‫﻿۱
00:00:14,451 --> 00:00:15,683
‫‏مامور "گریوز"؟

2
00:00:15,685 --> 00:00:16,951
‫‏گروهبان "فلن" هستم از پلیس ایالت.

3
00:00:16,953 --> 00:00:18,252
‫‏- تلفنی حرف زدیم.
‫‏- بله، قربان.

4
00:00:18,254 --> 00:00:20,388
‫‏- از این طرف.
‫‏- خب، کی اتفاق افتاد؟

5
00:00:20,390 --> 00:00:21,990
‫‏درست بعد از ساعت ۶ دیشب.

6
00:00:21,992 --> 00:00:23,591
‫‏یه زوج جوان تو کلبه مونده بودن...

7
00:00:23,593 --> 00:00:24,859
‫‏و برای پیاده‌روی رفتن بیرون...

8
00:00:24,861 --> 00:00:26,561
‫‏یه راست به یکی از ردها برخوردن.

9
00:00:26,563 --> 00:00:28,229
‫‏به پلیس "بردفورد" بعد از ساعت ۷ خبر دادن...

10
00:00:28,231 --> 00:00:29,430
‫و اونا هم ‏به ما خبر دادن.

11
00:00:29,432 --> 00:00:31,165
‫‏کسی با مطبوعات حرف زده؟

12
00:00:31,167 --> 00:00:33,201
‫‏افسری که به تماس پاسخ داده
‫‏و چند نفری از نیروی گشت...

13
00:00:33,203 --> 00:00:34,836
‫‏تنها افرادی هستن که صحنه رو دیدن.

14
00:00:34,838 --> 00:00:36,404
‫‏برخی از افراد حسابی ترسیده بودن.

15
00:00:36,406 --> 00:00:38,873
‫‏- فکر میکنی ممکنه خودش باشه؟
‫‏- خیلی شک دارم.

16
00:00:38,875 --> 00:00:40,241
‫‏باشه، اما اگر خودش باشه...

17
00:00:40,243 --> 00:00:41,943
‫‏و به اداره‌ی نیاز داشته
‫‏باشی تا حکم بازداشت صادر کنی...

18
00:00:41,945 --> 00:00:43,878
‫‏یا محدوده رو ببندی...

19
00:00:51,287 --> 00:00:52,854
‫‏خودشه، باشه؟

20
00:00:52,856 --> 00:00:55,089
‫‏- یعنی کی دیگه میتونه باشه؟
‫‏- حکم رو صادر کن.

21
00:00:55,091 --> 00:00:56,524
‫‏به افرادت بگو محدوده رو ببندن...

22
00:00:56,526 --> 00:00:58,760
‫‏و نقاشی که تو پرونده‌س
‫‏رو هم پخش کن.

23
00:01:01,631 --> 00:01:03,097
‫‏هی، یه لطفی بهم بکن.

24
00:01:03,099 --> 00:01:05,600
‫‏باید یه مامور رو فوری پیدا کنم.

25
00:01:05,602 --> 00:01:09,303
‫‏تو دی.سی کار میکنه.
‫"‏به اسم "الیزابت کین.

00:01:10,699 --> 00:01:16,066
‫<font color="#۰۰۰۰ff">تیم ترجمه</font>
‫<font color="#ffffff">iMovie-DL</font>
‫<font color="#ff۰۰۰۰">تقدیم می کند</font>




26
00:01:17,326 --> 00:01:29,279
‫<font color="#ff۸۰۴۰">:مترجم</font>
‫<font color="#۰۰۰۰ff">High</font><font color="#ffffff">bury</font>

27
00:01:36,399 --> 00:01:38,150
‫‏به مراسم سوگواریش رفت.

28
00:01:38,152 --> 00:01:40,017
‫‏زیرتابوتش رو گرفته بود!

29
00:01:40,019 --> 00:01:41,169
‫‏و وقتی داشت این کار رو میکرد...

30
00:01:41,171 --> 00:01:44,205
‫‏یه شاهد پا پیش گذاشته
‫‏که دیده "گاروی" "سینگلتون" رو کشته.

31
00:01:46,275 --> 00:01:49,277
‫‏- حالا، قاتل...
‫‏- میتونی برام توصیفش کنی؟

32
00:01:49,279 --> 00:01:52,980
‫‏عینک داشت. عینک سیاه.

33
00:01:52,982 --> 00:01:55,349
‫‏خب، من دیدم "گاروی " "تام" رو کشت.
‫‏چقدر شهادتم فایده داره.

34
00:01:55,351 --> 00:01:57,051
‫"‏قبلا در مورد پرونده‌ی "گاروی...

35
00:01:57,053 --> 00:01:59,020
‫‏با دفتر مارشال و امور داخلی حرف زدم.

36
00:01:59,022 --> 00:02:00,888
‫‏و حالا هم این. پیشرفت بزرگیه.

37
00:02:00,890 --> 00:02:02,423
‫‏اشکالی نداره که امیدوار باشی.

38
00:02:02,425 --> 00:02:05,093
‫‏با این شاهد حرف زدی؟
‫‏معتبره؟

39
00:02:05,095 --> 00:02:06,728
‫‏چون اگه باشه، شهادت منم...

40
00:02:06,730 --> 00:02:08,129
‫‏معتبر میشه.

41
00:02:08,131 --> 00:02:11,933
‫‏هر سوالی در مورد
‫‏ضعف حافظه‌ت از بین میره.

42
00:02:11,935 --> 00:02:13,468
‫"‏همینطور آقای "گاروی.

43
00:02:13,470 --> 00:02:14,902
‫‏و اینو میخوای؟

44
00:02:14,904 --> 00:02:16,904
‫‏نه تا وقتی که
‫‏به چیزی که میخوام برسم.

45
00:02:16,906 --> 00:02:19,207
‫‏بهش در مورد کیف گفتم.

46
00:02:19,209 --> 00:02:22,944
‫‏"گاروی" از سندیکای "نش" محافظت میکنه.

47
00:02:22,946 --> 00:02:24,879
‫‏برخی از بازیگران این نمایش رو میشناسم.

48
00:02:24,881 --> 00:02:26,247
‫‏کاری میکنم حرف بزنن...

49
00:02:26,249 --> 00:02:28,082
‫‏تا اون موقع نیروی ویژه
‫‏از شاهد سوال میپرسه.

50
00:02:28,084 --> 00:02:29,784
‫‏شاهد کجاست؟
‫‏میتونم ازش سوال بپرسم؟

51
00:02:29,786 --> 00:02:31,686
‫‏اینجا نیست. و نه، نمیتونی.

52
00:02:31,688 --> 00:02:33,221
‫‏داریم در مورد قاتل "تام" حرف میزنیم.

53
00:02:33,223 --> 00:02:35,056
‫‏که به خاطر همین نباید دخالتی داشته باشی.

54
00:02:35,058 --> 00:02:36,691
‫‏برای وکیل مدافع یه دقیقه وقت میبره...

55
00:02:36,693 --> 00:02:38,092
‫‏تا هیئت منصفه رو قانع کنه...

56
00:02:38,094 --> 00:02:40,661
‫‏هر پرونده‌ای که
‫‏علیه "گاروی" داری معتبر نیست.

57
00:02:40,663 --> 00:02:41,996
‫‏تو بیوه و شاهد اصلی هستی.

58
00:02:41,998 --> 00:02:44,098
‫‏نمیتونی افسر بازجویی هم باشی.

59
00:02:44,100 --> 00:02:46,000
‫‏پس، تا موقعی که
‫‏تو و "ردینگتون" دنبال "گاروی" هستین...

60
00:02:46,002 --> 00:02:47,702
‫‏من باید چه کار کنم، کتاب بخونم؟

61
00:02:47,704 --> 00:02:49,170
‫‏راستش یه پرونده دارم.

62
00:02:49,172 --> 00:02:51,272
‫‏فقط دوست دارم
‫‏مردی که "تام" رو کشت گیر بندازم...

63
00:02:51,274 --> 00:02:53,241
‫‏و رازی که اونو به کشتن داد بفهمم.

64
00:02:53,243 --> 00:02:56,778
‫‏در مورد اول بهت کمک میکنم
‫‏و جلوی مورد دوم رو می‌گیرم.

65
00:02:56,780 --> 00:03:00,481
‫‏سهم ۵۰-۵۰. مثل
‫‏یه طلاق عادلانه.

66
00:03:00,483 --> 00:03:01,783
‫"‏"هارولد.

67
00:03:04,453 --> 00:03:05,653
‫‏در مورد پرونده.

68
00:03:05,655 --> 00:03:08,222
‫‏- نمیخوام.
‫"‏- مامور "کین.

69
00:03:08,224 --> 00:03:09,891
‫‏این پرونده مستقیم از "کوانتیکو" اومده.

70
00:03:09,893 --> 00:03:12,393
‫‏تاکید کردن که تو رو میخوان.

71
00:03:12,395 --> 00:03:14,695
‫‏گفتن که یه پرونده راکد ـه
‫‏که باهاش آشنایی داری.

72
00:03:14,697 --> 00:03:17,131
‫"‏یکی به اسم قاتل "کپریکورن.

73
00:03:18,333 --> 00:03:19,834
‫‏به نظرت آشناست؟

74
00:03:19,836 --> 00:03:20,868
‫‏بله، هست.

75
00:03:20,870 --> 00:03:22,303
‫‏خوبه. چون بهشون گفتم...

76
00:03:22,305 --> 00:03:25,039
‫‏رو ‏حمایت کامل تو و این
‫‏‏نیروی ویژه حساب باز کنن.

77
00:03:25,041 --> 00:03:26,741
‫‏"ردینگتون" و من روی
‫‏"گاروی" تمرکز میکنیم...

78
00:03:26,743 --> 00:03:29,510
‫‏اما ازت میخوام بهمون
‫‏در مورد "کپریکورن" بگی.

79
00:03:29,512 --> 00:03:32,313
‫‏اولی قربانیش
‫‏یه زن از اساتید دانشگاه بود...

80
00:03:32,315 --> 00:03:33,948
‫‏که در ۲۰۱۰ در تاکوما پیدا شد.

81
00:03:33,950 --> 00:03:36,150
‫‏علت مرگ خفگی و پارگی راه تنفسی بود...

82
00:03:36,152 --> 00:03:38,386
‫‏صحنه‌ی جرم خیلی بهم ریخته بود...

83
00:03:38,388 --> 00:03:40,021
‫‏طوری که فکر کردیم باید...

84
00:03:40,023 --> 00:03:42,056
‫‏یه جور مراسم مذهبی و فرقه‌ای باشه.

85
00:03:42,058 --> 00:03:47,028
‫‏بعدش، شش ماه بعد
‫‏دوباره در ممفیس اتفاق افتاد.

86
00:03:47,030 --> 00:03:49,297
‫‏بعدش در "شارلوت". در آبشارهای آیداهو.

87
00:03:49,299 --> 00:03:52,066
‫‏هفت قربانی در چهار سال پیدا شدن.

88
00:03:52,068 --> 00:03:55,336
‫،‏هر کدوم در جایی دورافتاده
‫‏محیطهایی متروکه...

89
00:03:55,338 --> 00:03:58,506
‫‏و هر کدوم خفه شده بودن
‫‏و با یه شمشیر دست ساز...

90
00:03:58,508 --> 00:04:00,893
‫‏به این شکل قرار گرفته بودن...

91
00:04:01,444 --> 00:04:04,111
‫‏و جمجمه‌ی یه بز شاخدار رو هم به دست داشتن.

92
00:04:04,113 --> 00:04:07,315
‫(‏به خاطر همین اسمش "کپریکورن" (بز شاخدار.
‫مثل ‏ماه دی که علامتش بزه.

93
00:04:07,317 --> 00:04:10,952
‫‏این نماد نجومی موجودی رو نشون میده...

94
00:04:10,954 --> 00:04:13,254
‫‏که توانایی ذاتیش زنده موندن...

95
00:04:13,256 --> 00:04:15,256
‫‏در محیطهای خشن و غیرقابل سکونته.

96
00:04:15,258 --> 00:04:18,326
‫‏همینطور نماد وحشت و ترس هم هست.

97
00:04:18,328 --> 00:04:21,195
‫‏مامور "کین"؟ "برندون گریوز" هستم.
‫‏از دفتر پیستبرگ.

