‫﻿۱
00:00:03,717 --> 00:00:05,918
‫‏آره، همه چیزو اوردی؟
‫‏عالیه.

2
00:00:05,920 --> 00:00:08,688
‫‏خیلی ممنون که اومدی
‫‏و با احتیاط رانندگی کن.

3
00:00:08,690 --> 00:00:11,124
‫‏باشه، خیلی
‫‏دوست داریم دوباره ببینیمت.

4
00:00:11,126 --> 00:00:12,625
‫"‏خداحافظ "زیک.

5
00:00:20,435 --> 00:00:22,735
‫‏"زیک"! درست به موقع اومدی.

6
00:00:22,737 --> 00:00:26,673
‫‏"تیم" تازه داشت
‫‏بهمون میگفت که چطوری "سوفیا" اونو توی میخونه دیده.

7
00:00:26,675 --> 00:00:29,221
‫‏قبلا خجالتی‌ترین دختر مدرسه بود.

8
00:00:29,223 --> 00:00:30,923
‫‏خب، با من که خجالتی نبود.

9
00:00:30,925 --> 00:00:32,957
‫‏میشه موضوع صحبت رو عوض کنیم؟

10
00:00:32,959 --> 00:00:34,113
‫‏حتما.

11
00:00:34,115 --> 00:00:36,194
‫‏بیشتر میخوام بدونم
‫‏"تیم" از کجا درآمد داره.

12
00:00:36,219 --> 00:00:38,814
‫‏بهت گفتم. محصولات امنیتی درست میکنم.

13
00:00:38,816 --> 00:00:43,825
‫‏تفنگهای دستی. تو
‫‏ارزونترین تفنگهای دستی توی بازار رو میسازی.

14
00:00:43,879 --> 00:00:46,389
‫‏شهرهای فقیر رو
‫‏پر از تفنگهایی میکنی که برای هیچکس...

15
00:00:46,391 --> 00:00:47,804
‫‏به جز جنایتکارها ارزشی ندارن.

16
00:00:47,805 --> 00:00:49,872
‫‏فروش تو نرخ جنایت رو بالا میبره.

17
00:00:49,874 --> 00:00:51,874
‫‏از بدبختی بقیه سود میکنی.

18
00:00:51,876 --> 00:00:53,742
‫"‏این پول کثیفه "تیم.

19
00:00:53,744 --> 00:00:55,110
‫‏چه وضعشه؟

20
00:00:55,112 --> 00:00:57,913
‫‏فروختن تفنگ که خلاف قانون نیست.

21
00:00:57,915 --> 00:01:00,482
‫‏نه، نیست. راستش قانون از اسلحه‌سازانی...

22
00:01:00,484 --> 00:01:02,384
‫‏ مثل تو در برابر پیگیری قانونی
‫‏محافظت میکنه.

23
00:01:02,386 --> 00:01:04,486
‫‏برای همین منو اینجا اوردی، تا بهم توهین کنی؟

24
00:01:04,488 --> 00:01:07,289
‫‏همه‌ی ما تو رو اینجا اوردیم.
‫‏نه برای اینکه بهت توهین کنیم.

25
00:01:07,291 --> 00:01:09,491
‫‏بلکه مجازاتت کنیم.

00:01:12,782 --> 00:01:20,749
‫<font color="#۰۰۰۰ff">تیم ترجمه</font>
‫<font color="#ffffff">iMovie-DL</font>
‫<font color="#ff۰۰۰۰">تقدیم می کند</font>


26
00:01:39,908 --> 00:01:47,350
‫<font color="#ff۸۰۴۰">:مترجم</font>
‫<font color="#۰۰۰۰ff">High</font><font color="#ffffff">bury</font>

27
00:01:48,530 --> 00:01:52,063
‫‏"کین " وسایل
‫‏شخصی شوهرت رو بررسی کردم.

28
00:01:56,036 --> 00:01:57,435
‫‏چطوری این کار رو کردی؟

29
00:01:57,437 --> 00:01:58,670
‫‏ببخشید؟

30
00:01:58,672 --> 00:02:00,471
‫‏میدونم تو "ناوارو" رو کشتی...

31
00:02:00,473 --> 00:02:03,274
‫‏و میدونم تو اون پارچه‌ی
‫‏خونی رو در آپارتمانش جا گذاشتی.

32
00:02:03,276 --> 00:02:05,543
‫‏نمیدونم چطوری دزدکی وارد
‫‏اتاق مدارک شدی...

33
00:02:05,545 --> 00:02:07,541
‫‏و قبل از اینکه به آزمایشگاه
‫‏فرستاده بشی، دزدیدیش.

34
00:02:07,543 --> 00:02:09,681
‫‏یکی دزدکی وارد اتاق مدارک شده؟

35
00:02:11,685 --> 00:02:14,341
‫‏اومدم تا وسایل
‫‏شخصی "تام" رو تحویل بدم...

36
00:02:14,366 --> 00:02:16,767
‫‏- تند نرو.
‫‏- و تو فقط دروغ میگی.

37
00:02:16,769 --> 00:02:18,035
‫‏میدونی، بهتره مراقب باشی کارآگاه...

38
00:02:18,037 --> 00:02:19,269
‫‏چون مهم نیست چی فکر میکنی...

39
00:02:19,271 --> 00:02:21,405
‫‏اما هنوزم با یه مامور فدرال حرف میزنی.

40
00:02:21,407 --> 00:02:23,407
‫‏می‌بینیم وقتی
‫‏اومدم دستگیرت کنم...

41
00:02:23,409 --> 00:02:24,637
‫‏چقدر خونسردی.

42
00:02:25,845 --> 00:02:28,045
‫‏چون اون روز از راه میرسه.

43
00:02:28,047 --> 00:02:30,243
‫‏برای اوردن وسایل "تام" ممنون.

44
00:03:26,778 --> 00:03:27,810
‫‏"کوپر" هستم.

45
00:03:27,812 --> 00:03:29,278
‫‏به کمکت نیاز دارم.

46
00:03:29,280 --> 00:03:32,181
‫‏اینجا در شمال نیویورک
‫"‏در شهر "هرینگتون...

47
00:03:32,183 --> 00:03:34,317
‫‏محلی‌ها مدتهاست که
‫‏داستانهایی در مورد ارواحی...

48
00:03:34,319 --> 00:03:37,620
‫‏در این مزارع متروکه میگن
‫‏که مردگان متحرک اونا رو تسخیر میکنه.

49
00:03:37,622 --> 00:03:39,155
‫‏دیشب برای چند تا نوجوون...

50
00:03:39,157 --> 00:03:41,390
‫‏تمام اون داستانها خیلی واقعی شده.

51
00:03:41,392 --> 00:03:43,526
‫‏"الکس" میتونی
‫‏بهمون بگی چی شده؟

52
00:03:43,528 --> 00:03:46,028
‫‏میدونی، از روی حصار پریدیم
‫‏و وارد مزارع شدیم...

53
00:03:46,030 --> 00:03:48,731
‫‏میدونی، شجاعت به خرج دادیم
‫‏و اون موقع یه قبر جدید دیدم.

54
00:03:48,733 --> 00:03:51,467
‫‏تا الان، مقامات
‫‏یه جسد رو بیرون کشیدن...

55
00:03:51,469 --> 00:03:53,584
‫‏و دارن به جستجو ادامه میدن.

56
00:03:53,609 --> 00:03:55,875
‫‏باید بگم، اگر من بودم
‫‏دقیقا کاری رو میکردم که...

57
00:03:55,877 --> 00:03:57,077
‫‏وقتی بچه بودم میکردم.

58
00:03:57,079 --> 00:03:58,878
‫‏یه داستان در مورد ارواح...

59
00:03:58,880 --> 00:04:01,348
‫‏جنگل ترسناک، شایعاتی در مورد اجساد...

60
00:04:01,350 --> 00:04:03,250
‫‏که شبانه راه میرن ـه.

61
00:04:03,252 --> 00:04:07,153
‫‏ سگ توئه یا سگ مشتری ـه؟

62
00:04:07,155 --> 00:04:10,257
‫‏چقدر خوبی تو، بله.

63
00:04:10,259 --> 00:04:11,524
‫‏چه ‏دختر خوبی هستی.

64
00:04:11,526 --> 00:04:14,427
‫‏باشه، حالا برو.

65
00:04:17,516 --> 00:04:22,761
‫،"‏چند روز پیش "تیم گورمن
‫"‏مالک شرکت "بالستیک نُه...

66
00:04:22,763 --> 00:04:26,289
‫‏که یه شرکت
‫‏اسلحه‌سازی جنجالی...

67
00:04:26,291 --> 00:04:29,326
‫‏در "ردینگ"، پنسیلوانیاست، ناپدید شد.

68
00:04:29,328 --> 00:04:31,461
‫‏همونی ـه که در قبر
‫"‏کم عمق پیدا شده، "تیم گورمن...

69
00:04:31,463 --> 00:04:34,464
‫‏تاجری که تفنگهای
‫‏به قیمت یک پنجم قیمت یه آیفون میسازه؟

70
00:04:34,466 --> 00:04:38,201
‫‏فکر کنم توسط یه
‫‏گروه افراطی کشته شده...

71
00:04:38,203 --> 00:04:40,470
‫‏که به نام "دست نامرئی" معروفن.

72
00:04:40,472 --> 00:04:42,639
‫‏اخبار رو دیدم. "گورمن" رو پیدا کردن.

73
00:04:42,641 --> 00:04:44,207
‫‏آره، فقط "گورمن" نیست.

74
00:04:44,209 --> 00:04:45,709
‫‏صبر کن میخوام
‫‏با "سوفیا" مشورت کنم.

75
00:04:45,711 --> 00:04:47,777
‫‏پس، اونا یه مشت
‫‏متعصب اخلاق‌مدار هستن که دنبال مجرمانی میرن...

76
00:04:47,779 --> 00:04:49,379
‫‏که سیستم قضایی نتونسته محکومشون کنه؟

77
00:04:49,381 --> 00:04:51,948
‫‏مجرمان اینجا در واقع اصلا مجرم نیستن.

78
00:04:51,950 --> 00:04:53,283
‫‏نکته‌ش همینه.

79
00:04:53,285 --> 00:04:55,085
‫‏"دست نامرئی" اهدافی رو انتخاب میکنه...

80
00:04:55,087 --> 00:04:57,387
‫‏که طبق قوانین موجود...

81
00:04:57,389 --> 00:04:59,022
‫‏اصلا جرمی مرتکب نشدن.

82
00:04:59,024 --> 00:05:01,825
‫"‏مثل "تیم گورمن.
‫‏هر کاری کرده کاملا قانونی بوده.

83
00:05:01,827 --> 00:05:06,997
‫"‏بله، اما به چشم "دست نامرئی
‫‏از نظر اخلاقی قابل سرزنش بوده.

84
00:05:06,999 --> 00:05:08,865
‫"‏به چشم "دست.

85
00:05:09,468 --> 00:05:11,806
‫‏چه عبارت عجیبی.

86
00:05:12,207 --> 00:05:13,491
‫‏- من هستم.
‫‏- مامانی، مامانی...

87
00:05:13,493 --> 00:05:15,475
‫‏"اورلی" عزیزم، مامانی
‫‏باید این تماس رو جواب بده. شششش.

88
00:05:15,477 --> 00:05:16,976
‫‏واقعا وقت این چیزا رو نداریم.

89
00:05:16,978 --> 00:05:18,611
‫‏ببخشید، اما
‫‏واقعا انتظار این تماس رو نداشتم.

90
00:05:18,613 --> 00:05:20,046
‫‏ببین، نمیشه
‫‏همگی یکم تمرکز کنیم؟

91
00:05:20,048 --> 00:05:21,614
‫‏حالا، همگی اخبار رو دیدیم.

92
00:05:21,616 --> 00:05:24,083
‫‏الان که صحبت میکنیم
‫‏پلیس داره اونجا رو زیرورو میکنه.

93
00:05:24,085 --> 00:05:25,718
‫‏- لو میریم...
‫‏- تو که مطمئن نیستی.

94
00:05:25,720 --> 00:05:27,153
‫‏- اوه، خدای من.
‫‏- مامان!

95
00:05:27,155 --> 00:05:29,355
‫‏با "استیفن" موافقم.
‫‏همیشه ردمونو پوشوندیم.

96
00:05:29,357 --> 00:05:30,757
‫‏هیچی در اونجا به ما ربط پیدا نمیکنه.

97
00:05:30,759 --> 00:05:32,525
‫‏ببین، بذار من بفهمم اوضاع چطوریه.

