1
00:00:02,581 --> 00:00:04,584
‫مالدووا"، ۱۴ سال پیش"

2
00:00:22,720 --> 00:00:24,223
‫بونا"؟"

3
00:01:22,337 --> 00:01:24,340
‫«۸روز پیش»

4
00:01:32,960 --> 00:01:34,496
‫تو تازه کاری

5
00:01:44,962 --> 00:01:46,364
‫اوه

6
00:01:50,320 --> 00:01:51,986
‫برگرد

7
00:01:55,489 --> 00:01:57,888
‫باشه

8
00:02:02,059 --> 00:02:03,592
‫اسمت چیه؟

9
00:02:04,227 --> 00:02:06,460
‫"زک"
‫"زک"

10
00:02:20,968 --> 00:02:22,334
‫سلام

11
00:02:22,337 --> 00:02:24,002
‫میبینم که آماده ای

12
00:02:24,004 --> 00:02:26,036
‫پس اون دختر تازه کاره کجا رفت؟

13
00:02:26,472 --> 00:02:27,838
‫کدوم دختر؟

14
00:02:29,671 --> 00:02:39,666
‫«  تـــرجــمـــه از : ســروش، امیــرعـلی  »
‫<font color="#۲d۲dec">« illusion, Soroush_abg »</font>

15
00:02:40,122 --> 00:02:43,120
‫<font color="#ff۰۰۰۰">:ارتباط با ما</font>
‫« Tlgrm.Me/Soroush_abg/llillusionll »
‫::. Soroushabg@Yahoo.Com .::..

16
00:02:43,144 --> 00:02:47,142
‫::. تک مووی، سینمایِ تک .::..
‫WwW.TakMovie.Co
‫<font color="#ff۰۰۰۰">«تـــک مووی»</font>

17
00:02:47,638 --> 00:02:49,637
‫"ناتالی لوکا"
‫<font color="#ff۰۰۰۰">«شماره ۱۸۴»</font>

18
00:02:50,650 --> 00:02:52,683
‫چقدر؟

19
00:02:57,353 --> 00:02:59,753
‫اسمول داشت بیشتر از ۲۰۰ میلیون دلار
‫رو پول شویی میکــرد

20
00:02:59,756 --> 00:03:01,554
‫چقدرش از دست رفت؟

21
00:03:03,023 --> 00:03:04,356
‫کُلش

22
00:03:07,259 --> 00:03:09,059
‫"ممنون، "اِیب

23
00:03:09,527 --> 00:03:11,626
‫مشکلی داری؟
‫-آره

24
00:03:13,919 --> 00:03:16,451
‫معامله هایی که برای
‫سودهای من حیاتی بودن

25
00:03:16,454 --> 00:03:18,186
‫انجام نشدن

26
00:03:18,854 --> 00:03:20,053
‫چجور معامله هایی؟

27
00:03:20,055 --> 00:03:23,522
‫بنظر میرسه مناقصه ای که روی
‫خطوط کشتیرانی ویسلر انجام دادم

28
00:03:23,525 --> 00:03:26,690
‫انجام نشدن بخاطر اینکه حسابدارم
‫قبل از اینکه بتونه پول رو واریز کنه

29
00:03:26,692 --> 00:03:28,691
‫به قتل رسیده بوده

30
00:03:28,693 --> 00:03:30,592
‫به علاوه
‫میلیون ها دلاری که همون حسابدار

31
00:03:30,594 --> 00:03:34,227
‫وظیفه ی پولشویی شون رو
‫بر عهده داشت هم گم شدن

32
00:03:34,229 --> 00:03:35,094
‫فکر میکنم به اندازه کافی شنیدم

33
00:03:35,097 --> 00:03:37,662
‫به نظر میاد که عملیات من
‫رو زیر نظر دارن و محاصره کردن

34
00:03:37,665 --> 00:03:40,430
‫و این دقیقا چطوری بر سرنوشت
‫دنیای بیرون تاثیر میذاره؟

35
00:03:40,432 --> 00:03:41,130
‫به هیچ وجه

36
00:03:41,133 --> 00:03:44,800
‫با اینحال، اگر واقعا بخواید که من توی
‫این عملیاتتون مفید واقع بشم

37
00:03:44,802 --> 00:03:49,501
‫باید اقتدارم رو توی
‫دنیای جنایتکارها

38
00:03:49,504 --> 00:03:50,569
‫به نحو احسنت حفظ کنم

39
00:03:50,571 --> 00:03:52,303
‫چند وقت یه بار مجبور میشم که

40
00:03:52,305 --> 00:03:54,837
‫برای انجام اون کارم روی حمایت

41
00:03:54,840 --> 00:03:55,805
‫یگان شما یه حسابی باز کنم

42
00:03:55,808 --> 00:03:57,139
‫و الان هم یکی از اون مواقعه

43
00:03:57,141 --> 00:04:01,274
‫سودی که امیدوار بودم از
‫خطوط کشتیرانی ویسلر بدست بیارم

44
00:04:01,277 --> 00:04:05,876
‫به یکی از رقبای دیرینه ـم فروخته شده
‫"به اسم "بالدر مگنوسون

45
00:04:05,879 --> 00:04:06,544
‫خبر هایی رسیده که

46
00:04:06,546 --> 00:04:10,112
‫همین آقا حسابدار من رو کشته
‫تا معامله ـش رو به انجام برسونه

47
00:04:10,115 --> 00:04:11,180
‫خب از ما چه کمکی بر میاد؟

48
00:04:11,182 --> 00:04:16,615
‫یکم کمک میخوام تا بفهمم چه کسی کارمندم یعنی
‫زک اسمول" رو به قتل رسونده؟"

49
00:04:16,617 --> 00:04:18,649
‫اگه نتونم جلوی خونی رو که از مرگ

50
00:04:18,652 --> 00:04:21,217
‫اسمول همنیجوری داره سرازیر میشه رو بگیرم

51
00:04:22,187 --> 00:04:23,786
‫همه ی کارهایی که تا الان انجام دادیم

52
00:04:23,788 --> 00:04:27,421
‫میتونه پایانی عصفناک داشته باشه

53
00:04:27,423 --> 00:04:29,621
‫الیزابت، من زیر حمله ام

54
00:04:29,624 --> 00:04:32,256
‫و باید بهفمم که توسط چه کسی

55
00:04:34,226 --> 00:04:34,925
‫حدود ۱۴ ساعت پیش

56
00:04:34,927 --> 00:04:38,793
‫جسد زک اسمول توی اتاق ماساژ
‫جنتل بلیس" پیدا شده"

57
00:04:38,796 --> 00:04:39,561
‫گزارش اولیه ی پزشکی قانونی یه

58
00:04:39,563 --> 00:04:42,028
‫بیماری مننژیت حادی رو توصیف میکنه

59
00:04:42,031 --> 00:04:45,463
‫ردینگتون از کجا میدونه که اسمول این
‫مننژیت رو طبیعی نگرفته؟

60
00:04:45,465 --> 00:04:46,197
‫نگفت

61
00:04:46,200 --> 00:04:47,998
‫ولی اگه برای همچین چیزی
‫پیش ما میــاد

62
00:04:48,000 --> 00:04:49,165
‫به این معنیه که بدجور محتاجِ کمکه

63
00:04:49,167 --> 00:04:50,199
‫خب شاید تو فکر کنی که برای خدمت به

64
00:04:50,202 --> 00:04:53,234
‫ردینگتون و مردم جامعه داری
‫به اندازه کافی حقوق میگیری

65
00:04:53,236 --> 00:04:53,834
‫ولی من به شخصه همچین
‫فکری نمیکنم

66
00:04:53,837 --> 00:04:55,168
‫اگه یکی حسابدار ردینگتون رو کشته

67
00:04:55,170 --> 00:04:57,969
‫فکر کردی فقط میخواد کمکش کنیم
‫تا طرف رو بندازیم هلفدونی

68
00:04:57,972 --> 00:04:59,170
‫منظورم اینه که
‫لحظه ای که طرفو پیدا کنیم

69
00:04:59,173 --> 00:05:00,939
‫قراره بهمون گیر بده تا
‫اونو تحویلش بدیم

70
00:05:00,941 --> 00:05:03,239
‫تا بتونه با کشت اون
‫برای بقیه درس عبرتی بسازه

71
00:05:03,242 --> 00:05:03,706
‫منم موافقم

72
00:05:03,708 --> 00:05:06,640
‫مامور کیــن، به ردینگتون بگو
‫تو این قضیه تنهاست

73
00:05:06,643 --> 00:05:10,476
‫بچه ها، همین الان جسد اسمول رو
‫سازمان سی.دی.سی فلگ کرده

74
00:05:10,478 --> 00:05:13,277
‫ردش رو تا یه آزمایشگاه سطح چهار
‫مواد شیمیایی گرفتن

75
00:05:13,280 --> 00:05:14,278
‫یعنی چی؟

76
00:05:14,280 --> 00:05:15,745
‫یعنی اینکه هرچیزی که اسمول رو کشته

77
00:05:15,747 --> 00:05:17,446
‫خیلی خطرناک تر از مننژیت بوده

78
00:05:17,449 --> 00:05:20,648
‫برو به سی.دی.سی
‫ببین میتونی چی بفهمی

79
00:05:23,650 --> 00:05:24,883
‫هیچ فکری داری که با چی طرفیم؟

80
00:05:24,886 --> 00:05:27,418
‫بیماری ـه "لوشن" که یک نوع
‫مننژیت ویروسی ـه

81
00:05:27,421 --> 00:05:30,420
‫،علائمش هم میتونه طب شدید
‫گرفتــگی گلو

82
00:05:30,422 --> 00:05:35,455
‫جوش های بنفش مایل به قرمز، حمله های ناگهانی
‫نقص تنفسی و مرگ

83
00:05:35,458 --> 00:05:36,223
‫چقدر واگیر داره؟

84
00:05:36,225 --> 00:05:37,790
‫این ویروس جوری ـه که

85
00:05:37,793 --> 00:05:39,991
‫فقط به وسیله ی تماس فیزیکی
‫انتقال داده میشه

86
00:05:39,993 --> 00:05:40,657
‫عرق، بزاق دهان

87
00:05:40,660 --> 00:05:42,492
‫حتی کمترین تماسی هم
‫میتونه کشنده باشه

88
00:05:42,494 --> 00:05:44,759
‫خبر خوب اینه که بیرون از بدن
‫میزبان زنده نمیمونه

89
00:05:44,762 --> 00:05:47,962
‫علائمش هم فورا بعد از تماس
‫با فرد شروع به ظاهر شدن میکنه