98
00:04:21,197 --> 00:04:24,098
‫‏- مامور "رسلر" و نوابی" هستن.
‫‏- از این طرف.

99
00:04:24,100 --> 00:04:26,200
‫‏تحلیل تو با بقیه فرق داشت؟

100
00:04:26,202 --> 00:04:27,568
‫‏یکم. همگی موافق بودیم...

101
00:04:27,570 --> 00:04:30,037
‫‏که مجرم به احتمال زیاد
‫‏یک سفیدپوست در محدوده‌ی ۴۰ سالگیه...

102
00:04:30,039 --> 00:04:32,006
‫‏اندام کوچکی داره و خیلی مرتبه.

103
00:04:32,008 --> 00:04:35,276
‫‏در یکجا ساکن نبوده.
‫‏شاید یه کاروان داره...

104
00:04:35,278 --> 00:04:36,844
‫‏یا یه جور کار سیار...

105
00:04:36,846 --> 00:04:38,079
‫‏که مجبوره مدام سفر کنه...

106
00:04:38,081 --> 00:04:41,182
‫‏و همین حرکت بهش اعتماد به نفس میده.

107
00:04:41,184 --> 00:04:44,685
‫‏به حدی که کشتارش
‫‏به طرز هشدار دهنده‌ای افزایش پیدا کرد.

108
00:04:44,687 --> 00:04:45,820
‫‏من فکر میکردم که متوقف میشه.

109
00:04:45,822 --> 00:04:47,622
‫‏که شد. خبری ازش نشد.

110
00:04:47,624 --> 00:04:50,825
‫‏اداره فکر میکرده یا
‫‏مُرده یا دستگیر شده.

111
00:04:50,827 --> 00:04:51,959
‫‏تا امروز.

112
00:04:51,961 --> 00:04:53,327
‫‏نظریه تو چه فرقی داشت؟

113
00:04:53,329 --> 00:04:55,263
‫‏خب، کشتارش یهو زیاد شده بود...

114
00:04:55,265 --> 00:04:57,265
‫‏من فکر میکردم که حس
‫‏میکنه کنترل از دستش خارج شده.

115
00:04:57,267 --> 00:04:59,300
‫‏یکم صبر میکنه.
‫‏مدتی دست به کاری نمیزنه.

116
00:04:59,302 --> 00:05:02,937
‫‏بقیه فکر میکردن که کارشو متوقف کرده.
‫‏من فکر میکردم برمیگرده.

117
00:05:04,006 --> 00:05:05,673
‫‏که برگشته.

118
00:05:05,675 --> 00:05:07,241
‫‏به نظر میاد با روش اون جور درمیاد.

119
00:05:07,243 --> 00:05:10,411
‫‏خفگی در اثر جسم خارجی.
‫‏در یه جای دورافتاده.

120
00:05:10,413 --> 00:05:12,446
‫‏به همون روش و آیینی.

121
00:05:12,448 --> 00:05:15,483
‫‏تحسین‌برانگیزه. حق با تو بود.

122
00:05:23,159 --> 00:05:24,425
‫‏"کین"، چیه؟

123
00:05:24,427 --> 00:05:26,193
‫‏ شمشیر.

124
00:05:28,063 --> 00:05:31,999
‫‏قاتل "کپریکورن" تمام
‫‏شمشیرها رو با دست می‌ساخت...

125
00:05:32,001 --> 00:05:35,670
‫‏و این یکی به نظر متقارن میاد.

126
00:05:35,672 --> 00:05:37,071
‫‏هیچ نقصی نداره.

127
00:05:37,073 --> 00:05:38,539
‫‏باید به آزمایشگاه خبر بدی.

128
00:05:38,541 --> 00:05:40,741
‫‏بهشون بگه سلاح‌های
‫‏قبلی رو بیرون بکشن...

129
00:05:40,743 --> 00:05:41,909
‫‏و با این یکی مقایسه کنن.

130
00:05:41,911 --> 00:05:44,011
‫‏صبر کنین. اینکه تصادفی نیست.

131
00:05:44,013 --> 00:05:45,813
‫‏هر کسی که این کار رو کرده
‫‏تمام جزییات رو میدونسته...

132
00:05:45,815 --> 00:05:47,615
‫‏ما هرگز چیزی رو علنی نکردیم.

133
00:05:47,617 --> 00:05:49,050
‫‏کار خوده "کپریکورن" ـه.

134
00:05:49,052 --> 00:05:51,986
‫‏شاید. شایدم نه.

135
00:05:51,988 --> 00:05:55,256
‫‏شاید کار یه تقلیدکاره.

136
00:05:55,258 --> 00:05:58,659
‫‏وقتی اونجا وایستاده بودم
‫‏و به جسد نگاه میکردم، حس زنده بودن میکردم.

137
00:05:58,661 --> 00:06:00,962
‫‏چون با کارت به عنوان
‫‏تحلیلگر ارتباط پیدا کرده بودی؟

138
00:06:00,964 --> 00:06:03,731
‫‏نه. بیشتر...

139
00:06:03,733 --> 00:06:05,533
‫‏نمیدونم.

140
00:06:05,535 --> 00:06:07,301
‫‏چرا داری خودتو تصحیح میکنی؟

141
00:06:07,303 --> 00:06:09,971
‫‏میدونی تنها در صورتی
‫‏فایده داره که کاملا صادق باشی.

142
00:06:09,973 --> 00:06:12,707
‫‏به یه دلیلی حرف "کپریکورن" رو پیش کشیدی. چرا؟

143
00:06:12,709 --> 00:06:17,945
‫‏چون این کاری که مجرم با
‫‏اون مرد بیچاره در جنگل کرده بود...

144
00:06:17,947 --> 00:06:19,747
‫‏بخشی از من...

145
00:06:19,749 --> 00:06:21,115
‫‏گاهی‌اوقات، حس میکنم...

146
00:06:21,117 --> 00:06:24,251
‫‏توانایی انجام دادن
‫‏کارایی به وحشتناکی اونو دارم.

147
00:06:24,253 --> 00:06:27,154
‫‏گفتی هویت مردی
‫‏که "تام" رو کشت، شناسایی کردی.

148
00:06:27,156 --> 00:06:29,590
‫‏بله، و کشتن اونو
‫‏تصور و خیالپردازی میکنم.

149
00:06:29,592 --> 00:06:33,027
‫‏در این مورد صحبت کردیم
‫‏که این احساس چقدر رایجه.

150
00:06:33,029 --> 00:06:34,695
‫‏این فرق داره.

151
00:06:34,697 --> 00:06:37,565
‫‏خب، در مورد خشم
‫‏و اشتیاق‌ و تمایلت...

152
00:06:37,567 --> 00:06:41,836
‫‏برای شکستن قوانین و
‫‏غیرمعمولی رفتار کردن حرف زدیم.

153
00:06:41,838 --> 00:06:45,539
‫‏اسم اولین پرونده‌ت در اداره چی بود؟

154
00:06:45,541 --> 00:06:48,175
‫"‏کفشهاشونو میبر، قاتل "مرد شنی.

155
00:06:49,211 --> 00:06:51,278
‫‏کارم در اون پرونده محرمانه بود.

156
00:06:51,280 --> 00:06:52,847
‫‏تو از کجا در موردش میدونی؟

157
00:06:52,849 --> 00:06:57,284
‫‏"الیزابت"، کار من
‫‏اینه که آمادگی تو رو ارزیابی کنم.

158
00:06:57,286 --> 00:06:59,186
‫‏نباید رازی بین‌مون باشه.

159
00:06:59,188 --> 00:07:02,056
‫‏"مرد شنی" در ابتدای کارت...

160
00:07:02,058 --> 00:07:03,758
‫‏یه پرونده‌ی مهم حل نشده بود.

161
00:07:03,760 --> 00:07:05,292
‫‏مطمئنم به شکلی تاثیرگذار بوده...

162
00:07:05,294 --> 00:07:07,228
‫‏که شاید حتی خودتم متوجه‌ش نشده باشی.

163
00:07:07,230 --> 00:07:09,790
‫‏پرونده‌های حل نشده اینطورین.

164
00:07:10,900 --> 00:07:12,566
‫‏روشون تمرکز میکنم.

165
00:07:12,568 --> 00:07:15,712
‫‏چقدر ناعادلانه هستن.
‫‏اینکه افرادی از زیر قتل قسر در میرن.

166
00:07:16,372 --> 00:07:19,424
‫‏میدونم به نظر چرند میاد اما من...

167
00:07:20,676 --> 00:07:24,412
‫‏برای اجرای عدالت یه جور وسواس دارم.

168
00:07:25,447 --> 00:07:28,849
‫‏حتی اگر لازم باشه
‫‏غیر طبیعی رفتار کنی و قوانین رو...

169
00:07:28,851 --> 00:07:30,985
‫‏- بشکنی.
‫‏- بله.

170
00:07:34,222 --> 00:07:35,589
‫‏یه شاهدی پا پیش گذاشته...

171
00:07:35,591 --> 00:07:37,858
‫"‏که میتونه قاتل کارآگاه "سینگلتون
‫‏رو شناسایی کنه.

172
00:07:37,860 --> 00:07:39,126
‫‏در اداره‌ی پلیس "بلمونت" ـه.

173
00:07:39,128 --> 00:07:40,895
‫‏میخوام تحت بازداشت محافظتی قرار بگیره...

174
00:07:40,897 --> 00:07:42,329
‫‏و برای بازجویی به اینجا منتقل بشه.

175
00:07:42,331 --> 00:07:44,498
‫‏بازداشت محافظتی؟

176
00:07:44,500 --> 00:07:47,668
‫‏فکر میکنیم که کارآگاه
‫‏رو "ایان گاروی" کشته...

177
00:07:47,670 --> 00:07:49,870
‫‏یک مارشال ایالتی که
‫‏مسئول مرگ "تام کین" هم هست.

178
00:07:49,872 --> 00:07:51,105
‫‏صبر کنین، صبر کنین.

179
00:07:51,107 --> 00:07:52,540
‫‏میدونین کی "تام" رو کشته و
‫‏پلیس هم بوده؟

180
00:07:52,542 --> 00:07:54,408
‫‏چون "گاروی" یه مارشال ـه...

181
00:07:54,410 --> 00:07:57,344
‫‏میخوام اف.بی.آی
‫‏محافظت از شاهد رو به عهده بگیره.

182
00:07:57,346 --> 00:08:00,114
‫‏ترتیبی دادم که به ملاقات
‫‏ماموران دفتر مرکزی واشنگتن بری.

183
00:08:00,116 --> 00:08:01,715
‫‏به محض اینکه حکم انتقال رو امضا بکنی...

184
00:08:01,717 --> 00:08:04,435
‫‏اونو سریع به اینجا میارن. فهمیدی؟

185
00:08:04,460 --> 00:08:06,687
‫،‏نه. یعنی بله، قربان
‫‏انتقال رو فهمیدم...

186
00:08:06,689 --> 00:08:10,257
‫‏اما "تام"، چرا یه
‫‏مارشال باید بخواد اونو بکشه؟

187
00:08:10,259 --> 00:08:11,826
‫‏"تام" دنبال یه کیف بوده...

188
00:08:11,828 --> 00:08:14,829
‫‏که درونش رازی ـه که
‫‏"ردینگتون" میخواد از مامور "کین" مخفیش کنه.

189
00:08:14,831 --> 00:08:17,431
‫‏"گاروی" اونو برداشته
‫‏و "تام" در این حین کشته.

190
00:08:42,692 --> 00:08:43,791
‫‏چه خبره؟

191
00:08:43,793 --> 00:08:45,326
‫"‏بگیر بشین "جرالد.

192
00:08:45,328 --> 00:08:47,628
‫‏تو و من باید یه فیلم کوچولو بسازیم.

193
00:08:51,366 --> 00:08:54,435
‫"‏هی، خوش اومدی "جرالد.

194
00:09:01,002 --> 00:09:03,115
‫‏هی! کمش کن.
‫‏شنیدی؟ من مدیرم.

195
00:09:05,807 --> 00:09:07,246
‫‏اون وامونده رو خاموش کن.

196
00:09:09,248 --> 00:09:10,648
‫"‏آقای "ردینگتون.

197
00:09:16,867 --> 00:09:22,283
‫‏قول من ردخور نداره. مایه‌ی اعتبار منه.

