1
00:00:13,953 --> 00:00:16,495
‫« آرامستان تروتون »

2
00:00:23,480 --> 00:00:26,021
‫قطعه ۳۳۲. همینجاس

3
00:00:36,068 --> 00:00:38,392
‫هی، اینجا چه خبره؟

4
00:00:38,427 --> 00:00:39,627
‫بیل رو بنداز

5
00:00:41,166 --> 00:00:42,633
‫دستات رو جایی ببر
‫که بتونم ببینم

6
00:00:43,803 --> 00:00:45,771
‫اینجا چیکار داری میکنی؟

7
00:01:02,675 --> 00:01:04,825
‫آقای لیائو، از دیدن شما خوشحالم

8
00:01:06,957 --> 00:01:08,903
‫امروز چی داریم؟

9
00:01:18,411 --> 00:01:19,481
‫مارجوری لین

10
00:01:19,504 --> 00:01:20,587
‫۲۴ساله

11
00:01:20,608 --> 00:01:22,005
‫مجرد

12
00:01:22,028 --> 00:01:23,709
‫قصد داشته مدرک دکتراش رو بگیره

13
00:01:26,609 --> 00:01:28,171
‫دلیل مرگ؟

14
00:01:31,835 --> 00:01:33,362
‫حمله قلبی

15
00:01:33,890 --> 00:01:35,070
‫،سابقه بیماری

16
00:01:35,094 --> 00:01:36,503
‫یا اختلال استرس پس از حادثه نداشته

17
00:01:36,526 --> 00:01:38,005
‫همونطور که خواسته بودید

18
00:01:39,439 --> 00:01:40,472
‫چقدر؟

19
00:01:40,496 --> 00:01:41,822
‫۳۷هزار تا

20
00:01:45,439 --> 00:01:46,619
‫قبول میکنم

21
00:02:05,300 --> 00:02:08,060
‫قراره خیلی خوشکل بشی

22
00:02:08,061 --> 00:02:12,062
‫[ارائه‏ای از تیم ترجمه ایران فیلم و کافه فیلم]
‫:: IranFilm.Net - Cafe-Film.Com ::..

23
00:02:13,860 --> 00:02:18,456
‫عـلـیـرضـا و مـهـرداد با افتخار تقدیم میکنند
‫<font color=Blue>Mehrdadss</font> - <font color=Maroon>Oceanic ۶</font>

24
00:02:19,563 --> 00:02:21,066
‫کیون ژانگ
‫(شماره ۸۷)

25
00:02:23,928 --> 00:02:26,040
‫دادم عکس رو بزرگ کنن

26
00:02:26,075 --> 00:02:29,155
‫خصوصیات مقایسه چندانی نداره

27
00:02:29,175 --> 00:02:31,476
‫چون صورتش تقریباً محوه

28
00:02:31,510 --> 00:02:33,211
‫در همه پایگاه‏های داده اف.بی.آی جستجو کردم

29
00:02:33,245 --> 00:02:35,781
‫،از جمله تشخیص چهره، عکس‏های بازداشتی‏ها
‫تصاویر دوربین‏های مداربسته...

30
00:02:35,816 --> 00:02:39,318
‫یا اینکه میتونم این کِشتی رو بخریم
‫و با هم ناپدید بشیم

31
00:02:39,353 --> 00:02:41,554
‫اصلاً میدونی توی پایگاه داده اف.بی.آی چقدر عکس هست؟

32
00:02:41,588 --> 00:02:42,689
‫۵۱میلیون

33
00:02:42,709 --> 00:02:44,567
‫،اگه بخوایم فرار کنیم
‫دیگه هیچکدوم از اینا مهم نیست

34
00:02:45,393 --> 00:02:49,123
‫۵۱میلیون
‫و حتی یه عکس هم از این زن نیست

35
00:02:49,146 --> 00:02:50,598
‫ردینگتون میدونه اون کیه

36
00:02:50,632 --> 00:02:53,280
‫منم میدونم کیه

37
00:02:53,303 --> 00:02:54,836
‫اون دختر... منم

38
00:02:54,870 --> 00:02:59,163
‫و زنه... به گمونم
‫مادرم باشه

39
00:02:59,187 --> 00:03:00,643
‫این یعنی ردینگتون باباته؟

40
00:03:00,667 --> 00:03:01,844
‫نه

41
00:03:02,322 --> 00:03:05,528
‫پدرم وقتی ۴ سالم بود
‫توی آتیش سوزی مُرد

42
00:03:05,535 --> 00:03:07,070
‫ردینگتون هم اونجا بود

43
00:03:07,104 --> 00:03:08,772
‫گمونم اونم اونجا بوده

44
00:03:08,806 --> 00:03:10,616
‫چرا از خود رد نمیپرسی؟

45
00:03:10,639 --> 00:03:12,235
‫،اگه ردینگتون میخواست حقیقت رو بفهمم

46
00:03:12,269 --> 00:03:13,971
‫تا الان به خودم گفته بود

47
00:03:14,005 --> 00:03:15,706
‫،میخواد توی بی‏خبری بمونم

48
00:03:15,740 --> 00:03:18,408
‫و به هر کسی که بخواد بهم کمک کنه
‫فشار میاره تا ساکت بمونه

49
00:03:18,443 --> 00:03:21,611
‫خب، از همین... سکوتش گویاس

50
00:03:22,350 --> 00:03:25,153
‫برلین ازم خواست تا تحت نظر بگیرمش
‫یا لااقل تلاش کنم

51
00:03:25,841 --> 00:03:26,754
‫زیاد به اسمش اشاره نمیکرد

52
00:03:26,788 --> 00:03:28,794
‫یه جوری انگار دنبال بچه اولشون میگشتم

53
00:03:28,817 --> 00:03:29,925
‫،فکر میکنه ترس ازش محافظت میکنه

54
00:03:29,959 --> 00:03:31,960
‫منتها ترسی که القاء میکنه...
‫رو سکوت نمیتونه قایم کنه

55
00:03:31,995 --> 00:03:34,983
‫میتونی توی چشم‏هاشون ببینی

56
00:03:35,417 --> 00:03:37,632
‫هر وقت که اینجوری بودم
‫میدونستم ردینگتون هم اینو تجربه کرده

57
00:03:40,077 --> 00:03:42,037
‫- چی شد؟
‫- اون نقش و نگار

58
00:03:42,071 --> 00:03:43,905
‫اون... حلقه رو قبلاً هم دیدم

59
00:03:43,940 --> 00:03:45,310
‫- کجا؟
‫- توی دست برلین

60
00:03:45,328 --> 00:03:47,262
‫دقیقاً حلقه‏ای با همین نقش و نگار دستش بود

61
00:03:47,297 --> 00:03:50,167
‫یه نقش و نگار بازرسی روسیه

62
00:03:51,071 --> 00:03:53,526
‫آدم‏هایی که با برلین همکاری میکردن
‫رو میشناسی

63
00:03:53,550 --> 00:03:55,675
‫میتونی باهاشون تماس بگیری

64
00:03:58,663 --> 00:04:01,858
‫عذر میخوام لئونارد.
‫دوست داشتم زودتر بیام

65
00:04:01,893 --> 00:04:04,261
‫۵روز پیش یه گلوله از توی سینه‏ات خارج کردن

66
00:04:04,295 --> 00:04:06,524
‫تعجب کردم اصلاً اومدی

67
00:04:07,451 --> 00:04:10,908
‫یه برنامه تشخیص حروف بصری نوشتم

68
00:04:10,931 --> 00:04:13,698
‫که از اطلاعات فولکروم کپی میگیره

69
00:04:13,732 --> 00:04:17,103
‫اون اطلاعات ۲۵ سال عمر دارن.
‫بیشترشون دیگه بدرد نخور هستن

70
00:04:17,137 --> 00:04:19,905
‫اکثر هیات‏های نمایندگی کلیدی
‫توسط بازیگران یکسانی اداره میشه

71
00:04:19,940 --> 00:04:22,842
‫مدیر فکر میکنه بازیگران زیادی
‫در صحنه حاضر هستن

72
00:04:22,876 --> 00:04:26,446
‫فکر میکنه جهان دو قطبی
‫بصورت ماندگاری باثبات‏تره

73
00:04:26,481 --> 00:04:28,148
‫،هر نقشه‏ای که میخوان اجرا کنن

74
00:04:28,182 --> 00:04:30,507
‫تا سال ۲۰۱۷ شروع نمیشه

75
00:04:30,530 --> 00:04:32,454
‫،خب، داره زمان اجرا رو جلو میندازه

76
00:04:32,488 --> 00:04:35,958
‫،و با توجه به مرگ هابز
‫نفوذی خودم در گروه رو از دست دادم

77
00:04:35,992 --> 00:04:38,127
‫باید کنث جاسپر رو پیدا کنیم

78
00:04:38,161 --> 00:04:39,895
‫اون یکی از نزدیک‏ترین متحدان مدیره

79
00:04:39,930 --> 00:04:41,598
‫حتماً میدونه چه نقشه‏ای
‫توی سرشونه

80
00:04:41,633 --> 00:04:44,726
‫وقتی به راجر هابز خیانت کرد
‫تهدید به مرگش کردم

81
00:04:44,750 --> 00:04:47,110
‫جزیی‏تر اینکه، تهدید کردم زبونش رو میبُرم

82
00:04:47,144 --> 00:04:49,213
‫و شخصاً تحویل مدیر میدم

83
00:04:49,247 --> 00:04:51,382
‫راحت نمیشه پیداش کرد

84
00:04:51,981 --> 00:04:54,247
‫اما بهترین نقشه‏مون همینه

85
00:04:58,289 --> 00:05:00,158
‫چه کلبه با کلاسی

86
00:05:00,193 --> 00:05:02,561
‫با توجه به اینکه اخیراً

87
00:05:02,595 --> 00:05:04,129
‫،سری به آپارتمانم در بتزدا زدی

88
00:05:04,163 --> 00:05:08,950
‫باید بدونی که به چیزهای قدیمی و کهن
‫اُنس و علاقه دارم

89
00:05:08,974 --> 00:05:12,450
‫دمبه ازم خواست برم اونجا
‫تا رابط کاربری فولکروم رو پیدا کنم

