﻿1
00:00:00,757 --> 00:00:02,484
‫می‌دونی، اولین تبادل سهام...

2
00:00:02,586 --> 00:00:04,989
‫از بلژیک و سال 1531 شروع شد...

3
00:00:05,122 --> 00:00:07,191
‫و تا پنج قرن بعد...

4
00:00:07,324 --> 00:00:10,027
‫این سرمایه جاری
‫دنیا رو بیشتر از سیاست...

5
00:00:10,161 --> 00:00:11,295
‫مذهب و جنگ...

6
00:00:11,428 --> 00:00:13,330
‫تغییر داد

7
00:00:13,464 --> 00:00:17,701
‫و مثل تمام بازارها،
‫وابستگی ما به قوانین رو

8
00:00:17,835 --> 00:00:20,972
‫گزارش صادقانه سود و زیان

9
00:00:21,105 --> 00:00:23,507
‫شما از پس این کار برنیومدین. شما...

10
00:00:23,640 --> 00:00:26,710
‫در تمام اسنادتون دروغ گفتین

11
00:00:26,844 --> 00:00:32,049
‫‏78 میلیون دلار برای
‫ساخت یه تونل زیر مرز جمع کردین...

12
00:00:32,183 --> 00:00:34,718
‫که اصلا قصد
‫ساختنش رو نداشتین

13
00:00:34,852 --> 00:00:38,722
‫مسیر پنج مایلی با نرده،
‫کامیون و پالت و آدم...

14
00:00:38,856 --> 00:00:41,058
‫با کلی ورودی و خروجی...

15
00:00:41,192 --> 00:00:44,395
‫همه‌شون در انبارهای
‫تحت کنترل شما بوده

16
00:00:44,528 --> 00:00:50,167
‫به جاش، پول رو در
‫املاک میامی سرمایه‌گذاری کردین

17
00:00:50,301 --> 00:00:52,336
‫در وال استرین این کار
‫یه جور کلاهبرداری حساب میشه...

18
00:00:52,469 --> 00:00:54,505
‫و مجازات میشین...

19
00:00:54,638 --> 00:00:56,340
‫و سر از زندان درمیارین

20
00:00:56,473 --> 00:00:57,942
‫اگرچه سرمایه‌گذارهای شما...

21
00:00:58,075 --> 00:01:01,245
‫آدم‌های اغلب نترسی هستن
‫که شما ازشون دزدی کردین...

22
00:01:01,378 --> 00:01:02,796
‫فکر کنم متوجه میشین
‫می‌خوام به کجا برسم

23
00:01:02,880 --> 00:01:04,681
‫اصلا جای خوبی نیست

24
00:01:04,816 --> 00:01:07,018
‫آدم‌های بسیار احساسی هستن و الان...

25
00:01:07,151 --> 00:01:10,721
‫احساسات‌شون متمایل به
‫رباخواری و قتله

26
00:01:10,855 --> 00:01:12,389
‫شما شانس اوردین...

27
00:01:12,523 --> 00:01:14,558
‫که همه توافق کردیم
‫از قوانین خودمون پیروی کنیم

28
00:01:14,691 --> 00:01:15,827
‫فی المثل

29
00:01:15,960 --> 00:01:17,829
‫می‌دونی، اصلا نمی‌دونم
‫معنای فی المثل چیه

30
00:01:17,962 --> 00:01:19,396
‫فقط از تلفظ کردنش خوشم میاد

31
00:01:19,530 --> 00:01:21,698
‫بذار ببینیم

32
00:01:21,833 --> 00:01:24,936
‫بخش 42، پاراگراف سی

33
00:01:25,069 --> 00:01:26,070
‫مجازات‌ها

34
00:01:26,203 --> 00:01:28,405
‫فی المثل

35
00:01:28,539 --> 00:01:31,142
‫تعیین مجازات بر عهده
‫مدیرعامل خواهد بود

36
00:01:31,275 --> 00:01:34,511
‫خب، سرمایه‌گذارهاتون می‌خوان شما بمیرین

37
00:01:34,645 --> 00:01:36,547
‫من مرده متحرک رو بیشتر ترجیح میدم

38
00:01:36,680 --> 00:01:38,115
‫تا نمونه زنده و روشن...

39
00:01:38,249 --> 00:01:39,283
‫از وقتی باشه که...

40
00:01:39,416 --> 00:01:41,252
‫یکی قوانین ما رو می‌شکنه

41
00:01:41,385 --> 00:01:44,221
‫این رضایت‌نامه‌ها رو
‫هر کدوم امضا کردین...

42
00:01:44,355 --> 00:01:47,424
‫رضایت دادین که
‫از تصمیم من تبعیت کنین

43
00:01:47,558 --> 00:01:49,126
‫و تصمیم من اینه

44
00:01:49,260 --> 00:01:52,029
‫پرداخت کامل به اضافه 20 درصد

45
00:01:53,030 --> 00:01:54,098
‫و انگشت‌ها

46
00:01:54,231 --> 00:01:56,333
‫دو تا از تو. دو تا از تو

47
00:01:56,467 --> 00:01:57,634
‫سه تا از تو

48
00:01:57,768 --> 00:02:00,437
‫از همون دستی که باهاش
‫رضایت‌نامه رو امضا کردین

49
00:02:00,571 --> 00:02:02,406
‫ببینین، این یه سوگند خونیه

50
00:02:02,539 --> 00:02:05,943
‫شما سوگندشکنی کردین و منم چیزی
‫که باهاش این کار رو کردین قطع می‌‌کنم

51
00:02:06,077 --> 00:02:09,213
‫بث، تو سردسته این
‫جماعتی. جلوتر از همه برو

52
00:02:09,346 --> 00:02:11,248
‫نه، نه، لطفا این کار رو نکنین

53
00:02:11,382 --> 00:02:13,617
‫- دیگه خیلی دیر شده
‫- نه

54
00:02:19,390 --> 00:02:22,393
‫جو، سه تا انگشت بث رو قطع کن

55
00:02:22,526 --> 00:02:25,096
‫- برعکس بیا جلو، از انگشت کوچیک
‫- نه، نه، لطفا

56
00:02:25,229 --> 00:02:29,600
‫و بث، به هر کسی
‫که پرسید با خیال راحت بگو...

57
00:02:29,733 --> 00:02:32,937
‫اگه می‌خوان تقلب کنن،
‫در بازار سهام تقلب کنن...

58
00:02:33,070 --> 00:02:34,571
‫نه در بازار شب

59
00:02:34,705 --> 00:02:36,473
‫نه

60
00:02:36,607 --> 00:02:38,071
‫نه

61
00:02:38,615 --> 00:02:44,119
تـلـگـرام
<font color="#ff0000">@BlacklistDonate</font>

62
00:02:44,144 --> 00:02:46,392
:فصل نهم، قسمت دوازدهم
« مدیرعامل؛ شمارۀ ۱۷۱ »

63
00:02:47,518 --> 00:02:49,620
‫می‌دونی، پلیس محلی هیچ
‫ردی از مشروب‌فروش نداره

64
00:02:49,753 --> 00:02:51,655
‫یه ماه گذشته. انگار هیچی نشده

65
00:02:51,788 --> 00:02:53,057
‫خب، یه حرفه‌ای اونو کشته

66
00:02:53,190 --> 00:02:56,027
‫طول می‌کشه تا یکی
‫یه سرنخ پیدا کنه

67
00:02:56,160 --> 00:02:58,095
‫وقت ندارم

68
00:02:58,229 --> 00:03:00,131
‫یکی رو دارم که مدام
‫بهم زنگ می‌زنه...

69
00:03:00,264 --> 00:03:01,681
‫تا یادآوری کنه اسلحه
‫گذاشته روی سرم

70
00:03:01,765 --> 00:03:03,200
‫آره، خب، دفعه‌ی بعد که زنگ زد...

71
00:03:03,334 --> 00:03:04,701
‫می‌تونی صداشو ضبط کنی...

72
00:03:04,835 --> 00:03:06,803
‫و ببینیم میشه از
‫صداش شناساییش کنیم...

73
00:03:06,938 --> 00:03:07,938
‫و اسمش رو بفهمیم یا نه

74
00:03:08,772 --> 00:03:10,090
‫یه ساعته دنبال چی می‌گردی؟

75
00:03:10,174 --> 00:03:12,243
‫میمی گم شده. یه خرگوش عروسکیه

76
00:03:12,376 --> 00:03:14,545
‫به این بزرگی. پاهاش تیره‌س

77
00:03:14,678 --> 00:03:16,880
‫خرگوش؟ با پاهای تیره؟

78
00:03:17,014 --> 00:03:18,482
‫به اگنس آرامش میده

79
00:03:18,615 --> 00:03:20,517
‫در این سن نباید
‫با گوشی همراه آرامش بگیره؟

80
00:03:20,651 --> 00:03:22,253
‫مال مادرش بوده

81
00:03:22,386 --> 00:03:24,137
‫نقشی مهم در
‫فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی داشته

82
00:03:24,221 --> 00:03:26,223
‫همین خرگوش؟

83
00:03:26,357 --> 00:03:27,740
‫راستی به خاطر گوشی ممنون...

84
00:03:27,824 --> 00:03:29,593
‫و به خاطر اینکه دوباره
‫پرونده رو مرور می‌کنی

85
00:03:29,726 --> 00:03:31,278
‫آره، خب، سه بار مرورش کردم

86
00:03:31,362 --> 00:03:33,164
‫پس ممنون که بار
‫چهارم مرورش می‌کنی

87
00:03:33,297 --> 00:03:35,215
‫باید بفهمیم چی
‫سر مشروب‌فروش اومده...

88
00:03:35,299 --> 00:03:36,449
‫و اگه پلیس نمی‌تونه بهمون کمک کنه...

89
00:03:36,533 --> 00:03:37,868
‫باید به داد خودمون برسیم

90
00:03:39,270 --> 00:03:41,338
‫پیتزافروشی نیک

91
00:03:41,472 --> 00:03:43,607
‫شاید خرگوش دست اونا باشه

92
00:03:43,941 --> 00:03:47,361
:تـــرجـــمـــه
« Highbury و AbG ســــروش »

93
00:03:48,143 --> 00:03:49,346
‫هارولد

94
00:03:49,480 --> 00:03:50,514
‫بفرما

95
00:03:52,749 --> 00:03:53,650
‫داری آینده‌تو می‌خونی؟

96
00:03:55,819 --> 00:03:56,819
‫نمی‌دونم

97
00:03:58,022 --> 00:03:59,690
‫کار میرسه‌س

98
00:03:59,823 --> 00:04:03,060
‫من فقط ازش آرامش می‌گیرم

99
00:04:04,195 --> 00:04:06,397
‫به الیزابت مربوط میشه؟

100
00:04:06,530 --> 00:04:08,899
‫باید نبش قبر بشه، هارولد

101
00:04:09,033 --> 00:04:10,934
‫آرام در مورد ردیاب بهم گفت

102
00:04:11,068 --> 00:04:15,272
‫که هر کسی که می‌خواسته الیزابت بمیره،
‫اونو گذاشته داخل بدنش نه روی بدنش

103
00:04:15,406 --> 00:04:17,541
‫و با اینحال سر قبرش نگهبان گذاشتی

104
00:04:17,674 --> 00:04:18,742
‫به آرامش ابدی رسیده

105
00:04:18,875 --> 00:04:20,277
‫قصد دارم همینطوری بمونه

106
00:04:23,780 --> 00:04:25,516
‫بیشتر دنیای من...

107
00:04:25,649 --> 00:04:29,586
‫موازی دنیای توست

108
00:04:29,720 --> 00:04:33,257
‫آدم‌ها و تشکیلات
‫در دنیاهای هر دومون...

109
00:04:33,390 --> 00:04:35,159
‫نیازهای یکسانی دارن

110
00:04:35,292 --> 00:04:37,094
‫امنیت. بیمه پزشکی

111
00:04:37,228 --> 00:04:38,162
‫مسافرت هوایی

112
00:04:38,295 --> 00:04:39,930
‫زیرساخت‌های شرکتی

113
00:04:40,064 --> 00:04:42,099
‫خدمات مالی

114
00:04:42,233 --> 00:04:44,601
‫برای همین بازار شب...

115
00:04:44,735 --> 00:04:46,770
‫بازار سهام خلافکارهاست

116
00:04:46,903 --> 00:04:49,406
‫مشکلات سهام کارتل سینالوا؟

117
00:04:49,540 --> 00:04:52,043
‫کارتل‌ها، دسته‌های تبهکاری
‫و سندیکاهای جنایتکار

118
00:04:52,176 --> 00:04:54,978
‫یاکوزا فرقی با گوگل نداره

119
00:04:55,112 --> 00:04:57,048
‫هر دو سهم می‌فروشن
‫تا پول بدست بیارن...

120
00:04:57,181 --> 00:05:00,284
‫و هزینه‌های تحقیق و
‫توسعه، سرمایه‌گذاری...

