1
00:00:24,098 --> 00:00:28,328
‫ZZ Top آهنگ
‫La Grange اثر

2
00:00:43,324 --> 00:00:45,531
‫ایول!

3
00:01:08,581 --> 00:01:10,795
‫[شهر دوالا - کامرون]

4
00:01:15,960 --> 00:01:17,972
‫اُه خدای من.

5
00:01:17,974 --> 00:01:21,342
‫با خوردن اینا میتونین
‫رطوبت شدید هوا رو تحمل کنین؟

6
00:01:21,345 --> 00:01:22,502
‫من که از پسش برنمیام.

7
00:01:22,504 --> 00:01:23,937
‫یه قراری با هم داشتیم.

8
00:01:23,939 --> 00:01:24,955
‫درسته.

9
00:01:24,957 --> 00:01:27,653
‫بهت گفتم اگه دوباره توی منطقه‏ام
‫ریختت رو ببینم میکُشمت.

10
00:01:27,655 --> 00:01:29,803
‫به این پسرک بگو نقاب کلاه رو اینطوری نکِشه.

11
00:01:31,936 --> 00:01:33,122
‫توی این جعبه چیه؟

12
00:01:33,124 --> 00:01:35,851
‫اینجا اومدم تا پیشنهاد داد و ستد بهت بدم.

13
00:01:35,853 --> 00:01:37,422
‫نه، ما داد و ستدی با هم نداریم.

14
00:01:37,424 --> 00:01:38,309
‫جعبه.

15
00:01:46,974 --> 00:01:50,272
‫معمولاً از دیکتاتورهای دو زاری که

16
00:01:50,274 --> 00:01:51,678
‫،سربازان بچه رو استخدام میکنن دوری میکنم

17
00:01:51,680 --> 00:01:54,403
‫اما متاسفانه این وضعیت خاصه.

18
00:01:59,078 --> 00:02:01,397
‫کوته‏نظرانه داری برخورد میکنی.

19
00:02:04,713 --> 00:02:06,487
‫بهش بگو اسلحه رو بذاره کنار.

20
00:02:13,081 --> 00:02:16,050
‫خوشحالم که میبینم مرد قاطعی هستی.

21
00:02:16,052 --> 00:02:20,151
‫یاباری راستیتش این تو نبودی که منو پیدا کردی.

22
00:02:20,153 --> 00:02:21,754
‫من پیدات کردم.

23
00:02:21,757 --> 00:02:25,097
‫،و از اونجایی که سربازان فسقلی قُلدرت ممکنه ندونن

24
00:02:25,099 --> 00:02:27,311
‫اونا منو آوردن اینجا تا باهات معامله‏ای رو بکنم

25
00:02:27,313 --> 00:02:29,154
‫که به سود همه‏مون میتونه باشه.

26
00:02:29,156 --> 00:02:31,235
‫چجور معامله‏ای؟

27
00:02:36,044 --> 00:02:38,292
‫مَردی که اسم خودش رو گذاشته برلین

28
00:02:38,294 --> 00:02:41,568
‫جایزه بگیرهایی رو استخدام کرده
‫تا من و همکارام رو پیدا کنه.

29
00:02:41,570 --> 00:02:43,445
‫اون جایزه بگیر برای تو کار میکرده.

30
00:02:43,447 --> 00:02:45,460
‫،با اینکه طرف رو کُشتم

31
00:02:45,462 --> 00:02:48,396
‫اما برلین به جای اینکه یه نفر رو استخدام کرده باشه
‫۵نفر رو استخدام کرده.

32
00:02:48,398 --> 00:02:52,183
‫اسم‏های اونا رو میخوام.
‫به همین منظور حاضرم ۳ میلیون دلار پول بدم.

33
00:02:52,186 --> 00:02:54,299
‫البته باید سریع وارد عمل بشیم.

34
00:02:54,301 --> 00:02:55,169
‫سی ثانیه...

35
00:02:55,171 --> 00:02:56,603
‫وقت داری.

36
00:02:56,605 --> 00:02:58,422
‫وگرنه چی میشه؟

37
00:02:58,424 --> 00:03:00,674
‫یا مجانی اسم‏ها رو بهم میگی.

38
00:03:05,321 --> 00:03:07,608
‫واقعاً باید سریع عمل کنیم.

39
00:03:07,610 --> 00:03:09,988
‫ما واقعاً باید تو رو بکُشیم
‫و پولت رو نگه داریم.

40
00:03:09,990 --> 00:03:13,331
‫این نقطه نظریه که میتونم درکش کنم.

41
00:03:14,767 --> 00:03:16,677
‫یاباری منو نگاه کن.

42
00:03:16,679 --> 00:03:19,303
‫چیزی که میخوام رو بهم بده
‫،وگرنه خدا بهت رحم کنه

43
00:03:19,305 --> 00:03:21,454
‫چون رگبار آتش رو سرت آوار میکنم.

44
00:03:23,264 --> 00:03:24,287
‫بکُشش.

45
00:03:28,725 --> 00:03:30,219
‫نکته بامزه اینه که...

46
00:03:30,221 --> 00:03:33,051
‫جدیداً  ۳ موشک هوا به زمین آتش جهنمی
‫رو با تخفیف زیادی

47
00:03:33,053 --> 00:03:35,269
‫بدست آوردم.

48
00:03:35,271 --> 00:03:37,078
‫،اگه چیزی که میخوام رو بهم بدی

49
00:03:37,080 --> 00:03:38,986
‫از شلیک دو موشک دیگه صرفنظر میکنم.

50
00:03:38,988 --> 00:03:40,453
‫اما باید تلفن همراهت رو قرض بگیرم.

51
00:03:40,455 --> 00:03:42,170
‫من هیچی نمیدونم.

52
00:03:43,216 --> 00:03:46,385
‫بنظرم میدونی یاباری. گمونم
‫یه سری چیزها رو شنیدی.

53
00:03:46,794 --> 00:03:49,838
‫دیگه برلین کی رو استخدام کرده تا
‫منو شکار کنه؟

54
00:03:50,553 --> 00:03:52,332
‫کوباییه. اورسی.

55
00:03:52,334 --> 00:03:54,482
‫با اورسی روبرو شدم. دیگه کی؟

56
00:03:54,484 --> 00:03:55,984
‫بهت گفتم که نمیدونم!

57
00:03:59,291 --> 00:04:01,282
‫خیلی‏خب.

58
00:04:01,284 --> 00:04:03,759
‫یه نفر بود. اسمش رو یادم نمیاد.

59
00:04:03,761 --> 00:04:05,295
‫بهش میگن...

60
00:04:05,297 --> 00:04:08,265
‫شاهزاده. لُرد.

61
00:04:10,518 --> 00:04:11,881
‫لُرد بالتیمور.

62
00:04:23,275 --> 00:04:24,205
‫آب بریزین!

63
00:04:24,207 --> 00:04:27,127
‫چیکار داری میکنی؟ برو، برو!

64
00:04:27,151 --> 00:04:32,151
‫: هماهنگ شده با نسخه ی بلوری
‫www.IranFilm.Net

65
00:04:33,396 --> 00:04:36,917
‫عـلـیـرضـا و مـهـرداد با افتخار تقدیم میکنند
‫<font color=Blue>Mehrdadss</font> - <font color=Maroon>Oceanic ۶</font>

66
00:04:36,919 --> 00:04:39,075
‫ارائه‏ای مشترک از
‫CafeFilm| TvShow

67
00:04:39,076 --> 00:04:41,624
‫لرد بالتیمور
‫(شماره ۱۰۴)

68
00:04:46,324 --> 00:04:47,654
‫اون سوزوندش؟

69
00:04:48,199 --> 00:04:50,327
‫داری شوخی میکنی؟
‫سه میلیون دلار رو؟

70
00:04:50,330 --> 00:04:52,020
‫فهمیدیم که سرنخی پیدا کرده.

71
00:04:52,022 --> 00:04:54,990
‫ردینگتون در دو ماه اخیر بقول خودش
‫کلی سر نخ گیر آورده...

72
00:04:54,992 --> 00:04:56,594
‫اطلاعاتی که قرار بوده بهمون

73
00:04:56,596 --> 00:04:58,028
‫در پیدا کردن این...

74
00:04:58,030 --> 00:05:00,715
‫حتی هنوز نمیدونیم اسم واقعی برلین چیه.

75
00:05:00,717 --> 00:05:02,034
‫یه چیزی که بطور قطع میدونیم

76
00:05:02,037 --> 00:05:05,891
‫اینه که اف.بی.آی به تروریست شماره ۴ لیستش
‫۱۲میلیون دلار داده

77
00:05:05,893 --> 00:05:08,723
‫تا در کیف‏های غیر قابل ردیابی به دوستاش بده.

78
00:05:08,725 --> 00:05:10,705
‫،اون پول برای بدست آوردن اطلاعات محلی استفاده شده

79
00:05:10,707 --> 00:05:12,445
‫- و مطمئنم که ردینگتون...
‫- اون پول

80
00:05:12,448 --> 00:05:14,876
‫باعث میشه افرادی در کمیته اطلاعات
‫تحقیقاتی رو انجام بدن.

81
00:05:14,878 --> 00:05:18,221
‫اقداماتی که تو نگرانش هستی توسط
‫مدیر سابق اینجا تایید شده.

82
00:05:18,251 --> 00:05:20,331
‫،نمیخوام هارولد کوپر رو مورد انتقاد قرار بدم

83
00:05:20,333 --> 00:05:22,686
‫،و خدا میدونه که واسش آرزوی بهبود سریع رو دارم

84
00:05:22,688 --> 00:05:25,075
‫،اما بعنوان مدیر موقت این واحد عملیاتی

85
00:05:25,077 --> 00:05:28,386
‫بهتون اطمینان میدم که این مشکل
‫تحت کنترل کامله.