98
00:05:32,527 --> 00:05:34,360
‫‏به چند نفر زنگ میزنم
‫‏تا ببینم پلیس واقعا چی میدونه.

99
00:05:34,362 --> 00:05:37,363
‫‏عالیه. بعدا تو خونه‌ی "زیک" همدیگه رو می‌بینیم.

100
00:05:37,365 --> 00:05:38,998
‫‏"ردینگتون" مدرکی داره که نشون بده...

101
00:05:39,000 --> 00:05:40,934
‫‏"دست نامرئی" داره
‫‏این افراد رو میکشه؟

102
00:05:40,936 --> 00:05:42,435
‫‏جسد "گورمن" در
‫‏یه قبر کم عمق...

103
00:05:42,437 --> 00:05:44,737
‫‏در یه محل آلوده و متروکه
‫‏در شهری به اسم "برنفورد" پیدا شده.

104
00:05:44,739 --> 00:05:46,840
‫‏فکر میکنه بازم جسد اونجا باشه.

105
00:05:46,842 --> 00:05:48,508
‫‏"برنفورد"، باشه.

106
00:05:48,510 --> 00:05:52,312
‫‏بزرگترین کارفرماشون
‫‏شرکت مواد شیمیایی "آتریا" بوده.

107
00:05:52,862 --> 00:05:56,230
‫‏اونقدر زباله‌های سمی
‫‏ریختن که سازماان حفاظت از محیط‌زیست اومده...

108
00:05:56,232 --> 00:05:58,298
‫‏و ۱۰ مایل مربع از اونجا رو غیرقابل سکونت اعلام کرده.

109
00:05:58,300 --> 00:06:00,300
‫‏برای انداختن اجساد جای خیلی خوبیه.

110
00:06:00,302 --> 00:06:02,970
‫‏"نوابی"، "رسلر" با
‫‏تیم جستجو تماس بگیرین.

111
00:06:02,972 --> 00:06:04,405
‫‏برین اونجا ببینیدشون.

112
00:06:04,407 --> 00:06:05,973
‫‏اگر یه گورستان دسته‌جمعی
‫‏اونجا باشه، میخوام بدونم...

113
00:06:05,975 --> 00:06:07,568
‫‏اجساد چه کسانی اونجان.

114
00:06:11,480 --> 00:06:14,281
‫‏تمرکز مواد شیمیایی
‫‏در خاک یکنواخت نیست.

115
00:06:14,283 --> 00:06:16,450
‫‏برخی جاها به شدت خاک اسیدی شده...

116
00:06:16,452 --> 00:06:17,751
‫‏بقیه جاها چندان سمی نیست.

117
00:06:18,245 --> 00:06:20,287
‫‏باشه، اینم از اسلحه‌ساز شما.

118
00:06:25,501 --> 00:06:26,734
‫‏جایی دفنش کردن که...

119
00:06:26,736 --> 00:06:28,436
‫‏تمرکز مواد شیمیایی بالا بوده.

120
00:06:28,438 --> 00:06:29,837
‫‏چند تا جسد پیدا کردین؟

121
00:06:29,839 --> 00:06:31,872
‫‏تا الان شش تا، اما نقشه‌برداری...

122
00:06:31,874 --> 00:06:34,141
‫‏بهم نشون میده بیشتر هم پیدا میکنیم.

123
00:06:34,143 --> 00:06:36,544
‫‏اینو برای شما کشیدم بیرون.

124
00:06:36,546 --> 00:06:38,612
‫‏یه دوربین نظارتی ـه.

125
00:06:38,614 --> 00:06:41,582
‫‏سازمان حفاظت از محیط‌زیست
‫‏اینجا رو زیر نظر داره تا تغییرات زمین رو مطالعه کنه.

126
00:06:41,584 --> 00:06:43,350
‫‏دقیقا این کجا نصب شده؟

127
00:06:43,352 --> 00:06:45,753
‫‏رو به یه ورودی جاده، روی یه درخت غان.

128
00:06:45,755 --> 00:06:47,354
‫‏روزی یه عکس میگیره.

129
00:06:47,356 --> 00:06:50,224
‫‏تغییرات لایه‌ی
‫‏سطحی خاک سمی رو نشون میده.

130
00:06:50,226 --> 00:06:51,992
‫‏هر چه زودتر باید تصاویر...

131
00:06:51,994 --> 00:06:54,562
‫‏- اینو ببینیم.
‫‏- باشه حتما.

132
00:06:57,233 --> 00:06:59,133
‫‏پلیسها هنوز چیزی پیدا نکردن.

133
00:06:59,135 --> 00:07:01,068
‫‏نمیتونن هویت بیشتر
‫‏اجساد رو بفهمن...

134
00:07:01,070 --> 00:07:02,915
‫‏چه برسه به اینکه
‫‏به ما ربطش بدن.

135
00:07:04,509 --> 00:07:08,011
‫‏ببین، هر کاری بکنیم با هم انجامش میدیم.

136
00:07:08,013 --> 00:07:10,947
‫‏با هم تصمیم گرفتیم
‫‏که کی مستحق مجازات شدنه.

137
00:07:10,949 --> 00:07:15,018
‫‏با هم حکم اعدام رو اجرا کردیم
‫‏و همگی به یه اندازه مسئولیم...

138
00:07:15,020 --> 00:07:18,221
‫‏پس اگر بخواین تمومش کنیم، تمومش میکنیم.

139
00:07:18,223 --> 00:07:20,223
‫‏اما فکر کنم وقتی اینو ببینین...

140
00:07:20,225 --> 00:07:22,692
‫‏متوجه میشین که
‫‏توقف الان امکانپذیر نیست.

141
00:07:27,966 --> 00:07:29,432
‫‏پیداش کردی.

142
00:07:29,434 --> 00:07:32,402
‫‏اینجاست.
‫‏به کشور برگشته.

143
00:07:32,404 --> 00:07:33,470
‫‏اما زیاد طول نمیکشه.

144
00:07:33,472 --> 00:07:35,071
‫‏باید بمیره.

145
00:07:35,073 --> 00:07:38,174
‫‏فراموش نکنین چرا این کار رو شروع کردیم.

146
00:07:38,176 --> 00:07:40,076
‫‏من میگم رای بگیریم.

147
00:07:47,774 --> 00:07:52,489
‫‏"آنا هاپکینز"، "دست
‫‏نامرئی" رو خواهی شناخت.

148
00:08:00,706 --> 00:08:02,875
‫‏تا الان نُه جسد رو پیدا کردیم.

149
00:08:02,900 --> 00:08:04,283
‫‏میدونیم چطوری کشته شدن؟

150
00:08:04,285 --> 00:08:06,536
‫‏کالبدشکافی نشون
‫‏میده که زنده به گور شدن...

151
00:08:06,578 --> 00:08:08,493
‫‏هر کدوم در حالت هوشیاری دفن شدن...

152
00:08:08,495 --> 00:08:10,019
‫‏کاملا میدونستن چه اتفاقی داره می‌افته.

153
00:08:10,020 --> 00:08:11,953
‫‏تا الان اسم چهار نفر رو پیدا کردم.

154
00:08:11,955 --> 00:08:13,821
‫‏"گورمن"، همون اسلحه‌ساز که میشناسینش.

155
00:08:13,823 --> 00:08:15,390
‫‏دومین جسد "رالف الیس" ـه.

156
00:08:15,392 --> 00:08:16,591
‫‏دو سال قبل گمشده.

157
00:08:16,593 --> 00:08:18,426
‫‏برای شرکت داروسازی "ایس-ژن" کار میکنه.

158
00:08:18,428 --> 00:08:20,128
‫‏همون شرکتی که
‫‏قیمت داروهای سرطان رو...

159
00:08:20,130 --> 00:08:21,529
‫‏چنان بالا برد که فقرا نمیتونستن از پسشون بربیان.

160
00:08:21,531 --> 00:08:23,431
‫‏اما بقیه‌شون چیزی
‫‏به جر یه مشت اسکلت نیستن.

161
00:08:23,433 --> 00:08:25,166
‫"‏"ادوارد ویبر" و "دیوید فلین...

162
00:08:25,168 --> 00:08:27,268
‫‏فکر کنم اونا اولین
‫‏نفراتی بودن که دفن شدن.

163
00:08:27,270 --> 00:08:30,571
‫‏"ویبر" یه قاضی بازنشسته بوده.
‫‏"فلین" در فیلادلفیا یه وکیل بوده.

164
00:08:30,573 --> 00:08:32,573
‫‏- هی!
‫‏- ببخشید.

165
00:08:32,575 --> 00:08:35,276
‫‏میدونیم "دست نامرئی" اسحله‌ساز...

166
00:08:35,278 --> 00:08:38,079
‫‏و مدیر اجرایی شرکت‌ داروسازی
‫‏رو هدف گرفته، اما "ویبر" و "فلین" چه کار کردن...

167
00:08:38,081 --> 00:08:39,314
‫‏که مستحق کشته شدن بودن

168
00:08:40,550 --> 00:08:41,683
‫‏"آنتونی پاگلیارو"؟

169
00:08:41,685 --> 00:08:43,084
‫"‏اون نمیره "ریموند.

170
00:08:43,086 --> 00:08:44,886
‫‏گفتش به خاطر
‫‏ملاقات غیرمنتظره متاسفه...

171
00:08:44,888 --> 00:08:46,554
‫‏اما یه مورد اضطراری ـه که به کار مربوط میشه.

172
00:08:46,556 --> 00:08:47,989
‫‏یارو تو دفتر پُست کار میکنه.

173
00:08:47,991 --> 00:08:50,758
‫‏ممکنه چه مورد
‫‏اضطراری پیش اومده باشه؟

174
00:08:50,760 --> 00:08:52,691
‫‏بیاریش اینجا.

175
00:08:54,428 --> 00:08:58,029
‫‏میدونم. اصلا نگو، پولهای غیرمنتظره
‫‏اصلا خوب و درست نیستن.

176
00:08:58,031 --> 00:09:00,165
‫‏فقط میتونم بگم هرگز این کار رو نمیکردم...

177
00:09:00,167 --> 00:09:02,634
‫‏اگر واقعا یه مورد اض...

178
00:09:02,636 --> 00:09:04,035
‫‏اضطراری، "دمبه" گفت.

179
00:09:04,037 --> 00:09:06,705
‫‏به تجربه‌ی من، هر کسی تعریف خودشو...

180
00:09:06,707 --> 00:09:08,340
‫‏از مورد اضطراری داره.

181
00:09:08,342 --> 00:09:10,141
‫یکی سعی داره منو بکشه.

182
00:09:10,476 --> 00:09:12,343
‫‏این به تعریف من میخوره.

183
00:09:12,345 --> 00:09:14,078
‫‏تقصیر منه. به یکم پول نیاز داشتم.

184
00:09:14,080 --> 00:09:16,781
‫‏خب، یه یارویی
‫سر کار یه مسیر قاچاق داره...

185
00:09:16,783 --> 00:09:19,750
‫‏بهم در مورد یه خونه گفت
‫‏که کلی مواد توشه.

186
00:09:19,752 --> 00:09:21,819
‫‏پس یه هفته مسیرشو پوشش دادم...

187
00:09:21,821 --> 00:09:24,555
‫‏یه بسته پیدا کردم
‫‏که فکر کردم پر باشه از...

188
00:09:24,557 --> 00:09:26,591
‫‏میدونی، هر چیزی
‫‏که بتونم بفروشمش.

189
00:09:26,593 --> 00:09:29,060
‫‏مواده، پس شاید
‫‏گزارشش ندن.

190
00:09:29,062 --> 00:09:32,029
‫‏اگر گزارشش بدن میگم من که نمیدونستم...

191
00:09:32,031 --> 00:09:35,199
‫‏چی تحویل میدم، حتما
‫‏یه چیزیش شده یا گمشده.

192
00:09:35,474 --> 00:09:38,142
‫‏الان یادم اومد چرا
‫‏وقتی کار میکنیم...

193
00:09:38,144 --> 00:09:39,409
‫‏یه سری برنامه‌ریزی میکنیم.

194
00:09:39,411 --> 00:09:40,611
‫‏و منم زدم به خال.

195
00:09:40,613 --> 00:09:43,347
‫‏بسته پر بود از کوکایین.

196
00:09:43,349 --> 00:09:45,449
‫‏خب، حالا پولدار شدم، نه؟ بوم!

197
00:09:45,451 --> 00:09:49,019
‫‏روز بعد، یکی
‫‏به اندازه‌ی یخچال اومد سراغم...

