1
00:00:03,240 --> 00:00:05,764
‫دمبه"، واقعا به "ریموند" اعتماد دارم".

2
00:00:05,766 --> 00:00:09,841
‫اون و من دهه‌هاست
‫که همدیگه رو میشناسیم. اما واقعا چه خبر شده؟

3
00:00:09,841 --> 00:00:14,410
‫امروز بیدار شدم، اسپرسو درست کردم
‫و روزنامه رو باز کردم...

4
00:00:15,552 --> 00:00:16,732
‫تحت کنترله.

5
00:00:16,757 --> 00:00:18,843
‫ما صدها میلیون دلار...

6
00:00:18,868 --> 00:00:20,201
‫روی "ردینگتون" سرمایه‌گذاری کردیم.

7
00:00:20,591 --> 00:00:23,826
‫که همیشه هم با سود
‫زیادی بهتون برگردونده شده.

8
00:00:23,851 --> 00:00:26,405
‫رییست با مجازات اعدام روبه‌رو شده.

9
00:00:26,430 --> 00:00:28,530
‫اگه معامله رو قطع کنه چی؟

10
00:00:28,856 --> 00:00:32,891
‫"واقعا باور میکنی که "ریموند
‫معامله با اف.بی.آی رو تموم کنه؟

11
00:00:32,893 --> 00:00:34,459
‫همکارام که اینطور فکر میکنن.

12
00:00:34,461 --> 00:00:37,896
‫کارلو آندروسانی" فکر میکنه"
‫که با ارتباطمون با "ردینگتون" رو قطع کنیم...

13
00:00:37,898 --> 00:00:41,166
‫تا از هر سقوطی که ممکنه
‫پیش بیاد در امان باشیم.

14
00:00:41,168 --> 00:00:42,834
‫داری تهدید میکنی؟

15
00:00:42,836 --> 00:00:44,069
‫درخواست رای‌گیری کرده.

16
00:00:44,071 --> 00:00:46,505
‫ریموند" میتونه روی حمایتت حساب باز کنه؟"

17
00:00:46,507 --> 00:00:47,973
‫کمترین مشکلش منم.

18
00:00:47,975 --> 00:00:50,162
‫رای تو رو داره؟

19
00:00:52,245 --> 00:00:53,612
‫بله.

20
00:00:54,117 --> 00:00:55,847
‫اما برای جنگ آماده شو.

21
00:00:55,849 --> 00:00:58,550
‫کارلو" و بقیه داره خونشون به جوش میاد".

22
00:01:06,927 --> 00:01:08,660
‫هی!

23
00:01:08,662 --> 00:01:11,163
‫سلام عزیزم! از دیدنت خوشحالم...

24
00:01:11,165 --> 00:01:13,498
‫تمام روز دلتنگت بودم. بریم به مامانی سر بزنیم.

25
00:01:18,339 --> 00:01:21,673
‫،اوه، پسر، چه بوی خوبی میاد
‫هر چیزی که هست!

26
00:01:21,675 --> 00:01:22,874
‫هنوزم خانواده‌ی "کلارک" اینجان؟!

27
00:01:22,876 --> 00:01:24,710
‫دیزی" ساکت باش"!

28
00:01:24,712 --> 00:01:29,214
‫هی، شراب اسلونیایی رو پیدا کردم
‫که میخواستی، اسمش "ریبولا"ـست.

29
00:01:29,216 --> 00:01:31,316
‫مجبور شدم این همه راه رو...

30
00:01:31,318 --> 00:01:34,019
‫تا "کرست ویو" برم تا...

31
00:01:38,225 --> 00:01:39,544
‫سین"؟"

32
00:01:40,928 --> 00:01:44,763
‫سین" خدای من، میتونی صدامو بشنوی؟"

33
00:01:44,765 --> 00:01:48,533
‫سینتی" خواهش میکنم عزیزم، چشماتو باز کن"!

34
00:01:48,535 --> 00:01:49,801
‫باز...

35
00:03:41,703 --> 00:03:45,703
‫تصحیح و هم زمانی نهایی:
‫<font color="#۷fffd۴">K۱MACLIN</font>

36
00:03:45,727 --> 00:03:49,727
‫:کانال تلگرام
‫<font color="#۰۰ff۰۰">@PerSub</font>

37
00:03:49,758 --> 00:03:54,691
‫<font color="#ff۸۰۴۰">:مترجم</font>
‫<font color="#۰۰۰۰ff">High</font><font color="#ffffff">bury</font>
‫<font color="#ff۰۰۰۰">AliNet:هماهنگی</font>

38
00:03:56,864 --> 00:04:00,599
‫این پرونده برای ۱۲ جلسه‌ی دادرسی برنامه‌ریزی شده.

39
00:04:00,601 --> 00:04:03,535
‫متهم مطابقت این دادرسی رو با
‫قانون اساسی به چالش میکشه...

40
00:04:03,537 --> 00:04:05,570
‫که منجر به کشف...

41
00:04:05,572 --> 00:04:07,639
‫یک سلاح گرم ثبت نشده و نامعلوم شد...

42
00:04:07,641 --> 00:04:10,375
‫که دیگه مالکیت اونو نداره.
‫درست میگم آقای "ردینگتون"؟

43
00:04:10,377 --> 00:04:13,211
‫بله، عالیجناب، بر این اساس
‫که این جستجو غیرمنطقی بوده...

44
00:04:13,213 --> 00:04:15,080
‫و بنابراین نقض کننده‌ی
‫متمم چهارم قانون اساسی ـه.

45
00:04:15,082 --> 00:04:17,816
‫پس شما با اصول و اساس
‫متمم چهارم آشنایی دارین؟

46
00:04:17,818 --> 00:04:22,120
‫یکی از متممهای مورد علاقه‌مه.
‫جز سه تای اول شاید پنج تای اوله.

47
00:04:22,122 --> 00:04:23,822
‫"اگه میخواین شوخی کنین راحت باشین آقای "ردینگتون...

48
00:04:23,824 --> 00:04:25,824
‫اما مسئله بسیار جدی ـه.

49
00:04:25,826 --> 00:04:27,459
‫اگه شما ببازین و من اجازه بدم اون اسلحه...

50
00:04:27,461 --> 00:04:29,795
‫به عنوان مدرکی علیه شما پذیرفته بشه...

51
00:04:29,797 --> 00:04:31,196
‫دولت این مدرک رو به عنوان...

52
00:04:31,198 --> 00:04:33,432
‫نقض قرارداد مصونیت شما در نظر میگیره.

53
00:04:33,434 --> 00:04:34,566
‫و بدون مصونیت...

54
00:04:34,568 --> 00:04:37,469
‫شما با چندین فرقه‌ی جرم
‫سنگین با مجازات اعدام روبه‌رو هستین.

55
00:04:37,471 --> 00:04:38,804
‫عالجیناب، خواهش میکنم.

56
00:04:38,806 --> 00:04:41,006
‫همین الانشم دلشوره و اضطراب زیادی دارم...

57
00:04:41,008 --> 00:04:43,308
‫و حرفای شما هم هیچ کمکی نمیکنه.

58
00:04:43,310 --> 00:04:45,410
‫ازتون میخوام یه وکیل بگیرین.

59
00:04:45,412 --> 00:04:47,112
‫و منم از نگرانی‌ـتون ممنونم.

60
00:04:47,114 --> 00:04:49,815
‫وظیفه‌ی من اینه که
‫بهتون بگم با چه شرایطی روبه‌رو هستین.

61
00:04:49,817 --> 00:04:53,485
‫در چنین جلسه‌های دادرسی
‫تحلیل پیچیده‌ای قانونی در جریانه...

62
00:04:53,487 --> 00:04:56,154
‫طرف باید در زمینه‌ی حقوق تحصیل کرده
‫باشه تا بفهمه چه کار باید بکنه.

63
00:04:56,156 --> 00:04:58,690
‫- که من کردم.
‫- باید بیشتر توضیح بدین.

64
00:04:58,692 --> 00:05:00,292
‫ما هر دو حقوقدانهای حرفه‌ای هستیم.

65
00:05:00,294 --> 00:05:03,028
‫کار شما اعمال قانونه. کار من شکستن قانونه.

66
00:05:03,030 --> 00:05:04,362
‫شما برای حرفه‌تون تحصیل کردین.

67
00:05:04,364 --> 00:05:06,765
‫چرا تصور میکنین که من نکردم؟

68
00:05:06,767 --> 00:05:10,001
‫پس با معیارهای قانونی که میخوام
‫ازشون برای ارزیابی...

69
00:05:10,003 --> 00:05:11,937
‫بازرسی سرکار "بالدوین" استفاده کنم آشنایی دارین؟

70
00:05:11,939 --> 00:05:14,406
‫اگر منظورتون معیار شک منطقی ـه...

71
00:05:14,408 --> 00:05:18,343
‫که "جاستیس وارن" در پرونده‌ی "تری" در برابر
‫اوهایو به کار برد، بله هستم.

72
00:05:18,345 --> 00:05:20,045
‫"بسیار خب آقای "ردینگتون.

73
00:05:20,047 --> 00:05:23,715
‫بااینکه شاید واقعا آخرش تبدیل
‫به مراسم سوگواری شما بشه، بیاین ادامه بدیم.

74
00:05:23,717 --> 00:05:25,217
‫عذر میخوام عالیجناب.

75
00:05:25,219 --> 00:05:27,819
‫میشه کمی جلسه رو به تاخیر بندازیم.

76
00:05:27,821 --> 00:05:29,020
‫بیا شروع شد.

77
00:05:29,022 --> 00:05:30,555
‫ببخشید شما چیزی گفتی؟

78
00:05:30,557 --> 00:05:32,724
‫بذار حدس بزنم. حتما کت‌شلوارت
‫اونطور که دوست داری اتو نشده.

79
00:05:32,726 --> 00:05:35,460
‫یا شاید به جای آب معمولی آب گازدار میخوای؟

80
00:05:35,462 --> 00:05:37,929
‫مایکل" واقعا که".
‫این دادرسی خودش به اندازه‌ی کافی وحشیانه هست.

81
00:05:37,931 --> 00:05:41,166
‫باوجود احساسی که نسبت بهت
‫دارم با تمام وجودم دارم تلاشمو میکنم.

82
00:05:41,168 --> 00:05:42,868
‫حداقل تلاشتو بکن تا متمدنانه رفتار کنی.

83
00:05:42,870 --> 00:05:46,071
‫رد شد. دلیلی ندارم
‫که به این زودی جلسه رو تموم کنم...

84
00:05:46,073 --> 00:05:47,939
‫مگراینکه یه مورد اضطراری پیش اومده باشه.

85
00:05:47,941 --> 00:05:49,875
‫دقیقا پیش اومده. باید با اف.بی.آی در مورد...

86
00:05:49,877 --> 00:05:51,543
‫یه پرونده بسیار حساس نسبت به زمان حرف بزنم.

87
00:05:51,545 --> 00:05:53,845
‫شاید قرارداد مصونیتم در خطر باشه...

88
00:05:53,847 --> 00:05:55,180
‫اما تا وقتی که پابرجاست...

89
00:05:55,182 --> 00:05:57,949
‫تمایل دارم به تمام وظایفم عمل کنم.

90
00:05:57,951 --> 00:06:01,553
‫نمیتونی همینطوری روند دادرسی
‫رو متوقف کنی تا یه پرونده بهم بدی.

91
00:06:01,555 --> 00:06:04,623
‫- به مشکل برخوردم.
‫- قاضی از کوره در رفته!

92
00:06:04,625 --> 00:06:07,792
‫از وقتی که خبرم بازداشتم به رسانه‌ها رسید...

93
00:06:07,794 --> 00:06:10,729
‫بعضی از همکارام به دنبال
‫خارج کردن من از گردونه هستن.

94
00:06:10,731 --> 00:06:12,564
‫میدونم که اون بیرون کلی دشمن داری...

95
00:06:12,566 --> 00:06:15,000
‫اما الان بزرگترین دشمنت تو سالن دادگاه نشسته.

96
00:06:15,002 --> 00:06:16,501
‫"هریس ون نس".

97
00:06:16,503 --> 00:06:17,969
‫اگه این جلسه رو ببازی...

98
00:06:17,971 --> 00:06:19,504
‫و قرارداد مصونیت رو باطل...

99
00:06:19,506 --> 00:06:22,340
‫میدونی از کی دارم حرف میزنم؟ "هریس ون نس"؟

100
00:06:22,342 --> 00:06:24,142
‫میلیاردر، تصاحب کشتیهای باربری...

101
00:06:24,144 --> 00:06:26,845
‫- هفته‌ی پیش تو آتش‌سوزی مرده.
‫- ون نس" به قتل رسیده"...

