‫﻿۱
00:00:01,461 --> 00:00:05,724
‫من اوترد هستم، پسرِ اوترد
‫برده‌ای به نام گوترد را آزاد کردم

2
00:00:05,725 --> 00:00:08,414
‫و شاهد به تخت نشستنش به عنوان پادشاه کامبرلند بودم

3
00:00:09,635 --> 00:00:14,222
‫در حالی که فرماندهی سپاهیانش را
‫به عهده داشتم، عاشق خواهرش شدم

4
00:00:14,223 --> 00:00:17,058
‫میخوام هم شأن سیگفرید بهم نگاه بشه

5
00:00:17,059 --> 00:00:19,685
‫میخوام با خواهر شما ازدواج کنم

6
00:00:19,686 --> 00:00:23,147
‫طوری رفتار میکنه که انگار اون پادشاهه

7
00:00:23,148 --> 00:00:25,024
‫برای شکست دادن کیارتانِ ظالم

8
00:00:25,025 --> 00:00:28,736
‫اتحادی با برادرها یعنی اریک و سیگفرید
‫شکل گرفت

9
00:00:28,737 --> 00:00:30,988
‫زمین‌های کیارتان از آن شما خواهد بود

10
00:00:30,989 --> 00:00:32,698
‫به سلامتی صلح

11
00:00:32,699 --> 00:00:35,910
‫اما مشاوران گوترد مرا به چشم یک تهدید نگاه می کردند

12
00:00:35,911 --> 00:00:38,969
‫و خواستار حضور مردانی مسیحی در سپاه بودند

13
00:00:38,970 --> 00:00:42,742
‫اون فکر میکنه از همه ما بالاتره

14
00:00:42,743 --> 00:00:46,431
‫بنابراین یک معامله مخفیانه با عموی من ترتیب داده شد

15
00:00:46,432 --> 00:00:48,075
‫دویست نیزه دار

16
00:00:48,076 --> 00:00:52,343
‫در ازای آن سرِ آزبرت رو میخوام

17
00:00:52,344 --> 00:00:53,553
‫چیکار میکنید؟

18
00:00:53,554 --> 00:00:57,014
‫،گوترد از خودش رحم نشان داد
‫ولی با این حال به من خیانت کرد

19
00:00:57,015 --> 00:01:00,184
‫اوترد، تو به همراه هالیگ برده خواهید شد

20
00:01:00,185 --> 00:01:04,434
‫شاه آلفرد، برادرم رگنار را
‫برای نجاتم آزاد کرد

21
00:01:07,025 --> 00:01:08,188
‫ولی اون دیر رسید

22
00:01:09,850 --> 00:01:10,695


23
00:01:10,696 --> 00:01:12,976
‫حالا دیگه مال منی

24
00:01:13,031 --> 00:01:15,007
‫همه چیز به سرنوشت بستگی دارد

25
00:01:15,032 --> 00:01:22,353
‫:.  تـیـم تــرجـــمه شـــوتایـم تــقـدیـم مـیکــنـد  .:..
‫<font color="#ff۰۰۰۰">.:.   WwW.Show-Time.iNFO   .:.</font>
‫<font color="#۰۰۸۰ff">.:. Forums.Show-Time.Info .:.</font>

26
00:01:48,039 --> 00:01:53,039
‫ترجمه از مــانــی و میلاد و مـحـمـدرضـا شایان مهر
‫<font color="#ff۰۰۰۰">RainyDay</font> & <font color="#۰۰۸۰۸۰">vanDerlove</font> & <font color="#۰۰۸۰ff">Artavan</font>

27
00:01:53,064 --> 00:01:57,058
‫:زیرنویس هماهنگ شده با نسخه های بلوری
‫:::hamid۵۲۵۱:::......

28
00:01:58,349 --> 00:02:02,998
‫<font color="#ff۸۰۴۰">[دریای شمال]</font>

29
00:02:24,436 --> 00:02:27,118
‫پارو بزنید حرامزاده‌ها!

30
00:02:28,763 --> 00:02:30,055


31
00:02:31,242 --> 00:02:36,343
‫پارو بزنید، باید پرواز کنیم! پارو بزنید!

32
00:02:47,501 --> 00:02:49,551
‫انگار از قبر به بیرون نگاه میکنم

33
00:02:51,380 --> 00:02:56,467
‫قسم میخورم که این سرنوشت ما نخواهد بود

34
00:02:56,468 --> 00:03:01,681
‫فکر میکنی این پدرسوخته‌ها به خودشون زحمت میدن
‫که برات قبر بکنن؟

35
00:03:01,682 --> 00:03:04,903
‫سرنوشت ما اینه که همراه این نخاله‌ها
‫ما رو از کشتی بیرون بندازن

36
00:03:04,904 --> 00:03:06,269
‫یه چیزی بهت بگم فینان

37
00:03:06,270 --> 00:03:10,231
‫من اینقدر بدشانسم که
‫حتی اگه زنده هم از کشتی بیرون بندازنم، میمیرم

38
00:03:10,232 --> 00:03:11,597
‫چون شنا بلد نیستم

39
00:03:13,068 --> 00:03:14,838
‫هرگز تسلیم نشو هالیگ

40
00:03:14,839 --> 00:03:16,470
‫اون عقب صداتون در نیاد!

41
00:03:16,471 --> 00:03:18,370
‫هرگز به خواست کسی تن نده

42
00:03:19,366 --> 00:03:21,470
‫حق نداری حرف بزنی بَرده

43
00:03:24,079 --> 00:03:25,246
‫پارو بزن!

44
00:03:25,247 --> 00:03:28,420
‫بله آقا! پارو میزنیم!

45
00:03:28,421 --> 00:03:29,616
‫و...

46
00:03:29,617 --> 00:03:31,055
‫پارو میزنیم! پارو میزنیم!

47
00:03:32,389 --> 00:03:36,316
‫پارو میزنیم! پارو میزنیم!

48
00:03:37,162 --> 00:03:40,767
‫پارو میزنیم! پارو میزنیم!

49
00:03:47,519 --> 00:03:52,679
‫آزبرت، یک روز اون پدرسوخته رو میکشم و لذتشو میبرم

50
00:04:18,125 --> 00:04:21,934
‫<font color="#ff۸۰۴۰">[افرویچ]
‫[پادشاهی نورث‌آمبریا]</font>

51
00:04:22,095 --> 00:04:25,664
‫به قولش عمل کرد
‫طبق وعده دویست نیزه دار فرستاده

52
00:04:26,558 --> 00:04:27,950
‫اینطور به نظر میرسه

53
00:04:34,983 --> 00:04:38,110
‫همین فردا هم میتونیم دانهولم را محاصره کنیم

54
00:04:38,111 --> 00:04:41,447
‫،با سپاهیان متشکل از گوترد، الفریچ، برادرها

55
00:04:41,448 --> 00:04:44,240
‫به سوی دانهولم میتازیم

56
00:04:44,242 --> 00:04:46,733
‫به کیارتان تعدادمان را نشان میدیم

57
00:04:46,734 --> 00:04:48,218
‫محاصره اش می کنیم

58
00:04:49,810 --> 00:04:56,629
‫بعد هم آب، غذا و ... نهایتاً جانش را میگیریم

59
00:04:56,630 --> 00:04:57,844
‫اون چطور مُرد؟

60
00:05:00,155 --> 00:05:01,469
‫چه کسی؟

61
00:05:01,470 --> 00:05:02,885
‫اوترد، سرورم

62
00:05:02,886 --> 00:05:05,429
‫اسمش آزبرت ـه

63
00:05:05,430 --> 00:05:07,640
‫از ترس خودشو خراب کرد؟

64
00:05:07,641 --> 00:05:11,018
‫برای بخشش به التماس افتاد؟
‫میخوام بدونم

65
00:05:11,019 --> 00:05:12,689
‫اوترد هرگز التماس نمیکنه

66
00:05:13,772 --> 00:05:15,815
‫- ملکه شماست؟
‫- نه

67
00:05:15,816 --> 00:05:17,963
‫لرد الفریچ، ایشون زبان گزنده‌ای دارند

68
00:05:17,964 --> 00:05:20,152
‫دیگه چیزی نخواهد گفت

69
00:05:20,153 --> 00:05:21,658
‫میخوام خودم ببینم

70
00:05:23,114 --> 00:05:25,658
‫سَر برادر زاده‌ام کجاست؟

71
00:05:25,659 --> 00:05:28,953
‫جایی که همیشه بوده
‫روی شانه‌هایش

72
00:05:28,954 --> 00:05:31,956
‫خاطرجمع باشید که
‫اوترد با مُرده هیچ فرقی نداره

73
00:05:31,957 --> 00:05:34,074
‫با مُرده هیچ فرقی نداره؟

74
00:05:36,503 --> 00:05:38,160
‫پس هنوز زنده است؟

75
00:05:39,956 --> 00:05:47,277
‫برای محاصره دانهولم، در ازای سر آزبرت
‫توافق کردیم دویست نیزه دار به شما بدم

76
00:05:47,639 --> 00:05:50,956
‫- معامله همین بود
‫- سرورم، اون الان در یک کشتی بَرده است

77
00:05:50,957 --> 00:05:55,189
‫در حقیقت، آزبرت سرنوشتی
‫بسیار بدتر از مرگ نصیبش شد

78
00:05:55,190 --> 00:05:58,944
‫باید درک کنید که اوترد جان من را نجات داده بود

79
00:06:00,360 --> 00:06:01,987
‫دوستم بود

80
00:06:03,238 --> 00:06:04,684
‫- دوستتان ؟
‫- بله

81
00:06:04,685 --> 00:06:06,832
‫سرورم، قسم میخورم
‫دیگه حتی اسمش را هم نخواهید شنید

82
00:06:06,833 --> 00:06:10,715
‫شاید بهتره یک بار دیگه با کیارتان متحد بشم

83
00:06:10,716 --> 00:06:15,437
‫،شاید در کاری که شما بسیار عامدانه از انجامش سر باز زدید
‫موفق تر عمل کنه

84
00:06:15,438 --> 00:06:17,501
‫تنها درخواستِ من
‫یک سرِ بی‌جانِ ناقابل بود

85
00:06:17,502 --> 00:06:19,392
‫سرورم، ممکنه خواهش کنم استراحت بفرمایید؟

86
00:06:19,393 --> 00:06:21,485
‫ایدن، چند روز در راه بودیم؟

87
00:06:21,486 --> 00:06:23,674
‫- شش روز سرورم
‫- پس بهتره استراحت کنید

88
00:06:23,675 --> 00:06:26,676
‫شش روز برای هیچ!