198
00:09:49,021 --> 00:09:51,488
‫‏خودشو "ویلی ویکینز" گنده صدا میکرد.

199
00:09:51,490 --> 00:09:53,824
‫‏تصور کن یه مرد
‫‏چقدر باید به اندام تناسلی خودش...

200
00:09:53,826 --> 00:09:57,427
‫‏اعتماد به نفس داشته باش
‫‏که اسم "ویلی" گنده رو برای خودش انتخاب کنه.

201
00:09:57,429 --> 00:09:58,929
‫‏اوه، آره، خیلی مطمئن بود.

202
00:09:58,931 --> 00:10:00,664
‫‏یه تخته‌ش هم کم بود.

203
00:10:00,666 --> 00:10:03,367
‫‏هر چی براش توضیح میدادم
‫‏قبول نمیکرد که چطوری محموله‌ش گمشده.

204
00:10:03,369 --> 00:10:05,469
‫‏پس بهش گفتم دزدیده شده.

205
00:10:05,854 --> 00:10:07,720
‫،‏توسط یه دلال دیگه
‫‏سر کار شنیده بودم که همگی...

206
00:10:07,722 --> 00:10:09,122
‫‏از یه محله حرف میزنن...

207
00:10:09,124 --> 00:10:11,457
‫"‏صداش میکنن "مومو"، "مومو مارینلو.

208
00:10:11,459 --> 00:10:14,360
‫‏"مومو" میدونه تو
‫‏بهش تهمت زدی؟

209
00:10:14,362 --> 00:10:16,262
‫‏اوه، آره، من مظنون اصلیشم...

210
00:10:16,264 --> 00:10:18,631
‫‏و حتما میخواد منو بکشه.

211
00:10:18,633 --> 00:10:21,200
‫‏پول رو برای چی میخواستی؟

212
00:10:21,202 --> 00:10:22,802
‫‏ترجیح میدم نگم.

213
00:10:22,804 --> 00:10:24,037
‫‏اهمیت داره؟

214
00:10:24,039 --> 00:10:25,672
‫‏برای من داره.

215
00:10:25,674 --> 00:10:27,874
‫‏باشه، الان
‫‏با یه دختری رابطه دارم...

216
00:10:27,876 --> 00:10:30,343
‫‏و میدونم اون یکم
‫‏کلاسش به من نمیخوره...

217
00:10:30,345 --> 00:10:33,246
‫‏پس منم فکر کردم بتونم...

218
00:10:33,248 --> 00:10:35,335
‫‏میدونی یکم کمک بگیرم...

219
00:10:36,952 --> 00:10:38,284
‫‏و عمل جراحی لاغری کنم.

220
00:10:38,286 --> 00:10:40,320
‫‏میدونم! خجالت‌آوره، نه؟

221
00:10:40,322 --> 00:10:42,322
‫‏بهش افتخار نمیکنم.
‫معنیش این نیست که...‏

222
00:10:42,324 --> 00:10:44,791
‫‏"ویلی ویلکینز" گنده تا
‫‏گلوله به پشت کله‌م بزنه.

223
00:10:44,793 --> 00:10:47,827
‫‏بیا، بریم یه دوری بزنیم و این "ویلیام" بزرگ...

224
00:10:47,829 --> 00:10:50,863
‫‏رو ببینیم و سوتفاهم رو براش توضیح بدیم.

225
00:10:50,865 --> 00:10:52,960
‫‏چی؟ نه، فکر بدیه.

226
00:10:52,985 --> 00:10:55,152
‫‏آروم باش، در چنین موردی...

227
00:10:55,154 --> 00:10:59,657
‫‏صداقت بهترین راه‌حل نیست.

228
00:10:59,659 --> 00:11:01,325
‫‏احتمالا.

229
00:11:01,327 --> 00:11:02,560
‫‏چقدر مونده؟

230
00:11:02,562 --> 00:11:04,128
‫‏میخوام برگردم هتل و حموم کنم.

231
00:11:04,130 --> 00:11:07,031
‫‏آخرین مورد مصاحبه تازه رسیده.

232
00:11:10,930 --> 00:11:14,399
‫‏وقت‌شناسی.
‫‏وقت‌شناسی رو دوست دارم.

233
00:11:14,401 --> 00:11:16,067
‫‏"آنا هاپکینز". از دیدنتون خوشحالم.

234
00:11:16,069 --> 00:11:17,235
‫"‏ممنون که منو پذیرفتین، خانم "هاپکینز.

235
00:11:17,237 --> 00:11:19,270
‫‏بفرمایین. بیاین شروع کنیم.

236
00:11:19,272 --> 00:11:21,172
‫‏هوش شما رو میرسونه که روی این داستان کار کردین.

237
00:11:21,174 --> 00:11:22,640
‫‏زمانی که این ابتکار جدید رو اعلام کنیم...

238
00:11:22,642 --> 00:11:24,542
‫‏انتظار داریم سرمون خیلی شلوغ بشه.

239
00:11:24,544 --> 00:11:26,711
‫‏ببخشید.
‫‏اشکالی داره یکم آب بخورم؟

240
00:11:26,713 --> 00:11:27,721
‫‏اوه.

241
00:11:28,548 --> 00:11:31,215
‫‏به لطف "استیو جابز"، هر محصول جدیدی...

242
00:11:31,217 --> 00:11:34,269
‫‏باید مخفی بمونه و
‫‏بعدش مثل یه فیلم همه جا پخش بشه.

243
00:11:34,988 --> 00:11:36,554
‫‏چه کار میکنی؟

244
00:11:36,556 --> 00:11:37,755
‫‏ببخشید.

245
00:11:37,757 --> 00:11:40,758
‫‏اشکالی نداره که این مکالمه رو ضبط کنم، نه؟

246
00:11:45,211 --> 00:11:46,677
‫‏اصلا نمیدونم
‫‏چطوری چیزی پیدا کردی.

247
00:11:46,679 --> 00:11:48,646
‫‏یعنی، اون دوربین فقط یه عکس...

248
00:11:48,648 --> 00:11:50,281
‫‏در روز از جاده‌ی روبه‌روش میگیره.

249
00:11:50,283 --> 00:11:51,549
‫‏شگفت‌آوره. احتمالش چقدره...

250
00:11:51,551 --> 00:11:53,517
‫‏که عکس یه ماشین مشکوک رو گرفته باشه؟

251
00:11:53,519 --> 00:11:55,586
‫‏میدونم، درسته.
‫‏تقریبا احتمالش صفره...

252
00:11:55,588 --> 00:11:57,955
‫‏که احتمالا نشون میده چرا همچین اتفاقی نیافتاده.

253
00:11:57,957 --> 00:12:00,858
‫‏به ۷۳۰ عکس نگاه کردم.

254
00:12:00,860 --> 00:12:04,662
‫‏هیچ ماشینی در
‫‏جاده دیده نمیشه، اما یه عکس...

255
00:12:04,664 --> 00:12:09,500
‫یه چیزی در پس‌زمینه داره
‫و من کیفیتش رو بالا بردم.

256
00:12:11,615 --> 00:12:13,915
‫‏چرا یکی باید
‫‏از یه محل آلوده...

257
00:12:13,917 --> 00:12:15,417
‫‏بدون تجهیزات ایمنی دیدن کنه؟

258
00:12:15,419 --> 00:12:17,919
‫‏حالا این دیگه کدوم خریه؟

259
00:12:24,858 --> 00:12:27,618
‫محل آلوده

260
00:12:55,803 --> 00:12:59,605
‫"‏"اولیاندر"، "تام
‫‏وقتی کشته شد...

261
00:12:59,607 --> 00:13:01,340
‫‏هنوزم دنبال یه اسم بوده.

262
00:13:04,445 --> 00:13:06,178
‫‏یه شخصه.

263
00:13:06,545 --> 00:13:07,878
‫‏پس یه چیزی پیدا کردی.

264
00:13:07,880 --> 00:13:10,381
‫‏چند تا تماس گرفتم، چند تا دوست از...

265
00:13:10,383 --> 00:13:12,182
‫‏سازمان ضدجاسوسی بهم بدهکار بودن.

266
00:13:12,184 --> 00:13:14,385
‫‏"اولیاندر" اسم
‫‏یه مامور روسی بوده...

267
00:13:14,387 --> 00:13:16,854
‫‏که در دوران جنگ سرد فعالیت میکرده.

268
00:13:16,856 --> 00:13:18,422
‫‏یه مامور روسی؟

269
00:13:18,424 --> 00:13:19,757
‫‏مطمئن نیستم هنوز زنده باشه.

270
00:13:19,759 --> 00:13:21,625
‫‏چند سال پیش، سی.آی.ای
‫‏فکر میکرد که شاید...

271
00:13:21,627 --> 00:13:23,827
‫‏در ایالات متحده
‫‏تحت یه اسم مستعار زندگی میکنه.

272
00:13:23,829 --> 00:13:26,230
‫‏هرگز اثبات نشد.
‫‏هیچ اتهامی مطرح نشد.

273
00:13:26,232 --> 00:13:27,531
‫‏به خاطر این ممنونم.

274
00:13:27,533 --> 00:13:28,899
‫‏مامور "کین"، خیلی مراقب باش.

275
00:13:28,901 --> 00:13:31,201
‫‏اگر اون مرد
‫‏کسی باشه که "اولیاندر" صداش میکنن...

276
00:13:31,203 --> 00:13:33,203
‫‏به شدت خطرناکه.

277
00:13:33,655 --> 00:13:35,455
‫‏و از ماموران اف.بی.آی...

278
00:13:35,457 --> 00:13:37,524
‫‏که برای سوال پرسیدن
‫‏ سراغش میرن، استقبال گرمی نمیکنه.

279
00:14:01,350 --> 00:14:03,377
‫دامینیک ویلکینسون"؟"

280
00:14:04,052 --> 00:14:05,285
‫‏کی میخواد بدونه؟

281
00:14:05,287 --> 00:14:07,154
‫‏"الیزابت کین" از اف.بی.آی.

282
00:14:07,156 --> 00:14:10,050
‫‏میخواستم چند تا سوال ازتون بپرسم.

283
00:14:21,437 --> 00:14:23,438
‫‏یه چیز در مورد
‫‏ردوبدل کردن مواد...

284
00:14:23,440 --> 00:14:26,007
‫پشت یه کارخونه‌ی آبنبات‌سازی درست جور درنمیاد.

285
00:14:26,009 --> 00:14:29,306
‫‏نمیتونم آبنبات "سمی دیویس جونیور" رو
‫‏از سرم بیرون کنم.

286
00:14:29,880 --> 00:14:31,346
‫‏"ویلی" گنده!

287
00:14:31,348 --> 00:14:33,448
‫‏ممنون که بهمون وقت دادی.

288
00:14:33,450 --> 00:14:36,384
‫‏"ریموند ردینگتون" لعنتی.

289
00:14:36,386 --> 00:14:38,053
‫‏فکر کردم یکی داره سربه‌سرم میذاره.

290
00:14:38,055 --> 00:14:39,821
‫‏من سربه‌سرت نمیذارم!

291
00:14:39,823 --> 00:14:42,490
‫‏اگرچه باید اعتراف کنم، این تازگی...

292
00:14:42,492 --> 00:14:43,792
‫‏یکم سربه‌سرت گذاشتن.

293
00:14:43,794 --> 00:14:45,994
‫‏فکر کنم همکارم "آنتونی" رو میشناسی.

294
00:14:45,996 --> 00:14:47,262
‫‏- اون با تو کار میکنه؟
‫‏- بله.

295
00:14:47,264 --> 00:14:50,265
‫"‏ببین، آقای "ویلکین..."، "ویلی...

296
00:14:50,267 --> 00:14:52,767
‫‏در مورد اون بسته، میدونم که...

297
00:14:52,769 --> 00:14:58,206
‫‏بهت گفتم دزدیده شده، اما راستش...

298
00:14:58,208 --> 00:15:00,561
‫‏متاسفم، الان سرم داره گیج میره.

299
00:15:00,563 --> 00:15:01,701
‫‏اوه، پسر.

300
00:15:01,703 --> 00:15:03,011
‫‏محض رضای خدا بس کن.

301
00:15:03,013 --> 00:15:07,253
‫‏بسته‌ت دزدیده شده "ویلی"، اما
‫"‏نه توسط "مومو مارینلو.

302
00:15:07,278 --> 00:15:09,512
‫‏متاسفانه باید بگم
‫‏حدس اولیه‌ت درست بوده.