198
00:09:22,284 --> 00:09:25,952
‫‏به "پیتر کاراس" قول دادم منتقلش کنم...

199
00:09:25,954 --> 00:09:28,054
‫‏قبل از اینکه سندیکای "نش" بفهمه...

200
00:09:28,056 --> 00:09:31,057
‫‏اون با پلیس فدرال معامله کرده.

201
00:09:31,059 --> 00:09:33,927
‫‏اما این اتفاق نیافتاد، نه آقای "گابیلینی"؟

202
00:09:33,929 --> 00:09:38,331
‫‏سندیکا اونو اینجا پیدا کرد.
‫‏و در همین اتاق کشت.

203
00:09:38,333 --> 00:09:42,369
‫‏در اون زمان، بهم قول دادی...

204
00:09:42,371 --> 00:09:44,771
‫‏که تو نمیدونی چطوری چنین اتفاقی افتاده.

205
00:09:44,773 --> 00:09:45,972
‫‏نمیدونستم. نمیدونم.

206
00:09:45,974 --> 00:09:48,041
‫‏آقای "کاراس" یه شاهد فدرال بود...

207
00:09:48,043 --> 00:09:49,709
‫‏پس وقتی مارشالها...

208
00:09:49,711 --> 00:09:51,978
‫‏"ایان گاروی" رو برای تحقیق
‫‏در مورد قتلش فرستادن...

209
00:09:51,980 --> 00:09:53,847
‫‏اصلا شک نکردم.

210
00:09:53,849 --> 00:09:55,549
‫‏اما حالا فهمیدم که "گاروی" اینجا نیومده...

211
00:09:55,551 --> 00:09:58,652
‫‏در مورد قتل تحقیق کنه، نه؟

212
00:09:58,654 --> 00:10:00,253
‫‏اومده بود تا اونو لاپوشونی کنه.

213
00:10:00,255 --> 00:10:02,255
‫‏برای "گاروی" به من خیانت کردی.

214
00:10:02,257 --> 00:10:05,025
‫‏حالا برای جبران گناهت...

215
00:10:05,027 --> 00:10:07,194
‫‏برای من به "گاروی" خیانت میکنی.

216
00:10:07,196 --> 00:10:09,095
‫‏خواهش میکنم.
‫‏اون مارشال ـه.

217
00:10:09,097 --> 00:10:11,064
‫‏و من چیزی به جز یه قاتل ساده نیستم...

218
00:10:11,066 --> 00:10:13,900
‫‏که یه اسلحه رو سمت...

219
00:10:13,902 --> 00:10:16,536
‫‏قلبت نشونه گرفته.

220
00:10:16,538 --> 00:10:20,073
‫‏دفعه‌ی بعد که یکی
‫‏از همکارای سندیکای "نش" پیداش شد...

221
00:10:20,075 --> 00:10:23,810
‫‏میخوام زنگ بزنی و
‫‏شماره‌ی اتاق و کلیدشو بهم بدی.

222
00:10:23,812 --> 00:10:25,045
‫‏بله، قربان.

223
00:10:25,047 --> 00:10:27,948
‫‏خوبه. چراغها رو خاموش کن و برو بیرون.

224
00:10:38,126 --> 00:10:39,926
‫‏ببخشید. سلام.

225
00:10:39,928 --> 00:10:41,928
‫‏اومدم "تونی مهیا" رو ببینم.

226
00:10:41,930 --> 00:10:43,196
‫‏مگه چی شده؟

227
00:10:43,198 --> 00:10:44,965
‫‏دستور انتقال امضا شده رو دارم.

228
00:10:44,967 --> 00:10:46,366
‫‏مامورانی از طرف دفتر دی.سی...

229
00:10:46,368 --> 00:10:47,968
‫‏کم‌کم پیداشون میشه.

230
00:10:47,970 --> 00:10:50,904
‫‏یه شاهد در
‫‏مرگ یه افسر پلیس بوده.

231
00:10:53,140 --> 00:10:56,176
‫"‏- "نورمن سینگلتون.
‫‏- درسته.

232
00:10:56,702 --> 00:10:58,912
‫‏ببخشید، اونو میشناختین؟

233
00:10:58,914 --> 00:11:01,715
‫‏من میشناختم. یکم میشناختم.

234
00:11:01,717 --> 00:11:03,416
‫‏به نظرم مرد خوبی بود.

235
00:11:03,418 --> 00:11:04,918
‫‏بررسیش کردم.

236
00:11:04,920 --> 00:11:06,219
‫‏متاسفانه نمیتونی از
‫‏شاهد بازجویی کنی.

237
00:11:06,221 --> 00:11:08,054
‫‏پلیسهای فدرال کوفتی اجازه‌شو نمیدن.

238
00:11:08,056 --> 00:11:10,323
‫‏ببخشید. فکر کردم شما...

239
00:11:10,325 --> 00:11:14,594
‫‏"ایان گاروی"، مارشال هستم.
‫‏"سینگلتون" تو واحد من بود.

240
00:11:14,596 --> 00:11:16,663
‫‏مامور فدرال "مجتبایی" هستم.

241
00:11:18,366 --> 00:11:20,533
‫‏میشه دوباره اسمتون رو بگین؟

242
00:11:20,535 --> 00:11:24,571
‫‏ببین، درک میکنم. قوانین و
‫‏مقرراتی دارین.

243
00:11:24,573 --> 00:11:26,506
‫‏اما این یکی شخصیه.

244
00:11:26,508 --> 00:11:27,540
‫‏مطمئنم که بوده.

245
00:11:27,542 --> 00:11:29,776
‫‏خوبه. پس همدیگه رو درک میکنیم.

246
00:11:29,778 --> 00:11:31,411
‫‏بهم یه کارت میدی...

247
00:11:31,413 --> 00:11:33,246
‫‏و متن بازجویی رو برات می‌فرستم.

248
00:11:33,248 --> 00:11:35,215
‫‏متاسفانه نمیتونم چنین کاری بکنم.

249
00:11:35,217 --> 00:11:37,017
‫‏نمیشه فقط یه نوشته برام بفرستی.

250
00:11:37,019 --> 00:11:39,386
‫‏اصلا لازم نیست، چون شاهد...

251
00:11:39,388 --> 00:11:41,855
‫‏باید اونو تحت بازداشت محافظتی قرار بدم.

252
00:11:41,857 --> 00:11:43,456
‫‏جدی؟

253
00:11:43,458 --> 00:11:46,459
‫‏و میخوای ازش در برابر کی محافظت کنی؟

254
00:11:46,461 --> 00:11:48,228
‫‏کی؟

255
00:11:48,230 --> 00:11:50,330
‫‏من فقط...

256
00:11:50,332 --> 00:11:51,631
‫‏من فقط کاری رو میکنم که بهم گفتن.

257
00:11:51,633 --> 00:11:53,466
‫‏و من بهت میگم موضوع شخصیه.

258
00:11:53,468 --> 00:11:55,936
‫‏دوست دارم یه لطف
‫‏حرفه‌ای بهم بکنی.

259
00:11:55,938 --> 00:11:59,906
‫‏راستش اگر میتونستم این کار رو میکردم.

260
00:11:59,908 --> 00:12:01,433
‫‏باشه پس.

261
00:12:03,512 --> 00:12:07,547
‫‏چطوره بریم بیرون...

262
00:12:07,549 --> 00:12:10,450
‫‏و حساب تو لاغرمردنی، سیاه‌سوخته رو برسم...

263
00:12:10,452 --> 00:12:12,653
‫‏و بعدش برم با شاهدم حرف بزنم؟

264
00:12:13,155 --> 00:12:15,855
‫‏اول از همه، بیشتر
‫‏طلاییم تا قهوه‌ای.

265
00:12:15,857 --> 00:12:18,124
‫‏راستش رنگ زبرجد هندیم. یاقوت زرد.

266
00:12:18,126 --> 00:12:20,260
‫‏و دوم ببخشید که اینطوری میگم...

267
00:12:20,262 --> 00:12:22,062
‫‏اما باید بری و گورتو گم کنی.

268
00:12:22,064 --> 00:12:23,630
‫‏لطفا، شاهد من رو بیارین.

269
00:12:23,632 --> 00:12:25,131
‫‏به من گفتن شما منتظر...

270
00:12:25,133 --> 00:12:26,700
‫‏ماموران دفتر دی.سی هستین.

271
00:12:26,702 --> 00:12:29,536
‫‏بله، بودم. دیگه نیستم.

272
00:12:35,310 --> 00:12:37,677
‫‏خانم "سیورز"، جسد شوهرتون...

273
00:12:37,679 --> 00:12:39,512
‫‏در ۲۵۰ مایلی اینجا پیدا شده.

274
00:12:39,514 --> 00:12:41,281
‫‏میتونین بگین چرا اون...

275
00:12:41,283 --> 00:12:42,949
‫‏این همه از خونه دور بوده؟

276
00:12:42,951 --> 00:12:45,051
‫‏نمیدونم. سفر کردن رو دوست نداشت.

277
00:12:45,053 --> 00:12:48,254
‫‏- دوستی در پنسیلوانیا داشت؟
‫‏- نه دوستی که من بشناسم.

278
00:12:48,256 --> 00:12:51,424
‫‏اما فکر میکنین که
‫‏شوهرتون با شما کاملا صادق بوده؟

279
00:12:51,426 --> 00:12:52,792
‫‏این دیگه چه حرفیه؟

280
00:12:52,794 --> 00:12:55,228
‫‏خانم، فقط میخوام
‫‏شوهرتون رو بهتر درک کنم...

281
00:12:55,230 --> 00:12:57,130
‫‏یه کار ثابت داشته، در اینجا می‌شناختنش...

282
00:12:57,132 --> 00:12:58,631
‫‏ستاره‌ی فوتبال دبیرستان بوده...

283
00:12:58,633 --> 00:13:01,034
‫‏فکر کنم مامور "گریوز" میخواد بگه...

284
00:13:01,036 --> 00:13:04,871
‫‏که شوهر شما با روش
‫‏کار قاتل ما جور درنمیاد.

285
00:13:04,873 --> 00:13:08,641
‫‏"وندل" یه خانواده داشت.
‫‏در این شهر معروف بود.

286
00:13:08,643 --> 00:13:11,544
‫‏قوی بود، میتونست مبارزه کنه.

287
00:13:11,546 --> 00:13:13,172
‫‏مطمئنم همینطور بوده.

288
00:13:13,849 --> 00:13:16,583
‫‏ببین، مشکلاتی داشتیم...

289
00:13:16,585 --> 00:13:20,887
‫‏مثل همه با هم دعوا کردیم اما
‫‏"وندل" مرد خوبی بود.

290
00:13:20,889 --> 00:13:23,289
‫‏منو و اون پسر رو دوست داشت.

291
00:13:23,291 --> 00:13:25,091
‫‏این عکسشون...

292
00:13:25,093 --> 00:13:26,526
‫‏داشتن برای مدرسه تمرین میکردن؟

293
00:13:26,528 --> 00:13:28,528
‫‏نه، همینطوری با هم بازی میکردن.

294
00:13:28,530 --> 00:13:31,356
‫‏شمشیر یکی از
‫‏سرگرمی‌های "وندل" بود.

295
00:13:31,900 --> 00:13:34,300
‫‏ببخشید، سرگرمی شمشیر؟

296
00:13:34,302 --> 00:13:35,935
‫‏اینا رو میساخته؟

297
00:13:35,937 --> 00:13:37,112
‫‏البته.

298
00:13:37,973 --> 00:13:40,006
‫‏یه کارآگاه پشت خونه داره.

299
00:13:47,749 --> 00:13:51,051
‫‏یکم عجیب نیست که
‫"‏آخرین قربانی "کپریکورن...

300
00:13:51,053 --> 00:13:54,387
‫‏خودش شمشیر ساز بوده؟

301
00:13:54,389 --> 00:13:57,557
‫‏ساخته دست هستن. عیب و نقص دارن.

302
00:14:49,144 --> 00:14:50,510
‫‏داری میگی آخرین قربانی...

303
00:14:50,512 --> 00:14:51,611
‫‏خود "کپریکورن" بوده؟

304
00:14:51,613 --> 00:14:53,113
‫‏یکی قاتل رو کشته...

305
00:14:53,115 --> 00:14:54,848
‫‏و از روش خودش برای قتل استفاده کرده.

