‫﻿۱
00:00:03,214 --> 00:00:09,214
‫رسانه‌ی اینترنتی نایت‌مووی با افتخار تقدیم می‌کند
‫NightMovie.Co

2
00:00:09,238 --> 00:00:17,238
‫:مترجمین
‫« Highbury »
‫« AbG ســــروش »
‫<font color="#ff۰۰۰۰">AliNet:هماهنگی</font>

3
00:00:18,351 --> 00:00:20,185
‫یادتون باشه دوستان من...

4
00:00:20,220 --> 00:00:24,129
‫کاری که داریم انجام میدیم غیرممکن نیست.

5
00:00:24,934 --> 00:00:27,410
‫مقاومت دستکاری نشده.

6
00:00:27,413 --> 00:00:31,926
‫آقای "پیر" تمام طرحها و
‫ابزار رو در اختیار دارن...

7
00:00:31,928 --> 00:00:37,562
‫و اقدام احتیاطی لازم تا
‫جون خودشو نجات بده.

8
00:00:37,565 --> 00:00:41,976
‫خانمها و آقایون، در این لحظه بنوشید.

9
00:00:41,978 --> 00:00:47,646
‫میخوای که بذارین کرختی زندگی از بین بره...

10
00:00:47,649 --> 00:00:51,584
‫حتی اگه یه امشب و در این لحظه باشه.

11
00:00:51,587 --> 00:00:54,607
‫عشق، ترس.

12
00:00:54,609 --> 00:00:56,987
‫زنده بودن یعنی همین.

13
00:00:56,989 --> 00:01:01,940
‫مقاومت یعنی این.

14
00:01:01,942 --> 00:01:06,387
‫این گلهای رنج ـه.

15
00:01:06,390 --> 00:01:07,884
‫نمیتونم.

16
00:01:08,767 --> 00:01:11,209
‫لطفا بذار از اینجا بیام بیرون.

17
00:01:11,211 --> 00:01:13,279
‫نمیتونم انجامش بدم.

18
00:01:13,282 --> 00:01:18,848
‫میشنوی چی میگم؟ بس کن.

19
00:01:18,850 --> 00:01:20,641
‫نمیتونم.

20
00:01:40,308 --> 00:01:43,293
‫موفق شدم.

21
00:01:43,296 --> 00:01:47,131
‫موفق شدم! بازی رو شکست دادم! شکستش دادم!

22
00:01:47,133 --> 00:01:49,269
‫موفق شدم.

23
00:01:51,411 --> 00:01:53,211
‫نه، صبر کن، نه!

24
00:02:23,395 --> 00:02:26,452
‫:فصل هفتم، قسمت سوم
‫« گل‌های رنج، شمارۀ ۱۵۱ »

25
00:02:34,086 --> 00:02:36,074
‫شلیک کنین.

26
00:02:36,076 --> 00:02:37,651
‫بذار بهت کمک کنم.

27
00:02:37,654 --> 00:02:39,539
‫نه، چیزی نیست، خودم انجامش میدم.

28
00:02:39,542 --> 00:02:40,980
‫چرت نگو؛ اصرار میکنم.

29
00:02:40,983 --> 00:02:42,147
‫نه ممنون. خودم انجامش میدم.

30
00:02:43,247 --> 00:02:45,234
‫قهوه میل دارین؟

31
00:02:45,237 --> 00:02:47,054
‫داشتم میرفتم بیرون قهوه بخورم.

32
00:02:47,056 --> 00:02:48,857
‫زود باشین، اصرار میکنم.

33
00:02:49,458 --> 00:02:53,127
‫خب خیلی خوشحالم که بالاخره فرصت شد حرف بزنیم.

34
00:02:53,744 --> 00:02:55,391
‫اگنس" مدرسه‌ـس؟"

35
00:02:55,394 --> 00:02:58,274
‫آره، تازه رسوندمش و...

36
00:02:58,276 --> 00:03:01,018
‫داشتم می‌اومدم خونه که فهمیدم...

37
00:03:01,021 --> 00:03:03,763
‫هیچی برای شام ندارم، پس چند تا خرت و پرت خریدم.

38
00:03:04,481 --> 00:03:06,028
‫کارت چیه؟

39
00:03:06,031 --> 00:03:08,502
‫کارمند دولتم.

40
00:03:09,372 --> 00:03:11,359
‫تو چی؟

41
00:03:11,486 --> 00:03:13,679
‫من؟ بازنشسته‌ـم.

42
00:03:13,682 --> 00:03:17,694
‫اومدم اینجا تا به دخترم نزدیکتر باشم.

43
00:03:17,696 --> 00:03:22,463
‫برای هم غریبه‌ایم اما
‫امیدوارم بهش نزدیکتر بشم.

44
00:03:31,696 --> 00:03:34,644
‫اگنس" از شاهزاده‌ها خیلی خوشش میاد".

45
00:03:34,647 --> 00:03:36,893
‫چی؟

46
00:03:36,895 --> 00:03:39,549
‫درسته.

47
00:03:39,551 --> 00:03:42,478
‫میدونم که چندان جالب نیست اما غیرقابل مقاومت ـه.

48
00:03:42,481 --> 00:03:44,658
‫نه، داستانهای پریان خیلی مهمن.

49
00:03:44,661 --> 00:03:45,988
‫به بچه‌ها کمک میکنن...

50
00:03:45,990 --> 00:03:48,542
‫با جدایی، اضطراب و فقدان کنار بیان.

51
00:03:48,544 --> 00:03:51,505
‫و عاشق داستان پریانم.

52
00:03:52,206 --> 00:03:55,455
‫البته نه اون قسمتی که...

53
00:03:55,458 --> 00:03:57,159
‫پرنس چارمینگ باید نجاتت بده.

54
00:04:00,840 --> 00:04:03,487
‫کاری ـه.

55
00:04:03,489 --> 00:04:05,684
‫خیلی ببخشید. باید برم.

56
00:04:08,208 --> 00:04:09,562
‫کلیدای منو ندیدی؟

57
00:04:09,565 --> 00:04:12,115
‫باور کنم همینجا گذاشته بودمشون.

58
00:04:12,118 --> 00:04:14,314
‫اینجاست.

59
00:04:14,316 --> 00:04:16,271
‫حتما دستم بهشون خورده و افتادن.

60
00:04:18,025 --> 00:04:20,977
‫لیوان رو نگه دار و بعدا برام بیارش.

61
00:04:20,980 --> 00:04:22,420
‫واقعا معذرت میخوام.

62
00:04:22,422 --> 00:04:25,752
‫چیزی نشده، به چیزی که براش اومده بودم رسیدم.

63
00:04:28,468 --> 00:04:31,291
‫مثل یه بزدل به آرومی به...

64
00:04:31,293 --> 00:04:33,742
‫طرف گنجینه‌ـت بدنت می‌خزی...

65
00:04:33,745 --> 00:04:38,475
‫تا تن لذت‌خواهت رو شلاق بزنی
‫و سینه پر از گناه‌ـت رو کبود کنی...

66
00:04:38,477 --> 00:04:45,862
‫تا زخمی وسیع و پهناور در حس تعجب خود ایجاد کنی.

67
00:04:46,789 --> 00:04:48,212
‫به عنوان یه قانون طبیعی...

68
00:04:48,214 --> 00:04:51,241
‫باور دارم که شمشیر از خودکار قدرتمندتره.

69
00:04:51,244 --> 00:04:54,204
‫اما در داستان یک مرد شیک‌پوش فرانسوی...

70
00:04:54,206 --> 00:04:56,890
‫با روحیه آزادیخواه و مبتلا به سفلیس...

71
00:04:56,892 --> 00:05:00,025
‫شرایط به طرز قابل توجهی عوض میشه.

72
00:05:00,028 --> 00:05:01,659
‫پدربزرگم چطوره؟

73
00:05:05,237 --> 00:05:07,676
‫امروز صبح دیدیمش.

74
00:05:07,678 --> 00:05:12,367
‫هنوزم وضعش بحرانی ـه.

75
00:05:14,020 --> 00:05:16,527
‫و زنی که سعی کرد اونو بکشه چی؟

76
00:05:16,529 --> 00:05:18,866
‫میدونی "بودلر" به خاطر...

77
00:05:18,869 --> 00:05:21,413
‫جرمهایی ضد اخلاق عمومی مورد محاکمه قرار گرفت؟

78
00:05:21,416 --> 00:05:22,748
‫اون زن.

79
00:05:22,750 --> 00:05:24,869
‫کلماتش چنان تحریک‌برانگیز بودن...

80
00:05:24,871 --> 00:05:30,261
‫که شش شعرش تا نزدیک به یک قرن ممنوع بودن.

81
00:05:30,264 --> 00:05:32,025
‫گفتی یه سرنخ داری.

82
00:05:32,027 --> 00:05:33,889
‫دارم، یه جامعه مخفی...

83
00:05:33,892 --> 00:05:36,569
‫که از شعر گلهای رنج "بودلر" الهام گرفته.

84
00:05:36,571 --> 00:05:38,026
‫عاشق شعر؟

85
00:05:38,029 --> 00:05:39,723
‫جویندگان هیجان.

86
00:05:39,725 --> 00:05:44,979
‫افرادی که پا رو از گیلم درازتر میکنن
‫تا اخلاق عمومی رو لکه‌دار کنن.

87
00:05:44,982 --> 00:05:47,997
‫جامعه‌ای از انسان‌گریزان فاسد.

88
00:05:47,999 --> 00:05:51,896
‫افرادی که همه چیز دارن
‫پس هیچ چیز خاص نیست.

