‫﻿۱
00:00:13,639 --> 00:00:15,105
‫‏از زمانی که...

2
00:00:15,107 --> 00:00:18,108
‫‏"هربی هانیکات" و من با هم دیگه
‫‏شریک شدیم و دنبال...

3
00:00:18,110 --> 00:00:21,345
‫‏حلقه رمز گشا و پریسکوپ رفتیم
‫‏احساس گیجی نکردم.

4
00:00:21,347 --> 00:00:24,147
‫‏آخه چرا؟
‫‏چرا همچین حسی دارم؟

5
00:00:24,149 --> 00:00:25,482
‫"‏عاشق گنجی، "ریموند.

6
00:00:25,484 --> 00:00:27,217
‫‏ و تو نیستی؟
‫البته که هستی.

7
00:00:27,219 --> 00:00:29,386
‫‏همه عاشق گنجهای پنهانن...

8
00:00:29,388 --> 00:00:33,023
‫،"‏مثل طلای "یاماشیتز
‫‏حفره پول جزیره بلوط.

9
00:00:33,025 --> 00:00:36,626
‫،"‏لعنتی، حتی "دی.بی کوپر
‫که یکمی مرموز بود...

10
00:00:36,628 --> 00:00:38,628
‫‏و چندان به درد شکار گنج نمی‌خورد.

11
00:00:38,630 --> 00:00:41,412
‫‏به خاطر همین عاشق رمزورازی.

12
00:00:41,440 --> 00:00:43,373
‫‏رمزوراز؟ میدونی چرا؟

13
00:00:43,375 --> 00:00:44,607
‫"‏"رابرت لوییس استیونسون.

14
00:00:44,609 --> 00:00:47,677
‫"‏بله! "ادگار آلن پو". داستان "حشره‌ی طلایی.
‫‏

15
00:00:47,679 --> 00:00:48,912
‫‏اوه، عجب داستانی ـه!

16
00:00:48,914 --> 00:00:50,413
‫‏همه چیز داره...

17
00:00:50,415 --> 00:00:52,482
‫‏یه جستجوی خیالی برای گنج...

18
00:00:52,484 --> 00:00:54,350
‫‏سقوط به طرف جنون...

19
00:00:54,352 --> 00:00:57,921
‫همراه با اعداد و اشکال رمزی...

20
00:00:57,923 --> 00:01:00,390
‫‏و جمجمه‌ای که با
‫‏میخ به یه درخت کوبیده شده.

21
00:01:00,392 --> 00:01:01,925
‫‏چه داستان خیالی خوبی.

22
00:01:01,927 --> 00:01:06,429
‫‏راستش اگر موقعیت
‫‏سکه‌های دیگه رو داشت...

23
00:01:06,431 --> 00:01:08,364
‫‏می‌تونست یه کشف عظیم بشه.

24
00:01:39,016 --> 00:01:41,164
‫‏ممنون، آقایون. می‌تونین برین.

25
00:01:41,166 --> 00:01:43,609
‫‏چیزی که براش
‫‏اومده بودم رو گرفتم.

26
00:01:51,348 --> 00:01:58,345
‫<font color="#۰۰۰۰ff">تیم ترجمه</font>
‫<font color="#ffffff">iMovie-DL</font>
‫<font color="#ff۰۰۰۰">تقدیم می کند</font>

00:01:59,236 --> 00:02:15,799
‫<font color="#ff۸۰۴۰">:مترجم</font>
‫<font color="#۰۰۰۰ff">High</font><font color="#ffffff">bury</font>



27
00:03:05,323 --> 00:03:06,655
‫‏"رابرت ناوارو"، از نیروی پلیس.

28
00:03:06,657 --> 00:03:08,324
‫‏لطفا در رو باز کنین.

29
00:03:08,326 --> 00:03:10,059
‫‏زود باش، "بابی"، باز کن.

30
00:03:10,061 --> 00:03:11,927
‫با صاحبخونه اومدیم.

31
00:03:11,929 --> 00:03:13,462
‫‏داریم میایم تو، شنیدی؟

32
00:03:18,603 --> 00:03:21,070
‫‏مردم مدام میان خونه‌ش و میرن.

33
00:03:21,072 --> 00:03:22,872
‫‏تمام شب موسیقی پخش میشه.

34
00:03:22,874 --> 00:03:24,540
‫‏قربان، اگر میشه بیرون وایستین.

35
00:03:24,542 --> 00:03:26,877
‫‏بیرون منتظر نمی‌مونم.
‫‏قوانین رو میدونم.

36
00:03:26,879 --> 00:03:29,657
‫‏چه کار کرده؟ به خاطر مواده؟
‫‏درسته؟

37
00:03:29,682 --> 00:03:30,789
‫‏آپارتمان امنه.

38
00:03:30,814 --> 00:03:32,015
‫‏اگر چیز خلافی پیدا کردین، باید بهم بگین.

39
00:03:32,017 --> 00:03:33,867
‫‏- روش کار همینطوریه.
‫‏- از مرکز به ۸۶۳۷، موقعیتت چیه؟

40
00:03:33,869 --> 00:03:35,485
‫‏۸۶۷۳به مرکز.

41
00:03:35,487 --> 00:03:36,720
‫"‏خشونت خانگی در "فرنویک.

42
00:03:36,722 --> 00:03:39,056
‫‏- گزارش بده پیدا نشده.
‫‏- دریافت شد، ۸۶۳۷.

43
00:03:39,058 --> 00:03:41,758
‫‏یه مورد اضطراری در
‫‏منطقه تو داریم. درخواست پشتیبانی داره.

44
00:03:41,760 --> 00:03:43,093
‫‏باشه. مشکلی که نداریم، نه؟

45
00:03:43,095 --> 00:03:45,696
‫‏نمیخوام با پلیسها هیچ مشکلی داشته باشم.

46
00:03:47,466 --> 00:03:50,634
‫‏ازت دزدی شده؟ از تو؟

47
00:03:50,636 --> 00:03:52,502
‫‏خوشحالم بدشانسی من تو رو خوشحال میکنه.

48
00:03:52,504 --> 00:03:53,937
‫‏فقط...

49
00:03:53,939 --> 00:03:56,139
‫‏مسخره بودنش غافلگیرم کرده.

50
00:03:56,141 --> 00:03:57,975
‫‏باشه. خب...

51
00:03:58,619 --> 00:04:02,346
‫‏سکه ۱۹۴۳ "لینکلن" بسیار کمیاب...

52
00:04:02,348 --> 00:04:04,147
‫‏که من از...

53
00:04:04,149 --> 00:04:06,617
‫‏"گریسون بلیز" گرفته بودم، دزدیده شده.

54
00:04:06,619 --> 00:04:07,951
‫‏دزد میدونسته منو کجا پیدا کنه.

55
00:04:07,953 --> 00:04:10,621
‫‏میدونسته دست منه.
‫‏حالا دست اونه.

56
00:04:10,623 --> 00:04:13,018
‫‏و به یکم کمک نیاز دارم تا برش گردونم.

57
00:04:13,020 --> 00:04:15,425
‫‏یه بار برای گیر اوردن
‫‏سکه گولمون زدی.

58
00:04:15,427 --> 00:04:17,628
‫‏فکر کنم از خیر کمک کردن
‫‏بهت برای اینکه پسش بگیری، بگذریم.

59
00:04:17,630 --> 00:04:21,651
‫‏مردی که دنبالشی...
‫یه ماموریتی داره.

60
00:04:22,534 --> 00:04:24,167
‫‏خبرای فوق‌العاده.

61
00:04:24,169 --> 00:04:26,436
‫‏کمیسیون وام با افزایش میزان وام موافقت کرده.

62
00:04:26,438 --> 00:04:27,971
‫‏یه برنامه جدید برای پرداخته...

63
00:04:27,973 --> 00:04:29,740
‫‏که نمیذاره از قسط عقب بیافتی...

64
00:04:29,742 --> 00:04:32,442
‫‏و بهت اجازه میده کامیونت رو تعمیر کنی.

65
00:04:32,444 --> 00:04:33,877
‫‏شنیدم که تصادف بوده.

66
00:04:33,879 --> 00:04:35,579
‫‏به خاطرش آدم کشته...

67
00:04:35,581 --> 00:04:38,515
‫‏و اگر جلوشو نگیریم بازم میکشه.

68
00:04:38,517 --> 00:04:39,983
‫‏میخوای بیشتر بشنوی؟

69
00:04:40,610 --> 00:04:41,914
‫‏در سالهای اخیر...

70
00:04:41,916 --> 00:04:45,886
‫‏اسکناسهای ذخیره‌ی فدرال
‫‏که در دهه ۱۹۳۰ چاپ شدن...

71
00:04:45,911 --> 00:04:48,712
‫‏سر از "مانیل" و سنگاپور دراوردن.

72
00:04:48,714 --> 00:04:50,314
‫‏ایالات متحده آمریکا...

73
00:04:50,316 --> 00:04:53,584
‫‏حاضره به خاطر هر کدوم اونا ۱۰۰ هزار دلار بده.

74
00:04:53,586 --> 00:04:55,085
‫‏چقدر از این اسکناسها پخش شده؟

75
00:04:55,087 --> 00:04:57,054
‫‏طبق گفته‌ی دولت شما، هیچی.

76
00:04:57,056 --> 00:04:59,456
‫‏اصلا انکار میکنه که چنین اسکناسی رو چاپ کرده...

77
00:04:59,458 --> 00:05:02,826
‫‏و اصرار داره که
‫‏چند تایی که پیدا شده جعلی ـه.

78
00:05:02,828 --> 00:05:04,161
‫‏فکر کردم جریان سکه‌ت بود.

79
00:05:04,163 --> 00:05:05,796
‫‏چونکه بدون این سکه‌ها...

80
00:05:05,798 --> 00:05:07,498
‫‏هرگز اسکناسها...

81
00:05:07,500 --> 00:05:09,566
‫‏یا مردی که
‫‏برای بدست اوردنشون آدم میکشه رو گیر نمیاریم.

82
00:05:09,568 --> 00:05:12,202
‫‏هرگز آسون نیست...

83
00:05:12,204 --> 00:05:16,340
‫‏اما آمار سود و ضررت
‫‏اصلا جالب نیست.

84
00:05:16,342 --> 00:05:19,076
‫‏متاسفانه چاره‌ای
‫‏به جز مسدود کردن حساب نداریم.

85
00:05:19,078 --> 00:05:21,845
‫‏خواهش میکنم. هر
‫‏کاری بتونم میکنم.

86
00:05:21,847 --> 00:05:23,580
‫‏"سکه‌ها"، فقط یکی نیست؟

87
00:05:23,582 --> 00:05:24,848
‫‏نه، چهار تاند.

88
00:05:24,850 --> 00:05:27,151
‫‏برنزی که در ۱۹۴۳ ضرب شده.

89
00:05:27,153 --> 00:05:28,752
‫‏قبل از دزدیدنش، میخواستی...

90
00:05:28,754 --> 00:05:30,087
‫‏سه میلیون از پول ما رو...

91
00:05:30,089 --> 00:05:31,555
‫‏خرج خریدن یکی از اینا در مزایده کنی.

92
00:05:31,557 --> 00:05:33,290
‫‏مجموعه‌دار براشون
‫‏ارزش قائلند چون فکر میکنن...