121
00:05:00,417 --> 00:05:02,519
‫و گسترش دادن عملیاتش رو بدن

122
00:05:02,653 --> 00:05:04,221
‫- تو در این بازار هستی؟
‫- البته

123
00:05:04,355 --> 00:05:06,123
‫بازارهای سرمایه عامل مهمی...

124
00:05:06,257 --> 00:05:09,426
‫در رشد انفجاری دنیای توست

125
00:05:09,560 --> 00:05:11,628
‫بازار شب هم در دنیای
‫من فرق چندانی نداره

126
00:05:11,762 --> 00:05:13,464
‫احمقم اگه ازش استفاده نکنم

127
00:05:13,597 --> 00:05:15,132
‫اما می‌خوای ما از بین ببریمش

128
00:05:15,266 --> 00:05:17,634
‫مردی که رییس این
‫تشکیلاته به «مدیرعامل» معروفه

129
00:05:17,768 --> 00:05:19,403
‫اسم واقعیش رو نمی‌دونم...

130
00:05:19,536 --> 00:05:21,138
‫یا اینکه دقیقا از کجا پیداش کنم

131
00:05:21,272 --> 00:05:23,006
‫زیاد جابه‌جا میشه

132
00:05:23,140 --> 00:05:24,508
‫چیزی که می‌دونم...

133
00:05:24,641 --> 00:05:27,344
‫اینه که به تنهایی نقش کمیته
‫نظارت بر سهام رو ایفا می‌کنه

134
00:05:27,478 --> 00:05:29,813
‫هم قاضی، هم هیئت منصفه و هم جلاده

135
00:05:29,946 --> 00:05:31,815
‫این آدم‌های بدبخت...

136
00:05:31,948 --> 00:05:34,985
‫سرمایه‌گذارهاشونو پیش
‫از باز شدن بازار سهام داخلی گول زدن

137
00:05:35,119 --> 00:05:35,952
‫مدیرعامل این کار رو کرده؟

138
00:05:36,087 --> 00:05:37,454
‫تا پیامی بفرسته

139
00:05:37,588 --> 00:05:39,022
‫پیامی کاملا واضح

140
00:05:39,156 --> 00:05:42,959
‫عکس می‌گیرن و بین تمام آدم‌های
‫این کاره پخش می‌کنن

141
00:05:44,928 --> 00:05:46,630
‫در مورد الیزابت اشتباه می‌کنی

142
00:05:46,763 --> 00:05:49,533
‫اون نه آرامش داره و نه به ابد پیوسته

143
00:05:49,666 --> 00:05:51,302
‫مرده

144
00:05:51,435 --> 00:05:54,971
‫نمیشه مزاحمش شد
‫چون اصلا وجود نداره

145
00:05:55,106 --> 00:05:56,707
‫ما وجود داریم

146
00:05:56,840 --> 00:05:57,974
‫ما آسیب می‌بینیم

147
00:05:58,109 --> 00:06:00,577
‫ما درد می‌کشیم

148
00:06:00,711 --> 00:06:03,347
‫و باید به جواب برسیم

149
00:06:03,480 --> 00:06:04,531
‫چیزی که جلوی چشم شماست...

150
00:06:04,615 --> 00:06:06,617
‫بازار سیاه سهامه

151
00:06:06,750 --> 00:06:10,687
‫بازار شب از صدها شرکت ساخته شده
‫که میلیاردها دلار سرمایه جمع می‌کنن

152
00:06:10,821 --> 00:06:13,224
‫اما چه شرکت‌هایی؟
‫حروف اختصاری معناشون چیه؟

153
00:06:13,357 --> 00:06:16,143
‫اینطور که ردینگتون میگه، کدهایی هستن
‫که نمی‌تونه اونا رو رمزگشایی کنه

154
00:06:16,227 --> 00:06:17,844
‫خب، اگه یه پلتفرم آنلاین
‫برای داد و ستد باشه...

155
00:06:17,928 --> 00:06:19,079
‫چرا نمیشه قطعش کنیم؟

156
00:06:19,163 --> 00:06:20,580
‫چون بازار شب روی یه شبکه...

157
00:06:20,664 --> 00:06:22,666
‫غیرمتمرکز بلاکچین پیاده شده...

158
00:06:22,799 --> 00:06:25,636
‫یعنی روی 10 هزار گره
‫در سرتاسر دنیا اجرا میشه

159
00:06:25,769 --> 00:06:27,571
‫حتی اگه بتونیم یه گره
‫رو پیدا کنیم و از بین ببریمش...

160
00:06:27,704 --> 00:06:30,874
‫‏9،999 تای دیگه به کارشون ادامه میدن

161
00:06:31,007 --> 00:06:34,511
‫در اصل باید کل اینترنت رو
‫قطع کنیم تا بشه جلوشو گرفت

162
00:06:34,645 --> 00:06:36,763
‫تنها شرکتی که ردینگتون
‫تونست شناساییش کنه، اینه

163
00:06:36,847 --> 00:06:39,683
‫بی‌کی‌آر‌سی مخفف باندا کورچا

164
00:06:39,816 --> 00:06:41,017
‫اهل آلبانی هستن

165
00:06:41,152 --> 00:06:43,587
‫متخصص اخاذی و پولشویی

166
00:06:43,720 --> 00:06:45,256
‫از کازینو‌ها برای
‫فروش مواد استفاده می‌کنن

167
00:06:45,389 --> 00:06:47,458
‫واقعیت که سازمان نظارت
‫برای بازی‌های کازینو ازش با خبر شده

168
00:06:47,591 --> 00:06:50,361
‫دارن روی کازینوهای تریمونت
‫تحقیقاتی رو شروع می‌کنن

169
00:06:50,494 --> 00:06:53,063
‫شرکت قانونی که بی‌کی‌آرسی
‫براشون کار می‌کنه

170
00:06:53,197 --> 00:06:55,232
‫و در نتیجه، سهام
‫تریمونت در وال استریت...

171
00:06:55,366 --> 00:06:57,534
‫‏30 درصد افت داشته و با اینحال...

172
00:06:57,668 --> 00:07:00,437
‫در بازار شب، سهام
‫بی‌کی‌آرسی 25 درصد رشد داشته

173
00:07:00,571 --> 00:07:01,705
‫چطور ممکنه؟

174
00:07:01,838 --> 00:07:03,574
‫تحقیقات سازمان نظارت بر بازی‌ها...

175
00:07:03,707 --> 00:07:05,242
‫باید برای هر دو شرکت بد باشه

176
00:07:05,376 --> 00:07:07,744
‫اطلاعات حکم پول رو در بازارها رو داره

177
00:07:07,878 --> 00:07:10,914
‫اگه سهام بی‌کی‌آرسی داره میره بالا،
‫یعنی بازار خلافکارها...

178
00:07:11,047 --> 00:07:13,116
‫چیزی رو فهمیده که
‫بازار قانونی ازش خبر نداره

179
00:07:13,250 --> 00:07:15,502
‫مثل چی؟ می‌تونن
‫جلوی تحقیقات رو بگیرن؟

180
00:07:15,586 --> 00:07:16,769
‫بازار شب رو مردی اداره می‌کنه...

181
00:07:16,853 --> 00:07:18,955
‫که سر افرادی که گولش
‫بزنن این بلا رو میاره

182
00:07:19,089 --> 00:07:20,757
‫معروف به مدیرعامله

183
00:07:20,891 --> 00:07:23,009
‫تنها راه از بین بردن
‫بازار اینه که اون پیدا کنیم

184
00:07:23,093 --> 00:07:25,996
‫شاید برای این کار اول
‫باید بریم سراغ بی‌کی‌آرسی

185
00:07:26,129 --> 00:07:29,099
‫دمبه، پارک، برین به سازمان نظارت
‫بر بازی‌ها و ببینین چی می‌دونن

186
00:07:32,269 --> 00:07:34,938
‫ردینگتون در مورد
‫نگهبان‌های قبرستون چیزی گفت؟

187
00:07:35,071 --> 00:07:37,274
‫آره، گفت. و چندان هم راضی نبود

188
00:07:37,408 --> 00:07:39,443
‫بیشتر نگران نیاز ما برای
‫پایان دادن به قضیه‌س...

189
00:07:39,576 --> 00:07:41,912
‫تا آرامش و سکوت برای الیزابت

190
00:07:42,045 --> 00:07:43,480
‫نیاز اونه یا ما؟

191
00:07:43,614 --> 00:07:45,949
‫اگه می‌پرسی که نگهبان‌ها می‌مونن...

192
00:07:46,082 --> 00:07:47,384
‫جوابم مثبته

193
00:07:47,518 --> 00:07:49,152
‫عالیه. ممنونم

194
00:07:49,286 --> 00:07:51,388
‫ببین، منم به اندازه
‫ردینگتون دنبال جوابم...

195
00:07:51,522 --> 00:07:53,590
‫اما نه به قیمت
‫بر هم زدن آرامش روح الیزابت

196
00:07:56,660 --> 00:07:58,329
‫سهام تریمونت به شدت داره افت می‌کنه...

197
00:07:58,462 --> 00:08:00,931
‫چون تحقیقات ما جدی و قویه

198
00:08:01,064 --> 00:08:03,734
‫می‌دونیم با باندا کورچا کار می‌کنن...

199
00:08:03,867 --> 00:08:06,537
‫که باندا کورچا رو
‫درایتون آبازی اداره می‌کنه...

200
00:08:06,670 --> 00:08:08,655
‫و اونم از کازینوهای تریمونت
‫برای پولشویی استفاده می‌کنه

201
00:08:08,739 --> 00:08:09,940
‫برنامه زمانی‌تون چیه؟

202
00:08:10,073 --> 00:08:12,008
‫کی قصد دارین آبازی رو دستگیر کنین؟

203
00:08:12,142 --> 00:08:13,977
‫باهوشه. دم به تله نمیده

204
00:08:14,110 --> 00:08:15,812
‫اما بالاخره یه نفوذی پیدا کردیم

205
00:08:15,946 --> 00:08:18,014
‫اسم نفوذی شما چیه؟

206
00:08:18,148 --> 00:08:20,784
‫اگه به شما بگیم و
‫برین سراغش، ممکنه بترسه و فرار کنه...

207
00:08:20,917 --> 00:08:22,569
‫و ممکنه هر چی که
‫براش زحمت کشیدیم از بین بره

208
00:08:22,653 --> 00:08:23,987
‫می‌خوایم مطمئن بشیم
‫حالش خوب باشه

209
00:08:24,120 --> 00:08:26,523
‫چرا نباید باشه؟
‫چی رو بهمون نمیگین؟

210
00:08:26,657 --> 00:08:28,792
‫این فکر همگانی در دنیای
‫خلافکارها بوجود اومده...

211
00:08:28,925 --> 00:08:31,027
‫که تحقیقات شما به جایی نمی‌رسه

212
00:08:31,161 --> 00:08:32,929
‫چون همه چی به
‫این نفوذی بستگی داره...

213
00:08:33,063 --> 00:08:35,632
‫دلیل منطقی وجود داره
‫که جون این مرد در خطر باشه

214
00:08:39,303 --> 00:08:40,504
‫این آدم مرد نیست

215
00:08:41,238 --> 00:08:42,706
‫زنه

216
00:08:42,839 --> 00:08:45,208
‫و بدون اون هیچ پرونده‌ای نداریم

217
00:08:51,382 --> 00:08:52,516
‫به خاطر دام ممنونم، عزیزم

218
00:08:52,649 --> 00:08:54,184
‫لوریک الان بهم دادش...

219
00:08:54,318 --> 00:08:55,886
‫اما نگفت برای چیه

220
00:08:56,019 --> 00:08:57,788
‫هدیه خداحافظیه

221
00:08:57,921 --> 00:08:59,606
‫خوشم اومد. کجا میریم؟

222
00:08:59,690 --> 00:09:00,690
‫به سلامتی

223
00:09:01,392 --> 00:09:02,493
‫به افتخار حماقت

224
00:09:03,360 --> 00:09:04,361
‫چه حرف احمقانه‌ای

225
00:09:04,495 --> 00:09:07,197
‫خب، ما آدم‌های احمقی هستیم

226
00:09:07,331 --> 00:09:09,199
‫من احمقم که فکر کردم دوستم داری...

227
00:09:09,333 --> 00:09:11,234
‫و تو احمقی چون فکر کردی...

228
00:09:11,368 --> 00:09:13,069
‫متوجه نمیشم چه کار کردی

229
00:09:13,203 --> 00:09:15,272
‫چی داری میگی؟

230
00:09:15,406 --> 00:09:17,574
‫حرف نزن. بنوش.

231
00:09:17,708 --> 00:09:19,576
‫اگه قبل از اینکه
‫اون برسه به اندازه کافی بخوری...

232
00:09:19,710 --> 00:09:22,012
‫شاید اونقدرها درد نداشته باشه

233
00:09:22,145 --> 00:09:23,847
‫اگه داری شوخی می‌کنی، اصلا خنده‌دار نیست

234
00:09:23,980 --> 00:09:25,282
‫شوخی نیست

235
00:09:25,416 --> 00:09:27,217
‫هدیه خداحافظیه

236
00:09:27,351 --> 00:09:29,035
‫باشه، متوجه نمیشیم. ما کجا میریم؟

237
00:09:29,119 --> 00:09:31,054
‫ما قرار نیست جایی بریم.

