‫﻿۱
00:00:00,781 --> 00:00:02,758
‫‏آنچه در لیست سیاه گذشت...

2
00:00:02,760 --> 00:00:05,351
‫‏ساده‌ش میکنم.
‫‏چمدون دست منه.

3
00:00:05,604 --> 00:00:07,671
‫‏و چون دست منه...

4
00:00:07,696 --> 00:00:09,986
‫‏باید با "ریموند ردینگتون" حرف بزنم.

5
00:00:09,988 --> 00:00:12,332
‫‏میخوام به آخرین آرزوی "تام" عمل کنم.

6
00:00:13,148 --> 00:00:14,083
‫‏که چی باشه؟

7
00:00:14,085 --> 00:00:15,663
‫‏حقیقت رو بفهمم.

8
00:00:15,665 --> 00:00:18,071
‫‏استخوونها دست تو ـه.
‫‏تو حقیقت رو میدونی.

9
00:00:18,073 --> 00:00:21,595
‫‏یک حقیقت رو. تمام حقیقت رو میخوام بدونم.

10
00:00:21,620 --> 00:00:22,733
‫‏"کین" چی میشه؟

11
00:00:22,735 --> 00:00:24,988
‫‏اگر دوباره اسمشو
‫‏در حضور من به زبون بیاری...

12
00:00:24,990 --> 00:00:26,276
‫‏زبونتو می‌برم.

13
00:00:26,276 --> 00:00:28,826
‫‏اصلا نمیدونم من کیم
‫‏و چرا میخوام حقیقتو بدونم.

14
00:00:28,828 --> 00:00:30,695
‫‏دوباره بهم بگو. باید بشنومش.

15
00:00:30,697 --> 00:00:34,499
‫"‏بهت قول میدم "ایان گاروی
‫‏از دستم فرار نمیکنه.

16
00:00:34,501 --> 00:00:35,767
‫‏اسم من "الیزابت کین" ـه.

17
00:00:35,769 --> 00:00:37,535
‫‏مامو ویژه‌ی اف.بی.آی‌ـم.

18
00:00:37,537 --> 00:00:39,126
‫باید با من بیای.

19
00:00:39,126 --> 00:00:41,437
‫‏میدونم چه حسی داره
‫‏که پدرت یه مجرم باشه.

20
00:00:41,462 --> 00:00:43,512
‫‏ببین، "ایان" پدرم نیست.

21
00:00:43,514 --> 00:00:45,448
‫‏در برابر پدرم ازم محافظت کرده.

22
00:00:45,450 --> 00:00:49,120
‫‏شاید اسمشو شنیده باشی.
‫‏اسمش "ریموند ردینگتون" ـه.

23
00:01:22,320 --> 00:01:25,522
‫‏"ایان گاروی" تبدیل به چیزی
‫‏شده که شما آمریکایی‌ها بهش چی میگین؟

24
00:01:25,545 --> 00:01:28,830
‫‏مُرده‌ی متحرک؟
‫‏تمام ارتباطشو قطع کردم.

25
00:01:28,830 --> 00:01:32,682
‫‏اون دیگه در کشور شما
‫‏حامی منافع من نیست.

26
00:01:32,684 --> 00:01:34,317
‫‏فکر کنم بدونه چرا...

27
00:01:34,319 --> 00:01:36,736
‫‏و باید چه کار کنه
‫‏تا حمایت تو رو دوباره بدست بیاره؟

28
00:01:36,738 --> 00:01:40,093
‫‏بله. اصلا از این وضع راضی نبود.

29
00:01:40,542 --> 00:01:43,151
‫‏ناراضی بودن باعث ناله‌وزاری میشه.

30
00:01:43,176 --> 00:01:45,336
‫‏ترس هم آدم رو به وادار به واکنش میکنه.

31
00:01:45,336 --> 00:01:48,504
‫‏"گاروی" از توزیع محصول من و
‫‏محافظت از تامین‌کننده...

32
00:01:48,506 --> 00:01:50,439
‫‏پول زیادی به جیب زده.

33
00:01:50,441 --> 00:01:53,109
‫‏من منبع ثروت و قدرتش هستم.

34
00:01:53,111 --> 00:01:55,659
‫‏می‌ترسه اتحاد ما از بین بره...

35
00:01:55,684 --> 00:01:58,764
‫‏و مطمئنم میخواد وضعیت
‫‏رو به حالت اولش برگردونه.

36
00:01:58,764 --> 00:02:00,363
‫‏پس برام چیزی که میخوام رو میاره...

37
00:02:00,365 --> 00:02:02,199
‫‏و دِین تو هم ادا میشه.

38
00:02:02,201 --> 00:02:04,006
‫‏و همینطور که انجیل میگه...

39
00:02:04,008 --> 00:02:06,903
‫‏چیزهایی که مال "سزار" است
‫‏را به "سزار بده...

40
00:02:06,905 --> 00:02:08,851
‫‏و چیزهایی که مال "ردینگتون" است را...

41
00:02:08,853 --> 00:02:10,874
‫‏به "ردینگتون" واگذار کن.

42
00:02:10,876 --> 00:02:13,919
‫‏و یه مثل روسی میگه: اعتماد کن اما تحقیق کن.

43
00:02:14,485 --> 00:02:16,118
‫‏چون پسرت رو از دست کسانی که...

44
00:02:16,120 --> 00:02:19,121
‫‏فکر میکنن با اطلاعات آمریکا کار میکنی، نجات دادیم...

45
00:02:19,123 --> 00:02:20,789
‫‏مطمئنم که نمیخوای...

46
00:02:20,791 --> 00:02:23,025
‫‏عکسهایی رو ببینن که همکاری‌ـت رو ثابت میکنه.

47
00:02:23,027 --> 00:02:25,561
‫‏خدا میدونه، شاید دفعه‌ی بعد که پسرت رو دزدیدن...

48
00:02:25,563 --> 00:02:27,596
‫‏تو پاریس نباشم.

49
00:02:27,598 --> 00:02:31,500
‫‏همونطور که گفتی، ترس محرک قدرتمندی ـه.

50
00:02:32,077 --> 00:02:34,603
‫‏باهات تماس میگیرم
‫‏و زمان و مکانش رو میگم.

51
00:02:34,605 --> 00:02:37,806
‫‏وقتی کیف به دستم رسید، عکسها رو بهت میدم...

52
00:02:37,808 --> 00:02:40,342
‫‏و "گاروی" هم مورد رحم تو قرار میگیره.

53
00:02:40,344 --> 00:02:41,875
‫‏همه برنده میشن.

54
00:02:41,877 --> 00:02:44,413
‫‏این کیف حتما چیز خیلی مهمی...

55
00:02:44,415 --> 00:02:46,448
‫‏داخلش داره.

56
00:02:47,076 --> 00:02:48,843
‫‏انسان مهمی داخلشه.

57
00:02:48,845 --> 00:02:51,946
‫‏چیزی به غیر از این نیست.

58
00:03:04,293 --> 00:03:05,576
‫‏خب؟

59
00:03:05,578 --> 00:03:09,196
‫‏"ردینگتون" زیادی در
‫‏مورد هردومون میدونه.

60
00:03:09,198 --> 00:03:11,599
‫‏- داستانت رو باور کرد؟
‫‏- البته.

61
00:03:11,601 --> 00:03:14,854
‫‏اون در دنیایی زندگی میکنه
‫‏که هر کاری بگه بقیه انجام میدن.

62
00:03:14,856 --> 00:03:17,031
‫‏پس انتظار داره کیف رو براش ببرم.

63
00:03:17,056 --> 00:03:19,757
‫‏و وقتی این کار رو میکنی
‫‏ازت میخوام بکشیش.

64
00:03:19,759 --> 00:03:21,926
‫‏سوالاتی دارم که باید بهشون جواب بده.

65
00:03:21,928 --> 00:03:24,261
‫‏بیشتر از اونکه به حمایت من نیاز داشته باشی؟

66
00:03:25,431 --> 00:03:27,298
‫‏نه.

67
00:03:27,300 --> 00:03:29,767
‫‏پس جوابها باید باهاش بمیرن.

00:03:30,232 --> 00:03:35,069
‫<font color="#۰۰۰۰ff">تیم ترجمه</font>
‫<font color="#ffffff">iMovie-DL</font>
‫<font color="#ff۰۰۰۰">تقدیم می کند</font>

68
00:03:36,145 --> 00:03:43,976
‫<font color="#ff۸۰۴۰">:مترجم</font>
‫<font color="#۰۰۰۰ff">High</font><font color="#ffffff">bury</font>

69
00:03:54,193 --> 00:03:55,859
‫‏من خوبم.

70
00:04:01,433 --> 00:04:03,333
‫‏- یه دختر دارم.
‫‏- میخوام برم خونه.

71
00:04:03,335 --> 00:04:06,402
‫‏اسمش "اگنس" ـه.
‫‏پیش مادربزرگشه...

72
00:04:06,404 --> 00:04:09,196
‫‏- تا وقتی که اوضاع امن بشه.
‫‏- آزادم که برم؟

73
00:04:09,198 --> 00:04:11,495
‫‏تا وقتی "ایان گاروی" تو
‫‏زندان نیافته اوضاع امن نمیشه.

74
00:04:11,497 --> 00:04:13,921
‫‏- این یعنی آره یا نه؟
‫‏- مجبورت نکردم که بمونی.

75
00:04:13,946 --> 00:04:15,612
‫‏مجبورت کردم گوش کنی.

76
00:04:15,614 --> 00:04:18,181
‫"‏میخواستم بدونی "ایان گاروی
‫‏شوهرمو کشته.

77
00:04:18,183 --> 00:04:20,750
‫‏درست همینجا!

78
00:04:20,752 --> 00:04:22,980
‫‏درست همینجایی که الان وایستادم.

79
00:04:25,324 --> 00:04:27,807
‫‏میدونی، همیشه دلم میخواست
‫یه خواهر میداشتم.

80
00:04:29,728 --> 00:04:32,362
‫‏یکی که بدونم میتونم
‫‏باهاش کاکلا صادق باشم...

81
00:04:32,364 --> 00:04:35,732
‫‏چون من باهاش کاملا صادق می‌بودم.

82
00:04:35,734 --> 00:04:38,635
‫‏من کاملا باهات صادقم.

83
00:04:38,637 --> 00:04:41,087
‫‏"ایان" پدر جایگزینم ـه.

84
00:04:41,089 --> 00:04:43,206
‫‏بهم رانندگی یاد داد.

85
00:04:43,208 --> 00:04:46,076
‫‏تو مراسم فارغ‌التحصیلیم اومد.

86
00:04:46,545 --> 00:04:49,946
‫‏وقتی پدر واقعیم منو رها کرد اون کنارم بود.

87
00:04:51,175 --> 00:04:53,283
‫‏و ازم میخوام بهت کمک کنم تا دستگیرش کنی.

88
00:04:54,504 --> 00:04:56,484
‫‏- درسته.
‫‏- اگر کار "ردینگتون" بود، چی؟

89
00:04:57,014 --> 00:05:00,169
‫‏اونو هم دستگیر میکنی؟
‫‏تو مامور اف.بی.آی هستی.

90
00:05:00,194 --> 00:05:01,927
‫‏تحت تعقیبترین فرد لیست شماست.

91
00:05:01,929 --> 00:05:05,297
‫‏راستشو بگو، اگر میدونستی الان کجاست...

92
00:05:05,299 --> 00:05:06,765
‫‏دستگیرش میکردی؟

93
00:05:06,767 --> 00:05:08,567
‫‏با این اوضاع فرق میکرد.

94
00:05:08,569 --> 00:05:11,270
‫‏درسته.