306
00:14:54,850 --> 00:14:56,583
‫‏خودشه. حتی یادگاری‌هایی داریم...

307
00:14:56,585 --> 00:14:58,818
‫‏که هر کدوم از
‫‏قربانیان "کپریکورن" جور درمیاد.

308
00:14:58,820 --> 00:15:00,186
‫‏و تحلیل تو چی؟ فکر کردم گفتی...

309
00:15:00,188 --> 00:15:01,788
‫‏طرف مجرد و تنها بوده؟

310
00:15:01,790 --> 00:15:05,191
‫‏بوده. تا وقتی که
‫‏با همسرش آشنا شده و بچه‌دار شدن.

311
00:15:05,193 --> 00:15:07,694
‫‏به خاطر همین متوقف شده، خانواده.

312
00:15:07,696 --> 00:15:10,530
‫‏اگر سوابق سفرهای کارفرماش رو بیرون بکشی...

313
00:15:10,532 --> 00:15:13,133
‫‏با محل پیدا شدن قربانیانش مطابقت دارن.

314
00:15:13,135 --> 00:15:14,601
‫‏خب کی "سیورز" رو کشته؟

315
00:15:14,603 --> 00:15:16,202
‫‏"کین" در مورد شمشیر حق داشت.

316
00:15:16,204 --> 00:15:18,004
‫‏مثل بقیه با دست ساخته نشده.

317
00:15:18,006 --> 00:15:20,106
‫‏یه شمشیر برنزی بوده
‫‏که یه استاد تاریخ در دبیرستان اونا رو...

318
00:15:20,108 --> 00:15:21,275
‫‏به صورت آنلاین می‌فروشه.

319
00:15:21,300 --> 00:15:23,243
‫‏اطلاعاتی در مورد خریدار داریم؟

320
00:15:23,245 --> 00:15:24,644
‫‏با یه اسم تقلبی خریداری شده...

321
00:15:24,646 --> 00:15:26,379
‫‏اما تونستم آدرس تحویلشو پیدا کنم.

322
00:15:26,381 --> 00:15:27,847
‫‏خوبه. برای "رسلر" بفرستش.

323
00:15:27,849 --> 00:15:29,582
‫‏"کین"، شاید بهتر باشه برگردی.

324
00:15:29,584 --> 00:15:32,051
‫"‏شاهدمون در قتل "سینگلتون
‫‏داره به اینجا میرسه.

325
00:15:38,660 --> 00:15:40,059
‫"‏حال منو بهم میزنی "جرالد.

326
00:15:40,061 --> 00:15:41,828
‫‏نه، خواهش میکنم.

327
00:15:41,830 --> 00:15:43,163
‫‏من، من...

328
00:15:43,165 --> 00:15:45,865
‫‏الان نباید از هوش بری.

329
00:15:45,867 --> 00:15:50,270
‫‏متاسفانه من کلی کار باهات دارم.

330
00:15:50,272 --> 00:15:52,272
‫‏درست مثل خودت.

331
00:15:52,274 --> 00:15:55,842
‫"‏هی، خوش اومدی "جرالد.

332
00:15:56,255 --> 00:15:59,523
‫‏نمیتونم تصور کنم چه حسی داری.

333
00:15:59,525 --> 00:16:02,025
‫‏منظورم فیزیکی نیست، بلکه احساسی ـه.

334
00:16:02,027 --> 00:16:04,494
‫‏خنده‌داره که دارویی که بهت دادم...

335
00:16:04,496 --> 00:16:08,599
‫‏تا بدنت رو فلج کنه
‫‏روی ترس هیچ تاثیری نداره.

336
00:16:08,601 --> 00:16:11,802
‫‏همین این تجربه رو خیلی خاص میکنه.

337
00:16:11,804 --> 00:16:13,403
‫‏وقتی خواب بودی...

338
00:16:13,405 --> 00:16:17,074
‫‏به خودم اجازه دادم تا
‫‏بازوت رو با...

339
00:16:17,076 --> 00:16:18,575
‫‏یه برش دقیق...

340
00:16:18,577 --> 00:16:21,878
‫در مفصل بین زند زیرین
‫و استخوان بازو قطع کنم.

341
00:16:21,880 --> 00:16:24,615
‫‏استخون پای چپت هم قطع کردم...

342
00:16:24,617 --> 00:16:28,719
‫‏مراقب باش که شاهرگ پات یه موقع قطع شه.

343
00:16:28,721 --> 00:16:31,054
‫"‏حالا، دراز بکش "جرالد.

344
00:16:31,056 --> 00:16:32,956
‫‏شجاع باش.

345
00:16:32,958 --> 00:16:34,371
‫‏بیا از لحظات آخر
‫‏با همدیگه لذت ببریم.

346
00:16:55,647 --> 00:16:58,281
‫ایست! اف.بی.آی.

347
00:17:21,974 --> 00:17:25,275
‫زنده نموند.

348
00:17:32,406 --> 00:17:35,608
‫میدونم ترسیدی. من بودم میترسیدم.

349
00:17:35,610 --> 00:17:39,178
‫‏چون اینجایی. یه چیزی دیدی.

350
00:17:39,180 --> 00:17:40,747
‫‏اما میدونی لازم نیست بترسی.

351
00:17:40,749 --> 00:17:42,982
‫‏ما اینجاییم تا ازت محافظت کنیم.
‫‏کارمون همینه.

352
00:17:42,984 --> 00:17:45,918
‫‏و افرادی که باهاشون کار میکنم، مثل...

353
00:17:45,920 --> 00:17:48,988
‫‏یعنی کارشون خیلی خیلی خوبه.

354
00:17:48,990 --> 00:17:52,158
‫‏باشه، میخوام
‫‏بهت چند تا عکس نشون بدم.

355
00:17:52,160 --> 00:17:54,060
‫‏یه زن قبلا چند تا عکس بهم نشون داد.

356
00:17:54,062 --> 00:17:56,462
‫‏بله، از قربانی.
‫"‏از کارآگاه "سینگلتون.

357
00:17:56,464 --> 00:17:57,930
‫‏اما این عکسهای مردی رو نشون میدن...

358
00:17:57,932 --> 00:18:01,100
‫‏که کارآگاه "سینگلتون" رو کشته.

359
00:18:01,102 --> 00:18:03,035
‫‏و اگر اونو شناختی...

360
00:18:03,037 --> 00:18:05,338
‫‏ازت میخوام که بهش اشاره کنی، باشه؟

361
00:18:07,141 --> 00:18:09,342
‫‏باشه.

362
00:18:09,344 --> 00:18:11,244
‫‏بسیار خب، عجله نکن.

363
00:18:12,613 --> 00:18:15,648
‫‏مردی که در اون کوچه دیدی.

364
00:18:15,650 --> 00:18:19,552
‫‏مردی که دیدی کارآگاه "سینگلتون" رو کشت.

365
00:18:19,554 --> 00:18:21,988
‫‏آیا اون مرد رو
‫‏در این عکسهای می‌بینی؟

366
00:18:36,037 --> 00:18:38,504
‫‏با دفتر دادستانی ایالات متحده تماس میگیرم.

367
00:18:38,506 --> 00:18:40,039
‫‏به محض اینکه بشنون، شک ندارم...

368
00:18:40,041 --> 00:18:43,576
‫‏یه حکم بازداشت صادر میکنن.

369
00:18:43,578 --> 00:18:45,745
‫‏تقریبا تموم دیگه.

370
00:18:47,549 --> 00:18:48,881
‫‏یکی رو داری؟

371
00:18:48,883 --> 00:18:52,385
‫‏بردمش به اتاق ۴، همونجایی "کاراس" مُرد.

372
00:18:52,387 --> 00:18:55,354
‫‏فکر کردم عدالت شاعرانه‌ای میشه.

373
00:18:55,356 --> 00:18:58,558
‫‏چقدر رمانتیک! چه ابتکاری به خرج دادی.

374
00:18:58,560 --> 00:19:00,827
‫‏امیدوارم ازم قدردانی کنی
‫‏که چنین ریسکی میکنم.

375
00:19:00,829 --> 00:19:05,231
‫‏چیزی برای قدردانی کردن
‫‏به جز یه برنامه‌ریزی خوب وجود نداره.

376
00:19:05,233 --> 00:19:06,933
‫‏محافظ رو بکش.

377
00:19:06,935 --> 00:19:10,803
‫ردینگتون" رو زخمی کن".
‫زنده میخوامش.

378
00:19:38,166 --> 00:19:41,067
‫‏حتما باید جراحی بشی.

379
00:19:41,069 --> 00:19:42,435
‫‏باید بدتر از اینا سرت بیاد.

380
00:19:42,437 --> 00:19:44,170
‫‏باید همین الان بکشمت.

381
00:19:44,172 --> 00:19:46,639
‫‏اما بیاد در مورد
‫‏کاری که باید بکنی حرف بزنیم...

382
00:19:46,641 --> 00:19:48,774
‫‏که باید قیمتت رو سریع بگی...

383
00:19:48,776 --> 00:19:51,544
‫‏قبل از اینکه پلیسهایی
‫‏که واقعا قانون رو اجرا میکنن...

384
00:19:51,546 --> 00:19:54,013
‫‏به اینجا برسن تا این گندکاری رو تمیز کنن.

385
00:19:54,015 --> 00:19:56,449
‫‏- بیا با گفتن حقیقت شروع کنیم.
‫‏- استخوانها دست تو ـه.

386
00:19:56,451 --> 00:19:57,817
‫‏بخشی از ‏حقیقت رو میدونم.

387
00:19:57,819 --> 00:20:00,686
‫‏بخشی از حقیقت. تمام حقیقت رو میدونم.

388
00:20:00,688 --> 00:20:03,289
‫‏تمام حقیقت اینه که همگی ما...

389
00:20:03,291 --> 00:20:07,493
‫‏به یه گوی آبی دوست‌داشتنی
‫‏چسبیدیم که در دریایی از تاریکی شناوره.

390
00:20:07,495 --> 00:20:09,996
‫‏همه چیز، از جمله و به خصوص...

391
00:20:09,998 --> 00:20:11,731
‫‏حقیقتی که تو دنبالشی...

392
00:20:11,733 --> 00:20:15,167
‫‏داستانی ـه که یه احمق اونو
‫‏تعریف کرده، پر از خشم و درده...

393
00:20:15,169 --> 00:20:16,869
‫‏و نشون‌دهنده‌ی چیزی نیست.

394
00:20:16,871 --> 00:20:18,437
‫‏میتونستم استخوانها رو به همه نشون بدم.

395
00:20:18,439 --> 00:20:21,574
‫‏میتونستی اما نکردی.
‫‏و نمیکنی.

396
00:20:21,576 --> 00:20:24,810
‫‏مطمئن نیستم چرا.
‫‏متوجه یه چیزی نمیشم.

397
00:20:24,812 --> 00:20:26,712
‫‏یه چیزی جلوی تو رو گرفته.

398
00:20:26,714 --> 00:20:29,315
‫‏تو رو نمیکشم تا استخوونها رو بگیرم...

399
00:20:29,317 --> 00:20:31,556
‫‏و بنا به دلایل غیرقابل توضیحی...

400
00:20:31,558 --> 00:20:35,721
‫‏چیزی رو علنی نمیکنی
‫‏تا وقتی که تمام این حقیقت رو بدونی.

401
00:20:35,723 --> 00:20:38,524
‫‏شاید به بن‌بست رسیده باشیم
‫‏اما در مورد اف.بی.آی...

402
00:20:38,526 --> 00:20:41,327
‫‏تو در یک وضعیت بسیار بد هستی.

403
00:20:41,329 --> 00:20:43,229
‫‏دنبالت هستن.

404
00:20:43,231 --> 00:20:44,730
‫‏و چون یه پلیس رو کشتی...

405
00:20:44,732 --> 00:20:47,199
‫‏تمام تلاششون رو میکنن...

406
00:20:47,201 --> 00:20:49,146
‫‏تا تو رو وارد صف اعدام بکنن.

407
00:20:49,148 --> 00:20:51,221
‫‏مگر اینکه اون کیف رو بهم بدی...

408
00:20:51,223 --> 00:20:52,244
‫‏که در این صورت...

409
00:20:52,269 --> 00:20:53,940
‫‏شاید بشه بهت کمک کرد.