93
00:05:33,292 --> 00:05:35,926
‫،‏به اشتباه ضرب شدن
‫از برنز ساخته شدن...

94
00:05:35,928 --> 00:05:38,395
‫‏در هر حالی که بقیه
‫‏از مس ساخته شدن.

95
00:05:38,397 --> 00:05:40,230
‫‏اما چیزی که مجموعه‌دارها نمیدونن...

96
00:05:40,232 --> 00:05:42,099
‫‏چیزی ـه که واقعا بهشون ارزش میده...

97
00:05:42,101 --> 00:05:43,500
‫‏این نیست که یه اشتباه بودن...

98
00:05:43,502 --> 00:05:45,636
‫‏بلکه توسط مردی که
‫اونا رو ضرب کرده...

99
00:05:45,638 --> 00:05:50,107
‫،‏کد روشون نوشته شده
‫‏نقشه‌ای برای پیدا کردن پول بسیار زیاد.

100
00:05:50,109 --> 00:05:51,875
‫‏اسکناسهای ذخیره‌ی فدرال گمشده...

101
00:05:51,877 --> 00:05:54,078
‫‏که خزانه‌داری ادعا
‫‏میکنه هرگز چاپ نشده.

102
00:05:54,080 --> 00:05:56,947
‫‏پیدا کردن اون اسکناسها
‫‏که این همه مدت گمشده بودن...

103
00:05:56,972 --> 00:05:59,272
‫‏ماموریتی برای پیدا کردن یه گنج بزرگه.

104
00:05:59,274 --> 00:06:03,343
‫‏صدها میلیون دلار، که
‫‏در این ماموریت قابل بازگردانی ـه.

105
00:06:03,345 --> 00:06:05,178
‫‏و مردی که بهت
‫‏حمله کرده اینو میدونسته؟

106
00:06:05,180 --> 00:06:07,948
‫- ‏"آرام"، اگر میشه.
‫- سه مامور امنیتی...

107
00:06:07,950 --> 00:06:10,383
‫‏در موزه‌ی شرجه دوبی کشته شدن...

108
00:06:10,385 --> 00:06:12,719
‫‏یه مجموعه‌دار ایتالیایی
‫‏در حالی می‌میره...

109
00:06:12,721 --> 00:06:16,906
‫‏که خونه‌ش توسط یه
‫‏آتش‌افروز ناشناس آتیش میگیره...

110
00:06:16,933 --> 00:06:18,571
‫‏و همین دیشب...

111
00:06:18,573 --> 00:06:20,668
‫‏یه دلال عتیقه در
‫‏"جورج‌تاون" کشته شده.

112
00:06:20,670 --> 00:06:22,603
‫‏بعد از اینکه
‫‏به عضو لیست سیاه‌مون خبر میده...

113
00:06:22,605 --> 00:06:24,505
‫من قراره باهاش ملاقات کنم.

114
00:06:24,507 --> 00:06:26,240
‫‏اینطوری زمان و مکانش رو فهمیده...

115
00:06:26,242 --> 00:06:28,642
‫‏و ازش استفاده کرده تا بهم شبیخون بزنه.

116
00:06:28,644 --> 00:06:30,678
‫‏سه اتفاق، فرض
‫می‌کنیم که فقط سه سکه داره...

117
00:06:30,680 --> 00:06:32,046
‫‏که تنها یه سکه دیگه می‌مونه.

118
00:06:32,048 --> 00:06:35,901
‫‏زمانی یه بازرس بیمه بودی.

119
00:06:36,902 --> 00:06:40,220
‫‏خنده‌داره، یه مشکل شخصی دارم...

120
00:06:40,222 --> 00:06:42,908
‫‏که مربوط به یه سکه کمیاب میشه.

121
00:06:43,826 --> 00:06:45,693
‫‏شاید بتونیم به همدیگه کمک کنیم.

122
00:06:45,695 --> 00:06:47,795
‫‏نشونه‌ای هست
‫‏که بدونه آخرین سکه کجاست؟

123
00:06:47,797 --> 00:06:49,296
‫‏نه، و اگر پیداش کنه...

124
00:06:49,298 --> 00:06:51,098
‫‏رمز و گنج رو پیدا کرده...

125
00:06:51,100 --> 00:06:54,068
‫‏که یعنی ما باید
‫‏قبل از اون جای سکه رو پیدا کنیم.

126
00:06:54,070 --> 00:06:56,258
‫‏تنها میخوایم
‫‏جلوی این طرف رو بگیریم.

127
00:06:56,260 --> 00:06:57,705
‫‏این گنج به ما ربطی نداره.

128
00:06:57,707 --> 00:07:00,074
‫‏اوه، اینقدر لوس‌بازی درنیار.
‫‏خیلی خوش می‌گذره!

129
00:07:00,076 --> 00:07:01,875
‫‏حس ماجراجویی‌ت کجاست؟

130
00:07:01,877 --> 00:07:03,143
‫‏فکر کنم جالب میشه.

131
00:07:03,145 --> 00:07:05,646
‫"‏ممنون "آرام.
‫‏به این میگن روحیه.

132
00:07:05,648 --> 00:07:07,314
‫‏"هارولد"، میتونی
‫یکی دو تا چیز...

133
00:07:07,316 --> 00:07:08,949
‫‏از زیردستهات یاد بگیری.

134
00:07:12,040 --> 00:07:14,507
‫‏آقای "چرچ"، اینا
‫افرادی هستن که بهتون گفته بودم...

135
00:07:14,509 --> 00:07:15,775
‫‏از شرکت بیمه هستن.

136
00:07:15,777 --> 00:07:17,476
‫"‏"فرانک دابز". شرکت "فیربنکز و هاینز.

137
00:07:17,478 --> 00:07:19,745
‫‏ما اشیای کمیاب رو بیمه می‌کنیم.

138
00:07:19,747 --> 00:07:22,281
‫‏و این متخصص سک، سک...

139
00:07:22,283 --> 00:07:24,583
‫"‏سکه‌شناسی ـه، "بن فاربر.

140
00:07:24,585 --> 00:07:28,254
‫‏آخرین بار وقتی
‫‏مجموعه‌ی "الیاسبرگ" رو به نمایش گذاشتین اینجا بودم.

141
00:07:28,256 --> 00:07:29,889
‫‏بله، خب...

142
00:07:29,891 --> 00:07:31,991
‫‏"پاتریک چرچ"، مدیر مجموعه‌ها هستم.

143
00:07:31,993 --> 00:07:34,527
‫‏متوجه شدم مورد اضطراری ـه.

144
00:07:34,529 --> 00:07:37,997
‫‏در مورد سکه‌ی "لینکلن" ـه
‫‏که به نمایش گذاشتین.

145
00:07:37,999 --> 00:07:40,833
‫‏جایی هست بتونیم
‫‏خصوصی صحبت کنیم؟

146
00:07:40,835 --> 00:07:42,601
‫‏همونطور که گفتم، یه تماس داشتیم...

147
00:07:42,603 --> 00:07:44,236
‫صاحبخونه ‏بهمون اجازه داد اطرافو بگردیم...

148
00:07:44,238 --> 00:07:45,704
‫‏هیچ مشکلی نبود.

149
00:07:45,706 --> 00:07:48,307
‫‏و تمیز بود؟ همینطوری؟

150
00:07:48,991 --> 00:07:50,200
‫‏درست همینطوری.

151
00:07:50,225 --> 00:07:51,610
‫‏زیادی تمیزه.

152
00:07:54,682 --> 00:07:56,727
‫‏"وایمن"، هی "سینگلتون"ـم.

153
00:07:57,287 --> 00:07:59,847
‫‏درسته. نگرانش نباش.

154
00:07:59,872 --> 00:08:01,405
‫‏الان حکم داره آماده میشه.

155
00:08:01,407 --> 00:08:02,740
‫‏همین الان اینجا یه تیم میخوام.

156
00:08:02,742 --> 00:08:04,775
‫‏ میخوام اینجا رو حسابی بگردی.

157
00:08:11,581 --> 00:08:12,981
‫‏باشه. اینو داشته باش.

158
00:08:12,983 --> 00:08:15,584
‫‏شاید تونسته باشم
‫‏جای سکه‌ی چهارم رو پیدا کنم.

159
00:08:15,586 --> 00:08:16,851
‫‏باشه، بعد از
‫‏اینکه سکه‌ها ضرب شدن...

160
00:08:16,853 --> 00:08:18,520
‫‏حدود ۳۰ سال ناپدید شدن.

161
00:08:18,522 --> 00:08:20,755
‫‏هیچ چیز ازشون در
‫‏جایی ثبت نشده.

162
00:08:20,757 --> 00:08:22,757
‫‏اما بعد در ۱۹۷۵...

163
00:08:22,759 --> 00:08:24,759
‫‏در مزایده‌ها پیداشون شده.

164
00:08:24,761 --> 00:08:27,495
‫‏سکه‌ی گمشده آخرین بار
‫‏در ۱۹۸۴ فروخته شده...

165
00:08:27,497 --> 00:08:29,064
‫‏و طبق اوراق فروش...

166
00:08:29,066 --> 00:08:31,700
‫‏مردی که اونو خریده
‫‏دو سال پیش فوت کرده.

167
00:08:31,702 --> 00:08:33,335
‫‏اما وقتی مرده دست اون بوده؟

168
00:08:33,337 --> 00:08:35,971
‫‏بله، و بخشی از
‫یه مجموعه‌ی هنری بزرگ بوده...

169
00:08:35,973 --> 00:08:38,740
‫‏که برای دانشگاه پنسیلوانیا باقی گذاشته.

170
00:08:38,742 --> 00:08:40,842
‫‏- خب، سکه پیش اوناست؟
‫‏- بله و نه.

171
00:08:40,844 --> 00:08:43,411
‫‏با رییس بخش موقوفات
‫‏در دانشگاه صحبت کردم...

172
00:08:43,413 --> 00:08:47,716
‫‏و میگه که سکه رو
‫‏به موزه‌ی "گابور" قرض دادن.

173
00:08:47,718 --> 00:08:49,584
‫‏"رسلر" و "نوابی"، برین سراغ موزه.

174
00:08:49,586 --> 00:08:51,186
‫‏بفهمین چی میدونن.

175
00:08:51,188 --> 00:08:53,154
‫‏چطوری اینو فهمیدی؟

176
00:08:53,156 --> 00:08:56,091
‫‏یه مزایده‌ی آلمانی یه سکه‌ی نقره‌ای...

177
00:08:56,093 --> 00:08:58,460
‫‏تقبلی از سیسیل رو فروخته.

178
00:08:58,462 --> 00:09:01,429
‫‏به دلیلی باور داریم که جاعل...

179
00:09:01,431 --> 00:09:04,299
‫‏یه کپی از سکه ۱۹۴۳ قرضی درست کرده.

180
00:09:04,301 --> 00:09:06,301
‫‏اگر اینطور باشه، شاید بهمون بتونین کمک کنین...

181
00:09:06,303 --> 00:09:08,670
‫‏پرونده‌ای رو حل کنیم...

182
00:09:08,672 --> 00:09:12,674
‫‏که روی ماشین تحریرها برقی
‫‏فروخته شده توسط موزه بریتانیا سایه افکنده.