238
00:09:31,187 --> 00:09:32,188
‫تو میری

239
00:09:32,323 --> 00:09:34,691
‫میری یه جای خیلی دردناک

240
00:09:34,825 --> 00:09:37,060
‫شامپاین شاید یکم
‫آسونش کنه. همین

241
00:09:37,193 --> 00:09:39,763
‫هدیه من اینه. بی‌حس شدن نسبت به درد

242
00:09:39,896 --> 00:09:41,465
‫همون داستان عشق قدیمی

243
00:09:41,598 --> 00:09:44,535
‫پسر با دختر آشنا میشه،
‫دختر به پسر خیانت می‌کنه...

244
00:09:44,668 --> 00:09:46,903
‫پسر اینقدر روانی هست
‫که دختر رو تیکه تیکه کنه

245
00:09:47,037 --> 00:09:49,306
‫خیلی کلیشه‌ای و حوصله‌سربر شده

246
00:09:49,440 --> 00:09:50,907
‫به کسی خیانت نکردم

247
00:09:51,041 --> 00:09:53,276
‫ثابت کردنش سخته

248
00:09:53,410 --> 00:09:56,079
‫سازمان نظارت بر بازی‌ها
‫تمام پرونده‌هاشو رمزگذاری می‌کنه

249
00:09:56,212 --> 00:09:59,716
‫متاسفانه، یکی فراموش کرده
‫دستگاه فتوکپی رو ایمن کنه

250
00:10:03,219 --> 00:10:05,221
‫تو که حرفشو باور نمی‌کنه، درسته، عزیزم؟

251
00:10:05,356 --> 00:10:06,457
‫ببین، لطفا، من...

252
00:10:08,359 --> 00:10:11,227
‫می‌دونی، عاشق خوندن
‫گزارشهای فصلی هستم...

253
00:10:11,362 --> 00:10:16,232
‫همینطور بررسی مشکلات
‫مالی و تنظیم بازار

254
00:10:16,367 --> 00:10:18,735
‫بخشی از کارم که
‫ازش متنفرم به کار بردن زوره

255
00:10:18,869 --> 00:10:21,438
‫تازگی انگار تمام کارم شده همین

256
00:10:27,243 --> 00:10:28,479
‫دو سال

257
00:10:28,612 --> 00:10:31,114
‫دو سال صرف جذب سیونا استرن کردیم

258
00:10:31,247 --> 00:10:33,350
‫و سر و کله‌ی ما که پیدا
‫میشه، اون غیب میشه

259
00:10:33,484 --> 00:10:34,751
‫غیب میشه؟ مرده

260
00:10:34,885 --> 00:10:36,620
‫حتی یه بار هم ما رو بی‌خبر نذاشت...

261
00:10:36,753 --> 00:10:38,755
‫تا وقتی شما شروع کردین به پرس و جو

262
00:10:38,889 --> 00:10:41,458
‫خانم استرن جونش رو به
‫خطر انداخته تا باندا کورچا رو لو بده

263
00:10:41,592 --> 00:10:42,793
‫خیلی شجاعانه بوده

264
00:10:42,926 --> 00:10:44,294
‫و می‌تونیم این شجاعت رو...

265
00:10:44,428 --> 00:10:45,829
‫با ادامه دادن کارش گرامی بداریم

266
00:10:45,962 --> 00:10:47,464
‫شما برگردین به دفترتون...

267
00:10:47,598 --> 00:10:48,965
‫پرونده‌هاتونو مرور کنین...

268
00:10:49,099 --> 00:10:50,383
‫و ببینین بدون اون
‫پرونده در چه وضعی قرار داره

269
00:10:50,467 --> 00:10:52,769
‫ما میریم سراغ قتلش

270
00:10:52,903 --> 00:10:54,938
‫بدون اسامی نمی‌تونیم این کار رو بکنیم

271
00:10:55,071 --> 00:10:56,940
‫خونواده، دوستان.
‫کی بهش خیلی نزدیک بوده؟

272
00:10:58,074 --> 00:10:59,643
‫یه خواهر داشت

273
00:10:59,776 --> 00:11:00,976
‫رسلر، اسم و شماره‌شو بگیر

274
00:11:01,077 --> 00:11:02,413
‫دمبه رو ببر. ببین خواهرش چی می‌دونه

275
00:11:06,650 --> 00:11:08,685
‫از مشروب‌فروش چیزی پیدا کردی؟

276
00:11:08,819 --> 00:11:11,154
‫شاید بله، شاید نه

277
00:11:11,287 --> 00:11:14,491
‫مشروب‌فروش به زنی
‫که باهاش کار می‌کرده نزدیک بوده

278
00:11:14,625 --> 00:11:16,059
‫پلیس باهاش حرف زده؟

279
00:11:16,192 --> 00:11:17,977
‫خب، سعی کردن، اما
‫جواب تماس‌هاشونو نمیده

280
00:11:18,061 --> 00:11:19,796
‫می‌دونی، پلیس‌ها
‫سرشون شلوغ شده، پرونده زیاد داشتن...

281
00:11:19,930 --> 00:11:21,832
‫و اونم از قلم می‌افته

282
00:11:21,965 --> 00:11:23,845
‫کاشف به عمل اومده چون ناپدید شده...

283
00:11:23,934 --> 00:11:25,368
‫جواب تماس‌ها رو نداده

284
00:11:25,502 --> 00:11:27,253
‫یه روز بعد از قتل
‫آپارتمانش رو ترک کرده...

285
00:11:27,337 --> 00:11:28,505
‫و دیگه کسی ندیدتش

286
00:11:28,639 --> 00:11:30,373
‫- اسمی پیدا کردی؟
‫- آره

287
00:11:30,507 --> 00:11:31,842
‫فقط همینو دارم

288
00:11:31,975 --> 00:11:34,377
‫همونطور که گفتم شاید
‫یه سرنخ باشه و شاید نباشه

289
00:11:34,510 --> 00:11:38,040
‫هی، راستی، تونستی خرگوشی رو پیدا کنی...

290
00:11:38,125 --> 00:11:39,983
‫که جنگ سرد رو تموم کرد؟

291
00:11:40,116 --> 00:11:42,018
‫داستان خیلی خوبی برای قبل از خوابه

292
00:11:42,152 --> 00:11:43,820
‫میمی مال مادر اگنسه

293
00:11:45,055 --> 00:11:48,625
‫بغل کردنش مثل اینه
‫که مادرش رو بغل کرده

294
00:11:48,759 --> 00:11:50,561
‫و آره، داستان جالبی داره

295
00:11:50,694 --> 00:11:52,663
‫داستانی که مطمئن نیستم
‫باید به اگنس بگم

296
00:11:52,796 --> 00:11:54,531
‫نقش مادرش در
‫این قضیه پیچیده بود

297
00:11:54,665 --> 00:11:56,032
‫اگنس لیاقت شنیدن
‫حقیقت رو داره...

298
00:11:56,166 --> 00:11:57,868
‫حتی اگه پیچیده باشه

299
00:11:58,001 --> 00:12:01,037
‫پس فکر می‌کنی به
‫چطوری مردن مادرش ربط داره...

300
00:12:01,171 --> 00:12:03,807
‫که شاید پیچیده‌ترین قسمت ماجرا باشه؟

301
00:12:03,940 --> 00:12:06,777
‫آره، خب، از میون تمام
‫قسمت‌هایی که باید تعریف کنی...

302
00:12:06,910 --> 00:12:09,179
‫مهمترین قسمتش همینه

303
00:12:09,312 --> 00:12:10,752
‫بدون اون، هیچوقت به آرامش نمی‌رسه

304
00:12:12,516 --> 00:12:14,117
‫ممنونم، لو

305
00:12:14,250 --> 00:12:16,587
‫به خاطر نصیحت و این

306
00:12:16,720 --> 00:12:19,155
‫آره. هی، اون صدا دوباره تماس گرفت؟

307
00:12:19,289 --> 00:12:21,057
‫هنوز نه، اما
‫فقط چند هفته گذشته...

308
00:12:21,191 --> 00:12:22,559
‫طولی نمی‌کشه که زنگ بزنه

309
00:12:22,693 --> 00:12:24,394
‫درسته

310
00:12:26,563 --> 00:12:28,031
‫هی، دوست دارم ببینمت

311
00:12:29,432 --> 00:12:30,867
‫نه

312
00:12:31,001 --> 00:12:32,235
‫در قبرستون

313
00:12:33,970 --> 00:12:35,650
‫بهش التماس کردم با پلیس همکاری نکنه

314
00:12:37,508 --> 00:12:39,409
‫بهش گفتم بیاد بیرون

315
00:12:39,543 --> 00:12:41,411
‫اما به طرف چسبیده بود

316
00:12:41,545 --> 00:12:43,847
‫خب، اگه به آبازی اهمیت
‫می‌داد چرا لوش داد؟

317
00:12:43,980 --> 00:12:46,116
‫رابطه تند و آتیشی بود

318
00:12:47,784 --> 00:12:49,620
‫پر از کینه، خشم و حسادت بود

319
00:12:49,753 --> 00:12:51,588
‫سه عامل اصلی
‫یه معشوق حقیر شده

320
00:12:51,722 --> 00:12:53,089
‫پس آبازی بهش خیانت کرده

321
00:12:53,223 --> 00:12:54,390
‫یه آدم بی‌شرفه

322
00:12:54,525 --> 00:12:57,393
‫به آدم‌ها آسیب می‌زنه،
‫از سود کازینو دزدی می‌کنه

323
00:12:57,528 --> 00:12:59,596
‫شاید به هر حال
‫باهاش در می‌افتاد...

324
00:12:59,730 --> 00:13:01,297
‫اما فلیشا خیلی کمک کرد

325
00:13:01,431 --> 00:13:02,431
‫فلیشا...

326
00:13:02,733 --> 00:13:04,100
‫داسون

327
00:13:04,234 --> 00:13:05,702
‫یه دلاله که اون...

328
00:13:05,836 --> 00:13:07,604
‫به یکی از اتاق‌های کازینو بردش

329
00:13:07,738 --> 00:13:09,472
‫سیونا تا اونجا تعقیبش کرد...

330
00:13:09,606 --> 00:13:12,809
‫انتظار داشت مچ اونو
‫با فلیشا بگیره که همینطورم شد...

331
00:13:12,943 --> 00:13:15,912
‫همینطور فهمید که اونجا
‫جلسات کاری داره

332
00:13:17,981 --> 00:13:19,883
‫می‌خوای اتاق یه
‫کازینو رو شنود بذاری؟

333
00:13:20,016 --> 00:13:21,668
‫خواهر خبرچین میگه
‫که آبازی اونجا...

334
00:13:21,752 --> 00:13:23,253
‫خیلی از کارهاشو انجام میده

335
00:13:23,386 --> 00:13:24,871
‫اتاق به اسم دوست‌دخترش کرایه شده

336
00:13:24,955 --> 00:13:27,457
‫دوست‌دختر دیگه‌ش

337
00:13:27,591 --> 00:13:28,725
‫فلیشا داسون

338
00:13:28,859 --> 00:13:30,326
‫کارمند سابق کازینو

339
00:13:30,460 --> 00:13:31,711
‫مطلقه. یه دختر پنج ساله داره

340
00:13:31,795 --> 00:13:33,196
‫که الان با خلافکارها همدست شده...

341
00:13:33,329 --> 00:13:35,047
‫باید برای گرفتن حکم...

342
00:13:35,131 --> 00:13:36,533
‫شنود اونا کافی باشه

343
00:13:36,667 --> 00:13:39,135
‫و امیدواریم اینقدر از
‫آبازی بشنویم که به مدیرعامل برسیم

344
00:13:39,269 --> 00:13:41,037
‫شاید گرفتن حکم مشکل نباشه...

345
00:13:41,171 --> 00:13:42,773
‫اما کار گذاشتن شنود هست

346
00:13:42,906 --> 00:13:45,341
‫اصلا به کسی که
‫قراره یواشکی بره...

347
00:13:45,475 --> 00:13:47,035
‫توی لونه‌ی عشق یه
‫خلافکار آلبانیایی حسودیم نمیشه

348
00:13:50,180 --> 00:13:51,314
‫خدمات اتاق

349
00:13:51,447 --> 00:13:52,649
‫دستها بالا

350
00:13:52,783 --> 00:13:54,543
‫- این کار رو نمی‌کنم
‫- چه کار؟

351
00:13:54,651 --> 00:13:55,935
‫ازت می‌خوام چند نفر رو ببینی

352
00:13:56,019 --> 00:13:58,221
‫می‌دونم ازم می‌خوای چه کار کنم...