86
00:05:28,388 --> 00:05:30,795
‫من معاون دادستان کل هستم.

87
00:05:30,797 --> 00:05:33,321
‫،وقتی بگم باید با ردینگتون حرف بزنم

88
00:05:33,323 --> 00:05:35,027
‫یعنی باید حرف بزنم.

89
00:05:35,029 --> 00:05:37,894
‫عالیه اما یه مشکلی که هست...

90
00:05:37,896 --> 00:05:40,453
‫اینه که ردینگتون فقط با الیزابت کین حرف میزنه.

91
00:05:44,972 --> 00:05:49,893
‫Sugar in My Coffee آهنگ
‫Big Sugar اثر

92
00:06:43,438 --> 00:06:46,705
‫- از مسیر متفاوتی اومدی؟
‫- وزارت دادگستری بدجوری ترسیده.

93
00:06:46,707 --> 00:06:49,869
‫- هتلت رو عوض کردی؟
‫- موشک‏های هوا به زمین؟

94
00:06:49,871 --> 00:06:53,312
‫- جداً؟
‫- زندگی اونقدر مهم نیست

95
00:06:53,314 --> 00:06:55,462
‫که بخوای درباره‏اش جدی حرف بزنی.
‫[جمله‏ای از اسکار وایلد]

96
00:06:55,464 --> 00:06:57,674
‫مارتین از واحد محافظت نمیکنه.

97
00:06:57,677 --> 00:07:00,058
‫واسش مهم نیست که برلین ما
‫رو هدف قرار داده.

98
00:07:00,060 --> 00:07:02,231
‫و بدون کوپر که از اقدامات ما دفاع کنه...

99
00:07:02,234 --> 00:07:04,549
‫مردم عاشق اینن که "ناظر بزرگ" رو رسوا کنن...
‫[اشاره به داستان ۱۹۸۴ نوشته جورج اورول]

100
00:07:04,551 --> 00:07:05,846
‫،سازمان امنیت ملی

101
00:07:05,848 --> 00:07:09,259
‫،دولت که زندگی خصوصی ملت رو شنود میکنه

102
00:07:09,261 --> 00:07:11,749
‫با اینحال ملت میرن توی اینترنت

103
00:07:11,752 --> 00:07:15,128
‫و دو دستی خصوصی‏ترین
‫اطلاعات زندگی شخصیشون

104
00:07:15,130 --> 00:07:16,596
‫- رو به بانک‏های اطلاعاتی بزرگ میدن.
‫- اکثر مردم واسشون مهم نیست

105
00:07:16,598 --> 00:07:18,336
‫که گوگل سابقه جستجوی مرورگرشون رو بدونه.

106
00:07:18,338 --> 00:07:20,364
‫بیشتر از اینها اطلاع دارن.
‫،از عاداتت

107
00:07:20,366 --> 00:07:22,641
‫،بانک‏هایی که استفاده میکنی
‫،قرصهایی که میخوری

108
00:07:22,643 --> 00:07:24,655
‫زن‏ها و مَردهایی که باهاشون سکس میکنی خبر دارن.

109
00:07:24,657 --> 00:07:28,170
‫هر اطلاعاتی بالاخره برای
‫یه کسی ارزش داره.

110
00:07:28,172 --> 00:07:30,627
‫،و اگه به دست آدم نا درستی بیوفته

111
00:07:30,629 --> 00:07:32,504
‫ممکنه مرگبار باشه.

112
00:07:32,509 --> 00:07:34,197
‫یه سرنخ پیدا کردی.

113
00:07:34,199 --> 00:07:36,491
‫لرد بالتیمور اومده به شهر.

114
00:07:36,493 --> 00:07:39,351
‫- لرد بالتیمور؟
‫- ،از طریق ردگیری افراد کسب درآمد میکنه

115
00:07:39,353 --> 00:07:41,661
‫اما روش‏هایی که بکار میبره کاملاً نوینه.

116
00:07:41,663 --> 00:07:44,474
‫،هنرش اینه که در فضای مجازی میچرخه

117
00:07:44,476 --> 00:07:46,735
‫،استاتوس‏های ملت

118
00:07:46,738 --> 00:07:49,978
‫سوابق اقتصادی و محل‏هایی که

119
00:07:49,980 --> 00:07:52,529
‫هر کسی در این عصر نوین از خودش بجا میذاره پیدا میکنه.

120
00:07:52,531 --> 00:07:54,815
‫- و هدف جدیدی داره؟
‫- بله.

121
00:07:54,817 --> 00:07:56,147
‫من.

122
00:07:56,149 --> 00:07:57,476
‫اینو دنبال کن لیزی.

123
00:07:57,478 --> 00:07:58,819
‫اولین سرنخ جدی ماست.

124
00:07:58,821 --> 00:08:00,423
‫،اگه لرد بالتیمور رو پیدا کنیم

125
00:08:00,425 --> 00:08:03,392
‫ممکنه ما رو به سمت برلین هدایت کنه.

126
00:08:10,409 --> 00:08:12,319
‫برلین یه تعقیب کننده رو استخدام کرده

127
00:08:12,321 --> 00:08:14,230
‫که اسم خودش رو لرد بالتیمور گذاشته.

128
00:08:14,232 --> 00:08:16,855
‫دو ماه شده و حالا ردینگتون
‫سر نخی از یه جایزه بگیر واسمون آورده؟

129
00:08:16,857 --> 00:08:18,800
‫بیشتر از یه جایزه بگیر ساده‏اس.
‫اون یه آمارگره.

130
00:08:18,802 --> 00:08:21,736
‫حالا که بدتر شد. یعنی چیکار میکنه
‫با خط کِش ملت رو پیدا میکنه؟

131
00:08:21,738 --> 00:08:23,144
‫نه.

132
00:08:23,354 --> 00:08:24,716
‫با تحلیل داده‏ها.

133
00:08:24,719 --> 00:08:26,772
‫- اسم این طرف رو شنیده بودی؟
‫- آره.

134
00:08:26,775 --> 00:08:28,547
‫لرد بالتیمور یه افسانه‏اس.

135
00:08:28,549 --> 00:08:30,518
‫،میگن در "وب عمیق" سرک میکشه

136
00:08:30,520 --> 00:08:32,254
‫و کسایی رو دنبال میکنه که دوست ندارن پیدا بشن...

137
00:08:32,256 --> 00:08:34,180
‫از مجموعه‏ای از الگوریتم‏ها استفاده میکنه

138
00:08:34,182 --> 00:08:36,817
‫تا پرونده‏ای بر اساس اطلاعاتی که
‫مردم در اینترنت از خودشون بجا میذارن تشکیل بده.

139
00:08:36,819 --> 00:08:37,896
‫اون یه جستجوگر اطلاعاته.

140
00:08:37,898 --> 00:08:40,422
‫آرام، میتونی اون پرونده‏ای که نشونم دادی
‫رو بیاری روی تصویر؟

141
00:08:41,913 --> 00:08:43,244
‫رووان میلز.

142
00:08:43,246 --> 00:08:46,145
‫در شرکت تحلیلی کوانکورد
‫بعنوان مهندس داده کار میکنه.

143
00:08:46,147 --> 00:08:48,429
‫مامور کین ازم خواست در پرونده کارمندان
‫۶شرکت بزرگ اطلاعات

144
00:08:48,431 --> 00:08:50,579
‫دنبال اختلالاتی بگردم.

145
00:08:50,581 --> 00:08:54,070
‫چند تا پیدا کردم اما
‫این یکی خیلی عجیب بود...

146
00:08:54,072 --> 00:08:57,928
‫۲۵۰هزار دلار پرداختی که به حساب
‫بانک اینترنتی میلز رفته.

147
00:08:57,930 --> 00:09:01,204
‫سی ثانیه بعدش، به حسابی در خارج از کشور منتقل شده.

148
00:09:01,206 --> 00:09:04,276
‫بله، ۲۵۰ هزار دلار به حساب اینترنتی من
‫ریخته شده بود

149
00:09:04,278 --> 00:09:05,986
‫،اما به محض اینکه دیدمش

150
00:09:05,988 --> 00:09:08,304
‫رمز عبورم رو عوض کردم
‫و مساله رو گزارش کردم.

151
00:09:08,387 --> 00:09:10,399
‫و بهتون اطمینان میدم که قربانی این وسط منم.

152
00:09:10,401 --> 00:09:12,683
‫و گفتی که این اولین باری نبوده
‫که مورد هدف قرار گرفتی؟

153
00:09:12,685 --> 00:09:15,616
‫- یه اتفاقی هم در آگوست افتاده بود.
‫- چجور اتفاقی؟

154
00:09:15,618 --> 00:09:17,082
‫یکی به سیستم‏های من دسترسی پیدا کرده بود.

155
00:09:17,084 --> 00:09:18,140
‫دنبال چی میگشت؟

156
00:09:18,142 --> 00:09:20,330
‫حساب بانکی؟ شماره‏های کارت اعتباری؟

157
00:09:20,332 --> 00:09:22,400
‫غیر ممکن بود بفهمی دنبال چی میگشتن

158
00:09:22,402 --> 00:09:24,381
‫چون داده‏هایی که ما جمع میکنیم
‫حد و مَرزی ندارن.

159
00:09:24,383 --> 00:09:26,804
‫دنبال کسی میگشتن که دوست نداشته پیدا بشه.

