﻿1
00:00:01,203 --> 00:00:05,164
‫ <font color="#00ff40">وحيد مستغيث </font> : <font color="#ff8080">ترجمه و زيرنويس</font>
‫ <font color="#0080c0">@vahids3</font>

2
00:00:06,560 --> 00:00:08,880
‫صبح بخير. اولين نفر
‫مياي و آخرين نفر ميري؟

3
00:00:08,960 --> 00:00:09,800
‫آره

4
00:00:12,960 --> 00:00:14,240
‫وقتي بچه بودم...

5
00:00:16,025 --> 00:00:18,192
‫بابام يه دسته خلال دندون به دستم گذاشت

6
00:00:19,280 --> 00:00:24,400
‫و بهم گفت: اگه بتوني نصفشون كني،
‫واست يه دوچرخه بي‌ام‌ايكس مي‌خرم

7
00:00:26,120 --> 00:00:29,800
‫پس من خلال دندون‌ها رو
‫برداشتم و سعي كردم نصفشون كنم

8
00:00:31,848 --> 00:00:34,080
‫مهم نبود كه چقدر زور مي‌زدم

9
00:00:34,640 --> 00:00:36,960
‫به قدر كافي قوي نبودم

10
00:00:37,040 --> 00:00:41,040
‫بالاخره بابام اومد و خلال دندون‌ها رو ازم گرفت

11
00:00:41,120 --> 00:00:43,080
‫-و اعلام كرد...
‫-ممنونم

12
00:00:43,160 --> 00:00:46,280
‫هرگز بهت نگفتم كه مجبوري همشون رو با هم بشكني

13
00:00:50,832 --> 00:00:53,754
‫ما دوتا هكر آلماني داريم كه دارن در
‫برابر يه شركت بزرگ آمريكايي وايميسن

14
00:00:54,240 --> 00:00:55,535
‫همه چيز، ليا

15
00:00:56,080 --> 00:01:00,473
‫كاملاً همه چيز به اين بستگي داره كه هيئت
‫منصفه از كارستن و يوري خوششون بياد يا نه

16
00:01:00,856 --> 00:01:02,895
‫اصلا اهميتي نداره كه حق باهاشونه يا نه

17
00:01:03,240 --> 00:01:06,720
‫تنها چيزي كه مهمه اينه كه هئيت
‫منصفه مي‌خواد باورشون كنه يا نه

18
00:01:07,680 --> 00:01:11,440
‫و اين اتفاق مي‌تونست بيوفته اگه اون
‫دوتا خلال دندونت كنار همديگه بودن

19
00:01:12,114 --> 00:01:14,856
‫ولي الان اون دوتا خلال دندون
‫حتي باهمديگه حرف هم نمي‌زنن

20
00:01:15,680 --> 00:01:18,960
‫حتي نمي‌تونن توي يه اتاق كنار همديگه باشن

21
00:01:21,997 --> 00:01:24,117
‫-خواهيم ديد
‫-خواهيم ديد

22
00:02:01,440 --> 00:02:03,760
‫-يوري
‫-برايان

23
00:02:03,840 --> 00:02:05,758
‫-از ديدنت خوشحالم
‫-منم همينطور

24
00:02:05,783 --> 00:02:08,615
‫چيزي كه مي‌بينين همون ايميلي ـه
‫كه براي برايان اندرسون فرستادين

25
00:02:08,820 --> 00:02:13,117
‫وقتي فهميدين كه اون داره گوگل ارث
‫رو توسعه ميده. شما اين ايميل رو نوشتين؟

26
00:02:14,640 --> 00:02:15,633
‫بله، همينطوره

27
00:02:15,658 --> 00:02:18,367
‫اگه اشكالي نداره، ميشه بلند بخونينش؟

28
00:02:20,719 --> 00:02:25,492
‫بالاخره يه راهي پيدا كردي كه اون رو پيش مردم
‫ببري و من احساس خيلي خوبي نسبت به اين دارم

29
00:02:25,720 --> 00:02:28,304
‫به خاطر توسعه گوگل ارث داري بهش تبريك ميگي؟

30
00:02:28,601 --> 00:02:28,975
‫بله

31
00:02:29,000 --> 00:02:31,840
‫به اين خاطر كه اون راه‌حلي داشت كه
‫برنامه رو در دسترس عموم قرار مي‌داد

32
00:02:32,265 --> 00:02:34,664
‫بله، متوجه‌ام كه ميشه همچين
‫چيزي از ايميل برداشت كرد

33
00:02:34,960 --> 00:02:37,760
‫-اوه، قهوه‌ساز اسپرسو گرفتي
‫-آره، البته

34
00:02:37,840 --> 00:02:40,520
‫-عجب جاييه
‫-اينجا دفتر كار ماست

35
00:02:42,117 --> 00:02:44,039
‫سلام، سلام
‫من برايان هستم

36
00:02:44,147 --> 00:02:45,507
‫-سلام برايان
‫-سلام

37
00:02:45,532 --> 00:02:47,052
‫سلام

38
00:02:47,125 --> 00:02:49,125
‫-كارستن
‫-كارستن، درسته. ببخشيد

39
00:02:49,150 --> 00:02:50,270
‫موردي نيست

40
00:02:51,874 --> 00:02:54,360
‫اون توپ معروف‌تون!

41
00:02:54,840 --> 00:02:58,720
‫چيزي در مورد اينكه اون داره
‫الگوريتم‌تون رو مي‌دزده، نوشتي؟

42
00:02:59,360 --> 00:03:01,920
‫-منظورم اينه، هرگز به اين فكر...
‫-فقط به سوالم جواب بدين، آقاي مولر

43
00:03:01,945 --> 00:03:06,145
‫آيا توي ايميل اتهامي در مورد
‫دزدي الگوريتم‌تون وجود داشت؟

44
00:03:06,787 --> 00:03:07,271
‫نه

45
00:03:07,480 --> 00:03:10,640
‫هر چيزي كه توي ايميل باشه، مثلاً
‫متهمش كنين كه حق اختراع‌تون رو نقض كرده؟

46
00:03:10,720 --> 00:03:13,640
‫شما مطمئن بودين كه برايان
‫اندرسون دوست‌تون هستش، درسته؟

47
00:03:13,720 --> 00:03:14,560
‫درسته

48
00:03:15,680 --> 00:03:18,880
‫آيا شما دوستي رو كه براي سال‌ها
‫باهاش ارتباطي نداشتين، متهم مي‌كردين؟

49
00:03:18,960 --> 00:03:21,048
‫بعدش براي اولين بار كه باهاش
‫تماس مي‌گرفتين آيا اون رو به چيزي

50
00:03:21,072 --> 00:03:23,160
‫متهم مي‌كردين كه خودتون هم
‫نمي‌دونستين كه حقيقت داره يا نه؟

51
00:03:23,240 --> 00:03:24,560
‫نه، قطعاً اين كار رو نمي‌كردم

52
00:03:27,792 --> 00:03:30,779
‫ميشه يه امضا ازتون بگيرم؟

53
00:03:30,973 --> 00:03:32,893
‫البته كه مي‌توني

54
00:03:33,720 --> 00:03:35,800
‫اوه، اين واسه خيلي وقت پيش ـه!

55
00:03:35,880 --> 00:03:38,280
‫اين همون دليليه كه توي ايمل‌تون
‫به اين مورد اشاره نكردين؟

56
00:03:38,360 --> 00:03:39,177
‫البته

57
00:03:40,169 --> 00:03:41,640
‫و به جاش به چه چيزي اشاره كردين؟

58
00:03:42,520 --> 00:03:46,115
‫كه ما تراويژن رو ثبت اختراع كرديم
‫و بايد در مورد اين شرايط با همديگه حرف بزنيم

59
00:03:46,480 --> 00:03:49,294
‫نمي‌خواستيم كه فوراً متهمش كنيم
‫اين مسئله واسم خيلي مهم بود

60
00:03:49,920 --> 00:03:52,800
‫رفقا، گوگل داره دنيا رو عوض مي‌كنه

61
00:03:52,880 --> 00:03:56,215
‫مي‌خوان عينك‌هاي هوشمند قابل حمل بسازن

62
00:03:56,240 --> 00:04:01,080
‫و ماشين‌هاي خودران كه نيازي به راننده نداشته
‫باشن و ديگه خبري از تصادفات رانندگي نباشه

63
00:04:01,450 --> 00:04:04,240
‫و شعارشون اينه كه: <font color="#80ff00">شرور نباش</font>

64
00:04:05,040 --> 00:04:06,771
‫كدوم شركت ميليارد دلاري اينو ميگه؟

65
00:04:07,120 --> 00:04:09,000
‫درسته؟ اونا ميگن برين پول دربيارين

66
00:04:09,080 --> 00:04:10,960
‫گوگل ميگه شرور نباشين

67
00:04:13,480 --> 00:04:14,927
‫بهم قول بدين كه بين خودمون بمونه

68
00:04:15,960 --> 00:04:16,700
‫باشه

69
00:04:17,960 --> 00:04:20,720
‫باشه، اين قراره اتفاق بزرگ بعدي باشه

70
00:04:23,080 --> 00:04:24,240
‫صفحه لمسي

71
00:04:25,800 --> 00:04:29,640
‫و يه دوربين باكيفيت داره كه
‫مي‌توني باهاش فيلمبرداري كني

72
00:04:30,320 --> 00:04:33,288
‫اين فقط يه نمونه‌ست ولي چند سال
‫ديگه همه يكي از اينا خواهند داشت

73
00:04:33,720 --> 00:04:34,640
‫اسمالدرز!

74
00:04:34,720 --> 00:04:36,272
‫يه عكس بگير

75
00:04:37,240 --> 00:04:39,022
‫متاسفانه نمي‌تونم اجازه بدم كه نگه‌اش دارين

76
00:04:39,047 --> 00:04:40,983
‫پشمام! بذار منم ببينمش

77
00:04:42,665 --> 00:04:46,807
‫مي‌دوني، وقتي در مورد تو و گوگل
‫ارث شنيديم، همه‌مون يكم تعجب كرديم

78
00:04:57,920 --> 00:05:00,440
‫آره، قطعاً اين مسئله رو درك مي‌كنم

79
00:05:07,440 --> 00:05:10,560
‫باشه... خلاصه بگم...

80
00:05:14,240 --> 00:05:19,860
‫چند سال قبل من از سيليكون گرافيك
‫اومدم بيرون تا يه شركت تازه تاسيس كنم

81
00:05:19,884 --> 00:05:22,704
‫و داشتم چندتا چيز براي صنعت
‫بازي‌ رايانه‌اي توسعه مي‌دادم

82
00:05:24,320 --> 00:05:26,840
‫و علاوه بر اون كار، يه
‫دمو از پرواز به زمين ساختم

83
00:05:26,865 --> 00:05:29,215
‫تا فقط نشون بدم كه موتور
‫بازي‌سازيم چطور كار مي‌كنه، باشه؟

84
00:05:29,240 --> 00:05:30,712
‫فقط به اين دليل بود

85
00:05:31,040 --> 00:05:33,920
‫و فكر كردم كه بازار منتظر من ـه كه وارد بشم

86
00:05:34,000 --> 00:05:37,040
‫ولي اينطور نبود و راستش به فاك عظمي رفتم

87
00:05:38,680 --> 00:05:41,800
‫و يه روز گوگل اومد سراغم

88
00:05:41,880 --> 00:05:44,200
‫و اونا علاقه‌اي به موتور بازي‌سازيم نداشتن

89
00:05:44,280 --> 00:05:47,274
‫تنها چيزي كه مي‌خواستن
‫همون دموي پرواز به زمين‌ام بود

90
00:05:47,935 --> 00:05:51,563
‫و يادمه كه به شماها گفته بودم
‫كه نبايد بذارين صندلي‌تون توي بازار خالي بمونه

91
00:05:51,588 --> 00:05:53,588
‫و هرگز نبايد ايده‌هاتون رو بفروشين...