89
00:06:26,677 --> 00:06:31,087
‫سرورم، استراحت کنید، غذا بخورید، بنوشید

90
00:06:31,088 --> 00:06:35,768
‫حتماً کاری هست که بتونیم انجام بدیم
‫تا به توافق برسیم

91
00:06:40,906 --> 00:06:47,418
‫لرد الفریچ، باید تا به حال متوجه شده باشید
‫که برادر من عقل درست حسابی نداره

92
00:06:49,576 --> 00:06:51,672
‫به نفع شماست
‫که کاری به کارش نداشته باشید

93
00:06:51,745 --> 00:06:53,891
‫خواهرم طبعِ شوخ...

94
00:06:53,892 --> 00:06:55,350
‫و زبان تندی دارند!

95
00:06:57,550 --> 00:06:59,179
‫- فردا از اینجا میریم
‫- لرد، خواهش میکنم

96
00:06:59,180 --> 00:07:00,851
‫کار ما اینجا تمومه

97
00:07:02,000 --> 00:07:05,637
‫،خدانگهدار لرد الفریچ
‫از آشنایی با شما بسی خوشوقت شدم

98
00:07:05,638 --> 00:07:07,763
‫از راه طولانی به ببنبرگ لذت ببر

99
00:07:07,764 --> 00:07:10,994
‫،گوترد، با نجات اوترد

100
00:07:10,995 --> 00:07:14,214
‫چیزی که الان عایدت شده هرج و مرجی است
‫که خودت باعثش شدی

101
00:07:15,778 --> 00:07:17,539
‫هرج و مرج

102
00:07:17,540 --> 00:07:21,155
‫اگر الفریچ با ما نباشه پس شرایط تغییر کرده

103
00:07:21,156 --> 00:07:23,542
‫ما در محاصره دانهولم نقشی نخواهیم داشت

104
00:07:23,543 --> 00:07:27,409
‫اریک، ما باید اونجا را محاصره کنیم!
‫ما قراری با هم داریم، نقشه کشیدیم

105
00:07:27,410 --> 00:07:29,608
‫از الآن دیگه اون نقشه به برادرها
‫ربطی نداره

106
00:07:29,609 --> 00:07:32,734
‫و این یعنی باید دوباره برای کسب ثروت بجنگیم

107
00:07:32,735 --> 00:07:35,079
‫سیگفرید، ما صلح کردیم

108
00:07:35,080 --> 00:07:36,590
‫صلح کردیم!

109
00:07:41,573 --> 00:07:44,652
‫سرورم، ما به یک متحد نیاز داریم

110
00:07:45,242 --> 00:07:47,534
‫باید خواهرتان را پیشکش کنید

111
00:07:51,735 --> 00:07:54,037
‫اسب‌ها حاضرند؟

112
00:07:54,038 --> 00:07:55,350
‫بله بانو

113
00:07:55,351 --> 00:07:58,425
‫سیتریک، من تو رو انتخاب کردم چونکه
‫به لرد اوترد وفادار هستی

114
00:07:58,426 --> 00:07:59,696
‫همیشه وفادار هستم بانو

115
00:07:59,697 --> 00:08:02,437
‫وقتی هیلد برگشت این پیغام را بهش بده

116
00:08:03,512 --> 00:08:04,730
‫میدونم که برمی‌گرده

117
00:08:06,930 --> 00:08:08,889
‫کِی بر می‌گردید بانو؟

118
00:08:08,890 --> 00:08:10,942
‫فقط میدونم که دیگه نباید اینجا بمونم

119
00:08:22,923 --> 00:08:26,423
‫<font color="#ff۸۰۴۰">[وینچستر]
‫[پادشاهی وسکس]</font>

120
00:08:32,777 --> 00:08:38,300
‫،ما در وسکس هستیم و در شمال
‫مرسیا، متحد ما قرار داره

121
00:08:38,301 --> 00:08:40,249
‫اوهوم و شرق چطور؟

122
00:08:40,250 --> 00:08:43,970
‫،دینلو. که شمال آن نورث‌آمبریا و کامبرلند قرار گرفته

123
00:08:43,971 --> 00:08:47,242
‫جایی که کافران حکومت میکنند
‫و برادران مسیحی ما را تهدید میکنند

124
00:08:47,243 --> 00:08:49,629
‫و آن طرف "دیوار بزرگ" پادشاهی آلبا قرار داره

125
00:08:49,630 --> 00:08:52,026
‫که سرد و بـِکر ـه

126
00:08:52,027 --> 00:08:53,443
‫خوبه

127
00:08:53,444 --> 00:08:57,258
‫و به سرزمین‌های جنوب دیوار چی میگیم؟

128
00:08:57,259 --> 00:08:59,311
‫یک روز به نام انگلیس خوانده خواهد شد

129
00:08:59,312 --> 00:09:04,043
‫،اثلفلد، تصرف این زمین‌ها
‫مستلزم صرفِ هزینه‌ی گزافِ

130
00:09:04,044 --> 00:09:08,931
‫،جانی و مالی خواهد بود
‫برای نگه داشتنش حتی بیشتر هم باید هزینه کرد

131
00:09:08,932 --> 00:09:11,328
‫بنابراین اتحادهایی باید شکل بگیرند

132
00:09:12,788 --> 00:09:14,058
‫وصلت‌هایی باید صورت بگیرد

133
00:09:15,529 --> 00:09:17,039
‫من باید ازدواج کنم؟

134
00:09:17,040 --> 00:09:19,384
‫وقتی یک مورد مناسب پیدا شد

135
00:09:21,876 --> 00:09:23,636
‫من حاضرم وظیفه‌ام را انجام بدم

136
00:09:33,309 --> 00:09:36,247
‫سوزوندن یک دهکده، یک قشنگی خاصی داره

137
00:09:36,248 --> 00:09:39,042
‫- مثل همون حرفی که زدی
‫- هرج و مرج

138
00:09:50,610 --> 00:09:52,901
‫میخوام به اسم سیگفرید...

139
00:09:54,956 --> 00:09:57,154
‫اربابِ هرج و مرج شناخته بشم

140
00:10:04,096 --> 00:10:05,804
‫زودباش، بجنب

141
00:10:42,345 --> 00:10:45,575
‫،خواهر هیلد و همراهان

142
00:10:45,576 --> 00:10:47,628
‫چی میخواید ؟

143
00:10:47,629 --> 00:10:50,755
‫به فرمان آلفرد از وسکس به اینجا اومدیم

144
00:10:50,756 --> 00:10:52,996
‫میخوام شاه گوترد را ببینم

145
00:10:52,997 --> 00:10:54,611
‫تو دانمارکی هستی

146
00:10:54,612 --> 00:10:57,322
‫من ارل رگنار رگنارسون هستم

147
00:10:57,323 --> 00:11:01,605
‫ایشون هم استیاپای سلحشور
‫از افراد آلفرد هستند

148
00:11:03,037 --> 00:11:05,869
‫آلفرد، خدمت شاه گوترد سلام رساندند

149
00:11:05,870 --> 00:11:08,806
‫و خواهر گوترد، بانو گیزلا

150
00:11:08,807 --> 00:11:10,633
‫ایشون اینجا هستند؟

151
00:11:10,634 --> 00:11:11,937
‫میخوام ببینمشون

152
00:11:11,938 --> 00:11:14,586
‫اینجا نیستند.
‫شهر را ترک کردند

153
00:11:14,587 --> 00:11:17,138
‫- به کدام مقصد؟
‫- ،هنوز بی‌خبرم

154
00:11:17,139 --> 00:11:19,243
‫ولی خواهم فهمید

155
00:11:21,373 --> 00:11:24,934
‫شما برادرش هستید؟
‫برادر اوترد هستید

156
00:11:24,976 --> 00:11:27,686
‫ایشون گوترد هستن

157
00:11:27,687 --> 00:11:29,229
‫بله سرورم

158
00:11:29,230 --> 00:11:31,273
‫آلفرد برای چی شما را فرستاده؟

159
00:11:31,274 --> 00:11:32,983
‫برای پیدا کردن اوترد

160
00:11:32,984 --> 00:11:36,653
‫آلفرد به اوترد دِینی داره و نمیخواد آسیبی بهش برسه

161
00:11:36,654 --> 00:11:37,849
‫اوترد گم شده

162
00:11:40,047 --> 00:11:42,499
‫از گفتنش واقعاً متاسفم

163
00:11:42,500 --> 00:11:45,320
‫از شما و آلفرد عذرخواهی میکنم

164
00:11:45,321 --> 00:11:48,243
‫بیهوده به اینجا سفر کردید

165
00:11:48,244 --> 00:11:50,645
‫لطفاً اینجا استراحت کنید...