90
00:05:47,965 --> 00:05:49,830
‫که بعد از تنها چند دقیقه
‫مرگ رو به بار میاره

91
00:05:49,832 --> 00:05:51,664
‫که به طور طعنه آمیزی
‫همین ویژگیش هست که

92
00:05:51,666 --> 00:05:52,731
‫این بیماری رو جذاب میکنه

93
00:05:52,733 --> 00:05:53,798
‫- چطور؟
‫- نمیتونه اینور اونور بره

94
00:05:53,801 --> 00:05:56,499
‫قربانی قبل از اینکه بخواد انتقالش بده
‫ناتوان میشه و میمیره

95
00:05:56,501 --> 00:05:58,334
‫پس اسمول چجوری گرفتارش شده؟

96
00:05:58,336 --> 00:05:59,133
‫رژ لب

97
00:05:59,136 --> 00:06:01,869
‫ما آثاری از رژ لب رو
‫دور دهن قربانی پیدا کردیم

98
00:06:01,872 --> 00:06:02,569
‫بر اساس این نمونه

99
00:06:02,571 --> 00:06:03,970
‫هر کسی که این رژ رو به جا گذاشته باید

100
00:06:03,973 --> 00:06:06,872
‫خیلی قبل تر از اینکه اصلا شانس بوسیدن
‫قربانی مارو پیدا میکرده، میمرده

101
00:06:06,874 --> 00:06:09,372
‫پس این طرف کیه؟
‫چرا نمرده؟

102
00:06:09,375 --> 00:06:13,541
‫خب، فعلا این قضیه رازی بی جواب
‫باقی میمونه، مامور رسلر

103
00:06:13,544 --> 00:06:16,543
‫مظنونمون رو پیدا کردم

104
00:06:16,545 --> 00:06:18,210
‫خوش بحالت

105
00:06:20,480 --> 00:06:22,666
‫خیلی خب، چه خبره؟

106
00:06:22,668 --> 00:06:23,911
‫هیچی، من خوبم

107
00:06:23,913 --> 00:06:25,996
‫واقعا؟ بخاطر اینکه واقعا ناراحت بنظر میای

108
00:06:26,671 --> 00:06:30,270
‫و چند دقیقه پیش، پیش آقای کوپر
‫راجب قضیه ی حقوق کافی نگرفتن...

109
00:06:30,273 --> 00:06:32,861
‫همین الان پیش کارمندایی که توی
‫بخش دستمزد کار میکنن قاظی کردم

110
00:06:32,863 --> 00:06:34,610
‫اونا بجای اینکه چک خودمو بهم بدن
‫چک حقوقی تو رو دادن

111
00:06:34,613 --> 00:06:38,413
‫برای اینکه، خب میدونی دیگه
‫هر دومون چهره های سبزه داریم

112
00:06:38,751 --> 00:06:40,499
‫مطمئنم که اشتباهی رخ داده

113
00:06:40,501 --> 00:06:42,282
‫حقوق تو ۳۲ درصد بیشتر از حقوق منه

114
00:06:42,587 --> 00:06:43,225
‫تو چک حقوقیم رو باز کردی؟

115
00:06:43,227 --> 00:06:45,042
‫من از دانشکده ی اقتصاد لندن
‫پی.اچ.دی دارم

116
00:06:45,045 --> 00:06:46,523
‫شاید بخاطر اینه که از سازمان موساد
‫بصورت موقت اومدی اینجا...

117
00:06:46,525 --> 00:06:47,565
‫مسئولیت ها و اختیاراتمون
‫هم باهم فرقی نداره

118
00:06:47,568 --> 00:06:50,460
‫- ...در اصل، از نظر فنی بگیم
‫- .و ملت به من شلیک هم میکنن

119
00:06:50,462 --> 00:06:51,401
‫خب اینو دیگه راس میگی
‫خیلی خب

120
00:06:51,404 --> 00:06:53,353
‫احتمالا باید یه چیزی دراین باره
‫به آقای کوپر بگی

121
00:06:53,355 --> 00:06:54,968
‫بگه چی؟

122
00:06:55,272 --> 00:06:56,852
‫آرام یه مظنون پیدا کرده

123
00:06:56,855 --> 00:06:58,939
‫آره، مظنون

124
00:06:59,344 --> 00:07:00,486
‫مظنونمون

125
00:07:00,489 --> 00:07:02,337
‫خیلی خب، من یه زاویه دید نه چندان خوب

126
00:07:02,340 --> 00:07:05,669
‫از یکی از دوربین های امنیتی
‫که پشت اتاق ماساژ بودن پیدا کردم

127
00:07:05,672 --> 00:07:06,410
‫ببینیدش

128
00:07:06,412 --> 00:07:08,563
‫خیلی خب، ببینید
‫سی.دی.سی فقط یک مورد دیگه

129
00:07:08,565 --> 00:07:11,624
‫از شیوع ویروس لوشن توی آمریکا داشته

130
00:07:11,626 --> 00:07:13,105
‫یه دلال وسایل رهنی توی مریلنــد

131
00:07:13,108 --> 00:07:15,292
‫مامور بررسی مرگ های ناگهانی اونجا
‫این مرگ رو به عنوان یه مرگ طبیعی نوشته

132
00:07:15,294 --> 00:07:19,162
‫ولی جای عجیب قضیه اینه که مغازه ی وسایل
‫رهنی طرف توی همون روزی که مرده توسط دزد زده شده

133
00:07:19,165 --> 00:07:24,747
‫پس، چندتا از دوربین های امنیتی رو
‫هک کردم تا ببینم کار کی بوده

134
00:07:25,085 --> 00:07:27,002
‫درست همون زن توی
‫هر دوی این حادثه ها

135
00:07:27,004 --> 00:07:29,155
‫یکیش یه دزدی
‫اون یکی، یه قتــل

136
00:07:29,158 --> 00:07:31,310
‫اونم با تغییر چهره ی خیلی بدی

137
00:07:31,312 --> 00:07:33,160
‫اگه تغییر قیافه نداده باشه چی؟

138
00:07:33,162 --> 00:07:34,707
‫کد زمانی رو نگاه کن
‫ماه "جولای" ـه

139
00:07:34,710 --> 00:07:36,895
‫توی مریلند
‫باید طرفای ۹۰ درجه بوده باشه

140
00:07:36,897 --> 00:07:39,654
‫پس یا طرف مریضه
‫طب داره و داره میلرزه

141
00:07:39,657 --> 00:07:41,102
‫یا نمیخواد که بقیه این مریضی رو بگیرن

142
00:07:41,104 --> 00:07:42,884
‫پس داره از این لباس ها به عنوان
‫یه پوشش محافظتی استفاده میکنه

143
00:07:42,887 --> 00:07:43,659
‫تا جایی که میتونه از واگیرش جلوگیری کنه

144
00:07:43,661 --> 00:07:44,970
‫پس، این زنه قصد اینو نداره که
‫این بیماری رو به همه جا واگیر بده

145
00:07:44,973 --> 00:07:47,696
‫خب، علی رغم هر قصدی که داری
‫اگه خیلی زود پیداش نکنیم...

146
00:07:47,699 --> 00:07:50,859
‫یکی دیگه قراره توی این وضعیت بمیره

147
00:07:53,048 --> 00:07:55,031
‫خیلی دلم میخواست راه دیگه ای
‫هم وجود داشت

148
00:07:55,034 --> 00:07:56,008
‫چیزی نیست

149
00:07:56,010 --> 00:07:57,690
‫ولی برای مرحله ی بعدی لازمش داریم

150
00:07:57,692 --> 00:08:00,449
‫چیزی نیست
‫لازم نیست توضیح بدی

151
00:08:00,451 --> 00:08:03,746
‫این چیزیه که هر دومون میخوایمش

152
00:08:03,749 --> 00:08:05,598
‫فقط انجامش بده

153
00:08:25,042 --> 00:08:25,848
‫چی میخوای؟

154
00:08:25,851 --> 00:08:28,171
‫شایعاتی که میگن تو
‫مسئول قتل یکی از حسابدارای من

155
00:08:28,174 --> 00:08:31,367
‫زک اسمول هستی، واقعیت دارن؟

156
00:08:31,369 --> 00:08:33,756
‫حقیقت مهم نیست

157
00:08:33,758 --> 00:08:36,549
‫ظاهر مهمه

158
00:08:36,552 --> 00:08:37,323
‫و در حال حاضر

159
00:08:37,325 --> 00:08:40,452
‫عملا برای هرکسی که
‫این موضوع براش مهمه اینطوریه که

160
00:08:40,455 --> 00:08:41,967
‫من اسمول رو کشتم

161
00:08:41,969 --> 00:08:45,803
‫و ناتوانیِ تو در تلافی کردن
‫ضغف تو رو نشون میده

162
00:08:45,805 --> 00:08:48,292
‫حالا اینکه من طرفو کشتم یا نه نامربوطه

163
00:08:48,295 --> 00:08:51,489
‫تو هیچ انتخابی نداری
‫بغیر از اینکه بیای سراغم

164
00:08:51,492 --> 00:08:52,028
‫و تو هم همینطور

165
00:08:52,031 --> 00:08:55,964
‫که این سوال رو میطلبه که
‫چرا زحمت تلفن زدن رو به خودت دادی؟

166
00:08:55,967 --> 00:08:58,657
‫چونکه خیلی وقته که همدیگه رو میشناسیم

167
00:08:58,659 --> 00:09:01,180
‫ما سازمانهای همدیگه
‫رو درک میکنیم

168
00:09:01,182 --> 00:09:04,006
‫اگه کریستوبال بدون اجازه ی تو
‫دست به کاری زده یا

169
00:09:04,009 --> 00:09:07,641
‫اگه کسی تو رو مجبور به این
‫کار کرده، بهم بــگو

170
00:09:07,644 --> 00:09:08,953
‫میتونیم حل و فصلش کنیم

171
00:09:08,956 --> 00:09:13,597
‫بالاخره، دیگه برای این جنجال های خیابونی
‫پیــر شدی

172
00:09:13,600 --> 00:09:15,432
‫نه بابا؟

173
00:09:22,039 --> 00:09:24,240
‫پرونده ای که برام فرستادی رو
‫بررسیش کردم

174
00:09:24,243 --> 00:09:25,074
‫و چیزی پیدا کردی؟

175
00:09:25,077 --> 00:09:28,677
‫میدونی، خیلی از فرهنگ های کهن
‫یه سمبل مشترک داشتن

176
00:09:28,680 --> 00:09:33,582
‫یک خدا یا یه شیطانی که بیماری براشون
‫به بار می آورد