102
00:06:26,847 --> 00:06:29,981
‫چون با من روابط تجاری داشته.

103
00:06:29,983 --> 00:06:33,118
‫متوهم شدی.
‫تصادفی بوده.

104
00:06:33,120 --> 00:06:35,554
‫هیچ تصادفی اطراف من وجود نداره.

105
00:06:35,556 --> 00:06:38,056
‫مگر اینکه هدفی پشتش باشه.

106
00:06:41,495 --> 00:06:43,395
‫ردینگتون" ادعا میکنه که این انفجار"...

107
00:06:43,397 --> 00:06:45,297
‫با هدف قبلی و کشتن "ون نس" انجام شده...

108
00:06:45,299 --> 00:06:47,132
‫"چون از "ردینگتون...

109
00:06:47,134 --> 00:06:49,034
‫- در قراردادهای تجاری حمایت میکرده.
‫- کدوم تجارت؟

110
00:06:49,036 --> 00:06:50,969
‫ون نس" عضو گروهی از همدستهاشه"...

111
00:06:50,971 --> 00:06:53,803
‫افرادی که میخوان به خاطر دستگیریش
‫روابط‌ـشون رو باهاش قطع کنن.

112
00:06:53,805 --> 00:06:55,240
‫"یه نفر به خاطر حمایت از "ردینگتون...

113
00:06:55,242 --> 00:06:58,443
‫کشته میشه و حالا ازمون میخواد
‫قاتلش رو پیدا کنیم؟

114
00:06:58,445 --> 00:07:00,011
‫و "ردینگتون" اصلا نمیدونه کار کی بوده؟

115
00:07:00,013 --> 00:07:02,113
‫کلی دشمن داره
‫که میخوان بخشی از امپراطوریشو بگیرن.

116
00:07:02,115 --> 00:07:04,716
‫چقدر خوش شانسه
‫که اف.بی.آی ازش محافظت میکنه.

117
00:07:04,718 --> 00:07:07,146
‫در مورد محافظت از "ردینگتون" باید
‫بگم که خبرچین ماست.

118
00:07:07,148 --> 00:07:08,320
‫اگه بتونه از زندان بیاد بیرون...

119
00:07:08,322 --> 00:07:10,488
‫میخوایم که تا حد ممکن قدرتش رو حفظ کنه.

120
00:07:10,490 --> 00:07:13,180
‫بیاین با خانواده شروع کنیم.
‫حدس میزنم مردی با این ثروت...

121
00:07:13,182 --> 00:07:16,061
‫کلی آدم اطرافش بوده
‫که برای گرفتن سهم پیداشون میشه.

122
00:07:16,063 --> 00:07:17,662
‫به چند نفر اطلاع داده شده؟

123
00:07:17,664 --> 00:07:20,398
‫سی‌ودو نفر. آقای "ون نس" ارثیه زیادی داشت.

124
00:07:20,400 --> 00:07:23,001
‫درک میکنیم که خوندن وصیت‌نامه
‫ممکنه پر از احساس باشه.

125
00:07:23,003 --> 00:07:24,169
‫با تمام وجود بهش احترام میذاریم.

126
00:07:24,171 --> 00:07:25,770
‫متاسفم. اسمتون چیه؟

127
00:07:25,772 --> 00:07:28,006
‫بعد از صحبت کردن با خانواده‌ـشون
‫شاید چند تا سوال داشته باشیم.

128
00:07:28,008 --> 00:07:29,574
‫اصلا متوجه نمیشم سوالتون چیه.

129
00:07:29,576 --> 00:07:31,176
‫روزنامه گفته بود که تصادفی بوده.

130
00:07:33,413 --> 00:07:34,846
‫اینا آدمای خوبی هستن.

131
00:07:34,848 --> 00:07:37,148
‫میخواین بهشون احترام بذارین
‫اجازه بدین در آرامش سوگواری کنین.

132
00:07:39,151 --> 00:07:41,953
‫ده میلیون دلار به سازمان ناظر حقوق بشر..

133
00:07:41,955 --> 00:07:44,756
‫"شرکت ان.ای.ای.سی.پی و دانشگاه "براون.

134
00:07:44,758 --> 00:07:46,324
‫بقیه‌ی اموالم...

135
00:07:46,326 --> 00:07:49,260
‫به پسرم "تیموتی پیترسون" میرسه.

136
00:07:50,464 --> 00:07:52,163
‫نمیدونستم که "ون نس" بچه داشته.

137
00:07:52,165 --> 00:07:54,366
‫به نظر میاد که بقیه هم نمیدونستن.

138
00:07:54,368 --> 00:07:57,922
‫هریس" میخواسته این"
‫نامه در کنار وصیتش خونده بشه.

139
00:07:59,139 --> 00:08:01,106
‫تیموتی" منو ببخش".

140
00:08:01,108 --> 00:08:02,507
‫عاشق مادرت بودم...

141
00:08:02,509 --> 00:08:05,076
‫اما شجاعت کافی رو نداشتم
‫که کنارش بمونم.

142
00:08:05,078 --> 00:08:06,645
‫میدونم این راه درستی نیست...

143
00:08:06,647 --> 00:08:08,713
‫که تو رو با خانواده‌ی بزرگت آشنا کنم...

144
00:08:08,715 --> 00:08:11,616
‫اما تنها راهی ـه که بلدم
‫چطوری همه چیزو جبران کنم.

145
00:08:11,618 --> 00:08:15,320
‫از ثمره‌ی تلاشهام استفاده
‫کن تا کارای بزرگی انجام بدی.

146
00:08:15,322 --> 00:08:17,989
‫با عشق، پدرت.

147
00:08:37,177 --> 00:08:39,177
‫چه منظره‌ی خوبی.

148
00:08:39,179 --> 00:08:40,812
‫دوست من.

149
00:08:40,814 --> 00:08:43,314
‫ممنون که کشیش زندان رو فرستادی.

150
00:08:43,316 --> 00:08:46,985
‫گفتش تو منو
‫مامور نصیحتهای معنوی کردی.

151
00:08:46,987 --> 00:08:48,319
‫از دو طرف سود داشت...

152
00:08:48,321 --> 00:08:51,589
‫هم تو اومدی اینجا و هم
‫چیزی که گفت حقیقت داره.

153
00:08:56,295 --> 00:08:57,996
‫ون نس" مُرده".

154
00:08:57,998 --> 00:09:00,231
‫بدون اون، دیگه کسی طرفم نیست...

155
00:09:00,233 --> 00:09:03,068
‫تا نذاره "آندروسانی" منو بندازه بیرون.

156
00:09:03,070 --> 00:09:05,837
‫باید اعتماد "آندروسانی" رو جلب کنی.

157
00:09:05,839 --> 00:09:07,672
‫سر عقل بیارش.

158
00:09:07,674 --> 00:09:10,175
‫و اگه جواب نداد، بکشش.

159
00:09:10,177 --> 00:09:12,277
‫اینطوری یکی دو نفر از ترس به من رای میدن.

160
00:09:12,279 --> 00:09:13,578
‫بعدش چی؟

161
00:09:13,580 --> 00:09:15,113
‫باید ببینیم.

162
00:09:15,541 --> 00:09:17,248
‫و بعدش چی؟

163
00:09:17,250 --> 00:09:19,451
‫واقعا میدونی که نخواستم بیای اینجا...

164
00:09:19,453 --> 00:09:21,319
‫تا بهم نصیحت معنوی بدی، درسته؟

165
00:09:21,321 --> 00:09:23,188
‫به هر حال بهت یه توصیه میکنم.

166
00:09:23,190 --> 00:09:24,789
‫راستگو باش.

167
00:09:24,791 --> 00:09:26,024
‫به اون رای نیاز دارم.

168
00:09:26,026 --> 00:09:27,492
‫حقیقت رو به "الیزابت" بگو.

169
00:09:27,494 --> 00:09:29,327
‫همه چیز به این رای بستگی داره.

170
00:09:29,329 --> 00:09:32,697
‫پول و قدرت بهش بستگی داره.

171
00:09:32,699 --> 00:09:34,032
‫نه آرامش ذهن.

172
00:09:34,034 --> 00:09:35,467
‫باید یه کاری کرد.

173
00:09:35,469 --> 00:09:37,769
‫درسته. داری برای آزادی‌ـت میجنگی.

174
00:09:37,771 --> 00:09:40,004
‫هر روز دعا میکنم که بدستش بیاری.

175
00:09:40,006 --> 00:09:42,440
‫فعلا، باید کار رو به سرنوشت بسپاری.

176
00:09:42,442 --> 00:09:43,908
‫من خودم سرنوشتمو میسازم.

177
00:09:43,910 --> 00:09:45,655
‫نه از اینجا.

178
00:09:49,116 --> 00:09:51,216
‫ازت میخوام این کار رو بکنی.

179
00:09:51,218 --> 00:09:54,205
‫و منم سعی دارم روحت رو نجات بدم.

180
00:10:01,535 --> 00:10:02,774
‫علائمی وجود داره.

181
00:10:02,799 --> 00:10:05,098
‫ناتوانی به یاداوری حروف اضافه...

182
00:10:05,132 --> 00:10:06,899
‫یکی از علائم شایع عدم قدرت تکلم ـه.

183
00:10:06,901 --> 00:10:10,736
‫درمانهای توصیه شده شامل
‫بازی با کلمات، تلفظ و تکرار کلمات...

184
00:10:10,738 --> 00:10:13,539
‫یا به تنهایی یا به صورت...

185
00:10:13,541 --> 00:10:16,208
‫- گروه‌های چند نفری درمانی ـه.
‫- پایین، بالا، زیر.

186
00:10:16,210 --> 00:10:17,610
‫نکته‌ی مهم اینه که زود دست به کار بشین.

187
00:10:17,612 --> 00:10:19,678
‫به، از، با این حال.
‫بدون

188
00:10:19,680 --> 00:10:21,180
‫"کتزالز".

189
00:10:21,182 --> 00:10:23,048
‫اسم پرنده‌ی ملی گواتمالاست...

190
00:10:23,050 --> 00:10:25,351
‫و عجیب اینکه واحد پولی‌ـشون هم هست.

191
00:10:25,353 --> 00:10:26,986
‫- خوب شد گفتی.
‫- نه، صبر کن، وایستا

192
00:10:26,988 --> 00:10:29,121
‫"نه، نه اگر حرف "کیو
‫و "اس" رو سه بار به کار ببری...

193
00:10:29,123 --> 00:10:30,389
‫‏‏‏۳۰۰امتیاز میگیری.

194
00:10:30,391 --> 00:10:32,591
‫چیزی در مورد "تیموتی پیترسون" پیدا کردی؟

195
00:10:33,286 --> 00:10:35,288
‫درسته. کار.

196
00:10:35,896 --> 00:10:37,830
‫با خوندن وصیت‌نامه‌ی پدرش...

197
00:10:37,832 --> 00:10:42,201
‫تیم پیترسون" ۵۱۱مین"
‫مرد ثروتمند در آمریکاست...

198
00:10:42,203 --> 00:10:44,737
‫و کاملا مطمئنم تنها میلیاردی ـه که...

199
00:10:44,739 --> 00:10:47,773
‫تو باشگاه بولینگ کار میکنه
‫و تو پارک زندگی میکنه.

200
00:10:47,775 --> 00:10:50,643
‫به نظر میاد که سیب چند سال
‫نوری طول کشید تا از درخت بیافته.

201
00:10:50,645 --> 00:10:52,311
‫تازه اینکه چیزی نیست.

202
00:10:52,313 --> 00:10:56,415
‫امتیاز اعتبارش ۵۸۰ ـه
‫و ۶۲ هزار دلار بدهی داره و...

203
00:10:56,417 --> 00:10:58,484
‫سابقه‌ی جنایی هم داره.

204
00:10:58,486 --> 00:11:00,886
‫،جریمه‌های پرداخت نشده
‫مصرف الکل در محلهای عمومی...

205
00:11:00,888 --> 00:11:03,322
‫یه بار تو میخونه دعوا کرده
‫که باعث شده یه هفته بیافته زندان.

206
00:11:03,324 --> 00:11:05,624
‫بیشتر شبیه یه آدم تنبل و سست‌اراده‌س تا یه قاتل.

207
00:11:05,626 --> 00:11:07,878
‫ارثیه‌ش کاملا غافلگیرانه بهش رسیده.

208
00:11:07,880 --> 00:11:09,471
‫پس اگه اصلا از وجود پدرش خبر نداشته...