92
00:05:55,200 --> 00:05:59,413
‫ولي راستش رو بخواين، وقتي پيشنهاد
‫دادن كه با اونا گوگل ارث رو توسعه بدم

93
00:05:59,438 --> 00:06:02,032
‫خيلي خوشحال بودم

94
00:06:02,579 --> 00:06:04,320
‫ديگه مجبور نبودم كه تك و تنها پشت ميز بشينم

95
00:06:04,400 --> 00:06:06,200
‫بنابراين، منم جواب مثبت دادم

96
00:06:06,280 --> 00:06:08,079
‫درسته، با خودم گفتم بهترين ايده ممكنه

97
00:06:11,923 --> 00:06:14,280
‫و همينه... كل ماجرا همينه

98
00:06:18,600 --> 00:06:20,200
‫و الان اينجا نشستيم

99
00:06:20,280 --> 00:06:23,480
‫شما و حق اختراع‌تون يه طرف ميز و
‫من و گوگل هم طرف ديگه ميز

100
00:06:24,720 --> 00:06:26,290
‫پس فكر مي‌كنم كه ما دوتا گزينه داريم

101
00:06:27,960 --> 00:06:33,015
‫مي‌تونيم باهمديگه مبارزه كنيم يا مي‌تونيم متحد
‫بشيم كه بايد از همون اولش اين كار رو مي‌كرديم

102
00:06:33,040 --> 00:06:35,040
‫كه با همديگه كار مي‌كرديم، درسته؟

103
00:06:35,600 --> 00:06:38,071
‫و گزينه دلخواهم رو مي‌دونين كه چيه

104
00:06:38,400 --> 00:06:40,480
‫چون نمي‌خواهم با شما مبارزه كنم

105
00:06:43,649 --> 00:06:46,215
‫به همين دليل به گوگل پيشنهاد
‫دادم كه بايد حق اختراع شما رو بخريم

106
00:06:47,774 --> 00:06:49,320
‫و در مورد همكاري‌هاي آينده هم فكر كنين

107
00:06:50,160 --> 00:06:51,532
‫و مي‌دوني چيه؟

108
00:06:53,080 --> 00:06:54,173
‫اونا علاقمند هستن

109
00:06:54,600 --> 00:06:56,446
‫و اونا ميگن كه بايد بهشون يه پيشنهاد بدين

110
00:07:00,600 --> 00:07:03,368
‫-واقعاً؟
‫-آره، واقعاً

111
00:07:04,480 --> 00:07:06,280
‫باشه. چقدر؟

112
00:07:07,027 --> 00:07:11,427
‫نه، نه اشكالي نداره. راستش
‫نمي‌تونم يه عدد دقيق بهتون بدم

113
00:07:12,923 --> 00:07:16,200
‫ولي از طرف ديگه، من كسي
‫نيستم كه داره خرج مي‌كنه...

114
00:07:17,120 --> 00:07:18,743
‫سه، پنج؟

115
00:07:18,813 --> 00:07:21,760
‫چرا 5 ميليون دلار پيشنهاد ندين؟!

116
00:07:21,840 --> 00:07:23,560
‫پشمام!

117
00:07:43,800 --> 00:07:45,180
‫بايد چيكار كنيم؟

118
00:07:45,680 --> 00:07:47,560
‫بايد همه چيزتون رو بهشون نشون بدين

119
00:07:47,640 --> 00:07:50,440
‫منظورم همه حق اختراع‌ها،
‫عكس‌ها، ويديوها، مقاله‌ها

120
00:07:51,008 --> 00:07:54,040
‫باشه، مشكلي نيست. همش رو يه جا جمع مي‌كنيم

121
00:07:55,000 --> 00:07:55,829
‫عاليه

122
00:07:57,080 --> 00:07:59,560
‫خيلي شركت باحالي هستين
‫خيلي آدم‌هاي باحالي هستين

123
00:07:59,648 --> 00:08:01,758
‫شايد بهتره سهام آرت‌كام رو هم بخريم

124
00:08:10,840 --> 00:08:12,120
‫يه عالمه ايده داريم

125
00:08:12,200 --> 00:08:17,200
‫شايد... اگه گوگل خودش نخواد كه اونا رو انجام بده

126
00:08:17,225 --> 00:08:19,345
‫ما بتونيم اونا رو واسه گوگل انجام بديم

127
00:08:19,370 --> 00:08:20,730
‫آره، عاليه

128
00:08:20,920 --> 00:08:24,960
‫يا گوگل ايده‌هايي داشته باشه و بخواد
‫توسعه‌شون بده. مي‌تونيم اين كار رو انجام بديم

129
00:08:25,040 --> 00:08:26,141
‫آره، عاليه

130
00:08:26,600 --> 00:08:29,440
‫مثلاً چطور به داخل ساختمون‌ها پرواز كنيم

131
00:08:29,465 --> 00:08:32,785
‫براي مكان‌ها خاص يا راه‌حل‌هاي تخصصي

132
00:08:32,920 --> 00:08:35,080
‫مي‌تونيم با همديگه كار كنيم

133
00:08:35,160 --> 00:08:38,680
‫تراويژن و گوگل ارث مي‌تونن يكي بشن

134
00:08:39,440 --> 00:08:41,160
‫آره، شايد يكي هستن

135
00:08:41,185 --> 00:08:44,145
‫منظورم اينه كه اگه قبلاً تراويژن رو نديده بودم

136
00:08:44,280 --> 00:08:46,720
‫هرگز نمي‌تونستم چيزي مثل گوگل ارث بسازم

137
00:08:46,800 --> 00:08:49,888
‫شماها بهم نشون دادين كه چه چيزي ممكنه

138
00:08:50,051 --> 00:08:53,263
‫بدون تراويژن، گوگل ارثي هم در كار نبود

139
00:08:53,560 --> 00:08:54,661
‫جريان از اين قراره!

140
00:08:58,200 --> 00:09:02,089
‫بدون تراويژن، هيچ گوگل ارثي
‫در كار نبود. جريان از اين قراره

141
00:09:02,360 --> 00:09:03,542
‫-اون اينو گفت؟
‫-بله

142
00:09:03,960 --> 00:09:07,560
‫اون گفت كه بدون تراويژن، گوگل
‫ارث نمي‌تونست وجود داشته باشه؟

143
00:09:07,640 --> 00:09:11,800
‫اون شب گفت كه تراويژن منبع
‫الهامش براي برنامه‌نويسي گوگل ارث بود

144
00:09:12,295 --> 00:09:15,240
‫كه باعث شد متوجه بشه كه چه چيزي امكان پذيرـه

145
00:09:16,000 --> 00:09:16,880
‫خيلي عاليه!

146
00:09:16,905 --> 00:09:18,670
‫-يادتونه كه اينجا قسم خوردين؟
‫-بله

147
00:09:19,080 --> 00:09:20,303
‫اون الگوريتم رو مي‌دونه؟

148
00:09:20,639 --> 00:09:22,335
‫بايد بهش توضيح مي‌دادم كه چطور كار مي‌كنه

149
00:09:22,360 --> 00:09:25,560
‫درخت چهارتايي، نگاشت
‫بافت، ساختارهاي توزيع يافته داده

150
00:09:25,640 --> 00:09:27,640
‫-سيستم ناوبري شناور؟
‫-همه چيز

151
00:09:27,665 --> 00:09:29,465
‫حتي تعامل همه اين عناصر؟

152
00:09:29,600 --> 00:09:32,114
‫اون يه برنامه‌نويس نابغه بود
‫فوراً مطلب رو گرفت

153
00:09:32,457 --> 00:09:37,575
‫ولي توي برلين، اون موقع بود كه
‫بهت گفت بدون دونستن همه اون عناصر

154
00:09:37,640 --> 00:09:39,987
‫هرگز نمي‌تونست گوگل ارث رو برنامه‌نويسي كنه؟

155
00:09:40,099 --> 00:09:40,644
‫آره

156
00:09:42,848 --> 00:09:48,248
‫الان ديگه وقتشه كه اين پيرمرد بره توي رخت‌خواب

157
00:09:49,800 --> 00:09:51,977
‫-خداحافظ رفقا
‫-باشه، خداحافظ. خوب بخوابي

158
00:10:05,682 --> 00:10:08,562
‫گوگل مي‌خواد سهام شركت‌مون رو بخره

159
00:10:09,440 --> 00:10:11,563
‫-اين چيز بزرگيه، مگه نه؟
‫-باحاله

160
00:10:12,047 --> 00:10:12,633
‫واقعاً!

161
00:10:15,766 --> 00:10:18,120
‫آره، ولي اول بايد با يه وكيل تماس بگيريم

162
00:10:19,080 --> 00:10:19,920
‫چي؟

163
00:10:20,605 --> 00:10:23,230
‫نميگم كه اين كار رو نكنيم
‫البته كه بايد اين كار رو انجام بديم...

164
00:10:24,200 --> 00:10:26,273
‫اول بذار بريم پيش يه
‫وكيل قبل از اينكه يه پيشنهاد

165
00:10:26,297 --> 00:10:28,240
‫رسمي بديم و همه
‫داده‌هامون رو بفرستيم، باشه؟

166
00:10:30,832 --> 00:10:33,822
‫بيخيال، اين همه سال چيزي ازش
‫نشنيديم و الان يهويي سر و كله‌اش پيدا شده؟

167
00:10:34,200 --> 00:10:37,440
‫ولي اون مي‌تونست اصلاً نياد
‫و مي‌تونست ناديده‌مون بگيره

168
00:10:37,880 --> 00:10:39,480
‫همين كه فوراً اومده، نشونه خوبيه

169
00:10:39,505 --> 00:10:42,189
‫-بيا كار رو با آوردن وكيل خراب نكنيم
‫-من نمي‌خوام چيزي رو خراب كنم

170
00:10:43,720 --> 00:10:46,680
‫-به اندازه تو مي‌خوام اين اتفاق بيوفته
‫-اگه با وكيل بريم سر قرار

171
00:10:46,705 --> 00:10:48,952
‫اين همه چي رو خراب مي‌كنه
‫ديگه اعتمادي باقي نمي‌مونه

172
00:10:49,152 --> 00:10:50,405
‫قبلاً بهش اعتماد داشتيم، مگه نه؟

173
00:10:51,240 --> 00:10:53,720
‫و مي‌دوني كه من اصلاً تو رو
‫مقصر اتفاقات گذشته نمي‌دونم

174
00:10:53,800 --> 00:10:55,705
‫حرفم اينه كه اين بار بايد مراقب باشيم

175
00:10:58,487 --> 00:11:00,986
‫-نظرت چيه كه بهم اعتماد كني؟
‫-بهت اعتماد كردم!

176
00:11:02,160 --> 00:11:03,160
‫توي كاليفرنيا

177
00:11:04,200 --> 00:11:05,520
‫و ببين الان كجاييم

178
00:11:08,141 --> 00:11:10,200
‫برايان اندرسون چند روز توي برلين موند؟

179
00:11:10,280 --> 00:11:11,680
‫سه يا چهار روز

180
00:11:11,705 --> 00:11:13,665
‫طي اون سه يا چهار روز

181
00:11:13,840 --> 00:11:17,840
‫به اين اشاره كردين كه
‫اون الگوريتم‌تون رو دزديده؟

182
00:11:17,989 --> 00:11:18,286
‫نه

183
00:11:18,363 --> 00:11:21,080
‫ولي دارين بهم ميگين كه اولين بار كه ديدينش

184
00:11:21,160 --> 00:11:25,440
‫فوراً شك كردين كه تراويژن
‫و گوگل ارث عين هم هستن؟

185
00:11:25,725 --> 00:11:28,480
‫و هيچ وقت طي اون چهار
‫روز به اين مورد اشاره نكردين؟

186
00:11:28,505 --> 00:11:29,385
‫نه

187
00:11:29,410 --> 00:11:34,770
‫با اين وجود كه ظاهراً همه چيز رو در
‫سال 1995 در مورد تراويژن توضيح دادين؟

188
00:11:34,960 --> 00:11:36,840
‫-هيچي بهش نگفتين؟
‫-نه

189
00:11:36,920 --> 00:11:42,298
‫و حتي با وجود اينكه همون موقع شك كرده
‫بودين كه گوگل ارث و تراويژن عين هم هستن

190
00:11:42,470 --> 00:11:44,520
‫باز همه مدارك حق اختراع رو بهش دادين؟

191
00:11:44,600 --> 00:11:47,185
سوال‌تون اون موقع مرتبط به نظر مي‌رسيد

192
00:11:47,210 --> 00:11:49,991
ولي بهتون قول ميدم كه من
با اين ديد مسئله رو نمي‌ديدم