177
00:09:33,585 --> 00:09:35,784
‫"مردم فندلاند بهش میگفتن "لویاتار

178
00:09:35,787 --> 00:09:40,022
‫"مردم "یوروبا" هم بهش میگفتن، "شوپونا

179
00:09:40,025 --> 00:09:43,592
‫یونانی ها هم البته
‫بهش اسم "پاندورا" دادن

180
00:09:43,595 --> 00:09:45,327
‫عجیبه که همیشه زن هستن

181
00:09:45,330 --> 00:09:47,997
‫تا حالا اسم "مری مالون" به گوشت خورده؟

182
00:09:48,000 --> 00:09:48,497
‫باید خورده باشه؟

183
00:09:48,500 --> 00:09:52,935
‫اون یکی از آشپزهای نخبه ی نیویورک
‫توی قرن نوزدهم بوده

184
00:09:52,938 --> 00:09:56,272
‫وقتی تعداد زیادی از مردم بالا رتبه ی جامعه
‫تاول هایی اینگونه که همراه با

185
00:09:56,275 --> 00:09:58,007
‫طب تیفوئیدی میومد رو میزدن

186
00:09:58,010 --> 00:10:00,476
‫یه دانشمد محقق رد این حادثه رو

187
00:10:00,479 --> 00:10:04,446
‫به زنی گرفت که تواناییه کمیاب
‫حمل این بیماری رو داشت

188
00:10:04,449 --> 00:10:06,715
‫اونم بدون اینکه از اثراتش صدمه ای ببینه

189
00:10:06,718 --> 00:10:09,118
‫یا هیچ کدوم از علائم
‫این بیماری رو نشون بده

190
00:10:09,121 --> 00:10:10,486
‫که اسم...

191
00:10:10,489 --> 00:10:11,720
‫مری تیفوئیدی" رو تونست از آن خودش کنه"

192
00:10:11,723 --> 00:10:12,354
‫درسته

193
00:10:12,357 --> 00:10:17,660
‫شما باید دنبال کسی بگردین که بدون
‫بروز علائم بیماری لوشن، حامل اونه

194
00:10:17,663 --> 00:10:19,428
‫برای پیدا کردن مظنونتون

195
00:10:19,431 --> 00:10:21,430
‫باید بفهمید که کِی و کجا

196
00:10:21,433 --> 00:10:23,132
‫اون حادثه ای که اون ازش جون سالم
‫به در برده، اتفاق افتاده

197
00:10:23,135 --> 00:10:26,435
‫و عجله کنید، حتما یه دلیلی داشته
‫که کسایی که مسبب آوردن بیماری بودن

198
00:10:26,438 --> 00:10:30,873
‫ترسناک ترین خدایان دوران باستان بودند

199
00:10:35,146 --> 00:10:39,114
‫دوباره بین ابروهات چروک افتاده

200
00:10:39,117 --> 00:10:40,649
‫درست اینجا

201
00:10:41,752 --> 00:10:44,787
‫همیشه وقتی ناراحتی
‫این اتفاق میافته

202
00:10:47,191 --> 00:10:51,226
‫اون ضربه ی نخاعی نتیجه ای رو که
‫انتــظار داشتــم نداشـت

203
00:10:51,662 --> 00:10:54,930
‫و هنوزم وسایل تخصصی احتیاج داریم

204
00:10:54,933 --> 00:10:56,265
‫که به این معنیه که...

205
00:10:56,268 --> 00:10:57,766
‫پول بیشتر

206
00:10:58,602 --> 00:10:59,935
‫آدمای بیشتر

207
00:11:01,272 --> 00:11:04,073
‫یه فرصت دیگه پیدا کردم

208
00:11:04,076 --> 00:11:08,677
‫که میتونیم از پسش بربیایم، که تو میتونی از
‫پسش بر بیای، مطمئـنـم

209
00:11:09,880 --> 00:11:13,248
‫لطفا نگام کن

210
00:11:16,187 --> 00:11:17,319
‫بالاخره این قضیه رو حل میکنم

211
00:11:17,322 --> 00:11:20,322
‫قسم میخورم، فقط یکم دیگه وقت میخوام

212
00:11:24,295 --> 00:11:26,295
‫خیلی نزدیک شدیم

213
00:11:37,775 --> 00:11:40,743
‫خیلی خب
‫هیچ جا خونه ی آدم نمیشه، بچه جون

214
00:11:42,213 --> 00:11:43,612
‫زود باش

215
00:11:56,027 --> 00:11:58,560
‫لطفا از اینکه بی اجازه اومدیم
‫ما رو ببخشید

216
00:12:00,331 --> 00:12:01,563
‫اون اینجا نیست

217
00:12:01,566 --> 00:12:04,333
‫اینجا نیومدم که الیزابت رو ببینم

218
00:12:06,037 --> 00:12:08,771
‫راجب "ادگار لگات" چی میدونی؟

219
00:12:08,774 --> 00:12:11,240
‫اگه راجب آدمکشی حرف بزنیم
‫طرف تو کارش حرف نداره

220
00:12:11,243 --> 00:12:13,075
‫کسی هم تا حالا صورتش رو ندیده

221
00:12:13,078 --> 00:12:14,343
‫دقیقا

222
00:12:14,346 --> 00:12:16,178
‫چونکه وجود خارجی نداره

223
00:12:16,181 --> 00:12:20,382
‫لگات یه خیال پرکاره، یه آدم ترسناکیه
‫که من به وجود آوردمش

224
00:12:20,385 --> 00:12:22,484
‫نه، نه
‫لگات واقعیه، باشه؟

225
00:12:22,487 --> 00:12:24,153
‫حداقل از ۶ تا کاری که انجام داده مطمئنم

226
00:12:24,156 --> 00:12:25,320
‫یا اینکه فکر میکنی

227
00:12:25,323 --> 00:12:29,258
‫ادگار لگات چیزی بیشتر از یه اسمی
‫نیست که من استخدامش کردم تا

228
00:12:29,261 --> 00:12:31,126
‫برای کشتار های مختلفی
‫اسمی دست و پا کنه

229
00:12:31,129 --> 00:12:35,097
‫که بجاش من و همکارانم مسئولش بودیم

230
00:12:35,100 --> 00:12:37,366
‫یکی از رقبام
‫،بالدر مگنوسون

231
00:12:37,369 --> 00:12:42,871
‫در حال حاضر دنبال یه آدمکش حرفه ایه
‫تا استخدام کنه و منو به قتل برسونه

232
00:12:42,874 --> 00:12:44,807
‫کسی که نتونم پیش بینیش کنم

233
00:12:44,810 --> 00:12:46,942
‫بنظرم لگات مورد مناسبی میتونه باشه

234
00:12:46,945 --> 00:12:49,011
‫و تو ازم میخوای که لگات بشم

235
00:12:49,014 --> 00:12:50,712
‫با خودم گفتم که، شاید

236
00:12:50,715 --> 00:12:51,713
‫فراموشش کن

237
00:12:51,716 --> 00:12:53,082
‫عمرا جای یه قاتل رو
‫الکی بازی نمیکنم

238
00:12:53,085 --> 00:12:54,116
‫تا تو بتونی کسی رو که به عمرم هم
‫ندیدمش بکشی

239
00:12:54,119 --> 00:12:57,086
‫من نمیخوام که تو تبدیل به لگات شی و
‫مگنوسون رو بکشی

240
00:12:57,089 --> 00:13:02,658
‫من ازت میخوام که به لگات تبدیل شی
‫تا مگنوسون تو رو برای قتل من استخدام کنه

241
00:13:03,427 --> 00:13:05,694
‫یعنی ازم میخوای که اونو تحویلت بدم

242
00:13:05,697 --> 00:13:07,229
‫آره

243
00:13:07,998 --> 00:13:10,466
‫البته اگه بتونی یه پرستار بچه پیدا کنی

244
00:13:16,740 --> 00:13:18,607
‫میخوام بعد این قضیه
‫باهات صحبت کنــم

245
00:13:18,610 --> 00:13:19,341
‫آره، البتــه

246
00:13:19,344 --> 00:13:22,811
‫خب، من به پرونده ی مری تیفوئیدی ـه
‫آقای ردینگتون یه نگاهی انداختم و

247
00:13:22,814 --> 00:13:23,612
‫یچیزی پیدا کردم

248
00:13:23,615 --> 00:13:27,349
‫اولین حادثه ی ضبط شده از
‫ویروس لوشن در بین انسان ها

249
00:13:27,352 --> 00:13:30,919
‫که توی سال ۲۰۰۲ در نواحی
‫روستاییه مالدووا رخ داده

250
00:13:30,922 --> 00:13:32,621
‫یک خانواده ی نه نفره کشته شدن

251
00:13:32,624 --> 00:13:36,058
‫بغیر از یکی از دخترها
‫"ناتالی لوکا"

252
00:13:36,061 --> 00:13:36,925
‫اونو به یه کیلینیک محلی بردن

253
00:13:36,928 --> 00:13:40,062
‫ولی بخاطر اینکه حادثه براشون بیش از
‫حد سخت بوده نتونستن کنترلش کنن

254
00:13:40,065 --> 00:13:40,929
‫چجوری از مالدووا در اومده؟

255
00:13:40,932 --> 00:13:45,067
‫سازمان جهانی سلامت به شرکت
‫هاثورن بیولوزیکس" خبر دادن"

256
00:13:45,070 --> 00:13:48,704
‫یه شرکتی که تخصصش توی
‫بیماری های واگیرداره

257
00:13:48,707 --> 00:13:50,806
‫اونا دختره رو به کیلینیک تحقیقی برگردوندن

258
00:13:50,809 --> 00:13:53,142
‫که بیرون الکساندریا بود
‫اونم برای درمان بیشتر

259
00:13:53,145 --> 00:13:57,479
‫اصلا نمیدونستم که ناتالی
‫تواناییه همچین کاری رو داشته

260
00:13:57,482 --> 00:13:58,814
‫ما از تعداد زیادی از بیمار هایی که

261
00:13:58,817 --> 00:14:02,551
‫انقدر بیماریشون واگیر داره که نمیتونن بیرون
‫منظقه ی قرنطینه زندگی کنن، مراقبت میکنیم

262
00:14:02,554 --> 00:14:04,052
‫از بین همه ی اونا

263
00:14:04,055 --> 00:14:06,488
‫ناتالی، مهربون ترین
‫و نازترین ـشون بود

264
00:14:06,491 --> 00:14:09,324
‫اگه اون انقدری که میگین واگیر داره
‫چجوریه که الان تو قرنطینه نیست؟

265
00:14:09,327 --> 00:14:12,060
‫ما بیشترین کاری که میتونستیم کردیم
‫تا یه زندگی ـه عادی براش فراهم کنیم

