1
00:00:01,001 --> 00:00:03,669
‫من اوترد هستم، پسرِ اوترد

2
00:00:03,670 --> 00:00:08,015
‫وقتی بچه بودم، اِسون به خواهرم "تیرا" حمله کرد

3
00:00:08,050 --> 00:00:10,464
‫و به بدن عریانش نگاه کرد

4
00:00:11,762 --> 00:00:14,911
‫پدر ما انتقامش را به حق گرفت

5
00:00:15,015 --> 00:00:17,624
‫پس من هم فقط یک چشمش را میگیرم

6
00:00:17,661 --> 00:00:19,567
‫آخ! آخ!

7
00:00:19,853 --> 00:00:21,812
‫کیارتان، تو تبعید میشی!

8
00:00:21,813 --> 00:00:27,226
‫چند سال بعد کیارتان خانه ما را
‫آتش زد و پدر و مادرمان را کشت

9
00:00:30,113 --> 00:00:32,281
‫فکر میکردم تیرا هم مُرده

10
00:00:32,282 --> 00:00:36,057
‫دست روی دست نمیذارم که
‫همه چی رو ازم بگیرند

11
00:00:36,245 --> 00:00:37,551
‫ولی اون زنده ماند

12
00:00:37,788 --> 00:00:41,360
‫،در غل و زنجیر
‫همانطور که من در غل و زنجیر بودم

13
00:00:42,751 --> 00:00:45,211
‫خواهرم در بردگی نخواهد مرد

14
00:00:45,212 --> 00:00:46,897
‫به سرنوشت هالیگ دچار نخواهد شد

15
00:00:48,048 --> 00:00:53,553
‫،به دستور شاه آلفرد
‫برادرم رگنار منو پیدا و آزاد کرد

16
00:00:53,554 --> 00:00:57,890
‫،در راهِ انتقام‌جویی برای دوستم
‫برای اسارتِ خودم

17
00:00:57,891 --> 00:01:00,768
‫،و به خاطر گرفتنِ گیزلا از من

18
00:01:00,769 --> 00:01:04,480
‫راهب بزرگ ایدرد، یک مرد خداترس را کشتم

19
00:01:04,481 --> 00:01:09,565
‫جزای این کارم، تجدید سوگند وفاداری
‫به آلفرد پادشاه وسکس بود

20
00:01:12,573 --> 00:01:14,456
‫همه چیز به سرنوشت بستگی دارد

21
00:01:14,484 --> 00:01:23,788
‫:.  تـیـم تــرجـــمه شـــوتایـم تــقـدیـم مـیکــنـد  .:..
‫<font color="#ff۰۰۰۰">.:.   WwW.Show-Time.iNFO   .:.</font>
‫<font color="#۰۰۸۰ff">.:. Forums.Show-Time.Info .:.</font>

22
00:01:52,544 --> 00:01:56,666
‫:زیرنویس هماهنگ شده با نسخه های بلوری
‫:::hamid۵۲۵۱:::......

23
00:01:57,548 --> 00:02:02,226
‫<font color="#ff۸۰۴۰">[وینچستر]
‫[پادشاهی وسکس]</font>

24
00:02:57,616 --> 00:03:06,920
‫ترجمه از مــانــی و میلاد و مـحـمـدرضـا شایان مهر
‫<font color="#ff۰۰۰۰">RainyDay</font> & <font color="#۰۰۸۰۸۰">vanDerlove</font> & <font color="#۰۰۸۰ff">Artavan</font>

25
00:03:10,732 --> 00:03:13,067
‫اوترد؟

26
00:03:13,068 --> 00:03:14,569
‫وقتی میری افرویچ...

