1
00:00:09,387 --> 00:00:12,045
‫[دوبی، امارات]

2
00:00:30,780 --> 00:00:32,395
‫فکر میکنم بهم خیره شدی.

3
00:00:33,340 --> 00:00:34,409
‫واقعاً؟

4
00:00:36,660 --> 00:00:37,502
‫کیان هستم.

5
00:00:38,795 --> 00:00:39,723
‫آوا.

6
00:00:46,089 --> 00:00:46,764
‫خب پس...

7
00:00:47,334 --> 00:00:48,714
‫باید تمام شب بهم نگاه کنیم...

8
00:00:48,716 --> 00:00:50,607
‫یا اینکه نوشیدنی واسم میخری؟

9
00:01:14,437 --> 00:01:15,315
‫- کلیدهام.
‫- کجا هستن؟

10
00:01:15,318 --> 00:01:16,751
‫جیب راستی.

11
00:01:34,862 --> 00:01:38,859
‫: هماهنگ شده با نسخه ی بلوری
‫www.IranFilm.Net

12
00:01:39,883 --> 00:01:44,996
‫عـلـیـرضـا و مـهـرداد با افتخار تقدیم میکنند
‫<font color=Blue>Mehrdadss</font> - <font color=Maroon>Oceanic ۶</font>

13
00:01:44,998 --> 00:01:47,688
‫شمشیر هلالی
‫(شماره ۲۲)

14
00:01:47,930 --> 00:01:50,078
‫هر چی که میدونم رو بهت گفتم.

15
00:01:50,114 --> 00:01:52,091
‫تیکه تیکه بهم اطلاعات دادی.

16
00:01:52,126 --> 00:01:54,578
‫بیشتر حاشیه گفتی
‫اما اطلاعات بیشتری میخوام.

17
00:01:54,580 --> 00:01:55,629
‫برلین رو میخوام!

18
00:01:55,631 --> 00:01:58,642
‫لیز فکر میکنی از اینجا
‫که به زمین غل و زنجیر شدم

19
00:01:58,675 --> 00:01:59,937
‫چه کاری ازم برمیاد؟

20
00:01:59,973 --> 00:02:02,256
‫باید بذاری برم و بعدش میتونم...

21
00:02:02,291 --> 00:02:05,575
‫تامین کننده سلاح... اسمش رو بهم بگو.

22
00:02:05,577 --> 00:02:08,467
‫،میتونم سعی کنم با برلین تماس بگیرم

23
00:02:08,500 --> 00:02:10,406
‫اما تا وقتی اینجام، نمیتونم.

24
00:02:10,409 --> 00:02:11,810
‫اسمش رو میخوام!

25
00:02:14,811 --> 00:02:16,481
‫الان چه ماهیه؟

26
00:02:16,516 --> 00:02:18,084
‫نوامبر.

27
00:02:18,120 --> 00:02:19,927
‫خب سالگردمون مبارک لیز.

28
00:02:19,962 --> 00:02:24,407
‫برای جشن گرفتنش میری به
‫رستوران دریایی "پَشن فیش"؟

29
00:02:30,366 --> 00:02:32,549
‫این پایین یخ میزنم.

30
00:02:32,584 --> 00:02:33,845
‫خودت میدونی، مگه نه؟

31
00:02:35,245 --> 00:02:37,528
‫سووان.

32
00:02:39,815 --> 00:02:42,918
‫سووان ولکوف.

33
00:02:42,954 --> 00:02:44,488
‫برای برلین سلاح جور میکنه.

34
00:02:44,522 --> 00:02:46,569
‫میتونه یه قرار ملاقات جور کنه.

35
00:02:46,604 --> 00:02:49,342
‫اینقدرم سخت نبود، نه؟

36
00:02:51,925 --> 00:02:54,244
‫دقیقاً ردینگتون چی گفت؟

37
00:02:54,279 --> 00:02:55,507
‫دمبه بود.

38
00:02:55,541 --> 00:02:57,212
‫گفت که رد یه پرونده دیگه داره

39
00:02:57,247 --> 00:02:59,736
‫اما خصوصاً از تو نام برده که
‫باید بیای.

40
00:02:59,771 --> 00:03:01,749
‫- این مساله تو رو ناراحت نمیکنه؟
‫- چرا باید اذیت کنه؟

41
00:03:01,784 --> 00:03:03,694
‫فکر میکردم فقط با تو حرف میزنه.

42
00:03:03,729 --> 00:03:05,671
‫دلم نمیخواد پا روی پات بذارم
‫[ناراحتت کنم]

43
00:03:05,706 --> 00:03:08,230
‫من خوبم... انگشت پامم خوبه.

44
00:03:08,266 --> 00:03:11,031
‫خانمها خدا رو شکر که اومدین.

45
00:03:11,033 --> 00:03:13,451
‫درگیر آهنگ راستروپوویچ شدم
‫[نوازنده روسی ویولن سل]

46
00:03:13,453 --> 00:03:16,794
‫در نهایت کاملاً غرق در اجرای "چیکو همینلتون" شدم.
‫[نوازنده درام سبک جاز]

47
00:03:16,828 --> 00:03:18,703
‫این اعتیاده.

48
00:03:18,738 --> 00:03:20,463
‫نمیتونم بین...

49
00:03:20,465 --> 00:03:22,953
‫میشه واسم یه لیوان آب یخ بیارین؟

50
00:03:22,955 --> 00:03:24,981
‫چرا خواستی دو تامون بیایم اینجا؟

51
00:03:25,015 --> 00:03:28,488
‫هر دو... راست میگی.
‫ممنون. فکر خوبیه.

52
00:03:28,490 --> 00:03:31,941
‫بهرحال، داستان جالبی واستون بگم...
‫اگه شنیده بودین حرفم رو قطع کنین.

53
00:03:31,973 --> 00:03:33,951
‫،یه مرد ایرانی میره توی بار

54
00:03:33,986 --> 00:03:36,763
‫با یه زن زیبا آشنا میشه
‫چند پیک نوشیدنی میخورن.

55
00:03:36,765 --> 00:03:40,434
‫اتفاق بعدی که میوفته اینه که
‫از بالکن طبقه دوازدهم پرت میشه پایین.

56
00:03:40,980 --> 00:03:42,024
‫من که متوجه نشدم.

57
00:03:42,026 --> 00:03:44,562
‫گمونم مامور نوابی میدونه.

58
00:03:44,595 --> 00:03:46,821
‫،منظورت "کیان نوری"ـه

59
00:03:46,823 --> 00:03:49,851
‫تاجر ایرانی که در دوبی
‫خودکشی کرده.

60
00:03:49,853 --> 00:03:52,715
‫درسته، بغیر از اینکه یه تاجر ساده نبوده.

61
00:03:52,748 --> 00:03:56,226
‫یکی از بهترین دانشمندان هسته‏ای ایرانی بوده.

62
00:03:56,262 --> 00:03:58,716
‫در دوبی بوده تا بر خرید

63
00:03:58,751 --> 00:04:02,162
‫چندین طیف سنج اشعه گاما
‫یا همچین چیزهایی نظارت کنه.

64
00:04:02,198 --> 00:04:03,971
‫و خودکشی هم نکرده.

65
00:04:04,005 --> 00:04:09,057
‫در یک عملیات مشترک
‫موساد/سازمان سیا بقتل رسیده

66
00:04:09,059 --> 00:04:11,750
‫،تا برنامه هسته‏ای ایران رو به تاخیر بندازه

67
00:04:11,784 --> 00:04:13,761
‫اما تو که خودت همه اینا رو میدونی.

68
00:04:13,796 --> 00:04:17,218
‫بنظر من که یه سفر کوچولو برای ملاقات

69
00:04:17,220 --> 00:04:18,948
‫با آقای نوری به دوبی کردی

70
00:04:18,981 --> 00:04:21,197
‫تا بتونی از بالای ساختمون بندازیش پایین.

71
00:04:21,232 --> 00:04:22,425
‫تو کُشتیش؟

72
00:04:22,460 --> 00:04:24,335
‫اگه داری ازم میپرسی

73
00:04:24,371 --> 00:04:27,133
‫تا درباره عملیات موساد نظری بدم
‫خودت میدونی که نمیتونم.

74
00:04:27,168 --> 00:04:30,510
‫من که سوال نپرسیدم.
‫اما چندان اهل قضاوت کردن نیستم.

75
00:04:30,545 --> 00:04:35,081
‫جورج اورول یه جمله داره که میگه
‫آنهایی که دست از خشونت برمیدارند"

76
00:04:35,116 --> 00:04:36,513
‫تنها به این خاطر اینکار را میکنند

77
00:04:36,549 --> 00:04:39,072
‫که افرادی را دارند که از جانب آنها
‫".مرتکب خشونت میشوند

78
00:04:39,107 --> 00:04:43,643
‫عجب آدم پیشگویی بوده اما خدای من
‫کتابهاش افسرده کننده هستن.

79
00:04:43,677 --> 00:04:45,370
‫،در هر صورت، خبر بد اینه که

80
00:04:45,372 --> 00:04:48,899
‫داشتم با وزیر اطلاعات ایران قلیون میکشیدم

81
00:04:48,932 --> 00:04:50,807
‫و قصد دارن این اتفاق رو تلافی کنن.

82
00:04:50,842 --> 00:04:54,866
‫دانشمند رده بالای اونا رو بکشی
‫اونا هم سوء قصد به جان دانشمند شما میکنن.

83
00:04:54,901 --> 00:04:56,094
‫و مَردی که به اسم

84
00:04:56,129 --> 00:04:58,721
‫شمشیر هلالی" معروفه رو مامور اینکار کردن".

