‫﻿۱
00:00:04,509 --> 00:00:06,533
‫«تهران، ایران»
‫سال ۱۹۹۲

2
00:00:09,600 --> 00:00:10,919
‫آروم

3
00:00:20,608 --> 00:00:21,916
‫مادر؟

4
00:00:26,470 --> 00:00:27,645
‫مادر؟

5
00:00:33,524 --> 00:00:34,766
‫چی شده؟

6
00:00:34,819 --> 00:00:35,861
‫نرو اونجا!

7
00:00:35,941 --> 00:00:37,223
‫منو نگاه کن!
‫نرو اونجا!

8
00:00:37,343 --> 00:00:38,999
‫مامان و بابا کجا هستن؟

9
00:00:39,053 --> 00:00:39,814
‫نه، شاهین!

10
00:00:39,907 --> 00:00:41,710
‫ولم کن!

11
00:00:42,386 --> 00:00:44,510
‫من همینجام

12
00:00:46,073 --> 00:00:48,396
‫همیشه اینجا میمونم

13
00:00:49,197 --> 00:00:51,013
‫بذار برم!

14
00:00:51,400 --> 00:00:52,950
‫نه، ثمر، نه!

15
00:00:53,377 --> 00:00:57,331
‫عـلـیـرضـا و مـهـرداد با افتخار تقدیم می‏کنند
‫<font color=blue>mehrdadss</font> - <font color=maroon>oceanic ۶</font>

16
00:00:57,355 --> 00:01:00,355
‫: هماهنگ  شده با نسخه ی بلوری
‫www.IranFilm.Net

17
00:00:59,395 --> 00:01:01,452
‫زال بن حسن
‫(شماره ۳۱)

18
00:01:03,079 --> 00:01:04,828
‫- هارولد؟
‫- باز میکنم

19
00:01:09,652 --> 00:01:10,920
‫- پیداش کردم
‫- کیه؟

20
00:01:10,986 --> 00:01:12,096
‫باز کردم

21
00:01:12,098 --> 00:01:13,211
‫نباید بیای اینجا

22
00:01:13,213 --> 00:01:14,292
‫کاراکورت توی صندوق عقبه

23
00:01:14,294 --> 00:01:15,642
‫،اگه به حرف بیاریمش
‫لیز تبرئه میشه

24
00:01:15,644 --> 00:01:17,230
‫هارولد، عزیزم قهوه آماده‏اس؟

25
00:01:17,232 --> 00:01:18,785
‫الان یه لیوان واست میارم

26
00:01:19,025 --> 00:01:20,014
‫منم یه لیوان قهوه بدم نمیاد

27
00:01:20,068 --> 00:01:21,456
‫ماشین رو از اینجا ببر

28
00:01:21,762 --> 00:01:23,579
‫بذارش توی پارکینگ

29
00:01:29,841 --> 00:01:32,056
‫- اون...
‫- نه، بیهوشه

30
00:01:33,205 --> 00:01:33,993
‫لااقل اینطور فکر میکنم

31
00:01:34,033 --> 00:01:35,367
‫- بدجوری کتکش زدم
‫- اینطور فکر میکنی؟

32
00:01:35,369 --> 00:01:36,516
‫نمیدونم

33
00:01:53,555 --> 00:01:54,998
‫حالتون چطوره؟

34
00:01:56,544 --> 00:02:00,156
‫،اگه تازه به ما ملحق شدید
‫جزییات تازه‏ای از خبر اصلی‏مون داریم

35
00:02:00,158 --> 00:02:02,946
‫۶کارمند شرکت لازاروم سیستم

36
00:02:02,999 --> 00:02:06,204
‫خارج از مرکز آناپولیس این شرکت ربوده شدن

37
00:02:06,257 --> 00:02:08,300
‫،اگرچه اسمی از مظنونین به میان نیامده

38
00:02:08,394 --> 00:02:10,143
‫اما مقامات فدرال بعنوان

39
00:02:10,210 --> 00:02:13,121
‫یک عمل تروریستی در خاک آمریکا
‫آنرا مدنظر قرار دادند

40
00:02:13,173 --> 00:02:15,243
‫پس شایعات درست بودن

41
00:02:15,337 --> 00:02:16,801
‫میدونستی این اتفاق میوفته؟

42
00:02:16,875 --> 00:02:18,966
‫جرات خوردن هلو رو دارم؟

43
00:02:18,968 --> 00:02:22,107
‫شاید بخوام شجاعانه هم زندگی بکنم

44
00:02:22,930 --> 00:02:24,336
‫ریموند

45
00:02:29,945 --> 00:02:31,226
‫اینجا چیکار میکنی؟

46
00:02:31,228 --> 00:02:32,948
‫مخلوط شراب و هلوی شما رو میخورم

47
00:02:32,950 --> 00:02:34,595
‫پشت تلفن بهت گفتم

48
00:02:34,649 --> 00:02:35,971
‫کمکی ازم برنمیاد

49
00:02:36,025 --> 00:02:38,935
‫و منم بهت گفتم که جواب "نه" قبول نمیکنم

50
00:02:39,002 --> 00:02:40,244
‫قرار رو بذار

51
00:02:40,246 --> 00:02:43,722
‫و اونوقت دِینی که از کاراکاس بهم داشتی
‫ادا میشه

52
00:02:43,724 --> 00:02:45,039
‫بهت گفتم

53
00:02:45,041 --> 00:02:47,201
‫در حالت عادی میتونستم یه کاری بکنم

54
00:02:47,203 --> 00:02:48,863
‫اما با توجه تحت تعقیب بودن شما دو نفر

55
00:02:48,904 --> 00:02:50,848
‫غیر ممکنه

56
00:02:52,175 --> 00:02:54,057
‫زال بن حسن

57
00:02:55,002 --> 00:02:56,778
‫اگه بتونم بهت برسونمش چی؟

58
00:02:56,818 --> 00:03:00,035
‫هدیه‏ای برای کارفرمات

59
00:03:01,358 --> 00:03:04,897
‫،اف.بی.آی، پلیس بین‏الملل
‫موساد

60
00:03:04,936 --> 00:03:07,567
‫نتونستن پیداش کنن، ولی تو میتونی؟

61
00:03:07,569 --> 00:03:09,728
‫این یعنی بله یا خیر؟

62
00:03:11,207 --> 00:03:14,152
‫اگه زال بن حسن رو واسمون بیاری
‫ترتیب ملاقات رو میدم

63
00:03:15,346 --> 00:03:16,815
‫حسن؟

64
00:03:16,882 --> 00:03:17,910
‫این شایعه‏ای بود که شنیدی؟

65
00:03:17,963 --> 00:03:20,795
‫اون مسئول آدم‏ربایی کارمندان لازاروم‏ـه؟

66
00:03:20,862 --> 00:03:21,649
‫آه

67
00:03:21,703 --> 00:03:23,519
‫تنها کاری که باید بکنیم
‫اینه که پیداش کنیم

68
00:03:23,559 --> 00:03:25,535
‫پیشنهاد میکنی چطوری اینکارو بکنیم؟

69
00:03:25,709 --> 00:03:28,392
‫با یه کم کمک از دوستامون

70
00:03:29,461 --> 00:03:30,729
‫مامور نوابی

71
00:03:30,783 --> 00:03:33,454
‫به گمونم از آدم‏ربایی‏های اخیر مطلعی

72
00:03:33,507 --> 00:03:35,713
‫- من و تمام ماموران این ساختمون
‫- شاید

73
00:03:35,753 --> 00:03:38,143
‫اما اونا بابت اتفاق امروز

74
00:03:38,196 --> 00:03:40,440
‫- به اندازه تو بهش ارتباط شخصی ندارن
‫- و چطور مگه؟

75
00:03:40,467 --> 00:03:41,842
‫چون من و تو هر دومون میدونیم

76
00:03:41,922 --> 00:03:45,663
‫که شرکت بین‏المللی لازاروم سیستم مهارت‏های فنی

77
00:03:45,665 --> 00:03:48,027
‫سپر دفاع موشکی اسرائیل رو فراهم میکنه

78
00:03:48,029 --> 00:03:50,560
‫برای گنبد آهنین نرم‏افزار رمزگذاری میکنن

79
00:03:50,562 --> 00:03:53,802
‫هر کسی که اون پیمانکارها رو دزدیده
‫دشمن اسرائیله

80
00:03:53,804 --> 00:03:55,998
‫- لیست طولانی‏ای میشه
‫- بذار کوتاهش کنم...

81
00:03:56,000 --> 00:03:57,586
‫زال بن حسن

82
00:03:57,986 --> 00:03:58,836
‫تصور کن...

83
00:03:58,838 --> 00:04:01,101
‫مردی که بیش از سایر آدمکش‏ها

84
00:04:01,103 --> 00:04:02,944
‫در خاک آمریکا

85
00:04:02,998 --> 00:04:04,649
‫ماموران موساد رو ترور کرده

86
00:04:04,651 --> 00:04:07,285
‫- امکان نداره
‫- توی قاهره هم همین فکر رو میکردی

87
00:04:07,287 --> 00:04:09,616
‫درست پشت سرت بود و
‫تو هم نمیدونستی

88
00:04:09,618 --> 00:04:12,319
‫اون اشتباه منجر به مرگ همکارت

89
00:04:12,321 --> 00:04:14,651
‫و بستری شدن خودت در آی.سی.یو بیمارستان مصری شد

90
00:04:14,653 --> 00:04:15,732
‫،اما اونموقع

91
00:04:15,734 --> 00:04:17,726
‫یه عنصر حیاتی رو نداشتی

92
00:04:17,728 --> 00:04:20,727
‫که کلی تفاوت ایجاد میکرد... من

93
00:04:20,953 --> 00:04:22,457
‫دقیقاً چه پیشنهادی داری میدی؟

94
00:04:22,459 --> 00:04:24,417
‫که تلاش‏هامون رو ادغام کنیم

95
00:04:24,419 --> 00:04:26,241
‫هر دو حسن رو میخوایم

96
00:04:26,552 --> 00:04:28,404
‫باهات تماس میگیرم

97
00:04:30,651 --> 00:04:32,594
‫- مهمونیتون چند نفره‏اس؟
‫- اوه، نه، فقط...