89
00:05:51,899 --> 00:05:55,051
‫و اینا چطوری به زنی
‫که توی پاریس تو رو دزدید ربط پیدا میکنه؟

90
00:05:55,054 --> 00:05:56,707
‫ربط داره.

91
00:05:56,709 --> 00:05:59,679
‫طبق گفته "ردینگتون"، گلهای رنج...

92
00:05:59,681 --> 00:06:01,671
‫بهترین شانسمون در پیدا کردن "استاینهیل" ـه.

93
00:06:01,673 --> 00:06:05,082
‫چونکه هر کسی که اداره‌ـش
‫میکنه باهاش قرارداد بسته تا نمایش رو بوجود بیاره.

94
00:06:05,085 --> 00:06:07,031
‫خب، هر کاری که براشون کرده بهتر از توهمی نیست...

95
00:06:07,033 --> 00:06:10,005
‫که برای خودش بوجود اورده، از مرگ برگشته.

96
00:06:10,007 --> 00:06:11,665
‫اگه گیرش بیاریم میتونیم به زنی برسیم...

97
00:06:11,668 --> 00:06:13,755
‫که پدربزرگ "الیزابت" رو به این روز دراورده.

98
00:06:13,757 --> 00:06:15,351
‫باشه، تمام پایگاه‌های اطلاعاتی رو زیرورو کردم...

99
00:06:15,353 --> 00:06:17,728
‫و هیچ مدرک محکمی از گلهای رنج وجود نداره...

100
00:06:17,731 --> 00:06:20,463
‫تنها شایعاتی در مورد موردی که با یه چاقو...

101
00:06:20,489 --> 00:06:22,040
‫داخل یه اتاق با یه ببر زندانی شده...

102
00:06:22,043 --> 00:06:23,999
‫و زنی که از برج ایفل افتاده...

103
00:06:24,002 --> 00:06:26,330
‫و یه چیزی در مورد پیراناها.

104
00:06:26,332 --> 00:06:28,120
‫گفتی "ردینگتون" یه سرنخ داره.

105
00:06:28,123 --> 00:06:29,843
‫"یه اسم، "چارلز رادکلیف.

106
00:06:29,846 --> 00:06:31,194
‫اینطور که "ردینگتون" میگه...

107
00:06:31,196 --> 00:06:32,849
‫در یکی از این جلسات انجمن شرکت کرده.

108
00:06:32,851 --> 00:06:36,750
‫"رسلر"، "آرام" برین سراغ آقای "رادکلیف".

109
00:06:36,753 --> 00:06:39,335
‫ببینین میتونه این آدما رو
‫قبل از اینکه به کسی دیگه آسیب بزنن شناسایی کنه.

110
00:06:41,668 --> 00:06:43,802
‫اگنس" چطوره؟"

111
00:06:43,804 --> 00:06:45,662
‫عالیه.

112
00:06:45,665 --> 00:06:49,281
‫باخیال راحت نگهبانهایی که جلوی...

113
00:06:49,284 --> 00:06:51,315
‫در آپارتمانمون برای محافظتش گذاشتی رو نادیده میگیره.

114
00:06:51,317 --> 00:06:54,002
‫اگه چیزی نیاز داشتی، از جمله مرخصی...

115
00:06:54,005 --> 00:06:56,243
‫به خاطر همین به جای من "آرام" رو فرستادی؟

116
00:06:56,245 --> 00:06:58,896
‫آرام" رو فرستادم چون"
‫به تجربه عملیاتی بیشتری نیاز داره.

117
00:06:58,898 --> 00:07:01,411
‫یه مادر مجرد با یه شغل خیلی سختی.

118
00:07:01,414 --> 00:07:02,997
‫فقط میخوام بدونی...

119
00:07:03,000 --> 00:07:05,410
‫اگه باید دیر بیای و زود بری...

120
00:07:05,412 --> 00:07:07,856
‫لازم نیست. اما ممنون که بهم گفتی.

121
00:07:07,859 --> 00:07:09,624
‫به خاطر همه چی...

122
00:07:10,477 --> 00:07:12,036
‫ممنونم.

123
00:07:16,268 --> 00:07:18,581
‫الودی رادکلیف"؟"

124
00:07:18,583 --> 00:07:22,070
‫مامور "رسلر" و "مجتبایی" از اف.بی.آی.

125
00:07:22,072 --> 00:07:24,357
‫میدونستم که دیر یا زود پیداتون میشه.

126
00:07:24,360 --> 00:07:25,661
‫واقعا؟

127
00:07:25,664 --> 00:07:28,346
‫گلهای رنج. به خاطر همین اومدین مگه نه؟

128
00:07:28,348 --> 00:07:30,258
‫شما از کجا میدونین؟

129
00:07:32,811 --> 00:07:34,318
‫فکر کردم که بیخیال شدین.

130
00:07:34,321 --> 00:07:35,930
‫بیخیال چی؟

131
00:07:35,932 --> 00:07:38,480
‫"بیخیال شوهرم، "چارلز.

132
00:07:38,482 --> 00:07:41,164
‫خب اگه اینجاست دوست داریم
‫با اونم یکم حرف بزنیم.

133
00:07:41,166 --> 00:07:43,277
‫از هر دوتون کلی سوال داریم.

134
00:07:43,280 --> 00:07:45,694
‫چارلز" نمیتونه کمکتون کنه".

135
00:07:48,280 --> 00:07:50,022
‫چونکه آدمی انجمن گلهای رنج...

136
00:07:50,025 --> 00:07:51,734
‫اونو کشتن.

137
00:07:57,844 --> 00:08:00,290
‫خب، مقاومت کارش تمومه؟

138
00:08:00,292 --> 00:08:02,125
‫گفتی این یکی مهم بوده.

139
00:08:02,128 --> 00:08:05,422
‫و بازیکن ابزار رو لازم رو داره؟

140
00:08:05,425 --> 00:08:08,312
‫بله، همونطور که حرفشو زدیم.

141
00:08:10,422 --> 00:08:13,785
‫هیچکدوم به درد نمیخوره.

142
00:08:13,787 --> 00:08:18,782
‫بازیکن برای زنده موندن
‫باید به عمد...

143
00:08:18,785 --> 00:08:24,154
‫انگشت اشاره‌ـشو بشکنه و شستش رو جابه‌جا کنه...

144
00:08:24,156 --> 00:08:29,101
‫دستشو به زور وارد حفره دوربین بکنه و قفل رو باز کنه.

145
00:08:30,309 --> 00:08:32,161
‫تنها راهش همینه.

146
00:08:32,163 --> 00:08:34,191
‫پس یه نفر ممکنه زنده بمونه.

147
00:08:34,193 --> 00:08:36,258
‫ممکنه؟ بله.

148
00:08:36,261 --> 00:08:39,821
‫بمونه؟ احتمالش خیلی کمه.

149
00:08:39,824 --> 00:08:41,674
‫اما شانس کم زنده موندن...

150
00:08:41,677 --> 00:08:43,956
‫هدف اصلی مگه نه؟

151
00:08:59,649 --> 00:09:02,356
‫تصادف در زمان شیرجه زدن؟

152
00:09:02,359 --> 00:09:04,103
‫انسداد راه تنفسی اصلی.

153
00:09:04,105 --> 00:09:05,599
‫همچین دروغی بهم گفتن...

154
00:09:05,601 --> 00:09:07,309
‫تا هر کاری که باهاش کردن رو پنهان کنن.

155
00:09:07,313 --> 00:09:08,903
‫پیش پلیس رفتین؟

156
00:09:08,905 --> 00:09:11,783
‫و چی بگم؟ نمیدونم چه اتفاقی افتاده.

157
00:09:11,786 --> 00:09:14,055
‫و حتی اگه میدونستم، آدمای قدرتمندی هستن...

158
00:09:14,057 --> 00:09:16,190
‫و منابع زیادی برای محافظت از خودشون دارن.

159
00:09:16,192 --> 00:09:18,596
‫خب چطوری این آدما رو پیدا کردین؟

160
00:09:18,598 --> 00:09:20,594
‫چارلز" پیداشون کرد".

161
00:09:20,597 --> 00:09:23,916
‫یه هدیه برای سالگردمون بود.

162
00:09:23,919 --> 00:09:26,256
‫ازدواجمون تعریف چندانی نداشت.

163
00:09:26,258 --> 00:09:28,119
‫خسته بودیم و از هم دور شده بودیم.

164
00:09:28,122 --> 00:09:30,424
‫چارلز" فکر میکرد این کار ممکنه هیجان‌انگیز باشه".

165
00:09:30,427 --> 00:09:32,939
‫تماشای مردن آدما.

166
00:09:33,544 --> 00:09:35,948
‫تجربه کردن چیزی که...

167
00:09:35,950 --> 00:09:39,473
‫اینقدر کمیاب، خام و شگفت‌انگیز باشه...

168
00:09:39,476 --> 00:09:40,795
‫که نشه فراموشش کرد...

169
00:09:40,797 --> 00:09:42,938
‫که باعث بشه بهم نزدیکتر بشین.

170
00:09:43,440 --> 00:09:44,827
‫اسمشو گذاشتن مقاومت.

171
00:09:44,830 --> 00:09:47,132
‫به نظر وحشتناک ـه.

172
00:09:47,134 --> 00:09:49,419
‫به خاطر همین من نرفتم.

173
00:09:50,660 --> 00:09:51,979
‫میدونین چطوری باهاشون تماس بگیرین؟

174
00:09:52,894 --> 00:09:54,521
‫میخواین باهاشون حرف بزنین؟

175
00:09:54,523 --> 00:09:56,792
‫بله، کمک میکنه دستشون رو بشه.

176
00:09:57,469 --> 00:09:59,400
‫و بفهمیم چه بلایی سر شوهرتون اومده.