160
00:09:26,806 --> 00:09:29,226
‫ممکنه داده‏هایی که بدست آوردن
‫در این راه کمکشون کرده باشه؟

161
00:09:29,228 --> 00:09:31,263
‫بله. ما کارمون همینه اصلاً.

162
00:09:33,847 --> 00:09:35,587
‫شنیدی چی گفت؟

163
00:09:35,589 --> 00:09:38,327
‫- متوهم شدی.
‫- رد گیری یه نفر چقدر آسونه؟

164
00:09:38,329 --> 00:09:40,272
‫حس کردم...

165
00:09:40,557 --> 00:09:42,402
‫نمیدونم... یکی منو زیر نظر داره.

166
00:09:42,404 --> 00:09:44,176
‫واسه همینه که یه جایی ساکن نیستی؟

167
00:09:44,178 --> 00:09:46,752
‫مسافرخونه‏های مختلف؟
‫اسامی مستعار؟

168
00:09:46,760 --> 00:09:48,975
‫باید دست از اینکارا برداری کین.

169
00:09:49,022 --> 00:09:50,522
‫تام مُرده.

170
00:09:52,615 --> 00:09:54,423
‫هنوز با دکتر فریدمن حرف میزنی؟

171
00:09:54,425 --> 00:09:55,852
‫موضوع بحث رو عوض نکن.

172
00:09:55,854 --> 00:09:57,386
‫ملاقات‏ها اجباریه.

173
00:09:57,388 --> 00:10:00,359
‫اداره اهمیتی به وضع روحی ما نمیده.

174
00:10:00,361 --> 00:10:02,680
‫ترتیب دادن روانشناس باهامون حرف بزنه

175
00:10:02,682 --> 00:10:05,564
‫تا اگه یکیمون رفتار نسنجیده‏ای کرد
‫،خودشون رو مُبرا جلوه بدن

176
00:10:05,590 --> 00:10:07,021
‫اما من عمراً اشتباه نمیکنم.

177
00:10:07,023 --> 00:10:09,274
‫اونقدری حالت خوب هست که
‫نخوای با روانشناس حرف بزنی؟

178
00:10:09,276 --> 00:10:12,003
‫همیشه خدا دارم باهات حرف میزنم.
‫مگه تو جواز روانشناسی نداری؟

179
00:10:12,005 --> 00:10:13,538
‫چرا.

180
00:10:13,951 --> 00:10:17,929
‫و نظر کارشناسیم اینه که
‫باید با دکتر فریدمن حرف بزنی.

181
00:10:21,292 --> 00:10:22,896
‫اینجاس؟

182
00:10:42,320 --> 00:10:45,023
‫لرد بالتیمور، ردینگتون رو پیدا کرده.

183
00:10:45,025 --> 00:10:47,586
‫حمله فردا انجام میشه.

184
00:10:47,588 --> 00:10:49,592
‫اما ماموران فدرال هم پاشون وسطه.

185
00:10:49,594 --> 00:10:51,121
‫اوضاع رو پیچیده‏تر میکنن.

186
00:10:51,123 --> 00:10:53,364
‫خرج بیشتری واست در میاد.

187
00:10:55,472 --> 00:10:57,205
‫چی؟

188
00:11:10,105 --> 00:11:14,316
‫گفتم خرج بیشتری نباید باشه.

189
00:11:14,318 --> 00:11:17,749
‫،ظرف ۲۴ ساعت ردینگتون رو تحویل من میدی

190
00:11:17,751 --> 00:11:20,909
‫وگرنه یه حموم دیگه با هم میکنیم.

191
00:11:23,645 --> 00:11:25,887
‫یک پیغام جدید دارید.

192
00:11:25,890 --> 00:11:27,145
‫سلام رووان.

193
00:11:27,148 --> 00:11:30,982
‫از اون گپ کوچولویی که با ماموران اف.بی.آی داشتی
‫خبر دارم.

194
00:11:30,984 --> 00:11:35,095
‫واسه همین میخوام قضیه رو ساده واست شرح بدم.

195
00:11:35,097 --> 00:11:39,003
‫دارم بهت هشدار میدم
‫که دیگه باهاشون حرف نزنی.

196
00:11:39,005 --> 00:11:41,655
‫میدونم کجا زندگی میکنی.

197
00:11:45,832 --> 00:11:47,361
‫این شخص تو رو به اسم صدا میکنه.

198
00:11:47,363 --> 00:11:49,539
‫نمیدونم. هر کسی ممکنه باشه.

199
00:11:49,541 --> 00:11:51,205
‫انگار اونا تو رو میشناسن.

200
00:11:51,207 --> 00:11:52,564
‫آپارتمانت چی؟

201
00:11:52,566 --> 00:11:54,450
‫،بنظرت نمیاد چیزی از خونه گُم شده باشه

202
00:11:54,452 --> 00:11:56,489
‫- یا سر جاش نباشه؟
‫- فکر میکنین کسی اینجا بوده؟

203
00:11:58,239 --> 00:12:00,975
‫سلام، خوب وقتی زنگ زدی.
‫میخوام رد یه تماس رو بگیری.

204
00:12:00,977 --> 00:12:02,028
‫باشه. عالیه.

205
00:12:02,030 --> 00:12:03,151
‫اما یه چیزی پیدا کردم.

206
00:12:03,153 --> 00:12:05,393
‫مظنون ما، میلز داره واقعیت رو میگه.

207
00:12:05,395 --> 00:12:06,880
‫حراست شرکت کوانکورد

208
00:12:06,882 --> 00:12:08,783
‫تایید کرده که سیستمش
‫از خارج از شرکت هک شده.

209
00:12:08,785 --> 00:12:09,744
‫نمیدونن چی برداشته شده؟

210
00:12:09,746 --> 00:12:12,123
‫،آره، کلی داده آنلاین

211
00:12:12,125 --> 00:12:13,803
‫- که اصلاً با عقل جور درنمیاد.
‫- چرا؟

212
00:12:13,805 --> 00:12:15,323
‫چون آقای ردینگتون اهل محیط مجازی نیست...

213
00:12:15,325 --> 00:12:18,697
‫نه ایمیلی داره، نه رایانه‏ای
‫و نه هیچگونه ارتباطات دیجیتالی.

214
00:12:18,699 --> 00:12:21,109
‫محض رضای خدا یادت نمیاد دمبه
‫از تلفن همراه اعتباری استفاده میکرد.

215
00:12:21,111 --> 00:12:24,644
‫چرا برلین باید لرد بالتیمور رو استخدام کنه
‫تا اونو پیدا کنه؟

216
00:12:26,375 --> 00:12:27,666
‫مگر اینکه...

217
00:12:27,668 --> 00:12:30,589
‫فکر میکنی ممکنه دنبال یکی از ماها باشه؟

218
00:12:34,235 --> 00:12:36,889
‫یه روز هم نیست که به مامور مالک فکر نکنم.

219
00:12:36,892 --> 00:12:38,929
‫منم همینطور.

220
00:12:38,931 --> 00:12:40,647
‫ازم میخوای رد چه شماره‏ای رو بگیرم؟

221
00:12:40,649 --> 00:12:42,653
‫رووان میلز دیشب یه پیغام دریافت کرده.

222
00:12:42,655 --> 00:12:43,875
‫باید محل ارسالش رو پیدا کنی.

223
00:12:50,269 --> 00:12:51,707
‫اف.بی.آی!

224
00:13:06,377 --> 00:13:07,871
‫رسلر.

225
00:13:10,083 --> 00:13:13,146
‫میلز رو بیار اینجا. میخوام ببینم
‫چه واکنشی نسبت به این نشون میده.

226
00:13:14,435 --> 00:13:16,687
‫- اینجا کجاس؟
‫- از اینطرف.

227
00:13:38,281 --> 00:13:41,237
‫خب، چی رو داری ازمون پنهون میکنی؟

228
00:13:41,239 --> 00:13:43,075
‫- هیچی.
‫- اسمت توی اجاره نامه اینجا هست.

229
00:13:43,077 --> 00:13:45,624
‫میدونیم که از آیدی لرد بالتیمور استفاده میکردی.

230
00:13:45,626 --> 00:13:46,932
‫- کی؟
‫- همون داده‏ای که

231
00:13:46,934 --> 00:13:49,936
‫از رایانه سر کارت هک شده
‫در لپ تاپی که اینجا بوده پیدا کردیم.

232
00:13:49,938 --> 00:13:52,043
‫برای برلین اطلاعات میدزدی که
‫ریموند ردینگتون رو پیدا کنی؟

233
00:13:52,045 --> 00:13:54,830
‫من هیچ ریموند ردینگتونی نمیشناسم.

234
00:13:54,832 --> 00:13:57,740
‫قبلاً توی عمرم یه بارم اینجا نیومدم.

235
00:14:06,191 --> 00:14:08,110
‫سلام هارولد.

236
00:14:08,581 --> 00:14:10,957
‫خواهشاً از شارلین عذرخواهی کن...

237
00:14:10,959 --> 00:14:13,575
‫چون در کناری خونه‏تون قفل جدید لازم داره.

238
00:14:15,963 --> 00:14:18,274
‫یه کادو واسه بهبود حالت آوردم.

239
00:14:19,223 --> 00:14:21,240
‫بنظر خیلی نرم میاد.

240
00:14:21,750 --> 00:14:23,040
‫کَره بدن شیا؟
‫[نامی گیاه که از آن لوسیون بدن استخراج میشود]

241
00:14:24,420 --> 00:14:26,323
‫همون چیزیه که فکر میکنم؟

242
00:14:29,069 --> 00:14:31,466
‫کِی برمیگردی سر کار؟

243
00:14:31,468 --> 00:14:32,825
‫برنمیگردم.