410
00:20:53,942 --> 00:20:57,009
‫‏- این پیشنهاد منه.
‫‏- اینم پیشنهاد منه.

411
00:20:57,011 --> 00:21:01,814
‫‏پلیسی که میگی من کشتم؟
‫‏اف.بی.آی یه شاهد داره.

412
00:21:01,816 --> 00:21:04,502
‫‏- اونو برام بیارش.
‫‏- و چرا باید این کار رو بکنم؟

413
00:21:04,504 --> 00:21:06,719
‫‏چون اگر من شناسایی کنه
‫‏و به زندان برم...

414
00:21:06,721 --> 00:21:08,821
‫‏بن‌بست کوچیکمون تموم میشه.

415
00:21:09,130 --> 00:21:10,529
‫‏اگر میخوای راز استخوونها حفظ بشه...

416
00:21:10,531 --> 00:21:13,482
‫‏اون شاهد اصلا
‫‏نباید به داخل دادگاه برسه.

417
00:21:14,202 --> 00:21:15,818
‫بهتره بری.

418
00:21:17,372 --> 00:21:19,572
‫‏باید به صحنه‌ی جرم برسم.

419
00:21:21,476 --> 00:21:23,376
‫‏خود قصاب سه ایالت ـه.

420
00:21:23,378 --> 00:21:26,846
‫‏هویتش رو از روی
‫‏گواهینامه و کارت توی کیفش فهمیدیم.

421
00:21:26,848 --> 00:21:28,314
‫‏پلیس محلی به خونه‌ش رفته...

422
00:21:28,316 --> 00:21:31,951
‫‏و کوهی از نوارهای
‫‏قبلی از قربانیانش رو پیدا کرده.

423
00:21:31,953 --> 00:21:33,819
‫‏پس دو تا قاتل زنجیره‌ای داریم...

424
00:21:33,821 --> 00:21:36,522
‫‏که هر دو به همون روش خاص
‫‏خودشون کشته شدن.

425
00:21:41,029 --> 00:21:43,229
‫‏چی تو سرته؟

426
00:21:43,231 --> 00:21:45,164
‫‏تحلیل. هر کسی که پشت این جریانه.

427
00:21:45,166 --> 00:21:46,999
‫‏- متوجه نمیشم.
‫‏- چی رو متوجه نمیشی؟

428
00:21:47,001 --> 00:21:48,934
‫‏یکی داره قاتلان زنجیره‌ای رو میکشه.

429
00:21:48,936 --> 00:21:50,336
‫‏آره، اما چطوری؟

430
00:21:50,338 --> 00:21:53,372
‫‏بیشتر قاتلان زنجیره‌ای
‫‏مردان سفیدپوست ۴۰ ساله هستن.

431
00:21:53,374 --> 00:21:55,941
‫‏مردی که "رسلر" تعقیب کرد
‫‏یه سیاهپوست بوده.

432
00:21:55,943 --> 00:21:58,444
‫‏و چطوری اهدافش رو شناسایی میکنه؟

433
00:21:58,446 --> 00:22:01,747
‫‏قربانی‌ها قاتلانی هستن
‫‏که اداره نتونسته شناسایی‌شون کنه.

434
00:22:01,749 --> 00:22:04,283
‫‏و با اینحال، روی قتلها از پیش فکر شده...

435
00:22:04,285 --> 00:22:07,286
‫‏و صحنه‌های جرم
‫‏با دقت تمام چیده شدن.

436
00:22:07,288 --> 00:22:10,056
‫‏داره از کار قاتلان واقعی با استفاده از...

437
00:22:10,058 --> 00:22:13,626
‫‏اطلاعات محرمانه‌ای
‫‏که علنی نشدن تقلید میکنه...

438
00:22:13,628 --> 00:22:15,995
‫‏اطلاعات داخلی سازمان.

439
00:22:18,365 --> 00:22:20,499
‫‏- باید یه...
‫‏- اینو نگو.

440
00:22:20,501 --> 00:22:22,134
‫‏تو هم نظرت همینه.

441
00:22:22,136 --> 00:22:23,218
‫‏یه پلیس؟

442
00:22:24,339 --> 00:22:25,846
‫‏نه فقط یه پلیس...

443
00:22:26,774 --> 00:22:28,441
‫‏یه تحلیلگر ـه.

444
00:22:28,443 --> 00:22:31,711
‫‏فکر میکنی مجرم
‫‏یه تحلیلگر آفریقایی-آمریکایی ـه...

445
00:22:31,713 --> 00:22:33,062
‫‏که اداره کار میکنه.

446
00:22:34,082 --> 00:22:36,349
‫‏فکر کنم من یه شکهایی داشتم...

447
00:22:36,351 --> 00:22:40,219
‫‏اما نگفته بودی که بدجوری خوش‌تیپ ـه.

448
00:22:40,221 --> 00:22:42,455
‫‏کاملا با عقل جور درمیاد.

449
00:22:42,457 --> 00:22:44,156
‫‏از کجا اینقدر مطمئنی؟

450
00:22:45,493 --> 00:22:48,327
‫‏چون اگر منم بودم
‫‏دقیقا همین کار رو میکردم.

451
00:22:49,930 --> 00:22:51,831
‫‏سعی دارم خودمو تصحیح نکنم.

452
00:22:51,833 --> 00:22:54,934
‫‏بگو ببینم چه حسی داره؟

453
00:22:54,936 --> 00:22:57,803
‫‏اشتیاق زیاد. ترسناک.

454
00:22:57,805 --> 00:23:00,005
‫‏همه یه مواقعی چنین حسی دارن.

455
00:23:00,007 --> 00:23:01,841
‫‏لازم نیست از چنین
‫‏احساساتی بترسی.

456
00:23:01,843 --> 00:23:04,477
‫‏ببین، فقط همینه.
‫‏همین منو میترسونه.

457
00:23:04,479 --> 00:23:06,887
‫‏از اون احساسات نمیترسم.

458
00:23:07,815 --> 00:23:10,015
‫‏منو به وجد میارن.

459
00:23:10,017 --> 00:23:12,118
‫‏این قاتل یه نابغه‌س.

460
00:23:12,120 --> 00:23:14,687
‫‏چیزایی رو دیده که اداره متوجه‌شون نشده.

461
00:23:14,689 --> 00:23:17,356
‫‏پرونده‌هایی رو حل کرده
‫‏که ما از پسشون برنیومدیم.

462
00:23:17,925 --> 00:23:19,959
‫‏همیشه چنین حسی داری؟

463
00:23:19,961 --> 00:23:21,060
‫‏فکر کنم.

464
00:23:21,062 --> 00:23:22,361
‫‏اولین پرونده‌م.

465
00:23:22,363 --> 00:23:23,829
‫"‏همون "مرد شنی
‫‏که در موردش ازم پرسیدی.

466
00:23:23,831 --> 00:23:25,164
‫‏چطوری این کار رو انجام داد؟

467
00:23:25,166 --> 00:23:27,400
‫‏"سوزی بیکر" کوچولو رو متقاعد میکنه...

468
00:23:27,402 --> 00:23:29,335
‫‏نصف شب با اون بره.

469
00:23:29,337 --> 00:23:31,170
‫‏فکر میکنی متقاعدش کرده؟

470
00:23:31,172 --> 00:23:32,471
‫‏کفشش گم شده بود.

471
00:23:32,473 --> 00:23:35,307
‫‏یه کفش صورتی با بندهای رنگی.

472
00:23:35,309 --> 00:23:36,776
‫‏چرا یه بچه‌ی چهار ساله باید اونا رو بپوشه...

473
00:23:36,778 --> 00:23:38,911
‫‏یا به طرف اجازه بده اونا رو پاش کنه؟

474
00:23:38,913 --> 00:23:41,213
‫‏این کار رو کرده چون بهش اعتماد داشته.

475
00:23:41,215 --> 00:23:44,083
‫‏و هرگز نفهمیدم چرا.

476
00:23:44,085 --> 00:23:48,554
‫‏کاری که کرد، کاری که همه‌شون میکنن...

477
00:23:48,556 --> 00:23:50,180
‫‏حالمو بهم میزنه.

478
00:23:50,691 --> 00:23:54,527
‫،‏اما چطوری انجامش میدن
‫‏ذهنشون چطوری کار میکنه...

479
00:23:54,529 --> 00:23:58,197
‫‏- راستش...
‫‏- خوشحالت میکنه.

480
00:23:58,199 --> 00:24:01,400
‫‏این پرونده‌ای که الان
‫‏روش کار میکنم رو درنظر بگیر، همین تحلیلگر.

481
00:24:01,402 --> 00:24:03,669
‫‏- معلوم نیست تحلیلگر باشه.
‫‏- نه، ازش مطمئنم.

482
00:24:03,671 --> 00:24:05,871
‫‏خب دلایل خودتو داری، اما
‫‏اگر قاتل یه تحلیلگر باشه...

483
00:24:05,873 --> 00:24:09,642
‫‏اونوقت آموزشش در
‫‏کوانتیکو مستلزم ارزیابی روانی هم بوده.

484
00:24:09,644 --> 00:24:11,610
‫‏دوست دارم فکر کنم من یا همکارام...

485
00:24:11,612 --> 00:24:13,946
‫‏قبل از اینکه وارد کار
‫‏بشه اونو تشخیص میدادیم.

486
00:24:13,948 --> 00:24:16,081
‫‏- شاید دادی.
‫‏- چی؟

487
00:24:16,083 --> 00:24:17,183
‫‏تشخیصش دادی.

488
00:24:17,185 --> 00:24:18,784
‫‏اول نه، اما شاید بعدا.

489
00:24:18,786 --> 00:24:21,921
‫‏سالها بعد، ممکنه
‫‏از یه آسیب روانی رنج ببرن...

490
00:24:21,923 --> 00:24:24,190
‫‏آسیبی که ممکنه باعث
‫‏تغییر حالت روانی بشه.

491
00:24:24,192 --> 00:24:25,691
‫‏اگر بتونم سوابق پزشکی...

492
00:24:25,693 --> 00:24:27,326
‫‏- تحلیلگرها دیگه رو گیر بیارم...
‫‏- اما نمیتونی.

493
00:24:27,328 --> 00:24:28,894
‫‏سوابق پزشکی خصوصی هستن.

494
00:24:28,896 --> 00:24:31,931
‫‏بدون اجازه‌ی بیمار یا دستور دادگا...

495
00:24:31,933 --> 00:24:33,724
‫‏نمیتونی بهشون دسترسی داشته باشی.

496
00:24:34,135 --> 00:24:38,003
‫‏- البته که میتونم.
‫‏- دکتر "فولتون" بسیار باهوش و دقیقه.

497
00:24:38,005 --> 00:24:40,172
‫‏درون منو می‌بینه. به راحتی می‌بینه.

498
00:24:40,174 --> 00:24:41,807
‫‏اگر قاتل یه تحلیلگر باشه...

499
00:24:41,809 --> 00:24:43,776
‫‏میدونم که اون و همکاراش
‫‏هم به راحتی اونو تشخیص دادن...

500
00:24:43,778 --> 00:24:46,045
‫‏- حداقل اینقدر هست که بشه پیداش کرد.
‫‏- لیست رو برام بفرست.

501
00:24:46,047 --> 00:24:49,081
‫‏- امروز بعدازظهر سوابق به دستت میرسه.
‫‏- اصلا لازم هست بدونم چطوری؟

502
00:24:49,083 --> 00:24:51,450
‫‏مطمئنم که میخوای بدونی
‫‏اما بهت نمیگم.

503
00:24:51,452 --> 00:24:53,586
‫‏خدایا، داشت یادم
‫‏میرفت که بهت یه چیزی رو بگم.

504
00:24:53,588 --> 00:24:56,255
‫‏- شاهد "گاروی" رو به عنوان قاتل شناسایی کرد.
‫‏- واقعا؟

505
00:24:56,257 --> 00:25:00,159
‫‏آره. یه بچه‌ی بیگناه و
‫‏دوست‌داشتنی ـه که هیئت منصفه حرفشو باور میکنه.

506
00:25:00,161 --> 00:25:02,127
‫‏و اونو تحت بازداشت محافظتی گذاشتین؟

507
00:25:02,129 --> 00:25:03,929
‫‏کاملا. "آرام" به انتقالش...