90
00:05:12,484 --> 00:05:14,719
‫لازمت داشت تا فولکروم رو بدست بیاری

91
00:05:14,753 --> 00:05:17,755
‫میخواست که رازها رو برملا کنی

92
00:05:17,790 --> 00:05:20,774
‫رازی رو کشف کردی لیزی؟

93
00:05:21,362 --> 00:05:23,054
‫اون چیه؟

94
00:05:23,830 --> 00:05:25,654
‫خواهش میکنم، تعارف نکن

95
00:05:30,681 --> 00:05:34,177
‫مدارک تعیین هویت لیان ماه

96
00:05:34,200 --> 00:05:37,948
‫گواهی تولد جعلی
‫گذرنامه جعلی

97
00:05:39,111 --> 00:05:41,202
‫گواهی مرگ

98
00:05:43,094 --> 00:05:44,362
‫مدرک مومیایی کردن

99
00:05:44,396 --> 00:05:48,066
‫هر چیزی که لازمه تا وزارت امور خارجه رو قانع کنه

100
00:05:48,100 --> 00:05:50,535
‫لیان ماه یه شهروند چینی بوده

101
00:05:50,569 --> 00:05:53,339
‫که هنگام بازدید از ایالات متحده فوت کرده

102
00:05:53,373 --> 00:05:57,143
‫و ترتیب انتقال جسدش
‫به وطنش داده شده

103
00:05:57,177 --> 00:06:00,080
‫کدوم کِشتی این جسد جعلی
‫رو به چین قراره ببره؟

104
00:06:00,114 --> 00:06:02,849
‫ترجیحاً یه قاچاقچی باهوشه بنظرم

105
00:06:02,884 --> 00:06:04,818
‫،پس اگه لیان ماه تقلبیه

106
00:06:04,852 --> 00:06:08,356
‫جسد کی رو دارن
‫به اونور آب منتقل میکنن؟

107
00:06:10,995 --> 00:06:14,544
‫ماجوری لین، ۲۴ ساله
‫دوشنبه عصر به خاک سپرده شد

108
00:06:14,578 --> 00:06:16,713
‫،در کمتر از ۱۰ ساعت بعد
‫در ظلمات شب

109
00:06:16,748 --> 00:06:18,749
‫از آرامگاهش به سرقت رفت

110
00:06:18,783 --> 00:06:21,952
‫فکر میکنی این قاچاقچی
‫داره از جسد مارجوری لین استفاده میکنه؟

111
00:06:21,986 --> 00:06:24,889
‫عکس گذرنامه جعلی لیان ماه رو با

112
00:06:24,924 --> 00:06:27,934
‫عکس مارجوری لین که توی
‫روزنامه هست مطابقت بده

113
00:06:30,876 --> 00:06:32,406
‫همون زنه

114
00:06:32,440 --> 00:06:35,075
‫اما چرا این پرونده؟
‫تو چه نفعی میبری؟

115
00:06:35,109 --> 00:06:38,745
‫این قاچاقچی با کابال
‫هم رابطه داره

116
00:06:38,780 --> 00:06:39,847
‫کابال؟

117
00:06:39,882 --> 00:06:42,732
‫بمب‏گذاری فستیوال تایوان
‫در سال ۲۰۱۱

118
00:06:42,755 --> 00:06:45,586
‫۳۲نفر کشته و ۹ مجروح

119
00:06:45,621 --> 00:06:48,178
‫بمب کنار جاده‏ای
‫که کاروان

120
00:06:48,202 --> 00:06:51,084
‫هیات کنسولگری چین رو پارسال
‫در جاکارتا منفجر کرد...

121
00:06:51,118 --> 00:06:52,919
‫۱۷کُشته دیگه

122
00:06:52,953 --> 00:06:55,456
‫هر دو توسط کابال طرح‏ریزی شده بودن

123
00:06:55,490 --> 00:06:58,125
‫و از همین قاچاقچی برای انتقال

124
00:06:58,160 --> 00:07:00,995
‫مواد منفجره به مقصد نهاییشون استفاده کردن

125
00:07:01,029 --> 00:07:03,640
‫میخوای یکی از مُهره‏های اونا
‫رو مورد هدف قرار بدی؟

126
00:07:03,664 --> 00:07:04,866
‫،رفتم پیش مدیر

127
00:07:04,901 --> 00:07:08,347
‫،بهش فولکروم رو نشون دادم
‫تشنج‏زدایی کردم

128
00:07:08,371 --> 00:07:10,987
‫آشتی و دوستی تموم شده لیزی

129
00:07:11,938 --> 00:07:14,033
‫چیزی که تو درباره فولکروم میدونی...

130
00:07:14,067 --> 00:07:16,902
‫چیزی که مدیر میدونه الان اطلاع داری...

131
00:07:16,936 --> 00:07:19,506
‫،با تلاش برای نجات من
‫خودت رو در معرض

132
00:07:19,540 --> 00:07:21,608
‫،دشمنی توانا قرار دادی

133
00:07:21,642 --> 00:07:26,981
‫هدفی که سعی خواهند کرد
‫بی‏آبرو یا نابودش کنن

134
00:07:27,735 --> 00:07:31,833
‫قاچاقچی.
‫باید قاچاقچی رو پیدا کنیم

135
00:07:32,526 --> 00:07:34,588
‫فهرست تمامی اتباع خارجی
‫که در خاک آمریکا فوت کردن

136
00:07:34,623 --> 00:07:36,958
‫و جسدشون به وطن
‫خودشون بازگشته

137
00:07:36,993 --> 00:07:39,394
‫رو از وزارت امور خارجه گرفتیم

138
00:07:39,429 --> 00:07:41,776
‫از بین اونا، این ۷ مورد خاص جلب توجه میکرد

139
00:07:41,800 --> 00:07:43,866
‫- چطور مگه؟
‫- گذرنامه‏های اونا جعل شده بوده

140
00:07:43,901 --> 00:07:46,536
‫و درست مثل مدارکی که آقای ردینگتون
‫درباره مارجوری لین بهمون داد

141
00:07:46,570 --> 00:07:48,571
‫از اسامی ساختگی استفاده شده بوده

142
00:07:48,605 --> 00:07:50,072
‫و این زن‏ها اصلاً کی بودن؟

143
00:07:50,107 --> 00:07:51,877
‫مارجوری لین
‫،با نام مستعار لیان ماه

144
00:07:51,900 --> 00:07:53,659
‫تنها جسدی نبوده که دزدیده شده

145
00:07:53,693 --> 00:07:56,261
‫تونستیم ۷ تا عکس ساختگی رو

146
00:07:56,296 --> 00:07:57,663
‫با ۷ تا سرقت قبر

147
00:07:57,697 --> 00:08:00,133
‫که در اون‏ها اجساد زنان آسیایی زیر ۳۵ سال
‫و علی الخصوص چینی بودن

148
00:08:00,167 --> 00:08:01,701
‫مطابقت بدیم

149
00:08:01,735 --> 00:08:04,070
‫و همه اونا به شهرهای متفاوتی از چین منتقل شدن

150
00:08:04,105 --> 00:08:06,039
‫اطلاع داریم اونطرف محموله رو کی تحویل میگرفته؟

151
00:08:06,073 --> 00:08:07,541
‫با مقامات چینی تماس گرفتم

152
00:08:07,576 --> 00:08:09,243
‫دارن تحقیقاتی رو شروع میکنن

153
00:08:09,277 --> 00:08:10,778
‫شک دارم به چیز زیادی برسن

154
00:08:10,812 --> 00:08:12,880
‫،با توجه به جعل اسناد ماهرانه

155
00:08:12,914 --> 00:08:15,817
‫شرط میبندم که این تشییع جنازه‏ها اصلاً انجام نشده

156
00:08:15,851 --> 00:08:17,752
‫،با توجه به سابقه این آدم

157
00:08:17,787 --> 00:08:19,755
‫احتمالش زیاده که در تابوت اونا

158
00:08:19,789 --> 00:08:20,589
‫مواد منفجره جابجا کنه

159
00:08:20,623 --> 00:08:21,757
‫و بزودی خواهیم فهمید

160
00:08:21,791 --> 00:08:23,326
‫به محض اینکه مظنون ما
‫کارهای اداری

161
00:08:23,360 --> 00:08:26,062
‫،انتقال لیان ماه به چین رو انجام بده

162
00:08:26,096 --> 00:08:27,430
‫،ما متوجه شماره پرواز میشیم

163
00:08:27,464 --> 00:08:29,743
‫و میتونیم تابوت رو مصادره کنیم
‫و خودمون از نزدیک ببینیم

164
00:09:00,874 --> 00:09:02,898
‫واسه امروز بسه

165
00:09:02,933 --> 00:09:04,300
‫یه دور دیگه ریموند

166
00:09:04,334 --> 00:09:05,997
‫بخش مهمی از درمانته

167
00:09:06,021 --> 00:09:07,937
‫باید میذاشتی بمیرم دمبه

168
00:09:07,971 --> 00:09:10,674
‫هیشکی از این پیاده‏روی‏های بیهوده بهم نگفته بود

169
00:09:10,708 --> 00:09:12,790
‫- جاسپر رفته
‫- یعنی چطور؟

170
00:09:12,808 --> 00:09:15,899
‫تمامی جلساتش رو لغو کرده و ۴ روز پیش
‫به سمت جریان گلف استریم پرواز کرده

171
00:09:15,924 --> 00:09:19,479
‫مسیر پرواز ساختگی.
‫معلوم نیست ویزای کجا رو گرفته

172
00:09:19,496 --> 00:09:22,144
‫درست مثل گذرنامه‏اش
‫که نامعلومه

173
00:09:22,168 --> 00:09:26,402
‫دمبه، به الکس و بارتون زنگ بزن.
‫اونا رو با پرواز به جزیره "کی وِست" بفرست

174
00:09:27,969 --> 00:09:31,522
‫کِشتی تفریحی چاسپر در بندر
‫آدمیرال کلاب لنگر انداخته...