244
00:14:33,681 --> 00:14:36,455
‫اوضاع خوب نیست هارولد.

245
00:14:36,457 --> 00:14:39,241
‫جایگزینت همزمان

246
00:14:39,243 --> 00:14:41,791
‫نالایق و غیر قابل اعتماده.

247
00:14:41,793 --> 00:14:44,493
‫به اداره هم اطلاع دادم.
‫وقتشه دیگه کنار خونواده‏ام باشم.

248
00:14:45,454 --> 00:14:46,845
‫شارلین اهل دومینیکن هست.

249
00:14:46,847 --> 00:14:49,224
‫همیشه بهش قول دادم که
‫بیشتر بریم اونجا.

250
00:14:49,310 --> 00:14:51,314
‫از شن‏ها متنفرم.

251
00:14:51,316 --> 00:14:54,767
‫- این یه جور تهدیده...
‫- تهدید نیست هارولد. رشوه‏اس

252
00:14:54,769 --> 00:14:57,072
‫تنها کپی من از...

253
00:14:57,097 --> 00:14:59,269
‫ماجراجویی کوچیکمون در کویته.

254
00:14:59,271 --> 00:15:00,732
‫دارم بهت میدم

255
00:15:00,734 --> 00:15:04,232
‫تا تاکید بیشتری بر ضروری بودن مشکلی
‫که گریبانگیر ماست بکنم.

256
00:15:04,523 --> 00:15:06,258
‫من برنمیگردم.

257
00:15:06,260 --> 00:15:08,566
‫باید دوباره سر پا بشی.

258
00:15:09,489 --> 00:15:12,092
‫اینکه علیل باشی خجالت نداره.

259
00:15:15,052 --> 00:15:17,260
‫به شارلین میگم سلام رسوندی.

260
00:15:18,686 --> 00:15:21,713
‫میدونم وقتی در بیمارستان بودی
‫چی رو فهمیدن.

261
00:15:21,715 --> 00:15:24,600
‫تشخیص پزشکی رو میدونم.

262
00:15:37,233 --> 00:15:39,407
‫بیا بریم کارمون رو انجام بدیم.

263
00:15:42,791 --> 00:15:45,539
‫باید توجیه بهتری پیدا کنی.

264
00:15:45,541 --> 00:15:47,510
‫تنها توضیح عقلانی همینه.

265
00:15:47,512 --> 00:15:49,407
‫و این نورا...

266
00:15:49,409 --> 00:15:51,140
‫مُرده؟

267
00:15:51,151 --> 00:15:53,657
‫هفت سال قبل در موصل.

268
00:15:53,659 --> 00:15:55,511
‫،اما اگه چیزی که دارین میگن حقیقت داره

269
00:15:55,513 --> 00:15:57,126
‫،اگه همه اینا واقعی باشه

270
00:15:57,128 --> 00:15:59,677
‫پس تنها توضیح عقلانی همینه...

271
00:15:59,994 --> 00:16:02,407
‫خواهر دوقلوی من زنده‏اس.

272
00:16:12,730 --> 00:16:14,326
‫خوشحالیم که برگشتین آقای هاوی.

273
00:16:14,329 --> 00:16:16,162
‫گوشت دنده مورد علاقه شما همراه

274
00:16:16,164 --> 00:16:18,881
‫یه بطری شراب مرغوب مارگو سال ۸۲
‫هم داریم به اتاقتون میاریم.

275
00:16:18,883 --> 00:16:20,283
‫ممنونم استیون.

276
00:16:20,285 --> 00:16:23,625
‫- مطمئنین که میخواین از پله‏ها برین؟
‫- دستور دکتره. مشکلی واسمون پیش نمیاد.

277
00:16:23,795 --> 00:16:25,288
‫اونو بخاطر نمیارم.

278
00:16:25,290 --> 00:16:28,347
‫برو ببین این کیه و دو نفر دیگه
‫رو هم برای نگهبانی بذار طبقه پایین.

279
00:16:30,662 --> 00:16:32,496
‫صداش رو میشنوی؟

280
00:16:54,180 --> 00:16:56,640
‫بریم! بیارینش روی سقف.

281
00:17:20,922 --> 00:17:22,756
‫لرد بالتیمور.

282
00:17:22,759 --> 00:17:25,339
‫به طرز شگفت انگیزی دختر خوشمزه‏ای هستی.

283
00:17:32,000 --> 00:17:33,191
‫باور نکردنیه.

284
00:17:33,193 --> 00:17:35,638
‫ببخشید. دقیقاً فکر میکنی من کی هستم؟

285
00:17:35,640 --> 00:17:37,252
‫تو عضو موساد هستی.

286
00:17:37,292 --> 00:17:39,675
‫خواهشاً بهم نگو که این کارا بخاطر
‫گرد و خاک کوچولوییه که در هیفا [شهری در اسرائیل] بپا کردم.

287
00:17:39,677 --> 00:17:41,770
‫این "گرد و خاکی" که میگی
‫به قیمت جون ۲ نفر مامور

288
00:17:41,772 --> 00:17:42,871
‫و یه دیپلمات ترکی تموم شد.

289
00:17:42,873 --> 00:17:44,795
‫دیپلمات؟

290
00:17:45,887 --> 00:17:48,461
‫- من ارتباطی به این قضیه نداشتم.
‫- پس لازم نیست نگران باشی.

291
00:17:48,463 --> 00:17:51,703
‫اُه نمیدونی چقدر دلم میخواد حقیقت داشت.

292
00:17:52,145 --> 00:17:55,199
‫ده ها هزار مساله هست که باید نگرانشون باشم.

293
00:17:55,201 --> 00:17:57,786
‫خوشبختانه عزیز جان تو یکی از این مشکلات نیستی.

294
00:17:57,788 --> 00:17:58,695
‫و چرا اونوقت؟

295
00:17:58,697 --> 00:18:01,172
‫چون کسی که خبر دستگیر شدن من رو بهش دادی

296
00:18:01,174 --> 00:18:03,645
‫ظرف یکساعت منو آزاد میکنه.

297
00:18:03,699 --> 00:18:05,644
‫عجب اعتماد به نفسی داری امروز.

298
00:18:05,646 --> 00:18:07,945
‫من هر روز اعتماد بنفس دارم.

299
00:18:08,449 --> 00:18:10,896
‫و اونوقت من فکر میکردم
‫وجه اشتراکی با هم نداریم.

300
00:18:17,840 --> 00:18:19,695
‫نمیدونم این کلید به کجا میخوره.

301
00:18:19,697 --> 00:18:20,771
‫اینو توی آپارتمانت پیدا کردم.

302
00:18:20,774 --> 00:18:23,225
‫بهتون گفتم که تا حالا پام رو توی اونجا نذاشته بودم.

303
00:18:23,227 --> 00:18:25,195
‫بیا درباره خواهرت حرف بزنیم.

304
00:18:25,197 --> 00:18:28,621
‫خب این "رووان"ـه
‫نورا هم سمت چپه.

305
00:18:28,623 --> 00:18:31,436
‫رووان اولین بچه من بود.
‫سه دقیقه زودتر بدنیا اومد.

306
00:18:31,440 --> 00:18:33,807
‫چطوری میتونستین اونا رو از هم تشخیص بدین؟

307
00:18:33,809 --> 00:18:36,430
‫رووان آدم خوشبینی بود
‫همیشه لبخند میزد.

308
00:18:37,149 --> 00:18:38,692
‫بچه شادی بود.

309
00:18:38,694 --> 00:18:40,127
‫و نورا چی؟

310
00:18:42,173 --> 00:18:43,339
‫دختر پیچیده‏ای بود.

311
00:18:43,341 --> 00:18:46,186
‫توسط عمو ریک از سن ۷ سالگی تا ۱۲ سالگی

312
00:18:46,188 --> 00:18:48,793
‫بهش تجاوز شد.

313
00:18:48,795 --> 00:18:52,674
‫حرفش رو باور نکردم.
‫هیشکی باور نمیکرد.

314
00:18:52,676 --> 00:18:54,769
‫همه یه جوری برخورد میکردن
‫،انگار آب از آب تکون نخورده

315
00:18:54,771 --> 00:18:57,036
‫- همه جز...
‫- نورا.

316
00:18:57,039 --> 00:19:00,355
‫نورا مشکلاتی داشت.
‫از من و مامانم متنفر بود.

317
00:19:00,357 --> 00:19:01,607
‫از همه بدش میومد.

318
00:19:01,609 --> 00:19:06,485
‫بعد از اون قضیه... یه جورایی سردرگم بود
‫و با جمع اُخت نمیشد.

319
00:19:07,322 --> 00:19:10,275
‫،فکر میکردم گرفتن این شغل توی این شرکت

320
00:19:10,277 --> 00:19:11,511
‫،که یه شرکت امنیتی بود

321
00:19:11,513 --> 00:19:14,126
‫بهترین کاری بود که میتونست انجام بده.

322
00:19:14,128 --> 00:19:17,355
‫نورا. اون دختر. خیلی نترس بود.

323
00:19:17,358 --> 00:19:19,265
‫اولین نفری بود که میومد.
‫آخرین نفری بود که میرفت.

324
00:19:19,267 --> 00:19:21,566
‫اگه نصف پسرهای گروهم
‫،همچین جیگری داشتن

325
00:19:21,568 --> 00:19:24,050
‫من شاه میشدم و
‫عصر رو مرخصی میرفتم.