266
00:14:12,063 --> 00:14:14,530
‫ولی اون جوون بود
‫و مصصم بود که مستقل بشه

267
00:14:14,533 --> 00:14:17,599
‫ما هر کاری که از دستمون بر میومد کردیم
‫تا نظرش رو از رفتن برگردونیــم

268
00:14:17,602 --> 00:14:21,803
‫ولی در آخر، هیج راهی نداشتیم
‫مگه اینکه با خواسته هاش بسازیم

269
00:14:21,806 --> 00:14:22,738
‫چطور ممکنه؟

270
00:14:22,741 --> 00:14:25,240
‫اون به یه بیماری ـه کشنده مبتلا شده بود

271
00:14:25,243 --> 00:14:28,343
‫ما هیچ حق قانونی ای
‫برای نگه داشتنش نداشتیم

272
00:14:28,346 --> 00:14:30,579
‫اون جوون بود

273
00:14:31,382 --> 00:14:32,748
‫و همینطور عاشق

274
00:14:32,751 --> 00:14:33,849
‫عاشق شده بود؟

275
00:14:33,852 --> 00:14:35,017
‫عاشق کی؟

276
00:14:35,020 --> 00:14:35,817
‫"مالک رومین"

277
00:14:35,820 --> 00:14:38,687
‫اون یه مهندس تحقیق های
‫بیولوژیکی ـه آینده دار بود

278
00:14:38,690 --> 00:14:39,087
‫رسیدن

279
00:14:39,090 --> 00:14:41,857
‫- ...ولی اونا که نمیتونستن
‫- همدیگه رو لمس کنن؟

280
00:14:42,026 --> 00:14:42,291
‫نه

281
00:14:42,294 --> 00:14:45,394
‫تصورش بدون تماس
‫فیزیکی میتونه خیلی سخت باشه

282
00:14:45,397 --> 00:14:46,962
‫ولی صددرصد غیر ممکن نه

283
00:14:46,965 --> 00:14:48,163
‫اون از ناتالی حمایت کرد

284
00:14:48,166 --> 00:14:50,532
‫قبول کرد که مسئولیتش
‫رو بر عهده بگیره

285
00:14:50,535 --> 00:14:52,734
‫قرنطینش کنه و نیازهاش رو برطرف کنه

286
00:14:52,737 --> 00:14:55,137
‫ما قبول کردیم که یک سال
‫روی ناتالی تستی انجام ندیم

287
00:14:55,140 --> 00:14:59,708
‫و در عوض مالک هم گزارش های
‫منظمی رو برامون بیاره

288
00:14:59,711 --> 00:15:03,912
‫قبل از اینکه شما زنگ بزنید
‫اصلا روحمون هم خبر نداشت که اونا رفتن

289
00:15:03,915 --> 00:15:04,513
‫گزارش هاشون به طور منظم
‫به دستمون میرسید

290
00:15:04,516 --> 00:15:07,349
‫پس ما هم گمان کردیم که هنوز توی
‫خونه ای بودن که براشون تهیه کرده بودیم

291
00:15:07,352 --> 00:15:09,117
‫ولی انگار چند ماه پیش
‫از اون خونه رفته بودن

292
00:15:09,120 --> 00:15:11,086
‫یعنی چکشون نمیکردین؟

293
00:15:11,989 --> 00:15:15,490
‫میخواستم به حریم خصوصیشون احترام بذارم

294
00:15:16,126 --> 00:15:18,594
‫اگه چیز دیگه ای هم
‫از من احتیاج داشتین

295
00:15:18,597 --> 00:15:21,296
‫لطفا فورا باهام تماس بگیرید

296
00:15:22,900 --> 00:15:25,200
‫اگه اتفاقی برای این بچه بیافته

297
00:15:25,203 --> 00:15:28,637
‫نمیدونم که بتونم خودم
‫رو ببخشم یا نه

298
00:15:28,640 --> 00:15:30,026
‫اگه جای شما بودم

299
00:15:30,028 --> 00:15:34,394
‫بیشتر نگران این میبودم که چه
‫اتفاقی برای ممکنه برای دیگران بیوفته

300
00:15:40,035 --> 00:15:40,406
‫سلام

301
00:15:40,408 --> 00:15:43,521
‫ببخشید، ما داریم یه ماموریتی
‫برای انجمن خواهریمون انجام میدیم

302
00:15:43,523 --> 00:15:45,892
‫و منم باید دو تا مردی
‫که تفنگ دارن رو ببوسم

303
00:15:45,894 --> 00:15:46,941
‫گرفتی ما رو؟

304
00:15:46,944 --> 00:15:48,195
‫میدونم، احمقانه ـست

305
00:15:48,198 --> 00:15:49,822
‫برو ببینم چه میکنی

306
00:15:51,888 --> 00:15:55,341
‫ببینم، دوستتون هم تفنگ داره؟

307
00:16:29,144 --> 00:16:31,717
‫اگه همونطوری که گفته بودم میذاشتی
‫خونه شون رو تحت نظر بگیرم

308
00:16:31,719 --> 00:16:33,986
‫مالک هیچوقت نمیتونست
‫از اونجا فراریش بده

309
00:16:33,989 --> 00:16:36,729
‫ما به این نتیجه رسیدیم که
‫افرادت توجه مردم رو به خودشون جلب میکردن

310
00:16:36,732 --> 00:16:39,304
‫بسه، به اف.بی.آی چی گفتی؟

311
00:16:39,306 --> 00:16:41,946
‫که ناتالی داوطلبانه خواست
‫تا با مالک بره

312
00:16:41,948 --> 00:16:45,333
‫اونا هیچ دلیلی ندارن که بخوان به حقیقت
‫اصل تحقیقمون مظنون بشن

313
00:16:45,335 --> 00:16:47,771
‫چند وقت دیگه اف.بی.آی اونا رو پیدا میکنه

314
00:16:47,773 --> 00:16:48,719
‫اونموقع مطمئن شو که اونجایی
‫وقتی که اونا پیداشون میکنن

315
00:16:48,721 --> 00:16:52,919
‫ولی شاید بهتر باشه که برای فعلا
‫تحقیقاتمون رو متوقف کنیــم

316
00:16:52,922 --> 00:16:53,427
‫امکان نداره

317
00:16:53,429 --> 00:16:57,220
‫اولویتمون باید الان این باشه
‫کهناتالی رو صحیح و سالم پیداش کنیم

318
00:16:57,222 --> 00:16:58,846
‫فهمیدی؟
‫- بله

319
00:16:59,856 --> 00:17:03,004
‫مالک رومین که وقتی به دنیا اومد
‫والدینش در حال مهاجرت بودن

320
00:17:03,006 --> 00:17:05,408
‫با نمرات عالی در ۱۷ سالگی از
‫دانشگاه "برکلی" فارغ التحصیل شده

321
00:17:05,411 --> 00:17:05,917
‫سمبل آرزوی آمریکایی ـه

322
00:17:05,920 --> 00:17:09,304
‫تو ۲۳ سالگی پی اچ دی ـش رو
‫توی رشته ی بیوشیمی از "جانز هاپکینز" میگیره

323
00:17:09,306 --> 00:17:11,878
‫و شمار زیادی از شغل های
‫با حقوق بالا رو رد کرد

324
00:17:11,880 --> 00:17:13,266
‫تا یه پست دکتری ـه پاره وقت
‫رو توی شرکت هاثورن قبول کنه

325
00:17:13,269 --> 00:17:15,942
‫هاثورن میگه که اون و ناتالی
‫وقتی اون مشغول کار به اونجا بود

326
00:17:15,944 --> 00:17:17,297
‫عاشق همدیگه شدن

327
00:17:17,299 --> 00:17:18,516
‫دیگه ته "عشق ممنوعه" ـست

328
00:17:18,518 --> 00:17:19,295
‫یه حمله ی دیگه رخ داده

329
00:17:19,298 --> 00:17:21,429
‫یه کامیون نظامی توی باثستا
‫رو خالی کردن

330
00:17:21,432 --> 00:17:22,581
‫سی.دی.سی همین الان
‫رفته به مکان ارتکاب جرم

331
00:17:22,583 --> 00:17:25,527
‫به احتمال زیاد خیلی زود
‫یه مدرکی چیزی برامون میفرستن

332
00:17:26,002 --> 00:17:27,254
‫آرام

333
00:17:27,629 --> 00:17:29,151
‫کوپر باهام صحبت کرد

334
00:17:29,153 --> 00:17:30,404
‫ظاهرا
‫کامندای حسابداری

335
00:17:30,407 --> 00:17:32,572
‫خیلی از عصبانیتم
‫خوشحال نشده بودن

336
00:17:32,574 --> 00:17:34,231
‫بهش گفتی چرا قاطی کرده بودی؟

337
00:17:34,233 --> 00:17:37,008
‫آره، بهم پیشنهاد افزایش حقوق داد
‫۱۶درصد

338
00:17:37,011 --> 00:17:38,126
‫عالیه که

339
00:17:38,128 --> 00:17:39,820
‫بااینحال بازم کمتر از تو در میارم

340
00:17:39,822 --> 00:17:41,411
‫خیلی خب، ولی میدونی
‫شروع خوبی ـه

341
00:17:41,414 --> 00:17:45,137
‫نه خیرم اینطور نیست، بیشتر یه توهینه
‫پیشنهادش رو رد کردم

342
00:17:57,264 --> 00:17:58,550
‫طرف اینجاست

343
00:18:04,715 --> 00:18:06,102
‫امنه

344
00:18:15,824 --> 00:18:18,362
‫ببخشید، در اشتباهی رو اومدین آقا

345
00:18:19,110 --> 00:18:22,393
‫تو بیریخت ترین مستخدمی هستی
‫که به عمرم دیدم

346
00:18:35,123 --> 00:18:36,408
‫"مایرون"

347
00:18:36,748 --> 00:18:38,880
‫بهت تسلیت میگم

348
00:18:38,882 --> 00:18:40,945
‫مگه کی مرده؟
‫- تو دیگه

349
00:18:43,453 --> 00:18:47,346
‫باید کاری کنم که بالدر مگنوسون
‫باور کنه که ادگار لگات اومده به شهر

350
00:18:47,349 --> 00:18:51,242
‫و چه راهی بهتر برای گفتن این قضیه
‫از اینکه کاری کنیم باور کنه

351
00:18:51,245 --> 00:18:53,985
‫که لگات دزدی به گندگی تو رو کشته

352
00:18:53,988 --> 00:18:56,967
‫و چه جایی بهتر از اینجا برای
‫این کشت و کشتار که