98
00:04:32,596 --> 00:04:34,259
‫عجب

99
00:04:34,660 --> 00:04:35,809
‫چقدر زیبایی

100
00:04:35,903 --> 00:04:37,561
‫دنبال کسی میگردم

101
00:04:37,563 --> 00:04:40,298
‫که به گمونم مشتری شما بوده

102
00:04:41,179 --> 00:04:43,040
‫- توی دردسر افتادن؟
‫- اوه، نه، نه، نه

103
00:04:43,092 --> 00:04:43,983
‫اتفاقاً برعکس

104
00:04:43,985 --> 00:04:45,435
‫عموی این خانم فوت کرده

105
00:04:45,438 --> 00:04:47,556
‫و ارث بزرگی براش گذاشته

106
00:04:47,729 --> 00:04:48,612
‫برای دارائی کار میکنم

107
00:04:48,614 --> 00:04:50,267
‫- دنبالشی تا پول رو بهش بدی؟
‫- راستیتش

108
00:04:50,269 --> 00:04:52,498
‫یکی از چندین نفری هستم
‫که وظیفه پیدا کردنش بهشون سپرده شده

109
00:04:52,500 --> 00:04:55,337
‫و هفته‏هاست هر سرنخی رو دنبال میکنیم

110
00:04:55,339 --> 00:04:59,087
‫و یکیشون منو به اینجا رسونده

111
00:05:00,633 --> 00:05:02,061
‫هیچوقت از نزدیک ندیدمش

112
00:05:02,063 --> 00:05:03,312
‫اما اون، آقاهه؟

113
00:05:03,314 --> 00:05:05,537
‫شماره‏اش رو گذاشت اینجا تا به دخترِ بدم

114
00:05:06,422 --> 00:05:09,090
‫احیاناً اون شماره رو هنوز نداری؟

115
00:05:09,678 --> 00:05:11,996
‫چرا. همینجا پیشمه

116
00:05:11,998 --> 00:05:13,786
‫تا حالا این مرد رو ندیدم

117
00:05:13,789 --> 00:05:14,868
‫،مامور توئه

118
00:05:14,870 --> 00:05:16,761
‫که توسط تو فرستاد شد تا ردینگتون
‫و کین رو بقتل برسونه

119
00:05:16,763 --> 00:05:19,599
‫- میتونی ثابتش کنی؟
‫- نه، چون حقیقت نداره

120
00:05:19,601 --> 00:05:22,303
‫ردینگتون و کین پرونده‏ای علیه سازمانش
‫دارن تهیه میکنن

121
00:05:22,305 --> 00:05:23,993
‫سازمان من سی.آی.اِی‏ـه

122
00:05:23,995 --> 00:05:26,661
‫از این کشور در برابر افرادی
‫مثل ردینگتون محافظت میکنیم

123
00:05:26,663 --> 00:05:28,216
‫خیلی‏خب، کافیه دیگه

124
00:05:30,044 --> 00:05:31,731
‫من کین رو بازداشت میکنم

125
00:05:31,733 --> 00:05:34,433
‫اما تضمین میخوام که صدمه‏ای بهش زده نمیشه

126
00:05:34,435 --> 00:05:36,868
‫اتهامات شما شنیده شد مامور رسلر

127
00:05:36,870 --> 00:05:38,895
‫اما فعلاً، شما دو وظیفه‏تون اینه...

128
00:05:39,075 --> 00:05:40,772
‫الیزابت کین رو پیدا کنید

129
00:05:40,812 --> 00:05:41,767
‫رئیس جمهور اعتقاد داره

130
00:05:41,769 --> 00:05:43,253
‫بهترین راه برای رسیدن
‫به این هدف همکاریه

131
00:05:43,255 --> 00:05:45,721
‫اما از اونجایی که عاجز هستید

132
00:05:45,723 --> 00:05:47,139
‫جداگانه سرنخ‏هاتون رو دنبال کنید

133
00:05:47,141 --> 00:05:49,539
‫چون از هم تنفر دارید مجازاتتون نمیکنم

134
00:05:49,541 --> 00:05:51,533
‫اما اگه بفهمم همدیگه رو

135
00:05:51,535 --> 00:05:52,716
‫دارید گمراه میکنید

136
00:05:52,718 --> 00:05:54,876
‫،یا اطلاعات رو با هم در میون نمیذارید

137
00:05:54,956 --> 00:05:56,599
‫با چاقوی پدر بزرگم مردانگیتون رو میبُرم

138
00:05:56,680 --> 00:05:57,851
‫فهمیدید؟

139
00:06:02,981 --> 00:06:04,846
‫صداتون تا این پایین میومد

140
00:06:04,848 --> 00:06:05,962
‫توضیحاتم رو دادم

141
00:06:05,964 --> 00:06:08,125
‫- بازم در جریان تحقیقات میمونه یا نه؟
‫- نمیدونم

142
00:06:08,127 --> 00:06:09,578
‫اما بنظرم واسه خودمون زمان خریدم

143
00:06:09,580 --> 00:06:11,292
‫- بهتره ازش نهایت استفاده رو ببریم
‫- کارم رو شروع کردم

144
00:06:11,345 --> 00:06:12,787
‫خب، اه، مامور نوابی شروع کرده

145
00:06:12,789 --> 00:06:13,836
‫آقای ردینگتون بهش زنگ زده

146
00:06:13,838 --> 00:06:16,055
‫و ادعا کرده میدونه مسئول
‫آدم‏ربایی‏های لازاروم کیه

147
00:06:16,094 --> 00:06:17,891
‫زال بن حسن اسم مستعارشه

148
00:06:17,893 --> 00:06:19,952
‫هویت حقیقی و سابقه‏اش ناشناسه

149
00:06:19,954 --> 00:06:22,348
‫تصور میشه متولد ایران، سی ساله

150
00:06:22,374 --> 00:06:23,884
‫این تنها عکس حسن‏ـه

151
00:06:23,964 --> 00:06:27,116
‫۴سال پیش توسط ماموری به اسم
‫آوی لبوف گرفته شده

152
00:06:27,118 --> 00:06:29,094
‫،سه دقیقه پس از گرفتن این عکس

153
00:06:29,147 --> 00:06:30,898
‫ماشینی که حسن ازش پیاده شده بود، منفجر شده

154
00:06:30,937 --> 00:06:33,942
‫و لبوف و ۱۲ شهروند تماشاچی رو کشته

155
00:06:33,944 --> 00:06:37,538
‫موساد یه موقعی ۲۴ مامور
‫رو برای کشتن حسن قرار داده بود

156
00:06:37,711 --> 00:06:40,129
‫برای مدتی، منم یکیشون بودم

157
00:06:40,196 --> 00:06:42,331
‫در سال ۲۰۱۲ من و همکارم به اُمید

158
00:06:42,411 --> 00:06:43,978
‫پیدا کردن ردش
‫به مصر رفتیم

159
00:06:43,980 --> 00:06:46,286
‫متاسفانه، اون رد ما رو گرفت

160
00:06:46,312 --> 00:06:48,607
‫ما رو تا قاهره تعقیب کرد

161
00:06:48,610 --> 00:06:50,264
‫وقتی جسد همکارم به

162
00:06:50,266 --> 00:06:52,952
‫،وطن پیش خونواده‏اش فرستاده شد
‫روی تخت بیمارستان خوابیده بودم

163
00:06:53,005 --> 00:06:55,062
‫،میدونیم که حسن در چندین حمله دخیل بوده

164
00:06:55,064 --> 00:06:58,103
‫اما در سایر موارد نقشش
‫باید تایید بشه

165
00:06:58,105 --> 00:07:00,333
‫از حمله بمب‏گذاری پشین در ایران

166
00:07:00,335 --> 00:07:02,510
‫همونجا برادرت کشته نشد؟

167
00:07:02,885 --> 00:07:05,236
‫شاید واسه همین ردینگتون
‫پرونده رو باهات در میون گذاشته

168
00:07:05,316 --> 00:07:08,376
‫تمرکز این تیم ویژه پیدا کردن ردینگتون و کین‏ـه

169
00:07:08,378 --> 00:07:10,066
‫درک میکنم اگه حس کنی

170
00:07:10,068 --> 00:07:11,620
‫این پرونده‏ایه که نمیتونیم پیگیری کنیم

171
00:07:11,622 --> 00:07:14,059
‫فراموشش کن.
‫بخاطر تو و برادرت

172
00:07:14,152 --> 00:07:15,269
‫اینکارو میکنیم

173
00:07:16,387 --> 00:07:18,142
‫روش کار میکنیم دیگه، درسته؟

174
00:07:19,867 --> 00:07:20,980
‫مامور مجتبایی هستم

175
00:07:20,982 --> 00:07:22,772
‫کِی؟

176
00:07:22,774 --> 00:07:24,597
‫خیلی‏خب، فهمیدم. مرسی

177
00:07:24,599 --> 00:07:26,285
‫یه ویدئو به چندین شبکه خبری فرستاده شده

178
00:07:26,287 --> 00:07:29,225
‫چند دقیقه قبل به اداره تحویل داده شده

179
00:07:29,227 --> 00:07:30,780
‫من مایکل هِستی هستم

180
00:07:30,782 --> 00:07:32,606
‫مهندس ارشد نرم‏افزار

181
00:07:32,608 --> 00:07:35,139
‫شرکت لازاروم سیستم

182
00:07:35,141 --> 00:07:36,828
‫،امروز صبح

183
00:07:36,830 --> 00:07:39,465
‫۶نفر از ما به تلافی

184
00:07:39,467 --> 00:07:41,931
‫همکاری مجرمانه شرکت ما

185
00:07:41,933 --> 00:07:43,452
‫با دولت اسرائیل

186
00:07:43,454 --> 00:07:47,150
‫در پروژه سیستم دفاع موشکی
‫معروف به گنبد آهنین رُبوده شدیم

187
00:07:47,323 --> 00:07:49,266
‫اسیر کننده ما این پیغام رو

188
00:07:49,306 --> 00:07:51,538
‫برای تمام حامیان دشمنان قسم خورده‏شون داره...

189
00:07:51,844 --> 00:07:53,501
‫پیداتون میکنیم"

190
00:07:53,608 --> 00:07:56,360
‫و تاوان جرائمتون رو میدید.

191
00:07:56,520 --> 00:07:59,875
‫".دو ساعت دیگه باز هم از ما خواهید شنید

192
00:08:07,785 --> 00:08:09,709
‫با رابطینت در موساد تماس بگیر

193
00:08:09,711 --> 00:08:12,187
‫هر چی درباره زال بن حسن میدونن، میخوام

194
00:08:16,747 --> 00:08:19,010
‫و تاوان جرائمتون رو میدید.

195
00:08:19,012 --> 00:08:21,169
‫".دو ساعت دیگه باز هم از ما خواهید شنید

196
00:08:22,760 --> 00:08:25,293
‫قربان؟ قربان؟

197
00:08:25,793 --> 00:08:27,284
‫اون یارو...