95
00:05:13,541 --> 00:05:15,607
‫‏همونطور که گفتم دلم میخواستم
‫‏یه خواهر میداشتم.

96
00:05:27,388 --> 00:05:29,238
‫‏ای کاش...

97
00:05:29,240 --> 00:05:32,424
‫‏میتونستیم تمام اینا رو فراموش کنیم...

98
00:05:33,592 --> 00:05:35,361
‫‏و همدیگه رو بشناسیم.

99
00:05:40,201 --> 00:05:43,102
‫‏فکر کنم هر دو میدونیم
‫‏یکم دیر شده.

100
00:05:53,003 --> 00:05:56,004
‫‏بعد از بیست سال
‫‏که در لیست تحت تعقیب شما بودم...

101
00:05:56,006 --> 00:05:58,724
‫‏خودم تبدیل به یه متخصص اف.بی.آی شدم.

102
00:05:58,726 --> 00:06:00,709
‫‏در مورد تمام آدمهای دیوونه که دستگیر کردین...

103
00:06:00,711 --> 00:06:02,944
‫‏دستگیری فعالان مدنی و کارای غیرقانونی که...

104
00:06:02,946 --> 00:06:05,630
‫‏به زمان "جان دلینجر" و "آل کاپون" برمیگرده، میدونم...

105
00:06:05,632 --> 00:06:09,918
‫‏در مورد کمونیستها، ماموران
‫‏فاسد اف.بی.آی میدونم...

106
00:06:09,920 --> 00:06:12,954
‫‏که با اینکه تحسین‌برانگیزه
‫‏از نظر حرفه‌ای جالب نیست.

107
00:06:12,956 --> 00:06:16,508
‫‏پشت این تعریفهایی
‫‏که کردی یه پرونده‌س؟

108
00:06:16,510 --> 00:06:19,494
‫‏این آپارتمانه. درست همینجا.

109
00:06:19,946 --> 00:06:21,646
‫‏اوه، خدای من.

110
00:06:21,648 --> 00:06:26,484
‫"‏معروف به اینه که "کلاید تولسون
‫‏اینجا استراحت میکرده.

111
00:06:26,486 --> 00:06:27,919
‫‏"کلاید تولسون" اینجا زندگی میکرده؟

112
00:06:27,921 --> 00:06:30,522
‫‏معشوقه‌ی "جی.ادگار هوور"؟

113
00:06:30,524 --> 00:06:34,025
‫‏اینجا مخفیگاه‌شون بوده.
‫‏تصور کن چه حرفهایی بین‌شون ردوبدل شده.

114
00:06:34,027 --> 00:06:36,594
‫‏با همدیگه دربار‌ه‌ی
‫‏معشوقه‌های "جی.اف.کی" پچ‌پچ کردن.

115
00:06:36,596 --> 00:06:38,696
‫‏به دکتر "کینگ" تهمت میزدن.

116
00:06:38,698 --> 00:06:41,554
‫‏میگفتن که چه لباس خوابی باید بپوشن.

117
00:06:41,579 --> 00:06:43,680
‫‏وقتی دیدم این آپارتمان رو برای فروش گذاشتن...

118
00:06:43,682 --> 00:06:44,847
‫‏نتونستم جلوی خودمو بگیرم.

119
00:06:44,849 --> 00:06:46,482
‫‏آپارتمانی مال تو ـه...

120
00:06:46,484 --> 00:06:48,551
‫‏که رییس اف.بی.آی که
‫‏از همجنسگرایی می‌ترسیده...

121
00:06:48,553 --> 00:06:50,553
‫‏با دوست‌پسرش در اینجا رابطه داشته؟

122
00:06:50,555 --> 00:06:51,804
‫‏اینطور میگن.

123
00:06:51,806 --> 00:06:53,923
‫‏معمولا جلوی جمع همچین حرفی نمیزنم...

124
00:06:53,925 --> 00:06:57,527
‫‏اما "جی.ادگار" و من
‫‏نقاط مشترک زیادی داریم.

125
00:06:57,529 --> 00:07:00,279
‫‏برای مثال، همیشه
‫‏به آدمی که میخوایم میرسیم.

126
00:07:00,281 --> 00:07:03,399
‫"‏اون به "تولسون " رسید. منم به "گاروی.

127
00:07:04,015 --> 00:07:06,049
‫‏یا تا فردا بهش میرسم.

128
00:07:06,051 --> 00:07:07,784
‫‏به خاطر همین میخواستی منو ببینی؟

129
00:07:07,786 --> 00:07:11,287
‫"‏"موزادک" به "گاروی
‫‏دستور داده کیف رو برام بیاره.

130
00:07:11,289 --> 00:07:14,624
‫‏"گاروی" فکر میکنه میتونه
‫‏کیف رو بهم بده و بره پی‌کارش.

131
00:07:14,626 --> 00:07:17,577
‫‏خواستم بیای اینجا تا
‫‏بهت بگم ترتیب همه چیزو دادم.

132
00:07:17,579 --> 00:07:19,529
‫‏تا مرد و کیفی که میخوای رو بگیری.

133
00:07:19,531 --> 00:07:22,799
‫‏تا مردی که میخوایم رو بگیریم
‫‏و رازمو حفظ کنم.

134
00:07:22,801 --> 00:07:25,381
‫‏"هوور" باور داشت اطلاعات باعث قدرت آدم میشه.

135
00:07:25,383 --> 00:07:27,459
‫‏از اطلاعاتش استفاده کرد
‫‏تا به آدمهای خوب زیادی آسیب بزنه.

136
00:07:27,484 --> 00:07:29,184
‫‏تو هم از اطلاعاتت برای آسیب زدن به من استفاده میکنی.

137
00:07:29,186 --> 00:07:30,485
‫‏مسخره‌س.

138
00:07:30,487 --> 00:07:32,387
‫‏"تام" به یه دلیلی مُرده.

139
00:07:32,389 --> 00:07:35,090
‫‏میدونی چرا، و اونوقت بهم نمیگی!

140
00:07:35,092 --> 00:07:38,109
‫‏بهت چیزی رو نمیگم که
‫‏هیچ ربطی به تو نداره.

141
00:07:38,111 --> 00:07:40,295
‫‏به "تام" هم ربطی نداشت.

142
00:07:40,297 --> 00:07:42,764
‫‏شاید حس کنی حق داری بدونی چی بوده...

143
00:07:42,766 --> 00:07:45,500
‫‏چون به خاطر فهمیدن این
‫‏حقیقت مُرده...

144
00:07:45,502 --> 00:07:46,751
‫‏اما چنین حق رو نداری.

145
00:07:46,753 --> 00:07:48,770
‫‏حقیقتی که با شکیبایی زیاد...

146
00:07:48,772 --> 00:07:50,539
‫‏سعی کردم بهت بفهمونم.

147
00:07:50,541 --> 00:07:52,440
‫‏ناراحت باش، منو سرزنش کن.

148
00:07:52,442 --> 00:07:54,342
‫‏حتی اگر میخوای ناله کن و زوزه بکش.

149
00:07:54,344 --> 00:07:58,153
‫‏اما این مشکل منه، نه تو.

150
00:08:03,153 --> 00:08:05,616
‫‏هی، چی شده؟

151
00:08:06,594 --> 00:08:07,943
‫‏تو مثل اونی؟

152
00:08:08,663 --> 00:08:09,946
‫‏مثل کی؟

153
00:08:10,128 --> 00:08:11,694
‫"‏"ردینگتون.

154
00:08:11,718 --> 00:08:13,331
‫‏تو مثل اونی؟

155
00:08:13,920 --> 00:08:15,853
‫‏خودت جوابشو میدونی که.

156
00:08:15,855 --> 00:08:19,791
‫،"‏در مورد سندیکای "نش
‫‏در مورد "زاراک موزادک" میدونم.

157
00:08:19,793 --> 00:08:22,594
‫‏برای هر چیزی که بهت
‫‏گفتن یه توضیحی وجود داره.

158
00:08:26,148 --> 00:08:27,966
‫‏تو منو نجات دادی.

159
00:08:28,867 --> 00:08:30,799
‫‏ازم محافظت کردی.

160
00:08:32,120 --> 00:08:34,637
‫‏نمیدونم با کی حرف زدی...

161
00:08:34,639 --> 00:08:36,193
‫‏اما چیزی که مهمه...

162
00:08:36,193 --> 00:08:38,021
‫"‏این برای من مهمه "ایان.

163
00:08:38,434 --> 00:08:40,306
‫‏برای من مهمه.

164
00:08:40,636 --> 00:08:43,848
‫‏دیگه نیازی نیست
‫‏نگران اون باشی.

165
00:08:44,407 --> 00:08:46,658
‫‏از فردا به بعد دیگه لازم نیست.

166
00:08:48,260 --> 00:08:50,538
‫‏میخوای بکشیش؟

167
00:08:50,913 --> 00:08:53,415
‫‏همونطور که "تام کین" رو کشتی؟

168
00:08:55,937 --> 00:08:58,176
‫‏پس اون بهت گفته؟
‫‏

169
00:08:58,176 --> 00:09:00,012
‫‏مامور "کین"؟

170
00:09:00,712 --> 00:09:03,012
‫‏میخوای "ردینگتون" رو بکشی؟

171
00:09:06,869 --> 00:09:09,666
‫‏هی، باید بیای
‫"‏به دفتر آقای "کوپر.

172
00:09:09,691 --> 00:09:10,785
‫‏چرا؟ چی شده؟

173
00:09:10,785 --> 00:09:12,885
‫‏باید یه چیزی رو بشنوی.

174
00:09:18,092 --> 00:09:20,993
‫‏بیا، بیا کلیدهای خونه‌تو بگیر.

175
00:09:21,663 --> 00:09:23,496
‫‏حس کردم که بهتره...

176
00:09:23,498 --> 00:09:26,042
‫‏میدونی، چون ما...

177
00:09:29,707 --> 00:09:32,260
‫‏ممنون. فردا وسایلت رو بیارم؟

178
00:09:32,262 --> 00:09:33,762
‫‏اوه، نه. لازم نیست.

179
00:09:33,764 --> 00:09:35,664
‫‏هر وقت که وقت داشتی میام دنبالشون...

180
00:09:35,666 --> 00:09:38,166
‫‏اذیت نمیشم.
‫‏فردا برات میارمشون.

181
00:09:44,808 --> 00:09:46,141
‫‏اینجاست.

182
00:09:46,143 --> 00:09:48,376
‫‏مامور "مجتبایی" میگه
‫مکالمه‌ای رو ضبط کرده...

183
00:09:48,378 --> 00:09:50,011
‫‏که "ایان گاروی" با
‫‏یکی از منابع تو داشته.

184
00:09:50,013 --> 00:09:51,713
‫‏درست همین دو دقیقه‌ی پیش.

185
00:09:51,715 --> 00:09:53,902
‫‏"گاروی" رو تا یه میخونه دورافتاده تعقیب کردیم...

186
00:09:53,927 --> 00:09:55,243
‫‏در اونجا به دیدن یه زن رفت.

187
00:09:55,268 --> 00:09:56,751
‫‏دوست‌دخترشه؟ معشوقه‌شه؟

188
00:09:56,776 --> 00:09:58,342
‫‏فقط می‌شناستش.

189
00:09:58,344 --> 00:10:01,112
‫‏از "آرام" یه میکروفون خواستم
‫‏تا به کاپشن‌ـش وصل کنم.

190
00:10:01,114 --> 00:10:02,580
‫‏باشه، خب، چی داریم؟

191
00:10:02,582 --> 00:10:05,220
‫‏باشه، تا آخر بهش گوش دادم.