85
00:04:58,757 --> 00:04:59,715
‫شمشیر هلالی؟

86
00:04:59,718 --> 00:05:02,714
‫این یه قاتل معمولی نیست مامور کین.

87
00:05:02,747 --> 00:05:06,226
‫قابلیت‏های زیادی داره هم شیاده و هم قاتل.

88
00:05:06,261 --> 00:05:07,898
‫با کارهاش آشنا هستم.

89
00:05:07,900 --> 00:05:09,504
‫در سال ۲۰۰۹، هدفش

90
00:05:09,535 --> 00:05:12,025
‫یه رهبر قبیله‏ای سُنی به اسم
‫مجید عبدباوی رو مورد هدف قرار داد.

91
00:05:12,059 --> 00:05:15,396
‫شمشیر هلالی از طریق پیوستن به
‫نیروی شبه نظامیش تونسته بود بهش نزدیک بشه.

92
00:05:15,398 --> 00:05:17,244
‫اُه درسته!

93
00:05:17,246 --> 00:05:20,009
‫هفت ماه برای طرف جنگیده بود

94
00:05:20,042 --> 00:05:21,814
‫تا روزی که اینقدر بهش نزدیک شده بود

95
00:05:21,816 --> 00:05:24,682
‫تا بتونه با یه چنگال شاهرگ باوی رو بزنه.

96
00:05:24,716 --> 00:05:27,980
‫آدم انعطاف پذیر، مَکاریه که
‫خودش رو وقف اینکار کرده

97
00:05:27,982 --> 00:05:31,779
‫و مسئول قتل ده‏ها هدف با ارزشه

98
00:05:31,812 --> 00:05:36,859
‫و طبق حرفهای منابعم
‫در حال حاضر وارد خاک ایالات متحده شده.

99
00:05:36,893 --> 00:05:39,792
‫هارولد، من معاون سازمان انرژی هسته‏ای هستم.

100
00:05:39,794 --> 00:05:42,524
‫تمامی موضوعات هسته‏ای در عرصه بین الملل
‫رو زیر نظر دارم.

101
00:05:42,557 --> 00:05:46,035
‫اگه همونطور که ادعا میکنی
‫طرف تهدیدی بحساب میومد، حتماً میدونستم.

102
00:05:46,070 --> 00:05:47,706
‫منبعت در مورد این تهدید کیه؟

103
00:05:47,708 --> 00:05:48,905
‫یه مُخبر محرمانه

104
00:05:48,907 --> 00:05:51,939
‫که سابقه قابل اعتمادی داره.

105
00:05:51,973 --> 00:05:54,393
‫متاسفانه همینقدر میتونم توضیح بدم.

106
00:05:54,428 --> 00:05:58,009
‫اگه حق با من باشه
‫در این مورد کجا در معرض خطره؟

107
00:05:59,545 --> 00:06:01,387
‫ابرهای فوقانی.

108
00:06:01,421 --> 00:06:05,355
‫اسم سِری پروژه طراحی کلاهک هسته‏ایه.

109
00:06:05,357 --> 00:06:07,597
‫توسط سه دانشمند ارشد ما داره انجام میشه.

110
00:06:07,630 --> 00:06:10,051
‫،اگه هر کدوم از اونها بدست ملتی شرور بیوفته

111
00:06:10,085 --> 00:06:13,603
‫برنامه هسته‏ای اون کشور
‫یه شبه ره صدساله میره.

112
00:06:13,605 --> 00:06:15,588
‫چجور روال امنیتی رو برقرار کردی؟

113
00:06:15,590 --> 00:06:17,558
‫،سازمان تامین اجتماعی براشون هویت‏های جعلی

114
00:06:17,590 --> 00:06:19,943
‫شماره تامین اجتماعی و حتی
‫شغل‏های جانبی براشون فراهم کرده.

115
00:06:19,979 --> 00:06:21,308
‫،در ملاعام اونا رو مخفی کردیم

116
00:06:21,343 --> 00:06:25,097
‫یه جور برنامه حفاظت از شهود
‫برای مُهره‏های با ارزش.

117
00:06:25,099 --> 00:06:26,857
‫با اینا راه به جایی نمیبری.

118
00:06:26,859 --> 00:06:28,098
‫باید این آدمها رو از توی خیابون جمع کنی

119
00:06:28,131 --> 00:06:29,699
‫و در برنامه حفاظتی قرار بدی.

120
00:06:29,735 --> 00:06:30,757
‫خیلی‏خب هارولد.

121
00:06:30,792 --> 00:06:32,700
‫دو تاشون رو قرنطینه میکنم.

122
00:06:32,736 --> 00:06:35,294
‫بدون اینکه جلب توجه کنه
‫میتونم اینکارو بکنم.

123
00:06:35,330 --> 00:06:36,590
‫و نفر سوم چی؟

124
00:06:36,626 --> 00:06:38,910
‫اون مشکل ساز میشه.

125
00:06:38,944 --> 00:06:41,820
‫مامور وزارت دفاع آملیا کالینز...

126
00:06:41,822 --> 00:06:44,190
‫مهندس ارشد تیم طراحی کلاهک هسته‏ای.

127
00:06:44,192 --> 00:06:45,564
‫،وقتی در خدمت وزارت دفاع نیست

128
00:06:45,597 --> 00:06:48,223
‫بعنوان پروفسور فیزیک نجوم در دانشگاه دوک
‫فعالیت میکنه.

129
00:06:48,259 --> 00:06:50,542
‫اینجا ذکر شده که امشب قراره

130
00:06:50,578 --> 00:06:52,760
‫در ضیافتی در هتل گرانویل سخنرانی کنه.

131
00:06:52,795 --> 00:06:55,121
‫وزارت دفاع علاقه‏ای نداره تا دقیقه ۹۰
‫سخنرانی رو لغو کنه

132
00:06:55,123 --> 00:06:56,582
‫چون باعث میشه توجهات جلب بشه.

133
00:06:56,615 --> 00:06:58,428
‫حس میکنن باعث میشه در معرض خطر بیشتری قرار بگیره.

134
00:06:58,430 --> 00:06:59,613
‫منظورت اینه که قرار نیست
‫تحت حفاظت قرارش بدن؟

135
00:06:59,615 --> 00:07:02,484
‫نشانه‏ای از اینکه ایرانی‏ها از
‫ارزش واقعی اون خبرداشته باشن در دست نیست.

136
00:07:02,486 --> 00:07:03,473
‫باید مطمئن بشیم که
‫همین منوال ادامه پیدا کنه.

137
00:07:03,507 --> 00:07:05,211
‫در همین حین باید این شمشیر هلالی رو

138
00:07:05,246 --> 00:07:07,393
‫قبل از اینکه بتونه تیم ما رو شناسایی کنه
‫پیدا کنیم.

139
00:07:08,487 --> 00:07:11,078
‫باید با هم حرف بزنیم.

140
00:07:12,341 --> 00:07:13,857
‫اوضاع تحت کنترلمه.

141
00:07:13,859 --> 00:07:16,027
‫آخرین باری که استفاده کردی کِی بود؟

142
00:07:16,060 --> 00:07:17,645
‫سیتکا، یه هفته‏ای میشه.

143
00:07:17,647 --> 00:07:19,804
‫همیشه خدا از این اتفاقها میوفته...
‫مامورها قرص میخورن

144
00:07:19,806 --> 00:07:21,382
‫تا جراحاتشون رو برطرف کنن
‫اما بعدش اسیر داروها میشن.

145
00:07:21,415 --> 00:07:23,632
‫- مساله مهمی نیست.
‫- میخوای چیکار کنی کین؟

146
00:07:23,667 --> 00:07:26,483
‫- به کوپر بگی که معتادم؟
‫- میخوام کمکت کنم.

147
00:07:26,485 --> 00:07:28,955
‫و دارم بهت میگم، تنهایی میتونم
‫،ترکش کنم

148
00:07:28,987 --> 00:07:32,603
‫و حتی اگرم نتونم خودم میرم پیش کوپر.

149
00:07:32,639 --> 00:07:35,195
‫مشکلی با این قضیه ندارم.

150
00:07:38,107 --> 00:07:40,218
‫[پیر - ۹۱۱]

151
00:07:51,340 --> 00:07:52,787
‫دوربین آماده‏اس.

152
00:07:53,082 --> 00:07:55,022
‫هر چی لازم داشتیم گرفتیم.

153
00:07:55,635 --> 00:07:57,222
‫شخصی رو که میبینین...

154
00:07:57,224 --> 00:07:58,427
‫جاناتان ریس"ـه"

155
00:07:58,429 --> 00:08:00,587
‫مامور سرویس امنیت ملی هست.

156
00:08:06,126 --> 00:08:08,914
‫پیامکت رسید دستم.
‫چی شده؟

157
00:08:08,916 --> 00:08:10,391
‫صدف گورخر. سازمان محیط زیست وارد عمل شده.

158
00:08:10,425 --> 00:08:12,933
‫سرکشی‏های تصادفی رو برای
‫گونه‏های مهاجم دارن انجام میدن.

159
00:08:12,935 --> 00:08:15,707
‫صدف گور خر. داخل هم رفتن؟

160
00:08:15,709 --> 00:08:17,121
‫،سعی کردن برن اما جلوشون رو گرفتم

161
00:08:17,123 --> 00:08:18,528
‫اما نمیدونم تا کِی میتونیم.

162
00:08:18,530 --> 00:08:21,546
‫یا باید قایق رو جابجا کنیم یا اونو.