198
00:08:27,511 --> 00:08:28,466
‫همونی که جلیقه بافت تنشه

199
00:08:28,468 --> 00:08:29,684
‫سال بالایی من در دانشگاه اِم.آی.تی بود

200
00:08:29,700 --> 00:08:31,602
‫بخاطر پایان نامه‏اش در مورد

201
00:08:31,636 --> 00:08:33,497
‫امنیت انکار پیش‏فرض فایروال
‫جایزه اسپرولز رو بُرد

202
00:08:33,499 --> 00:08:37,177
‫سازمان سیا بعنوان یه دانشجوی سال دوم استخدامش کرد

203
00:08:37,179 --> 00:08:38,662
‫هیچوقت این توجه رو به من نکردن

204
00:08:38,664 --> 00:08:40,980
‫هیچوقت. هیچوقتِ هیچوقت

205
00:08:41,013 --> 00:08:42,548
‫چیزی رو میخواستی نشونم بدی؟

206
00:08:42,581 --> 00:08:43,590
‫یه شماره تلفن

207
00:08:43,592 --> 00:08:45,076
‫اون جلیقه‏ایه داره شنودش میکنه

208
00:08:45,078 --> 00:08:46,325
‫خبردار شدم

209
00:08:46,327 --> 00:08:47,709
‫چون از فایر والش رد شدم

210
00:08:47,711 --> 00:08:49,273
‫و به رایانه‏اش دسترسی پیدا کردم

211
00:08:49,340 --> 00:08:53,060
‫که در عین حال که جرمه، حس خوبی داره

212
00:08:53,243 --> 00:08:54,968
‫شاید تلفن همراه جدید لیز

213
00:08:54,970 --> 00:08:56,251
‫یا شایدم آقای ردینگتون رو داره؟

214
00:08:56,253 --> 00:08:57,332
‫اون خط رو شنود میکنی؟

215
00:08:57,366 --> 00:08:59,367
‫بدون حکم، اونم جرمه

216
00:08:59,551 --> 00:09:01,449
‫اما بله قطعاً

217
00:09:06,347 --> 00:09:08,619
‫نور دهانه اسلحه

218
00:09:08,819 --> 00:09:11,672
‫قبلاً از قلم انداختمش، اما نگاه کنید

219
00:09:12,591 --> 00:09:15,999
‫نور شلیک، عینکش رو روشن میکنه

220
00:09:16,295 --> 00:09:19,612
‫اون یه نیروگاه برقه و اما خوب دقت کنید...

221
00:09:22,271 --> 00:09:24,203
‫اوه خدای من. عالیه

222
00:09:24,205 --> 00:09:25,553
‫باریکلا

223
00:09:25,555 --> 00:09:27,174
‫خیلی‏خب

224
00:09:27,176 --> 00:09:29,334
‫اون نیروگاه سلینجر‏ـه

225
00:09:29,336 --> 00:09:31,495
‫خارج بتزدا تاسیساتی رو اداره میکنن

226
00:09:31,497 --> 00:09:33,149
‫به تیم ضربت خبر بده. بیا بریم

227
00:09:33,151 --> 00:09:34,803
‫رسلر، موساد یه تیم ویژه داره

228
00:09:34,805 --> 00:09:37,268
‫که با سیا همکاری میکنه تا
‫حسن رو پیدا کنن

229
00:09:37,270 --> 00:09:39,649
‫حقشونه موقع دستگیریش اونجا باشن

230
00:09:40,747 --> 00:09:41,960
‫زنگ میزنم به پلیس

231
00:09:41,962 --> 00:09:43,277
‫خودم حلش میکنم شارلین

232
00:09:43,279 --> 00:09:46,113
‫- مامور رسلر یکی از...
‫- نه، باید خودمون حلش کنیم

233
00:09:46,115 --> 00:09:48,442
‫چی رو حل کنی؟
‫خل شدی؟

234
00:09:48,444 --> 00:09:51,094
‫اون توی یه ماشین توی پارکینگ ماست!

235
00:09:51,227 --> 00:09:52,561
‫هی، دریل داری؟

236
00:09:58,390 --> 00:09:59,549
‫چیکار داره میکنه؟

237
00:09:59,551 --> 00:10:01,000
‫داره میمیره احمق

238
00:10:01,002 --> 00:10:02,587
‫با صابون خودکشی میکنه؟

239
00:10:02,589 --> 00:10:04,564
‫زیست تجزیه پذیره... با پایه سبوس

240
00:10:05,248 --> 00:10:06,181
‫بهش حساسیت داره

241
00:10:06,232 --> 00:10:08,401
‫خودش رو وارد شوک آنافیلاکتیک کرده

242
00:10:09,172 --> 00:10:11,446
‫- دستاش رو میگیرم
‫- خیلی‏خب، تُف کن

243
00:10:17,307 --> 00:10:18,690
‫- شارلین؟
‫- ببخشید

244
00:10:18,692 --> 00:10:20,513
‫اگه مجبور نبودم اینجا نمیومدم

245
00:10:20,515 --> 00:10:21,728
‫،اما توی آخرین مهمونی

246
00:10:21,731 --> 00:10:24,194
‫درست شنیدم که گفتی والی
‫به بادوم زمینی حساسیت داره؟

247
00:10:24,277 --> 00:10:25,112
‫آره

248
00:10:25,114 --> 00:10:27,516
‫اپی نفرین آماده تزریق آوردم!

249
00:10:33,069 --> 00:10:35,409
‫حتی اگه زنده بمونه
‫بازم مُقُر نمیاد

250
00:10:35,560 --> 00:10:37,293
‫ترجیح میده بمیره

251
00:10:39,313 --> 00:10:41,686
‫نوار چسب لطفاً؟ نوار چسب

252
00:10:41,770 --> 00:10:43,158
‫محیط اطراف امنه

253
00:10:43,160 --> 00:10:44,826
‫محض اطمینان واسه
‫وقتیکه مواد منفجره کار گذاشته باشن

254
00:10:44,828 --> 00:10:47,039
‫دستگاه پارازیت‏انداز طیف وسیع روشن کردیم

255
00:10:47,041 --> 00:10:48,503
‫تخمینی از تعداد دشمنان هست؟

256
00:10:48,506 --> 00:10:49,831
‫تصاویر حرارتی دقیق نیستن

257
00:10:49,833 --> 00:10:51,466
‫یه نفر در موقعیت قرار گرفته تا با دوربین

258
00:10:51,468 --> 00:10:53,097
‫نگاه دقیق‏تری داشته باشیم

259
00:10:58,617 --> 00:11:00,762
‫بنظر میاد موساد هم از راه رسیده

260
00:11:02,461 --> 00:11:04,228
‫اگه قبل از من بتونی دستگیرش کنی...

261
00:11:04,278 --> 00:11:06,819
‫بهت گفتم اینکارو میکنم

262
00:11:10,941 --> 00:11:12,066
‫سلام

263
00:11:12,776 --> 00:11:14,687
‫،دونالد رسلر، فرمانده فارو

264
00:11:14,689 --> 00:11:16,389
‫مامورین شور و سینگر

265
00:11:16,391 --> 00:11:18,902
‫اکثر دانسته‏های ما از حسن
‫به لطف شماست

266
00:11:18,952 --> 00:11:21,770
‫از وقتی مامور نوابی ما رو ترک کرده
‫از کاراییمون کاسته شده

267
00:11:21,772 --> 00:11:23,711
‫یه مامور خوب رو شکار کردی

268
00:11:23,921 --> 00:11:25,353
‫میدونم

269
00:11:25,690 --> 00:11:27,149
‫دوربین روشن شد

270
00:11:30,246 --> 00:11:33,005
‫گروگان‏ها در محل هستن.
‫۵نفر رو میبینم

271
00:11:33,898 --> 00:11:35,716
‫۴نفر دشمن...

272
00:11:35,817 --> 00:11:37,330
‫،دو نفر نگهبان

273
00:11:37,332 --> 00:11:38,711
‫دو نفر مراقب ورودی

274
00:11:38,828 --> 00:11:39,652
‫صبر کن

275
00:11:39,737 --> 00:11:41,382
‫یه نفر دیگه هم روی راه پله‏اس

276
00:11:41,384 --> 00:11:43,085
‫یه جورایی اون دستور میده

277
00:11:43,087 --> 00:11:45,502
‫حسن. از اون دری که مامورت اونجاست...

278
00:11:45,504 --> 00:11:47,471
‫- میتونید نفوذ کنید؟
‫- نفوذ؟

279
00:11:47,555 --> 00:11:49,894
‫،تا وارد اونجا بشید
‫گروگان‏ها رو میکُشن

280
00:11:49,896 --> 00:11:51,903
‫- نارنجک تفنگی لازم دارید
‫- نارنجک نفوذ؟

281
00:11:51,905 --> 00:11:53,412
‫اون یه سلاح سطح نظامیه

282
00:11:53,462 --> 00:11:55,580
‫وقت نداریم درخواستش رو بدیم

283
00:11:55,582 --> 00:11:56,840
‫اگه ما داشته باشیم چی؟

284
00:11:56,842 --> 00:11:58,713
‫شما اینجا فقط دارید اطلاعات جمع میکنید

285
00:11:58,715 --> 00:12:00,075
‫چرا...

286
00:12:00,428 --> 00:12:03,321
‫یه چیزی رو میدونی؟
‫چیزی بهم نگو

287
00:12:04,213 --> 00:12:06,544
‫خیلی‏خب.
‫وارد عمل میشیم

288
00:12:19,621 --> 00:12:21,850
‫حسن‏ـه!
‫توی راه پله!

289
00:12:23,844 --> 00:12:25,520
‫ساعت ۲! میگیرمش!