326
00:19:24,052 --> 00:19:25,286
‫تو رو تحت فشار میذاشت؟ چطور؟

327
00:19:25,288 --> 00:19:28,089
‫ازم میخواست که از موقعیت شغلیم استفاده کنم

328
00:19:28,091 --> 00:19:31,272
‫و اطلاعاتی از افراد شرکت امنیتی رقیب بدست بیارم...

329
00:19:31,274 --> 00:19:33,161
‫که میتونست ازشون استفاده کنه
‫تا دست بالا رو داشته باشه.

330
00:19:33,163 --> 00:19:35,703
‫و وقتی زیر بار نمیرفتی کتکت میزد؟

331
00:19:38,636 --> 00:19:40,216
‫،فرداش با هواپیما سفر کرد رفت

332
00:19:40,218 --> 00:19:42,139
‫و سه هفته بعدش کُشته شد.

333
00:19:42,141 --> 00:19:45,371
‫تیم اون این ماموریت رو داشت که دشمن رو از محله
‫الدوار" بیرون کنه".

334
00:19:45,373 --> 00:19:47,534
‫،ماشین اول توسط یه بمب کنار جاده‏ای منهدم شد

335
00:19:47,536 --> 00:19:49,561
‫زیر رگبار سنگین نیروهای دشمن بودن.

336
00:19:49,563 --> 00:19:51,619
‫اون روز هر ۴ نفر سربازمون رو از دست دادیم.

337
00:19:51,621 --> 00:19:53,373
‫اینجا نوشته که جسدش هیچوقت پیدا نشد.

338
00:19:53,375 --> 00:19:56,018
‫درسته. اونو بُرده بودن.

339
00:19:56,061 --> 00:19:57,398
‫بُرده بودن؟

340
00:19:57,401 --> 00:20:00,668
‫خب، آره بردنش
‫و خدا می‌دونه چه بلایی سر اون دختر آوردن.

341
00:20:00,670 --> 00:20:02,866
‫پس جسدش رو پیدا نکردین؟

342
00:20:02,904 --> 00:20:05,169
‫فکر نمی‌کنم هنوز زنده باشه.

343
00:20:05,171 --> 00:20:06,539
‫ولی احتمالش هست که باشه.

344
00:20:06,541 --> 00:20:07,737
‫ولی به همین دلیلِ که دارین آزادم می‌کنین...

345
00:20:07,739 --> 00:20:09,370
‫چون فکر می‌کنین هنوز زنده‌ست.

346
00:20:09,372 --> 00:20:10,435
‫بله.

347
00:20:10,437 --> 00:20:13,391
‫ولی اگه بیاد سراغم چی؟
‫اگه بیاد سراغ مادرمون چی؟

348
00:20:13,393 --> 00:20:16,910
‫رووان، نمی‌تونیم نگه‌ت داریم.
‫دلیل قابل قبولی نداریم.

349
00:20:17,240 --> 00:20:19,262
‫برادر کوچیکت شاهین...

350
00:20:19,264 --> 00:20:22,559
‫در حادثه‌ی بمب‌گذاریِ سال ۲۰۰۹ در پشین کشته شد.

351
00:20:22,561 --> 00:20:25,873
‫- در فارسی شاهین یعنی...
‫- فالکون.

352
00:20:27,381 --> 00:20:29,628
‫- از کجا می‌دونستی؟
‫- همه چیزو درباره‌ی کسایی که...

353
00:20:29,630 --> 00:20:31,655
‫وظیفه‌ی پیدا کردنِ من
‫بهشون محول شده رو می‌دونم.

354
00:20:31,657 --> 00:20:33,234
‫نوبت توئه.

355
00:20:33,236 --> 00:20:34,746
‫چطور اون کارو کردی؟

356
00:20:34,748 --> 00:20:37,391
‫وابستگی خاصی به کراوات‌های زنیا داری.

357
00:20:37,393 --> 00:20:40,293
‫- میلیون‌ها نفر دیگه هم همینطورن.
‫- راستش، هزاران نفر...

358
00:20:40,295 --> 00:20:41,804
‫حداقل در خط آهن نورث‌ایست کوریدور که اینطوره.

359
00:20:41,806 --> 00:20:43,928
‫با این حال، اون الگو اونقدر گستره بود...

360
00:20:43,930 --> 00:20:45,569
‫که استفاده‌ی عملی چندانی نداشت.

361
00:20:45,571 --> 00:20:47,419
‫هر چند، نتونستیم توجهمون رو...

362
00:20:47,421 --> 00:20:50,407
‫به اینکه به یه رنگ تیره‌تر، خاکستری...

363
00:20:50,409 --> 00:20:51,970
‫شکلاتی و قرمز تیره...

364
00:20:51,972 --> 00:20:54,410
‫اشکال هندسی و پارچه‌های کمیاب
‫و در کل جنبه‌ی تاریک زندگی علاقه داری جلب نکنیم.

365
00:20:54,487 --> 00:20:58,057
‫نشانه‌گری دو مانعه و کوپلیمر از ذرات نانو در رنگ...

366
00:20:58,059 --> 00:21:01,010
‫قهوه‌ای در شرکتشون در نورارا که...

367
00:21:01,012 --> 00:21:03,954
‫که تمام فروشنده‌های
‫خط ساحلی شرقی رو تامین می‌کنه رو معرفی کردیم.

368
00:21:03,956 --> 00:21:06,805
‫به طور موثری داره هر کراوات زنیای خاکستری رو...

369
00:21:06,807 --> 00:21:08,145
‫به یه وسیله‌ی شناسایی تبدیل می‌کنه.

370
00:21:08,147 --> 00:21:11,923
‫فوق‌العاده‌ست.
‫درست مثل یه سگ شناسایی.

371
00:21:11,968 --> 00:21:14,067
‫مامور رسلر.

372
00:21:14,274 --> 00:21:16,126
‫متاسفم، دکتر فریدمن...

373
00:21:16,220 --> 00:21:17,851
‫ولی الان در حال تحقیق در مورد یه پرونده هستیم.

374
00:21:17,853 --> 00:21:20,891
‫می‌دونی که با نظر من ممکنه معلق بشی.

375
00:21:20,893 --> 00:21:23,312
‫کلیدی که تو آپارتمانِ
‫میلز پیدا کردین رو شناسایی کردیم.

376
00:21:23,314 --> 00:21:26,713
‫آزمایشگاه میگه که کلید یه وَن ــه، وَن مدل ۷۷ سری جی.

377
00:21:26,715 --> 00:21:29,078
‫به کین بگو رفتم به مادرِ یه سر دیگه بزنم.

378
00:21:29,080 --> 00:21:30,410
‫مامور رسلر.

379
00:21:30,412 --> 00:21:32,147
‫هی، یه چیزی پیدا کردم!

380
00:21:32,289 --> 00:21:33,411
‫یه چیزی پیدا کردم.

381
00:21:33,469 --> 00:21:35,306
‫خب، مجموع الگوریتم‌هایی که...

382
00:21:35,308 --> 00:21:36,668
‫- لُرد بالتیمور استفاده می‌کنه؟
‫- خب.

383
00:21:36,753 --> 00:21:38,389
‫با اطلاعاتی که هَک کرده بود اجراشون کردم...

384
00:21:38,391 --> 00:21:40,364
‫و فکر می‌کنم می‌دونم چطور این کارو انجام میده.

385
00:21:40,366 --> 00:21:41,595
‫فوق‌العاده‌ست.

386
00:21:41,597 --> 00:21:44,421
‫از جزئیات زندگی شخصی هدفش استفاده می‌کنه...

387
00:21:44,423 --> 00:21:46,619
‫تا نشانه‌گرهایی بسازه
‫تا مجموعه اهدافش رو کوچیک کنه.

388
00:21:46,621 --> 00:21:49,853
‫پس داره دنبال یه نفر
‫که قبل از سال ۱۹۹۰ تو واشنگتن زندگی می‌کرده...

389
00:21:49,855 --> 00:21:52,219
‫که از طریق مِدکو قرص لیپیتور مصرف می‌کنه...
‫[دارویی برای کم کردن چربی خون]

390
00:21:52,221 --> 00:21:54,671
‫مستندهای جنگ جهانی دوم رو
‫از نت‌فلیکس دانلود می‌کنه...

391
00:21:54,673 --> 00:21:55,760
‫نه آمازون...

392
00:21:55,762 --> 00:21:57,123
‫و اشتراک دیجیتال...

393
00:21:57,125 --> 00:21:59,949
‫هم ژورنال وال استریت و
‫هم کَت فنتیک داره، می‌گرده.

394
00:21:59,951 --> 00:22:02,437
‫ردینگتون اشتراک کت فنتیک داره؟

395
00:22:02,439 --> 00:22:03,532
‫نه.

396
00:22:03,534 --> 00:22:06,665
‫کاشف بعمل اومده که لُرد بالتیمور
‫دنبال آقای ردینگتون نمی‌گرده.

397
00:22:09,356 --> 00:22:11,942
‫مظنونتون به من ارجاع داده شده.

398
00:22:11,984 --> 00:22:15,292
‫این نوشته به یه واحد عملیاتی اشاره داره.
‫کدوم گروه ویژه؟

399
00:22:15,294 --> 00:22:17,675
‫موضوع امنیت ملی ــه.

400
00:22:26,879 --> 00:22:28,718
‫شاید دفعه‌ی بعد.

401
00:22:31,820 --> 00:22:33,896
‫کین می‌خواد یه نگاهی به اینا بندازی.

402
00:22:35,947 --> 00:22:37,674
‫خانم نوابی...