193
00:11:50,480 --> 00:11:53,880
‫چطور شد كه همه مدارك، عكس‌ها،
‫ويديوها مشخصاً به كسي داده شد كه

194
00:11:53,904 --> 00:11:58,013
‫بهش شك داشتين و فكر مي‌كردين
‫كه ايده‌تون رو دزديده و كپي‌اش كرده؟

195
00:11:58,038 --> 00:12:01,640
‫چون مي‌خواستم باهاش كار كنم
‫چون مي‌خواستم با گوگل كار كنم

196
00:12:15,240 --> 00:12:17,487
‫بعد از اينكه برايان اندرسون از برلين رفت، چيشد؟

197
00:12:18,240 --> 00:12:20,440
‫مدارك حق اختراع‌مون رو براي گوگل فرستاديم

198
00:12:20,520 --> 00:12:24,400
‫ولي نسبت به حق اختراع و
‫فرمول‌بندي اون اعتراض داشتن

199
00:12:24,488 --> 00:12:25,847
‫و در ابتدا، شما چه واكنشي داشتين؟

200
00:12:26,520 --> 00:12:28,160
‫البته كه موضوع رو جدي گرفتم

201
00:12:28,240 --> 00:12:31,088
‫و حق اختراع رو همراه با
‫گزارمان‌شون به دفتر آمريكا فرستادم

202
00:12:31,113 --> 00:12:33,560
‫جايي كه اعتقاد داشتم دوباره بررسي و تاييد ميشه

203
00:12:33,585 --> 00:12:36,714
‫بدون اين حق اختراع معتبر، واضح بود كه
‫هيچ توافقي با اونا نمي‌تونستيم داشته باشيم

204
00:12:37,080 --> 00:12:39,520
‫هيچ كس نمي‌دونست كه اين
‫ارسال مجدد چقدر طول مي‌كشه

205
00:12:39,545 --> 00:12:42,355
‫يا اينكه اصلاً قصد ثبت خق
‫اختراع جديدي رو دارن يا نه

206
00:12:43,324 --> 00:12:45,160
‫پس بايد منتظر مي‌مونديم تا نتيجه رو بفهميم

207
00:12:45,240 --> 00:12:47,040
‫بدش به من

208
00:12:47,120 --> 00:12:50,000
‫از اين فرصت استفاده كردم
‫تا پيشنهاد جوليا رو قبول كنم

209
00:12:50,605 --> 00:12:51,743
‫و با پشتيباني مخابرات آلمان

210
00:12:51,768 --> 00:12:55,396
‫سفر در زمان با تراويژن رو
‫در نمايشگاه اينترمديال نشون داديم

211
00:12:55,421 --> 00:12:57,080
‫=بالاتر، بايد بالاتر باشه
‫-باشه

212
00:12:57,720 --> 00:13:00,322
‫خيلي‌خب. سه، دو ، يك!

213
00:13:01,800 --> 00:13:03,760
‫-و الان؟
‫-آره، عاليه

214
00:13:03,832 --> 00:13:08,368
‫در عين حال، يوري چندتا دمو داشت تا
‫روي قابليت پرواز به درون ساختمون كار كنه

215
00:13:09,120 --> 00:13:10,706
‫مي‌خواست اين رو به گوگل ارائه بده

216
00:13:11,360 --> 00:13:13,440
‫به عنوان يه افزونه بالقوه براي گوگل ارث

217
00:13:19,446 --> 00:13:20,540
‫اين خيلي خوبه

218
00:13:22,539 --> 00:13:23,883
‫مطمئنم كه برايان عاشقش ميشه

219
00:13:25,080 --> 00:13:26,080
‫مي‌دونم كه ميشه

220
00:13:27,200 --> 00:13:31,655
‫و چقدر طول كشيد تا دفتر حق ثبت اختراع
‫آمريكا ارسال مجدد رو بازبيني و تاييد كنه؟

221
00:13:31,687 --> 00:13:32,523
‫چندين ماه

222
00:13:33,120 --> 00:13:34,235
‫نتيجه چي بود؟

223
00:13:34,560 --> 00:13:36,910
‫حق اختراع مجدداً منتشر شد. ما
‫همه مشكلات رو برطرف كرده بوديم

224
00:13:36,935 --> 00:13:38,615
‫و گوگل به اين مسئله چه واكنشي نشون داد؟

225
00:13:39,320 --> 00:13:42,240
‫بهمون تبريك گفتن و درخواست
‫يه جلسه ديگه توي برلين رو دادن

226
00:13:43,240 --> 00:13:45,864
‫وقتي اين اخبار به دست‌تون
‫رسيد، چي تو ذهن‌تون بود؟

227
00:13:45,919 --> 00:13:47,755
‫-فكر مي‌كنم كه بهتون ايميل داده بودن
‫-بله، ايميل بود

228
00:13:48,120 --> 00:13:49,480
‫باعث شد چه احساسي داشته باشين؟

229
00:13:50,475 --> 00:13:51,995
‫كه بالاخره موفق شديم

230
00:13:52,880 --> 00:13:55,595
‫كه اين يه نقطه عطف براي تراويژن و
‫آرت‌كام بود و بايد ازش عبور مي‌كرديم

231
00:14:01,610 --> 00:14:02,560
‫اومدن

232
00:14:13,000 --> 00:14:13,943
‫برايان كجاست؟

233
00:14:13,968 --> 00:14:16,888
‫متاسفانه آقاي اندرسون نتونستن
‫تشريف بيارن ولي سلام‌شون رو رسوندن

234
00:14:17,160 --> 00:14:18,240
‫من دكتر نوز هستم

235
00:14:18,320 --> 00:14:22,146
‫من براي دپاvتمان حقوقي گوگل در آلمان كار مي‌كنم
‫كه بدين معنيه كه اين جلسه يه چيز ضروري بوده

236
00:14:25,920 --> 00:14:26,456
‫باشه

237
00:14:27,720 --> 00:14:31,920
‫دوباره همه مدارك رو بررسي كرديم از
‫جمله حق اختراعي كه مجدداً برامون فرستادين

238
00:14:32,000 --> 00:14:34,800
‫ولي هنوز كاملاً اعتقادي
‫به اعتبار رسمي اون نداريم

239
00:14:38,080 --> 00:14:41,320
‫ولي... حق اختراع تاييد شد، مگه نه؟

240
00:14:42,000 --> 00:14:44,560
‫اين بدين معنا نيست كه هنوز به
‫شكل رسمي مورد سوظن نباشه

241
00:14:46,120 --> 00:14:51,370
‫وايسا، قبل از اين جلسه، دوبار تراويژن رو براي
‫تاييد به دفتر ثبت حق اختراع آمريكا ارائه كرديم

242
00:14:51,887 --> 00:14:54,856
‫بار دوم همه ملاحضات شما رو هم لحاظ كرديم

243
00:14:55,480 --> 00:14:57,942
‫و هر دوبار تاييد شده

244
00:14:59,434 --> 00:15:00,676
‫ديگه بايد چيكار مي‌كرديم؟

245
00:15:00,701 --> 00:15:03,090
‫كاري كه شما انجام دادين هيچ
‫ربطي به موضوع امروز نداره

246
00:15:04,801 --> 00:15:08,506
‫ولي متاسفانه فقط به اين خاطر كه دفتر ثبت حق
‫اختراع آمريكا، حق اختراعي رو براي كسي صادر كنه

247
00:15:08,531 --> 00:15:10,973
‫اين بدين معنا نيست كه اصلاً
‫بايد حق ثبت اختراع صادر ميشد

248
00:15:12,200 --> 00:15:13,120
‫مي‌فهمين؟

249
00:15:16,241 --> 00:15:17,520
‫ولي اين به چه معناست؟

250
00:15:19,480 --> 00:15:22,325
‫يعني ما حق اختراع شما رو نه
‫مي‌خريم و نه به رسميت مي‌شناسيم

251
00:15:23,270 --> 00:15:26,719
‫كه در نتيجه يعني گوگل هيچ
‫علاقه‌اي به همكاري با شما نداره

252
00:15:33,620 --> 00:15:38,892
‫و حتي با اينكه متخصصان حقوقي درست جلوتون نشسته
‫بودن، بازم چيزي در مورد نقض حق اختراع نگفتين؟

253
00:15:39,480 --> 00:15:40,782
‫جلسه در مورد اين موضوع نبود

254
00:15:41,050 --> 00:15:43,439
‫-ولي شما بهش اشاره نكردين؟
‫-نه

255
00:15:43,626 --> 00:15:48,306
‫تا اون موقع شما چيزي در مورد اين مسئله
‫به برايان اندرسون يا گوگل نگفته بودين؟

256
00:15:48,520 --> 00:15:49,680
‫نه، واضحه كه نگفته بوديم

257
00:15:49,760 --> 00:15:53,958
‫در حقيقت وكلاي حق اختراع گوگل بودن كه
‫براي اولين بار به اين موضوع اشاره كردن؟

258
00:15:55,220 --> 00:15:57,520
‫ولي در نااميدي بسي اميد است

259
00:15:57,545 --> 00:16:00,505
‫شما آزاد هستين كه تا هر وقت
‫بخواين از حق اختراع‌تون استفاده كنين

260
00:16:02,340 --> 00:16:03,535
‫دارين باهامون شوخي مي‌كنين؟

261
00:16:03,560 --> 00:16:04,738
‫برايان چه حرفي داره كه بزنه؟

262
00:16:05,909 --> 00:16:07,419
‫آقاي اندرسون اينجا نيستن

263
00:16:08,823 --> 00:16:10,360
‫نمي‌تونم حدس بزنم كه چي...

264
00:16:10,385 --> 00:16:12,905
‫چرا اينجا نيست؟
‫چرا خودش اين حرف‌ها رو بهمون نميگه؟

265
00:16:13,422 --> 00:16:15,372
‫اين همه راه رو اومديم تا بهتون بگيم

266
00:16:15,920 --> 00:16:18,080
‫مي‌خوام با برايان در اين مورد حرف بزنم

267
00:16:18,160 --> 00:16:19,592
‫خواهش مي‌كنم، هيشكي جلوتون رو نگرفته

268
00:16:20,404 --> 00:16:24,021
‫متاسفانه آقاي اندرسون مسئول مسائل
‫مربوط به مجوز ثبت اختراع نيستن

269
00:16:25,103 --> 00:16:25,990
‫ولي ما هستيم

270
00:16:28,160 --> 00:16:34,112
‫و با بررسي مدارك شما، تونستيم ثابت كنيم كه گوگل
‫ارث و تراويژن عملكردهاي كاملاً متفاوتي دارن

271
00:16:34,137 --> 00:16:35,017
‫چي؟

272
00:16:37,800 --> 00:16:40,904
‫مي‌تونه اين امكان وجود داشته
‫باشه كه شما هرگز چيزي

273
00:16:40,928 --> 00:16:43,503
‫در مورد تراويژن به برايان
‫اندرسون نگفته باشين؟

274
00:16:44,040 --> 00:16:44,652
‫نه

275
00:16:46,320 --> 00:16:49,571
‫مي‌تونه اينجوري باشه كه شما
‫نمي‌تونستين اين حقيقت رو قبول كنين

276
00:16:49,595 --> 00:16:52,657
‫ كه برايان اندرسون موفق
‫شده در حالي كه شما نشدين؟

277
00:16:52,812 --> 00:16:54,209
‫يعني توسعه گوگل ارث

278
00:16:54,520 --> 00:16:55,352
‫نه، نمي‌تونه اينجوري باشه

279
00:16:56,440 --> 00:16:57,400
‫نه، برايان

280
00:16:57,480 --> 00:17:00,720
‫اونا گفتن كه به تو ربطي نداره و
‫تو نمي‌توني تصميم بگيري ولي...

281
00:17:01,480 --> 00:17:02,772
‫آره، ولي چرا خودت نيومدي؟

282
00:17:05,120 --> 00:17:06,608
‫اونا بهت اجازه ندادن؟!

