‫﻿۱
00:01:40,148 --> 00:01:47,495
‫<font color="#۰۰۰۰ff">تیم ترجمه</font>
‫<font color="#ffffff">iMovie-DL</font>
‫<font color="#ff۰۰۰۰">تقدیم /font> می کند<  <  کند</font> font color="#ff۰۰۰۰">تقدیم /font>


2
00:01:15,236 --> 00:01:32,799
‫<font color="#ff۸۰۴۰">:مترجم</font>
‫<font color="#۰۰۰۰ff">High</font><font color="#ffffff">bury</font>

2
00:01:51,225 --> 00:01:52,965
‫‏پیامتو گرفتم.

3
00:01:52,965 --> 00:01:55,566
‫‏کسی رو پیدا کردی
‫‏که بتونه چشم شیشه‌ای "ناوارو" رو بررسی کنه؟

4
00:01:55,568 --> 00:01:58,035
‫‏امروز بعدازظهر به ملاقاتش میریم.
‫‏اوردیش؟

5
00:01:58,783 --> 00:02:00,370
‫‏میدونم باید جواب...

6
00:02:00,372 --> 00:02:01,972
‫‏کاری که کردم رو بدم، اما...

7
00:02:01,974 --> 00:02:04,241
‫‏ فقط این مهمه که بفهمیم
‫‏ کی اونو توی سر "ناوارو" گذاشته...

8
00:02:04,243 --> 00:02:06,610
‫"‏و میتونه ما رو به قاتلان "تام...

9
00:02:07,150 --> 00:02:09,346
‫‏- و حقیقت برسونه یا نه.
‫‏- حقیقت؟

10
00:02:09,348 --> 00:02:12,883
‫"‏آخرین باری که با "تام
‫‏صحبت کردم بهم گفت: فهمیده...

11
00:02:12,885 --> 00:02:15,752
‫‏چرا "نیک" مرده، همه چی رو فهمیده.

12
00:02:15,754 --> 00:02:17,827
‫‏به خاطر همین اومدم خونه...

13
00:02:18,457 --> 00:02:20,724
‫‏تا حقیقت رو پیدا کنم.

14
00:02:21,331 --> 00:02:23,293
‫‏اما اونا زودتر پیداش کردن.

15
00:02:24,250 --> 00:02:26,497
‫‏رابطم با مادرش زندگی میکنه.

16
00:02:26,878 --> 00:02:28,499
‫‏مادرش چندان از من خوشش نمیاد.

17
00:02:28,501 --> 00:02:30,968
‫‏مطمئن نیستم از من خوشش نمیاد...

18
00:02:30,970 --> 00:02:32,916
‫‏یا از کارم.

19
00:02:32,918 --> 00:02:36,039
‫‏فکر کنم حس میکنه
‫‏تاثیر بدی روی پسرش دارم.

20
00:02:36,041 --> 00:02:40,172
‫‏فکر کردم اگر حسن‌نیتم رو
‫‏نشون بدم اوضاع بهتر و آرومتر میشه.

21
00:02:41,372 --> 00:02:43,780
‫‏فکر کردی یه آکواریوم خالی حسن‌نیت حساب میشه؟

22
00:02:51,037 --> 00:02:54,625
‫‏مادر خانواده یه
‫‏کافه حیوانات خانگی رو در کیوتو می‌چرخونه.

23
00:02:54,627 --> 00:02:57,728
‫‏میتونی از غذای
‫‏خوشبوی "سوکمن رامن" در کنار...

24
00:02:57,730 --> 00:03:01,465
‫‏انواع مختلف از حیوانات بومی ژاپن لذت ببری...

25
00:03:01,467 --> 00:03:03,501
‫‏مثل قره‌قازها، حشره‌های راست بال...

26
00:03:03,503 --> 00:03:05,436
‫‏گاهی هم راکونهای ژاپنی.

27
00:03:05,438 --> 00:03:08,072
‫‏و فکر کردی که عنکبوت هم
‫‏برای این مجموعه خوبه؟

28
00:03:08,489 --> 00:03:09,955
‫"‏عنکبوتهای "جورو.

29
00:03:09,957 --> 00:03:12,524
‫"‏در افسانه‌های ژاپنی، گفته شده "جورو...

30
00:03:12,526 --> 00:03:14,893
‫‏میتونه ظاهرشو عوض کنه...

31
00:03:14,895 --> 00:03:18,397
‫‏به شکل زن زیبایی در بیاد
‫‏که مردان رو اغوا میکنه...

32
00:03:18,399 --> 00:03:22,334
‫‏اونا رو در تار خودش قبل
‫‏از خوردنشون گیر میندازه.

33
00:03:22,336 --> 00:03:25,771
‫‏برای همین اسمش "جورو-گامو" ـه
‫"‏یا "عنکبوت فاحشه.

34
00:03:25,773 --> 00:03:27,272
‫‏اوه.

35
00:03:27,274 --> 00:03:30,576
‫‏این آدرس محل کار مادره
‫‏و یه یادداشته.

36
00:03:31,591 --> 00:03:33,524
‫‏اگر میشه لطف کن...

37
00:03:33,526 --> 00:03:35,493
‫‏- اینا رو به دستش برسون؟
‫‏- نه؟ من!

38
00:03:35,495 --> 00:03:38,362
‫‏یه پرونده‌ برای نیرو
‫‏ویژه دارم که زمان توش خیلی اهمیت داره.

39
00:03:38,364 --> 00:03:39,997
‫‏ازم خواستی به نقشم...

40
00:03:39,999 --> 00:03:42,333
‫‏در غیاب تو ادامه بدم.

41
00:03:45,471 --> 00:03:48,693
‫‏میدونی "تام" از چی حرف میزده؟

42
00:03:48,695 --> 00:03:50,528
‫‏وقتی گفته همه چی رو فهمیده؟

43
00:03:51,310 --> 00:03:52,864
‫‏"تام" مردی بود که حقایق زیادی رو میدونست.

44
00:03:52,866 --> 00:03:56,835
‫‏اینکه میخواسته کدوم
‫‏رو فاش کنه رو نمیدونم.

45
00:04:11,326 --> 00:04:12,980
‫‏خیلی عذر میخوام.

46
00:04:12,982 --> 00:04:14,815
‫‏امیدوارم "پاریس" حسابی ازت پذیرایی کرده باشه.

47
00:04:14,817 --> 00:04:16,650
‫‏چای، لطفا.

48
00:04:16,652 --> 00:04:19,419
‫‏برام یه غذا با تخم‌مرغ درست کرد
‫‏ که حتی نمیتونم اسمشو تلفظ کنم. عالی بود.

49
00:04:19,421 --> 00:04:23,476
‫‏درست مثل اتاقت، به خاطر همین در آینده...

50
00:04:23,478 --> 00:04:26,446
‫‏- فکر کنم بهتر باشه یه جای دیگه همدیگه رو ببینیم.
‫‏- و چرا؟

51
00:04:26,448 --> 00:04:29,329
‫‏چون اینجا بودن این
‫‏حسو بهم میده که راحت میشه از خلاف کردن پول دراورد.

52
00:04:29,331 --> 00:04:33,567
‫‏گرونترین جرایم در آمریکا چیا هستن؟

53
00:04:33,569 --> 00:04:34,835
‫‏گرون؟

54
00:04:34,837 --> 00:04:36,470
‫‏سه تای اول.

55
00:04:36,472 --> 00:04:37,928
‫‏دزدی، سرقت مسلحانه...

56
00:04:37,930 --> 00:04:39,035
‫‏آتش‌سوزی عمدی.

57
00:04:39,037 --> 00:04:42,409
‫‏۵۰۰هزار آتش‌سوزی عمدی...

58
00:04:42,411 --> 00:04:43,977
‫‏هر سال اتفاق می‌افته...

59
00:04:44,852 --> 00:04:49,116
‫‏باعث میشه حدود ۲ میلیارد
‫‏دلار دارایی از بین بره.

60
00:04:49,791 --> 00:04:52,307
‫‏شوهر و زن در آتش‌سوزی مردن.

61
00:04:52,307 --> 00:04:56,261
‫،‏در اون ۵۰۰ هزار آتش‌سوزی
‫‏حدود ۵۰۰ نفر مردن...

62
00:04:56,786 --> 00:04:58,152
‫‏یکی از هر هزار نفر.

63
00:04:58,154 --> 00:05:02,056
‫‏آتش‌افروزها خیلی کارا میکنن، اما
‫‏به ندرت به فکر آدمکشی می‌افتن.

64
00:05:02,058 --> 00:05:05,059
‫‏ماده‌ی آتش‌زا پیدا شده
‫‏اما انگیزه یا مظنونی در کار نیست.

65
00:05:05,061 --> 00:05:07,562
‫‏چون دارن از
‫‏زاویه اشتباهی به پرونده نگاه میکنن.

66
00:05:07,564 --> 00:05:09,964
‫‏این آتش‌سوزی نبوده
‫‏که منجر به قتل شده.

67
00:05:09,966 --> 00:05:12,315
‫‏یه قتل بوده که توسط آتش‌سوزی روی داده.

68
00:05:12,317 --> 00:05:14,036
‫‏اما گفتی آتش‌افروزها
‫‏به ندرت آدمکش هستن.

69
00:05:14,038 --> 00:05:17,772
‫‏واقعیتی که "آشپز" رو
‫هم نادر و هم خطرناک میکنه...

70
00:05:17,774 --> 00:05:19,640
‫‏و اسم بعدی هم در لیست همینه.

71
00:05:19,642 --> 00:05:21,075
‫‏میدونه چند تا آتش‌سوزی بوده؟

72
00:05:21,077 --> 00:05:21,976
‫‏یا چند تا قربانی؟

73
00:05:21,978 --> 00:05:23,444
‫‏نه و نه.

74
00:05:23,446 --> 00:05:25,313
‫‏اما میگه این "آشپز" یه قاتل زنجیره‌ای ـه...

75
00:05:25,315 --> 00:05:26,748
‫‏که ادای یه آتش‌افروز رو در میاره.

76
00:05:26,750 --> 00:05:28,783
‫"‏و با اینحال هویت این "آشپز
‫رو نمیدونه و تنها آتش‌سوزی...

77
00:05:28,785 --> 00:05:30,918
‫‏که بهمون داده اونی که
‫‏بازرسان آتشنشانی...

78
00:05:30,920 --> 00:05:32,487
‫‏فکر نمیکنن یه قتل بوده.

79
00:05:32,489 --> 00:05:33,888
‫‏فکر کنم "ردینگتون" بهتر از اونا سرش میشه.

80
00:05:33,890 --> 00:05:35,823
‫‏نه، اما یکی رو میشناسه که میشه.

81
00:05:37,221 --> 00:05:38,501
‫"‏"ارل فیگن.

82
00:05:38,503 --> 00:05:40,539
‫‏بازرس آتش‌افروزی که خودشم یه آتش‌افروز ـه؟

83
00:05:40,539 --> 00:05:42,546
‫‏"فیگن" سالها جلوی
‫‏چشم همه پنهان شده بوده...

84
00:05:42,548 --> 00:05:45,908
‫‏بازرس ارشد در
‫‏چندین آتش‌سوزی بوده که خودش راه انداخته بوده.