175
00:09:31,557 --> 00:09:33,592
‫یه کِشتی مدل بنتی رومانزا

176
00:09:33,627 --> 00:09:35,706
‫"به اسم "بدرود بِلا

177
00:09:35,729 --> 00:09:38,151
‫بارتون میتونه باعث بشه
‫سر و کله جاسپر از هر جایی که هست پیدا بشه

178
00:09:38,186 --> 00:09:40,883
‫،سوار کشتی بشه
‫،چند کیلومتر سفر کنه

179
00:09:40,906 --> 00:09:42,457
‫و بعد منفجرش کنه

180
00:09:42,491 --> 00:09:46,494
‫دمبه یه جوری صحنه سازی میکنه
‫که مرگ بر اثر رویداد ناگواری بوده

181
00:09:46,528 --> 00:09:48,629
‫به فریزر از روزنامه ژورنال

182
00:09:48,664 --> 00:09:51,526
‫و برندا شورت از هالفورد کاپیتال خبر بده

183
00:09:51,550 --> 00:09:54,882
‫،سهام شرکت جاسپر
‫سِنچری ویو مِدیا

184
00:09:54,898 --> 00:09:56,866
‫به محض اینکه خبر ناپدید شدن ناگوارش

185
00:09:56,900 --> 00:09:59,509
‫منتشر بشه
‫بشدت اُفت میکنه

186
00:10:04,603 --> 00:10:07,011
‫،در عرض چند ساعت
‫مجبور میشه یه کنفرانس خبری بذاره

187
00:10:07,046 --> 00:10:08,880
‫تا جلوی این افت رو بگیره

188
00:10:08,914 --> 00:10:10,469
‫،و به محض اینکه موقعیتش رو پیدا کنیم

189
00:10:10,493 --> 00:10:12,183
‫اونموقع لااقل یه نقطه شروع داریم

190
00:10:12,217 --> 00:10:14,227
‫و اگه تصمیم بگیره که
‫اینکارو نکنه چی؟

191
00:10:14,250 --> 00:10:17,356
‫،دو تا زن سابق شرور داره

192
00:10:17,390 --> 00:10:19,753
‫،یه زن برزیلی که خدای تیغ زدنه

193
00:10:19,772 --> 00:10:22,007
‫و یه زن سرد و گرم چشیده اهل جنوب اوکالا

194
00:10:22,042 --> 00:10:24,536
‫که همیشه خوره پول داره

195
00:10:24,560 --> 00:10:25,933
‫حتماً پیداش میشه

196
00:10:32,415 --> 00:10:34,545
‫،اگه قراره همش بهم سر بزنی

197
00:10:34,579 --> 00:10:36,380
‫شاید بهتر باشه اینجا
‫یه دفتر بهت اختصاص بدیم

198
00:10:36,415 --> 00:10:38,664
‫فردا قراره سوگند یاد کنم هارولد

199
00:10:38,687 --> 00:10:41,553
‫- مطلعم. روز بزرگیه
‫- قطعاً همینطوره

200
00:10:41,587 --> 00:10:44,439
‫و از روزنامه‏های تایمز و واشنگتن پست
‫دارن بهم زنگ میزنن

201
00:10:44,463 --> 00:10:46,525
‫اونجا شاهدینی در کار بوده

202
00:10:46,560 --> 00:10:48,261
‫مردمی که فکر میکنن
‫ردینگتون تیر خورده

203
00:10:48,295 --> 00:10:49,486
‫مردمی که میدونن خودش بوده

204
00:10:49,505 --> 00:10:50,739
‫میتونیم از پس شایعات بربیایم

205
00:10:50,773 --> 00:10:53,109
‫چیزی که سخته باهاش دست و پنجه نرم کرد مدرکه
‫که مدرکی هم وجود نداره

206
00:10:53,143 --> 00:10:55,945
‫رسانه‏ها فکر میکنن یه فراری
‫از فهرست افراد تحت تعقیب اف.بی.آی

207
00:10:55,979 --> 00:10:57,246
‫اینجا در واشنگتن بوده

208
00:10:57,281 --> 00:10:58,956
‫و منم دست روی دست گذاشتم

209
00:10:58,980 --> 00:11:00,617
‫اینطور جلوه میکنه که تمرکزم

210
00:11:00,652 --> 00:11:03,037
‫بیشتر بروی رسیدن به اون شغله
‫تا اینکه بخوام وظایفم رو انجام بدم

211
00:11:04,258 --> 00:11:06,058
‫میخوام این مساله حل بشه

212
00:11:06,551 --> 00:11:07,785
‫پیشنهاد میکنید چطوری اینکارو بکنم؟

213
00:11:07,819 --> 00:11:10,854
‫یه روزنامه نگاری در روزنامه واشنگتن پست هست
‫به اسم جاش مندل

214
00:11:10,878 --> 00:11:13,191
‫میخوام یه اطلاعاتی رو عمداً در اختیارش بذاری...
‫هر چی که بود...

215
00:11:13,214 --> 00:11:15,460
‫گزارش عملیات محرمانه‏ای
‫که به رِوِن رایت شده...

216
00:11:15,495 --> 00:11:17,864
‫اونقدری که اونا رو متقاعد کنه
‫دفترم و اف.بی.آی

217
00:11:17,898 --> 00:11:20,573
‫دارن بروی پرونده ردینگتون کار میکنن

218
00:11:20,597 --> 00:11:24,288
‫داری ازم میخوای مدارک محرمانه رو جعل کنم

219
00:11:24,309 --> 00:11:26,190
‫و در اختیار عموم بذارم

220
00:11:26,213 --> 00:11:27,799
‫بله

221
00:11:27,822 --> 00:11:30,981
‫این یعنی روابط عمومی هارولد

222
00:11:31,015 --> 00:11:33,181
‫جسد لیان ماه تحویل
‫فرودگاه دولِس شده

223
00:11:33,205 --> 00:11:36,000
‫برنامه ریزی شده تابوت
‫با پرواز ۲۴۱ به پکن فرستاده بشه

224
00:11:36,035 --> 00:11:38,536
‫با مقامات فرودگاه تماس بگیر.
‫جلوی اون پرواز رو بگیر

225
00:11:38,571 --> 00:11:40,773
‫مطمئن شید که تابوت
‫به بخش بار هواپیما منتقل نمیشه

226
00:11:40,807 --> 00:11:43,233
‫یه تیم خنثی سازی بمب
‫رو به محل بفرستید

227
00:11:43,256 --> 00:11:46,345
‫همین الان ردینگتون باهام تماس گرفت
‫میخواد باهام ملاقات کنه

228
00:11:46,379 --> 00:11:47,446
‫درباره چی؟

229
00:11:47,480 --> 00:11:49,749
‫نمیگه
‫هنوز بابت انتشار اخبار نگرانه

230
00:11:49,784 --> 00:11:51,606
‫بعداً میام پیشتون

231
00:11:52,521 --> 00:11:54,163
‫تصویربرداری اشعه ایکس ابتدایی

232
00:11:54,197 --> 00:11:57,000
‫مواد منفجره یا اشیایی با چگالی

233
00:11:57,035 --> 00:12:00,039
‫مواد منفجره سی-۴ یا
‫سایر آتش‏زاهای پلاستیکی رو نشون نداد

234
00:12:00,062 --> 00:12:02,878
‫تا وقتیکه درش رو باز نکنیم
‫نمیدونیم چی توشه

235
00:12:02,913 --> 00:12:04,581
‫ایمن‏تره که بذاریم یه روبات بازش کنه

236
00:12:13,655 --> 00:12:16,306
‫اون قطعاً مارجوری لین‏ـه

237
00:12:16,686 --> 00:12:18,546
‫- داخلش بنظر امن میاد
‫- امکان نداره

238
00:12:18,570 --> 00:12:20,003
‫منبع ما ذکر کرده
‫که یه چیزی توی این تابوت

239
00:12:20,027 --> 00:12:22,246
‫داره به خارج
‫قاچاق میشه

240
00:12:22,280 --> 00:12:24,813
‫اگه چیزی که دنبالش میگردیم
‫توی تابوت نباشه چی؟

241
00:12:24,833 --> 00:12:26,167
‫اگه اونقدری جسور باشه

242
00:12:26,201 --> 00:12:28,737
‫که کالای قاچاق رو درون جسد قایم کرده باشه چی؟

243
00:12:28,771 --> 00:12:30,806
‫اون جسد رو نمیشکافیم

244
00:12:30,840 --> 00:12:32,341
‫کسی دوست نداره
‫بیشتر از این زجری که اون زن کشیده

245
00:12:32,375 --> 00:12:34,173
‫،بلای بیشتری سرش بیاره

246
00:12:34,197 --> 00:12:36,934
‫منتها متاسفانه باید اصرار کنم

247
00:12:37,991 --> 00:12:39,716
‫،میدونی، وقتی... بچه بودم

248
00:12:39,739 --> 00:12:41,919
‫،یه موتور سیکلت مسابقه‏ای میخواستم
‫و مامانم گفت

249
00:12:41,954 --> 00:12:45,157
‫نه جفری. برو داروسازی بخون".
‫".خطر نداره

250
00:12:46,234 --> 00:12:47,159
‫دستت درد نکنه مامان

251
00:12:47,193 --> 00:12:49,928
‫خیلی‏خب. بفرما
‫کلاه ایمنی رو سرم بذار

252
00:12:49,963 --> 00:12:51,075
‫خیلی‏خب، باشه

253
00:12:54,147 --> 00:12:55,540
‫خیلی‏خب

254
00:12:56,376 --> 00:13:00,747
‫خیلی‏خب. قطعاً نباید واسه ناهار ماهی تُن میخوردم

255
00:13:00,781 --> 00:13:01,881
‫واسم دعا کنید

256
00:13:03,617 --> 00:13:05,518
‫خیلی‏خب

257
00:13:05,552 --> 00:13:07,621
‫شروع میکنیم.
‫نرم و آروم

258
00:13:07,656 --> 00:13:10,401
‫نرم... و آروم

259
00:13:11,936 --> 00:13:13,236
‫خیلی‏خب

260
00:13:13,260 --> 00:13:14,767
‫خیلی‏خب، میخوام از جای بخیه‏های

261
00:13:14,802 --> 00:13:17,461
‫جراحی قبلیش بازش کنم

262
00:13:17,478 --> 00:13:19,512
‫بفرمایید

263
00:13:19,546 --> 00:13:21,881
‫تموم شد

264
00:13:22,827 --> 00:13:26,215
‫تمامی اعضای داخلی بعد از مومیایی کردن
‫بنظر طبیعی میان

265
00:13:26,250 --> 00:13:30,777
‫اینجا هیچی غیرعادی بنظر نمیاد

266
00:13:30,800 --> 00:13:34,544
‫پاک پاکه.
‫در واقع عاری از اشتباهه

267
00:13:34,568 --> 00:13:37,060
‫یکی از بی‏نقص‏ترین مومیایی کردن‏هایی هست

268
00:13:37,095 --> 00:13:39,297
‫که تا بحال دیدم

269
00:13:40,004 --> 00:13:42,534
‫امنه

270
00:14:00,222 --> 00:14:02,251
‫ماه قبل منم همینکارو کردم

271
00:14:02,285 --> 00:14:05,188
‫بخاطر همین احتمالاً منو نشناختی

272
00:14:05,739 --> 00:14:07,970
‫کنستانتین

273
00:14:09,739 --> 00:14:12,252
‫پسر، برلین، خیلی چِغِره

274
00:14:12,276 --> 00:14:13,606
‫،باید واسه یه مدتی میزدم به چاک

275
00:14:13,641 --> 00:14:17,110
‫میرفتم آلمان
‫و اوضاع رو راست و ریس میکردم

276
00:14:17,144 --> 00:14:19,780
‫اومدم اینجا آرامش و سکوت داشته باشم

277
00:14:20,833 --> 00:14:23,228
‫البته. ببخشید

278
00:14:24,226 --> 00:14:27,656
‫خدای من، داشتم فکر میکردم
‫شاید بتونی کمکم کنی

279
00:14:27,690 --> 00:14:30,415
‫گفتش بزن به چاک داداش

280
00:14:30,439 --> 00:14:32,059
‫یه لحظه صبر کن

281
00:14:39,493 --> 00:14:41,543
‫نمیدونم اون کیه

282
00:14:41,578 --> 00:14:43,446
‫بنظرم میدونی

283
00:14:45,753 --> 00:14:47,678
‫چرا یه نگاه دیگه نمیکنی؟

284
00:14:56,915 --> 00:14:59,151
‫یه مشکلی پیش اومده

285
00:15:03,185 --> 00:15:05,085
‫ولش کن!