27
00:03:16,196 --> 00:03:17,951
‫برادرم رو میکشی؟

28
00:03:22,285 --> 00:03:25,585
‫داری میپرسی میکشمش یا اینکه
‫دلت میخواد بکشمش؟

29
00:03:26,873 --> 00:03:28,712
‫همون اولی

30
00:03:31,628 --> 00:03:34,826
‫به آلفرد قسم خوردم که
‫گوترد یه مو هم از سرش کم نشه

31
00:03:44,725 --> 00:03:46,218
‫منم میخوام باهات بیام

32
00:03:47,978 --> 00:03:49,311
‫نه

33
00:03:49,312 --> 00:03:52,398
‫،شاید وقتی برگردی منو بدن به یکی دیگه
‫مثل یه زمین بی‌صاحب

34
00:03:52,399 --> 00:03:54,232
‫گیزلا، نه

35
00:03:54,234 --> 00:03:56,444
‫آلفرد ممکنه منو به عقد یه لرد در بیاره

36
00:03:56,445 --> 00:03:58,332
‫و تو نیستی که جلوشو بگیری

37
00:03:58,333 --> 00:04:00,114


38
00:04:00,115 --> 00:04:01,362
‫کجاش خنده داره؟

39
00:04:03,910 --> 00:04:06,309
‫دفعه اول نیست که یه شاه همچین کاری کرده

40
00:04:08,081 --> 00:04:10,660
‫تو با من جایی نمیای

41
00:04:10,661 --> 00:04:12,873
‫برای تو خیلی خطرناکه

42
00:04:12,875 --> 00:04:15,571
‫برای تو هم خطرناکه

43
00:04:23,680 --> 00:04:25,068
‫من طاقت ندارم...

44
00:04:27,768 --> 00:04:31,274
‫طاقت ندارم که دوباره تو رو از من جدا کنن

45
00:04:41,573 --> 00:04:44,120
‫چیکار میکنی؟
‫بدون من داری راهی میشی؟

46
00:04:44,121 --> 00:04:45,905
‫بریدا زودتر رفته

47
00:04:45,906 --> 00:04:47,165
‫که افراد منو جمع کنه

48
00:04:48,330 --> 00:04:50,140
‫البته هر تعدادی که هنوز زنده باشن

49
00:04:50,141 --> 00:04:52,297
‫کجا ملاقاتشون میکنی؟

50
00:04:52,298 --> 00:04:53,825
‫لویدیس

51
00:04:55,344 --> 00:04:57,489
‫،میخواستم ازت خواهش کنم که همرام بیای

52
00:04:57,490 --> 00:04:59,709
‫ولی خبردار شدم بازم سوگند وفاداری خوردی

53
00:05:01,824 --> 00:05:03,739
‫من همرات میام

54
00:05:04,159 --> 00:05:07,215
‫- نقشه ما تغییر نکرده
‫- تو سرباز آلفرد هستی

55
00:05:07,216 --> 00:05:09,036
‫نقشه ما تغییری نکرده

56
00:05:10,409 --> 00:05:13,548
‫آلفرد داره منو میفرسته
‫که اریک و سیگفرید رو بکشم

57
00:05:13,549 --> 00:05:17,129
‫،اگر موفق بشم
‫گوترد مدیون من میشه

58
00:05:17,130 --> 00:05:19,987
‫اونوقت ازش میخوام
‫سربازاشو در اختیار من بذاره

59
00:05:20,417 --> 00:05:21,944
‫من خودم سرباز دارم

60
00:05:21,945 --> 00:05:24,980
‫،و این جنگ ماست
‫به سربازهای گوترد نیازی نداریم

61
00:05:24,981 --> 00:05:27,681
‫چند تا سرباز داری؟
‫برای فتح دانهولم کافیه؟

62
00:05:27,682 --> 00:05:29,942
‫اون بار گوترد تو رو به بردگی فروخت

63
00:05:29,943 --> 00:05:33,376
‫ولی حالا با سوگندی که نسبت به آلفرد خوردی
‫همیشه یک برده باقی خواهی موند