183
00:09:12,676 --> 00:09:14,309
‫‏اصلا امکانش هست؟

184
00:09:14,311 --> 00:09:15,877
‫‏این افراد خیلی ماهر هستن.

185
00:09:15,879 --> 00:09:17,979
‫‏اما مالک اطمینان داد سکه کاملا اصله.

186
00:09:17,981 --> 00:09:19,314
‫‏اگر چیزی که میگین درست باشه...

187
00:09:19,316 --> 00:09:21,416
‫‏باید برای کلاهبرداری شکایت کنیم؟

188
00:09:21,418 --> 00:09:23,551
‫‏بیاین یواش‌یواش بریم جلو.

189
00:09:23,553 --> 00:09:25,334
‫‏سکه اینجاس؟

190
00:09:25,922 --> 00:09:27,689
‫‏میشه ببینمش؟

191
00:09:27,691 --> 00:09:30,047
‫"‏البته، "امبر.

192
00:09:33,030 --> 00:09:34,963
‫‏میخوام از همه چیز اثرانگشت بگیرین...

193
00:09:34,965 --> 00:09:37,198
‫‏از کف اتاق گرفته تا لامپها.

194
00:09:37,200 --> 00:09:39,901
‫‏اگر اینجا تمیز شده باشه
‫‏میخوام بدونم چطوری تمیز شده.

195
00:09:39,903 --> 00:09:42,971
‫‏چه موادی به کار رفته؟
‫‏از چه جور پارچه‌ای استفاده شده؟

196
00:09:42,973 --> 00:09:45,874
‫‏تمام سطوح از
‫‏کف اتاق تا لامپها رو بگردین...

197
00:09:45,876 --> 00:09:47,522
‫‏چون یکی اینجا بوده...

198
00:09:48,045 --> 00:09:49,566
‫‏و میخوام بدونم کی بوده.

199
00:10:04,661 --> 00:10:06,294
‫"‏مامور "کین.

200
00:10:06,296 --> 00:10:09,030
‫‏خواهش میکنم بگو که برگشتی.

201
00:10:09,032 --> 00:10:11,099
‫‏معلومه، اینجایی، پس برگشتی.

202
00:10:11,101 --> 00:10:13,601
‫‏اما واقعا برگشتی
‫‏یا فقط اومدی سر بزنی؟

203
00:10:13,603 --> 00:10:14,936
‫‏منم دلم تنگ شده بود.

204
00:10:14,938 --> 00:10:16,271
‫‏آقای "ردینگتون" ما رو انداخته وسط...

205
00:10:16,273 --> 00:10:18,072
‫‏-یه شکار گنج...
‫- خیلی باحاله.

206
00:10:18,074 --> 00:10:19,152
‫‏نه، اون سکه‌ای رو یادت میاد...

207
00:10:19,154 --> 00:10:20,183
‫‏که با اون نقشه‌ی استادانه...

208
00:10:20,185 --> 00:10:21,176
‫‏راستش فقط اومدم...

209
00:10:21,178 --> 00:10:23,178
‫‏تا یه چیزی رو از پرونده‌ها بیرون بکشم.

210
00:10:26,983 --> 00:10:29,084
‫هی، اون چیه؟

211
00:11:04,621 --> 00:11:05,887
‫‏باید برگردی.

212
00:11:05,889 --> 00:11:07,856
‫خیلی متاسفم.

213
00:11:07,858 --> 00:11:09,891
‫- تقصیر منه، من...
‫- خودم برش میدارم.

214
00:11:09,893 --> 00:11:12,994
‫من، باشه.

215
00:11:12,996 --> 00:11:15,864
‫‏میدونی، حواستو پرت میکنه.

216
00:11:15,866 --> 00:11:16,998
‫‏پرت میکنه؟

217
00:11:17,000 --> 00:11:19,234
‫‏از اینکه دنبال قاتل "تام" بگردی.

218
00:11:19,236 --> 00:11:21,002
‫‏راستش مطمئن نیستم تعقیب
‫‏اعضای لیست سیاه...

219
00:11:21,004 --> 00:11:22,737
‫‏چندان حالمو بهتر کنه.

220
00:11:22,739 --> 00:11:25,240
‫‏چهار تا از سکه‌های آقای "ردینگتون" وجود داره.

221
00:11:25,242 --> 00:11:27,208
‫‏حالا، طرف سه تا
‫‏از چهارتاشونو پیدا کرده...

222
00:11:27,210 --> 00:11:28,777
‫"‏و مامور "رسلر" و "نوابی...

223
00:11:28,779 --> 00:11:30,245
‫‏به موزه‌ی "گابور" رفتن
‫‏تا چهارمی رو پیدا کنن.

224
00:11:30,247 --> 00:11:33,748
‫‏شنیدم اوضاع با
‫‏مامور "نوابی" خوب پیش میره.

225
00:11:33,750 --> 00:11:35,328
‫‏گفتم حواست پرت میشه.

226
00:11:35,330 --> 00:11:36,465
‫‏فقط سر زدم.

227
00:11:36,953 --> 00:11:39,176
‫‏برنگشتم.

228
00:11:40,290 --> 00:11:43,805
‫"‏کارآگاه "سینگلتون.
‫‏برای چی این افتخار نصیبم شده؟

229
00:11:45,228 --> 00:11:47,595
‫"‏- "رابرت ناوارو.
‫‏- چش شده؟

230
00:11:47,597 --> 00:11:50,565
‫،‏آخرین باری که حرف زدیم
‫خیلی خوب فهمیدم...

231
00:11:50,567 --> 00:11:52,000
‫‏که دنبالش میگردی.

232
00:11:52,002 --> 00:11:54,969
‫‏و من فهمیدم که نمیخوای
‫‏این کار رو بکنم.

233
00:11:54,971 --> 00:11:56,971
‫‏پس نگشتی، با
‫‏اینکه فکر میکنی با مردی کار میکنه...

234
00:11:56,973 --> 00:11:58,673
‫‏ که شوهرتو کشته؟

235
00:11:58,675 --> 00:12:00,975
‫‏فکر نمیکنم. میدونم.

236
00:12:02,946 --> 00:12:04,546
‫‏از خونه‌ی "ناوارو" گزارش...

237
00:12:04,548 --> 00:12:06,047
‫‏خشونت خونگی شده.

238
00:12:06,049 --> 00:12:08,349
‫،‏تا وقتی که رسیدیم اونجا
‫‏آپارتمانش تمیز شده بود...

239
00:12:08,351 --> 00:12:09,851
‫‏"ناورو" غیبش زده.

240
00:12:09,853 --> 00:12:11,753
‫‏فکر میکنی من تنها کسی رو کشتم...

241
00:12:11,755 --> 00:12:13,521
‫‏که می‌تونست قاتل شوهرمو پیدا کنه؟

242
00:12:13,523 --> 00:12:14,756
‫‏کشتی؟

243
00:12:14,758 --> 00:12:16,291
‫‏من آخرین نفری تو این دنیام...

244
00:12:16,293 --> 00:12:18,059
‫‏که میخوام "ناوارو" بمیره.

245
00:12:20,831 --> 00:12:22,630
‫‏حالا اگر دیگه کاری نداری...

246
00:12:22,632 --> 00:12:23,887
‫‏ندارم.

247
00:12:24,835 --> 00:12:27,335
‫‏نه تا وقتی که
‫‏جواب آزمایشگاه رو بگیریم.

248
00:12:27,849 --> 00:12:29,304
‫‏جواب؟

249
00:12:29,306 --> 00:12:32,006
‫‏جواب خونی که روی
‫‏پارچه‌ای در آپارتمان "ناوارو" پیدا کردیم.

250
00:12:32,008 --> 00:12:34,676
‫‏هر کسی اونو کشته جاش گذاشته.

251
00:12:38,748 --> 00:12:40,070
‫‏چی فکر میکنی؟

252
00:12:41,651 --> 00:12:43,418
‫‏نمیخوام اینو بگم.

253
00:12:43,420 --> 00:12:45,553
‫‏فکر میکنی تقلبی ـه؟

254
00:12:45,555 --> 00:12:48,056
‫‏میخوام "چندلر" در
‫‏سازمان "آی.ان.ای" بهش یه نگاهی بندازه...

255
00:12:48,058 --> 00:12:49,357
‫‏چند تا آزمایش کنه.

256
00:12:49,359 --> 00:12:50,959
‫‏پس، تقلبیه.

257
00:12:52,896 --> 00:12:54,729
‫‏"امبر"، به تیم
‫‏امنیتی بگو اینو به گاوصندوق ببرن.

258
00:12:54,731 --> 00:12:56,464
‫‏"روبن"، باید به
‫‏هیئت مدیره خبر بدی...

259
00:12:56,466 --> 00:12:58,533
‫‏و مالکشو خبر کنی.

260
00:13:03,006 --> 00:13:04,906
‫‏یه لحظه ما رو ببخشین.

261
00:13:05,470 --> 00:13:07,097
‫‏آقایون.

262
00:13:13,149 --> 00:13:15,183
‫‏- چی شده؟
‫‏- آروم باش.

263
00:13:15,185 --> 00:13:17,018
‫‏یعنی چی آروم باشم؟
‫‏میدونن چرا اینجاییم.

264
00:13:19,890 --> 00:13:21,489
‫‏ببخشید.

265
00:13:21,491 --> 00:13:24,058
‫‏مامور "رسلر" و "نوابی، اف.بی.آی.
‫‏چی شده؟

266
00:13:24,060 --> 00:13:25,727
‫‏خب، به نظر میاد...

267
00:13:25,729 --> 00:13:28,296
‫‏- یه تیکه از مجموعه‌مون مشکل داره.
‫‏- سکه‌ی "لینکلن"؟

268
00:13:28,298 --> 00:13:30,331
‫‏- بله، شما از...
‫‏- کی بهتون گفته؟

269
00:13:30,333 --> 00:13:31,833
‫‏شرکت بیمه‌مون بهمون خبر داد...

270
00:13:31,835 --> 00:13:33,201
‫‏بازرسشون.

271
00:13:33,203 --> 00:13:34,836
‫‏متخصص سکه‌شناسی‌شون
‫‏توی دفترمه.

272
00:13:34,838 --> 00:13:36,671
‫‏باید فیلمهای امنیتی رو ببینم.

273
00:13:36,673 --> 00:13:38,206
‫‏میشه ما رو پیش اون متخصص ببرین؟

274
00:13:40,710 --> 00:13:42,744
‫‏لطفا هر چی سریعتر از
‫‏ساختمون...

275
00:13:42,746 --> 00:13:44,546
‫‏- خارج بشین.
‫‏- دفترتون کجاس؟

276
00:13:44,548 --> 00:13:46,581
‫‏طبقه بالا، سمت چپ.

277
00:13:46,583 --> 00:13:48,449
‫‏لطفا هر چه سریعتر از...

278
00:13:48,451 --> 00:13:50,451
‫‏ساختمون خارج بشین.

279
00:13:51,578 --> 00:13:53,688
‫‏لطفا هر چه سریعتر از ساختمون...

280
00:13:53,690 --> 00:13:55,687
‫‏خارج بشین.

281
00:13:57,060 --> 00:13:59,166
‫‏لطفا هر چه سریعتر از
‫‏ساختمون خارج بشین...