353
00:18:56,969 --> 00:19:01,031
‫هتلی ـه که برای مگنوسون و
‫خودش هم اداره ـش میکنه

354
00:19:01,033 --> 00:19:02,927
‫تا زمانی که این بازیمون
‫تموم شده باشه

355
00:19:02,929 --> 00:19:08,075
‫مگنوسون کل شهر رو زیر و رو میکنه
‫تا قاتل تو رو پیدا و استخدامش کنه

356
00:19:08,078 --> 00:19:11,293
‫نمیخواد نگران باشی مایرون
‫جیک ثانیه تو رو از اونجا درت میاریم

357
00:19:11,295 --> 00:19:14,442
‫قبل از اینکه حتی متوجه بشی

358
00:19:14,445 --> 00:19:16,204
‫سرویس اتاق سفارش میدی
‫و میشینی با همکـارات بازی رو تماشا میکنی

359
00:19:16,206 --> 00:19:20,200
‫تو جسد رو فراهم میکنی
‫ما هم مدارک رو

360
00:19:22,471 --> 00:19:22,876
‫اداره کنترل بیماری‌‌ها تأیید کرده

361
00:19:22,878 --> 00:19:25,483
‫که مقتولِ سرقت از ماشین ضدگلوله
‫بخاطر لوشن کشته شده

362
00:19:25,486 --> 00:19:28,837
‫شاهد‌‌ها یه ونِ فورد مدل ۲۰۰۶
‫و قرمز و تیره رنگ رو دیدن

363
00:19:28,840 --> 00:19:31,369
‫با شماره‌‌پلاک
‫۷مایـک اِکـو ۶

364
00:19:31,371 --> 00:19:34,268
‫باشه، ماشین به نام آلک مور ثبت شده

365
00:19:34,271 --> 00:19:37,601
‫همونه. حتماً با اسم مستعار
‫ماشین رو ثبت کرده

366
00:19:37,603 --> 00:19:39,067
‫باشه
‫دارم آدرسش رو پیدا میکنم

367
00:19:39,069 --> 00:19:40,666
‫ثمر، رسلر، برید به آدرسش

368
00:19:40,669 --> 00:19:42,066
‫لیز، یه تیمِ هزمـَت تشکیل بده

369
00:19:42,069 --> 00:19:44,300
‫بهشون بگو برن توی محل

370
00:19:51,032 --> 00:19:52,263
‫کمکی از دستم برمیاد، قربان؟

371
00:19:52,266 --> 00:19:53,230
‫درواقع بله

372
00:19:53,232 --> 00:19:57,862
‫یقین دارم این مرد اوایلِ امروز
‫از هتل‌‌تون تصفیه‌‌حساب کرده باشه

373
00:19:57,864 --> 00:19:58,361
‫یکی از دوستای قدیمیِ منه

374
00:19:58,364 --> 00:20:01,494
‫و من اصلاً حواسم نبود
‫و قرار ملاقاتمـون رو یادم رفت

375
00:20:01,497 --> 00:20:04,626
‫میخواستم بدونم میتونید بهم بگید
‫داشت کجا میرفت؟

376
00:20:04,629 --> 00:20:06,160
‫شاید به فرودگاه؟

377
00:20:06,162 --> 00:20:07,159
‫ایستگاه قطار؟

378
00:20:07,162 --> 00:20:09,692
‫یا خودش رانندگی میکرد؟

379
00:20:09,694 --> 00:20:10,791
‫متأسفانه خبر ندارم

380
00:20:10,794 --> 00:20:13,924
‫و حتی اگه خبرداشتم
‫نمیتونستم بهتون بگم

381
00:20:13,927 --> 00:20:15,257
‫شرمنده

382
00:20:16,658 --> 00:20:17,323
‫نگهش دار

383
00:20:17,326 --> 00:20:22,723
‫احتیاط یه کیفیتِ کمیاب و
‫بطور غم‌‌انگیزی بی‌‌ارزش‌‌ـه

384
00:20:28,788 --> 00:20:30,352
‫بله

385
00:20:30,355 --> 00:20:31,286
‫ردینگـتون اینجا بود

386
00:20:31,289 --> 00:20:33,019
‫سراغ یکی از مهمان‌‌ها رو میگرفت
‫میشل بادو

387
00:20:33,021 --> 00:20:36,184
‫وقتی جسد رو بردن اونجا بود
‫داشت نگاه میکرد

388
00:20:36,187 --> 00:20:37,050
‫بخاطر لِگات اومده

389
00:20:37,053 --> 00:20:38,484
‫میخوای چیکار کنم؟

390
00:20:38,486 --> 00:20:39,950
‫لگات رو برام بیار

391
00:20:39,953 --> 00:20:41,783
‫میخوام باهاش صحبت کنم

392
00:20:46,616 --> 00:20:48,614
‫پلیس! بازکنید!

393
00:20:53,881 --> 00:20:55,313
‫مأمور رسلر!

394
00:20:55,448 --> 00:20:57,912
‫اینجا دیگه کجاست؟

395
00:21:01,978 --> 00:21:03,210
‫- آوردیشون؟
‫- آره

396
00:21:03,213 --> 00:21:03,911
‫تمام پولامون خرج شد

397
00:21:03,913 --> 00:21:07,842
‫اگه بتونم آنزیم‌‌ها رو جداکنم بعدش میتونیم...

398
00:21:09,976 --> 00:21:11,574
‫چی‌‌شده؟

399
00:21:12,843 --> 00:21:14,541
‫مشکل چیه؟

400
00:21:15,176 --> 00:21:16,708
‫خونه رو پیدا کردن

401
00:21:16,841 --> 00:21:18,006
‫- کی؟
‫- پلیس‌‌ها

402
00:21:18,009 --> 00:21:20,273
‫تمام وسایل و تحقیقات‌‌مون رو گرفتن

403
00:21:20,275 --> 00:21:22,138
‫- چیکار باید بکنیم؟
‫- چیکار میتونیم بکنیم؟

404
00:21:22,141 --> 00:21:23,838
‫ناتالی، باید دوباره از اول شروع کنیم

405
00:21:23,841 --> 00:21:26,771
‫مالیک، مطمئنم یه کاری هست که میتونیم...

406
00:21:26,773 --> 00:21:28,071
‫ناتالی، فقط...

407
00:21:28,073 --> 00:21:29,336
‫نکن!

408
00:21:29,338 --> 00:21:31,235
‫ببخشید

409
00:21:34,470 --> 00:21:36,002
‫عاشقتم، ناتالی

410
00:21:36,004 --> 00:21:38,134
‫کاری نیست که واست انجام ندم

411
00:21:38,136 --> 00:21:39,733
‫خودت میدونی

412
00:21:40,668 --> 00:21:42,499
‫از اول شروع میکنیم

413
00:21:42,801 --> 00:21:44,199
‫چطوری؟

414
00:21:46,267 --> 00:21:48,031
‫یه کار دیگه

415
00:21:48,533 --> 00:21:50,065
‫یکی از هاتورن شنیدم

416
00:21:50,067 --> 00:21:51,431
‫و اگه میدونستم کاملاً ضروری نیست

417
00:21:51,433 --> 00:21:53,263
‫نمیپرسیدم

418
00:21:53,266 --> 00:21:54,763
‫ولی ضروریه

419
00:21:56,130 --> 00:21:58,328
‫ولی این تنها راهه

420
00:22:01,896 --> 00:22:03,927
‫ولی بعد از این

421
00:22:04,462 --> 00:22:07,126
‫نیازی نیست به هیچکسی دیگه صدمه بزنم؟

422
00:22:07,128 --> 00:22:08,559
‫نه
‫هیچوقت

423
00:22:08,694 --> 00:22:10,725
‫قول میدم

424
00:22:15,858 --> 00:22:18,222
‫حالا دستت رو بزار توی دستام

425
00:22:22,257 --> 00:22:24,921
‫و من تورو نزدیک میکشم

426
00:22:24,923 --> 00:22:28,687
‫و نفس‌‌کشیدنت رو
‫روی پوستم حس میکنم

427
00:22:28,690 --> 00:22:30,187
‫و بعد میبوسمت

428
00:22:30,189 --> 00:22:31,919
‫دوتامون...

429
00:22:32,320 --> 00:22:34,419
‫- تاابد
‫- تاابد

430
00:22:53,522 --> 00:22:57,886
‫موسیور لگات، کارفرمای من میخواد
‫باهاتون صحبت کنه

431
00:23:01,210 --> 00:23:04,441
‫باشه، ظاهراً میخواسته
‫آنزیم‌‌هایی از خونش رو جداکنه

432
00:23:04,444 --> 00:23:05,741
‫که در مقابل لوشن ازش محافظت میکنه

433
00:23:05,743 --> 00:23:07,840
‫میخواسته مصونـیت‌‌ش رو تکرار کنه

434
00:23:07,843 --> 00:23:08,807
‫- یه پادزهر؟
‫- نه، برعکس

435
00:23:08,809 --> 00:23:10,806
‫دوست‌‌پسرش میخواسته
‫خودش رو آلوده کنه

436
00:23:10,809 --> 00:23:12,206
‫تا مثل دختره مصونیت داشته باشه

437
00:23:12,208 --> 00:23:14,406
‫حاضر بوده به خودش
‫یه بیماریِ علاج‌‌ناپذیر بده

438
00:23:14,408 --> 00:23:17,604
‫تا بتونن همدیگه رو لمس‌‌کنن و ببوسن
‫و باهم باشن

439
00:23:17,607 --> 00:23:19,237
‫ماریِ حصبه‌‌ای
‫با لاریِ حصبه‌‌ای آشنا بشید

440
00:23:19,240 --> 00:23:22,536
‫بنگاه توی مریلند
‫راننده ماشین ضدگلوله

441
00:23:22,539 --> 00:23:26,036
‫از مردم دزدی میکنن تا
‫هزینه تحقیقات‌‌شون رو پرداخت کنن

442
00:23:26,038 --> 00:23:27,201
‫متوجه میشم

443
00:23:27,204 --> 00:23:28,735
‫ولی متوجه نمیشم این مسائل

444
00:23:28,737 --> 00:23:31,534
‫چه ربطی به آدمِ ردینگتون داشته باشه، اسمول

445
00:23:31,536 --> 00:23:32,566
‫به چی داریم نگاه میکنیم؟

446
00:23:32,569 --> 00:23:34,100
‫باشه
‫اینا رو از یکی از هارد درایوهای مالک درآوردم

447
00:23:34,102 --> 00:23:38,565
‫اونا طرح‌‌های اولیه یه پادگان
‫توی سگ‌‌هاربور هستن، در نیویـورک