166
00:11:50,646 --> 00:11:53,712
‫اسم مردی که اوترد را بُرد به من بگو

167
00:11:53,713 --> 00:11:55,531
‫باید کمی فکر کنم

168
00:11:55,532 --> 00:11:58,066
‫سرورم، لطفاً اسم برده فروش را بگید

169
00:11:58,067 --> 00:11:59,885
‫اگر از ته دل متاسف هستید

170
00:11:59,886 --> 00:12:02,340
‫به من بگید کجا پیداش کنم

171
00:12:04,307 --> 00:12:07,241
‫اوترد واقعاً گم شده

172
00:12:26,295 --> 00:12:28,884
‫آبها رو خالی کنید سگهای کثیف!

173
00:12:28,885 --> 00:12:33,250
‫زنجیرهامون رو باز کن!
‫سریعتر کار میکنیم

174
00:12:33,251 --> 00:12:36,864
‫آبها رو خالی کن وگرنه میندازمت تو آب!

175
00:12:43,435 --> 00:12:46,756
‫،اگه میخوای زنده بمونی
‫آبها رو خالی کن!

176
00:13:11,690 --> 00:13:13,987
‫دعا میکنم خداوند ازش محافظت کنه بانو

177
00:13:37,104 --> 00:13:40,383
‫آزبرت، دست از خالی کردن آب برنمیداره

178
00:13:53,305 --> 00:13:55,069
‫استراحت کن

179
00:13:55,070 --> 00:13:56,782
‫به قوای جسمانیت نیاز پیدا میکنی

180
00:13:58,601 --> 00:14:00,354
‫من از آب خالی کردن خوشم میاد

181
00:14:05,986 --> 00:14:07,311
‫آهای!

182
00:14:16,765 --> 00:14:19,501
‫فکر میکنی از اینها بهتری ؟

183
00:14:20,828 --> 00:14:22,634
‫اونا مال و دارایی هستن

184
00:14:22,635 --> 00:14:24,546
‫مثل تو

185
00:14:24,547 --> 00:14:27,095
‫باید غرورت رو کنار بذاری

186
00:14:27,096 --> 00:14:28,808
‫غرور باعث مرگت میشه

187
00:14:30,668 --> 00:14:31,941
‫استراحت کن

188
00:14:39,087 --> 00:14:42,060
‫راست میگه، بهتره استراحت کنی

189
00:14:45,868 --> 00:14:48,154
‫من و تو داریم حروم میشیم

190
00:14:48,155 --> 00:14:51,420
‫باید برای فرار کردن
‫نیروی خودمون رو ذخیره کنیم

191
00:14:54,842 --> 00:14:58,887
‫ولی برای فرار کردن باید به کف پامون پوست باشه
‫نه گوشت پوسیده

192
00:15:03,027 --> 00:15:04,444
‫پس باید آبها رو خالی کنیم

193
00:15:13,986 --> 00:15:16,676
‫همه‌ی این بدبخت‌ها یک داستان تعریف میکنند سرورم

194
00:15:19,305 --> 00:15:22,349
‫از دستِ کشت و کشتار برادرها گریختند

195
00:15:22,350 --> 00:15:24,550
‫مطمئناً ما نفر بعدی هستیم

196
00:15:24,551 --> 00:15:25,770
‫و باید چه کنم؟

197
00:15:27,283 --> 00:15:29,191
‫بجنگم؟

198
00:15:29,192 --> 00:15:31,246
‫حالا باید علیه برادرها لشگرکشی کنم؟

199
00:15:31,247 --> 00:15:34,719
‫من در جایگاهی نیستم که به پادشاه
‫در مورد نحوه جنگ آموزش بدم

200
00:15:34,720 --> 00:15:37,253
‫ازت مشاوره خواستم!

201
00:15:37,254 --> 00:15:40,288
‫فرمانده سپاهم رو از دست دادم

202
00:15:40,289 --> 00:15:43,615
‫پس پیشنهاد میکنم باید اول به اندازه کافی گندم

203
00:15:43,616 --> 00:15:46,598
‫برای سیر کردن شکم این بدبخت‌ها ذخیره کنیم

204
00:15:46,599 --> 00:15:51,332
‫و میگم الان بیشتر از همیشه
‫به لرد الفریچ از ببنبرگ نیاز داریم

205
00:16:02,138 --> 00:16:05,860
‫ممنون میشیم کمی آب به ما و اسب‌ها مون بدید

206
00:16:05,862 --> 00:16:07,279
‫بفرمایید

207
00:16:17,104 --> 00:16:19,106
‫- یونس تو هستی؟
‫- بله

208
00:16:19,107 --> 00:16:23,705
‫به من گفتند تو یک مرد جنگجو رو
‫از گوترد پادشاه افرویچ گرفتی

209
00:16:23,706 --> 00:16:25,322
‫به عنوان برده فروختیش

210
00:16:25,323 --> 00:16:28,346
‫من هر روز کلی از این جانورها
‫میبینم، یادم نیست کدوم را میگید

211
00:16:28,347 --> 00:16:32,737
‫- من نیومدم اینجا که شکمت رو سفره کنم یونس
‫- هنوز نه

212
00:16:33,781 --> 00:16:35,584
‫بهت پول میدم

213
00:16:35,585 --> 00:16:36,763
‫بگیرید

214
00:16:38,662 --> 00:16:40,820
‫نباید به برده‌ها غذا بدی!

215
00:16:40,821 --> 00:16:44,678
‫تو هم نباید مثل یه سگ چاق و چله
‫پارس کنی!

216
00:16:50,061 --> 00:16:51,520
‫گفتی پول میدی؟

217
00:16:51,521 --> 00:16:52,845
‫بله گفتم

218
00:16:58,519 --> 00:17:00,124
‫یه جنگجوی برده

219
00:17:00,125 --> 00:17:01,835
‫اسمش آزبرت بود

220
00:17:07,415 --> 00:17:09,219
‫یکی دیگه هم بود

221
00:17:09,220 --> 00:17:11,377
‫کوتاه تر، ساکسون بود

222
00:17:13,131 --> 00:17:16,380
‫"یک تاجر دریاگرد به اسم "اسوری
‫جفتشون رو برد

223
00:17:16,381 --> 00:17:17,492
‫اسوری الان کجاست؟

224
00:17:17,529 --> 00:17:20,701
‫هر جایی که دریا و البته بوی نقره بکشوندش

225
00:17:20,702 --> 00:17:24,258
‫هیچکس نمیتونه مدت زیادی
‫سختی پارو زدن روی کشتی را تحمل کنه

226
00:17:24,259 --> 00:17:28,534
‫برای همین هم اسوری مجبوره خیلی زود
‫برای جایگزین کردن خدمه برگرده

227
00:17:28,535 --> 00:17:32,059
‫- کِی ؟
‫- پاییز و زمستان که بگذره

228
00:17:32,060 --> 00:17:38,264
‫اول بهار
‫بعد از اولین ماه کامل بعدِ جشن سیگوربلات

229
00:17:38,265 --> 00:17:40,882
‫همه برای داد و ستد توی ساحل جمع میشن

230
00:17:42,030 --> 00:17:44,616
‫اسوری هم میاد، بهتان قول میدم

231
00:17:46,922 --> 00:17:49,121
‫و تو این مدت کجا میره ؟

232
00:17:50,238 --> 00:17:53,105
‫کشتیِ اون عادت کرده به
‫آبِ سرسخت ترین دریاها را بشکافه

233
00:17:53,106 --> 00:17:55,525
‫- ممکنه هر جایی باشه
‫- یک چیزی بگو که بدردمان بخوره

234
00:17:55,526 --> 00:17:57,652
‫من چیزی را بهتان گفتم
‫که میدونم درسته

235
00:17:58,550 --> 00:18:02,481
‫تنها کاری که فعلاً ازتان بر میاد
‫اینه که چشم به ساحل بدوزین و منتظر باشید

236
00:18:15,373 --> 00:18:16,884
‫تکون بخورین

237
00:18:16,885 --> 00:18:19,011
‫آنگلیلای شرقی ـه

238
00:18:21,484 --> 00:18:22,954
‫ممکن هم هست فرانکیا باشه

239
00:18:27,648 --> 00:18:29,242
‫آب بخور

240
00:18:30,234 --> 00:18:32,736
‫- من باید برم رو خشکی
‫- میدونم

241
00:18:32,737 --> 00:18:35,447
‫سرورم من باید برم رو خشکی
‫دیگه نمیتونم تحمل کنم

242
00:18:35,448 --> 00:18:37,226
‫- من باید برم رو خشکی
‫- هالیگ ؟

243
00:18:37,227 --> 00:18:38,873
‫- باید برگردم رو خشکی
‫- برگرد سر جات

244
00:18:38,901 --> 00:18:40,022
‫الان برمیگرده سر جاش

245
00:18:40,024 --> 00:18:43,171
‫بهشان بگو کی هستی
‫بهشان بگو که نقره داری

246
00:18:43,172 --> 00:18:47,557
‫- هالیگ خفه شو
‫- به خاطر تب داره هذیون میگه

247
00:18:47,558 --> 00:18:49,425
‫بسپارش به خودمان

248
00:18:49,426 --> 00:18:51,346
‫گفتم بسپارش به خودمان

249
00:18:53,404 --> 00:18:54,882
‫برده های بی مصرف

250
00:19:02,901 --> 00:19:04,768
‫هالیگ ! هالیگ!