64
00:05:36,319 --> 00:05:37,553
‫چرا؟

65
00:05:39,658 --> 00:05:41,374
‫دلایل خودمو دارم

66
00:05:43,239 --> 00:05:45,792
‫دلم میخواد بدونم اون دلایل چی هستن

67
00:05:47,363 --> 00:05:50,063
‫فراموش نکردم
‫که گوترد چه بلایی سَرم آورد

68
00:05:51,195 --> 00:05:54,429
‫ولی اگه به این معنا باشه که
‫،شانس بهتری برای کشتن کیارتان نصیبمون میشه

69
00:05:54,430 --> 00:05:58,103
‫،اگه به معنای پیدا کردن خواهرمون باشه
‫پس هر کاری که آلفرد بگه انجام میدم

70
00:06:04,543 --> 00:06:08,216
‫کیارتان با شمشیر من
‫به درک واصل میشه

71
00:06:10,185 --> 00:06:11,954
‫حتماً، برادر

72
00:06:11,955 --> 00:06:13,377
‫حتماً

73
00:06:28,736 --> 00:06:30,253
‫سرورم؟

74
00:06:30,254 --> 00:06:31,928
‫دنبال من فرستاده بودید؟

75
00:06:31,929 --> 00:06:33,153
‫بله

76
00:06:34,672 --> 00:06:38,356
‫زمانی که شاه در محاصره دشمنان ـش قرار میگیره

77
00:06:40,074 --> 00:06:42,187
‫باید در مرکز تجمع نیروهاش استقرار پیدا کنه

78
00:06:44,931 --> 00:06:48,071
‫میخوام اوترد را به افرویچ بفرستم
‫،تا به گوترد در جنگ علیه برادرها

79
00:06:48,072 --> 00:06:49,735
‫که نقشه تصرف شهر را کشیدند، کمک بکنه

80
00:06:49,737 --> 00:06:51,159
‫میخوام همراهشون بری

81
00:06:51,160 --> 00:06:54,897
‫استیاپا تو رو همراهی میکنه
‫در کنارش بمون

82
00:06:57,054 --> 00:07:00,927
‫سرورم، پوزش میخوام ولی نمیدونم
‫اوترد به حضور من چه نیازی داره

83
00:07:00,928 --> 00:07:05,041
‫،نیاز ِ اوترد برای من اهمیت نداره
‫بلکه خودم میخوام تو بری

84
00:07:06,235 --> 00:07:08,537
‫تصمیمات نادرستِ گوترد
‫نورث‌آمبریا رو تکه تکه کرده

85
00:07:08,538 --> 00:07:10,945
‫اوترد رو میفرستم
‫تا اقتدار گوترد رو تثبیت کنه

86
00:07:10,946 --> 00:07:13,939
‫و تو رو میفرستم
‫تا به شاه گوترد دِین و وظیفه‌اش

87
00:07:13,940 --> 00:07:16,975
‫نسبت به وسکس رو یادآوری کنی

88
00:07:16,976 --> 00:07:20,116
‫مطمئناً یک نامه هم کفایت میکنه

89
00:07:20,117 --> 00:07:22,765
‫،نامه همیشگی است

90
00:07:22,766 --> 00:07:25,267
‫در حالی که من باید در رفت و آمد باشم

91
00:07:25,268 --> 00:07:27,737
‫اثلولد، به چشم یک پاداش بهش نگاه کن

92
00:07:28,858 --> 00:07:31,391
‫تو خودت رو هم در جنگ
‫،و هم در شورای ویتان ثابت کردی

93
00:07:31,392 --> 00:07:33,914
‫از اون گذشته همیشه میخواستی
‫مسئولیت های بزرگتری بهت بدم

94
00:07:33,915 --> 00:07:37,787
‫در وسکس بله، در مرسیا، شاید؛
‫ولی در نورث‌آمبریا؟