353
00:13:58,354 --> 00:13:59,956
‫و جوابم منفیه

354
00:14:00,090 --> 00:14:01,290
‫وقتی تنها شدی بهم زنگ بزن

355
00:14:04,360 --> 00:14:05,745
‫به چی نگاه می‌کنی؟

356
00:14:05,829 --> 00:14:07,097
‫هیچی

357
00:14:07,230 --> 00:14:08,965
‫فقط همه چیزو میذارم سر جاش

358
00:14:10,100 --> 00:14:11,334
‫بسیار خب

359
00:14:31,321 --> 00:14:33,690
‫سلام

360
00:14:33,824 --> 00:14:35,726
‫فکر کنم هات داگه برای توئه

361
00:14:35,859 --> 00:14:36,993
‫می‌خوای این پایین بخوریش؟

362
00:14:37,994 --> 00:14:38,994
‫باشه

363
00:14:39,095 --> 00:14:41,998
‫یه هات داگ داره میاد

364
00:14:42,132 --> 00:14:43,867
‫بفرما. بخور

365
00:14:44,868 --> 00:14:47,203
‫چی شده؟ مامان و بابا دعوا کردن؟

366
00:14:47,337 --> 00:14:48,872
‫مامان و بابای من نیستن

367
00:14:49,005 --> 00:14:50,173
‫اون بابام نیست

368
00:14:50,306 --> 00:14:51,574
‫اون چیه؟

369
00:14:51,708 --> 00:14:53,509
‫دیدم گذاشتیش اونجا

370
00:14:53,644 --> 00:14:58,181
‫اون؟ اون بخشی از یه شعبده بازیه

371
00:14:58,314 --> 00:15:01,551
‫و اگه کارشو درست انجام بده،
‫آقای آبازی ناپدید میشه

372
00:15:01,685 --> 00:15:03,386
‫آدم‌ها ناپدید نمیشن

373
00:15:03,519 --> 00:15:04,988
‫به طور طبیعی نه

374
00:15:05,121 --> 00:15:08,191
‫اما این یه حقه خیلی خاصه

375
00:15:08,324 --> 00:15:10,593
‫اما برای اینکه کار کنه نباید به کسی بگی

376
00:15:10,727 --> 00:15:12,028
‫نه حتی به مامانت

377
00:15:12,863 --> 00:15:14,230
‫می‌تونی این کار رو بکنی؟

378
00:15:14,364 --> 00:15:16,733
‫اما اگه بره، دیگه برنمی‌گرده؟

379
00:15:16,867 --> 00:15:18,702
‫البته که برنمی‌گرده

380
00:15:18,835 --> 00:15:19,903
‫جادوییه

381
00:15:23,539 --> 00:15:25,541
‫اگنس خوب پیش میره

382
00:15:25,676 --> 00:15:28,544
‫بیشتر نمره‌هاش عالیه

383
00:15:29,713 --> 00:15:31,648
‫توی ریاضی هم نمره متوسط گرفته

384
00:15:31,782 --> 00:15:32,942
‫چندان از ریاضی خوشش نمیاد

385
00:15:34,250 --> 00:15:35,451
‫منم خوشم نمیاد

386
00:15:37,020 --> 00:15:38,500
‫کلی دوست داره

387
00:15:40,223 --> 00:15:42,025
‫فعلا، بزرگترین نگرانیش...

388
00:15:42,158 --> 00:15:44,127
‫اینه که میمی رو جا گذاشتیم

389
00:15:44,260 --> 00:15:45,896
‫مطمئنم پیداش میشه...

390
00:15:46,029 --> 00:15:48,965
‫اما فعلا خونه
‫رو داره زیر و رو می‌کنه

391
00:15:53,136 --> 00:15:55,906
‫وقتی پدرم مرد...

392
00:15:56,039 --> 00:15:58,074
‫یه تابلوی نقاشی
‫کوچیک ازش رو نگه داشتم

393
00:16:00,110 --> 00:16:03,880
‫همیشه آرزو داشت
‫یه نقاشی واقعی بشه

394
00:16:04,014 --> 00:16:06,282
‫اما حداقل یه تابلو بود

395
00:16:06,416 --> 00:16:08,819
‫اصلا مراقبش نبود...

396
00:16:08,952 --> 00:16:10,586
‫برای همین محو و فرسوده شد

397
00:16:12,122 --> 00:16:13,556
‫اما منو یاد اون می‌نداخت...

398
00:16:16,126 --> 00:16:17,761
‫برای همین تو دستشویی نگهش داشتم

399
00:16:17,894 --> 00:16:20,254
‫هر روز صبح، اون
‫و من یکم با هم حرف می‌زدیم

400
00:16:25,001 --> 00:16:27,003
‫چرا این کار رو می‌کنیم،
‫چرا با مرده‌ها حرف می‌زنیم؟

401
00:16:28,538 --> 00:16:30,106
‫اونا رفتن. چرا باهاشون حرف می‌زنیم؟

402
00:16:34,577 --> 00:16:35,577
‫اما از بین نرفتن

403
00:16:37,280 --> 00:16:39,282
‫تا وقتی ما اینجاییم،
‫اونا کنار ما هستن

404
00:16:41,952 --> 00:16:42,952
‫نگهبان‌ها کجان؟

405
00:16:43,754 --> 00:16:45,221
‫مرخص‌شون کردم

406
00:16:45,355 --> 00:16:47,123
‫اگه الیزابت داره ما رو تماشا می‌کنه...

407
00:16:49,259 --> 00:16:51,194
‫فکر کنم بخواد اگنس
‫حقیقت رو بدونه...

408
00:16:51,327 --> 00:16:54,197
‫حداقل تا جایی که بتونیم
‫باید حقیقت رو بهش بگیم

409
00:16:57,600 --> 00:16:58,600
‫ممنونم

410
00:16:59,135 --> 00:17:00,136
‫از دادگاه حکم می‌گیرم

411
00:17:01,872 --> 00:17:04,507
‫اگه بخوایم این کار رو بکنیم،
‫از راه درستش جلو میریم

412
00:17:15,551 --> 00:17:17,020
‫سلام، الیزابت

413
00:17:25,896 --> 00:17:26,979
‫کجا پیداش کردی؟

414
00:17:27,063 --> 00:17:28,383
‫زیر صندلی بود

415
00:17:28,498 --> 00:17:30,901
‫اگنس موقع برگشتن از
‫اوپرا خوابش برد

416
00:17:31,034 --> 00:17:32,034
‫حتما از دستش افتاده

417
00:17:32,135 --> 00:17:33,219
‫همه جا رو زیر و رو کردم

418
00:17:33,303 --> 00:17:35,071
‫اصلا نمی‌دونی چقدر خیالم راحت شد

419
00:17:35,205 --> 00:17:36,539
‫معلومه که می‌دونم

420
00:17:36,672 --> 00:17:38,408
‫الیزابت نمی‌تونست بخوابه

421
00:17:38,541 --> 00:17:39,843
‫دل درد داشت

422
00:17:39,976 --> 00:17:41,544
‫اما خیلی وقتها...

423
00:17:41,677 --> 00:17:44,180
‫وقتی اون خرگوش رو
‫به گونه‌هاش فشار می‌داد...

424
00:17:44,314 --> 00:17:49,085
‫آروم و ساکت می‌شد

425
00:17:49,219 --> 00:17:51,037
‫باید می‌بردیش اوپرا

426
00:17:51,121 --> 00:17:52,688
‫هر کسی رو خواب‌آلود می‌کنه

427
00:18:02,365 --> 00:18:04,901
‫هارولد لطفا به پزشک
‫قانونی دستور بده...

428
00:18:05,035 --> 00:18:08,204
‫تا جایی که میشه
‫با احترام برخورد کنن

429
00:18:11,074 --> 00:18:13,709
‫چرا؟ چون به خاطر دخترم وحشت کردم

430
00:18:14,677 --> 00:18:16,479
‫بله، اسامی و تاریخ

431
00:18:17,914 --> 00:18:19,649
‫باشه. راجر پارک، ساعت سه

432
00:18:23,651 --> 00:18:25,388
‫قرار با کینگ و مک‌وی گذاشته شد

433
00:18:25,521 --> 00:18:26,789
‫کارت خوب بود

434
00:18:26,923 --> 00:18:28,758
‫حتی فکر کردم بهم خیانت کردی

435
00:18:28,892 --> 00:18:31,127
‫وقتی اونجا بودم شنیدم
‫آبازی و فلیشا دعوا می‌کردن

436
00:18:31,261 --> 00:18:32,562
‫ممکنه دلیلش همین باشه

437
00:18:32,695 --> 00:18:34,630
‫برای به دام انداختن
‫کینگ و مک‌وی ازش استفاده می‌کنه

438
00:18:34,764 --> 00:18:36,015
‫اینطوری باید پیش بره

439
00:18:36,099 --> 00:18:37,300
‫لوریک رانندگی می‌کنه

440
00:18:37,433 --> 00:18:39,870
‫تو میری بیرون، وارد پارک میشی

441
00:18:40,003 --> 00:18:42,438
‫وقتی نزدیک شدن،
‫عینک آفتابی‌تو میندازی...

442
00:18:42,572 --> 00:18:43,773
‫خم میشی تا برش داری...

443
00:18:43,907 --> 00:18:45,608
‫لوریک بقیه کارها رو انجام میده

444
00:18:45,741 --> 00:18:47,243
‫یعنی اونا رو می‌کشه

445
00:18:47,377 --> 00:18:48,778
‫هر معنایی که داره...

446
00:18:48,912 --> 00:18:50,780
‫نیازی نیست تو نگرانش باشی

447
00:18:50,914 --> 00:18:52,765
‫باشه، دمبه و من میریم به اون پارک

448
00:18:52,849 --> 00:18:55,075
‫تو به کینگ و مک‌وی خبر بده
‫دارن یه راست می‌افتن توی تله

449
00:18:57,387 --> 00:18:59,267
‫واقعا آبازی فکر می‌کنه
‫کشتن دو نفر...

450
00:18:59,389 --> 00:19:01,191
‫که روش تحقیق می‌کنن
‫جلوی تحقیقات رو می‌گیره؟

451
00:19:01,324 --> 00:19:03,593
‫فکر نمی‌کنه. دست به کار میشه

452
00:19:03,726 --> 00:19:05,261
‫مثل یه خلافکار گیر افتاده که زده به سرش

453
00:19:07,563 --> 00:19:09,065
‫مامان!

454
00:19:09,199 --> 00:19:11,167
‫مامان میره بیرون یه کاری داره

455
00:19:11,301 --> 00:19:13,501
‫درایتون میاد اینجا تا
‫وقتی نیستم کنارت باشه، باشه؟

456
00:19:16,672 --> 00:19:18,041
‫نگران نباش، بچه

457
00:19:18,174 --> 00:19:19,275
‫بهمون خوش می‌گذره

458
00:19:23,213 --> 00:19:25,115
‫لطفا کاری کن ناپدید بشه

459
00:19:25,248 --> 00:19:26,917
‫لطفا کاری کن ناپدید بشه

460
00:19:27,050 --> 00:19:28,851
‫لطفا کاری کن ناپدید بشه

461
00:19:30,786 --> 00:19:33,023
‫قربان، قربان، در مورد درایتون آبازی...

462
00:19:33,156 --> 00:19:34,557
‫الان نه، باشه؟

463
00:19:34,690 --> 00:19:36,342
‫- همه چی مرتبه؟
‫- مطمئنم که میشه

464
00:19:36,426 --> 00:19:39,095
‫فقط نبش قبر داریم

465
00:19:39,229 --> 00:19:40,229
‫دستورش رو دادم

466
00:19:41,998 --> 00:19:43,582
‫به خاطر دستور صادر شده...

467
00:19:43,666 --> 00:19:45,568
‫توسط قاضی دادگاه
‫عالی، ویکتوریا شاپیرو...

468
00:19:45,701 --> 00:19:47,303
‫جسد نبش قبر شده
‫الیزابت کین رو...

469
00:19:47,437 --> 00:19:48,905
‫کالبدشکافی می‌کنیم

470
00:19:49,039 --> 00:19:50,679
‫هدف از این کالبدشکافی
‫پی بردن به این قضیه‌ست که

471
00:19:50,806 --> 00:19:52,675
‫که آیا مأمور کین دستگاه ردیابی رو قوت داده

472
00:19:52,808 --> 00:19:54,835
‫که بعد از مرگ‌شون هم
‫داخل بدن‌شون مونده یا خیر

473
00:19:55,979 --> 00:19:57,830
‫- خیله‌خب
‫- ممنون

474
00:19:57,914 --> 00:20:00,450
‫- داستان کینگ و مک‌وی به کجا رسید؟
‫- الان داشتم با مسئول‌شون حرف می‌زدم

475
00:20:00,583 --> 00:20:03,319
‫- نه جوابِ منو میدن، نه اون رو
‫- تعجبی هم نداره

476
00:20:03,453 --> 00:20:05,071
‫بعد بلایی که سر خبرچین قبلی‌شون اومد،

477
00:20:05,155 --> 00:20:06,638
‫دیگه به هیچکس اعتماد نمی‌کنن،
‫علی‌الخصوص به ما

478
00:20:06,722 --> 00:20:08,424
‫خب

479
00:20:08,558 --> 00:20:11,494
‫خیله‌خب. اینا ممکنه همون مأمورا باشن

480
00:20:21,237 --> 00:20:23,373
‫کینگ و مک‌وی رسیدن

481
00:20:23,506 --> 00:20:25,508
‫من راننده رو زیر نظر می‌گیرم

482
00:20:25,641 --> 00:20:27,343
‫مرسی که اومدین

483
00:20:27,477 --> 00:20:29,679
‫از اول همه می‌خوایم بگیم
‫که ما ازتون محافظت می‌کنیم

484
00:20:29,812 --> 00:20:32,748
‫ای کاش که می‌تونستید،
‫ولی شما از پس خودتونـم بر نمیاین

485
00:20:36,652 --> 00:20:37,652
‫عملیاتِ ترورـه

486
00:20:40,890 --> 00:20:42,492
‫پلیس فدرال! عقب بایستین!