251
00:19:04,769 --> 00:19:08,104
‫- دیگه نمی تونم تحمل کنم
‫- هالیگ

252
00:19:08,105 --> 00:19:10,075
‫تو یک سلحشوری

253
00:19:12,568 --> 00:19:15,218
‫تو همونی هستی
‫که منو توی جنگ اتندن همراهی کردی

254
00:19:16,197 --> 00:19:19,657
‫همون هالیگی که شجاعانه جنگید

255
00:19:19,659 --> 00:19:24,181
‫همونی که جون منو
‫از دست جاسوس های کیارتان نجات داد، مگه نه ؟

256
00:19:25,831 --> 00:19:28,750
‫آره، همونم

257
00:19:28,751 --> 00:19:29,678
‫معلومه که هستی

258
00:19:31,170 --> 00:19:32,946
‫ما سلحشوریم

259
00:19:35,966 --> 00:19:37,363
‫و دوباره نوبت ما میرسه

260
00:19:39,470 --> 00:19:41,555
‫به من نیگاه کن هالیگ

261
00:19:43,599 --> 00:19:46,142
‫تو تا حالا از هر دستوری که بهت دادم
‫اطاعت کردی

262
00:19:46,143 --> 00:19:49,187
‫پس حالا یک دستور دیگه بهت میدم

263
00:19:49,188 --> 00:19:50,442
‫باید پارو بزنی

264
00:19:51,605 --> 00:19:55,358
‫تو پارو میزنی و صبر میکنی
‫تا نوبت ما برسه

265
00:19:55,359 --> 00:19:57,960
‫و اونوقت با هم
‫یک جنگ دیگه را هم پیروز میشیم

266
00:19:59,031 --> 00:20:00,340
‫با هم!

267
00:20:23,696 --> 00:20:25,930
‫خواهشاً بگید که خواستگارم این نیست ؟!

268
00:20:25,932 --> 00:20:29,102
‫این " چِیل وُلف" ـه
‫ریش سفیدِ مرسیا

269
00:20:29,103 --> 00:20:30,360
‫اینکه یک پاش لب گوره

270
00:20:35,526 --> 00:20:36,757
‫"لرد "چیل ولف

271
00:20:38,362 --> 00:20:41,823
‫حضور شما در اینجا باعث افتخار وسکس خواهد بود

272
00:20:41,824 --> 00:20:44,284
‫آغوش ما برای خوشآمد به بزرگان مرسیا
‫همیشه گشوده است

273
00:20:44,285 --> 00:20:45,286
‫البته نه همه ما

274
00:20:45,287 --> 00:20:49,169
‫امیدوارم صحبت های ما برای هر دو طرف
‫مفید و سازنده باشد

275
00:20:49,206 --> 00:20:51,281
‫شمشیر، آلفرد!

276
00:20:52,209 --> 00:20:56,353
‫من به دلیلی به اینجا اومدم
‫جنگ اول بِه از صلح آخر

277
00:20:56,354 --> 00:21:01,298
‫ما برای اینکه موج، موج متجاوزین دانمارکی را
‫از ریشه بخشکانیم

278
00:21:01,341 --> 00:21:03,469
‫به شمشیر نیاز داریم

279
00:21:03,470 --> 00:21:06,087
‫و به مردانی که آنها را در صحنه نبرد
‫بدست بگیرند

280
00:21:06,088 --> 00:21:07,604
‫ببخشید که سخنان تان را قطع کردم

281
00:21:07,605 --> 00:21:13,130
‫مرسیا جنگجوهای زیادی را در نبرد اتندن از دست داد
‫ولی با کمال میل اینکار را کرد

282
00:21:15,427 --> 00:21:17,535
‫حالا زمان جبران رسیده

283
00:21:17,536 --> 00:21:19,925
‫متوجه منظورتان شدم لرد چیل ولف

284
00:21:19,926 --> 00:21:22,719
‫از آنجایی که سرزمین های ما
‫در حقیقت یک سرزمینِ واحد هستند...

285
00:21:22,720 --> 00:21:24,599
‫نه، ما یکی نیستیم

286
00:21:24,600 --> 00:21:28,589
‫ما مرسیا هستیم و شما ... وسکس

287
00:21:32,143 --> 00:21:34,292
‫بهتر نیست اول خستگی تان را بدر کنید ؟

288
00:21:34,293 --> 00:21:35,323
‫شمشیر!

289
00:21:37,254 --> 00:21:39,255
‫موضوع را عوض نکن

290
00:21:39,256 --> 00:21:43,676
‫لرد چیل ولف، بهتر نیست بشینید ؟
‫بهرحال راه طولانی ای را آمدید

291
00:21:43,677 --> 00:21:45,150
‫بله راه طولانی آمدم

292
00:21:47,153 --> 00:21:48,708
‫ولی به دلیلی این همه راه آمدم

293
00:21:50,488 --> 00:21:53,170
‫من متوجه موقعیت فعلی مرسیا

294
00:21:53,171 --> 00:21:56,494
‫و تجاوزهای گاه و بیگاه وایکینگ ها
‫به سرزمین شما هستم

295
00:21:56,495 --> 00:21:59,442
‫ما خودمان هم در مرزهای شمالی
‫با همین مشکل رو به رو هستیم

296
00:21:59,443 --> 00:22:01,988
‫اوترد چطوره ؟

297
00:22:03,408 --> 00:22:05,901
‫اون میتونه نیروها را رهبری کنه

298
00:22:05,902 --> 00:22:09,031
‫اون را بفرست طرف مرزهای ما
‫با سرزمین دانمارکی ها

299
00:22:09,032 --> 00:22:12,610
‫اوترد به همراه ۵۰ مرد جنگی...
‫این چیزیه که من را راضی میکنه

300
00:22:15,438 --> 00:22:20,185
‫سرورم اوترد آخرین بار در نورث آمبریا
‫سرزمین مادریش دیده شده

301
00:22:20,186 --> 00:22:21,604
‫نورث آمبریا ؟

302
00:22:22,826 --> 00:22:27,186
‫میتونی به سرزمین های دورافتاده شمال
‫سرباز بفرستی ولی به همسایه ات کمک نمیکنی ؟

303
00:22:28,940 --> 00:22:31,193
‫لرد چیل ولف

304
00:22:31,194 --> 00:22:35,054
‫راه حل معضل کنونی، به نظر من
‫یک پیمان بین دو سرزمینه

305
00:22:35,055 --> 00:22:37,307
‫راه حل...

306
00:22:37,308 --> 00:22:39,405
‫شمشیره ... و سرباز

307
00:22:39,406 --> 00:22:42,211
‫یک پیمان دائمی بین وسکس و مارسیا

308
00:22:42,212 --> 00:22:44,152
‫به تعبیری اتحاد سرورم

309
00:22:44,153 --> 00:22:45,717
‫نه ! شمشیر!

310
00:22:45,718 --> 00:22:48,847
‫چند بار دیگه باید حرفم را تکرار کنم ؟

311
00:22:48,849 --> 00:22:51,936
‫چندبار دیگه میخوای به حرفم بی توجهی کنی ؟

312
00:22:51,937 --> 00:22:54,085
‫لرد چیل ولف
‫شما اصلاً نامه های من را مطالعه کردید ؟

313
00:22:56,632 --> 00:22:57,998
‫لرد چیل ولف ؟

314
00:22:57,999 --> 00:23:00,690
‫بله معلومه که نامه هات را خوندم

315
00:23:03,769 --> 00:23:06,022
‫تو یک نریان میخوای ؟

316
00:23:06,023 --> 00:23:07,337
‫همسری برای دخترمان، سرورم

317
00:23:07,338 --> 00:23:09,935
‫و من برات یک اسم دارم

318
00:23:11,741 --> 00:23:13,848
‫توی همین نامه ایه که دستمه

319
00:23:13,849 --> 00:23:16,091
‫یک مرد خوب و خداپرست

320
00:23:16,092 --> 00:23:18,345
‫از تبار مردانِ مرسیا

321
00:23:18,346 --> 00:23:21,037
‫درست مثل همسرت

322
00:23:23,041 --> 00:23:26,723
‫ولی پیش از هر چیزی میخوام تضمین بکنی

323
00:23:26,787 --> 00:23:31,377
‫که مرسیا به یک سرزمین الحاقی
‫در حاشیه ی پادشاهی وسکس تبدیل نخواهد شد ؟

324
00:23:32,578 --> 00:23:34,538
‫مثل یک عموزاده بدبخت

325
00:23:34,539 --> 00:23:36,197
‫مرسیا خودش پادشاه دارد

326
00:23:36,199 --> 00:23:38,336
‫سرورم شاید بهتره قبل از اون

327
00:23:38,338 --> 00:23:40,256
‫نگران الحاقِ خاک تان
‫به سرزمین دانمارکی ها باشید

328
00:23:40,257 --> 00:23:46,809
‫و اونوقت کی بود که با تاسیس این
‫به اصطلاح "سرزمین دانمارکی ها " موافقت کرد ؟

329
00:23:46,810 --> 00:23:48,332
‫تو!