209
00:11:09,473 --> 00:11:10,843
‫چه انگیزه‌ای برای کشتنش داشته؟

210
00:11:10,845 --> 00:11:11,964
‫خب، بیا فرض کنیم خبر داشته.

211
00:11:11,966 --> 00:11:14,700
‫چطور بچه‌ای که تو پارک
‫در نزدیکی آرلینگتون زندگی میکنه...

212
00:11:14,702 --> 00:11:16,602
‫به شکلی با آقای "ردینگتون" ربط داشته؟

213
00:11:16,604 --> 00:11:18,971
‫و اگه نداشته چرا این پرونده رو دست ما داده؟

214
00:11:18,973 --> 00:11:21,507
‫چون یه چیزی با عق جور درنمیاد
‫و میخوام بدونم چرا.

215
00:11:21,509 --> 00:11:23,197
‫نوابی"، میخوام همه چیزو"...

216
00:11:23,199 --> 00:11:24,543
‫در مورد افراد اطرافش بدونم.

217
00:11:24,545 --> 00:11:26,779
‫رسلر"، "کین" با "پیترسون" حرف بزنین".

218
00:11:26,781 --> 00:11:29,882
‫ببینین در مورد پدرش میدونسته
‫یا نه و کی باخبر شده.

219
00:11:30,384 --> 00:11:33,385
‫خب، زیاد طولی نکشیده تا پول پدرشو خرج کنه.

220
00:11:33,387 --> 00:11:35,254
‫معلومه از پارک زده بیرون.

221
00:11:36,791 --> 00:11:40,292
‫تا حالا به مراسم یادبود ایرلندیها رفتم
‫اما این دیگه مسخره‌س.

222
00:11:42,329 --> 00:11:46,398
‫ببخشید که مزاحم اوقات خوشگذرونی‌ـتون شدم
‫اما میشه بگی "تیم پیترسون" کجاست؟

223
00:11:46,400 --> 00:11:49,874
‫هی، "تیم" پولاتو قایم کن!

224
00:11:49,876 --> 00:11:52,532
‫اداره‌ی مالیات پیداش شد.

225
00:11:53,240 --> 00:11:56,608
‫تیم پیترسون". مامور "رسلر" و "کین" از اف.بی.آی".

226
00:11:56,610 --> 00:12:01,146
‫اف.بی.آی؟ نگران نباشین
‫اتاق هتل رو خریدم و پولشو دادم.

227
00:12:01,148 --> 00:12:04,416
‫فقط چند تا سوال در مورد
‫مرگ پدرتون داریم.

228
00:12:04,418 --> 00:12:06,719
‫هر دو یه سوالاتی داریم.

229
00:12:08,289 --> 00:12:09,855
‫آخرین باری که
‫باهاش صحبت کردی کی بود؟

230
00:12:09,857 --> 00:12:11,957
‫تا جایی که یادم میاد
‫اصلا باهاش حرف نزدم.

231
00:12:11,959 --> 00:12:14,593
‫تا وقتی که وکیل بهم زنگ زد
‫نمیدونستم که اصلا پدرمه...

232
00:12:14,595 --> 00:12:17,096
‫بهم گفتش بیام تا
‫وصیت‌نامه رو بخونه.

233
00:12:17,098 --> 00:12:19,398
‫تو چه جور سوالاتی داری؟

234
00:12:19,400 --> 00:12:22,801
‫چرا وقتی زنده بوده سراغی ازم نگرفته؟

235
00:12:22,803 --> 00:12:25,971
‫چی جلوشو گرفته بوده تا
‫با من حرف نزنه؟

236
00:12:25,973 --> 00:12:30,142
‫و مهمتر از همه چرا این
‫همه پول برام گذاشته؟

237
00:12:30,144 --> 00:12:32,544
‫چندان به خاطر مردنش ناراحت نیستی.

238
00:12:32,546 --> 00:12:36,448
‫فقط دی.ان.ایش رو دارم.
‫همونطور که گفتم اصلا ندیدمش.

239
00:12:36,450 --> 00:12:38,917
‫تیم"، اینایی که دیر رسیدن کی هستن؟"

240
00:12:38,919 --> 00:12:40,452
‫شاهزاده‌ی من.

241
00:12:40,454 --> 00:12:43,288
‫اینا دوستای جدیدم از اف.بی.آی هستن.

242
00:12:43,290 --> 00:12:46,325
‫سلام دوستای جدید از اف.بی.آی.

243
00:12:46,327 --> 00:12:47,993
‫من "دیدره" هستم. من...

244
00:12:47,995 --> 00:12:49,595
‫ستاره‌ی بخت منه.

245
00:12:54,735 --> 00:12:57,402
‫براتون نوشیدنی بیارم؟
‫چی دوست دارین؟

246
00:12:57,404 --> 00:12:59,404
‫جواب چند تا سوال.

247
00:12:59,406 --> 00:13:00,992
‫قسم میخورم
‫که تمام حقیقت رو بگم...

248
00:13:01,017 --> 00:13:03,299
‫و چیزی به جز حقیقت نگم پس خدا کمکم کنه.

249
00:13:04,344 --> 00:13:05,978
‫در سالن بولینگ با هم آشنا شدیم.

250
00:13:05,980 --> 00:13:07,980
‫فقط سه بار توپ رو پرتاب کرد...

251
00:13:07,982 --> 00:13:11,183
‫که کفشش تو شیار بازگشت توپ گیر کرد.

252
00:13:11,185 --> 00:13:13,085
‫مجبور شدم از یکی کمک بخوام...

253
00:13:13,087 --> 00:13:15,187
‫و اونم اومد و کفشمو دراورد.

254
00:13:15,189 --> 00:13:19,258
‫اما دروغ نگفتم اگه بگم
‫همون موقع قلبمو دزدید.

255
00:13:19,260 --> 00:13:21,727
‫معلم کلاس دوم در بدفوردـم.

256
00:13:21,729 --> 00:13:24,696
‫فکر کنم دوست دارم دوروبر بچه‌ها باشم
‫چون تو خانواده‌ی بزرگی بودم.

257
00:13:24,698 --> 00:13:28,200
‫چون دیدم در مورد خانواده‌ش چیز
‫زیادی نمیدونه، تشویقش کردم.

258
00:13:28,202 --> 00:13:32,037
‫گواهی تولدم رو گرفتم
‫و فهمیدم مادرم مرده.

259
00:13:32,039 --> 00:13:35,040
‫بعد از به دنیا اوردن من رفته به کالیفرنیا...

260
00:13:35,042 --> 00:13:37,810
‫ازدواج کرده و بچه‌دار شده.

261
00:13:37,812 --> 00:13:40,379
‫دیدره" کمکم کرد تا تلفن رو بردارم"...

262
00:13:40,381 --> 00:13:41,613
‫بعدش خواهردار شدم.

263
00:13:41,615 --> 00:13:43,816
‫همیشه فکر میکردم که تک فرزندم.

264
00:13:43,818 --> 00:13:46,318
‫وقتی مامان مُرد کسی
‫به جز "مارکوس" نداشتم.

265
00:13:46,320 --> 00:13:48,453
‫و وقتی شنیدیم
‫که "هلن" یه برادر داره...

266
00:13:48,455 --> 00:13:49,688
‫واقعا نمیدونستم چی بگم.

267
00:13:49,690 --> 00:13:51,323
‫از اون سر کشور اومدیم اینجا تا ببینیمش.

268
00:13:51,325 --> 00:13:52,825
‫و حسابی بغلش کردم.

269
00:13:52,827 --> 00:13:55,327
‫احتمالا الان روزی یک بار
‫تلفنی حرف میزنیم.

270
00:13:55,329 --> 00:13:56,628
‫وقتی "تیم" بهم زنگ زد و گفت...

271
00:13:56,630 --> 00:13:58,697
‫پدرش کی بوده و چه اتفاقی براش افتاده...

272
00:13:58,699 --> 00:14:01,300
‫خیلی براش خوشحال شدیم.
‫چطور میشه خوشحال نشد؟

273
00:14:01,302 --> 00:14:03,235
‫اما فقط خوشحالم که یه برادر دارم.

274
00:14:03,237 --> 00:14:05,414
‫همین برام مهمه.

275
00:14:07,574 --> 00:14:10,976
‫آقای "ردینگتون" این وقفه به هیچ وجه کوتاه نبود.

276
00:14:10,978 --> 00:14:12,411
‫بازم جای تاخیر هست؟

277
00:14:12,413 --> 00:14:14,179
‫یا میشه بالاخره کارمون رو شروع کنیم؟

278
00:14:14,181 --> 00:14:16,849
‫فعلا کارم در خدمت‌رسانی به عموم مردم تمام شده عالیجناب.

279
00:14:16,851 --> 00:14:19,117
‫پس، بله، دولت یکبار دیگه میتونه...

280
00:14:19,119 --> 00:14:22,187
‫کار اعدام کردن منو از سر بگیره.

281
00:14:22,189 --> 00:14:23,922
‫چقدر عالی، آقای "سیما"؟

282
00:14:23,924 --> 00:14:26,525
‫آقا، لطفا برای ثبت
‫در اسناد اسمتون رو بگین.

283
00:14:26,527 --> 00:14:30,562
‫افسر "مایکل بالدوین" با شماره‌ی ۲۱۵۶۱.

284
00:14:30,564 --> 00:14:32,998
‫من افسر گشت منطقه‌ی ۲۷ـم هستم.

285
00:14:33,000 --> 00:14:35,434
‫در روز مورد نظر یعنی ۱۶ـم این ماه...

286
00:14:35,436 --> 00:14:37,502
‫شما در حال گشت‌زنی...

287
00:14:37,504 --> 00:14:39,404
‫- در منطقه‌ی ۲۷ـم بودین؟
‫- بله.

288
00:14:39,406 --> 00:14:41,573
‫در اون بعدازظهر کسی رو بازداشت کردین؟

289
00:14:41,575 --> 00:14:44,943
‫یک نفر. اون مردی
‫که کت‌شلوار سرمه‌ای تنشه رو بازداشت کردم.

290
00:14:44,945 --> 00:14:47,713
‫در سوابق ثبت بشه که شاهد
‫متهم رو شناسایی کرد.

291
00:14:47,715 --> 00:14:50,349
‫- اعتراض دارم.
‫- بر چه اساسی؟

292
00:14:50,351 --> 00:14:52,918
‫به هیچ وجه درست نیست، عالیجناب.

293
00:14:52,920 --> 00:14:55,654
‫این کت‌شلوار کمی رنگ گوجه‌ای درش به کار رفته...

294
00:14:55,656 --> 00:14:58,457
‫آبی با کمی ته‌مایه قرمز.

295
00:14:58,459 --> 00:15:01,193
‫پس زیر نور مناسب به شکل
‫آلوی رسیده دیده میشه.

296
00:15:01,195 --> 00:15:03,362
‫رد شد. اینم ذکر بشه.

297
00:15:03,364 --> 00:15:04,730
‫"افسر "بالدوین...

298
00:15:04,732 --> 00:15:06,598
‫چطوری متهم رو بازداشت کردین؟

299
00:15:06,600 --> 00:15:09,902
‫توی بیسیم بهم گفتن
‫که یه مرد با یه اسلحه تو خیابون چهارم غربی ـه...

300
00:15:09,904 --> 00:15:12,271
‫"نزدیک میخونه‌ی "رد بارو.

301
00:15:12,273 --> 00:15:14,006
‫مرکز مظنون رو مردی...

302
00:15:14,008 --> 00:15:18,143
‫سفیدپوست، حدود ۵۰ ساله
‫با کت‌شلوار خاکی و کلاه توصیف کرده بود.

303
00:15:18,145 --> 00:15:20,579
‫پیاده به محل مورد نظر رفتم و دیدم...

304
00:15:20,581 --> 00:15:22,514
‫متهم اونجا کنار یه گاری شیرینی‌فروشی ایستاده...

305
00:15:22,516 --> 00:15:23,916
‫و داره با فروشنده حرف میزنه.

306
00:15:23,918 --> 00:15:25,884
‫چی توجه شما رو به متهم جلب کرد؟

307
00:15:25,886 --> 00:15:29,087
‫تنها کت‌شلواری در اون ناحیه بود
‫که یه کلاه هم سرش گذاشته بود.

308
00:15:29,089 --> 00:15:31,924
‫متوجهم. و همون موقع متهم رو بازداشت کردین؟

309
00:15:31,926 --> 00:15:34,526
‫نه قربان. به آقای "ردینگتون" نزدیک شدم...

310
00:15:34,528 --> 00:15:36,161
‫تا شرایط رو ارزیابی کنم.

311
00:15:36,163 --> 00:15:40,232
‫ازش کارت شناسایی خواستم
‫و اونم بهم گواهینامه و اسم جعلی‌ـشو گفت.

