؟

246
00:09:53,266 --> 00:09:53,903
‫نه

247
00:09:53,927 --> 00:09:54,800
‫حرف نزن

248
00:09:54,801 --> 00:09:57,501
‫آه. دیوانه

249
00:09:57,503 --> 00:09:58,970
‫آقایان

250
00:09:58,972 --> 00:10:00,638
‫سرهنگ ویلیامز هستم

251
00:10:00,640 --> 00:10:02,106
‫مرسی بابت این ملاقات

252
00:10:02,108 --> 00:10:04,175
‫- سلام
‫- سلام

253
00:10:06,012 --> 00:10:09,480
‫خب مغز متفکر این داستانا کیه؟

254
00:10:09,482 --> 00:10:11,315
‫یه کار تیمی ـه

255
00:10:11,317 --> 00:10:15,553
‫ولی اگه مجبور باشیم مغز متفکر انتخاب کنیم اون منم

256
00:10:23,805 --> 00:10:25,404
‫و به خاطر گرداب کوانتومی

257
00:10:25,406 --> 00:10:26,672
‫حرکتش همیشگی ـه ؟

258
00:10:26,674 --> 00:10:27,907
‫دقیقا

259
00:10:27,909 --> 00:10:29,775
‫درک خوبی از فیزیک داری ها

260
00:10:29,777 --> 00:10:31,871
‫خب من برای دانشمند بودن آموزش دیدم

261
00:10:31,895 --> 00:10:32,746
‫واقعا؟

262
00:10:32,747 --> 00:10:33,702
‫فیزیک دانی؟

263
00:10:33,726 --> 00:10:35,510
‫بهتر از اون. مهندس ام

264
00:10:40,522 --> 00:10:43,222
‫کجا درس خودی؟

265
00:10:43,224 --> 00:10:44,056
‫اِم آی تی

266
00:10:44,058 --> 00:10:45,992
‫عه . خب منم همینطور

267
00:10:45,994 --> 00:10:47,093
‫باید حدس میزدم

268
00:10:47,095 --> 00:10:49,228
‫پشت هر اختراع بزرگ یه نابغه از ام آی تی هست

269
00:10:52,634 --> 00:10:55,234
‫میرم سر اصل مطلب

270
00:10:55,236 --> 00:10:57,036
‫نیروی هوایی معتقده که یه اپلیکیشن

271
00:10:57,038 --> 00:10:58,671
‫برای این تلنولوژی وجود داره

272
00:10:58,673 --> 00:11:00,806
‫و ما مایل به پرداخت هزینه هاتونیم

273
00:11:00,808 --> 00:11:03,743
‫درسته ولی باید بدونید که

274
00:11:03,745 --> 00:11:07,246
‫یه کم نگران اینیم که ازش به عنوان سِلاح استفاده شه