487
00:20:42,625 --> 00:20:44,505
‫- حال‌تون خوبه؟
‫- از ماشین فاصله بگیرید!

488
00:20:47,497 --> 00:20:50,266
‫دونالد رسلر، پلیس فدرال
‫باید فوراً همراه ما بیاید

489
00:20:50,400 --> 00:20:51,767
‫نه نمی‌تونم. دخترم...

490
00:20:51,901 --> 00:20:53,970
‫- ما از قضیۀ دخترتون اطلاع داریم
‫- حالش خوبه؟

491
00:20:54,104 --> 00:20:56,197
‫چیزیش نمی‌شه،
‫اگر شما الان همراه ما بیاین

492
00:21:00,143 --> 00:21:02,678
‫تموم شد. ولی لوریک تیر خورد

493
00:21:02,812 --> 00:21:04,914
‫نمی‌دونم
‫فکر کنم یکی از مأموراشون بود،

494
00:21:05,048 --> 00:21:06,482
‫قبل اینکه کُشته بشه

495
00:21:08,351 --> 00:21:09,768
‫نمی‌دونم
‫همه‌چی تو یه لحظه اتفاق افتاد

496
00:21:09,852 --> 00:21:11,454
‫من واقعاً...

497
00:21:11,587 --> 00:21:14,390
‫خیلی ترسیدم، عزیزم

498
00:21:14,524 --> 00:21:17,227
‫لطفاً بیا دنبالم

499
00:21:17,360 --> 00:21:19,042
‫و لیلی رو هم با خودت بیار

500
00:21:20,896 --> 00:21:21,897
‫باشه

501
00:21:23,466 --> 00:21:25,101
‫آره آره. می‌دونم کجا رو میگی

502
00:21:26,602 --> 00:21:27,803
‫باشه

503
00:21:28,604 --> 00:21:29,604
‫داره میاد دنبالم

504
00:21:32,708 --> 00:21:34,810
‫ولی تا دخترم رو نگرفتم
‫نباید کاری بکنید

505
00:21:35,397 --> 00:21:37,733
‫آبازی کجا باهاتون قرار گذاشت؟

506
00:21:46,522 --> 00:21:48,258
‫- سلام عزیزدلم!
‫- مامانی!

507
00:21:50,260 --> 00:21:51,976
‫کاری که خواسته بودی رو کردم دیگه

508
00:21:53,496 --> 00:21:55,198
‫می‌خواستی چی کار کنم؟
‫لیلی پیشت بود

509
00:21:58,068 --> 00:21:59,735
‫درایتون، خواهش می‌کنم

510
00:22:03,973 --> 00:22:04,774
‫طوری نیست

511
00:22:04,907 --> 00:22:06,008
‫

512
00:22:11,081 --> 00:22:12,515
‫پلیس فدرال! دست‌ها بالا!
‫دستا بالا!

513
00:22:13,783 --> 00:22:15,351
‫پلیس فدرال!
‫دستگیری!

514
00:22:15,485 --> 00:22:16,519
‫دستاتـو ببینم!

515
00:22:16,652 --> 00:22:17,687
‫برگرد

516
00:22:19,789 --> 00:22:22,692
‫خب امنـه. غلاف کنید

517
00:22:27,963 --> 00:22:28,963
‫دیدی گفتم ناپدید می‌شه

518
00:22:30,500 --> 00:22:31,834
‫باریکلا دختر

519
00:22:36,339 --> 00:22:38,474
‫میرم خبر دستگیریِ آبازی رو به کوپر بدم

520
00:22:38,608 --> 00:22:40,026
‫درمورد الیزابت باهات صحبت کرده؟

521
00:22:40,110 --> 00:22:41,844
‫نه. چطور؟
‫چی شده؟

522
00:22:43,213 --> 00:22:44,847
‫پزشکی قانونی ردیاب رو پیدا کرده

523
00:22:44,980 --> 00:22:46,498
‫خودمـو در اسرع وقت می‌رسونم

524
00:22:46,582 --> 00:22:48,595
‫باید دربارۀ قدم بعدی صحبت کنیم

525
00:22:49,752 --> 00:22:51,887
‫قضیۀ لیز راسته؟

526
00:22:52,021 --> 00:22:54,857
‫که تو نگهبان‌ها مرخص کردی؟
‫و نبش قبرش کردین؟

527
00:22:54,990 --> 00:22:58,321
‫می‌دونم چه حسی داری،
‫ولی تصمیم گرفتم که کار درستی بود

528
00:22:58,346 --> 00:22:59,455
‫تو تصمیم گرفتی؟

529
00:22:59,729 --> 00:23:00,896
‫بله

530
00:23:01,030 --> 00:23:02,965
‫ردینگتون مجابت کرد

531
00:23:03,099 --> 00:23:06,092
‫- دستگاه ردیاب رو پیدا کردن
‫- با این کار فقط به قبرش بی‌حرمتی کردین!

532
00:23:09,805 --> 00:23:12,275
‫خود الیزابت هم اگه بود
‫می‌خواست که این کارو بکنیم

533
00:23:12,408 --> 00:23:15,135
‫می‌خواست که باعث و بانی مرگ‌شـو پیدا کنیم

534
00:23:16,446 --> 00:23:19,014
‫می‌خوای بدونی باعث و بانی مرگش کی بود؟

535
00:23:19,313 --> 00:23:20,313
‫ردینگتون

536
00:23:30,226 --> 00:23:32,234
‫[ نیوجرسی - آتلانتیک سیتی ]

537
00:23:55,050 --> 00:23:56,252
‫با پیلکین تماس بگیر

538
00:23:56,386 --> 00:23:57,920
‫بهش بگو ما دیگه با آبازی کار نمی‌کنیم،

539
00:23:58,053 --> 00:23:59,889
‫بگو باندا کورچا رو از لیست معامله حذف کنن

540
00:24:00,022 --> 00:24:01,107
‫سرمایه‌گذارها عصبانی می‌شن

541
00:24:01,191 --> 00:24:02,458
‫ما یه قوانینی داریم

542
00:24:02,592 --> 00:24:04,460
‫وقتی یه شرکتی به مشکل قانونی می‌خوره،

543
00:24:04,594 --> 00:24:06,529
‫باید برای محافظت از بازار فدا بشه

544
00:24:06,662 --> 00:24:08,097
‫می‌خوام بری یه دستی به اونجا بکشی

545
00:24:08,231 --> 00:24:09,465
‫تمام فلش‌ها رو جمع کن،

546
00:24:09,599 --> 00:24:11,133
‫و همه‌ی فایل‌ها و کاغذ یادداشت‌ها.

547
00:24:11,267 --> 00:24:13,436
‫هر چیزی بود که کوچک‌ترین
‫اشاره‌ای به بازار شب می‌کرد،

548
00:24:13,569 --> 00:24:15,505
‫می‌خوام از بین بره

549
00:24:15,638 --> 00:24:16,972
‫آبازی، چی؟
‫اون مُقُر میاد؟

550
00:24:17,106 --> 00:24:19,108
‫نه بابا، اون دیده ما با خبرچین‌ها 
‫چی‌کار می‌کنیم

551
00:24:19,242 --> 00:24:20,576
‫نم پس نمی‌ده

552
00:24:23,513 --> 00:24:25,548
‫- نم پس نمی‌ده
‫- وکیل گرفته؟

553
00:24:25,681 --> 00:24:27,350
‫نه. از مدیرعامل وحشت داره

554
00:24:27,483 --> 00:24:29,919
‫بهش گفتیم ازش محافظت کنیم
‫بهمون خندید

555
00:24:30,052 --> 00:24:32,204
‫- فلیشا، چی؟
‫- اون فکر کنم باهامون همکاری بکنه

556
00:24:32,288 --> 00:24:33,756
‫اگر از دخترش محافظت بشه

557
00:24:33,889 --> 00:24:35,758
‫ولی فکر نکنم چیز خاصی بدونه

558
00:24:38,261 --> 00:24:41,534
‫برای همین فعلاً نتونستیم
‫آبازی رو به بازار شب وصل کنیم

559
00:24:57,580 --> 00:25:00,182
‫عه سلام. خب راستی
‫من داشتم این ردیابـه رو بررسی می‌کردم

560
00:25:00,316 --> 00:25:03,185
‫و البته فکر نکنم
‫بخوای در جریان قرارت بدم

561
00:25:03,319 --> 00:25:04,319
‫درست فکر کردی

562
00:25:07,657 --> 00:25:09,625
‫فوق‌العاده خفنـه

563
00:25:09,759 --> 00:25:12,795
‫البته که نه اون‌طوری
‫که ازش استفاده شده،

564
00:25:12,928 --> 00:25:14,964
‫ولی به طور کلی،
‫این دستگاه معرکه‌ست

565
00:25:15,097 --> 00:25:17,800
‫یه منبع تغذیه و ریز پردازنده داره

566
00:25:17,933 --> 00:25:20,370
‫که فقط برای انتقال داده فعال می‌شه

567
00:25:20,503 --> 00:25:22,596
‫اونم وقتی که با آنزیم‌های گوارشیِ هدف

568
00:25:22,680 --> 00:25:24,774
‫تماس برقرار می‌کنه

569
00:25:24,907 --> 00:25:27,009
‫باید بگم که من این اواخر 
‫دیگه به‌قدر کافی

570
00:25:27,142 --> 00:25:28,844
‫محتوای معدۀ آدما رو آنالیز کرده‌م

571
00:25:28,978 --> 00:25:30,846
‫خب قابل درکـه

572
00:25:30,980 --> 00:25:33,182
‫امضایی چیزی روش هست؟

573
00:25:33,316 --> 00:25:36,652
‫یه‌چیزی که نشون بدی
‫کجا یا به دست کی ساخته شده؟

574
00:25:36,786 --> 00:25:38,721
‫هنوز نمی‌دونم. شاید
‫بیشتر باید آنالیزش کنم

575
00:25:38,854 --> 00:25:40,174
‫پس می‌خوام همین کارو بکنی

576
00:25:40,290 --> 00:25:41,707
‫آدم‌های زیادی تو دنیا نیستن که

577
00:25:41,791 --> 00:25:43,431
‫تواناییِ ساخت همچین
‫دستگاه پیشرفته‌ای رو داشته باشن

578
00:25:43,526 --> 00:25:44,994
‫اطمینان دارم که این یارو رو پیدا می‌کنیم،

579
00:25:45,127 --> 00:25:47,263
‫بیشتر از اون‌که مطمئن باشم
‫مدیرعامل رو پیدا کنیم

580
00:25:47,397 --> 00:25:48,398
‫آبازی حرف نمی‌زنه

581
00:25:48,531 --> 00:25:50,199
‫خب معلومه

582
00:25:50,333 --> 00:25:52,067
‫ولی لازم هم نیست حرفی بزنه

583
00:25:52,201 --> 00:25:54,304
‫اون راه رسیدنِ ما به مدیرعامل‌ـه

584
00:25:54,437 --> 00:25:56,205
‫راهی که تا اون حرف نزنه
‫مُیسر نمی‌شه

585
00:25:56,339 --> 00:25:58,007
‫خب بگین که مُقُر اومده

586
00:25:58,140 --> 00:25:59,875
‫به همۀ دنیا بگین

587
00:26:00,009 --> 00:26:02,011
‫که داشتین درمورد بازار شب
‫تحقیقات انجام می‌دادین

588
00:26:02,144 --> 00:26:04,780
‫و به‌زودی قراره تخته‌ش کنید

589
00:26:04,914 --> 00:26:05,914
‫که هیچ‌کدوم هم حقیقت ندارن

590
00:26:06,015 --> 00:26:07,483
‫خب هارولد، حقیقت اینه که

591
00:26:07,617 --> 00:26:09,685
‫شایعه می‌تونه بازار رو دستش بگیره

592
00:26:09,819 --> 00:26:12,087
‫ارزش سهام باندا کورچا هم
‫واسه همین رفت بالا،

593
00:26:12,221 --> 00:26:15,691
‫بر اساس این شایعه که
‫خبرچینِ دولت رو پیدا کرده بودن