177
00:09:59,968 --> 00:10:01,502
‫چارلز" یه آدرس ایمیل از"...

178
00:10:01,505 --> 00:10:04,010
‫"رییس تشکیلات داشت به اسم "تلونیس پراکت.

179
00:10:04,013 --> 00:10:05,942
‫فقط همینو میدونم.

180
00:10:15,027 --> 00:10:17,093
‫ببخشید آقای "موزورف" بهش
‫گفتم نباید مزاحمتون بشه...

181
00:10:17,095 --> 00:10:20,684
‫مانتیا"؟ ببخشید"
‫که غیرمنتظره اومدم تو...

182
00:10:20,687 --> 00:10:22,177
‫اما کلی زنگ زدم...

183
00:10:22,179 --> 00:10:24,480
‫و کوچیکترین اثری ازت نبود...

184
00:10:24,483 --> 00:10:27,294
‫پس گفتم بیام ببینم روبه‌راهی یا نه.

185
00:10:27,296 --> 00:10:30,004
‫- لطفا برو.
‫- و حالت خوبه! خدا رو شکر.

186
00:10:30,007 --> 00:10:32,174
‫فکر کردم شاید "اد برادفوت" و پسراش...

187
00:10:32,177 --> 00:10:34,852
‫بالاخره ردتو گرفتن و...

188
00:10:34,854 --> 00:10:36,952
‫انداختنت تو چاله‌های سنگ و ماسه.

189
00:10:36,955 --> 00:10:38,546
‫چی میخوای؟

190
00:10:38,549 --> 00:10:40,139
‫مربوط به دستور "تاونسند" میشه.

191
00:10:40,141 --> 00:10:42,070
‫میدونم که دوباره فعال شده...

192
00:10:42,073 --> 00:10:43,968
‫که تو و تمام مزدورا...

193
00:10:43,971 --> 00:10:46,409
‫با اشتیاق تمام دنبال شکارشین.

194
00:10:46,412 --> 00:10:49,131
‫فکر کردی من احمقم؟

195
00:10:49,133 --> 00:10:52,601
‫مانتیا"، باید مراقب خودم باشم، مسئله شخصی ـه".

196
00:10:54,850 --> 00:10:57,875
‫میدونی حرفای تو با وزیر اقتصاد...

197
00:10:57,878 --> 00:11:00,870
‫باعث شد تمام عملیاتم از کیف...

198
00:11:00,873 --> 00:11:02,231
‫به بیرون رونده بشه؟

199
00:11:02,233 --> 00:11:04,646
‫فقط روی راه‌آهن میلیونها دلار از دست دادم.

200
00:11:04,649 --> 00:11:07,709
‫ارتباطمو با پیمانکارا و سیاستمدارا از دست دادم.

201
00:11:08,601 --> 00:11:10,567
‫همسر خودم ترکم کرد و رفت سراغ رقیبم.

202
00:11:10,569 --> 00:11:13,731
‫،راستشو بخوای
‫چندین ماه بود با طرف میخوابید.

203
00:11:19,484 --> 00:11:22,068
‫دستور رو ولش کن.

204
00:11:22,070 --> 00:11:25,997
‫کاتارینا رستوا" رو فراموش کن".

205
00:11:26,766 --> 00:11:28,805
‫کمکت نمیکنم که پیداش کنی.

206
00:11:28,808 --> 00:11:32,854
‫خودم شکارش میکنم و خودم میکشمش.

207
00:11:32,856 --> 00:11:34,963
‫و دفعه‌ی بعد که صورتتو ببینم...

208
00:11:34,966 --> 00:11:37,243
‫قبل از اینکه حرف بزنی بهت شلیک میکنم.

209
00:11:37,245 --> 00:11:40,747
‫خیلی زود، نظرمو در مورد زنت میخوای؟

210
00:11:42,071 --> 00:11:43,266
‫گپ خوبی بود.

211
00:11:46,705 --> 00:11:48,380
‫بهت گفتم.

212
00:11:48,382 --> 00:11:50,157
‫آره، راست میگفتی.

213
00:11:50,160 --> 00:11:52,237
‫اما امتحان میکردیم.

214
00:11:52,239 --> 00:11:54,316
‫و حالا دیگه مجبورمون کرده.

215
00:11:56,466 --> 00:11:59,617
‫قربان، قربان، هیچی از "تلونیوس پراکت پیدا نکردم.

216
00:11:59,619 --> 00:12:01,527
‫یه اسم مستعار ـه.

217
00:12:01,530 --> 00:12:04,345
‫اما هر کسی که هست، قبول کرده
‫به خانم "رادکلیف" اجازه بده...

218
00:12:04,348 --> 00:12:06,576
‫- یه عضو جدید رو پیشنهاد بده.
‫- به "رسلر" گفتی؟

219
00:12:06,578 --> 00:12:08,498
‫پراکت" به یه شرط قبول کرده"...

220
00:12:08,500 --> 00:12:10,705
‫که اگه عضو جدید به جلسه دعوت بشه...

221
00:12:10,708 --> 00:12:12,272
‫رادکلیف" هم باید باهاش بره".

222
00:12:12,274 --> 00:12:14,710
‫اشکالی نداره به شرطی
‫که تمام مدت "رسلر" کنارش باشه.

223
00:12:14,713 --> 00:12:16,957
‫آره،  در اون.

224
00:12:16,960 --> 00:12:18,534
‫اگه...

225
00:12:18,536 --> 00:12:21,732
‫اگه این کار رو بکنیم دوست دارم باهاش باشم.

226
00:12:21,735 --> 00:12:22,939
‫"به جای "رسلر.

227
00:12:22,941 --> 00:12:25,208
‫باید یه زوج متقاعدکننده باشیم که رابطه داریم...

228
00:12:25,211 --> 00:12:29,569
‫و یه رابطه داریم، میتونم احساس فقدانش رو درک کنم.

229
00:12:29,572 --> 00:12:31,045
‫"ثمر".

230
00:12:31,047 --> 00:12:33,426
‫نه اینکه مشکل من با اون قابل مقایسه باشه.

231
00:12:33,429 --> 00:12:35,304
‫به اندازه کافی دردسر داشتی.

232
00:12:35,878 --> 00:12:37,586
‫ببخشید که بیشتر در موردش ازت نپرسیدم.

233
00:12:37,589 --> 00:12:39,554
‫خوبم.

234
00:12:39,556 --> 00:12:43,862
‫گمونم یه ذره کرختم.

235
00:12:43,865 --> 00:12:46,747
‫اما وقتی آخرین حس واقعی
‫که داشتی نابودی کامل بوده...

236
00:12:46,749 --> 00:12:50,327
‫چندان اشتیاق نداری که بری
‫بیرون و دوباره حس کردن رو تجربه کنی.

237
00:12:50,330 --> 00:12:54,109
‫اما در کل خوبم.

238
00:12:54,112 --> 00:12:55,772
‫موافقم.

239
00:12:55,774 --> 00:12:57,637
‫که من خوبم یا نابود شدم؟

240
00:12:57,640 --> 00:12:59,198
‫که تو باید باهاش بری.

241
00:12:59,201 --> 00:13:01,404
‫روی نقشت کار کن، تو به جاش میری.

242
00:13:03,884 --> 00:13:05,883
‫درود بر تو!

243
00:13:05,885 --> 00:13:07,885
‫کجا میریم؟

244
00:13:07,887 --> 00:13:09,703
‫و چرا باید باهات بیام؟

245
00:13:09,705 --> 00:13:11,922
‫چونکه به من بدهکاری.

246
00:13:11,925 --> 00:13:13,314
‫جونتو نجات دادم.

247
00:13:13,316 --> 00:13:15,010
‫بله، بعد از به خطر انداختنش.

248
00:13:15,012 --> 00:13:16,740
‫"و بهت گفتم که قرارداد "استاینهیل...

249
00:13:16,743 --> 00:13:18,776
‫با گلهای رنج ـه.
‫چرا نمیری سراغ اونا؟

250
00:13:18,779 --> 00:13:21,559
‫یه سری رو گذاشتم روش کار کنن.

251
00:13:21,561 --> 00:13:24,001
‫امشب در "پپرمیل" قرار شام دارم.

252
00:13:24,004 --> 00:13:26,009
‫سالگرد ازدواجمه.

253
00:13:26,011 --> 00:13:28,955
‫تبریک میگم!
‫نباید مشکلی باشه.

254
00:13:28,958 --> 00:13:30,685
‫منو گروگان گرفتی.

255
00:13:30,687 --> 00:13:31,940
‫ترجیح میدم اینطوری بهش فکر کنی...

256
00:13:31,943 --> 00:13:33,773
‫طبق منافع من پیش میری.

257
00:13:33,776 --> 00:13:36,386
‫لطفا، یه صندلی دیگه برای خودت پیدا کن.

258
00:13:36,388 --> 00:13:39,066
‫آروم باش، کتاب بخون و فیلم تماشا کن.

259
00:13:39,069 --> 00:13:42,798
‫از "تروفو" خوشت میاد؟
‫مجموعه کاملش رو داریم.

260
00:13:50,096 --> 00:13:51,656
‫استیونسون" چی گفت؟"

261
00:13:51,658 --> 00:13:54,848
‫اتاق جارو میشه.
‫نمیشه دوربین برد داخل.

262
00:13:54,850 --> 00:13:57,122
‫پس میریم سراغ یکی از کارکنان هتل.

263
00:13:57,124 --> 00:13:59,804
‫حتما میتونیم پیشخدمت یا...

264
00:13:59,807 --> 00:14:02,589
‫یکی از خدمات هتل رو به وسوسه بندازیم تا یه عکس بگیره.