403
00:22:39,316 --> 00:22:43,140
‫جندالله مسئولیت اون بمبی
‫که برادرتون رو کشته رو بر عهده گرفت.
‫[گروهک ریگی]

404
00:22:43,142 --> 00:22:44,978
‫اون موضوع هیچ ربطی به اونا نداشت.

405
00:22:44,980 --> 00:22:47,857
‫می‌تونم اسم کسی که
‫در اون کار دست داشته رو بهتون بگم.

406
00:22:48,739 --> 00:22:50,678
‫ولید ابو سیتا.

407
00:22:50,680 --> 00:22:53,743
‫ماه مِیِ سال پیش در اتاق هتلش در جیه ناپدید شد.

408
00:22:53,745 --> 00:22:56,161
‫پلیسا نمی‌دونن.

409
00:22:56,222 --> 00:22:57,856
‫جداً؟

410
00:23:02,629 --> 00:23:04,312
‫ماجرا چیه؟

411
00:23:04,314 --> 00:23:06,408
‫مارتین گفت موساد گرفته بودت؟
‫[سرویس امنیتی اسرائیل]

412
00:23:06,410 --> 00:23:07,532
‫بعداً درباره‌ش بحث می‌کنیم.

413
00:23:07,534 --> 00:23:09,263
‫- دارم به چی نگاه می‌کنم؟
‫- هدف‌ان.

414
00:23:09,265 --> 00:23:12,620
‫کاشف بعمل اومد برلین برای پیدا کردن
‫تو با لُرد بالتیمور همکاری نکرده.

415
00:23:12,622 --> 00:23:14,574
‫- داره دنبال یه زن می‌گرده.
‫- کدوم زن؟

416
00:23:14,576 --> 00:23:17,031
‫مطمئن نیستیم.
‫فقط می‌دونیم پروفایلش چیه.

417
00:23:17,033 --> 00:23:18,657
‫آرام تونست مجموعه رو کوچیک کنه...

418
00:23:18,659 --> 00:23:21,994
‫ولی بازم بیش از
‫۲۰۰هدف بالقوه داریم.

419
00:23:21,996 --> 00:23:23,697
‫- نایومی هایلند.
‫- کی؟

420
00:23:23,699 --> 00:23:25,400
‫نایومی هایلند کیه؟

421
00:23:25,402 --> 00:23:27,375
‫باید همین الان یه واحد بفرستی سراغش.

422
00:23:27,377 --> 00:23:30,091
‫- تحت مراقبت از شاهدین ــه.
‫- خب، متوجه نمیشم.

423
00:23:30,093 --> 00:23:31,655
‫- از کجا میـ...
‫- گوش کن، لیزی.

424
00:23:31,657 --> 00:23:34,006
‫برلین داره میره سراغ این زن.

425
00:23:34,008 --> 00:23:35,981
‫- همین الان باید حرکت کنین.
‫- چرا؟

426
00:23:35,983 --> 00:23:38,326
‫نایومی هایلند دیگه کیه؟

427
00:23:40,932 --> 00:23:42,975
‫همسرم بود.

428
00:23:45,084 --> 00:23:48,965
‫- من هیچوقت این حرفو نزدم.
‫- گفتی خدا رو قبول نداری.

429
00:23:48,967 --> 00:23:50,498
‫اگه خدا رو قبول نداری...

430
00:23:50,499 --> 00:23:52,155
‫- پس کافری.
‫- کافری.

431
00:23:52,157 --> 00:23:55,230
‫خب، می‌تونی کافر باشی
‫و به قدرت متعال ایمان داشته باشی.

432
00:23:55,232 --> 00:23:57,085
‫برای من، قدرت متعال خرید کردنه.

433
00:23:57,087 --> 00:23:59,030
‫آره، صورت حساب کارتم این موضوع رو ثابت می‌کنه.

434
00:23:59,032 --> 00:24:00,606
‫می‌دونین من چی رو باور دارم؟

435
00:24:01,907 --> 00:24:02,954
‫نایومی رو.

436
00:24:02,956 --> 00:24:05,270
‫به افتخار این حرکت می‌نوشم.

437
00:24:05,348 --> 00:24:08,411
‫- فکر کنم به شراب بیشتری نیاز داریم، نه؟
‫آره، ممنون.

438
00:24:20,037 --> 00:24:23,161
‫عزیزم، اسم اون کلبه توی کوهستان آلگنی چی بود؟

439
00:24:23,163 --> 00:24:26,493
‫اونی که شومینه و شراب ناب داشت رو یادته؟

440
00:24:28,948 --> 00:24:31,072
‫ماجرا چیه؟

441
00:24:31,144 --> 00:24:34,284
‫- متاسفم.
‫- درباره‌ی چی حرف می‌زنی؟

442
00:24:34,287 --> 00:24:36,717
‫پلیس آمریکا.
‫همگی آورم باشین.

443
00:24:36,719 --> 00:24:39,564
‫این دیگه چه وضعیه؟
‫توی خونه‌ی من چیکار می‌کنین؟

444
00:24:40,084 --> 00:24:41,158
‫نایومی!

445
00:24:41,160 --> 00:24:43,790
‫خانم هایلند، باید همین الان باهام بیاید.

446
00:24:43,792 --> 00:24:45,273
‫تهدیدی جدی علیه‏تون شده.

447
00:24:45,275 --> 00:24:47,316
‫برگشته، نه؟

448
00:25:03,660 --> 00:25:05,770
‫هی، منم. مارکوس‌ام.

449
00:25:05,772 --> 00:25:08,394
‫- می‌دونی چرا اومدم.
‫- دیگه نزدیکتر از این نیا.

450
00:25:11,509 --> 00:25:13,933
‫نیومدم بهت آسیب برسونم.

451
00:25:14,688 --> 00:25:16,852
‫آروم باش.

452
00:25:18,000 --> 00:25:19,769
‫می‌خوام اینو بشنوی.

453
00:25:29,319 --> 00:25:33,170
‫We Three آهنگ
‫Paul McCartney اثر

454
00:25:33,649 --> 00:25:35,384
‫عجله نکن.

455
00:25:36,178 --> 00:25:40,833
‫تو خوبی.

456
00:25:46,421 --> 00:25:48,892
‫می‌دونی کی هستی...

457
00:25:49,453 --> 00:25:51,614
‫من کی هستم.

458
00:25:58,896 --> 00:26:00,737
‫نباید اینجا باشی!

459
00:26:00,739 --> 00:26:03,223
‫نمی‌تونی همینجوری بیای اینجا!

460
00:26:03,225 --> 00:26:05,219
‫نه!
‫نه!

461
00:26:05,221 --> 00:26:08,103
‫کم کم داره یادت میاد، نه؟

462
00:26:08,105 --> 00:26:09,628
‫باید حکم داشته باشی!

463
00:26:09,630 --> 00:26:11,875
‫دخترم، بهم گفته نذارم کسی بیاد این پشت!

464
00:26:11,877 --> 00:26:13,374
‫نه! اگه بفهمه...

465
00:26:13,376 --> 00:26:16,030
‫وای خدا! نه، نه!

466
00:26:16,575 --> 00:26:19,944
‫دوست ندارم اتفاقاتی
‫که تو فلرتن افتاد رو به یادت بیارم، ولی...

467
00:26:21,002 --> 00:26:22,704
‫می‌دونی، نه؟

468
00:26:25,241 --> 00:26:27,077
‫یادته.

469
00:26:40,197 --> 00:26:43,592
‫چه مدت تو حال خودم نبودم؟

470
00:26:47,940 --> 00:26:49,708
‫کین.

471
00:26:49,710 --> 00:26:51,295
‫جسد نورا میلز رو پیدا کردم.

472
00:26:51,297 --> 00:26:52,084
‫نمی‌دونم.

473
00:26:52,086 --> 00:26:54,911
‫یا رووان بزرگترین دروغگوی دنیاست...

474
00:26:54,913 --> 00:26:56,391
‫یا یه جور بیماری اختلال هویت داره.

475
00:26:56,393 --> 00:26:57,786
‫باهام تماس بگیر.

476
00:26:57,788 --> 00:27:00,505
‫خانم هایلند، مهمه که سریع حرکت کنیم.

477
00:27:00,507 --> 00:27:01,901
‫فکر می‌کنی همینطوری فرار می‌کنم، همینطوری...

478
00:27:01,903 --> 00:27:05,798
‫همینطوری می‌ذارم میرم
‫و... دوباره از نو شروع می‌کنم؟

479
00:27:06,114 --> 00:27:08,121
‫چون هم تو و هم من
‫می‌دونیم این قضیه به کجا ختم میشه.

480
00:27:08,123 --> 00:27:11,156
‫- خانم هایلند.
‫- من... جایی نمیرم.

481
00:27:16,732 --> 00:27:19,592
‫- درباره‌ی پلیسا چیزی نگفتین.
‫- چیزی نیست.

482
00:27:20,751 --> 00:27:23,383
‫- خب، به نظر میاد یه چیزی هست.
‫- گفتم چیزی نیست.

483
00:27:23,385 --> 00:27:25,426
‫هی، نگام کن. کاملاً درباره‌ش بحث کردیم.

484
00:27:25,510 --> 00:27:27,823
‫تو فقط کارتو انجام بده.

485
00:27:29,407 --> 00:27:31,230
‫با علامت من حرکت کنین.

486
00:27:31,232 --> 00:27:34,492
‫واسه خودم زندگی داشتم، می‌دونی؟

487
00:27:34,494 --> 00:27:36,330
‫دخترمم زندگی داشت...

488
00:27:36,332 --> 00:27:38,885
‫خونه داشتیم... سگ داشتیم.