95
00:07:39,987 --> 00:07:41,828
‫سرورم تقریباً همه اونجا اسکاتلندی هستن

96
00:07:43,975 --> 00:07:46,277
‫باید زلف‌هامو حنایی کنم؟

97
00:07:46,278 --> 00:07:49,125
‫،تو به اوترد سوگندش رو یادآوری میکنی

98
00:07:49,126 --> 00:07:52,799
‫،ولی مهمتر از همه
‫به شاهِ شمال اطمینان خاطر میدی

99
00:07:52,801 --> 00:07:54,422
‫،که علی رغم مسائل گذشته

100
00:07:54,423 --> 00:07:57,217
‫تعهد من نسبت به موفقیتش کم‌رنگ نشده

101
00:07:58,600 --> 00:08:01,740
‫افرویچ باید مسیحی باقی بماند

102
00:08:03,646 --> 00:08:04,975
‫افتخار بزرگی به من دادید

103
00:08:04,976 --> 00:08:07,822
‫تو چشم، گوش و صدای من خواهی بود، اثلولد

104
00:08:09,739 --> 00:08:11,281
‫جواب جسورانه‌ای بود

105
00:08:11,282 --> 00:08:12,939
‫بله پدر، منم همینطور فکر میکنم

106
00:08:26,214 --> 00:08:28,132
‫اینو بگیر

107
00:08:28,133 --> 00:08:30,300
‫این نشانِ سلطنتی منه

108
00:08:30,301 --> 00:08:32,352
‫از طرف من دارای اختیار هستی

109
00:08:33,304 --> 00:08:34,851
‫خودتو آماده کن

110
00:08:37,892 --> 00:08:39,941
‫قدر این موقعیت رو بدون

111
00:08:41,312 --> 00:08:43,432
‫فردا، تو پیغام رسان من هستی

112
00:08:52,362 --> 00:08:54,441
‫- پدر بیوکا؟
‫- اوترد! ممنون

113
00:08:56,327 --> 00:08:59,913
‫- اومدی دل در گرو خداوند بذاری؟
‫- اومدم تو رو پیدا کنم

114
00:08:59,914 --> 00:09:02,041
‫،نه توی اتاقت بودی
‫نه تو فاحشه خونه!

115
00:09:02,042 --> 00:09:03,442
‫خب، خیلی گرفتار بودم

116
00:09:04,836 --> 00:09:06,382
‫اینا برای گوترد هستن؟

117
00:09:06,383 --> 00:09:09,419
‫بله. ثروتِ پادشاهان

118
00:09:09,420 --> 00:09:12,251
‫حتی برای شکست‌هایشان هم
‫پاداش میگیرند

119
00:09:13,845 --> 00:09:14,986
‫پدر؟

120
00:09:16,556 --> 00:09:19,608
‫- چیزی شده؟
‫- میخوام گیزلا رو به عقد من در بیاری

121
00:09:19,893 --> 00:09:21,018
‫چی؟

122
00:09:21,019 --> 00:09:23,354
‫،میخوام قبل از راهی شدن به افرویچ
‫با هم ازدواج کنیم

123
00:09:25,065 --> 00:09:29,109
‫،میلدرد راهبه شده
‫حالا آزادم که ازدواج کنم

124
00:09:29,110 --> 00:09:31,070
‫آلفرد موافقت کرده؟

125
00:09:31,071 --> 00:09:33,219
‫با آلفرد که نمیخوام ازدواج کنم!

126
00:09:35,909 --> 00:09:37,909
‫بیوکا، نباید معطل کنم

127
00:09:39,120 --> 00:09:41,100
‫- عاشقشی؟
‫- آره

128
00:09:44,751 --> 00:09:47,243
‫حس میکنم بیش از حد عاشق‌پیشه هستی

129
00:09:47,244 --> 00:09:51,593
‫،با این حال بیارش اینجا
‫ولی بی سر و صدا

130
00:09:51,594 --> 00:09:54,191
‫باید سریع و با احتیاط عمل کنیم

131
00:09:54,192 --> 00:09:55,756
‫سریع و با احتیاط

132
00:10:00,743 --> 00:10:02,797
‫من و تو به شمال اعزام شدیم

133
00:10:02,798 --> 00:10:05,823
‫من پادوی آلفرد میشم
‫میخواد توی وینچستر نباشم

134
00:10:05,824 --> 00:10:09,150
‫- اثلولد، من گوش نمیکنم
‫- میخواد که من بمیرم

135
00:10:09,151 --> 00:10:11,299
‫نقشه‌اش همینه، خودم میدونم!