282
00:15:11,950 --> 00:15:13,483
‫‏سکه رو نداری؟

283
00:15:13,485 --> 00:15:15,952
‫‏- طرفمون رو هم نگرفتم.
‫‏- اما اونجا بوده؟

284
00:15:15,954 --> 00:15:17,888
‫‏پلیس سکه رو
‫‏به عنوان مدرک گرفته.

285
00:15:17,890 --> 00:15:19,790
‫‏بهمون اجازه نمیدن
‫‏بدون دستور دادگاه بررسیش کنیم.

286
00:15:19,792 --> 00:15:21,825
‫‏پلیس قبل از تو رسیده بود؟

287
00:15:21,827 --> 00:15:23,393
‫بهشون خبر داده بودن...

288
00:15:23,395 --> 00:15:25,729
‫‏- سکه قراره دزدیده بشه.
‫‏- کی خبر داده بود؟

289
00:15:25,731 --> 00:15:27,097
‫‏یه ناشناس.

290
00:15:27,099 --> 00:15:28,899
‫‏پلیس از جلد سکه
‫‏انگشت‌نگاری کرده.

291
00:15:28,901 --> 00:15:31,101
‫‏شانس بیاریم، بهمون
‫‏کمک میکنه هویت دزد رو شناسایی کنیم.

292
00:15:31,103 --> 00:15:32,569
‫"‏گرفتن دزد به تو ربط داره، "هارولد.

293
00:15:32,571 --> 00:15:34,704
‫‏پس گرفتن سکه به من.

294
00:15:34,706 --> 00:15:36,273
‫‏اف.بی.آی بهت کمک نمیکنه که به زور...

295
00:15:36,275 --> 00:15:37,941
‫‏وارد اتاق مدارک پلیس بشی.

296
00:15:37,943 --> 00:15:39,878
‫"‏نه، منم فکر نمیکردم کمک کنه، "هارولد.

297
00:15:41,612 --> 00:15:43,421
‫"‏بریم خونه‌ی "الیزابت.

298
00:16:05,664 --> 00:16:07,164
‫‏داشتم دنبالت میگشتم.

299
00:16:07,166 --> 00:16:08,999
‫‏"آرام" بهم گفت
‫"‏که سکه‌ی دریاچه‌ی "کومو...

300
00:16:09,001 --> 00:16:11,501
‫‏در واقع یه نقشه‌ی گنج ـه.

301
00:16:11,503 --> 00:16:13,203
‫‏درست گفتم؟

302
00:16:13,205 --> 00:16:15,272
‫‏افتادی دنبال
‫‏یه شکار گنج دیوانه‌وار؟

303
00:16:15,274 --> 00:16:17,074
‫‏به ظاهر، فقط من دنبال شکار نیستم.

304
00:16:17,076 --> 00:16:20,377
‫‏فکر میکرد که یه شکار
‫‏حواسمو حسابی پرت میکنه.

305
00:16:20,379 --> 00:16:22,345
‫‏گفتم: نه، اما راستشو بگم...

306
00:16:22,347 --> 00:16:25,315
‫‏الان بدم نمیاد
‫‏یکم حواسم پرت بشه.

307
00:16:25,317 --> 00:16:27,551
‫‏گفتش داشتی دنبالم میگشتی.
‫‏امیدوارم برای کمک بوده باشه.

308
00:16:27,553 --> 00:16:30,654
‫‏بهت هشدار دادم
‫"‏که در تعقیب قاتل "تام...

309
00:16:30,656 --> 00:16:34,257
‫‏باید افکار تاریک‌تر رو مهار کنی.

310
00:16:34,259 --> 00:16:38,228
‫‏که کم‌وبیش این کار رو کردم.

311
00:16:38,230 --> 00:16:41,531
‫‏کمکی که میخوام
‫‏با ذات اون نصیحت در تناقضه.

312
00:16:41,533 --> 00:16:44,701
‫‏اگر حیاتی نبود ازت نمیخواستم.

313
00:16:44,703 --> 00:16:46,169
‫‏جواب بله‌س.

314
00:16:46,171 --> 00:16:47,604
‫‏هنوز که سوال رو نشنیدی.

315
00:16:47,606 --> 00:16:49,473
‫‏تو پدرمی. به کمکم نیاز داری.

316
00:16:49,475 --> 00:16:52,275
‫‏ازم که نمیخوای
‫‏از شر یه جسد یا همچین چیزی خلاصت کنم که.

317
00:16:53,392 --> 00:16:57,013
‫‏به خاطر خبر یه ناشناس، پلیس
‫‏سکه رو گرفته.

318
00:16:57,015 --> 00:16:59,233
‫‏به کمکت نیاز دارم تا پسش بگیرم.

319
00:16:59,260 --> 00:17:00,759
‫‏خب، اگر مدرک
‫‏صحنه‌ی جرم باشه...

320
00:17:00,761 --> 00:17:02,528
‫‏توی گاوصندوق مدارک
‫‏در مرکز نگهش میدارن.

321
00:17:02,530 --> 00:17:04,330
‫‏که "هارولد" تمایلی نداره...

322
00:17:04,332 --> 00:17:06,198
‫‏تا از طرف من بره بگیردش.

323
00:17:06,200 --> 00:17:08,934
‫‏همینطور مدارک جرمهای درجه سه...

324
00:17:08,936 --> 00:17:10,903
‫‏تجاوز، دزدی و  قتل رو هم اونجا نگه میدارن.

325
00:17:11,245 --> 00:17:13,278
‫"‏- مدرک "تام.
‫‏- بله.

326
00:17:13,280 --> 00:17:14,646
‫‏دیگه نشان ندارم...

327
00:17:14,648 --> 00:17:16,882
‫‏پس شاید بهترین راه
‫‏برای بیرون اوردن سکه‌ت...

328
00:17:16,884 --> 00:17:19,585
‫‏این باشه که از اون
‫‏پرونده یه مدرک رو ببرم اونجا.

329
00:17:19,587 --> 00:17:20,786
‫‏همچین مدرکی داری؟

330
00:17:20,788 --> 00:17:22,955
‫‏نه، اما میتونم چند تایی بسازم.

331
00:17:24,625 --> 00:17:26,258
‫‏خبری از آزمایشگاه شده؟

332
00:17:27,384 --> 00:17:28,827
‫‏هیجان‌زده‌ای یا نگران؟

333
00:17:28,829 --> 00:17:30,462
‫‏به خاطر کاری که میکنی سپاسگذارم.

334
00:17:30,464 --> 00:17:31,930
‫‏پارچه تا شیفت صبح...

335
00:17:31,932 --> 00:17:33,432
‫‏وارد مرکز مدارک نشده.

336
00:17:33,434 --> 00:17:35,467
‫‏فردا ‏به آزمایشگاه میرسه.

337
00:17:36,018 --> 00:17:38,270
‫‏میدونم فکر میکنی
‫‏جلوی پات سنگ می‌ندازم.

338
00:17:38,272 --> 00:17:39,838
‫‏سعی ندارم همچین کاری بکنم.

339
00:17:39,840 --> 00:17:42,149
‫‏امیدوارم همین بهت کمک
‫‏کنه متوجه بشی.

340
00:17:42,843 --> 00:17:46,111
‫‏بلاخره جسارتشو
‫‏پیدا کردم تا وسایل"تام" رو بگردم...

341
00:17:46,113 --> 00:17:48,247
‫‏و اینو تو جیب کاپشن‌ش پیدا کردم.

342
00:17:48,249 --> 00:17:50,048
‫‏قفله و
‫‏رمزشو ندارم...

343
00:17:50,050 --> 00:17:53,018
‫‏اما شاید یکی از
‫‏تکنسین‌هاتون بتونه بازش کنه...

344
00:17:53,020 --> 00:17:55,988
‫‏و شاید یه سرنخ باشه.

345
00:18:01,629 --> 00:18:03,195
‫‏- خبری نشده؟
‫‏- نه.

346
00:18:04,927 --> 00:18:08,295
‫‏دوباره بهم بگو دقیقا
‫‏داریم اینجا چه کار میکنیم.

347
00:18:08,297 --> 00:18:10,497
‫‏تلفن به عنوان
‫‏یه  بوکش اطلاعات مخفی کار میکنه.

348
00:18:10,499 --> 00:18:11,899
‫‏یه حقه‌ که "تام" بهم یادش داد.

349
00:18:11,901 --> 00:18:14,068
‫‏بوکش اطلاعات؟

350
00:18:14,070 --> 00:18:15,502
‫‏اف.بی.آی ازشون استفاده میکنه.

351
00:18:15,504 --> 00:18:17,204
‫‏مطمئنم تکنسینهات
‫‏خیلی درموردشون میدونن.

352
00:18:17,206 --> 00:18:19,073
‫‏میتونه اطلاعاتی که...

353
00:18:19,075 --> 00:18:21,075
‫‏از یه شبکه دیجیتال عبور میکنه رو مختل کنه.

354
00:18:21,077 --> 00:18:24,745
‫‏واقعا سر از کار
‫‏این چیزای الکترونیکی در نمیارم...

355
00:18:24,747 --> 00:18:28,487
‫تلفنهای "دیک تریسی" و
‫این ارتباطات بلوتیثی.

356
00:18:29,218 --> 00:18:32,186
‫‏راستشو بگم، دلم برای
‫‏تلفنهای قدیمی تنگ شده.

357
00:18:32,188 --> 00:18:33,354
‫‏به غیر از دکمه‌ی صفرش.

358
00:18:33,356 --> 00:18:35,522
‫‏صفرش خیلی دور بود.

359
00:18:35,524 --> 00:18:37,424
‫‏اوه، خدایا، چقدر عذاب‌آور بود.

360
00:18:40,963 --> 00:18:42,463
‫‏- رمزشو گرفتیم.
‫‏- عالیه.

361
00:18:42,465 --> 00:18:44,598
‫‏حالا باید راهی
‫‏پیدا کنیم که واردش بشیم.

362
00:18:44,600 --> 00:18:48,035
‫‏آزمایشگاه از
‫‏اثرانگشت روی جلد سکه یکی رو شناسایی کرده.

363
00:18:48,037 --> 00:18:49,803
‫"‏"آبراهام استرن.

364
00:18:49,805 --> 00:18:53,173
‫‏"استرن، آبراهام. جی" یه مسئول وام‌دهی...

365
00:18:53,175 --> 00:18:56,041
‫"‏در بانک تجاری "ریپایلیک
‫‏در منهتن ـه.

366
00:18:56,066 --> 00:18:58,233
‫‏متوجه نمیشم.
‫‏هر کاری خواستی کردم.

367
00:18:58,235 --> 00:19:00,102
‫‏بله و عالی هم انجام دادی.

368
00:19:00,104 --> 00:19:01,670
‫‏اگر نتونی وام‌ت رو بدی...

369
00:19:01,672 --> 00:19:04,139
‫‏"استرن" سعی میکنه
‫‏یه راه جدید برای بازپرداخت پیدا کنه.

370
00:19:04,141 --> 00:19:06,741
‫‏اما متاسفانه، حالا
‫‏ پای پلیس وسط اومده.

371
00:19:06,743 --> 00:19:09,044
‫‏ماشینی که به
‫‏ماشین آقای "ردینگتون" زد...