85
00:05:45,910 --> 00:05:48,378
‫‏هیچکس در مورد آتش
‫‏از کسی که اونو راه میندازه بیشتر نمیدونه.

86
00:05:48,380 --> 00:05:50,313
‫‏"ردینگتون" میگه
‫‏که میتونه در پیدا کردن "آشپز" بهمون کمک کنه.

87
00:05:50,315 --> 00:05:51,447
‫‏مشکلش چیه؟

88
00:05:51,449 --> 00:05:53,116
‫‏"فیگن" قراره عفو مشروط بگیره...

89
00:05:53,118 --> 00:05:55,985
‫،‏اون بهمون کمک میکنه
‫‏"ردینگتون" میخواد بهش کمک کنیم.

90
00:05:55,987 --> 00:05:58,655
‫‏خوشم نیومد. اما اگر
‫‏یه قاتل زنجیره‌ای آزاد می‌چرخه...

91
00:05:58,657 --> 00:05:59,989
‫به یه دیوونه آتش‌بازی
‫نیازی نداریم تا پیداش کنیم.

92
00:05:59,991 --> 00:06:02,892
‫‏کمتر از ۱۵% تمام موارد
‫‏آتش‌سوزی عمدی تا حالا شده.

93
00:06:02,894 --> 00:06:04,060
‫‏شاید به کمکش نیاز داشته باشیم.

94
00:06:04,062 --> 00:06:05,194
‫‏با وزارت دادگستری تماس میگیرم...

95
00:06:05,196 --> 00:06:06,434
‫‏ببینم میتونم حکم دادگاه بگیرم...

96
00:06:06,436 --> 00:06:07,997
‫‏تا "فیگن" رو سر
‫‏صحنه‌ی آتش‌سوزی دیشب ببریم؟

97
00:06:07,999 --> 00:06:09,499
‫‏اگر بهمون کمک کنه "آشپز" رو بگیریم...

98
00:06:09,501 --> 00:06:12,468
‫‏شاید، شاید، سفارشش رو بکنیم.

99
00:06:12,470 --> 00:06:15,138
‫‏اگر نه، مطمئن میشیم که تو زندان بمونه.

100
00:06:39,916 --> 00:06:42,229
‫‏الگوهای سوختگی نامنظم...

101
00:06:43,480 --> 00:06:45,353
‫‏استفاده از مواد آتش‌زا...

102
00:06:49,926 --> 00:06:53,227
‫‏یه چیزی با فشار
‫‏بخار بالا و دمای اشتعال‌زایی پایین.

103
00:06:56,165 --> 00:06:59,538
‫‏طرف محاسبه کرده
‫‏و سرعت و زمان حادثه رو میدونسته.

104
00:06:59,802 --> 00:07:01,624
‫‏آتیش از چند جا شروع شده.

105
00:07:02,708 --> 00:07:04,472
‫‏میخواسته دما حسابی بره بالا.

106
00:07:04,474 --> 00:07:06,211
‫‏و چرا؟

107
00:07:07,129 --> 00:07:09,173
‫‏میخواسته پخش شدن آتیش رو ببینه؟

108
00:07:10,174 --> 00:07:11,579
‫‏وایسته و تماشا کنه؟

109
00:07:11,581 --> 00:07:15,850
‫‏بیشتر از این میخوایم بدونیم
‫‏که شاید تماشا میکرده.

110
00:07:17,854 --> 00:07:19,720
‫‏خب، چی باعث میشه تو اینقدر خوشحال بشی؟

111
00:07:19,722 --> 00:07:22,623
‫‏دروغ گفتم اگر بگم
‫طرف ازش لذت نبرده...

112
00:07:22,625 --> 00:07:26,894
‫‏تا تونسته شاد شده و سرحال اومده.

113
00:07:28,097 --> 00:07:29,985
‫‏اما برای من...

114
00:07:31,401 --> 00:07:34,365
‫‏آتیش خلا درونی من رو پر میکرد.

115
00:07:36,220 --> 00:07:38,518
‫‏باعث میشد احساس راحتی کنم.

116
00:07:38,520 --> 00:07:39,553
‫‏چیه؟

117
00:07:39,555 --> 00:07:41,021
‫‏چی می‌بینی؟

118
00:07:41,023 --> 00:07:43,423
‫‏هی، چیه؟

119
00:07:45,480 --> 00:07:47,894
‫‏میشه یه چراغ
‫‏فرابنفش بهم بدی؟

120
00:07:53,201 --> 00:07:57,304
‫‏نظم نه ایمان.
‫‏آخه معناش چیه؟

121
00:07:57,306 --> 00:08:00,206
‫‏چرا باید یه پیامی
‫‏بذاره که حتی نتونستیم پیداش کنیم؟

122
00:08:02,878 --> 00:08:05,111
‫‏پسر، اوه، پسر.

123
00:08:09,545 --> 00:08:12,085
‫‏پسر، اوه، پسر.

124
00:08:12,882 --> 00:08:16,389
‫‏یه دیوونه‌ی آتیش
‫‏باهوش به پستتون خورده.

125
00:08:29,905 --> 00:08:31,150
‫‏باشه. هنوزم
‫‏داریم در کشور جستجو میکنیم...

126
00:08:31,151 --> 00:08:33,604
‫‏اما تا الان چهار
‫‏تا آتش‌سوزی پیدا کردیم...

127
00:08:33,606 --> 00:08:36,274
‫‏که پنج‌ضلعی
‫‏برعکس و اون نوشته‌ها درشون بوده.

128
00:08:36,276 --> 00:08:37,556
‫‏چطور؟ فکر کردم پنهانشون میکنه؟

129
00:08:37,558 --> 00:08:39,795
‫‏کرده، پشت یه دیوار
‫‏سوخته که به زحمت دیده میشده.

130
00:08:39,796 --> 00:08:41,272
‫‏روشش همینه، همه چیز...

131
00:08:41,274 --> 00:08:43,398
‫‏سریع می‌سوزه به جز یه دیوار.

132
00:08:44,285 --> 00:08:46,218
‫‏همین بهمون
‫‏اجازه میده جستجو رو محدود کنیم.

133
00:08:46,220 --> 00:08:48,120
‫‏- چند نفر مردن؟
‫‏- هفت تا.

134
00:08:48,122 --> 00:08:50,034
‫‏و اگر میخوای دنبال یه عامل مشترک...

135
00:08:50,035 --> 00:08:51,901
‫‏بین قربانی‌ها بگردی، چیزی پیدا نمیکنی.

136
00:08:51,903 --> 00:08:53,670
‫‏یه زوج در بتسدا...

137
00:08:53,672 --> 00:08:55,805
‫‏یه مدیر بیمه در اطراف شیکاگو...

138
00:08:55,807 --> 00:08:57,440
‫‏یه مادر و پسر که در آتش‌سوزی...

139
00:08:57,442 --> 00:08:58,875
‫‏آپارتمانی در بروکلین مُردن.

140
00:08:58,877 --> 00:09:00,477
‫‏کسی زنده مونده...‏
‫‏‏

141
00:09:00,479 --> 00:09:02,278
‫‏که بهمون بگه
‫‏چرا اونا هدف گرفته شدن؟

142
00:09:02,280 --> 00:09:04,247
‫‏به نظر میاد فقط یه بار موفق نبوده...

143
00:09:04,249 --> 00:09:07,050
‫‏وقتی یه خونه‌ی
‫‏روستایی کوچیک رو در "تنلی‌تاون" سوزونده.

144
00:09:07,052 --> 00:09:11,617
‫‏صاحبش، دکتر اورژانس، "کورین ایگان" ـه.

145
00:09:12,365 --> 00:09:14,336
‫‏"نوابی" برو سراغش.

146
00:09:14,338 --> 00:09:16,995
‫‏"رسلر"، پنج‌ضلعی
‫‏و نوشته‌ها رو بررسی کن.

147
00:09:16,997 --> 00:09:18,655
‫‏ببین با چی طرفیم.

148
00:09:18,657 --> 00:09:20,976
‫‏اگر این یارو عضو یه
‫‏فرقه یا شیطان‌پرست باشه...

149
00:09:20,978 --> 00:09:22,577
‫‏باید خیلی سریع پیداش کنیم.

150
00:09:22,579 --> 00:09:24,345
‫‏چرا اونا رو تحویل ندادی؟

151
00:09:24,347 --> 00:09:25,881
‫‏با یادداشتت اونا رو گذاشتم پیشش.

152
00:09:25,883 --> 00:09:27,981
‫‏گذاشتینشون. عنکبوتها.

153
00:09:27,983 --> 00:09:29,417
‫‏تو دفترش نبود.

154
00:09:30,081 --> 00:09:32,544
‫،‏ازم انتظار داشتی چه کار کنم
‫‏باهاشون این طرف و اون طرف برم؟

155
00:09:32,546 --> 00:09:33,755
‫‏به علاوه، چه فرقی میکنه...

156
00:09:33,757 --> 00:09:35,553
‫‏که مادر طرف از تو خوشش بیاد یا نیاد؟

157
00:09:35,555 --> 00:09:36,928
‫‏مگه پسر ۱۶ سالشه.

158
00:09:36,930 --> 00:09:38,727
‫‏نه، ۱۶ سالش نیست.

159
00:09:38,729 --> 00:09:40,706
‫‏پونزده سالشه.

160
00:09:40,708 --> 00:09:42,519
‫‏پونزده‌ونیم. تازه گواهینامه
‫‏مخصوص نوجوونها رو گرفتم.

161
00:09:42,521 --> 00:09:45,167
‫‏"الیزابت"، ایشون "تاداشی" ـه.
‫‏مامانت خونه‌س؟

162
00:09:45,169 --> 00:09:47,135
‫‏در مورد هدیه‌ای
‫‏که فرستادم چیزی گفته؟

163
00:09:47,137 --> 00:09:48,837
‫‏یه دقیقه باید باهات صحبت کنم.

164
00:09:51,524 --> 00:09:52,790
‫‏یه بچه‌س.

165
00:09:52,792 --> 00:09:54,792
‫‏بچه‌ای که یه سال پیش
‫‏پیشنهاد "هاروارد" رو رد کرده...

166
00:09:54,794 --> 00:09:57,562
‫"‏و همینطور یه کار در "فیس... نمیدونم چی.

167
00:09:57,564 --> 00:10:00,231
‫‏"فیس نمیدونم چی؟
‫‏ واقعا؟

168
00:10:00,233 --> 00:10:02,700
‫‏ببین، در زمینه فناوری یه احمقم.
‫‏ازش سر در نمیارم...

169
00:10:02,702 --> 00:10:05,169
‫‏به خاطر همین دور
‫‏خودمو با افرادی پر میکنم سر در میارن.

170
00:10:05,171 --> 00:10:06,837
‫‏"تاداشی" سر درمیاره!

171
00:10:06,839 --> 00:10:09,340
‫‏داری سر چی چونه میزنی، استاد؟

172
00:10:09,342 --> 00:10:13,291
‫‏به ظاهر، از
‫‏جنگ ستارگان هم سر درمیاره.

173
00:10:15,915 --> 00:10:19,250
‫‏دکتر "ایگان" میدونم
‫‏این خبر ناراحت‌کننده‌ای ـه.

