‫﻿۱
00:00:03,507 --> 00:00:04,866
‫‏میخوای گرمش کنم، عزیزم؟

2
00:00:04,867 --> 00:00:06,673
‫‏نه، ممنون، فقط صورتحساب رو بیار.

3
00:00:06,675 --> 00:00:07,959
‫‏برمی...

4
00:00:07,961 --> 00:00:09,122
‫‏الان برمیگردم.

5
00:00:17,269 --> 00:00:19,110
‫‏هی، خوبی؟

6
00:00:19,112 --> 00:00:20,291
‫‏هی "فیبی"، چی شده؟

7
00:00:20,293 --> 00:00:21,612
‫‏نمیدونم چی شده.

8
00:00:21,614 --> 00:00:23,107
‫‏من...

9
00:00:23,109 --> 00:00:25,192
‫‏سرم داره گیج میره، نمیتونم...

10
00:00:25,194 --> 00:00:26,687
‫‏- هی، هی.
‫‏- عزیزم، داری از تب میسوزی.

11
00:00:26,689 --> 00:00:27,938
‫"‏- اوه، "فیبی!
‫‏- اینجا دکتر هست؟

12
00:00:27,940 --> 00:00:29,989
‫‏- یکی به آمبولانس زنگ بزنه!
‫‏- "فیبی"؟

13
00:00:29,991 --> 00:00:32,387
‫‏سرم، صدای زنگ تو سرمه...

14
00:00:32,389 --> 00:00:35,896
‫‏لطفا، نمیتونم، یه چیزی شده.

15
00:00:35,898 --> 00:00:38,512
‫‏به نظر میاد یه
‫‏جور واکنش ویروسی داره.

16
00:00:38,514 --> 00:00:40,067
‫‏آمبولانس داره میاد.

17
00:00:45,279 --> 00:00:47,146
‫‏باید الان به سازمان پیشگیری
‫‏و درمان زنگ بزنیم.

18
00:00:59,732 --> 00:01:02,100
‫‏نباید منو اینجا نگه داری.

19
00:01:02,134 --> 00:01:03,574
‫‏آره، هر دو حالمون خوبه.

20
00:01:05,249 --> 00:01:07,392
‫‏یکی دیگه میارم.

21
00:01:10,199 --> 00:01:11,995
‫‏میشه یکی توضیح بده چه خبره؟

22
00:01:13,770 --> 00:01:15,473
‫‏خانمها و آقایون، اسم
‫‏من دکتر "مارکوس جافی" ـه.

23
00:01:15,475 --> 00:01:17,194
‫‏یه بازرس از سازمان پیشگیری و درمانم.

24
00:01:17,196 --> 00:01:19,947
‫‏این ساختمون تحت قرنطینه‌س.

25
00:01:19,947 --> 00:01:22,205
‫‏باید مشخص کنیم
‫‏کی به رسیدگی فوری نیاز داره.

26
00:01:23,699 --> 00:01:35,066
‫<font color="#۰۰۰۰ff">تیم ترجمه</font>
‫<font color="#ffffff">iMovie-DL</font>
‫<font color="#ff۰۰۰۰">تقدیم می کند</font>


26
00:01:36,699 --> 00:01:44,066
‫<font color="#ff۸۰۴۰">:مترجم</font>
‫<font color="#۰۰۰۰ff">High</font><font color="#ffffff">bury</font>



27
00:01:52,377 --> 00:01:53,904
‫به خودم اجازه دادم و برداشتمش.

28
00:01:55,502 --> 00:01:58,589
‫‏این لاتکس ـه یا فوم.

29
00:01:58,589 --> 00:02:00,228
‫‏زورکی وارد خونه‌ی من شد.

30
00:02:00,270 --> 00:02:01,571
‫‏نصفه شب بیدار میشم...

31
00:02:01,573 --> 00:02:03,431
‫‏یارو کنار تختم نشسته.

32
00:02:03,433 --> 00:02:04,961
‫‏"ردینگتون" کارای
‫هیجان‌انگیز رو دوست داره.

33
00:02:04,963 --> 00:02:06,768
‫‏تهدیدم کرد که منو میکشه.

34
00:02:06,770 --> 00:02:08,679
‫‏اگر رابطه‌شو با اف.بی.آی فاش کنی.

35
00:02:08,681 --> 00:02:10,174
‫‏خب نکن.

36
00:02:10,176 --> 00:02:13,281
‫‏در مورد این قضیه بهت گفتیم
‫‏تا اعتمادت رو بدست بیاریم.

37
00:02:13,283 --> 00:02:16,013
‫‏"ردینگتون" فقط میخواد
‫‏بهم کمک کنه قاتل شوهرمو پیدا کنم.

38
00:02:16,015 --> 00:02:17,247
‫‏این چیزی ـه که اون گفت.

39
00:02:17,249 --> 00:02:18,690
‫‏اگرچه به نظر میاد بیشتر...

40
00:02:18,692 --> 00:02:20,010
‫‏به این علاقه داره که از کجا تشکم رو خریدم.

41
00:02:20,012 --> 00:02:21,991
‫‏گفتی یه راه پیدا کردی
‫‏تا قاتل رو بکشی بیرون...

42
00:02:21,993 --> 00:02:23,527
‫‏کسی که اسمشو "دمشقی" گذاشتی.

43
00:02:23,529 --> 00:02:24,961
‫‏اسم واقعیشو نمیدونیم...

44
00:02:24,963 --> 00:02:27,034
‫‏فقط اینکه یه پلیسه
‫"‏که از دلالهای مواد مخدر سندیکای "نش...

45
00:02:27,036 --> 00:02:28,296
‫‏محافظت میکنه.

46
00:02:28,298 --> 00:02:29,977
‫‏من بخشی از یه نیروی ویژه‌ی
‫‏درون سازمانیم که...

47
00:02:29,979 --> 00:02:31,082
‫‏سعی داره اونا رو از بین ببره.

48
00:02:31,084 --> 00:02:32,283
‫‏هر بار که سرنخی گیر میاریم...

49
00:02:32,285 --> 00:02:34,050
‫‏"دمشقی" بهشون خبر میده
‫‏و هیچی گیرمون نمیاد.

50
00:02:34,050 --> 00:02:35,647
‫‏که یعنی هر کسی که "تام" رو کشته...

51
00:02:35,649 --> 00:02:37,072
‫‏در نیروی ویژه‌ش یه خبرچین داره.

52
00:02:37,074 --> 00:02:38,229
‫‏پس در جلسه‌ی بعدیم...

53
00:02:38,231 --> 00:02:39,306
‫‏میخوام به همه بگم...

54
00:02:39,308 --> 00:02:40,792
‫‏که ما یه خبرچین بین خودمون داریم.

55
00:02:40,794 --> 00:02:44,198
‫‏یکی داخل سندیکا
‫‏که میتونه "دمشقی" رو شناسایی کنه.

56
00:02:45,694 --> 00:02:47,187
‫"‏"بابی ناوارو...

57
00:02:47,189 --> 00:02:49,967
‫‏دلال سابق مواد از
‫‏سندیکا که گمشده.

58
00:02:49,969 --> 00:02:52,466
‫‏بهشون میگیم کجا و کی
‫‏به ملاقات "ناوارو" میرم...

59
00:02:52,468 --> 00:02:53,957
‫‏و اون میتونه "دمشقی" رو شناسایی کنه.

60
00:02:53,959 --> 00:02:56,012
‫‏و هر کسی که پیداش بشه تا جلوی این اتفاق رو بگیره...

61
00:02:56,012 --> 00:02:57,539
‫‏یا خود "دمشقی" ـه...

62
00:02:57,542 --> 00:02:59,208
‫‏یا یه کسی ـه که ما رو بهش میرسونه.

63
00:02:59,210 --> 00:03:01,971
‫‏کارآگاه "سینگلتون"، مطمئنم که موافقی...

64
00:03:01,973 --> 00:03:04,329
‫‏یه پلیس کثیف بدترین
‫‏دشمن یه پلیس خوبه.

65
00:03:04,330 --> 00:03:05,909
‫‏با اینحال سخته که
‫‏یکی از خودمون رو شکار کنیم.

66
00:03:05,911 --> 00:03:07,474
‫‏و خطرناکه.

67
00:03:07,476 --> 00:03:08,725
‫‏عزم‌ت رو تحسین میکنم.

68
00:03:08,727 --> 00:03:10,776
‫‏مامور "کین"، با "ردینگتون" تماس بگیر.

69
00:03:10,778 --> 00:03:12,653
‫‏لطفا ازش بخواه دیگه...

70
00:03:12,655 --> 00:03:15,155
‫‏کاری به تشک کارآگاه نداشته باشه.

71
00:03:16,783 --> 00:03:19,434
‫‏ببخشید، اومدم بیرون.

72
00:03:19,461 --> 00:03:21,713
‫‏بله، از زندان، به خاطر من.

73
00:03:21,713 --> 00:03:23,864
‫‏و در ازای آزادی که گفتی...

74
00:03:23,866 --> 00:03:27,585
‫‏به من یه لطف گنده و حسابی بدهکاری...

75
00:03:27,587 --> 00:03:30,853
‫‏سیمهای برق یه جورایی
‫‏باعث آتش‌سوزی شدن.

76
00:03:30,855 --> 00:03:32,392
‫‏بعدش میری پی کارت.

77
00:03:32,394 --> 00:03:34,572
‫‏نه. پس هستم.

78
00:03:34,574 --> 00:03:37,248
‫‏یعنی، پس من برگشتم.

79
00:03:37,250 --> 00:03:39,299
‫‏داری کوکایین رو جلوی یه معتاد تکون میدی.

80
00:03:39,301 --> 00:03:40,758
‫‏پس بیا بکشش.

81
00:03:40,760 --> 00:03:42,829
‫‏اینکه مذاکره نیست.

82
00:03:42,831 --> 00:03:44,249
‫‏یه وظیفه‌س.

83
00:03:44,251 --> 00:03:46,752
‫‏یه کاری دارم که
‫‏تبدیل به دردسر شده.

84
00:03:46,754 --> 00:03:48,961
‫‏ازت میخوام بسوزونیش.

85
00:03:48,963 --> 00:03:51,797
‫‏کابین "کریتر". آدرسش تو دفترتلفن هست.

86
00:03:53,620 --> 00:03:55,561
‫پس اینجایی. یه پرونده دارم.

87
00:03:55,563 --> 00:03:58,672
‫‏و من یه درخواست، به "سینگلتون" سخت نگیر.

88
00:03:58,674 --> 00:04:00,564
‫- طرف ماست.
‫- فعلا.

89
00:04:00,566 --> 00:04:02,816
‫‏چون ترسیده که نباشه.

90
00:04:02,817 --> 00:04:04,795
‫‏به نظرم نشستن کنار تخت و حرف زدن باهاش...

91
00:04:04,797 --> 00:04:07,124
‫‏موثر و نشاط‌آور بوده.

92
00:04:07,126 --> 00:04:08,532
‫‏اون و من یه نقشه داریم.

93
00:04:08,534 --> 00:04:10,564
‫‏و اگر جواب بده، میتونیم
‫‏قاتل "تام" رو شناسایی کنیم.

94
00:04:10,584 --> 00:04:11,659
‫‏و بعدش چی؟

95
00:04:11,661 --> 00:04:13,119
‫‏اگر معلوم بشه که پلیسه...

96
00:04:13,122 --> 00:04:14,717
‫‏اون موقع میخوای چه کار کنی؟

97
00:04:14,719 --> 00:04:17,673
‫‏میذاری سیستم
‫‏دور یکی از افراد خودش حلقه بزنه؟

98
00:04:17,675 --> 00:04:19,931
‫‏میذاری وکیل بگیره؟ در مقابل دادگاه بایسته؟

99
00:04:19,933 --> 00:04:22,955
‫‏هیئت منصفه حتی وقتی
‫‏یه فیلم رو ببینن که پلیس داره...

100
00:04:22,957 --> 00:04:25,546
‫‏به بیگناه شلیک میکنه، تبرئه‌ش میکنن.

101
00:04:25,548 --> 00:04:28,064
‫‏فکر میکنی هیئت منصفه
‫‏حرف تو رو به حرف اون ترجیح میده...

102
00:04:28,066 --> 00:04:29,309
‫‏حافظه‌تو چی؟

103
00:04:29,311 --> 00:04:30,458
‫‏حافظه کسی که...

104
00:04:30,460 --> 00:04:32,932
‫‏چنان دچار ضربه‌ی مغزی بدی شده...

105
00:04:32,933 --> 00:04:35,016
‫‏که ده ماه رو در کما گذرونده.

106
00:04:35,018 --> 00:04:36,238
‫‏چرا اینا رو بهم میگی؟

107
00:04:36,240 --> 00:04:37,635
‫‏چون تو و من هر دو میدونیم...

108
00:04:37,637 --> 00:04:39,200
‫‏آخر این جریان به دادگاه نمیرسه.

109
00:04:39,202 --> 00:04:41,222
‫‏توی خیابون تموم میشه.

110
00:04:42,259 --> 00:04:45,038
‫‏میخوام براش آماده باشی.

111
00:04:46,629 --> 00:04:47,860
‫‏در مورد این پرونده...

112
00:04:47,862 --> 00:04:49,563
‫‏تنها پرونده‌ای که دوست دارم روش کار کنم...

113
00:04:49,565 --> 00:04:50,709
‫‏قتل "تام" ـه.