283
00:17:08,840 --> 00:17:11,788
‫ولي چرا بهمون زنگ نزدي و هشدار ندادي؟

284
00:17:14,800 --> 00:17:18,240
‫ما شريك تجاري نيستيم ولي دوست همديگه‌ايم

285
00:17:21,840 --> 00:17:26,600
‫نه، تو گفتي كه اونا قبلاً جواب مثبت
‫دادن و مي‌خوان حق اختراع ما رو بخرن

286
00:17:26,680 --> 00:17:29,400
‫ولي اونا الان ميگن كه يكسان نيستن...

287
00:17:34,640 --> 00:17:35,170
‫تو...

288
00:17:36,496 --> 00:17:38,520
‫هم فكر مي‌كني كه تراويژن
‫و گوگل ارث عين هم نيستن؟

289
00:17:45,640 --> 00:17:48,760
‫من رونوشتي از اظهارات برايان اندرسون رو دارم

290
00:17:48,863 --> 00:17:51,943
‫كه در اون چيزي در مورد ادعاي
‫شما از گفته‌هاي اون وجود نداره

291
00:17:51,968 --> 00:17:55,948
‫هرگز اشاره‌اي به اين ايده نشده كه بدون
‫تراويژن، اون نمي‌تونست گوگل ارث رو بسازه

292
00:17:56,128 --> 00:17:57,641
‫هيچي در اين باره پيدا نميشه

293
00:17:58,173 --> 00:17:59,453
‫نه حتي يه كلمه

294
00:17:59,760 --> 00:18:01,489
‫اين درست نيست. در اين مورد از اون سوال نشده

295
00:18:01,514 --> 00:18:04,114
‫خب، در نظر اون شما يه آدم بزرگ هستين

296
00:18:04,139 --> 00:18:08,259
‫يه برنامه‌نويس خوب ولي هيچ چيزي به
‫غير از چندتا كلمه محترمانه وجود نداره

297
00:18:08,600 --> 00:18:09,560
‫اين يه دروغه!

298
00:18:10,280 --> 00:18:14,360
‫اون قطعاً گفت كه بدون تراويژن
‫غيرممكن بود كه گوگل ارث توسعه پيدا كنه

299
00:18:14,385 --> 00:18:15,895
‫اون حتي در مورد اين موضوع توي صورتم داد زد!

300
00:18:15,920 --> 00:18:18,320
‫پس فقط يكي از شما حقيقت رو ميگه و بقيه نه؟

301
00:18:18,345 --> 00:18:19,865
‫بله و مي‌تونم بگم كه حقيقت چيه

302
00:18:20,000 --> 00:18:22,866
‫با اصطلاح سندرم هايپرونتيليشن آشنا هستين؟

303
00:18:26,890 --> 00:18:30,930
‫با اصطلاح سندرم هايپرونتيليشن آشنا هستين؟

304
00:18:34,777 --> 00:18:35,352
‫نه

305
00:18:35,820 --> 00:18:39,620
‫با اصطلاح سندرم هايپرونتيليشن آشنا نيستين؟

306
00:18:39,880 --> 00:18:43,201
‫البته كه با اصطلاح سندرم هايپرونتيليشن آشنا هستم

307
00:18:43,443 --> 00:18:44,643
‫از قبل اينو مي‌دونين!

308
00:18:45,655 --> 00:18:47,655
‫ولي به اين سوال جواب نميدم

309
00:18:48,488 --> 00:18:49,537
‫خانم هاوسويرث

310
00:18:51,280 --> 00:18:51,982
‫آقاي مولر

311
00:18:52,902 --> 00:18:54,480
‫لطفاً به سوال جواب بدين

312
00:19:03,520 --> 00:19:04,103
‫آره

313
00:19:04,930 --> 00:19:05,970
‫بله، چي؟

314
00:19:06,120 --> 00:19:07,400
‫بله باهاش آشنا هستم

315
00:19:07,480 --> 00:19:10,960
‫موافق هستين كه سندرم هايپرونتيليشن

316
00:19:11,040 --> 00:19:13,673
‫نشانه يك اختلال عصبي ناشي از اضطراب ـه؟

317
00:19:13,698 --> 00:19:17,188
‫كه در نتيجه مي‌تونه نشانگر
‫يك وضعيت رواني حاد باشه؟

318
00:19:18,000 --> 00:19:18,950
‫تا جايي كه مي‌دونم، بله

319
00:19:18,975 --> 00:19:21,655
‫تا حالا سندرم هايپرونتيليشن رو تجربه كردين؟

320
00:19:21,883 --> 00:19:23,102
‫-بله
‫-چندبار؟

321
00:19:24,040 --> 00:19:27,000
‫-نمي‌دونم. نشمردم
‫-يه تخمين كلي هم خوبه

322
00:19:27,080 --> 00:19:28,960
‫گفتم كه نشمردم!

323
00:19:29,520 --> 00:19:30,702
‫بيشتر از يه بار بوده؟

324
00:19:31,760 --> 00:19:33,880
‫-بله
‫-بيشتر از پنج بار؟

325
00:19:33,905 --> 00:19:34,827
‫-احتمالاً
‫ده بار؟

326
00:19:34,852 --> 00:19:36,225
‫-نمي‌دونم
‫-بيشتر از 15 بار؟

327
00:19:36,250 --> 00:19:37,130
‫نمي‌دونم

328
00:19:37,320 --> 00:19:39,444
‫آيا تا به حال تحت مراقبت‌هاي
‫روانپزشكي قرار گرفتين؟

329
00:19:39,720 --> 00:19:41,880
‫اصلاً نمي‌فهمم كه اين قضايا
‫چه ربطي به تراويژن دارن

330
00:19:41,960 --> 00:19:43,698
‫خواهش مي‌كنم، فقط به سوالم جواب بدين، آقاي مولر

331
00:19:45,960 --> 00:19:47,160
‫تحت مراقب بودم

332
00:19:47,185 --> 00:19:49,425
‫قبلاً اسم كلوب رايانه‌اي آشوب رو شنيدين؟

333
00:19:49,450 --> 00:19:50,410
‫چرا مي‌پرسين؟

334
00:19:50,435 --> 00:19:53,115
‫قبلاً اسم كلوب رايانه‌اي آشوب رو شنيدين؟

335
00:19:53,145 --> 00:19:53,981
‫طبيعتاً بله

336
00:19:54,006 --> 00:19:56,123
‫آيا از قبل خبر داشتين كه كلوب رايانه‌اي آشوب

337
00:19:56,148 --> 00:19:58,545
‫سرويس اصلي پست آلمان رو
‫هدف قرار داده و هكش كرده؟

338
00:19:59,720 --> 00:20:01,560
‫-شما دخيل بودين؟
‫-خير

339
00:20:01,585 --> 00:20:06,545
‫ولي شما خبر دارين كه كلوب رايانه‌اي آشوب
‫كاري انجام ميده كه ما بهش ميگيم هك كردن؟

340
00:20:06,680 --> 00:20:07,319
‫بله

341
00:20:07,344 --> 00:20:11,912
‫مي‌دونستين كه كلوب رايانه‌اي
‫آشوب توي هك پنتاگون دخيل بوده؟

342
00:20:11,937 --> 00:20:12,319
‫بله

343
00:20:12,344 --> 00:20:15,358
‫خبر داشتين كه اعضاي كلوب رايانه‌اي آشوب

344
00:20:15,640 --> 00:20:19,040
‫اطلاعات دزديده شده از
‫پنتاگون رو به كي‌جي‌بي فروختن؟

345
00:20:19,120 --> 00:20:20,360
‫اون يه زمان ديگه بود

346
00:20:20,385 --> 00:20:24,105
‫-مي‌فهمم. پس خبر داشتين
‫-آره، شايد، نمي‌دونم

347
00:20:24,130 --> 00:20:27,022
‫شما عضو سازماني بودين كه
‫فعاليت‌هاي مجرمانه‌اي انجام ميداد

348
00:20:27,047 --> 00:20:30,360
‫كه مستقيماً امنيت شهروندان آمريكايي
‫رو با اعمال شما به خطر مي‌انداحت

349
00:20:30,440 --> 00:20:32,240
‫اين هيچ ربطي به تراويژن نداره!

350
00:20:32,265 --> 00:20:34,228
‫شما گفتين كه يه نفر داره راستشو ميگه

351
00:20:34,253 --> 00:20:36,546
‫و يه نفر ديگه داره دروغ
‫ميگه. همين الان اينو بهم نگفتين؟

352
00:20:38,040 --> 00:20:40,000
‫بنابراين ميشه ادعا كرد كه شما

353
00:20:40,080 --> 00:20:42,800
‫مردي هستين كه ظاهراً مشكلات رواني دارين

354
00:20:42,880 --> 00:20:45,240
‫و عضوي از يه سازمان خلافكار هستين؟

355
00:20:45,320 --> 00:20:46,160
‫نه

356
00:20:46,240 --> 00:20:49,209
‫ولي وقتي به اظهارات‌تون نگاه مي‌كنم
‫به اين نتيجه مي‌رسم

357
00:20:49,234 --> 00:20:51,314
‫هرگز هيچ خلافي مرتكب نشدم!

358
00:20:53,960 --> 00:20:58,000
‫هرگز كسي رو فريب ندادم
‫هرگز كسي چيزي رو از كسي نگرفتم

359
00:20:59,600 --> 00:21:01,230
‫مي‌دوني كيا خلافكار هستن؟

360
00:21:01,720 --> 00:21:04,285
‫كارفرمايان شما خلافكارن
‫اونا خلافكار هستن

361
00:21:07,400 --> 00:21:09,360
‫درست مثل همه شركت‌هاي ديگه

362
00:21:10,360 --> 00:21:12,800
‫بازار تريليون دلاري كه تحت كنترل‌شون دارن

363
00:21:12,880 --> 00:21:14,692
‫داده‌هاي كاربراشون رو جمع‌آوري مي‌كنن

364
00:21:14,748 --> 00:21:17,028
‫و بعدش اون اطلاعات رو به
‫بيشترين قيمت پيشنهادي مي‌فروشن

365
00:21:17,720 --> 00:21:21,120
‫كساني كه توي انتخابان دست مي‌برن
‫افرادي مثل من رو فريب ميدن

366
00:21:21,145 --> 00:21:24,105
‫بدون اينكه به سزاي اعمال‌شون برسن

367
00:21:25,560 --> 00:21:27,116
‫اينا جنايتكار هستن!

368
00:21:52,400 --> 00:21:53,880
‫آقاي مولر!

369
00:21:56,440 --> 00:21:57,600
‫آقاي مولر!

370
00:21:58,240 --> 00:21:59,640
‫اين چيزي نبود كه روش توافق كرده بوديم!

371
00:22:00,240 --> 00:22:02,291
‫شماها وكيل من هستين،
‫طرف من هستين و هرگز توافق

372
00:22:02,315 --> 00:22:04,640
‫نكرديم كه قراره در مورد
‫اين موضوع ازم بازجويي بشه

373
00:22:04,720 --> 00:22:06,779
‫فكر مي‌كني توي آمريكا اهميت
‫ميدن كه چه توافقي كرديم؟

374
00:22:08,760 --> 00:22:10,993
‫اگه وكلاي گوگل قراره اينطوري پيش برن

375
00:22:11,018 --> 00:22:13,138
‫اگه از اين اطلاعات جلوي
‫همه توي دادگاه استفاده كنن

376
00:22:13,352 --> 00:22:15,512
‫بايد بدونيم كه شما چطور واكنش نشون ميدين

377
00:22:16,059 --> 00:22:17,059
‫و چه كاري انجام ميدين؟

378
00:22:17,699 --> 00:22:19,819
‫يه مشت تئوري توطئه مطرح مي‌كني!