174
00:10:19,252 --> 00:10:22,491
‫‏داری میگی یه نفر
‫‏به عمد قصد داشته منو بکشه؟

175
00:10:22,493 --> 00:10:24,121
‫‏نه. بازرسی که باهاش صحبت کردم...

176
00:10:24,123 --> 00:10:26,190
‫‏گفت که
‫‏آتش‌سوزی عمدی بوده...

177
00:10:26,804 --> 00:10:29,720
‫‏برای این آتش‌سوزی
‫‏راه انداخته که روی دزدی رو بپوشونه.

178
00:10:30,241 --> 00:10:32,806
‫‏پنهان‌کاری از انگیزه‌های
‫‏رایج در آتش‌سوزی عمدی ـه.

179
00:10:32,808 --> 00:10:36,434
‫‏متاسفانه، در این
‫‏مورد هیچی رایج نیست.

180
00:10:36,939 --> 00:10:38,326
‫‏اون چیه؟

181
00:10:38,328 --> 00:10:42,997
‫‏پنج‌ضلعی پنج
‫‏عضو بدن انسان رو نشون میده..

182
00:10:42,999 --> 00:10:44,231
‫‏پنج حسش رو.

183
00:10:44,233 --> 00:10:46,534
‫‏روی دیوار خونه‌ی شما پنهان شده بوده.

184
00:10:46,536 --> 00:10:48,035
‫‏براتون معنایی داره؟

185
00:10:48,534 --> 00:10:50,905
‫‏نظم نه ایمان؟

186
00:10:50,907 --> 00:10:54,842
‫‏پنج‌ضلعی برعکس
‫‏با شرارت رابطه داره.

187
00:10:54,844 --> 00:10:58,079
‫‏نشون میده که ترتیب
‫‏طبیعی اوضاع برعکس شده.

188
00:10:58,081 --> 00:11:00,848
‫‏رییس دانشکده گفت
‫‏شما یک کتاب در مورد شیطان‌پرستی نوشتین.

189
00:11:00,850 --> 00:11:03,551
‫‏دلیلی داره که چرا
‫‏باید این علائم اونجا کشیده شده باشه؟

190
00:11:03,553 --> 00:11:05,586
‫‏تازگی مشاجره...

191
00:11:05,588 --> 00:11:07,822
‫‏جدایی یا مشکلی سر کار داشتین؟

192
00:11:07,824 --> 00:11:09,790
‫‏مشکل؟ من پزشک اروژانسم.

193
00:11:09,792 --> 00:11:11,292
‫‏آره، چند تا خل‌وچل رو دیدم...

194
00:11:11,294 --> 00:11:13,728
‫‏اما کسی نبوده
‫‏که بخواد خونه‌م رو بسوزونه.

195
00:11:13,730 --> 00:11:16,464
‫‏من میگم این نماد نشون میده...

196
00:11:16,466 --> 00:11:19,133
‫‏قاتل باور داره قربانی‌هاش...

197
00:11:19,135 --> 00:11:21,502
‫‏مستحق مجازات شدن هستن.

198
00:11:23,268 --> 00:11:25,093
‫‏با آتش پاکیزه میشن.

199
00:11:25,095 --> 00:11:27,106
‫‏شاید نمیخواستن شما رو بکشن.

200
00:11:27,108 --> 00:11:28,374
‫‏تنها زندگی میکنین؟

201
00:11:28,376 --> 00:11:29,676
‫‏اون شب نه.

202
00:11:29,678 --> 00:11:31,444
‫‏برادرم پیشم بود.

203
00:11:31,446 --> 00:11:34,280
‫‏از سیاتل اومده بود.
‫‏همون نجاتم داد.

204
00:11:34,282 --> 00:11:37,083
‫‏بدخواب شده بود و نتونست بخوابه.

205
00:11:37,085 --> 00:11:39,452
‫‏راضیم کرد که
‫‏ساعت ۱۱:۱۵ بریم بیرون بدوییم.

206
00:11:40,493 --> 00:11:42,856
‫‏وقتی برگشتیم خونه داشت می‌سوخت.

207
00:11:42,858 --> 00:11:45,158
‫‏گفتین مجازات. برای چی؟

208
00:11:45,160 --> 00:11:47,694
‫‏یه گناهی که اون دیده.

209
00:11:47,696 --> 00:11:50,830
‫‏شاید داره میگه که
‫‏داشتن ایمان کافی نیست.

210
00:11:50,832 --> 00:11:53,385
‫‏باید با اون
‫‏ایمان هر روز زندگی کنی...

211
00:11:53,852 --> 00:11:56,636
‫‏و این نیازمند تمرین و نظم ـه.

212
00:11:56,638 --> 00:11:59,470
‫‏کسی که این کار رو کرده
‫‏هنوز آزاده، درسته؟

213
00:12:01,306 --> 00:12:03,676
‫‏یعنی اینکه فکر میکنین در خطرم؟

214
00:12:09,080 --> 00:12:10,567
‫‏خبری شد؟

215
00:12:10,569 --> 00:12:12,435
‫‏یوهو!

216
00:12:14,205 --> 00:12:17,206
‫‏گاهی‌اوقات حس میکنم باید
‫‏به فرهنگ موسیقی پاپ...

217
00:12:17,208 --> 00:12:19,008
‫‏بیشتر اهمیت بدم.

218
00:12:19,465 --> 00:12:23,479
‫‏بعدش اینو می‌بینم، جنگ ستارگان...

219
00:12:23,481 --> 00:12:26,950
‫‏که یه غول لباس یه خرس رو پوشیده...

220
00:12:26,952 --> 00:12:29,953
‫‏و خلبان یه سفینه‌س
‫‏و یه کوتوله‌ی سبز رنگ با شمشیر می‌جنگه.

221
00:12:29,955 --> 00:12:32,722
‫‏و پیش خودم میگم...

222
00:12:32,724 --> 00:12:34,857
‫‏بحران اخلاقی "تولستوی" از این بهتر بوده.

223
00:12:34,859 --> 00:12:37,527
‫‏اوه، اگر نتونه چیزی بفهمه...

224
00:12:37,529 --> 00:12:39,963
‫‏این کوتوله‌ی سبز
‫‏زیادی کوتاهه...

225
00:12:39,965 --> 00:12:42,639
‫‏که بتونه در جنگیدن با شمشیر مهارت داشته باشه.

226
00:12:42,641 --> 00:12:45,668
‫‏فکر کنم چون یه چشم بوده
‫‏ضبط‌کننده‌ی ویدئو بوده...

227
00:12:45,670 --> 00:12:47,370
‫‏اما از دوربین خبری نیست.

228
00:12:47,372 --> 00:12:48,471
‫‏و میکروفون هم نتونستم پیدا کنم.

229
00:12:48,473 --> 00:12:49,706
‫‏پس چه کار میکنه؟

230
00:12:50,417 --> 00:12:52,550
‫‏نمیدونم. از میان‌افزار رمزگذاری شده استفاده میکنه.

231
00:12:52,552 --> 00:12:54,552
‫‏حتی اجازه دسترسی به بوت نرم‌افزار رو هم نمیده.

232
00:12:55,209 --> 00:12:59,005
‫‏یکم زمان میبره، فکر
‫‏کنم بتونم آخرش رمزشو بشکنم.

233
00:12:59,007 --> 00:13:01,329
‫‏الان در همچین دنیایی زندگی میکنیم.

234
00:13:01,354 --> 00:13:03,120
‫‏فکر کنم باید بهش اعتماد کنیم.

235
00:13:04,390 --> 00:13:06,724
‫‏نمیدونی یا نمیتونی بگی؟

236
00:13:08,097 --> 00:13:09,994
‫‏منظورم حقیقتی ـه که "تام" کشف کرد ـه.

237
00:13:09,996 --> 00:13:13,897
‫‏پرسیدم که میدونی
‫‏و تو گفتی: نمیتونم بگم.

238
00:13:13,899 --> 00:13:15,399
‫‏یعنی نمیدونی...

239
00:13:15,401 --> 00:13:17,534
‫‏یا نمیتونم بگم یه جور
‫‏عبارات هوشمندانه‌س...

240
00:13:17,536 --> 00:13:19,470
‫‏که بهت اجازه میده راست بگی...

241
00:13:19,472 --> 00:13:21,472
‫‏اما رازت رو حفظ کنی؟

242
00:13:24,080 --> 00:13:26,047
‫‏جریان چیه؟

243
00:13:26,049 --> 00:13:28,349
‫‏ازم خواستی اعتماد کنم.

244
00:13:28,351 --> 00:13:29,750
‫‏تنها کارم اعتماد کردنه.

245
00:13:29,752 --> 00:13:32,510
‫‏به "تام" اعتماد کردم، همه‌ی دروغها رو بخشیدم...

246
00:13:32,512 --> 00:13:33,795
‫‏قولش رو باور کردم...

247
00:13:33,797 --> 00:13:35,356
‫‏که دیگه چیزی رو
‫‏از من مخفی نگه نمیداره.

248
00:13:35,358 --> 00:13:38,092
‫‏و بعدش می‌افته دنبال
‫‏یه ماموریت مخفی...

249
00:13:38,094 --> 00:13:39,460
‫‏و خودشو به کشتن میده.

250
00:13:39,462 --> 00:13:41,862
‫‏و حالا من کسی رو کشتم...

251
00:13:41,864 --> 00:13:44,799
‫‏تا بفهمم اون سعی
‫‏داشته چی رو مخفی کنه.

252
00:13:44,801 --> 00:13:47,902
‫‏و تو هم خیلی چیزا رو ازم مخفی کردی...

253
00:13:47,904 --> 00:13:49,804
‫‏باید یه احمق باشم...

254
00:13:49,806 --> 00:13:52,337
‫‏که باور کنم این
‫‏یکی از اون موارد نیست.

255
00:13:56,345 --> 00:13:57,945
‫ممنون.

256
00:13:59,468 --> 00:14:00,655
‫‏برای چی؟

257
00:14:00,657 --> 00:14:03,158
‫‏برای اینکه از حقه‌های ذهنی "جدای" استفاده نکردی.

258
00:14:04,014 --> 00:14:05,822
‫‏اصلا نمیدونم چی هست.

259
00:14:05,824 --> 00:14:07,662
‫‏و با اینحال درش استادی.

260
00:14:12,435 --> 00:14:14,469
‫"‏باشه، خب "فیگن" بهتون گفته "آشپز...

261
00:14:14,471 --> 00:14:17,405
‫‏دوست داره وایسته و تماشا کنه درسته؟
‫‏خب، اینطور که معلومه همینطوره.

262
00:14:17,407 --> 00:14:19,974
‫‏یه همسایه به اولین
‫آتشنشانهای شیکاگو که رسیدن گفته...

263
00:14:19,976 --> 00:14:23,144
‫‏متوجه یه هوندای قرمز شده
‫‏که اونطرف خیابون جلوی خونه‌ی...

264
00:14:23,146 --> 00:14:25,146
‫‏قربای پارک بوده، که منو به فکر انداخت.

265
00:14:25,148 --> 00:14:27,048
‫‏اگر در شهرهای
‫‏مختلفی آتش‌سوزی شده...

266
00:14:27,050 --> 00:14:28,667
‫‏قاتل چطوری به اونجاها رفته؟

267
00:14:28,669 --> 00:14:30,852
‫‏- مسافرت میکنه.
‫‏- که یعنی اون هوندا رو کرایه کرده.