372
00:19:09,046 --> 00:19:11,729
‫‏مال یه شرکت
‫‏از مشتریان بانک "استرن" ـه...

373
00:19:11,754 --> 00:19:13,220
‫‏و بازرس بیمه...

374
00:19:13,222 --> 00:19:15,389
‫‏که به موزه‌ی "گابور" سر زده..

375
00:19:15,391 --> 00:19:17,591
‫‏هم یه مشتری که
‫‏نزدیک به بسته شدن حسابش بوده.

376
00:19:17,593 --> 00:19:19,326
‫‏خب، به ورشکستگی تهدیدشون میکنه...

377
00:19:19,328 --> 00:19:20,961
‫‏مگر اینکه کمکش کنن خلاف کنه؟

378
00:19:20,963 --> 00:19:22,362
‫‏"رسلر"، "نوابی"، برین سراغ بانک...

379
00:19:22,364 --> 00:19:23,630
‫‏پیداش کنین و بیارینش اینجا.

380
00:19:23,632 --> 00:19:25,419
‫‏من هیچی نمیگم.

381
00:19:26,101 --> 00:19:28,101
‫‏خیلی متاسفم.

382
00:19:28,103 --> 00:19:30,337
‫‏اصلا نمیتونم همچین خطری بکنم.

383
00:19:37,847 --> 00:19:39,780
‫‏هی، دوباره ممنون که این کار رو میکنی.

384
00:19:39,782 --> 00:19:42,115
‫‏باشه، بیا فقط
‫‏یه چیزو روشن کنیم.

385
00:19:42,117 --> 00:19:43,383
‫‏این لطف نیست.

386
00:19:43,385 --> 00:19:45,419
‫‏یه کاره.

387
00:19:45,421 --> 00:19:47,521
‫‏به قول معروف باید
‫‏چکش توی صندوق پستم باشه.

388
00:19:47,523 --> 00:19:51,525
‫‏بله، تا حالا دو بار بهت گفتم.
‫‏چرا طفره میری؟

389
00:19:51,527 --> 00:19:54,161
‫‏از قرص خوشم نمیاد.

390
00:19:54,163 --> 00:19:55,589
‫‏مشکلی برات پیش نمیاد.

391
00:19:55,591 --> 00:19:57,164
‫‏کارت شناسایی‌تو داری، نه؟

392
00:19:58,901 --> 00:20:02,102
‫‏باشه، تو بیمارستان می‌بینمت.

393
00:20:02,104 --> 00:20:03,670
‫‏راستشو بگم...

394
00:20:03,672 --> 00:20:05,873
‫‏یه جورایی خیلی
‫‏دلم میخواد از خونه بزنم بیرون.

395
00:20:05,875 --> 00:20:08,742
‫‏باید یکم از مامانم دور بشم.

396
00:20:08,744 --> 00:20:10,544
‫‏بیمارستان مثل یه
‫‏هتل پنج ستاره‌س...

397
00:20:10,546 --> 00:20:14,615
‫،‏دوره و تلویزیونم داره
‫‏آبمیوه هم با نی میخوری.

398
00:20:15,008 --> 00:20:17,375
‫‏بین تو و منو این ماشین خوراکی باشه...

399
00:20:17,377 --> 00:20:20,265
‫‏خیالپردازی میکنم که یه پرستارم ترتیب...

400
00:20:20,267 --> 00:20:21,746
‫‏اوه.

401
00:20:21,771 --> 00:20:22,713
‫‏اوه، خدای من!

402
00:20:22,715 --> 00:20:25,249
‫‏اوه، خدای! یه مشکلی پیش اومده.

403
00:20:25,251 --> 00:20:27,151
‫‏اومد نزدیکم و رفت کنار دستگاه.

404
00:20:27,153 --> 00:20:29,620
‫‏گفتش نفسش تنگ شده.
‫‏حالش خوبه؟

405
00:20:29,622 --> 00:20:31,522
‫‏سکته قلبی کرده.
‫‏به آمبولانس زنگ بزن.

406
00:20:31,524 --> 00:20:33,491
‫‏آسپرین داری؟
‫‏نباید یه آسپرین بخوره؟

407
00:20:33,493 --> 00:20:35,726
‫‏شاید تو کیفم یکی باشه!

408
00:21:03,823 --> 00:21:05,289
‫‏حالت خوب میشه.

409
00:21:11,394 --> 00:21:12,964
‫‏آسپرین پیدا کردم.

410
00:21:13,593 --> 00:21:15,433
‫‏بهش نیاز داره؟

411
00:21:16,071 --> 00:21:17,702
‫‏حالش خوب میشه؟

412
00:21:28,744 --> 00:21:30,280
‫‏سکه رو دزدیدی.

413
00:21:30,545 --> 00:21:33,413
‫‏در موردش حرف زدیم.
‫‏علاقه‌ی تو به "استرن" ـه.

414
00:21:33,415 --> 00:21:35,190
‫‏علاقه‌ی منم به این گنج.

415
00:21:35,215 --> 00:21:36,581
‫‏که نمیتونی بدون...

416
00:21:36,606 --> 00:21:38,206
‫‏سکه‌هایی که داره بهش برسی...

417
00:21:38,231 --> 00:21:39,864
‫که یعنی دنبال اونم میگردی.

418
00:21:40,753 --> 00:21:42,386
‫‏"هارولد"، همیشه حرف زدن باهات لذت‌بخشه.

419
00:21:42,388 --> 00:21:44,488
‫‏به بانکی که کار میکنه
‫‏و خونه‌ش سر زدیم.

420
00:21:44,490 --> 00:21:46,524
‫‏"استرن" غیب شده، اما
‫‏دنبال اون سکه میاد.

421
00:21:46,526 --> 00:21:48,526
‫‏بله، فکر کنم میاد.

422
00:21:49,049 --> 00:21:50,528
‫‏یه معامله جور کردی.

423
00:21:50,530 --> 00:21:52,029
‫‏نه، اما امیدارم بتونم.

424
00:21:57,737 --> 00:21:58,969
‫‏باشه.

425
00:22:20,927 --> 00:22:23,594
‫‏من مال خودمو نشون میدم
‫‏اگر تو مال خودتو نشون بدی.

426
00:22:24,167 --> 00:22:26,044
‫"‏آقای "ردینگتون.

427
00:22:27,200 --> 00:22:30,301
‫‏وقتی که پرفسور رمز رو بشکنه...

428
00:22:30,303 --> 00:22:33,137
‫‏چه تضمینی وجود داره
‫‏که منو دور نزنی؟

429
00:22:33,139 --> 00:22:37,074
‫‏به نظر میاد در
‫‏تضمین امنیت خودت خیلی توانایی.

430
00:22:37,076 --> 00:22:39,877
‫‏با اینحال، باید
‫‏یه جورایی مطمئن بشم.

431
00:22:40,308 --> 00:22:41,560
‫‏قبوله.

432
00:22:42,448 --> 00:22:43,937
‫‏احساساتیم.

433
00:22:44,550 --> 00:22:46,273
‫‏این ارثیه‌ی تو ـه.

434
00:22:47,053 --> 00:22:50,621
‫‏فکرشم نمیکنم بیشتر از ۵۰% بردارم.

435
00:22:50,623 --> 00:22:52,320
‫‏تو یه سکه داری.

436
00:22:53,192 --> 00:22:54,865
‫‏من سه تا دارم.

437
00:22:55,628 --> 00:22:57,628
‫%‏۷۵%به ۲۵.

438
00:22:57,630 --> 00:23:00,297
‫‏احساسات تا همینجا قد میکشه.

439
00:23:00,871 --> 00:23:03,767
‫‏خب، از کجا در مورد پدرم میدونی؟

440
00:23:03,769 --> 00:23:06,042
‫قراره معامله بکنیم یا نه؟

441
00:23:08,040 --> 00:23:10,141
‫‏به غیر از اینکه
‫‏پول هنگفتی رو قایم کرد...

442
00:23:10,143 --> 00:23:13,144
‫‏و محل اختفاش رو
‫‏روی سکه‌ها ضرب کرد...

443
00:23:13,146 --> 00:23:16,614
‫‏واقعا چیز زیادی
‫‏در مورد پدرت نمیدونم.

444
00:23:16,616 --> 00:23:19,783
‫‏معمولا کسی
‫‏که یه افسانه بوجود میاره...

445
00:23:19,785 --> 00:23:21,285
‫‏خودش افسانه‌ای میشه.

446
00:23:21,287 --> 00:23:22,976
‫‏چرا اون نشده؟

447
00:23:24,102 --> 00:23:27,022
‫‏پدرم...

448
00:23:27,660 --> 00:23:29,793
‫‏مرد کوچیکی با آرزوهای بزرگ بود.

449
00:23:29,795 --> 00:23:31,996
‫‏برای سازمان خزانه‌داری
‫‏در دنور کار میکرد...

450
00:23:31,998 --> 00:23:34,331
‫‏به عنوان یه کارآموز
‫‏کارشو شروع کرد.

451
00:23:34,333 --> 00:23:38,158
‫‏هدفش این بود که
‫‏یه حکاک برجسته بشه.

452
00:23:38,905 --> 00:23:39,927
‫‏اما بعدش...

453
00:23:39,952 --> 00:23:41,839
‫‏اسکناسهای ذخیره‌ی فدرال گم شدن.

454
00:23:41,841 --> 00:23:44,275
‫‏اون بهشون دسترسی داشت، پس
‫‏مظنون شناخته شد...

455
00:23:44,277 --> 00:23:45,916
‫‏اما هرگز متهم نشد.

456
00:23:46,445 --> 00:23:48,379
‫‏به هر حال تنبیه‌ش کردن.

457
00:23:48,381 --> 00:23:50,881
‫‏اونو در قسمت خدمات گذاشتن...

458
00:23:50,883 --> 00:23:53,551
‫‏توی موتورخونه یه دفتر کوچولو بهش دادن.

459
00:23:53,553 --> 00:23:55,052
‫‏آخر هفته‌ها، تعطیلات کار میکرد...

460
00:23:55,054 --> 00:23:57,677
‫‏گاهی‌اوقات روی یه
‫‏تخت کوچیک در اونجا می‌خوابید.

461
00:23:58,357 --> 00:24:02,059
‫‏بعدش در سال ۴۳، امنیت
‫‏ضرب سکه‌ها بروز شد.

462
00:24:02,061 --> 00:24:05,429
‫‏همون سالی که رمز رو
‫‏روی سکه‌ها نوشت.

463
00:24:05,431 --> 00:24:07,298
‫‏در عرض یه سال، بیرون رفت.

464
00:24:07,300 --> 00:24:08,933
‫‏پدرم بقیه‌ی عمرش رو...

465
00:24:08,935 --> 00:24:11,368
‫‏در سایه‌ی جرمی زندگی کرد...

466
00:24:11,370 --> 00:24:13,604
‫‏که هیچکس نتونست
‫‏ثابت کنه کار اون بوده.

467
00:24:16,042 --> 00:24:19,074
‫‏به شکل یه ورشکسته مرد.

468
00:24:19,712 --> 00:24:21,312
‫‏فقیر.