114
00:04:50,711 --> 00:04:52,883
‫‏خب، متاسفانه این
‫‏یکی اضطراری ـه.

115
00:04:52,885 --> 00:04:55,006
‫‏یه شیوع ویروسی تقریبا بحرانی...

116
00:04:55,008 --> 00:04:56,308
‫‏در نیویورک سیتی روی داده...

117
00:04:56,310 --> 00:04:58,965
‫‏و متاسفانه باید بگم
‫‏که تصادفی نبوده.

118
00:04:58,967 --> 00:05:01,155
‫"‏نُه ماه قبل، "جومبال مازی اکورو...

119
00:05:01,157 --> 00:05:02,562
‫‏پیش "ردینگتون" اومده...

120
00:05:02,564 --> 00:05:04,283
‫‏یه تاجر بازار سیاه از آفریقای جنوبی...

121
00:05:04,285 --> 00:05:06,194
‫‏که دنبال تامین
‫‏یه عامل ویروسی کمیاب...

122
00:05:06,196 --> 00:05:07,585
‫‏برای مشتریش بوده.

123
00:05:07,587 --> 00:05:10,087
‫‏"اوکورو" دنبال یه ویروس بوده...

124
00:05:10,089 --> 00:05:12,770
‫‏که میزانش واگیرداریش خیلی زیاد باشه.

125
00:05:12,772 --> 00:05:14,884
‫‏"ردینگتون" حاضر به
‫‏انجام معامله نشده...

126
00:05:14,886 --> 00:05:15,943
‫‏به خاطر اصول اخلاقی.

127
00:05:15,945 --> 00:05:17,028
‫‏آره جون خودش.

128
00:05:17,030 --> 00:05:19,880
‫‏اما با توجه به اتفاقی که
‫‏امروز صبح افتاده...

129
00:05:19,882 --> 00:05:22,635
‫‏"ردینگتون" فکر میکنه که
‫‏این مشتری شاید مسئول...

130
00:05:22,637 --> 00:05:24,633
‫‏این حملات در نیویورک باشه.

131
00:05:24,635 --> 00:05:26,754
‫"‏مامور "مجتبایی.

132
00:05:26,756 --> 00:05:28,717
‫‏چی خنده داره؟

133
00:05:28,719 --> 00:05:29,964
‫‏چی؟

134
00:05:29,966 --> 00:05:31,269
‫‏نه.

135
00:05:31,271 --> 00:05:33,834
‫‏ببخشید، داشتم
‫‏مامور "کین" رو تماشا میکردم.

136
00:05:33,836 --> 00:05:35,640
‫‏خیلی خوبه که برگشتی.

137
00:05:35,642 --> 00:05:38,213
‫‏- حتی اگر مدتش کوتاه باشه.
‫"‏- ممنون "آرام.

138
00:05:38,240 --> 00:05:40,128
‫"‏چی باعث میشه "ردینگتون
‫‏فکر کنه ارتباطی در کاره؟

139
00:05:40,130 --> 00:05:43,277
‫‏"اوکورو" دنبال چنین ویروسی بوده...

140
00:05:43,279 --> 00:05:44,598
‫‏یه شکل ارگانیک از مواد شیمیایی...

141
00:05:44,600 --> 00:05:46,892
‫‏با خلوص و غلظت زیاد.

142
00:05:46,894 --> 00:05:49,047
‫‏- حالا، "ردینگتون" میتونه مشتری رو شناسایی کنه؟
‫‏- نه.

143
00:05:49,049 --> 00:05:51,445
‫‏و "اوکورو" هم نمیتونه
‫‏چون در نوامبر کشته شده.

144
00:05:51,447 --> 00:05:53,079
‫‏اما با توجه به اتفاقهای امروز صبح...

145
00:05:53,082 --> 00:05:55,025
‫‏"ردینگتون" فکر میکنه که این مشتری...

146
00:05:55,027 --> 00:05:56,937
‫‏باید در خاک آمریکا فعال باشه.

147
00:05:56,939 --> 00:05:58,848
‫‏به سازمان امنیت و وزارت بهداشت خبر میدم.

148
00:05:58,850 --> 00:06:01,091
‫‏"رسلر"، "نوابی"،  کارا رو هماهنگ کنین...

149
00:06:01,093 --> 00:06:02,637
‫‏و ببینین سازمان پیشگیری و درمان...

150
00:06:02,639 --> 00:06:04,062
‫‏چیزی پیدا کرده که
‫‏از این نظریه پشتیبانی کنه.

151
00:06:05,144 --> 00:06:07,491
‫‏آزمایشگاه تایید کرده که یه عامل ویروسی ـه...

152
00:06:07,492 --> 00:06:10,027
‫‏که از طریق هوا منتقل میشه
‫‏و به سرعت پخش میشه.

153
00:06:10,029 --> 00:06:13,642
‫‏وقتی ما رسیدیم، ۲۶ بیمار داشتیم...

154
00:06:13,644 --> 00:06:15,970
‫‏مشتری‌ها، کسانی که اول در معرضش قرار گرفتن.

155
00:06:15,972 --> 00:06:17,719
‫‏در شش ساعت اخیر، تعدادشون
‫‏سه برابر شده.

156
00:06:17,721 --> 00:06:20,280
‫‏- قرنطینه چطور پیش میره؟
‫‏- سه تا خیابون رو بستیم.

157
00:06:20,282 --> 00:06:22,977
‫‏پلیس نیویورک هم ۱۲ تا رو بسته.

158
00:06:22,978 --> 00:06:24,957
‫‏از کجا میدونه یه حمله‌ی هدفداره؟

159
00:06:24,959 --> 00:06:26,834
‫‏اطلاعاتمون از یه منبع محرمانه میاد.

160
00:06:26,836 --> 00:06:29,024
‫‏فکر میکنی که ممکنه این
‫‏ویروس طراحی شده باشه؟

161
00:06:29,026 --> 00:06:31,786
‫‏هر چیزی رو میدونم
‫‏افرادم پشت تلفن بهتون گفتن.

162
00:06:31,788 --> 00:06:33,315
‫‏در مورد اون زن.

163
00:06:35,351 --> 00:06:38,304
‫‏اینجاس. یه دفترچه داره.

164
00:06:38,306 --> 00:06:40,189
‫‏یه طوری تونسته از اینجا بره...

165
00:06:40,189 --> 00:06:42,204
‫‏قبل از اینکه بتونم
‫‏بیماری رو تشخیص بدیم...

166
00:06:42,206 --> 00:06:43,663
‫‏ممکنه یه اشتباه باشه...

167
00:06:43,665 --> 00:06:45,874
‫‏اما هر جا که هست، دیگه اینجا نیست.

168
00:06:45,876 --> 00:06:47,363
‫‏میتونی برش گردونی؟

169
00:06:50,860 --> 00:06:52,474
‫‏اون اسپری تنفسی ـه.

170
00:06:52,477 --> 00:06:54,124
‫‏فکر کنیم احتمالا...

171
00:06:54,127 --> 00:06:56,732
‫‏یه جور ضد ویروس باشه.

172
00:06:56,734 --> 00:06:58,157
‫‏به نظر میاد یه مظنون داریم.

173
00:06:59,148 --> 00:07:01,285
‫‏"آرام"، چند تا
‫‏عکس از دوربین مدار بسته برات می‌فرستم.

174
00:07:01,287 --> 00:07:03,058
‫‏خیلی زود هویت طرف رو میخوایم.

175
00:07:03,060 --> 00:07:04,725
‫‏به منبع محرمانه‌تون بگین...

176
00:07:04,728 --> 00:07:05,942
‫‏اگر چیزی میدونه...

177
00:07:05,944 --> 00:07:07,450
‫‏باید بهمون بگه...

178
00:07:07,452 --> 00:07:09,835
‫‏چون تا یه ساعت دیگه تلفات سنگینی...

179
00:07:09,837 --> 00:07:11,364
‫‏روی دست می‌مونه.

180
00:07:19,552 --> 00:07:21,062
‫‏همین الان از پلیس نیویورک خبر دادن...

181
00:07:21,064 --> 00:07:22,736
‫"‏که از بیمارستان "ژنرال
‫‏نیویورک باهاشون تماس گرفتن.

182
00:07:22,737 --> 00:07:24,212
‫‏همونجایی که بیماران رو درمان میکنن؟

183
00:07:24,214 --> 00:07:25,480
‫‏بله، اما شاید بازم...

184
00:07:25,482 --> 00:07:27,078
‫‏یه حمله‌ی دیگه در کار باشه.

185
00:07:27,080 --> 00:07:29,129
‫‏یه جور دستگاه میکروبی پیدا کردن.

186
00:07:29,131 --> 00:07:30,334
‫‏اصلا با عقل جور در نمیاد.

187
00:07:30,336 --> 00:07:32,051
‫‏چرا باید بخواد برای
‫‏بار دوم آلوده‌‍شون کنه؟

188
00:07:32,053 --> 00:07:33,717
‫‏همین الانشم مریضن.

189
00:07:36,230 --> 00:07:38,139
‫‏باورت نمیشه...

190
00:07:38,141 --> 00:07:40,156
‫‏اما فکر نکنم این یه ویروس دیگه باشه.

191
00:07:40,158 --> 00:07:41,455
‫‏چرا، مگه چیه؟

192
00:07:48,048 --> 00:07:49,402
‫‏درمانه.

193
00:07:56,258 --> 00:07:58,324
‫‏۱۶نفر در شرایط وخیم هستن.

194
00:07:58,325 --> 00:07:59,678
‫‏- هفت نفر حالشون بحرانی ـه.
‫‏- دوباره بگو...

195
00:07:59,680 --> 00:08:01,173
‫‏چرا بهشون ضد ویروس رو ندادن؟

196
00:08:01,175 --> 00:08:02,976
‫‏اول میخوان آزمایشش کنن.

197
00:08:02,978 --> 00:08:04,176
‫‏قربانی‌ها چی میشن؟

198
00:08:04,178 --> 00:08:05,378
‫‏بدترین اتفاقی که ممکنه بیافته چیه؟

199
00:08:05,380 --> 00:08:07,499
‫‏- به هر حال میمیرن.
‫‏- تایید شد خودشه.

200
00:08:07,501 --> 00:08:10,105
‫‏همون زنی که باعث آلودگی شده.

201
00:08:10,107 --> 00:08:11,704
‫‏چرا باید مردم رو آلوده کنه...

202
00:08:11,706 --> 00:08:13,407
‫‏تا بعد بهشون درمان رو بده؟

203
00:08:13,409 --> 00:08:15,144
‫‏باشه، صبر کنین، هویتش رو پیدا کردم.

204
00:08:15,147 --> 00:08:16,279
‫‏اینم از این.

205
00:08:16,281 --> 00:08:18,621
‫"‏سروان "پاتریشیا سو ادواردز.

206
00:08:18,623 --> 00:08:20,150
‫‏یه زیست‌شیمیدان ـه.

207
00:08:20,152 --> 00:08:21,818
‫‏قبلا با ارتش ایالات متحده...

208
00:08:21,821 --> 00:08:23,904
‫‏در موسسه‌ی تحقیقاتی-پزشکی
‫‏بیماریهای عفونی کار میکرده.

209
00:08:23,906 --> 00:08:26,336
‫‏سازمان "یوسمرید". همونایی
‫‏که سلاح میکروبی درست میکنن.

210
00:08:26,338 --> 00:08:28,856
‫‏با دریابان "دنیس ادواردز" ازدواج کرده.

211
00:08:28,858 --> 00:08:30,299
‫‏از کماندوهای نیروی دریایی.

212
00:08:30,301 --> 00:08:32,176
‫‏همیشه و همه وقت
‫‏بهترین افراد ارتش هستن.

213
00:08:32,178 --> 00:08:34,363
‫‏آره، خب، اینو نگه داره...

214
00:08:34,365 --> 00:08:37,007
‫‏چون در مارس ۲۰۱۷...

215
00:08:37,009 --> 00:08:38,466
‫"‏دریابان "ادواردز...

216
00:08:38,468 --> 00:08:40,135
‫‏"مانبیج" سوریه فرستاده شده...

217
00:08:40,137 --> 00:08:41,560
‫‏تا منطقه‌ای رو به دست بگیره...

218
00:08:41,562 --> 00:08:43,986
‫‏و آزادی رقه رو آسونتر کنه.

219
00:08:43,988 --> 00:08:45,768
‫‏سوابقش همیشه مایه افتخار بوده...

220
00:08:45,770 --> 00:08:47,994
‫‏تا اینکه یه کماندوی دیگه...

221
00:08:47,996 --> 00:08:50,289
‫‏وقتی داشته یه کامیون
‫‏تریاک ضبظ شده رو می‌دزدیده، مچش رو گرفته.

222
00:08:50,291 --> 00:08:52,635
‫‏- به دادگاه نظامی فرستاده شده؟
‫‏- کشته شده.

223
00:08:52,636 --> 00:08:54,337
‫‏همون کماندویی که گرفتش اونو کشته.

224
00:08:54,339 --> 00:08:55,727
‫‏و قاضی دادگاه حکم داده...

225
00:08:55,729 --> 00:08:57,132
‫‏که اون کماندو داشته
‫‏از خودش دفاع میکرده.

226
00:08:57,132 --> 00:08:58,781
‫‏از همسرش بازجویی کردن؟

227
00:08:58,783 --> 00:09:00,414
‫‏آره، اما نتیجه‌ای نداشته...

228
00:09:00,417 --> 00:09:01,874
‫‏درجه‌ی امنیتش...