192
00:10:05,245 --> 00:10:06,530
‫‏بعدا میتونین تمامشو گوش کنین.

193
00:10:06,530 --> 00:10:07,691
‫‏اما این قسمتش...

194
00:10:07,743 --> 00:10:10,416
‫‏باید حتما الان جلوشو بگیریم.

195
00:10:10,418 --> 00:10:11,805
‫‏اینم از این.

196
00:10:11,805 --> 00:10:13,205
‫‏میخوای "ردینگتون" رو بکشی؟

197
00:10:13,207 --> 00:10:14,773
‫‏باهاش قرار گذاشتم.

198
00:10:14,775 --> 00:10:16,074
‫‏"ردینگتون" فکر میکنه میخوام...

199
00:10:16,076 --> 00:10:17,787
‫‏چیزی که میخواد رو بهش بدم.

200
00:10:18,386 --> 00:10:20,186
‫‏من یه نقشه‌ی دیگه دارم.

201
00:10:20,211 --> 00:10:21,477
‫‏یعنی چی؟

202
00:10:21,502 --> 00:10:24,736
‫‏یعنی اینکه میخوام
‫‏به دنیا یه لطف بزرگ کنم.

203
00:10:28,450 --> 00:10:30,350
‫‏ملاقاتت با "گاروی" یه تله‌س.

204
00:10:30,352 --> 00:10:31,752
‫‏اگر بری سر قرار کشته میشی.

205
00:10:31,754 --> 00:10:33,280
‫‏چقدر راحت.

206
00:10:33,305 --> 00:10:35,173
‫‏این دیگه یعنی چی؟

207
00:10:35,588 --> 00:10:36,840
‫‏خودشه!

208
00:10:37,440 --> 00:10:39,373
‫‏اطلاعاتی رو بدست اوردی...

209
00:10:39,375 --> 00:10:41,570
‫‏که نشون میدی نباید به ملاقاتی برم...

210
00:10:41,595 --> 00:10:43,094
‫‏که تو نمیخوای برم.

211
00:10:43,094 --> 00:10:44,460
‫‏موضوع این نیست.

212
00:10:44,462 --> 00:10:46,095
‫‏دو تا از گاوهات مردن.

213
00:10:46,097 --> 00:10:47,963
‫‏اگر یه دور بدون کارت گاو بازی کنی...

214
00:10:47,965 --> 00:10:50,366
‫‏همه‌ی کارتهات سوز میشه.

215
00:10:50,368 --> 00:10:51,842
‫‏کارت گاو دارم.

216
00:10:51,842 --> 00:10:53,042
‫‏گوش میکنی؟

217
00:10:53,044 --> 00:10:54,977
‫‏اطلاعاتت رو از کجا اوردی؟

218
00:10:55,486 --> 00:10:56,650
‫‏نمیتونم بهت بگم.

219
00:10:56,675 --> 00:10:58,639
‫‏پس نه، گوش نمیکنم.

220
00:11:00,324 --> 00:11:02,157
‫‏نوشته از اسهال خونی مُردم.

221
00:11:02,159 --> 00:11:03,725
‫‏لعنت بهش!

222
00:11:03,727 --> 00:11:05,961
‫‏"الیزابت" در چنین مورد دروغ نمیگه.

223
00:11:05,963 --> 00:11:08,113
‫‏اگر میگه رفتنت خطرناکه...

224
00:11:08,115 --> 00:11:10,357
‫- حرفشو باور میکنم.
‫- منم همینطور.

225
00:11:11,768 --> 00:11:13,368
‫‏اما بازم میرم.

226
00:11:25,071 --> 00:11:27,104
‫‏- بله؟
‫"‏- آقای "سینکلر.

227
00:11:27,106 --> 00:11:28,654
‫‏"ریموند ردینگتون" ـم.

228
00:11:28,654 --> 00:11:32,521
‫‏بهت گفتم روزی
‫‏میرسه که به جادو...

229
00:11:32,546 --> 00:11:35,402
‫‏و تخصص بی‌نظیرت نیاز پیدا میکنم.

230
00:11:35,467 --> 00:11:37,467
‫‏اون روز رسیده.

231
00:11:40,683 --> 00:11:43,435
‫‏ازم میخوای یه بدل برات بسازم...

232
00:11:43,437 --> 00:11:46,007
‫‏تا بتونی به ملاقاتی بری که...

233
00:11:46,032 --> 00:11:49,130
‫‏فکر میکنی ممکن بخوان بکشنت؟

234
00:11:49,130 --> 00:11:50,098
‫‏بله.

235
00:11:50,098 --> 00:11:52,699
‫‏شاید بهتر باشه به
‫‏اون ملاقات نری.

236
00:11:52,701 --> 00:11:54,067
‫‏شاید!

237
00:11:54,069 --> 00:11:57,871
‫‏متاسفانه نمیشه
‫‏از خیر این ملاقات گذشت.

238
00:11:57,873 --> 00:12:00,243
‫‏اما کار من این نیست...

239
00:12:00,268 --> 00:12:02,569
‫‏که به مردم کمک کنن آدم بکشن.

240
00:12:02,571 --> 00:12:04,938
‫‏کارم اینه که بهانه جور کنم.

241
00:12:04,940 --> 00:12:07,774
‫‏حقه‌ای که
‫‏به آدم اجازه میده همزمان در دو مکان باشه...

242
00:12:07,776 --> 00:12:10,450
‫‏شعبده‌ای که فکر کنم با توجه به شرایط...

243
00:12:10,484 --> 00:12:11,907
‫‏بدردبخور باشه.

244
00:12:11,907 --> 00:12:13,573
‫‏بله، اما...

245
00:12:13,575 --> 00:12:15,175
‫‏این شعبده...

246
00:12:15,177 --> 00:12:19,529
‫‏نیازمند کار بسیار زیاد و پرتلاش ـه.

247
00:12:19,531 --> 00:12:21,957
‫‏پیدا کردن یه بدل ماه‌ها زمان میبره.

248
00:12:21,982 --> 00:12:24,082
‫‏بعدش شباهتها رو زیاد میکنم...

249
00:12:24,084 --> 00:12:28,119
‫‏الگوهای رفتاری و
‫‏عادتها رو با طرف جور میکنم.

250
00:12:28,121 --> 00:12:31,756
‫‏یعنی، تمام این کار ظریف...

251
00:12:31,758 --> 00:12:34,335
‫‏بیشتر از یه سال طول میکشه تا
‫‏بی‌عیب‌ونقص انجام بشه.

252
00:12:34,360 --> 00:12:35,725
‫‏یه سال وقت نداری.

253
00:12:35,727 --> 00:12:39,628
‫‏آقای "ردینگتون"، میخوام بهتون کمک کنم...

254
00:12:39,630 --> 00:12:42,498
‫‏اما حتی وقتی نداریم که
‫‏عادتهای شما رو بررسی کنیم.

255
00:12:42,500 --> 00:12:44,650
‫‏بدون این عادتها، شاهدی در کار نیست.

256
00:12:44,652 --> 00:12:46,939
‫‏بدون شاهد، بهانه‌ای در کار نیست.

257
00:12:46,941 --> 00:12:49,336
‫‏به بهانه نیازی ندارم.
‫‏فقط یه بدل میخوام.

258
00:12:49,361 --> 00:12:51,128
‫‏و منم یه سال وقت میخوام!

259
00:12:51,130 --> 00:12:53,552
‫‏- تو ۱۶ ساعت وقت داری.
‫‏- اوه.

260
00:12:53,770 --> 00:12:55,270
‫‏امکان نداره.

261
00:12:55,272 --> 00:12:57,320
‫‏ما تو رو در چنین موقعیتی قرار نمیدیم.

262
00:12:57,345 --> 00:12:59,879
‫‏- خیلی خطرناکه.
‫"‏- باید بگم "هارولد...

263
00:12:59,881 --> 00:13:01,681
‫‏از نگرانی‌ـت خوشحال شدم...

264
00:13:01,683 --> 00:13:03,149
‫‏اما بیشتر زندگی‌مو...

265
00:13:03,151 --> 00:13:05,017
‫‏در چنین شرایطی گذروندم.

266
00:13:05,019 --> 00:13:06,962
‫باید این ملاقات رو لغو کنی.

267
00:13:06,962 --> 00:13:08,136
‫‏فکر میکنی چی میشه؟

268
00:13:08,136 --> 00:13:10,662
‫گاروی" به کشتن"
‫سینگلتون" اعتراف میکنه؟"

269
00:13:10,687 --> 00:13:12,086
‫‏کشتن "تام" رو قبول میکنه؟

270
00:13:12,088 --> 00:13:14,122
‫‏ببخشید "دونالد" نفهمیدم چی گفتی.

271
00:13:14,124 --> 00:13:16,607
‫‏هنوزم از اینکه "هارولد" نگران منه...

272
00:13:16,632 --> 00:13:18,788
‫‏ذوق‌زده شدم.

273
00:13:18,788 --> 00:13:19,988
‫‏زیاد به خودت امیدواری نده.

274
00:13:19,990 --> 00:13:21,530
‫‏و فکرشم نکن...

275
00:13:21,555 --> 00:13:23,612
‫‏که میتونیم در برابر "ایان گاروی" ازت محافظت کنیم.

276
00:13:23,612 --> 00:13:25,545
‫‏تو اف.بی.آی هستی.

277
00:13:25,547 --> 00:13:27,839
‫‏خدای من. اگر
‫‏"جی.ادگار" اینجا بود چه فکری میکرد؟

278
00:13:27,839 --> 00:13:29,805
‫‏حتی اگر بتونی "گاروی" رو به حرف بیاری...

279
00:13:29,807 --> 00:13:31,607
‫‏بازم باید بهمون توضیح بدی چطوری میتونیم...

280
00:13:31,609 --> 00:13:34,090
‫‏- ملاقات رو شنود کنیم.
‫‏- یه فکری دارم.

281
00:13:34,115 --> 00:13:36,115
‫‏چطوره بگید داشتید...

282
00:13:36,117 --> 00:13:38,017
‫‏دنبال تحت‌تعقیبترین مرد در آمریکا می‌گشتین...

283
00:13:38,019 --> 00:13:41,641
‫‏و در اقدامی شجاعانه
‫‏و اما بی‌فایده برای دستگیری من...

284
00:13:41,641 --> 00:13:43,261
‫‏به اون برخوردین.

285
00:13:43,286 --> 00:13:44,719
‫‏واقعا جریان چیه؟

286
00:13:44,721 --> 00:13:46,388
‫‏جریان رسیدن به عدالت...

287
00:13:46,390 --> 00:13:49,224
‫‏برای مردی که شوهر مامور "کین" رو کشته...

288
00:13:49,226 --> 00:13:51,636
‫‏یک پلیس خطرناک و کثیف...

289
00:13:51,661 --> 00:13:53,772
‫‏که نه تنها نیروی زمینی...

290
00:13:53,774 --> 00:13:55,486
‫‏یک سندیکای جهانی مواد مخدر رو اداره میکنه...

291
00:13:55,486 --> 00:13:59,388
‫‏بلکه با منابع بسیار زیادش در...

292
00:13:59,390 --> 00:14:02,391
‫‏سرویس مارشالهای ایالات متحده هم نفوذ کرده.

293
00:14:02,393 --> 00:14:04,893
‫‏چرا الان میخوای این کار رو بکنی؟

294
00:14:04,895 --> 00:14:06,553
‫‏اگه "ردینگتون" رو بکشی...

295
00:14:06,578 --> 00:14:08,311
‫‏به اطلاعاتی که خواستی نمیرسی.