330
00:23:49,992 --> 00:23:53,268
‫تو بودی آلفرد

331
00:23:53,269 --> 00:23:58,360
‫و حالا این مرسیاست که داره تاوانش را میده

332
00:23:58,361 --> 00:24:00,422
‫- شمشیر چیزیه که شما میخواید سرورم ؟
‫- بله شمشیر

333
00:24:00,423 --> 00:24:02,194
‫- پس آنها را خواهید داشت
‫- چه تعداد ؟

334
00:24:02,231 --> 00:24:04,818
‫وسکس هرگز نمیتونه به مرسیا پشت کنه

335
00:24:04,819 --> 00:24:08,533
‫چنین گناهی عین اینه که به همسرم پشت کنم

336
00:24:09,901 --> 00:24:12,790
‫هیچوقت همچین اتفاقی نخواهد افتاد سرورم
‫هیچ وقت

337
00:24:12,791 --> 00:24:13,959
‫این کارا یعنی چی ؟

338
00:24:15,379 --> 00:24:20,960
‫هر بار که از شمشیر و نیزه حرف میزنم

339
00:24:20,961 --> 00:24:23,307
‫شما باز هم از اتحاد و...

340
00:24:24,915 --> 00:24:26,386
‫خویشــ...

341
00:24:28,974 --> 00:24:31,811
‫بگم براتون آب بیارند لرد چیل ولف ؟

342
00:24:31,812 --> 00:24:33,575
‫آب میخواید ؟

343
00:24:39,544 --> 00:24:42,725
‫فکر کنم به یک گودال تو زمین
‫بیشتر نیاز داشته باشه

344
00:24:50,208 --> 00:24:51,824
‫ایشان...

345
00:24:51,825 --> 00:24:54,265
‫فوت کردند، سرورم

346
00:25:13,591 --> 00:25:15,050
‫ما...

347
00:25:17,357 --> 00:25:20,925
‫عمیقاً به همه شما تسلیت میگم

348
00:25:20,926 --> 00:25:23,804
‫بهتان اطمینان میدم که من و کشیشان وسکس

349
00:25:23,806 --> 00:25:26,601
‫برای رستگاری روح لرد چیل ولف
‫دعا خواهیم کرد

350
00:25:31,443 --> 00:25:34,468
‫باشد که نور رحمت جاویدان
‫بر روحشان بتابد

351
00:25:36,723 --> 00:25:38,631
‫جلسه را به وقت دیگری موکول میکنیم

352
00:25:38,632 --> 00:25:41,271
‫کدوم یک از شما " اَثِلرِد" هستید ؟

353
00:25:44,841 --> 00:25:47,041
‫من اثلرد هستم بانوی من

354
00:25:49,974 --> 00:25:53,552
‫اثلرد اگر جسد لرد چیل ولف را
‫به خانواده ایشان برسونید

355
00:25:53,553 --> 00:25:56,140
‫لطف بزرگی به من کردی

356
00:25:56,141 --> 00:25:58,049
‫بله سرورم، اطاعت امر میشه

357
00:26:15,465 --> 00:26:18,500
‫ارباب اسوری و دوست خوبتان هاکا
‫خبرای خوبی براتون دارند

358
00:26:20,139 --> 00:26:22,809
‫دیگه تا بهار، روی دریا کاری نداریم

359
00:26:24,657 --> 00:26:27,108
‫زمستان را روی خشکی سپری میکنیم

360
00:26:29,060 --> 00:26:30,238
‫تو ایسلند

361
00:26:31,846 --> 00:26:34,016
‫جایی که کلی کار انتظارتان را میکشه

362
00:26:34,831 --> 00:26:36,353
‫خودتان را آماده کنید

363
00:26:43,439 --> 00:26:46,182
‫شنیدی هالیگ؟ خشکی!

364
00:26:48,280 --> 00:26:49,604
‫میمیرم برای خشکی

365
00:27:24,595 --> 00:27:27,327
‫<font color="#ff۸۰۴۰">[ببنبرگ]
‫[پادشاهی نورث‌آمبریا]</font>

366
00:27:27,460 --> 00:27:32,457
‫پس داری به جای سرِ آزبرت

367
00:27:32,458 --> 00:27:33,720
‫بهم عروس پیشنهاد میکنی

368
00:27:35,296 --> 00:27:37,434
‫ولی فکر نمی کنی
‫با توجه به حرف خودت

369
00:27:38,614 --> 00:27:40,867
‫یک چیزی این وسط کمه ؟

370
00:27:40,868 --> 00:27:43,876
‫مطمئن باشید به زودی پیداش میکنیم سرورم

371
00:27:43,877 --> 00:27:46,039
‫کِی اونوقت ؟

372
00:27:46,040 --> 00:27:47,999
‫قبل از تمام شدن غذام ؟

373
00:27:48,000 --> 00:27:49,907
‫قبل از تمام شدن زمستان ؟

374
00:27:49,908 --> 00:27:53,396
‫سرورم ما همه جای نورث آمبریا
‫و کامبرلند چشم و گوش داریم

375
00:27:53,397 --> 00:27:55,549
‫در کنار اون
‫به درگاه خدا هم دعا خواهیم کرد

376
00:27:55,550 --> 00:27:59,711
‫اون بالاخره میره کامبرلند ... من
‫خواهرم را خیلی خوب میشناسم

377
00:27:59,712 --> 00:28:01,149
‫شاید، ولی من نمیشناسم ـش

378
00:28:01,150 --> 00:28:05,505
‫ولی این را خوب میدونم که حتماً
‫خیلی به من علاقه داره

379
00:28:05,506 --> 00:28:07,750
‫که خودش را اینجوری در به در کرده

380
00:28:07,751 --> 00:28:11,147
‫سرورم، اون اولین دختری نیست
‫که مجبور شده تن به ازدواج اجباری بده

381
00:28:11,148 --> 00:28:12,677
‫درسته

382
00:28:17,070 --> 00:28:23,427
‫در ضمن این هم درسته که
‫اون عاشق برادرزاده شما شده بود

383
00:28:25,829 --> 00:28:27,705
‫وظیفه حکم میکنه که بهتان بگم

384
00:28:27,706 --> 00:28:30,147
‫آنها قرار بود ازدواج کنند

385
00:28:36,757 --> 00:28:39,133
‫اون هنوز هم عاشق آزبرت ـه ؟

386
00:28:39,134 --> 00:28:42,740
‫بهرحال فکر میکنم دلیلِ پنهان شدنش هم
‫همین باشه

387
00:28:51,688 --> 00:28:53,354
‫پس قبولش میکنم

388
00:28:55,943 --> 00:28:57,069
‫قبول میکنید ؟

389
00:28:57,070 --> 00:29:01,526
‫ولی مشروط به اینکه تا قبل از
‫تحویل گیزلا و ازدواجش با من

390
00:29:01,527 --> 00:29:05,148
‫از حتی یک نیزه دار هم خبری نخواهد بود

391
00:29:06,078 --> 00:29:08,704
‫اِیدن" پیش شما خواهد ماند"

392
00:29:08,705 --> 00:29:10,915
‫باهاش خوش رفتاری می کنید
‫به خوبی ازش پذیرایی می کنید

393
00:29:10,916 --> 00:29:14,877
‫تا زمستان تمام بشه
‫این روال ادامه خواهد داشت

394
00:29:14,878 --> 00:29:17,088
‫من خیلی غذا نمیخورم

395
00:29:17,089 --> 00:29:20,408
‫آخرین شرطم هم اینه که از طرف من
‫پیامی را به کیارتان برسانید

396
00:29:21,551 --> 00:29:23,935
‫- به کیارتان؟
‫- چه پیامی ؟

397
00:29:23,936 --> 00:29:27,658
‫اینکه چطور برادرزاده ی من را پیدا
‫و سر از تنش جدا کنه

398
00:29:28,893 --> 00:29:31,951
‫چرا وقتی اطرافمان سگ داریم
‫خودمان الکی پارس کنیم ؟

399
00:29:34,773 --> 00:29:36,207
‫به توافق رسیدیم ؟

400
00:29:42,739 --> 00:29:44,104
‫بله

401
00:29:46,451 --> 00:29:47,577
‫مشکلی نیست

402
00:29:58,608 --> 00:30:02,541
‫<font color="#ff۸۰۴۰">[ایسلند]</font>

403
00:30:12,686 --> 00:30:14,452
‫فکر کنم واسمون غذا آوردند سرورم

404
00:30:14,453 --> 00:30:16,385
‫صداش کن آزبرت، نه سرورم

405
00:30:40,547 --> 00:30:42,623
‫از سرتان هم زیاده

406
00:30:42,624 --> 00:30:43,791
‫پس غُر نزنید

407
00:31:10,432 --> 00:31:12,663
‫سرورم جنگجوهایی که به مرسیا
‫هدیه کردید

408
00:31:12,664 --> 00:31:14,792
‫سرتاسر زمستان به ما خدمت کردند

409
00:31:14,793 --> 00:31:18,419
‫برای همین هم دیگه از
‫تاخت و تازهای بی امانِ دانمارکی ها خبری نیست

410
00:31:18,420 --> 00:31:20,651
‫از شنیدنش خوشحالم

411
00:31:20,652 --> 00:31:22,542
‫خوب از پسش بر آمدی اثلرد

412
00:31:23,845 --> 00:31:25,787
‫متشکرم سرورم

413
00:31:25,788 --> 00:31:27,968
‫و فکر کنم حالا وقت رسیدگی
‫به مسائل دیگه است اودا ؟

414
00:31:27,969 --> 00:31:29,177
‫بله سرورم

415
00:31:30,976 --> 00:31:32,225
‫شیربهای عروس

416
00:31:34,654 --> 00:31:36,328
‫بله خوب ما....