508
00:25:03,931 --> 00:25:05,397
‫‏به یه خونه‌ی امن نظارت میکنه.

509
00:25:05,399 --> 00:25:06,899
‫‏تا زمان خود دادگاه ۲۴ ساعت...

510
00:25:06,901 --> 00:25:08,167
‫‏ازش محافظت میشه.

511
00:25:08,169 --> 00:25:09,702
‫‏"گاروی" کارش ساخته‌س.

512
00:25:09,704 --> 00:25:13,372
‫‏نه برای کشتن "تام"، بلکه
‫‏برای کشتن یه پلیس.

513
00:25:13,374 --> 00:25:15,608
‫‏میخوام همه‌ی اینا رو پشت‌سر بذاری.

514
00:25:15,610 --> 00:25:19,061
‫‏برای اولین بار، فکر کنم
‫‏بشه این کار رو کرد.

515
00:25:25,286 --> 00:25:28,454
‫‏"دمبه"، همه چیز آماده‌س؟

516
00:25:28,456 --> 00:25:31,357
‫‏بله، همه چیز آماده‌س.

517
00:25:37,317 --> 00:25:39,021
‫‏میدونم که همین امروز صبح اینجا بودم...

518
00:25:39,023 --> 00:25:41,316
‫‏اما باید یه چیزی ازت بپرسم...

519
00:25:41,350 --> 00:25:43,450
‫‏- و نظرتو بدونم.
‫‏- البته، چی شده؟

520
00:25:43,452 --> 00:25:46,954
‫‏به سوابق پزشکی
‫‏تحلیلگران دیگه نگاهی انداختم.

521
00:25:46,956 --> 00:25:48,222
‫‏در موردش حرف زدیم.

522
00:25:48,224 --> 00:25:50,090
‫‏بله، همون موقع
‫‏یه فکری به سرم زد تا انجامش بدم.

523
00:25:50,092 --> 00:25:51,525
‫‏و بهت گفتم اونا محرمانه هستن.

524
00:25:51,527 --> 00:25:52,993
‫‏ساعتهاست دارم بهشون نگاه میکنم.

525
00:25:52,995 --> 00:25:54,561
‫‏به چی، به فایلهایی که دزدیدی؟

526
00:25:54,563 --> 00:25:57,197
‫‏اولش به مامور "گریوز" شک داشتم.

527
00:25:57,199 --> 00:25:59,099
‫‏فکر کردم که پرونده‌ها
‫‏شک منو تایید میکنن...

528
00:25:59,101 --> 00:26:00,267
‫‏اما اینطور نبود.

529
00:26:00,269 --> 00:26:01,835
‫‏از بین ۲۸۲ مامور...

530
00:26:01,837 --> 00:26:05,372
‫‏در پنج واحد رفتارشناسی اداره...

531
00:26:05,374 --> 00:26:08,542
‫‏۶۱نفر تحت ارزیابی روانی قرار گرفتن.

532
00:26:08,544 --> 00:26:10,511
‫‏اما در ده سال گذشته...

533
00:26:10,513 --> 00:26:15,549
‫‏تنها هشت نفر برای
‫‏انجام وظیفه نامناسب شناخته و مرخص شدن.

534
00:26:15,551 --> 00:26:17,117
‫‏مامور "گریوز" یکی از اونا نبوده...

535
00:26:17,119 --> 00:26:20,888
‫‏اما "آنتونی هولیس" بوده.

536
00:26:20,890 --> 00:26:22,790
‫‏در کوانتیکو شاگرد اول کلاسش بوده.

537
00:26:22,792 --> 00:26:24,958
‫‏بعد از ارزیابی روانی
‫‏به خاطر سرپیچی از دستور...

538
00:26:24,960 --> 00:26:26,460
‫‏برای انجام وظیفه نامناسب شناخته شده.

539
00:26:26,462 --> 00:26:28,529
‫‏چرا داری این رو به من
‫‏میگی به جای اینکه به نیروی ویژه‌ت بگی؟

540
00:26:28,531 --> 00:26:29,963
‫‏وارد پلیس شده...

541
00:26:29,965 --> 00:26:32,566
‫‏چون وقتی جوون بوده
‫‏پدومادرش کشته میشن.

542
00:26:32,568 --> 00:26:34,368
‫‏فکر کنم فقط برای این
‫‏داری بهم میگی...

543
00:26:34,370 --> 00:26:36,503
‫- چون نمیتونی به تیمت چیزی بگی.
‫- پس، عصبانی ـه، مشتاقه.

544
00:26:36,505 --> 00:26:38,257
‫‏واقعا میخوای به خاطر
‫‏این قضیه نشانت رو از دست بدی؟

545
00:26:38,282 --> 00:26:39,673
‫‏فقط میخوام جلوی یه قاتل زنجیره‌ای رو بگیرم...

546
00:26:39,675 --> 00:26:41,041
‫‏و فکر میکنم میتونی کمکم کنی.

547
00:26:41,043 --> 00:26:42,576
‫‏در نظر حرفه‌ای‌ت...

548
00:26:42,578 --> 00:26:44,278
‫‏به عنوان یه روانشناس و جرم‌شناس...

549
00:26:44,280 --> 00:26:46,680
‫‏فکر میکنی براساس
‫‏چیزایی که بهت گفتم...

550
00:26:46,682 --> 00:26:48,882
‫‏ممکنه طرفمون همین آدم باشه؟

551
00:27:01,797 --> 00:27:03,363
‫‏بله، ممکنه.

552
00:27:03,365 --> 00:27:05,098
‫‏- فقط میخواستم همینو بدونم.
‫"‏- "لیز.

553
00:27:17,513 --> 00:27:19,646
‫‏شاید آدمی که پشت
‫‏این قتلهاست رو  شناسایی کرده باشم.

554
00:27:19,648 --> 00:27:21,949
‫‏قبلا مامور بوده.
‫"‏به اسم "آنتونی هالیس.

555
00:27:21,951 --> 00:27:24,418
‫‏- از کجا اینقدر مطمئنی؟
‫‏- یه تحلیلگر بوده.

556
00:27:24,420 --> 00:27:27,120
‫‏خدمات روانشناسی به خاطر
‫‏مشکلات رفتاری اونو مرخص کرده.

557
00:27:27,122 --> 00:27:28,288
‫‏همه‌ی اینا در پرونده‌ی پزشکیش وجود داره.

558
00:27:28,290 --> 00:27:30,858
‫‏"آنتونی هالیس"،۴۶ ساله.

559
00:27:30,860 --> 00:27:32,125
‫‏ساکن...

560
00:27:32,127 --> 00:27:34,094
‫‏پلاک ۲۳۱ خیابون واشنگتن در گیتس‌برگ.

561
00:27:34,096 --> 00:27:36,530
‫‏الان دارم می‌بینمش.
‫‏انگار داره یه جایی میره.

562
00:27:36,532 --> 00:27:37,916
‫‏شاید بخواد از کشور خارج بشه.

563
00:27:37,941 --> 00:27:39,766
‫‏مامور "رسلر"، تو مجرم
‫‏رو در صحنه‌ی جرم تعقیب کردی.

564
00:27:39,768 --> 00:27:41,869
‫،‏خوب نتونستم ببینمش
‫‏نمیتونم با اطمینان بگم خودشه.

565
00:27:41,871 --> 00:27:44,071
‫‏- باید واحدها رو بفرستین.
‫‏- پرونده‌ی پزشکیش...

566
00:27:44,073 --> 00:27:46,006
‫‏چطوری یه نسخه ازش داری؟

567
00:27:46,008 --> 00:27:48,675
‫‏- "ردینگتون" برام جورش کرد.
‫‏- یعنی برات دزدیدش؟

568
00:27:48,677 --> 00:27:50,811
‫‏- قربان داره میره.
‫‏- و چون اونو دزدیده...

569
00:27:50,813 --> 00:27:52,713
‫‏هر مدرکی که ازش داریم
‫‏ممکنه غیرقابل ارائه در دادگاه باشه.

570
00:27:52,715 --> 00:27:54,147
‫‏تا وقتی دستگیرش نکنیم متوجه نمیشیم...

571
00:27:54,149 --> 00:27:55,449
‫‏که "لیز" نمیتونه بدون
‫‏نشان این کار  رو بکنه.

572
00:27:55,451 --> 00:27:57,017
‫‏"کین"، بهم گوش کن...

573
00:27:57,019 --> 00:27:59,253
‫‏دنبال "هالیس" برو اما درگیر نشو.

574
00:27:59,255 --> 00:28:01,388
‫‏"رسلر" و "نوابی" تو راهن.

575
00:28:03,325 --> 00:28:04,725
‫‏بیا امیدوار باشیم اگر این طرفمون باشه...

576
00:28:04,727 --> 00:28:06,627
‫‏کاری نکرده باشی که نذاره...

577
00:28:06,629 --> 00:28:08,161
‫‏اونو جایی بندازیم که بهش تعلق داره.

578
00:28:13,769 --> 00:28:15,569
‫‏ممنون. چون موافقت کردی این کار رو کردی.

579
00:28:15,571 --> 00:28:18,105
‫‏میدونی که مجبور نبودی.

580
00:28:18,107 --> 00:28:19,969
‫‏کار دست همینه.

581
00:28:20,643 --> 00:28:21,975
‫‏بله، هست.

582
00:28:21,977 --> 00:28:24,711
‫‏مادربزرگم همیشه بهم
‫‏میگه باید کار درست رو بکنم.

583
00:28:24,713 --> 00:28:27,114
‫‏فکر کنم مادربزرگت
‫‏خیلی بهت افتخار میکنه.

584
00:28:27,116 --> 00:28:29,783
‫‏جایی که میریم تنقلات هم داره؟

585
00:28:29,785 --> 00:28:31,752
‫‏- از چیپس "دوریتور" خوشم میاد.
‫‏- جدی؟

586
00:28:31,754 --> 00:28:33,553
‫‏من عاشقشونم. کدوم طعمشو دوست داری؟

587
00:28:33,555 --> 00:28:35,622
‫‏من پنیری تندش رو دوست دارم.
‫‏مگر اینکه افسرده باشم.

588
00:28:35,624 --> 00:28:37,925
‫‏اون موقع میرم
‫‏گوشت سوخاری و پنیری به بدن میزنم.

589
00:28:41,931 --> 00:28:43,397
‫‏بچه‌ها، چی شده؟

590
00:28:43,399 --> 00:28:45,565
‫‏نمیدونم. موتور یه از کار افتاد.

591
00:28:49,471 --> 00:28:50,771
‫بچه‌ها!

592
00:28:50,773 --> 00:28:52,005
‫‏هی، بچه‌ها!

593
00:28:53,642 --> 00:28:56,176
‫‏اسلحه‌ها رو بندازین! دستها بالا!

594
00:29:01,684 --> 00:29:03,383
‫‏نه! نه!

595
00:29:03,385 --> 00:29:06,219
‫‏نه، نه!

596
00:29:06,221 --> 00:29:08,188
‫کمکم کن!

597
00:29:08,190 --> 00:29:10,223
‫‏نه، بذار برم! بذار برم!

598
00:29:10,225 --> 00:29:12,259
‫‏بذار برم! بذار برم!

599
00:29:35,985 --> 00:29:38,585
‫‏- بریم.
‫‏- سریعتر.

600
00:29:40,255 --> 00:29:42,789
‫‏امنه!

601
00:29:42,791 --> 00:29:44,391
‫‏"لیز"، همین الان با پلیس...

602
00:29:44,393 --> 00:29:45,859
‫‏گتیس‌برگ تلفنی حرف می‌زدیم.

603
00:29:45,861 --> 00:29:47,728
‫‏افسرانی در خونه‌ی "هالیس" هستن...

604
00:29:47,730 --> 00:29:49,229
‫‏و اونجا پر از مدرکه.

605
00:29:49,231 --> 00:29:51,598
‫‏الان دارن انگشت‌نگاری میکنن، اما
‫‏کار خودشه.

606
00:29:51,600 --> 00:29:53,667
‫‏داریم تلفن‌ت رو ردیابی میکنیم.
‫‏زیاد دور نیستیم.

607
00:29:53,669 --> 00:29:55,502
‫‏الان داریم از جاده‌ی ۲۷۰ میایم.