469
00:24:23,349 --> 00:24:25,997
‫‏یه کارگر خدماتی از طبقه‌ی پایین...

470
00:24:26,485 --> 00:24:29,167
‫‏و با اینحال کاری که کرد...

471
00:24:30,389 --> 00:24:31,722
‫‏افسانه‌ای بود.

472
00:24:31,724 --> 00:24:33,630
‫‏کاری که به اصطلاح کرد.

473
00:24:34,493 --> 00:24:36,994
‫‏گاهی‌اوقات فکر میکنم که
‫‏همه‌ی اینا...

474
00:24:37,676 --> 00:24:39,063
‫‏یه افسانه باشه.

475
00:24:39,065 --> 00:24:42,666
‫‏اگر این سکه‌ها
‫‏راز ارثیه‌ی تو رو مخفی کرده باشن...

476
00:24:42,668 --> 00:24:44,868
‫‏چرا پدرت اونا رو بهت نداد؟

477
00:24:44,870 --> 00:24:47,227
‫‏داد، به خواست خودش.

478
00:24:47,773 --> 00:24:51,375
‫‏اما اون موقع، یه
‫‏بچه‌ی ۱۶ ساله‌ی احمق بودم...

479
00:24:51,377 --> 00:24:53,811
‫‏و اون برام مایه‌ی شکست بود...

480
00:24:53,813 --> 00:24:57,112
‫‏کسی که به جرمی متهم شده
‫‏که امکان نداشته از پسش بربیاد.

481
00:24:57,583 --> 00:24:59,656
‫‏پس اونا رو خرج یه آبنبات کردم...

482
00:25:00,086 --> 00:25:02,219
‫‏- چهار تا.
‫‏- آخ.

483
00:25:02,221 --> 00:25:04,255
‫‏ماه بعد، وکیلش
‫‏یه نامه بهم داد...

484
00:25:04,257 --> 00:25:06,056
‫‏که پدرم برام گذاشته بود.

485
00:25:06,058 --> 00:25:08,225
‫‏اون موقع فهمیدم که
‫‏اون سکه‌ها کلید...

486
00:25:08,227 --> 00:25:09,727
‫‏یه گنج بزرگ هستن.

487
00:25:09,729 --> 00:25:13,130
‫‏و ۴۰ سال گذشته رو
‫‏صرف جستجوشون کردی.

488
00:25:15,801 --> 00:25:18,383
‫‏دروغ گفتم، تقلب کردم.

489
00:25:18,938 --> 00:25:21,772
‫‏در تعقیبشون آدم کشتم.

490
00:25:21,774 --> 00:25:24,375
‫‏فکر میکنم پدرم یه خلافکار بود...

491
00:25:24,377 --> 00:25:28,643
‫‏و فکر کنم سکه‌ها رو برام گذاشت...

492
00:25:29,081 --> 00:25:31,229
‫‏تا من خلافکار نشم.

493
00:25:32,314 --> 00:25:34,752
‫‏و با اینحال شدی.

494
00:25:34,754 --> 00:25:37,277
‫‏بچه‌ها به پدرومادرشون میرن.

495
00:25:38,557 --> 00:25:39,790
‫‏مگه نه؟

496
00:26:23,182 --> 00:26:24,816
‫‏سکه‌ها یه نقشه توپوگرافی...

497
00:26:24,818 --> 00:26:28,345
‫‏از یه منطقه‌ی
‫‏جغرافیایی خاص رو نشون میدن.

498
00:26:28,721 --> 00:26:29,956
‫‏اینو نگاه کنین.

499
00:26:29,981 --> 00:26:32,982
‫‏چهره‌ی "لینکلن" اصلا چهره نیست...

500
00:26:32,984 --> 00:26:34,651
‫‏بلکه نماد توپوگرافی...

501
00:26:34,653 --> 00:26:36,352
‫‏یه رشته کوه ـه.

502
00:26:36,354 --> 00:26:38,454
‫‏پدرت مرد بااستعدادی بوده.

503
00:26:38,456 --> 00:26:40,690
‫"‏قسمت جلویی کوه‌های "راکی.

504
00:26:40,692 --> 00:26:43,860
‫"‏قله‌ی "پیک" در کوهستان "اسکاو.

505
00:26:43,862 --> 00:26:45,261
‫‏این خطخوردگی‌ها...

506
00:26:45,263 --> 00:26:46,763
‫‏خطهای تصادفی نیستن...

507
00:26:46,765 --> 00:26:48,865
‫‏بلکه به عمد ایجاد شدن.

508
00:26:48,867 --> 00:26:50,133
‫‏یکی معنایی نداره...

509
00:26:50,135 --> 00:26:51,934
‫‏اما وقتی تصاویر رو روی هم میندازیم...

510
00:26:51,936 --> 00:26:54,904
‫‏نقشه تازه
‫‏یه شبکه رو نشون میده.

511
00:26:56,441 --> 00:26:59,745
‫‏-دنور.
‫‏-"سیرکا" ۱۹۴۳. اینو نگاه کن.

512
00:26:59,747 --> 00:27:01,210
‫‏شعار ایالات متحده.

513
00:27:01,212 --> 00:27:04,147
‫‏"ایی پلوریس اونوم" یعنی از میان خیلی‌ها، یکی.

514
00:27:04,149 --> 00:27:06,698
‫‏حرفهای هر سکه
‫‏نقصهایی داره...

515
00:27:06,700 --> 00:27:08,318
‫‏اما وقتی اونا رو روی هم میندازی...

516
00:27:11,346 --> 00:27:14,235
‫‏موتور خونه، همونجایی که کار میکرده.

517
00:27:14,237 --> 00:27:17,238
‫‏فقط پول رو دزدیده.
‫‏نتونسته از اونجا خارجش کنه.

518
00:27:17,644 --> 00:27:20,175
‫‏پس درست نزدیک خودش پنهان‌شون کرده.

519
00:27:20,177 --> 00:27:24,179
‫‏فکر میکردم باید
‫‏پولی که اونا ضرب کردن رو بدزدم...

520
00:27:24,181 --> 00:27:27,582
‫‏اما هرگز فکرشو
‫‏نمیکردم که خودشونم نمیدونن دست اوناست.

521
00:27:27,584 --> 00:27:30,151
‫‏اما این شکار گنج ـه...

522
00:27:30,615 --> 00:27:33,221
‫‏و اگر محل گنج اینجا باشه...

523
00:27:36,470 --> 00:27:38,255
‫‏در مورد ضرابخانه‌ی دنور چی میدونی؟

524
00:27:38,529 --> 00:27:40,596
‫‏ضرابخانه در ۱۸۹۷ ساخته شده.

525
00:27:40,598 --> 00:27:42,365
‫‏موتورخونه توی زیرزمینه.

526
00:27:42,367 --> 00:27:43,799
‫‏از بازسازی که...

527
00:27:43,801 --> 00:27:45,434
‫‏در سال ۴۳ انجام شده ازش استفاده نشده...

528
00:27:45,436 --> 00:27:47,269
‫‏موتور خونه قدیمی متروکه‌س.

529
00:27:47,271 --> 00:27:49,071
‫‏اسناد ساختمون نشون میدن که...

530
00:27:49,073 --> 00:27:51,607
‫،‏در طول بازسازی بسته شده
‫‏نه دری داره و نه پنجره‌ای.

531
00:27:51,609 --> 00:27:53,542
‫‏یه گاوصندوق جدید
‫‏جلوی تنها راه ورود رو گرفته.

532
00:27:53,544 --> 00:27:55,444
‫‏سیستم تهویه‌ی هوا چی؟

533
00:27:55,446 --> 00:27:57,813
‫‏اگر به اندازه‌ مداد بودیم و
‫‏وزن‌مون زیر...

534
00:27:57,815 --> 00:27:59,482
‫۲۲کیلو بود‏ می‌تونستیم واردش بشیم.

535
00:27:59,484 --> 00:28:01,238
‫‏از تهویه‌ی هوا وارد نمیشیم.

536
00:28:01,725 --> 00:28:03,119
‫‏تدارکات، زباله...

537
00:28:03,121 --> 00:28:04,954
‫‏و تحویل غذا
‫‏به طور روزانه انجام میشه...

538
00:28:04,956 --> 00:28:06,555
‫‏اما همه‌ش به کارت شناسایی نیاز داره.

539
00:28:06,557 --> 00:28:08,858
‫‏باید برای رد
‫‏شدن از دروازه کلی نقشه بکشیم.

540
00:28:08,860 --> 00:28:11,366
‫‏بازم باید ترتیب دوربینها رو بدیم.

541
00:28:11,407 --> 00:28:13,641
‫،‏که خیلی زیادن
‫‏دوربینهای طبقه تولید...

542
00:28:13,643 --> 00:28:14,775
‫‏دوربینهای توی راهرو.

543
00:28:14,777 --> 00:28:16,143
‫‏گاوصندوق چی؟

544
00:28:16,145 --> 00:28:17,411
‫‏تنها راه وارد شدن به موتور خونه...

545
00:28:17,413 --> 00:28:18,746
‫‏از همون گاوصندوق ـه.

546
00:28:18,748 --> 00:28:21,081
‫‏که از فولاد و بتن ساخته شده.

547
00:28:21,083 --> 00:28:23,651
‫‏پس، گاوصندوق اینجاس؟

548
00:28:23,653 --> 00:28:26,287
‫‏بله، وقتی بانکها اسکناسهای
‫کهنه‌شونو تحویل میدن...

549
00:28:26,289 --> 00:28:28,656
‫‏به اینجا اورده میشن
‫‏تا اصل بودنشون تایید بشه...

550
00:28:28,658 --> 00:28:32,135
‫‏بعدش ریز‌ریز شده
‫‏و به عنوان زباله به کارخونه‌های تامین انرژی فرستاده میشن.

551
00:28:32,160 --> 00:28:33,426
‫‏بتن به ضخامت ۱۶ اینچ.

552
00:28:33,428 --> 00:28:35,023
‫‏بتنی که تنها از داخل گاوصندوق...

553
00:28:35,025 --> 00:28:37,396
‫‏- قابل دسترسه، که یعنی...
‫‏- منبع آب نیست.

554
00:28:37,398 --> 00:28:39,098
‫‏باید با تیغهای
‫‏الماسی خشک کار کنیم.

555
00:28:39,100 --> 00:28:40,466
‫‏اونجا مثل دژ می‌مونه.

556
00:28:40,468 --> 00:28:41,767
‫‏حتی اگر بتونین از دیوارها...

557
00:28:41,769 --> 00:28:43,402
‫‏دوربینها و نگهبانها رد بشین، که نمیتونین...

558
00:28:43,404 --> 00:28:44,870
‫‏بازم باید داخل گاوصندوق بشین...

559
00:28:44,872 --> 00:28:47,373
‫‏و تنها چیزی که
‫‏اونجا میذارن پول نقده.

560
00:28:47,375 --> 00:28:49,275
‫‏نه هر پول نقدی.

561
00:28:49,277 --> 00:28:51,010
‫‏پول نقد تصادفی...

562
00:28:51,012 --> 00:28:54,080
‫‏غیرقابل ردیابی که در
‫‏عملیات پولشویی گیرت میاد.

563
00:28:57,546 --> 00:28:58,818
‫‏سلام.