296
00:14:08,313 --> 00:14:10,396
‫‏"ردینگتون" خودش منو مجبور به این کار کرده.

297
00:14:10,398 --> 00:14:12,815
‫‏باید الان دخل اون حرومزاده رو بیاریم.

298
00:14:12,817 --> 00:14:15,351
‫‏"ایان گاروی" دور از دسترس بوده.

299
00:14:15,353 --> 00:14:17,120
‫‏دارم فرصتی رو بهتون میدم...

300
00:14:17,122 --> 00:14:20,408
‫‏که اداره بیش از
‫‏یکساله منتظرشه.

301
00:14:20,408 --> 00:14:22,908
‫‏و همراه با "گاروی"، اگر خوش‌شانس باشین...

302
00:14:22,910 --> 00:14:25,027
‫‏شاید "زاراک موزادک" رو هم دستگیر کنین...

303
00:14:25,029 --> 00:14:27,930
‫‏کسی که آخرین بار
‫‏از چنگتون فرار کرد.

304
00:14:27,932 --> 00:14:30,366
‫‏گذاشتی "موزادک" بره و
‫‏حالا داره بهت خیانت میکنه.

305
00:14:30,368 --> 00:14:32,167
‫‏اون اینطوری فکر میکنه.

306
00:14:32,169 --> 00:14:35,457
‫‏راستش، اون "ایان گاروی" رو...

307
00:14:35,482 --> 00:14:36,730
‫‏دو دستی تقدیم شما میکنه.

308
00:14:36,730 --> 00:14:39,030
‫‏فقط وقتی داره منو
‫‏میکشه باید بگیرینش...

309
00:14:39,032 --> 00:14:40,699
‫‏نه بعد از اینکه این کار رو کرد.

310
00:14:40,701 --> 00:14:42,934
‫‏اگر با این کار موافقت کنم...

311
00:14:43,221 --> 00:14:45,475
‫‏با مسئولیت خودتت باید بری اونجا.

312
00:14:45,475 --> 00:14:48,175
‫‏- به خودم اطمینان دارم.
‫‏- و چرا؟

313
00:14:48,177 --> 00:14:51,745
‫‏خدا منو نمیخواد
‫‏و شیطان هم هنوز کارش باهام تموم نشده.

314
00:14:51,747 --> 00:14:54,115
‫‏فردا ده صبح ملاقات انجام میشه.

315
00:14:54,117 --> 00:14:56,016
‫‏امشب خوب بخوابین.

316
00:14:56,018 --> 00:14:58,119
‫‏میخوام فردا سپیده‌دم...

317
00:14:58,121 --> 00:15:00,838
‫‏سرحال قبراق باشین.

318
00:15:06,206 --> 00:15:08,423
‫‏هنوزم به نظرم فکر خیلی بدیه.

319
00:15:08,425 --> 00:15:10,108
‫‏یه جور خودکشی ـه.

320
00:15:10,110 --> 00:15:13,347
‫‏اما شاید راهی پیدا کرده باشم...

321
00:15:13,372 --> 00:15:17,557
‫‏تا بدون کشته شدن
‫‏به این ملاقات بری.

322
00:15:17,559 --> 00:15:19,498
‫‏خب، اینم شروع خوبیه!

323
00:15:19,978 --> 00:15:22,412
‫‏به ماشین و اسلحه نیاز داریم...

324
00:15:22,414 --> 00:15:25,411
‫به گریم و لباسهای
‫معمولی و آرایش مو نیاز داریم.

325
00:15:25,411 --> 00:15:28,178
‫‏این منو یاد نمایش دبیرستانمون به اسم...

326
00:15:28,180 --> 00:15:29,646
‫‏"بچه‌ها و عروسکها" میندازه.

327
00:15:29,648 --> 00:15:32,948
‫‏که یک تفسیر هیجان‌انگیز
‫‏از داستان "آواز بی‌پولان" بود.

328
00:15:32,948 --> 00:15:35,832
‫‏"استابی کی" همیشه
‫‏یه جور نقش ایده‌آل بوده.

329
00:15:35,857 --> 00:15:37,091
‫‏نمی‌شناسمش.

330
00:15:37,091 --> 00:15:39,624
‫‏"استابی کی"؟ از فیلم "۴۰ پوند دردسر"؟

331
00:15:39,626 --> 00:15:42,361
‫‏"سم " بی‌رنگ‌رو در فیلم "کت بالو"؟

332
00:15:42,363 --> 00:15:45,831
‫‏مهم نیست. بگو
‫‏ببینم نقشه‌ت چیه.

333
00:15:45,833 --> 00:15:47,265
‫‏خب، اول از همه...

334
00:15:47,267 --> 00:15:50,235
‫‏به یه بدل خیلی مناسب نیاز داریم.

335
00:15:50,710 --> 00:15:52,802
‫"‏- "آنتونی!
‫"‏-  آقای "ردینگتون!

336
00:15:52,802 --> 00:15:56,330
‫‏این مرد پایه‌واساس کارمو میشه.

337
00:15:56,330 --> 00:15:59,164
‫‏خیلی مهمه که
‫‏لباسهای مناسب رو در اختیار داشته باشم.

338
00:15:59,166 --> 00:16:03,868
‫،‏رنگ، برش، اندازه
‫‏تمام جزییات اهمیت دارن.

339
00:16:03,870 --> 00:16:07,977
‫‏اندازه‌ی کفش. کراوات، اندازه‌ی کت‌وشلوار!

340
00:16:08,047 --> 00:16:11,570
‫‏همگی باید دقیق و یکسان باشن.

341
00:16:11,595 --> 00:16:15,436
‫‏یکم باید اینجا رو بزرگتر کنیم
‫‏و یکم هم اونجا رو.

342
00:16:15,461 --> 00:16:17,580
‫‏و به موادی خیلی خاصی...

343
00:16:17,580 --> 00:16:19,280
‫‏برای گریم و آرایش نیاز دارم.

344
00:16:19,282 --> 00:16:23,751
‫‏گل رس، اسید آلژنیک، لاتکس
‫‏و پارچه‌ی درشت‌باف.

345
00:16:23,753 --> 00:16:25,636
‫‏مواد...

346
00:16:25,638 --> 00:16:28,389
‫‏به اندازه‌ی خود هنر دست مهم نیست.

347
00:16:28,391 --> 00:16:31,359
‫‏اگر وقتش باشه میتونم هر چیزی رو...

348
00:16:31,361 --> 00:16:32,927
‫‏به هر کسی یاد بدم.

349
00:16:32,929 --> 00:16:35,096
‫‏اما برای رسیدن به هدفمون...

350
00:16:35,098 --> 00:16:38,606
‫‏بدل ما باید خیلی سریع یاد بگیره.

351
00:16:42,947 --> 00:16:46,515
‫‏و با توجه به دردسرهایی
‫‏که داریم باید کارمون رو شروع کنیم.

352
00:16:46,517 --> 00:16:48,517
‫‏سروکله زدن با آقای "گاروی" و افرادش...

353
00:16:48,519 --> 00:16:50,086
‫‏به اندازه‌ی کافی سخت هست.

354
00:16:50,088 --> 00:16:51,754
‫‏اما به اضافه‌ی اونا...

355
00:16:51,756 --> 00:16:54,123
‫"‏باید با آقای "موزادک...

356
00:16:54,125 --> 00:16:58,227
‫‏و تیم امنیتی به نسبت مجهزش هم روبه‌رو بشیم.

357
00:16:58,229 --> 00:17:00,506
‫‏و تازه باید اف.بی.آی رو هم در نظر بگیریم.

358
00:17:00,531 --> 00:17:02,030
‫‏باشه، "آرام" به محل رسیدیم.

359
00:17:02,032 --> 00:17:04,566
‫‏دوربین مداربسته‌ای در این ناحیه هست یا نه؟

360
00:17:04,568 --> 00:17:06,701
‫‏ما اینجاییم.

361
00:17:06,728 --> 00:17:08,495
‫"‏"گاروی" و افراد "موزادک...

362
00:17:08,497 --> 00:17:13,466
‫‏احتمالا در اینجا و اینجا مستقر میشن.

363
00:17:13,468 --> 00:17:16,369
‫‏پلیسهای فدرال هم عقب می‌مونن.

364
00:17:16,371 --> 00:17:19,306
‫‏میخوان از بالا دید داشته باشن...

365
00:17:19,308 --> 00:17:22,259
‫‏یعنی اینجا، اینجا و احتمالا اینجا.

366
00:17:22,261 --> 00:17:25,011
‫‏- که یعنی...
‫‏- محاصره میشی.

367
00:17:25,551 --> 00:17:29,990
‫‏و حتی اگر بدل‌مون متقاعدکننده
‫‏باشه و کسی نمیره...

368
00:17:30,141 --> 00:17:31,674
‫‏خارج شدن از اینجا...

369
00:17:31,676 --> 00:17:34,010
‫‏تقریبا غیرممکن میشه.

370
00:17:34,012 --> 00:17:35,611
‫‏تقریبا.

371
00:17:35,613 --> 00:17:39,348
‫‏خارج شدن از اینجا
‫‏نیازمند دو ماشین خاصه...

372
00:17:39,350 --> 00:17:44,120
‫‏یک کامیون و یک ماشین
‫‏چهار در که تو باهاش به اونجا میری.

373
00:17:44,122 --> 00:17:46,397
‫‏"چاک" و "مورگان" میتونن ماشینها رو جور کنن.

374
00:17:46,422 --> 00:17:47,721
‫هر چی نیاز داشته باشیم جور میکنن.

375
00:18:18,843 --> 00:18:21,644
‫چیزی که لازم داری اینه که از این نقطه...

376
00:18:21,646 --> 00:18:24,780
‫‏به خروجی شمال‌شرقی بری.

377
00:18:24,782 --> 00:18:26,449
‫‏اگر بتونی این کار رو...

378
00:18:26,451 --> 00:18:28,985
‫‏بدون تیر خوردن، یا زیر شدن...

379
00:18:28,987 --> 00:18:31,988
‫‏یا دستگیر شدن توسط اف.بی.آی انجام بدی...

380
00:18:31,990 --> 00:18:33,990
‫‏شاید موثر باشه و جواب بده.

381
00:18:33,992 --> 00:18:35,816
‫‏و منم نابغه میشم.

382
00:18:36,961 --> 00:18:38,989
‫‏"رایلی" عینک جدید گذاشتی...

383
00:18:39,014 --> 00:18:41,306
‫‏یا چشمهات دارن برق میزنن؟

384
00:18:41,306 --> 00:18:44,106
‫‏اول از همه بگم که
‫‏یه نقشه‌ی حساب شده...

385
00:18:44,108 --> 00:18:45,851
‫‏خیلی بیشتر خیال آدم رو راحت میکنه.

386
00:18:45,876 --> 00:18:47,586
‫‏اما اینجور برنامه‌ریزی هم...

387
00:18:47,586 --> 00:18:49,999
‫‏یه جورایی هیجان‌انگیزه!

388
00:18:49,999 --> 00:18:52,933
‫‏به این میگن روحیه.
‫‏بیا یکم خوش بگذرونیم.

389
00:18:52,958 --> 00:18:54,666
‫‏اما خواهش میکنم، بیشترین تلاشت رو بکن...

390
00:18:54,666 --> 00:18:58,037
‫‏تا مطمئن بشی "تونی" در
‫‏این جریان کشته نشه.

391
00:19:07,211 --> 00:19:08,878
‫وقتشه.

392
00:19:12,276 --> 00:19:14,834
‫‏"پولار یک" آزمایش میکنم.

393
00:19:14,836 --> 00:19:16,723
‫‏- دریافت شد.
‫‏- "پولار دو" آزمایش میکنم.