448
00:23:38,567 --> 00:23:40,264
‫که متعلق به یه ائتلافِ خارج از خط ساحلی هستن

449
00:23:40,267 --> 00:23:45,330
‫حالا، اون پرونده‌‌‌های زیادی هم داشت
‫از جمله اینا

450
00:23:45,333 --> 00:23:46,864
‫خیله‌‌خب، فرانسـوا ترویه

451
00:23:46,866 --> 00:23:49,262
‫صاحب بزرگترین کلکسـیون خصوصی از

452
00:23:49,265 --> 00:23:51,062
‫هنر نامه‌‌های تأثیرگرا در سطح دنیا

453
00:23:51,064 --> 00:23:55,527
‫ویلیام لاسُور، شریک یه
‫شرکت میلیارد دلاری بازسازی

454
00:23:55,530 --> 00:23:56,161
‫کیتلین مونتاگ

455
00:23:56,163 --> 00:24:00,226
‫نویسنده تریلیاردر رمان‌‌های بادی شانتکـلیر

456
00:24:00,229 --> 00:24:03,692
‫نوشته‌‌اش بی پایان‌‌ـه
‫ولی نمیتونم همشون رو بگم

457
00:24:03,694 --> 00:24:05,691
‫به‌‌غیر از پولدار بودن

458
00:24:05,694 --> 00:24:07,225
‫این سه نفر چه ویژگیِ مشترکی دارن؟

459
00:24:07,227 --> 00:24:10,324
‫برنامه سالیانه‌‌ی پوکـربازی اگزاویر هولکومب

460
00:24:10,326 --> 00:24:15,622
‫تمام پول‌‌ها نقد، بازی‌‌های گروهی نامحدود
‫با احتمال بالای وجود پول‌‌های خلاف

461
00:24:15,624 --> 00:24:16,554
‫خلاف تا چه‌‌حد؟

462
00:24:16,557 --> 00:24:17,454
‫هزینه ورود نیم میلیون دلاره

463
00:24:17,457 --> 00:24:20,454
‫واسه خلاف‌‌کارهای قانون‌‌شکن‌‌مون
‫جای خیلی خوبیه

464
00:24:20,456 --> 00:24:22,220
‫من سه‌‌سال پیش توی یه
‫زمین اسب‌‌سواری اونجا بازی کردم

465
00:24:22,222 --> 00:24:26,984
‫باختم... خب، هیچکس یه تی‌‌شرتی که
‫اونقدر گرون باشه نداره

466
00:24:26,987 --> 00:24:28,118
‫با اینحال، خیلی خوش‌‌گذشت

467
00:24:28,121 --> 00:24:33,750
‫یه هفته از قرنطینه‌‌شدنِ لذیذ
‫و مخاطره‌‌ی روبه انحطاط‌ ـه

468
00:24:33,753 --> 00:24:34,450
‫مثل بهشت میمونه

469
00:24:34,452 --> 00:24:36,383
‫درست مثل باقی چیزهاست واسه تو

470
00:24:36,385 --> 00:24:37,749
‫یه بازی

471
00:24:37,752 --> 00:24:40,049
‫- تام کجاست؟
‫- بلژیـک

472
00:24:40,051 --> 00:24:41,714
‫میدونی، تام و من تازه داشتیم

473
00:24:41,717 --> 00:24:43,681
‫به عادی بودن نزدیک میشدیم

474
00:24:43,683 --> 00:24:48,280
‫و تو یهو اومدی و کشونـدیش توی
‫سوراخ خرگوشت

475
00:24:48,282 --> 00:24:52,211
‫احتمالاً باید چندین عامل
‫قراردادی مثل اون داشته باشی

476
00:24:52,214 --> 00:24:53,244
‫چرا اون؟

477
00:24:53,247 --> 00:24:55,077
‫تام توی کارش خیلی خوبه

478
00:24:55,080 --> 00:24:56,825
‫اونو تعریف میکنه

479
00:24:56,827 --> 00:24:57,900
‫اون نمیتونه مثل یه کوسه سفید بزرگ تصمیم بگیره

480
00:24:57,902 --> 00:25:02,200
‫که کِی شنا کنه و کی غذا بخوره

481
00:25:02,203 --> 00:25:03,611
‫اون کارش رو انجام میده

482
00:25:03,613 --> 00:25:05,459
‫ولی حداقل
‫داره واسه من انجام میده

483
00:25:05,462 --> 00:25:06,333
‫ریسک نارو زدن رو به جون نمیخره

484
00:25:06,335 --> 00:25:10,869
‫برخلاف تصور تعداد زیادی از کافرماهایی که داره

485
00:25:10,872 --> 00:25:13,524
‫چون برخلاف اون‌‌ها
‫من واقعاً بهش اهمیت میدم

486
00:25:13,526 --> 00:25:17,353
‫یا حتی به تو و دخترت

487
00:25:17,355 --> 00:25:19,268
‫بازی هولکومب رأس ساعت

488
00:25:19,271 --> 00:25:21,890
‫۶شروع میشه
‫وقت زیادی نداری

489
00:25:30,392 --> 00:25:32,003
‫میخواید چنگال بیارن؟

490
00:25:32,005 --> 00:25:33,380
‫نه، ممنون

491
00:25:33,382 --> 00:25:35,799
‫- همونطور که به افراد کودنت گفتم...
‫- تات، تات...

492
00:25:35,802 --> 00:25:37,815
‫بی‌‌سخاوت نباش

493
00:25:37,818 --> 00:25:41,712
‫این آقایون مثل خودت
‫حرفه‌‌ای های فصلی هستن

494
00:25:41,715 --> 00:25:46,249
‫موسیور ادگار لگات

495
00:25:46,552 --> 00:25:48,499
‫زیاد به قسمت موسیور علاقه‌‌ای ندارم

496
00:25:51,962 --> 00:25:56,261
‫اون نماینده شرکت نفت سعودی
‫در کوآلا لامـپور

497
00:25:56,263 --> 00:25:59,150
‫چطوری تونستی اون رو انجامش بدی؟

498
00:25:59,153 --> 00:26:01,602
‫من از جرئیات کارم صحبت نمیکنم

499
00:26:01,605 --> 00:26:02,241
‫تشکرمیکنم

500
00:26:02,244 --> 00:26:06,744
‫بخصوص اینکه میخوام توی
‫خدماتـت وارد بشم

501
00:26:08,358 --> 00:26:11,986
‫میدونی، معمولاً واسه گرفتن مشتری‌‌جدید
‫به رجوع نیاز دارم

502
00:26:11,988 --> 00:26:15,714
‫ولی شاید بتونم استثـنائی هم قائل بشم

503
00:26:28,652 --> 00:26:32,682
‫پس، لگات واسه تو کار میکنه

504
00:26:32,685 --> 00:26:34,900
‫میتونی خودت تشخیص بدی

505
00:26:34,903 --> 00:26:39,167
‫خب، فکرکنم درهرصورت اجتناب ناپذیر بود

506
00:26:39,169 --> 00:26:42,392
‫به نظر میاد درهرصورت اتفاق افتاد

507
00:26:42,764 --> 00:26:46,156
‫منو میکشی و اعتبار خودت رو برمیگردونی

508
00:26:46,392 --> 00:26:48,474
‫یه لحظه تنهامون بزارید

509
00:26:59,194 --> 00:27:01,611
‫قبلاً یه حرفی زدی

510
00:27:02,082 --> 00:27:04,533
‫حقیقت مهم نیست

511
00:27:04,804 --> 00:27:08,196
‫که تنها چیزی که توی این دنیا اهمیت داره

512
00:27:08,199 --> 00:27:11,254
‫فقط نحوه نشون دادن واقعیت‌‌ـه

513
00:27:11,390 --> 00:27:14,446
‫میترسم درباره این موضوع حق با تو باشه

514
00:27:15,489 --> 00:27:17,301
‫اخیراً، متوجه‌‌شدم که

515
00:27:17,606 --> 00:27:22,241
‫حقیقت خیلی گریزان شده

516
00:27:25,904 --> 00:27:27,448
‫گاهی‌‌وفتا خیالی حتی

517
00:27:27,451 --> 00:27:31,749
‫ولی در انتها، ما فقط
‫همین برامون باقی میمونه، درسته؟

518
00:27:31,752 --> 00:27:33,026
‫چیزی که واقعیت داره

519
00:27:33,028 --> 00:27:35,915
‫چیزی که میتونه بچشی
‫و لمس کنی و حس کنی

520
00:27:35,918 --> 00:27:41,694
‫حرفایی که بین‌‌مون رد و بدل میشه وقتی
‫به چشمای همدیگه زل زدیم

521
00:27:44,148 --> 00:27:47,036
‫تمام چیزایی‌‌ـه که باید بهش بسنده کنیم

522
00:27:50,667 --> 00:27:52,312
‫واقعیت

523
00:27:52,951 --> 00:27:55,336
‫واسه من عزیزه

524
00:27:57,118 --> 00:28:00,442
‫من حسابدارت رو نکشتم

525
00:28:00,445 --> 00:28:03,567
‫معامله‌‌ت داشت از بین میرفت

526
00:28:03,570 --> 00:28:07,028
‫من وارد شدم و گرفتمش

527
00:28:07,600 --> 00:28:11,564
‫منم بودم دقیقاً همینکارو انجام میدادم

528
00:28:12,439 --> 00:28:14,722
‫کشتی‌‌ها رو نگه‌‌دار، بالدر

529
00:28:14,725 --> 00:28:15,663
‫مثل حرفی که موش به موش‌‌کور زد

530
00:28:15,665 --> 00:28:17,544
‫هیچی
‫کاملاً هیچی

531
00:28:17,547 --> 00:28:21,543
‫نصفِ ارزش این رو نداره که
‫خیلی راحت کشتی ها رو سوراخ کرد

532
00:28:21,546 --> 00:28:23,862
‫خنده‌‌داره

533
00:28:24,669 --> 00:28:27,154
‫خیلی وقت بود

534
00:28:27,458 --> 00:28:29,304
‫که با دونستن اینکه
‫ممکنه هرلحظه بمیرم

535
00:28:29,306 --> 00:28:30,816
‫هیچ مشکلی نداشتم

536
00:28:30,819 --> 00:28:33,303
‫اینکه ممکن بود از اینجا برم بیرون
‫و توی خیابون بهم شلیک بشه

537
00:28:33,305 --> 00:28:35,083
‫با این موضوع مشکلی نداشتم

538
00:28:35,085 --> 00:28:39,316
‫اما اخیراً، میتونم هوای اطرافم رو بو کنم

539
00:28:42,308 --> 00:28:48,758
‫انگار مرگ داره از گوشه‌‌های
‫اتاق بهم نزدیک میشه