594
00:26:15,825 --> 00:26:18,260
‫می‌خوای مدیرعامل رو بکشونی بیرون؟

595
00:26:18,394 --> 00:26:22,598
‫این شایعه رو پخش کن که
‫آبازی مثل بلبل به حرف اومده

596
00:26:22,732 --> 00:26:25,034
‫که کسی هم نمی‌تونه ردش کنه
‫چون طرف بازداشتـه

597
00:26:25,167 --> 00:26:27,537
‫می‌خوای برم تو نشست خبری
‫همچین دروغ کله گنده‌ای بگم؟

598
00:26:27,670 --> 00:26:30,406
‫من می‌خوام دروغ مصلحتی بگی

599
00:26:30,540 --> 00:26:33,643
‫که به‌نظر خودم فوق‌العاده لذت‌بخش

600
00:26:33,776 --> 00:26:35,745
‫و وحشتناک مؤثره

601
00:26:35,878 --> 00:26:39,032
‫و بُردگیم محشری هم می‌شه

602
00:26:41,751 --> 00:26:44,720
‫همه‌چی رو جمع کردیم
‫لپتاپ‌ها، تبلت‌ها

603
00:26:44,854 --> 00:26:46,422
‫هیچی نمونده که بتونه
‫ضرری بهمون وارد کنه

604
00:26:46,447 --> 00:26:47,447
‫آره منم

605
00:26:47,790 --> 00:26:49,091
‫یه «قطع مدار» می‌خوایم
‫[ ایجاد وقفه در معاملات بورسی 
‫به‌جهت جلوگیری از هیجانی شدن بازار ]

606
00:26:49,224 --> 00:26:50,926
‫مرحلۀ سه

607
00:26:51,060 --> 00:26:54,364
‫بله همین‌الان. قبل اینکه بازار
‫بیست درصد دیگه بریزه

608
00:26:55,614 --> 00:26:56,631
‫چی شده؟

609
00:26:56,656 --> 00:26:58,262
‫منم می‌خوام همینو بفهمم

610
00:27:00,436 --> 00:27:02,572
‫جناب آبازی متهم به همدستی

611
00:27:02,705 --> 00:27:04,340
‫در جرائم اخاذی و پول‌شویی هستن

612
00:27:04,474 --> 00:27:07,577
‫همچنین شرکت ایشون
‫در بازار بورس مجرمانه‌ای

613
00:27:07,710 --> 00:27:09,345
‫مرسوم به «بازار شب» فعالیت داره

614
00:27:09,479 --> 00:27:12,028
‫ما با آقای آبازی برای 
‫همکاریِ کامل توافق کردیم

615
00:27:12,882 --> 00:27:14,584
‫یه جلسه ترتیب بده،
‫با تمام اعضای هیئت‌مدیره

616
00:27:14,717 --> 00:27:15,718
‫باورم نمی‌شه یارو حرف زده

617
00:27:15,851 --> 00:27:17,653
‫چون‌که حرفی نزده
‫حقه‌ست

618
00:27:17,787 --> 00:27:19,547
‫باید مطمئن شیم که
‫دیگران گول‌شـو نخورن

619
00:27:21,657 --> 00:27:22,808
‫طعمه‌ها رو ریختیم تو آب

620
00:27:22,892 --> 00:27:25,260
‫کوسه‌مون عمراً نتونه جلوی خودشـو بگیره

621
00:27:25,395 --> 00:27:27,538
‫- امیدوارم همین‌طوری باشه که میگی
‫- بُرد رو قبول کن، هارولد

622
00:27:27,805 --> 00:27:29,506
‫کارت عالی بود

623
00:27:36,799 --> 00:27:38,237
‫[ شمارۀ ناشناس ]

624
00:27:40,476 --> 00:27:42,116
‫اندرو کنیسون

625
00:27:43,312 --> 00:27:44,514
‫نمی‌شناسم

626
00:27:44,647 --> 00:27:45,681
‫می‌خوام محو بشه

627
00:27:45,815 --> 00:27:47,850
‫- محو بشه؟
‫- یعنی ناپدید بشه

628
00:27:47,983 --> 00:27:49,519
‫هویت و زندگی تازه

629
00:27:49,652 --> 00:27:51,964
‫- برای چی؟
‫- چون من میگم

630
00:27:59,629 --> 00:28:02,031
‫بله. لو، خوشحالم یه سرنخ گیر آوردی،

631
00:28:02,164 --> 00:28:03,959
‫ولی رفیق متصدی بارـه
‫فعلاً باید بمونه برای بعد

632
00:28:03,984 --> 00:28:06,969
‫بهم زنگ زد یه‌چیزی درخواست کرد
‫الان نمی‌تونم درموردش صحبت کنم

633
00:28:07,102 --> 00:28:08,382
‫فقط خودتـو در اسرع وقت برسون

634
00:28:09,672 --> 00:28:11,741
‫- خبری از رسلر نشد؟
‫- نه

635
00:28:11,874 --> 00:28:13,809
‫باهاش تماس گرفتم، ولی جواب نداد

636
00:28:13,943 --> 00:28:16,145
‫- نگرانشـم
‫- ناراحت شده

637
00:28:16,278 --> 00:28:17,596
‫قابل‌درکـه، ولی درست می‌شه

638
00:28:17,680 --> 00:28:18,781
‫قربان، بلوف‌تون جواب داد

639
00:28:18,914 --> 00:28:20,983
‫بیاید نگاه کنید
‫ملت دارن ارزون می‌فروشن

640
00:28:21,116 --> 00:28:23,018
‫شایعۀ مربوط به آبازی که

641
00:28:23,152 --> 00:28:25,220
‫قضیۀ بازار شب رو به ما گفته
‫سرمایه‌گذارها رو به وحشت انداخته

642
00:28:25,354 --> 00:28:27,490
‫بازار قبل از توقف معاملات
‫بیست درصد سقوط کرد

643
00:28:27,623 --> 00:28:29,459
‫صبر کن. می‌شه اینجا رو نگه داری؟

644
00:28:29,592 --> 00:28:31,393
‫همه‌ی سهام‌ها ریختن
‫به‌جز اون یکی

645
00:28:31,527 --> 00:28:32,828
‫تناقض جالبیـه،

646
00:28:32,962 --> 00:28:36,065
‫ولی نمی‌فهمم افزایش ارزش سهام 
‫یه شرکت چه ربطی به پروندۀ ما داره

647
00:28:36,198 --> 00:28:39,001
‫شاید، ولی منم بودم دوست داشتم
‫تو این شرکت سرمایه‌گذاری کنم

648
00:28:39,134 --> 00:28:40,570
‫کردی یه‌جورایی

649
00:28:40,703 --> 00:28:43,906
‫سی.او.سی مخففِ «حافظ جرائم»ـه
‫[ لقب ردینگتون ]

650
00:28:44,039 --> 00:28:46,476
‫ردینگتون. شرکت اونـه

651
00:28:46,609 --> 00:28:48,644
‫تو به سرمایه‌گذارات گفتی
‫قضیه بلوف بوده

652
00:28:48,778 --> 00:28:49,795
‫برای همینه که ارزش سهام تو داره میره بالا

653
00:28:49,879 --> 00:28:51,781
‫و مال بقیه داره کله می‌کنه

654
00:28:51,914 --> 00:28:53,382
‫از اطلاعات محرمانه
‫به نفع خودت استفاده کردی

655
00:28:53,516 --> 00:28:54,617
‫نه‌خیر

656
00:28:54,750 --> 00:28:56,886
‫البته باید بگم که به‌خاطر اصول اخلاقی نبوده

657
00:28:57,019 --> 00:28:58,754
‫اگر به نفعم بود این‌کارو می‌کردم،

658
00:28:58,888 --> 00:29:00,289
‫ولی در این مورد به‌خصوص،
‫به نفعم نیست

659
00:29:00,422 --> 00:29:02,073
‫تو این پرونده رو برامون نیاوردی
‫که بازار شب رو نابود کنی

660
00:29:02,157 --> 00:29:03,875
‫آوردیش که ارزش سهام خودتـو ببری بالا

661
00:29:03,959 --> 00:29:06,428
‫در واقع من دنبال ورشکستگی بودم

662
00:29:06,562 --> 00:29:08,631
‫و تمام آزادی‌ای که همراهش میاد

663
00:29:08,764 --> 00:29:10,365
‫اصلاً می‌دونی چیه؟
‫وسط قضیۀ نبش قبر

664
00:29:10,500 --> 00:29:11,967
‫و مابقی مشکلاتی که دارم
‫باهاشون دست‌وپنجه نرم می‌کنم،

665
00:29:12,101 --> 00:29:13,685
‫دیگه تحمل مسخره‌بازی‌های تو رو ندارم

666
00:29:13,769 --> 00:29:15,404
‫مابقی مشکلات؟
‫تعریف کن ببینم

667
00:29:15,538 --> 00:29:17,507
‫واسه چی؟
‫تو که هیچ‌وقت نمیگی

668
00:29:17,640 --> 00:29:19,441
‫هارولد، بازار آشفته شده،

669
00:29:19,575 --> 00:29:22,411
‫ولی برمی‌گرده به حالت عادیش،
‫مگه اینکه مدیرعامل رو بگیرین

670
00:29:22,545 --> 00:29:25,067
‫و به لطف بلوفِ تو،
‫فهمیدم که چطوری می‌شه این‌کارو کرد

671
00:29:25,748 --> 00:29:27,483
‫- چطوری؟
‫- اون جلسه گذاشته

672
00:29:27,617 --> 00:29:29,418
‫الان دارم میرم اونجا

673
00:29:29,552 --> 00:29:31,420
‫جاشـو بهت میگم، ولی قبلش

674
00:29:31,554 --> 00:29:34,524
‫باید اجازه بدی حرف‌مـو بهش بزنم و برم

675
00:29:36,425 --> 00:29:37,876
‫یک‌سری از شماها تازه وارد بازار شدین

676
00:29:37,960 --> 00:29:39,662
‫و بقیه‌تون سال‌ها تجربه‌شـو دارین

677
00:29:39,795 --> 00:29:42,998
‫ولی این اولین باریـه که
‫ما شخصاً همدیگه رو می‌بینیم

678
00:29:43,132 --> 00:29:44,934
‫به همین خاطر باید متوجه شده باشین

679
00:29:45,067 --> 00:29:47,637
‫که این جلسه به‌نظر من چقدر مهمه

680
00:29:47,770 --> 00:29:50,215
‫ببینید، شرکت‌های شما روی‌هم‌رفته

681
00:29:50,300 --> 00:29:52,988
‫۱۵ درصدِ ارزش کل بازار رو تشکیل میدن

682
00:29:53,098 --> 00:29:55,477
‫کاری که شما می‌کنید خیلی مهمه

683
00:29:55,611 --> 00:29:57,913
‫اگر شما وحشت کنید،
‫بقیه هم وحشت می‌کنن

684
00:29:58,047 --> 00:30:00,916
‫اگر وحشت نکنید،
‫می‌تونیم از هر طوفانی به سلامت عبور کنیم

685
00:30:00,995 --> 00:30:02,548
‫آره، ولی می‌تونیم اف‌بی‌آی رو هم دور بزنیم؟

686
00:30:02,573 --> 00:30:04,820
‫خب اگر مدرکی گیر آورده باشن،
‫شاید نشه

687
00:30:04,954 --> 00:30:05,988
‫اما مدرکی ندارن

688
00:30:06,121 --> 00:30:08,290
‫آبازی نَم پس نداده

689
00:30:08,423 --> 00:30:10,325
‫پلیس فدرال هم دروغ گفته که

690
00:30:10,459 --> 00:30:13,328
‫سرمایه‌گذارها رو بترسونه
‫و به وحشت بندازتشون

691
00:30:13,462 --> 00:30:16,431
‫اونا اگه می‌تونستن بلایی سر ما بیارن،
‫این کارو می‌کردن، ولی نمی‌تونن

692
00:30:16,566 --> 00:30:19,137
‫واسه همینم یه شایعه راه انداختن
‫به امید این‌که ما خودمون رو بزنیم،

693
00:30:19,201 --> 00:30:21,103
‫و ما هم دقیقاً داریم همین‌کارو می‌کنیم

694
00:30:21,804 --> 00:30:23,405
‫۲۵ میلیون دلار

695
00:30:23,539 --> 00:30:26,275
‫در اولین روز کاری
‫می‌ریزم تو بازار،

696
00:30:26,408 --> 00:30:30,946
‫یه سرمایه‌گذاری راهبردی
‫برای آروم‌کردن اعصاب خُرد بقیه