275
00:11:07,248 --> 00:11:09,448
‫خب بزار رُک بگم

276
00:11:09,450 --> 00:11:12,151
‫کاری که ما میکنیم به شما ربطی نداره

277
00:11:14,489 --> 00:11:17,390
‫نمیدونم چی بگم والّا

278
00:11:17,392 --> 00:11:19,759
‫بابا فقط یه سیستم هدایتی ـه دیگه

279
00:11:19,761 --> 00:11:21,394
‫نمیخواید ستاره مرگ رو

280
00:11:21,396 --> 00:11:23,229
‫از استار ترک بهمون بدین که

281
00:11:28,770 --> 00:11:30,203
‫تنها نگرانی اینه که

282
00:11:30,205 --> 00:11:32,772
‫در حال حاضر اینقدر بزرگه

283
00:11:32,774 --> 00:11:36,709
‫و باید بشه اینقدر

284
00:11:36,711 --> 00:11:39,378
‫خب خیلی باید کم بشه که

285
00:11:39,380 --> 00:11:44,050
‫آره اینقدرش باید کم شه

286
00:11:44,052 --> 00:11:46,519
‫نمیدونم حتی همچین چیزی ممکنه

287
00:11:46,521 --> 00:11:48,688
‫چند تا از همکارام در اِم آی تی رو دیدم

288
00:11:48,690 --> 00:11:51,357
‫و گفتن میتونن در ۴ ماه از پسش بربیان

289
00:11:51,359 --> 00:11:52,470
‫چهار ماه؟

290
00:11:52,494 --> 00:11:54,361
‫ما تو ۲ ماه درستش میکنیم

291
00:11:54,362 --> 00:11:56,329
‫سلام دکتر شلدون کوپر هستم

292
00:11:56,331 --> 00:11:58,397
‫مغز متفکر اصلی این پروژه هستم

293
00:11:58,399 --> 00:12:00,399
‫بعدشم مهندس ها دانشمند نیستن

294
00:12:00,401 --> 00:12:01,934
‫ام آی تی هنرستان فنی ـه

295
00:12:01,936 --> 00:12:05,204
‫و ستاره ی مرگ مال فیلم جنگ ستارگانه و نه استار ترک

296
00:12:05,206 --> 00:12:07,340
‫اما خب بازم

297
00:12:07,342 --> 00:12:10,243
‫مرسی از خدمات ـِتون برای کشور

298
00:12:14,582 --> 00:12:16,315
‫سلام

299
00:12:16,317 --> 00:12:19,352
‫هاوارد گفت تا دیروقت کار میکنی
‫شام آوردم

300
00:12:19,354 --> 00:12:22,154
‫ممنونم . فقط میخواستم یه سری از کارها رو تموم کنم

301
00:12:22,156 --> 00:12:23,322
‫بدون اینکه ملت هر پنج دقیقه

302
00:12:23,324 --> 00:12:24,724
‫به خاطر بچه بهم تبریک بگن

303
00:12:24,726 --> 00:12:26,325
‫روزم رو تنهایی تو آزمایشگاه گذروندم

304
00:12:26,327 --> 00:12:29,095
‫منتظر این بودم که یه موش از سیاه زخم بمیره

305
00:12:29,097 --> 00:12:32,531
‫شام آوردی واسم یا اومدی پُز کارتو بدی ؟

306
00:12:32,533 --> 00:12:35,868
‫خب اومدم ببینم حالت چطوره

307
00:12:35,870 --> 00:12:37,837
‫ولی به گمونم هنوز عصبانی ای

308
00:12:37,839 --> 00:12:39,205
‫معذرت

309
00:12:39,207 --> 00:12:41,607
‫رئیسم میخواد منو ببینه و استرس دارم

310
00:12:41,609 --> 00:12:44,176
‫واقعا فکر میکنی چون حامله ای یه جور دیگه باهات برخورد میکنن ؟

311
00:12:44,178 --> 00:12:45,645
‫شوخیت گرفته؟

312
00:12:45,647 --> 00:12:47,580
‫همیشه با من متفاوت رفتار شده

313
00:12:47,582 --> 00:12:49,615
‫منو ببین؟
‫گوش بده به صدام

314
00:12:49,617 --> 00:12:51,917
‫در برخورد اول که منو میبینن

315
00:12:51,919 --> 00:12:53,619
‫نمیگن اون دانشمند ــه

316
00:12:53,621 --> 00:12:56,656
‫میگن مامانش میدونه دخترش کجاست؟

317
00:12:58,726 --> 00:13:02,762
‫پشیمونم که برات "هپی میل" گرفتم
‫[سرویس غذایی مک دونالد مناسب کودکان که در کنارش عروسک قرار میدن]

318
00:13:05,099 --> 00:13:07,199
‫سخت تلاش کردم تا به اینجا برسم

319
00:13:07,201 --> 00:13:09,735
‫و دوست ندارم به خاطر حامله بودن

320
00:13:09,737 --> 00:13:11,304
‫به خونه اول برگردم

321
00:13:11,306 --> 00:13:12,838
‫درکت میکنم

322
00:13:12,840 --> 00:13:14,137
‫ممنونم

323
00:13:14,161 --> 00:13:15,175
‫کاش یه راهی بود که

324
00:13:15,176 --> 00:13:17,209
‫میتونستم شرایط رو بهتر کنم

325
00:13:17,211 --> 00:13:19,645
‫خب سیب زمینی سرخ کرده آوردی . واسه شروع خوبه

326
00:13:19,647 --> 00:13:24,317
‫راستش چون حامله ای تیکه های سیب برات اوردم

327
00:13:25,153 --> 00:13:27,153
‫تیکه های سیب؟

328
00:13:27,155 --> 00:13:30,623
‫کدوم آدم دیوانه ای میره مک دونالد و میوه میخره؟