489
00:27:38,887 --> 00:27:41,086
‫و بعدش یه روز از خواب بیدار شدم...

490
00:27:42,275 --> 00:27:45,560
‫نمی‌تونی تصور کنی
‫اینکه یه مردی مثل ریموند ردینگتون...

491
00:27:45,562 --> 00:27:48,239
‫زندگیت رو از این رو به اون رو بکنه، چه حالی داره.

492
00:27:48,241 --> 00:27:50,950
‫منو متهم کردن که بخشی از اون ماجرام.

493
00:27:50,952 --> 00:27:52,653
‫یه جوری، مظنون بودم.

494
00:27:52,655 --> 00:27:55,887
‫زندگیم رو کاملاً تحت نظر داشتن...

495
00:27:55,889 --> 00:27:58,957
‫هر تماسی، هر هزینه‌ای.

496
00:27:58,959 --> 00:28:00,898
‫دارایی‌هام...

497
00:28:01,989 --> 00:28:04,108
‫بالاخره متقاعدشون کردم که بیگناهم.

498
00:28:04,110 --> 00:28:07,646
‫گفتن باید برم، از همه چیز دست بکشم.

499
00:28:08,139 --> 00:28:10,208
‫یادمه بعد از ظهر چهارشنبه بود.

500
00:28:10,210 --> 00:28:11,968
‫حتی دخترم هنوز از مدرسه نیومده بود.

501
00:28:12,354 --> 00:28:13,748
‫و تا پنج‌شنبه...

502
00:28:14,184 --> 00:28:17,329
‫توی فیلادلفیا بودیم و روی پای خودمون ایستادیم.

503
00:28:20,243 --> 00:28:22,386
‫باید با همسرتون صحبت کنین.

504
00:28:23,267 --> 00:28:25,008
‫باید بهش بگی.

505
00:28:53,821 --> 00:28:55,829
‫۲۰دقیقه‌ای می‌تونیم حاضر بشیم.

506
00:28:55,831 --> 00:28:57,637
‫باشه، بهشون اطلاع میدم.

507
00:29:04,093 --> 00:29:05,113
‫بخوابین زمین!

508
00:29:07,602 --> 00:29:08,826
‫نیروی کمکی احتیاج دارم!

509
00:30:02,750 --> 00:30:04,234
‫داری چیکار می‌کنی؟!

510
00:30:08,476 --> 00:30:10,129
‫دمبه، گوشی رو بده دستش.

511
00:30:10,131 --> 00:30:12,037
‫لُرد بالتیمور رو پیدا کردم.

512
00:30:38,560 --> 00:30:40,622
‫سلام...

513
00:30:41,798 --> 00:30:44,493
‫خانم ردینگتون.

514
00:30:49,242 --> 00:30:51,380
‫- کجاست؟
‫- قبلاً که بهتون گفتم...

515
00:30:51,382 --> 00:30:53,234
‫نمی‌دونم درباره‌ی چی حرف می‌زنین!

516
00:30:53,236 --> 00:30:54,864
‫تو لُرد بالتیموری.

517
00:30:54,867 --> 00:30:56,970
‫توسط مردی که خودش رو برلین می‌نامه، پول گرفتی...

518
00:30:56,972 --> 00:30:58,702
‫تا نایومی هایلند رو براش ببری.

519
00:30:58,704 --> 00:31:00,568
‫باید بدونم! کجا بردنش؟

520
00:31:00,570 --> 00:31:03,721
‫دوباره ازت می‌پرسم... نایومی هایلند؟

521
00:31:03,723 --> 00:31:05,962
‫نمی‌دونم چرا داری با من حرف می‌زنی.

522
00:31:05,964 --> 00:31:07,286
‫نورا مسئول ــه.

523
00:31:07,288 --> 00:31:09,087
‫زندگی یه زن در خطره.

524
00:31:09,089 --> 00:31:10,853
‫نورا باید بهم بگه اون کجاست.

525
00:31:10,855 --> 00:31:13,031
‫پس پیداش کنین! از نورا بپرسین!

526
00:31:13,033 --> 00:31:15,270
‫دارم ازش می‌پرسم!

527
00:31:15,289 --> 00:31:17,833
‫متخصص تویی ولی به نظر من...

528
00:31:17,835 --> 00:31:19,190
‫یه برنامه‌ی بی نقص ــه...

529
00:31:19,192 --> 00:31:21,681
‫یه شخصیت پشت اون یکی قایم میشه...

530
00:31:21,683 --> 00:31:24,635
‫می‌تونه مرتکب جرم بشه و چیزی هم ازش بخاطر نداره.

531
00:31:24,637 --> 00:31:26,276
‫خب، دقیقاً اینطوری نیست.

532
00:31:26,278 --> 00:31:29,369
‫- رووان از آزمایش دروغ‌سنجی با موفقیت عبور کرد.
‫- این به این دلیلِ که رووان اطلاعی از نورا نداره...

533
00:31:29,371 --> 00:31:30,964
‫و نورا هم از رووان اطلاعی نداره.

534
00:31:30,966 --> 00:31:33,749
‫اختلال جدایی شخصیتی همینجوریه.

535
00:31:33,828 --> 00:31:35,150
‫نمی‌تونن با هم یکی بشن و همکاری کنن.

536
00:31:36,273 --> 00:31:37,560
‫خب پس گاومون زاییده...

537
00:31:37,562 --> 00:31:39,734
‫چون رووان پیشمونه ولی نورا رو می‌خوایم.

538
00:31:39,736 --> 00:31:42,043
‫کاری که باید بکنیم اینه که
‫عامل تغییر...

539
00:31:42,045 --> 00:31:46,251
‫عکس، صدا یا خاطره‌ای
‫که باعث تغییرش میشه رو شناسایی کنیم.

540
00:31:48,357 --> 00:31:50,156
‫البته.

541
00:31:50,341 --> 00:31:51,916
‫خودشه.

542
00:31:55,474 --> 00:31:57,085
‫توی آپارتمانش بودی.

543
00:31:57,087 --> 00:31:58,340
‫توی عکساش حضور داری.

544
00:31:58,342 --> 00:32:00,492
‫تو چیکاره‌ای، یه نوع مربی هستی؟

545
00:32:00,672 --> 00:32:02,130
‫من کس خاصی نیستم.

546
00:32:07,757 --> 00:32:09,214
‫اون همه چیزو اداره می‌کنه.

547
00:32:09,216 --> 00:32:10,708
‫با کمک تو.

548
00:32:10,710 --> 00:32:12,711
‫داری ازش سوءاستفاده می‌کنی.

549
00:32:12,713 --> 00:32:14,821
‫تا آخر عمرت میافتی گوشه‌ی زندان.

550
00:32:14,823 --> 00:32:17,633
‫همکاری کن، شاید بتونیم با هم معامله کنیم.

551
00:32:20,400 --> 00:32:22,649
‫درباره‌ی عامل تغییرش برام بگو.

552
00:32:27,604 --> 00:32:29,638
‫می‌دونی...

553
00:32:30,435 --> 00:32:32,282
‫فکر می‌کنم حق با تو بود.

554
00:32:32,284 --> 00:32:35,715
‫فکر می‌کنم نورا
‫از اون حادثه در موصل جون سالم بدر برد.

555
00:32:35,717 --> 00:32:40,167
‫فکر می‌کنم فرار کرد، اومد خونه و رووان رو کشت.

556
00:32:40,169 --> 00:32:41,763
‫چـی؟!

557
00:32:44,759 --> 00:32:46,193
‫این غیرممکنه.

558
00:32:46,195 --> 00:32:49,234
‫نورا، رووان رو کشت چون بهش حسودی می‌کرد.

559
00:32:49,888 --> 00:32:51,482
‫می‌خواست مثل اون بشه.

560
00:32:51,484 --> 00:32:53,791
‫می‌خواست خواهر خوبه باشه...

561
00:32:53,793 --> 00:32:56,134
‫خواهری که عموش ازش سوءاستفاده نکرده بود.

562
00:32:56,136 --> 00:32:57,316
‫داری دروغ میگی.

563
00:32:57,318 --> 00:32:59,869
‫کسی رووان رو به قتل نرسونده! رووان منم!

564
00:32:59,871 --> 00:33:01,635
‫نه، روون مُرده.

565
00:33:01,702 --> 00:33:03,839
‫خواهرت رو به قتل رسوندی، نه نورا؟

566
00:33:03,841 --> 00:33:05,332
‫این همون چیزیه که باعث فراموشی شد...

567
00:33:05,334 --> 00:33:09,203
‫- درد و رنج و عذاب وجدان قتل.
‫- نه، من... رووان میلزم!

568
00:33:19,986 --> 00:33:23,708
‫اون شب هم این آهنگ داشت پخش می‌شد، نه؟

569
00:33:29,047 --> 00:33:32,957
‫یادت میاد اون شب چه حالی داشتی؟

570
00:33:34,527 --> 00:33:37,284
‫نورا، یادت میاد وقتی خواهرت رو کشتی...

571
00:33:37,287 --> 00:33:39,116
‫چه حالی داشتی؟

572
00:33:46,599 --> 00:33:48,437
‫همه‌چی تموم شده، نورا.

573
00:33:48,959 --> 00:33:50,756
‫مارکوس معامله کرد.

574
00:33:51,766 --> 00:33:54,853
‫بهم بگو نایومی هایلند رو کجا بردین.

575
00:33:58,296 --> 00:34:00,196
‫خیلی دیر رسیدیم.

576
00:34:00,198 --> 00:34:02,001
‫صحنه رو توصیف کن.