312
00:15:40,234 --> 00:15:41,533
‫خودشو کی معرفی کرد؟

313
00:15:41,535 --> 00:15:44,636
‫یه فروشنده‌ی پرده‌ی حمام
‫"به اسم "جورج مورفی.

314
00:15:44,638 --> 00:15:45,771
‫چطور به نظر می‌اومد؟

315
00:15:45,773 --> 00:15:47,973
‫مضطرب بود. چشماش به سرعت حرکت میکردن.

316
00:15:47,975 --> 00:15:51,209
‫حس کردم که احتمالا میخواد تلاش کنه و در بره.

317
00:15:51,211 --> 00:15:54,079
‫یه لحظه روشو برگردوند و به میخونه نگاه کرد...

318
00:15:54,081 --> 00:15:56,181
‫که به نظرم حرکت مخفیانه‌ای بود...

319
00:15:56,183 --> 00:15:57,616
‫مخفیانه؟ واقعا اینطور بوده؟

320
00:15:57,618 --> 00:15:59,117
‫"نوبت شما هم میشه آقای "ردینگتون.

321
00:15:59,119 --> 00:16:01,954
‫ازش خواستم که برگرده و اون امتناع کرد...

322
00:16:01,956 --> 00:16:04,323
‫به شوخی گفتش
‫که الان چندان خوش و سرحال نیست.

323
00:16:04,325 --> 00:16:07,392
‫،اون موقع بود که متوجه برآمدگی زیر کتش شدم
‫درست روی کمرش.

324
00:16:07,394 --> 00:16:08,961
‫- اعتراض دارم.
‫- عالیجناب...

325
00:16:08,963 --> 00:16:11,396
‫نه، یه برآمدگی روی کمرم؟

326
00:16:11,398 --> 00:16:12,731
‫ترجیح میدم که شاهد...

327
00:16:12,733 --> 00:16:14,232
‫کاری به برآمدگی‌های من نداشته باشه.

328
00:16:14,234 --> 00:16:16,168
‫آقای "ردینگتون" کافیه دیگه...

329
00:16:16,170 --> 00:16:18,503
‫میخوام از سوابق پاک بشه.
‫واقعا خجالت‌آوره.

330
00:16:18,505 --> 00:16:20,405
‫بشینین وگرنه
‫میگم شما رو سرجات بشونن!

331
00:16:20,407 --> 00:16:21,974
‫افسر، لطفا ادامه بدین.

332
00:16:21,976 --> 00:16:24,142
‫به متهم گفتم که دستشو روی گاری بذاره...

333
00:16:24,144 --> 00:16:26,745
‫و شروع به بازرسی فرد مورد نظر کردم.

334
00:16:26,747 --> 00:16:29,548
‫اون موقع بود که
‫یه تفنگ کمری نیمه اتوماتیک براونینگ رو...

335
00:16:29,550 --> 00:16:31,683
‫توی غلافش که پشتش بود پیدا کردم.

336
00:16:31,685 --> 00:16:33,852
‫عالیجناب، اجازه میخوام تا به شاهد نزدیک بشم.

337
00:16:33,854 --> 00:16:35,187
‫اجازه دارین.

338
00:16:35,189 --> 00:16:36,488
‫این اسلحه رو میشناسین؟

339
00:16:36,490 --> 00:16:37,923
‫همونی ـه که پیدا کردم.

340
00:16:37,925 --> 00:16:40,559
‫همونطور که می‌بیینین
‫شماره‌ی سریال اسلحه پاک شده.

341
00:16:40,561 --> 00:16:41,827
‫عالیجناب، دولت...

342
00:16:41,829 --> 00:16:44,031
‫مدرک شماره‌ی یک رو ثبت میکنه.

343
00:16:44,999 --> 00:16:46,465
‫ممنون افسر.

344
00:16:46,467 --> 00:16:48,035
‫فعلا کافیه.

345
00:16:49,236 --> 00:16:50,969
‫شاهد در اختیار شماست.

346
00:17:00,579 --> 00:17:03,580
‫هی، بچه‌ها داستان "پیترسون" درست از آب دراومد.

347
00:17:03,582 --> 00:17:06,817
‫مادرش اونو ول کرده و در پرورشگاه بزرگ شده...

348
00:17:06,819 --> 00:17:09,286
‫و برای شبی که "ون نس" مرده هم بهانه داره.

349
00:17:09,288 --> 00:17:11,588
‫دوربینهای سالن بولینگ نشون میدن...

350
00:17:11,590 --> 00:17:13,190
‫که اون شب داشته کار میکرده.

351
00:17:13,192 --> 00:17:16,894
‫پس این یارو واقعا خوش‌شانس‌ترین
‫آدم کم عقل دنیاست.

352
00:17:16,896 --> 00:17:18,262
‫یا شاید بزرگترین نشان.

353
00:17:18,264 --> 00:17:19,963
‫در مورد همراهانش چی فهمیدی؟

354
00:17:19,965 --> 00:17:22,933
‫"هلن لیتکی"، "مارکوس دانکن"، "دیدره موری"...

355
00:17:22,935 --> 00:17:25,135
‫خواهرش، شوهر خواهرش و دوست‌دخترش.

356
00:17:25,137 --> 00:17:26,893
‫هنوز منتظر رسیدن سوابق...

357
00:17:26,918 --> 00:17:28,472
‫لیتکی" و "دانکن" هستیم اما"...

358
00:17:28,474 --> 00:17:32,242
‫دوست‌دخترش بهتون گفت
‫که معلم کلاس دوم توی بدفورد ـه؟

359
00:17:32,244 --> 00:17:34,611
‫سیستم مدارس ویرجینیا هیچ
‫سابقه‌ای ازش نداره.

360
00:17:34,613 --> 00:17:36,680
‫گواهینامه‌ و شماره‌ی امنیت اجتماعی‌ـش...

361
00:17:36,682 --> 00:17:39,349
‫به اسم "دیدره موری" ثبت شده
‫که سنش کمتر از ۱۲ ماه ـه.

362
00:17:39,351 --> 00:17:41,084
‫گفتش که یه سال پیش با "پیترسون" آشنا شده.

363
00:17:41,086 --> 00:17:44,388
‫کین"، "رسلر" وقتش شده"
‫یه گپ کوچولو با خانم "موری" داشته باشین.

364
00:17:44,390 --> 00:17:47,024
‫یا هر کسی که واقعا هست.

365
00:17:47,026 --> 00:17:48,859
‫اون تماس با بیسیم...

366
00:17:48,861 --> 00:17:51,428
‫طبق گفته‌ی گزارش شما...

367
00:17:51,430 --> 00:17:53,897
‫از طرف یک فرد ناشناس گرفته شده.

368
00:17:53,899 --> 00:17:57,401
‫- درسته.
‫- پس یکی با ۹۱۱ تماس گرفته...

369
00:17:57,403 --> 00:18:00,671
‫و گفته که یک مرد سفید‌پوست ۵۰ ساله...

370
00:18:00,673 --> 00:18:02,706
‫با کت‌شلوار و کلاه...

371
00:18:02,708 --> 00:18:05,475
‫در محدوده‌ی میخونه‌ی "رد بارو" پرسه میزنه...

372
00:18:05,477 --> 00:18:07,611
‫- و یک اسلحه همراهشه.
‫- بله.

373
00:18:07,613 --> 00:18:10,480
‫و این اطلاعات از طرف کسی
‫گفته شده که شما هرگز باهاش حرف نزدین...

374
00:18:10,482 --> 00:18:13,583
‫یکی که نخواسته اسمش رو به اوپراتور...

375
00:18:13,585 --> 00:18:15,708
‫- پلیس بگه.
‫- بله.

376
00:18:15,710 --> 00:18:18,555
‫کاملا ناشناس بوده، منبع قابل اعتمادی نبوده...

377
00:18:18,557 --> 00:18:21,692
‫که در گذشته صحت و سقم حرفاش ثابت شده باشه.

378
00:18:21,694 --> 00:18:24,628
‫درسته، اما تنها براساس
‫اطلاعات رسیده شما رو بازداشت نکردم.

379
00:18:24,630 --> 00:18:26,530
‫تحقیقات خودمو انجام دادم.

380
00:18:26,532 --> 00:18:28,699
‫چه جور تحقیقاتی؟

381
00:18:28,701 --> 00:18:30,300
‫ازتون کارت شناسایی خواستم.

382
00:18:30,302 --> 00:18:32,169
‫که منم بلافاصله تقدیم کردم.

383
00:18:32,171 --> 00:18:33,670
‫کارت شناسایی جعلی بود.

384
00:18:33,672 --> 00:18:36,039
‫نه، اون موقع ازش اطلاعی نداشتین.

385
00:18:36,041 --> 00:18:37,541
‫اون کارت توسط...

386
00:18:37,543 --> 00:18:40,844
‫یکی از بهترین جاعلان سند در دنیا ساخته شده بود.

387
00:18:40,846 --> 00:18:43,480
‫بهترین نه در این کشور بلکه در تمام کره‌ی زمین.

388
00:18:43,482 --> 00:18:46,650
‫کوچکترین احتمالی وجود نداشت که بتونی
‫متوجه جعلی بودنش بشی.

389
00:18:46,652 --> 00:18:48,685
‫به نظر مضطرب و هیجانزده می‌اومدی.

390
00:18:48,687 --> 00:18:51,655
‫افسر "بالدوین"، الان تقریبا...

391
00:18:51,657 --> 00:18:54,691
‫نزدیک به ۳۰ سالی میشه که از دست
‫پلیس و قانون در حال فرار کردنم.

392
00:18:54,693 --> 00:18:57,461
‫من تحت تعقیب‌ترین مرد در دنیام.

393
00:18:57,463 --> 00:18:59,096
‫در زمانی که همدیگه رو دیدیم...

394
00:18:59,098 --> 00:19:03,000
‫من یک براونینگ ۹ میلیمتری نیمه اتوماتیک داشتم...

395
00:19:03,002 --> 00:19:05,969
‫که لوله‌ش گرد و چخماقش کشیده شده بود...

396
00:19:05,971 --> 00:19:08,138
‫واقعا انتظار داری این دادگاه باور کنه...

397
00:19:08,140 --> 00:19:11,608
‫که یه پف‌نبات که خودشو
‫به شکل افسر گشت دراورده...

398
00:19:11,610 --> 00:19:14,344
‫یه شخصیت کارتونی و مضحک که به زحمت تو یونیفورم جا شده...

399
00:19:14,346 --> 00:19:15,846
‫میتونه منو مضطرب کنه؟

400
00:19:15,848 --> 00:19:17,494
‫- اعتراض دارم!
‫- وارده.

401
00:19:17,496 --> 00:19:20,817
‫فکر میکنی بامزه‌ای؟!
‫واقعا آدم باهوشی هستی، ها؟

402
00:19:20,819 --> 00:19:22,652
‫خب، می‌بینیم چقدر باهوشی!

403
00:19:22,654 --> 00:19:24,400
‫ایناهاش.

404
00:19:25,491 --> 00:19:27,591
‫این افسر "بالدوین" واقعی ـه.

405
00:19:27,593 --> 00:19:29,960
‫برای اینکه مضطرب بودم منو بازرسی نکردی.

406
00:19:29,962 --> 00:19:32,574
‫حقیقتش اینه که من بی‌احترامی کردم.

407
00:19:32,576 --> 00:19:36,500
‫- نه.
‫- بی‌احترامی کردم و تو عصبانی شدی...

408
00:19:36,502 --> 00:19:38,935
‫و همون موقع و همونجا تصمیم گرفتی...

409
00:19:38,937 --> 00:19:40,837
‫بهم نشون بدی رییس کیه.

410
00:19:40,839 --> 00:19:42,973
‫- حقیقت نداره.
‫- من آدم زرنگی بودم.

411
00:19:42,975 --> 00:19:46,109
‫همینو به به همکار پلیست
‫که صحنه حاضر بود گفتی.

412
00:19:46,111 --> 00:19:49,446
‫بذار یه چیزی بهت بگم، به خاطر
‫رفتارم ازت عذرخواهی میکنم...

413
00:19:49,448 --> 00:19:52,783
‫اگر تو هم به خاطر بازرسی غیرقانونی...

414
00:19:52,785 --> 00:19:55,652
‫که منو در برابر مجازات اعدام قرار داده عذرخواهی کنی.

415
00:19:56,888 --> 00:19:58,142
‫نمیکنی؟

416
00:19:58,724 --> 00:20:00,524
‫در موردش فکر کن.

417
00:20:00,526 --> 00:20:02,893
‫دیگه هیچ سوالی ندارم عالیجناب.