394
00:19:16,723 --> 00:19:19,124
‫‏"پولار یک "، کمی تداخل داریم.

395
00:19:19,126 --> 00:19:21,192
‫‏میشه ده درجه به طرف شمال بری؟

396
00:19:21,194 --> 00:19:22,727
‫‏مامور "رسلر"، وضعیتتون چطوره؟

397
00:19:22,729 --> 00:19:25,430
‫‏دو تا مزدور رو
‫‏در جنوب‌شرقی می‌بینم.

398
00:19:25,432 --> 00:19:27,098
‫‏- مخفی شدن.
‫‏- مامور "نوابی"؟

399
00:19:27,100 --> 00:19:30,118
‫‏یه نفر دیگه رو در ۲۰ متری جنوب‌غربی می‌بینم.

400
00:19:34,324 --> 00:19:37,411
‫"‏من دو نفر از سندیکای "نش
‫‏رو در شمال معدن سنگ می‌بینم.

401
00:19:37,436 --> 00:19:41,138
‫"‏بچه‌ها، آقای "ردینگتون
‫‏کاملا محاصره شده.

402
00:19:41,140 --> 00:19:44,958
‫‏تمام مدت باهات صحبت میکنم.

403
00:19:44,960 --> 00:19:49,263
‫‏یادت باشه، سرتو بالا بگیر، درست راه برو.

404
00:19:57,025 --> 00:19:58,775
‫‏باشه، دیدمش.

405
00:19:58,777 --> 00:20:00,060
‫اهداف در حرکتن.

406
00:21:00,864 --> 00:21:02,597
‫پاکه.

407
00:21:02,599 --> 00:21:04,996
‫برای تایید توافقمون...

408
00:21:04,996 --> 00:21:06,896
‫تو به کیفت میرسی...

409
00:21:06,898 --> 00:21:09,248
‫و جنگ با "گاروی" تموم میشه.

410
00:21:29,826 --> 00:21:31,625
‫وایستا.

411
00:21:33,763 --> 00:21:35,760
‫‏اگر به خاطر دردسرهایی که...

412
00:21:35,785 --> 00:21:38,586
‫‏محتویات اون کیف باعث شده نبود...

413
00:21:38,588 --> 00:21:40,671
‫‏مدتها پیش مرده بودی.

414
00:21:40,673 --> 00:21:43,557
‫‏هنوزم به خاطر جریان
‫‏"تام کین" ناراحتی.

415
00:21:43,559 --> 00:21:45,576
‫‏کارآگاه "سینگلتون" رو فراموش نکن.

416
00:21:45,578 --> 00:21:49,634
‫‏باید آدم خاصی باشی
‫‏که حاضری همکار خودتو بکشی.

417
00:21:49,846 --> 00:21:53,481
‫کین" رو از روی لذت کشتم".
‫سینگلتون" رو به خاطر کار کشتم".

418
00:21:53,483 --> 00:21:55,063
‫مامور "کین"، گرفتیمش.

419
00:21:55,065 --> 00:21:56,077
‫‏بهمون چراغ سبز بده.

420
00:21:56,077 --> 00:21:57,657
‫‏- می‌گیریمش.
‫‏- موقعیت خودتونو حفظ کنید.

421
00:21:57,659 --> 00:21:59,884
‫‏کافیه. آقای "گاروی" و من...

422
00:21:59,884 --> 00:22:01,522
‫‏توافق تجاری سودمندی داریم...

423
00:22:01,522 --> 00:22:04,087
‫‏توافقی که دوست دارم از سر گرفته بشه.

424
00:22:04,229 --> 00:22:06,345
‫- کیف رو بده.
‫- بده بهش.

425
00:22:07,861 --> 00:22:09,271
‫‏بازش کن.

426
00:22:13,638 --> 00:22:16,873
‫"‏ببخشید آقای "ردینگتون.
‫‏برنامه تغییراتی کرده.

427
00:22:16,875 --> 00:22:19,878
‫‏- به مشکل برخوردیم.
‫‏- اسلحه. برین! راه بیافت! راه بیافت!

428
00:22:42,393 --> 00:22:44,433
‫‏از اونجا برو بیرون، پسر.

429
00:22:44,458 --> 00:22:46,152
‫‏برو، برو، برو!

430
00:22:46,154 --> 00:22:47,804
‫‏دارم میرم! دارم میرم!

431
00:22:56,137 --> 00:22:58,338
‫‏گاروی داره از شرق به طرف خیابون ۳۹۵ میره.

432
00:23:21,848 --> 00:23:24,400
‫‏اوه، خدای من! یه دلال مواد رو کشتم!

433
00:23:24,779 --> 00:23:27,309
‫‏خدایا، بدجوری تپش قلب گرفتم.

434
00:23:28,250 --> 00:23:31,184
‫‏"تونی". چقدر بازیت خوب بود.

435
00:23:31,186 --> 00:23:32,785
‫‏موفق شدی!

436
00:23:33,313 --> 00:23:35,714
‫‏بهترین کارم بود.

437
00:23:35,716 --> 00:23:39,274
‫‏باید یکم هوا بخورم.
‫‏ماسک "گاروی" صورتمو اذیت کرده.

438
00:23:53,692 --> 00:23:54,858
‫‏من کجام؟

439
00:23:54,860 --> 00:23:56,865
‫"‏سلام "ایان.

440
00:23:57,396 --> 00:23:58,996
‫‏خوش اومدی.

441
00:23:58,998 --> 00:24:01,114
‫‏امیدوارم خوب استراحت کرده باشی.

442
00:24:01,433 --> 00:24:03,533
‫‏کلی با هم حرف داریم.

443
00:24:07,921 --> 00:24:09,853
‫‏در پی تیراندازی
‫"‏امروز صبح در "بیلتون...

444
00:24:09,855 --> 00:24:12,972
‫‏همه‌ی نیروها به دنبال
‫‏مارشال ایالات متحده "ایان گاروی" هستن.

445
00:24:12,997 --> 00:24:14,262
‫‏فراری بودن حس خوبی داره، نه؟

446
00:24:14,264 --> 00:24:15,577
‫‏شاهدان "گاروی" رو شناسایی کردن.

447
00:24:15,579 --> 00:24:17,457
‫‏این مرد با
‫‏۳۰سال سابقه در واحد مارشالها...

448
00:24:17,484 --> 00:24:19,816
‫‏به یک مقام دولت افغانستان به نام...

449
00:24:19,818 --> 00:24:22,718
‫‏- "زاراک موزادک" شلیک کرد و او را کشت.
‫‏- چه کار کردی؟

450
00:24:23,899 --> 00:24:25,165
‫‏یه کار غیرممکن.

451
00:24:25,167 --> 00:24:27,651
‫‏کاری کردم همزمان در دو جا باشی.

452
00:24:27,653 --> 00:24:30,504
‫‏- من به "موزادک" شلیک نکردم.
‫‏- یه قانون طبیعی میگه...

453
00:24:30,506 --> 00:24:33,006
‫‏شعبده‌باز هرگز حقه‌ش رو توضیح نمیده.

454
00:24:33,008 --> 00:24:34,641
‫‏به کسی شلیک نکردم.

455
00:24:34,643 --> 00:24:38,412
‫‏اما این یکی اینقدر خوبه
‫‏که نمیتونم پیش خودم نگهش دارم.

456
00:24:38,414 --> 00:24:41,665
‫‏از دیروز بعد از ناهار شروع شد.

457
00:24:41,667 --> 00:24:43,550
‫‏چرا الان میخوای این کار رو بکنی؟

458
00:24:43,552 --> 00:24:44,885
‫‏اگه "ردینگتون" رو بکشی...

459
00:24:44,887 --> 00:24:46,520
‫‏به اطلاعاتی که میخواستی نمیرسی.

460
00:24:46,522 --> 00:24:48,789
‫‏"ردینگتون" خودش منو مجبور به این کار کرده.

461
00:24:48,791 --> 00:24:50,807
‫‏الان باید دخل این حرومزاده رو بیاریم.

462
00:24:50,809 --> 00:24:53,717
‫‏در حالی که داشتی با نوچه‌های...

463
00:24:53,719 --> 00:24:55,062
‫‏سندیکای "نش" نقشه می‌کشیدی...

464
00:24:55,064 --> 00:24:59,106
‫‏من داشتم با افرادم
‫‏برای ملاقات با تو آماده میشدم.

465
00:25:03,059 --> 00:25:05,026
‫‏جریان چیه؟

466
00:25:05,028 --> 00:25:07,795
‫‏با یه بوسه‌ی زیبا و یه شیشه عسل...

467
00:25:07,797 --> 00:25:10,598
‫‏خوب بخواب کوچولو
‫‏مثل یه بچه لای پر قو.

468
00:25:16,272 --> 00:25:19,195
‫‏بعدش یه قالب گچی از صورتت ساخته شد...

469
00:25:19,220 --> 00:25:22,055
‫‏یه بدل، با کمی گریم...

470
00:25:22,057 --> 00:25:24,991
‫‏و کمی شعبده، همه چیز درست شد.

471
00:25:24,993 --> 00:25:27,210
‫‏دو تا "گاروی" گیرمون اومد.

472
00:25:27,212 --> 00:25:30,730
‫،‏وقتی نمونه‌ی واقعی خوابیده بود
‫‏بدلت دنبال افرادت رفت...

473
00:25:30,732 --> 00:25:34,467
‫‏و به موقع برای اجرای
‫‏باشکوه‌ـش به...

474
00:25:34,469 --> 00:25:36,602
‫‏محل رسید.

475
00:25:40,982 --> 00:25:42,341
‫‏وقتشه.

476
00:25:43,384 --> 00:25:45,668
‫‏هیچکس باورش نمیشه.

477
00:25:45,670 --> 00:25:47,353
‫‏همین الانش باور کردن.

478
00:25:47,355 --> 00:25:50,890
‫‏اف.بی.آی فکر میکنه
‫‏تو یه مقام دولت افغانستان رو کشتی.

479
00:25:50,892 --> 00:25:52,691
‫‏همکارای "موزادک" فکر میکنن...

480
00:25:52,693 --> 00:25:54,727
‫‏تو رییس کارتلشون رو کشتی.

481
00:25:54,729 --> 00:25:56,695
‫‏و سندیکای "نش" فکر میکنه تو...

482
00:25:56,697 --> 00:25:58,998
‫‏بزرگترین تامین‌کننده‌شون رو کشتی.

483
00:25:59,817 --> 00:26:01,467
‫‏و اگر کیف رو بهت بدم؟

484
00:26:01,469 --> 00:26:03,469
‫‏یه حقه‌ی جادویی دیگه میزنم.

485
00:26:03,471 --> 00:26:06,438
‫‏هواپیمام تو و خانمت
‫‏رو به یه جای امن میبره.

486
00:26:06,440 --> 00:26:11,037
‫‏یه جای دوست‌داشتنی
‫‏تو ساحل نامیبیا میشناسم.

487
00:26:13,781 --> 00:26:16,749
‫‏میتونی منو خارج کنی.

488
00:26:16,751 --> 00:26:19,118
‫‏کیف کجاست؟

489
00:26:19,789 --> 00:26:21,722
‫‏"گاروی" با "موزادک" کار میکرد.

490
00:26:21,724 --> 00:26:23,090
‫‏چرا باید اونو بکشه؟

491
00:26:23,092 --> 00:26:24,825
‫‏نمیدونم.

492
00:26:24,827 --> 00:26:26,227
‫‏با "ردینگتون" معامله کرده بود؟

493
00:26:26,229 --> 00:26:29,830
‫‏نه، امکان نداره.
‫‏"گاروی" از "ردینگتون" متنفره.