286
00:15:06,989 --> 00:15:08,790
‫- حالت خوبه؟
‫- آره

287
00:15:08,824 --> 00:15:11,026
‫گمونم داشت ازت یه اسم میپرسید

288
00:15:11,060 --> 00:15:14,330
‫نمیتونم. به جون خودم قسم خوردم نگم

289
00:15:14,364 --> 00:15:15,765
‫واسه کی قسم خوردی؟

290
00:15:38,792 --> 00:15:40,974
‫پدر سوخته

291
00:15:40,998 --> 00:15:42,513
‫« بیل کرشاو »

292
00:15:42,535 --> 00:15:44,764
‫بیل کرشاو کیه؟

293
00:15:46,489 --> 00:15:49,400
‫کجاست؟ میدونم اینجاست

294
00:15:49,434 --> 00:15:53,972
‫،اینجوری فهمیدی که اینجا بودم
‫میدونستی که عکس رو دیدم

295
00:15:54,533 --> 00:15:57,058
‫واسه همین بقیه رو تهدید کردی

296
00:16:06,020 --> 00:16:10,023
‫مهم‏ترین مساله برای سهامداران ما

297
00:16:10,058 --> 00:16:11,725
‫اینه که بدونن بنده در صحت و سلامت هستم

298
00:16:11,759 --> 00:16:13,494
‫و متوجه شدیم

299
00:16:13,528 --> 00:16:14,962
‫که ترتیب زنجیره‏ای
‫از مصاحبه‏ها رو دادید

300
00:16:14,996 --> 00:16:17,062
‫تا اطمینان خاطر ببخشید

301
00:16:17,085 --> 00:16:18,388
‫به هالنبَک در بوستون زنگ بزن

302
00:16:18,411 --> 00:16:20,412
‫میخوام یه گروه نظارتی وقتی جاسپر
‫داره از اونجا میره

303
00:16:20,447 --> 00:16:21,613
‫بیرون شبکه باشه

304
00:16:21,648 --> 00:16:23,682
‫گمونم باید نظر دکتر رِنتوویچ رو بپرسیم

305
00:16:23,717 --> 00:16:25,427
‫ببینیم میتونم سوار هواپیما بشم یا نه

306
00:16:27,354 --> 00:16:30,327
‫کجایی؟ کجایی؟
‫کجایی؟

307
00:16:33,328 --> 00:16:35,396
‫ریموند

308
00:16:35,430 --> 00:16:37,398
‫میخواید اطمینان بدید که
‫شرکت همچنان ثباتش رو حفظ کرده

309
00:16:37,432 --> 00:16:39,867
‫سلام آقای کِرشاو

310
00:16:41,645 --> 00:16:44,914
‫اسمت رو روی صندوق پُست دیدم

311
00:16:44,949 --> 00:16:48,066
‫میدونم که داری گوش میدی.
‫میدونی از کجا میدونم؟

312
00:16:49,194 --> 00:16:55,593
‫چون اینجا جاییه که تمام رازهات
‫رو مخفی میکنی

313
00:16:55,627 --> 00:16:58,426
‫و دلت نمیخواد کسی ازشون بو ببره نه؟

314
00:16:59,565 --> 00:17:02,167
‫،خب، مگر اینکه جواب سوال‏های منو بدی

315
00:17:02,860 --> 00:17:06,595
‫وگرنه تک تک رازهات رو کشف میکنم

316
00:17:10,451 --> 00:17:12,076
‫گوشیت رو بده بهم

317
00:17:18,757 --> 00:17:20,414
‫منظورت رو کاملاً رسوندی مامور کین

318
00:17:20,437 --> 00:17:23,381
‫وقتشه که درباره اون عکس صحبت کنیم

319
00:17:30,423 --> 00:17:32,913
‫اون دختر توئی

320
00:17:34,500 --> 00:17:37,141
‫و اون زن هم مادرت

321
00:17:44,636 --> 00:17:46,128
‫اسمش چی بود؟

322
00:17:46,163 --> 00:17:49,732
‫به اسم کاترینا روستووا میشناختمش

323
00:17:49,766 --> 00:17:52,516
‫یکی از اسامی متعددش بود

324
00:17:52,540 --> 00:17:54,638
‫مامور سازمان کا.گ.ب بود

325
00:17:57,227 --> 00:17:58,812
‫اون دختر...

326
00:17:58,835 --> 00:18:00,832
‫شب آتش‏سوزی، اسمش رو...

327
00:18:00,856 --> 00:18:02,180
‫ماشا صدا میزدن

328
00:18:02,214 --> 00:18:04,415
‫در مسکو بدنیا اومدی

329
00:18:05,092 --> 00:18:07,920
‫والدینت... پدرت و...

330
00:18:09,109 --> 00:18:12,074
‫هر دو در سازمان اطلاعات خارجی مشغول بودن

331
00:18:12,097 --> 00:18:14,957
‫گفتی در ضعف و شرمساری فوت کرد

332
00:18:14,980 --> 00:18:16,296
‫آره

333
00:18:17,212 --> 00:18:20,530
‫اون شب اونجا بودی.
‫باید بدونم چی شدش

334
00:18:20,565 --> 00:18:22,502
‫دلت میخواد بدونی

335
00:18:23,794 --> 00:18:25,715
‫بین اینا تفاوت هست

336
00:18:26,771 --> 00:18:30,394
‫دکتر اورچارد بهم گفت که
‫یکی خاطرات من از اون شب رو سرکوب کرده

337
00:18:31,134 --> 00:18:32,753
‫کار تو بود؟

338
00:18:33,160 --> 00:18:34,710
‫بله

339
00:18:36,143 --> 00:18:37,922
‫چرا؟

340
00:18:40,225 --> 00:18:42,322
‫نمیخوام بهت بگم

341
00:18:42,345 --> 00:18:46,001
‫توی آپارتمان نُقلی و عجیبت
‫عکس مادر منو داشتی

342
00:18:47,759 --> 00:18:49,339
‫چرا؟

343
00:18:50,847 --> 00:18:53,172
‫عاشقش بودی؟

344
00:18:53,800 --> 00:18:56,405
‫واسه همین پدرم مُرد؟

345
00:18:57,071 --> 00:19:00,197
‫بخاطر اینکه عاشق مادرم بودی کُشتیش؟

346
00:19:05,648 --> 00:19:08,900
‫بهم بگو چی شد
‫خواهش میکنم

347
00:19:13,083 --> 00:19:15,784
‫بهت نمیگم چی شد لیزی

348
00:19:18,731 --> 00:19:21,164
‫پس خودم ته و توش رو درمیارم

349
00:19:37,063 --> 00:19:38,758
‫چی ذهنت رو مشغول کرده؟

350
00:19:40,813 --> 00:19:42,419
‫تام کانلی

351
00:19:43,007 --> 00:19:46,156
‫ازم میخواد که اطلاعات رو به مطبوعات درز بدم

352
00:19:46,190 --> 00:19:48,057
‫چحور اطلاعاتی؟

353
00:19:48,092 --> 00:19:49,659
‫محرمانه

354
00:19:50,977 --> 00:19:52,430
‫،باید بهش جواب منفی میدادم

355
00:19:52,464 --> 00:19:54,298
‫منتها این حس بهم دست داده

356
00:19:54,332 --> 00:19:56,434
‫که موقعیت من در این آزمایشات کلینیکی

357
00:19:56,468 --> 00:19:58,336
‫به انجام خواسته‏های اون گره خورده

358
00:19:58,371 --> 00:19:59,604
‫پس اینکارو بکن

359
00:19:59,639 --> 00:20:02,741
‫مگه همیشه خدا ملت
‫اطلاعات رو درز نمیدن؟

360
00:20:03,163 --> 00:20:04,776
‫شنیدی چی گفتم؟

361
00:20:04,811 --> 00:20:06,712
‫داره از جون و سلامتی من سوء استفاده میکنه

362
00:20:06,747 --> 00:20:09,782
‫هارولد، تو مرد شریفی هستی

363
00:20:09,817 --> 00:20:11,489
‫،مردی که عاشقش شدم

364
00:20:11,512 --> 00:20:14,643
‫و حالا میپرسی کار بی‏شرمانه‏ای بکنی یا نه

365
00:20:15,283 --> 00:20:18,213
‫اما اگه بهم بگی که جونت به

366
00:20:18,247 --> 00:20:21,151
‫،چیزی که تام کانلی میخواد بستگی داره

367
00:20:21,174 --> 00:20:23,119
‫پس نظرم رو بهت گفتم

368
00:20:24,749 --> 00:20:26,088
‫باشه

369
00:20:27,943 --> 00:20:29,739
‫و تو هم نظر منو میدونی

370
00:20:31,859 --> 00:20:33,931
‫ردینگتون گفت این قاچاقچی

371
00:20:33,965 --> 00:20:36,512
‫چندین حمله تروریستی رو در گذشته تسهیل کرده

372
00:20:36,536 --> 00:20:38,940
‫حتماً یه چیزی رو در اون تابوت داشته جابجا میکرده

373
00:20:38,974 --> 00:20:40,741
‫خب، نه مواد مخدر بوده و نه مواد منفجره

374
00:20:40,776 --> 00:20:43,341
‫شاید خود اجساد دزدی بوده

375
00:20:43,365 --> 00:20:46,984
‫بچه‌ها، بیاین اینجا. اینو داشته باشین

376
00:20:48,945 --> 00:20:50,786
‫عکس سمت چپی توسط پزشکِ پزشکی قانونی

377
00:20:50,821 --> 00:20:53,156
‫که مارجری لین رو پنج روز پیش مُرده اعلام کرد، گرفته شده