163
00:08:30,244 --> 00:08:31,438
‫با ولکوف حرف زدی؟

164
00:08:31,472 --> 00:08:32,938
‫امروز عصر با هم قرار داریم.

165
00:08:32,973 --> 00:08:36,485
‫واست چند تا لباس گرم آوردم.

166
00:08:36,520 --> 00:08:40,170
‫خب، چه خوب.

167
00:08:40,205 --> 00:08:43,308
‫بهم اهمیت میدی.

168
00:08:43,344 --> 00:08:45,900
‫یعنی نگران...

169
00:08:45,935 --> 00:08:48,118
‫رفاه من هستی؟

170
00:08:48,153 --> 00:08:50,410
‫میتونی سعی کنی تا بابت کاری که داری میکنی

171
00:08:50,412 --> 00:08:52,676
‫حس بهتری نسبت
‫،به خودت داشته باشی

172
00:08:52,678 --> 00:08:55,283
‫اما من بهت... حقیقت رو گفتم.

173
00:08:55,316 --> 00:08:58,351
‫به قولم عمل کردم.

174
00:08:58,386 --> 00:09:00,159
‫تو کِی میخوای به عهدت وفا کنی؟

175
00:09:00,195 --> 00:09:01,490
‫قبلاً در اینباره بحث کردیم.

176
00:09:01,525 --> 00:09:02,674
‫،اگه کمکم کنی برلین رو از بین ببرم

177
00:09:02,676 --> 00:09:06,643
‫تا اونجایی که بهم مربوط میشه
‫کل قضیه تمومه دیگه.

178
00:09:08,109 --> 00:09:09,847
‫و تا اونموقع از منظره لذت ببر.

179
00:09:09,883 --> 00:09:11,280
‫لیز...

180
00:09:11,315 --> 00:09:12,850
‫نمیتونی منو اینجا نگه داری!

181
00:09:12,885 --> 00:09:16,282
‫لیز! نمیتونی اینجا نگهم داری!

182
00:09:16,284 --> 00:09:18,344
‫لعنتی لیز!

183
00:09:25,431 --> 00:09:28,431
‫سووان ولکوف! ممنون که قبول کردی
‫باهام ملاقات کنی.

184
00:09:28,467 --> 00:09:30,990
‫مگه چاره دیگه‏ای هم داشتم؟

185
00:09:31,025 --> 00:09:34,265
‫برلین. میدونم که محموله سلاح‏هاش رو
‫تو تامین میکنی.

186
00:09:34,301 --> 00:09:36,654
‫- و از کجا اینو میدونی؟
‫- بهم بگو کجا میتونم پیداش کنم.

187
00:09:36,688 --> 00:09:39,792
‫اگه یه ذره برلین رو بشناسی
‫میدونی که نمیتونم حرفی بزنم.

188
00:09:39,827 --> 00:09:41,156
‫،حدس میزدم همچین حرفی بزنی

189
00:09:41,192 --> 00:09:44,021
‫واسه همین تو رو نامزد ورود به
‫فهرست افراد تحت تعقیب اف.بی.آی کردم.

190
00:09:44,056 --> 00:09:45,327
‫اداره تحقیقات جرائم جنایی تاییدش کرده.

191
00:09:45,329 --> 00:09:47,367
‫فقط منتظریم تا مدیر زیرش رو امضا کنه.

192
00:09:47,399 --> 00:09:48,761
‫اگه میخوای بازداشتم کنی بفرما.

193
00:09:48,763 --> 00:09:51,255
‫تا بتونی توی یه سلول با یه وکیل گرون قیمت
‫ساکت بشینی؟

194
00:09:51,288 --> 00:09:53,744
‫،ترجیح میدم آزادت بذارم

195
00:09:53,779 --> 00:09:55,723
‫و بذارم کل دنیا بفهمه که دنبالت هستیم.

196
00:09:55,758 --> 00:09:58,311
‫،به محض اینکه خبر توی خیابون‏ها بپیچه
‫برلین میفهمه

197
00:09:58,313 --> 00:10:00,910
‫که دولت آمریکا منابع نامحدود و وقتش رو

198
00:10:00,942 --> 00:10:04,232
‫صرف پیدا کردنت کرده... مَردی که اطلاعات مهمی

199
00:10:04,234 --> 00:10:06,641
‫درباره برلین و روابط تجاریش داره.

200
00:10:06,674 --> 00:10:11,346
‫دو راه جلوی پاته...
‫یا من رو بسمت برلین هدایت میکنی...

201
00:10:11,380 --> 00:10:13,699
‫یا اینکه من برلین رو میفرستم سر وقتت.

202
00:10:13,735 --> 00:10:17,586
‫دقیقاً چطوری به این اطلاعات دست پیدا کردی؟

203
00:10:17,588 --> 00:10:20,524
‫از یه مُخبر گرفتم.
‫کسی که اداره بهش اطمینان داره.

204
00:10:23,184 --> 00:10:25,128
‫حرفت رو باور نمیکنم.

205
00:10:25,162 --> 00:10:27,925
‫اگه اداره سرنخی داشت
‫خودش پیگیرش میشد.

206
00:10:27,960 --> 00:10:29,665
‫،تنهایی به این سرنخ رسیدی

207
00:10:29,700 --> 00:10:33,553
‫و داری از اونا مخفیش میکنی
‫و بجاش اومدی پیش من.

208
00:10:33,588 --> 00:10:36,897
‫ترجیح میدی برلین بمیره تا اینکه دستگیر بشه.

209
00:10:36,931 --> 00:10:40,625
‫برلین، میرا رو کُشت.
‫تقریباً کوپر رو هم کُشته بود.

210
00:10:40,628 --> 00:10:41,920
‫تام رو توی زندگیم گذاشت.

211
00:10:41,922 --> 00:10:44,403
‫پس اگه داری ازم میپرسی که راضی
‫،به نتیجه خشونت بار هستم یا نه

212
00:10:44,436 --> 00:10:46,004
‫باید عرض کنم که راضیم.

213
00:10:46,824 --> 00:10:48,492
‫آره.

214
00:10:48,528 --> 00:10:50,365
‫،اگه بهم نگفته بودی که تام رو کُشتی

215
00:10:50,401 --> 00:10:52,279
‫شرط میبستم که اون منبعته.

216
00:10:52,281 --> 00:10:53,876
‫اما کُشتمش.

217
00:10:53,910 --> 00:10:55,919
‫البته که کشتی.

218
00:10:55,954 --> 00:10:59,342
‫وقتی ولکوف زمان و موقعیت برلین رو بدست آورد خبرم کن.

219
00:10:59,344 --> 00:11:01,848
‫با کمال میل میام.

220
00:11:03,858 --> 00:11:05,436
‫چی شده؟

221
00:11:05,438 --> 00:11:07,367
‫وزارت دفاع یه دوربین نظارتی مخفی رو

222
00:11:07,401 --> 00:11:10,329
‫طی پاکسازی روتین شعبه دفترش
‫در آناپولیس پیدا کرده.

223
00:11:10,365 --> 00:11:11,998
‫این قضیه چه ارتباطی به ما داره؟

224
00:11:12,034 --> 00:11:13,940
‫فناوری اینکار مال ایرانی‏ها بوده.

225
00:11:13,975 --> 00:11:15,985
‫چی رو ضبط میکردن؟

226
00:11:15,987 --> 00:11:18,995
‫خیلی‏خب دوربین بیرون ساختمون نصب شده بوده

227
00:11:18,997 --> 00:11:20,735
‫که به سمت در ورودی دید داشته.

228
00:11:20,738 --> 00:11:24,006
‫بصورت زنده تصاویر رو برای موقعیتی در بیرون منطقه ارسال میکرده.

229
00:11:24,008 --> 00:11:26,717
‫اگه بتونم دوباره فعالش کنم شاید بتونم
‫موقعیت محلی که تصاویر

230
00:11:26,750 --> 00:11:28,520
‫به اونجا ارسال میشده رو پیدا کنم.

231
00:11:28,555 --> 00:11:30,054
‫ام...

232
00:11:30,089 --> 00:11:31,314
‫اُه مَرد.

233
00:11:31,349 --> 00:11:33,256
‫داشت یادم میرفت.

234
00:11:33,291 --> 00:11:37,793
‫محض اطمینان واسه وقتیکه
‫یه نفر از اونطرف داشت نگاهمون میکرد.

235
00:11:38,571 --> 00:11:40,955
‫خیلی‏خب.

236
00:11:40,990 --> 00:11:43,067
‫دوربین روشنه.

237
00:11:44,158 --> 00:11:48,492
‫خیلی‏خب "چارچوب‌ توصیف‌ منبع‌" فعاله.
‫قدرت سیگنال بنظر خوب میرسه.

238
00:11:48,494 --> 00:11:52,506
‫دارم تاخیر زمانی رو هم حساب میکنم.

239
00:11:52,539 --> 00:11:54,274
‫و...

240
00:11:54,310 --> 00:11:55,467
‫یه موقعیت پیدا کردم.

241
00:11:55,503 --> 00:11:57,477
‫ملکی خارج "نیو کارولتون"ـه

242
00:11:57,512 --> 00:12:00,203
‫و بنظر میاد کارآگاه ساختمانیه.

243
00:12:05,858 --> 00:12:07,731
‫اف.بی.آی!

244
00:12:09,061 --> 00:12:11,375
‫- امنه!
‫- امنه!

245
00:12:12,707 --> 00:12:13,863
‫اتاق امنه.

246
00:12:13,899 --> 00:12:17,133
‫اینجا رو قرنطینه کنین.
‫میخوام تمام خروجی‏ها رو زیر نظر داشته باشین.