494
00:26:29,832 --> 00:26:31,832
‫‏پس چرا وقتی
‫‏فرصتش رو داشت نکشتش؟

495
00:26:31,834 --> 00:26:34,501
‫‏بهت گفتم، نمیدونم.

496
00:26:34,503 --> 00:26:36,036
‫‏خب، این چیزیه که ما میدونیم.

497
00:26:36,038 --> 00:26:38,672
‫‏میدونیم که ملاقات یه تله بوده...

498
00:26:38,674 --> 00:26:41,275
‫"‏و "موزادک" و "گاروی
‫‏علیه "ردینگتون" توطئه کرده بودن.

499
00:26:41,277 --> 00:26:42,921
‫‏و تو اونجا بودی...

500
00:26:42,946 --> 00:26:45,780
‫‏که باعث میشه شریک قتل به حساب بیای.

501
00:26:45,782 --> 00:26:49,167
‫‏اگر بهمون کمک کنیم، این جرم رو نادیده میگیرم.

502
00:26:49,169 --> 00:26:51,753
‫‏چرا "گاروی" "ردینگتون" رو نکشت؟

503
00:26:51,755 --> 00:26:53,154
‫‏قرار بود بکشه.

504
00:26:53,156 --> 00:26:55,423
‫‏- پس چرا خیانت کرد؟
‫"‏- ببین، "گاروی...

505
00:26:55,425 --> 00:26:58,291
‫‏هرگز از "موزادک" بد نگفته بود.
‫‏تحسینش میکرد.

506
00:26:58,316 --> 00:27:01,283
‫‏راستش، از محافظت از
‫‏کارتلش کلی پول به جیب زده بود.

507
00:27:01,285 --> 00:27:03,852
‫"‏پرا "گاروی" "موزادک
‫‏رو به جای "ردینگتون" کشت رو...

508
00:27:03,854 --> 00:27:05,633
‫‏نمیدونم.

509
00:27:07,458 --> 00:27:09,091
‫‏خب، هیچی نمیدونه.

510
00:27:09,093 --> 00:27:11,400
‫،‏یعنی هر اتفاقی که افتاده
‫‏"گاروی" به اون چیزی نگفته.

511
00:27:11,402 --> 00:27:13,088
‫به "ردینگتون" گفته؟

512
00:27:13,149 --> 00:27:15,082
‫"‏فکر میکنی "ردینگتون" و "گاروی
‫‏داشتن با هم کار میکردن؟

513
00:27:15,084 --> 00:27:16,917
‫‏به غیر از این با عقل جور درنمیاد.

514
00:27:16,919 --> 00:27:18,652
‫‏"گاروی" با "موزادک" کار میکرد.

515
00:27:18,654 --> 00:27:20,554
‫‏چرا باید اونو به جای "ردینگتون" بکشه؟

516
00:27:20,556 --> 00:27:22,623
‫‏و هیچ اثری از هیچکدومشون نیست.

517
00:27:22,625 --> 00:27:25,726
‫‏"گاروی" غیبش زده و
‫‏"ردینگتون" جواب تماسهامو نمیده.

518
00:27:25,728 --> 00:27:28,562
‫‏بچه‌ها، یه چیزی پیدا کردم.

519
00:27:29,665 --> 00:27:33,767
‫‏باشه، این ماشین "گاروی" ـه...

520
00:27:33,769 --> 00:27:36,537
‫‏که داره از زیر آزادراه رد میشه.

521
00:27:36,539 --> 00:27:39,732
‫‏و این چیزی ـه که بیرون اومده.

522
00:27:39,759 --> 00:27:41,559
‫‏از اون ماشین خبری نیست. کجا رفتش؟

523
00:27:41,561 --> 00:27:43,394
‫‏زیر آزادراه هیچ خروجی دیگه‌ای نیست؟

524
00:27:43,396 --> 00:27:45,296
‫‏- نه.
‫‏- ناپدید نشده.

525
00:27:45,298 --> 00:27:48,299
‫‏راستش، یه جورایی شده.
‫‏رفته پشت یه تریلر.

526
00:27:48,301 --> 00:27:52,269
‫‏که به لطف
‫‏آقای "رایلی سینکلر" بوده.

527
00:27:52,271 --> 00:27:55,573
‫‏"بهانه". مردی که میتونه
‫‏کاری کنه همزمان در دو جا باشی.

528
00:27:55,575 --> 00:27:57,975
‫"‏حالا می‌فهمیم چرا "ردینگتون
‫‏نذاشت تو زندان بیافته.

529
00:27:57,977 --> 00:28:00,778
‫‏برای "ردینگتون" بدل درست نکرده.
‫‏دیدمش. سر ملاقات اومده بود.

530
00:28:00,780 --> 00:28:02,796
‫‏- و "موزادک" مُرده.
‫‏- فقط "گاروی" میمونه.

531
00:28:02,798 --> 00:28:04,899
‫‏"ردینگتون" میدونست
‫‏که "گاروی" میخواد بکشتش.

532
00:28:04,901 --> 00:28:08,085
‫‏زودتر رفته سراغش، ازش
‫‏بدل درسته کرده، به بدل گفته "موزادک" رو بکشه.

533
00:28:08,087 --> 00:28:11,488
‫"‏"گاروی" و "موزادک
‫‏با هم دست‌به یکی کرده بودن تا "ردینگتون" رو بکشن.

534
00:28:11,490 --> 00:28:13,691
‫‏حالا یکیشون مرده و
‫‏اون یکی دیگه هم به جرم قتل تخت تعقیبه.

535
00:28:13,693 --> 00:28:15,459
‫"‏"رسلر"، برو دنبال "بهانه.

536
00:28:15,461 --> 00:28:17,655
‫‏برای "رایلی سینکلر" حکم بازداشت صادر کن.

537
00:28:17,680 --> 00:28:19,613
‫‏"نوابی"، میخوام
‫"‏بری دنبال بدل "گاروی.

538
00:28:19,615 --> 00:28:22,149
‫‏"زاراک موزادک" رو کشته
‫‏و با اون وانت فرار کرده.

539
00:28:22,151 --> 00:28:23,785
‫‏ردشو بگیر و پیداش کن.

540
00:28:23,787 --> 00:28:25,319
‫‏خب، میدونیم "گاروی" واقعی...

541
00:28:25,321 --> 00:28:27,187
‫‏و کیف کجان، پیش "ردینگتون"ـن.

542
00:28:27,189 --> 00:28:29,570
‫‏- ما رو دور زده.
‫‏- در مورد رابط‌ـت بهم بگو.

543
00:28:29,572 --> 00:28:32,092
‫‏- چقدر "گاروی" رو میشناسه؟
‫‏- خیلی زیاد.

544
00:28:32,094 --> 00:28:34,328
‫‏اگر "رد" میخواد
‫‏به زور کیف رو از "گاروی" بگیره...

545
00:28:34,330 --> 00:28:36,964
‫‏شاید رابط‌ـت بتونه کیف
‫‏رو زودتر به دست ما برسونه.

546
00:28:37,575 --> 00:28:39,118
‫‏و چرا باید کمکت کنم؟

547
00:28:39,143 --> 00:28:41,629
‫‏چون اگر این کار رو بکنی، "گاروی" می‌افته زندان.

548
00:28:41,629 --> 00:28:43,414
‫‏اگر این کار رو نکنی، کشته میشه.

549
00:28:43,854 --> 00:28:45,187
‫"‏توسط "ردینگتون.

550
00:28:45,212 --> 00:28:47,049
‫‏بله، چیزی رو داره که "ردینگتون" می‌خوادش.

551
00:28:47,051 --> 00:28:50,486
‫‏تو تلویزیون، میگن
‫‏که مردی به اسم "موزادک" رو کشته...

552
00:28:50,488 --> 00:28:52,421
‫‏اما گفتی با همدیگه کار میکردن.

553
00:28:52,423 --> 00:28:54,423
‫‏تا حالا "گاروی" از اون کیف حرفی زده؟

554
00:28:54,425 --> 00:28:55,925
‫‏بهت گفته که کجاست؟

555
00:28:55,927 --> 00:28:57,643
‫‏صندوق امانات یا انباری نداره؟

556
00:28:57,668 --> 00:28:59,195
‫‏نمیدونم. شاید.

557
00:28:59,195 --> 00:29:00,900
‫‏- کجایی؟
‫‏- سر کار.

558
00:29:00,900 --> 00:29:03,651
‫‏در مورد کیف و
‫‏محلش فکر کن.

559
00:29:03,653 --> 00:29:05,619
‫‏اگه کمک کنی قبل از "ردینگتون" پیداش کنم...

560
00:29:05,621 --> 00:29:08,789
‫‏شاید جون "گاروی" رو نجات بدی.

561
00:29:16,499 --> 00:29:20,401
‫‏بوی چیه؟ بوی اسطوخودوس ـه؟

562
00:29:22,505 --> 00:29:24,772
‫‏و نعنا.

563
00:29:24,774 --> 00:29:27,107
‫‏از سرت میاد؟

564
00:29:27,109 --> 00:29:29,360
‫‏از چه شامپویی استفاده میکنی؟

565
00:29:29,400 --> 00:29:31,200
‫‏دازم از کنجکاوی می‌میرم.

566
00:29:31,202 --> 00:29:33,002
‫‏چقدر خوب میشه.

567
00:29:33,004 --> 00:29:35,988
‫‏- تو هم حسش میکنی؟
‫‏- آره، بوی خوبی میده.

568
00:29:35,990 --> 00:29:37,339
‫‏منم موافقم.

569
00:29:37,341 --> 00:29:40,631
‫خیلی دوست‌داشتنی ـه.

570
00:29:41,178 --> 00:29:42,945
‫هر چیزی که هست
‫تو و من باید گیرش بیاریم.

571
00:30:06,300 --> 00:30:07,833
‫هی، آقا. صدامو میشنوی؟

572
00:30:07,833 --> 00:30:09,649
‫‏آروم باش رفیق، آروم.
‫‏حالت خوبه.

573
00:30:09,651 --> 00:30:11,851
‫‏تصادف کردی.

574
00:30:17,544 --> 00:30:18,936
‫‏اون مرد دیگه.

575
00:30:19,392 --> 00:30:21,125
‫اونی که باهامون بود. کجا رفت؟

576
00:30:21,127 --> 00:30:23,066
‫نمیدونم. همینطوری رفت.

577
00:30:23,830 --> 00:30:25,193
‫تو خوبی؟

578
00:30:25,798 --> 00:30:27,665
‫زود باش.

579
00:30:30,637 --> 00:30:33,237
‫‏- ماشین تو ـه؟
‫‏- آره.

580
00:30:33,239 --> 00:30:36,204
‫‏لطفا. به ماشینت نیاز دارم.

581
00:30:39,612 --> 00:30:40,945
‫‏ممنون.

582
00:30:51,658 --> 00:30:54,806
‫‏- با "گاروی" چه کار کردی؟
‫‏- تصادف کردیم.

583
00:30:54,808 --> 00:30:57,550
‫‏میدونیم از "بهانه" برای
‫‏ساختن بدل "گاروی" استفاده کردی.

584
00:30:57,575 --> 00:31:00,151
‫‏- "گاروی" فرار کرد.
‫‏- انتظار داری حرفتو باور کنم؟

585
00:31:00,151 --> 00:31:03,419
‫‏میدونستی که ملاقات یه تله‌س.
‫‏یه منبع داری.

586
00:31:03,421 --> 00:31:06,088
‫‏- یکی که به "گاروی" نزدیکه.
‫‏- به سوالت جواب نمیدم.