136
00:10:21,920 --> 00:10:25,247
‫یک...
‫ممکن است مغلوب شود

137
00:10:27,491 --> 00:10:30,526
‫دو...
‫می‌توانند مقاومت کنند

138
00:10:31,799 --> 00:10:36,242
‫ریسمان سوم...
‫به این راحتی گسسته نمیشود

139
00:10:36,243 --> 00:10:38,548
‫،حالا که با هم پیوند بسته اید

140
00:10:38,549 --> 00:10:41,041
‫اوترد و گیزلا...

141
00:10:42,753 --> 00:10:45,297
‫شما را زن و شوهر اعلام میکنم

142
00:10:55,511 --> 00:10:59,078
‫حالا دیگه کسی نمیتونه
‫من و تو رو از هم جدا کنه

143
00:11:33,859 --> 00:11:36,539
‫رگنار هم باهاشون می‌تازه سرورم؟

144
00:11:36,541 --> 00:11:37,917
‫یه دانمارکی؟

145
00:11:41,193 --> 00:11:42,507
‫بهش شک داری اودا؟

146
00:11:46,086 --> 00:11:48,234
‫پس باید حواسمون بهشون باشه

147
00:12:05,103 --> 00:12:09,849
‫سرورم، لازمه اون زنده بمونه؟
‫ترسم از اینه که اوترد برنگرده

148
00:12:09,850 --> 00:12:11,758
‫فکر میکنی سوگندش رو زیر پا میذاره؟

149
00:12:11,759 --> 00:12:15,962
‫به نظرم برای اوترد، ببنبرگ جاذبه بیشتری
‫نسبت به وسکس داره

150
00:12:15,963 --> 00:12:18,507
‫،اگه با این شمالی‌ها به نورث‌آمبریا بتازه

151
00:12:18,509 --> 00:12:21,783
‫نیم نگاهی هم به کیارتان، دشمن دیرین خودش
‫خواهد داشت

152
00:12:21,784 --> 00:12:23,296
‫بله، ولی این که چیز بدی نیست

153
00:12:23,297 --> 00:12:25,205
‫،ولی سرورم، اگه کیارتان رو شکست بده

154
00:12:25,206 --> 00:12:28,188
‫قدرت در نورث‌آمبریا به چه کسی میرسه؟

155
00:12:28,189 --> 00:12:30,536
‫اوترد و رگنار؟
‫یعنی کافران

156
00:12:30,537 --> 00:12:32,632
‫خب این خطر وجود داره

157
00:12:32,633 --> 00:12:36,398
‫ولی اوترد اولاً یک سلحشور
‫یا بهتره بگیم وایکینگ هست

158
00:12:36,399 --> 00:12:38,558
‫- تا ابد بی‌قرار خواهد بود
‫- شاید

159
00:12:38,559 --> 00:12:41,197
‫و ثانیاً، اگر بخواد به ببنبرگ طمع کنه

160
00:12:41,198 --> 00:12:43,398
‫،و صد البته، کل نورث‌آمبریا را تصرف کنه

161
00:12:43,399 --> 00:12:46,768
‫اونوقت استیاپا دستور داره که بکشتش

162
00:12:57,629 --> 00:12:59,975
‫کی به افرویچ میرسیم؟

163
00:12:59,976 --> 00:13:03,449
‫تا حالا همچین مسیر طول و درازی رو
‫با اسب سفر نکردم