290
00:12:41,071 --> 00:12:42,602
‫بنظر میاد سیم ضامن رو کِشیده

291
00:12:42,604 --> 00:12:44,476
‫هیچی عایدمون نشد.
‫اثری ازش نیست

292
00:12:44,478 --> 00:12:46,519
‫چطور امکان داره؟
‫فکر میکردم تمام خروجی‏ها رو پوشش دادیم

293
00:12:46,521 --> 00:12:48,901
‫یه انفجار ثانویه جنوب ساختمون انجام شده

294
00:12:48,903 --> 00:12:50,468
‫- ممکنه کار حسن بوده باشه
‫- خیلی‏خب

295
00:12:50,470 --> 00:12:52,953
‫میخوام فوراً تمامی اجساد تعیین هویت بشن

296
00:12:52,955 --> 00:12:54,709
‫باید اینو ببینید

297
00:12:56,700 --> 00:12:58,809
‫حسن افرادش رو در اسارت نگه میداره

298
00:13:13,555 --> 00:13:15,120
‫شاهین؟

299
00:13:18,220 --> 00:13:19,606
‫خواهر؟

300
00:13:32,814 --> 00:13:34,800
‫همیشه اینجا میمونم

301
00:13:35,153 --> 00:13:36,685
‫مامور نوابی؟

302
00:13:37,173 --> 00:13:39,060
‫مامور نوابی؟

303
00:13:40,084 --> 00:13:41,273
‫حالت خوبه؟

304
00:13:42,860 --> 00:13:44,439
‫اون آرش احمدی‏ـه

305
00:13:44,441 --> 00:13:46,312
‫حداقل سه ساله متوجهش شدیم

306
00:13:46,314 --> 00:13:47,675
‫- حسن نیست؟
‫- نه

307
00:13:47,677 --> 00:13:49,173
‫اون ۳ نفر دیگه هم همینطور

308
00:13:49,175 --> 00:13:51,352
‫- از کجا اینقدر مطمئنی؟
‫- خیلی سنشون کمه

309
00:13:51,354 --> 00:13:52,884
‫حسن دود شده رفته هوا

310
00:13:52,886 --> 00:13:54,689
‫،باید گروگان‏ها رو یه جای امن ببریم

311
00:13:54,691 --> 00:13:56,050
‫و اظهاراتشون رو بگیریم

312
00:13:56,052 --> 00:13:58,091
‫فعلاً بهترین شانس ما
‫برای پیدا کردن حسن هستن

313
00:13:58,108 --> 00:13:59,875
‫اداره ما چند کیلومتر با اینجا فاصله داره...

314
00:13:59,926 --> 00:14:02,247
‫- مکان منطقی‏ایه
‫- بنظر نقشه خوبی میاد

315
00:14:07,868 --> 00:14:09,262
‫میدونستی زنده‏اس؟

316
00:14:09,935 --> 00:14:11,382
‫- حسن؟
‫- برادرم

317
00:14:11,398 --> 00:14:13,211
‫میدونستی زندانی شده

318
00:14:13,213 --> 00:14:14,574
‫شاهین زنده‏اس؟

319
00:14:14,576 --> 00:14:16,310
‫نمیفهمم چطور امکان داره

320
00:14:16,312 --> 00:14:19,164
‫در بمب‏گذاری سال ۲۰۰۹ در پشین مُرده بود

321
00:14:19,198 --> 00:14:20,463
‫ثمر، گوش کن

322
00:14:20,465 --> 00:14:22,711
‫اگه میدونستم حسن، شاهین رو زندانی کرده

323
00:14:22,713 --> 00:14:23,733
‫بهت میگفتم

324
00:14:23,735 --> 00:14:25,707
‫- حالش چطوره؟
‫- نمیدونم

325
00:14:25,709 --> 00:14:27,376
‫- هنوز تحت درمانه
‫- و حسن؟

326
00:14:27,378 --> 00:14:29,181
‫موقع یورش فرار کرد

327
00:14:29,734 --> 00:14:31,019
‫،اگه حسن داخل کشوره

328
00:14:31,021 --> 00:14:33,233
‫قاچاقی وارد شده

329
00:14:33,235 --> 00:14:34,302
‫به یکی از آشناهام زنگ میزنم

330
00:14:34,353 --> 00:14:36,726
‫ببینم میتونم قاچاقچی
‫که استخدام کرده رو پیدا کنم یا نه

331
00:14:38,105 --> 00:14:41,370
‫خبر بد اینه که... هنوز زنده‏ای

332
00:14:41,372 --> 00:14:44,314
‫اما خبر خوب اینه که تنها کاری
‫که برای خلاصی از اینجا لازمه بکنی

333
00:14:44,315 --> 00:14:46,035
‫اینه که داستانت رو به مامورین فدرال بگی

334
00:14:46,250 --> 00:14:47,562
‫فقط همین

335
00:14:47,613 --> 00:14:49,406
‫لیز رو تبرئه کن

336
00:14:49,408 --> 00:14:53,117
‫و بعدش شخصاً میلک شیک سویا برات درست میکنم

337
00:14:53,409 --> 00:14:55,841
‫تا به روش گیاهخواری بتونی خودکشی کنی

338
00:14:59,520 --> 00:15:00,849
‫چی گفتی؟

339
00:15:18,002 --> 00:15:19,607
‫خب اوضاع از این قراره

340
00:15:20,108 --> 00:15:23,059
‫من و مامور کین بخاطر ماموریتم

341
00:15:23,194 --> 00:15:25,030
‫با هم ازدواج کرده بودیم

342
00:15:25,032 --> 00:15:26,633
‫اما تا حالا شده یکی از این ماموریت‏ها رو قبول کنی

343
00:15:26,635 --> 00:15:29,737
‫تا صرفاً بتونی کرایه‏ات رو دربیاری و بعدش بفهمی...

344
00:15:29,739 --> 00:15:30,930
‫توی این کار ماهری؟

345
00:15:30,932 --> 00:15:35,945
‫نمیتونی توی چیزی که دوست نداری
‫ماهر بشی

346
00:15:37,072 --> 00:15:38,877
‫خب، آره

347
00:15:38,879 --> 00:15:40,492
‫وقتی متاهل بودم کجا بودی؟

348
00:15:42,358 --> 00:15:45,835
‫تا وقتی تموم نشده بود متوجه نشده بودم

349
00:15:45,837 --> 00:15:48,154
‫روال کار همینطوریه دیگه

350
00:15:48,156 --> 00:15:49,621
‫اوهوم

351
00:15:51,144 --> 00:15:53,577
‫خیلی‏خب، میتونیم به روس‏ها بگیم
‫با کُشتن مامورین سیا و

352
00:15:53,579 --> 00:15:56,167
‫سناتور آمریکایی
‫براشون پاپوش دوختی

353
00:15:56,201 --> 00:15:57,465
‫و بعدش بندازمت جلوی سفارتشون

354
00:15:57,549 --> 00:16:00,157
‫تا خودشون به حسابت برسن

355
00:16:01,116 --> 00:16:03,196
‫یا میتونی به خودت

356
00:16:03,680 --> 00:16:05,417
‫و لیز کمک کنی

357
00:16:10,528 --> 00:16:13,595
‫«خانه‏ی امن موساد»
‫جورج‏تاون، ویرجینیا

358
00:16:17,131 --> 00:16:19,019
‫خونه قدیمیم

359
00:16:19,288 --> 00:16:20,555
‫سمی

360
00:16:24,922 --> 00:16:26,503
‫برادرت از بهداری برگشته

361
00:16:26,537 --> 00:16:28,424
‫میندازیمش توی اتاق اول

362
00:16:28,811 --> 00:16:31,485
‫و تو فکری میکردی در پشین مُرده

363
00:16:32,187 --> 00:16:33,754
‫قرار بود جلسه‏ای بین

364
00:16:33,756 --> 00:16:35,562
‫رهبران مخالفین و اعضای ارتش برگزار بشه

365
00:16:35,564 --> 00:16:36,687
‫هیچوقت انجام نشد

366
00:16:36,689 --> 00:16:39,223
‫یه بمب‏گذار انتحاری
‫بمبی رو منفجر کرد

367
00:16:39,308 --> 00:16:42,077
‫و ۴۱ نفر کشته شدن

368
00:16:42,079 --> 00:16:44,702
‫یه گروه تروریستی
‫مسئولیتش رو قبول کرد

369
00:16:44,704 --> 00:16:47,028
‫یه روز، برادرم بود

370
00:16:47,213 --> 00:16:48,693
‫جوان و سر زنده بود

371
00:16:48,695 --> 00:16:51,737
‫و بعدش...

372
00:16:55,004 --> 00:16:57,660
‫فکر میکردم دیگه نمیبینمت

373
00:16:57,964 --> 00:17:02,009
‫بهم گفتن اون روز در پشین مُردی.
‫خودم گزارش دی.ان.اِی رو دیدم

374
00:17:02,011 --> 00:17:03,949
‫اگه زنده بودی...

375
00:17:07,653 --> 00:17:09,504
‫قرار بود روز بزرگی باشه

376
00:17:09,805 --> 00:17:11,511
‫،بعد از اونهمه تظاهرات

377
00:17:11,513 --> 00:17:14,489
‫بالاخره تونستیم دولت
‫رو سر میز مذاکره بکِشونیم

378
00:17:14,491 --> 00:17:15,860
‫اما یه نقشه بود

379
00:17:15,862 --> 00:17:17,098
‫یه نفر از داخل دولت

380
00:17:17,100 --> 00:17:19,014
‫یه بمب زیر میز گذاشته بود

381
00:17:20,011 --> 00:17:22,091
‫چرا دولت باید بخواد بمب‏گذاری کنه؟

382
00:17:22,190 --> 00:17:24,425
‫چرا اعضای بلندپایه ارتشتون رو بکشه؟

383
00:17:24,427 --> 00:17:27,202
‫چون میدونست این اتفاق باعث میشه
‫افکار عمومی علیه ما بشن

384
00:17:27,204 --> 00:17:29,043
‫دیگه دانشجویان فعالی نبودیم

385
00:17:29,045 --> 00:17:31,318
‫که برای عدالت مبارزه میکنن

386
00:17:31,320 --> 00:17:32,655
‫میشدیم تروریست

387
00:17:32,657 --> 00:17:33,894
‫اون روز زخمی شدی

388
00:17:33,896 --> 00:17:36,469
‫واسه همین خونت رو سر صحنه پیدا کردن؟

389
00:17:37,911 --> 00:17:39,515
‫ام...