303
00:15:09,514 --> 00:15:13,015
‫‏"آنتونی" گول خورده و اونو برداشته...

304
00:15:13,017 --> 00:15:16,018
‫‏تا پول یه مسئله شخصی
‫‏رو تامین کنه که ترجیح میده...

305
00:15:16,020 --> 00:15:18,020
‫‏در موردش فقط با دوستانش صحبت کنه.

306
00:15:18,022 --> 00:15:20,089
‫‏الان که
‫‏حقیقت رو میدونی مهم اینه که...

307
00:15:20,091 --> 00:15:23,226
‫‏جستجویی که راه انداختی رو تموم کنی.

308
00:15:23,228 --> 00:15:26,295
‫‏"آنتونی" با پول
‫‏رو با سود کامل بهت برمیگردونه.

309
00:15:26,297 --> 00:15:28,032
‫‏هیچ ضرر و زیانی هم در کار نیست.

310
00:15:28,800 --> 00:15:30,159
‫‏هیچ ضرری نیست؟

311
00:15:34,139 --> 00:15:36,372
‫"‏اوه، "ویلی.

312
00:15:38,410 --> 00:15:39,876
‫‏خیلی سریع کار میکنی.

313
00:15:39,878 --> 00:15:42,922
‫‏آدمهام "مومو" رو یه ساعت پیش گرفتن.

314
00:15:46,451 --> 00:15:47,750
‫‏باشه، این "دیوید فلین" ـه...

315
00:15:47,752 --> 00:15:49,452
‫‏همون وکیل جراحات شخصی از فیلادلفیا.

316
00:15:49,454 --> 00:15:51,352
‫‏اون جسد دیگه قاضی "ویبر" بوده.

317
00:15:51,399 --> 00:15:53,120
‫‏هر دو نفر با
‫‏شهر ارواحی که...

318
00:15:53,122 --> 00:15:54,287
‫‏اجساد درش پیدا شدن ارتباط داشتن.

319
00:15:54,289 --> 00:15:56,301
‫‏"ویبر" تمام دوران کاریش رو...

320
00:15:56,303 --> 00:15:58,904
‫،‏در شهر "برنفورد" سپری کرده
‫‏و قبل از اینکه "فلین" به...

321
00:15:58,906 --> 00:16:00,973
‫‏فیلادلفیا بره، مشاور عمومی...

322
00:16:00,975 --> 00:16:03,409
‫‏شرکت "آتریا" بوده، همون شرکت مواد شیمیایی...

323
00:16:03,411 --> 00:16:04,877
‫‏که "برنفورد" رو مسموم کرده.

324
00:16:04,879 --> 00:16:07,179
‫‏به نظر میاد همین
‫‏برای "دست نامرئی" کافی بوده...

325
00:16:07,181 --> 00:16:08,313
‫‏تا اونا رو بکشه.

326
00:16:08,315 --> 00:16:09,715
‫‏بله، اما قاضی "ویبر" چی؟

327
00:16:09,717 --> 00:16:11,116
‫‏"فلین" پرونده‌ای رو پیش اون مطرح کرده؟

328
00:16:11,118 --> 00:16:12,651
‫‏منم همین سوال رو پرسیدم.

329
00:16:12,653 --> 00:16:15,554
‫‏"فلین" در یه پرونده
‫‏مقابل قاضی "ویبر" حاضر شده...

330
00:16:15,556 --> 00:16:17,343
‫‏- تا از "آتریا" دفاع کنه.
‫‏- در مورد چی؟

331
00:16:17,345 --> 00:16:19,191
‫‏نمیتونم بگم. سوابق
‫‏با دستور دادگاه مهروموم شدن.

332
00:16:19,193 --> 00:16:21,150
‫‏توسط خود قاضی "ویبر" مهروموم شدن؟

333
00:16:21,175 --> 00:16:23,576
‫‏یه شاکی دیگه تقریبا ۱۵ سال پیش میخواسته...

334
00:16:23,578 --> 00:16:26,746
‫‏پرونده باز بشه اما نتونسته.

335
00:16:26,748 --> 00:16:28,180
‫‏- میدونیم چرا؟
‫‏- نه.

336
00:16:28,182 --> 00:16:30,516
‫‏تنها اسم کسی
‫‏که سعی کرده رو میدونم...

337
00:16:30,518 --> 00:16:33,119
‫"استیفن آلتمن".

338
00:16:33,121 --> 00:16:34,687
‫‏اوه، خدای من، ببین کیه.

339
00:16:34,689 --> 00:16:35,888
‫‏همون روح‌مون، همون
‫‏مردی که توی عکس...

340
00:16:35,890 --> 00:16:37,156
‫‏داشت تو جنگل قدم میزد.

341
00:16:37,158 --> 00:16:38,758
‫‏"استیفن آلتمن" در "برنفورد" بزرگ شده.

342
00:16:38,760 --> 00:16:40,092
‫‏پدرومادرش به خاطر
‫‏سرطان استخوون مردن...

343
00:16:40,094 --> 00:16:42,361
‫‏که تصور میشه
‫‏به خاطر مواد شیمیایی "آتریا" بهش  دچار شدن.

344
00:16:42,363 --> 00:16:46,032
‫‏"استیفن" وقتی یه
‫‏نوجوون بوده از "آتریا" به خاطر مرگشون شکایت کرده.

345
00:16:46,034 --> 00:16:47,700
‫‏سرانجام، پرونده‌ش به خاطر فقدان...

346
00:16:47,702 --> 00:16:49,268
‫‏مدارک کافی بسته شده.

347
00:16:49,270 --> 00:16:51,804
‫‏نتونستم در دو سال گذشته اثری ازش پیدا کنم...

348
00:16:51,806 --> 00:16:55,041
‫‏نه مالیات داده، نه
‫‏گواهینامه داره و نه آدرس.

349
00:16:55,043 --> 00:16:56,409
‫‏شاید برگشته باشه.

350
00:16:56,411 --> 00:16:58,311
‫‏ببین، میدونم دیوونگی به نظر میاد
‫‏اما اگر اون بیرون باشه...

351
00:16:58,313 --> 00:17:00,858
‫‏و بدون لباس محافظ
‫‏در جنگل قدم میزنه...

352
00:17:00,860 --> 00:17:03,000
‫‏شاید اینقدر
‫‏بی‌احتیاط باشه که به "برنفورد" هم برگرده.

353
00:17:03,602 --> 00:17:06,337
‫‏خب، چی باعث
‫‏شده یه مامور اف.بی.آی...

354
00:17:06,339 --> 00:17:08,472
‫‏به یه تحلیلگر پیر و بازنشسته سر بزنه؟

355
00:17:08,474 --> 00:17:11,675
‫"‏شما یه تحلیلگر بازنشسته نیستین آقای "ویلکینسون.

356
00:17:11,677 --> 00:17:13,377
‫‏پس کی هستم؟

357
00:17:13,379 --> 00:17:16,932
‫‏فکر کنم شما یه مامور
‫‏روسی بازنشسته به اسم عملیاتی "اولیاندر" هستین.

358
00:17:18,317 --> 00:17:20,284
‫‏"اولیاندر"؟

359
00:17:20,286 --> 00:17:24,655
‫‏به خاطر همین اینجایی، دنبال
‫‏اون داستان ارواح قدیمی هستی؟

360
00:17:24,657 --> 00:17:26,824
‫‏سی.آی.ای در موردتون تحقیق میکرده.

361
00:17:26,826 --> 00:17:30,127
‫‏بله، سی.آی.ای
‫‏در موردم تحقیق کردم و تبرئه شدم.

362
00:17:30,129 --> 00:17:33,063
‫‏اون پرونده به خاطر
‫‏نبود مدارک کافی بسته شد...

363
00:17:33,065 --> 00:17:36,734
‫‏اما سی.آی.ای دنبال شما
‫‏اومدن حتما یه دلیلی داشتن.

364
00:17:39,138 --> 00:17:40,604
‫‏جریان چیه؟

365
00:17:41,140 --> 00:17:43,163
‫‏باهام روراست باش خانم جوان.

366
00:17:43,165 --> 00:17:44,710
‫‏منم باهات روراست میشم.

367
00:17:49,916 --> 00:17:53,083
‫‏شوهرم یه سال پیش کشته شد...

368
00:17:53,085 --> 00:17:55,452
‫‏و سعی دارم بفهمم برای چی.

369
00:17:57,990 --> 00:18:00,184
‫‏بهت تسلیت میگم.

370
00:18:01,260 --> 00:18:02,993
‫‏من "اولیاندر" نیستم.

371
00:18:02,995 --> 00:18:05,162
‫‏سی.آی.ای اومد سراغم چون قبلا...

372
00:18:05,164 --> 00:18:07,131
‫‏با سازمان اطلاعات روسیه کار میکردم، اما من...

373
00:18:07,133 --> 00:18:08,966
‫‏یه مامور مخفی نبودم.

374
00:18:08,968 --> 00:18:11,835
‫‏در بخش غیرنظامی
‫‏یه تحلیلگر بودم...

375
00:18:11,837 --> 00:18:14,538
‫‏در مورد محصولات
‫‏کشاورزی، قند چغندر تحقیق میکردم.

376
00:18:14,540 --> 00:18:16,700
‫‏باید بیشتر از اینم باشه.

377
00:18:18,010 --> 00:18:20,245
‫‏بعد از جنگ سرد...

378
00:18:20,780 --> 00:18:23,347
‫‏به این کشور اومدم
‫‏تا علم تحلیل رو درس بدم.

379
00:18:23,349 --> 00:18:26,283
‫‏پناهندگی گرفتم و شهروند اینجا شدم.

380
00:18:26,285 --> 00:18:28,953
‫‏اسمو عوض کردم و از نو شروع کردم.

381
00:18:29,213 --> 00:18:31,722
‫‏ای کاش میتونستم کمکت کنم.

382
00:18:32,091 --> 00:18:35,344
‫‏میتونم ببینم که آدم خوب و مهربونی هستی.

383
00:18:37,404 --> 00:18:41,517
‫‏چشمهات منو یاد یه نفر میندازه.

384
00:18:43,686 --> 00:18:45,883
‫‏گفتی برای اطلاعات روسیه کار میکردی...

385
00:18:45,885 --> 00:18:49,039
‫‏پس مامور مخفی‌ها رو میشناختی.

386
00:18:49,650 --> 00:18:51,860
‫‏بله، اما "اولیاندر" رو نه.

387
00:18:53,278 --> 00:18:55,512
‫‏"کاتارینا روستوا" رو چی؟

388
00:18:58,909 --> 00:19:01,652
‫"بله، "کاتارینا.

389
00:19:02,454 --> 00:19:05,322
‫‏بله، "کاتارینا" رو خیلی خوب میشناختم.

390
00:19:05,933 --> 00:19:08,434
‫‏هی، فکر کردم "مومو" ازم دزدی کرده.

391
00:19:08,436 --> 00:19:10,069
‫‏باید چه کار میکردم؟

392
00:19:10,071 --> 00:19:11,537
‫‏مجبور نبودی بکشیش.

393
00:19:11,899 --> 00:19:14,501
‫‏اگر کاری نکنم، ضعیف به نظر میام
‫‏و اگر ضعیف به نظر بیام...

394
00:19:14,526 --> 00:19:16,326
‫‏یکی منو میکشه و میندازه تو یه کیسه پلاستیکی.

395
00:19:16,328 --> 00:19:17,994
‫‏رییس بودن فقط این نیست...

396
00:19:17,996 --> 00:19:19,429
‫"‏که نشون بدی قدرت داری، "ویلیام.

397
00:19:19,431 --> 00:19:22,365
‫‏اینم مهمه که نشون بدی
‫‏کی میتونی جلوی خودتو بگیری.

398
00:19:22,367 --> 00:19:25,168
‫‏جلوی خودمو بگیرم؟ اوه، یعنی
‫‏جلوی خودمو بگیرم که...

399
00:19:25,170 --> 00:19:28,004
‫‏یه گلوله تو سر دوستت
‫‏خالی نکنم که بهم دروغ گفته؟!

400
00:19:28,006 --> 00:19:29,606
‫‏باشه، همونطور که گفتم فکر بدی بود.

401
00:19:29,608 --> 00:19:33,643
‫‏الان اصلا نباید
‫‏نگران همکار من باشی.

402
00:19:33,645 --> 00:19:35,645
‫‏متوجهی که چه کار کردی؟

403
00:19:35,647 --> 00:19:38,548
‫‏افراد "مومو" حالا مجبورن تلافی کنن.