265
00:14:02,591 --> 00:14:04,796
‫فقط به کارکنان مجاز اجازه ورود میدن.

266
00:14:04,799 --> 00:14:07,479
‫خیلی دیر شده تا یه نفوذی بفرستیم داخلشون.

267
00:14:07,481 --> 00:14:09,584
‫میشه یه چیزی ازت بپرسم؟

268
00:14:09,587 --> 00:14:13,265
‫- بدون شک "روز برای شب" رو بخون.
‫- عکس.

269
00:14:13,268 --> 00:14:14,915
‫به تو ربطی نداره.

270
00:14:14,917 --> 00:14:19,159
‫اگه من برات بگیرمش، حسابم صاف میشه؟

271
00:14:19,162 --> 00:14:21,537
‫چه جورم صاف میشه.

272
00:14:21,539 --> 00:14:23,472
‫در "اسکات" با هم آشنا شدیم.

273
00:14:23,475 --> 00:14:25,612
‫مسابقه اسب‌دوانی در جام شارجه دوبی داشتم.

274
00:14:25,614 --> 00:14:27,174
‫و کارش چطور بود؟

275
00:14:27,176 --> 00:14:29,672
‫پای چپ پیچ خورد و مویه کرد، باید استراحت میکرد.

276
00:14:29,674 --> 00:14:31,693
‫برام ۳۰۰ هزار تا مادیونش آب خورد.

277
00:14:31,695 --> 00:14:32,912
‫برای هر مادیون؟

278
00:14:32,914 --> 00:14:35,899
‫‏‏۴۰مادیون در سال، که میشه ۱۲ میلیون در سال.

279
00:14:35,902 --> 00:14:37,529
‫حتما روز خیلی بدی برات بوده.

280
00:14:37,531 --> 00:14:39,159
‫تا وقتی که "الودی" رو دیدم.

281
00:14:39,162 --> 00:14:42,352
‫بعد از اون اوضاع خیلی بهتر شد.

282
00:14:44,222 --> 00:14:47,207
‫چارلز" چطوره؟"

283
00:14:47,209 --> 00:14:51,519
‫مردی که باهاش ازدواج کردم
‫زنده‌ـس اما شوهرم مرده.

284
00:14:51,522 --> 00:14:53,862
‫و نقش ما در اون تراژدی چی میشه؟

285
00:14:53,865 --> 00:14:55,526
‫شما رو مسئول نمیدونم...

286
00:14:55,529 --> 00:14:57,360
‫اگه منظورت همینه.

287
00:14:57,363 --> 00:14:59,092
‫میخواست خطر کنه.

288
00:14:59,094 --> 00:15:00,586
‫هر دو میخواستیم.

289
00:15:00,589 --> 00:15:03,407
‫خب، میدونم که میخواستی.
‫تعجب میکنم هنوزم میخوای.

290
00:15:03,409 --> 00:15:05,513
‫نمیخواستم.

291
00:15:05,516 --> 00:15:08,605
‫خیلی وقت بود که فکر میکردم دیگه هیوقت نمیخوام.

292
00:15:09,386 --> 00:15:11,721
‫بعدش با "شامیل" آشنا شدم.

293
00:15:12,953 --> 00:15:15,349
‫در یکی از مسابقه‌های بوکس بزرگ بودم...

294
00:15:15,352 --> 00:15:17,064
‫و اون سه ردیف پایینتر بود...

295
00:15:17,066 --> 00:15:20,326
‫و بااینحال پرطاووس کلاهش جلوی دیدمو گرفته بود.

296
00:15:24,614 --> 00:15:28,892
‫علاقه‌ـت غیرمعموله.

297
00:15:28,894 --> 00:15:31,779
‫آخه چرا، هر چیزی که بخوام رو میتونم بخرم.

298
00:15:31,782 --> 00:15:34,769
‫خب به طور طبیعی چیزی
‫رو میخوام که نمیتونم بخرم.

299
00:15:34,771 --> 00:15:37,045
‫غیرطبیعی ـه چون با یه جلسه...

300
00:15:37,048 --> 00:15:40,137
‫که قراره برگزار بشه همزمان شده.

301
00:15:40,139 --> 00:15:41,801
‫چرا غیرمعموله؟

302
00:15:41,804 --> 00:15:45,743
‫چونکه هیچ دعوتنامه‌ای صادر نکردیم.

303
00:15:45,745 --> 00:15:51,110
‫که علاقه‌ی شما رو
‫یه تصادف معمولی میکنه یا بدتر...

304
00:15:51,113 --> 00:15:53,964
‫اصلا تصادفی نیست.

305
00:15:53,967 --> 00:15:57,148
‫احتیاط شما رو درک میکنم و میدونم چرا...

306
00:15:57,151 --> 00:15:59,331
‫باید مهمونها رو از نزدیک زیرنظر داشته باشین.

307
00:15:59,334 --> 00:16:01,778
‫انتظار کمتر از اینم ندارم.

308
00:16:01,780 --> 00:16:03,102
‫اما داستانمونو بهتون گفتیم...

309
00:16:03,105 --> 00:16:04,801
‫و پیامهای تلگرافی رو ردوبدل کردیم...

310
00:16:04,803 --> 00:16:08,674
‫و تنها با دادن یک پیام
‫میتونم یک میلیون دلار به حساب شما پول بریزم.

311
00:16:08,676 --> 00:16:12,889
‫مقاومت تجربه‌ای ـه که نمیشه با پول خریدش.

312
00:16:12,892 --> 00:16:15,163
‫معلومه که نه به خاطر
‫همین با کمال میل حاضرم...

313
00:16:15,165 --> 00:16:17,473
‫بهاشو بدم. پس، باید بدونم...

314
00:16:17,476 --> 00:16:21,176
‫ما هستیم یا نه؟

315
00:16:27,780 --> 00:16:31,767
‫به گلهای رنج خوش اومدین.

316
00:16:36,926 --> 00:16:39,858
‫گیج شدم. اصلا نمیدونیم کجا داریم میریم...

317
00:16:39,860 --> 00:16:41,605
‫کی اونجاست یا چطوری خارج بشیم.

318
00:16:41,608 --> 00:16:43,421
‫خب، حتی نمیدونیم چطوری به این جلسه برسیم.

319
00:16:43,423 --> 00:16:45,088
‫پراکت" گفتش دستورات رو میفرسته".

320
00:16:45,091 --> 00:16:46,784
‫- که نفرستاده.
‫- میفرسته.

321
00:16:46,786 --> 00:16:49,778
‫خیلی خوب داستانمونو به خوردش دادیم
‫اما اگه احساس راحتی نکنی...

322
00:16:50,223 --> 00:16:52,874
‫میکنم، چونکه من...

323
00:16:52,877 --> 00:16:54,936
‫ببین، کامل نقشه رو درک نمیکنم.

324
00:16:54,938 --> 00:16:56,892
‫میشه دوباره مرورش کنیم؟

325
00:16:56,895 --> 00:17:00,239
‫از موقعیت این جلسه به شدت محافظت میشه.

326
00:17:00,242 --> 00:17:01,331
‫که یعنی...

327
00:17:01,358 --> 00:17:02,726
‫تو و "آرام" خودتون تنهایین.

328
00:17:02,728 --> 00:17:05,799
‫وقتی "پراکت" تماس بگیره از دستوراتش پیروی میکنین.

329
00:17:05,802 --> 00:17:07,127
‫خب، اگه نمیدونین کجا داریم میریم...

330
00:17:07,129 --> 00:17:08,768
‫و نمیتونین تعقیبمون کنین...

331
00:17:08,770 --> 00:17:10,340
‫چطوری میخواین موقعیت ما رو پیدا کنین؟

332
00:17:10,343 --> 00:17:12,332
‫با یک ردیاب ایی.ال.تی.

333
00:17:12,334 --> 00:17:13,903
‫دستگاه به صورت تیکه‌تیکه قاچاقی میبریم تو...

334
00:17:13,905 --> 00:17:15,964
‫تا از امنیت رد بشیم.

335
00:17:15,967 --> 00:17:17,290
‫تیکه‌تیکه.

336
00:17:17,292 --> 00:17:18,854
‫دستگاه رو داخل این جواهرات...

337
00:17:18,856 --> 00:17:21,166
‫وارد ساختمون میکنی.

338
00:17:21,169 --> 00:17:24,328
‫وقتی وارد شدین، "آرام" دستگاه رو سرهم میکنه...

339
00:17:24,331 --> 00:17:27,422
‫سیگنال رو فعال میکنه و
‫موقعیت شما رو به تیم ما میده.

340
00:17:27,424 --> 00:17:29,122
‫و وقتی سیگنال رو گرفتین چی؟

341
00:17:29,125 --> 00:17:31,264
‫میایم و نجاتتون میدیم.

342
00:17:31,267 --> 00:17:33,338
‫باشه، فهمیدم.

343
00:17:33,341 --> 00:17:35,821
‫اصلا نمیدونیم قراره کجا بریم.

344
00:17:35,823 --> 00:17:38,370
‫نه، نمیدونیم.

345
00:17:38,373 --> 00:17:39,629
‫چیزی نمیشه.

346
00:17:39,631 --> 00:17:41,872
‫قول میدم.

347
00:17:51,055 --> 00:17:54,521
‫خانم رادکلیف، آقای آبیلاک، خوش اومدین.

348
00:17:55,253 --> 00:17:56,868
‫با اجازه‌تون.

349
00:18:04,928 --> 00:18:07,815
‫برای مقاومت.
‫از اقامت‌تون لذت ببرید.

350
00:18:30,021 --> 00:18:31,140
‫- ممنونم.
‫- نوش.

351
00:18:31,143 --> 00:18:32,922
‫نوش.