329
00:13:30,625 --> 00:13:32,625
‫زودی برمیگردم

330
00:13:32,627 --> 00:13:34,660
‫میلک شِیک شکلاتی هم بگیر

331
00:13:40,568 --> 00:13:42,201
‫- سلام
‫- سلام

332
00:13:42,203 --> 00:13:44,036
‫چیکار میکنی

333
00:13:44,038 --> 00:13:47,306
‫لئونارد از دستم شاکی ـه
‫دارم براش کیک لیمویی درست میکنم

334
00:13:47,308 --> 00:13:50,543
‫اصلا کیکی لیمویی دوست داره؟

335
00:13:50,545 --> 00:13:52,678
‫نه راستش

336
00:13:52,680 --> 00:13:55,948
‫ولی خب منم ازش شاکی ام
‫پس کیکی لیمویی خوبه

337
00:13:56,784 --> 00:13:58,651
‫تو جلسه اتفاقی چیزی افتاد؟

338
00:13:58,653 --> 00:14:00,986
‫ازم قول گرفتن که حرف نزنم

339
00:14:00,988 --> 00:14:02,096
‫و تو حرف زدی؟

340
00:14:02,120 --> 00:14:03,323
‫خب بیا

341
00:14:03,324 --> 00:14:05,624
‫تو میدونستی چی پیش میاد. اونا نفهمیدن چرا؟

342
00:14:05,626 --> 00:14:08,127
‫بگذریم
‫حالا متعهد شدیم که در مدت زمان خیلی کم

343
00:14:08,129 --> 00:14:10,096
‫پروژه رو کامل کنیم

344
00:14:10,098 --> 00:14:11,731
‫و همه از من عصبانی ان

345
00:14:11,733 --> 00:14:13,699
‫خب اگه حالتو بهتر میکنه بگم که

346
00:14:13,701 --> 00:14:15,134
‫برنادت هم از من شاکی ـه

347
00:14:15,136 --> 00:14:17,236
‫هم. اگه حالتو بهتر میکنه بگم که

348
00:14:17,238 --> 00:14:20,172
‫یه زنبور پارازیتوئید که به انگل بدون نیش معروفه

349
00:14:20,174 --> 00:14:22,608
‫بعد از گذشت ۱۰۱ سال از انقراض ـِش

350
00:14:22,610 --> 00:14:24,977
‫دوباره کشف شده

351
00:14:25,813 --> 00:14:27,980
‫چرا این باید حالمو بهتر کنه؟

352
00:14:27,982 --> 00:14:31,817
‫چرا قضیه برنادت باید حالمو بهتر کنه؟

353
00:14:31,819 --> 00:14:33,386
‫حداقل مال من آموزشی بود

354
00:14:33,388 --> 00:14:35,421
‫اکی. ولش کن اصن

355
00:14:35,423 --> 00:14:36,956
‫ببین . متاسفم ام

356
00:14:36,958 --> 00:14:39,558
‫بگو چرا برنادت از دستت شاکی ـه

357
00:14:39,560 --> 00:14:42,361
‫چون به کارمندای محل کارم گفتم حامله ست

358
00:14:42,363 --> 00:14:44,430
‫اون نمیخواست همکاراش بفهمن

359
00:14:44,432 --> 00:14:45,898
‫چرا اینکارو کردی؟

360
00:14:45,900 --> 00:14:47,967
‫از دهنم پرید. خیلی احساس بدی دارم

361
00:14:47,969 --> 00:14:50,069
‫خب واسه منم همین اتفاق افتاد دیگه

362
00:14:50,071 --> 00:14:53,305
‫با این تفاوت که من از عمد گفتم و اصلا هم پشیمون نیستم