404
00:19:38,550 --> 00:19:40,283
‫‏اسلحه رو بذار کنار.

405
00:19:41,787 --> 00:19:43,019
‫‏هی، چند تا ماشین داره میاد این طرف.

406
00:19:43,021 --> 00:19:44,099
‫‏کیه؟

407
00:19:45,123 --> 00:19:48,500
‫‏"ویلیام"، یه جنگ بر سر مواد مخدر راه انداختی.

408
00:19:49,261 --> 00:19:50,619
‫‏عالیه.

409
00:20:20,841 --> 00:20:22,534
‫"‏"ریموند!

410
00:20:25,179 --> 00:20:27,880
‫‏اوه، لعنتی، "آنتونی"؟

411
00:20:27,882 --> 00:20:29,214
‫"‏"آنتونی!

412
00:20:30,284 --> 00:20:31,585
‫"‏"دمبه!

413
00:20:32,683 --> 00:20:33,849
‫‏نمیخوام بمیرم.

414
00:20:33,851 --> 00:20:35,084
‫‏نمی‌میری.

415
00:20:35,086 --> 00:20:36,965
‫‏هر جوری شده بهت کمک میکنیم.

416
00:20:57,953 --> 00:20:59,819
‫‏به نظر میاد آخر دنیا اینجاست.

417
00:20:59,821 --> 00:21:01,921
‫‏"آلتمن" اینجا بزرگ شده.

418
00:21:01,923 --> 00:21:04,523
‫‏تمام شهر مرده، تا
‫‏کیلومترها خبری از برق نیست.

419
00:21:06,028 --> 00:21:09,295
‫‏چرا از اون
‫‏دودکش دود داره میاد بیرون؟

420
00:21:10,899 --> 00:21:14,401
‫‏- برو! برو!
‫‏- برو سمت راست!

421
00:21:14,403 --> 00:21:15,835
‫‏امنه!

422
00:21:19,574 --> 00:21:20,707
‫‏حتما صدامونو شنیده.

423
00:21:20,709 --> 00:21:22,458
‫‏به نظر میاد فرار کرده.

424
00:21:24,212 --> 00:21:25,145
‫‏این چیه؟

425
00:21:25,147 --> 00:21:27,580
‫‏تجهیزات نظارتی. پیشرفته‌س.

426
00:21:27,582 --> 00:21:29,649
‫‏پس داشته یکی رو تعقیب میکرده.

427
00:21:46,101 --> 00:21:48,501
‫‏میدونیم "استیفن آلتمن" با
‫تجهیزاتی که در خونه‌ش پیدا کردیم...

428
00:21:48,503 --> 00:21:50,703
‫‏داشته کسی یا چیزی رو تعقیب میکرده

429
00:21:50,705 --> 00:21:52,605
‫‏باید فرض کنیم قربانی
‫‏بعدی "دست نامرئی" ـه.

430
00:21:52,607 --> 00:21:56,009
‫‏اونجا رو، در ۲۲ دقیقه
‫‏گذشته، ردیاب تکون نخورده.

431
00:21:56,011 --> 00:21:57,410
‫‏هتل "برکستون"؟

432
00:21:57,412 --> 00:21:59,345
‫‏شاید هدف بعدی‌شون اونجا اقامت داره؟

433
00:21:59,347 --> 00:22:01,014
‫‏احتمالا. دارم روش کار میکنم.

434
00:22:01,016 --> 00:22:02,816
‫‏خوشبختانه، دستگاهی که استفاده میکنن...

435
00:22:02,818 --> 00:22:06,352
‫‏یه شتاب‌سنج سه محوره‌ی تقویت‌شده‌س.

436
00:22:06,354 --> 00:22:08,455
‫‏فقط در محور جلو-عقب یا چپ-راست
‫‏هدف رو دنبال نمیکنه...

437
00:22:08,457 --> 00:22:10,256
‫‏بلکه محور بالا-پایین هم داره.

438
00:22:10,258 --> 00:22:11,858
‫‏میتونی ارتفاع رو هم مشخص کنی؟

439
00:22:11,860 --> 00:22:13,393
‫"‏آره، فکر کنم هر کسی که "دست نامرئی...

440
00:22:13,395 --> 00:22:17,263
‫‏دنبالشه، الان در این نقطه‌س...

441
00:22:17,265 --> 00:22:21,968
‫‏در ارتفاع ۸۶ متری ـه و با یه...

442
00:22:21,970 --> 00:22:24,270
‫"‏ مدل سه بُعدی تقریبی از هتل "برکستون...

443
00:22:24,272 --> 00:22:28,908
‫‏و با انداختن محل ردیاب
‫‏روی این مدل...

444
00:22:28,910 --> 00:22:32,479
‫‏میتونم بگم که طبقه‌ی هفدهم ـه.

445
00:22:32,481 --> 00:22:36,323
‫‏میدونم. میدونم. دوست‌داشتنی نیست؟

446
00:22:36,952 --> 00:22:38,151
‫‏به هتل زنگ بزنین.

447
00:22:38,153 --> 00:22:39,486
‫‏بفهمین کی توی اون اتاقه.

448
00:22:39,488 --> 00:22:41,037
‫‏شما دو تا برین اونجا.

449
00:22:42,157 --> 00:22:43,723
‫دخترش؟

450
00:22:43,725 --> 00:22:45,625
‫‏"ماشا"؟ البته.

451
00:22:45,627 --> 00:22:48,335
‫‏منو یاد همون میندازی.

452
00:22:48,830 --> 00:22:51,831
‫‏چقدر شبیه اونی.

453
00:22:52,256 --> 00:22:53,766
‫‏هرگز مادرمو ندیدم.

454
00:22:53,768 --> 00:22:55,368
‫‏"کاتارینا" و من...

455
00:22:55,370 --> 00:22:57,804
‫‏یه مدت در یه ساختمون کار میکردیم.

456
00:22:57,806 --> 00:22:59,639
‫‏اون موقع هم برای خودش یه افسانه بود.

457
00:22:59,641 --> 00:23:01,074
‫‏همه می‌خواستن بشناسنش.

458
00:23:01,076 --> 00:23:02,641
‫‏و با هم دوست بودین؟

459
00:23:03,411 --> 00:23:04,944
‫‏یه بار با تو دیدمش.

460
00:23:04,946 --> 00:23:07,180
‫‏مجبور بود به خاطر
‫‏یه کار اضطراری به دفتر سر بزنه...

461
00:23:07,182 --> 00:23:10,775
‫‏و تو کنارش بودی، فکر کنم سه سالت بود.

462
00:23:13,388 --> 00:23:15,196
‫‏"ردینگتون" رو میشناختی؟

463
00:23:16,358 --> 00:23:18,949
‫‏نمیخوام در مورد "ردینگتون" حرف بزنم.

464
00:23:20,095 --> 00:23:21,594
‫‏چرا نمیخوای؟

465
00:23:23,398 --> 00:23:25,247
‫‏فقط نمیخوام.

466
00:23:29,337 --> 00:23:31,170
‫‏فکر میکنی مُرده؟

467
00:23:32,129 --> 00:23:33,740
‫‏"کاتارینا" رو میگم؟

468
00:23:33,742 --> 00:23:35,508
‫‏میدونم میگن خودکشی کرده...

469
00:23:35,510 --> 00:23:38,244
‫‏اما یه مردی به "آنتون ولوف" بود.

470
00:23:38,246 --> 00:23:40,980
‫"‏اون سرهنگ "اسپتزناف
‫نیروی ویژه‌ی روسیه) بود).

471
00:23:40,982 --> 00:23:43,550
‫‏گفتش شاید هنوزم زنده باشه.

472
00:23:43,552 --> 00:23:47,895
‫‏بعد از اینکه به طرف آمریکا
‫‏رفت دیگه خبری از "کاتارینا" نشنیدم.

473
00:23:48,757 --> 00:23:50,648
‫‏اینکه واقعا براش چه اتفاقی افتاده رو...

474
00:23:51,524 --> 00:23:53,560
‫‏فکر کنم افرادی هستن...

475
00:23:53,562 --> 00:23:56,779
‫‏که میخوان اون اطلاعات رو مخفی نگه دارن.

476
00:23:58,133 --> 00:24:00,667
‫‏و فکر کنم  هر کاری لازم باشه انجام میدن...

477
00:24:00,669 --> 00:24:02,869
‫‏تا مخفی نگهش دارن.

478
00:24:02,871 --> 00:24:04,837
‫‏باشه، مهمون "آنا هاپکینز" ـه.

479
00:24:04,839 --> 00:24:07,073
‫‏اون معاون مدیرعامل شرکت "اوپتیمایز" ـه...

480
00:24:07,075 --> 00:24:08,441
‫‏یه شرکت اروپایی که متخصص...

481
00:24:08,443 --> 00:24:10,922
‫‏- اختراعات در زمینه‌ی انرژههای سبزه.
‫‏- انرژی سبز؟

482
00:24:10,924 --> 00:24:12,620
‫‏باعث نمیشه یکی از آدم خوبها باشه؟

483
00:24:12,645 --> 00:24:14,045
‫‏پس چرا اونو هدف گرفتن؟

484
00:24:14,047 --> 00:24:15,913
‫‏به نظر میاد قبل
‫‏از اینکه "آنا هاپکینز" سعی...

485
00:24:15,915 --> 00:24:17,849
‫‏در نجات دادن این سیاره بکنه، داشته
‫‏اونو آلوده میکرده.

486
00:24:17,851 --> 00:24:20,084
‫‏مدیر اجرایی ارشد شرکت "آتریا" بوده.

487
00:24:20,086 --> 00:24:22,120
‫‏"هاپکینز" مسئول موارد...

488
00:24:22,122 --> 00:24:23,755
‫‏نشت مواد شیمیایی از طرف اون شرکت بوده.

489
00:24:23,757 --> 00:24:25,590
‫‏آره و به ظاهر
‫"‏بعد از بست شدن "آتریا...

490
00:24:25,592 --> 00:24:28,392
‫‏کاری رو در لندن قبول کرده
‫‏و از اون موقع خارج از کشور بوده.

491
00:24:28,394 --> 00:24:29,861
‫‏و به نظر میاد تازه وارد شهر شده...

492
00:24:29,863 --> 00:24:32,130
‫‏تا در مورد یه محصول جدید که
‫شرکتش روش کار میکنه...

493
00:24:32,132 --> 00:24:33,364
‫‏سخنرانی کنه.

494
00:24:33,366 --> 00:24:35,600
‫‏- بله؟
‫‏- یه بسته اضطراری...

495
00:24:35,602 --> 00:24:37,123
‫‏برای "آنا هاپکینز" دارم.

496
00:24:37,125 --> 00:24:38,903
‫‏ممنون. بذارش پشت در.

497
00:24:38,905 --> 00:24:40,990
‫‏نمیتونم. باید امضا بشی.

498
00:24:43,697 --> 00:24:45,494
‫‏یه ثانیه صبر کن.

499
00:24:47,521 --> 00:24:50,789
‫‏سلام؟ بله، "آنا هاپکینز" از اتاق ۱۷۱۲ هستم.

500
00:24:50,814 --> 00:24:53,448
‫‏یه پیک اومده و میگه
‫‏یه بسته برام اورده.

501
00:24:53,473 --> 00:24:55,296
‫‏میخواستم ببینیم شما فرستادینش بالا.

502
00:24:57,424 --> 00:24:58,790
‫‏که اینطور.

503
00:25:00,794 --> 00:25:03,861
‫"‏- امنیت "هتل براکستون.
‫‏- امنیت، من مامور "نوابی" هستم...

504
00:25:03,863 --> 00:25:05,663
‫‏از اف.بی.آی. فکر میکنیم...

505
00:25:05,665 --> 00:25:08,299
‫‏یکی از مهمان‌تون به اسم
‫‏"آنا هاپکینز" در خطر باشه.

506
00:25:08,301 --> 00:25:10,601
‫‏اتاق ۱۷۱۲، آره، همین
‫‏الان باهامون تماس گرفت.

507
00:25:10,603 --> 00:25:12,403
‫‏دارم یه تیم رو میفرستم بالا.

508
00:25:12,405 --> 00:25:13,771
‫‏چه تماسی؟ چی شده؟

509
00:25:13,773 --> 00:25:15,540
‫‏- ببخشید، قربان.
‫‏- مشکلی نیست آقایون.

510
00:25:15,542 --> 00:25:17,008
‫‏فقط دارم یه بسته رو تحویل میدم.

511
00:25:17,010 --> 00:25:18,843
‫‏اول باید بررسی بشه.