378
00:20:53,190 --> 00:20:56,426
‫عکس سمت راستی دیروز در فرودگاه گرفته شده

379
00:20:57,146 --> 00:20:58,097
‫متوجه چیزی نشدین؟

380
00:20:58,115 --> 00:21:00,152
‫- دندون‌هاش فرق داره
‫- آفرین

381
00:21:00,175 --> 00:21:03,020
‫وقتی که مُرد، دندون‌های مارجری لین روکش نداشت

382
00:21:03,043 --> 00:21:04,731
‫دندون‌هاش بعد از مرگ درست شدن؟

383
00:21:04,765 --> 00:21:07,100
‫با توجه به بازه‌ی زمانی، کار آسونی نیست

384
00:21:07,134 --> 00:21:08,602
‫این پروسه معمولاً دو هفته زمان میبره

385
00:21:08,636 --> 00:21:11,505
‫جسد خانم لین دو روز پیش دزدیده شده

386
00:21:11,540 --> 00:21:13,240
‫،"براساس آزمایشگاه‌های "دنوار

387
00:21:13,275 --> 00:21:16,077
‫دستورش به دکتری به اسم هنری مک‌گلاسون داده شده بود

388
00:21:16,111 --> 00:21:17,946
‫یکم بیشتر درباره‌ی این بابا تحقیق کردم

389
00:21:17,981 --> 00:21:19,314
‫و با هیئت پزشکی صحبت کردم

390
00:21:19,349 --> 00:21:22,592
‫یه آدرس داشتن...
‫پلاک شماره‌ی ۳۲۳۰ جاده‌ی کترینگ

391
00:21:23,825 --> 00:21:26,424
‫اوضاع با ردینگتون چطور پیش رفت؟
‫نظری نداشت؟

392
00:21:26,448 --> 00:21:29,269
‫نه. ولی من داشتم

393
00:21:29,304 --> 00:21:31,238
‫شدم تیتر خبرها

394
00:21:31,272 --> 00:21:34,495
‫ظرف چهار ساعت گذشته، پنج تا مصاحبه انجام دادم

395
00:21:34,512 --> 00:21:36,280
‫گزارش تصحیح شده

396
00:21:36,314 --> 00:21:38,882
‫زمان میبره تا ارزش سهام به حالت اول برگرده

397
00:21:39,187 --> 00:21:41,723
‫از پذیرش تماس گرفتن. از رادیو اومدن

398
00:21:42,510 --> 00:21:44,325
‫تیلان رو مسئول اینکار کن

399
00:21:44,360 --> 00:21:47,462
‫بهش بگو آدمش توی کمیسیون
‫بورس و اوراق بهادار رو به کار بکشه و تمومش کنه!

400
00:21:48,497 --> 00:21:51,900
‫دو ساعت دیگه پرواز میکنیم

401
00:21:51,935 --> 00:21:54,203
‫ارتباط ویدیویی رو از توی هواپیما برقرار میکنم

402
00:21:56,105 --> 00:21:57,785
‫سلام کنث!

403
00:21:57,809 --> 00:22:00,028
‫متأسفانه، مصاحبه‌ت لغو شده

404
00:22:00,062 --> 00:22:01,496
‫ولی نگران نباش

405
00:22:01,530 --> 00:22:05,620
‫کاملاً مطمئنم که سوال‌های من
‫خیلی آزار دهنده‌تر هستن

406
00:22:15,931 --> 00:22:18,714
‫اف.بی.آی. دستاتونو بذارین جایی که بتونم ببینمشون!

407
00:22:39,877 --> 00:22:41,904
‫جلوی یه عروس روح ایستادین

408
00:22:41,939 --> 00:22:42,805
‫یه بار دیگه بگو. یه چی؟

409
00:22:42,840 --> 00:22:44,107
‫یه رسم غیرقانونیه

410
00:22:44,141 --> 00:22:46,199
‫نمونه‌ی چینی پرستش گذشتگان

411
00:22:46,214 --> 00:22:48,015
‫وقتی یکی از اعضای خانواده میمیره، اقوام زنده

412
00:22:48,049 --> 00:22:50,991
‫وظیفه دارن به نیازهای اون شخص
‫در زندگی بعد از مرگ رسیدگی کنن

413
00:22:51,011 --> 00:22:52,495
‫،و اگه در حالیکه ازدواج نکرده بودن بمیرن

414
00:22:52,518 --> 00:22:55,041
‫در اون دنیا تنها خواهند بود

415
00:22:55,065 --> 00:22:56,873
‫و روح‌های ناخوشنود میل به برگشتن دارن

416
00:22:56,896 --> 00:22:58,906
‫و باعث آزار و اذیت اقوام زنده‌شون میشن

417
00:22:58,941 --> 00:23:01,342
‫- خب، عروسک‌های کاغذی برای چی‌ان؟
‫- مراسم

418
00:23:01,366 --> 00:23:04,313
‫خانواده برای داماد مرحوم هم یه عروسک درست می‌کنن

419
00:23:04,347 --> 00:23:05,847
‫که بعدش، بازمانده‌های مؤنث

420
00:23:05,882 --> 00:23:07,549
‫همراه فرد مذکرِ مرحوم دفن میشن

421
00:23:07,583 --> 00:23:09,852
‫،باورتون بشه یا نه، حتی با وجود این همه زن در چین

422
00:23:09,887 --> 00:23:13,570
‫،جسد زن‌های زیبا، جذاب و مجرد کمیابه

423
00:23:13,594 --> 00:23:15,261
‫که توضیح میده که چرا مظنونمون

424
00:23:15,295 --> 00:23:17,273
‫از آمریکا جسد صادر میکرده

425
00:23:17,297 --> 00:23:19,766
‫ببخشید ولی این بابا توی آمریکا
‫جسدها رو از زیر خاک درمیاره

426
00:23:19,801 --> 00:23:22,336
‫و بعد میفرستتشون چین تا دوباره دفن بشن؟

427
00:23:22,370 --> 00:23:23,937
‫سفارش و ارسال جسد عروس

428
00:23:23,972 --> 00:23:27,932
‫،که براساس سن، اصل و نسب
‫تحصیلات و جذابیت انتخاب میشن

429
00:23:27,955 --> 00:23:30,311
‫و این موضوع، روکش‌ها رو توضیح میده

430
00:23:30,346 --> 00:23:33,124
‫مشخصاً این‌یکی از روی مارجری لین ساخته شده

431
00:23:33,147 --> 00:23:36,717
‫ویژگی‌های کلیشون یکسانه
‫ولی باعث بوجود اومدن این سوال میشه...

432
00:23:36,739 --> 00:23:38,807
‫این‌یکی کیه؟

433
00:23:39,426 --> 00:23:42,078
‫میخوان یه جسد دیگه بدزدن

434
00:23:44,835 --> 00:23:47,852
‫مامور نوابی، به گمونم در حال حاضر

435
00:23:47,886 --> 00:23:49,553
‫به شدت درگیر جسدهای دزدی هستین

436
00:23:49,588 --> 00:23:51,155
‫ولی در حال حاضر دقیقاً

437
00:23:51,189 --> 00:23:55,689
‫به زنی با تجربه و آموزش‌های شما نیاز دارم

438
00:24:10,071 --> 00:24:11,071
‫چیه؟

439
00:24:22,468 --> 00:24:26,088
‫باید بیش از صد هزار دلار توی این کیف باشه

440
00:24:29,943 --> 00:24:32,135
‫سرتو بگیر بالا کنث

441
00:24:32,169 --> 00:24:34,122
‫متأسفانه منظورم معنای واقعی کلمه بود

442
00:24:34,146 --> 00:24:38,118
‫باید برای قسمت بعد سرت رو بالا نگه داری

443
00:24:38,142 --> 00:24:41,659
‫خبر بدیه پیرمرد. میدونم

444
00:24:41,693 --> 00:24:44,596
‫چند روز پیش، پیشنهاد دادم تو رو پادشاه کنم

445
00:24:44,630 --> 00:24:47,098
‫و حالا اینجا نشستی

446
00:24:47,133 --> 00:24:49,401
‫خب، اون مسیرو انتخاب نکردی

447
00:24:49,435 --> 00:24:51,404
‫ایشون مامور نوابی هستن

448
00:24:51,438 --> 00:24:53,573
‫توسط موساد تکنیک‌های

449
00:24:53,607 --> 00:24:56,914
‫پیشرفته‌ی بازجوبی بهش آموزش داده شده

450
00:24:56,923 --> 00:25:00,038
‫فکر کردم بهتر باشه شما دوتا با هم آشنا بشین

451
00:25:06,182 --> 00:25:07,812
‫چطوره شروع کنیم؟

452
00:25:09,010 --> 00:25:11,482
‫پولی که توی سقف کاذب پیدا کردین رو آنالیز کردم

453
00:25:11,516 --> 00:25:13,551
‫و چند تا چیز غیرعادی پیدا کردم

454
00:25:13,585 --> 00:25:15,854
‫مشخص شد ارزش اون پول‌ها خیلی بیشتر از

455
00:25:15,889 --> 00:25:17,656
‫صد هزار دلاریه که اسکانس‌ها نشون میدن

456
00:25:17,690 --> 00:25:19,024
‫چطور ممکنه؟

457
00:25:19,058 --> 00:25:22,494
‫،شروع میشن a۸۸۸ تمامی شماره سریال‌ها با

458
00:25:22,529 --> 00:25:24,564
‫و هیچکدومشون شماره‌ی چهار ندارن

459
00:25:24,598 --> 00:25:27,667
‫،توی زبان کانتونی و بیشتر گویش‌های منطقه‌ای چینی

460
00:25:27,701 --> 00:25:30,184
‫کلمه‌ی "چهار" مثل کلمه‌ی "مرگ" به زبان چینی‌ـه

461
00:25:30,207 --> 00:25:31,228
‫خب پس، چهار نشونه‌ی بدشانسی‌ـه

462
00:25:31,262 --> 00:25:32,496
‫این چه ربطی به اسکانس‌ها داره؟

463
00:25:32,530 --> 00:25:34,998
‫از نظر آماری غیر ممکنه این همه اسکانس داشته باشی

464
00:25:35,032 --> 00:25:37,067
‫و هیچکدومشون چهار نداشته باشه مگراینه، البته

465
00:25:37,101 --> 00:25:40,004
‫اسکانس‌ها به طور خاص بدون عدد چهار چاپ شده باشن

466
00:25:40,038 --> 00:25:41,439
‫پس داری میگی جعلی‌ان

467
00:25:41,473 --> 00:25:42,999
‫دارم میگم این برگه‌ها

468
00:25:43,023 --> 00:25:45,089
‫دارای ارزش تقریبی هر اسکانس، پنج دلار هستن

469
00:25:45,112 --> 00:25:47,641
‫و فقط یه جا هست که میشه یه بسته‌ی کامل

470
00:25:47,676 --> 00:25:50,308
‫پول با همچین جزئیات سفارشی‌ای رو خرید

471
00:25:52,010 --> 00:25:53,347
‫هر کسی که به مظنون پول داده

472
00:25:53,349 --> 00:25:55,350
‫این برگه‌ها رو از خزانه‌داری آمریکا خریده

473
00:25:55,384 --> 00:25:56,918
‫اگه بتونیم رد کسی
‫،که اسکناس‌ها رو خریده رو بگیریم

474
00:25:56,953 --> 00:25:58,520
‫شاید بتونیم هدف بعدی رو شناسایی کنیم

475
00:25:58,554 --> 00:25:59,921
‫قبلاً با خزانه‌داری تماس گرفتم

476
00:25:59,956 --> 00:26:02,157
‫خریدار فردی به اسم آقای چاو شنگ هان بوده

477
00:26:02,191 --> 00:26:03,326
‫کِندا

478
00:26:03,360 --> 00:26:05,828
‫درباره‌ی این بابا تحقیق کردم و...
‫خیلی ممنون...