268
00:14:30,854 --> 00:14:33,240
‫‏بررسی کردم، و تنها
‫‏دو شرکت کرایه ماشین در اون شهر هستن...

269
00:14:33,242 --> 00:14:34,923
‫‏که از هوندا استفاده میکنن...

270
00:14:34,925 --> 00:14:38,159
‫‏و تنها یکی با اون
‫‏مدل و قرمز آبنباتی...

271
00:14:38,161 --> 00:14:39,727
‫‏اون شب در خیابونها بوده...

272
00:14:39,729 --> 00:14:42,597
‫‏"ویلیام سیورز" که در
‫بالتیمور زندگی میکنه، کرایه‌ش کرده بوده.

273
00:14:43,104 --> 00:14:45,091
‫‏خیلی بامزه‌س. نه؟

274
00:14:45,093 --> 00:14:46,405
‫‏آدم عاشقش میشه.

275
00:14:46,407 --> 00:14:49,008
‫‏حالا برین بالتیمور
‫‏و این قضیه رو تمومش کنین.

276
00:14:49,010 --> 00:14:51,844
‫‏"سیورز"، ماموران فدرال!

277
00:15:03,134 --> 00:15:04,421
‫"‏"نوابی.

278
00:15:35,926 --> 00:15:39,561
‫‏- خوبی؟
‫‏-برو!

279
00:15:46,970 --> 00:15:49,738
‫"‏"رسلر!

280
00:15:51,008 --> 00:15:53,642
‫‏"رسلر"، میرم از پشت میام.

281
00:16:09,960 --> 00:16:12,394
‫‏"رسلر"! "رسلر"، دستمو بگیر.

282
00:16:19,623 --> 00:16:23,259
‫‏قرار بود در
‫‏یه صحنه‌ی جرم بهتون کمک کنم.

283
00:16:23,894 --> 00:16:25,561
‫‏بهتون کمک میکنم اما انتظار دارم...

284
00:16:25,563 --> 00:16:28,598
‫‏احتمال گرفتن
‫‏عفو مشروطم دو برابر بشه.

285
00:16:28,600 --> 00:16:31,567
‫‏"سیورز" یا هر اسمی که داره...

286
00:16:31,569 --> 00:16:33,703
‫اینجا رو پر از شیشه‌های حاوی...

287
00:16:33,705 --> 00:16:35,138
‫یه جور ماده‌ی آتش‌زا کرده بوده...

288
00:16:35,140 --> 00:16:36,672
‫که از این نخها آویزون بودن.

289
00:16:36,674 --> 00:16:39,275
‫همینطور چیزایی روی
‫دیوار نوشته شده بودن...

290
00:16:39,277 --> 00:16:43,413
‫،‏درست مثل صحنه‌ی جرم اول
‫‏که فقط با نور فرابنفش دیده میشدن.

291
00:16:43,915 --> 00:16:46,616
‫‏شاید منظورش قربانی‌هاش نیستن.

292
00:16:47,403 --> 00:16:49,519
‫‏شاید منظورش خودشه.

293
00:16:58,110 --> 00:17:00,052
‫‏چطوری بود...

294
00:17:00,312 --> 00:17:02,312
‫‏به هر کسی
‫‏که باهاش کار میکردی دروغ گفتی...

295
00:17:02,314 --> 00:17:04,748
‫‏مثل یه قهرمان رفتار میکردی
‫‏در حالی که یه خلافکار بودی؟

296
00:17:07,653 --> 00:17:08,852
‫‏میخوای راست بگم...

297
00:17:08,854 --> 00:17:10,754
‫‏یا میخوای چیزی رو ثابت کنی؟

298
00:17:10,756 --> 00:17:12,556
‫‏یکم از هر دو.

299
00:17:14,626 --> 00:17:17,394
‫‏زندگی کردن با یه دروغ از زندانی شدن بدتره.

300
00:17:18,946 --> 00:17:21,298
‫‏روزی که اعتراف کردم
‫‏روزی بود که به زندان رفتم.

301
00:17:23,302 --> 00:17:25,469
‫‏اما همون روز هم آزاد شدم.

302
00:17:26,405 --> 00:17:27,871
‫‏چه کار میکنی؟

303
00:17:31,677 --> 00:17:34,845
‫‏اگر اونو خراب کنی، باید
‫‏از عقو مشروطت خداحافظی کنی.

304
00:17:45,699 --> 00:17:48,600
‫،‏باریک، مستطیل
‫‏احتمالا کاغذ حساس به گرماست...

305
00:17:48,602 --> 00:17:50,902
‫‏از اون نوعی که معمولا...

306
00:17:50,904 --> 00:17:52,070
‫‏در رسیدها استفاده میشه.

307
00:17:53,514 --> 00:17:56,474
‫‏ابزارفروشی "هاورشیم"، دو روز قبل.

308
00:17:56,476 --> 00:17:58,943
‫‏نیترات آلومینیوم، پتاسیم نیترات.

309
00:17:58,945 --> 00:18:01,679
‫‏به نظر میاد نقد پرداخت کرده، ساعت ۹:۱۷ شب.

310
00:18:01,681 --> 00:18:03,481
‫‏هیچی نگو. واقعا میگم.

311
00:18:03,774 --> 00:18:06,351
‫‏فقط از راه آزاد کردنم
‫‏میتونین ازم تشکر کنین.

312
00:18:06,353 --> 00:18:08,419
‫‏فیلم امنیتی ابزارفروشی
‫"‏ "هاورشیم...

313
00:18:08,421 --> 00:18:09,888
‫‏از دو روز قبل.

314
00:18:11,865 --> 00:18:12,791
‫‏خودشه.

315
00:18:13,283 --> 00:18:16,060
‫‏ساعت ۹:۱۷ که
‫‏روی رسید نوشته بود درسته، مامور "نوابی"؟

316
00:18:16,062 --> 00:18:18,163
‫‏بله. قد و هیکلش
‫‏با مظنون جور درمیاد.

317
00:18:18,165 --> 00:18:20,265
‫‏زود باش، رفیق. برگرد.

318
00:18:24,058 --> 00:18:25,858
‫‏یا مریم مقدس. مادر آسمانی.

319
00:18:25,860 --> 00:18:27,993
‫‏یه کشیش. شوخی میکنی.

320
00:18:27,995 --> 00:18:30,028
‫‏- یاور یه کشیش ـه.
‫‏- روی جیبش چیه؟

321
00:18:30,030 --> 00:18:31,530
‫‏یه جور صلیبه؟

322
00:18:33,067 --> 00:18:34,666
‫‏شبیه حرف "تی" میمونه.

323
00:18:34,668 --> 00:18:37,469
‫‏مامور "رسلر"، با یه نفر
‫‏از بخش نمادشناسی حرف بزن.

324
00:18:37,471 --> 00:18:39,471
‫‏ببین می‌تونن
‫بفهمن اون نماد چیه...

325
00:18:39,473 --> 00:18:40,706
‫‏قبل از اینکه یه نفر دیگه کشته بشه.

326
00:18:56,424 --> 00:18:59,491
‫‏برای آخرین بار ‏مسافرین...

327
00:19:06,901 --> 00:19:11,170
‫‏پرواز ۲۳۲ هر چی زودتر
‫‏برای سوار شدن اقدام کنن.

328
00:19:11,172 --> 00:19:15,073
‫‏آخرین فرصت برای سوار
‫‏شدن در پرواز ۲۳۲.

329
00:19:16,457 --> 00:19:17,757
‫‏کجا میرین؟

330
00:19:17,759 --> 00:19:18,791
‫‏ها؟

331
00:19:18,793 --> 00:19:21,460
‫‏اوه، سفر کاری ـه.

332
00:19:22,657 --> 00:19:24,519
‫‏اما از پرواز خوشتون نمیاد.

333
00:19:24,911 --> 00:19:26,154
‫‏معلومه که نگرانین.

334
00:19:26,156 --> 00:19:31,092
‫‏نه، نه، نگران نیستم.
‫‏فقط برای یه دوست دعا میکنم.

335
00:19:32,595 --> 00:19:34,328
‫‏میشه یه چیزی ازتون بپرسم؟

336
00:19:34,330 --> 00:19:35,930
‫‏البته.

337
00:19:40,844 --> 00:19:43,938
‫‏زیاد اهل کلیسا رفتن نیستم، اما نامزدم...

338
00:19:44,389 --> 00:19:47,408
‫‏خب، اون هست و داریم ازدواج میکنیم.

339
00:19:47,410 --> 00:19:51,579
‫‏و با یه مرد دیگه رابطه داشتم.

340
00:19:51,581 --> 00:19:54,348
‫‏فقط یه بار اتفاق افتاد و...

341
00:19:54,350 --> 00:19:56,417
‫‏به هر حال، پرواز "کوین" تاخیر داشت...

342
00:19:56,419 --> 00:19:59,454
‫‏و میخواستم وقتی
‫‏رسید اینجا بهش بگم.

343
00:20:00,530 --> 00:20:04,192
‫‏اما حالا، شما
‫‏رو که دیدم، شاید به خاطر مست بودن باشه...

344
00:20:04,194 --> 00:20:05,359
‫‏شاید یه جور نشونه‌س...

345
00:20:05,361 --> 00:20:07,862
‫‏اما نمیخوام بهش بگم و از دستش بدم.

346
00:20:08,205 --> 00:20:09,964
‫‏اگر از دستش بدم، من...

347
00:20:15,595 --> 00:20:17,430
‫‏عزیزم...

348
00:20:19,098 --> 00:20:20,774
‫‏اسمت چیه؟

349
00:20:20,776 --> 00:20:22,042
‫"‏"کلیر.

350
00:20:22,044 --> 00:20:23,877
‫"‏"کلیر هومن.

351
00:20:23,879 --> 00:20:25,646
‫"‏"کلیر.

352
00:20:27,899 --> 00:20:30,717
‫‏شهوت جسم...

353
00:20:31,277 --> 00:20:33,321
‫‏آتش چشمان...

354
00:20:33,923 --> 00:20:37,758
‫‏ غرور انسان از طرف
‫‏پدر آسمانی نمیاد...

355
00:20:38,326 --> 00:20:40,494
‫‏بلکه از همین دنیا ناشی میشه.

356
00:20:41,746 --> 00:20:43,564
‫‏خودتو ببخش.

357
00:20:43,566 --> 00:20:46,300
‫‏با مردی که دوستش داری روراست باش.

358
00:20:48,270 --> 00:20:50,880
‫‏ایمانش بهش کمک میکنه ببخشه.

359
00:20:52,708 --> 00:20:54,575
‫واقعا اینطور فکر میکنین؟

360
00:20:55,093 --> 00:20:57,277
‫"‏من نه، "کلر.

361
00:20:58,179 --> 00:20:59,847
‫‏خدا.

362
00:21:06,896 --> 00:21:08,355
‫‏ممنون.

363
00:21:14,821 --> 00:21:17,097
‫‏اوه، خیلی متاسفم، چقدر خودخواهم.