247
00:12:18,668 --> 00:12:20,706
‫پس بقیه کدوم گوری هستن؟

248
00:12:20,708 --> 00:12:22,279
‫نمیدونم والا.

249
00:12:22,312 --> 00:12:23,675
‫اما...

250
00:12:23,710 --> 00:12:25,991
‫این میتونه همون مَردی باشه
‫که زیرنظرش داشتن؟

251
00:12:26,026 --> 00:12:29,022
‫جاناتان ریس.

252
00:12:29,058 --> 00:12:34,269
‫،مامور جاناتان اورت ریس
‫سرویس امنیت ملی.

253
00:12:34,304 --> 00:12:35,758
‫همه اطلاعات این بنده خدا رو دارن...

254
00:12:35,760 --> 00:12:38,253
‫آدرس، شماره تلفن، سابقه خدمتی.

255
00:12:38,255 --> 00:12:39,724
‫سرویس امنیت ملی واحدیه

256
00:12:39,755 --> 00:12:41,423
‫که وظیفه حفاظت از دانشمندان هسته‏ای ما رو برعهده داره.

257
00:12:41,458 --> 00:12:43,092
‫فعالیت‏هاش رو ثبت میکردن.

258
00:12:43,127 --> 00:12:46,500
‫احتمالاً داشتن سعی میکردن
‫آسیب‏پذیرترین نقطه برای حمله رو پیدا کنن.

259
00:12:46,534 --> 00:12:49,462
‫این مسیر رفت و آمد ایستگاه
‫سرویس امنیت ملیه.

260
00:12:49,498 --> 00:12:52,188
‫عصر هر روز از آناپولیس سوار قطار میشه برمیگرده.

261
00:12:52,223 --> 00:12:54,477
‫حتماً در پارکینگ بیرون جاده ۵۰ خواهد بود.

262
00:12:54,479 --> 00:12:56,073
‫باید قبل از اینکه اونا برسن، بریم اونجا.

263
00:13:12,663 --> 00:13:15,353
‫جاناتان ریس... اف.بی.آی!

264
00:13:15,389 --> 00:13:16,615
‫قضیه چیه؟

265
00:13:16,649 --> 00:13:18,487
‫باید سریعاً بریم.
‫توی ماشین واستون توضیح میدم.

266
00:13:21,793 --> 00:13:23,733
‫تیرانداز روی تپه‏اس!
‫نمیبینمش!

267
00:13:33,138 --> 00:13:35,528
‫امروز صبح برآورد خطری

268
00:13:35,530 --> 00:13:37,396
‫از احتمال ترور وزارت اطلاعات ایران داشتم.

269
00:13:37,430 --> 00:13:39,848
‫اونا اسامی و محل حضور پرسنل
‫پروژه ابرهای فوقانی رو میخوان.

270
00:13:39,883 --> 00:13:43,255
‫باید به افرادت خبر بدی
‫تا تمام دستورالعمل‏های حفاظتی رو فعال کنن.

271
00:14:22,714 --> 00:14:24,689
‫قربان، گمونم یه مشکلی داریم.

272
00:14:24,725 --> 00:14:27,108
‫نمیتونم با مامور رسلر و کین ارتباط برقرار کنم.

273
00:14:27,110 --> 00:14:28,405
‫یه تیم به آخرین محل اونا بفرست.

274
00:14:28,438 --> 00:14:29,697
‫ببین چه خبر شده.

275
00:14:49,798 --> 00:14:51,704
‫آروم باش مامور کین.

276
00:14:53,579 --> 00:14:57,223
‫در بیمارستان "بتث‏دا" هستی.
‫من دکتر ریورا هستم.

277
00:14:57,258 --> 00:15:00,254
‫شما و همکارتون تصادف کردین.

278
00:15:00,290 --> 00:15:01,686
‫حالش خوبه؟

279
00:15:01,720 --> 00:15:04,752
‫مامور رسلر در حین تصادف ضربه سنگینی
‫به سرشون خورده.

280
00:15:04,786 --> 00:15:05,978
‫از سرش عکس انداختیم.

281
00:15:06,012 --> 00:15:08,489
‫بزودی از رادیولوژی میان که برای ام.آر.آی ببرنش.

282
00:15:08,491 --> 00:15:09,285
‫دستم؟

283
00:15:09,317 --> 00:15:11,988
‫از سه ناحیه شکسته.

284
00:15:11,990 --> 00:15:13,611
‫،فعلاً گچ گرفتیمش، اما رو راست بگم

285
00:15:13,643 --> 00:15:16,402
‫ممکنه برای بدست آوردن قدرت تحرک دستتون
‫لازم باشه جراحی بکنین.

286
00:15:17,255 --> 00:15:19,060
‫جان ریس.

287
00:15:19,095 --> 00:15:21,738
‫مَردی که توی ماشین باهامون بود.

288
00:15:21,740 --> 00:15:25,401
‫ببخشید؟ فرد دیگه‏ای
‫از سر صحنه تصادف اینجا منتقل نشده.

289
00:15:25,403 --> 00:15:27,374
‫نه، نه، نه، نه.
‫اما توی ماشین بود.

290
00:15:27,408 --> 00:15:29,892
‫من پزشک شیفت هستم.
‫هیشکی دیگه اینجا بستری نشده.

291
00:15:29,928 --> 00:15:31,494
‫باید تلفن بزنم.

292
00:15:31,529 --> 00:15:33,572
‫- گوش کن...
‫- آروم باش.

293
00:15:33,607 --> 00:15:36,830
‫اون تصادف اتفاقی نبوده.

294
00:15:36,832 --> 00:15:37,833
‫متوجهم.

295
00:15:37,865 --> 00:15:39,738
‫الساعه برات موبایل میارم.

296
00:15:43,146 --> 00:15:46,545
‫در طی ساعت گذشته چندین تماس
‫با ۹۱۱ گرفته شده.

297
00:15:46,547 --> 00:15:48,750
‫همه‏شون گزارش کردن یه ماشین شاسی بلند

298
00:15:48,752 --> 00:15:50,594
‫یه کیلومتر دورتر از جاییکه ریس رو سوار کردن
‫چپ شده.

299
00:15:50,596 --> 00:15:52,685
‫با فعالیت‏های پلیس محلی تطابقش بده.

300
00:15:52,718 --> 00:15:54,511
‫دو مسافر از لاشه ماشین بیرون کشیده شدن

301
00:15:54,513 --> 00:15:56,549
‫و توسط آمبولانس به بیمارستان "بتث‏دا" منتقل شدن.

302
00:15:56,551 --> 00:15:57,427
‫فقط دو نفر؟

303
00:15:57,429 --> 00:15:59,601
‫- یه مَرد و یه زن.
‫- باید فرض کنیم

304
00:15:59,633 --> 00:16:02,294
‫که مامور کین بوده و از بین رسلر
‫و کارمند وزارت دفاع هم یه نفر رو بُردن.

305
00:16:02,296 --> 00:16:04,336
‫یعنی چی... یعنی یکیشون جون سالم بدر نبرده؟

306
00:16:04,369 --> 00:16:06,037
‫مامور نوابی، میخوام فوراً برین اونجا.

307
00:16:06,073 --> 00:16:08,797
‫به مالن از وزارت دفاع خبر میدم.

308
00:16:10,740 --> 00:16:13,463
‫بفرما. ممنون.

309
00:16:29,102 --> 00:16:31,723
‫- مدیر کوپر هستم.
‫- منم.

310
00:16:31,758 --> 00:16:33,563
‫مامور کین.

311
00:16:33,598 --> 00:16:35,505
‫نمیدونی چقدر از شنیدن صدات خوشحالم.

312
00:16:35,540 --> 00:16:36,361
‫حالت خوبه؟

313
00:16:36,363 --> 00:16:39,153
‫آره، خوبم اما...

314
00:16:39,185 --> 00:16:41,057
‫رسلر...

315
00:16:41,093 --> 00:16:43,149
‫صدمه دیده.

316
00:16:43,151 --> 00:16:45,898
‫ایرانی‏ها جان ریس رو گرفتن.

317
00:16:45,930 --> 00:16:48,791
‫قبل از اینکه بیهوش بشم
‫صدای چند نفر رو شنیدم.

318
00:16:48,826 --> 00:16:50,426
‫داشتن فارسی حرف میزدن.

319
00:16:50,461 --> 00:16:53,015
‫یکی باید پروفسور کالینز رو پیدا کنه.

320
00:16:53,050 --> 00:16:55,875
‫وزارت دفاع باید اون سخنرانی رو لغو کنه

321
00:16:55,877 --> 00:16:58,336
‫و اونو همین الان تحت حفاظت قرار بده.

322
00:16:58,338 --> 00:16:59,909
‫قبلاً به وزارت دفاع خبر دادم.

323
00:16:59,912 --> 00:17:03,680
‫حتی خودم دارم به محل میرم
‫تا مطمئن بشم تحت قرنطینه قرار میگیره.

324
00:17:03,713 --> 00:17:07,356
‫"مامور کین، بخش مغز و اعصاب بیمارستان "بتث‏دا
‫جزو ماهرترین‏ها هستن.

325
00:17:07,358 --> 00:17:08,757
‫از رسلر خوب مراقبت میکنن.

326
00:17:08,790 --> 00:17:10,628
‫مامور نوابی داره میاد پیشت.

327
00:17:10,662 --> 00:17:12,570
‫یه کمی استراحت کن.

328
00:17:37,711 --> 00:17:39,789
‫- ممنون که تشریف آوردین.
‫- پیغامت بهم رسید.