479
00:26:05,863 --> 00:26:08,865
‫و این مقاله که
‫ماه فوریه‌ی سال گذشته منتشر شده رو پیدا کردیم

480
00:26:08,899 --> 00:26:10,899
‫آقا و خانم چاو شنگ هان"

481
00:26:10,922 --> 00:26:13,322
‫،عزادار مرگ تنها پسرشون جین هستن

482
00:26:13,356 --> 00:26:15,888
‫،وارث مسلم امپراطوری تکنولوژی هان

483
00:26:15,912 --> 00:26:17,626
‫"به ارزش میلیاردها دلار

484
00:26:17,647 --> 00:26:20,576
‫نوشته، بعد از اینکه توسط نامزدش
‫،آن بای در محراب قال گذاشته شده

485
00:26:20,599 --> 00:26:22,326
‫خودکشی کرده

486
00:26:22,360 --> 00:26:25,072
‫که بعدش آن به واشنگتن مهاجرت کرده
‫تا با پدرش زندگی کنه

487
00:26:25,096 --> 00:26:26,598
‫پدرش توی سفارت کار میکنه

488
00:26:26,632 --> 00:26:28,800
‫در حال حاضر توی دانشگاه جورج‌تاون درس میخونه

489
00:26:28,834 --> 00:26:30,550
‫آن بای قربانی بعدیه

490
00:26:30,573 --> 00:26:33,123
‫وایسا ببینم، ولی مگه نباید از قبل مُرده باشه؟

491
00:26:33,158 --> 00:26:34,359
‫مگه قضیه اینجوری پیش نمیره؟

492
00:26:34,393 --> 00:26:37,562
‫حتماً والدین جین اونو مقصر خودکشی جین میدونن

493
00:26:37,597 --> 00:26:39,542
‫،مصمم هستن که آن بای رو عروسش کنن

494
00:26:39,565 --> 00:26:40,966
‫،اگه وقتی که زنده بود نشده
‫پس حالا که مُرده اینکارو میکنن

495
00:26:41,000 --> 00:26:42,001
‫شما دو تا برین سراغ آن بای

496
00:26:42,035 --> 00:26:44,414
‫حراست دانشگاه جورج‌تاون رو برام بگیر

497
00:26:46,873 --> 00:26:49,082
‫وای خدا

498
00:26:49,105 --> 00:26:54,214
‫اون فیلم فوق‌العاده‌ی دهه‌ی هفتاد...
‫دونده‌ی ماراتن" رو یادته؟"

499
00:26:54,249 --> 00:26:56,383
‫وای خدا، عجب فیلمی بود

500
00:26:56,417 --> 00:27:03,084
‫،لورنس الیویر در نقش عضو سابق حزب نازی
‫یه آدم خیلی بد و همینطور یه دندون پزشک

501
00:27:04,108 --> 00:27:06,331
‫و داستین هافمن در نقش...

502
00:27:06,354 --> 00:27:09,226
‫فکر کنم یه دانشجوی فارغ‌التحصیل بود نه؟

503
00:27:09,247 --> 00:27:11,970
‫بگذریم، صحنه‌ی بازجویی...

504
00:27:11,993 --> 00:27:13,752
‫وای خدا

505
00:27:13,786 --> 00:27:18,323
‫الیویر داشت دندون هافمن رو بطرف عصبش سوراخ میکرد

506
00:27:18,357 --> 00:27:20,891
‫وای خدا، میتونم حسش کنم!

507
00:27:20,914 --> 00:27:24,556
‫داد و فریاد و پیچ و تاب خوردن و صدای سوراخ کردن

508
00:27:24,590 --> 00:27:28,193
‫،و البته هافمن از درد هذیون میگفت

509
00:27:28,227 --> 00:27:30,830
‫هر حرفی میزد، چه راست بود چه نبود

510
00:27:30,864 --> 00:27:35,334
‫تا جلوی اون کابوس دردناک رو بگیره

511
00:27:35,369 --> 00:27:37,324
‫امنه"؟"
‫"آره، امنه"

512
00:27:37,348 --> 00:27:39,940
‫امنه"؟"
‫"نه، نه، امن نیست"!

513
00:27:39,974 --> 00:27:41,675
‫میدونی، هر چیزی میگفت

514
00:27:41,709 --> 00:27:43,911
‫و بعدش اون یارو میاد تو...
‫اسمش چیه؟

515
00:27:43,945 --> 00:27:47,235
‫اون... همونی که دندون‌های خیلی زیبا و اون موهای...

516
00:27:48,867 --> 00:27:50,385
‫بگذریم، چیز زیادی ازش درنمیاد

517
00:27:50,419 --> 00:27:54,924
‫هافمن چیزی نمیدونه ولی عجب صحنه‌ای بود

518
00:27:55,640 --> 00:27:58,294
‫متاسفانه، امروز به اون اندازه دراماتیک نیست

519
00:27:58,309 --> 00:28:00,605
‫باید بهتر و منظمتر عمل کنیم

520
00:28:00,639 --> 00:28:02,908
‫نواکسینی که مامور نوابی بهت ترریق کرد
‫[داروی بی حسی]

521
00:28:02,943 --> 00:28:06,009
‫باید همین الانا اثر کنه

522
00:28:06,032 --> 00:28:07,771
‫خب، برناممون اینه

523
00:28:07,805 --> 00:28:13,177
‫بهمون میگی مدیر داره
‫برای چه‌جور حادثه یا حوادث با تلفات زیادی

524
00:28:13,212 --> 00:28:14,812
‫برنامه‌ریزی میکنه

525
00:28:14,847 --> 00:28:17,263
‫یا به سوالاتمون جواب میدی

526
00:28:17,286 --> 00:28:20,346
‫یا امروز تمام دندون‌هاتو میکشیم

527
00:28:20,381 --> 00:28:24,317
‫بهت که گفتم. نمیدونم

528
00:28:24,351 --> 00:28:28,296
‫مدیر هیچوقت از نقشه‌هاش چیزی به من نمیگه

529
00:28:28,307 --> 00:28:31,689
‫من در جریان جزئیات عملیاتی نیستم

530
00:28:31,708 --> 00:28:33,410
‫باورم نمیشه

531
00:28:33,444 --> 00:28:36,179
‫بهت یه فرصت دادم

532
00:28:36,214 --> 00:28:39,615
‫تا موقعیتت رو توی کابال بالا ببری، کنت

533
00:28:39,634 --> 00:28:43,237
‫قبول نکردی و بجاش به مدیر وفادار باقی موندی

534
00:28:43,272 --> 00:28:45,540
‫،گمون میکردم آرزوهای بزرگتری داری

535
00:28:45,574 --> 00:28:47,575
‫ولی نداری، داری کنت؟

536
00:28:47,595 --> 00:28:50,473
‫،پیشنهادم رو قبول نکردی چون اینجور که مشخص شده

537
00:28:50,507 --> 00:28:53,809
‫از همین جایگاهی که داری کاملاً راضی هستی

538
00:28:53,844 --> 00:28:57,547
‫اینجوری بود که فهمیدم
‫یکی از تصمیم گیرنده‌های اصلی هستی

539
00:28:57,582 --> 00:29:01,162
‫مشخصاً، خیلی در جریان هستی

540
00:29:02,547 --> 00:29:05,641
‫وفاداریم رو درک نمیکنی، نه؟

541
00:29:05,665 --> 00:29:07,990
‫چون توی زندگیت چیزی نداری

542
00:29:08,025 --> 00:29:11,360
‫که ارزش وفادار بودن بهش رو داشته باشه

543
00:29:12,764 --> 00:29:14,034
‫ویلیام دوین!

544
00:29:14,059 --> 00:29:15,492
‫ویلیام دوین بود

545
00:29:15,527 --> 00:29:18,696
‫با اون دندون‌های فوق‌العاده و اون موهای زیبا!

546
00:29:18,730 --> 00:29:21,066
‫عاشق ویلیام دوین‌ـم

547
00:29:21,671 --> 00:29:23,256
‫بگذریم، با اینحال

548
00:29:23,280 --> 00:29:25,470
‫،دندان‌پزشکی حالمو بد میکنه

549
00:29:25,504 --> 00:29:28,741
‫پس من میرم تا تو و همکار عزیزم

550
00:29:28,775 --> 00:29:30,910
‫به کارتون برسین

551
00:29:38,568 --> 00:29:40,435
‫نگام کن

552
00:29:46,280 --> 00:29:47,881
‫قربان، وقت زیادی نداریم

553
00:29:47,915 --> 00:29:50,250
‫باید خیلی سریع قبل از اینکه برگرده بریم

554
00:29:53,588 --> 00:29:56,494
‫از مدیر دستور دارم تا شما رو از اینجا ببرم

555
00:29:58,056 --> 00:30:00,769
‫پشت سرم بمونین و ساکت باشین

556
00:30:08,902 --> 00:30:10,502
‫ایست!