229
00:09:01,876 --> 00:09:03,959
‫‏در "یوسمیرید" گرفته شده...

230
00:09:03,961 --> 00:09:05,454
‫‏بعدش دوباره به کار گرفته شده.

231
00:09:05,456 --> 00:09:07,313
‫‏که یعنی دسترسی زیادی...

232
00:09:07,316 --> 00:09:09,521
‫‏به سلاح‌های شیمیایی و میکروبی داره.

233
00:09:09,523 --> 00:09:11,502
‫‏به ظاهر از اون مانع به راحتی گذشته.

234
00:09:22,095 --> 00:09:23,867
‫‏امروز در اخبار خبری پخش شد.

235
00:09:25,661 --> 00:09:27,619
‫‏در مورد یه شیوع.

236
00:09:34,068 --> 00:09:35,891
‫‏فکر کنم ازش خوشت می‌اومد.

237
00:09:38,082 --> 00:09:41,192
‫رد"، از روز اول"
‫بهت گفتم، "هدی" کارش خوب نیست.

238
00:09:41,194 --> 00:09:42,589
‫‏میدونه چطوری حسابها رو دستکاری کنه...

239
00:09:42,591 --> 00:09:45,449
‫‏اما یکم زود هیجان‌زده میشه.

240
00:09:45,451 --> 00:09:46,675
‫‏و حالا اون زده به چاک...

241
00:09:46,677 --> 00:09:48,203
‫‏قراره بازرس بیاد و...

242
00:09:48,205 --> 00:09:51,531
‫‏حالا این یارو میخواد چه کار کنه؟

243
00:09:51,533 --> 00:09:53,530
‫‏چه کار؟ با یه کبریت...

244
00:09:53,532 --> 00:09:55,528
‫‏منفجرش کنه. این همه
‫‏چیز قشنگی که ساختیم میره هوا؟

245
00:09:55,530 --> 00:09:58,043
‫‏"اسموکی"، همونطور که
‫‏خودت میدونی "هدی" نزده به چاک.

246
00:09:58,045 --> 00:10:00,429
‫‏الان توی تختش خوابیده...

247
00:10:00,431 --> 00:10:02,319
‫‏عطسه میکنه و به سختی نفس میکشه...

248
00:10:02,321 --> 00:10:04,165
‫‏مثل ماهی بادکنکی ورم کرده.

249
00:10:04,167 --> 00:10:06,360
‫‏متاسفانه این همه سگ و گربه...

250
00:10:06,362 --> 00:10:08,223
‫‏بالاخره کارش رو ساختن.

251
00:10:08,224 --> 00:10:10,550
‫‏هر طور که میخواد باشه، اشتباه اشتباه ـه...

252
00:10:10,552 --> 00:10:12,601
‫‏و دارم بهت میگم
‫‏کارش دیگه ساخته‌س.

253
00:10:12,603 --> 00:10:14,131
‫‏و حالا، با قانون مالیاتی جدید...

254
00:10:14,133 --> 00:10:15,182
‫فراموشش کنی!

255
00:10:18,721 --> 00:10:19,883
‫‏فقط میتونم بهت اطمینان بدم...

256
00:10:19,883 --> 00:10:21,758
‫‏که آدمهای کوچولو و
‫‏غیرانتفاعی کارشون ساخته‌س.

257
00:10:21,760 --> 00:10:23,774
‫‏ازت میخوام بری سراغ دامپزشک‌مون...

258
00:10:23,776 --> 00:10:25,894
‫‏و بفهمی چطوری حیواناتی رو...

259
00:10:25,897 --> 00:10:27,458
‫‏که می‌میرن رو دفن میکنه.

260
00:10:27,460 --> 00:10:30,343
‫‏نیم دوجین ازشون لازم داریم.

261
00:10:30,346 --> 00:10:32,151
‫‏نیم دوجین چی؟

262
00:10:32,644 --> 00:10:34,236
‫‏اسکلت.

263
00:10:34,238 --> 00:10:36,512
‫‏تا کاری کنیم واقعی به نظر بیاد.

264
00:10:36,514 --> 00:10:38,093
‫‏چند تا سگ و  گربه.

265
00:10:38,096 --> 00:10:40,927
‫‏فکر کنم گاهی‌ هم
‫‏موش‌خرما اینجا بشوریم.

266
00:10:48,610 --> 00:10:51,198
‫‏برای ذوب کردن پایه‌های سازه...

267
00:10:51,200 --> 00:10:53,561
‫‏به یه ماده‌ی آتش‌زا
‫‏با دمای خیلی زیاد نیاز داریم.

268
00:10:53,563 --> 00:10:57,096
‫‏آتش معمولی حدود ۲۰۰۰ درجه حرارت داره.

269
00:10:57,098 --> 00:10:58,316
‫‏یکم ترمیت اضافه میکنیم...

270
00:10:58,318 --> 00:11:00,810
‫‏میتونه تا ۴۵۰۰ درجه برسه.

271
00:11:00,811 --> 00:11:02,720
‫‏حتی اگر آنشنشانی زود پیداش بشه...

272
00:11:02,722 --> 00:11:04,076
‫‏و شروع کنه به پاشیدن آب...

273
00:11:04,078 --> 00:11:05,605
‫‏باعث میشه شعله‌ها شدیدتر بشن.

274
00:11:05,607 --> 00:11:08,143
‫‏برات چیزی به جز
‫‏یه مشت خاطره نمی‌مونه.

275
00:11:08,805 --> 00:11:10,805
‫‏ببین، اصلا نگفتم ازش خوشم نمیاد.

276
00:11:10,806 --> 00:11:12,889
‫‏فقط گفتم نباید انجامش بدم.

277
00:11:12,891 --> 00:11:14,314
‫‏"ارل"، تو استعداد داری.

278
00:11:14,316 --> 00:11:17,025
‫‏بقیه درست میکنن تو خراب میکنی.

279
00:11:20,294 --> 00:11:22,377
‫"‏آقای "هپورت.

280
00:11:22,379 --> 00:11:23,490
‫‏"توماس دکر" هستم.

281
00:11:23,492 --> 00:11:24,624
‫"‏آقای "دکر.

282
00:11:24,626 --> 00:11:26,416
‫‏همونطور که میدونین سازمان مالیات...

283
00:11:26,418 --> 00:11:28,877
‫‏- داره شرکت کابین "کریتر" رو بازرسی میکنه...
‫‏- بذار ازت بپرسم...

284
00:11:28,879 --> 00:11:30,598
‫‏چطوری که تو برای بازرسی من میایی...

285
00:11:30,600 --> 00:11:32,659
‫‏و من نمیتونم تو رو بازرسی کنم؟

286
00:11:32,661 --> 00:11:33,994
‫‏در مورد بازرسی...

287
00:11:33,996 --> 00:11:36,225
‫‏قبوله، تو از پولم
‫‏برای هدفهای ارزشمند استفاده میکنی...

288
00:11:36,227 --> 00:11:37,919
‫‏جاده، و مدرسه میسازی...

289
00:11:37,920 --> 00:11:39,969
‫‏اما یه دیوار مرزی هم میسازی...

290
00:11:39,971 --> 00:11:42,262
‫‏مردم رو به خاطر کشیدن
‫‏ماریجوانا میندازی زندان...

291
00:11:42,264 --> 00:11:44,139
‫‏بازم زندانهای بیشتر میسازی...

292
00:11:44,142 --> 00:11:46,677
‫‏تا مردان جوان رنگین‌پوست
‫‏بیشتری رو توشون نگه داری؟

293
00:11:46,679 --> 00:11:49,561
‫‏چرا پول من باید در این راه خرج بشه؟

294
00:11:49,563 --> 00:11:52,377
‫‏به نظر میرسه ناهماهنگی‌هایی...

295
00:11:52,379 --> 00:11:54,114
‫‏در درآمد کاری غیرمرتبط شما وجود داره.

296
00:11:54,117 --> 00:11:55,818
‫"‏"هرشی"، "هرشی"، "هرشی.

297
00:11:55,820 --> 00:11:57,098
‫‏متوجه اصل مطلب نیستی.

298
00:11:57,098 --> 00:11:58,903
‫‏باید توجه شما رو به...

299
00:11:58,905 --> 00:12:00,363
‫‏فرم ۹۹۰ تی، بخش اول جلب کنم...

300
00:12:00,365 --> 00:12:02,970
‫‏نکته و اصل مطلب...

301
00:12:02,972 --> 00:12:04,569
‫‏اینه...

302
00:12:04,571 --> 00:12:06,306
‫‏که همه‌ی ما گناهکاریم.

303
00:12:07,421 --> 00:12:09,191
‫‏اوه، گناهکاری. اصل مطلب همینه.

304
00:12:09,193 --> 00:12:12,458
‫‏شهوت، شکم‌پرستی، تنبلی.

305
00:12:12,461 --> 00:12:14,196
‫‏سه تا از گناهان مورد علاقه‌ی منن.

306
00:12:14,198 --> 00:12:16,707
‫‏اما تو به خاطر طمع من اینجا اومدی.

307
00:12:17,188 --> 00:12:20,418
‫‏بهم بگو ببینم گناه تو چیه آقای "هپورت"؟

308
00:12:21,915 --> 00:12:23,406
‫‏من...

309
00:12:23,408 --> 00:12:25,112
‫‏البته که گناهکاری.

310
00:12:25,114 --> 00:12:26,987
‫‏چرا که تمام گناهکاران...

311
00:12:26,989 --> 00:12:29,524
‫‏در نزد شکوه پروردگار حقیر به شمار می‌آیند.

312
00:12:29,526 --> 00:12:31,423
‫"‏شهادت بده برادر "هرشی.

313
00:12:31,424 --> 00:12:32,638
‫‏باشه، فکر نکنم...

314
00:12:32,641 --> 00:12:34,273
‫‏فکر نکن. زود باش.

315
00:12:34,275 --> 00:12:35,646
‫‏من...

316
00:12:35,648 --> 00:12:38,234
‫‏خودشه. بریزش بیرون.

317
00:12:38,236 --> 00:12:39,381
‫‏بریزش بیرون.

318
00:12:39,383 --> 00:12:40,737
‫‏از این کار متنفرم.

319
00:12:44,180 --> 00:12:45,621
‫‏آمین.

320
00:12:46,885 --> 00:12:49,357
‫‏بچه‌م...

321
00:12:49,359 --> 00:12:50,991
‫‏شگفت‌انگیزه.

322
00:12:50,993 --> 00:12:53,301
‫‏و خیلی دلش میخواد به
‫‏دبیرستان "داونپورت" بره.

323
00:12:53,303 --> 00:12:55,978
‫‏اما مدیر راهش نمیده...

324
00:12:55,980 --> 00:12:59,669
‫‏به خاطر کاری که من میکنم و کردم.

325
00:12:59,671 --> 00:13:01,922
‫‏حساب مالیاتی خواهرشو بازرسی کردم.

326
00:13:04,756 --> 00:13:06,923
‫"‏ناامید نشو، برادر "هرشی.

327
00:13:07,642 --> 00:13:10,529
‫‏کارت چیزی ـه که باعث شده
‫پسرت نتونه به اونجا وارد بشه...

328
00:13:10,530 --> 00:13:13,070
‫‏و حالا همین کارت باعث میشه واردش بشه.

329
00:13:14,303 --> 00:13:15,906
‫‏چطور ممکن میشه؟

330
00:13:15,908 --> 00:13:18,001
‫‏من ممکنش میکنم.

331
00:13:18,003 --> 00:13:21,372
‫‏در عوض خدماتی که تو بهم میدی.

332
00:13:21,374 --> 00:13:25,525
‫‏یا دقیقتر بگم
‫‏خدماتی که انجام نمیدی.

333
00:13:26,727 --> 00:13:29,192
‫‏شایعه شده که
‫‏یه بمب قراره تو نیروی ویژه منفجر کنی.

334
00:13:29,194 --> 00:13:31,730
‫‏- واقعا؟
‫‏- انگار هسته‌ای هم هست.

335
00:13:31,732 --> 00:13:33,223
‫‏به جای خوبی رسیدم.

336
00:13:33,223 --> 00:13:34,949
‫‏"کین" رو تعقیب کردم.

337
00:13:34,951 --> 00:13:36,311
‫‏نمیخواست منو به "ردینگتون" برسونه...

338
00:13:36,313 --> 00:13:38,713
‫‏- اما منو به یکی دیگه رسوند.
‫‏- کی؟

339
00:13:38,715 --> 00:13:40,555
‫"‏"رابرت ناوارو.

340
00:13:40,557 --> 00:13:42,884
‫‏"ناوارو"؟

341
00:13:42,886 --> 00:13:44,865
‫‏فکر کردم خودشو به کشتن داده.

342
00:13:44,867 --> 00:13:47,541
‫‏با پلیس فدرال
‫‏یه معامله جور کرده.

343
00:13:47,543 --> 00:13:48,758
‫‏خبرچینی؟

344
00:13:48,760 --> 00:13:50,495
‫‏قرار گذاشته.

345
00:13:50,497 --> 00:13:51,764
‫‏مصونیت در عوض...

346
00:13:51,766 --> 00:13:53,623
‫‏هر چیزی که از سندیکای "نش" میدونه.

347
00:13:53,626 --> 00:13:55,874
‫‏اسمها، منابع و مقدار مواد.

348
00:13:55,875 --> 00:13:57,941
‫‏میخواد همه‌ی اینا رو به پلیس فدرال بگه؟

349
00:13:57,943 --> 00:14:00,391
‫‏تمام چیزایی که یه ساله
‫‏داریم تلاش میکنیم ازشون سر دربیاریم.