564
00:28:58,820 --> 00:29:02,088
‫‏تمام پولهای
‫‏نقدی که داریم رو میخوام.

565
00:29:02,666 --> 00:29:05,309
‫‏مگه خل شدی؟
‫‏این همه‌ی دارایی‌مونه.

566
00:29:05,657 --> 00:29:06,989
‫‏جواب میده؟

567
00:29:06,991 --> 00:29:08,558
‫‏نیاز به رنگ و علائم درست داره...

568
00:29:08,560 --> 00:29:10,093
‫‏اما آره، می‌تونیم درستش کنیم.

569
00:29:10,095 --> 00:29:11,758
‫‏یونیفورم لازم داریم.

570
00:29:12,230 --> 00:29:15,331
‫‏مشتری قدیمی‌م
‫‏توی بانک میگه کارتهای شناسایی دارن آماده میشن.

571
00:29:21,473 --> 00:29:25,108
‫‏در صورتی که مشخص نیست، منم اینجا وایستادم.

572
00:29:25,110 --> 00:29:27,443
‫‏همکارم فکر میکنه شاید بهت خیانت کنم.

573
00:29:27,445 --> 00:29:28,611
‫‏نظر تو چیه؟

574
00:29:30,281 --> 00:29:32,448
‫‏فکر کنم به خاطر تو...

575
00:29:32,450 --> 00:29:36,052
‫‏بالاخره رویایی
‫‏که تمام عمر دنبالش بودم داره به حقیقت می‌پیونده.

576
00:29:36,700 --> 00:29:38,660
‫‏هرگز بهت خیانت نمیکنم.

577
00:29:39,286 --> 00:29:41,257
‫‏به قبر پدرم قسم میخورم.

578
00:29:42,894 --> 00:29:45,294
‫‏می‌بینی، به قبر
‫‏پدرش قسم خورد.

579
00:29:45,296 --> 00:29:47,163
‫‏این کار رو نکن.

580
00:29:47,165 --> 00:29:49,732
‫‏"هدی"، لطفا
‫‏فقط پول رو بیار.

581
00:30:04,203 --> 00:30:05,836
‫‏تو در لیست نیستی.

582
00:30:05,838 --> 00:30:07,838
‫‏یه راست از بانک ذخیره اومدیم.

583
00:30:07,840 --> 00:30:09,773
‫‏- توی لیست نیست.
‫‏- خوب نگاه کن.

584
00:30:09,775 --> 00:30:12,576
‫‏توی لیست هستیم.
‫‏فکر میکنه میخوایم از اینجا دزدی کنیم.

585
00:30:13,846 --> 00:30:15,980
‫‏هی، گیرمون انداختی.
‫‏اومدیم ازتون دزدی کنیم.

586
00:30:15,982 --> 00:30:18,849
‫‏به خاطر همین ۸
‫‏میلیون دلار به ضرابخونه اوردیم.

587
00:30:18,851 --> 00:30:21,585
‫‏لطفا میشه راه‌ش بندازی؟
‫‏باید تا "گولدن" هم یه سر بریم.

588
00:30:21,587 --> 00:30:23,420
‫‏دوست دارم به ترافیک نخورم.

589
00:30:23,422 --> 00:30:25,498
‫‏اینم از این.

590
00:30:26,325 --> 00:30:27,858
‫‏آره.

591
00:30:40,239 --> 00:30:42,506
‫‏متاسفانه همکارت راست میگفت.

592
00:30:43,225 --> 00:30:45,342
‫‏چقدر به قبر پدرت اهمیت میدی.

593
00:30:45,810 --> 00:30:47,745
‫‏لطفا اسلحه‌تو بده.

594
00:30:48,480 --> 00:30:49,847
‫"‏متاسفم، "ریموند.

595
00:30:49,849 --> 00:30:52,783
‫‏واقعا ازت خوشم اومده بود. واقعا.

596
00:30:52,785 --> 00:30:55,186
‫‏اما این حق منه، نه تو.

597
00:30:55,188 --> 00:30:57,388
‫‏پس اگر زیاد اذیت نمیشی لطفا...

598
00:30:57,390 --> 00:30:58,822
‫‏برگرد تو کامیون.

599
00:31:07,567 --> 00:31:08,899
‫مشکلی هست؟

600
00:31:08,901 --> 00:31:12,236
‫‏- خیلی راحت جواب داد.
‫‏- بریم.

601
00:31:36,295 --> 00:31:39,363
‫‏میدونستم نمیتونم به اون
‫‏یارو اعتماد کنم.

602
00:31:40,193 --> 00:31:42,132
‫"‏مثل همیشه حق با تو بود "هدی.

603
00:31:42,645 --> 00:31:43,811
‫‏همه چیز سرجاشه؟

604
00:31:43,813 --> 00:31:45,312
‫‏همه چیز به جز قسمتهای زنونه‌م.

605
00:31:45,314 --> 00:31:47,114
‫‏نمیدونم پلیسها چطوری تحملش میکنن.

606
00:31:47,872 --> 00:31:49,183
‫‏بریم سر کار.

607
00:32:08,304 --> 00:32:09,537
‫‏تکون نخورین!

608
00:32:11,274 --> 00:32:13,576
‫‏بندازشون بیرون و اتاق رو خالی کن.

609
00:32:13,578 --> 00:32:16,006
‫‏همگی رو به دیوار.

610
00:32:16,031 --> 00:32:17,330
‫‏به صف بشین. راه بیافتین!

611
00:32:18,734 --> 00:32:20,067
‫‏دستها رو پشت‌تون بگیرین.

612
00:32:28,444 --> 00:32:31,278
‫‏صبح‌بخیر پسرا.

613
00:33:38,107 --> 00:33:39,640
‫‏کیفها رو بیارین.

614
00:33:55,792 --> 00:33:58,487
‫‏باید قیافه‌ی
‫‏اون پسرها تو مغازه رو می‌دیدی...

615
00:33:58,489 --> 00:34:00,689
‫‏وقتی بهشون گفتم که میخوام
‫‏دو تا از اینا رو...

616
00:34:00,772 --> 00:34:02,638
‫این جا بدم  V۸ ‏توی موتور.

617
00:34:02,640 --> 00:34:05,007
‫- مطمئنم جواب میده.
‫- اوه، باید همه رو تو خودش بکشه.

618
00:34:23,294 --> 00:34:25,494
‫اون چیه؟ چی شده؟

619
00:34:26,865 --> 00:34:28,464
‫"نمیدونم، "رد.

620
00:34:28,466 --> 00:34:30,499
‫‏کار میکنه. زیادش کن.

621
00:34:42,814 --> 00:34:46,015
‫‏درست شد.

622
00:34:54,941 --> 00:34:56,507
‫"‏سلام، "هارولد.

623
00:34:56,509 --> 00:34:58,810
‫‏عجله دارم ببخش، وقت ندارم.

624
00:34:58,812 --> 00:35:00,311
‫‏اما میخواستم بهت خبر بدم...

625
00:35:00,313 --> 00:35:03,314
‫‏فهمیدم دوستمون
‫‏"آبراهام استرن" میخواد چه کار کنه.

626
00:35:03,316 --> 00:35:04,816
‫‏اوه، چه کار؟

627
00:35:04,818 --> 00:35:06,384
‫‏به ضرابخانه‌ی دنور دستبرد بزنه.

628
00:35:10,323 --> 00:35:13,358
‫‏ببین چی شده! خاموشش کن!

629
00:35:13,360 --> 00:35:14,692
‫‏زود باش!

630
00:35:14,694 --> 00:35:15,893
‫‏ببخشید، چه کار میکنه؟

631
00:35:15,895 --> 00:35:17,962
‫‏واکنش منم همین بود.
‫‏چه کاری!

632
00:35:17,964 --> 00:35:19,464
‫‏بهش گفتم که هرگز
‫‏از زیرش قسر درنمیره...

633
00:35:19,466 --> 00:35:21,332
‫‏اما به نظر خیلی مصمم می‌رسید.

634
00:35:21,334 --> 00:35:23,434
‫‏اون صدای چیه؟ کجایی؟

635
00:35:23,436 --> 00:35:25,036
‫‏اینجا خیلی سروصداست.

636
00:35:25,038 --> 00:35:26,938
‫‏"هارولد"! صدامو میشنوی؟

637
00:35:26,940 --> 00:35:29,574
‫‏داری بهم میگی
‫"‏گنج پدر " استرن...

638
00:35:29,576 --> 00:35:32,076
‫‏- توی ضرابخانه‌س؟
‫‏- خیلی که مطمئن به نظر می‌اومد.

639
00:35:32,078 --> 00:35:33,478
‫‏اما هر چی بیشتر فکر میکنم...

640
00:35:33,480 --> 00:35:34,979
‫‏مطمئن میشم که
‫‏اصلا گنجی در کار نیست.

641
00:35:34,981 --> 00:35:36,848
‫‏یعنی گنج؟ واقعا؟

642
00:35:36,850 --> 00:35:39,584
‫‏کی میدونه. به هر حال
‫‏دیگه نمیتونم حرف بزنم.

643
00:35:39,586 --> 00:35:42,420
‫‏یکم سرم با لوله‌کشی شلوغه.

644
00:35:42,422 --> 00:35:44,956
‫‏در مورد "استرن" موفق باشی.
‫"‏بهت ایمان دارم "هارولد.

645
00:35:44,958 --> 00:35:46,657
‫‏همیشه طرف رو دستگیر میکنی.

646
00:35:53,066 --> 00:35:55,332
‫‏"ردینگتون" میگه
‫‏که "استرن" از ضرابخانه‌ی دنور دزدی میکنه.

647
00:35:55,359 --> 00:35:56,359
‫‏ضرابخانه؟

648
00:35:56,384 --> 00:35:58,736
‫‏و یه حسی بهم میگه
‫‏که "ردینگتون" هم از اونجا زیاد دور نیست.

649
00:35:58,738 --> 00:36:00,938
‫‏به دفتر دنور خبر بدین و برین اونجا.

650
00:36:00,940 --> 00:36:02,740
‫‏ببین چه خبر شده.

651
00:36:11,818 --> 00:36:13,517
‫‏فکر کنم مهمون داریم.

652
00:36:13,519 --> 00:36:15,727
‫‏- "مورگان" چقدر مونده؟
‫‏- اصلا نمیدونم.

653
00:36:15,729 --> 00:36:17,121
‫‏اما فکر کنم ونهای بیشتری میخوایم.

654
00:36:29,469 --> 00:36:31,002
‫‏وقتمون تموم شده. خاموشش کن.

655
00:36:31,004 --> 00:36:32,303
‫‏شوخی میکنی؟

656
00:37:23,378 --> 00:37:26,646
‫"‏تبریک میگم، "هارولد.
‫طرف رو گرفتی.

657
00:37:26,648 --> 00:37:28,515
‫‏و تو هم به گنج‌ت رسیدی.

658
00:37:28,517 --> 00:37:31,417
‫‏نمیدونم چطوری، اما میدونم رسیدی.

659
00:37:33,155 --> 00:37:34,921
‫‏و سکه‌ها؟

660
00:37:36,191 --> 00:37:38,758
‫‏به صاحب به حق‌شون برگشتن.

661
00:37:38,760 --> 00:37:40,193
‫‏همه به جز یکی...