540
00:28:49,935 --> 00:28:55,176
‫و نمیتونم تشخیص بدم که
‫واسه گرفتن جونم اومده

541
00:28:59,142 --> 00:29:02,097
‫یا فقط یه انعکاس از گذشته‌‌ست

542
00:29:04,081 --> 00:29:06,465
‫کاش تو بودی

543
00:29:06,467 --> 00:29:09,589
‫اینطوری خیلی آسونتر میشد

544
00:29:19,974 --> 00:29:21,014
‫خیلی ممنون

545
00:29:24,375 --> 00:29:25,684
‫شرط رو میبرم بالا

546
00:29:26,493 --> 00:29:29,247
‫سفارش صدف برای آقای هولکومب

547
00:29:30,188 --> 00:29:32,034
‫چه عجب
‫یه ساعت دیرکردی

548
00:29:52,801 --> 00:29:53,941
‫دو دقیقه فاصله داریم

549
00:29:53,944 --> 00:29:55,957
‫چقدر طول میکشه تا هزمت به محل برسه؟

550
00:29:55,960 --> 00:29:57,757
‫ده دقیقه

551
00:29:59,958 --> 00:30:02,756
‫شرط رو میبرم بالا. سه‌‌تا قرمز
‫سه‌‌تا سیاه و سه‌‌تا قرمز

552
00:30:13,356 --> 00:30:14,554
‫اف‌‌بی‌‌آی
‫ما دلایلی مبنی بر اینکه

553
00:30:14,556 --> 00:30:16,953
‫ساختمان شما تحت
‫حمله بیولوژیکی باشه داریم

554
00:30:16,956 --> 00:30:20,187
‫ازتون میخوایم سریعاً تخلیه کنید

555
00:30:26,787 --> 00:30:28,685
‫ثمر، چی پیدا کردی؟

556
00:30:28,688 --> 00:30:30,384
‫اثری از مالک نیست

557
00:30:30,387 --> 00:30:31,651
‫وارد میشم

558
00:30:48,116 --> 00:30:50,781
‫از سر راه برو کنار!
‫بخواب رو زمین! برو کنار!

559
00:30:52,882 --> 00:30:54,579
‫صبرکن ناتالی، وایسا

560
00:30:54,582 --> 00:30:56,413
‫بخواب رو زمین!

561
00:30:57,914 --> 00:30:58,845
‫تکون نخور

562
00:30:58,848 --> 00:31:00,812
‫امروز نیار نیست کسی دیگه کشته بشه

563
00:31:00,814 --> 00:31:01,578
‫مالک!

564
00:31:01,581 --> 00:31:02,445
‫باید همین الان باهامون بیای

565
00:31:02,447 --> 00:31:05,644
‫اگه میخوای متوقفم کنی
‫باید منو بکشی

566
00:31:05,647 --> 00:31:07,211
‫لطفاً مجبورم نکن

567
00:31:07,213 --> 00:31:08,744
‫دیگه نمیتونم زندانی بشم

568
00:31:14,210 --> 00:31:15,742
‫سوژه رو گرفتیم

569
00:31:21,143 --> 00:31:22,074
‫اثری از مالک نیست

570
00:31:22,077 --> 00:31:25,207
‫آرام، به پلیس محلی بگو
‫مسیرها رو ببنده

571
00:31:25,209 --> 00:31:26,874
‫- از هر مسیر ده مایل به جلو
‫- باشه

572
00:31:26,876 --> 00:31:30,040
‫و تیمِ هزمـت‌‌ـی که فرستادیم
‫هر لحظه ممکنه برسه

573
00:31:30,043 --> 00:31:32,106
‫نه، هزمت دختره رو متقل کرده

574
00:31:32,108 --> 00:31:33,472
‫از چی حرف میزنی؟

575
00:31:33,475 --> 00:31:34,372
‫تیم هزمت

576
00:31:34,375 --> 00:31:36,706
‫تیم هزمت از قبل راه افتاده

577
00:31:38,673 --> 00:31:40,004
‫خدای من

578
00:31:46,805 --> 00:31:50,536
‫واسه پیدا کردن تو زحمات زیادی کشیدیم

579
00:31:50,538 --> 00:31:53,535
‫خانوم جوان

580
00:31:53,538 --> 00:31:56,302
‫برای سفارت ما دارایی باارزشی هستی

581
00:31:56,304 --> 00:31:58,234
‫خوشبختانه
‫اف‌‌بی‌‌آی اینقدر مهربون بود

582
00:31:58,237 --> 00:32:00,501
‫که بهمون کمک کرد و
‫ما رو مستقیم پیش تو فرستاد

583
00:32:00,503 --> 00:32:02,933
‫من به اونجا برنمیگردم

584
00:32:04,535 --> 00:32:05,301
‫آرام؟

585
00:32:05,303 --> 00:32:06,600
‫باشه، آره، آره

586
00:32:06,602 --> 00:32:08,299
‫زودباش دیگه
‫خیله‌‌خب

587
00:32:08,302 --> 00:32:09,165
‫تصاویر ماهواره‌‌ای الان میرسه

588
00:32:09,168 --> 00:32:13,831
‫باشه، دارن از جاده هولی‌‌نول به
‫سمت جنوب شرق میرن

589
00:32:18,866 --> 00:32:22,897
‫حدود ۲۰۰ یارد جلوتر از
‫تابلوی مایل شمار ۴۶ هستن

590
00:32:36,695 --> 00:32:38,493
‫باشه، عجیبه
‫یه ماشین دیگه هم هست

591
00:32:38,496 --> 00:32:40,760
‫سعی داره از جاده خارجـشون کنه

592
00:32:40,763 --> 00:32:43,393
‫باشه، حالا هردو ماشین
‫از جاده خارج شدن

593
00:32:43,395 --> 00:32:47,658
‫حدود یک‌‌چهارم مایل با
‫تابلوی مایل شمار ۴۵ فاصله دارن

594
00:32:58,691 --> 00:33:00,489
‫فکرکردم از دستت دادم

595
00:33:00,492 --> 00:33:02,455
‫- تو خوبی؟
‫- آره

596
00:33:02,458 --> 00:33:03,455
‫الان چیکار کنیم؟

597
00:33:03,458 --> 00:33:05,822
‫میریم توی جنگل
‫یه ماشین پیدا میکنیم...

598
00:33:08,989 --> 00:33:11,288
‫تکون نخورید!

599
00:33:16,122 --> 00:33:17,853
‫ناتالی...

600
00:33:18,121 --> 00:33:19,519
‫نکن!

601
00:33:19,654 --> 00:33:21,618
‫ما کمک میخوایم!

602
00:33:21,854 --> 00:33:23,286
‫متأسفم

603
00:33:23,288 --> 00:33:25,618
‫- خیلی معذرت میخوام، من اشتباه میکردم
‫- نه

604
00:33:25,853 --> 00:33:27,184
‫خیلی اشتباه میکردم

605
00:33:27,186 --> 00:33:28,250
‫نه

606
00:33:28,253 --> 00:33:30,484
‫هیچوقت نباید مجبورت میکردم

607
00:33:31,085 --> 00:33:34,650
‫هرکاری میکردم تا باهات باشم

608
00:33:37,051 --> 00:33:39,416
‫دستت رو میزارم توی دستام

609
00:33:45,650 --> 00:33:47,248
‫خیلی نرمه

610
00:33:48,382 --> 00:33:51,313
‫و تو رو نزدیک خودم میارم

611
00:33:52,382 --> 00:33:54,979
‫نفس‌‌هات رو روی پوستم
‫احساس میکنم

612
00:33:56,381 --> 00:33:58,679
‫و میبوسمت

613
00:33:58,913 --> 00:34:00,878
‫دوتامون

614
00:34:02,480 --> 00:34:04,054
‫تاابد

615
00:34:24,308 --> 00:34:26,185
‫یه دقیقه تنهاش بزارید

616
00:34:53,949 --> 00:34:59,078
‫میتونم تمام کاشی های اتاق که
‫من رو توش نگه میداشتن، توضیح بدم

617
00:34:59,080 --> 00:35:03,705
‫برای ۱۳ سال تمام، فقط
‫یه کنجکاوی پزشکی بودم

618
00:35:03,708 --> 00:35:07,361
‫ولی بعدش با مالک آشنا شدم

619
00:35:08,401 --> 00:35:11,552
‫اون تنها کسی بود که واقعاً من رو میدید

620
00:35:11,555 --> 00:35:15,945
‫نه منی که سوژه آزمایش بودم
‫خودم رو

621
00:35:16,684 --> 00:35:18,359
‫ناتالی

622
00:35:18,830 --> 00:35:20,773
‫چی باعث شد بری؟

623
00:35:21,847 --> 00:35:24,058
‫اولش، فکرمیکردیم تحقیقاتی که انجام میدادن

624
00:35:24,061 --> 00:35:26,775
‫بهترین شانس ما برای
‫باهم بودنمون بود

625
00:35:26,778 --> 00:35:29,927
‫ولی وقتی مالک فهمید وایت‌‌هال چه قصدی داره...

626
00:35:29,929 --> 00:35:31,268
‫وایت‌‌هال؟

627
00:35:31,271 --> 00:35:32,945
‫آزمایشگاه سلاح هاثورن

628
00:35:32,947 --> 00:35:35,929
‫اونا نمیخواستن منو معالجه کنن

629
00:35:35,932 --> 00:35:39,987
‫داشتن ازم استفاده میکردم
‫از سلول‌‌هام

630
00:35:40,827 --> 00:35:43,340
‫تا یه سلاح بیولوژیکی درست کنن

631
00:35:43,343 --> 00:35:44,514
‫پس، چرا به مقامات نگفتی؟

632
00:35:44,516 --> 00:35:48,202
‫هاثورن با دولت قراردادهایی داره

633
00:35:48,304 --> 00:35:52,025
‫نمیدونستیم به کی میتونیم اعتماد کنیم

634
00:35:52,362 --> 00:35:54,104
‫معذرت میخوام

635
00:35:55,179 --> 00:35:56,418
‫ما...