350
00:14:00,393 --> 00:14:03,207
‫‏انگار که دیگه لازم نیست زحمتی بکشی.

351
00:14:03,209 --> 00:14:05,605
‫‏"ناوارو" قراره
‫‏امروز بعدازظهر طرفشو ببینه...

352
00:14:05,607 --> 00:14:07,859
‫"‏تو یه خونه‌ی امن در خیابون "واتر.

353
00:14:08,353 --> 00:14:10,471
‫‏سازمان قول داده متن گفتگوشون رو بهم بده.

354
00:14:10,473 --> 00:14:13,109
‫‏به این نمیگن بمب هسته‌ای.

355
00:14:13,110 --> 00:14:15,019
‫‏به این میگن یه بمب هسته‌ای حسابی.

356
00:14:15,021 --> 00:14:16,340
‫‏پس میرم بندازمش روی بچه‌ها.

357
00:14:16,342 --> 00:14:18,183
‫‏تو برو، منم الان میام.

358
00:14:25,414 --> 00:14:27,497
‫‏از ویروس "ادواردز" نمونه گرفتیم...

359
00:14:27,499 --> 00:14:28,992
‫‏که الان داریم برای آتلانتا می‌فرستیمش.

360
00:14:28,994 --> 00:14:31,967
‫‏رشته توالی ویروس
‫‏تنها یه رشته‌ی آر.ان.ای داره.

361
00:14:31,969 --> 00:14:33,083
‫‏مال اون دو تا داره.

362
00:14:33,083 --> 00:14:34,367
‫‏به نظر بد میاد.

363
00:14:34,369 --> 00:14:36,391
‫‏به صورت ژنتیکی رشته‌ی دوم رو...

364
00:14:36,393 --> 00:14:37,677
‫‏وارد ویروس کرده.

365
00:14:37,679 --> 00:14:39,093
‫‏نمیدونم چرا.

366
00:14:39,096 --> 00:14:40,823
‫‏وقتی آتلانتا جواب بده
‫‏بیشتر می‌فهمیم.

367
00:14:40,825 --> 00:14:43,022
‫‏اخطار در شبکه.

368
00:14:43,024 --> 00:14:44,412
‫‏اخطار در شبکه.

369
00:14:45,674 --> 00:14:47,609
‫‏دسترسی امکانپذیر نیست.

370
00:14:47,611 --> 00:14:49,348
‫‏دسترسی امکانپذیر نیست.

371
00:14:49,350 --> 00:14:51,363
‫‏- چی شده؟
‫‏- نمیدونم.

372
00:14:51,365 --> 00:14:53,691
‫‏- نمیتونم کاری بکنم.
‫‏- آتلانتا از کار افتاد.

373
00:14:55,328 --> 00:14:57,689
‫‏- همه از کار افتادن.
‫‏- خب، چطور ممکنه؟

374
00:14:57,691 --> 00:14:59,010
‫‏اصلا نمیدونم.

375
00:14:59,012 --> 00:15:02,068
‫‏اما به نظر میاد که ویروسی زیستی...

376
00:15:02,071 --> 00:15:04,849
‫‏حالا تمام شبکه‌مون رو آلوده کرده.

377
00:15:08,372 --> 00:15:11,434
‫‏داری میگی یه ویروس انسانی
‫‏شبکه‌ی کامپیوتری رو آلوده کرده.

378
00:15:11,436 --> 00:15:12,854
‫‏چطور ممکنه؟

379
00:15:12,856 --> 00:15:15,044
‫‏باشه، کدها با هم فرقی ندارن
‫‏صفر و یک هستن.

380
00:15:15,046 --> 00:15:16,469
‫‏چیزی که تغییر کرده...

381
00:15:16,471 --> 00:15:18,242
‫‏اینه که میتونیم
‫‏ژنوم انسان رو دستکاری کنیم...

382
00:15:18,244 --> 00:15:19,945
‫‏تا کدهای بد رو درونش قرار بدیم...

383
00:15:19,947 --> 00:15:22,291
‫‏وقتی دی.ان.ای آلوده‌ی قربانیها...

384
00:15:22,293 --> 00:15:25,263
‫‏در شبکه سازمان پیشگیری و
‫‏درمان آنالیز و آپلود شده...

385
00:15:25,265 --> 00:15:27,608
‫‏ویروس کامپیوتری هم باهاش آپلود شده.

386
00:15:27,611 --> 00:15:29,694
‫‏پس هدف این شیوع...

387
00:15:29,696 --> 00:15:32,144
‫‏هک کردن سرور سازمان پیشگیری و درمان بوده.

388
00:15:32,146 --> 00:15:34,403
‫‏و دسترسی ما رو قطع کرده. اما چرا؟

389
00:15:34,405 --> 00:15:36,211
‫‏سرور پیشگیری و درمان میتونه...

390
00:15:36,213 --> 00:15:37,879
‫‏موقعیت و کدهای دسترسی...

391
00:15:37,881 --> 00:15:39,617
‫‏هزاران ویروس مرگبار رو در اختیارش بذاره.

392
00:15:39,619 --> 00:15:41,144
‫‏تنها راهی که میتونم مطمئن بشم...

393
00:15:41,146 --> 00:15:42,641
‫‏داره درون سیستم چه کار میکنه...

394
00:15:42,643 --> 00:15:45,512
‫‏اینه که سرور اصلی دسترسی فیزیکی داشته باشم.

395
00:15:45,512 --> 00:15:47,109
‫‏پس باید همین کار رو بکنی.

396
00:15:47,111 --> 00:15:49,333
‫‏قربان، دوست داشتم این کار رو بکنم.

397
00:15:49,335 --> 00:15:50,942
‫‏فقط یه مشکل کوچولو وجود داره...

398
00:15:50,944 --> 00:15:52,740
‫‏اینجا منطقه قرنطینه‌س...

399
00:15:52,742 --> 00:15:55,381
‫‏و اینم سرور اصلی ـه...

400
00:15:55,383 --> 00:15:57,677
‫‏که کامپیوترهای سازمان
‫‏پیشگیری و درمان رو پشتیبانی میکنه.

401
00:15:57,679 --> 00:15:59,151
‫‏تصادف خیلی عجیبیه.

402
00:15:59,153 --> 00:16:00,561
‫‏یا "ادواردز" با قصد قبلی...

403
00:16:00,563 --> 00:16:02,506
‫‏هدفش رو انتخاب کرده.

404
00:16:13,666 --> 00:16:15,087
‫"‏خیلی ازتون ممنونم خانم "تیمونز.

405
00:16:15,088 --> 00:16:16,661
‫‏هیئت مدیره خیلی خوشحال شدن.

406
00:16:16,661 --> 00:16:18,452
‫‏حالا، پیرهن‌تون رو یادتون نره.

407
00:16:19,547 --> 00:16:21,500
‫‏معرکه نیست؟

408
00:16:21,502 --> 00:16:22,946
‫‏خیلی ورزشکاری ـه.

409
00:16:22,948 --> 00:16:24,192
‫‏و بفرمایین.

410
00:16:24,194 --> 00:16:25,245
‫‏ممنون.

411
00:16:30,964 --> 00:16:32,276
‫‏آقای "دکر" درسته؟

412
00:16:32,278 --> 00:16:33,296
‫‏بله.

413
00:16:33,298 --> 00:16:34,316
‫‏خیلی تحسین‌برانگیزه.

414
00:16:34,318 --> 00:16:35,950
‫‏چه دبیرستان خوبی...

415
00:16:35,952 --> 00:16:38,417
‫‏یه معبد واقعی برای ورزشکاراست.

416
00:16:38,420 --> 00:16:40,573
‫‏همین الان میتونم
‫‏تستسترون رو حس کنم.

417
00:16:42,173 --> 00:16:44,117
‫‏سالهاست میخوایم بسازیمش.

418
00:16:44,120 --> 00:16:47,820
‫‏اما یکی از همسایه‌ها
‫‏نمیخواد زمین مجاور رو بفروشه...

419
00:16:47,822 --> 00:16:49,435
‫‏تا اینکه همین پنج ماه پیش درست شد.

420
00:16:49,437 --> 00:16:51,555
‫‏همون خانم مسن جذابی که الان رفتن؟

421
00:16:51,557 --> 00:16:53,041
‫‏روز خیلی خوبیه.

422
00:16:53,043 --> 00:16:54,961
‫‏خب، پس بذارین...

423
00:16:54,963 --> 00:16:56,560
‫‏حتی بهترش هم بکنم.

424
00:16:56,562 --> 00:16:59,331
‫‏هر موسسه ورزشی بزرگی...

425
00:16:59,333 --> 00:17:02,642
‫‏نیاز به رختکن عالی...

426
00:17:02,645 --> 00:17:05,811
‫‏برای برگزاری سخنرانی‌های
‫‏پیش از مسابقه...

427
00:17:05,813 --> 00:17:08,112
‫‏حرفهای دوستانه‌ی بین دونیمه...

428
00:17:08,112 --> 00:17:11,099
‫‏و تمام عصبانیتهای بعد از بازی و...

429
00:17:11,101 --> 00:17:12,663
‫و شوخی‌های بچگانه داره.

430
00:17:12,666 --> 00:17:13,687
‫‏بذار سر راست بگم.

431
00:17:13,689 --> 00:17:16,859
‫‏اگر حاضر باشی یک جوان...

432
00:17:16,861 --> 00:17:21,355
‫‏بسیار بسیار باستعداد
‫‏رو که من میشناسم ثبت‌نام کنی...

433
00:17:21,356 --> 00:17:24,760
‫‏اونوقت من هزینه‌ی اون
‫‏رختکن رو میدم.

434
00:17:25,242 --> 00:17:27,942
‫‏خیلی سخاوتمند هستین.

435
00:17:27,942 --> 00:17:29,435
‫اسمش "چارلی هپورت" ـه.

436
00:17:29,437 --> 00:17:31,208
‫‏میدونم شکر‌ابی بین شما و...

437
00:17:31,210 --> 00:17:33,953
‫‏متاسفانه باید بگم
‫‏خیلی بیشتر از این حرفاست.

438
00:17:33,955 --> 00:17:36,282
‫‏پدرش با بازرسیش
‫‏باعث شد خواهرم شرکتشو از دست بده.

439
00:17:36,284 --> 00:17:37,811
‫‏بله، اما باید منصف باشیم...

440
00:17:37,813 --> 00:17:40,487
‫‏باید "چارلی" بیچاره به خاطر...

441
00:17:40,489 --> 00:17:43,303
‫‏عواقب خریت پدرش...

442
00:17:43,305 --> 00:17:45,840
‫‏و بی‌احتیاطی خواهرت عذاب بکشه؟

443
00:17:46,597 --> 00:17:48,609
‫"‏ممنون آقای "دکر...

444
00:17:48,611 --> 00:17:50,463
‫‏اما باید پیشنهاد سخاوتمندانه‌ی شما رو...

445
00:17:50,465 --> 00:17:52,289
‫‏رد کنم.

446
00:17:52,289 --> 00:17:55,430
‫‏باید یه طوری بتونم نظرت رو عوض کنم.

447
00:17:55,432 --> 00:17:57,466
‫‏من راهی به ذهنم نمیرسه.

448
00:17:57,468 --> 00:17:59,690
‫‏خب، بذار ببینم میتونم یا نه.

449
00:18:02,380 --> 00:18:04,627
‫‏واقعا میتونی
‫‏با اون چیز تلفنها رو شنود کنی؟

450
00:18:04,629 --> 00:18:06,764
‫‏هر کسی که در این محدوده تماس بگیره...

451
00:18:06,766 --> 00:18:08,728
‫‏این دستگاه شماره‌شو رو برمیداره.

452
00:18:08,730 --> 00:18:10,569
‫‏اینطوری می‌فهمیم کی
‫‏قراره پیداش بشه...

453
00:18:10,571 --> 00:18:12,968
‫‏و قراره با کی برای کمک تماس بگیرن.

454
00:18:14,310 --> 00:18:17,208
‫‏اگر نگفتم، حالا میگم که ازت ممنونم.

455
00:18:20,269 --> 00:18:21,622
‫‏قهوه میخوای؟

456
00:18:21,625 --> 00:18:23,778
‫‏آره.

457
00:18:25,589 --> 00:18:28,820
‫"‏دخترام به این میگن "گل بابا.

458
00:18:31,093 --> 00:18:32,688
‫‏چند سالشونه؟

459
00:18:32,713 --> 00:18:34,258
‫‏۱۳و۱۰.

460
00:18:34,606 --> 00:18:36,985
‫‏همسرم پارسال اونا رو برد.

461
00:18:36,987 --> 00:18:39,383
‫‏یه مرد دیگه برای خودش پیدا کرد.

462
00:18:40,676 --> 00:18:43,151
‫‏منم یه دختر دارم.

463
00:18:43,176 --> 00:18:44,911
‫‏اونم الان پیشم نیست.

464
00:18:44,936 --> 00:18:47,541
‫‏با مادربزرگشه.

465
00:18:48,952 --> 00:18:51,370
‫‏اول باید این قضیه رو تموم کنم.

466
00:18:53,800 --> 00:18:57,889
‫‏شوهر همسر سابقم تو اورلاندو زندگی میکنه.

467
00:18:57,914 --> 00:19:00,087
‫‏بچه‌هام فقط برای تعطیلات میان اینجا.