364
00:21:17,099 --> 00:21:18,966
‫‏دوستتون چی؟

365
00:21:22,036 --> 00:21:23,570
‫‏چطور مگه؟

366
00:21:23,572 --> 00:21:25,832
‫‏میخواین بهش بگین چه کار کنه؟

367
00:21:30,783 --> 00:21:32,951
‫‏بهم میگم ایمانش رو پیدا کنه...

368
00:21:33,619 --> 00:21:36,622
‫‏نه اینکه به خدا پشت کنه و فرار کنه.

369
00:21:39,208 --> 00:21:41,260
‫‏بهش میگم بمونه...

370
00:21:41,753 --> 00:21:46,832
‫‏و کاری رو بکنه
‫‏که قلبش بهش میگه.

371
00:21:48,135 --> 00:21:49,802
‫‏براش دعا میکنم.

372
00:21:50,928 --> 00:21:52,404
‫‏لطفا این کار رو بکن.

373
00:22:10,031 --> 00:22:11,798
‫‏باشه. "آشپز" یه کشیش ـه.

374
00:22:11,800 --> 00:22:13,166
‫‏نوشته‌ی که با
‫‏نور فرابنفش دیدی...

375
00:22:13,168 --> 00:22:14,901
‫"‏از رومی‌هاس، دومی از "یوحنا.

376
00:22:14,903 --> 00:22:16,736
‫‏برای اینکه ببینم
‫‏دیگه چی پشت اون دیوارها پنهان شده...

377
00:22:16,738 --> 00:22:19,939
‫‏به آزمایشگاه گفتم
‫‏اونجا رو اسکن کنه و اینو پیدا کردم.

378
00:22:21,942 --> 00:22:23,977
‫‏صلیب کلیسای "ترادیتم" ـه.

379
00:22:23,979 --> 00:22:25,745
‫‏- همون "تی" که روی یقه‌ش بود.
‫‏- درسته.

380
00:22:25,747 --> 00:22:29,256
‫".‏"ترادیتم پریماریوس"، اول سنت

381
00:22:29,281 --> 00:22:31,081
‫‏یه فرقه‌ی افراطی و در حاشیه.

382
00:22:31,083 --> 00:22:32,315
‫‏چند نفر عضو داره؟

383
00:22:32,317 --> 00:22:33,850
‫‏ارقام رسمی منتشر نشده...

384
00:22:33,852 --> 00:22:35,552
‫‏اما معبدشون در "کرامول" ـه...

385
00:22:35,554 --> 00:22:37,587
‫‏تنها چند کیلومتر با "آرلینگتون" فاصله داره.

386
00:22:37,589 --> 00:22:40,057
‫‏"رسلر"، "نوابی"، برین اونجا.

387
00:22:40,059 --> 00:22:42,225
‫‏اگر عضو باشه
‫‏شاید بتونیم هویتش رو مشخص کنیم.

388
00:22:42,227 --> 00:22:43,694
‫‏چیزی پیدا کردی؟

389
00:22:43,696 --> 00:22:45,395
‫‏یکی از چیپها
‫‏یه شماره سریال داره.

390
00:22:45,397 --> 00:22:46,730
‫‏اگر بفهمم کی درستش کرده...

391
00:22:46,732 --> 00:22:48,131
‫‏می‌فهمم چه کار میکنه.

392
00:22:51,804 --> 00:22:54,004
‫‏این براش معنای زیادی داره.

393
00:22:54,006 --> 00:22:55,306
‫‏برای منم همینطور.

394
00:22:55,308 --> 00:22:57,641
‫‏دلیل تو فرق میکنه.

395
00:22:57,643 --> 00:23:00,590
‫‏نمیدونه چیه، اما یه چیزایی میدونه.

396
00:23:01,047 --> 00:23:02,967
‫‏استفاده هوشمندانه از کلمات...

397
00:23:03,483 --> 00:23:05,883
‫‏یعنی به طور مودبانه داره
‫‏میگه تو باهاش روراست نیستی.

398
00:23:07,420 --> 00:23:09,720
‫‏- "وانتک" اونو ساخته.
‫‏- و این بهت چی میگه؟

399
00:23:09,722 --> 00:23:11,755
‫"‏"وانتک". "وانتک.

400
00:23:12,476 --> 00:23:13,491
‫‏همینه.

401
00:23:13,493 --> 00:23:15,392
‫‏همین؟ چیه؟

402
00:23:15,394 --> 00:23:16,760
‫‏دستگاه‌های جی.پی.اس میسازن.

403
00:23:21,200 --> 00:23:22,533
‫‏اوه، لعنتی.

404
00:23:22,535 --> 00:23:23,901
‫‏بچه‌ها؟

405
00:23:23,903 --> 00:23:26,237
‫‏آقای "ردینگتون"؟
‫‏فکر کنم یه مشکل داریم.

406
00:23:26,239 --> 00:23:27,638
‫‏این داره سیگنال می‌فرسته.

407
00:23:27,640 --> 00:23:29,240
‫‏چه سیگنالی؟

408
00:23:29,242 --> 00:23:30,341
‫‏موقعیتمون رو!

409
00:23:35,711 --> 00:23:36,619
‫‏تو!

410
00:23:36,619 --> 00:23:37,718
‫"‏خانم "ایتو.

411
00:23:37,720 --> 00:23:39,086
‫‏برو بیرون!

412
00:23:39,088 --> 00:23:40,187
‫‏هدیه‌ی من به دستتون رسید؟

413
00:23:40,189 --> 00:23:42,623
‫‏چهار عنکبوت هدیه نیست.

414
00:23:42,625 --> 00:23:44,058
‫‏بهش چهار تا عنکبوت دادی؟

415
00:23:44,762 --> 00:23:48,329
‫‏عنکبوتهای زهرآگین
‫‏که جنس تارشون طلایی ـه.

416
00:23:48,331 --> 00:23:49,630
‫‏برای کافه‌ی حیوانات خانگی خواهرتون.

417
00:23:49,632 --> 00:23:52,233
‫‏در ژاپنی، چهار معنای مرگ رو داره.

418
00:23:52,235 --> 00:23:56,203
‫‏اول "هاروارد" رو رد کردی، حالا
‫‏به یه خلافکار کار میکنی.

419
00:23:56,205 --> 00:23:59,106
‫‏دیگه کارم باهات تموم شده.
‫‏تموم!

420
00:24:03,240 --> 00:24:05,392
‫از پشت برین بیرون، از سوراخ حصار.

421
00:24:05,392 --> 00:24:08,293
‫هیچ سوراخی تو حصار نیست.

422
00:24:09,496 --> 00:24:10,795
‫‏من میمونم!

423
00:24:10,797 --> 00:24:12,163
‫‏اگر بمونی بهت شلیک میکنن.

424
00:24:12,165 --> 00:24:13,932
‫‏خوبه. بدبختیم تموم میشه.

425
00:24:13,934 --> 00:24:15,233
‫"‏"دمبه.

426
00:24:15,800 --> 00:24:16,734
‫‏بهم دست نزن!

427
00:24:16,736 --> 00:24:18,136
‫‏قاتل "تام"؟

428
00:24:18,632 --> 00:24:20,705
‫بله و ممکن دست بالا رو داشته باشه.

429
00:24:21,134 --> 00:24:22,106
‫‏مطمئن نیستیم که.

430
00:24:22,108 --> 00:24:25,143
‫‏برای همین باید بریم
‫‏چون نمیدونیم.

431
00:24:57,497 --> 00:24:58,268
‫ببخشید.

432
00:24:58,268 --> 00:25:01,453
‫‏پدر؟ مامور "رسلر" و "نوابی" از
‫‏اف.بی.آی هستیم.

433
00:25:01,453 --> 00:25:03,420
‫‏میشه چند کلمه با هم حرف بزنیم.

434
00:25:04,125 --> 00:25:05,668
‫‏اف.بی.آی؟

435
00:25:06,058 --> 00:25:07,057
‫‏جریان چیه؟

436
00:25:07,059 --> 00:25:08,379
‫‏دنبال این مرد میگردیم.

437
00:25:08,881 --> 00:25:10,714
‫‏اینو سه روز پیش گرفتیم.

438
00:25:11,716 --> 00:25:13,497
‫‏نه. امکان نداره.

439
00:25:14,051 --> 00:25:15,332
‫‏پس اونو میشناسین؟

440
00:25:15,803 --> 00:25:19,102
‫‏داریم یه
‫‏تحقیقات جنایی رو دنبال میکنیم.

441
00:25:20,506 --> 00:25:25,175
‫‏اسمش "توماس واتلز" ـه.
‫‏به "تامی" معروفه.

442
00:25:25,563 --> 00:25:27,477
‫‏در فرقه‌ی ما یه کشیش بود...

443
00:25:27,479 --> 00:25:31,815
‫‏اما حدود یه سال
‫‏پیش از لباس کشیشی خلع شد.

444
00:25:31,817 --> 00:25:33,517
‫‏میشه بهمون بگید چرا؟

445
00:25:34,030 --> 00:25:37,187
‫‏آقای "واتلز" سوگند
‫‏مجرد بودنش رو شکست.

446
00:25:37,575 --> 00:25:39,356
‫‏رهبرمون حس کرد که ارزش...

447
00:25:39,358 --> 00:25:41,874
‫‏چنین مقام بلند‌مرتبه‌ای
‫‏رو در پیشگاه خداوندمون نداره.

448
00:25:41,876 --> 00:25:43,360
‫‏باید پیداش کنیم.

449
00:25:43,362 --> 00:25:46,363
‫‏از وقتی فرقه رو
‫‏ترک کرده ندیدمش.

450
00:25:46,365 --> 00:25:49,466
‫‏گفتین مسئله جنایی ـه؟

451
00:25:49,468 --> 00:25:52,903
‫‏بله. فکر میکنیم آتش‌افروزه...

452
00:25:52,905 --> 00:25:54,371
‫‏مردان و زنانی رو زنده می‌سوزونه.

453
00:25:54,373 --> 00:25:55,972
‫‏مردان؟

454
00:25:55,974 --> 00:25:58,375
‫‏مردان رو میکشه، نه فقط زنان رو؟

455
00:25:58,377 --> 00:25:59,876
‫‏چرا همچین چیزی میگین؟

456
00:25:59,878 --> 00:26:01,545
‫‏اگر چیزی میدونین...

457
00:26:02,183 --> 00:26:03,914
‫‏نمیتونم. متاسفم.

458
00:26:04,185 --> 00:26:06,917
‫‏به عنوان سرپرست معنوی
‫‏مسئولیت شماست...

459
00:26:06,919 --> 00:26:09,352
‫‏که به اعترافات کشیشهاتون گوش کنین.

460
00:26:09,354 --> 00:26:12,022
‫‏بله، اما هر چیزی
‫‏که "تامی" گفته پیش من میمونه.

461
00:26:12,024 --> 00:26:13,880
‫‏یه سوگندشکنی نابخشودنی خواهد...

462
00:26:13,882 --> 00:26:17,160
‫‏آدم می‌کشته.
‫‏و دوباره هم میکشه.

463
00:26:17,162 --> 00:26:19,329
‫‏این حق از بین میره اگر فکر میکنین...

464
00:26:19,331 --> 00:26:21,498
‫‏قصد داره در آینده
‫‏اقدامات خشونت‌آمیز انجام بده.

465
00:26:21,500 --> 00:26:23,300
‫‏- اینا رو نگاه کنین.
‫‏- خدای من!