329
00:17:39,824 --> 00:17:42,958
‫جان ریس کمتر از یک ساعت پیش
‫توسط ایرانی‏ها ربوده شده.

330
00:17:42,992 --> 00:17:44,388
‫،باید پروفسور کالینز رو برداریم

331
00:17:44,424 --> 00:17:46,194
‫و هر چیزی که میتونین در مورد ریس باید بهم بگین

332
00:17:46,229 --> 00:17:47,840
‫- تا بتونیم پیداش کنیم...
‫- هارولد خودم بررسی کردم.

333
00:17:47,842 --> 00:17:49,943
‫کارمند وزارت دفاعی به اسم جان ریس اصلاً وجود نداره...

334
00:17:49,945 --> 00:17:51,510
‫نه در بخش سرویس امنیت ملی
‫و نه در هیچ بخش دیگه‏ای.

335
00:17:51,542 --> 00:17:53,142
‫افراد ما مستقیماً با ریس صحبت کردن.

336
00:17:53,178 --> 00:17:55,356
‫ایرانی‏ها پرونده‏اش رو داشتن
‫نشان سرویس امنیت ملیش رو.

337
00:17:55,358 --> 00:17:56,995
‫فکر کردم شاید اسم مستعار باشه اما اینطور نیست.

338
00:17:57,028 --> 00:17:58,423
‫اصلاً وجود خارجی نداره.

339
00:17:58,459 --> 00:18:01,353
‫قربان؟ همین الان با بیمارستان "بتث‏دا" تلفنی حرف زدم.

340
00:18:01,388 --> 00:18:03,140
‫بیمارستان هیچ سابقه‏ای

341
00:18:03,142 --> 00:18:05,544
‫از بستری شدن مامور کین و رسلر نداره.

342
00:18:06,294 --> 00:18:08,507
‫همین الان باهاش حرف زدم.

343
00:18:08,542 --> 00:18:11,266
‫اوضاع اینجا چطوره؟

344
00:18:11,301 --> 00:18:12,969
‫خوبه.

345
00:18:13,004 --> 00:18:14,996
‫حالت خوبه عزیزم؟

346
00:18:14,998 --> 00:18:16,789
‫آره.

347
00:18:16,791 --> 00:18:18,661
‫رادیولوژی چی شد؟

348
00:18:18,694 --> 00:18:21,077
‫قرار بود بیان برای عکس انداختن ببرنش.

349
00:18:21,113 --> 00:18:23,802
‫اُه خب مطمئنم یکی بزودی میاد دنبالش.

350
00:18:26,155 --> 00:18:28,067
‫همکارته نه؟

351
00:18:28,069 --> 00:18:30,788
‫درک می‌کنم.

352
00:18:32,968 --> 00:18:36,170
‫همین الان باهاشون تماس می‌گیرم.

353
00:18:59,506 --> 00:19:03,422
‫- خانم، مامور کین، نمی‌تونین بلند شین.
‫- نه...

354
00:19:03,424 --> 00:19:05,196
‫باید همین الان بریم رادیولوژی.

355
00:19:05,229 --> 00:19:06,318
‫باشه.

356
00:19:06,353 --> 00:19:07,408
‫خیلی‌خب، چیزی نیست.

357
00:19:07,442 --> 00:19:08,599
‫- چیزی نیست.
‫- ببخشید.

358
00:19:08,601 --> 00:19:09,625
‫باید بریم رادیولوژی...

359
00:19:09,657 --> 00:19:11,121
‫بذار بخوابونمت رو تخت.

360
00:19:11,156 --> 00:19:12,893
‫- چیزی نیست.
‫- باشه.

361
00:19:12,928 --> 00:19:16,368
‫وای خدا، خیلی متاسفم!

362
00:19:16,403 --> 00:19:18,584
‫- خیلی متاسفم.
‫- چیزی نیست.

363
00:19:18,586 --> 00:19:20,017
‫آروم باش.

364
00:19:20,019 --> 00:19:21,733
‫باید بریم رادیولوژی.

365
00:19:21,735 --> 00:19:24,545
‫خیلی‌خب، آروم باش.
‫آروم باش.

366
00:19:24,579 --> 00:19:26,894
‫ممنون.

367
00:19:49,039 --> 00:19:53,333
‫هیچوقت ماهی آنچووی نمی‌خورم
‫مگر اینکه ندونم دارم می‌خورم.

368
00:19:55,817 --> 00:19:58,324
‫ولی باید بگم، این خیلی خوشمزه‌ست.

369
00:19:58,327 --> 00:20:00,587
‫از ماهی آنچووی خوب تعریف نمیشه.

370
00:20:00,621 --> 00:20:02,561
‫شراب رو امتحان کن.

371
00:20:08,116 --> 00:20:09,953
‫با آبجو بهتر میشه.

372
00:20:09,955 --> 00:20:12,648
‫شاید با آبجو خیلی بهتر بشه.

373
00:20:12,681 --> 00:20:14,111


374
00:20:14,146 --> 00:20:15,746
‫تو بچه داری، کنث؟

375
00:20:15,781 --> 00:20:18,607
‫یه... دختر دارم.

376
00:20:20,346 --> 00:20:22,456
‫با هم صمیمی هستین؟

377
00:20:23,616 --> 00:20:26,136
‫پیچیده‌ست.

378
00:20:26,171 --> 00:20:28,588
‫آنچووی دوست نداره؟

379
00:20:30,293 --> 00:20:33,289
‫می‌دونی، خبر ندارم.

380
00:20:40,377 --> 00:20:43,203
‫ای کاش، انقدر ساده بود.

381
00:20:43,238 --> 00:20:45,248
‫پدر من...

382
00:20:45,282 --> 00:20:47,972
‫منو اون...

383
00:20:48,008 --> 00:20:53,457
‫پدرم کارایی کرد
‫که بابتشون ازش متنفر بودم.

384
00:20:53,492 --> 00:20:55,126
‫کارایی که...

385
00:20:55,162 --> 00:20:58,465
‫غیر قابل بخشش بودن.

386
00:21:00,510 --> 00:21:02,788
‫بهش گفتی؟

387
00:21:02,822 --> 00:21:07,958
‫خیلی وقته که...

388
00:21:07,992 --> 00:21:13,025
‫پدرمو ندیدم.

389
00:21:31,528 --> 00:21:33,568
‫چیکار کردی؟

390
00:21:33,603 --> 00:21:35,064
‫چیزی نیست.

391
00:21:36,289 --> 00:21:37,376
‫چیزی نیست.

392
00:21:40,915 --> 00:21:44,077
‫نمی‌خوام بهت آسیبی برسونم.

393
00:21:53,753 --> 00:21:57,145
‫بازیمون دادن.
‫شمشیر هلالی، جان ریس رو خلق کرد.

394
00:21:57,145 --> 00:21:59,615
‫که به این معناست که ما
‫اون کارگاه ساختمانی رو پیدا نکردیم.

395
00:21:59,650 --> 00:22:01,384
‫ما رو به اونجا هدایت کردن.
‫تمام چیزایی که توی اون تریلر بود...

396
00:22:01,420 --> 00:22:04,376
‫برای این طراحی شده بود که ما فکر کنیم
‫جان ریس مامور سرویس امنیت ملی ـه.

397
00:22:04,412 --> 00:22:05,965
‫- چرا؟
‫- که وقتی گُمش کردیم...

398
00:22:05,967 --> 00:22:08,353
‫فکر کنیم هویت دانشمندمون در خطره.

399
00:22:08,355 --> 00:22:10,500
‫تمام اینکارا برای تحریک یه واکنش انجام شده.

400
00:22:10,534 --> 00:22:12,744
‫،کین و رسلر رو زمین‌گیر کردن
‫کاری کردن باور کنن...

401
00:22:12,779 --> 00:22:15,124
‫که از دست دادن ریس تهدیدی برای امنیت ملی ــه.

402
00:22:15,159 --> 00:22:17,778
‫تمام اینکارا یه حُقه
‫برای لو رفتن امیلیا کالینز بوده.

403
00:22:17,812 --> 00:22:21,655
‫پس، مامور کین و رسلر کجان؟

404
00:22:21,689 --> 00:22:24,510
‫یه نفر باید پروفسور کالینز رو پیدا کنه.

405
00:22:24,546 --> 00:22:26,994
‫وزارت دفاع، باید اون سخنرانی رو لغو کنه...

406
00:22:27,030 --> 00:22:29,408
‫و همین الان تحت حفاظت قرارش بده.

407
00:22:29,444 --> 00:22:31,314
‫به محض اینکه این پیام رو شنیدیم
‫درباره‌ی اون اسم تحقیق کردیم.

408
00:22:31,348 --> 00:22:34,476
‫یه پروفسور فیزیک نجوم به اسم امیلیا کالینز ـه.

409
00:22:34,511 --> 00:22:38,761
‫،امروز توی هتل گرانویل
‫مرکز شهر واشنگتن سخنرانی داره.

410
00:22:40,931 --> 00:22:44,448
‫چشم به راه دیدن پروفسور کالینز هستم.

411
00:22:44,714 --> 00:22:47,522
‫باید سریع برین، قربان.

412
00:22:47,547 --> 00:22:48,627
‫دارم میرم.

413
00:22:48,919 --> 00:22:50,855
‫مطمئن شین اینجا همه‌چیز مرتب باشه.

414
00:22:52,471 --> 00:22:53,236
‫و مامورین؟

415
00:22:53,964 --> 00:22:55,615
‫کارمون باهاشون تموم شده.

416
00:23:35,356 --> 00:23:38,076
‫خبرای خوب.