512
00:25:18,845 --> 00:25:20,070
‫‏بریم.

513
00:25:26,019 --> 00:25:27,752
‫‏خیلی ممنونم.

514
00:25:29,255 --> 00:25:31,255
‫‏۱۵ثانیه وقت داریم. بلندش کنین.

515
00:25:43,536 --> 00:25:45,550
‫‏- ایست! اف.بی.آی!
‫‏- اف.بی.آی! اسلحه‌تو بنداز!

516
00:26:12,665 --> 00:26:14,098
‫‏هنوز زنده‌س.

517
00:26:14,100 --> 00:26:16,567
‫‏یه آمبولانس و
‫‏تیم پشتیبانی رو به موقعیت ما بفرست.

518
00:26:16,569 --> 00:26:19,036
‫‏- دستها بالا!
‫‏- مظنونین در یه ون قهوه‌ای هستن...

519
00:26:19,038 --> 00:26:21,131
‫‏هیچ نشانه یا پلاکی نداره.

520
00:26:28,069 --> 00:26:30,002
‫‏سلام.

521
00:26:33,074 --> 00:26:35,241
‫‏چی شده؟

522
00:26:35,243 --> 00:26:39,136
‫‏وقتی دفنت کنیم، میخوایم به اندازه‌ی...

523
00:26:39,138 --> 00:26:41,881
‫"‏کسانی که وقتی در "آتریا
‫‏کار میکردی قربانیشون کردی...

524
00:26:41,883 --> 00:26:44,750
‫‏و شهرمون رو نابود کردی، احساس ناتوانی کنی.

525
00:26:44,752 --> 00:26:46,919
‫‏"برنفورد"؟

526
00:26:46,921 --> 00:26:48,320
‫‏مسئله همینه؟

527
00:26:48,322 --> 00:26:49,622
‫‏میدونیم چه کار کردی.

528
00:26:49,624 --> 00:26:52,707
‫‏یکی از همسایه‌مون یه سال قبل از اینکه...

529
00:26:52,768 --> 00:26:54,501
‫‏همه مریض بشن ازتون شکایت کرد.

530
00:26:54,503 --> 00:26:56,236
‫‏به وکلات دستور دادی...

531
00:26:56,238 --> 00:26:57,437
‫‏پشت پرده با اونا به توافق برسن.

532
00:26:57,439 --> 00:26:59,006
‫‏که کاملا قانونی بوده.

533
00:26:59,008 --> 00:27:01,074
‫‏با پول کثیفت سکوت
‫‏اونا رو خریدی تا بتونی...

534
00:27:01,076 --> 00:27:03,844
‫‏میلیونها دلار در بیاری در حالی که ما...

535
00:27:03,846 --> 00:27:08,215
‫‏تماشا میکردیم کسانی که دوستشون داریم
‫‏مریض میشن و رنج میکشن و میمیرن.

536
00:27:08,217 --> 00:27:11,218
‫‏در مورد اتفاقی که افتاد حس بدی داشتم.

537
00:27:11,220 --> 00:27:12,719
‫‏اون کار رو ول کردم.

538
00:27:12,721 --> 00:27:15,289
‫‏الان دارم برای
‫‏یه شرکت طرفدار محیط‌زیست کار میکنم...

539
00:27:15,291 --> 00:27:16,423
‫‏سعی میکنم کارامو جبران کنم.

540
00:27:16,425 --> 00:27:19,559
‫جبران کنی؟ به خاطر کشتن پدرومادرهامون؟

541
00:27:19,561 --> 00:27:21,595
‫‏به خاطر کشتن من؟

542
00:27:24,967 --> 00:27:26,800
‫‏کجا میرفتن؟

543
00:27:27,268 --> 00:27:29,536
‫‏هی، سوال رو جواب بده چون
‫‏اگر اون زن بمیره...

544
00:27:29,538 --> 00:27:30,671
‫‏نمیتونم.

545
00:27:30,673 --> 00:27:32,660
‫‏ببین در مورد "دست نامرئی" خبر داریم.

546
00:27:32,662 --> 00:27:34,757
‫‏میدونیم برای "استیفن آلتمن" کار میکنی.

547
00:27:34,782 --> 00:27:36,682
‫"‏تموم شده. در مورد "تیم گورمن...

548
00:27:36,684 --> 00:27:38,718
‫‏"دیوید فلین"، قاضی "ادوارد ویبر" میدونیم.

549
00:27:38,720 --> 00:27:40,953
‫‏از هر کسی که باهاش
‫‏کار میکنی نمیتونی محافظت کنی...

550
00:27:40,955 --> 00:27:42,488
‫‏متوجه نیستین.

551
00:27:42,490 --> 00:27:44,190
‫‏اونا همکار یا کارفرمام نیستن.

552
00:27:44,192 --> 00:27:45,524
‫‏اونا بهترین دوستامن.

553
00:27:45,526 --> 00:27:46,792
‫‏با همدیگه بزرگ شدیم.

554
00:27:46,794 --> 00:27:48,461
‫‏به دوستانت اهمیت میدی...

555
00:27:48,463 --> 00:27:51,458
‫‏اما بچه‌هات بیشتر برات مهمن یا اونا؟

556
00:27:52,133 --> 00:27:54,100
‫‏داریم به فرصت بهت میدیم...

557
00:27:54,102 --> 00:27:56,368
‫‏شاید تنها فرصتی
‫‏که بتونی خارج از زندان...

558
00:27:56,370 --> 00:27:58,716
‫‏اونا رو ببینی.

559
00:28:02,944 --> 00:28:05,277
‫‏فقط قرار بود اونا باشن...

560
00:28:05,723 --> 00:28:09,949
‫"‏"دیوید فلین"، قاضی "ویبر" و "آنا هاپکینز.

561
00:28:09,951 --> 00:28:11,684
‫‏اونا این کار رو با ما کردن.

562
00:28:11,686 --> 00:28:15,354
‫،‏سر اون پروند تبانی کردن
‫‏مطمئن شدن که بسته بمونه.

563
00:28:15,356 --> 00:28:21,160
‫‏قانون بهشون اجازه داد
‫‏تمام خانواده‌های "برنفورد" رو بکشن.

564
00:28:21,739 --> 00:28:24,163
‫‏همگی موافق بودیم که باید
‫‏کاری بکنیم، و یه کاری کردیم.

565
00:28:25,075 --> 00:28:27,703
‫‏همه‌شون به جز "آنا هاپکینز" رو پیدا کردیم.

566
00:28:29,288 --> 00:28:31,949
‫‏و بعد از اون میدونستم که باید دست برداریم.

567
00:28:31,974 --> 00:28:34,942
‫‏اما "استیفن" گفتش
‫‏که راه برگشتی وجود نداره.

568
00:28:34,944 --> 00:28:38,112
‫‏حالا آدمکش شدیم
‫‏و به خودمون و بقیه قربانی‌ها مدیونیم...

569
00:28:38,114 --> 00:28:40,481
‫‏و باید ادامه بدیم.

570
00:28:40,483 --> 00:28:42,449
‫‏"هاپکینز" رو داشتن کجا میبردن؟

571
00:28:42,451 --> 00:28:44,018
‫‏"استیفن" داره می‌میره.

572
00:28:44,020 --> 00:28:46,253
‫‏تقریبا دو سال پیش متوجه‌ش شد...

573
00:28:46,255 --> 00:28:48,589
‫‏همون سرطان استخوونی که
‫‏پدرومادرش...

574
00:28:48,591 --> 00:28:51,792
‫‏و پدرومادر منو، پدرومادر "زیک" و
‫‏پدرومادر "بابی" رو کشت...

575
00:28:51,794 --> 00:28:53,560
‫‏"سوفیا"، کجا داشتن می‌رفتن.

576
00:28:53,562 --> 00:28:56,964
‫‏برمیگشتن به همون زباله‌دونی...

577
00:28:56,966 --> 00:28:59,767
‫‏تا در زمینی که نابودش کرده دفنش کنن.

578
00:28:59,769 --> 00:29:00,934
‫‏به محل آلودگی.

579
00:29:00,936 --> 00:29:02,703
‫‏همونجایی ـه که
‫‏میدونن دنبالشون میگردیم.

580
00:29:02,705 --> 00:29:04,705
‫‏میتونین سعی کنین، اما
‫‏هرگز به موقع پیداشون نمیکنین.

581
00:29:04,707 --> 00:29:08,575
‫‏ده مایل مربع زمین
‫‏صاف و بیابونه.

582
00:29:08,577 --> 00:29:10,544
‫‏میتونم بهتون نشون بدم کجان.

583
00:29:11,288 --> 00:29:14,048
‫‏یه محوطه در ۳۰ متری
‫‏غرب دبیرستان قدیمی ـه.

584
00:29:14,050 --> 00:29:15,582
‫‏از کجا میدونی اونجا میرن؟

585
00:29:15,584 --> 00:29:17,351
‫‏چون...

586
00:29:17,353 --> 00:29:19,672
‫‏قبر رو اونجا کندیم.

587
00:29:28,050 --> 00:29:29,483
‫‏اون چه جهنمی بود؟

588
00:29:29,485 --> 00:29:30,951
‫‏اف.بی.ای منتظرمون بود.

589
00:29:30,953 --> 00:29:33,587
‫"‏- آروم باش "بابی.
‫‏- آروم؟! هیچ راه فراری نداشتیم.

590
00:29:33,589 --> 00:29:35,322
‫‏میدونستن که قراره
‫"‏بریم سراغ "هاپکینز.

591
00:29:35,324 --> 00:29:36,756
‫‏- بله، بله.
‫‏- از کجا میدونستن؟

592
00:29:36,758 --> 00:29:39,226
‫‏احتمالا از اونجا
‫‏که به خونه‌ی من در "برنفورد" حمله کردن.

593
00:29:39,228 --> 00:29:40,594
‫‏تمام تجهیزات نظارتی‌مون رو پیدا کردن.

594
00:29:40,596 --> 00:29:43,430
‫‏چی؟ نه، "استیفن"، نه.
‫‏باید بهمون میگفتی.

595
00:29:43,432 --> 00:29:44,931
‫‏ماموریت رو لغو میکردیم.

596
00:29:44,933 --> 00:29:46,600
‫‏دقیقا به خاطر همین
‫‏بهتون نگفتم، چون میدونستم...

597
00:29:46,602 --> 00:29:48,201
‫‏هیچکدومتون پا پیش نمیذارین تا...

598
00:29:48,203 --> 00:29:49,302
‫کاری که شروع کردیم رو تموم کنیم.

599
00:29:49,304 --> 00:29:51,952
‫‏بالاخره "آنا هاپکینز" رو پیدا کردیم.

600
00:29:51,986 --> 00:29:53,352
‫‏هیچی دیگه اهمیت نداره.

601
00:29:53,354 --> 00:29:55,220
‫‏برای تو اهمیت نداره، چون داری میمیری.

602
00:29:55,222 --> 00:29:57,022
‫‏ما یه چیزی داریم که براش زنده بمونیم.

603
00:29:57,024 --> 00:29:59,525
‫‏فعلا، تا وقتی که مریض بشی.
‫‏فکر میکنی که مریض نمیشی.

604
00:29:59,527 --> 00:30:02,060
‫‏بچه و خانواده داریم.

605
00:30:02,062 --> 00:30:04,663
‫‏عاشقتیم "استیفن"، اما
‫‏باید بهمون میگفتی.

606
00:30:04,665 --> 00:30:07,933
‫‏باید میذاشتی خودمون تصمیم بگیریم.

607
00:30:07,935 --> 00:30:10,369
‫- "متاسفم "بابی.
‫- آره.

608
00:30:12,706 --> 00:30:17,876
‫‏برو. من زنده به بیمارستان نمیرسم.

609
00:30:17,878 --> 00:30:19,578
‫‏کاری که...

610
00:30:19,580 --> 00:30:21,400
‫‏شروع کردیم رو تموم کن.

611
00:30:35,362 --> 00:30:37,374
‫‏بگیر بشین.

612
00:30:38,876 --> 00:30:41,767
‫"ازت خواهش نمیکنم "ویلیام.

613
00:30:45,382 --> 00:30:47,850
‫‏ببین، مرد، من چرا اینجام؟

614
00:30:47,852 --> 00:30:49,651
‫‏دیگه به دوستت "آنتونی" دست نمیزنم...

615
00:30:49,653 --> 00:30:51,920
‫‏اگر نگران همینی، باشه؟

616
00:30:51,922 --> 00:30:53,555
‫‏الان به اندازه‌ی کافی مشکل دارم.