390
00:17:41,323 --> 00:17:44,634
‫ببخشید که فرار کردم
‫اما مجبور بودم

391
00:17:45,334 --> 00:17:46,838
‫،میخواستم بهت بگم

392
00:17:46,904 --> 00:17:49,652
‫اما میدونستم باعث میشه
‫توو خطر بیوفتی

393
00:17:49,654 --> 00:17:53,667
‫برای شروع یه زندگی جدید به انگلیس رفتم

394
00:17:53,669 --> 00:17:56,214
‫و فکر میکردم حکومت دیگه دنبالم نمیگرده

395
00:17:56,330 --> 00:17:57,448
‫،تا اینکه چند ماه پیش

396
00:17:57,450 --> 00:18:00,158
‫متوجه شدم هنوزم تحت نظرم

397
00:18:00,667 --> 00:18:02,834
‫،پس مجبور بودم از نو شروع کنم

398
00:18:02,982 --> 00:18:05,067
‫و این دفعه توی آمریکا

399
00:18:05,612 --> 00:18:07,887
‫،ولی حتماً افراد حسن تعقیبم کردن

400
00:18:07,889 --> 00:18:09,647
‫،چون ۶ ماه پیش

401
00:18:09,713 --> 00:18:12,656
‫توی آپارتمانی که توش مخفی شده بودم اومدن سراغم

402
00:18:15,964 --> 00:18:18,302
‫کی هستی؟
‫چطوری اومدی این پشت؟

403
00:18:18,344 --> 00:18:20,948
‫- چی میخوای؟
‫- هی وای من

404
00:18:20,998 --> 00:18:23,444
‫۳تا سوال در کسری ازثانیه

405
00:18:23,446 --> 00:18:25,116
‫اول باید کدومش رو جواب بدیم؟

406
00:18:25,118 --> 00:18:26,306
‫راستش، این چطوره...

407
00:18:26,339 --> 00:18:28,555
‫اول من چندتا سوال میپرسم

408
00:18:28,556 --> 00:18:31,407
‫و بعدش میتونیم
‫به چیزایی که توی ذهنت میگذره برسیم

409
00:18:34,028 --> 00:18:36,257
‫متاسفم ولی اسم من یه اسم رایج‌ــه

410
00:18:36,259 --> 00:18:37,551
‫شاید منو با یه نفر دیگه...

411
00:18:37,584 --> 00:18:39,733
‫یه زمانی یه نفرو میشناختم

412
00:18:39,767 --> 00:18:41,520
‫بهترین بلورساز نیو انگلند بود

413
00:18:41,586 --> 00:18:45,191
‫هیجکس مثل تئودور باندی نمیتونست توی یه گلدان بِدَمه

414
00:18:45,193 --> 00:18:46,563
‫میتونی تصور کنی؟

415
00:18:46,565 --> 00:18:49,440
‫،تد باندی، یه بلورسلز فوق‌العاده

416
00:18:49,442 --> 00:18:50,679
‫نمیتونست یه گلدان بفروشه

417
00:18:50,681 --> 00:18:52,317
‫ما میدونیم تو کی هستی فرزین

418
00:18:52,319 --> 00:18:53,544
‫درست میگه فرزین؟

419
00:18:53,578 --> 00:18:55,678
‫- میتونم بزنم کاسه زانوتو بترکونم
‫- صبر کن، ببین...

420
00:18:55,728 --> 00:18:58,138
‫تنها کاری که کردم
‫برقرار کردن ارتباط بین حسن و یه دوست

421
00:18:58,159 --> 00:18:59,241
‫در بندر چارلستون بود

422
00:18:59,294 --> 00:19:01,080
‫افرادش مُردن. به یه راه خروج نیاز داره

423
00:19:01,106 --> 00:19:02,380
‫حتماً دوباره باهات ارتباط برقرار کرده

424
00:19:02,397 --> 00:19:03,593
‫نه

425
00:19:03,595 --> 00:19:04,596
‫باشه، باشه، آره

426
00:19:04,598 --> 00:19:05,700
‫یه پیام بدستم رسید

427
00:19:05,703 --> 00:19:07,518
‫یه جایی رو میخواست که
‫یه چند ساعتی توش مخفی بشه

428
00:19:07,551 --> 00:19:09,189
‫آدرسش رو دارم

429
00:19:09,222 --> 00:19:10,652
‫احساس بدی نداشته باش فرزین

430
00:19:10,654 --> 00:19:12,828
‫تو یه قاچاقچی هستی نه یه جنگجو

431
00:19:21,662 --> 00:19:22,831
‫بهم بگو که حالت خوبه

432
00:19:22,833 --> 00:19:24,704
‫کجا بودی... حالت خوبه؟

433
00:19:25,597 --> 00:19:27,615
‫- باید همدیگرو ببینیم
‫- چی شده؟

434
00:19:27,617 --> 00:19:31,153
‫وینگ یی، یه ساعت دیگه. خبرای خوبی دارم

435
00:19:41,639 --> 00:19:43,642
‫تام‌ــه. میخواد ببینتم

436
00:19:45,417 --> 00:19:47,444
‫فکر خوبی نیست

437
00:19:53,033 --> 00:19:53,779
‫آرام

438
00:19:53,781 --> 00:19:55,954
‫اون شماره‌ی اعتباری
‫مال مامور کین یا آقای ردینگتون نبوده

439
00:19:55,956 --> 00:19:57,258
‫مال تام بود

440
00:19:57,260 --> 00:19:58,898
‫و همین الان با مامور کین تماس گرفت

441
00:19:58,900 --> 00:20:00,872
‫- چی گفتن؟
‫- یه قرار ملاقات گذاشتن

442
00:20:00,874 --> 00:20:03,849
‫یه ساعت دیگه توی رستورانی به اسم وینگ یی

443
00:20:03,851 --> 00:20:05,273
‫- مدیر میدونه؟
‫- آره

444
00:20:05,274 --> 00:20:07,631
‫و بنظر میرسه داره یه تیم میفرسته

445
00:20:07,633 --> 00:20:10,106
‫به پلیس متروپولیتن خبر بده. آدرس رو براشون بفرست

446
00:20:10,259 --> 00:20:12,343
‫آرام یه سرنخ از کین پیدا کرده

447
00:20:12,425 --> 00:20:14,154
‫نمیتونم تنهاش بذارم

448
00:20:14,156 --> 00:20:17,266
‫اون برادرمه. باید پیشش باشم

449
00:20:17,268 --> 00:20:19,453
‫متوجهم. تماس میگیرم

450
00:20:52,920 --> 00:20:54,263
‫تو کی هستی؟

451
00:20:54,378 --> 00:20:56,452
‫اسم من زال بن حسن‌ــه

452
00:20:56,949 --> 00:20:58,836
‫ستوان سپاه قدس

453
00:20:58,838 --> 00:21:02,045
‫سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران

454
00:21:02,897 --> 00:21:04,070
‫،۴سال پیش

455
00:21:04,072 --> 00:21:07,090
‫،حسن یه کنیسه رو توی بوئنوس آیرس منفجر کرد

456
00:21:07,092 --> 00:21:10,846
‫۳۱نفرو کشت...
‫۱۴تاشون زن و کودک بودن

457
00:21:10,848 --> 00:21:12,257
‫حسن با سوختگی درجه‌ی ۳

458
00:21:12,259 --> 00:21:15,077
‫از ناحیه‌ی کمر از اونجا فرار کرد

459
00:21:15,277 --> 00:21:18,059
‫اسم من زال بن حسن‌ــه

460
00:21:18,732 --> 00:21:19,419
‫باشه

461
00:21:19,487 --> 00:21:20,867
‫فقط میخواستم باهات حرف بزنم

462
00:21:20,869 --> 00:21:22,772
‫ولی گوش کن، کارت ساخته‌ست

463
00:21:25,052 --> 00:21:28,025
‫فقط... یه لحظه صبر کن، خب؟

464
00:21:31,146 --> 00:21:32,691
‫با تمام گروگان‌ها صحبت کردیم

465
00:21:32,741 --> 00:21:34,842
‫بیاین آزادشون کنیم

466
00:21:52,115 --> 00:21:53,607
‫هان؟

467
00:22:01,009 --> 00:22:03,900
‫- سلام قربان، خوشحالم که صداتونو میشنوم
‫- وقت داری حرف بزنیم؟

468
00:22:03,951 --> 00:22:05,519
‫چون یه مشکلی پیش اومده

469
00:22:05,521 --> 00:22:07,249
‫سرنخی از محل تقریبی کین پیدا کردیم...

470
00:22:07,251 --> 00:22:08,942
‫هم اون و هم تام

471
00:22:09,193 --> 00:22:11,357
‫- تام؟
‫- آره، گوشیش رو شنود کردیم

472
00:22:11,457 --> 00:22:13,049
‫شنیدیم که یه قرار ملاقات ترتیب داده

473
00:22:13,051 --> 00:22:14,843
‫معاونت در جرمه

474
00:22:15,011 --> 00:22:16,101
‫بهش گفتم کاری نکنه

475
00:22:16,118 --> 00:22:18,001
‫- از اینکه به حرفم گوش نداده، پشیمون میشه
‫- ،دونالد

476
00:22:18,003 --> 00:22:19,940
‫ببین، باید درباره‌ی یه چیزی باهات حرف بزنم

477
00:22:20,023 --> 00:22:22,309
‫ببینین قربان، اول باید کین رو تبرئه کنیم

478
00:22:22,311 --> 00:22:24,224
‫و بعد شما رو تا همه‌چیز به شرایط عادی برگرده

479
00:22:24,324 --> 00:22:26,001
‫وقتی کارم تموم شد باهاتون تماس میگیرم

480
00:22:30,678 --> 00:22:32,723
‫حق با تو بود. حسن نیست

481
00:22:32,725 --> 00:22:34,635
‫- پس کیه؟
‫- ،اینجوری که اون داره چَه چَه میزنه

482
00:22:34,701 --> 00:22:36,948
‫تا جایی که به من مربوط میشه
‫میتونست ایثل مرمن باشه

483
00:22:37,016 --> 00:22:39,541
‫آماده‌ست. باید یکم هوا بخورم

484
00:22:46,090 --> 00:22:48,737
‫همین الان با وزارت امور خارجه صحبت میکردم

485
00:22:48,905 --> 00:22:50,125
‫،بطور غیر قانونی وارد کشور شدی

486
00:22:50,127 --> 00:22:52,634
‫پس دولت آمریکا قصد داره دیپورتت کنه

487
00:22:52,636 --> 00:22:54,571
‫ایالت متحده خونه‌ی من نیست

488
00:22:54,606 --> 00:22:56,433
‫اگه آمریکایی‌ها میخوان برم‌گردونن انگلستان...

489
00:22:56,483 --> 00:22:59,468
‫نه. وزارت امور خارجه‌ی انگلستان موافق بازگشتت نیست

490
00:22:59,569 --> 00:23:02,607
‫وضعیتت در اونجا هم غیر قانونی بوده، پس...