468
00:19:02,281 --> 00:19:03,947
‫‏زندگی سخته نه؟

469
00:19:04,758 --> 00:19:07,344
‫‏یه توصیه ناخواسته بهت میدم...

470
00:19:07,939 --> 00:19:09,849
‫‏یه وکیل بهتر لازم داری.

471
00:19:09,851 --> 00:19:11,422
‫‏یه قرار میذاریم...

472
00:19:12,840 --> 00:19:16,730
‫‏"دمشقی" رو که گرفتیم
‫‏تو میری دخترت رو ببینی...

473
00:19:16,732 --> 00:19:18,642
‫‏و من یه وکیل جدید برای خودم میگیرم.

474
00:19:18,644 --> 00:19:20,154
‫‏قبوله.

475
00:19:25,443 --> 00:19:26,692
‫‏روی پنجره‌ش بارکد داره.

476
00:19:26,695 --> 00:19:28,132
‫‏اجاره‌ای ـه.

477
00:19:28,134 --> 00:19:29,792
‫‏میشناسیش؟

478
00:19:29,794 --> 00:19:30,828
‫‏نه.

479
00:19:30,830 --> 00:19:32,427
‫‏شاید اجیر شده.

480
00:19:32,429 --> 00:19:34,270
‫‏هی، منم.

481
00:19:34,272 --> 00:19:35,532
‫‏آره.

482
00:19:35,534 --> 00:19:38,058
‫‏نمیدونم، اما اثری
‫‏از "ناوارو" نیست.

483
00:19:38,060 --> 00:19:39,970
‫‏درسته.

484
00:19:39,972 --> 00:19:42,087
‫‏میرم از نزدیک نگاه کنم.

485
00:19:42,856 --> 00:19:45,009
‫‏وقتی وارد منطقه‌ی خطرناک شدی...

486
00:19:45,011 --> 00:19:47,269
‫‏دستگاه تنفسی به مدت
‫‏۲۰دقیقه هوا داره.

487
00:19:47,271 --> 00:19:49,318
‫‏بعد از اون، سطح اکسیژن افت میکنه...

488
00:19:49,321 --> 00:19:51,404
‫‏و شرایط داخل لباست...

489
00:19:51,406 --> 00:19:52,934
‫‏به شدت تغییر میکنن.

490
00:19:52,936 --> 00:19:54,867
‫‏سطح مونواکسیدکربن به شدت زیاد میشه...

491
00:19:54,869 --> 00:19:56,666
‫‏باعث تهوع، سرگیجه...

492
00:19:56,666 --> 00:19:58,611
‫‏فهمیدم، داری میگی...

493
00:19:58,613 --> 00:20:01,157
‫‏اگر ویروس منو نکشه، این لباس میکشه.

494
00:20:01,158 --> 00:20:02,515
‫‏چیزی قرار نیست تو رو بکشه.

495
00:20:02,517 --> 00:20:03,997
‫‏ببین، باهات ارتباط داریم...

496
00:20:03,999 --> 00:20:05,813
‫‏پس میتونیم به طور
‫‏فیزیکی راهنمایی‌ت کنیم تا به سرورها برسی.

497
00:20:05,815 --> 00:20:07,342
‫‏وقتی اونجا رسیدی برو سراغ ورودی سرور.

498
00:20:07,344 --> 00:20:08,871
‫‏ببین "ادواردز" اونجا چه کار میکنه...

499
00:20:08,873 --> 00:20:10,488
‫‏و بیا بیرون.

500
00:20:10,490 --> 00:20:11,791
‫‏باشه، گوش کن.

501
00:20:12,909 --> 00:20:14,989
‫‏از پسش برمیای.

502
00:20:14,991 --> 00:20:16,692
‫‏هیچ مشکلی برات پیش نمیاد.

503
00:20:16,694 --> 00:20:17,873
‫‏باشه؟

504
00:20:21,664 --> 00:20:22,914
‫‏چیه؟

505
00:20:22,916 --> 00:20:24,964
‫‏باید برم دستشویی.

506
00:20:26,217 --> 00:20:28,110
‫‏شوخی میکنم.

507
00:20:28,112 --> 00:20:30,004
‫معلومه که شوخی میکنم.

508
00:20:30,006 --> 00:20:31,777
‫‏فقط میخوام یکم
‫‏فضای اینجا رو شادتر کنم.

509
00:20:31,779 --> 00:20:34,036
‫‏اوه، باشه.

510
00:20:48,252 --> 00:20:49,745
‫‏دریافتش میکنی؟

511
00:20:51,034 --> 00:20:52,699
‫‏هنوز نه.

512
00:20:52,701 --> 00:20:54,576
‫‏داره میره.

513
00:20:54,578 --> 00:20:55,793
‫‏آره.

514
00:20:55,795 --> 00:20:57,078
‫‏هیچکس.

515
00:20:57,081 --> 00:20:59,317
‫‏اینجا خالیه.

516
00:20:59,317 --> 00:21:00,740
‫‏نمیدونم، شاید اطلاعات نادرست بهت دادن...

517
00:21:00,742 --> 00:21:02,217
‫‏اما هیچکس اینجا نیست.

518
00:21:03,453 --> 00:21:05,947
‫‏دیگه فرصتی گیرمون نمیاد.

519
00:21:05,949 --> 00:21:08,352
‫‏به فرصت دیگه نیاز نداریم.

520
00:21:15,548 --> 00:21:17,597
‫‏"آرام"، وقتی از آسانسور خارج شدی...

521
00:21:17,599 --> 00:21:19,787
‫‏یه در درست سمت راستت قرار داره.

522
00:21:19,789 --> 00:21:21,630
‫‏اون در به اتاق سرور میرسه.

523
00:21:22,145 --> 00:21:24,132
‫‏می‌بینمش.

524
00:21:24,134 --> 00:21:25,800
‫‏چقدر اکسیژن دارم؟

525
00:21:25,802 --> 00:21:27,051
‫‏نُه دقیقه.

526
00:21:36,414 --> 00:21:37,593
‫‏نه دقیقه، ها؟

527
00:21:37,595 --> 00:21:39,453
‫‏راستش، هشت دقیقه.

528
00:21:39,455 --> 00:21:41,521
‫‏باشه، "آرام"، باید
‫‏بهم گوش بدی.

529
00:21:41,523 --> 00:21:44,132
‫‏باید دنبال ردیف "دی-۵۲" سرور باشی.

530
00:21:44,134 --> 00:21:46,673
‫‏که میشه ردیف چهارم در بخش شرقی.

531
00:21:46,674 --> 00:21:48,688
‫‏دکتر "موشی"، احتمالا...

532
00:21:48,690 --> 00:21:50,860
‫‏زمان خوبیه که بهتون بگم...

533
00:21:50,862 --> 00:21:53,440
‫‏کار شما و سازمان
‫‏پیشگیری و درمان رو تحسین میکنم.

534
00:21:53,441 --> 00:21:55,941
‫‏اما شاید یکی از دانشمندهاتون بتونه...

535
00:21:55,943 --> 00:21:58,617
‫‏بتونه یه راهی پیدا کنه که این لباسها رو...

536
00:21:58,619 --> 00:22:02,718
‫‏مجهز به یه پنکه‌ی داخلی ساده بکنه...

537
00:22:02,720 --> 00:22:04,282
‫‏یا یکم خنکشون کنه.

538
00:22:04,285 --> 00:22:05,638
‫‏باشه، پیداش کردم.

539
00:22:05,640 --> 00:22:07,445
‫پیداش کردم. "دی-۵۲". اینجاس.

540
00:22:07,447 --> 00:22:09,010
‫‏باشه، باشه.

541
00:22:09,012 --> 00:22:10,817
‫‏- هفت دقیقه.
‫‏- موفق میشه.

542
00:22:10,819 --> 00:22:12,120
‫‏باشه، رمز عبورش میخوام.

543
00:22:12,122 --> 00:22:14,188
‫‏دوازده-نت-چهار-هتل-براوو.

544
00:22:14,190 --> 00:22:16,587
‫‏بذار ببینم...

545
00:22:16,589 --> 00:22:19,224
‫‏نمیتونم درست با این ماسک ببینم.

546
00:22:19,226 --> 00:22:21,423
‫‏باشه، وارد شدم.

547
00:22:21,425 --> 00:22:23,190
‫‏باشه، حالا...

548
00:22:23,192 --> 00:22:26,283
‫‏دنبال پرادزشهای ناشناخته میگردم.

549
00:22:26,286 --> 00:22:28,213
‫‏داره سریعتر از
‫‏حد معمول اکسیژنش رو مصرف میکنه.

550
00:22:28,215 --> 00:22:29,387
‫‏باید بیاریمش بیرون.

551
00:22:29,389 --> 00:22:30,694
‫‏"آرام"، باید تمرکز کنی.

552
00:22:30,696 --> 00:22:32,019
‫‏تمرکز کردم. فقط...

553
00:22:32,021 --> 00:22:33,628
‫‏نمیتونم اینجا ببینم. پس...

554
00:22:33,629 --> 00:22:35,052
‫‏- باید تمرکز کنی.
‫‏- "آرام"، گوش کن.

555
00:22:35,054 --> 00:22:36,268
‫‏عید شکرگزاری رو یادته؟

556
00:22:36,270 --> 00:22:37,505
‫‏یادته که خواهر شوهرت...

557
00:22:37,507 --> 00:22:39,138
‫‏چه سخنرانی در مورد مهاجرت کرد؟

558
00:22:39,140 --> 00:22:40,440
‫‏یادته چطوری تحملش کردی؟

559
00:22:40,440 --> 00:22:41,933
‫‏یه تیکه کیک سیب خوردم.

560
00:22:41,935 --> 00:22:44,123
‫‏بهم گفتی آروم نفس کشیدی...

561
00:22:46,002 --> 00:22:48,015
‫‏- نفس کشیدم.
‫‏- سعی کردی نفس کشیدی.

562
00:22:48,017 --> 00:22:49,539
‫‏و یادته چه اتفاقی افتاد...

563
00:22:49,541 --> 00:22:51,446
‫‏- وقتی روی نفس کشیدنت تمرکز کردی؟
‫‏- باید بیاریمش بیرون.

564
00:22:51,448 --> 00:22:52,799
‫‏گفتی که حس آرامش بهت دست داده.

565
00:22:52,801 --> 00:22:54,518
‫‏تونستی اضطراب رو از خودت دور کنی...

566
00:22:54,518 --> 00:22:57,435
‫- و راحت باشی.
‫- ثمر"، این کار"...

567
00:22:57,437 --> 00:22:59,000
‫‏میدونم کار درسته...

568
00:22:59,002 --> 00:23:00,598
‫‏و داری کمک میکنی، اما پیداش کردم.

569
00:23:00,601 --> 00:23:01,710
‫‏همین الان از سیستم رفت بیرون.

570
00:23:01,712 --> 00:23:03,118
‫‏یعنی چی؟

571
00:23:03,120 --> 00:23:05,672
‫‏باشه، کامپیوترهای
‫‏دولت همگی بهم وصل هستن...

572
00:23:05,675 --> 00:23:07,689
‫‏و اگر چیزی که اینجا می‌بینم درست باشه...

573
00:23:07,691 --> 00:23:09,669
‫‏اونوقت "ادواردز" داره از این درگاه استفاده میکنه...

574
00:23:09,671 --> 00:23:13,354
‫‏تا در "سیپرنت"و "داد" جستجو کنه.

575
00:23:13,356 --> 00:23:15,489
‫‏اون دو تا از محرمانه‌ترین
‫‏شبکه‌های کشور هستن.

576
00:23:15,490 --> 00:23:16,965
‫‏دارن پایگاه داده‌ی اونا رو جستجو میکنه.

577
00:23:16,967 --> 00:23:18,928
‫‏- دنبال چی میگرده؟
‫‏- همینه.

578
00:23:18,930 --> 00:23:21,987
‫‏داره از یه جور
‫‏نمونه‌ی دی.ان.ای تو جستجوش استفاده میکنه.

579
00:23:21,990 --> 00:23:24,059
‫‏یه چیز نیست.

580
00:23:24,908 --> 00:23:26,887
‫‏یه آدمه.

581
00:23:26,890 --> 00:23:28,973
‫‏فکر کنم داره دنبال یکی میگرده.

582
00:23:33,703 --> 00:23:36,162
‫‏پس شیوع این ویروس
‫‏فقط یه راه برای شناسایی یه نفر بوده.

583
00:23:36,163 --> 00:23:38,246
‫‏آره، یه دی.ان.ای داره
‫‏و داره دنبال یه اسم میگرده.

584
00:23:38,248 --> 00:23:41,065
‫‏- کی؟ اعضای خانواده؟ عزیزانش؟
‫‏- دشمن.

585
00:23:41,107 --> 00:23:42,564
‫‏به محض اینکه فهمیدین بهم خبر بدین.

586
00:23:42,566 --> 00:23:44,262
‫‏هر کسی که هست
‫‏به محافظتمون نیاز داره.

587
00:23:44,322 --> 00:23:45,989
‫"‏مامور "کین.

588
00:23:45,991 --> 00:23:47,240
‫‏زمان بدیه؟

589
00:23:47,242 --> 00:23:48,457
‫‏نه اصلا. بیا تو.

590
00:23:48,459 --> 00:23:49,662
‫‏کسی طعمه رو گرفت یا نه؟

591
00:23:49,664 --> 00:23:51,698
‫‏بله، یه مزدور و اجیر شده.