557
00:30:17,917 --> 00:30:20,313
‫سوار ماشین شین. برین

558
00:30:31,861 --> 00:30:33,829
‫اداره پلیس محلی رو فرستادم دم خونه‌ی آن بای

559
00:30:33,863 --> 00:30:35,330
‫زودتر از شما میرسن اونجا

560
00:30:35,365 --> 00:30:36,373
‫تونستی باهاش تماس بگیری؟

561
00:30:36,397 --> 00:30:37,390
‫گوشیش رو جواب نمیداد

562
00:30:37,424 --> 00:30:39,025
‫الان میخوام خونه‌شو بگیرم

563
00:30:39,059 --> 00:30:42,724
‫که خود شیطان به فرشته‌ای از نور تبدیل شده

564
00:30:42,739 --> 00:30:44,473
‫انجیل قرنتیان

565
00:30:44,508 --> 00:30:45,789
‫داریم کجا میریم؟

566
00:30:45,807 --> 00:30:48,262
‫دستور دارم شما رو ببرم پیش مدیر

567
00:30:48,286 --> 00:30:50,707
‫میدونستم داخل گروه آدم داریم

568
00:30:50,719 --> 00:30:52,057
‫ولی نمیدونستم کیه

569
00:30:52,091 --> 00:30:53,646
‫خب، دیگه داخل گروه نیستم

570
00:30:53,669 --> 00:30:56,280
‫پوششم رو خراب کردم تا شما رو نجات بدم

571
00:30:56,304 --> 00:30:58,025
‫نُه ماه طول کشید تا کاری کنم

572
00:30:58,059 --> 00:31:00,227
‫ردینگتون و اون گروه ویژه بهم اعتماد کنن

573
00:31:00,261 --> 00:31:03,410
‫ببین، مدیر هیچوقت ریسک نمیکنه

574
00:31:03,424 --> 00:31:06,426
‫اگه فکر کنه هر گونه اطلاعاتی
‫،از نقشه‌هاشون رو فاش کردم

575
00:31:06,460 --> 00:31:07,771
‫کارم تمومه

576
00:31:07,794 --> 00:31:10,824
‫ازت میخوام شهادت بدی که چیزی لو ندادم

577
00:31:10,846 --> 00:31:12,148
‫من که تمام مدت اونجا نبودم

578
00:31:12,182 --> 00:31:14,116
‫نمیدونم قبل از اینکه ردینگتون
‫پای منو به این ماجرا باز کنه چه حرفایی زدی

579
00:31:14,151 --> 00:31:16,285
‫هیچی. واسه همینه که
‫ردینگتون پای تو رو به این ماجرا باز کرد

580
00:31:16,319 --> 00:31:18,818
‫میدونه که مدیر داره عملیات رو جلو میندازه

581
00:31:18,840 --> 00:31:21,308
‫میدونه که نقشه قراره محرک مجموعه‏ای از وقایع بشه

582
00:31:21,342 --> 00:31:23,242
‫تا ما رو به مرز یه جنگ جهانی دیگه میرسونه

583
00:31:23,261 --> 00:31:24,961
‫من بهش چیزی نگفتم.
‫لئونارد کاول اینکارو کرد

584
00:31:24,996 --> 00:31:26,062
‫،فولکروم دست ردینگتون‌ـه

585
00:31:26,097 --> 00:31:27,698
‫که یعنی طرح کلی

586
00:31:27,733 --> 00:31:29,066
‫شالوده‌ی ما رو داره

587
00:31:29,101 --> 00:31:31,176
‫اگه جزئیات عملیاتی رو لو داده باشی، کارمون تمومه

588
00:31:31,188 --> 00:31:35,338
‫لو ندادم. حتی اون جزئیات رو نمیدونم

589
00:31:36,135 --> 00:31:39,144
‫میدونم یه تأسیسات دفاعی رو هدف قرار میدیم

590
00:31:39,168 --> 00:31:41,193
‫ولی نمیدونم کدوم یکی رو

591
00:31:41,227 --> 00:31:42,294
‫جدی میگم!

592
00:31:44,698 --> 00:31:48,267
‫مدیر انتخابش رو تا هفته‌ی دیگه نهایی نمیکنه

593
00:31:48,768 --> 00:31:51,948
‫پس نباید نگران چیزی باشی

594
00:31:52,890 --> 00:31:54,417
‫چرا ما داریم...

595
00:31:54,818 --> 00:31:55,985
‫داری کجا میبریم؟
‫اینجا...

596
00:31:56,020 --> 00:31:57,220
‫،در قرنتیان

597
00:31:57,254 --> 00:32:00,028
‫شیطان به فرشته‌ای نورانی تبدیل نشده بود

598
00:32:00,052 --> 00:32:01,907
‫خودش رو به شکل یه فرشته‌ی نورانی درآورده بود

599
00:32:15,144 --> 00:32:17,078
‫انقدر افسرده و عبوس نباش، کنث

600
00:32:17,112 --> 00:32:21,191
‫همین الان ده دقیقه با مامور نوابی دور زدی

601
00:32:21,214 --> 00:32:23,396
‫حاضرم جونمو بدم تا پنج دقیقه دور بزنم

602
00:32:32,488 --> 00:32:33,822
‫- الو؟
‫- خانم بای؟

603
00:32:33,856 --> 00:32:37,659
‫اسم من آرام مجتبایی‌ـه و
‫مامور اف.بی.آی هستم

604
00:32:37,694 --> 00:32:40,067
‫دلیلی داریم که فکر میکنیم شما در خطر هستین

605
00:32:40,090 --> 00:32:41,194
‫درباره‌ی چی حرف میزنین؟

606
00:32:41,229 --> 00:32:42,329
‫توضیح میدم، ولی اول

607
00:32:42,363 --> 00:32:44,464
‫ازتون میخوام توی خونه‌تون یه اتاق امن پیدا کنین

608
00:32:44,498 --> 00:32:46,906
‫مطمئن شین تمام درها و پنجره‌ها قفل باشه

609
00:32:46,930 --> 00:32:48,010
‫،پلیس تو راهه

610
00:32:48,034 --> 00:32:50,518
‫و من گوشی رو قطع نمیکنم تا برسن

611
00:33:02,962 --> 00:33:06,436
‫خانم بای. الو؟

612
00:33:06,999 --> 00:33:09,748
‫خانم بای. الو؟
‫الو، هنوز گوشی دستتونه؟

613
00:33:10,539 --> 00:33:11,806
‫خانم بای؟

614
00:33:21,996 --> 00:33:25,153
‫از واحد ۵۳ به مرکز. توی محل مورد نظر هستیم

615
00:33:25,188 --> 00:33:27,924
‫بنظر نمیرسه کسی خونه باشه

616
00:33:34,067 --> 00:33:35,499
‫محکم بشین

617
00:33:40,658 --> 00:33:42,937
‫دستات! دستاتو نشونم بده!

618
00:33:43,496 --> 00:33:45,330
‫از ماشین بیا بیرون

619
00:33:59,866 --> 00:34:02,349
‫نمیدونین چیکار کردین، میدونین؟

620
00:34:02,383 --> 00:34:05,365
‫شما کسی هستین که متهم به ده‌ها جرمه آقای ژانگ

621
00:34:05,388 --> 00:34:07,793
‫شما کسی هستین که امروز داشتین
‫جون یه زن رو میگرفتین

622
00:34:07,828 --> 00:34:10,426
‫و شما تا حالا جون چند نفر رو گرفتین؟

623
00:34:10,438 --> 00:34:12,759
‫این رسم در فرهنگ چینی

624
00:34:12,793 --> 00:34:14,762
‫که شما فکر میکنین فقط یه داستان ارواحِ

625
00:34:14,796 --> 00:34:17,457
‫بدون پایه و اساس در دنیای واقعیه

626
00:34:17,478 --> 00:34:21,310
‫ولی این...
‫دنیای واقعی اینه

627
00:34:21,817 --> 00:34:23,517
‫توی آتیش‌سوزی بودین؟

628
00:34:24,913 --> 00:34:28,125
‫برادر بزرگترم وقتی که فقط ۲۷ سال سن داشت مُرد

629
00:34:28,140 --> 00:34:30,322
‫متأسفم

630
00:34:30,346 --> 00:34:34,279
‫برادرم...
‫ازدواج نکرده بود

631
00:34:35,418 --> 00:34:37,861
‫،و در سال‌های بعد

632
00:34:37,885 --> 00:34:41,287
‫از توی قبر باعث آزار و اذیت خانوادم شد

633
00:34:41,322 --> 00:34:45,926
‫پدرم ۳۲ سال برای یه شرکت کار کرد

634
00:34:45,961 --> 00:34:50,030
‫چهار ماه بعد از مرگ برادرم تعطیل کردن

635
00:34:50,065 --> 00:34:52,627
‫و بدشانسی بعدی این بود که...

636
00:34:53,473 --> 00:34:57,043
‫خونه‌مون توی یه آتیش‌سوزی فاجعه‌آمیز نابود شد

637
00:34:57,077 --> 00:34:59,752
‫پدرومادرم زنده نموندن

638
00:34:59,775 --> 00:35:05,319
‫روزی که مادرم فوت کرد توی بیمارستان پیشش بودم

639
00:35:05,353 --> 00:35:08,939
‫ترس رو توی چشماش دیدم

640
00:35:08,962 --> 00:35:13,189
‫گفت، "میدونی که چرا این اتفاق افتاد

641
00:35:14,130 --> 00:35:18,145
‫"تا وقتی که برادرت رو آروم نکنی تموم نمیشه

642
00:35:18,967 --> 00:35:21,036
‫،پس اون شب

643
00:35:21,071 --> 00:35:24,666
‫،جنازه‌ی یه زن جوون رو از روستامون دزدیدم

644
00:35:24,690 --> 00:35:29,658
‫کنار برادرم خاکش کردم

645
00:35:29,681 --> 00:35:34,672
‫یه همسر برای برادرم و یه شوهر
‫برای اون زن در زندگی بعد از مرگ

646
00:35:38,971 --> 00:35:43,509
‫و بعد از اون روز، خبری از بدشانسی نبود

647
00:35:43,544 --> 00:35:49,419
‫،درست همونجور که برادرم منو اذیت میکرد
‫الان جین هان پدرومادرش رو اذیت میکنه

648
00:35:49,443 --> 00:35:52,772
‫بخاطر شما، آرامش پیدا نکرد

649
00:35:52,807 --> 00:35:54,661
‫و حالا برای کسایی که خوشبختی

650
00:35:54,681 --> 00:35:57,884
‫در زندگی بعد از مرگ رو ازش دریغ کردن بدشانسی میاره

651
00:35:57,919 --> 00:36:00,968
‫شامل شما و مامورین همکارتون میشه

652
00:36:00,991 --> 00:36:03,084
‫میدونیم منحصراً به عنوان

653
00:36:03,118 --> 00:36:04,886
‫یه عامل مستقل کار نمیکنی

654
00:36:04,921 --> 00:36:07,122
‫مهارتت به عنوان یه قاچاقچی بین‌المللی

655
00:36:07,156 --> 00:36:09,191
‫باعث شده باارزش باشی

656
00:36:09,225 --> 00:36:10,783
‫باارزش؟ برای کی؟

657
00:36:10,806 --> 00:36:13,863
‫به تشکیلاتی که برخی
‫اسم کابال رو روش گذاشتن

658
00:36:13,897 --> 00:36:15,565
‫نمیدونم اون چیه

659
00:36:15,599 --> 00:36:16,933
‫،شاید اسمش رو ندونی

660
00:36:16,967 --> 00:36:19,135
‫ولی میدونی کی استخدامت کرد
‫تا اسلحه‌ای که از اون