491
00:23:02,609 --> 00:23:05,519
‫دارن مراحل اداریش رو انجام میدن
‫تا برت‌گردونن ایران

492
00:23:05,653 --> 00:23:08,504
‫این...
‫ثمر، می‌کشنم

493
00:23:08,553 --> 00:23:12,171
‫درخواست پناهندگی سیاسی دادم

494
00:23:12,342 --> 00:23:15,055
‫دوباره از دستت نمیدم

495
00:23:25,262 --> 00:23:27,157
‫عجب ماموریم من

496
00:23:28,146 --> 00:23:30,225
‫همسر خودمو به زور میشناسم

497
00:23:32,201 --> 00:23:33,508
‫همسر سابقم رو

498
00:23:35,118 --> 00:23:36,832
‫خوشگل شدی

499
00:23:39,751 --> 00:23:41,139
‫اینکار؟

500
00:23:41,141 --> 00:23:43,064
‫اینکه مجبور باشی مخفی بشی، تموم میشه

501
00:23:43,182 --> 00:23:45,278
‫یه زندگی عادی خواهی داشت لیز

502
00:23:45,280 --> 00:23:48,670
‫خانواده، بچه، تمام چیزایی که همیشه میخواستی

503
00:23:48,672 --> 00:23:50,773
‫فکر نمیکنم به این زودیا این اتفاق بیوفته

504
00:23:50,775 --> 00:23:52,954
‫کاراکورت رو پیدا کردم

505
00:23:56,425 --> 00:23:59,491
‫- کاراکورت حاضره اعتراف کنه؟
‫- به همه‌ش...

506
00:23:59,525 --> 00:24:02,034
‫کشتن مامورین سیا، سناتور، کابال...

507
00:24:02,036 --> 00:24:03,222
‫،کوپر با رسلر تماس میگیره

508
00:24:03,224 --> 00:24:05,479
‫و اون ترتیب معامله در ازای همکاری رو میده

509
00:24:09,200 --> 00:24:10,994
‫همراهم بیاین. سریعاً وارد عمل میشیم

510
00:24:11,078 --> 00:24:12,176
‫با شمارش من

511
00:24:12,178 --> 00:24:13,441
‫دو، یک

512
00:24:13,693 --> 00:24:15,101
‫بهتره برگردم

513
00:24:15,989 --> 00:24:18,219
‫مامورین فدرال! کسی تکون نخوره!

514
00:24:28,887 --> 00:24:32,392
‫بهم گفتی که باید توی همون قایق میموندم

515
00:24:33,513 --> 00:24:36,734
‫و هیجوقت برنمیگشتم

516
00:24:36,736 --> 00:24:40,095
‫حقیقت اینه که نباید میرفتم

517
00:24:40,228 --> 00:24:43,654
‫توی دردسر افتاده بودی و من گذاشتم  رفتم

518
00:24:45,627 --> 00:24:47,186
‫یه رویا داشتی

519
00:24:48,327 --> 00:24:50,505
‫میخواستم دنبالش کنی

520
00:24:51,930 --> 00:24:53,932
‫هنوزم میخوام

521
00:24:55,026 --> 00:24:57,799
‫دارم سعی میکنم همینو بهت بگم لیز

522
00:24:57,801 --> 00:24:59,804
‫دارم دنبالش میکنم

523
00:25:08,772 --> 00:25:10,586
‫ببینین چی میدونن

524
00:25:10,588 --> 00:25:12,553
‫تو

525
00:25:12,555 --> 00:25:14,352
‫یه نقدی خوندم که نوشته بود

526
00:25:14,354 --> 00:25:17,947
‫،اگه سوپ وانتون انقدر خوشمزه باشه
‫باید حرام اعلام بشه

527
00:25:19,646 --> 00:25:21,441
‫فکر میکردم اغراق میکنن

528
00:25:21,443 --> 00:25:23,170
‫اشتباه از من بود

529
00:25:23,994 --> 00:25:26,409
‫باید اون یکی دستت رو ببینم

530
00:25:40,694 --> 00:25:41,860
‫یه برتا ام۹ ــه

531
00:25:41,862 --> 00:25:44,200
‫که مجوز حملش رو هم دارم

532
00:25:44,202 --> 00:25:46,714
‫مجوزتو نشونم بده

533
00:25:54,056 --> 00:25:55,733
‫شماره‌ش ناخواناست

534
00:25:55,833 --> 00:25:57,260
‫بنظر میرسه باید همراهم بیای

535
00:25:57,262 --> 00:25:59,286
‫تا تَه و توی قضیه رو دربیاریم

536
00:26:02,988 --> 00:26:04,247
‫من اون نیستم

537
00:26:04,249 --> 00:26:05,910
‫قسم میخورم

538
00:26:05,912 --> 00:26:08,285
‫پس چرا وانمود کردی که هستی؟

539
00:26:12,967 --> 00:26:14,933
‫ثمر، باید گروگان‌ها رو از اونجا ببری بیرون

540
00:26:14,935 --> 00:26:16,333
‫و اون ساختمون رو ترک کنی

541
00:26:16,399 --> 00:26:18,222
‫- داری درباره‌ی چی حرف میزنی؟
‫- همین الان

542
00:26:18,224 --> 00:26:20,123
‫مردی که از دستتون فرار کرد حسن نیست

543
00:26:20,125 --> 00:26:22,571
‫حسنِ واقعی اونجاست، توی ساختمونه

544
00:26:22,638 --> 00:26:24,531
‫دزدیدن کارمندای شرکت لازاروم یه اسب تروجان بود

545
00:26:24,533 --> 00:26:26,762
‫باید همین الان از اونجا بری بیرون

546
00:27:01,968 --> 00:27:04,761
‫بریم! تکون بخورین! تکون بخورین!

547
00:27:07,137 --> 00:27:09,035
‫بریم! بلند شین! بلند شین!

548
00:27:12,550 --> 00:27:15,547
‫تکون بخورین! بریم! تکون بخورین!

549
00:27:15,549 --> 00:27:16,943
‫برین!

550
00:27:18,719 --> 00:27:21,938
‫کارمندای شرکت لازاروم رو ببرین بیرون!

551
00:27:32,985 --> 00:27:35,684
‫تکون بخورین! تکون بخورین! تکون بخورین!

552
00:28:04,371 --> 00:28:06,123
‫حسن، تا قبل از اینکه ساختمون محاصره بشه

553
00:28:06,125 --> 00:28:08,647
‫- کمتر از ۱۰ دقیقه وقت داریم
‫- همینقدر کافیه

554
00:28:08,696 --> 00:28:10,574
‫خواهرم کجاست؟

555
00:28:18,160 --> 00:28:19,483
‫الیزابت کین

556
00:28:20,830 --> 00:28:21,926
‫الیزابت کـ...

557
00:28:22,842 --> 00:28:24,571
‫همونی که همه‌ش توی اخبار درباره‌ش حرف میزنن؟

558
00:28:24,573 --> 00:28:26,849
‫برای کی کار میکنی؟
‫کی بهت پول میده تا پیداش کنی؟

559
00:28:26,934 --> 00:28:28,493
‫من توسط کنسولگری آلمان

560
00:28:28,543 --> 00:28:31,702
‫برای انجام یه کار بین‌المللی استخدام شدم
‫که هیچ ربطی به کین نداره

561
00:28:31,744 --> 00:28:33,369
‫من مصونیت سیاسی دارم

562
00:28:33,420 --> 00:28:35,030
‫یا میتونین تبعیدم کنین یا باید بذارین برم

563
00:28:35,064 --> 00:28:38,075
‫ولی تحت هیچ شرایطی نمیتونین

564
00:28:38,077 --> 00:28:39,535
‫حوصله‌مو سر ببرین

565
00:28:40,588 --> 00:28:41,844
‫- حقیقت داره؟
‫- بله

566
00:28:41,895 --> 00:28:43,605
‫یه شرکت خصوصیه

567
00:28:43,606 --> 00:28:45,948
‫پس چرا توی جتِ کرندال بودی؟

568
00:28:45,950 --> 00:28:49,105
‫،یه زیست‌شناس آلمانی رو دزدیده بود
‫مامور پیدا کردنش بودم

569
00:28:49,156 --> 00:28:51,342
‫،توی اون جت بودی تا الیزابت کین رو پیدا کنی

570
00:28:51,344 --> 00:28:53,432
‫درست همونجوری که امروز صبح توی وینگ یی بودی

571
00:28:53,499 --> 00:28:56,431
‫نه. امروز توی رستوران وینگ یی بودم
‫تا سوپ وانتون بخورم

572
00:28:56,433 --> 00:28:57,563
‫فوق‌العاده‌ست

573
00:28:57,646 --> 00:29:00,335
‫باید یه بار امتحان کنی. اعصابتو آروم میکنه

574
00:29:00,337 --> 00:29:02,539
‫قربان، ببخشید مزاحم میشم

575
00:29:02,895 --> 00:29:05,109
‫درباره‌ی مامور نوابی‌ــه

576
00:29:06,173 --> 00:29:08,410
‫هی. فکر میکنی داری چه غلطی میکنی؟

577
00:29:08,731 --> 00:29:11,429
‫بنظر میرسه مامور رسلر
‫،فکر میکنه ما با هم کار میکنیم

578
00:29:11,431 --> 00:29:13,736
‫که ما عضوی از یه جور تشکیلات به اسم کابال هستیم

579
00:29:13,739 --> 00:29:15,264
‫که به آمریکا حمله کرده

580
00:29:15,266 --> 00:29:16,723
‫و ظاهراً تا به جوابی که دنبالشه

581
00:29:16,725 --> 00:29:18,758
‫نرسه، دست از اینکاراش برنمیداره

582
00:29:18,760 --> 00:29:20,467
‫ولی انقدر مؤدبه که نمیخواد سوال رو

583
00:29:20,517 --> 00:29:23,034
‫جوری بپرسه که باعث رسیدن به حقیقت بشه

584
00:29:23,036 --> 00:29:24,765
‫با خودم فکر کردم شاید بتونم کمکی بکنم

585
00:29:24,767 --> 00:29:27,108
‫- اگه فکر میکنی که با اینکار...
‫- درباره‌ی مامور نوابی

586
00:29:27,157 --> 00:29:28,825
‫ضروریه

587
00:29:30,468 --> 00:29:32,145
‫دارن نگاه میکنن

588
00:29:42,810 --> 00:29:45,395
‫- جلوی اینکارو میگیرم
‫- فعلاً نه

589
00:29:45,397 --> 00:29:47,328
‫کی بهت گفت قراره الیزابت کین

590
00:29:47,330 --> 00:29:49,195
‫توی اون رستوران باشه؟

591
00:29:49,197 --> 00:29:50,375
‫بذار حدس بزنم...