592
00:23:51,698 --> 00:23:53,713
‫‏اما به کسی گزارش میداد
‫‏که فرستاده بودش...

593
00:23:53,715 --> 00:23:55,867
‫‏و احتمالا اون کسی ـه که دنبالشم...

594
00:23:55,869 --> 00:23:57,536
‫‏که به خاطر همین به کمکت نیاز دارم.

595
00:23:57,538 --> 00:23:58,752
‫‏بگو چه کار میتونم بکنم؟

596
00:23:58,754 --> 00:24:00,021
‫‏اونی که پیداش شد...

597
00:24:00,023 --> 00:24:02,123
‫‏"سینگلتون" تلفنشو ردیابی کرد.

598
00:24:02,125 --> 00:24:03,688
‫‏- یه اعتباری ـه.
‫‏- اگر ردشو بگیری...

599
00:24:03,690 --> 00:24:04,869
‫‏می‌فهمی کی بهش زنگ زده.

600
00:24:04,871 --> 00:24:06,578
‫‏درسته. یه شماره میخوام.

601
00:24:06,580 --> 00:24:08,901
‫‏- همینطور یه تلفن اعتباری.
‫‏- موقعیتشو پیدا میکنم.

602
00:24:08,903 --> 00:24:10,618
‫‏میدونم وسط
‫‏یه پرونده‌ی بزرگ هستین...

603
00:24:10,620 --> 00:24:13,018
‫‏- انجامش بده.
‫‏- سازمان پیشگیری و درمان ضدویروس رو تایید کرده.

604
00:24:13,020 --> 00:24:14,845
‫‏رد دی.ان.ای رو میگیرم.

605
00:24:14,847 --> 00:24:16,608
‫‏- مطمئنین؟
‫‏- البته.

606
00:24:16,610 --> 00:24:18,920
‫‏خیلی مهمه که قاتل "تام" رو پیدا کنیم.

607
00:24:19,469 --> 00:24:22,734
‫‏چطور، چرا پس کشیده؟

608
00:24:22,737 --> 00:24:24,333
‫‏اما ما قرارداد داشتیم.

609
00:24:24,333 --> 00:24:25,861
‫همونطور که "کویمبی" پیر...

610
00:24:25,863 --> 00:24:27,911
‫‏آموزگار شمشیربازیم همیشه میگفت...

611
00:24:27,913 --> 00:24:30,213
‫‏اگر اما و اگرها آبنبات و آجیل بودن...

612
00:24:30,213 --> 00:24:32,713
‫‏چه کریسمس باشکوهی میداشتیم.

613
00:24:32,716 --> 00:24:34,556
‫‏خدای عاشق اون لباس بودم.

614
00:24:34,558 --> 00:24:36,363
‫‏اون زن موافقت کرده بود به ما بفروشه.

615
00:24:36,366 --> 00:24:37,997
‫‏خب، مشخص شد...

616
00:24:37,999 --> 00:24:39,804
‫‏به اندازه‌ی کافی بهش پول ندادی.

617
00:24:40,901 --> 00:24:42,446
‫‏پیشنهادمو سر خوشمزه‌ترین...

618
00:24:42,448 --> 00:24:45,113
‫‏پنکیک گندم سیاهی که خوردیم...

619
00:24:45,113 --> 00:24:49,108
‫‏و گردشی شگفت‌انگیز میان مجموعه‌ی وسیعش...

620
00:24:49,110 --> 00:24:51,785
‫‏از نمک و فلفل‌پاشهای سرامیکی قبول کرد.

621
00:24:51,787 --> 00:24:53,731
‫‏اما اینش خنده‌داره که...

622
00:24:53,733 --> 00:24:57,067
‫‏اصلا اونجا به درد من نمیخوره.

623
00:24:57,069 --> 00:24:59,987
‫‏موندم که تو میتونی بهم کمک کنی...

624
00:24:59,989 --> 00:25:02,559
‫‏تا یه راه خوب برای استفاده...

625
00:25:02,561 --> 00:25:04,332
‫‏از اون ملک پیدا کنم.

626
00:25:04,334 --> 00:25:06,313
‫- فکر خوبی داری؟
‫- نه.

627
00:25:06,315 --> 00:25:08,294
‫‏- واقعا؟
‫‏- اصلا هیچی ندارم.

628
00:25:08,296 --> 00:25:10,188
‫‏شاید یه سالن ماساژ خوب باشه.

629
00:25:10,190 --> 00:25:11,827
‫‏ورزشکارها عاشقش میشن.

630
00:25:11,829 --> 00:25:13,472
‫‏اوه، خدای من.

631
00:25:15,106 --> 00:25:18,058
‫‏باشه. قبولش میکنم.

632
00:25:18,083 --> 00:25:19,740
‫‏بچه "هپورت" رو قبول میکنم.

633
00:25:19,741 --> 00:25:22,867
‫‏اگر تو هزینه‌ی رختکن رو بدی.

634
00:25:23,104 --> 00:25:27,185
‫‏اگر آرزوها یه اسب بودن
‫‏الان تمام گداها سواره بودن.

635
00:25:27,210 --> 00:25:28,842
‫"‏بازم "کویمبی.

636
00:25:28,867 --> 00:25:31,089
‫‏یارو راه که می‌رفت ازش پند و موعظه می‌ریخت.

637
00:25:32,308 --> 00:25:34,530
‫‏فهمیدیم "ادواردز" دنبال کی میگرده...

638
00:25:34,555 --> 00:25:37,333
‫‏"کیلب جیمز کرونین"، کماندوی
‫‏بازنشسته‌ی نیروی دریایی.

639
00:25:37,358 --> 00:25:38,895
‫‏دی.ان.ای اونو جستجو کرده.

640
00:25:38,896 --> 00:25:40,805
‫‏توضیح میده که چرا
‫‏چنین کارایی براش کرده.

641
00:25:40,830 --> 00:25:43,227
‫‏هویت هر کسی
‫‏در عملیات ویژه به شدت محرمانه‌س.

642
00:25:43,229 --> 00:25:44,894
‫‏توصیح نمیده که چرا براش مهمه.

643
00:25:44,897 --> 00:25:46,841
‫‏چون "کرونین" شوهرشو کشته.

644
00:25:47,296 --> 00:25:48,532
‫‏همون جریان تریاک.

645
00:25:48,534 --> 00:25:50,387
‫‏اون کسی که مچ "ادواردز" رو
‫‏در دزدی گرفته.

646
00:25:50,387 --> 00:25:51,740
‫‏قاضی حکم به دفاع از خود داده.

647
00:25:51,742 --> 00:25:53,860
‫‏به ظاهر دوست داره
‫‏خودش محاکمه‌ش کنه.

648
00:25:53,862 --> 00:25:55,441
‫‏اگر میدونه کیه...

649
00:25:55,443 --> 00:25:56,919
‫‏زیاد طول نمیکشه تا پیداش کنه.

650
00:25:56,922 --> 00:25:58,135
‫‏ما باید اول پیداش کنیم.

651
00:25:58,137 --> 00:25:59,604
‫‏ستوان "کیلب کرونین"؟

652
00:26:03,183 --> 00:26:05,156
‫‏اون چه کوفتی بود؟

653
00:26:06,814 --> 00:26:08,828
‫‏دعوتم کن بیام داخل و توضیح میدم.

654
00:26:15,862 --> 00:26:19,058
‫‏"رد"، در مورد همه‌ش اشتباه میکردم.

655
00:26:19,083 --> 00:26:22,417
‫‏تو همون فراری پولداری هستی
‫‏که سازمان مالیات دستش بهت نمیرسه.

656
00:26:22,442 --> 00:26:24,630
‫‏اما "هدی" و من؟ اسم ما
‫‏همه جا هست.

657
00:26:24,655 --> 00:26:26,286
‫‏این بازرسی ما رو
‫‏به زندان میندازه...

658
00:26:26,311 --> 00:26:27,664
‫‏که اون به درد زندان میخوره.

659
00:26:27,689 --> 00:26:29,982
‫‏اما من، باید خورشید رو روی صورتم حس کنم...

660
00:26:30,007 --> 00:26:32,021
‫‏و باد رو روی گردنم، پس اینم از این.

661
00:26:32,046 --> 00:26:34,469
‫"‏نژاد "داکسن"، "هاسکی"، "چو....

662
00:26:34,494 --> 00:26:37,213
‫‏"پاگ"، "بیگل"، دو تا هم
‫"‏"سامیز" و "چین‌چیلا...

663
00:26:37,238 --> 00:26:39,984
‫‏و ازت ممنون میشم
‫‏اینجا رو به آتیش بکشی.

664
00:26:39,985 --> 00:26:42,868
‫‏"اسموکی"، مشخص
‫‏شد که دیگه نیازی نیست.

665
00:26:42,870 --> 00:26:45,196
‫‏بهم قول دادی، تحریکم کردی...

666
00:26:45,198 --> 00:26:47,386
‫‏و حالا باید چهار راست شق‌شدگی رو تحمل کنم.

667
00:26:48,714 --> 00:26:51,515
‫‏کی میدونست که مامور
‫‏اداره‌ مالیات اینقدر رام‌ باشه؟

668
00:26:51,515 --> 00:26:52,938
‫‏صبر کن. تو...

669
00:26:52,940 --> 00:26:54,676
‫‏نمیخوای اینجا رو بسوزونی؟

670
00:26:54,678 --> 00:26:57,005
‫‏شنیدی چی گفتم.
‫‏می‌افتیم زندان.

671
00:26:57,620 --> 00:27:01,166
‫‏برادر "هرشی"، اینم یه معجزه.

672
00:27:03,020 --> 00:27:04,825
‫‏تونستی "چارلی" رو تو "داونپورت" ثبت نام کنی.

673
00:27:06,965 --> 00:27:08,891
‫‏نمیدونم چطوری ازت تشکر کنم.

674
00:27:08,893 --> 00:27:11,081
‫‏البته که میدونی. به خاطر
‫‏همین این کار رو کردم.

675
00:27:12,218 --> 00:27:15,461
‫‏میدونی، خیلی دلم میخواست...

676
00:27:15,463 --> 00:27:17,303
‫‏پسرم وارد "داونپورت" بشه...

677
00:27:17,305 --> 00:27:18,892
‫‏و...

678
00:27:20,259 --> 00:27:23,629
‫‏اگر در توان من بود که
‫‏این بازرسی رو نادیده بگیرم...

679
00:27:23,631 --> 00:27:24,636
‫‏این کار رو میکردم.

680
00:27:24,638 --> 00:27:26,747
‫‏اما در توان تو ـه.

681
00:27:26,749 --> 00:27:28,390
‫‏تو بازرس هستی.

682
00:27:28,392 --> 00:27:32,561
‫‏بله. وقتی
‫‏به توافقمون رسیدیم بودم...

683
00:27:32,563 --> 00:27:33,848
‫‏اما یه چیزی تغییر کرده.

684
00:27:33,850 --> 00:27:37,375
‫‏من کنار کشیدم و "لری هاچکیس" وارد شده.

685
00:27:37,377 --> 00:27:39,950
‫‏فردا ساعت ۹ میاد اینجا...

686
00:27:39,950 --> 00:27:41,825
‫‏تا سوابق شما رو بررسی کنه.

687
00:27:42,290 --> 00:27:44,884
‫‏خیلی متاسفم.

688
00:27:44,886 --> 00:27:47,247
‫"‏منم همینطور برادر "هرشی.

689
00:27:47,249 --> 00:27:48,916
‫‏منم همینطور.

690
00:27:50,586 --> 00:27:53,382
‫‏به نظر میاد بعد از اینکه
‫‏به اون "چین‌چیلا نیاز داریم.

691
00:27:54,444 --> 00:27:57,669
‫‏باشه، زود باش...

692
00:27:57,670 --> 00:27:59,144
‫‏باشه، پیداش کردم.

693
00:27:59,147 --> 00:28:00,708
‫‏"سینگلتون"، میتونی حرف بزنی؟

694
00:28:00,710 --> 00:28:01,821
‫‏موقعیتشو پیدا کردی؟

695
00:28:01,823 --> 00:28:02,967
‫‏تقریبا.

696
00:28:02,970 --> 00:28:04,810
‫‏باشه، باشه، باشه...

697
00:28:04,812 --> 00:28:06,443
‫‏باشه، به نظر میاد اینجاست.

698
00:28:06,446 --> 00:28:08,135
‫"‏اونجا خیابون ۴۴۷ "اسکیدمور.

699
00:28:08,137 --> 00:28:10,614
‫‏- فهمیدی؟ ۴۴۷...
‫‏- به اون تلفن اعتباری زنگ بزن.

700
00:28:10,616 --> 00:28:11,848
‫‏چی؟ چرا؟

701
00:28:11,850 --> 00:28:13,733
‫‏چه فایده‌ای داره؟

702
00:28:13,734 --> 00:28:15,296
‫‏اینطوری می‌فهمم کدوم عضو نیروی ویژه...

703
00:28:15,298 --> 00:28:16,791
‫‏شوهرت رو کشته.

704
00:28:18,669 --> 00:28:20,023
‫"‏اون آدرس، ۴۴۷ "اسکیدمور...

705
00:28:20,025 --> 00:28:21,066
‫‏آدرس دفتر شماست.

706
00:28:21,068 --> 00:28:21,959
‫‏به شماره زنگ بزن.

707
00:28:21,961 --> 00:28:23,490
‫‏نه تا وقتی که یه واحد اونجا بفرستیم.

708
00:28:23,492 --> 00:28:25,375
‫‏باید...