608
00:29:55,504 --> 00:29:57,371
‫‏همین الان نزدیک دریاچه‌‌ی
‫‏ کوچیک "سنکا" وایستاد.

609
00:29:57,373 --> 00:30:01,041
‫‏یه جاده‌ی قدیمی در
‫‏غرب جاده‌ی ۱۱۷ ـه.

610
00:30:01,043 --> 00:30:02,776
‫‏باشه، چند دقیقه باهات فاصله داریم.
‫‏همونجا بمون.

611
00:30:02,778 --> 00:30:04,544
‫‏داریم نقشه‌ی منطقه رو بررسی میکنیم.

612
00:30:04,546 --> 00:30:06,813
‫‏اگر کلبه یا خونه‌ای
‫‏اینجا بود می‌دیدمش.

613
00:30:06,815 --> 00:30:08,015
‫‏نور داره کم میشه.

614
00:30:08,017 --> 00:30:09,950
‫‏تو تاریکی گمش کردم.

615
00:30:14,356 --> 00:30:15,960
‫‏"لیز"؟

616
00:30:16,692 --> 00:30:18,058
‫"‏"لیز.

617
00:30:19,428 --> 00:30:21,461
‫‏اسلحه رو بهم بده.

618
00:30:24,399 --> 00:30:26,666
‫‏بریم یه دوری بزنیم.

619
00:30:38,013 --> 00:30:39,880
‫‏کجا میریم؟

620
00:30:39,882 --> 00:30:42,349
‫ساکت باش و همینطوری برو.

621
00:30:44,887 --> 00:30:47,454
‫‏- فقط پرسیدم...
‫‏- گفتم ساکت.

622
00:31:10,512 --> 00:31:11,912
‫بریم.

623
00:31:23,092 --> 00:31:25,392
‫اینجا کجاست؟

624
00:31:27,796 --> 00:31:29,796
‫"بیا تو "الیزابت.

625
00:31:31,567 --> 00:31:33,400
‫میخوام یه چیزی رو
‫باهات در میون بذارم.

626
00:31:39,824 --> 00:31:42,324
‫‏مامور "کین" سیزده دقیقه قبل ارتباطشو از دست داد.

627
00:31:42,355 --> 00:31:45,089
‫‏پلیس ایالتی جاده
‫‏و محدوده رو بسته...

628
00:31:45,091 --> 00:31:47,391
‫‏اما احتمال داره که پیاده باشه.

629
00:31:47,393 --> 00:31:48,626
‫‏پس محدوده‌ی جستجومون...

630
00:31:48,628 --> 00:31:50,594
‫‏از جاده‌ی "سایدلاین" در غرب...

631
00:31:50,596 --> 00:31:52,530
‫‏تا خط ساحلی در شرق ادامه داره.

632
00:31:52,532 --> 00:31:55,366
‫‏و از نهر "تنمایل" تا
‫‏بزرگراه ۱۱۷.

633
00:31:55,368 --> 00:31:56,734
‫‏قبل از اینکه مامور "کین" ناپدید بشه...

634
00:31:56,736 --> 00:31:58,335
‫‏در تعقیب این مرده بوده...

635
00:31:58,337 --> 00:32:00,037
‫‏"آنتونی هالیس". مامور سابق اف.بی.آی.

636
00:32:00,039 --> 00:32:02,206
‫‏باهوش و مسلحه و
‫‏میدونه طرز کارمون چیه...

637
00:32:02,208 --> 00:32:03,507
‫‏پس مراقب باشین.

638
00:32:03,509 --> 00:32:05,109
‫‏همه چیز مرتب و روشنه؟

639
00:32:05,111 --> 00:32:06,405
‫‏- بله، قربان.
‫‏- بله، قربان.

640
00:32:07,680 --> 00:32:08,946
‫‏تو روانشناس منی.

641
00:32:08,948 --> 00:32:11,148
‫‏و این آخرین جلسه‌ی ماست.

642
00:32:11,150 --> 00:32:12,783
‫‏وقتی کارمون اینجا تموم بشه، حس میکنم...

643
00:32:12,785 --> 00:32:14,418
‫‏با اطمینان بتونم شغلت رو بهت پس بدم.

644
00:32:14,420 --> 00:32:16,554
‫‏میدونی این یارو کیه و چه کار میکنه.

645
00:32:16,556 --> 00:32:18,322
‫‏البته که میدونم. من بهش یاد دادم.

646
00:32:18,324 --> 00:32:21,292
‫‏- نه، امکان نداره!
‫‏- عصبانی هستی. خوبه.

647
00:32:21,294 --> 00:32:22,726
‫‏عصبانیت میتونه خیلی...

648
00:32:22,728 --> 00:32:24,128
‫‏- نشاط‌آور باشه.
‫‏- این کار رو نکن.

649
00:32:24,130 --> 00:32:27,064
‫‏روی پرونده‌های حل نشده
‫‏و اینکه چقدر ناعادلانه هستن تمرکز میکنی.

650
00:32:27,066 --> 00:32:28,766
‫‏- حرفهامو عوض نکن...
‫‏- میدونم یکم چرند به نظر میاد...

651
00:32:28,768 --> 00:32:32,236
‫‏اما وسواس دارم خارج از
‫‏قانون و رفتار طبیعی عمل کنم.

652
00:32:32,238 --> 00:32:33,537
‫‏من شبیه تو نیستم.

653
00:32:33,539 --> 00:32:36,106
‫‏- هنوز نه.
‫‏- هرگز نمیشم.

654
00:32:37,776 --> 00:32:40,110
‫‏من قاتلان زنجیره‌ای رو میکشم.

655
00:32:40,112 --> 00:32:42,580
‫‏تو رو اینجا اوردم تا جذبت کنم.

656
00:32:42,582 --> 00:32:44,943
‫‏همونطوری که "هالیس" رو جذب کردم.

657
00:32:46,052 --> 00:32:48,852
‫‏سالهاست که تو رو زیر نظر دارم.

658
00:32:48,854 --> 00:32:50,454
‫‏از همون موقع که به دادستان کل به خاطر...

659
00:32:50,456 --> 00:32:52,056
‫‏خائن بودن شلیک کردی...

660
00:32:52,058 --> 00:32:55,659
‫‏فهمیدم که کسی هستی
‫‏که باید جذبت کنم.

661
00:32:55,661 --> 00:32:59,063
‫‏پس، وقتی دستور
‫‏ارزیابی روانی‌ت صادر شد...

662
00:32:59,065 --> 00:33:02,333
‫‏مطمئن شدم که پرونده‌ت به دست من برسه.

663
00:33:02,335 --> 00:33:04,201
‫‏حرف از نشاط شد.

664
00:33:04,203 --> 00:33:09,073
‫"‏یه تحلیلگر و دختر "ریموند ردینگتون.

665
00:33:09,075 --> 00:33:10,274
‫‏در جلساتمون...

666
00:33:10,276 --> 00:33:12,676
‫‏دقیقا همون چیزی بودی که میخواستم...

667
00:33:12,678 --> 00:33:15,849
‫‏با افکار تاریک خودت راحت کنار می‌اومدی.

668
00:33:16,349 --> 00:33:19,316
‫‏پس در عمل آزمایشت کردم.

669
00:33:19,318 --> 00:33:20,918
‫"‏قاتل "کپریکورن.

670
00:33:22,154 --> 00:33:24,755
‫‏میدونستی که خدمات روانی
‫‏با من تماس میگیره...

671
00:33:24,757 --> 00:33:26,056
‫‏منو مسئول این پرونده میکنه.

672
00:33:26,058 --> 00:33:27,691
‫‏که این کار منو به تو میرسونه.

673
00:33:27,693 --> 00:33:29,259
‫‏میدونستم که با دزدیدن...

674
00:33:29,261 --> 00:33:32,096
‫‏چند تا پرونده‌ی پزشکی محرمانه متوقف نمیشی.

675
00:33:32,098 --> 00:33:34,665
‫‏تنها کاری که کردی
‫‏اعتراف به قتل بوده.

676
00:33:34,667 --> 00:33:37,037
‫‏خودمو برات فاش کردم.

677
00:33:37,737 --> 00:33:40,204
‫‏ و تو هم قراره
‫‏خودتو برای من فاش کنی.

678
00:33:41,272 --> 00:33:43,407
‫‏و شاید حتی برای خودت.

679
00:34:03,696 --> 00:34:06,130
‫‏میدونی کجا هستیم، درسته؟

680
00:34:13,472 --> 00:34:15,372
‫"‏"سوزی بیکر...

681
00:34:15,374 --> 00:34:17,119
‫‏اونو اورد اینجا.

682
00:34:17,843 --> 00:34:19,743
‫‏همه‌شونو اورد اینجا.

683
00:34:19,745 --> 00:34:22,040
‫‏چرا منو اینجا اوردی؟

684
00:34:22,848 --> 00:34:24,648
‫‏تا کاری که باید انجام بشه رو انجام بدی.

685
00:34:33,559 --> 00:34:35,526
‫مرد شنی" رو بکشی ".

686
00:34:48,908 --> 00:34:51,275
‫ششش، ساکت.

687
00:34:51,277 --> 00:34:52,743
‫‏دیگه جلوتر نرو.

688
00:34:52,745 --> 00:34:55,412
‫‏قبلا به خانواده‌ها مشاوره میدادم.

689
00:34:55,414 --> 00:34:58,382
‫‏سعی میکردم دردشون
‫‏رو کم کنم و به درمانشون کمک کنم.

690
00:34:58,384 --> 00:35:01,204
‫‏اما گاهی‌اوقات هیچ درمانی وجود نداره.

691
00:35:02,121 --> 00:35:04,688
‫‏چون هیچ عدالتی وجود نداره.

692
00:35:04,690 --> 00:35:06,857
‫‏"سوزی" در همین اتاق مُرد.

693
00:35:06,859 --> 00:35:08,920
‫‏نمیتونیم برش گردونیم.

694
00:35:09,628 --> 00:35:12,591
‫‏اما برای خانواده‌ش، برای
‫‏کمک به درمانشون...

695
00:35:13,132 --> 00:35:15,132
‫‏این بهترین کاره.

696
00:35:18,170 --> 00:35:20,938
‫‏با یه بالش دختره رو خفه کرده.

697
00:35:25,678 --> 00:35:27,144
‫‏زود باش.

698
00:35:30,850 --> 00:35:32,416
‫‏میدونم که میخوای این کار رو بکنی.

699
00:35:40,059 --> 00:35:43,127
‫اف.بی.آی! دستهاتو
‫بذار جایی که ببینمشون.

700
00:35:43,129 --> 00:35:45,629
‫ولش کن. من حواسم بهش هست.

701
00:35:45,631 --> 00:35:47,898
‫‏از پشت برو. رفت سمت غرب.

702
00:35:47,900 --> 00:35:49,066
‫‏ببین میتونی اون زن رو پیدا کنی...

703
00:35:49,068 --> 00:35:50,667
‫‏- و مطمئن شو...
‫‏- مراقب باش!

704
00:36:10,623 --> 00:36:12,322
‫وایستا!

705
00:36:20,166 --> 00:36:22,533
‫باورم نمیشه در موردت اشتباه کرده باشم.

706
00:36:26,772 --> 00:36:28,372
‫‏شاید نکرده باشی.

707
00:37:07,238 --> 00:37:09,639
‫سعی کردم.

708
00:37:09,641 --> 00:37:11,808
‫‏- فکر کردم...
‫"‏- خودتو زیاد اذیت نکن، "کین.

709
00:37:11,810 --> 00:37:13,493
‫‏قیافه‌شو توصیف میکنم.

710
00:37:13,495 --> 00:37:15,289
‫‏پلیس ایالتی داره
‫‏جنگل رو میگرده.

711
00:37:15,289 --> 00:37:18,190
‫‏هر جا که باشه، پیداش میکنیم.

712
00:37:18,192 --> 00:37:20,759
‫‏حداقل  این دو تا داریم نه؟

713
00:37:20,761 --> 00:37:22,027
‫‏نیمه‌ی پر لیوان رو ببین.

714
00:37:24,231 --> 00:37:27,521
‫‏هی، اگر اتفاق
‫‏خوبی امروز افتاده باشه...

715
00:37:28,002 --> 00:37:29,635
‫‏اینه که جای یه شاهد رو امن کردیم...

716
00:37:29,637 --> 00:37:32,404
‫‏که میخواد علیه قاتل "تام" شهادت بده.