577
00:34:02,343 --> 00:34:05,380
‫همه‌جا خونی ــه.

578
00:34:05,382 --> 00:34:08,568
‫افراد لُرد بالتیمور، همه مُردن...

579
00:34:08,570 --> 00:34:11,624
‫- همه‌شون جز یکی و فکر نمی‌کنم...
‫- بذار باهاش صحبت کنم.

580
00:34:11,626 --> 00:34:12,779
‫چی؟ چرا؟

581
00:34:12,781 --> 00:34:13,866
‫چون زنده نمونده.

582
00:34:13,868 --> 00:34:15,835
‫گذاشته زنده بمونه تا یه پیامی رو منتقل کنه...

583
00:34:15,837 --> 00:34:17,440
‫و اون پیام برای تو نیست... برای منه.

584
00:34:17,442 --> 00:34:19,388
‫،صبر کنین، صبر کنین، صبر کنین، صبر کنین
‫صبر کنین، صبر کنین، صبر کنین، صبر کنین!

585
00:34:22,324 --> 00:34:23,883
‫مَرد یه دست...

586
00:34:23,885 --> 00:34:26,136
‫بهت دستور داد که چی بگی؟

587
00:34:26,138 --> 00:34:28,767
‫بلو جِی... خیابان بنینگ رود.

588
00:34:28,769 --> 00:34:30,674
‫پلاک ۶۰۴.

589
00:34:43,866 --> 00:34:47,429
‫اگه داری دنبال اون می‌گردی، من نمی‌تونم کمکت کنم.

590
00:34:50,708 --> 00:34:52,165
‫باید به حرفم گوش بدی.

591
00:34:52,167 --> 00:34:55,831
‫ردینگتون... ۲۰ ساله که ندیدمش.

592
00:34:59,701 --> 00:35:02,199
‫می‌خوام که... دراز بکشی.

593
00:35:02,201 --> 00:35:05,013
‫،نه، خواهش می‌کنم، خواهش می‌کنم
‫بهت التماس می‌کنم، من...

594
00:35:05,015 --> 00:35:06,662
‫نمی‌تونم کمکت کنم.

595
00:35:06,664 --> 00:35:08,631
‫به کمکت احتیاجی ندارم!

596
00:35:31,270 --> 00:35:33,380
‫چه خوبه!

597
00:35:36,008 --> 00:35:37,948
‫همینطور وایسا.

598
00:35:51,834 --> 00:35:53,948
‫بهتر بذاری من اول برم داخل.

599
00:36:28,340 --> 00:36:29,831
‫عوضی!

600
00:37:28,800 --> 00:37:30,599
‫با ردینگتون حرف زدم.

601
00:37:30,601 --> 00:37:31,991
‫نتونست پیداش کنه.

602
00:37:31,993 --> 00:37:33,213
‫بالاخره پیروزی، پیروزی ــه.

603
00:37:33,480 --> 00:37:35,625
‫دیگه لُرد بالتیموری در کار نیست.

604
00:37:36,158 --> 00:37:37,548
‫درست شنیدم؟

605
00:37:37,550 --> 00:37:40,671
‫یه مامور موساد ردینگتون رو بازداشت کرده بود؟

606
00:37:40,673 --> 00:37:43,409
‫آره، ظاهراً مارتین
‫برای آزادیش باید باهاشون مذاکره می‌کرده.

607
00:37:43,412 --> 00:37:47,134
‫خب، من برای هر ماموری که
‫بتونه رَد ردینگتون رو بگیره، آبجو می‌خرم.

608
00:37:47,136 --> 00:37:49,001
‫تبریک میگم.

609
00:37:49,003 --> 00:37:50,644
‫شنیدم کسی که دنبالش بودین رو دستگیر کردین.

610
00:37:50,646 --> 00:37:52,444
‫فکر کردم شاید الان بتونیم...

611
00:37:52,446 --> 00:37:53,943
‫درباره‌ی یه سری چیزا با هم صحبت کنیم...

612
00:37:53,945 --> 00:37:55,737
‫یه ارزیابی‌ای بکنیم.

613
00:37:56,694 --> 00:37:58,661
‫مامور رسلر.

614
00:38:04,041 --> 00:38:06,620
‫پیشنهاد می‌کنم معلقتون کنن.

615
00:38:06,622 --> 00:38:08,657
‫ببین، نمی‌خوام عوضی بازی دربیارم...

616
00:38:08,659 --> 00:38:10,528
‫ولی مطمئن نیستم بدونی می‌خوای چی رو درست کنی.

617
00:38:10,530 --> 00:38:12,056
‫آره، تا حرف نزنیم...

618
00:38:12,058 --> 00:38:13,737
‫- منم مطمئن نیستم.
‫- درباره‌ی چی؟

619
00:38:13,739 --> 00:38:15,487
‫اون مامورایی که امروز مُردن؟

620
00:38:15,489 --> 00:38:18,083
‫درباره‌ی این حقیقت که زنی
‫که باید ازش محافظت می‌کردیم رو گُم کردیم؟

621
00:38:18,085 --> 00:38:20,629
‫درباره‌ش چه احساسی دارم؟

622
00:38:20,872 --> 00:38:23,077
‫داغونم.

623
00:38:23,440 --> 00:38:25,383
‫ولی حُسن کارمون و اینکه...

624
00:38:25,385 --> 00:38:26,643
‫چرا مهمه رو می‌دونم.

625
00:38:26,645 --> 00:38:29,793
‫و نگرانم که یه روزی دیگه کافی نباشه؟

626
00:38:29,833 --> 00:38:30,981
‫آره.

627
00:38:32,769 --> 00:38:36,618
‫و وقتی اون روز برسه، اول از همه تو خبردار میشی.

628
00:38:47,665 --> 00:38:50,244
‫الیزابت؟ قاضی امضاش کرد.

629
00:38:50,622 --> 00:38:54,348
‫،شاید مایه‌ی تسلی خاطر باشه
‫ولی با درخواست ابطالت موافقت کرد.

630
00:38:54,350 --> 00:38:56,624
‫تا جایی که به ایالت واشنگتن مربوط باشه...

631
00:38:56,626 --> 00:38:59,442
‫هیچوقت با توماس کین ازدواج نکرده بودی.

632
00:39:01,336 --> 00:39:03,134
‫به من ربطی نداره...

633
00:39:03,136 --> 00:39:05,647
‫ولی متوجه شدم هنوزم فامیلی شوهرت رو نگه داشتی.

634
00:39:05,649 --> 00:39:07,776
‫شوهرم...

635
00:39:11,150 --> 00:39:15,329
‫آدم شیادی بود، شارلاتان بود.

636
00:39:16,011 --> 00:39:18,148
‫اسمش هیچوقت کین نبوده.

637
00:39:18,615 --> 00:39:19,999
‫خب حالا چی؟

638
00:39:20,001 --> 00:39:23,869
‫Do the Right Thing آهنگ
‫Ages and Ages اثر

639
00:40:19,762 --> 00:40:21,288
‫سلام.

640
00:40:21,290 --> 00:40:23,570
‫چرا داری لبخند می‌زنی؟

641
00:40:24,804 --> 00:40:27,009
‫حدس بزن دیگه کی مدیر نیست.

642
00:40:27,043 --> 00:40:29,247
‫چی؟ مارتین... رفته؟

643
00:40:29,346 --> 00:40:31,590
‫خب، حالا باید به کی جواب پس بدیم؟

644
00:40:31,592 --> 00:40:32,914
‫به بنده.

645
00:40:38,584 --> 00:40:40,693
‫منتظر چی هستی مامور کین؟

646
00:40:40,695 --> 00:40:42,855
‫بهم بگو کارمون با برلین به کجا رسیده.

647
00:40:52,652 --> 00:40:55,171
‫اینو روی میز پذیرش برای آقای هرشفیلد گذاشته بودن.

648
00:41:00,080 --> 00:41:02,043
‫ریموند.

649
00:41:05,316 --> 00:41:07,305
‫می‌خوای بازش کنم؟

650
00:41:07,707 --> 00:41:09,398
‫نه، خودم می‌کنم.

651
00:41:24,681 --> 00:41:28,186
‫به گمونم، آقای ردینگتون باشین.

652
00:41:29,415 --> 00:41:30,736
‫اون کجاست؟

653
00:41:30,738 --> 00:41:34,595
‫همین دور و برا.

654
00:41:34,854 --> 00:41:36,308
‫زنا رو که می‌شناسی.

655
00:41:37,521 --> 00:41:41,143
‫فقط می‌تونم تصور کنم که بعد از این همه سال...

656
00:41:41,145 --> 00:41:43,241
‫چقدر دلتنگش هستی، هان؟

657
00:41:43,243 --> 00:41:46,931
‫پس برات یه چیز کوچیک ساختم
‫تا بتونی به وسیله‌ی اون به یادش باشی.

658
00:41:47,029 --> 00:41:48,517
‫می‌دونی...

659
00:41:48,519 --> 00:41:53,223
‫می‌خوام همون کاری
‫که با دخترم کردی رو با همسرت انجام بدم.

660
00:41:53,225 --> 00:41:56,608
‫می‌خوام برات...

661
00:41:56,610 --> 00:41:59,958
‫تیکه تیکه...

662
00:41:59,960 --> 00:42:02,294
‫بفرستمش.

663
00:42:11,962 --> 00:42:15,448
‫<font color=Blue>Mehrdadss</font> - <font color=Maroon>Oceanic ۶</font>

664
00:42:15,472 --> 00:42:20,472
‫: هماهنگ شده با نسخه ی بلوری
‫www.IranFilm.Net