164
00:13:03,450 --> 00:13:05,796
‫باسن مبارک درد گرفته سرورم؟

165
00:13:05,797 --> 00:13:07,705
‫همه جام درد گرفته

166
00:13:09,605 --> 00:13:11,836
‫یه زن میخوام که
‫منو ماساژ بده و حمام کنه

167
00:13:11,837 --> 00:13:12,931


168
00:13:13,037 --> 00:13:14,986
‫به زودی توقف میکنیم

169
00:13:14,987 --> 00:13:16,259
‫توی افرویچ؟

170
00:13:17,919 --> 00:13:19,733
‫اول به لویدیس میریم

171
00:13:19,734 --> 00:13:21,642
‫تو لویدیس چه خبره؟

172
00:13:24,814 --> 00:13:26,827
‫خواهیم دید

173
00:13:26,828 --> 00:13:30,290
‫لازمه یادآوری کنم، اولین و مهمترین

174
00:13:30,291 --> 00:13:32,982
‫هدف ما در اینجا فرامین پادشاهه

175
00:13:32,983 --> 00:13:36,654
‫بیوکا، فقط مسیرمون عوض شده نه چیز دیگه

176
00:13:36,655 --> 00:13:38,365
‫ببینیم و تعریف کنیم

177
00:13:45,308 --> 00:13:50,160
‫<font color="#ff۸۰۴۰">[لویدیس - لیدز]
‫[پادشاهی نورث‌آمبریا]</font>

178
00:14:06,678 --> 00:14:08,294
‫بریدا!

179
00:14:09,766 --> 00:14:12,644
‫دوستاتم آوردی؟

180
00:14:12,645 --> 00:14:13,917
‫اونا به آلفرد خدمت میکنن

181
00:14:16,025 --> 00:14:17,923
‫اصلاً سربازی داریم؟

182
00:14:17,924 --> 00:14:19,978
‫یه تعداد هستن

183
00:14:20,384 --> 00:14:22,161
‫از این طرف

184
00:14:23,849 --> 00:14:25,945
‫خب، عجب استقبال گرمی

185
00:14:27,907 --> 00:14:29,909
‫اوترد

186
00:14:29,910 --> 00:14:33,623
‫،اوترد، تو به شمال اعزام شدی
‫برای کمک به گوترد، نه گرفتن انتقام

187
00:14:33,624 --> 00:14:35,532
‫شاید نقشه کشیدم هر دوتاش رو انجام بدم، پدر

188
00:14:35,533 --> 00:14:37,389
‫فکر کنم بدونم نقشه‌ات چیه

189
00:14:37,390 --> 00:14:40,665
‫،اوترد، انتقام برات آرامش به ارمغان نمیاره
‫فقط حاصلش مرگه

190
00:14:40,666 --> 00:14:44,504
‫پدر بیوکا، تو حاضری من خودم را به خاطر آلفرد فدا کنم
‫ولی به خاطر خودم نه

191
00:14:44,505 --> 00:14:45,651
‫علتش چیه؟

192
00:14:49,230 --> 00:14:52,891
‫تازه آلفرد چه کاری با نورث‌آمبریا داره؟

193
00:14:52,892 --> 00:14:54,561
‫کار خدا!

194
00:14:55,907 --> 00:14:57,719


195
00:15:00,011 --> 00:15:01,772


196
00:15:01,773 --> 00:15:03,585


197
00:15:07,365 --> 00:15:09,235
‫فکر نمیکردم این همه آدم بیان

198
00:15:14,747 --> 00:15:16,722
‫رگنار؟

199
00:15:22,672 --> 00:15:23,797
‫رولو

200
00:15:23,798 --> 00:15:25,887
‫چرا فکر میکنی به خاطر تو اومدیم؟

201
00:15:31,259 --> 00:15:32,878


202
00:15:43,067 --> 00:15:45,694
‫گوترد الان ضعیف و بدون متحده

203
00:15:45,695 --> 00:15:48,822
‫،این سربازا برای یه سِنده
‫علیه برادرها نمی‌جنگن