587
00:31:06,090 --> 00:31:09,087
‫‏اگر اون منبع به بهت
‫‏کمک کرده، "گاروی" فهمیده...

588
00:31:09,112 --> 00:31:10,544
‫‏و سعی میکنه پیش اون مرد بره.

589
00:31:10,546 --> 00:31:12,380
‫‏فکر کنم تو هم میخوای همین کار رو بکنی.

590
00:31:12,382 --> 00:31:13,786
‫‏بهم بگو کجا داری میری؟

591
00:31:13,788 --> 00:31:15,383
‫‏چرا؟ تا بتونی زودتر "گاروی" رو بگیری؟

592
00:31:15,385 --> 00:31:16,984
‫‏میتونم در برابر اون ازت محافظت کنم.

593
00:31:16,986 --> 00:31:18,686
‫‏به محافظت تو نیازی ندارم.

594
00:31:18,688 --> 00:31:21,756
‫‏من اون کیف رو میخوام
‫‏و میخوام برم بگیریمش!

595
00:31:25,194 --> 00:31:28,095
‫ما بستیم!

596
00:31:28,097 --> 00:31:31,465
‫گفتم ما...

597
00:31:31,467 --> 00:31:33,200
‫ایان"؟"

598
00:31:35,438 --> 00:31:37,555
‫‏"ایان". خدای من. خوبی؟

599
00:31:37,580 --> 00:31:38,879
‫‏- به "کین" گفتی؟
‫‏- چی؟

600
00:31:38,881 --> 00:31:40,348
‫‏"ردینگتون" اینطوری فهمیده که میخوام بکشمش؟

601
00:31:40,350 --> 00:31:41,749
‫‏- نه!
‫‏- گفتی باهاش حرف زدی!

602
00:31:41,751 --> 00:31:43,784
‫‏آره، اما چیزی نگفتم!

603
00:31:46,606 --> 00:31:50,163
‫‏تو تلویزیون میگن مردی
‫‏به اسم "موزادک" رو کشتی.

604
00:31:50,188 --> 00:31:52,684
‫‏وقتی بتونم پولتو بهت پس میدم.

605
00:31:53,475 --> 00:31:55,358
‫چی شده "ایان"؟

606
00:31:55,360 --> 00:31:57,894
‫تا اون موقع، میگی ازت دزدی شده.

607
00:31:57,896 --> 00:31:59,162
‫ازم دزدی شده.

608
00:32:31,542 --> 00:32:32,751
‫الو؟ مامور "مجتبایی"ـم.

609
00:32:32,751 --> 00:32:34,551
‫‏"آرام"، ازت میخوام مامور "کین" رو پیدا کنی.

610
00:32:34,553 --> 00:32:36,419
‫‏- اضطراری ـه.
‫"‏- آقای "ردینگتون.

611
00:32:36,421 --> 00:32:38,195
‫‏- همه چیز مرتبه؟
‫‏- نه، هیچ چیز مرتب نیست.

612
00:32:38,195 --> 00:32:40,795
‫،‏همین الان تلفن رو قطع کرد
‫‏عصبانی و ناامید ـه...

613
00:32:40,797 --> 00:32:43,283
‫‏و میترسم یه
‫‏راست بیافته تو تله.

614
00:32:43,308 --> 00:32:45,141
‫‏- ازت میخوام پیداش کنی.
‫‏- اما اگر تلفن رو روی شما قطع کرده...

615
00:32:45,143 --> 00:32:46,977
‫‏احتمالا میخواد با شما حرف بزنه...

616
00:32:46,979 --> 00:32:48,979
‫‏یا اینکه کمکتون کنم پیداش کنین.

617
00:32:48,981 --> 00:32:51,381
‫‏"آرام"، اگه میخوای
‫‏از "الیزابت" مراقبت کنی...

618
00:32:51,383 --> 00:32:54,337
‫،‏در برابر "گاروی" ازش مراقبت کن
‫‏نه در برابر من. تو دردسر افتاده.

619
00:32:54,362 --> 00:32:55,761
‫‏صبر کن، فکر کردم "گاروی" دست تو ـه.

620
00:32:55,763 --> 00:32:57,274
‫‏بود. فرار کرد.

621
00:32:57,274 --> 00:32:59,124
‫‏و حالا، مثل یه سگ شکاری...

622
00:32:59,126 --> 00:33:01,493
‫‏"الیزابت" دنبال چیزی افتاده
‫‏که "گاروی" ازم گرفته...

623
00:33:01,495 --> 00:33:04,392
‫‏ و شک ندارم "گاروی" دنبال همون چیزه.

624
00:33:04,417 --> 00:33:06,351
‫‏باشه. رفت یکی رو ببینه.

625
00:33:06,376 --> 00:33:08,042
‫‏کجا؟ نمیدونم، اما یه زنی هست...

626
00:33:08,067 --> 00:33:09,533
‫‏رفتش زنی رو ببینه...

627
00:33:09,535 --> 00:33:12,283
‫‏که "لیز" روش دستگاه شنود گذاشته...

628
00:33:12,283 --> 00:33:15,058
‫‏و اگر نزدیک باشه و
‫‏سیگنال بفرسته...

629
00:33:15,083 --> 00:33:16,462
‫شاید بتونم ردیابیش کنم.

630
00:33:16,462 --> 00:33:18,308
‫‏انجامش بده. الان.

631
00:33:22,926 --> 00:33:24,380
‫‏اشتباه شده.

632
00:33:25,289 --> 00:33:26,771
‫‏من کسی رو نکشتم.

633
00:33:26,796 --> 00:33:28,696
‫‏و منم چیزی به مامور "کین" نگفتم.

634
00:33:28,696 --> 00:33:32,448
‫‏حرفتو باور میکنم.
‫‏ای کاش تو هم حرفمو باور میکردی.

635
00:33:32,450 --> 00:33:35,417
‫‏دیگه نمیدونم چی رو باور کنم.

636
00:33:35,419 --> 00:33:38,087
‫‏به ماشینت نیاز دارم.

637
00:33:38,089 --> 00:33:40,756
‫‏آره. کلیدها تو کاپشنن.

638
00:33:43,494 --> 00:33:46,362
‫‏"ایان"، همه دارن دنبالت میگردن.

639
00:33:46,364 --> 00:33:48,563
‫‏کجا میخوای بری؟

640
00:33:49,801 --> 00:33:54,478
‫‏"ایان"؟ چیه؟ چی شده؟

641
00:33:55,195 --> 00:33:57,139
‫‏اون چیه؟

642
00:33:57,141 --> 00:34:00,589
‫‏"ردینگتون" اینطوری فهمیده.

643
00:34:00,634 --> 00:34:03,602
‫‏"کین" این میکروفون رو بهت وصل کرده.

644
00:34:03,604 --> 00:34:06,662
‫‏حرفهای ما رو شنیده
‫‏و سریع به ارباب و رییس‌ش خبر داده.

645
00:34:06,662 --> 00:34:08,478
‫‏برای چی این کیف اینقدر مهمه؟

646
00:34:08,480 --> 00:34:11,351
‫‏زمان میخوام تا فکر
‫‏کنم چطوری باید خودمو تبرئه کنم.

647
00:34:11,351 --> 00:34:13,859
‫‏وقتی فهمیدم بهت زنگ میزنم.

648
00:34:13,884 --> 00:34:15,768
‫‏باید چیزای زیادی بدونی.

649
00:34:15,770 --> 00:34:17,836
‫میشه الان بهم بگی؟

650
00:34:21,041 --> 00:34:23,075
‫‏هر چیزی که در ۳۰ سال گذشته میدونستی...

651
00:34:23,077 --> 00:34:25,103
‫‏دروغ بوده.

652
00:34:26,046 --> 00:34:28,847
‫‏بدون دلیل این همه مدت پنهان می‌شدی.

653
00:34:28,849 --> 00:34:31,224
‫‏"ایان گاروی"، اف.بی.آی!

654
00:34:31,226 --> 00:34:32,818
‫دستها!

655
00:34:32,820 --> 00:34:34,953
‫‏زود باش! الان!

656
00:34:34,955 --> 00:34:37,315
‫‏تو بازداشتی.

657
00:34:37,625 --> 00:34:40,822
‫‏- تو این کار رو نمیکنی.
‫‏- چرا میکنم.

658
00:34:41,101 --> 00:34:43,872
‫‏فکر نکنم بیشتر از این چیزی رو بخوام.

659
00:34:43,874 --> 00:34:45,442
‫‏فکر کنم میخوای.

660
00:34:46,362 --> 00:34:49,140
‫‏گوش کن تا بهت
‫‏ راز کوچولوی "ردینگتون" رو بگم.

661
00:34:50,032 --> 00:34:53,567
‫‏اگر دستگیرم کنی، هیچوقت ازش باخبر نمیشی.

662
00:35:00,743 --> 00:35:02,181
‫‏دستهاتو بذار رو پیشخون.

663
00:35:08,716 --> 00:35:10,829
‫‏- دارم گوش میکنم.
‫‏- اون "موزادک" رو نکشته.

664
00:35:10,829 --> 00:35:12,983
‫‏میدونم. برام مهم نیست.

665
00:35:12,983 --> 00:35:15,283
‫‏اگر هر چیزی که در مورد
‫‏"ردینگتون" میدونم رو بهت بگم...

666
00:35:15,285 --> 00:35:17,452
‫‏چه تضمینی وجود داره که منو
‫‏دستگیر نکنی؟

667
00:35:17,454 --> 00:35:19,387
‫‏- هیچی.
‫‏- بیگناه ـه.

668
00:35:19,389 --> 00:35:21,823
‫‏اگر نتونم به خاطر
‫‏قتلهایی که مرتکب نشده دستگیرش کنم...

669
00:35:21,825 --> 00:35:24,335
‫‏- خوشحال میشم به خاطر قتلی
‫‏که مرتکب نشده بگیرمش. - چطور همچین چیزی میگی؟

670
00:35:24,360 --> 00:35:25,912
‫‏به همون دلیلی که رو کاپشن‌ـت شنود گذاشته...

671
00:35:25,937 --> 00:35:27,637
‫‏و برای "ردینگتون" خبرچینی کرده.

672
00:35:27,639 --> 00:35:28,889
‫‏ماله "ردینگتون" ـه.

673
00:35:28,914 --> 00:35:30,871
‫‏اون یه مامور اف.بی.آی...

674
00:35:30,896 --> 00:35:33,563
‫‏در اختیار تحت‌تعقیبترین
‫‏مجرم اف.بی.آی ـه.

675
00:35:33,565 --> 00:35:35,565
‫‏مال "ردینگتون" نیست.

676
00:35:35,879 --> 00:35:37,280
‫‏- با "ردینگتون" یکی ـه.
‫‏- این کار رو نکن.

677
00:35:37,280 --> 00:35:40,027
‫‏- و باهاش فرقی نداره.
‫‏- ازت میخوام چیزی نگی.

678
00:35:41,318 --> 00:35:43,374
‫‏مثل یه مجرم رفتار میکنه...

679
00:35:43,399 --> 00:35:45,650
‫‏چون دختر یه مجرم ـه.

680
00:35:49,739 --> 00:35:52,207
‫ردینگتون" پدرشه".

681
00:35:52,542 --> 00:35:55,132
‫آره، و من خواهرشم...

682
00:35:55,728 --> 00:35:59,139
‫‏که میخواست همدیگه رو بیشتر بشناسیم.

683
00:35:59,544 --> 00:36:03,195
‫‏فکر کنم هر دو میدونیم یکم دیر شده.

684
00:36:09,461 --> 00:36:12,739
‫‏هیچ دوربین مدار بسته یا
‫‏اثرانگشتی در محل پیدا نکردیم.