466
00:26:25,270 --> 00:26:27,404
‫‏گفتش همه‌ش رویاپردازی ـه.

467
00:26:27,708 --> 00:26:29,740
‫‏گفت خیالات ـه.

468
00:26:29,742 --> 00:26:33,255
‫‏"تامی" آسیب و
‫‏اذیت کردن زنها رو خیالپردازی میکرد...

469
00:26:33,979 --> 00:26:36,213
‫‏زنانی که براش جذاب بودن.

470
00:26:36,215 --> 00:26:38,115
‫‏به شکل یه نقص شخصیتی می‌دیدش...

471
00:26:38,117 --> 00:26:39,516
‫‏خدا رو ناامید میکرد.

472
00:26:39,518 --> 00:26:42,252
‫‏باور داشت که
‫‏برای کشیش شدن فراخونده شده.

473
00:26:42,254 --> 00:26:45,188
‫‏و با اینحال، فهمید
‫تمایلات شهوانی داره...

474
00:26:45,190 --> 00:26:46,556
‫‏که نمیتونه کنترلشون کنه.

475
00:26:46,558 --> 00:26:50,227
‫‏سرشار از تنفر از خود شده بود.

476
00:26:50,898 --> 00:26:53,997
‫‏میگفت این
‫‏زنها اونو وسوسه میکنن...

477
00:26:53,999 --> 00:26:55,611
‫‏و خود شیطان اونا رو فرستاده.

478
00:26:56,468 --> 00:26:59,302
‫‏میگفت رویای
‫‏نابود کردنشون...

479
00:27:00,408 --> 00:27:01,951
‫‏سوزوندنشون رو داره.

480
00:27:02,993 --> 00:27:05,041
‫‏با آتیش باید پاکیزه‌شون کنه.

481
00:27:06,580 --> 00:27:09,379
‫‏رویا نبودن پدر.
‫‏باید یه چیزی میگفتین.

482
00:27:10,349 --> 00:27:13,483
‫‏نمیدونم خدا به خاطر
‫‏اینکه چیزی نگفتین شما رو میبخشه یا نه.

483
00:27:19,124 --> 00:27:21,925
‫"‏"آرام"، یه اسم گیر اوردیم، "تامی واتلز.

484
00:27:21,927 --> 00:27:23,326
‫‏باشه، صبر کن، دارم میگردم.

485
00:27:23,328 --> 00:27:25,395
‫‏کلیسا فکر میکنه میخواد...

486
00:27:25,397 --> 00:27:27,497
‫‏از زنانی که فکر میکنه
‫‏وسوسه‌ش میکنن، انتقام بگیره.

487
00:27:27,499 --> 00:27:30,267
‫‏که یعنی با
‫‏قربانی‌هاش برخورد رودررو داشته.

488
00:27:30,269 --> 00:27:33,003
‫‏باشه، بسیار خب.
‫‏یه "توماس اونز واتلز" پیدا کردم.

489
00:27:33,005 --> 00:27:34,871
‫‏که در خیابون "فیشر"و "پیمیت هیلز" زندگی میکنه.

490
00:27:34,873 --> 00:27:36,039
‫‏خودشه.

491
00:27:36,041 --> 00:27:38,008
‫‏"آرام" به
‫‏پلیس ویرجینیا خبر بده.

492
00:27:38,010 --> 00:27:40,811
‫‏ مراقب تلفن، ماشین و محل کارش باش.

493
00:27:40,813 --> 00:27:43,113
‫‏ببین، این یارو
‫‏حاضر بود خونه‌ی خودشو بسوزونه...

494
00:27:43,115 --> 00:27:44,514
‫‏تا نذاره ما بهش برسیم.

495
00:27:44,516 --> 00:27:47,050
‫‏اگر فرار نکرده باشه، به زودی میکنه.
‫‏میدونه سخت دنبالشیم.

496
00:27:47,052 --> 00:27:48,852
‫‏آدرس در "پیمیت هیلز" رو بررسی کن.

497
00:27:48,854 --> 00:27:50,921
‫‏با بازمانده‌هایی
‫‏که باهاشون مصاحبه کردی...

498
00:27:50,923 --> 00:27:52,255
‫‏دکتر و برادرش، تماس بگیر.

499
00:27:52,257 --> 00:27:53,924
‫‏بهشون عکس "واتلز" رو نشون بده.

500
00:27:53,926 --> 00:27:55,425
‫‏بیاین امیدوار باشیم قبل از...

501
00:27:55,427 --> 00:27:57,093
‫‏اینکه یه قربانی دیگه پیدا کنه
‫‏اوضاع عوض بشه.

502
00:27:57,095 --> 00:28:01,998
‫"‏حس خیلی بدی دارم "ماریکو.
‫میدونم چیزی رو درست نمیکنه...

503
00:28:02,000 --> 00:28:04,740
‫"‏اما ترتیبی دادم تو و "تاداشی...

504
00:28:04,742 --> 00:28:06,803
‫‏در هتل بمونین.

505
00:28:06,805 --> 00:28:08,438
‫‏یه دو اتاق دو تخته در اختیارتونه...

506
00:28:08,440 --> 00:28:11,274
‫‏تا وقتی که
‫‏خونه‌تون امن بشه.

507
00:28:11,958 --> 00:28:14,290
‫‏سرویس اتاق، سونای ۲۴ ساعته...

508
00:28:14,292 --> 00:28:16,767
‫‏بلیط تمام
‫‏برنامه‌های شهر رو هم دارن.

509
00:28:16,769 --> 00:28:20,229
‫‏شنیدم که
‫‏قراره نمایش "مرد موسیقی" رو اجرا کنن...

510
00:28:20,231 --> 00:28:22,598
‫‏که فکر کنم معرکه باشه.

511
00:28:33,077 --> 00:28:35,068
‫‏منو می‌ترسونه.

512
00:28:35,068 --> 00:28:36,668
‫‏روی همه‌ی این اثر رو میذاره.

513
00:28:36,670 --> 00:28:38,270
‫‏هنوزم میتونن دنبالمون کنن؟

514
00:28:38,272 --> 00:28:40,071
‫‏سیگنال مکانیاب رو غیرفعال کردم.

515
00:28:40,073 --> 00:28:41,640
‫‏از سیگنال برای پیدا کردنمون استفاده کردن.

516
00:28:41,642 --> 00:28:44,543
‫‏اگر برعکسش کنم
‫‏و بفهمم از کجا می‌اومده...

517
00:28:44,545 --> 00:28:46,607
‫‏میتونم باهاش اونا رو پیدا کنم.

518
00:28:47,858 --> 00:28:49,481
‫‏چی خوشحالش میکنه؟

519
00:28:49,483 --> 00:28:52,083
‫‏از یه ماساژ خوب پا خوشش میاد؟

520
00:28:52,085 --> 00:28:53,585
‫‏باید می‌موندیم.

521
00:28:56,623 --> 00:28:58,590
‫‏من بهتر میدونم.

522
00:28:58,592 --> 00:29:00,859
‫‏فرار کردیم و حالا هیچی نداریم.

523
00:29:00,861 --> 00:29:02,761
‫‏"تام" چی رو فهمیده بود.

524
00:29:04,765 --> 00:29:09,434
‫‏حقیقتی که فهمیده بود
‫‏حتما به من ربط داشته.

525
00:29:11,966 --> 00:29:13,271
‫‏میدونستم.

526
00:29:13,592 --> 00:29:15,207
‫‏میدونستم داری دروغ میگی.

527
00:29:15,209 --> 00:29:17,375
‫‏به "تام" گفتم دنبالش نکنه.

528
00:29:18,055 --> 00:29:19,411
‫‏چی؟ چی رو دنبال نکنه؟

529
00:29:19,413 --> 00:29:20,724
‫‏چیه؟

530
00:29:21,348 --> 00:29:25,483
‫‏یه چیزی که آقای "کاپلان" بیرون کشیده
‫‏بود و میخواستم پنهان بمونه.

531
00:29:25,485 --> 00:29:26,785
‫‏یه چیز؟

532
00:29:27,189 --> 00:29:28,887
‫‏کدوم چیز؟

533
00:29:30,157 --> 00:29:32,111
‫‏نمیتونم بگم.

534
00:29:35,906 --> 00:29:37,796
‫‏"تام" به خاطرش مُرد.

535
00:29:39,285 --> 00:29:42,367
‫‏"تام" هشدار منو نادیده گرفت.
‫‏به خاطر همین مُرد.

536
00:29:44,771 --> 00:29:47,918
‫‏و این چیز، "تام" داشتش؟

537
00:29:48,544 --> 00:29:49,541
‫‏بله.

538
00:29:50,713 --> 00:29:53,111
‫‏و حالا دست قاتلشه.
‫‏به خاطر همین اینجایی.

539
00:29:53,113 --> 00:29:55,647
‫‏نه اینکه بهم کمک کنی...

540
00:29:55,649 --> 00:29:57,121
‫‏نه اینکه انتقام مرگ "تام" رو بگیری...

541
00:29:57,123 --> 00:29:59,184
‫‏بلکه به خودت کمک کنی...

542
00:29:59,186 --> 00:30:01,653
‫‏و اون راز باارزشت رو پس بگیری.

543
00:30:02,623 --> 00:30:04,189
‫‏ما یه چیز رو میخوایم.

544
00:30:04,191 --> 00:30:06,625
‫‏به خاطر این
‫‏قضیه از "اگنس" دست کشیدم.

545
00:30:06,627 --> 00:30:09,127
‫‏اگر یه روز
‫‏بیشتر از اون که باید...

546
00:30:09,129 --> 00:30:10,862
‫‏بدون اون سر کنم...

547
00:30:10,864 --> 00:30:12,731
‫‏به خاطر اینکه
‫‏تو کاملا صادق نبودی...

548
00:30:12,733 --> 00:30:14,733
‫‏اما من صادقم.

549
00:30:15,702 --> 00:30:18,637
‫‏خوب میدونم اما نمیتونم بگم.

550
00:30:18,908 --> 00:30:20,672
‫‏سعی ندارم باهوش باشم.

551
00:30:20,993 --> 00:30:22,407
‫‏هیچ ابهامی نیست.

552
00:30:22,409 --> 00:30:23,871
‫‏حقیقته.

553
00:30:24,311 --> 00:30:26,578
‫‏یه راز دارم و باید مخفی نگهش دارم...

554
00:30:27,166 --> 00:30:28,876
‫‏حتی از تو.

555
00:30:32,486 --> 00:30:33,852
‫‏اسمش "تامی واتلز" ـه.

556
00:30:33,854 --> 00:30:35,553
‫‏یه بلیط هواپیما
‫‏برای "هیترو" خریده...

557
00:30:35,555 --> 00:30:36,888
‫‏و سوار نشده.

558
00:30:36,890 --> 00:30:38,290
‫‏آخرین شارژ کارت اعتباریش...

559
00:30:38,292 --> 00:30:39,724
‫‏دیشب در اینجا خریده شده.

560
00:30:39,726 --> 00:30:41,426
‫‏آره، همون کشیشه. اینجا بود.

561
00:30:41,428 --> 00:30:42,594
‫‏میز کناری.