661
00:36:19,169 --> 00:36:21,672
‫در بمب‏گذاری فستیوال تایوان

662
00:36:23,021 --> 00:36:25,593
‫یا حمله به کاروان هیئت چینی در جاکارتا
‫استفاده شده رو فراهم کنی

663
00:36:26,614 --> 00:36:27,848
‫گوش میکنم

664
00:36:27,872 --> 00:36:31,283
‫قراره هفته‌ی بعد در خاک آمریکا یه حمله صورت بگیره

665
00:36:31,317 --> 00:36:34,019
‫باهات قرارداد بسته شده تا یه چیزی رو وارد کشور کنی

666
00:36:34,053 --> 00:36:36,856
‫چیزی که فکر میکنیم توی اون حمله ازش استفاده میشه

667
00:36:36,890 --> 00:36:38,958
‫میخوایم بدونیم اون چیه و کِی قراره بیاد

668
00:36:38,992 --> 00:36:40,826
‫اشتباه میکنین

669
00:36:40,861 --> 00:36:43,697
‫اشتباه نمیکنیم. میدونیم که باهات قرارداد بستن

670
00:36:43,731 --> 00:36:44,765
‫در اون مورد نه

671
00:36:44,799 --> 00:36:48,039
‫ازم خواستن ترتیب تحویل یه محموله رو بدم

672
00:36:48,062 --> 00:36:50,437
‫ولی یه شیء نبود

673
00:36:50,810 --> 00:36:54,943
‫یه مامور بود...
‫ماموری که بهش میگن کاراکرت

674
00:36:54,977 --> 00:36:57,617
‫کاراکرت؟ کیه؟

675
00:36:57,629 --> 00:37:00,824
‫و هفته‌ی بعد نمیرسه

676
00:37:01,740 --> 00:37:03,328
‫الان اینجاست

677
00:37:03,362 --> 00:37:05,230
‫،میبینی مامور کین

678
00:37:05,264 --> 00:37:08,935
‫هنوز هیچی نشده بدشانسی‌هاتون شروع شده

679
00:37:17,503 --> 00:37:19,404
‫یه لحظه کارت دارم

680
00:37:23,146 --> 00:37:24,768
‫دیگه نیستم

681
00:37:24,803 --> 00:37:27,705
‫اطلاعات محرمانه رو نه بخاطر تو
‫و نه بخاطر هیچ کس دیگه‌ای لو نمیدم

682
00:37:27,739 --> 00:37:28,973
‫نیستی؟ تو چه کاری نیستی؟

683
00:37:29,007 --> 00:37:31,676
‫هر بازی مسخره‌ای که منو تو داریم انجام میدیم

684
00:37:32,228 --> 00:37:33,094
‫میدونی که بیمارم

685
00:37:33,129 --> 00:37:34,963
‫ازت کمک خواستم، به عنوان یه دوست

686
00:37:35,438 --> 00:37:37,288
‫و فکر کردم تو هم اون کمک رو
‫به عنوان یه دوست پیشنهاد کردی

687
00:37:37,322 --> 00:37:39,544
‫- همینطوره
‫- بازی بسه، تام

688
00:37:39,567 --> 00:37:42,033
‫،ازش برای داشتن اهرم فشار روی من استفاده کردی

689
00:37:42,057 --> 00:37:44,558
‫تا بتونی یه جوری کنترلم کنی تا کمکم رو برای زمانی

690
00:37:44,592 --> 00:37:46,260
‫که بهش نیاز داشتی تضمین کنی

691
00:37:46,294 --> 00:37:48,697
‫فکر میکنی با تلاش برای نجات جونت خواستم تو رو

692
00:37:48,731 --> 00:37:50,659
‫برای سود شخصیم تحت کنترل قرار بدم؟

693
00:37:51,528 --> 00:37:54,069
‫توی چشمام نگاه کن و بگو که اشتباه میکنم

694
00:37:55,263 --> 00:37:57,340
‫کاری فراتر و بهتر از این میکنم، هارولد

695
00:37:57,879 --> 00:38:01,343
‫توی چشمات نگاه میکنم
‫و بهت میگم که حتی نزدیک هم نشدی

696
00:38:02,306 --> 00:38:07,250
‫شرایط از اون چیزی که فکر میکنی، خیلی خیلی بدتره

697
00:38:08,638 --> 00:38:09,676
‫کاملاً حق با توئه

698
00:38:09,710 --> 00:38:12,546
‫بهت کمکم کردم تا بهت نزدیک شم، تا روی تو
‫اهرم فشار داشته باشم، ولی نه برای خودم

699
00:38:12,792 --> 00:38:15,751
‫رفیق، بیخیال. این بازی‌ها از منو تو گذشته

700
00:38:15,785 --> 00:38:17,620
‫مطمئنم یه آدم باهوشی مثل تو

701
00:38:17,654 --> 00:38:20,290
‫میتونه حدس بزنه پشت بازی‌هام کی حضور داره

702
00:38:21,270 --> 00:38:22,192
‫کابال

703
00:38:23,761 --> 00:38:26,030
‫عنوان عجیبی که افرادی که درش دخیل هستن

704
00:38:26,064 --> 00:38:27,453
‫ازش استفاده نمیکنن

705
00:38:27,476 --> 00:38:28,866
‫چرا من؟

706
00:38:28,901 --> 00:38:30,542
‫اگه شما...

707
00:38:30,565 --> 00:38:32,667
‫،به اون اندازه‌ای که بهم گفتن قدرتمندین

708
00:38:32,691 --> 00:38:34,201
‫منو واسه چی میخواین؟

709
00:38:34,236 --> 00:38:35,769
‫هر چیزی به وقتش هارولد

710
00:38:35,804 --> 00:38:39,106
‫چیزی که الان مهمه اینه که درک کنی تنها چیز مهمی...

711
00:38:39,140 --> 00:38:41,709
‫که با تک تک اعضای وجودت باید درکش کنی

712
00:38:41,743 --> 00:38:43,211
‫و پیش خودت نگهش داری

713
00:38:43,246 --> 00:38:45,147
‫- و اون چیه؟
‫- تو مال مایی

714
00:38:45,873 --> 00:38:49,102
‫برای محافظت از مامور کین سوگند دروغ خوردی

715
00:38:49,126 --> 00:38:50,319
‫با فاش کردن زمان

716
00:38:50,353 --> 00:38:53,022
‫اعلام جرمی که هنوز رسماً انجام نشده بود
‫قانون فدرال رو شکستی

717
00:38:53,056 --> 00:38:54,290
‫،اگه این واست کافی نیست

718
00:38:54,324 --> 00:38:56,959
‫بگم که یه مدرک محرمانه امروز
‫به روزنامه‌ی واشنگتن پُست درز داده شد

719
00:38:56,993 --> 00:38:59,123
‫بهت که گفتم اینکارو نمیکنم

720
00:38:59,147 --> 00:39:01,366
‫متوجه حرفم نیستی هارولد

721
00:39:01,390 --> 00:39:03,057
‫از قبل انجام شده

722
00:39:04,430 --> 00:39:07,871
‫بنظر میرسه همسرت مثل تو
‫به قوانین اخلاقی پایبند نیست

723
00:39:08,658 --> 00:39:09,729
‫،تو اینکارو نمیکردی

724
00:39:09,763 --> 00:39:12,829
‫پس شارلین این تصمیم سخت رو برات گرفت

725
00:39:14,669 --> 00:39:16,603
‫تا این اندازه عاشقته

726
00:39:16,638 --> 00:39:18,839
‫خدا میدونه که همسر من حاضر نیست بخاطر من

727
00:39:18,873 --> 00:39:20,307
‫جرمی مرتکب بشه

728
00:39:21,146 --> 00:39:24,347
‫مطمئنم داری به تمام راه‌هایی
‫که برات مونده فکر میکنی

729
00:39:24,370 --> 00:39:25,677
‫مراقب باش

730
00:39:25,698 --> 00:39:27,065
‫افرادی که من از جانبشون حرف میزنم

731
00:39:27,099 --> 00:39:31,969
‫اگه نیاز باشه، برای آسیب رسوندن
‫به تو یا شارلین درنگ نمیکنن

732
00:39:32,599 --> 00:39:34,085
‫خب حالا چی؟

733
00:39:34,119 --> 00:39:37,323
‫همونجوری که گفتم، همه چیز به زودی آشکار میشه

734
00:39:37,357 --> 00:39:38,836
‫بیا

735
00:39:38,859 --> 00:39:41,694
‫فکر کنم، تقریباً آماده‌ی شروع باشن

736
00:39:48,758 --> 00:39:52,316
‫یه بسته براتون رسیده. روش علامت امنیتی زده شده

737
00:39:52,340 --> 00:39:54,278
‫فکر کنم باید خودتون ببینینش

738
00:40:03,019 --> 00:40:05,692
‫امروز یکم با جاسپر گَپ زدم

739
00:40:05,727 --> 00:40:08,028
‫کاشف بعمل اومد نمیتونه
‫،خوب جلوی زبونش رو بگیره

740
00:40:08,062 --> 00:40:10,532
‫واسه همین از جانب تو تنبیهش کردم

741
00:40:39,298 --> 00:40:40,966
‫"من توماس پی کانلی رسماً قسم میخورم"...

742
00:40:42,335 --> 00:40:45,104
‫من توماس پی کانلی رسماً قسم میخورم...

743
00:40:45,138 --> 00:40:47,573
‫که از قانون اساسی ایالت متحده‌ی آمریکا"

744
00:40:47,607 --> 00:40:50,510
‫"حمایت و دفاع کنم

745
00:40:52,179 --> 00:40:54,547
‫که از قانون اساسی ایالت متحده‌ی آمریکا
‫حمایت و دفاع کنم

746
00:41:12,136 --> 00:41:13,603
‫با الیزابت کین تماس گرفتین

747
00:41:13,637 --> 00:41:14,837
‫لطفاً بعد از شنیدن صدای بوق، پیغام بذارین

748
00:41:48,234 --> 00:41:50,723
‫به آمریکا خوش اومدین، قربان

749
00:42:00,483 --> 00:42:02,221
‫بیا تو

750
00:42:03,560 --> 00:42:04,860
‫میخوای درباره‌ش حرف بزنی؟

751
00:42:04,884 --> 00:42:06,860
‫: هماهنگ شده با نسخه ی بلوری
‫www.IranFilm.Net

752
00:42:06,861 --> 00:42:10,862
‫ترجمه و زیرنویس
‫« علیرضا و مهرداد »

753
00:42:17,932 --> 00:42:23,808
‫:: Cafe-Film.Com ::..
‫:: IranFilm.Net ::..