717
00:37:34,041 --> 00:37:36,775
‫‏همونطور گفتم، نیمه‌ی پر رو ببین.

718
00:37:41,816 --> 00:37:42,902
‫‏چی؟

719
00:37:42,927 --> 00:37:45,217
‫‏هر کسی بود، یهو پیداش شد.

720
00:37:45,219 --> 00:37:47,386
‫‏- اما تیم ضربت اونجا بود.
‫‏- میدونم.

721
00:37:47,388 --> 00:37:48,921
‫‏اما خیلی سریع اتفاق افتاد.

722
00:37:48,923 --> 00:37:50,489
‫‏نذاشتن کاری بکنیم
‫‏و گیرمون انداختن.

723
00:37:50,491 --> 00:37:52,558
‫‏- شاهد از بین رفت؟
‫‏- نه، نرفته.

724
00:37:52,560 --> 00:37:54,426
‫‏گمشده و برش میگردونیم.

725
00:37:54,428 --> 00:37:56,295
‫‏- برش میگردونیم.
‫‏- نه، نمیتونی.

726
00:37:58,332 --> 00:37:59,999
‫‏"لیز"، "لیز"، نه گوش کن.
‫‏ببین...

727
00:38:00,001 --> 00:38:01,467
‫‏فیلم تمام دوربینها رو بررسی کردم...

728
00:38:01,469 --> 00:38:02,968
‫‏و ونها هیچ علامتی نداشتن.

729
00:38:02,970 --> 00:38:04,322
‫‏- هیچ پلاکی نداشتن اما...
‫"‏- "آرام.

730
00:38:04,324 --> 00:38:05,482
‫‏دارم...

731
00:38:05,484 --> 00:38:07,406
‫‏این تقصیر تو نیست.

732
00:38:07,408 --> 00:38:09,508
‫‏تو رو سرزنش نمیکنم...

733
00:38:09,510 --> 00:38:11,443
‫‏اما پنج دقیقه بعد از اینکه اون...

734
00:38:11,445 --> 00:38:13,645
‫‏بچه‌ی دوست‌داشتنی دزدیده شده، مُرده.

735
00:38:19,420 --> 00:38:22,488
‫‏دست بردار نیستم تا
‫‏نشون بدم "گاروی" این کار رو کرده.

736
00:38:22,490 --> 00:38:23,889
‫‏نمیتونه از زیرش قسر در بره.

737
00:38:25,793 --> 00:38:27,893
‫‏تا الان که رفته.

738
00:38:27,895 --> 00:38:29,328
‫"‏مامور "کین.

739
00:38:37,638 --> 00:38:39,204
‫‏چند روز اخیر سخت بوده.

740
00:38:39,206 --> 00:38:41,407
‫‏"آرام" یه شاهد
‫‏رو از دست داد و وقتی "هالیس" رو گرفتی...

741
00:38:41,409 --> 00:38:43,442
‫‏شریک جرمش فرار کرد.

742
00:38:43,444 --> 00:38:44,943
‫‏اینا شکست به حساب میان و آزاردهنده هستن.

743
00:38:44,945 --> 00:38:46,245
‫‏اما در این کار یاد گرفتم...

744
00:38:46,247 --> 00:38:47,646
‫‏باید با خوب و بد بسازی.

745
00:38:47,648 --> 00:38:50,916
‫‏خب، بیا روی قسمت خوب کار تمرکز کنیم.

746
00:38:50,918 --> 00:38:52,985
‫‏دکتر "فولتون"؟

747
00:38:52,987 --> 00:38:54,286
‫‏گزارشم رو به...

748
00:38:54,288 --> 00:38:56,422
‫‏دفتر بازرس کل فرستادم...

749
00:38:56,424 --> 00:38:58,290
‫‏و با توصیه‌م موافقت کرد...

750
00:38:58,292 --> 00:39:01,260
‫‏تو سر کار برمیگردی
‫‏و بلافاصله کارتو شروع میکنی.

751
00:39:01,262 --> 00:39:03,195
‫"‏تبریک میگم مامور "کین.

752
00:39:03,197 --> 00:39:04,797
‫‏ممنون.

753
00:39:04,799 --> 00:39:06,459
‫‏خیالم خیلی راحت شد.

754
00:39:06,461 --> 00:39:07,900
‫‏لیاقتشو داری.

755
00:39:07,902 --> 00:39:09,902
‫‏در جلسه‌ی مشاوره سخت تلاش کردی...

756
00:39:09,904 --> 00:39:13,072
‫‏در مورد غم و اندوه‌ت صادق بودی...

757
00:39:13,074 --> 00:39:14,306
‫‏و خیلی میخواستی...

758
00:39:14,308 --> 00:39:17,009
‫‏بهم نشون بدی واقعا کی هستی.

759
00:39:17,011 --> 00:39:19,678
‫یک مامور خوب و حتی یک آدم بهتر.

760
00:39:25,753 --> 00:39:28,153
‫‏به خاطر اینکه
‫‏گذاشتی برم نذاشتم سر کار برگردی...

761
00:39:28,155 --> 00:39:29,421
‫‏اما گذاشتی من برم...

762
00:39:29,423 --> 00:39:32,103
‫‏و به خاطرش ازت ممنونم.

763
00:39:33,194 --> 00:39:38,297
‫‏پدرم آدمایی رو
‫‏داره که برای کمک سراغ اونا میره.

764
00:39:38,299 --> 00:39:41,033
‫‏دکترها. وکلا.

765
00:39:41,035 --> 00:39:43,068
‫‏جستجوگرا و آدمهای عجیب.

766
00:39:43,070 --> 00:39:45,404
‫‏آدمهایی که مهارتهای خاصی دارن.

767
00:39:45,406 --> 00:39:47,744
‫‏تو یه مهارت خاص داری...

768
00:39:48,409 --> 00:39:52,377
‫‏و میخوام بدونم که یه
‫‏روز میتونم بیام سراغت.

769
00:39:52,749 --> 00:39:55,147
‫‏"ردینگتون" گفت که
‫‏اصلا شبیه‌ش نیستی.

770
00:39:56,917 --> 00:39:58,484
‫‏و میدونست که اشتباه میکنه.

771
00:40:00,121 --> 00:40:02,488
‫‏خب، مشاوره اجباری دیگه تموم شده.

772
00:40:02,490 --> 00:40:04,723
‫‏اما، اگر خواستی داوطلبانه...

773
00:40:04,725 --> 00:40:07,059
‫‏یه سر بزنی...

774
00:40:07,061 --> 00:40:08,293
‫در اتاقم همیشه به روت بازه.

775
00:40:20,007 --> 00:40:21,306
‫شاهد رو نمی‌بینم.

776
00:40:21,308 --> 00:40:23,308
‫هرگز نمی‌بینی.

777
00:40:23,310 --> 00:40:24,977
‫‏از دست تو..

778
00:40:24,979 --> 00:40:27,012
‫‏و اف.بی.آی دورش کردم.

779
00:40:27,014 --> 00:40:28,580
‫‏بهت گفتم برام بیارش.

780
00:40:28,582 --> 00:40:31,617
‫‏بله. دستور یه آدمکش
‫که بلافاصله ازش خوشم نیومد...

781
00:40:31,619 --> 00:40:34,286
‫‏چون من از تو دستور نمیگیرم.

782
00:40:34,288 --> 00:40:37,322
‫‏شاهد و مادربزرگ در امنیت کامل به سر میبرن.

783
00:40:37,324 --> 00:40:38,957
‫‏و تا وقتی که زنده باشم...

784
00:40:38,959 --> 00:40:40,792
‫‏علیه تو شهادت نمیده.

785
00:40:40,794 --> 00:40:42,294
‫‏"کین" چی میشه؟

786
00:40:42,296 --> 00:40:44,263
‫‏اون یه شاهده.

787
00:40:44,265 --> 00:40:46,298
‫‏اونم میخوای از دسترسم خارج کنی؟

788
00:40:46,300 --> 00:40:48,934
‫‏مجبور نیستم چون تا
‫‏جایی که به اون مربوطه...

789
00:40:48,936 --> 00:40:50,235
‫‏تو هیچ اهرم نفوذی نداری.

790
00:40:50,237 --> 00:40:51,570
‫‏با راز یا بدون راز...

791
00:40:51,572 --> 00:40:54,573
‫،‏اگر دستت بهش بخوره
‫‏خودم دستهاتو قطع میکنم...

792
00:40:54,575 --> 00:40:57,576
‫،‏اگر بهش نگاه کنی
‫‏خودم چشمهاتو درمیارم...

793
00:40:57,578 --> 00:41:00,345
‫‏و اگر دوباره در حضور
‫‏من اسمشو به زبون بیاری...

794
00:41:00,347 --> 00:41:02,485
‫‏خودم زبونتو می‌بُرم.

795
00:41:02,950 --> 00:41:05,150
‫‏اصلا نمیدونی کی هستم...

796
00:41:05,152 --> 00:41:07,886
‫‏یا چرا حقیقت رو میخوام.

797
00:41:07,888 --> 00:41:09,154
‫‏کنجکاو نیستی؟

798
00:41:09,156 --> 00:41:10,489
‫‏هیچ سوالی نداری؟

799
00:41:10,491 --> 00:41:12,357
‫‏اوه، خیلی سوال دارم...

800
00:41:12,359 --> 00:41:14,126
‫‏اما هیچ سوالی از تو ندارم.

801
00:41:14,128 --> 00:41:15,460
‫‏جوابها باید منتظر بمونن...

802
00:41:15,462 --> 00:41:17,729
‫‏تا خودم پیداشون کنم.

803
00:41:17,731 --> 00:41:19,231
‫موفق باشی.

804
00:41:19,233 --> 00:41:20,866
‫‏آقای "گاروی" میشه پیشنهاد میکنه...

805
00:41:20,868 --> 00:41:23,635
‫‏از زمان کمی که برات مونده لذت ببری...

806
00:41:23,637 --> 00:41:26,905
‫‏کیک خرچنگ بخوری، سر‌تو ماساژ بدی...

807
00:41:26,907 --> 00:41:28,574
‫‏شاید دو تا فیلم ببنی...

808
00:41:28,576 --> 00:41:32,010
‫‏فیلم "۴۰۰ ضربه" و "جولز و جیم" رو ببینی...

809
00:41:32,012 --> 00:41:33,445
‫‏هر کاری دوست داری بکن.

810
00:41:33,447 --> 00:41:36,415
‫‏الان انجامش بده، چون
‫‏من اون استخوونها رو پیدا میکنم...

811
00:41:36,417 --> 00:41:39,384
‫‏و وقتی پیداشون کردم تو رو میکشم.

812
00:41:39,386 --> 00:41:42,721
‫‏تو آدم عجیبی هستی، نه؟

813
00:41:46,860 --> 00:41:48,293
‫بله؟

814
00:41:48,295 --> 00:41:49,895
‫‏باید یه قولی بهم میدی.

815
00:41:49,897 --> 00:41:51,496
‫‏البته.

816
00:41:51,498 --> 00:41:54,700
‫‏هر کاری در توانت هست
‫‏انجام میدی تا "گاروی" رو گیر بیاری.

817
00:41:54,702 --> 00:41:56,802
‫‏جریان چیه؟

818
00:41:56,804 --> 00:41:58,666
‫‏اونو گرفت.

819
00:41:59,406 --> 00:42:02,407
‫‏خیلی نزدیک بودیم، بعدش...

820
00:42:02,409 --> 00:42:03,675
‫‏بهت قول میدم.

821
00:42:03,677 --> 00:42:05,244
‫‏اون کیف. اون راز.

822
00:42:05,246 --> 00:42:06,845
‫‏اجازه نمیدی اونا مزاحمت بشن؟

823
00:42:06,847 --> 00:42:08,046
‫‏قبلا که بهت گفتم.

824
00:42:08,048 --> 00:42:09,848
‫‏دوباره بهم بگو. میخوام بشنومش.

825
00:42:09,850 --> 00:42:13,885
‫"بهت قول میدم "ایان گاروی
‫از دست من فرار نمیکنه.

826
00:42:14,087 --> 00:42:24,122
‫<font color="#ff۸۰۴۰">:مترجم</font>
‫<font color="#۰۰۰۰ff">High</font><font color="#ffffff">bury</font>