709
00:28:25,377 --> 00:28:27,183
‫‏"سینگلتون"؟

710
00:28:30,313 --> 00:28:31,527
‫‏مشکلی پیش اومده؟

711
00:28:31,529 --> 00:28:33,425
‫‏امیدوارم نه.

712
00:28:59,226 --> 00:29:01,361
‫‏دخترهات تو اورلاندو هستن درسته؟

713
00:29:04,370 --> 00:29:05,827
‫‏میتونی دهنتو باز کنی، اما مشکل اینه...

714
00:29:05,829 --> 00:29:08,538
‫‏که هر اتفاقی برام بیافته...

715
00:29:08,540 --> 00:29:11,736
‫"‏من آدمهایی دارم "نورم.

716
00:29:11,738 --> 00:29:13,822
‫‏کلی آدم.

717
00:29:15,596 --> 00:29:17,749
‫‏کار احمقانه‌ای انجام بدی...

718
00:29:17,751 --> 00:29:21,885
‫‏دخترهات بهاشو میدن.

719
00:29:26,197 --> 00:29:27,915
‫‏بیا بریم یه دور بزنیم.

720
00:29:44,878 --> 00:29:46,301
‫‏اون سرفه به خاطر اینه که بدنت...

721
00:29:46,303 --> 00:29:48,004
‫‏سعی داره با ماده‌ی ژنتیکی مبارزه کنه...

722
00:29:48,006 --> 00:29:49,985
‫‏که وارد جریان خونت کردم.

723
00:29:49,987 --> 00:29:53,530
‫‏همراهش میگرن و دوگانگی دید میاد.

724
00:29:53,532 --> 00:29:56,326
‫‏مغزت ورم میکنه ستوان.

725
00:29:56,326 --> 00:29:57,617
‫‏و به ورم کردن ادامه میده...

726
00:29:57,619 --> 00:29:59,348
‫‏تا جمجمه‌ت نتونه تحملش کنه.

727
00:29:59,350 --> 00:30:02,406
‫‏ببین، هر چیزی که هست...

728
00:30:02,408 --> 00:30:04,944
‫‏با اینحال درمان داره...

729
00:30:04,946 --> 00:30:07,203
‫‏و دست منه.

730
00:30:07,205 --> 00:30:09,393
‫‏اما در ازاش یه چیزی میخوام.

731
00:30:09,395 --> 00:30:11,374
‫‏کی هستی؟

732
00:30:13,740 --> 00:30:16,831
‫‏"دنیس ادواردز"، کماندوی نیروی دریایی.

733
00:30:16,833 --> 00:30:18,743
‫‏"مانبیج" سوریه.

734
00:30:18,745 --> 00:30:20,195
‫‏اونو یادته؟

735
00:30:21,302 --> 00:30:22,698
‫‏شوهرم بود.

736
00:30:23,658 --> 00:30:27,098
‫‏اتفاقی که افتاد تقصیر من نبود.

737
00:30:27,261 --> 00:30:29,066
‫‏مرگ شوهرت...

738
00:30:29,068 --> 00:30:31,393
‫‏یه تصادف بود.

739
00:30:31,394 --> 00:30:33,112
‫‏قاضی رو متقاعد کردی...

740
00:30:33,115 --> 00:30:35,684
‫‏که اون کامیون تریاک رو می‌دزدیده.

741
00:30:35,686 --> 00:30:37,526
‫‏اما من یه چیز دیگه شنیدم.

742
00:30:37,528 --> 00:30:41,036
‫‏میدونم، چون خارج شدن از منطقه رو به تعویق انداخت...

743
00:30:41,038 --> 00:30:42,818
‫‏تا بفهمه کار کیه.

744
00:30:42,819 --> 00:30:45,042
‫‏نه. اون...

745
00:30:45,044 --> 00:30:47,335
‫‏درست نیست.
‫‏هر چیزی که بهت گفته...

746
00:30:47,337 --> 00:30:49,769
‫‏وقتی وسایل شوهرم برگشتن...

747
00:30:49,771 --> 00:30:52,341
‫‏روی یونیفورمش خون بود.

748
00:30:52,343 --> 00:30:54,738
‫‏آزمایشش کردم.

749
00:30:54,741 --> 00:30:56,268
‫‏دو تا دی.ان.ای پیدا کردم.

750
00:30:56,270 --> 00:30:59,292
‫‏مال اون و کماندویی که اونو کشته بود.

751
00:30:59,294 --> 00:31:01,099
‫‏تو.

752
00:31:06,176 --> 00:31:08,468
‫‏میدونم تو تریاک رو دزدیدی.

753
00:31:08,470 --> 00:31:11,039
‫‏میدونم انداختیش گردن شوهر من...

754
00:31:11,042 --> 00:31:12,569
‫‏بعدش کشتیش تا ردتو بپوشونی.

755
00:31:12,571 --> 00:31:16,287
‫‏چیزی که نمیدونم اینه که
‫‏دیگه کی درگیر این ماجرا بوده.

756
00:31:22,650 --> 00:31:25,603
‫‏در شیوع حتما شنیدی.

757
00:31:25,605 --> 00:31:27,931
‫‏کار من بود.

758
00:31:27,933 --> 00:31:30,109
‫‏تو رو به یه نمونه‌ی کشنده‌تر آلوده کردم.

759
00:31:30,110 --> 00:31:35,286
‫‏تا سه ساعت دیگه می‌میری
‫‏مگر اینکه بهت ضد ویروس رو بدم.

760
00:31:35,288 --> 00:31:38,941
‫‏پس، ستوان...

761
00:31:40,467 --> 00:31:42,620
‫‏کی بهت کمک کرد شوهرمو بکشی؟

762
00:31:56,038 --> 00:31:58,225
‫اوه، خدایا.

763
00:32:02,120 --> 00:32:03,961
‫‏"ارل"، داشتم فکر میکردم...

764
00:32:03,963 --> 00:32:07,297
‫‏من کیم که بخوام
‫‏بین تو و اشتیاقت وایستم؟

765
00:32:07,298 --> 00:32:09,503
‫‏میتونی در عرض یه ساعت...

766
00:32:09,505 --> 00:32:12,874
‫‏چیزی که ۱۰۰ مرد در
‫‏یه سال ساختن رو ناپدید کنی.

767
00:32:12,876 --> 00:32:15,551
‫‏فکر کنم مامور مالیات
‫‏چندان هم رام نبوده.

768
00:32:16,061 --> 00:32:19,045
‫‏شاید یه توقف کوچولو پیش اومده باشه.

769
00:32:19,047 --> 00:32:20,973
‫‏انسان برنامه‌ریزی میکنه و خدا بهش می‌خنده.

770
00:32:20,975 --> 00:32:22,919
‫‏بازرسی فردا ساعت نُه صبح شروع میشه.

771
00:32:22,921 --> 00:32:24,322
‫‏فقط اینکه خدایی وجود نداره.

772
00:32:24,322 --> 00:32:26,371
‫‏همه‌ش یه جور واکنش شیمیایی ـه.

773
00:32:26,373 --> 00:32:28,108
‫‏تا اون موقع میتونی انجامش بدی؟

774
00:32:28,699 --> 00:32:32,662
‫‏یکی رو میخوام که
‫‏بتونه آتیش رو تو چشمهام ببینه...

775
00:32:32,664 --> 00:32:34,435
‫‏و بخواد باهاش بازی کنه.

776
00:32:35,122 --> 00:32:37,285
‫‏این یعنی بله یا نه؟

777
00:32:37,287 --> 00:32:39,788
‫‏یا فقط داری طعنه و کنایه میزنی؟

778
00:32:39,790 --> 00:32:42,550
‫‏پنج تا شناساگر دود، ۱۶ تا آبپاش...

779
00:32:42,552 --> 00:32:44,671
‫‏و تهویه رو به بیرون رو باید نصب کنم.

780
00:32:44,673 --> 00:32:45,835
‫‏خب، پس...

781
00:32:45,837 --> 00:32:46,929
‫‏نقشه تو سرمه.

782
00:32:46,931 --> 00:32:48,536
‫‏مواد مورد نیاز تو ون ـه.

783
00:32:48,537 --> 00:32:49,682
‫‏هر ذره از مدارک...

784
00:32:49,684 --> 00:32:51,698
‫‏تا سحر به خاکستر تبدیل میشه.

785
00:32:51,701 --> 00:32:55,243
‫‏واقعا دارم تو چشمهات آتیش می‌بینم.

786
00:32:55,245 --> 00:32:57,607
‫‏و وحشتناکه.

787
00:33:01,814 --> 00:33:03,063
‫‏اف.بی.آی!

788
00:33:03,065 --> 00:33:05,010
‫‏اف.بی.آی! سریعتر!

789
00:33:07,167 --> 00:33:09,737
‫‏اف.بی.آی!

790
00:33:09,739 --> 00:33:11,128
‫"‏"رسلر.

791
00:33:14,535 --> 00:33:16,167
‫‏فکر میکنی آلوده‌ش کرده؟

792
00:33:16,169 --> 00:33:17,530
‫‏یا سعی‌شو کرده.

793
00:33:17,532 --> 00:33:19,382
‫‏مشخصه که با هم درگیر شدن.

794
00:33:19,384 --> 00:33:20,825
‫‏خب، اون دست بالاتر رو داره.

795
00:33:20,827 --> 00:33:22,006
‫‏بزرگتره و یه کماندوی آموزش دیده‌س.

796
00:33:22,008 --> 00:33:24,834
‫‏و اونو کجا برده؟ اون
‫‏اومده اینجا تا اونو بکشه و انتقام بگیره.

797
00:33:24,836 --> 00:33:26,717
‫‏مامورها.

798
00:33:26,717 --> 00:33:27,932
‫‏من "جیل کانوی" هستم.

799
00:33:27,934 --> 00:33:29,323
‫‏همسایه اونور خیابون.

800
00:33:29,325 --> 00:33:31,304
‫‏دیدمشون. یه اسلحه داشت.

801
00:33:31,306 --> 00:33:32,693
‫‏باشه، شهادت کاملش رو ثبت کن.

802
00:33:32,696 --> 00:33:34,258
‫‏ممنون.

803
00:33:34,260 --> 00:33:36,534
‫‏"آرام"، شاید با
‫‏یه گروگانگیری طرف باشیم.

804
00:33:36,535 --> 00:33:38,410
‫‏میخوام پرونده‌ی کامل "کرونین " رو بیرون بکشی...

805
00:33:38,412 --> 00:33:40,269
‫‏کارتهای اعتباری، پلاک ماشین
‫‏و کارشو بررسی کن.

806
00:33:40,271 --> 00:33:41,481
‫‏باشه، دارم روش کار میکنم.

807
00:33:47,136 --> 00:33:49,011
‫‏باید بذاری من رانندگی کنم.

808
00:33:49,013 --> 00:33:50,592
‫‏خواهش میکنم. میتونم کمک کنم.

809
00:33:50,594 --> 00:33:53,042
‫‏بس کن، فقط...

810
00:33:53,044 --> 00:33:54,560
‫‏چقدر دیگه مونده؟

811
00:33:54,560 --> 00:33:55,775
‫‏سر چهارراه بپیچ سمت چپ.

812
00:33:55,777 --> 00:33:57,512
‫‏مستقیم به طرف بولوار "شور" برو.

813
00:34:04,535 --> 00:34:06,827
‫‏هرگز نمیخواستم بکشمت.

814
00:34:06,829 --> 00:34:08,948
‫‏فقط میخواستم شوهرمو تبرئه کنم.

815
00:34:12,527 --> 00:34:15,027
‫‏باشه، بچه‌ها، یه
‫‏دوربین ترافیکی سه دقیقه پیش...

816
00:34:15,029 --> 00:34:17,009
‫‏ماشین "کرونین" رو ثبت کرده
‫‏که داشته به سمت غرب بزرگراه ۴۹۵ میرفته.

817
00:34:17,011 --> 00:34:19,511
‫‏الان به پلیس نیویورک میگم
‫‏برن دنبالشون.

818
00:34:19,513 --> 00:34:20,763
‫‏دارین به اسم "استوریا" میرن.

819
00:34:20,765 --> 00:34:22,589
‫‏همونجایی ـه که "ادواردز" زندگی میکنه.
‫‏دارن به سمت خونه‌ش میرن.

820
00:34:22,591 --> 00:34:24,724
‫‏"آرام"، به پلیس نیویورک بگو منطقه رو ببنده...

821
00:34:24,724 --> 00:34:27,154
‫‏بهشون بگو اونا رو
‫‏به جاده‌ی تحت تعمیر در پل "هل گیت" بکشونه.

822
00:34:27,156 --> 00:34:28,475
‫‏به دکتر "موشی" زنگ بزن.

823
00:34:28,477 --> 00:34:30,248
‫‏بهش بگو احتمالا با یه آلودگی میکروبی طرفیم.

824
00:34:30,250 --> 00:34:33,272
‫‏به تیم اضطراری در محل نیاز داریم.

825
00:34:33,274 --> 00:34:34,593
‫‏چی داریم؟

826
00:34:34,595 --> 00:34:37,303
‫‏علائم بیماری رو داره، احتمالا آلوده شده...

827
00:34:37,305 --> 00:34:38,694
‫‏که یعنی زنه هم شده.

828
00:34:38,696 --> 00:34:40,293
‫‏از پلیس خواستم اونا رو دور نگه دارن....

829
00:34:40,295 --> 00:34:41,683
‫‏تا شما برسین...