417
00:31:36,671 --> 00:31:40,443
‫من قبلاً به این فکر کردم
‫که چه چیزی میتونه مناسب باشه

418
00:31:41,537 --> 00:31:44,822
‫من ۳.۰۰۰ قطعه نقره
‫برای بانو اثلفِلِد پیشکش میکنم

419
00:31:49,959 --> 00:31:53,647
‫ولی خوب شاید ۴.۰۰۰ تا شایسته تر باشه

420
00:31:53,648 --> 00:31:58,586
‫لرد اثلرد ایشان دختر پادشاه هستند
‫نیازی به ثروت شما ندارند

421
00:31:58,587 --> 00:32:03,330
‫نقره ارزش خودش را داره، ولی در ازای جایگاهی
‫: که دختر من قراره برای شما پُر کنه، ناچیزه

422
00:32:03,331 --> 00:32:04,683
‫بانوی اول مرسیا

423
00:32:05,945 --> 00:32:09,096
‫شاید شما بتونید به ایشان هدیه ای بدید

424
00:32:09,097 --> 00:32:11,183
‫که دوام بیشتری داشته باشه

425
00:32:11,184 --> 00:32:12,733
‫اصل و نسب

426
00:32:19,172 --> 00:32:23,336
‫مطمئناً ما زمین هایی را به ایشان
‫هبه خواهیم کرد

427
00:32:23,337 --> 00:32:24,689
‫زمین هایی حاصلخیز در مرسیا

428
00:32:26,830 --> 00:32:28,606
‫برای تحکیمِ بیشترِ اتحاد

429
00:32:30,457 --> 00:32:32,636
‫به نظرم بهای عادلانه ایه ... عالیه

430
00:32:35,882 --> 00:32:38,020
‫عالیه، سرورم

431
00:32:38,021 --> 00:32:39,177
‫به سلامتی تداوم اتحاد

432
00:32:46,257 --> 00:32:47,951
‫زودباشین، خودتون را قایم کنین

433
00:32:51,434 --> 00:32:54,533
‫چه خدمتی از من ساخته است، اِسون پسرِ کیارتان‌ ؟

434
00:32:57,541 --> 00:32:59,959
‫بهتره وقتم را تلف نکنی

435
00:32:59,960 --> 00:33:02,480
‫خبری از نقره هم نخواهد بود

436
00:33:02,481 --> 00:33:05,632
‫فقط میخوام درباره مردی بشنوم
‫که تو به اسم آزبرت میشناسی

437
00:33:14,320 --> 00:33:16,656
‫<font color="#ff۸۰۴۰">[ایسلند]</font>

438
00:33:27,964 --> 00:33:29,135
‫هالیگ

439
00:33:58,995 --> 00:34:00,154
‫تکون نخور

440
00:34:19,419 --> 00:34:21,267
‫گفتم...

441
00:34:21,268 --> 00:34:23,149
‫تکون ... نخور

442
00:34:46,876 --> 00:34:48,116
‫حرومی ها

443
00:35:05,812 --> 00:35:09,064
‫همینطور بیکار اونجا واینستا

444
00:35:09,065 --> 00:35:10,876
‫نمیبینی دارم زیر هیکل این گاو خفه میشم

445
00:35:20,294 --> 00:35:23,418
‫باید از هم جدا بشیم...
‫هر کسی از یک طرف بره

446
00:35:29,086 --> 00:35:31,575
‫هالیگ!

447
00:35:41,003 --> 00:35:42,471
‫زودباش

448
00:36:14,847 --> 00:36:17,356
‫اونجا! یک قایق اونجاست!

449
00:36:17,461 --> 00:36:20,335
‫خدایا شکرت، اونجا واقعاً یک قایقه

450
00:36:20,336 --> 00:36:21,794
‫هالیگ!

451
00:36:53,285 --> 00:36:55,138
‫هالیگ!

452
00:36:55,139 --> 00:36:57,336
‫- بدون من برو
‫- بندازش تو قایق

453
00:36:57,337 --> 00:36:59,096
‫من اینجا تنهات نمیذارم

454
00:37:15,108 --> 00:37:16,771
‫پارو بزنید!

455
00:37:19,112 --> 00:37:20,424
‫پارو بزنید!

456
00:37:23,074 --> 00:37:24,319
‫پارو بزنید!

457
00:37:27,537 --> 00:37:29,103
‫پارو بزنید!

458
00:37:33,793 --> 00:37:35,504
‫پارو بزنید سرورم!!!

459
00:37:37,797 --> 00:37:41,508
‫فقط به این دلیل زنده ای
‫که دوست دارم بدونم تو کی هستی

460
00:37:41,509 --> 00:37:44,928
‫و اینکه شاید از قِبلت پولِ خوبی
‫به جیب زدم

461
00:37:44,929 --> 00:37:45,980
‫پارو بزن!

462
00:37:47,724 --> 00:37:50,570
‫محکمتر پارو بزن تا از این شکنجه نجاتش بدی

463
00:37:51,978 --> 00:37:53,061
‫پارو بزن!

464
00:38:03,656 --> 00:38:07,210
‫پارو بزن شاید زودتر از این رنج خلاص شه

465
00:38:09,287 --> 00:38:10,530
‫پارو بزن!

466
00:38:22,634 --> 00:38:24,344
‫پارو بزن!

467
00:38:28,264 --> 00:38:29,657
‫پارو بزن!

468
00:38:38,024 --> 00:38:39,360
‫پارو بزن!

469
00:38:49,410 --> 00:38:50,871
‫پارو بزن!

470
00:39:18,774 --> 00:39:26,085
‫ترجمه از مــانــی و میلاد و مـحـمـدرضـا شایان مهر
‫<font color="#ff۰۰۰۰">RainyDay</font> & <font color="#۰۰۸۰۸۰">vanDerlove</font> & <font color="#۰۰۸۰ff">Artavan</font>

471
00:39:34,455 --> 00:39:35,957
‫یونس!

472
00:39:39,377 --> 00:39:43,004
‫دنبال یونس برده دار میگردم
‫اینجاست ؟

473
00:39:45,832 --> 00:39:47,883
‫کسی اونو ندیده ؟

474
00:39:47,885 --> 00:39:50,752
‫امروز طرف حسابت منم

475
00:39:53,805 --> 00:39:56,518
‫میدونی من کی ام ؟

476
00:39:56,519 --> 00:39:58,430
‫بله سرورم

477
00:39:53,834 --> 00:39:56,617
‫اِسوری، تو چیزی داری که من طالبش هستم

478
00:39:56,519 --> 00:39:57,930
‫بله سرورم

479
00:40:27,248 --> 00:40:29,824
‫اوترد رگنارسون ؟

480
00:40:29,825 --> 00:40:31,139
‫خودتی ؟

481
00:40:32,305 --> 00:40:33,379
‫آره ؟

482
00:40:36,392 --> 00:40:39,102
‫این مرد رو چی صدا میزنی ؟

483
00:40:39,103 --> 00:40:43,152
‫میگه اسمش آزبرت ـه ولی خودم شنیدم
‫"یکی از برده ها صداش میکرد "سرورم

484
00:40:44,525 --> 00:40:45,683
‫پس خودشه

485
00:40:49,089 --> 00:40:51,117
‫چقدر منتظر این لحظه بودم

486
00:40:55,009 --> 00:40:56,260
‫یک شمشیر بهش بدید

487
00:40:57,483 --> 00:40:58,786
‫گفتم بهش شمشیر بدید

488
00:41:13,680 --> 00:41:15,079
‫اِسون ؟

489
00:41:17,308 --> 00:41:19,184
‫آره

490
00:41:19,185 --> 00:41:21,046
‫خودم هستم، اِسونِ یک چشم

491
00:41:22,563 --> 00:41:24,038
‫برش دار

492
00:41:25,358 --> 00:41:26,548
‫گفتم برش دار

493
00:41:33,074 --> 00:41:34,502
‫اون خیلی ضعیف ـه

494
00:41:37,954 --> 00:41:40,497
‫میکشمت

495
00:41:40,498 --> 00:41:42,653
‫اوترد، خوشحال میشم تلاشت رو بکنی

496
00:41:44,585 --> 00:41:46,215
‫اون خیلی ضعیف ـه

497
00:41:55,555 --> 00:41:59,258
‫اسمم برای همیشه به عنوان مردی یاد خواهد شد که...

498
00:41:59,350 --> 00:42:02,033
‫جنگجوی بزرگ اوترد رو کشت

499
00:42:27,879 --> 00:42:29,678
‫اوترد

500
00:42:30,631 --> 00:42:32,008
‫اوترد

501
00:42:36,921 --> 00:42:37,964
‫اوترد

502
00:42:38,056 --> 00:42:41,695
‫منم، رگنار

503
00:42:43,436 --> 00:42:44,818
‫رگنار

504
00:42:59,118 --> 00:43:01,600
‫فکر کردی تنهات میذاریم؟

505
00:43:13,132 --> 00:43:14,669
‫همه شان رو آزاد کنید

506
00:43:49,335 --> 00:43:50,910
‫پارو بزن

507
00:44:22,493 --> 00:44:23,776
‫هالیگ؟

508
00:44:27,480 --> 00:44:30,688
‫آوردیمش پایین
‫بدنش رو پوشوندیم وخاکش کردیم

509
00:44:33,098 --> 00:44:34,970
‫همراه با سپر و شمشیر

510
00:44:36,844 --> 00:44:39,063
‫براش دعا بخون، هیلد

511
00:44:40,011 --> 00:44:42,262
‫خوندم

512
00:44:42,263 --> 00:44:43,698
‫همیشه خواهم خوند

513
00:44:48,686 --> 00:44:50,097
‫نورث‌آمبریا از هم پاشیده

514
00:44:51,647 --> 00:44:54,357
‫الفریچ حاضر نشد به گوترد ملحق بشه

515
00:44:54,358 --> 00:44:58,225
‫اریک و سیگفرید و کیارتان هم
‫هر کاری دلشون بخواد انجام میدن

516
00:45:14,212 --> 00:45:16,595
‫نپرسیدی چطور شد که اومدم اینجا

517
00:45:19,133 --> 00:45:19,704
‫آلفرد

518
00:45:20,384 --> 00:45:22,040
‫آلفرد ما رو فرستاد

519
00:45:26,001 --> 00:45:29,196
‫به نظرم پادشاه وسکس...