562
00:30:42,596 --> 00:30:44,162
‫‏منظورت چیه میز کناری؟

563
00:30:44,164 --> 00:30:46,464
‫‏همیشه در رستوران "ریورساید" اونجا می‌شینه.

564
00:30:46,852 --> 00:30:48,099
‫‏همیشه موقع ناهار اونجا می‌بینمش.

565
00:30:48,101 --> 00:30:49,367
‫‏تنها میاد؟

566
00:30:49,369 --> 00:30:50,635
‫‏نه، با یه زن بود.

567
00:30:50,637 --> 00:30:52,871
‫‏زنه رفت اونجا، سر میزش نشست.

568
00:30:52,873 --> 00:30:54,372
‫‏فکر کنم همدیگه رو میشناختن.

569
00:30:54,374 --> 00:30:55,674
‫‏در مورد زنه بهم بگو.

570
00:30:55,676 --> 00:30:57,342
‫‏نمیدونم. همینطوری
‫‏اومده بود، نمیدونم.

571
00:30:57,344 --> 00:30:58,843
‫‏باشه. چه شکلی بود؟

572
00:30:58,845 --> 00:31:01,279
‫‏جوون، زیبا، شاید سی ساله.

573
00:31:01,659 --> 00:31:03,148
‫‏و باهاش صحبت کرد؟

574
00:31:03,150 --> 00:31:05,245
‫‏راستش، من
‫‏کسی بود که باهاش صحبت کردم...

575
00:31:05,247 --> 00:31:06,418
‫‏تا ازش تشکر کنم.

576
00:31:06,420 --> 00:31:09,187
‫‏چند روز قبلش که
‫‏برای سفارش غذا رفته بودمش، دیدمش.

577
00:31:09,189 --> 00:31:11,356
‫‏اون رفت بیرون و
‫‏غذاشو به یه مردی توی خیابون داد.

578
00:31:11,358 --> 00:31:13,091
‫‏دفعه‌ی بعد که دیدمش...

579
00:31:13,093 --> 00:31:15,794
‫‏بهش گفتم که دیدم چه کار کرده
‫‏و اینکه فکر میکنم کارش قشنگ بوده...

580
00:31:15,796 --> 00:31:18,330
‫‏که میخوام پولشو من بدم، پس پول ناهارشو من دادم.

581
00:31:18,332 --> 00:31:19,764
‫اون چی گفت؟

582
00:31:19,766 --> 00:31:22,534
‫،‏رفتارش عجیب بود
‫‏انگار نمیدونست چی بگه.

583
00:31:23,013 --> 00:31:24,569
‫‏به زحمت به چشمم نگاه میکرد.

584
00:31:24,571 --> 00:31:26,504
‫‏باشه. باید رسیدها...

585
00:31:26,506 --> 00:31:28,540
‫‏فیلم امنیتی، هر
‫‏چیزی که به شناسایی اون زنه کمک کنه رو باید ببینم.

586
00:31:29,061 --> 00:31:30,408
‫‏واقعا فکر میکنی توی دردسر افتاده؟

587
00:31:30,410 --> 00:31:34,713
‫چرا؟ چون پول ناهارشو دادم؟

588
00:31:35,276 --> 00:31:38,149
‫‏چون یه جوری وسوسه‌ش کردم؟

589
00:31:38,151 --> 00:31:39,684
‫‏برای این سعی کرده منو بکشه؟

590
00:31:39,686 --> 00:31:41,619
‫‏ببین، الان فقط میتونم بهت بگم...

591
00:31:41,621 --> 00:31:43,500
‫‏اون زن دیشب با اون اینجا بوده...

592
00:31:43,502 --> 00:31:46,324
‫‏و حالا در خطر واقعی ـه و
‫‏ازت میخوام کمک کنی پیداش کنم.

593
00:31:50,231 --> 00:31:51,565
‫‏باشه، بیاین روشن کنیم.

594
00:31:51,567 --> 00:31:54,054
‫‏دقیقا بگید کجای کاریم، چی میدونیم.

595
00:31:54,088 --> 00:31:56,255
‫"‏مظنون ما "تامی واتلز...

596
00:31:56,257 --> 00:31:59,225
‫‏از فرقه‌ی "ترادیتم" بعد از اینکه
‫با یکی از اعضای زن کلیسا رابطه جنسی...

597
00:31:59,227 --> 00:32:00,854
‫برقرار میکنه، اخراج میشه.

598
00:32:00,856 --> 00:32:03,195
‫"‏که باعث میشه "واتلز
‫‏از زنها تنفر عمیقتری پیدا کنه.

599
00:32:03,197 --> 00:32:05,965
‫‏زنانی که به تصور
‫‏اون شیطان و وسوسه‌کننده‌ها هستن.

600
00:32:05,967 --> 00:32:07,903
‫‏- زنانی که نمیشناسه.
‫‏- درسته.

601
00:32:07,905 --> 00:32:09,902
‫‏و تا جایی که میتونیم بگیم
‫‏هیچکدوم از قربانی‌ها...

602
00:32:09,904 --> 00:32:12,538
‫،‏رابطه‌ای با "واتلز" نداشتن
‫‏چه برسه به رابطه جنسی.

603
00:32:12,540 --> 00:32:15,241
‫‏این زنی که دیشب توی
‫‏فرودگاه دیده یه غریبه بوده.

604
00:32:15,243 --> 00:32:17,409
‫‏هنوز داریم رو شناسایی کردنش کار میکنیم.

605
00:32:17,411 --> 00:32:19,078
‫‏یه ثانیه صبر کن. صبر کن.

606
00:32:19,080 --> 00:32:20,980
‫‏فکر کنم نرم‌افزار تشخیص چهره‌ی سازمان...

607
00:32:20,982 --> 00:32:22,982
‫‏شاید یه مطابقت...

608
00:32:22,984 --> 00:32:25,885
‫‏توی تصویر دوربین
‫‏امنیتی هتل فرودگاه پیدا کرده باشه.

609
00:32:25,887 --> 00:32:28,888
‫‏باشه، "کلر آن هومن" ۲۶ ساله...

610
00:32:28,890 --> 00:32:32,458
‫‏طراح گرافیک در
‫‏شرکت بوتیک در آرلینگتون.

611
00:32:32,460 --> 00:32:35,027
‫‏حتما به خاطر اون توی شهر مونده.

612
00:32:35,029 --> 00:32:36,962
‫‏"رسلر"، "نوابی"، برین خونه‌ش.

613
00:32:36,964 --> 00:32:38,430
‫به پلیس ویرجینیا و آتشنشانی خبر بدین.

614
00:32:38,432 --> 00:32:40,633
‫‏"آرام" ببین میتونی
‫‏با این زن تماس بگیری.

615
00:32:40,635 --> 00:32:43,135
‫‏بهش خبر بده که با یه مشکل روبه‌روییم.

616
00:32:43,137 --> 00:32:44,637
‫‏دریافت شد قربان.

617
00:33:02,557 --> 00:33:04,190
‫"‏سلام، "کلر.

618
00:33:06,423 --> 00:33:10,196
‫‏می‌بینم که نامزدت نتونسته بیاد.

619
00:33:12,099 --> 00:33:14,600
‫‏باید با من بیای عشقم.

620
00:33:16,070 --> 00:33:17,269
‫"‏زود باش "کلر.

621
00:33:17,271 --> 00:33:19,004
‫‏"کلر"، "کلر"، "کلر" خواهش میکنم.

622
00:33:19,006 --> 00:33:20,604
‫‏عزیزم...

623
00:33:21,475 --> 00:33:24,143
‫‏چرا اینطوری لباس پوشیدی، ها؟

624
00:33:33,521 --> 00:33:37,289
‫‏بیا بریم برات لباس پیدا کنیم، باشه؟

625
00:33:37,872 --> 00:33:39,287
‫‏خب، به زنی که در مشروب‌فروشی هتل...

626
00:33:39,289 --> 00:33:41,054
‫‏بود، "کلر هومن" زنگ زدم.

627
00:33:41,056 --> 00:33:42,895
‫‏- بهش گفتی که چه خبره؟
‫‏- نتونستم باهاش صحبت کنم.

628
00:33:43,210 --> 00:33:45,576
‫‏قربان، حس خوبی ندارم.

629
00:33:45,578 --> 00:33:47,289
‫‏فکر کنم "واتلز" احتمالا اونجاست.

630
00:33:47,291 --> 00:33:49,401
‫‏مسخره‌س منو
‫‏اونطوری در مشروب‌فروشی پیدا کردی...

631
00:33:49,403 --> 00:33:52,805
‫‏در زمان ضعف.

632
00:34:05,274 --> 00:34:07,953
‫‏سعی کردی جسمت رو به من پیشنهاد بدی.

633
00:34:10,487 --> 00:34:13,058
‫‏بیشتر یه نشونه بود تا امتحان.

634
00:34:13,824 --> 00:34:19,098
‫‏از طریق تو، تونستم
‫‏حس کنم دعوتم به سوی خدا تقویت شده.

635
00:34:27,308 --> 00:34:29,608
‫‏چرا این کار رو میکنی؟

636
00:34:29,610 --> 00:34:31,443
‫من باهات چه کار کردم؟

637
00:34:44,125 --> 00:34:45,891
‫‏پنج دقیقه فاصله داریم. باهام حرف بزن.

638
00:34:45,893 --> 00:34:48,493
‫‏دارم سعی میکنم تماس بگیرم.
‫هنوز تلفنشو جواب نمیده.

639
00:34:48,495 --> 00:34:49,781
‫‏پلیس و آتشنشانی تو راهن.

640
00:34:49,783 --> 00:34:51,733
‫‏"آرام"، لطفا دوباره سعی کن.
‫‏تقریبا رسیدیم.

641
00:34:51,735 --> 00:34:54,667
‫باشه، عجله کنین...

642
00:35:39,715 --> 00:35:41,413
‫اون دختر رو ببر. من حواسم بهش هست.

643
00:35:44,058 --> 00:35:46,185
‫- اون بیرونه!
‫- تو خوبی؟

644
00:35:46,187 --> 00:35:49,555
‫برمیگردم.

645
00:35:51,368 --> 00:35:52,659
‫تامی" وایستا"!

646
00:35:52,661 --> 00:35:54,660
‫وایستا!

647
00:35:54,662 --> 00:35:56,552
‫"بندازش "تامی.

648
00:35:57,098 --> 00:36:01,967
‫،"‏اون زنی که داخله، "کلر
‫‏میخواست من با رابطه جنسی آلوده کنه.

649
00:36:02,516 --> 00:36:05,755
‫با مراسم "آتو دی فی" (پاکسازی
‫با آتش) آشنایی دارین؟

650
00:36:05,757 --> 00:36:07,572
‫‏اونو بذار زمین تا بتونیم در موردش صحبت کنیم.

651
00:36:07,574 --> 00:36:11,977
‫‏سوزاندن انسان خطاکار...

652
00:36:11,979 --> 00:36:14,801
‫‏پاکیزه کردن کسانی
‫‏که شاید به رستگاری برسن...

653
00:36:14,801 --> 00:36:19,371
‫‏به گناهکار اصلاح‌نشدنی
‫‏اولین بخش از جهنم رو نشون بدیم.

654
00:36:19,373 --> 00:36:20,905
‫‏و برای ناظر...