418
00:20:09,835 --> 00:20:12,936
‫آرام" یه لطفی بهم"
‫بگو و بگو رد تلفن "موری" رو داری.

419
00:20:12,938 --> 00:20:14,571
‫"جنب خیابون "ترنتون" و "ویلابی.

420
00:20:14,573 --> 00:20:17,841
‫از این دقیقتر نمیتونم بگم اما همونجاست.

421
00:20:17,843 --> 00:20:19,810
‫همراه با ۵۰ نفر دیگه.

422
00:20:20,247 --> 00:20:22,583
‫حالا فهمیدیم که چرا جواب نمیده.

423
00:20:23,248 --> 00:20:24,848
‫آشوبی به پا میشه.

424
00:20:26,752 --> 00:20:30,353
‫بهت گفتم که پسرعموم که تو آیداهوست
‫هفته بعد ازدواج میکنه؟

425
00:20:30,355 --> 00:20:31,621
‫یه پسرعمو تو آیداهو داری؟

426
00:20:31,623 --> 00:20:34,024
‫آره، عاشق خلافکارا و متنفر از پلیساست.

427
00:20:34,026 --> 00:20:36,193
‫آره، حالا باهاش آشنا میشی.

428
00:20:36,195 --> 00:20:38,895
‫میون مهمونها نمی‌بینمش.

429
00:20:38,897 --> 00:20:40,363
‫میتونی عروس رو ببوسی.

430
00:20:40,365 --> 00:20:42,566
‫چون از مهمونها نیست.

431
00:20:59,184 --> 00:21:01,718
‫اینا اصلا معنایی برات داره؟

432
00:21:01,720 --> 00:21:05,122
‫نه، "دیدره" حالا فامیلش "هیراکی" شده.

433
00:21:06,324 --> 00:21:09,159
‫فکر کنم "هیراکی" هم
‫چندان واقعی‌تر از "دیدره" نباشه.

434
00:21:09,161 --> 00:21:12,762
‫اونم حتما تو ماجرا دست داره نه؟
‫بهش کمک میکنه تا پسر "پیترسون" کلاه بذارن؟

435
00:21:12,764 --> 00:21:15,232
‫شاید داره سر هردوشون کلاه میذاره.

436
00:21:17,970 --> 00:21:19,870
‫بهتون گفتم، نمیدونم کجاست. رفتش.

437
00:21:19,872 --> 00:21:21,238
‫از مراسم عروسی خودش رفته؟

438
00:21:21,240 --> 00:21:22,873
‫میشه یه جای دیگه در موردش حرف بزنیم؟

439
00:21:22,875 --> 00:21:24,541
‫"پدرومادرم فکر میکنن که "هیراکلی...

440
00:21:24,543 --> 00:21:25,876
‫نه، میدونیم که اسمش "هیراکی" نیست.

441
00:21:25,878 --> 00:21:27,244
‫هیس، لطفا اینجا حرفی ازش نزنین.

442
00:21:27,246 --> 00:21:29,679
‫صبر کن ببینم، تو هم میدونی
‫اسمش "هیراکی" نیست؟

443
00:21:29,681 --> 00:21:32,382
‫بله، اما خانواده‌م خبر ندارن.
‫جریان چیه؟

444
00:21:32,384 --> 00:21:35,085
‫چرا تو بهمون نمیگی؟ چرا رفته؟

445
00:21:35,989 --> 00:21:37,754
‫فقط تونستم تا اینجا بهش پول بدم.

446
00:21:37,756 --> 00:21:40,090
‫بهش پول دادی؟ تا باهات ازدواج کنه؟

447
00:21:40,092 --> 00:21:43,627
‫یه جور خدماته.
‫خب برای امروز و خانواده‌م.

448
00:21:43,629 --> 00:21:46,563
‫پدرومادرم، زندگی اجتماعی دارن...

449
00:21:46,565 --> 00:21:48,165
‫و خیلی سنتی هستن.

450
00:21:48,167 --> 00:21:51,935
‫و این ازدواج، "هیراکی" و من...

451
00:21:51,937 --> 00:21:54,304
‫رویایی ـه که اونا میخوان باورش کنن...

452
00:21:54,306 --> 00:21:56,821
‫- تا خودشونو از آبروریزی نجات بدن.
‫- کدوم آبروریزی؟

453
00:21:56,823 --> 00:21:59,676
‫آخه چرا باید به خانواده‌ـت در مورد ازدواجت دروغ بگی؟

454
00:22:00,678 --> 00:22:02,045
‫چون من همجنسگرام.

455
00:22:02,047 --> 00:22:04,948
‫و در دنیای اون، این مسئله غیرقابل پذیرشه.

456
00:22:05,477 --> 00:22:07,584
‫صبر کن این خدمات، اسمش چیه؟

457
00:22:07,586 --> 00:22:09,286
‫(آلتر ایگو" (همدم".

458
00:22:09,731 --> 00:22:11,621
‫چی هست؟

459
00:22:17,095 --> 00:22:18,536
‫"اینجا در "آلتر ایگو...

460
00:22:18,537 --> 00:22:22,673
‫هنرمندان ما برای مشتریان
‫یک تجربه‌ی به یادموندنی خلق میکنن.

461
00:22:22,675 --> 00:22:24,208
‫تنها یک اجرا نیست.

462
00:22:24,210 --> 00:22:27,010
‫تجربه‌ای که کاملا مفصل ـه.

463
00:22:27,012 --> 00:22:29,313
‫غیرقابل پیش‌بینی ـه.
‫به زندگی واقعی بسیار نزدیکه.

464
00:22:29,315 --> 00:22:33,417
‫خب، ببخشید، شرکت شما
‫انسان اجاره میده؟

465
00:22:33,419 --> 00:22:35,018
‫ما جاهای خالی رو پر میکنیم.

466
00:22:35,020 --> 00:22:37,254
‫ما روابطی رو تهیه و تامین میکنیم...

467
00:22:37,256 --> 00:22:39,723
‫که در زندگی مشتریانمون جای خالیش حس میشه.

468
00:22:39,725 --> 00:22:41,491
‫برای مثال؟

469
00:22:42,055 --> 00:22:44,561
‫یه فرد جوان و شاغل میخواد...

470
00:22:44,563 --> 00:22:47,631
‫همسری که نداره رو به
‫گردهمایی دبیرستانش ببره.

471
00:22:47,633 --> 00:22:49,533
‫یا یه مادر مجرد میخواد به بچه‌ی شش ساله‌ـش...

472
00:22:49,535 --> 00:22:53,036
‫پدری رو بده که هرگز نداشته...

473
00:22:53,038 --> 00:22:57,007
‫و همینطور داستانی جدید و سالمتر...

474
00:22:57,009 --> 00:23:00,811
‫از پدری بوجود بیاره که خط داستانیش
‫رو خودش میتونه کنترل کنه و بنویسه.

475
00:23:00,813 --> 00:23:02,913
‫به این آدما پول داده میشه تا دروغ بگن.

476
00:23:02,915 --> 00:23:05,549
‫بازیگرها شاید متقلب باشن...

477
00:23:05,551 --> 00:23:08,652
‫اما نقشها و احساساتی
‫که تامین میکنن...

478
00:23:08,654 --> 00:23:09,987
‫بسیار واقعی هستن.

479
00:23:09,989 --> 00:23:11,989
‫یک میلیارد می‌میره، و ثروتش رو...

480
00:23:11,991 --> 00:23:13,790
‫برای پسری که کسی ازش خبر نداشته میذاره...

481
00:23:13,792 --> 00:23:16,560
‫و یک زن نقش دوست‌دختر
‫دوست‌داشتنی‌ـشو ایفا میکنه...

482
00:23:16,562 --> 00:23:18,228
‫تا سرش کلاه بذاره.

483
00:23:18,230 --> 00:23:19,630
‫ایشون رو به جا میارین؟

484
00:23:19,632 --> 00:23:21,798
‫برای شرکت شما کار میکنه؟

485
00:23:21,800 --> 00:23:24,368
‫به نظر آشنا نمیاد اما
‫معنای خاصی نداره.

486
00:23:24,370 --> 00:23:26,336
‫ما صدها نفر هنرمند داریم که برامون کار میکنن.

487
00:23:26,338 --> 00:23:28,038
‫باید یه طوری پیداش کنین.

488
00:23:28,040 --> 00:23:30,207
‫کارمندانمون از مشتریها کلاهبرداری نمیکنن.

489
00:23:30,209 --> 00:23:32,976
‫اگر کسی از نقشی یا سناریویی
‫سو استفاده کرده...

490
00:23:32,978 --> 00:23:34,811
‫آلتر ایگو" هیچ ربطی به این ماجرا نداشته".

491
00:23:34,813 --> 00:23:36,647
‫میشه برای ثابت کردن این حرفتون...

492
00:23:36,649 --> 00:23:39,780
‫اسم واقعی "دیدره موری" رو بهم بگین.

493
00:23:44,534 --> 00:23:47,090
‫آقای "ردینگتون" دولت شاهدان خودشو ارائه داده.

494
00:23:47,092 --> 00:23:48,792
‫حالا دادگاه در اختیار شماست.

495
00:23:48,794 --> 00:23:51,561
‫اگر تمایل به دادن شهادت
‫یا اظهار شاهد داشته باشین...

496
00:23:51,563 --> 00:23:53,230
‫الان وقت مناسبیه.

497
00:23:54,832 --> 00:23:57,267
‫میخوام اون نوار بشنوم.

498
00:23:57,269 --> 00:24:00,470
‫- ببخشید؟
‫- منظورم تماس شخص ناشناس ـه.

499
00:24:00,472 --> 00:24:02,415
‫نوار رو به عنوان مدرک به دادگاه ارائه نکردیم.

500
00:24:02,417 --> 00:24:04,975
‫دقیقا. از کجا بدونم چنین نواری اصلا وجود داره؟

501
00:24:04,977 --> 00:24:08,245
‫از کجا بدونم که این تماس
‫ساختگی رو جور نکردی...

502
00:24:08,247 --> 00:24:10,380
‫تا بتونی این تحقیقات رو توجیه کنی؟

503
00:24:10,382 --> 00:24:13,950
‫واقعا باید ازت بپرسم برای
‫این حرفت هیچ مدرکی داری؟

504
00:24:13,952 --> 00:24:15,919
‫اوه، بیخیال، دولت وانمود کرده...

505
00:24:15,921 --> 00:24:18,021
‫که توافق مصونیتم وجود خارجی نداره.

506
00:24:18,023 --> 00:24:21,124
‫از کجا مطمئن باشم
‫که تظاهر به وجود چنین نواری میکنی؟

507
00:24:21,126 --> 00:24:24,227
‫"تحت این شرایط، سوال بسیار خوبیه آقای "سیما.

508
00:24:24,950 --> 00:24:27,831
‫این جلسه‌ی دادرسی به خاطر  افسر "بالدوین" ـه...

509
00:24:27,833 --> 00:24:29,499
‫و اینکه آیا ایشون شک منطقی داشتن...

510
00:24:29,501 --> 00:24:31,134
‫که متهم سلاح به همراه داره یا نه.

511
00:24:31,136 --> 00:24:33,603
‫بله، اونم براساس اطلاعاتی عمل کرده...

512
00:24:33,605 --> 00:24:35,372
‫که از اون تماس بدستش رسیده.

513
00:24:35,374 --> 00:24:40,310
‫نه، اون براساس اطلاعاتی
‫که از مرکز پلیس بهش دادن عمل کرده.

514
00:24:42,947 --> 00:24:45,248
‫منو هدف گرفته بودن. میخوام دلیلشو بدونم.

515
00:24:45,250 --> 00:24:47,184
‫دلیلش ربطی به این دادگاه نداره.
‫فقط میخوای بدونی کی بوده.

516
00:24:47,186 --> 00:24:48,919
‫میخوای صدای طرف رو  روی نوار بشنوی.

517
00:24:48,921 --> 00:24:51,822
‫طبق متمم ششم این حق
‫رو دارم که با شاکی‌ـم مواجه بشم.

518
00:24:51,824 --> 00:24:54,324
‫یه چیزی بهم میگه که دنبال چیزی
‫بیشتر از مواجه شدن باهاش هستی.

519
00:24:54,326 --> 00:24:56,393
‫عالیجناب، با توجه به سابقه‌ی متهم...

520
00:24:56,395 --> 00:24:58,295
‫کدوم سابقه؟ من که تهدیدی نکردم.

521
00:24:58,297 --> 00:25:00,063
‫و در صورتی که فراموش کردی باید
‫بگم تحت بازداشت فدرال هستم.