352
00:18:34,805 --> 00:18:36,114
‫هوم.

353
00:18:36,990 --> 00:18:39,137
‫راستی چه نیازی به اینا داریم؟

354
00:18:39,140 --> 00:18:41,214
‫نمی‌دونم والا.

355
00:18:59,703 --> 00:19:02,825
‫سیگنال اومد. ردیفه.

356
00:19:03,787 --> 00:19:06,051
‫دلم برای بچه بزرگ‌کردن تنگ شده.

357
00:19:12,908 --> 00:19:15,123
‫باید بند کفشمو ببندم.

358
00:19:30,784 --> 00:19:32,898
‫آنتن رو بده.

359
00:19:42,981 --> 00:19:45,553
‫ببینم چه فکری تو سر شما دوتاست؟

360
00:19:45,555 --> 00:19:47,042
‫چی؟ عه.

361
00:19:48,162 --> 00:19:50,090
‫ما... هوم.

362
00:19:50,093 --> 00:19:52,259
‫ما والا... والا داشتیم می‌گفتیم

363
00:19:52,261 --> 00:19:55,747
‫اون تارت‌های میگو چه‌قدر خوشمزه‌ان

364
00:19:55,749 --> 00:19:57,439
‫خیلی عشقِ غذاست.

365
00:19:57,442 --> 00:19:58,861
‫- آره عشق غذام.
‫- اوهوم.

366
00:19:58,864 --> 00:20:01,301
‫بد... بدجوری عشق غذام.
‫خیلی زیاد.

367
00:20:01,303 --> 00:20:04,523
‫خب، هر غذا و نوشیدنی‌ای
‫دل‌تون خواست بخورید.

368
00:20:04,526 --> 00:20:08,582
‫امشب شبی‌ـه که کسی
‫به این زودیـا فراموشش نمی‌کنه.

369
00:20:08,585 --> 00:20:10,275
‫بهتون خوش بگذره، دوستان من.

370
00:20:10,278 --> 00:20:12,612
‫و در ضمن... موفق باشید.

371
00:20:16,035 --> 00:20:18,607
‫موفق باشید؟
‫آخه چرا باید بگه "موفق باشید"؟

372
00:20:18,609 --> 00:20:21,452
‫نمی‌دونم والا..

373
00:20:21,454 --> 00:20:24,364
‫و نمی‌خوامم بفهمم.

374
00:20:25,891 --> 00:20:28,835
‫بریم دیگه، باشه؟
‫خیله‌خب.

375
00:20:28,860 --> 00:20:30,890
‫[ فلوریدا، میامی ]

376
00:20:33,375 --> 00:20:35,540
‫اون "موتیا موروزف"ـه.

377
00:20:35,542 --> 00:20:37,809
‫یکی از دو نفریه که
‫می‌خوام عکس‌شونو بگیری.

378
00:20:37,812 --> 00:20:39,469
‫ولی عکس اینو که خودت داری

379
00:20:39,472 --> 00:20:41,264
‫عکس جفت‌شونم دارم

380
00:20:44,111 --> 00:20:46,897
‫ولی عکس دوتاشون کنار همو می‌خوام.

381
00:20:46,899 --> 00:20:49,019
‫- چرا؟
‫- اسم اون یکی "فیلدز"ـه.

382
00:20:50,309 --> 00:20:52,136
‫،علی‌رغم اینکه تو یه هتل اقامت دارن

383
00:20:52,138 --> 00:20:53,354
‫اگر کنار هم دیده بشن...

384
00:20:53,357 --> 00:20:55,523
‫گند بالا میاد.

385
00:20:55,525 --> 00:20:58,435
‫تمام پیشگیریِ لازم رو انجام میدن
‫که از این اتفاق جلوگیری کنن.

386
00:21:04,229 --> 00:21:05,747
‫چه کمکی ازم بر میاد؟

387
00:21:05,750 --> 00:21:09,328
‫اون مرد خوش‌تیپ خوش قد و بالایی
‫که پشتم نشسته رو می‌بینی؟

388
00:21:10,210 --> 00:21:12,200
‫می‌خوام ازش خواستگاری کنم.

389
00:21:12,203 --> 00:21:13,754
‫به به!

390
00:21:13,757 --> 00:21:15,782
‫ما یه بار اینجا اتاق گرفتیم
‫و خیلی بهمون خوش گذشت.

391
00:21:15,784 --> 00:21:19,658
‫اتاق ۲۶۷ بود.
‫احیاناً بازم در دسترس هست؟

392
00:21:19,660 --> 00:21:21,323
‫بذار ببینم چی‌کار می‌تونم بکنم

393
00:21:25,887 --> 00:21:28,149
‫- ممنون.
‫- خواهش.

394
00:21:37,376 --> 00:21:40,162
‫لابی پُر از مأمورای انتظاماته.

395
00:21:40,165 --> 00:21:41,293
‫تعجبی هم نداره.

396
00:21:41,295 --> 00:21:43,691
‫پلیس فدرال به محتاط‌بودن معروف نیست

397
00:21:43,694 --> 00:21:46,361
‫اون مأمورایی که لابی رو زیر نظر گرفتن
‫مأمورای فدرالن؟

398
00:21:46,363 --> 00:21:47,746
‫پس پلیس فدراله که نمی‌خواد
‫عکسی گرفته باشه.

399
00:21:47,748 --> 00:21:49,570
‫بهت که گفتم، هیچ کدوم از طرفین...

400
00:21:49,573 --> 00:21:51,530
‫ولی نگفتی یکی از طرفین
‫اف‌بی‌آی بوده.

401
00:21:51,533 --> 00:21:53,221
‫قبول دارم اشتباه کردم.

402
00:21:53,223 --> 00:21:54,775
‫فکر می‌کردم تو برای پلیس فدرال کار می‌کنی

403
00:21:54,777 --> 00:21:57,917
‫گروه گلچین‌شده و کوچیکی
‫از مأمورین سازمان برای من کار می‌کنن.

404
00:21:57,920 --> 00:21:59,877
‫- هیچ‌کدوم از اینا نیستن؟
‫- متأسفانه خیر.

405
00:21:59,879 --> 00:22:01,870
‫حالا که می‌بینم این کار اشتباه بود.

406
00:22:03,697 --> 00:22:06,159
‫ده دقیقه دیگه. جلوی در.

407
00:22:06,162 --> 00:22:07,520
‫اونجا باش که سریع بریم.

408
00:22:07,523 --> 00:22:09,000
‫چطوری می‌خوای انجامش بدی؟

409
00:22:09,002 --> 00:22:10,959
‫زنگ بزن، درّو.
‫[ زدن زنگ خانۀ کسی و فرار کردن ]

410
00:22:10,962 --> 00:22:13,894
‫زنگ بزن درّو.

411
00:22:13,896 --> 00:22:16,043
‫بچگی‌مون با این بازی عشق می‌کردیم!

412
00:22:20,072 --> 00:22:23,447
‫میشه لطفاً به من توجه کنید؟

413
00:22:25,156 --> 00:22:28,054
‫مقاومت" اینجاست".

414
00:22:33,039 --> 00:22:35,662
‫نمایشی که الان می‌خوایم تماشا کنیم

415
00:22:35,665 --> 00:22:42,213
‫فقط به این خاطر معنی‌داره
‫که تک‌تک‌مون توش شریکیم.

416
00:22:42,216 --> 00:22:45,284
‫پیمانی که بستیم ما رو متعهد می‌کنه.

417
00:22:45,287 --> 00:22:48,389
‫،همونه که بهمون احساس سرزندگی میده

418
00:22:48,391 --> 00:22:50,846
‫حتی اگرم تنها یه شب باشه.

419
00:22:55,216 --> 00:23:00,434
‫همه‌مون موافقت کردیم که
‫،این چالش رو بپذیریم

420
00:23:00,436 --> 00:23:05,756
‫و بااینحال تنها یک نفر
‫از بین‌مون باهاش روبه‌رو میشه.

421
00:23:05,759 --> 00:23:11,320
‫،برای اون فرد بدشانس
‫شاید مایۀ دلگرمی باشه که

422
00:23:11,323 --> 00:23:14,560
‫به خاطر داشته باشه..
‫ما هیچ ریسکی ازت نمی‌خوایم

423
00:23:14,562 --> 00:23:17,937
‫که خودمون نکرده باشیم.

424
00:23:18,418 --> 00:23:22,543
‫بدین‌وسیله، مقاومت یک ساعت دیگه شروع میشه.

425
00:23:22,545 --> 00:23:26,159
‫برای همه‌مون آرزوی موفقیت می‌کنم.

426
00:23:33,840 --> 00:23:36,874
‫وای خدا. شرکت‌کننده.

427
00:23:37,638 --> 00:23:39,638
‫از بین مهمون‌ها شرکت‌کننده رو انتخاب می‌کنن

428
00:23:48,482 --> 00:23:50,609
‫نمی‌دونم چرا انقدر داره طول می‌کشه

429
00:23:50,636 --> 00:23:52,271
‫آنلاین‌ـه و داره سیگنال می‌فرسته.

430
00:23:52,273 --> 00:23:54,659
‫پس چرا هنوز نیومدن؟
‫شاید خارج از محدوده‌ایم؟

431
00:23:54,662 --> 00:23:56,468
‫نه، فرقی نداره کجا باشیم.

432
00:23:56,471 --> 00:23:57,764
‫با جی‌پی‌اس فعال میشه.

433
00:23:57,766 --> 00:23:59,266
‫خب باشه، پس کجان؟

434
00:23:59,269 --> 00:24:00,938
‫نمی‌دونم.