363
00:14:55,576 --> 00:14:57,977
‫اصلا ممکنه تو ۲ ماه تمومش کنیم؟

364
00:14:57,979 --> 00:14:59,812
‫نمیدونم. شاید . باید دوازده ساعت در روز

365
00:14:59,814 --> 00:15:01,947
‫و هفت روز هفته روش کار کنیم

366
00:15:01,949 --> 00:15:04,750
‫که خب باعث میشه من نتونم هر روز واسه پنی صبحونه درست کنم

367
00:15:04,752 --> 00:15:06,352
‫و اون میفهمه نون تُست فرانسویم

368
00:15:06,354 --> 00:15:09,221
‫تنها چیزی بود که اون رو پایبند به ازدواج میکرد

369
00:15:09,223 --> 00:15:10,823
‫عاشق تُست فرانسوی ـتم

370
00:15:10,825 --> 00:15:12,224
‫مرسی پسر

371
00:15:12,226 --> 00:15:16,295
‫خب پس چرا ضرب العجل رو قبول کردین؟

372
00:15:16,297 --> 00:15:17,863
‫ما نکردیم. شلدون کرد

373
00:15:17,865 --> 00:15:18,996
‫و شمام بهش اجازه دادین؟

374
00:15:18,997 --> 00:15:21,835
‫خب سرهنگ گفت به مصلحت مملکته

375
00:15:21,836 --> 00:15:22,968
‫بودجه ـشونم چشم گیره

376
00:15:22,970 --> 00:15:24,670
‫نه بیشترش به خاطر اون مکث طولانی بود

377
00:15:24,672 --> 00:15:27,673
‫که من با گفتن اوکی شکوندمش

378
00:15:27,675 --> 00:15:31,811
‫پس به گمونم برای یه مدت نمیبینمتون

379
00:15:31,813 --> 00:15:33,006
‫آره انگار

380
00:15:33,030 --> 00:15:33,980
‫واو

381
00:15:33,981 --> 00:15:36,749
‫قراره با ارتش همکاری کنی و منو اینجا تنها بزاری

382
00:15:36,751 --> 00:15:39,919
‫حالا اون همسرانِ ارتشی ها رو درک میکنم

383
00:15:39,921 --> 00:15:42,321
‫بس کن بابا

384
00:15:42,323 --> 00:15:44,457
‫داریم میریم اون سمت پردیس دانشگاهی

385
00:15:44,459 --> 00:15:47,092
‫و البته اینجا

386
00:15:47,094 --> 00:15:51,464
‫تو عمیقاً یک احمق‌ـی

387
00:15:52,633 --> 00:15:55,167
‫به شدت از احساساتش میترسه

388
00:16:00,107 --> 00:16:01,465
‫اُه سلام

389
00:16:01,488 --> 00:16:02,942
‫یه لحظه وقت داری

390
00:16:02,944 --> 00:16:05,444
‫آره بیا تو

391
00:16:06,481 --> 00:16:08,581
‫میخواستم عذرخواهی کنم

392
00:16:08,583 --> 00:16:10,983
‫میدونم کارت اتفاقی بود

393
00:16:10,985 --> 00:16:14,153
‫ممنونم و ببخشید که درموردش دروغ گفتم

394
00:16:14,155 --> 00:16:16,422
‫ولی خب دروغ گوی خیلی خوبی هستی

395
00:16:16,424 --> 00:16:18,491
‫آخی. ایمی هم همینو گفت

396
00:16:18,493 --> 00:16:21,126
‫خب پروژه تحقیق چطور پیش میره؟

397
00:16:21,128 --> 00:16:23,429
‫اجازه میدن تو انجامش بدی؟

398
00:16:23,431 --> 00:16:25,598
‫خب رئیسم گفته هنوز تصمیم نگرفته

399
00:16:25,600 --> 00:16:28,467
‫منم محترمانه بهش گفت که اون
‫یه پیرمرد سفید پوست ِ پولداره