379
00:22:19,938 --> 00:22:21,555
‫اين دقيقاً همون چيزيه كه اونا مي‌خوان

380
00:22:21,743 --> 00:22:24,263
‫اين دقيقاً همون چيزيه كه اونا مي‌خوان بهش برسن

381
00:22:25,480 --> 00:22:27,160
‫يه نفر بايد منو آماده مي‌كرد

382
00:22:27,720 --> 00:22:31,640
‫اگه از قبل بهتون هشدار داده
‫ميشد، همه اين قضايا بي‌معني ميشد

383
00:22:31,720 --> 00:22:34,560
‫و اگه اونا بتونن به اندازه
‫من، شما رو تحت فشار بذارن

384
00:22:34,640 --> 00:22:37,388
‫بعدش انتظار داري وقتي اين كار رو
‫انجام دادن، چه كاري ازت سر مي‌زنه؟

385
00:22:40,680 --> 00:22:43,600
‫به خودمون زحمت داديم با ده نفر
‫از كاركنان‌مون به اينجا پرواز كرديم

386
00:22:44,840 --> 00:22:47,040
‫تك‌تك سناريو‌ها رو واستون توضيح داديم

387
00:22:47,120 --> 00:22:50,560
‫شما رو براي همه سوالات
‫ممكن در دادگاه واقعي آماده كرديم

388
00:22:50,601 --> 00:22:51,881
‫و آخرش اين همه زحمت چيشد؟

389
00:22:53,320 --> 00:22:58,200
‫تبديل شدي به يه آدم متوهم غرغرو
‫كه فكر مي‌كنه گوگل، شيطان مجسم ـه

390
00:23:00,160 --> 00:23:01,280
‫هيشكي اهميت نميده

391
00:23:01,800 --> 00:23:03,120
‫و منم اصلاً اهميت نميدم

392
00:23:03,735 --> 00:23:04,935
‫و راستش رو بخواي...

393
00:23:05,960 --> 00:23:08,480
‫اگه اينجوري بري جلو، هيچ شانسي نداري

394
00:23:08,560 --> 00:23:11,320
‫و در نتيجه مي‌تونه از هزينه دادگاه جلوگيري كني

395
00:23:11,400 --> 00:23:14,160
‫و برگردي به بوداپست و
‫به گل‌هاي بابونه‌ات آب بدي

396
00:23:14,240 --> 00:23:16,040
‫يا هر كار كوفتي كه اونجا انجام ميدي!

397
00:23:17,400 --> 00:23:18,240
‫باشه

398
00:23:19,440 --> 00:23:21,520
‫ميريم تو و به تمرين ادامه ميديم

399
00:23:26,331 --> 00:23:31,714
‫ <font color="#00ff40">وحيد مستغيث </font> : <font color="#ff8080">ترجمه و زيرنويس</font>
‫ <font color="#0080c0">@vahids3</font>

400
00:23:48,680 --> 00:23:49,680
‫لعنتي

401
00:23:57,280 --> 00:24:02,120
‫اينستاگرام به خودي خود، هنر و گالري محسوب ميشه

402
00:24:02,200 --> 00:24:06,440
‫بله، اساساً مي‌تونين بگين كه
‫بازار هنر سنتي داره نابود ميشه

403
00:24:06,520 --> 00:24:08,840
‫گالري آينده همون اينستاگرام ـه

404
00:24:09,081 --> 00:24:11,987
‫و هنرمندان آينده هم همون اينفلئونسرها خواهند بود

405
00:24:12,378 --> 00:24:14,784
‫و اگه اين ايده رو فراتر هم ببرين...

406
00:24:19,720 --> 00:24:22,858
‫-لطفاً يه لحظه ببخشين
‫-يوري وا داد

407
00:24:23,840 --> 00:24:25,720
‫-چي؟
‫-اريك امروز تحت فشارش گذاشت

408
00:24:25,800 --> 00:24:28,780
‫و الان يوري فكر مي‌كنه كه ما از خط
‫قرمزهايي گذشتيم كه اجازه‌اش رو نداشتيم

409
00:24:29,080 --> 00:24:30,680
‫و الان كجاست؟

410
00:24:30,760 --> 00:24:31,640
‫نمي‌دونم

411
00:24:32,012 --> 00:24:35,320
‫هتل گفت كه اتاقش رو تحويل
‫داده و گوشيش هم خاموشه

412
00:24:36,902 --> 00:24:43,543
‫ <font color="#00ff40">وحيد مستغيث </font> : <font color="#ff8080">ترجمه و زيرنويس</font>
‫ <font color="#0080c0">@vahids3</font>

413
00:24:46,920 --> 00:24:48,000
‫يوري كجاست؟

414
00:24:48,840 --> 00:24:49,680
‫رفته

415
00:24:51,040 --> 00:24:52,975
‫يعني چي كه رفته؟

416
00:24:53,800 --> 00:24:55,240
‫اون برگشته بوداپست

417
00:24:55,320 --> 00:24:59,520
‫اين ديگه خيلي خنده‌داره. داريم با يه تيم
‫حقوقي كامل تمرينش ميديم. اون نمي‌تونه...

418
00:24:59,600 --> 00:25:00,738
‫اون رفته بوداپست

419
00:25:01,160 --> 00:25:02,400
‫لعنتي

420
00:25:02,480 --> 00:25:03,720
‫ميرم و برش مي‌گردونم

421
00:25:05,080 --> 00:25:07,400
‫واقعاً؟ شماها حتي با همديگه حرف هم نمي‌زنين

422
00:25:07,470 --> 00:25:08,890
‫در اين مورد هم يه كاري مي‌كنم

423
00:25:08,915 --> 00:25:12,240
‫ميشه يكي از نفرات‌تون واسم يه پرواز
‫رزرو كنه؟ مي‌خوام مستقيم برم اونجا

424
00:25:12,320 --> 00:25:13,480
‫يوري رفته بوداپست؟

425
00:25:13,560 --> 00:25:14,560
‫نمي‌دونيم

426
00:25:24,600 --> 00:25:27,240
‫-بايد زنگ بزنيم شركت
‫-نمي‌تونيم

427
00:25:27,320 --> 00:25:30,440
‫فقط يه ذره به شروع دادگاه توي آمريكا مونده

428
00:25:30,520 --> 00:25:33,400
‫دادگاهي كه نزديك ده ميليون
‫دلار واسمون آب مي‌خوره

429
00:25:33,480 --> 00:25:35,880
‫-بايد زنگ بزنيم به شركت
‫-نه، نمي‌تونيم

430
00:25:35,960 --> 00:25:38,760
‫اگه بهشون بگين، خودت هم مثل
‫من مي‌دوني كه بعدش چي ميشه

431
00:25:38,848 --> 00:25:42,248
‫آره و شايد اين بهتر باشه قبل از
‫اينكه پول بيشتري رو به باد بديم

432
00:25:42,320 --> 00:25:44,840
‫قرار نيست پول رو به باد بديم!
‫قراره برنده بشيم!

433
00:25:44,865 --> 00:25:46,465
‫نه بدون شاهد اصلي‌مون!

434
00:25:48,520 --> 00:25:50,603
‫متاسفم ليا. اوضاع به نظر من اينطوريه

435
00:25:53,880 --> 00:25:56,200
‫بيا صبر كنيم و ببينيم كارستن
‫چي ميگه، خواهش مي‌كنم

436
00:25:57,400 --> 00:25:58,880
‫اون برش مي‌گردونه

437
00:26:01,440 --> 00:26:02,480
‫مطمئنم

438
00:26:19,400 --> 00:26:21,680
‫-شبكه داره اجرا ميشه؟
‫-فكر كنم

439
00:26:21,760 --> 00:26:23,480
‫خوبه و ترابيس هم راه‌اندازي شده؟

440
00:26:23,560 --> 00:26:24,760
‫-آره
‫-حله

441
00:26:30,062 --> 00:26:31,312
‫يوري چشه؟

442
00:26:31,640 --> 00:26:33,234
‫اين همه وقت داره اون تو چيكار مي‌كنه؟

443
00:26:33,968 --> 00:26:35,575
‫داره يه پلاگين براي مرورگر گوگل مي‌نويسه

444
00:26:35,600 --> 00:26:36,800
‫نمي‌فهمم

445
00:26:36,864 --> 00:26:39,882
‫برايان يه دمو از نسخه پيش‌نمايشي از
‫گوگل ارث رو روي سايت خودش آپلود كرده

446
00:26:40,390 --> 00:26:43,918
‫يوري مي‌خواد اون رو به ترافيك
‫شبكه بين كلاينت و سرور وصل كنه

447
00:26:44,091 --> 00:26:44,942
‫براي چي؟

448
00:26:45,987 --> 00:26:48,448
‫تا ببينه برايان چطور داره داده جمع‌آوري مي‌كنه

449
00:26:48,760 --> 00:26:50,320
‫تا ببينه گوگل ارث چطور كار مي‌كنه

450
00:26:50,345 --> 00:26:54,071
‫و ببينه كه در نهايت واقعا گوگل
‫متفاوت از تراويژن كار مي‌كنه يا نه

451
00:27:00,480 --> 00:27:01,274
‫بفرما

452
00:27:05,798 --> 00:27:06,266
‫بخور

453
00:27:11,667 --> 00:27:12,870
‫-يالا
‫-به اون دست نزن

454
00:27:15,160 --> 00:27:16,000
‫بذار همونجا بمونه

455
00:27:20,280 --> 00:27:21,948
‫چيزي واسه نوشيدن نمي‌خواين؟

456
00:27:25,051 --> 00:27:26,840
‫چيزي براي نوشيدن بهتون بدم؟

457
00:27:26,865 --> 00:27:27,825
‫نه، ممنونم

458
00:28:02,160 --> 00:28:02,970
‫به اين يكي نگاه كن

459
00:28:05,041 --> 00:28:06,978
‫مي‌دوني، فردا قراره افتتاح بشه

460
00:28:09,720 --> 00:28:10,970
‫به نظرم رويداد فوق‌العاده‌اي ميشه

461
00:28:12,840 --> 00:28:13,837
‫خيلي خوشحال ميشم اگه بياي

462
00:28:24,080 --> 00:28:25,836
‫ميشه خيلي سريع از رايانه‌ات استفاده كنم؟

463
00:28:25,930 --> 00:28:28,626
‫بايد چندتا برنامه روتين تراويژن
‫روي موتور ريليتي اجرا كنم

464
00:28:31,800 --> 00:28:35,440
‫وقتي من تصميم گرفتم استراحت كنم
‫رايانه‌ام هم استراحت مي‌كنه!

465
00:28:44,200 --> 00:28:46,049
‫قطعاً داره بدبين‌تر ميشه

466
00:29:11,680 --> 00:29:14,280
‫عجب سرنوشت طعنه‌آميز مسخره‌اي ـه

467
00:29:16,400 --> 00:29:18,709
‫تراويژن فقط بايد يه كار هنري مي‌بود

468
00:29:19,720 --> 00:29:21,670
‫و در يه نقطه ديگه كافي نبود

469
00:29:21,818 --> 00:29:23,295
‫چون بايد دنيا رو تغيير مي‌داد

470
00:29:23,720 --> 00:29:27,360
‫حالا اين تنها چيزي ـه كه
‫واقعاً باهاش شناخته ميشه

471
00:29:27,920 --> 00:29:29,592
‫و مثل يه كار هنري ـه

472
00:29:32,800 --> 00:29:35,000
‫اوه، پسر!

473
00:29:37,200 --> 00:29:40,797
‫-اين چيه؟
‫-دوباره هنگ كرده

474
00:29:46,520 --> 00:29:51,200
‫نمي‌خوام به اين خاطر خودم رو سرزنش كنم كه
‫به خاطر احساسات قديمي، تصميم اشتباهي گرفتم

475
00:29:52,200 --> 00:29:53,880
‫دلايل احساسي قديمي؟

476
00:29:58,160 --> 00:29:59,040
‫و حالا...

477
00:30:00,800 --> 00:30:01,760
‫بايد دوباره راهش بندازم

478
00:30:03,320 --> 00:30:04,680
‫عجب هنر رسانه‌اي مزخرفي!

479
00:30:10,000 --> 00:30:11,960
‫بايد به حرف اساتيدم گوش مي‌دادم، مگه نه؟

480
00:30:11,985 --> 00:30:14,265
‫-آره
‫-يه نقاش مي‌شدم

481
00:30:14,290 --> 00:30:18,364
‫ولي جدي، طراحي‌هاي مداديت
‫با برنامه‌ات خيلي قشنگ بود

482
00:30:18,574 --> 00:30:20,534
‫عجب هنر رسانه‌اي مزخرفي!