435
00:24:00,940 --> 00:24:02,712
‫اما تنها چیزی که می‌تونه
‫تداخل ایجاد کنه

436
00:24:02,715 --> 00:24:05,953
‫شراره خورشیدی‌ـه...

437
00:24:09,555 --> 00:24:10,833
‫یه‌جور مسدودکننده....

438
00:24:10,835 --> 00:24:12,436
‫پس پلیس فدرال روحشم
‫خبر نداره که ما اینجاییم.

439
00:24:12,438 --> 00:24:14,312
‫- آره فکر کنم.
‫- خب حالا چی‌کار کنیم؟

440
00:24:14,315 --> 00:24:17,701
‫خانم و آقایون، وقتشه.

441
00:24:18,205 --> 00:24:22,774
‫حاضرید با شرکت‌کننده آشنا شید؟

442
00:24:26,052 --> 00:24:28,063
‫- خدای من.
‫- باشه، باشه.

443
00:24:28,066 --> 00:24:29,713
‫وای خدا!

444
00:24:29,715 --> 00:24:31,459
‫،باشه، الودی
‫یه فکری براش می‌کنیم.

445
00:24:31,462 --> 00:24:32,882
‫یه کاریش می‌‌کنیم.
‫درست میشه.

446
00:24:32,884 --> 00:24:34,847
‫- چیزی نمیشه. فقط...
‫- نه، نه. صبر  کن.

447
00:24:34,850 --> 00:24:35,951
‫نه، صبر کنید، صبر کنید!

448
00:24:35,954 --> 00:24:38,283
‫صبرکن! وایسا، نه! تو رو خدا، نکنید!

449
00:24:38,285 --> 00:24:39,996
‫میام دنبالت، باشه؟

450
00:24:39,998 --> 00:24:42,971
‫نکنید! جون مادرتون! این‌کارو نکنید!

451
00:24:43,414 --> 00:24:45,397
‫این؟
‫کریلنکو"ـه".

452
00:24:45,400 --> 00:24:46,949
‫سرکرده‌ی مافیای روسیه در آمریکا.

453
00:24:46,952 --> 00:24:48,816
‫ولم کن!

454
00:24:48,818 --> 00:24:50,880
‫نکن، داری اذیتم می‌کنی!

455
00:24:50,883 --> 00:24:52,780
‫پلیس فدرال!

456
00:24:54,214 --> 00:24:55,445
‫بگیرش!

457
00:25:06,774 --> 00:25:09,904
‫- خدایا...
‫- وای.

458
00:25:11,872 --> 00:25:13,536
‫سلام.

459
00:25:13,538 --> 00:25:15,435
‫چه نودل شنای باحالی داری.

460
00:25:26,398 --> 00:25:30,727
‫این‌کاره‌ست... خیلیم این‌کاره‌ست.

461
00:25:43,590 --> 00:25:45,420
‫گفتی این حساب‌مون رو صاف می‌کنه دیگه

462
00:25:47,853 --> 00:25:52,915
‫دمبه، به ادوارد بگو که
‫بیست دقیقه دیگه آماده‌ی تیک‌آف می‌شیم.

463
00:25:52,918 --> 00:25:54,952
‫فرانچسکا.

464
00:25:54,954 --> 00:25:56,286
‫اسم شوهرت چی بود؟

465
00:25:56,289 --> 00:25:58,524
‫پاول... پاول فارول.

466
00:25:58,526 --> 00:26:01,009
‫،اگر باد مخالفی در کار نباشه
‫دو ساعت دیگه، تو و پاول

467
00:26:01,011 --> 00:26:04,201
‫سالگردتون رو طبق برنامۀ قبلی

468
00:26:04,227 --> 00:26:06,093
‫توی رستوران "پپرمیل" جشن می‌گیرید.

469
00:26:06,096 --> 00:26:08,498
‫پیشنهاد من، سوپ شیر و ذرت‌شونه.

470
00:26:08,500 --> 00:26:12,403
‫وای خدا! زنگ بزن، درّو!

471
00:26:38,967 --> 00:26:40,967
‫[ انتظامات ]

472
00:27:08,086 --> 00:27:10,688
‫هی. هی! بالأخره یه‌چیزی اومد.

473
00:27:10,690 --> 00:27:12,356
‫نقشه‌ی بزرگ‌مقیاسش رو بیار رو نمایشگر.

474
00:27:20,605 --> 00:27:22,976
‫انتهای راهرو، دست چپ.

475
00:27:26,856 --> 00:27:28,960
‫تمام ارتباطات درست شدن.

476
00:27:29,475 --> 00:27:31,178
‫[ سیگنال از دست رفت ]

477
00:27:31,504 --> 00:27:32,805
‫چی شد؟

478
00:27:32,807 --> 00:27:34,677
‫نمی‌دونم. سیگنال از دست رفت.

479
00:27:34,680 --> 00:27:37,018
‫ولی موقعیت‌شونو پیدا کردیم.
‫یگان ضد گروگانگیری رو فوراً اعزام کن.

480
00:27:37,021 --> 00:27:38,857
‫تو و کین همین‌الان باید
‫خودتونو برسونید اونجا.

481
00:27:41,166 --> 00:27:43,404
‫،آقایون و خانم‌ها

482
00:27:43,407 --> 00:27:48,753
‫بعد از مشکل کوچیکی که پیش اومد..
‫الان وقتش رسیده.

483
00:27:49,667 --> 00:27:52,993
‫خوش آمدید به... مقاومت.

484
00:27:56,161 --> 00:28:02,219
‫امشب، شرکت‌کننده‌مون با
‫چالش طاقت‌فرسایی روبرو میشه.

485
00:28:02,221 --> 00:28:06,541
‫تنها با استفاده از ابزارهایی
‫،که داخل اتاقک قرار داده شده

486
00:28:06,544 --> 00:28:10,423
‫شرکت‌کننده‌مون باید به راهی برای
‫نجاتِ جون خودش پیدا کنه

487
00:28:10,425 --> 00:28:17,368
‫یعنی با باز کردن اتاقک و
‫بیرون اومدن از قبرش.

488
00:28:17,371 --> 00:28:21,862
‫اما این اتاقک، این مقاومت

489
00:28:21,864 --> 00:28:26,151
‫،چالش جدیدی ارائه میده
‫چالشی در رابطه با

490
00:28:26,153 --> 00:28:28,466
‫زمان.

491
00:28:28,468 --> 00:28:31,870
‫شرکت‌کننده‌مون نه تنها باید خودشو آزاد کنه

492
00:28:31,873 --> 00:28:36,466
‫بلکه باید قبل از خفه‌شدنش
‫این‌کارو انجام بده.

493
00:28:36,468 --> 00:28:38,032
‫شرکت‌کنندۀ عزیز..

494
00:28:39,430 --> 00:28:41,879
‫نمایشی فراموش‌نکردنی برامون اجرا کن!

495
00:28:41,882 --> 00:28:44,160
‫نکنید! تمومش کنید!

496
00:28:44,162 --> 00:28:45,692
‫و در ضمن، موفق باشی.

497
00:28:59,149 --> 00:29:00,611
‫تو رو خدا این‌کارو نکنید!

498
00:29:00,614 --> 00:29:02,484
‫نمی‌تونم بازش کنم!

499
00:29:02,486 --> 00:29:06,330
‫والا نمی‌تونم!
‫نمی‌دونم چطوری بازش کنم!

500
00:29:28,393 --> 00:29:30,873
‫زودباشید دیگه، بچه‌ها.

501
00:29:42,815 --> 00:29:43,947
‫این چیه؟

502
00:29:43,973 --> 00:29:46,139
‫از طرف اون مَرده‌ست.
‫همون کلاه‌داره.

503
00:29:47,457 --> 00:29:49,543
‫این استراگانوفه؟

504
00:29:50,488 --> 00:29:52,794
‫ای جون!

505
00:29:54,446 --> 00:29:56,621
‫همیشه دنبال یه دستورپخت تازه‌ام.

506
00:29:56,624 --> 00:29:58,854
‫اون زنه. همونو فرستادی؟

507
00:29:58,856 --> 00:30:01,404
‫،آره. بعد از صحبت قبلی‌مون

508
00:30:01,407 --> 00:30:05,265
‫حس کردم به یه‌نَمه انگیزه نیاز داری.

509
00:30:06,686 --> 00:30:08,069
‫بهت که گفتم اگر برگردی، می‌زنم..

510
00:30:08,071 --> 00:30:09,652
‫آره، می‌دونم، گفتی
‫بلافاصله شلیک می‌کنی

511
00:30:09,655 --> 00:30:11,368
‫و زحمت سؤال و جواب به خودت نمیدی.

512
00:30:11,371 --> 00:30:15,063
‫ولی.. ولی، از اون‌موقع تا حالا
‫خیلی چیزا عوض شده.

513
00:30:16,814 --> 00:30:18,178
‫این عکس چیزی رو ثابت نمی‌کنه

514
00:30:18,180 --> 00:30:19,878
‫اینو ثابت می‌کنه که تو برای

515
00:30:19,880 --> 00:30:23,977
‫یه جلسۀ سرّی با پلیس فدرال
‫رفتی میامی.

516
00:30:23,980 --> 00:30:26,578
‫بهم گفته بودن خبرچینی.

517
00:30:26,580 --> 00:30:29,313
‫،و مگه این‌که هر کاری میگم بکنی

518
00:30:29,315 --> 00:30:32,455
‫بقیه هم به این حقیقت پی می‌برن.

519
00:30:33,312 --> 00:30:34,976
‫روستوا.

520
00:30:34,979 --> 00:30:37,543
‫،هر وقت سرنخی پیدا کردی
‫میای به من میگی.