204
00:15:48,823 --> 00:15:51,883
‫ولی برای فتح دانهولم
‫به سپاه اون سِنده نیاز داریم

205
00:15:51,884 --> 00:15:55,569
‫،پس بیایم شمالی‌ها
‫و بعد جناب سِنده رو بکشیم

206
00:15:55,570 --> 00:15:58,540
‫افرویچ رو تصرف کنیم
‫و سپاهش رو مالِ خود کنیم

207
00:15:58,541 --> 00:16:01,221
‫- این زن همچین بیراه هم نمیگه
‫- نخیر، خیلی هم بیراه میگه

208
00:16:01,222 --> 00:16:02,833
‫اون حرفا رو یه خائن میزنه

209
00:16:02,834 --> 00:16:05,505
‫من به افرویچ نظری ندارم
‫فقط میخوام قلب کیارتان رو

210
00:16:05,506 --> 00:16:09,884
‫،سَر شمشیرم ببینم
‫و خواهرمو ببینم

211
00:16:09,886 --> 00:16:11,702
‫به سپاه گوترد نیاز پیدا می کنیم

212
00:16:13,014 --> 00:16:16,057
‫من به این مردها قول نقره...

213
00:16:16,058 --> 00:16:19,478
‫و افتخارِ خونخواهیِ پدرت رو دادم

214
00:16:19,479 --> 00:16:23,328
‫با کشته شدن برای گوترد سِنده شاه
‫بهشون بی‌احترامی نکن

215
00:16:27,374 --> 00:16:32,425
‫وای رگنار، زنت اندازه خرس خایه داره!

216
00:16:32,426 --> 00:16:33,821
‫ازش خوشم میاد

217
00:16:33,822 --> 00:16:36,039
‫- حق با اونه
‫- منظورت چیه حق با اونه ؟

218
00:16:36,040 --> 00:16:38,811
‫بیوکا، حق با بریداست
‫این آدما به خاطر رگنار این همه راه اومدن

219
00:16:38,812 --> 00:16:41,583
‫نمیتونیم ازشان بخوایم به خاطر یکی مثل گوترد
‫خودشان را به کشتن بدن

220
00:16:41,584 --> 00:16:43,563
‫مگه دانمارکی ها کاری هم به جز جنگیدن دارند ؟

221
00:16:44,975 --> 00:16:48,185
‫- بدون نیروی کمکی نمیشه برادرها را شکست داد
‫- چرا نشه ؟

222
00:16:48,186 --> 00:16:51,986
‫فینان شجاعت یک چیزه و حماقت یک چیز دیگه

223
00:16:51,987 --> 00:16:54,850
‫شمالی ها تو یک اردوگاه توقف کردند، درسته ؟

224
00:16:54,851 --> 00:16:57,757
‫یک اردوگاه بدون حصار، نه یک دژ مستحکم

225
00:16:57,758 --> 00:17:02,611
‫پس اگر قراره سیگفرید و اریک را بکشیم
‫بهتره همونجا کار را یکسره کنیم

226
00:17:02,643 --> 00:17:05,875
‫میتونیم وقتی خواب هستند همه شان را
‫از دم تیغ بگذرونیم

227
00:17:06,192 --> 00:17:07,705
‫یورشِ سایه ها!

228
00:17:15,490 --> 00:17:19,234
‫<font color="#ff۸۰۴۰">[دانهولم - دورهام]
‫[پادشاهی نورث‌آمبریا]</font>

229
00:17:20,206 --> 00:17:21,635
‫دروازه ها را باز کنید!