417
00:23:38,111 --> 00:23:39,779
‫از رادیولوژی زنگ زدن.

418
00:23:39,781 --> 00:23:41,921
‫۲۰دقیقه دیگه میان و تو و همکارات رو می‌بینن.

419
00:23:41,955 --> 00:23:44,470
‫خیلی خوبه، ممنون.

420
00:23:44,505 --> 00:23:47,154
‫- این چیه؟
‫- یه چیز کوچولوئه...

421
00:23:47,156 --> 00:23:49,233
‫برای اینکه دستت عفونت نکنه.

422
00:23:52,395 --> 00:23:54,740
‫بهم میگی توی این سرنگ چیه...

423
00:23:54,776 --> 00:23:58,142
‫وگرنه می‌کنمش توی بدنت و خودم می‌فهمم چیه.

424
00:23:58,176 --> 00:24:00,353
‫مسکن ـه، لطفاً اینکارو نکن.

425
00:24:00,388 --> 00:24:01,645
‫توی سرم اون چیه؟

426
00:24:01,680 --> 00:24:03,175
‫همون مسکن.

427
00:24:03,211 --> 00:24:05,823
‫خیلی‌خب، تو کی هستی؟
‫این بیمارستان کجاست؟

428
00:24:05,825 --> 00:24:06,613
‫دکتر!

429
00:24:18,447 --> 00:24:21,032
‫رسلر؟ رسلر؟

430
00:24:21,066 --> 00:24:23,628
‫رسلر؟ رسلر؟
‫رسلر؟

431
00:24:23,630 --> 00:24:25,896
‫صدامو می‌شنوی؟
‫باید از اینجا بریم بیرون!

432
00:24:26,930 --> 00:24:30,025
‫مطمئناً تو بتثدا که نیستن.

433
00:24:30,027 --> 00:24:31,703
‫کوپر رفت تا از پروفسور کالینز محافظت کنه.

434
00:24:31,705 --> 00:24:33,893
‫تماسی که لیز
‫با گوشی کوپر گرفت رو پیگیری کردم.

435
00:24:33,895 --> 00:24:37,019
‫تغییر مسیر و کد گذاریشون
‫به طرز عجیبی پیچیده و حرفه‌ایه.

436
00:24:37,021 --> 00:24:38,731
‫ساعت‌ها طول می‌کشه تا بشه حلش کرد.

437
00:24:38,733 --> 00:24:40,154
‫خیلی‌خب، بعدش چی؟

438
00:24:40,156 --> 00:24:42,213
‫کوپر از ۶ تا تیم دیگه هم کمک گرفته.

439
00:24:42,215 --> 00:24:44,263
‫فرستادتشون...

440
00:24:44,265 --> 00:24:45,647
‫الو؟

441
00:24:49,207 --> 00:24:52,368
‫دمبه، مامور نوابی‌ام.
‫مشکل پیدا کردیم.

442
00:25:11,450 --> 00:25:13,490
‫بجنب.

443
00:25:13,523 --> 00:25:15,359
‫همین الان باید بریم.

444
00:25:16,450 --> 00:25:18,858
‫بیش از ۲ ساعت شده.

445
00:25:18,860 --> 00:25:20,455
‫نیازی نیست بهت بگم به چی معروفه.

446
00:25:20,457 --> 00:25:21,515
‫وقتیکه اطلاعاتی که می‌خواد رو بدست میاره...

447
00:25:21,517 --> 00:25:24,544
‫بله، می‌دونم، مامور نوابی.

448
00:25:24,577 --> 00:25:26,719
‫درباره‌ی سرنخت برام بگو.

449
00:25:26,754 --> 00:25:30,495
‫سرنخم نیست.
‫اسمش علی حسن ـه.

450
00:25:30,529 --> 00:25:33,151
‫هدف یه عملیات اصلی موساد ـه.

451
00:25:33,153 --> 00:25:36,483
‫یه آشنایی کوچیک ولی
‫به یاد موندنی با آقای حسن دارم.

452
00:25:36,515 --> 00:25:39,371
‫ماه‌هاست موساد پیگیر حرکاتشه.

453
00:25:39,406 --> 00:25:40,431
‫افراد مافوقم فکر می‌کنن...

454
00:25:40,433 --> 00:25:43,381
‫اون کلید پرده‌برداری از
‫ده‌ها عملیات مخفی ایرانی‌هاست.

455
00:25:43,383 --> 00:25:46,787
‫ولی تو فکر می‌کنی
‫اون می‌دونه شمشیر هلالی رو کجا میشه پیدا کرد.

456
00:25:46,820 --> 00:25:49,303
‫شاید.

457
00:25:49,337 --> 00:25:53,417
‫موساد تحمل انجام هیچ برنامه‌ای
‫جز برنامه‌ی خودش رو نداره.

458
00:25:53,453 --> 00:25:56,035
‫بابت این بی احتیاطی جریمه‏ات می‌کنن.

459
00:25:56,071 --> 00:25:58,043
‫بذار بکنن.

460
00:25:58,077 --> 00:25:59,880
‫نمی‌تونم با این گروه کار کنم...

461
00:25:59,914 --> 00:26:02,192
‫مگر اینکه همکارام اولویت اولم باشن.

462
00:26:02,227 --> 00:26:07,225
‫پس تا حدودی قضیه شخصی شده.

463
00:26:07,260 --> 00:26:09,368
‫درک می‌کنم.

464
00:26:09,403 --> 00:26:12,668
‫ولی شاید تو این پرونده
‫علاقه‌ای‌ شخصی،‌ فراتر از..

465
00:26:12,703 --> 00:26:15,116
‫- اون چیزی که فکر می‌کنی داشته باشی.
‫- چطور؟

466
00:26:15,152 --> 00:26:18,143
‫چون یکی از اسامی مستعار شمشیر هلالی
‫که البته زیاد مشهور نیست...

467
00:26:18,178 --> 00:26:20,822
‫ولید ابو سیتاست.

468
00:26:21,987 --> 00:26:23,856
‫ولید ابو سیتا مردیه...

469
00:26:23,892 --> 00:26:25,804
‫که دستور بمب‌گذاری‌ای
‫که باعث مرگ برادرم شد رو داد.

470
00:26:25,806 --> 00:26:26,987
‫بله.

471
00:26:27,020 --> 00:26:29,469
‫واسه همینه که این پرونده رو پیش تو آوردم.

472
00:26:37,224 --> 00:26:38,787
‫اونجا.

473
00:27:01,824 --> 00:27:03,525
‫اون چی بود؟

474
00:27:03,559 --> 00:27:05,258
‫شنیدی؟

475
00:27:06,688 --> 00:27:09,237
‫فرید، ماجرا چیه؟!

476
00:27:09,273 --> 00:27:10,802
‫فرید؟!

477
00:27:12,232 --> 00:27:14,849
‫حسن! عاشق این چوب گلفم!

478
00:27:14,851 --> 00:27:16,324
‫حرومزاده!

479
00:27:16,326 --> 00:27:18,355
‫- رشته‌ی کربن ـه؟
‫- ردینگتون، بس کن!

480
00:27:18,387 --> 00:27:20,903
‫بس کن!

481
00:27:21,517 --> 00:27:22,740
‫لعنتی!

482
00:27:22,774 --> 00:27:24,243
‫نگهبانمو چیکار کردی؟!

483
00:27:24,245 --> 00:27:25,769
‫فرید داره استراحت می‌کنه.

484
00:27:26,891 --> 00:27:29,474
‫دم و دستگاتو صاف بپوشون.
‫تنها نیستیم.

485
00:27:30,495 --> 00:27:32,603
‫اسلحه‌تو می‌گیرم.

486
00:27:33,794 --> 00:27:36,718
‫همیشه از اینکه اون شب توی...

487
00:27:36,753 --> 00:27:38,759
‫تنگه‌ی هرمز از جونت گذاشتم، افسوس خوردم.

488
00:27:38,794 --> 00:27:42,533
‫ولی می‌بینم که ترحم پاداش خودش رو داره.
‫زنده بمونو یاد بگیر.

489
00:27:42,535 --> 00:27:44,417
‫خیلی بی احتیاط و بی دقت بودی علی.

490
00:27:44,419 --> 00:27:46,244
‫ماه‌هاست گروهم تو رو تحت نظر داره...

491
00:27:46,276 --> 00:27:49,305
‫و اطلاعاتی که کسب کردیم خیلی مفید بوده...

492
00:27:49,307 --> 00:27:52,147
‫اونقدر مفید که کاملاً انتظار دارم بابت اینکه...

493
00:27:52,149 --> 00:27:54,270
‫بدون اجازه اومدم اینجا تنبیه بشم.

494
00:27:54,302 --> 00:27:56,342
‫با همین بودن اینجا، همه چیز رو دارم...

495
00:27:56,378 --> 00:27:58,825
‫و بنابراین هیچ چیزی ندارم که از دست بدم.

496
00:27:58,859 --> 00:28:00,730
‫چی می‌خواین؟

497
00:28:00,765 --> 00:28:03,196
‫شمشیر هلالی.

498
00:28:03,198 --> 00:28:05,848
‫دوستم فکر می‌کنه
‫شاید بدونی کجا میشه پیداش کرد.

499
00:28:05,850 --> 00:28:07,725
‫حتماً وقتی اومده آمریکا
‫به حمایت و کمک احتیاج پیدا کرده.

500
00:28:07,727 --> 00:28:09,915
‫به گمونم اون حمایت و کمک از طرف تو بوده.