483
00:30:37,447 --> 00:30:41,229
‫يه ساعت جلوي مدرسه رقص منتظر بود تا تو بياي

484
00:30:41,640 --> 00:30:45,080
‫نميشه كه با هواپيما بري به يه جاي ديگه و
‫اميدوار باشي يه نفر ديگه از فريدا مراقبت كنه

485
00:30:45,680 --> 00:30:46,346
‫مي‌دونم

486
00:30:47,080 --> 00:30:49,491
‫امشب يه قرار ملاقات دارم كه نمي‌تونم لغوش كنم

487
00:30:49,516 --> 00:30:50,796
‫بايد چيكار كنم؟

488
00:30:51,040 --> 00:30:53,440
‫شايد بتونه امشب توي خونه يكي از دوستاش بخوابه؟

489
00:30:53,520 --> 00:30:56,760
‫باشه. يه همچين چيزي. خودم قضيه رو حلش مي‌كنم

490
00:30:57,720 --> 00:30:59,720
‫توي بوداپست چيكار مي‌كني؟

491
00:30:59,800 --> 00:31:02,600
‫دارم دنبال يوري مي‌گردم تا باهام حرف بزنه

492
00:31:02,625 --> 00:31:05,065
‫فكر كردم اونم توي آلمان پيش توئه تا تمرين كنين

493
00:31:05,216 --> 00:31:06,616
‫آره، منم همين فكر رو مي‌كردم

494
00:31:08,200 --> 00:31:09,040
‫ولي ديگه اونجا نيست

495
00:31:09,120 --> 00:31:11,200
‫پس اون همه راه رو تا برلين
‫اومده و تو باهاش حرف نزدي؟

496
00:31:11,225 --> 00:31:13,137
‫و الان بايد تو پرواز كني بري
‫بوداپست تا باهاش حرف بزني؟

497
00:31:13,294 --> 00:31:14,600
‫مي‌دونم، اين خيلي...

498
00:31:15,080 --> 00:31:17,600
‫خيلي احمقانه به نظر مي‌رسه، مگه نه؟

499
00:31:17,625 --> 00:31:20,585
‫آره، خيلي احمقانه به نظر
‫نمي‌رسه بلكه واقعاً احمقانه‌است!

500
00:31:21,901 --> 00:31:22,920
‫برات آرزوي موفقيت مي‌كنم

501
00:31:24,200 --> 00:31:26,880
‫-منظورم در مورد يوري ـه
‫-ممنونم

502
00:31:53,360 --> 00:31:56,080
‫-جايي يوري رو ديدي؟
‫-نه

503
00:32:02,640 --> 00:32:06,006
‫موجب افتخار من ـه كه
‫هنرمند اين اثر، كارستن اشلوتر

504
00:32:06,030 --> 00:32:09,120
‫و اين تيم از شركت آرت‌كام رو بهتون معرفي كنم

505
00:32:16,960 --> 00:32:18,320
‫يالا!

506
00:32:39,031 --> 00:32:41,060
‫-ازتون خيلي ممنونيم. اين خيلي واسمون ارزش داره

507
00:32:41,094 --> 00:32:43,214
‫-كارستن، اون شگفت‌انگيز بود
‫-واقعاً؟

508
00:32:43,440 --> 00:32:46,640
‫-آره، واقعاً عاليه
‫-واقعاً خلاقانه‌ست

509
00:32:46,665 --> 00:32:48,745
‫واقعاً؟ عاليه!

510
00:32:48,880 --> 00:32:52,560
‫مي‌دونم كه اون قديم‌ها يكم در
‫مورد هنر رسانه‌اي مشكوك بوديم

511
00:32:52,640 --> 00:32:55,720
‫اعتراف مي‌كنم كه بيشتر از يكم مشكوك بوديم

512
00:32:55,745 --> 00:32:56,665
‫آره

513
00:32:58,720 --> 00:33:00,320
‫ببخشيد... بايد برم...

514
00:33:00,920 --> 00:33:03,000
‫-دوباره برمي‌گردم
‫-آره، البته

515
00:33:03,025 --> 00:33:04,945
‫-خيلي خوشحالم كه اومدي
‫-يالا، بيا اينجا

516
00:33:05,080 --> 00:33:07,280
‫-جريان چيه؟
‫-ترافيك شبكه رو آناليز كردم

517
00:33:07,305 --> 00:33:09,265
‫عين همديگه‌ان. لعنتي‌ها عين همديگه‌ان!

518
00:33:11,720 --> 00:33:13,956
‫حتي سيستم آدرس‌دهي‌مون
‫راهي كه داده‌ها پردازش ميشن

519
00:33:14,320 --> 00:33:16,960
‫يه ميليون راه وجود داره ولي اونا
‫همينطوري از روش ما استفاده كردن؟

520
00:33:17,394 --> 00:33:17,920
‫يوري...

521
00:33:17,945 --> 00:33:19,665
‫از اولش داشتن بهمون دروغ مي‌گفتن

522
00:33:19,761 --> 00:33:21,281
‫دارن همون كار ما رو انجام ميدن

523
00:33:21,400 --> 00:33:23,175
‫يوري، مي‌دوني ايني كه اينجاست، چيه؟

524
00:33:23,760 --> 00:33:25,560
‫متوجه شدي كه چي پشت سرم وجود داره؟

525
00:33:32,120 --> 00:33:35,000
‫بايد ازشون شكايت كنيم
‫بايد وكيل استخدام كنيم

526
00:33:36,280 --> 00:33:38,524
‫ماه‌ها داشتم بهت مي‌گفتم كه بايد بريم سراغ وكيل

527
00:33:38,607 --> 00:33:39,767
‫ماه‌ها قبل، يادته؟

528
00:33:40,760 --> 00:33:42,760
‫ولي هنوز فكر مي‌كردي كه برايان يه قديس ـه

529
00:33:43,360 --> 00:33:45,120
‫آره، يه وكيل استخدام مي‌كنيم

530
00:33:47,000 --> 00:33:47,732
‫ولي امشب نه

531
00:33:49,120 --> 00:33:51,427
‫چون كه امشب، متعلق به تراويژن ـه

532
00:33:51,982 --> 00:33:53,520
‫و اونا دوستش دارن

533
00:33:55,160 --> 00:33:57,280
‫درست مثل كيوتو مي‎مونه

534
00:34:02,290 --> 00:34:04,000
‫نميشه حداقل به خاطر من امشب رو بيخيال بشي؟

535
00:34:04,356 --> 00:34:05,556
‫همه چي مرتبه؟

536
00:34:12,880 --> 00:34:14,000
‫-آره، متاسفم
‫-آره

537
00:34:21,480 --> 00:34:23,440
‫دو ساعت ديگه با شركت حرف مي‌زنيم

538
00:34:24,120 --> 00:34:26,160
‫-چي؟
‫-همين الان قرار تلفني رو تاييد كردم

539
00:34:26,240 --> 00:34:28,120
‫عجب حرومزاده‌اي هستي

540
00:34:28,200 --> 00:34:29,840
‫حرفه كاري من اينجا در خطرـه

541
00:34:29,920 --> 00:34:32,040
‫و راستش، واسه تو هم همينطوره

542
00:34:35,840 --> 00:34:36,510
‫اريك

543
00:34:38,920 --> 00:34:41,000
‫اين پرونده من ـه
‫من پيداش كردم

544
00:34:41,080 --> 00:34:44,120
‫من قانع‌شون كردم كه انجامش
‫بدن و اجازه نميدم خرابش كني

545
00:34:45,057 --> 00:34:46,280
‫پس من رو روشن كن!

546
00:34:48,720 --> 00:34:50,800
‫چرا اين پرونده اينقدر واست اهميت داره؟

547
00:34:50,880 --> 00:34:51,960
‫باشه، گوش كن

548
00:34:52,440 --> 00:34:56,280
‫بعد از اينكه يوري قانع شد كه تراويژن
‫و گوگل ارث عين همديگه كار مي‌كنن

549
00:34:56,360 --> 00:34:58,640
‫سعي كردن وكيل پيدا كنن تا از گوگل شكايت كنن

550
00:34:58,665 --> 00:34:59,905
‫الان يه سوال دارم

551
00:35:00,440 --> 00:35:01,656
‫ولي بي‌فايده بود

552
00:35:01,722 --> 00:35:03,438
‫لگاريتم دقيقاً چيه؟

553
00:35:03,520 --> 00:35:05,760
‫-الگوريتم
‫-حالا هر چي

554
00:35:05,840 --> 00:35:06,678
‫الگوريتم

555
00:35:09,560 --> 00:35:11,920
‫الگوريتم مجموعه‌اي از دستورالعمل‌هاست

556
00:35:11,945 --> 00:35:14,625
‫كه مسائل پيچيده رو در
‫سيستم‌هاي رايانه‌اي حل مي‌كنه

557
00:35:15,520 --> 00:35:18,640
‫ببينين، وقتي مي‌خواين كيك درست
‫كنين، به دستور پخت نياز دارين

558
00:35:18,720 --> 00:35:21,560
‫و الگوريتم هم مثل همون
‫دستور پخت براي رايانه مي‌مونه

559
00:35:22,400 --> 00:35:25,720
‫و اين دستور پخت‌ها رو...
‫اونا رو دادين به گوگل؟

560
00:35:25,800 --> 00:35:27,803
‫نه، به كسي كه داره با گوگل كار مي‌كنه

561
00:35:29,000 --> 00:35:31,680
‫و اون باهاشون چيكار كرد؟
‫يه برنامه اينترنتي ساخت؟!

562
00:35:32,144 --> 00:35:32,621
‫آره

563
00:35:32,960 --> 00:35:37,240
‫تا جايي كه من خبر دارم، هيشكي
‫تا حالا از اينترنت پول درنياورده

564
00:35:37,840 --> 00:35:39,280
‫فقط يه حباب گذرا بود

565
00:35:39,360 --> 00:35:42,000
‫گوگل قدرت‌مندترين شركت در جهان خواهد شد

566
00:35:42,908 --> 00:35:45,560
‫اگه اينو باور مي‌كنين، دارين
‫توي خواب و خيال زندگي مي‌كنين

567
00:35:46,640 --> 00:35:48,400
‫يه برآورد رك و راست بهتون ميدم

568
00:35:48,480 --> 00:35:50,680
‫براي 25 سال وكيل امور حق اختراع بودم

569
00:35:50,760 --> 00:35:53,560
‫درخواست‌هاي تجديد نظر براي
‫سيفون توالت رو رهبري كردم

570
00:35:53,640 --> 00:35:57,000
‫و همچنين چرخ‌هاي كمكي و
‫كيف طراحي و شيرهاي دوچرخه

571
00:35:57,520 --> 00:36:00,200
‫ولي دستور‌ پخت...

572
00:36:00,280 --> 00:36:02,720
‫براي رايانه‌ها؟

573
00:36:02,800 --> 00:36:05,840
‫خيلي دوست دارم اين رو تصور كنم ولي نمي‌تونم

574
00:36:09,373 --> 00:36:10,293
‫فقط بيخيالش بشين

575
00:36:11,257 --> 00:36:14,457
‫برين خونه و مطمئنم يه
‫الگوريتم ديگه پيدا ميشه، باشه؟

576
00:36:15,400 --> 00:36:17,280
‫<i>مطمئنم يه الگوريتم ديگه پيدا ميشه؟</i>

577
00:36:17,360 --> 00:36:20,200
‫دقيقاً، و وقتي پيدا شد، بهترـه كه
‫با كسي در موردش حرف نزنين

578
00:36:21,000 --> 00:36:22,880
‫و مي‌دوني چه چيز داستان‌شون
‫من رو تحت تاثير قرار ميده؟

579
00:36:23,265 --> 00:36:26,560
‫من مستقيم از دانشگاه رفتم
‫واسه يه شركت حقوق كار كنم

580
00:36:26,640 --> 00:36:28,800
‫و از اونجايي كه قبلاً علوم رايانه‌اي خونده بودم

581
00:36:28,880 --> 00:36:32,000
‫اونا من رو مسئول بخش نقض حق اختراع
‫فناوري اطلاعات و نرم‌افزار كردن

582
00:36:32,080 --> 00:36:34,120
‫و يه عالمه پرونده وجود داشت

583
00:36:34,145 --> 00:36:37,905
‫و همه پرونده‌ها شبيه همديگه بودن
‫همشون درست شبيه كارستن و يوري بودن

584
00:36:38,560 --> 00:36:42,640
‫يه طرف، يه شركت كوچيك با
‫حق اختراع يه ايده خلاقانه بود

585
00:36:42,720 --> 00:36:45,640
‫و طرف ديگه، يه شركت بزرگ بود
‫كه داشت حق اختراع رو نقض مي‌كرد