685
00:36:12,739 --> 00:36:14,606
‫‏اما تونستیم رد ماشین "سینکلر" رو...

686
00:36:14,608 --> 00:36:16,341
‫‏تا یه انباری در پارک "تاکوما" بگیریم.

687
00:36:16,343 --> 00:36:17,776
‫‏فکر کنم اونجا نقشه رو کشیدن...

688
00:36:17,778 --> 00:36:20,245
‫‏اما حسابی پاکسازی شده.

689
00:36:20,247 --> 00:36:23,582
‫‏باشه. امیدوارم
‫‏اشتباه بزرگی نکرده باشم...

690
00:36:23,584 --> 00:36:26,084
‫‏- اما الان با آقای "ردینگتون" حرف زدم.
‫‏- چی شده؟

691
00:36:26,086 --> 00:36:29,121
‫‏"گاروی" رو گم کرده
‫‏و نمیتونه با مامور "کین" تماس بگیره.

692
00:36:29,123 --> 00:36:31,121
‫‏فکر میکنه که در خطر ـه...

693
00:36:31,146 --> 00:36:32,680
‫و ازم خواستم کمکش کنم جاشو پیدا کنه.

694
00:36:32,705 --> 00:36:34,939
‫‏حالا تونستم سینگال...

695
00:36:34,941 --> 00:36:36,416
‫‏دستگاه شنود رو قبل از قطع شدن دریافت کنم.

696
00:36:36,441 --> 00:36:37,506
‫‏باشه، یواشتر.

697
00:36:37,508 --> 00:36:39,507
‫‏- "ردینگتون" "گاروی" رو گم کرده.
‫‏- خودش اینطور میگه.

698
00:36:39,509 --> 00:36:41,129
‫‏و فرستنده قطع شده.

699
00:36:41,154 --> 00:36:43,124
‫‏بله، اما قبل از اینکه قطع بشه...

700
00:36:43,124 --> 00:36:45,718
‫‏از یه میخونه در
‫‏خیابون شرقی "فایت" در...

701
00:36:45,718 --> 00:36:47,082
‫"‏بالتیمور می‌آومد، میخونه‌ی "پیت.

702
00:36:47,082 --> 00:36:49,783
‫‏همونجایی که مامور "کین" به دیدن...‏

703
00:36:49,785 --> 00:36:51,818
‫‏- به منبعش رفت.
‫‏- و الان "ردینگتون" به اونجا میره.

704
00:36:51,820 --> 00:36:53,527
‫‏- به "کین" زنگ زدی؟
‫‏- جواب نمیده.

705
00:36:53,527 --> 00:36:55,055
‫‏بازم تلاش کن. شما دو تا برین اونجا.

706
00:36:55,080 --> 00:36:57,781
‫‏- به پلیس محلی و تیم ضربت خبر بدین.
‫‏- الان را می‌افتیم.

707
00:37:00,352 --> 00:37:01,794
‫‏حالا متوجه میشم.

708
00:37:03,056 --> 00:37:04,717
‫‏"ردینگتون" و شوهرت...

709
00:37:04,717 --> 00:37:06,079
‫‏چطوری همدیگه رو می‌شناختن.

710
00:37:06,104 --> 00:37:09,872
‫‏"ردینگتون" به واسطه‌ی تو
‫‏اونو نمی‌شناخت.

711
00:37:10,066 --> 00:37:12,133
‫‏به واسطه‌ی اون تو رو می‌شناخت.

712
00:37:14,170 --> 00:37:17,088
‫‏- اما این کیف...
‫‏- کجاست؟

713
00:37:17,543 --> 00:37:19,373
‫‏چطوری به دست شوهرت رسید؟

714
00:37:19,697 --> 00:37:22,432
‫‏و چرا بهت نگفت که چی توشه؟

715
00:37:22,434 --> 00:37:25,001
‫‏چون قبل از اینکه بتونه کشتیش.

716
00:37:25,003 --> 00:37:27,336
‫‏و اگر بخوای الان چیزی بگی...

717
00:37:27,338 --> 00:37:29,844
‫‏منم تو رو میکشم.

718
00:37:29,846 --> 00:37:31,366
‫‏یه کلمه بگی.

719
00:37:31,366 --> 00:37:32,832
‫‏یه حرفش رو بگی...

720
00:37:32,834 --> 00:37:36,736
‫‏بگی یک یا اون...

721
00:37:37,398 --> 00:37:38,930
‫‏بهت شلیک میکنم.

722
00:37:39,445 --> 00:37:40,949
‫‏نه، شلیک نمیکنه.

723
00:37:41,364 --> 00:37:43,201
‫‏چون اگر شلیک کنه، من بهش شلیک میکنم.

724
00:37:46,607 --> 00:37:48,774
‫‏راست میگی. نمیخوام قبول کنم...

725
00:37:48,774 --> 00:37:51,681
‫‏که حق ندارم بدونم چرا
‫‏شوهرم مرده.

726
00:37:52,645 --> 00:37:56,264
‫‏آسیب دیدم، تو رو سرزنش میکنم.
‫‏و اصلا دلم نمیخواد...

727
00:37:56,266 --> 00:37:58,449
‫‏این ماشه رو بکشم...

728
00:37:58,451 --> 00:38:00,384
‫‏دارم ناله میکنم و زوزه میکشم!

729
00:38:00,386 --> 00:38:03,187
‫‏که معلومه مشکل تو ـه، نه من.

730
00:38:03,189 --> 00:38:06,768
‫داستان رو بگو. داستان رو بگو.

731
00:38:06,770 --> 00:38:08,425
‫بس کن! وایستا!

732
00:38:08,427 --> 00:38:10,618
‫‏دستهام بالاست. تفنگ ندارم.

733
00:38:10,620 --> 00:38:13,060
‫‏- چه کار میکنی؟
‫‏- من برای کسی خطری ندارم.

734
00:38:13,094 --> 00:38:14,445
‫‏برای خودت خطرناکی.

735
00:38:14,445 --> 00:38:16,028
‫‏نمیدونم باهات چه کار کرده...

736
00:38:16,053 --> 00:38:19,054
‫،‏یا توی اون کیف چیه
‫‏و برام اصلا مهم نیست.

737
00:38:19,056 --> 00:38:21,956
‫‏تنها میدونم تمام عمر
‫‏در برابر تو ازم محافظت کرده...

738
00:38:21,958 --> 00:38:24,409
‫‏و الان وقتشه من
‫‏ازش محافظت کنم.

739
00:38:33,863 --> 00:38:35,749
‫من دخترتم.

740
00:38:36,173 --> 00:38:39,541
‫همونی که ۲۸ سال
‫قبل در شب کریسمس رهاش کردی.

741
00:38:43,080 --> 00:38:44,165
‫"‏"جنیفر.

742
00:38:44,696 --> 00:38:46,645
‫‏اصلا به فکر من بودی؟

743
00:38:47,342 --> 00:38:50,077
‫‏تو اتاق صورتیم، با شلوار صورتیم...

744
00:38:50,079 --> 00:38:51,796
‫‏منتظر بابا نوئل بودم.

745
00:38:52,903 --> 00:38:55,270
‫‏وقتی رفتم بخوابم، دنیام بی‌عیب بود...

746
00:38:55,272 --> 00:38:57,734
‫و وقتی بیدار شدم، نابود شده بود.

747
00:38:58,209 --> 00:39:00,283
‫بابام رفته بود.

748
00:39:00,628 --> 00:39:02,711
‫‏همینطوری رفته بود؟

749
00:39:03,173 --> 00:39:05,718
‫‏تصادف بوده؟ اصلا نمیدونستیم.

750
00:39:06,238 --> 00:39:08,205
‫‏فقط میدونستیم بابای من...

751
00:39:08,207 --> 00:39:12,194
‫‏بابای خوب و مهربون و نجیبم...

752
00:39:12,196 --> 00:39:13,287
‫‏رفته.

753
00:39:14,046 --> 00:39:16,980
‫‏و بعدش فهمیدم که تو خوب...

754
00:39:16,982 --> 00:39:19,453
‫‏مهربون یا نجیب نبودی.

755
00:39:19,478 --> 00:39:21,318
‫‏یه خیانتکار بودی.

756
00:39:22,472 --> 00:39:25,030
‫‏و ما رو به مخفیگاه فرستادن.

757
00:39:25,729 --> 00:39:26,932
‫‏از دست تو.

758
00:39:27,452 --> 00:39:29,296
‫از دست پدرم.

759
00:39:30,558 --> 00:39:32,191
‫‏و دارم اینو بهت میگم...

760
00:39:32,193 --> 00:39:34,727
‫‏چون اگر از دیدن من خوشحالی...

761
00:39:35,033 --> 00:39:37,365
‫‏که مطمئنم نیستی...

762
00:39:37,600 --> 00:39:39,833
‫‏اما اگر ذره‌ای خیالت راحت شده...

763
00:39:39,835 --> 00:39:41,682
‫‏که تونستم از پس این کار شاق بربیام...

764
00:39:41,682 --> 00:39:43,615
‫‏فقط به خاطر "ایان" بوده.

765
00:39:43,617 --> 00:39:44,650
‫‏منو نجات داد.

766
00:39:46,320 --> 00:39:48,721
‫‏به خاطر همین اینجا وایستادم...

767
00:39:48,723 --> 00:39:54,307
‫از تو، از پدرم میخوام
‫لطفا نجاتش بدی.

768
00:39:57,077 --> 00:39:58,983
‫کاملا به خودش بستگی داره.

769
00:40:00,721 --> 00:40:01,942
‫"دمبه".

770
00:40:13,716 --> 00:40:16,016
‫- ایان"؟"
‫- به ۹۱۱ زنگ بزن!

771
00:40:16,018 --> 00:40:17,952
‫‏بهشون بگو یه افسر پلیس تیر خورده.

772
00:40:17,954 --> 00:40:20,354
‫‏بهشون بگو مورد اضطراریه، تکرارش کن!

773
00:40:20,356 --> 00:40:22,923
‫‏- مورد اضطراری!
‫- نباید بمیری.

774
00:40:22,925 --> 00:40:24,725
‫‏شنیدی، کثافت آشغال؟

775
00:40:24,727 --> 00:40:27,361
‫نه تا وقتی که بهم نگفتی چی میدونی.

776
00:40:27,363 --> 00:40:29,730
‫نباید بمیری.

777
00:41:30,548 --> 00:41:32,615
‫‏- ضربانش ۱۳۲ ـه و ضعیفه.
‫‏- تیم پزشکی رو خبر کنین.

778
00:41:32,617 --> 00:41:34,517
‫- تیم پزشکی به بخش یک.
‫- شش واحد اوی منفی.

779
00:41:34,519 --> 00:41:37,219
‫‏-فشارش ۸۰ روی ۶۰ ـه. وقت نداریم ثابتش کنیم.
‫‏- باید الان ببریمش اتاق عمل.

780
00:41:37,221 --> 00:41:39,255
‫‏همین الان.

781
00:41:39,257 --> 00:41:42,579
‫"‏گاروی"، این آخرین فرصتته، "گاروی.

782
00:41:42,604 --> 00:41:44,104
‫‏بهم در مورد کیف بگو.

783
00:41:44,783 --> 00:41:47,353
‫‏قول میدم خودم به حساب "ردینگتون" برسم.

784
00:41:53,363 --> 00:41:55,480
‫داریم از دستش میدیم.
‫ضربان نداره!

785
00:41:57,281 --> 00:42:20,082
‫<font color="#ff۸۰۴۰">:مترجم</font>
‫<font color="#۰۰۰۰ff">High</font><font color="#ffffff">bury</font>