400
00:16:28,469 --> 00:16:30,135
‫و منم یه خانوم حامله مهربونم

401
00:16:30,137 --> 00:16:33,038
‫که نمیترسه جلو هیئت ژوری گریه کنه

402
00:16:33,040 --> 00:16:35,774
‫به شکایت کردن تهدیدش کردی ؟

403
00:16:35,776 --> 00:16:38,744
‫من خیلی وقت پیش فهمیدم
‫وقتی ۱۵۰ سانتی متر باشی

404
00:16:38,746 --> 00:16:40,679
‫و قدت تا خِشتک مردا باشه

405
00:16:40,681 --> 00:16:43,115
‫اونجاست که باید مشت بزنی

406
00:16:43,117 --> 00:16:44,850
‫چه جالب

407
00:16:44,852 --> 00:16:47,286
‫من یه چیز کاملا متفاوت یاد گرفتم

408
00:16:48,456 --> 00:16:50,489
‫میخوای بدونی؟

409
00:16:50,491 --> 00:16:52,424
‫این فقط یه پروژه تحقیقاتی ـه

410
00:16:52,426 --> 00:16:54,026
‫مهم ترین شغل تو دنیا

411
00:16:54,028 --> 00:16:55,427
‫قراره بزرگ کردن این بچه باشه

412
00:16:55,429 --> 00:16:57,563
‫تنها چیزی که برای معنا بخشیدن
‫به زندگیم نیاز دارم همینه

413
00:16:57,565 --> 00:16:59,665
‫اُه خیلی قشنگ بود

414
00:16:59,667 --> 00:17:01,467
‫باورت شد؟ خوبه

415
00:17:01,469 --> 00:17:02,668
‫یازده تا احمق دیگه مثل تو

416
00:17:02,670 --> 00:17:04,870
‫تو هیئت ژوری هستن که باید خرشون کنم

417
00:17:07,308 --> 00:17:10,409
‫هیچ وقت نفهمیدم این ساختمون محرمانه ـست

418
00:17:10,411 --> 00:17:13,379
‫شاید چون محرمانه ست

419
00:17:14,982 --> 00:17:17,716
‫ای کاش انقدر از جای پارکم دور نبود

420
00:17:17,718 --> 00:17:20,519
‫اونجوری که تو کیک لیمویی رو انداختی بیرون

421
00:17:20,521 --> 00:17:22,521
‫خوبه که نزدیک جا پارکت نیستیم

422
00:17:22,523 --> 00:17:26,025
‫قانون تو نباید حرف بزنی رو دوباره بهت گوشزد میکنم

423
00:17:26,027 --> 00:17:28,794
‫چرا . مشخصه که کارساز نیست

424
00:17:30,131 --> 00:17:32,765
‫همینه به گمونم

425
00:17:32,767 --> 00:17:34,466
‫اسکنر شبکیه ای ــه ؟

426
00:17:34,468 --> 00:17:36,302
‫بزار بفهمیم

427
00:17:37,638 --> 00:17:39,998
‫هاوارد والوویتز
‫اجازه صادر شد

428
00:17:40,311 --> 00:17:41,574
‫نه بابا
‫ایول

429
00:17:41,576 --> 00:17:43,409
‫نوبت منه نوبت منه

430
00:17:44,211 --> 00:17:46,312
‫لئونارد هافستادر
‫اجازه صادر شد

431
00:17:46,314 --> 00:17:49,415
‫حتی عینکمم  هم درنیاوردم

432
00:17:52,820 --> 00:17:54,820
‫اجازه صادر نشد

433
00:17:54,822 --> 00:17:57,022
‫متوجه شد

434
00:18:01,517 --> 00:18:03,584
‫اُه اُه اُه بچه ها. برعکس بلندم کنید

435
00:18:12,204 --> 00:18:14,510
‫هاوارد والوویتز
‫اجازه صادر شد

436
00:18:14,511 --> 00:18:16,277
‫هوورا

437
00:18:16,611 --> 00:18:23,411
‫ترجمه: عـلـیرضا و امـیـر
‫<font color=RoyalBlue>AlirezAlirezA</font> & <font color=Red>Islander</font>