521
00:30:37,545 --> 00:30:41,704
‫،هر وقت آدرسی ازش پیدا کردی
‫اول من میرم اونجا.

522
00:30:44,811 --> 00:30:46,875
‫جوز هندیش خوشمزه‌ست.

523
00:30:46,878 --> 00:30:49,828
‫نمکش کمه.

524
00:30:55,703 --> 00:31:01,269
‫لطفاً تمومش کنید!

525
00:31:01,271 --> 00:31:04,054
‫پلیس! اف‌بی‌آی... خبر دارن.

526
00:31:04,057 --> 00:31:05,933
‫از کارِتون خبر دارن.

527
00:31:05,935 --> 00:31:09,557
‫الان میان دستگیرتون می‌کنن.

528
00:31:09,560 --> 00:31:11,503
‫آرام!

529
00:31:11,505 --> 00:31:14,590
‫آرام، خواهش می‌کنم یه کاری کن!

530
00:31:18,050 --> 00:31:20,663
‫تو رو خدا بهشون بگو!

531
00:31:20,665 --> 00:31:22,475
‫جونِ من! بهشون بگو.

532
00:31:22,477 --> 00:31:24,522
‫آقای آبیلاک، ازتون می‌خوام
‫که لطفاً همراه من بیاید.

533
00:31:24,525 --> 00:31:26,407
‫- بس کنید!
‫- چی؟ نه.

534
00:31:26,409 --> 00:31:28,151
‫جناب، درخواست نکردم.

535
00:31:28,154 --> 00:31:29,606
‫آرام!

536
00:31:29,608 --> 00:31:30,931
‫میشه... میشه لطفاً..

537
00:31:30,933 --> 00:31:34,420
‫- یه لحظه اجازه بدین؟
‫- قربان، همین‌الان باید بریم.

538
00:31:37,576 --> 00:31:39,453
‫آقای پراکت خیلی ازتون
‫ناراحت میشه‌هـا.

539
00:31:39,456 --> 00:31:40,829
‫چرا اون‌وقت؟

540
00:31:56,601 --> 00:31:58,880
‫پلیس فدرال! همه بخوان روی زمین.

541
00:31:58,883 --> 00:32:00,939
‫کسی تکون نخوره.

542
00:32:02,203 --> 00:32:04,491
‫- کجا می‌ریم؟
‫- نمی‌دونم.

543
00:32:06,386 --> 00:32:09,139
‫مسدودکننده رو فعال کردیم.
‫جای دوری نمی‌تونن برن.

544
00:32:09,141 --> 00:32:11,031
‫خروجی شرقی رو بپّایید.

545
00:32:11,033 --> 00:32:13,189
‫- هیس، هیس.
‫- اون دره رو چک کنید!

546
00:32:15,815 --> 00:32:18,667
‫دوستات کجان؟

547
00:32:18,670 --> 00:32:20,891
‫نمی‌دونم.

548
00:32:28,762 --> 00:32:31,084
‫این دیگه واسه چی بود؟

549
00:32:31,751 --> 00:32:33,739
‫ممنونم ازت.

550
00:32:36,853 --> 00:32:38,553
‫باید راه بیفتیم.

551
00:32:42,316 --> 00:32:43,691
‫باشه.

552
00:32:45,494 --> 00:32:47,782
‫- الان می‌رسیم
‫- باشه

553
00:33:11,456 --> 00:33:14,122
‫- خوش برگشتین.
‫- بذار دختره بره.

554
00:33:14,125 --> 00:33:15,528
‫این واقعاً سابقه نداشته.

555
00:33:15,530 --> 00:33:19,099
‫،من مأمور اف‌بی‌آیم
‫و دستور میدم بذاری بره.

556
00:33:19,102 --> 00:33:24,011
‫،اگر مأمور فدرالی
‫که خوب باید بدونی

557
00:33:24,014 --> 00:33:30,231
‫نمی‌تونیم اجازه بدیم برید
‫و مهمون‌هامونو لو بدین.

558
00:33:30,233 --> 00:33:32,866
‫،پس الان با من میاید

559
00:33:32,868 --> 00:33:36,846
‫به افرادم دقیقاً می‌گید که
‫،پلیس فدرال چی‌ها می‌دونه

560
00:33:36,849 --> 00:33:39,158
‫و بعدم می‌بریم‌تون لب ساحل

561
00:33:39,161 --> 00:33:40,539
‫و غرق‌تون می‌کنیم.

562
00:33:40,541 --> 00:33:42,761
‫- نه، صبرکن.
‫- اون نقشی تو این ماجرا نداشته.

563
00:33:42,763 --> 00:33:44,993
‫- اونی که دنبالشید، منم.
‫- دیگه کاریه که شده.

564
00:33:51,288 --> 00:33:54,530
‫- زجرکُش‌شون کنید!
‫- غرق‌شون کنید!

565
00:33:56,967 --> 00:33:58,985
‫پلیس فدرال!

566
00:33:58,987 --> 00:34:01,572
‫- برو، برو، حرکت کن!
‫- پلیس فدرال! دستـا بالا!

567
00:34:01,575 --> 00:34:04,409
‫- دستـا بالا!
‫- دستـاتونو نشون بدین!

568
00:34:05,582 --> 00:34:08,948
‫همه دستـا بالا!

569
00:34:14,338 --> 00:34:16,038
‫چه مقاومتی.

570
00:34:20,816 --> 00:34:22,055
‫این از نظرت خنده‌داره؟

571
00:34:22,059 --> 00:34:24,205
‫به‌نظرم هیجان‌انگیزه.

572
00:34:24,207 --> 00:34:28,567
‫بقیۀ اعضای اجتماع‌تون باهات هم‌نظر نیستن.

573
00:34:28,570 --> 00:34:31,050
‫آخه مشغولِ خیانت بهتن.

574
00:34:31,544 --> 00:34:34,351
‫تا الان، جزئیات ۶ فقره قتل رو بهمون گفتن.

575
00:34:34,354 --> 00:34:37,095
‫مردم دنبال ریسک‌کردنن.

576
00:34:37,098 --> 00:34:39,111
‫منم ریسک رو تقدیم‌شون کردم.

577
00:34:39,113 --> 00:34:41,589
‫شانسِ... احساس سرزندگی‌کردن.

578
00:34:41,592 --> 00:34:43,705
‫به "ونس پالمر" هم همینو تقدیم کردی

579
00:34:43,708 --> 00:34:46,977
‫وقتی تو یه مکعب با بمبی که
‫نمی‌تونست خنثی‌ش کنه، حبسش کردی؟

580
00:34:46,980 --> 00:34:49,820
‫،اگر همه مُقُر اومدن
‫دیگه منو می‌خواید چی‌کار؟

581
00:34:49,823 --> 00:34:53,621
‫خبرچین‌ها دنبال یه راه نجاتن.
‫من دیگه آخر خطم.

582
00:34:53,624 --> 00:34:55,395
‫نه دقیقاً.

583
00:34:56,676 --> 00:34:59,499
‫لوئیس استاین‌هیل.
‫شنیدم یه بار استخدامش کردی.

584
00:34:59,501 --> 00:35:01,252
‫اسمشم نشنیدم.

585
00:35:01,255 --> 00:35:03,461
‫خب، خیلی حیف شد.

586
00:35:03,463 --> 00:35:05,538
‫،چون اگه شنیده بودی
‫می‌تونستیم به دادستان منطقه سفارش کنیم

587
00:35:05,541 --> 00:35:07,812
‫گزینۀ اعدام رو بذاره کنار.

588
00:35:11,160 --> 00:35:13,431
‫ولی خب، تزریق کشنده هم

589
00:35:13,433 --> 00:35:16,353
‫قشنگ شانس احساس سرزندگی بهت میده...

590
00:35:16,356 --> 00:35:18,626
‫یعنی، قبل از اینکه بکشدت.

591
00:35:22,321 --> 00:35:25,706
‫گفتی... اسمش چی بود؟

592
00:35:25,708 --> 00:35:28,628
‫لوئیس تی. استاین‌هیل.

593
00:35:28,631 --> 00:35:31,422
‫واروواژه‌ی لغت "شعبده‌باز"ـه.

594
00:35:31,424 --> 00:35:35,124
‫گفتی رستوران "پپرمیل" شامپاین رو نرسونده؟

595
00:35:35,126 --> 00:35:36,422
‫گفتن هیچ رزروی با اسم

596
00:35:36,425 --> 00:35:38,079
‫فارول" یا "کمپبل" نشده".

597
00:35:40,534 --> 00:35:42,788
‫فرانچسکا گفت متأهله.

598
00:35:42,790 --> 00:35:44,607
‫،اما به گفتۀ گلن

599
00:35:44,609 --> 00:35:47,464
‫تو دیتابیس آژانس وسایل نقلیه
‫مجرد ثبت شده.

600
00:35:50,481 --> 00:35:51,499
‫الو؟

601
00:35:51,501 --> 00:35:55,416
‫،هر موقع، وقت مناسبی بود
‫دوست دارم از خدماتت استفاده کنم.

602
00:35:55,419 --> 00:35:57,199
‫فکر می‌کردم حساب‌مون صاف شده.

603
00:35:57,202 --> 00:35:59,368
‫،آره. هیچ وظیفه‌ای نداری

604
00:35:59,370 --> 00:36:03,419
‫ولی یه مأمور توانا لازم دارم.

605
00:36:04,687 --> 00:36:06,817
‫همین‌الان باید جواب بدم؟

606
00:36:06,820 --> 00:36:10,070
‫وای خدا. چقدر بی‌شعورم.

607
00:36:10,072 --> 00:36:11,853
‫سالگردتونه.