697
00:30:31,080 --> 00:30:33,015
‫آقای ردینگتون. ازتون ممنونم

698
00:30:33,148 --> 00:30:34,684
‫ببینید، ما دقیقاً
‫به همین نیاز داریم

699
00:30:34,817 --> 00:30:36,952
‫که به بقیۀ سرمایه‌گذارها نشون بدیم

700
00:30:37,086 --> 00:30:40,089
‫پلیس فدرال فقط لب و دهن‌ـه

701
00:30:40,222 --> 00:30:42,491
‫- البته یه شرطی دارم
‫- چه شرطی؟

702
00:30:42,625 --> 00:30:45,127
‫اسم سرمایه‌گذار اصلیِ شرکتم

703
00:30:45,260 --> 00:30:47,411
‫خب، متأسفانه شدنی نیست

704
00:30:49,264 --> 00:30:50,700
‫سی میلیون

705
00:30:50,833 --> 00:30:53,302
‫آقای ردینگتون، من درمورد
‫حفظ حریم خصوصی صحبت کردم

706
00:30:53,435 --> 00:30:54,436
‫ما یک‌سری قوانین داریم

707
00:30:54,570 --> 00:30:55,504
‫قوانین رو دور بزنید

708
00:30:55,638 --> 00:30:58,173
‫۳۵ میلیون. یه رقم بگید

709
00:30:58,307 --> 00:31:00,475
‫- حتماً یه قیمتی دارین
‫- خب ندارم

710
00:31:00,610 --> 00:31:02,678
‫یعنی شما حاضرید بازار به‌خاطر

711
00:31:02,812 --> 00:31:05,981
‫حفظ هویت تنها یک سرمایه‌گذار
‫به خطر بیفته؟

712
00:31:06,115 --> 00:31:07,817
‫من این رابط کاربریِ بازار رو طراحی کردم

713
00:31:07,950 --> 00:31:09,985
‫که جلوی همچین
‫رشوه‌دهی‌هایی گرفته بشه،

714
00:31:10,119 --> 00:31:11,486
‫یا که سؤال‌تون تهدیدی بود؟

715
00:31:11,621 --> 00:31:14,757
‫من این نیاز رو احساس کرده بودم
‫که به امثال شما اجازه ندم

716
00:31:14,890 --> 00:31:16,759
‫بخوان از من باج بگیرن،

717
00:31:16,892 --> 00:31:20,029
‫هر دفعه که حس کردن
‫با یه فروش استقراضی ضرر کردن.

718
00:31:20,162 --> 00:31:23,565
‫برای همین مطمئن شدم که
‫از هویت تک‌تک سرمایه‌گذارها

719
00:31:23,699 --> 00:31:26,736
‫محافظت بشه،
‫حتی در برابر خودم

720
00:31:26,869 --> 00:31:29,538
‫خب، مطمئنم صحبت‌های شما
‫همچنان ادامه داره،

721
00:31:29,672 --> 00:31:31,173
‫ولی من حرفی که
‫اومده بودم بزنم رو زدم

722
00:31:31,198 --> 00:31:33,184
‫و هر چی لازم بود بشنوم
‫رو هم شنیدم

723
00:31:33,301 --> 00:31:34,969
‫پس لطفاً من رو ببخشید

724
00:31:42,117 --> 00:31:43,853
‫اندرو کنیسون؟
‫اون دیگه کیه؟

725
00:31:43,986 --> 00:31:45,587
‫دانشجوی کارشناسی ام‌آی‌تی.

726
00:31:45,721 --> 00:31:48,123
‫این که چه ارتباطی به این مسائل داره
‫اصلا نمی‌دونم.

727
00:31:48,257 --> 00:31:50,192
‫و اون صدا می‌خواد که اون ناپدید بشه.

728
00:31:50,325 --> 00:31:51,827
‫یه هویت جدید،
‫و یه زندگی جدید

729
00:31:51,961 --> 00:31:54,029
‫خیله‌خب. پس همین کارو می‌کنی

730
00:31:54,163 --> 00:31:56,331
‫- یه دانشجوی کارشناسی رو بدزدم؟
‫- زمان بخر

731
00:31:56,465 --> 00:31:58,433
‫صدا رو راضی نگه دار
‫تا ما فرصت پیدا کنیم

732
00:31:58,567 --> 00:31:59,785
‫با دوستِ متصدی بار حرف بزنیم

733
00:31:59,869 --> 00:32:00,970
‫خطش رو گرفتم

734
00:32:01,103 --> 00:32:02,738
‫می‌دونم که به سمت جنوب رفته

735
00:32:02,872 --> 00:32:05,074
‫شاید اون بتونه بهمون بگه
‫کی بهش گفته چیزخورت کنه،

736
00:32:05,207 --> 00:32:07,110
‫و همین بی‌گناهی‌تـو ثابت می‌کنه

737
00:32:07,824 --> 00:32:09,293
‫[ پیترافروشیِ نیک ]

738
00:32:10,145 --> 00:32:11,346
‫الان وقت مناسبی نیست

739
00:32:11,480 --> 00:32:14,650
‫پس خلاصه می‌کنم،
‫جادۀ شریدان، پلاک ۳۷۲۶

740
00:32:14,784 --> 00:32:16,779
‫پشتیبانی دارن
‫پس قوی وارد بشین

741
00:32:18,721 --> 00:32:20,639
‫باید چی به کنیسون بگیم که
‫راضی بشه با من بیاد؟

742
00:32:20,723 --> 00:32:23,458
‫به‌نظر من؟ حقیقت ماجرا رو

743
00:32:23,592 --> 00:32:26,796
‫باید با تیمم حرف بزنم،
‫بهشون یه مأموریتی بدم.

744
00:32:26,929 --> 00:32:28,864
‫بعد میرم به آقای کنیسون یه سر می‌زنم

745
00:32:30,465 --> 00:32:32,467
‫پس آره، درسته که یه اهرم بازخرید

746
00:32:32,601 --> 00:32:34,770
‫بدهیِ ترازنامه‌تون رو بیشتر می‌کنه،

747
00:32:34,904 --> 00:32:35,987
‫مطمئنم که تعداد...

748
00:32:36,071 --> 00:32:37,472
‫اف‌بی‌ای! دستا بالا!

749
00:32:37,606 --> 00:32:39,041
‫دستا بالا!
‫دستا بالا!

750
00:32:46,615 --> 00:32:48,818
‫خیله‌خب، خیله‌خب

751
00:32:48,951 --> 00:32:50,252
‫پس آبازی واقعاً نم پس داد

752
00:32:50,385 --> 00:32:53,036
‫مثل بلبل جیک‌جیک کرد.
‫و آوازش...

753
00:32:53,756 --> 00:32:55,090
‫...همه‌ش دربارۀ تو بود

754
00:33:01,396 --> 00:33:03,432
‫آره

755
00:33:05,334 --> 00:33:06,635
‫اندرو کنیسون

756
00:33:06,769 --> 00:33:08,393
‫هارولد کوپر هستم از اف‌بی‌آی

757
00:33:08,938 --> 00:33:10,906
‫وای. چه خبر شده؟

758
00:33:10,931 --> 00:33:13,166
‫ما به دلایلی فکر می‌کنیم
‫که زندگی شما تو خطره.

759
00:33:13,408 --> 00:33:16,478
‫یکی از مامورین پلیس فدرال
‫تو دردسر افتاده.

760
00:33:16,611 --> 00:33:18,680
‫دارن ازش اخاذی می‌کنن،
‫و به دلایلی،

761
00:33:18,814 --> 00:33:20,649
‫اون شخص اخاذ ازش خواسته
‫که شما رو بدزده

762
00:33:20,783 --> 00:33:22,451
‫خیلی احمقانه‌ست. چرا؟

763
00:33:22,584 --> 00:33:24,153
‫امیدوار بودم شما بتونید بهم بگین

764
00:33:24,286 --> 00:33:26,021
‫اصلا نمی‌دونم دارین از چی حرف می‌زنین

765
00:33:26,155 --> 00:33:27,456
‫دارین منو دست می‌ندازین؟

766
00:33:27,589 --> 00:33:29,140
‫بهتون اطمینان میدم
‫که مسئله کاملاً جدیه

767
00:33:29,224 --> 00:33:30,341
‫با سرویس مارشال تماس گرفتم

768
00:33:30,425 --> 00:33:32,127
‫اونا آماده‌ان که شما رو ببرن یه جای امن

769
00:33:32,261 --> 00:33:33,395
‫تا زمانی که خطر بگذره

770
00:33:33,528 --> 00:33:35,697
‫ببرن... منو ببرن؟
‫کجا ببرن؟

771
00:33:35,831 --> 00:33:37,132
‫تو ماشین توضیح میدم

772
00:33:40,069 --> 00:33:42,704
‫کدها
‫چطوری رمزگشایی‌شون می‌کنید؟

773
00:33:43,291 --> 00:33:44,659
‫ما یه قوانینی داریم

774
00:33:44,838 --> 00:33:46,206
منم زیر پا نمی‌ذارم‌شون

775
00:33:49,678 --> 00:33:51,914
‫اسم کمپانی‌هایی که در بازار شب
‫کار می‌کنن رو بگین

776
00:33:52,047 --> 00:33:53,482
‫و این‌طوری به خودتون کمک کنید

777
00:33:53,615 --> 00:33:55,217
‫شایدم خودتون رو نجات بدین

778
00:33:55,350 --> 00:33:56,986
‫من اینجام چون شما دروغ گفتین

779
00:33:57,119 --> 00:33:58,553
‫حالا می‌خواین زیر قولم هم بزنم؟

780
00:33:58,687 --> 00:34:00,389
بعد شما مثلاً آدم خوب‌هایین؟

781
00:34:00,522 --> 00:34:02,929
‫شما بازاری ساختین که میلیاردها دلار
به سازمان‌های جنایی پول تزریق کرده

782
00:34:03,014 --> 00:34:05,861
‫انرون. تایکو. ای‌آی‌جی. فردی مک

783
00:34:05,995 --> 00:34:08,363
‫کی به این‌ها میلیاردها پول تزریق کرده؟

784
00:34:08,497 --> 00:34:10,866
‫تا حالا کسی رو تو وال‌استریت دستگیر کردین

785
00:34:11,000 --> 00:34:12,968
‫که بودجۀ جنایت‌های اونا رو داده؟

786
00:34:13,102 --> 00:34:15,704
‫هی، تغییر پیش‌فرض اعتبارها چطور؟

787
00:34:15,838 --> 00:34:17,039
‫وام‌های درجه دو

788
00:34:17,172 --> 00:34:19,108
‫در سال ۲۰۰۸، این بازارها

789
00:34:19,241 --> 00:34:20,843
‫اقتصاد دنیا رو نابود کردن،

790
00:34:20,976 --> 00:34:23,078
‫که حدود ده تریلیون دلار

791
00:34:23,212 --> 00:34:24,513
‫پول و ثروت از بین رفت،

792
00:34:24,646 --> 00:34:27,883
و هشت میلیون نفر هم
کارشون رو از دست دادن

793
00:34:28,017 --> 00:34:29,660
‫کسی رو به خاطر این دستگیر کردین؟

794
00:34:29,685 --> 00:34:30,685
‫اوه، آره

795
00:34:31,370 --> 00:34:32,571
‫یه نفر

796
00:34:34,123 --> 00:34:35,190
‫یکی

797
00:34:36,859 --> 00:34:38,493
‫ممکنه آزادی‌ام رو از دست بدم

798
00:34:38,908 --> 00:34:40,754
‫ولی اگه برای شما فرقی نداره...

799
00:34:42,162 --> 00:34:43,997
‫شأنِ خودم رو حفظ می‌کنم

800
00:34:45,968 --> 00:34:47,602
‫هارولد، بیا تو. بشین

801
00:34:50,906 --> 00:34:51,991
‫چیزی می‌خوری برات بیارم؟

802
00:34:52,016 --> 00:34:53,184
‫نه، همین‌طوری خوبه

803
00:34:58,613 --> 00:35:02,985
‫بعد از مرگ الیزابت، من...

804
00:35:05,720 --> 00:35:07,422
‫... همه‌چی رو رها کردم

805
00:35:07,556 --> 00:35:08,557
‫خیلی چیزا رو

806
00:35:08,690 --> 00:35:10,092
‫آدم‌ها، کسب و کارهام،

807
00:35:10,225 --> 00:35:13,028
‫مسیرهای تجاری،
‫فرودگاه‌های اختصاصی،

808
00:35:13,334 --> 00:35:14,925
کلاً منابع درآمد

809
00:35:15,931 --> 00:35:20,035
‫وقتی برگشتم
‫نتونستم اموالم رو راحت نقد کنم

810
00:35:20,169 --> 00:35:23,772
‫پس یه سازمان قانونی راه انداختم
‫و شروع به فروش سهام تو بازار شب کردم

811
00:35:23,906 --> 00:35:25,340
‫و چیزی که نیاز داشتم رو بدست آوردم

812
00:35:25,474 --> 00:35:27,809
‫و یه چیزی رو هم بدست نیاوردم

813
00:35:27,943 --> 00:35:29,011
‫«گرین‌میل»

814
00:35:29,144 --> 00:35:30,812
‫تصاحب خصمانه‌ای بود

815
00:35:30,946 --> 00:35:32,481
‫توسط کی، نمی‌دونم

816
00:35:32,614 --> 00:35:35,350
‫ولی یکی در خفا، سهامدارن منو جمع کرد

817
00:35:35,484 --> 00:35:39,257
‫و بیش از ۵۰ درصد از سهام شرکتم رو...