520
00:45:30,572 --> 00:45:32,393
‫خیلی بهت اهمیت میده

521
00:45:36,025 --> 00:45:38,777
‫تو برادرِ اوترد هستی؟

522
00:45:38,778 --> 00:45:41,071
‫هستم

523
00:45:41,072 --> 00:45:43,794
‫اصلا شبیه همدیگه نیستید

524
00:45:48,037 --> 00:45:49,560
‫اوترد، باید غذا بخوری

525
00:45:53,709 --> 00:45:54,960
‫فینان

526
00:45:54,961 --> 00:46:00,511
‫،میخوریم بانو
‫اما معده‌هامون کوچیکه و پاهامون

527
00:46:00,512 --> 00:46:03,747
‫خیلی وقته به خشکی نرسیده

528
00:46:03,748 --> 00:46:06,017
‫کمی طول میشکه تا عادت کنیم

529
00:46:08,015 --> 00:46:09,766
‫تو برادرش هستی؟

530
00:46:09,767 --> 00:46:11,253
‫هستیم

531
00:46:14,897 --> 00:46:17,715
‫بهتره بگم، هم پیمانیم

532
00:47:14,738 --> 00:47:15,955
‫بلند شو

533
00:47:15,956 --> 00:47:18,191
‫یک روز، شایدم بیشتره
‫که اینجا خوابیدی

534
00:47:21,168 --> 00:47:22,925
‫خودم میتونم

535
00:47:42,339 --> 00:47:43,992
‫لباسهاتو در بیار

536
00:48:51,492 --> 00:48:54,373
‫از وقتی پیدات کردیم
‫تو چشمام نگاه نکردی

537
00:48:54,374 --> 00:48:55,683
‫حتی یک بار

538
00:48:58,962 --> 00:49:01,156
‫از چیزی که شدم شرمسارم

539
00:49:28,757 --> 00:49:31,586
‫تو اوترد هستی، پسر اوترد

540
00:49:31,587 --> 00:49:33,043
‫مالک ببنبرگ

541
00:49:34,604 --> 00:49:36,611
‫وقتش رسیده که به یاد بیاری کی هستی

542
00:49:40,118 --> 00:49:42,562
‫تو این مدت شمشیرم را صیقل میدادی ؟

543
00:49:42,563 --> 00:49:44,208
‫چون میدونستم که برمیگردی

544
00:49:53,574 --> 00:49:55,853
‫از اونی که یادم میاد سنگین تر شده

545
00:49:59,705 --> 00:50:01,766
‫آلفرد از کجا فهمید چی به سرم اومده ؟

546
00:50:03,459 --> 00:50:04,674
‫تو گفتی؟

547
00:50:06,629 --> 00:50:08,142
‫این را هرگز فراموش نمیکنم

548
00:50:12,676 --> 00:50:15,887
‫همیشه حمایت من رو خواهی داشت

549
00:50:15,888 --> 00:50:17,566
‫چی از این بهتر

550
00:50:19,141 --> 00:50:20,374
‫و این...

551
00:50:22,811 --> 00:50:24,312
‫این هدیه من به توئه

552
00:50:34,031 --> 00:50:35,375
‫برای محافظت‌

553
00:50:50,881 --> 00:50:53,085
‫تو اونقدر زن خوبی هستی
‫که حیفه فقط برای خدا باشی

554
00:50:56,720 --> 00:50:58,569
‫اوترد، حالا شدی خودت

555
00:51:20,744 --> 00:51:22,745
‫سیب ها اونقدر رسیدند
‫که همینطوری خودشان از درخت...

556
00:51:22,746 --> 00:51:24,331
‫هیس

557
00:51:31,964 --> 00:51:35,910
‫بفرمایید برادرها، هدیه‌ی خداوند

558
00:51:35,911 --> 00:51:38,078
‫سپاس مادر، واقعاً لطف کردید

559
00:51:38,079 --> 00:51:40,646
‫گفتید مدتی میشه که به کامبرلند اومدید؟

560
00:51:40,647 --> 00:51:42,793
‫بله ولی گویا اقبال مان اینجا بلند نیست

561
00:51:44,699 --> 00:51:47,561
‫هیچ غریبه‌ای
‫به اینجا پناه نیاورده، مادر؟

562
00:51:47,562 --> 00:51:52,634
‫غریبه‌ها، بله، بازرگانها و آواره‌ها
‫اما بانویی بینشون نبوده

563
00:51:57,866 --> 00:51:59,149


564
00:52:06,749 --> 00:52:08,374
‫اشتهای زیادی دارید، سرورم

565
00:52:08,375 --> 00:52:11,085
‫هومم، بله

566
00:52:11,086 --> 00:52:12,320
‫خوشمزه‌ست

567
00:52:14,214 --> 00:52:15,408
‫باعث خوشحالیمه

568
00:52:19,470 --> 00:52:20,460
‫آلفرد منتظره...

569
00:52:21,680 --> 00:52:22,904
‫که برگردید

570
00:52:26,104 --> 00:52:28,184
‫هنوز یه کاری اینجا مونده، استیپا

571
00:52:29,866 --> 00:52:33,194
‫- در شمال
‫- قول دادم که به وسکس برمیگردیم

572
00:52:34,485 --> 00:52:36,527
‫اما حالا که اینجاییم

573
00:52:36,528 --> 00:52:39,933
‫قول دادم که مستقیما به وسکس برمیگردیم

574
00:52:39,934 --> 00:52:41,713
‫کیارتان دیر نمیشه، و تیرا...

575
00:52:43,340 --> 00:52:45,119
‫باید صبر کنه

576
00:52:45,120 --> 00:52:46,385
‫و گیزلا؟

577
00:52:48,415 --> 00:52:50,311
‫اون چی شده؟

578
00:52:50,312 --> 00:52:51,420
‫جاش امنه

579
00:52:52,737 --> 00:52:55,897
‫تو صومعه ابچستر منتظرته

580
00:53:20,239 --> 00:53:21,823
‫- نه
‫- دستگیرش کنید

581
00:53:21,824 --> 00:53:23,693
‫نه، نه!

582
00:53:28,179 --> 00:53:30,594
‫من با شما نمیام، نه!

583
00:53:30,595 --> 00:53:33,346
‫نگه‌اش دارید، محکم نگه‌اش دارید

584
00:53:33,347 --> 00:53:35,962
‫کنارش بایست تا عَقدش رو جاری کنیم

585
00:53:35,963 --> 00:53:37,422
‫تو همچین حقی نداری!

586
00:53:37,423 --> 00:53:40,258
‫من حق هر کاری رو دارم
‫و تو هم بهتره آروم بگیری

587
00:53:40,259 --> 00:53:43,385
‫نماینده‌ی اِلفریچ، کنارش بایست

588
00:53:43,386 --> 00:53:46,006
‫همین حالا اون رو به عقد الفریچ در میاریم

589
00:53:46,007 --> 00:53:47,747
‫بدون حضورِ شوهر، سروم؟

590
00:53:47,748 --> 00:53:49,928
‫من برخلاف خواستم ازدواج نمیکنم
‫شما نمیتونید...

591
00:53:49,929 --> 00:53:51,798
‫روی دختر این بیچاره دست بلند نکن!

592
00:53:51,799 --> 00:53:54,871
‫به فرمان خدا به چیزی که گفتم عمل کن

593
00:53:54,872 --> 00:53:57,138
‫به نمایندگی در کنارش بایست

594
00:53:57,139 --> 00:53:59,652
‫به جای لرد الفریچ کنارش بایست

595
00:54:02,823 --> 00:54:07,635
‫لازم نیست دستش را بگیری
‫بازوش را بگیر، همین کفایت میکنه

596
00:54:12,249 --> 00:54:14,873
‫من به این کار تن نمیدم

597
00:54:14,874 --> 00:54:16,243
‫حاضر به ازواج با...