617
00:30:53,991 --> 00:30:56,625
‫‏اینجایی چون یکم اطلاعات میخوام.

618
00:30:56,627 --> 00:30:59,261
‫‏راستشو بگم، تمایلم
‫"برای کمک به "آنتونی...

619
00:30:59,263 --> 00:31:03,832
‫برای حل مشکل کوچولوش
‫کاملا از روی نوع‌دوستی نبود.

620
00:31:03,834 --> 00:31:06,702
‫‏یه پروژه‌ای دارم که...

621
00:31:06,704 --> 00:31:09,823
‫‏میتونم از تجربه‌‌ت در فروش
‫‏مواد به خوبی استفاده کنم.

622
00:31:10,241 --> 00:31:11,473
‫‏که چی باشه؟

623
00:31:11,475 --> 00:31:12,808
‫"‏سندیکای "نش.

624
00:31:12,810 --> 00:31:14,610
‫"‏میخوام برم دنبال سندیکای "نش.

625
00:31:14,612 --> 00:31:16,378
‫‏"نش؟ بیخیال مرد.

626
00:31:16,380 --> 00:31:18,580
‫‏میخوای بری دنبال اون آدما؟

627
00:31:18,582 --> 00:31:20,966
‫‏به اندازه‌ی کافی یه ماهی گنده‌ای.
‫‏چرا میخوای همچین ریسکی کنی؟

628
00:31:20,968 --> 00:31:23,085
‫"‏من یه ماهی بزرگ نیستم، "ویلیام.

629
00:31:23,087 --> 00:31:24,386
‫‏من "موبی دیک"ـم.
‫(نهنگ سفید)

630
00:31:24,388 --> 00:31:29,224
‫‏با این وجود دست
‫‏کسی به آدمای "نش" نمیرسه.

631
00:31:29,776 --> 00:31:32,077
‫‏الان به ازای هر ده نفری
‫‏که از افراد من تو زندانن...

632
00:31:32,079 --> 00:31:34,012
‫‏یه نفر از آدمای "نش" تو زندانه.

633
00:31:34,014 --> 00:31:35,947
‫‏و آخرین باری که
‫‏محموله‌شون در بندر...

634
00:31:35,949 --> 00:31:37,816
‫‏متوقف شده کی بوده؟

635
00:31:37,818 --> 00:31:39,217
‫‏هرگز.

636
00:31:39,219 --> 00:31:40,151
‫‏چرا؟

637
00:31:40,153 --> 00:31:42,854
‫‏کی میدونه؟ اما بقیه چی میگن؟

638
00:31:42,856 --> 00:31:45,872
‫"‏به خاطر اینه که سندیکای "نش
‫‏توسط پلیسها محافظت میشه.

639
00:32:01,341 --> 00:32:04,976
‫‏- ایست! اف.بی.آی.
‫‏- اف.بی.آی.

640
00:32:48,264 --> 00:32:50,385
‫‏خب، به کشتن
‫‏تمام اون آدمها اعتراف میکنی؟

641
00:32:50,387 --> 00:32:54,600
‫‏"دست نامرئی" یه نیروی اصلاح‌کننده‌س.

642
00:32:54,627 --> 00:32:58,095
‫‏چیزی که میدونستم
‫‏وجودش در دنیا اشتباه ـه رو اصلاح کردم.

643
00:32:58,097 --> 00:33:00,331
‫‏و هیچی رو انکار نمیکنی؟

644
00:33:00,333 --> 00:33:02,466
‫‏انکارش کنم؟ بهش افتخار میکنم.

645
00:33:02,468 --> 00:33:04,535
‫‏مدتها بعد از مرگم، داستان...

646
00:33:04,537 --> 00:33:06,942
‫‏موفقیتی که داشتیم باقی می‌مونه.

647
00:33:07,615 --> 00:33:09,203
‫‏و این چه داستانی ـه؟

648
00:33:09,205 --> 00:33:12,773
‫‏داستان شش تا بچه که
‫‏در یه شهر دورافتاده...

649
00:33:12,775 --> 00:33:14,440
‫‏و عالی زندگی میکردن...

650
00:33:15,044 --> 00:33:19,346
‫‏شش تا بچه که فکر
‫‏میکردن دنیا جای خیلی قشنگیه...

651
00:33:19,348 --> 00:33:20,781
‫‏جایی ـه که چیزای
‫‏شگفت‌انگیز اتفاق می‌افته...

652
00:33:20,783 --> 00:33:24,251
‫‏اگر سخت کار کنن، طبق قوانین جلو برن...

653
00:33:24,253 --> 00:33:27,119
‫‏اگر فقط آدمهای خوبی باشن، عالی میشه.

654
00:33:28,023 --> 00:33:32,393
‫‏بعدش یه روز، شاهد این بود که هر
‫‏کسی که دوستشون داشتن...

655
00:33:32,395 --> 00:33:35,836
‫‏مریض شدن و مردن.

656
00:33:36,232 --> 00:33:39,867
‫‏قاتلان هرگز مقصر شناخته نشدن.

657
00:33:39,869 --> 00:33:43,437
‫‏اما میدونی اون بچه‌های ایده‌آلگرا چه کار کردن؟

658
00:33:43,719 --> 00:33:45,873
‫‏ایده‌آلگرا باقی موندن.

659
00:33:46,305 --> 00:33:49,080
‫‏وارد دنیا شدن تا
‫‏سعی کنن چیزایی رو عوض کنن...

660
00:33:49,105 --> 00:33:54,142
‫‏به جایی بهتر تبدیلش کنن، به
‫‏افراد ناتوان و بی‌قدرت کمک کنن...

661
00:33:54,144 --> 00:33:57,111
‫‏حقیقت رو فاش کنن
‫‏و دست آدم بدها رو رو کنن...

662
00:33:57,113 --> 00:34:00,615
‫‏و سعی کردن روی
‫‏خوب دنیا رو ببینن.

663
00:34:00,617 --> 00:34:02,654
‫‏و میدونی متوجه چی شدن؟

664
00:34:04,187 --> 00:34:05,824
‫‏اینطوری فایده نداره.

665
00:34:07,424 --> 00:34:10,725
‫‏دنیا عوض نشد.

666
00:34:10,727 --> 00:34:13,533
‫‏به جایی بهتر تبدیلش نکردن.

667
00:34:14,458 --> 00:34:17,961
‫‏و بعدش یکی از
‫‏شش قهرمانمون مُرد...

668
00:34:19,129 --> 00:34:22,570
‫‏در اثر همون سرطان
‫‏استخوانی که پدرومادرشو کشته بود.

669
00:34:22,925 --> 00:34:26,216
‫‏پنج نفر دیگه
‫‏سالها بعد در مراسم خاکسپاریش دور هم جمع شدن...

670
00:34:26,241 --> 00:34:29,609
‫‏و اونجا بالای تابوتش
‫‏نقشه‌ای با هم کشیدن...

671
00:34:29,611 --> 00:34:35,615
‫‏یه نقشه‌ی جدید برای
‫‏عوض کردن دنیا، فقط این بار همونطور که...

672
00:34:35,617 --> 00:34:38,524
‫‏دنیا باهاشون بی‌رحمانه رفتار کرده بود
‫‏بی‌رحم میشدن.

673
00:34:39,621 --> 00:34:41,688
‫‏و این متعصبان اجرای اعدالت...

674
00:34:41,690 --> 00:34:44,238
‫‏واقعا فکر میکنی دنیا
‫‏به اونا نیاز داره؟

675
00:34:45,155 --> 00:34:48,561
‫‏دیگه نمیخوام بدونم
‫‏این دنیا به چی نیاز داره.

676
00:34:48,563 --> 00:34:53,247
‫‏در حالی می‌میرم که
‫‏میدونم کاری که میتونستم رو کردم.

677
00:34:54,289 --> 00:34:56,792
‫‏فقط چون یه چیزی قانونی ـه...

678
00:34:57,192 --> 00:35:02,095
‫‏به این معنی نیست که درسته
‫‏یا نباید مجازات بشه.

679
00:35:05,568 --> 00:35:06,767
‫‏چه مشکلی  پیش اومده؟

680
00:35:06,792 --> 00:35:08,659
‫‏چه احوالپرسی گرمی.

681
00:35:08,661 --> 00:35:10,160
‫‏آخه از کجا میدونی مشکلی پیش اومده؟

682
00:35:10,162 --> 00:35:12,095
‫‏چون تو زنگ زدی و
‫اگر اضطراری نباشه...

683
00:35:12,097 --> 00:35:13,163
‫‏زنگ نمیزنی.

684
00:35:13,165 --> 00:35:15,732
‫‏"ماشا" اینجا بود.

685
00:35:15,734 --> 00:35:18,262
‫‏- چطوری؟
‫‏- چطوریش یه مشکل، بله...

686
00:35:18,264 --> 00:35:20,470
‫‏اما به اندازه‌ی چراییش مشکل بزرگی نیست.

687
00:35:20,472 --> 00:35:23,362
‫‏اینجا دنبال "اولیاندر" میگشت.

688
00:35:23,389 --> 00:35:25,922
‫‏به ظاهر، فکر میکنی دنبال کردن اون...

689
00:35:25,924 --> 00:35:27,891
‫‏بهش کمک میکنه معمای قتل شوهرشو حل کنه.

690
00:35:27,893 --> 00:35:30,727
‫‏چی گفت؟ دقیق بگو.

691
00:35:30,729 --> 00:35:33,430
‫‏آروم باش. نمیدونه
‫‏"اولیاندر" منم.

692
00:35:33,432 --> 00:35:34,931
‫‏معلومه که بهش نگفتم.

693
00:35:34,933 --> 00:35:37,701
‫‏و از اونجا که میدونم
‫‏تنها به خودت اهمیت میدی...

694
00:35:37,703 --> 00:35:39,169
‫‏میتونی دیگه نگران نباشی.

695
00:35:39,171 --> 00:35:41,538
‫‏یه کلمه هم در موردت نگفتم.

696
00:35:41,540 --> 00:35:45,041
‫‏نوه‌ی خودم، بعد از تقریبا سی سال...

697
00:35:45,043 --> 00:35:48,510
‫‏درست کنارم بود و نتونستم
‫‏هیچی بهش بگم.

698
00:35:49,248 --> 00:35:50,832
‫‏الان نمیتونم در موردش حرف بزنم.

699
00:35:50,834 --> 00:35:52,047
‫‏باید بهش بگی.

700
00:35:52,049 --> 00:35:54,035
‫‏مخفی کاری بسه.
‫‏حقشه که بدونه.

701
00:35:54,037 --> 00:35:55,519
‫‏بعدا در موردش حرف میزنیم.

702
00:35:55,521 --> 00:35:57,297
‫‏"ثمر" اومده اینجا
‫‏تا از "بابی" بازجویی کنه...

703
00:35:57,299 --> 00:35:59,688
‫‏اما من خواستم
‫‏تو اول باهاش حرف بزنی.

704
00:36:01,219 --> 00:36:03,940
‫‏"لیز" میگه که شاید
‫‏بتونه در پیدا کردن قاتل "تام" کمک کنه.

705
00:36:03,942 --> 00:36:07,154
‫‏-چطوری؟
‫‏-منم همین سوال رو پرسیدم.

706
00:36:12,350 --> 00:36:14,184
‫"‏سلام، "بابی.

707
00:36:15,654 --> 00:36:19,021
‫‏میدونی، زمانی
‫‏مردی رو میشناختم که ۲۰ بار...

708
00:36:19,023 --> 00:36:22,826
‫به بالا تنه‌ش تیر خورده بود
‫و زنده مونده بود، ۲۰ بار.

709
00:36:23,462 --> 00:36:25,695
‫‏اسمش "آچیکو تاکاهاشی" بود.

710
00:36:26,064 --> 00:36:27,330
‫‏تو کی هستی؟

711
00:36:27,332 --> 00:36:30,800
‫‏متوجهی، "آچیکو" بیچاره
‫‏فهمید که شانسی...

712
00:36:30,802 --> 00:36:33,503
‫‏در برابر یاکوزای تشنه به خون نداره...

713
00:36:33,505 --> 00:36:35,308
‫‏- نگهبان!
‫‏- اوه، ولش کن.

714
00:36:35,310 --> 00:36:36,639
‫‏داستان خوبی نیست.

715
00:36:36,641 --> 00:36:39,309
‫‏به جز این واقعیت
‫‏که "آچیکو"ی جوان زنده موند.