830
00:34:41,686 --> 00:34:43,665
‫‏ازتون میخوام بهم بگین
‫‏برای فرستادن افرادم امنیت وجود داره...

831
00:34:43,667 --> 00:34:45,472
‫‏- تا درمانشون کنیم.
‫‏- پس میتونی درمانشون کنی؟

832
00:34:45,474 --> 00:34:46,931
‫‏بله.

833
00:34:46,933 --> 00:34:48,669
‫‏آتلانتا ضد ویروس رو تایید کرد.

834
00:34:48,671 --> 00:34:50,858
‫‏و اینجا هم مقداری ازش داریم.

835
00:34:50,861 --> 00:34:52,631
‫‏مَرده چی؟ مسلحه؟

836
00:34:52,633 --> 00:34:54,647
‫‏فکر کنیم.

837
00:34:54,649 --> 00:34:57,220
‫‏پس درمان کردنشون امن نیست.

838
00:34:57,222 --> 00:34:58,436
‫‏کجا میری؟

839
00:34:58,957 --> 00:35:00,241
‫"‏"رسلر.

840
00:35:18,718 --> 00:35:20,663
‫‏باشه، صبر کن، اینقدر سریع نیا جلو.

841
00:35:20,665 --> 00:35:21,982
‫‏دارو میخوام.

842
00:35:21,984 --> 00:35:24,694
‫‏اون منو با یه جور ویروس...

843
00:35:24,696 --> 00:35:26,046
‫‏آلوده کرده.

844
00:35:26,048 --> 00:35:27,978
‫‏- اسلحه کجاست؟
‫‏- شنیدی چی گفتم؟

845
00:35:27,980 --> 00:35:30,662
‫‏این زن، به خاطر اون...

846
00:35:30,662 --> 00:35:32,606
‫‏نصف شهر مریض شدن.

847
00:35:32,608 --> 00:35:34,049
‫‏ببین، ازت یه سوال پرسیدم...

848
00:35:34,051 --> 00:35:35,144
‫‏اسلحه کجاست؟

849
00:35:41,541 --> 00:35:44,442
‫‏فقط میخواستم اسم شوهرمو تبرئه کنم...

850
00:35:44,444 --> 00:35:46,023
‫بیگناهی‌شو ثابت کنم.

851
00:35:46,025 --> 00:35:47,900
‫‏نمیخواستم به کسی صدمه بزنم.

852
00:35:47,902 --> 00:35:49,533
‫‏بیگناهیش؟

853
00:35:49,535 --> 00:35:50,817
‫‏هی، صبر کن.

854
00:35:51,881 --> 00:35:53,171
‫‏منظورش از بیگناهی شوهرش چیه؟

855
00:35:53,173 --> 00:35:54,821
‫‏دیوونه‌ای؟

856
00:35:56,034 --> 00:35:58,292
‫‏افسرها، اگر این مرد
‫‏یه قدم دیگه برداشت...

857
00:35:58,294 --> 00:35:59,960
‫‏اجازه دارین بهش شلیک کنین.

858
00:35:59,962 --> 00:36:01,663
‫‏زیاد وقت نداره.

859
00:36:01,666 --> 00:36:03,297
‫‏چطوره یه معامله‌ی کوچیک بکنیم؟

860
00:36:03,299 --> 00:36:05,387
‫‏زندگی‌ت در ازای
‫"‏حقیقت در مورد "دنیس ادواردز.

861
00:36:05,388 --> 00:36:07,228
‫‏- حقیقت رو گفتم.
‫‏- ببین، مگر اینکه بخوای...

862
00:36:07,231 --> 00:36:08,584
‫‏تو کیسه‌ی جسد از اینجا بری...

863
00:36:08,586 --> 00:36:10,287
‫‏باید بهم بگی واقعا چه اتفاقی...

864
00:36:10,289 --> 00:36:11,746
‫‏برای شوهر این زن در رقه افتاده.

865
00:36:12,895 --> 00:36:15,778
‫‏خواهش میکنم، التماست میکنم...

866
00:36:15,781 --> 00:36:17,620
‫‏داره می‌میره.

867
00:36:17,622 --> 00:36:19,463
‫‏آره، فکر کنم.

868
00:36:19,465 --> 00:36:21,583
‫‏باشه، بس کن!

869
00:36:21,585 --> 00:36:24,885
‫‏فقط بس کن.

870
00:36:24,887 --> 00:36:27,318
‫‏تریاک رو...

871
00:36:27,320 --> 00:36:28,673
‫‏ما بردیم.

872
00:36:28,675 --> 00:36:31,435
‫‏"ادواردز" فهمید.

873
00:36:31,435 --> 00:36:33,380
‫‏میخواست ما رو لو بده.

874
00:36:33,382 --> 00:36:35,070
‫‏اسمهاشونو میخوام.

875
00:36:35,642 --> 00:36:38,559
‫"‏"آز استون"، "فرانک مک‌گارا.

876
00:36:38,561 --> 00:36:40,037
‫‏کی ماشه رو کشید؟

877
00:36:40,062 --> 00:36:41,729
‫‏من کشیدم، باشه؟

878
00:36:41,754 --> 00:36:43,055
‫‏راضی شدی؟

879
00:36:43,080 --> 00:36:45,427
‫‏من بهش شلیک کردم.

880
00:36:45,452 --> 00:36:47,082
‫‏بیارینشون.

881
00:36:48,328 --> 00:36:51,732
‫‏وقتی امن شد هر دوشونو بازداشت کنین.

882
00:37:04,106 --> 00:37:06,632
‫‏هی، "سینگلتون"، دوباره منم.

883
00:37:06,632 --> 00:37:09,719
‫‏به نظر نمیاد خونه باشی...

884
00:37:09,720 --> 00:37:13,106
‫‏و به تماسهان جواب نمیدی، پس...

885
00:37:13,108 --> 00:37:14,913
‫‏دارم یکم نگران میشم.

886
00:37:14,916 --> 00:37:16,304
‫‏وقتی این پیامو گرفتی بهم زنگ بزن.

887
00:37:19,792 --> 00:37:20,996
‫‏"سینگلتون"؟

888
00:37:20,998 --> 00:37:22,351
‫‏خونه نیست؟

889
00:37:22,353 --> 00:37:23,603
‫‏نه.

890
00:37:23,605 --> 00:37:25,549
‫‏تلفنش هم جواب نمیده.

891
00:37:25,551 --> 00:37:27,154
‫‏از همین می‌ترسیدم.

892
00:37:27,155 --> 00:37:28,787
‫‏چرا اینو میگی؟

893
00:37:28,789 --> 00:37:30,003
‫‏شاید چیزی نباشه.

894
00:37:30,005 --> 00:37:32,318
‫‏بهت یه آدرس میدم.

895
00:37:40,363 --> 00:37:42,237
‫کدوم گوری بودی؟

896
00:37:42,239 --> 00:37:45,227
‫‏بازرس رفته دستشویی
‫‏داره برای کشتن‌مون آماده میشم.

897
00:37:45,229 --> 00:37:47,868
‫‏نتونستم خودمو راضی کنم بسوزونمش.

898
00:37:47,870 --> 00:37:50,266
‫‏- از اینجا خوشم میاد.
‫‏- خب، خوش به حالت.

899
00:37:50,268 --> 00:37:51,924
‫‏چرا اینجا نمی‌مونی تا حیوونها رو ناز کنی؟

900
00:37:51,925 --> 00:37:54,148
‫‏- ما با حیوونها می‌افتیم زندون.
‫‏- فکر نکنم.

901
00:37:54,150 --> 00:37:55,885
‫‏دیر یا زود باید می‌فهمیدم...

902
00:37:55,887 --> 00:37:57,449
‫‏که تو "هدی" و من رو میندازی زیر اتوبوس.

903
00:37:57,451 --> 00:38:00,090
‫‏"اسموکی"، دهنت رو
‫‏ببند و نگاه کن و یاد بگیر.

904
00:38:03,534 --> 00:38:05,722
‫‏آقای "دکر"، امروز روز شانس شماست.

905
00:38:05,724 --> 00:38:07,215
‫‏چطور مگه؟

906
00:38:07,217 --> 00:38:09,614
‫‏دفتر مرکزی‌مون دیشب آتیش گرفته.

907
00:38:09,616 --> 00:38:11,505
‫‏آره، تو زیرزمین سیمها اتصالی کردن.

908
00:38:11,507 --> 00:38:13,030
‫‏جرقه روی یه کیسه مواد شیمیایی...

909
00:38:13,032 --> 00:38:14,604
‫‏که یکی اونجا گذاشته ریخته.

910
00:38:14,605 --> 00:38:17,036
‫‏مواد رو آماده میکنیم و برای بازرسی...

911
00:38:17,038 --> 00:38:18,427
‫‏در زیرزمین آماده میشیم.

912
00:38:18,429 --> 00:38:19,652
‫‏در نتیجه...

913
00:38:19,654 --> 00:38:22,007
‫‏بازرسی شما به تعویق می‌افته.

914
00:38:22,009 --> 00:38:23,883
‫‏چه شانسی اوردیم.

915
00:38:23,885 --> 00:38:25,412
‫‏باهاتون تماس میگیریم.

916
00:38:26,353 --> 00:38:28,054
‫‏فکر کنم که فکر میکنین...

917
00:38:28,056 --> 00:38:30,005
‫‏آتش‌سوزی کار
‫‏یه آتش‌افروز بوده.

918
00:38:30,007 --> 00:38:31,085
‫‏درسته.

919
00:38:31,087 --> 00:38:33,267
‫‏اما هیچ مدرکی پیدا نکردیم.

920
00:38:33,269 --> 00:38:35,214
‫‏فقط میدونیم که آتیش...

921
00:38:35,216 --> 00:38:36,361
‫‏داخل حسگر دود شروع شده.

922
00:38:36,363 --> 00:38:38,134
‫‏چقدر مسخره.

923
00:38:55,121 --> 00:38:56,580
‫‏توجه! آماده!

924
00:38:56,582 --> 00:38:58,839
‫‏آماده! هدف! آتش!

925
00:39:01,239 --> 00:39:02,940
‫‏حاضر! هدف!

926
00:39:02,942 --> 00:39:04,165
‫‏آتش!

927
00:40:18,905 --> 00:40:20,553
‫"آقای "فیگن.

928
00:40:23,582 --> 00:40:25,319
‫‏به اون درختها خیره شده بودم...

929
00:40:25,321 --> 00:40:27,891
‫‏فکر میکردم چطوری
‫‏باید آتیششون بزنم.

930
00:40:29,291 --> 00:40:31,897
‫‏متوجه شدم که آتیشی به پا کردم...

931
00:40:31,899 --> 00:40:34,511
‫‏به خاطر همین اینو برات اوردم.

932
00:40:40,346 --> 00:40:41,613
‫‏کشمکش را در آغوش بگیر؟

933
00:40:41,638 --> 00:40:44,155
‫"‏متقاعدکننده‌ترین کار "زیگ زیگلار.

934
00:40:44,180 --> 00:40:45,999
‫‏با این کتابش آشنایی داری؟

935
00:40:46,024 --> 00:40:47,638
‫‏یه سخنور انگیزشی ـه.

936
00:40:47,663 --> 00:40:49,555
‫‏کسی که بهم انگیزه داد سیگار رو ترک کنم...

937
00:40:49,580 --> 00:40:51,594
‫‏و از گردن به پایین شلیک کنم.

938
00:40:51,619 --> 00:40:54,779
‫‏فکر میکنی میتونه بهم
‫‏انگیزه بده اون درختها رو آتیش نزنم.

939
00:40:54,804 --> 00:40:57,314
‫‏یه پیش‌پرداخت.

940
00:40:57,339 --> 00:40:59,388
‫‏برای خدماتی که هنوز انجام نشده.

941
00:41:01,499 --> 00:41:02,715
‫‏کتاب رو بخون...

942
00:41:02,740 --> 00:41:06,125
‫‏مثبت فکر کن، خودتو کنترل کن...

943
00:41:06,150 --> 00:41:07,608
‫‏و من از استعدادت به خوبی استفاده میکنم.

944
00:41:27,652 --> 00:41:30,883
‫چندین بار بهش چاقو زدن.

945
00:41:30,907 --> 00:41:33,199
‫کیفش گمشده.

946
00:41:34,931 --> 00:41:36,910
‫میگن که یه سرقت بوده.

947
00:41:42,102 --> 00:41:45,054
‫‏شهادت شاهد و فیلم دوربین مدار بسته رو میخوام...

948
00:41:45,079 --> 00:41:47,010
‫‏و همینطور گزارش جرم‌شناسی
‫‏تا یه ساعت دیگه باید رو میزم باشه.

949
00:41:47,011 --> 00:41:49,650
‫‏هیچکس نمیخوابه تا
‫‏حرومزاده‌ای که این کار رو کرده پیدا کنیم.

950
00:41:53,765 --> 00:41:54,910
‫"‏"الیزابت...

951
00:42:11,199 --> 00:42:13,004
‫چیه؟

952
00:42:13,029 --> 00:42:14,517
‫خودشه.

953
00:42:15,549 --> 00:42:18,745
‫اون مرد کچل "دمشقی" ـه.

954
00:42:20,734 --> 00:42:22,556
‫اون مردی ـه که "تام" رو کشت.

955
00:42:24,912 --> 00:42:34,477
‫<font color="#ff۸۰۴۰">:مترجم</font>
‫<font color="#۰۰۰۰ff">High</font><font color="#ffffff">bury</font>