522
00:25:00,065 --> 00:25:01,598
‫درسته و مطمئنم اگه صدای طرف رو به جا بیاری...

523
00:25:01,600 --> 00:25:03,600
‫نمیخوای یه گلوله تو سرش خالی کنی!

524
00:25:03,602 --> 00:25:06,970
‫کافیه! بر طبق قانون موافقم که...

525
00:25:06,972 --> 00:25:08,638
‫چیزی که اهمیت داره اینه که افسر پلیس...

526
00:25:08,640 --> 00:25:11,341
‫در زمان بازرسی چه برداشتی از شرایط داشته، تمام.

527
00:25:11,343 --> 00:25:13,510
‫با توجه به این مسئله و تمایل شدید دولت...

528
00:25:13,512 --> 00:25:16,146
‫برای دروغگویی که متهم هم نگران این مسئله‌س...

529
00:25:16,148 --> 00:25:18,682
‫فکر میکنم منطقی‌تره که بدونیم...

530
00:25:18,684 --> 00:25:20,484
‫آیا پلیس عادلانه جلو رفته یا نه.

531
00:25:21,786 --> 00:25:23,468
‫ممنونم عالیجناب.

532
00:25:23,470 --> 00:25:25,122
‫هنوز ازم تشکر نکن.

533
00:25:25,124 --> 00:25:27,858
‫به آقای "سیما" دستور میدم که اون نوار رو...

534
00:25:27,860 --> 00:25:29,292
‫فقط برای من پخش کنه.

535
00:25:29,294 --> 00:25:30,727
‫- اعتراض دارم.
‫- رد شد.

536
00:25:30,729 --> 00:25:32,996
‫"من اون نوار رو به شما نمیدم آقای "ردینگتون.

537
00:25:32,998 --> 00:25:35,065
‫اما وجودش رو تایید میکنم...

538
00:25:35,067 --> 00:25:36,800
‫و همین ادعای اونا رو ثابت میکنه.

539
00:25:36,802 --> 00:25:38,935
‫بهترین کاری ـه که میتونم بکنم.
‫یه ساعت دیگه برمیگردیم.

540
00:25:45,444 --> 00:25:49,943
‫- سلام، "آلتر ایگو" چطور بود؟
‫- بسیار عجیب.

541
00:25:49,945 --> 00:25:53,417
‫اما از پرونده‌ی کارمنداشون کپی گرفتم.

542
00:25:53,419 --> 00:25:55,652
‫ممکنه بهمون بگه دوست‌دختره واقعا کیه.

543
00:25:55,654 --> 00:25:57,087
‫عالیه، چاپشون میکنم.

544
00:25:57,089 --> 00:26:00,090
‫و راستی "ورد اسپلرج" رو دانلود کردم.

545
00:26:00,092 --> 00:26:02,159
‫- چرا؟
‫- تا بتونیم با هم دیگه بازی کنیم.

546
00:26:02,161 --> 00:26:03,927
‫بعید میدونم فکر خوبی باشه.

547
00:26:03,929 --> 00:26:06,425
‫باشه، اگر نگرانی که اعتماد به نفس منو...

548
00:26:06,427 --> 00:26:08,365
‫- خردوخاکشیر کنی...
‫- موضوع این نیست.

549
00:26:08,367 --> 00:26:10,801
‫هشدار میدم که من در بازی با کلمات تبهر خاصی دارم.

550
00:26:10,803 --> 00:26:12,436
‫- "آرام".
‫- و، چیه؟

551
00:26:12,438 --> 00:26:14,304
‫- نمیخوام بازی کنم.
‫- اما خودت بازی میکنی.

552
00:26:14,306 --> 00:26:17,307
‫خودم تنهایی و دوست دارم
‫تنهایی بازی کنم.

553
00:26:17,309 --> 00:26:19,523
‫- چرا؟
‫- چون دوست دارم.

554
00:26:20,045 --> 00:26:23,513
‫میشه لطفا پرونده‌ها رو چاپ کنی؟

555
00:26:26,884 --> 00:26:31,087
‫بازیگرا در نقش پدر، مادر، عروس استخدام میشن.

556
00:26:31,493 --> 00:26:33,523
‫چطور آدم میتونه در مورد
‫چنین چیزایی دروغ بگه؟

557
00:26:33,525 --> 00:26:35,358
‫دامادی که باهاش حرف زدیم
‫این کار رو برای خوشحال کردن مادرش کرده.

558
00:26:35,360 --> 00:26:37,160
‫پنهان کردن اینکه ازدواجت جعلی ـه؟

559
00:26:37,162 --> 00:26:39,329
‫نمیدونم تا کی دوام میاره.

560
00:26:39,331 --> 00:26:42,098
‫در رابطه حقیقت همیشه برملا میشه.

561
00:26:42,100 --> 00:26:46,303
‫مری آن"، ۳۵ ساله، پرستار شاغل".

562
00:26:46,305 --> 00:26:48,538
‫مهارتهای خاصی داره...

563
00:26:48,540 --> 00:26:50,273
‫توزیع‌کننده‌ی ماریجوانا...

564
00:26:50,275 --> 00:26:53,243
‫با درکی بالا از عرضه و تقاضا.

565
00:26:53,245 --> 00:26:56,146
‫این قرار خیلی خوبی برات میشه
‫تا به عروسی پسرعموت بری.

566
00:26:56,148 --> 00:26:57,581
‫صبر کن چی؟ من عاشق عروسیم.

567
00:26:57,583 --> 00:26:59,950
‫صبر کن، اگر یه همراه میخوای
‫با کمال میل حاضرم باهات بیام.

568
00:26:59,952 --> 00:27:01,585
‫نصفش شوخی بود.

569
00:27:01,587 --> 00:27:04,054
‫خب، همگی میدونیم تو چقدر معرکه‌ای...

570
00:27:04,056 --> 00:27:06,122
‫اما داری به ۴۰ سالگی میرسی
‫که هیچ برنامه‌ای نداری.

571
00:27:06,124 --> 00:27:07,691
‫چرا باید بذاری پسرعموت ازت جلو بزنه؟

572
00:27:07,693 --> 00:27:11,328
‫چونکه حقیقت داره، اون بخشش
‫که گفتی من چقدر معرکه‌ــم.

573
00:27:11,330 --> 00:27:14,130
‫به زبان اسپانیایی و فرانسوی کاملا مسلطه.

574
00:27:14,132 --> 00:27:16,933
‫نمیخوام در مورد کسی
‫که باهاش رابطه ندارم دروغ بگم.

575
00:27:16,935 --> 00:27:19,703
‫برخلاف عروس خجالتی‌ـمون...

576
00:27:19,705 --> 00:27:21,805
‫"جن چاکرمن".

577
00:27:21,807 --> 00:27:24,441
‫نوشته کسی استخدامش کرده؟
‫خواهر یا شوهر خواهر؟

578
00:27:24,443 --> 00:27:28,044
‫به شدت شک دارم چون اونا هم تقلبی هستن.

579
00:27:28,046 --> 00:27:29,746
‫همگی بازیگرن؟

580
00:27:29,748 --> 00:27:31,915
‫اینطوری فهمیدیم کی هستن اما چطوریشو نه.

581
00:27:31,917 --> 00:27:34,918
‫پیترسون" پسر نامشروعی بوده"
‫که هیچکس ازش خبر نداشته.

582
00:27:34,920 --> 00:27:36,219
‫اونا از کجا میدونستن؟

583
00:27:36,221 --> 00:27:38,822
‫اونا یه نفوذی داشتن.

584
00:27:38,824 --> 00:27:40,357
‫شناختیش؟

585
00:27:40,359 --> 00:27:42,125
‫همون یارو ـه که تو جلسه‌ی خوندن وصیت بود...

586
00:27:42,127 --> 00:27:43,827
‫همونی که اسمشو بهمون نداد.

587
00:27:43,829 --> 00:27:46,263
‫- و حالا دلیلشو میدونیم.
‫- تمام اطلاعات رو داشته.

588
00:27:46,265 --> 00:27:48,932
‫حتما کار خودشه. من میگم بیاریمش اینجا.

589
00:27:48,934 --> 00:27:52,907
‫بازیگره، ببینیم
‫تحت فشار چطوری میتونه بازی کنه.

590
00:27:55,273 --> 00:27:56,873
‫ممنون.

591
00:27:56,875 --> 00:27:59,075
‫اینو هم بذار تو اتاق.

592
00:27:59,077 --> 00:28:02,579
‫و ۵۰% هم باشه برای خودت. دمت گرم.

593
00:28:04,483 --> 00:28:06,616
‫باشه، بسه دیگه!

594
00:28:10,188 --> 00:28:12,422
‫خدایا، بسه، به اندازه‌ی کافی زدیش.

595
00:28:12,424 --> 00:28:13,523
‫نه!

596
00:28:15,326 --> 00:28:18,562
‫دوباره بزن. یه بار دیگه.

597
00:28:34,479 --> 00:28:38,048
‫سلام "تیم". زود اومدی.

598
00:28:41,797 --> 00:28:43,249
‫به نظرت آشناست؟

599
00:28:46,133 --> 00:28:49,302
‫باید باشه. تو اونا رو کشتی.

600
00:28:49,756 --> 00:28:51,270
‫وکیل میخوام.

601
00:28:51,272 --> 00:28:54,974
‫چطوره با همکار ارشدت تو شرکت شروع کنیم؟
‫"اشتون هرش".

602
00:28:54,976 --> 00:28:56,409
‫میخوای بدونی بهمون چی گفته؟

603
00:28:56,411 --> 00:28:58,578
‫که "هریس ون نس" پارسال
‫سکته کرده...

604
00:28:58,580 --> 00:29:01,414
‫که بعد از اون وصیتش
‫رو به نفع پسرش تغییر داده.

605
00:29:01,416 --> 00:29:03,549
‫همینطور گفتش
‫که تو دستیار خصوصیش بودی...

606
00:29:03,551 --> 00:29:05,184
‫و تو اصلاحیه رو نوشتی.

607
00:29:05,186 --> 00:29:07,553
‫داشتم کارمو میکردم.
‫جرم که نیست.

608
00:29:07,555 --> 00:29:09,255
‫وصیت "تیم پیترسون" چی؟

609
00:29:09,257 --> 00:29:11,057
‫به اونم دسترسی داشتی؟

610
00:29:11,059 --> 00:29:12,458
‫تا ببینی اونو تغییر داده یا نه...

611
00:29:12,460 --> 00:29:14,293
‫تا مطمئن بشی که
‫ترتیب عزیزانش داده میشه؟

612
00:29:14,295 --> 00:29:15,966
‫فقط اینکه اونا تنها
‫عزیزانش نبودن، مگه نه "راجر"؟

613
00:29:15,968 --> 00:29:17,273
‫اصلا نمیدونم چی دارین میگین.

614
00:29:17,275 --> 00:29:19,232
‫اونا بازیگرن، درست مثل تو.

615
00:29:19,234 --> 00:29:20,433
‫در مورد "آلتر ایگو" میدونیم...

616
00:29:20,435 --> 00:29:22,135
‫که تو افرادی رو
‫برای این نقشها استخدام کردی...

617
00:29:22,137 --> 00:29:25,304
‫که فهمیدی چطوری باید این
‫سه نفر یه عمر نقش بازی کنن...

618
00:29:25,306 --> 00:29:27,407
‫"نقش خانواده‌ای که "تیم پیترسون
‫هرگز نداشته.

619
00:29:27,409 --> 00:29:30,510
‫نقشه‌ی هوشمندانه‌ای بود
‫که از یه سال قبل وارد زندگی "پیترسون" بشی...

620
00:29:30,512 --> 00:29:33,413
‫مطمئن بشی که قبل
‫از به قتل رسوندن پدرش به اونا اعتماد کنه.

621
00:29:33,415 --> 00:29:35,515
‫من کسی رو نکشتم.

622
00:29:35,517 --> 00:29:37,617
‫به نظر میاد میدونی کار کی بوده.

623
00:29:41,189 --> 00:29:42,488
‫قرار نبود کسی بمیره.

624
00:29:42,490 --> 00:29:44,290
‫از همون اول اینو واضح گفتم.

625
00:29:44,292 --> 00:29:46,959
‫ون نس" مریض بود".
‫فقط زمان مرگش مشخص نبود.

626
00:29:46,961 --> 00:29:50,897
‫اما "مارکوس"، داشت مضطرب میشد.

627
00:29:50,899 --> 00:29:54,100
‫سهمشو میخواست
‫و بهش گفتم صبر کنه.

628
00:29:54,102 --> 00:29:55,702
‫گوشش بدهکار نبود.