636
00:35:56,520 --> 00:36:01,415
‫واسه تمام اون مردم خیلی متأسفیم

637
00:36:03,797 --> 00:36:05,439
‫میدونم

638
00:36:18,048 --> 00:36:20,729
‫♪ One night to be confused ♪

639
00:36:20,731 --> 00:36:23,579
‫♪ One night to speed up truth ♪

640
00:36:23,581 --> 00:36:26,261
‫♪ We had a promise made ♪

641
00:36:26,264 --> 00:36:29,179
‫♪ Four hands and then away ♪

642
00:36:29,181 --> 00:36:31,928
‫♪ Both under influence ♪

643
00:36:31,930 --> 00:36:34,476
‫♪ We had divine scent ♪

644
00:36:34,479 --> 00:36:36,925
‫♪ To know what to say ♪

645
00:36:36,927 --> 00:36:40,713
‫یکی از رمانتیک‌‌ترین اتفاقاتی بود
‫که تاحالا دیده بودم

646
00:36:40,055 --> 00:36:42,668
‫پسره توی دستای دختره مرد

647
00:36:42,671 --> 00:36:45,284
‫مثل یه قسمت از...

648
00:36:45,286 --> 00:36:47,597
‫نمیدونم، یه سریالی بود

649
00:36:47,600 --> 00:36:50,548
‫ولی نکته اینه که باعث شد
‫یه‌‌کم واسه خودم تأسف بخورم

650
00:36:50,550 --> 00:36:53,264
‫که یه همچین آدمی رو توی زندگیم ندارم

651
00:36:53,267 --> 00:36:55,310
‫چی؟
‫که تو دستات بمیره؟

652
00:36:55,780 --> 00:36:59,099
‫و بعد به اضافه حقوقم فکرکردم

653
00:36:59,402 --> 00:37:03,089
‫۱۶درصد
‫عدد عجیـبیه

654
00:37:03,225 --> 00:37:03,693
‫و بعد فکرکردم

655
00:37:03,695 --> 00:37:07,716
‫دقیقاً نصف تفاوت پولیه
‫که من و تو درمیاریم

656
00:37:07,719 --> 00:37:10,768
‫رفتم پیش خانوم‌‌های حسابداری

657
00:37:11,273 --> 00:37:14,054
‫اونا هیچوقت با کوپر صحبت نکردن

658
00:37:14,223 --> 00:37:15,529
‫تو باهاشون حرف زدی

659
00:37:16,034 --> 00:37:19,251
‫تو نصفِ ۳۲ درصدت رو بهم دادی

660
00:37:19,254 --> 00:37:20,425
‫حالا پولی که درمیاریم یکسان‌‌ـه

661
00:37:20,428 --> 00:37:22,169
‫- من پولِ تو رو نمیخوام
‫- چرا؟

662
00:37:22,172 --> 00:37:24,651
‫حق با تو بود
‫کار ما مثل یکدیگه‌‌ست

663
00:37:24,653 --> 00:37:25,489
‫نه، اینطور نیست

664
00:37:25,491 --> 00:37:27,736
‫میدونم. تو از جونت مایه میزاری
‫و...

665
00:37:27,738 --> 00:37:29,512
‫- کاری که تو میکنی...
‫- نه، مطمئنم لیاقت بیشترش رو داری

666
00:37:29,515 --> 00:37:33,268
‫فقط... من یه وام دانشجویی دارم
‫و یه قرض پوکر آنلاین هم هست...

667
00:37:33,270 --> 00:37:37,392
‫کاری که تو انجام دادی
‫کسی دیگه واسم انجامش نمیده

668
00:37:37,662 --> 00:37:39,203
‫من هرکاری واست میکنم

669
00:37:39,206 --> 00:37:40,612
‫میدونم

670
00:37:41,988 --> 00:37:46,211
‫واسه همین دلیلی ندارم که
‫واسه خودم متأسف باشم

671
00:38:00,162 --> 00:38:01,770
‫چطور پیش رفت؟

672
00:38:03,717 --> 00:38:04,990
‫راستش، عالی بود

673
00:38:04,992 --> 00:38:10,959
‫داشتم به حرفی که زدی فکرمیکردم
‫درباره اینکه چرا بهش نیاز داشتم

674
00:38:11,764 --> 00:38:14,815
‫واقعیت اینه‌‌که هنوزم نمیدونم

675
00:38:14,818 --> 00:38:16,693
‫فقط میدونم که

676
00:38:16,862 --> 00:38:21,153
‫این خانواده مهم‌‌ترین چیزم توی دنیاست

677
00:38:22,529 --> 00:38:24,338
‫نمیخوام از دستش بدم

678
00:38:24,674 --> 00:38:27,255
‫یکم پیش یه زن رو بازداشت کردیم

679
00:38:27,894 --> 00:38:33,191
‫که حاضر بود هرکاری بکنه
‫تا با کسی که دوسش داره بمونه

680
00:38:33,896 --> 00:38:35,941
‫ولی بازم از دستش داد

681
00:38:35,943 --> 00:38:38,153
‫من قرار نیست جایی برم

682
00:38:38,926 --> 00:38:40,434
‫منظورم این نبود

683
00:38:43,587 --> 00:38:48,414
‫از اولش
‫داشتیم سر رازهامون میجنگیدیم

684
00:38:50,294 --> 00:38:52,170
‫و کارهایی که باید انجام میدادیم

685
00:38:53,814 --> 00:38:59,178
‫و بعد قاتل‌‌های روانی
‫بین‌‌مون قرار میگرفتن

686
00:39:00,051 --> 00:39:03,571
‫و واسه اولین بار
‫باهم هستیم

687
00:39:03,573 --> 00:39:06,085
‫و کسی نیست که سرش بجنگیم

688
00:39:08,971 --> 00:39:10,311
‫ولی هنوزم این احساس رو داره که...

689
00:39:10,314 --> 00:39:11,082
‫انگار داریم از هم جدا میشیم؟

690
00:39:11,084 --> 00:39:15,173
‫میدونم این خانواده مهم‌‌ترین چیزته

691
00:39:15,176 --> 00:39:19,800
‫ولی اگه نتونی کسی که هستی باشی
‫نمیشه با این وضعیت ادامه داد

692
00:39:20,807 --> 00:39:22,348
‫فکرکنم فقط میترسم

693
00:39:22,351 --> 00:39:23,287
‫از چی؟

694
00:39:23,290 --> 00:39:26,239
‫از اینکه اون آدم رو دوست‌‌نداشته باشم

695
00:39:27,950 --> 00:39:29,894
‫دوسم داری؟

696
00:39:31,504 --> 00:39:32,408
‫بله

697
00:39:32,411 --> 00:39:34,152
‫پس اون آدم رو هم دوست‌‌داری

698
00:39:34,354 --> 00:39:36,667
‫چون همونیه که هستم

699
00:39:53,938 --> 00:39:56,752
‫متوجهم که کار ما به تو وابسته‌‌ست

700
00:39:56,755 --> 00:39:57,826
‫واسه همین اجازه این کار رو میدم

701
00:39:57,828 --> 00:40:00,877
‫ولی اینو بدون، ما افسرهای
‫قسم‌‌خورده‌‌ی قانون هستیم

702
00:40:00,879 --> 00:40:03,728
‫ازمون انتظار بی‌‌جا نداشته باش

703
00:40:03,730 --> 00:40:06,578
‫تو واسه ما کار میکنی
‫نه ما واسه تو

704
00:40:06,580 --> 00:40:07,985
‫مفهومه؟

705
00:40:07,988 --> 00:40:13,150
‫متأسفم که توی همچین موقعیت سختی قرارت دادم
‫هارولد

706
00:40:29,482 --> 00:40:31,224
‫تو کی هستی؟

707
00:40:38,603 --> 00:40:42,894
‫از دست دادن شخصی که دوستش‌‌داریم
‫دردناکه

708
00:40:44,303 --> 00:40:46,682
‫اینقدر رنج‌‌آوره که حتی آدم رو میکشه

709
00:40:46,684 --> 00:40:49,734
‫ژاپنی‌‌ها بهش میگن تاکوتسوبو

710
00:40:49,869 --> 00:40:55,870
‫جریان اندوهی که از موج‌‌های
‫الکتریکیِ غیرعادی درست میشه

711
00:40:55,873 --> 00:40:59,559
‫که باعث میشه قلبِ آدم متورم بشه

712
00:40:59,561 --> 00:41:05,561
‫و تا زمانی که اتفاق خوبی واسش بیوفته
‫از شکل خودش میوفته

713
00:41:06,736 --> 00:41:09,048
‫پوچی و سردی

714
00:41:10,056 --> 00:41:12,368
‫یه جسمِ توخالی

715
00:41:13,242 --> 00:41:16,493
‫در اعماق دریایی بی‌‌انتها

716
00:41:20,552 --> 00:41:23,065
‫بهت تسـلیت میگم

717
00:41:23,703 --> 00:41:27,625
‫اتفاقای بد زیادی تو زندگیت افتاده

718
00:41:27,995 --> 00:41:30,106
‫چی میخوای؟

719
00:41:32,254 --> 00:41:39,059
‫مردی که توی اتاق ماساژ کشتی

720
00:41:39,799 --> 00:41:42,346
‫یکی از همکارهای من بود

721
00:41:43,421 --> 00:41:46,638
‫تو نمیشناختیش
‫ازش دزدی نکردی

722
00:41:46,641 --> 00:41:50,294
‫یکی استخدامت کرد تا اون رو به‌‌قتل برسونی

723
00:41:50,296 --> 00:41:54,284
‫اون من رو میشناخت
‫چاره‌‌ای نداشتیم

724
00:41:54,286 --> 00:41:56,765
‫گفت اگه اونو نکشم

725
00:41:56,768 --> 00:41:59,683
‫به هاثورن میگه ما کجاییم

726
00:41:59,685 --> 00:42:01,090
‫کی؟

727
00:42:01,393 --> 00:42:03,471
‫ایزابلا استون

728
00:42:09,642 --> 00:42:11,183
‫ممنون

729
00:42:12,560 --> 00:42:14,570
‫ناتالی، ناراحت نمیشی اگه من
‫یه دقیقه اینجا بشینم؟

730
00:42:15,000 --> 00:42:19,603
‫فکرنکنم الان بتونم از جام بلند بشم

731
00:42:19,627 --> 00:42:24,127
‫«  تـــرجــمـــه از : ســروش، امیــرعـلی  »
‫<font color="#۲d۲dec">« illusion, Soroush_abg »</font>

732
00:42:24,203 --> 00:42:26,203
‫::. تک مووی، سینمایِ تک .::..
‫WwW.TakMovie.Co
‫<font color="#ff۰۰۰۰">«تـــک مووی»</font>

733
00:42:26,253 --> 00:42:28,753
‫<font color="#ff۰۰۰۰">:ارتباط با ما</font>
‫« Tlgrm.Me/Soroush_abg/llillusionll »
‫::. Soroushabg@Yahoo.Com .::..

734
00:42:28,777 --> 00:42:30,777
‫☺ .امیدوارم از تماشای این سریال لذت برده باشید