818
00:35:40,890 --> 00:35:42,091
خرید

819
00:35:42,224 --> 00:35:44,209
‫برای همین می‌خواستی که
‫قیمت سهام رو بیاری پایین

820
00:35:44,293 --> 00:35:45,995
‫- تا طرف رو به زور بیرون کنی.
‫- آره

821
00:35:46,128 --> 00:35:48,230
‫ولی طرف بازم حاضر نشد بفروشه

822
00:35:48,363 --> 00:35:50,132
‫هر کسی که هست
منو تحت کنترل گرفته

823
00:35:50,265 --> 00:35:51,400
‫و ول هم نمی‌کنه

824
00:35:51,533 --> 00:35:54,604
‫پس از مدیرعامل همین رو می‌خواستی... یه اسم

825
00:35:56,505 --> 00:35:58,840
‫دستگاه ردیابی.
‫به کجا رسید؟

826
00:35:58,974 --> 00:36:00,542
‫طبق چیزی که آرام گفت،

827
00:36:00,675 --> 00:36:02,844
‫هیچی در پرونده‌های «دارپا» نیست
‫یا بنیاد ملی علوم

828
00:36:02,978 --> 00:36:05,720
‫همچنان داره می‌گرده،
‫ولی هنوز نتونستیم به کسی وصلش کنیم

829
00:36:07,249 --> 00:36:08,658
‫می‌کنی که اینا بهم مرتبطن

830
00:36:08,884 --> 00:36:10,452
‫شاید

831
00:36:10,585 --> 00:36:13,936
‫یا که غیر مستقیم 
دستگاه رو وارد بدنش کرده

832
00:36:15,490 --> 00:36:17,459
تأثیری هم داره؟
‫روی آروم کردنت

833
00:36:17,592 --> 00:36:20,557
‫اگر آره، می‌تونی به منم یاد بدی؟

834
00:36:21,404 --> 00:36:24,310
‫اون مابقی مشکلاتی که گفتی
‫داری باهاشون دست‌و‌پنجه نرم می‌کنی.

835
00:36:29,371 --> 00:36:30,692
افتادم توی یه مسیری

836
00:36:32,174 --> 00:36:36,711
‫تاریکه و داره منو به جاهایی می‌بره
‫که خودم نمی‌خوام برم

837
00:36:36,946 --> 00:36:38,278
‫می‌خوام برگردم،

838
00:36:40,249 --> 00:36:41,316
‫ولی نمی‌دونم چطوری

839
00:36:43,418 --> 00:36:45,687
‫من تو مسیرهای تاریک بدنیا اومدم

840
00:36:45,820 --> 00:36:47,375
‫تنها مسیریه که بلدم

841
00:36:48,265 --> 00:36:51,826
‫یاد گرفتم چطوری وقتی یه نور می‌بینم
‫اون رو تشخیص بدم

842
00:36:51,961 --> 00:36:54,997
‫که وایسم و خیره شم بهش

843
00:36:56,331 --> 00:36:57,332
دستم رو دراز می‌کنم

844
00:36:58,400 --> 00:36:59,568
‫به امید اینکه اون

845
00:37:01,203 --> 00:37:02,765
‫نورش رو بهم بتابونه

846
00:37:04,639 --> 00:37:06,508
‫و هر از گاهی،

847
00:37:06,641 --> 00:37:10,479
‫می‌تونم لحظاتی غرقِ گرماش بشم

848
00:37:10,612 --> 00:37:11,846
‫قبل این که...

849
00:37:13,882 --> 00:37:15,649
‫دوباره وارد تاریکی بشم

850
00:37:20,155 --> 00:37:21,660
زندگی منه که این‌شکلیـه

851
00:37:28,063 --> 00:37:29,709
تو دیگه زندگی‌تـو این‌شکلی نکن

852
00:37:30,399 --> 00:37:33,135
‫برو خونه پیش زن و بچه‌ات

853
00:37:45,541 --> 00:37:47,009
‫سلام

854
00:37:47,849 --> 00:37:48,883
‫سلام

855
00:37:49,283 --> 00:37:50,317
‫حالت خوبه؟

856
00:37:51,553 --> 00:37:53,125
‫بهم گفتن که اونا برش می‌گردونن

857
00:37:53,702 --> 00:37:54,702
‫حالت خوبه؟

858
00:37:55,924 --> 00:37:58,419
‫دوباره مست نکردم،
‫اگه سؤالت همینه

859
00:38:00,192 --> 00:38:01,459
تو فکرم اومد

860
00:38:02,531 --> 00:38:05,429
‫این هفته‌های اخیر،
‫خیلی حس خوبی داشت

861
00:38:06,301 --> 00:38:07,302
‫ولی این...

862
00:38:09,138 --> 00:38:11,273
‫دروغ نمیگم
‫واقعاً حالم رو گرفت

863
00:38:12,141 --> 00:38:14,109
آره خب

864
00:38:14,243 --> 00:38:17,822
‫ولی باید یه راهی پیدا کنی تا بدون سر خم
‫کردن جلوی ضربه‌های زندگی وایستی

865
00:38:19,548 --> 00:38:21,423
‫و ما هم اینجاییم که
‫تو این راه بهت کمک کنیم

866
00:38:22,351 --> 00:38:23,485
‫ما؟

867
00:38:23,618 --> 00:38:24,753
‫نگران بودم

868
00:38:24,886 --> 00:38:26,888
‫نمی‌دونستم کجا میری
‫برای همین بهشون گفتم

869
00:38:27,022 --> 00:38:28,323
‫بهشون چی گفتی؟

870
00:38:28,457 --> 00:38:29,457
‫همه‌چی رو

871
00:38:29,558 --> 00:38:31,126
از ماجرای آزمایش ادرار

872
00:38:31,260 --> 00:38:32,961
‫اگه عصبانی شدی درک می‌کنم،

873
00:38:33,095 --> 00:38:35,772
‫ولی اونا بهت اهمیت میدن
‫و می‌خوان کمک کنن

874
00:38:36,431 --> 00:38:37,832
‫همه چی مرتبه

875
00:38:37,966 --> 00:38:39,501
‫هیچکس بی‌عیب و نقص نیست

876
00:38:39,634 --> 00:38:41,836
‫ببینید، این کارتون واقعاً قابل تحسینـه،

877
00:38:41,970 --> 00:38:43,772
‫ولی شرایط ما مثل هم نیست

878
00:38:43,905 --> 00:38:47,242
‫باشه، من از یه کار چندین میلیونی
‫پا پس کشیدم،

879
00:38:47,376 --> 00:38:49,078
‫بعد از اینکه کل پس‌انداز زندگی‌ام

880
00:38:49,211 --> 00:38:52,681
‫و پس‌انداز‌های تمام عمر پدر و مادرِ
‫یکی از نزدیک‌ترین دوستانم رو به باد دادم

881
00:38:52,814 --> 00:38:55,684
منم درمورد کارم به شوهرم دروغ گفتم

882
00:38:55,817 --> 00:38:58,178
درمورد اینکه یه آدمکش مزدور 
هستی هم دروغ گفتی

883
00:38:59,288 --> 00:39:00,989
‫این آقا هم کورکورانه به یکی از

884
00:39:01,123 --> 00:39:03,717
تحت تعقیب‌ترین مجرمان فراریِ دنیا 
وفاداری نشون داد

885
00:39:04,526 --> 00:39:06,151
‫تو اتاق‌های ناآشنا بیدار میشم

886
00:39:06,861 --> 00:39:09,478
‫لخت و سرتاسر پوشیده از استفراغ

887
00:39:11,291 --> 00:39:13,664
‫درست میگی. این..
‫این واقعا یه موضوع دیگه‌ست

888
00:39:14,203 --> 00:39:15,537
‫یه دنیای دیگه‌ست

889
00:39:15,716 --> 00:39:17,094
‫برای همین ما اینجاییم

890
00:39:20,309 --> 00:39:22,043
تنهایی نمی‌شه شیاطین رو کُشت

891
00:39:22,324 --> 00:39:23,868
‫هیچ‌کدوم‌مون نمی‌تونیم

892
00:39:32,237 --> 00:39:34,330
‫ببین، اگر نمی‌خوای این کار رو برای ما بکنی،

893
00:39:34,981 --> 00:39:36,768
بذار به‌خاطر لیز انجامش بدیم

894
00:39:45,833 --> 00:39:47,802
خودش هم بود
همین انتظار رو ازمون می‌داشت

895
00:40:03,852 --> 00:40:04,919
‫ببین کی رو پیدا کردم

896
00:40:05,053 --> 00:40:06,053
‫میمز!

897
00:40:09,724 --> 00:40:10,724
‫کجا بود؟

898
00:40:10,825 --> 00:40:11,926
‫تو ماشین پینکی

899
00:40:12,060 --> 00:40:13,848
‫بعد از اُپرا، اونجا جاش گذاشته بودی

900
00:40:20,835 --> 00:40:23,935
‫می‌دونی که می‌تونی هر چی خواستی
‫راجع به مادرت...

901
00:40:24,806 --> 00:40:27,842
‫و پدربزرگ و مادربزرگت ازم بپرسی

902
00:40:27,976 --> 00:40:32,039
‫هر سوالی که داری.
‫هر چی بدونم بهت میگم

903
00:40:33,182 --> 00:40:34,182
‫باشه

904
00:40:36,084 --> 00:40:37,444
راجع به میمی هم همین‌طور

905
00:40:38,514 --> 00:40:39,652
‫میمی؟

906
00:40:39,677 --> 00:40:41,111
اون خرگوش منحصربه‌فردیـه

907
00:40:42,090 --> 00:40:43,458
‫این زخم رو می‌بینی؟

908
00:40:43,592 --> 00:40:45,494
زمانی که پدربزرگت

909
00:40:45,627 --> 00:40:47,496
‫توش یه فلش قایم کرد،
‫این زخم رو برداشت

910
00:40:47,629 --> 00:40:50,196
فلشی که راز خیلی مهمی توش بود

911
00:40:51,666 --> 00:40:52,767
‫چه نوع رازی؟

912
00:40:52,901 --> 00:40:55,770
رازی که روند تاریخ رو به کل عوض کرد

913
00:40:55,904 --> 00:40:57,606
دنیا اگه الان این‌شکلیـه

914
00:40:57,739 --> 00:41:00,369
‫به خاطر این رازیـه که
داخل بدن این خرگوش پنهان شده

915
00:41:01,710 --> 00:41:03,033
کارِ بابا بزرگم بوده؟

916
00:41:03,612 --> 00:41:04,612
‫بله

917
00:41:05,447 --> 00:41:06,736
‫ریموند ردینگتون

918
00:41:07,689 --> 00:41:09,418
‫این که اسم پینکی‌ـه

919
00:41:09,551 --> 00:41:12,290
‫آره، خب، داستانش طولانیه

920
00:41:13,288 --> 00:41:14,800
‫ولی داستان منه

921
00:41:15,890 --> 00:41:17,206
‫آره، گمونم درست میگی

922
00:41:17,807 --> 00:41:18,941
برام تعریف کن

923
00:41:24,699 --> 00:41:27,101
‫روزی روزگاری

924
00:41:27,236 --> 00:41:30,173
‫خانومی به نام کاتارینا 
با مردی به نام ریموند آشنا شد

925
00:41:31,306 --> 00:41:33,107
‫<i>یکی‌شون روس بود</i>

926
00:41:33,242 --> 00:41:34,609
‫<i>دیگری آمریکایی</i>

927
00:41:35,644 --> 00:41:38,146
‫<i>و اونا برای کشورشون جاسوسی می‌کردن</i>

928
00:41:38,280 --> 00:41:40,181
‫<i>و همین‌طور جاسوسیِ همدیگه رو</i>

929
00:41:40,315 --> 00:41:41,616
‫<i>و سر هیچ چیزی توافق نداشتن</i>

930
00:41:41,750 --> 00:41:44,869
‫<i>جز این که دخترشون رو خیلی دوست داشتن...</i>

931
00:41:46,521 --> 00:41:48,690
<i>‫یعنی مادر تو رو...</i>

932
00:41:50,091 --> 00:41:52,030
‫<i>حتی بیشتر از جون خودشون</i>

933
00:41:53,962 --> 00:41:56,251
‫<i>در ضمن، فقط اونا همچین حسی نداشتن</i>

934
00:41:57,566 --> 00:41:59,834
‫<i>خیلی‌ها مادرت رو دوست داشتن</i>

935
00:42:01,129 --> 00:42:09,129
:تـــرجـــمـــه
« Highbury و AbG ســــروش »

936
00:42:09,570 --> 00:42:15,570
‫زین پس، برای دریافت زیرنویس سریال یک روز زودتر
«‫و حمایت از «سـروش AbG و Highbury
:‫به کانال تلگرامی زیر مراجعه کنید
t.me/BlacklistDonate

937
00:42:19,452 --> 00:42:29,452
<font color="#ff0000">@BlacklistDonate</font>