629
00:29:55,704 --> 00:29:59,672
‫"نه در مورد "ون نس" نه در مورد "تیم.

630
00:29:59,674 --> 00:30:01,841
‫"نمیخواد صبر کنه تا "تیم
‫تمام پولشو به باد بده، نه؟

631
00:30:01,843 --> 00:30:04,747
‫نه، داره خیلی سریعتر
‫از این حرفا میره جلو.

632
00:30:05,915 --> 00:30:08,147
‫دیدره"، داره باهات چه کار میکنه؟"

633
00:30:08,149 --> 00:30:09,816
‫- برو قرصها رو بیار.
‫- اونا تو اتاقمن.

634
00:30:09,818 --> 00:30:12,218
‫پس مثل برج زهرمار اونجا واینستا! برو بیارشون.

635
00:30:12,220 --> 00:30:13,753
‫باهام حرف بزن!

636
00:30:14,722 --> 00:30:17,290
‫هی! کسی جایی نمیره!

637
00:30:17,292 --> 00:30:19,158
‫فقط...

638
00:30:19,160 --> 00:30:20,893
‫هلن" برو قرصهای کوفتی رو بیار".

639
00:30:23,997 --> 00:30:26,290
‫جریان چیه؟ چرا این کار رو میکنی؟

640
00:30:26,315 --> 00:30:27,567
‫به خاطر پول.

641
00:30:27,569 --> 00:30:30,503
‫،پیترسون" طبقه‌ی شونزدهم ـه"
‫اتاق پنت‌هاوس.

642
00:30:30,505 --> 00:30:32,038
‫من میرم بالا. تو حواست ورودی ساختمون باشه.

643
00:30:32,040 --> 00:30:34,707
‫ازت میخوام که منو پیش رییس حفاظتتون ببری.

644
00:30:35,153 --> 00:30:36,642
‫بهش بگو.

645
00:30:36,644 --> 00:30:38,978
‫- چی بهم بگه؟
‫- بهش بگو.

646
00:30:38,980 --> 00:30:41,247
‫حامله‌م.

647
00:30:41,249 --> 00:30:42,849
‫"بچه‌ی تو ـه "تیمبو.

648
00:30:42,851 --> 00:30:45,718
‫یه بچه‌ی واقعی داره میاد.
‫تبریک میگم.

649
00:30:45,720 --> 00:30:48,554
‫ببخشید عزیزم، اما...

650
00:30:48,556 --> 00:30:51,190
‫فکر کردی چطوری باید پول به جیب بزنیم؟

651
00:30:55,196 --> 00:30:57,163
‫جریان از این قراره.

652
00:30:57,165 --> 00:30:58,264
‫تو جریان بچه رو فهمیدی...

653
00:30:58,266 --> 00:30:59,932
‫چندان از خبری که شنیدی خوشت نیومد.

654
00:30:59,934 --> 00:31:02,201
‫البته مست هم کستی
‫و به همراه چند تا قرص...

655
00:31:02,203 --> 00:31:03,669
‫- مقاومت کردیم اما خشونت به خرج دادی.
‫- نه.

656
00:31:03,671 --> 00:31:05,271
‫چاره‌ای به جز دفاع از خود نداشتم.

657
00:31:05,273 --> 00:31:08,341
‫از زمانی که پولدار و متوهم شدی
‫یه تفنگ همه جا با خودت میبردی...

658
00:31:08,343 --> 00:31:10,476
‫که اون برش میداره.

659
00:31:10,478 --> 00:31:12,411
‫هیچکس حرفتونو باور نمیکنه.

660
00:31:12,413 --> 00:31:15,443
‫"جدی؟ "تیم...

661
00:31:16,151 --> 00:31:18,551
‫بچه‌ای از پارک کاروانی...

662
00:31:18,553 --> 00:31:20,620
‫مست و نئشه...

663
00:31:20,622 --> 00:31:23,823
‫که توسط دوست‌دختر حامله‌ش کشته شده...

664
00:31:23,825 --> 00:31:25,958
‫و فقط سعی داشته از خودش دفاع کنه؟

665
00:31:25,960 --> 00:31:29,095
‫اوردمشون. بیا بگیر.

666
00:31:31,566 --> 00:31:33,499
‫هیچوقت دستت به پول نمیرسه.

667
00:31:33,501 --> 00:31:37,336
‫هیچ وصیت‌نامه یا ملک مشخصی ندارم.

668
00:31:37,338 --> 00:31:40,173
‫اما بچه داری و با مرگت...

669
00:31:40,175 --> 00:31:44,243
‫ارثیه‌ـت به تنها
‫خویشاوند زنده‌ـت میرسه...

670
00:31:44,245 --> 00:31:45,878
‫یعنی بچه‌ـت.

671
00:31:45,880 --> 00:31:49,448
‫و حدس بزن کی قراره
‫تنها سرپرست بچه‌ـمون بشه؟

672
00:31:50,516 --> 00:31:52,318
‫تیم"؟"

673
00:31:53,887 --> 00:31:56,255
‫به نظرت نقشه‌ـمون چطوره؟

674
00:32:02,330 --> 00:32:05,965
‫اف.بی.آی! دستها بالا!

675
00:32:09,603 --> 00:32:11,571
‫حتی فکرشم نکن.

676
00:32:14,875 --> 00:32:16,542
‫لعنتی.

677
00:32:18,513 --> 00:32:20,046
‫"کین".

678
00:32:20,048 --> 00:32:22,381
‫پیترسون" و دو تا مجرم دیگه رو گرفتم"...

679
00:32:22,383 --> 00:32:23,549
‫اما "دیدره" فرار کرد.

680
00:32:52,880 --> 00:32:55,781
‫باید به پادو میگفتیم
‫تا چرخدستی رو با خودش بیاره.

681
00:32:55,783 --> 00:32:57,149
‫به چرخدستی نیازی نداریم.

682
00:32:57,151 --> 00:32:59,051
‫میگی نیازی بهش نداریم
‫اما من چمدونها رو اوردم!

683
00:32:59,053 --> 00:33:00,285
‫چرخدستی لازمه.

684
00:33:00,287 --> 00:33:02,721
‫باشه، دفعه‌ی بعد میگم چرخدستی بیاره.

685
00:33:06,660 --> 00:33:09,761
‫تکون نخور! گفتم تکون نخور!

686
00:33:09,763 --> 00:33:12,664
‫شما نه قربان، خانم میشه
‫در رو نگه دارین؟

687
00:33:12,666 --> 00:33:15,567
‫تو، بلند شو ببینم!

688
00:33:16,636 --> 00:33:19,705
‫این جا دیگه به درد ما نمیخوره.

689
00:33:23,495 --> 00:33:27,112
‫خوش اومدین.
‫میخوام کمی صحبت کنم.

690
00:33:27,114 --> 00:33:30,615
‫اول از همه نه تنها برای
‫اطمینان خودم بلکه برای حفظ حقایق...

691
00:33:30,617 --> 00:33:32,918
‫"برای درخواست گریزناپذیر آقای "ردینگتون.

692
00:33:32,920 --> 00:33:36,154
‫به نواری که توسط دادستانی تهیه شده گوش کردم.

693
00:33:36,156 --> 00:33:38,557
‫به طور خلاصه این تماس...

694
00:33:38,559 --> 00:33:41,226
‫دقیقا چیزی رو میگه پشت
‫بیسیم به پلیس گزارش شده.

695
00:33:41,228 --> 00:33:43,495
‫هیچ توجیه قانونی نمی‌بینم...

696
00:33:43,497 --> 00:33:45,931
‫که دولت مجبور به ارائه‌ی نوار ضبط شده...

697
00:33:45,933 --> 00:33:47,699
‫به عنوان مدرک در این دادرسی باشه.

698
00:33:47,701 --> 00:33:50,936
‫آقای "ردینگتون" اگر حرف آخری دارین...

699
00:33:50,938 --> 00:33:52,608
‫برای گوش کردنش آماده‌ـم.

700
00:33:55,074 --> 00:33:56,842
‫اون چی داشته عالیجناب؟

701
00:33:56,844 --> 00:33:59,444
‫- کی چی داشته؟
‫- "افسر "بالدوین.

702
00:33:59,446 --> 00:34:03,715
‫خبری از یک منبع ناشناس
‫که نخواسته اسمش رو بگه.

703
00:34:03,717 --> 00:34:08,086
‫هیچ توضیحی نداده که
‫اطلاعاتش رو از کجا اورده...

704
00:34:08,088 --> 00:34:10,922
‫هیچ سابقه و اعتبار قبلی نداشته...

705
00:34:10,924 --> 00:34:15,827
‫هیچ دلیلی قانونی وجود نداره
‫که باور کنیم این خبر معتبر بوده.

706
00:34:15,829 --> 00:34:17,062
‫و جزییاتش؟

707
00:34:17,064 --> 00:34:21,366
‫یک مرد سفیدپوست ۵۰ ساله
‫که کت‌شلوار و کلاه پوشیده؟

708
00:34:21,368 --> 00:34:22,968
‫اونم در شهری به شلوغی نیویورک؟

709
00:34:22,970 --> 00:34:26,171
‫امکان نداره من تنها مرد با این مشخصات باشم.

710
00:34:26,173 --> 00:34:27,873
‫و تماس گیرنده از کجا میدونسته...

711
00:34:27,875 --> 00:34:29,674
‫من یه سلاح مخفی همراهم دارم؟

712
00:34:29,676 --> 00:34:32,444
‫محض رضای خدا پنهان شده بوده.

713
00:34:32,446 --> 00:34:35,514
‫آخه بنا به چه تصور و تخیلی...

714
00:34:35,516 --> 00:34:39,885
‫چنین خبری باعث توجیه این بازرسی میشه؟

715
00:34:39,887 --> 00:34:43,188
‫"معلومه  که افسر "بالدوین
‫میدونسته وقتی به اونجا برسه باید چه کار کنه...

716
00:34:43,190 --> 00:34:46,525
‫به خاطر همین یه راست
‫منو کنار دیوار نچسبونده.

717
00:34:46,527 --> 00:34:48,894
‫میدونسته که با چیزایی که داره...

718
00:34:48,896 --> 00:34:53,431
‫نمیشه بر طبق قانون شک منطقی و معقول کرد.

719
00:34:53,433 --> 00:34:55,801
‫پس چه کار کرده؟ بازرسی کرده.

720
00:34:55,803 --> 00:34:57,936
‫لطفا لحن طعنه‌آمیز منو ببخشین...

721
00:34:57,938 --> 00:35:00,906
‫اما افسر "بالدوین" ازم تقاضای کارت شناسایی کرده...

722
00:35:00,908 --> 00:35:06,211
‫و منم بهش کارت شناسایی جعلی رو دادم...

723
00:35:06,213 --> 00:35:09,414
‫که حتی  خودمم باورم شده بود اسم "جورج مورفی" ـه.

724
00:35:09,416 --> 00:35:11,583
‫گفتش که با اضطراب اطراف رو نگاه میکردم.

725
00:35:11,585 --> 00:35:14,019
‫حقیقتش اینه که ایشون رو مسخره کردم.

726
00:35:14,021 --> 00:35:15,654
‫بهش اون احترامی که...

727
00:35:15,656 --> 00:35:18,256
‫به خیال خودش حقشه رو نذاشتم.

728
00:35:18,258 --> 00:35:22,394
‫پیش میاد دیگه. صبرمو از دست میدم.
‫حرفی زدم که شاید به خاطر پشیمونم.

729
00:35:22,396 --> 00:35:24,896
‫یکی از بزرگترین مشکلاتم در جلسه‌ی روانکاوی همینه...

730
00:35:24,898 --> 00:35:28,233
‫در کنار یه سری
‫استرس و اضطراب که از دوران کودکی مونده...

731
00:35:28,235 --> 00:35:31,770
‫و شیدایی جنسی که ترجیح میدم
‫تو اتاق و به طور خصوصی در موردش توضیح بدم.

732
00:35:31,772 --> 00:35:35,907
‫اما نکته اینه که این خبر
‫هیچ چیز خاصی بهش نگفته...

733
00:35:35,909 --> 00:35:39,644
‫و مشاهدات خودشم کوچکترین
‫چیزی رو عوض نمیکنه.

734
00:35:39,646 --> 00:35:42,480
‫من میدونم، شما میدونین و
‫حتی ایشون هم میدونه...

735
00:35:42,482 --> 00:35:44,816
‫که معنای زیادی داره، چون کاملا مطمئنم...

736
00:35:44,818 --> 00:35:47,519
‫به تنها چیزی که ایشون اهمیت میده
‫اینه که اسمشو تو روزنامه بخونه...