501
00:28:09,947 --> 00:28:12,766
‫می‌دونم به چی فکر می‌کنی، علی

502
00:28:12,768 --> 00:28:15,360
‫تصور کن آینده‌ت، بقیه‌ی عمرت...

503
00:28:15,362 --> 00:28:17,703
‫توی یه زندان اسرائیلیِ ملالت‌آور سپری بشه...

504
00:28:17,736 --> 00:28:19,844
‫یه خرابه‌ای که می‌اندازنت توش...

505
00:28:19,879 --> 00:28:22,122
‫انگشتای دستت رو خَم می‌کنن
‫و انگشتای پاتو می‌کشن...

506
00:28:22,157 --> 00:28:24,808
‫تا زمانیکه یادشون بره تو اصلاً وجود داشتی.

507
00:28:24,844 --> 00:28:29,604
‫،با دقت فکر کن، علی
‫چون مادامی که شاهدم باشی...

508
00:28:29,639 --> 00:28:32,019
‫اون آینده خیلی درخشان بنظر خواهد رسید، البته...

509
00:28:32,054 --> 00:28:34,638
‫اگه چیزی که می‌خوایم رو بهمون نگی.

510
00:28:37,257 --> 00:28:40,249
‫بله، باهام تماس گرفت.

511
00:28:40,284 --> 00:28:42,273
‫خواست از یکی از انبارهام استفاده کنه.

512
00:28:42,275 --> 00:28:45,183
‫گفت که به یه ساختمون نیاز داره.

513
00:28:45,216 --> 00:28:47,460
‫برای چی، نمی‌دونم.

514
00:28:47,495 --> 00:28:49,874
‫درباره‌ی انبار برام بگو.

515
00:29:31,403 --> 00:29:33,237
‫کین!

516
00:29:43,408 --> 00:29:46,128
‫ردینگتون، پیداشون کردم.

517
00:29:49,156 --> 00:29:51,720
‫رئیس کوپر؟
‫اوون دورتی هستم، پای تلفن با هم صحبت کردیم.

518
00:29:51,722 --> 00:29:53,070
‫- کجای کاریم؟
‫- خب، سریعاً اقدام کردیم...

519
00:29:53,072 --> 00:29:55,146
‫و مراسم رو کنسل کردیم
‫و پروتکل تخلیه رو شروع کردیم.

520
00:29:55,148 --> 00:29:56,574
‫کالینز رو توی اتاق مراقبت نگه داشتیم.

521
00:29:56,576 --> 00:29:58,271
‫- مامور امنیتی پیشش هست؟
‫- بله، قربان...

522
00:29:58,304 --> 00:30:00,549
‫- ۲نفر دم در هستن.
‫- منو ببرین پیشش.

523
00:30:06,467 --> 00:30:08,167
‫کیه؟

524
00:30:08,202 --> 00:30:10,514
‫خانم کالینز؟
‫اف.بی.آی.

525
00:30:10,548 --> 00:30:12,895
‫لطفاً، درو باز کنین.

526
00:30:20,854 --> 00:30:23,233
‫پرفسور کالینز.

527
00:30:23,268 --> 00:30:25,119
‫تقاص جرم‌هایی که...

528
00:30:25,121 --> 00:30:27,690
‫کشورت مرتکب شده رو میدی.

529
00:30:27,724 --> 00:30:29,457
‫ولی اول...

530
00:30:29,492 --> 00:30:31,627
‫کمکمون می‌کنی اسلحه‌ای که برای...

531
00:30:31,629 --> 00:30:35,003
‫به زانو در آوردن این کشور
‫استفاده میشه رو بسازیم.

532
00:30:38,539 --> 00:30:40,782
‫گفتی ۲ نفر دم در بودن.

533
00:30:40,818 --> 00:30:42,252
‫بله، بودن.

534
00:30:47,139 --> 00:30:48,504
‫با علامت من.

535
00:30:56,637 --> 00:30:58,071
‫چیزی نیست.

536
00:30:58,106 --> 00:31:00,360
‫اینجا نیست، قربان.

537
00:31:00,396 --> 00:31:02,847
‫باید امیدوار باشیم هنوز توی ساختمون باشه.

538
00:31:02,849 --> 00:31:05,077
‫تا زمانیکه کالینز رو پیدا نکردیم
‫کسی ساختمونو ترک نمی‌کنه.

539
00:31:11,636 --> 00:31:14,165
‫کالینز گُم شده.
‫کوپر فکر می‌کنه هنوز توی ساختمونه.

540
00:31:14,200 --> 00:31:17,102
‫خیلی‌خب، همه گوش کنن!
‫یه مشکلی داریم!

541
00:31:17,137 --> 00:31:19,494
‫باید همه برن داخل!

542
00:31:19,529 --> 00:31:20,826
‫- همین الان! بریم!
‫- خواهش می‌کنم.

543
00:31:20,861 --> 00:31:23,048
‫برین توی لابی!
‫آقا؟!

544
00:31:23,082 --> 00:31:24,789
‫آقا!

545
00:31:39,585 --> 00:31:41,669
‫آقا، تکون نخور!

546
00:31:41,704 --> 00:31:43,993
‫دستاتو بذار جایی که بتونم ببینم!

547
00:31:44,028 --> 00:31:46,281
‫آروم!

548
00:31:49,870 --> 00:31:51,816
‫سلام، مامور کین.

549
00:31:53,423 --> 00:31:56,702
‫می‌بینم که بهبودی تماشایی‌ای داشتی.

550
00:32:59,912 --> 00:33:01,585
‫یه مشکلی پیش اومد.

551
00:33:01,621 --> 00:33:03,930
‫نه، نه، نه، نه، نه.
‫سرویسِ تمام و کمال رو می‌خوام...

552
00:33:03,932 --> 00:33:07,670
‫پاسپورت جدید، خونه‌ی امن و ۵۰هزارتا...

553
00:33:10,163 --> 00:33:12,280
‫نه.

554
00:33:12,316 --> 00:33:14,535
‫ظرف یه ساعت دیگه می‌خوامش.

555
00:33:16,449 --> 00:33:20,207
‫این همه فرار کردن و دور باطل زدن. جداً؟

556
00:33:20,242 --> 00:33:21,813
‫خیالم راحته که...

557
00:33:21,815 --> 00:33:26,256
‫افرادی که دنبالشونم... خودشون میان پیشم.

558
00:33:48,380 --> 00:33:50,416
‫مامور نوابی، پیامم به دستت رسید.

559
00:33:50,418 --> 00:33:53,096
‫داشتیم از منظره لذت می‌بردیم.

560
00:33:53,129 --> 00:33:55,075
‫از کجا می‌دونستی؟

561
00:33:55,110 --> 00:33:58,014
‫جناب حسن اینجا رو
‫برای دوستمون فراهم کرده بود...

562
00:33:58,049 --> 00:34:00,371
‫و اغلب خلاف‌کارا هر از گاهی...

563
00:34:00,406 --> 00:34:02,627
‫دوباره به همون آخور برمی‌گردن.

564
00:34:02,662 --> 00:34:05,291
‫به گمونم، بخاطر راحت طلبی ـه.

565
00:34:05,327 --> 00:34:08,708
‫شخصاً، کاری کردم واسه خودم عادت بشه
‫که از این عادت‌ها دوری کنم.

566
00:34:08,744 --> 00:34:10,687
‫می‌تونم زنگ بزنم بیان ببرنش.

567
00:34:10,689 --> 00:34:12,469
‫آره، به گمونم می‌تونی.

568
00:34:12,501 --> 00:34:14,717
‫،سوال اینجاست که
‫می‌خوای اینکارو بکنی؟

569
00:34:14,719 --> 00:34:16,706
‫به عنوان یه هدیه
‫به تو پیش‌کشش می‌کنم.

570
00:34:16,737 --> 00:34:19,026
‫باید باهاش چیکار کنم؟

571
00:34:19,061 --> 00:34:20,256
‫هر کاری که دوست داری.

572
00:34:20,291 --> 00:34:23,262
‫کس دیگه‌ای نمی‌دونه اینجاست.

573
00:34:24,767 --> 00:34:27,165
‫مامور کین تماس گرفت.

574
00:34:27,167 --> 00:34:30,368
‫- منابعش، موقعیت برلین رو پیدا کردن.
‫- منو ببخشین.

575
00:34:30,371 --> 00:34:32,387
‫یه قراری دارم که
‫نمیشه زمانش رو تغییر داد.

576
00:34:32,420 --> 00:34:35,187
‫کاری نکن که من بودم نمی‌کردم.

577
00:34:52,045 --> 00:34:53,288
‫شاهین نوابی.

578
00:34:53,874 --> 00:34:54,736
‫برادرم بود.

579
00:34:55,659 --> 00:34:57,155
‫یکی از اون همه مردای بی نام و نشون...

580
00:34:57,157 --> 00:34:58,679
‫که تو در پشین کشتی.

581
00:35:01,127 --> 00:35:02,999
‫پشین کار بمب‌گذارا بود.

582
00:35:03,001 --> 00:35:04,537
‫به زیر دستور شما.

583
00:35:05,273 --> 00:35:06,461
‫تو اشتباه می‌کنی.

584
00:35:07,943 --> 00:35:10,441
‫من اسم شاهین نوابی رو به یاد دارم.

585
00:35:11,549 --> 00:35:12,313
‫من دیدمش...

586
00:35:12,995 --> 00:35:15,381
‫حرف زدم باهاش، روزی که فوت کرد.

587
00:35:15,575 --> 00:35:16,735
‫داری دروغ میگی.

588
00:35:16,770 --> 00:35:18,614
‫اگه فکر می‌کنی برادر عزیزت...