716
00:36:39,311 --> 00:36:41,211
‫‏به ظاهر خدا کمکش کرده بود.

717
00:36:41,570 --> 00:36:44,103
‫‏کاملا مطمئن بود...

718
00:36:44,105 --> 00:36:50,476
‫‏که خدا نجاتش داده، که
‫‏شاید درست باشه، اما علم...

719
00:36:50,478 --> 00:36:54,080
‫‏چه باور بکنی و چه نکنی
‫‏یه جورایی طرف اون بود.

720
00:36:54,082 --> 00:37:00,119
‫%‏میگن که بیش از ۸۰
‫‏قسمتهای بدن اگر تیر بخورن باعث مرگ نمیشن.

721
00:37:00,121 --> 00:37:02,088
‫‏تو چی "بابی"؟

722
00:37:02,090 --> 00:37:06,755
‫‏بعد از اون همه آدمی
‫‏که تو و دوستهات کشتین...

723
00:37:08,048 --> 00:37:11,551
‫‏فکر میکنی خدا امروز بهت لبخند میزنه؟

724
00:37:13,134 --> 00:37:14,801
‫‏چی میخوای؟

725
00:37:15,197 --> 00:37:18,131
‫"‏کسی رو میخوام که بهش میگن "اسباب‌بازی ساز.

726
00:37:18,133 --> 00:37:21,902
‫‏میدونم برای
‫‏"دست نامرئی" کار میکرده.

727
00:37:21,904 --> 00:37:24,271
‫‏خبرش رسیده که
‫‏اون برای تو و دوستهات...

728
00:37:24,273 --> 00:37:27,374
‫‏تجهیزات نظارتی
‫‏به نسبت شگفت‌انگیزی ساخته.

729
00:37:27,376 --> 00:37:29,216
‫‏کجا میتونم پیداش کنم؟

730
00:37:29,218 --> 00:37:31,745
‫‏از کجا در مورد "اسباب‌بازی ساز" خبر داری؟

731
00:37:32,235 --> 00:37:34,935
‫‏پلیس نیستی.
‫‏کی هستی؟

732
00:37:34,937 --> 00:37:37,471
‫"‏سوالمو جواب بده "بابی.

733
00:37:37,473 --> 00:37:39,507
‫‏وگرنه چی میشه؟

734
00:37:41,844 --> 00:37:44,311
‫‏وگرنه کاری رو باهات
‫‏میکنم که اون ۲۰ گلوله...

735
00:37:44,313 --> 00:37:47,326
‫‏نتونست با "تاکاهاشی" بکنه.

736
00:37:53,423 --> 00:37:55,222
‫‏الان میام پیشت، دوست عزیز.

737
00:37:55,224 --> 00:37:58,192
‫‏خوش‌بینی شما رو
‫"‏تحسین میکنم آقای "بندیکات...

738
00:37:58,194 --> 00:38:01,601
‫‏اما متاسفانه قرار نیست با هم دوست بشیم.

739
00:38:03,103 --> 00:38:05,466
‫‏لطفا "کلیولند" صدام بزن.

740
00:38:05,468 --> 00:38:08,702
‫‏میدونی من کیم "کلیولند"؟ خوبه.

741
00:38:08,750 --> 00:38:13,720
‫‏کمک میکنه و
‫‏منصفانه‌س چون منم میدونم کی هستی.

742
00:38:13,722 --> 00:38:16,122
‫‏"اسباب‌بازی ساز". میشه؟

743
00:38:16,124 --> 00:38:19,292
‫‏همیشه دلم یه هویه میخواست.

744
00:38:19,294 --> 00:38:21,961
‫‏بیا، تو هم مال منو بگیر.

745
00:38:23,798 --> 00:38:25,465
‫"‏به اون نیازی نیست آقای "ردینگتون.

746
00:38:25,467 --> 00:38:27,233
‫‏من صلح‌طلبم، جنگ‌طلب نیستم.

747
00:38:27,235 --> 00:38:28,568
‫‏فکر کنم نیومدین که...

748
00:38:28,570 --> 00:38:30,436
‫‏یه ویدئو ضبط قدیمی بخرین؟

749
00:38:30,438 --> 00:38:31,738
‫‏ویدئو ‏ضبط؟

750
00:38:31,740 --> 00:38:34,774
‫‏خدایا، چند تا جعبه نوار ویدئویی...

751
00:38:34,776 --> 00:38:37,358
‫‏تو یکی از انبارهام دارم.

752
00:38:37,404 --> 00:38:40,539
‫‏خدای من، سالهاست که اونا رو ندیدم.

753
00:38:40,541 --> 00:38:43,775
‫"‏چند تا فیلم "لورل و هاردی"، "گفتگو...

754
00:38:43,777 --> 00:38:45,544
‫"‏و "آواز زیر بارون.

755
00:38:45,546 --> 00:38:48,246
‫‏اومدیم اینجا در مورد این حرف بزنیم.

756
00:38:48,248 --> 00:38:53,018
‫‏اینو سفارشی
‫‏برای یه دلال مواد به اسم "ناوارو" ساختی.

757
00:38:53,020 --> 00:38:55,020
‫‏نمیدونم کیه عزیزم.

758
00:39:00,961 --> 00:39:03,094
‫‏جرات داری دوباره بهم بگو عزیزم.

759
00:39:03,096 --> 00:39:04,396
‫‏هی، جدی میگم.

760
00:39:04,398 --> 00:39:06,631
‫‏ببین، دارم باهاتون همکاری میکنم.

761
00:39:06,633 --> 00:39:08,834
‫‏با کسی که اینجا
‫‏اومد هرگز کار نکرده بودم...

762
00:39:08,836 --> 00:39:11,570
‫‏اما از اون آدمایی
‫‏نبود که بشه بهش جواب نه داد...

763
00:39:11,572 --> 00:39:13,458
‫‏که فکر کنم شماها تا الان اینو فهمیدین.

764
00:39:13,523 --> 00:39:14,726
‫‏اصلا اسمشو بهم نگفت...

765
00:39:14,728 --> 00:39:16,438
‫‏و اینقدر توی این
‫‏کار هستم که اسم کسی رو نپرسم.

766
00:39:16,440 --> 00:39:17,253
‫‏فقط همینو میدونم.

767
00:39:17,255 --> 00:39:19,193
‫"‏فقط اینا رو نمیدونی "کلیولند.

768
00:39:19,195 --> 00:39:20,862
‫‏سفارشهای داشته.

769
00:39:20,864 --> 00:39:24,198
‫‏معلومه. یارو
‫‏کاملا میدونست چی میخواد.

770
00:39:24,200 --> 00:39:27,835
‫‏و اون چشم تازه اولیش بود.

771
00:39:27,837 --> 00:39:31,372
‫‏براش چیزی
‫‏ساختم که شاید پیشرفته‌ترین ابزار نظارتی...

772
00:39:31,374 --> 00:39:33,774
‫‏ضد نظارتی در جهان باشه.

773
00:39:33,776 --> 00:39:36,511
‫‏و این مرد با هنر این کار آشنا بود؟

774
00:39:36,513 --> 00:39:37,979
‫‏شوخی میکنی؟

775
00:39:37,981 --> 00:39:39,280
‫‏پنج دقیقه در مورد...

776
00:39:39,282 --> 00:39:42,049
‫‏انرژی کانونی
‫‏فرکانسهای "آر-اف" برای داپلرهای دستی...

777
00:39:42,051 --> 00:39:45,386
‫‏که قدرت نفوذ
‫‏سمتی و ارتفاعی دارن صحبت کردیم.

778
00:39:45,388 --> 00:39:48,289
‫‏پسر، انگار طرف واقعا یه...

779
00:39:48,291 --> 00:39:49,577
‫‏یه پلیس بود؟

780
00:39:50,752 --> 00:39:53,728
‫"‏ممنون "کلیولند.
‫‏خیلی بهمون کمک کردی.

781
00:40:01,738 --> 00:40:04,238
‫‏- آماده‌ی مهمونی شو؟
‫‏- بهترین کاری ـه که میتونم بکنم.

782
00:40:04,240 --> 00:40:06,674
‫‏بادکنکهایی ببخشید بهت شلیک کردم رو تموم کرده بودن.

783
00:40:08,511 --> 00:40:11,194
‫‏مراقب باش. دکتر "لومی" میگه...

784
00:40:11,219 --> 00:40:13,252
‫‏کمی کبودی در اطراف دنده‌ها ایجاد شده...

785
00:40:13,254 --> 00:40:15,855
‫‏و باعث نمیشه بافت متراکم شده از بین بره.

786
00:40:15,857 --> 00:40:17,757
‫‏متراکم شده.

787
00:40:21,062 --> 00:40:22,795
‫‏تو که واقعا این کار رو نکردی.

788
00:40:22,797 --> 00:40:25,197
‫‏گفتم حالا که زیر چاقوی جراحی هستی...

789
00:40:25,199 --> 00:40:28,000
‫‏فرصت خوبیه که ترتیبش رو داد.

790
00:40:29,403 --> 00:40:31,003
‫‏ممنون.

791
00:40:31,005 --> 00:40:32,638
‫‏سلام منو به دوست‌دختر جدیدت برسون.

792
00:40:35,743 --> 00:40:37,676
‫‏"ویلی" گنده چی؟

793
00:40:37,678 --> 00:40:40,312
‫‏هنوزم میخواد منو بکشه؟

794
00:40:40,314 --> 00:40:42,014
‫"‏یکم بخواب "تونی.

795
00:40:42,512 --> 00:40:44,617
‫‏"ویلی" گنده دیگه مزاحمت نمیشه.

796
00:40:52,293 --> 00:40:53,759
‫‏گیج شدم.

797
00:40:53,761 --> 00:40:56,998
‫‏خیلی واضح گفتی کار کردن روی پرونده‌ها...

798
00:40:57,023 --> 00:40:58,722
‫‏اولویت اولت نیست.

799
00:40:58,724 --> 00:41:01,125
‫‏هنوزم نیست، اما
‫‏فکر کنم با توجه به شرایط...

800
00:41:01,127 --> 00:41:02,626
‫‏این کار برای همه بهتره.

801
00:41:02,628 --> 00:41:04,328
‫‏تحت چه شرایطی؟

802
00:41:04,330 --> 00:41:06,597
‫‏یعنی هر
‫‏چیزی که در مورد مرگ "تام" فهمیدی...

803
00:41:06,599 --> 00:41:10,034
‫‏بهت میگه داشتن
‫‏یه نشان برای انتقام گرفتن لازمه.

804
00:41:10,036 --> 00:41:11,201
‫‏چرا؟

805
00:41:11,203 --> 00:41:14,605
‫‏چون فکر کنم هر کسی
‫‏که "تام" رو کشته یه نشان داشته.

806
00:41:14,607 --> 00:41:18,462
‫‏پلیسه؟ فدرال یا ایالتی؟

807
00:41:18,464 --> 00:41:22,012
‫‏نمیدونم. اما اکر
‫‏یه پلیس باشه، تنها نیست.

808
00:41:22,385 --> 00:41:25,439
‫‏و به تو، به همه نیاز دارم...

809
00:41:25,441 --> 00:41:28,052
‫‏اگر بخوام شانسی
‫‏برای از بین بردنشون داشته باشم.

810
00:41:32,062 --> 00:41:34,231
‫"‏خوشحالم برگشتی مامور "کین.

811
00:41:35,065 --> 00:41:36,493
‫‏دلمون برات تنگ شده بود.

812
00:41:36,942 --> 00:41:38,652
‫من دلم برات تنگ شده بود.

813
00:42:03,470 --> 00:42:05,270
‫باید همه رو دور هم جمع کنی.

814
00:42:05,762 --> 00:42:07,805
‫مامور "کین" شاید
‫تبدیل به یه مشکل جدی بشه.

815
00:42:07,807 --> 00:42:08,940
‫‏چرا؟

816
00:42:08,942 --> 00:42:10,642
‫‏خودشو تا "ناوارو" رسونده.

817
00:42:10,644 --> 00:42:12,277
‫‏اونو کشته.

818
00:42:12,279 --> 00:42:14,279
‫‏بیشتر از همیشه مطمئنم.

819
00:42:14,646 --> 00:42:16,523
‫‏میتونیم از پس "کین" بربیایم.

820
00:42:18,099 --> 00:42:20,118
‫یه جلسه میذارم.

821
00:42:22,891 --> 00:42:40,890
‫<font color="#ff۸۰۴۰">:مترجم</font>
‫<font color="#۰۰۰۰ff">High</font><font color="#ffffff">bury</font>