737
00:35:47,521 --> 00:35:49,850
‫و به پشت رییسش بباله و پز بده.

738
00:35:51,124 --> 00:35:54,226
‫دیدی؟ دوباره همینطوری شد.

739
00:35:54,228 --> 00:35:57,629
‫قول میدم که با روانکاوم
‫در این مورد کار کنم...

740
00:35:57,631 --> 00:35:59,731
‫به محض اینکه اون اسلحه رو انداختین کنار...

741
00:35:59,733 --> 00:36:01,833
‫و گذاشتین شرمو از اینجا کم کنم.

742
00:36:05,771 --> 00:36:07,159
‫ممنون.

743
00:36:19,677 --> 00:36:21,881
‫آخه چطوری اینقدر احمق شدم؟

744
00:36:24,808 --> 00:36:28,009
‫میخواستی که رویا به حقیقت بپیونده.

745
00:36:31,979 --> 00:36:33,818
‫یه خانواده میخواستی.

746
00:36:34,381 --> 00:36:36,279
‫اون همه مدت.

747
00:36:36,950 --> 00:36:38,364
‫اون همه دروغ.

748
00:36:39,782 --> 00:36:41,253
‫میدونم چه حسی داره...

749
00:36:41,255 --> 00:36:44,189
‫افرادی که فکر میکنی خانواده‌ــتن
‫گولت بزنن.

750
00:36:44,191 --> 00:36:47,125
‫میدونم چقدر دردناکه.

751
00:36:48,027 --> 00:36:49,594
‫تو اینجا چه کار میکنی؟

752
00:36:49,596 --> 00:36:51,963
‫- باید باهاش حرف بزنم.
‫- چرا؟

753
00:36:51,965 --> 00:36:53,965
‫این یکی نباید ربطی به "ردینگتون" داشته باشه.

754
00:36:53,967 --> 00:36:55,564
‫فقط یه دقیقه میخوام.

755
00:37:01,708 --> 00:37:03,642
‫"آقای "پیترسون.

756
00:37:03,644 --> 00:37:05,277
‫شما کی هستین؟

757
00:37:05,279 --> 00:37:08,480
‫برای مردی کار میکنم که زندگی‌ـتو نجات داد.

758
00:37:08,482 --> 00:37:11,363
‫اومدم اینجا ازت بخوام کاری
‫بکنی تا لطفشو جبران کنی.

759
00:37:19,259 --> 00:37:22,294
‫هریس ون نس" به خاطر پولش کشته شد".

760
00:37:22,296 --> 00:37:24,663
‫مرگش هیچ ربطی به تو نداشته.

761
00:37:24,665 --> 00:37:26,264
‫با اینحال بازم مرده.

762
00:37:26,266 --> 00:37:28,733
‫وقتی برکنار شده، رای‌ـشم هم بی‌اثر میشه.

763
00:37:28,735 --> 00:37:30,168
‫برکنار نشده.

764
00:37:30,170 --> 00:37:32,904
‫به وارثش منتقل شده.

765
00:37:32,906 --> 00:37:34,506
‫ون نس" وارثی نداره".

766
00:37:34,508 --> 00:37:36,741
‫اینطور که سرنوشت میگه خوبم داره.

767
00:37:36,743 --> 00:37:40,312
‫اگه پدرم بود به "ردینگتون" رای میداد.

768
00:37:40,314 --> 00:37:42,614
‫در غیابش من به "ردینگتون" رای میدم.

769
00:37:42,616 --> 00:37:46,017
‫با اف.بی.آی کار کردی تا یه دشمن پیدا کنی...

770
00:37:46,019 --> 00:37:48,687
‫و با این کار یه دوست پیدا کردی.

771
00:37:48,689 --> 00:37:50,288
‫چه غافلگیری خوشایندی.

772
00:37:50,290 --> 00:37:52,457
‫گاهی‌اوقات سرنوشتت رو خودت میسازی.

773
00:37:52,459 --> 00:37:55,360
‫گاهی اوقات سرنوشت تو رو میسازه.

774
00:37:56,396 --> 00:37:58,563
‫همگی قیام کنین.

775
00:38:05,014 --> 00:38:06,771
‫بذارین روشن بگم.

776
00:38:06,773 --> 00:38:09,040
‫شک منطقی میتونه براساس...

777
00:38:09,042 --> 00:38:11,209
‫اطلاعات داده شده به پلیس باشه...

778
00:38:11,211 --> 00:38:12,944
‫اما در صورتی که اطلاعات بدست اومده...

779
00:38:12,946 --> 00:38:16,715
‫اونطور که دیوان عالی میگه
‫براساس دلیلی قابل اعتبار و اطمینان باشه.

780
00:38:16,717 --> 00:38:18,316
‫حالا برای چنین قضاوتی، دادگاه به...

781
00:38:18,318 --> 00:38:20,919
‫راستی، قابل اطمینان بودن منبع خبر...

782
00:38:20,921 --> 00:38:22,654
‫و پایه و اساس آگاهی طرف نگاه میکنه.

783
00:38:22,656 --> 00:38:24,589
‫افسر پلیس هیچکدوم از این موارد رو نداشته.

784
00:38:24,591 --> 00:38:28,026
‫تنها چیزی که داشته
‫کمی اطلاعات پیش‌بینی‌کننده بوده.

785
00:38:28,028 --> 00:38:31,329
‫مرد سفیدپوست، با چنین سنی
‫که کت‌شلوار و کلاه مشابهی پوشیده.

786
00:38:31,331 --> 00:38:35,233
‫آقای "ردینگتون" درست میگن.
‫به تنهایی اینها اصلا کافی نیست.

787
00:38:35,235 --> 00:38:36,668
‫اما بازم هست.

788
00:38:36,670 --> 00:38:39,671
‫افسر مشاهدات خودش رو انجام داده.

789
00:38:39,673 --> 00:38:42,607
‫به نظرش، متهم انگار مضطرب می‌رسیده.

790
00:38:42,609 --> 00:38:45,810
‫هر ظاهری که متهم داشته، برداشت
‫اون نگران و مضطرب بوده.

791
00:38:45,812 --> 00:38:49,014
‫متهم از دستورش برای برگشتن امتناع کرده.

792
00:38:49,016 --> 00:38:52,751
‫همین کافیه؟
‫احتمالا برای من کافی نمی‌بود.

793
00:38:52,753 --> 00:38:54,419
‫اما مسئله این نیست...

794
00:38:54,421 --> 00:38:56,521
‫که آیا من آقای "ردینگتون" رو بازرسی میکردم یا نه.

795
00:38:56,523 --> 00:38:59,691
‫مسئله این که آیا تصمیم به این کار...

796
00:38:59,693 --> 00:39:02,258
‫به طرز آشکاری غیرمنطقی بوده؟

797
00:39:02,929 --> 00:39:05,597
‫به نظر من که نبوده.

798
00:39:05,599 --> 00:39:07,632
‫بر همین اساس، ادعای متهم...

799
00:39:07,634 --> 00:39:11,503
‫مبنی بر درنظر نگرفتن سلاحی که
‫در اختیار داشته رد میشه.

800
00:39:11,505 --> 00:39:14,806
‫عالیجناب، با توجه به حکم شما، ادعا میکنیم که...

801
00:39:14,808 --> 00:39:17,542
‫متهم توافق مصونیتش رو نقض کرده.

802
00:39:17,544 --> 00:39:20,712
‫در صورت محکومیت برای در اختیار داشتن سلاح...

803
00:39:20,714 --> 00:39:22,747
‫اون توافق نفی خواهد شد.

804
00:39:22,749 --> 00:39:26,418
‫تمایل داریم که تمام
‫جرائم مورد نظر رو...

805
00:39:26,420 --> 00:39:28,653
‫علیه متهم بیان کنیم
‫و به دنبال مجازات اعدام بریم.

806
00:39:28,655 --> 00:39:31,256
‫"قدم به قدم آقای "سیما...

807
00:39:31,258 --> 00:39:33,825
‫آقای "ردینگتون" پرونده رو خوب جلو بردین.

808
00:39:33,827 --> 00:39:38,063
‫اگه ارزشش رو داشته باشه باید
‫بگم تصمیم آسونی نبود.

809
00:39:39,799 --> 00:39:41,966
‫خب، فکر کنم استعداد این کار رو دارم.

810
00:39:46,740 --> 00:39:49,674
‫با، برای.

811
00:39:49,676 --> 00:39:51,776
‫به سمت.

812
00:39:51,778 --> 00:39:54,446
‫از، به، با این حال.

813
00:40:17,304 --> 00:40:20,338
‫به "آلتر ایگو" خوش اومدین.
‫خواسته‌ و آرزوتون چیه؟

814
00:40:24,745 --> 00:40:26,423
‫دوست دارین یکی همراه‌ـتون باشه.

815
00:40:26,425 --> 00:40:27,718
‫آره.

816
00:40:28,648 --> 00:40:31,416
‫یعنی، بله، میخوام یکی همراهم باشه.

817
00:40:31,418 --> 00:40:33,318
‫شنیدم که شماها میتونین کمکم کنین.

818
00:40:38,290 --> 00:40:40,439
‫به محض اینکه شنیدم اومدم.

819
00:40:41,649 --> 00:40:45,486
‫میتونی درخواست تجدید نظر
‫بدی تا حکم عوض بشه؟

820
00:40:47,466 --> 00:40:49,834
‫در مورد "ون نس" اشتباه میکردم.

821
00:40:50,532 --> 00:40:54,272
‫کاملا مطمئن بودم که دشمنم اون بیرونه...

822
00:40:54,703 --> 00:40:57,373
‫در حالی که تمام مدت اینجا بوده.

823
00:40:58,540 --> 00:41:00,834
‫حتما دارم پیر میشم.

824
00:41:01,548 --> 00:41:07,152
‫یا این یا با یک
‫دشمن خاص و ویژه روبه‌روم.

825
00:41:09,188 --> 00:41:11,222
‫اسلحه پذیرفته شده.

826
00:41:11,224 --> 00:41:14,225
‫مصونیتت رو از باطل میکنن.

827
00:41:16,562 --> 00:41:18,143
‫برام پاپوش دوختن.

828
00:41:20,366 --> 00:41:22,398
‫چی داری میگی؟

829
00:41:24,003 --> 00:41:27,405
‫یه نوار از کسی
‫که به پلیس خبر داده وجود داره.

830
00:41:29,175 --> 00:41:30,842
‫شنیدیش؟

831
00:41:32,311 --> 00:41:33,678
‫با چیزایی که در دادگاه میگذره...

832
00:41:33,680 --> 00:41:37,329
‫،آره، قوانینی هست
‫آدما هر کدوم نقش خودشونو بازی میکنن.

833
00:41:37,751 --> 00:41:41,166
‫دشمنانت معلوم هستن.
‫مبارزه‌ی منصفانه‌ای ـه.

834
00:41:42,489 --> 00:41:45,490
‫و با اینکه امروز باختم، تازه شروع شده.

835
00:41:46,692 --> 00:41:49,194
‫صدای ضبط شده رو شنیدی؟

836
00:41:50,629 --> 00:41:51,863
‫نه.

837
00:41:55,669 --> 00:41:58,870
‫اما قصدشو دارم.

838
00:41:58,872 --> 00:42:02,021
‫و وقتی بشنوم
‫می‌فهمم کی بهم خیانت کرده.

839
00:42:02,943 --> 00:42:05,877
‫و در اون لحظه مهم نیست که کجا باشم...

840
00:42:05,879 --> 00:42:08,880
‫توی خیابون، تو سلول انفرادی...

841
00:42:08,882 --> 00:42:11,683
‫یا درست جلوی جوخه‌ی اعدام...

842
00:42:11,685 --> 00:42:14,575
‫در اون لحظه هر کسی که برام پاپوش دوخته...

843
00:42:16,056 --> 00:42:17,555
‫سرنوشتش مشخص و معلوم میشه.

844
00:42:19,479 --> 00:42:23,479
‫تصحیح و هم زمانی نهایی:
‫<font color="#۷fffd۴">K۱MACLIN</font>

845
00:42:23,503 --> 00:42:27,503
‫:کانال تلگرام
‫<font color="#۰۰ff۰۰">@PerSub</font>

846
00:42:27,557 --> 00:42:29,557
‫<font color="#ff۸۰۴۰">:مترجم</font>
‫<font color="#۰۰۰۰ff">High</font><font color="#ffffff">bury</font>
‫<font color="#ff۰۰۰۰">AliNet:هماهنگی</font>

847
00:42:32,557 --> 00:42:34,557
‫مرجع دانلود فیلم و سریال با لینک مستقیم
‫NightMovie.Co