592
00:29:50,442 --> 00:29:53,594
‫منو تو قراره یه بازی بگیر و رها کن رو شروع کنیم

593
00:29:53,997 --> 00:29:55,878
‫خبری از این کارای مهربانانه و انسان دوستانه نیست

594
00:30:00,302 --> 00:30:03,080
‫این همه زمان و پول و نیروی انسانی رو

595
00:30:03,198 --> 00:30:05,143
‫صرف پیدا کردن و کشتن من کردی

596
00:30:05,261 --> 00:30:07,685
‫چندتا مامور توی
‫توی این گروه ویژه کار میکنن؟

597
00:30:07,687 --> 00:30:09,824
‫اسم و ماموریتشون رو میخوام

598
00:30:09,826 --> 00:30:11,723
‫اون لیست رو میخوام

599
00:30:11,725 --> 00:30:13,528
‫نمیتونم کمکت کنم

600
00:30:20,187 --> 00:30:23,506
‫فکر کنم باید دنبال یه نفر بگردم
‫که بتونه کمکم کنه

601
00:30:24,915 --> 00:30:26,449
‫تو. پاشو. پاشو

602
00:30:26,451 --> 00:30:28,790
‫پاشو! پاشو! پاشو! پاشو! پاشو!

603
00:30:28,792 --> 00:30:30,621
‫آره

604
00:30:31,101 --> 00:30:33,165
‫فرمانده‌تون کیه؟

605
00:30:33,167 --> 00:30:35,674
‫فرمانده‌تون، همین الان بگو!

606
00:30:35,863 --> 00:30:37,489
‫منم

607
00:30:38,695 --> 00:30:39,901
‫دیر میگیرم چه خبره

608
00:30:39,952 --> 00:30:41,811
‫برادرمه. دارن حسن صداش میکنن

609
00:30:41,813 --> 00:30:42,951
‫متاسفم ثمر

610
00:30:43,035 --> 00:30:45,202
‫متوجه نمیشم چه خبره

611
00:30:45,204 --> 00:30:47,541
‫،تمام گروگان‌های شرکت لازاروم کشته شدن
‫متوجه نمیشم

612
00:30:47,543 --> 00:30:50,174
‫،اگه برادرم حسن‌ــه
‫چرا باید خطر همچین حمله‌ای رو به جون بخره؟

613
00:30:50,207 --> 00:30:51,271
‫بخاطر لیست...

614
00:30:51,273 --> 00:30:53,350
‫لیست مامورین موساد و خبرچین‌هاشون

615
00:30:53,399 --> 00:30:56,153
‫که دارن سرتاسر دنیا
‫تلاش میکنن تا حسن رو پیدا کنن و بکشن

616
00:30:56,155 --> 00:30:57,748
‫اون لیست در اختیار
‫سازمان اطلاعات موساده

617
00:30:57,750 --> 00:30:59,817
‫به صورت الکترونیکی موجود نیست

618
00:30:59,902 --> 00:31:01,745
‫- فقط یه رونوشت ازش وجود داره
‫- کجا؟

619
00:31:01,862 --> 00:31:03,303
‫اتاق مخفی سوابق

620
00:31:03,370 --> 00:31:06,018
‫اگه لیست اونجاست، حسن هم میره همونجا

621
00:31:06,052 --> 00:31:08,800
‫چند دقیقه دیگه، نصف مامورهای فدرال واشنگتن

622
00:31:08,802 --> 00:31:10,324
‫اون ساختمون رو محاصره میکنن

623
00:31:10,374 --> 00:31:12,971
‫تنها کاری که الان
‫باید انجام بدی اینه که زنده بمونی

624
00:31:12,973 --> 00:31:14,816
‫باید جلوشو بگیرم

625
00:31:22,400 --> 00:31:25,091
‫دستاتو بذار پشت سرت

626
00:31:27,571 --> 00:31:30,399
‫موقعیتش رو از افرادت در اردن پرسیدیم

627
00:31:30,401 --> 00:31:32,536
‫تنها چیزی که میخوایم کُدــه

628
00:31:32,942 --> 00:31:34,570
‫بهتون نمیدمش

629
00:31:34,572 --> 00:31:36,875
‫- افرادم حاضرن بمیرن ولی اینکارو انجام ندن
‫- هرجور خودت دوست داری

630
00:31:36,877 --> 00:31:38,204
‫زانو بزن

631
00:31:41,506 --> 00:31:43,149
‫چه با کمک تو چه بدون کمک تو

632
00:31:43,151 --> 00:31:44,538
‫این گاو صندوق با ارزشتون رو باز میکنیم

633
00:31:45,997 --> 00:31:48,109
‫الانه که پیداشون بشه. باید بریم

634
00:31:49,928 --> 00:31:51,931
‫- داری چیکار میکنی؟
‫- وارد ساختمون شدن

635
00:31:51,933 --> 00:31:52,912
‫یه راهی برای باز کردن گاو صندوق پیدا میکن

636
00:31:52,961 --> 00:31:55,257
‫باید قبل از اینکه اینکارو بکنن
‫لیست رو از بین ببریم

637
00:32:10,139 --> 00:32:12,544
‫فکر کردم ترک کردی

638
00:32:12,710 --> 00:32:14,235
‫آره همینطوره

639
00:32:14,369 --> 00:32:16,885
‫ولی تو ترکم کردی، پس...

640
00:32:29,502 --> 00:32:31,024


641
00:32:35,551 --> 00:32:37,535
‫مدارک رو سوزونده

642
00:32:38,723 --> 00:32:41,263
‫دیگه چیزی باقی نمونده

643
00:32:42,927 --> 00:32:44,553
‫ثمر، چیکار کردی؟

644
00:32:44,555 --> 00:32:46,316
‫حسن، باید بریم

645
00:32:46,318 --> 00:32:48,961
‫ماموراشون آماده‌ان که بیان داخل

646
00:32:53,843 --> 00:32:56,387
‫اون همه نقشه کشیدیم ولی حالا هیچی به هیچی!

647
00:32:56,389 --> 00:32:58,861
‫- بکشش و تمومش کن
‫- نه

648
00:32:59,163 --> 00:33:00,862
‫اون عضو موساده

649
00:33:00,864 --> 00:33:03,369
‫اطلاعاتی که میخوایم توی سرشه

650
00:33:03,713 --> 00:33:05,916
‫تا یه ساعت دیگه اون یارو میمیره

651
00:33:07,559 --> 00:33:09,168
‫کسی اینجا نیست!

652
00:33:10,019 --> 00:33:11,747
‫مامورا، تکون بخورین!

653
00:33:12,562 --> 00:33:14,763
‫با خودمون میبریمش

654
00:33:17,953 --> 00:33:20,122
‫،داریم دنبال مامور ثمر نوابی میگردیم

655
00:33:20,124 --> 00:33:22,868
‫که ۲۲ دقیقه پیش زال بن حسن اونو دزدیده

656
00:33:22,917 --> 00:33:24,810
‫عکس و لیست همکارهای شناخته‌شده‌ش رو داریم

657
00:33:24,877 --> 00:33:27,123
‫،جلوی تمام قطارها رو بگیرین
‫تمام ماشین‌ها رو بگردین

658
00:33:27,176 --> 00:33:28,632
‫اون زن یکی از ماست

659
00:33:28,634 --> 00:33:30,700
‫بیارینش خونه

660
00:33:39,823 --> 00:33:42,127
‫توی اینکاری که داری میکنی
‫هیچگونه شرافتی وجود نداره

661
00:33:42,129 --> 00:33:44,534
‫- پدرومادرمون شرمنده میشن
‫- پدرومادرمون اصلاً نمیدونستن شرم یعنی چی

662
00:33:44,536 --> 00:33:46,060
‫ترسو بودن

663
00:33:46,062 --> 00:33:48,500
‫چطور میتونی همچین حرفی بزنی؟
‫بخاطر گفتن حقیقت جونشون رو از دست دادن

664
00:33:48,502 --> 00:33:50,366
‫گول خوردی

665
00:33:50,368 --> 00:33:52,569
‫پشتت رو به ایران کردی، به موساد ملحق شدی...

666
00:33:52,572 --> 00:33:53,994
‫شاهین، اونا پدرومادرمون رو کشتن

667
00:33:53,996 --> 00:33:55,588
‫،پدرومادرومون باعث مرگ خودشون شدن

668
00:33:55,590 --> 00:33:56,741
‫و ما از این بابت زجر کشیدیم

669
00:33:56,743 --> 00:33:59,962
‫به ما و کشورمون خیانت کردن

670
00:34:02,800 --> 00:34:04,329
‫بمب‌گذاری پشین

671
00:34:11,892 --> 00:34:13,177
‫کار تو بود

672
00:34:13,310 --> 00:34:16,582
‫اون روز، روزی بود که زالِ جنگجوی درستکار شدم

673
00:34:19,352 --> 00:34:20,767


674
00:34:29,378 --> 00:34:31,435
‫،براساس افسانه‌ها

675
00:34:31,437 --> 00:34:36,903
‫یه پرنده‌ی فوق‌العاده و عاقل
‫زالِ جوان و جنگجو رو

676
00:34:36,905 --> 00:34:40,617
‫توی لانه‌ش در قله‌ی کوه دماوند بزرگ کرد

677
00:34:40,619 --> 00:34:42,068
‫،وقتی از آب و گِل در اومد

678
00:34:42,070 --> 00:34:45,140
‫طُره‌ای از بال‌های درخشانش رو بهش داد

679
00:34:45,142 --> 00:34:47,941
‫تا هر وقت که در شرایط بدی قرار گرفت بسوزونتشون

680
00:34:47,943 --> 00:34:49,942
‫تا اون پرنده به فریادش برسه

681
00:34:50,009 --> 00:34:50,960
‫صد حیف

682
00:34:51,027 --> 00:34:53,375
‫بنظر میرسه برای تو بالی نمونده

683
00:34:53,378 --> 00:34:55,238
‫- چی میخوای؟
‫- خب، یه چرخش بطری دیگه

684
00:34:55,322 --> 00:34:57,758
‫،توی زیرزمین خونه‌ی ملان رایکمن

685
00:34:57,858 --> 00:34:59,317
‫ولی من به جات اینکارو میکنم

686
00:34:59,319 --> 00:35:00,628
‫حالا چی؟

687
00:35:00,695 --> 00:35:02,322
‫تصمیمش با توئه

688
00:35:02,324 --> 00:35:04,131
‫،میتونی تحویلش بدی
‫خودت که میدونی چه اتفاقی میوفته...