608
00:36:11,856 --> 00:36:13,709
‫تونستید برید پپرمیل؟

609
00:36:13,712 --> 00:36:15,981
‫آره. الان همون‌جاییم.

610
00:36:15,983 --> 00:36:19,004
‫بعد من دارم دربارۀ کار صحبت می‌کنم.
‫برو، خوش بگذره.

611
00:36:19,007 --> 00:36:21,506
‫امیدوارم پاول بدونه چه مرد خوش‌شانسیه.

612
00:36:21,509 --> 00:36:24,829
‫چطور می‌تونه فراموش کنه؟
‫هر روز بهش یادآوری می‌کنم.

613
00:36:33,891 --> 00:36:37,363
‫الو؟ الیزابت؟

614
00:36:38,675 --> 00:36:40,279
‫الیزابت.

615
00:36:40,281 --> 00:36:42,922
‫عه سلام، شرمنده...

616
00:36:42,924 --> 00:36:44,226
‫یه لحظه صبر کن.

617
00:36:45,701 --> 00:36:47,606
‫خب.

618
00:36:50,653 --> 00:36:53,762
‫هیچی، زنگ زدم بهت بگم
‫چیزی که می‌خواستی رو پیدا کردم.

619
00:36:53,765 --> 00:36:57,007
‫- آدرس استاین‌هیل رو.
‫- بگو.

620
00:36:58,516 --> 00:36:59,958
‫هوم.

621
00:36:59,958 --> 00:37:01,855
‫،نامه‌ای به اَگنس
‫امیدوارم تمام قصه‌های پریونـت تحقق پیدا کنه.
‫- مَدی

622
00:37:01,881 --> 00:37:04,044
‫بعضیـا چقدر باملاحظه‌ن.

623
00:37:04,046 --> 00:37:06,936
‫استاین‌هیل رو گفتی کجاست؟

624
00:37:07,711 --> 00:37:09,408
‫استاین‌هیل رو پیدا کردن.

625
00:37:10,677 --> 00:37:12,906
‫چه بد.

626
00:37:12,909 --> 00:37:15,206
‫ازش خوشم اومده بود.

627
00:37:33,657 --> 00:37:35,895
‫،تو این‌کاره‌ای
‫من بیشتر!
‫- ک

628
00:37:54,490 --> 00:37:57,586
‫سلام علیکم، دختر خانم.

629
00:37:57,588 --> 00:37:59,185
‫مرسی بابت کتاب‌ها.

630
00:37:59,188 --> 00:38:00,651
‫خواهش میشه.

631
00:38:00,654 --> 00:38:02,817
‫می‌خوای یکی‌شونو برام بخونی؟

632
00:38:02,820 --> 00:38:05,982
‫خب، بله که می‌خوام.
‫تو می‌خوای برات بخونم؟

633
00:38:19,245 --> 00:38:21,675
‫امروز خیلی کارت خوب بود.

634
00:38:21,677 --> 00:38:25,239
‫خب.. در نهایت آره.

635
00:38:25,736 --> 00:38:27,130
‫کارت عالی بود.

636
00:38:27,132 --> 00:38:29,975
‫بهت افتخار می‌کنم.

637
00:38:33,279 --> 00:38:35,567
‫،روزی روزگاری"

638
00:38:35,569 --> 00:38:37,419
‫،یه دختر بچه‌ی روستایی بود

639
00:38:37,422 --> 00:38:41,026
‫زیباترین موجودی که کسی تابه‌حال دیده بود.

640
00:38:41,028 --> 00:38:44,698
‫،مادرش خیلی دوستش داشت

641
00:38:44,701 --> 00:38:47,610
‫".و یکی دوردونه‌ی مامان‌بزرگش بود

642
00:38:49,762 --> 00:38:51,707
‫خانم رادکلیف چطوره؟

643
00:38:52,211 --> 00:38:55,513
‫والا... حالش خوبه.

644
00:38:56,083 --> 00:38:58,291
‫می‌دونی، فکر کنم تا حدودی

645
00:38:58,293 --> 00:39:01,769
‫این خطرها... براش هیجان‌انگیز بود.

646
00:39:01,772 --> 00:39:04,622
‫باورنکردنیه، نه؟

647
00:39:06,536 --> 00:39:08,258
‫من خیلی‌وقته دیگه بی‌خیالِ این شدم

648
00:39:08,261 --> 00:39:11,364
‫که بفهمم چی آدما رو به هیجان میاره
‫یا این‌که چرا.

649
00:39:12,029 --> 00:39:14,751
‫"آره، و حال‌کردن با "گل‌های رنج
‫هم خیلی عجیب‌غریبه.

650
00:39:14,754 --> 00:39:18,618
‫،اما به‌عنوان یه قانون کلی
‫آدمایی که مصمم هستن

651
00:39:18,621 --> 00:39:22,801
‫راه‌های جدیدی برای به هیجان اومدن
‫پیدا کنن رو تحسین می‌کنم.

652
00:39:23,308 --> 00:39:25,551
‫به‌جای این‌که سِرّ و کرخت باشن.

653
00:39:27,331 --> 00:39:29,463
‫با این‌کار اوکی نیستی.

654
00:39:29,465 --> 00:39:31,968
‫می‌ترسی دوباره دل ببندی
‫که قابل‌درک هم هست.

655
00:39:34,511 --> 00:39:35,864
‫اما می‌خوام تشویقت کنم
‫که سعیت رو بکنی.

656
00:39:37,661 --> 00:39:42,150
‫چون... درد کشیدن هر چقدرم سخت باشه...

657
00:39:44,054 --> 00:39:46,255
‫بی‌حس‌بودن خیلی سخت‌تره.

658
00:39:47,231 --> 00:39:52,014
‫طفلکی بچه‌ـه نمی‌دونست"
‫".چه خطری تهدیدش می‌کرد

659
00:39:58,829 --> 00:40:00,583
‫سلام.

660
00:40:00,585 --> 00:40:01,875
‫سلام.

661
00:40:01,877 --> 00:40:03,929
‫بیا تو.

662
00:40:06,119 --> 00:40:08,668
‫مامان‌بزرگ، چه گوش‌های بزرگی داری".

663
00:40:08,670 --> 00:40:11,087
‫:گرگ هم در جواب گفت"
‫اینطوری بهتر می‌تونم

664
00:40:11,089 --> 00:40:12,578
‫".صدای تو رو بشنوم، دخترم

665
00:40:12,581 --> 00:40:15,130
‫خواستم بیام ببینم حالت خوب باشه.

666
00:40:15,132 --> 00:40:18,608
‫خوبم... به لطف تو.

667
00:40:18,611 --> 00:40:21,955
‫یه‌چیز دیگه هم می‌خواستم بگم

668
00:40:21,958 --> 00:40:24,905
‫این که نباید...

669
00:40:24,907 --> 00:40:27,059
‫می‌دونی، حس بدی به
‫اون‌خاطر داشته باشی...

670
00:40:27,061 --> 00:40:28,569
‫بخاطر چی؟

671
00:40:30,143 --> 00:40:33,289
‫بوسیدنِ من.

672
00:40:33,291 --> 00:40:35,205
‫اصلاً نباید هیچ حس بدی
‫براش داشته باشی.

673
00:40:36,794 --> 00:40:38,060
‫جدی؟

674
00:40:38,573 --> 00:40:40,048
‫معلومه.

675
00:40:47,080 --> 00:40:50,121
‫مامان‌بزرگ، چه دندون‌های بزرگی داری".

676
00:40:50,124 --> 00:40:53,677
‫:گرگ هم در جواب گفت
‫این‌طوری بهتر می‌تونم بخورمت.

677
00:40:53,679 --> 00:40:57,722
‫و با گفتن این جمله، گرگ خبیث

678
00:40:57,725 --> 00:41:02,945
‫افتاد به جون شنل قرمزی
‫".و زنده‌زنده اونو خورد

679
00:41:05,930 --> 00:41:08,864
‫مثل فرشته‌هاست.

680
00:41:13,219 --> 00:41:14,610
‫چی شد که اون‌طوری شد؟

681
00:41:16,328 --> 00:41:18,640
‫این‌که از دخترت فاصله گرفتی.

682
00:41:21,547 --> 00:41:23,522
‫الان دیگه فقط مهم اینه که

683
00:41:23,524 --> 00:41:25,109
‫می‌خوام کارمو جبران کنم.

684
00:41:27,056 --> 00:41:29,807
‫منم از مادرم فاصله گرفتم.

685
00:41:31,579 --> 00:41:35,334
‫منم بودم دوست داشتم
‫اونم بخواد بیاد و کارشو جبران کنه.

686
00:41:36,225 --> 00:41:37,907
‫مطمئنم که می‌خواد.

687
00:41:41,150 --> 00:41:42,584
‫خب..

688
00:41:43,645 --> 00:41:45,742
‫امیدوارم این اتفاق بیفته.

689
00:41:53,981 --> 00:41:55,242
‫،مدت زیادی

690
00:41:55,245 --> 00:41:57,446
‫اصلاً فکر نمی‌کردم این اتفاق ممکن باشه.

691
00:42:00,284 --> 00:42:02,218
‫ولی الان کم‌کم داره نظرم عوض میشه.

692
00:42:03,025 --> 00:42:11,025
‫:مترجمین
‫« Highbury »
‫« AbG ســــروش »
‫<font color="#ff۰۰۰۰">AliNet:هماهنگی</font>

693
00:43:11,125 --> 00:43:16,125
‫مرجع دانلود فیلم و سریال با لینک مستقیم
‫NightMovie.Co

694
00:43:16,225 --> 00:43:21,225
‫« eLOLeir :اینستاگرام »
‫:آموزش نوین و سریع مکالمۀ انگلیسی با تدریس
‫AbG ســروش