586
00:36:45,665 --> 00:36:47,675
‫و ميليون‌ها دلار، اگه نگيم
‫ميلياردها دلار، ازش پول درمي‌آورد

587
00:36:47,960 --> 00:36:49,988
‫و بايد براي همه اون شركت‌هاي
‫نامه كوچيك مي‌نوشتم و

588
00:36:50,012 --> 00:36:52,040
‫بهشون مي‌گفتم كه نمي‌تونيم
‫پرونده‌شون رو قبول كنيم

589
00:36:53,960 --> 00:36:55,720
‫چون كه اونا هرگز شانس برد نداشتن

590
00:36:56,200 --> 00:36:57,262
‫چيزي ميل دارين؟

591
00:36:57,287 --> 00:37:00,495
‫حتي وقتي كه كارستن و يوري وكيلي رو پيدا
‫كردن كه مي‌فهميد اونا دارن از چي حرف مي‌زنن

592
00:37:00,520 --> 00:37:04,040
‫اولش گوگل مي‌خواست پنج
‫ميليون دلار براي الگوريتم ما بده

593
00:37:04,120 --> 00:37:06,954
‫گوگل بهتون پنج ميليون دلار
‫پيشنهاد كرد و شما ردش كردين؟

594
00:37:07,240 --> 00:37:10,869
‫نه، ما يه پيشنهاد كتبي واسشون
‫نوشتيم ولي اونا قبولش نكردن

595
00:37:11,520 --> 00:37:14,792
‫و اين فقط براي اونا اتفاق نيوفتاد
‫يه الگو پشت اين اتفاقات بود

596
00:37:15,139 --> 00:37:17,979
‫نمي‌دونم واقعاً درسته ولي
‫يه داستاني هست كه همه ميگن

597
00:37:19,280 --> 00:37:21,680
‫سال‌ها قبل، شركت‌هاي بزرگ اينترنتي مثل گوگل

598
00:37:21,705 --> 00:37:23,825
‫شروع به نوشتن نامه براي شركت‌هاي كوچيكي كرد

599
00:37:23,882 --> 00:37:26,126
‫كه شايد محصولات‌شون، حق
‫اختراع اون شركت‌ها رو نقض مي‌كرد

600
00:37:26,560 --> 00:37:28,200
‫و گوگل بهشون يه پيشنهاد داد

601
00:37:28,280 --> 00:37:30,960
‫براي جلوگيري از دعواهاي حقوقي پرهزينه حق اختراع

602
00:37:31,040 --> 00:37:34,800
‫فقط كافيه خود شركت‌ها بگن كه
‫حق اختراع‌شون چقدر ارزش داره

603
00:37:35,194 --> 00:37:38,160
‫و البته كه اين شركت‌ها داشتن بال درمي‌آوردن

604
00:37:38,240 --> 00:37:42,480
‫چون كه گوگل به ميل خودش باهاشون
‫تماس گرفته و و اونا پيشنهاد دادن

605
00:37:42,770 --> 00:37:45,040
‫يك ميليون، پنج ميليون

606
00:37:45,120 --> 00:37:46,800
‫حداكثر ده ميليون

607
00:37:48,960 --> 00:37:51,120
‫آخرش گوگل چندتا حق اختراع خريد؟

608
00:37:52,480 --> 00:37:53,400
‫هيچ كدوم رو

609
00:37:54,292 --> 00:37:56,560
‫شما به گوگل نامه نوشتين و پيشنهاد كتبي دادين؟

610
00:37:56,640 --> 00:37:58,440
‫بله، الان همين رو گفتم

611
00:38:02,720 --> 00:38:04,880
‫اوه، خداي من. اين همه چيز رو عوض مي‌كنه

612
00:38:06,760 --> 00:38:08,760
‫باشه، بذارين يه چيزي بهتون بگم

613
00:38:08,840 --> 00:38:10,160
‫و اين رو رايگان بهتون ميگم

614
00:38:11,120 --> 00:38:13,840
‫مي‌دونين يه شكايت حق اختراع
‫توي آمريكا چقدر هزينه داره؟

615
00:38:16,440 --> 00:38:18,200
‫حدود ده ميليون دلار

616
00:38:19,720 --> 00:38:23,937
‫ولي شما پيشنهاد كتبي نوشتين، كه يعني حداكثر
‫مبلغ غرامت رو در حدود 5 ميليون دلار ميشه

617
00:38:27,560 --> 00:38:28,400
‫هيشكي...

618
00:38:29,760 --> 00:38:32,520
‫هيچ متخصص حقوق ثبت اختراع
‫قرار نيست پرونده شما رو قبول كنه

619
00:38:35,240 --> 00:38:36,080
‫متاسفم

620
00:38:38,840 --> 00:38:41,880
‫چون كه هدف‌شون اصلاً اين
‫نبود كه حق اختراع رو بخرن

621
00:38:41,960 --> 00:38:46,360
‫هدف پيشنهادها اين بود كه از پرونده‌هاي
‫حقوقي نقض حق اختراع جلوگيري كنن

622
00:38:48,480 --> 00:38:52,760
‫البته كه بايد بگم چقدر اين استراتژي
‫نبوغ‌آميز و در عين حال ساده بود

623
00:38:55,280 --> 00:38:58,462
‫ولي من وكيل شدم كه به خاطر
‫عدالت بجنگم نه بر عليه‌اش

624
00:38:59,640 --> 00:39:05,840
‫و تنها كاري كه مي‌تونستم بكنم اين بود كه
‫دوباره و دوباره همون چيز بنويسم و بهشون بگم

625
00:39:06,560 --> 00:39:08,360
‫<i>آره، ناعادلانه‌ست</i>

626
00:39:09,120 --> 00:39:11,200
‫<i>ولي هيچ كاري نمي‌تونيم براتون انجام بديم</i>

627
00:39:16,880 --> 00:39:17,880
‫اونا ما رو توي تله انداختن

628
00:39:19,200 --> 00:39:21,560
‫باورنكردني ـه، كاملاً ديوونه‌كننده‌ست

629
00:39:23,040 --> 00:39:25,240
‫نمي‌دونم برايان براي چي
‫توي برلين به ملاقات‌مون اومد

630
00:39:25,265 --> 00:39:28,985
‫مگر اينكه واقعاً داشت راستش رو
‫مي‌گفت و مي‌خواست كه باهامون كار كنه

631
00:39:29,120 --> 00:39:31,160
‫ولي در نهايت، همه اينا مزخرف ـه

632
00:39:31,640 --> 00:39:33,680
‫اونا پيشنهاد ما رو دارن و ما هيچي نداريم

633
00:39:33,760 --> 00:39:35,710
‫مي‌تونيم دوباره بريم آمريكا
‫و با برايان حرف بزنيم...

634
00:39:35,735 --> 00:39:36,855
‫كافيه!

635
00:39:38,240 --> 00:39:39,480
‫همه چي تموم ـه

636
00:39:41,440 --> 00:39:43,040
‫اونا نمي‌خوان با ما حرف بزنن

637
00:39:47,840 --> 00:39:50,400
‫وقتي وكلاي متخصص حق
‫اختراع اون روز به دفترمون اومدن

638
00:39:50,480 --> 00:39:52,760
‫آخرين باري بود كه حاضر بودن با ما حرف بزنن

639
00:39:52,800 --> 00:39:53,962
‫و اونا بهمون چي گفتن؟ يادته؟

640
00:39:54,560 --> 00:39:57,360
‫برين به گاراژ گوچيك‌تون
‫و يه چيز جديد اختراع كنين

641
00:39:58,280 --> 00:40:01,280
‫و مي‌دوني چيه؟ حق با اوناست
‫هيچ كاري نمي‌تونيم در موردش انجام بديم

642
00:40:01,360 --> 00:40:03,840
‫اين گوگل لامصب ـه
‫اونا بهتر از ما هستن

643
00:40:03,920 --> 00:40:07,800
‫-بهم قول دادي كه تسليم نميشي
‫-اين منصفانه نيست. من همه چيز رو امتحان كردم

644
00:40:08,280 --> 00:40:11,040
‫-پس باهام به آمريكا بيا
‫-ده ميليون دلار داري؟

645
00:40:12,640 --> 00:40:14,320
‫آيا ده ميليون دلار داري؟

646
00:40:20,560 --> 00:40:23,600
‫ولي وكيل‌ها توي آلمان يه
‫عبارت رو از قلم انداخته بودن

647
00:40:23,680 --> 00:40:27,000
‫يه عبارت كوچولو توي پيشنهاد
‫يوري كه همه چيز رو تغيير ميده

648
00:40:29,480 --> 00:40:32,280
‫يه روز، ما يه نامه رو از يه
‫استاد هنر آلماني‌ دريافت كرديم

649
00:40:33,120 --> 00:40:37,640
‫و نمي‌تونستم خودم رو متقاعد كنم كه بايد بهش
‫بگم كه سرنوشت اختراع‌شون مدت‌ها مهر و موم بوده

650
00:40:38,240 --> 00:40:41,000
‫پس مدارك‌شون رو باز كردم
‫و شروع كردم به خوندن اونا

651
00:40:42,440 --> 00:40:46,720
‫و يه جايي، به اين عبارت بر خوردم:

652
00:40:47,320 --> 00:40:49,560
‫«اگر با يكديگر وارد همكاري شويم»

653
00:40:49,640 --> 00:40:55,407
‫در يه نقطه به ظاهر بي‌معنا توي اون مدارك
‫اين يه عبارت «اگر با يكديگر وارد همكاري شويم»

654
00:40:56,280 --> 00:41:00,360
‫اريك، اونا هرگز با همديگه همكاري نكردن

655
00:41:00,440 --> 00:41:02,800
‫و بلافاصله فهميدم كه اين
‫مي‌تونه برگ برنده‌مون باشه

656
00:41:02,880 --> 00:41:04,800
‫كه مي‌تونه پيشنهاد آرت‌كام رو باطل كنه

657
00:41:06,640 --> 00:41:10,280
‫و به همين خاطر الان اينجاييم، يك
‫عبارت كه عدالت بهش گره خورده

658
00:41:11,320 --> 00:41:12,440
‫اين دو نفر...

659
00:41:12,960 --> 00:41:17,680
‫اونا مي‌تونن جايي موفق بشن كه تمام
‫شركت‌ها ديگه اونجا شكست خوردن

660
00:41:19,760 --> 00:41:21,360
‫اونا مي‌تونن به عدالت برسن

661
00:41:25,640 --> 00:41:28,480
‫«اگر با يكديگر وارد همكاري شويم»

662
00:42:06,600 --> 00:42:07,440
‫يوري؟

663
00:42:25,842 --> 00:42:30,400
‫توي دانشكده هنر، يه موقعيت در
‫سِمت طراحي بين رسانه‌اي باز شده

664
00:42:34,760 --> 00:42:36,320
‫اولش اين رو نمي‌خواستم ولي...

665
00:42:37,640 --> 00:42:39,320
‫واسش درخواست فرستادم

666
00:42:41,160 --> 00:42:42,080
‫كي؟

667
00:42:44,120 --> 00:42:45,240
‫چند هفته قبل

668
00:42:46,200 --> 00:42:48,000
‫و شغل رو بدست آوردم

669
00:42:57,080 --> 00:42:58,240
‫پس همه چيز تموم شده

670
00:43:04,880 --> 00:43:05,720
‫خب، پس...