598
00:54:16,244 --> 00:54:18,381
‫با اختیاری که به من داده شده

599
00:54:32,391 --> 00:54:36,333
‫بدینوسیله بانو گیزلا از کامبرلند و لرد اِلفریچ

600
00:54:36,334 --> 00:54:38,274
‫از ببنبرگ را زن و شوهر اعلام میکنم

601
00:54:38,275 --> 00:54:39,371
‫- گیزلا!
‫- اوترد؟

602
00:54:40,402 --> 00:54:41,694
‫اوترد، من اینجام

603
00:54:44,191 --> 00:54:46,321
‫- اوترد
‫- همین حالا آزادش میکنید

604
00:54:46,322 --> 00:54:48,906
‫- خیلی دیر رسیدی
‫- آزادش کن

605
00:54:48,907 --> 00:54:51,037
‫اون ازدواج کرده
‫حالا دیگه به الفریچ تعلق داره

606
00:54:51,038 --> 00:54:53,664
‫- این یه دروغه، اوترد
‫- خب پس الفریچ کجاست؟

607
00:54:53,665 --> 00:54:57,083
‫اگه اینجا نیست پس نمیتونه ازدواج کرده باشه

608
00:54:57,085 --> 00:54:59,420
‫به نیابت احمقِ کودن

609
00:54:59,421 --> 00:55:02,590
‫این مرد به نمایندگی از الفریچ کنارش ایستاد

610
00:55:02,591 --> 00:55:05,034
‫اوترد، از نظر خداوند اون دیگه ازدواج کرده

611
00:55:05,035 --> 00:55:06,486
‫به نیابت از آلفریچ ترتیبش رو هم دادید؟

612
00:55:06,487 --> 00:55:08,929
‫- نه نداده
‫- پس ازدواجی در کار نیست، این یه دروغه

613
00:55:08,930 --> 00:55:11,974
‫اون حالا متاهله و دیگه کاری ازت برنمیاد

614
00:55:11,975 --> 00:55:13,893
‫- بیوه‌اش کن
‫- نه

615
00:55:13,894 --> 00:55:17,271
‫گیزلا با الفریچ ازدواج کرده، نه اِیدِن

616
00:55:17,272 --> 00:55:20,274
‫من خودم زن دارم، یه زن دیگه

617
00:55:20,275 --> 00:55:23,152
‫اوترد، من که حوصله ام سر رفته

618
00:55:23,153 --> 00:55:24,506
‫بیا همشون رو بکشیم

619
00:55:41,129 --> 00:55:44,590
‫،هر کاری دلتون میخواد بکنید
‫ولی از نظر خداوند اون زن به عقد کس دیگه در اومده

620
00:55:44,591 --> 00:55:46,717
‫یه بار دیگه بگو اون ازدواج کرده

621
00:55:46,718 --> 00:55:47,921
‫اون ازدواج کرده

622
00:55:51,022 --> 00:55:53,933
‫- اون چی؟
‫- اون ازدواج کرده

623
00:55:53,934 --> 00:55:55,351
‫اوترد!

624
00:55:55,352 --> 00:55:56,830
‫- اون ازدواج کرده؟
‫- بله!

625
00:55:58,355 --> 00:56:00,480
‫اون یه مرد خداست

626
00:56:00,482 --> 00:56:04,110
‫یه بار دیگه این رو بگو کشیش، تا به درک واصلت کنم

627
00:56:04,111 --> 00:56:08,063
‫تو هیچی نیستی به جز یه کافر
‫و اون هرزه ازدواج کرده

628
00:56:28,969 --> 00:56:30,091
‫تو!

629
00:56:34,182 --> 00:56:35,542
‫میری پیش عموم...

630
00:56:37,185 --> 00:56:40,130
‫و وقتی از همسرش پرسید

631
00:56:40,131 --> 00:56:43,416
‫میگی کنار اوترد از ببنبرگ خوابیده

632
00:57:02,081 --> 00:57:06,406
‫<font color="#ff۸۰۴۰">[وینچستر]
‫[پادشاهی وسکس]</font>

633
00:57:06,595 --> 00:57:08,387
‫مطمئنم که حالت باید خیلی خوب باشه

634
00:57:09,593 --> 00:57:11,661
‫هر روز که میگذره بهتر هم میشم

635
00:57:14,306 --> 00:57:15,881
‫- و شما، سرورم؟
‫- خداوند من رو در رنج قرار داده

636
00:57:16,725 --> 00:57:20,210
‫اما مقصودی در کار هست
‫پس شکایتی ندارم

637
00:57:23,065 --> 00:57:25,234
‫ارل رگنار، اون مرد خوبیه

638
00:57:26,568 --> 00:57:28,953
‫باید هم اون
‫و هم بریدا رو آزاد کنم

639
00:57:31,531 --> 00:57:32,706
‫ممنونم، سرورم

640
00:57:33,832 --> 00:57:36,954
‫- برای همه چیز
‫- نظرت در مورد شمع‌های من چیه؟

641
00:57:39,496 --> 00:57:42,024
‫به گمونم شبها کارایی بیشتری دارن

642
00:57:45,253 --> 00:57:47,755
‫دلم برای گستاخیهای کودکانه ات تنگ شده بود

643
00:57:49,327 --> 00:57:51,431
‫سعی دارم گذر زمان رو اندازه گیری کنم

644
00:57:51,432 --> 00:57:55,996
‫امیدوارم شمعی پیدا کنم که از یک نمیروز تا نیمروز بعد دوام بیاره

645
00:57:59,286 --> 00:58:01,746
‫سرورم، چرا من رو آزاد کردید؟

646
00:58:01,747 --> 00:58:05,390
‫- چرا من رو به اینجا آوردید؟
‫- اولاً نجاتت دادم چون تواناییش را داشتم

647
00:58:05,496 --> 00:58:07,767
‫ثانیاً چون لیاقتش رو داشتی

648
00:58:09,695 --> 00:58:13,490
‫هرچند اعتراف میکنم، دوست دارم
‫یک بار دیگه در خدمتم باشی

649
00:58:18,954 --> 00:58:21,361
‫سپاسگذارم ، بدون شک...

650
00:58:23,917 --> 00:58:26,043
‫اما باید به راه خودم برم

651
00:58:26,044 --> 00:58:27,784
‫- سرنوشت ؟
‫- بله سرنوشت، سرورم

652
00:58:30,674 --> 00:58:32,541
‫تو راهب بزرگ ایدرد رو کشتی

653
00:58:35,198 --> 00:58:38,798
‫با توجه به گفته های برادر ترو و دیگران

654
00:58:38,799 --> 00:58:39,921
‫اون یه روباه مکار بود، سرودم

655
00:58:39,922 --> 00:58:42,103
‫یه روباه بدون شمشیر، یه روباهِ مقدس

656
00:58:42,104 --> 00:58:43,364
‫حقش بود که بمیره

657
00:58:43,376 --> 00:58:45,390
‫تو اون رو تو یک مکان مقدس کشتی

658
00:58:45,391 --> 00:58:46,671
‫اون یک راهب بزرگ بود

659
00:58:48,635 --> 00:58:50,901
‫به هر حال، تو به همراه ارل رگنار بودی

660
00:58:50,902 --> 00:58:53,487
‫،مسئولیت تو با اون بود
‫کسی که تحت دستور من بود

661
00:58:53,488 --> 00:58:57,293
‫و اون کسیه که من برای کشته شدن راهب بزرگ
‫مسئول میدونم

662
00:58:57,294 --> 00:58:59,118
‫نه

663
00:58:59,119 --> 00:59:00,900
‫نه سرورم، من اینکار را کردم ، فقط من

664
00:59:00,901 --> 00:59:02,186
‫چرا مانعت نشد؟

665
00:59:02,187 --> 00:59:04,411
‫سرورم، شما نمیتونید رگنار رو به خاطر این کار مقصر بدونید

666
00:59:04,412 --> 00:59:05,739
‫چرا میتونم و میدونم...

667
00:59:05,740 --> 00:59:07,550
‫- عادلانه نیست
‫- اون محاکمه میشه

668
00:59:07,587 --> 00:59:08,713
‫نه

669
00:59:18,847 --> 00:59:21,016
‫تو جنگجوی بزرگی هستی، اوترد

670
00:59:22,745 --> 00:59:24,729
‫تو یه ساکسون هستی
‫که دانمارکی هم هست

671
00:59:24,730 --> 00:59:27,764
‫مظهر درستی برای انگلستانی که باید شکل بگیره

672
00:59:30,274 --> 00:59:32,629
‫درخواست میکنم که به خدمت من در بیای

673
00:59:36,394 --> 00:59:37,648
‫سرورم

674
00:59:38,904 --> 00:59:40,302
‫قبلاً برده بوده ام

675
00:59:42,329 --> 00:59:44,032
‫حالا دوست دارم یه مرد آزاد باقی بمونم

676
00:59:44,033 --> 00:59:46,796
‫برای ارل رگنار چه آرزوی داری؟

677
00:59:46,797 --> 00:59:49,410
‫- سرورم، خواهش میکنم
‫- یک مرد خدا به قتل رسیده

678
00:59:49,411 --> 00:59:52,132
‫چیزی که نمیشه به راحتی ازش گذشت
‫یک نفر باید پاسخگو باشه

679
00:59:52,133 --> 00:59:53,782
‫اون شخص یا تو خواهی بود

680
00:59:53,783 --> 00:59:55,582
‫یا ارل رگنار

681
00:59:57,094 --> 00:59:58,496
‫انتخابش با توئه

682
01:00:00,472 --> 01:00:02,129
‫شمشیرت، اوترد

683
01:00:04,142 --> 01:00:07,499
‫میتونی در خدمت من یه مرد آزاد باقی بمونی

684
01:00:07,500 --> 01:00:09,731
‫اونوقت رگنار آزاد میشه؟

685
01:00:09,732 --> 01:00:11,963
‫بله چون لیاقت آزاد بودن را بدست آورده

686
01:00:14,152 --> 01:00:15,502
‫قسم بخور

687
01:00:21,353 --> 01:00:22,714
‫من، اوترد از ببنبرگ

688
01:00:22,715 --> 01:00:24,406
‫طبق سنت باید زانو بزنی

689
01:00:40,512 --> 01:00:45,494
‫،من اوترد از ببنبرگ، شمشیرم رو در اختیار شما
‫آلفرد از وسکس میگذارم

690
01:01:02,469 --> 01:01:07,469
‫:زیرنویس هماهنگ شده با نسخه های بلوری
‫:::hamid۵۲۵۱:::......

691
01:01:07,494 --> 01:01:15,748
‫:.  ارائـه ‌ای دیـگـر از تـیـم تـرجــمه شــوتایـم   .:..
‫<font color="#ff۰۰۰۰">.:.   WwW.Show-Time.iNFO   .:.</font>
‫<font color="#۰۰۸۰ff">.:. Forums.Show-Time.Info .:.</font>