589
00:35:18,650 --> 00:35:22,919
‫یه جوون بی نام و نشون بین اون جمعیت بوده...

590
00:35:22,954 --> 00:35:25,209
‫هیچی نمی‌دونی.

591
00:35:29,925 --> 00:35:32,930
‫می‌کشمت.

592
00:35:32,965 --> 00:35:35,185
‫مثل کیان نوری؟

593
00:35:35,221 --> 00:35:37,919
‫دانشمندی که هفته‌ی پیش
‫توی دوبی کشتی؟

594
00:35:37,953 --> 00:35:39,353
‫درباره‌ی‌ برادرم چی می‌دونی؟

595
00:35:41,576 --> 00:35:46,905
‫هیچ کشوری اعتقاد نداره
‫که این کارت انجام وظیفه‌ست.

596
00:35:46,940 --> 00:35:50,971
‫،اگه منو بکشی
‫با خونسردی تمام اینکارو کردی.

597
00:35:51,006 --> 00:35:54,763
‫پس، به موساد یا سی.آی.ای زنگ بزن...

598
00:35:54,799 --> 00:35:58,044
‫یا هر کسی که قراره بیاد و تمومش کن.

599
00:36:18,441 --> 00:36:21,926
‫واسه یه لحظه اونجا فکر کردم
‫ممکنه تو رو از دست بدیم.

600
00:36:25,138 --> 00:36:28,759
‫چشم‌انداز زندگی بدون من...

601
00:36:28,795 --> 00:36:31,048
‫حتماً ترسناک بوده.

602
00:36:32,348 --> 00:36:34,021
‫همینطور بود.

603
00:36:34,056 --> 00:36:36,959
‫کنایه‌ش اینجاست که...

604
00:36:38,088 --> 00:36:40,163
‫با تمام اون داروهایی
‫که بهم تزریق کردن...

605
00:36:40,165 --> 00:36:43,146
‫این بهترین حسیه که
‫توی تمام این هفته داشتم.

606
00:36:44,614 --> 00:36:47,790
‫اون چی؟
‫مشکل‌ساز میشه؟

607
00:36:48,920 --> 00:36:52,198
‫از پلیس گشت بندرگاه متروپولیتن
‫باهام تماس گرفتن.

608
00:36:52,233 --> 00:36:55,066
‫جسد یه مرد رو
‫از آناکاستیا بیرون کشیدن.

609
00:36:55,068 --> 00:36:56,813
‫با توصیفاتتون از شمشیر هلالی مطابقت داره.

610
00:36:56,846 --> 00:36:59,543
‫- برین اونجا.
‫- بله، قربان.

611
00:37:02,859 --> 00:37:05,045
‫خودمو می‌رسونم.

612
00:37:13,006 --> 00:37:17,209
‫Bleeding Muddy Water آهنگ
‫Mark Lanegan Band از

613
00:37:17,244 --> 00:37:20,250
‫خودشه.

614
00:37:20,285 --> 00:37:23,905
‫از فاصله‌ی نزدیک به سرش شلیک شده.
‫خواستن اعدامش کنن.

615
00:37:23,941 --> 00:37:26,809
‫کی حاضر بوده همچین کاری بکنه؟

616
00:38:00,909 --> 00:38:02,924
‫با ولکوف حرف زدی؟

617
00:38:02,959 --> 00:38:05,008
‫موقعیت برلین رو بهمون گفت.

618
00:38:05,044 --> 00:38:08,937
‫ببینیم چطور پیش میره.

619
00:38:08,973 --> 00:38:10,202
‫اطلاعاتی که بهت دادم...

620
00:38:10,237 --> 00:38:12,935
‫اطلاعات بدرد بخورین.

621
00:38:12,971 --> 00:38:15,018
‫از ولکوف به برلین می‌رسی.

622
00:38:15,020 --> 00:38:18,131
‫ردینگتون برلین رو می‌کشه.

623
00:38:18,164 --> 00:38:22,126
‫و اونوقت برای تو...

624
00:38:22,161 --> 00:38:24,245
‫دیگه ارزشی ندارم.

625
00:38:24,280 --> 00:38:26,123
‫بعدش چی میشه؟

626
00:38:26,158 --> 00:38:29,779
‫تحویلم میدی، لیز؟

627
00:38:29,814 --> 00:38:34,255
‫کارتو از دست میدی، میری زندان؟

628
00:38:35,588 --> 00:38:37,724
‫تنها راهی که منو از زندگیت خارج کنی، لیز...

629
00:38:37,726 --> 00:38:39,930
‫اینه که بذاری برم چون اگه منو بکشی...

630
00:38:39,962 --> 00:38:43,412
‫اگه انجامش بدی، تا ابد به هم گره می‌خوریم.

631
00:38:43,447 --> 00:38:44,829
‫حتی اگه ازش قسر در بری...

632
00:38:44,831 --> 00:38:48,540
‫حتی اگه هیچوقت کسی نفهمه...

633
00:38:48,573 --> 00:38:52,910
‫همیشه مجبوری باهاش زندگی کنی.

634
00:39:02,376 --> 00:39:04,202
‫آره، خب...

635
00:39:04,236 --> 00:39:06,807
‫وقتی تصمیمم رو بگیرم...

636
00:39:06,809 --> 00:39:08,227
‫اول از همه تو خبردار میشی.

637
00:39:08,261 --> 00:39:10,297
‫از همون لحظه‌ای که منو آوردی این پایین...

638
00:39:10,299 --> 00:39:13,409
‫می‌دونستم که قصد زنده گذاشتنم رو نداری.

639
00:39:17,765 --> 00:39:19,082
‫پس قرارمون این باشه...

640
00:39:20,403 --> 00:39:22,465
‫لیز.

641
00:39:22,500 --> 00:39:25,710
‫هر غلطی دلت می‌خواد بکنی، بکن.

642
00:39:25,712 --> 00:39:29,062
‫همیشه اینکارو کردی.

643
00:39:29,096 --> 00:39:31,665
‫فقط یه لطفی بهم بکن.

644
00:39:33,864 --> 00:39:36,975
‫وقتی می‌خوای اینکارو انجام بدی
‫تو چشام نگاه کن.

645
00:40:25,259 --> 00:40:28,132
‫می‌دونم منتظر ولکوف بودی...

646
00:40:28,167 --> 00:40:31,683
‫،ولی از بخت خوب
‫اون تو رو به مامور کین فروخت.

647
00:40:31,718 --> 00:40:35,120
‫متعجبم که چرا
‫به جای اداره اومد سراغ من...

648
00:40:35,122 --> 00:40:37,266
‫با این امید که من تو رو می‌کشم.

649
00:40:37,299 --> 00:40:39,260
‫من نقشه‌های دیگه‌ای دارم.

650
00:40:39,295 --> 00:40:43,597
‫اول، درک کن که
‫مجبور نبودم تنها بیام اینجا.

651
00:40:43,599 --> 00:40:45,289
‫در حقیقت، اصلاً مجبور نبودم بیام.

652
00:40:45,291 --> 00:40:48,495
‫می‌تونستم ۷ نفرو بفرستم
‫و این جنگ رو تموم کنم.

653
00:40:48,528 --> 00:40:51,368
‫- چرا اینکارو نکردی؟
‫- چون تمام این رابطه...

654
00:40:51,402 --> 00:40:54,277
‫تک تک ذرات رنج و دردی که...

655
00:40:54,279 --> 00:40:56,916
‫همه‌مون تحمل کردیم نتیجه‌ی...

656
00:40:56,949 --> 00:41:00,786
‫یه سوءتفاهم غم‌انگیز
‫و راستش رو بگم مرموز بوده...

657
00:41:00,788 --> 00:41:02,430
‫سوءتفاهمی که من بنا دارم برطرفش کنم.

658
00:41:02,462 --> 00:41:06,973
‫چیز زیادی توی این دنیا نمونده
‫که من واقعاً عزیز بدونم...

659
00:41:06,975 --> 00:41:11,641
‫ولی به اون چند تا چیزی که
‫هنوز برام عزیزه قسم می‌خورم...

660
00:41:11,643 --> 00:41:15,200
‫من دخترتو نکشتم.

661
00:41:15,202 --> 00:41:16,635
‫همه‌ش حرف، حرف.

662
00:41:16,667 --> 00:41:20,048
‫،هر چقدر حرف‌ها بزرگتر و بهتر باشه
‫دروغ‌ها هم بزرگتر میشه.

663
00:41:20,083 --> 00:41:23,328
‫دختر من مُرده.

664
00:41:23,364 --> 00:41:25,230
‫ولی دختر تو...

665
00:41:25,232 --> 00:41:29,554
‫افرادم میگن که مدت زیادی رو
‫با همدیگه می‌گذروندین.

666
00:41:29,587 --> 00:41:33,916
‫شاید، وقتی کاری که
‫تو با دخترم کردی رو...

667
00:41:33,951 --> 00:41:39,665
‫،با دخترت بکنم
‫بالاخره با هم بی حساب شیم.

668
00:41:40,681 --> 00:41:43,082
‫متاسفم.

669
00:42:00,499 --> 00:42:04,050
‫این دخترو میگی؟

670
00:42:07,670 --> 00:42:10,578
‫چون دختر من نیست.

671
00:42:11,695 --> 00:42:13,927
‫دختر توئه.

672
00:42:18,358 --> 00:42:23,426
‫Facebook.com/Oceanic.Sub
‫TvSho.Info
‫Cafefilm.com

673
00:42:23,450 --> 00:42:28,447
‫: هماهنگ شده با نسخه ی بلوری
‫www.IranFilm.Net