671
00:43:13,287 --> 00:43:16,520
‫كاپيتان، اولين نفرـه كه داره كشتي در حال
‫غرقش رو ترك مي‌كنه تا جون خودش رو نجات بده

672
00:43:16,545 --> 00:43:17,945
‫كشتي غرق شده

673
00:43:19,960 --> 00:43:21,640
‫اين كشتي مدت‌ها قبل غرق شده

674
00:43:23,200 --> 00:43:27,280
‫راستش رو بخواي، من اولين كسي
‫نبودم كه كف كشتي رو سوراخ كرد

675
00:43:28,960 --> 00:43:29,920
‫اون شخص تو بودي

676
00:44:03,600 --> 00:44:04,480
‫يوري؟

677
00:44:06,440 --> 00:44:07,320
‫اونجايي؟

678
00:44:08,880 --> 00:44:10,440
‫يوري، خونه‌اي؟

679
00:44:20,640 --> 00:44:21,880
‫چي مي‌خواي؟

680
00:44:24,120 --> 00:44:26,240
‫نمي‌توني همينجوري بذاري و بري

681
00:44:26,320 --> 00:44:28,394
‫تو داري با من در مورد رفتن حرف مي‌زني؟

682
00:44:28,655 --> 00:44:30,455
‫پس قضيه هنوز مربوط به گذشته‌ست؟

683
00:44:34,920 --> 00:44:37,960
‫-به همين خاطر رفتي؟
‫-نه، قطعاً دليلش اين نبوده

684
00:44:38,560 --> 00:44:41,800
‫ولي اجازه نميدم چندتا وكيل
‫بشينن و من رو جنايتكار صدا بزنن

685
00:44:41,871 --> 00:44:44,511
‫من مجرم نيستم و نمي‌خوام براي
‫بار دوم اين مسائل رو تجربه كنم

686
00:44:44,536 --> 00:44:48,416
‫به آمريكا نميرم تا اونا من
‫رو يه جنايتكار رواني جلوه بدن

687
00:44:54,040 --> 00:44:54,834
‫اين چيه؟

688
00:44:56,678 --> 00:44:57,680
‫دوتا ساندويچ دونر

689
00:44:59,600 --> 00:45:01,201
‫اونا رو از برلين نياوردي كه؟!

690
00:45:02,040 --> 00:45:02,880
‫آره، آوردمشون!

691
00:45:21,680 --> 00:45:24,360
‫الان ديگه سرد شدن ولي...

692
00:45:25,241 --> 00:45:26,561
‫به اين نتيجه رسيدم كه...

693
00:45:27,680 --> 00:45:29,560
‫نيت عمل مهم ـه

694
00:45:48,080 --> 00:45:49,520
‫كانر رو يادت ـه؟

695
00:45:52,040 --> 00:45:55,120
‫-نه
‫-مهموني توي صحرا، سال 1995؟

696
00:45:55,200 --> 00:45:57,920
‫اون يارو ايرلندي كوچولو كه مدام مواد مي‌زد؟

697
00:45:58,760 --> 00:45:59,600
‫نه؟

698
00:46:01,840 --> 00:46:03,840
‫كانر دانشجوي فناوري اطلاعات توي دوبلين بود

699
00:46:03,888 --> 00:46:06,361
‫اون توي سيليكون گرافيك دوره كارآموزي مي‌گذروند

700
00:46:06,428 --> 00:46:09,028
‫و اينقدر ازش خوشش اومد
‫كه تصميم گرفت اونجا بمونه

701
00:46:10,480 --> 00:46:13,200
‫يه روز، كانر رو توي عكس يه مجله‌اي، دوباره ديدم

702
00:46:13,800 --> 00:46:16,760
‫الان توي تيمي هستش كه دارن روي اولين
‫ماموريت فضايي خصوصي كار مي‌كنن

703
00:46:24,120 --> 00:46:27,480
‫اصلا غبطه نمي‌خوردم
‫به هيچ وجه حسادت نمي‌كردم

704
00:46:28,440 --> 00:46:31,040
‫فقط ناراحت و كاملاً عصباني بودم

705
00:46:32,440 --> 00:46:34,760
‫ما موفق نميشيم؟ حالا هر چي، باهاش كنار ميام

706
00:46:35,440 --> 00:46:37,280
‫ولي تو منو ترك كردي...

707
00:46:43,480 --> 00:46:44,680
‫خيلي متاسفم

708
00:46:49,800 --> 00:46:51,920
‫بعد از تو، اسمالدرز هم رفت

709
00:46:52,800 --> 00:46:55,080
‫بعدش برند، بعدش داس

710
00:46:56,560 --> 00:46:58,200
‫و آخرين نفر آلكس بود

711
00:47:01,000 --> 00:47:03,160
‫الان با كسي در ارتباط هستي؟

712
00:47:08,764 --> 00:47:11,324
‫يه زماني تصميم گرفتم به كاليفرنيا برم

713
00:47:22,680 --> 00:47:25,160
‫وقتي توي هواپيما نشستم، روي صندلي جلوئيم

714
00:47:25,185 --> 00:47:29,065
‫مانيتورهاي كوچيكي جاساز شده بود كه
‫ميشد مسير پرواز رو باهاشون دنبال كرد

715
00:47:29,200 --> 00:47:31,720
‫-اوه، لعنت
‫-خيلي زشتن

716
00:47:33,280 --> 00:47:35,080
‫جدي، خيلي زشت بودن

717
00:47:35,363 --> 00:47:37,192
‫حتي تو هم مي‌تونستي بهتر برنامه‌نويسيش كني

718
00:47:41,640 --> 00:47:44,360
‫و اون لحظه، غش كردم

719
00:47:44,440 --> 00:47:47,120
‫و اونا مجبور شدن من رو از هواپيما ببرن بيرون

720
00:47:48,800 --> 00:47:49,800
‫پشمام!

721
00:47:51,160 --> 00:47:54,160
‫-خبر نداشتم
‫-خب، از كجا بايد باخبر مي‌شدي

722
00:47:57,720 --> 00:47:58,452
‫درسته

723
00:48:01,840 --> 00:48:06,080
‫مردم هميشه بهم ميگن كه دقيقاً
‫يادشونه كه هميشه كجا بودن

724
00:48:06,160 --> 00:48:10,080
‫يا داشتن چيكار مي‌كردن
‫وقتي به برج‌هاي دوقلو حمله شد

725
00:48:10,160 --> 00:48:11,760
‫يا وقتي پرنسس دايانا مرد

726
00:48:11,840 --> 00:48:14,160
‫راستش، من اصلاً نمي‌دونم كه
‫توي اون لحظات داشتم چيكار مي‌كردم

727
00:48:14,240 --> 00:48:17,800
‫ولي براي هميشه زمان دقيق
‫عرضه گوگل ارث ياد مي‌مونه

728
00:48:20,080 --> 00:48:25,140
‫مجله اشپيگل يه مقاله چند صفحه‌اي منتشر كرد
‫كه از اون به عنوان يه چيز بسيار احساسي ياد كرد

729
00:48:25,165 --> 00:48:26,390
‫اين يادمه

730
00:48:27,400 --> 00:48:29,760
‫و شگفت‌انگيزترين چي اين بود كه...

731
00:48:29,840 --> 00:48:34,240
‫مجله اشپيگل ده سال قبل همون
‫مقاله رو در مورد ما منتشر كرده بود

732
00:48:35,160 --> 00:48:37,840
‫خيلي شوكه شده بودم
‫بهشون زنگ زدم

733
00:48:38,520 --> 00:48:41,520
‫سردبير رو مجبور كردم تا
‫بره و آرشيو مجله رو چك كنه

734
00:48:41,545 --> 00:48:44,465
‫و مجبورش كردم مقاله رو پيدا
‫كنه و پشت تلفن اون رو واسم بخونه

735
00:48:45,240 --> 00:48:46,800
‫به سادگي فراموش شده بوديم

736
00:48:54,360 --> 00:48:58,200
‫تاريخ خيلي ساده ما رو پاك كرده بود
‫انگار كه هرگز تراويژني وجود نداشته

737
00:49:07,280 --> 00:49:08,800
‫براي چي دوباره اين موضوع رو زنده كردي؟

738
00:49:10,080 --> 00:49:12,240
‫براي چي با يه شركت حقوقي تماس گرفتي؟

739
00:49:18,680 --> 00:49:20,720
‫قبلاً يه پرونده عليه گوگل داشتيم

740
00:49:21,520 --> 00:49:24,520
‫مي‌دونستم كه شانس‌مون تقريباً صفرـه ولي...

741
00:49:25,880 --> 00:49:27,560
‫تو آماده بودي كه دوباره مبارزه كني

742
00:49:32,560 --> 00:49:34,960
‫سال‌ها، سعي كردم خودم رو قانع كنم

743
00:49:36,080 --> 00:49:37,840
‫كه هيچي بهت بدهكار نيستم

744
00:49:37,920 --> 00:49:40,720
‫كه هر چيزي كه مي‌تونستم رو انجام دادم ولي اين...

745
00:49:45,920 --> 00:49:47,360
‫ولي اين حقيقت نداره

746
00:49:52,160 --> 00:49:55,480
‫و واسم واضح بود وقتي كه
‫جوليا وسايلش رو جمع كرد و رفت

747
00:50:04,360 --> 00:50:05,912
‫اولين شبي كه اون رفته بود

748
00:50:05,937 --> 00:50:08,428
‫ عبارت <i>شركت حقوقي آمريكايي</i> رو توي گوگل جستجو كردم

749
00:50:18,520 --> 00:50:20,960
‫- همه اينا مال توئه؟
‫مال پدرم ـه

750
00:50:21,960 --> 00:50:23,360
‫براي شيرجه از روي ارتفاع بلند؟

751
00:50:24,480 --> 00:50:25,840
‫آره، كم و بيش، آره

752
00:50:27,320 --> 00:50:29,720
‫هميشه مي‌خواستم اين كار
‫رو بكنم ولي جرئتش رو نداشتم

753
00:50:32,840 --> 00:50:34,120
‫از پرواز مي‌ترسي؟

754
00:50:42,240 --> 00:50:44,400
‫سكو هنوز اونجاست؟

755
00:50:45,378 --> 00:50:46,387
‫آره، فكر كنم

756
00:50:55,290 --> 00:50:56,154
‫فراموشش كن

757
00:51:00,800 --> 00:51:02,400
‫لعنتي، چقدر سردـه

758
00:51:05,120 --> 00:51:07,680
‫يالا، لباسات رو دربيار، يالا

759
00:51:22,200 --> 00:51:24,400
‫اگه منو هل بدي يا هر كار ديگه‌اي بكني
‫برمي‌گردم پايين

760
00:51:24,480 --> 00:51:25,600
‫قول ميدم، اين كار رو نمي‌كنم

761
00:51:26,800 --> 00:51:28,360
‫بهم دست نزن، باشه؟

762
00:51:44,120 --> 00:51:46,400
‫يوري مولر براي آمريكا آماده‌ست؟

763
00:51:50,960 --> 00:51:55,088
‫به نظرم داره بهتر ميشه
‫براي دادگاه آماده‌اش مي‌كنيم

764
00:51:55,357 --> 00:51:56,658
‫و تو چي فكر مي‌كني، اريك؟

765
00:51:59,840 --> 00:52:02,600
‫بهش سخت گرفتم. مسائل شخصي به ميون اومد

766
00:52:06,280 --> 00:52:07,840
‫ولي به نظرم كارش خوب بود

767
00:52:08,360 --> 00:52:09,800
‫عاليه، ممنونم

768
00:52:16,440 --> 00:52:18,720
‫-ممنونم
‫-آره

769
00:52:18,800 --> 00:52:21,440
‫الان حرفه كاري هردومون لبه صخره‌ست

770
00:52:21,520 --> 00:52:22,800
‫بيخيال

771
00:52:22,880 --> 00:52:25,920
‫كارت با اون داستان‌هاي احساسي خيلي خوبه!

772
00:52:26,000 --> 00:52:28,214
‫و منم آدم خيلي احساساتي هستم

773
00:52:28,385 --> 00:52:30,025
‫جدي ميگم، يكي بهت بدهكارم

774
00:52:30,160 --> 00:52:31,680
‫آره، معلومه كه هستي

775
00:52:32,255 --> 00:52:33,775
‫و همين الان هم مي‌دونم اون چيه

776
00:52:33,800 --> 00:52:35,120
‫-واقعاً؟
‫-آره

777
00:52:35,920 --> 00:52:39,720
‫دعا كن وقتي كه به دادگاه آمريكا
‫ميريم، دوتا خلال دندون به همديگه بچسبن

778
00:52:41,640 --> 00:52:44,080
‫سه، دو...

779
00:52:45,181 --> 00:52:47,008
‫و يك!

780
00:52:48,819 --> 00:52:55,532
‫ <font color="#00ff40">وحيد مستغيث </font> : <font color="#ff8080">ترجمه و زيرنويس</font>
‫ <font color="#0080c0">@vahids3</font>

781
00:52:57,097 --> 00:52:59,680
‫♫ آهنگ Push It از Stereo Total ♫