689
00:35:04,181 --> 00:35:07,116
‫مراحل بازجویی، اعتصاب غذا و در نهایت مرگ

690
00:35:07,118 --> 00:35:10,558
‫اونم توی جهنم دره‌ای که توش زندانیش میکنن

691
00:35:10,561 --> 00:35:12,449
‫یا میتونی بدیش به من

692
00:35:12,451 --> 00:35:15,656
‫بهترین چیزی که میتونم پیشنهاد بدم مرگ با هدف‌ــه

693
00:35:17,324 --> 00:35:18,424
‫که اون هدف چیه؟

694
00:35:18,426 --> 00:35:20,112
‫آزادی مامور کین

695
00:35:20,278 --> 00:35:21,630
‫خواهر...

696
00:35:22,780 --> 00:35:24,938
‫قسم خوردی ازم محافظت کنی

697
00:35:24,940 --> 00:35:26,910
‫قسم خوردم از برادرم محافظت کنم

698
00:35:28,619 --> 00:35:30,509
‫اون توی پشین کشته شد

699
00:35:34,865 --> 00:35:36,956
‫حسن در خدمت شماست

700
00:35:59,170 --> 00:36:00,666
‫مامور نوابی...

701
00:36:00,800 --> 00:36:01,951
‫چیه؟

702
00:36:02,068 --> 00:36:04,129
‫چی شده؟

703
00:36:04,131 --> 00:36:06,392
‫اون... حالش خوبه

704
00:36:06,989 --> 00:36:09,193
‫خودش بود

705
00:36:09,195 --> 00:36:10,644
‫حالش خوبه

706
00:36:12,604 --> 00:36:14,357
‫،از کاری که کرد چشم‌پوشی میکنین

707
00:36:14,359 --> 00:36:17,145
‫اینکه اون یارو سلیمان رو
‫مجبور کرد اون قلاب رو قورت بده؟

708
00:36:17,296 --> 00:36:19,658
‫تنها چیزی که اینکار نشون میده
‫اهمیت ندادنش به قانون‌ــه

709
00:36:19,660 --> 00:36:21,784
‫امنیت ملی‌مون در خطره

710
00:36:21,984 --> 00:36:25,037
‫،هرچند که روش‌هاتو تایید نمیکنم پیتر

711
00:36:25,203 --> 00:36:27,454
‫ولی راضی شدم که هیچ ارتباطی

712
00:36:27,456 --> 00:36:29,379
‫بین تو و این یارو ماتیاس سلیمان وجود نداره

713
00:36:29,381 --> 00:36:31,337
‫چیزی که منو راضی نکرده

714
00:36:31,339 --> 00:36:33,396
‫توضیح حمله‌ای که باعث

715
00:36:33,398 --> 00:36:35,251
‫دستگیری سلیمان شد

716
00:36:38,604 --> 00:36:40,181
‫تلفن تام کین رو شنود کرده

717
00:36:40,183 --> 00:36:43,556
‫شنیده که تام کین توی وینگ یی
‫با الیزابت کین قرار ملاقات گذاشته

718
00:36:43,558 --> 00:36:45,211
‫آهان

719
00:36:45,213 --> 00:36:47,911
‫و این اطلاعات رو با شما در میون گذاشت؟

720
00:36:47,913 --> 00:36:48,782
‫نه، اینکارو نکرد

721
00:36:48,849 --> 00:36:51,184
‫و وقتی که فهمیدیم، خودمون شنود کردیم

722
00:36:51,200 --> 00:36:53,764
‫میبینین با چه چیزی سروکار دارم؟
‫این نافرمانی

723
00:36:53,831 --> 00:36:57,193
‫تنها نافرمانی‌ای که من میبینم از جانب توئه پیتر

724
00:36:57,195 --> 00:36:59,053
‫فکر میکردم حرفمو کاملاً شفاف زده باشم

725
00:36:59,120 --> 00:37:00,536
‫متنفر بودن از همدیگه مشکلی نداره

726
00:37:00,538 --> 00:37:02,832
‫ولی در میون نذاشتن اطلاعات، خیلی هم مشکل داره

727
00:37:02,834 --> 00:37:04,823
‫تا آخر روز تو و تیمت

728
00:37:04,825 --> 00:37:06,241
‫اینجا رو ترک میکنین

729
00:37:06,243 --> 00:37:08,098
‫این اشتباه بزرگیه

730
00:37:08,100 --> 00:37:10,123
‫تا ساعت ۵ بعد از ظهر وقت داری

731
00:37:19,806 --> 00:37:21,803
‫سلام. بابت اتفاقی که قبلتر افتاد شرمنده

732
00:37:21,805 --> 00:37:22,815
‫کین تو چنگم بود

733
00:37:22,817 --> 00:37:24,232
‫منظورم اینه، باید اونجا میبومد

734
00:37:24,234 --> 00:37:26,212
‫و بعدش اتفاقی که برای ثمر افتاد...

735
00:37:27,463 --> 00:37:29,845
‫- اون اینجا چیکار میکنه؟
‫- دارم سعی میکنم به لیز کمک کنم

736
00:37:29,866 --> 00:37:32,731
‫حروم... من... در این باره حرف زدیم!

737
00:37:32,781 --> 00:37:34,833
‫قبول کردیم باهاش همکاری نکنیم!

738
00:37:35,300 --> 00:37:36,587
‫،درباره‌ی جلسه‌شون بهت گفتم

739
00:37:36,589 --> 00:37:38,140
‫درباره‌ی تماس بین اون و کین...

740
00:37:38,142 --> 00:37:39,862
‫- بهشون خبر دادی
‫- اگه یه لحظه آروم بگیری...

741
00:37:39,864 --> 00:37:42,162
‫- اون اینجا چه غلطی میکنه؟
‫- دارم سعی میکنم به لیز کمک کنم

742
00:37:42,211 --> 00:37:43,662
‫بهت که گفتم اون قبول نمیکنه

743
00:37:43,745 --> 00:37:46,782
‫تو یه دروغگوی عوضی هستی و من بهت اعتماد ندارم

744
00:37:48,033 --> 00:37:51,120
‫اگه تو بهش اعتماد داری، خیلی احمقی

745
00:37:57,215 --> 00:37:58,697
‫پس اینطوریه هان؟

746
00:37:58,699 --> 00:37:59,946
‫میذاری میری

747
00:37:59,948 --> 00:38:01,579
‫هی، دارم باهات حرف میزنم

748
00:38:13,282 --> 00:38:14,766
‫کافیه!

749
00:38:17,064 --> 00:38:18,478
‫کافیه!

750
00:38:18,480 --> 00:38:19,727
‫تمومش کن!

751
00:38:19,879 --> 00:38:21,246
‫ناسلامتی اینجا زندگی میکنم

752
00:38:37,248 --> 00:38:38,917
‫قرار ملاقاتی که میخواین براتون ترتیب داده میشه

753
00:38:39,000 --> 00:38:40,921
‫هر وقت آماده بودم باهاتون تماس میگیرم

754
00:38:48,422 --> 00:38:50,673
‫هارولد، مامور کین بهم گفت

755
00:38:50,675 --> 00:38:52,942
‫- مردی که کاراکورت صداش میکنن پیش توئه
‫- آره

756
00:38:53,008 --> 00:38:54,689
‫و قصد دارم هر چه زودتر

757
00:38:54,691 --> 00:38:56,161
‫به اداره تحویلش بدم

758
00:38:56,228 --> 00:38:57,524
‫اینکارو نکن

759
00:38:57,526 --> 00:38:59,650
‫فکر بهتری داری

760
00:39:00,824 --> 00:39:02,576
‫،درباره‌ی کاراکورت

761
00:39:02,592 --> 00:39:05,128
‫شنیدم پیش هارولد کوپره

762
00:39:05,177 --> 00:39:06,601
‫فعلاً، آره

763
00:39:06,603 --> 00:39:09,463
‫- ترتیب یه تیم استخراج رو دادم
‫- خوبه

764
00:39:12,199 --> 00:39:14,217
‫درباره‌ی اتفاقی که افتاد...

765
00:39:14,702 --> 00:39:16,557
‫از اینکه درک میکنی ممنونم

766
00:39:16,559 --> 00:39:18,042
‫نه بابا، پیتر

767
00:39:18,044 --> 00:39:21,490
‫موقعیت‌هایی بدتر از این رو هم تجربه کردم

768
00:39:22,308 --> 00:39:24,026
‫خودتم همینطور

769
00:40:15,076 --> 00:40:18,043
‫میدونم کاری که کردم رو تایید نمیکنی...

770
00:40:18,045 --> 00:40:21,013
‫- تحویل دادنش به ردینگتون
‫- ردینگتون جونت رو نجات داد

771
00:40:21,015 --> 00:40:23,814
‫،اگه قیمت اونکار دادن حسن به اون بود

772
00:40:23,816 --> 00:40:25,743
‫حاضر بودم دو بار اینکارو انجام بدم

773
00:40:31,038 --> 00:40:34,107
‫سال‌ها طول کشید تا با مرگش کنار بیام

774
00:40:36,666 --> 00:40:39,406
‫حالا باید دوباره اونکارا رو انجام بدم

775
00:40:39,408 --> 00:40:41,970
‫با اورژانس صحبت کردم

776
00:40:41,972 --> 00:40:44,974
‫بنظر میرسه لی‌وای زنده میمونه

777
00:40:45,605 --> 00:40:47,523
‫بنظر میرسه آدم خوبیه

778
00:40:48,040 --> 00:40:49,889
‫همینطوره

779
00:40:50,935 --> 00:40:53,272
‫منظورم اینه، اینجا، اینکار، این...

780
00:40:54,631 --> 00:40:58,461
‫،بعد از اینکه آدری مُرد
‫درست روز بعدش اومدم سر کار

781
00:41:00,110 --> 00:41:02,570
‫،گُم کردن راه خیلی آسونه

782
00:41:02,572 --> 00:41:04,887
‫اینکه فراموش کنی واقعاً چی مهمه

783
00:41:07,735 --> 00:41:09,273
‫حالت خوبه؟

784
00:41:12,136 --> 00:41:13,786
‫خیلی مطمئن نیستم

785
00:41:19,903 --> 00:41:22,624
‫چیزی که واقعاً مهمه اینه...

786
00:41:23,585 --> 00:41:27,091
‫اینجا... الان

787
00:41:27,880 --> 00:41:30,563
‫نمیشه چیز دیگه‌ای رو تضمین کرد

788
00:41:54,984 --> 00:42:00,919
‫[دانلود فیلم و سریال با لینک مستقیم]
‫:: iranfilm.net ::..

789
00:42:00,943 --> 00:42:04,943
‫: هماهنگ  شده با نسخه ی بلوری
‫www.IranFilm.Net