662
00:37:40,195 --> 00:37:42,662
‫‏که تو از "گریسون بلیز" گرفتیش.

663
00:37:43,045 --> 00:37:45,131
‫"‏چقدر میخوای "هارولد.

664
00:37:45,133 --> 00:37:47,049
‫‏به جیب تو نمیخوره.

665
00:37:47,569 --> 00:37:48,968
‫‏امتحان کن.

666
00:37:49,404 --> 00:37:50,670
‫‏حقیقت.

667
00:37:52,908 --> 00:37:54,507
‫"‏پدر "آبراهام استرن...

668
00:37:54,509 --> 00:37:57,177
‫‏بزرگترین جرم
‫‏قرن بیستم رو انجام داده بود.

669
00:37:57,179 --> 00:38:00,446
‫‏من همین الان بزرگترین
‫‏جرم قرن ۲۱م رو انجام دادم.

670
00:38:00,448 --> 00:38:02,248
‫‏فقط اینکه جرم نیست.

671
00:38:02,250 --> 00:38:04,684
‫‏صدها میلیون اسکناس ذخیره‌ی فدرال...

672
00:38:04,686 --> 00:38:06,853
‫‏که میشه به پول امروز تبدیلشون کرد...

673
00:38:06,855 --> 00:38:09,280
‫‏که خزانه‌داری میگه وجود نداره.

674
00:38:10,659 --> 00:38:12,725
‫‏ضرابخانه گفته چیزی دزدیده نشده.

675
00:38:12,727 --> 00:38:15,408
‫‏و بنابراین افسانه‌ی
‫‏گنج ادامه پیدا میکنه.

676
00:38:15,410 --> 00:38:17,580
‫‏ممنون که حقیقت رو بهم میگی...

677
00:38:18,099 --> 00:38:20,333
‫‏اما این حقیقتی نیست
‫‏که من دنبالش بودم.

678
00:38:20,769 --> 00:38:22,135
‫‏اتاق مدارک.

679
00:38:22,137 --> 00:38:23,446
‫‏مگه چی شده؟

680
00:38:23,448 --> 00:38:26,105
‫‏به غیر از سکه
‫‏یه چیز دیگه رو هم برداشتی.

681
00:38:26,107 --> 00:38:27,473
‫‏من چیزی برنداشتم.

682
00:38:27,475 --> 00:38:28,942
‫‏مدرکی که به خاطر...

683
00:38:28,944 --> 00:38:31,344
‫‏ناپدید شدن "رابرت ناوارو" ثبت شده بود...

684
00:38:31,346 --> 00:38:34,639
‫‏کسی که به خاطر
‫‏مرگ "تام کین" تحت نظر بود.

685
00:38:35,317 --> 00:38:36,983
‫‏تو برش نداشتی؟

686
00:38:36,985 --> 00:38:38,852
‫‏نه، برنداشتمش.

687
00:38:50,966 --> 00:38:52,699
‫‏این میگه:"گلن" عزیز...

688
00:38:52,701 --> 00:38:54,734
‫‏خوشحالم خوبی و
‫‏داری بهتر میشی.

689
00:38:54,736 --> 00:38:56,870
‫"‏به خاطر همه چیز ممنون، "ر.ر.

690
00:38:56,872 --> 00:38:59,339
‫‏یکی از ستاینده‌های مخفی منه.

691
00:38:59,341 --> 00:39:03,402
‫‏به علاوه، هر کسی که
‫".‏اینو میخونه، "گلن" یه آدم شهوت‌ران ـه

692
00:39:03,402 --> 00:39:04,801
‫‏چی؟

693
00:39:04,803 --> 00:39:07,003
‫‏نمیدونم معنای شهوت‌ران چیه...

694
00:39:09,041 --> 00:39:13,143
‫‏اما مطمئنم خواسته
‫‏ازم تعریف کنه.

695
00:39:14,012 --> 00:39:18,348
‫‏همه چیز مرتبه؟
‫‏"دمبه" گفتش اضطراری ـه.

696
00:39:18,350 --> 00:39:20,518
‫‏باید بهت تبریک بگم.

697
00:39:20,919 --> 00:39:23,853
‫‏شاید پیر باشم اما
‫‏یه پیر احمق نیستم...

698
00:39:23,855 --> 00:39:27,991
‫‏و تو، من و "هارولد" رو کاملا اغفال کردی.

699
00:39:27,993 --> 00:39:31,828
‫‏اون فکر میکنه من
‫‏یه پارچه‌ی خونی رو از اتاق مدارک دزدیدم.

700
00:39:31,830 --> 00:39:33,430
‫‏درسته. در مورد اون...

701
00:39:33,432 --> 00:39:35,899
‫‏تو خبرچین ناشناس بودی.

702
00:39:35,901 --> 00:39:39,469
‫‏تو به پلیس گفتی که
‫‏سکه قراره دزدیده بشه.

703
00:39:39,471 --> 00:39:42,605
‫‏میدونستی که اگر
‫‏جلوی سرقت رو بگیرن...

704
00:39:42,607 --> 00:39:44,507
‫‏سکه رو به اتاق مدارک میبرن.

705
00:39:44,509 --> 00:39:48,011
‫‏و بهم زنگ نزدی
‫‏تا بهم کمک کنی سکه رو بدزدم...

706
00:39:48,013 --> 00:39:49,813
‫یا حواست از تعقیب...

707
00:39:49,815 --> 00:39:52,115
‫‏متعصبانه‌ت برای قاتل "تام" پرت بشه.

708
00:39:52,117 --> 00:39:54,617
‫‏بهم زنگ زدی که بهم کمک کنی
‫‏و بهت کمک کنم...

709
00:39:54,619 --> 00:39:58,021
‫‏یه پارچه که خون تو روش بود رو پس بگیری...

710
00:39:58,023 --> 00:40:00,056
‫‏مدرکی که ممکن بود تو رو...

711
00:40:00,058 --> 00:40:01,958
‫‏به قتل "رابرت ناوارو" محکوم کنه.

712
00:40:01,960 --> 00:40:04,060
‫‏نمیخواستم بکشمش.

713
00:40:04,062 --> 00:40:07,263
‫‏میخواستم برام
‫‏قاتل "تام" رو شناسایی کنه.

714
00:40:07,265 --> 00:40:09,632
‫‏اون بهم حقه زد. دعوا کردیم.

715
00:40:09,634 --> 00:40:11,301
‫‏جسد کجاست؟

716
00:40:11,303 --> 00:40:13,336
‫‏"کوپر" گفت
‫‏غیبش زده...

717
00:40:13,338 --> 00:40:14,871
‫‏اما اگر اون جسد رو پیدا کنن...

718
00:40:14,873 --> 00:40:16,272
‫‏امکانش نیست.

719
00:40:16,274 --> 00:40:18,508
‫‏دوست دارم مطمئن بشم.

720
00:40:18,510 --> 00:40:20,619
‫‏من مطمئن شدم.

721
00:40:22,705 --> 00:40:23,947
‫‏و در طی این کار...

722
00:40:23,949 --> 00:40:26,282
‫‏متوجه شدم که
‫‏"ناوارو" یه چشم شیشه‌ای داشته.

723
00:40:28,286 --> 00:40:29,419
‫‏نگاه‌ش کن.

724
00:40:29,421 --> 00:40:31,588
‫‏صبر کن تا اینو ببینی.

725
00:40:31,590 --> 00:40:34,023
‫‏یه جور فناوری پیشرفته‌س.

726
00:40:36,561 --> 00:40:38,194
‫متاسفم بهت حقه زدم.

727
00:40:38,196 --> 00:40:40,296
‫‏واقعا نمیدونستم دیگه چه کار کنم
‫‏اما حالا میدونم...

728
00:40:40,298 --> 00:40:42,365
‫‏و برای انجامش به کمکت نیاز دارم.

729
00:40:44,970 --> 00:40:46,479
‫‏بهم کمک میکنی؟

730
00:40:46,838 --> 00:40:48,905
‫البته که بهت کمک میکنم.

731
00:40:51,376 --> 00:40:52,651
‫‏چیه؟

732
00:40:53,378 --> 00:40:55,744
‫‏اوه، همون سکه‌ت!

733
00:40:55,745 --> 00:40:58,746
‫‏صبر کن، این یعنی
‫‏گنجت رو پیدا کردی یا نه؟

734
00:40:58,748 --> 00:41:01,415
‫‏یه قلعه در "تریاسته" چشمم رو گرفته.

735
00:41:01,417 --> 00:41:02,884
‫‏تا یه ساعت دیگه
‫‏به اونجا پرواز دارم...

736
00:41:02,886 --> 00:41:05,019
‫‏تا یه قیمت
‫‏خیلی زیاد براش پیشنهاد بدم.

737
00:41:05,021 --> 00:41:06,187
‫‏میخوای باهام بیای؟

738
00:41:08,691 --> 00:41:10,024
‫"‏اوه، "برنارد!

739
00:41:10,026 --> 00:41:12,960
‫‏به نظر میای کامل نشدی.

740
00:41:14,364 --> 00:41:16,964
‫‏باورم نمیشه که خودش باشه.

741
00:41:16,966 --> 00:41:21,002
‫‏توی "ساری" توی
‫‏یه صندوق داشت خاک میخورد.

742
00:41:21,004 --> 00:41:23,437
‫‏واقعا گنج پنهان اینه.

743
00:41:23,439 --> 00:41:25,573
‫‏اسناد اصل بودنش داخله.

744
00:41:27,610 --> 00:41:29,644
‫‏- همونطور که قول داده بودم.
‫‏- صبر کن.

745
00:41:29,646 --> 00:41:32,179
‫‏میخوای با سکه‌ت اونو بخری؟

746
00:41:32,181 --> 00:41:34,348
‫‏معامله‌ای که دو برابر سود داره.

747
00:41:34,350 --> 00:41:36,984
‫‏اون سکه سه میلیون دلار می‌ارزه.

748
00:41:38,354 --> 00:41:41,422
‫‏و این کلاه "وینستون چرچیل" ـه.

749
00:41:48,164 --> 00:41:50,876
‫‏همون کلاهی که در
‫‏زمان "حمله‌ی سریع" سرش گذاشته بود.

750
00:41:51,434 --> 00:41:54,235
‫‏زیر این کلاه، هیتلر رو...

751
00:41:54,237 --> 00:41:57,174
‫‏با وقار و شکوه و...

752
00:41:58,074 --> 00:42:00,553
‫‏اعتماد به نفس
‫‏تزلزل‌ناپذیر شکست داد.

753
00:42:01,244 --> 00:42:04,412
‫‏اگر وارث نامناسبی باشم
‫‏حداقل مشتافم.

754
00:42:08,451 --> 00:42:10,851
‫‏چی فکر میکنی؟
‫‏راستشو بگو.

755
00:42:11,331 --> 00:42:12,844
‫‏این...

756
00:42:13,592 --> 00:42:15,592
‫‏یه جورایی معرکه‌س.

757
00:42:16,198 --> 00:42:18,198
‫منم همین فکر رو میکنم.

758
00:42:19,094 --> 00:42:50,093
‫<font color="#ff۸۰۴۰">:مترجم</font>
‫<font color="#۰۰۰۰ff">High</font><font color="#ffffff">bury</font>