655
00:36:20,907 --> 00:36:22,941
‫‏فرصت این پیش بیاد
‫‏تا به سمت گناه کشیده نشه.

656
00:36:22,943 --> 00:36:24,809
‫‏"تامی"، میدونم درد داری.
‫‏میدونم فکر میکنی...

657
00:36:24,811 --> 00:36:26,945
‫‏داری کار درست رو میکنی، اما
‫‏این به جای خوبی ختم نمیشه.

658
00:36:26,947 --> 00:36:30,682
‫"بهم اعتماد کن! زود باش "تامی.
‫به کمکت نیاز داریم.

659
00:36:31,785 --> 00:36:33,451
‫‏"تامی"، نه.

660
00:36:33,453 --> 00:36:35,687
‫‏این جاده‌ی رستگاری ـه.

661
00:36:37,290 --> 00:36:41,597
‫‏جاده‌ای به سمت آزادی و پاکی
‫‏و من نمیترسم!

662
00:36:43,098 --> 00:36:46,831
‫‏منو ببخش، پدر، چرا که گناه کردم!

663
00:36:48,502 --> 00:36:50,335
‫تامی"، نه"!

664
00:37:05,786 --> 00:37:08,420
‫یا عیسی مسیح.

665
00:37:21,389 --> 00:37:24,230
‫ثمر"، خبری داری؟"

666
00:37:24,232 --> 00:37:26,799
‫‏عضو لیست سیاه رو گرفتیم.
‫"‏سلام "لیز.

667
00:37:27,561 --> 00:37:29,134
‫‏- سلام.
‫‏- و "فیگن"؟

668
00:37:29,689 --> 00:37:32,275
‫‏امروز بعدازظهر جلسه‌ی عفو مشروط داره.

669
00:37:33,508 --> 00:37:35,608
‫‏چرا اون زن بهت خیره شده؟

670
00:37:36,321 --> 00:37:39,612
‫‏به ظاهر شماره چهار
‫‏در ژاپن بدشانسی میاره.

671
00:37:39,614 --> 00:37:40,947
‫‏کی میدونست؟

672
00:37:40,949 --> 00:37:42,715
‫بله، بله، بله!

673
00:37:42,717 --> 00:37:44,484
‫‏رد سیگنال رو گرفتی.

674
00:37:44,486 --> 00:37:47,587
‫‏فقط اون نه، در
‫عرض ۳۲ دقیقه پیداش کردم...

675
00:37:47,589 --> 00:37:49,656
‫‏حتی با اون تله‌های
‫‏وحشتناکی که گذاشته بودن.

676
00:37:49,658 --> 00:37:51,391
‫‏میخواین بهم بگین اینجا چه خبره؟

677
00:37:51,393 --> 00:37:53,396
‫‏جریان "تام" ـه.
‫‏فکر کنیم فهمیدیم کی اونو کشته.

678
00:37:53,398 --> 00:37:54,445
‫‏عالیه.

679
00:37:54,470 --> 00:37:55,795
‫‏بهم بگو کیه تا بگم دستگیرش کنن.

680
00:37:55,797 --> 00:37:56,949
‫‏باید بریم.

681
00:37:56,951 --> 00:37:58,731
‫‏"لیز"، نباید
‫‏تنهایی این کار رو بکنی.

682
00:37:58,733 --> 00:38:00,400
‫‏شما ماساژ پا سفارش داده بودین؟

683
00:38:00,402 --> 00:38:02,635
‫‏بله! لطفا بیاین داخل.

684
00:38:02,637 --> 00:38:06,205
‫‏ماساژ آواکادو و خیار سفارش دادم.

685
00:38:06,207 --> 00:38:09,075
‫‏تضمین میکنم حس کنی یه زن دیگه و تازه شدی.

686
00:38:10,814 --> 00:38:12,578
‫‏یا نشدی.

687
00:38:15,483 --> 00:38:17,684
‫‏باشد که نیرو حافظت باشد.
‫(‏(جنگ ستارگان

688
00:38:18,280 --> 00:38:20,323
‫اصلا نمیدونم منظورت چیه.

689
00:38:31,900 --> 00:38:33,599
‫وسایل اینجا رو تازه چیدن.

690
00:38:38,340 --> 00:38:39,872
‫‏تقصیر منه.

691
00:38:42,429 --> 00:38:43,776
‫‏تو چنگمون بود.

692
00:38:43,778 --> 00:38:45,878
‫‏"دمشق" درست بیرون در بود.

693
00:38:45,880 --> 00:38:47,976
‫‏تو چنگمون بود و گذاشتیم بره.

694
00:38:49,352 --> 00:38:51,651
‫اون چشم آخرین سرنخ‌مون بود.

695
00:39:06,434 --> 00:39:08,634
‫باید اینو بررسی کنیم.

696
00:39:08,636 --> 00:39:10,837
‫اطلاعاتش حتما پاکش شده.

697
00:39:10,839 --> 00:39:14,941
‫به اطلاعاتش نیاز نداریم.
‫باید بفهمیم کی اونو ساخته.

698
00:39:15,378 --> 00:39:16,909
‫پیچیده‌س...

699
00:39:17,422 --> 00:39:20,813
‫‏توسط کسی که با
‫‏"دمشق" کار میکنه سفارشی ساخته شده.

700
00:39:20,815 --> 00:39:23,220
‫یه اسم میخوام و...

701
00:39:24,638 --> 00:39:25,885
‫‏چیه؟

702
00:39:26,514 --> 00:39:27,920
‫چیه؟

703
‫۰۰:۳۹:۲۸:۹۲۰ --> ۰۰:۳۹:۳۱,۶۰۰
‫ما حقیقت رو میدونیم.

704
00:39:36,631 --> 00:39:38,464
‫"‏کمک آقای "فیگن...

705
00:39:38,466 --> 00:39:39,999
‫در حل پرونده خیلی حیاتی بود.

706
00:39:40,001 --> 00:39:41,634
‫‏به خاطر همکاریش...

707
00:39:41,636 --> 00:39:44,270
‫‏یه مجرم خیلی خطرناک
‫‏رو از خیابونها دور کردیم...

708
00:39:44,616 --> 00:39:46,005
‫‏و در این حین جون خیلی‌ها رو نجات دادیم.

709
00:39:46,007 --> 00:39:47,840
‫شما عفو مشروط رو پیشنهاد میدین؟

710
00:39:47,842 --> 00:39:49,475
‫‏آقای "فیگن" رو نمیشناسم...

711
00:39:49,477 --> 00:39:52,345
‫‏و یا اینکه به خاطر
‫‏کاری که کرده پشیمونه یا نه.

712
00:39:52,347 --> 00:39:54,380
‫‏اینجام تا چیزی که
‫‏میدونم رو بهتون بگم.

713
00:39:54,382 --> 00:39:57,717
‫"‏ممنون مامور "رسلر.
‫‏شهادت شما رو...

714
00:39:57,719 --> 00:40:00,586
‫‏قبلا همه چیزو
‫‏سیاه و سفید می‌دیدم.

715
00:40:00,588 --> 00:40:03,423
‫‏آدمها یا بد بودن یا بد نبودن.

716
00:40:04,010 --> 00:40:06,526
‫الان دیگه زیاد مطمئن نیستم.

717
00:40:06,528 --> 00:40:08,761
‫‏به این باور رسیدم
‫‏که تحت شرایط خاصی...

718
00:40:08,763 --> 00:40:14,434
‫‏هر کاری از بهترین
‫‏ما هم سر میزنه.

719
00:40:14,980 --> 00:40:17,870
‫‏اینو فقط برای این میگم...

720
00:40:18,650 --> 00:40:21,340
‫‏خب، فکر کنم
‫‏همه مستحق یه شانس دوباره هستن.

721
00:40:21,653 --> 00:40:23,409
‫‏هیئت عفو مشروط هم‌نظر بودن.

722
00:40:23,411 --> 00:40:24,644
‫‏"فیگن" آزاد میشه.

723
00:40:24,646 --> 00:40:26,425
‫‏فکر میکنی تصمیم درستی بوده؟

724
00:40:26,427 --> 00:40:28,581
‫‏حکمش ۱۴ سال بوده، ۱۱ سال رو گذرونده.

725
00:40:28,583 --> 00:40:30,383
‫‏انصاف به خرج بدیم، آره.

726
00:40:30,385 --> 00:40:34,296
‫‏و "ردینگتون"، میدونی
‫‏چرا میخواسته "فیگن" آزاد بشه؟

727
00:40:51,940 --> 00:40:53,473
‫"‏سلام آقای "فیگن.

728
00:40:53,475 --> 00:40:55,741
‫"‏"ردینگتون!

729
00:40:56,271 --> 00:40:57,677
‫‏از کجا میدونستی که قراره آزاد بشم؟

730
00:40:57,679 --> 00:40:59,612
‫‏آزادی‌ت رو مدیون منی.

731
00:40:59,614 --> 00:41:01,714
‫‏مهم نیست که چطوری ممکنش کردم.

732
00:41:01,716 --> 00:41:03,616
‫‏مهم اینه که این کار رو کردم.

733
00:41:04,237 --> 00:41:06,026
‫‏ببین، اگر جریان آتش‌سوزی "فریتزلز" ـه...

734
00:41:06,028 --> 00:41:07,019
‫‏اصلا نمیدونستم...

735
00:41:07,021 --> 00:41:08,721
‫‏در عوضش انتظار دو چیزو دارم.

736
00:41:08,723 --> 00:41:10,857
‫‏اول، حتی یه کبریت هم روشن نمیکنی.

737
00:41:10,859 --> 00:41:13,693
‫‏دوم، وقتی روشن
‫‏میکنی که به دستور من باشه.

738
00:41:15,263 --> 00:41:16,596
‫‏ازم میخوای آتیش راه بندازم؟

739
00:41:16,598 --> 00:41:18,264
‫‏باهات تماس میگیرم.

740
00:41:38,520 --> 00:41:41,691
‫‏میدونم چقدر سخته.

741
00:41:45,760 --> 00:41:49,395
‫‏به کمکت نیاز دارم
‫‏تا قاتل "تام" رو پیدا کنم.

742
00:41:50,533 --> 00:41:53,032
‫بهش نیاز دارم اما
‫نمیدونم میتونم بهت اعتماد کنم یا نه.

743
00:41:55,603 --> 00:41:57,837
‫‏بیشتر از اونکه لازم باشه...

744
00:41:57,839 --> 00:41:59,705
‫یه روز هم بدون اون سر نخواهی کرد.

745
00:42:00,043 --> 00:42:01,574
‫‏بهت قول میدم.

746
00:42:01,576 --> 00:42:04,610
‫‏و منم قول میدم آرزویی
‫‏که "تام" زمان مرگش داشت رو براورده کنم.

747
00:42:05,382 --> 00:42:06,546
‫که چی باشه؟

748
00:42:07,550 --> 00:42:09,348
‫‏اینکه من حقیقت تو رو بدونم.

749
00:42:11,679 --> 00:42:13,986
‫،قبل از اینکه تموم بشه
‫میخوام بفهمم چیه.

750
00:41:40,045 --> 00:41:49,037
‫<font color="#ff۸۰۴۰">:مترجم</font>
‫<font color="#۰۰۰۰ff">High</font><font color="#ffffff">bury</font>