230
00:17:37,614 --> 00:17:39,831
‫اونا اینجان ... الانه توی نورث آمبریا ـن

231
00:17:39,832 --> 00:17:42,534
‫- اوترد و رگنار
‫- چند نفر هستند ؟

232
00:17:44,564 --> 00:17:46,978
‫تعدادشون توی لویدیس به زور به ۵۰ تا میرسه

233
00:17:46,979 --> 00:17:49,174
‫دیگران بهشان ملحق میشن

234
00:17:49,175 --> 00:17:51,311
‫حتماً میرن پیش اون شاه بدبخت ـشان، گوترد

235
00:17:52,941 --> 00:17:55,365
‫میخوام همه آماده باشن
‫آماده و هوشیار

236
00:17:55,366 --> 00:17:59,369
‫دیگه هیچ کس حق نداره مست کنه
‫حالا تا هر وقت که این جریان به درازا بکشه

237
00:17:59,370 --> 00:18:01,257
‫واقعاً فکر میکنی بهمان حمله کنند ؟

238
00:18:02,787 --> 00:18:06,025
‫روی همه دیوارهای دژ
‫سنگ، چوب و آتیش آماده باشه

239
00:18:07,534 --> 00:18:10,412
‫ولی ما باید قبل از اینکه ۵۰ نفرشان
‫بشه ۵۰۰ نفر

240
00:18:10,414 --> 00:18:12,079
‫تک تک شان را شکار کنیم

241
00:18:13,219 --> 00:18:17,321
‫۵۰نفر می تونند نبرد
‫تو فضای باز را پیروز بشن

242
00:18:17,322 --> 00:18:20,686
‫،ولی هیچ ارتشی، مهم نیست با چه تعدادی
‫نمیتونه وارد این دژ بشه

243
00:18:22,269 --> 00:18:25,517
‫اگه کشتن من
‫چیزیه که اوترد و رگنار میخوان

244
00:18:26,552 --> 00:18:29,367
‫بذار برای رسیدن بهش
‫پشت دیوارهای اینجا جون بدن

245
00:18:33,840 --> 00:18:36,212
‫نشنیدین چی گفتم؟ برید!

246
00:18:38,534 --> 00:18:40,676
‫پدر، من باید چیکار کنم ؟

247
00:18:41,996 --> 00:18:44,121
‫برو پیش اون هرزه‌ی وحشی ـت

248
00:18:45,458 --> 00:18:47,945
‫بهش بگو به زودی برای سگ هاش
‫گوشت میرسه

249
00:19:14,820 --> 00:19:16,776
‫تیرا ؟

250
00:19:23,947 --> 00:19:26,248
‫بهت گفته بودم نیای تو

251
00:19:26,249 --> 00:19:28,949
‫برادرت رگنار اینجاست ... توی نورث آمبریا

252
00:19:32,906 --> 00:19:34,705
‫میخواد به اینجا حمله کنه

253
00:19:38,663 --> 00:19:41,362
‫پدرم دستور داده به سگ ها غذا ندی

254
00:19:44,451 --> 00:19:45,632
‫ولی اگه تو نخوای...

255
00:19:45,633 --> 00:19:48,626
‫اگه تو نخوای...
‫میتونم به پدرم بگم که بذاره...

256
00:19:48,627 --> 00:19:50,531
‫من هیچ برادری ندارم

257
00:19:53,776 --> 00:19:56,036
‫من هیچ برادری ندارم!

258
00:19:58,235 --> 00:20:00,348
‫برو بیرون

259
00:20:00,788 --> 00:20:01,971
‫گفتم برو بیرون

260
00:20:21,984 --> 00:20:23,553
‫سه تا نگهبان می بینم

261
00:20:25,124 --> 00:20:28,168
‫بقیه حتماً از سرما کِز کردند
‫زیر لحاف های پوست خز

262
00:20:28,169 --> 00:20:31,748
‫شاید هم یک تعداد دیگه
‫نیم خیز پشت اون چادر نشسته باشند

263
00:20:31,749 --> 00:20:34,595
‫من اصلاً حس خوبی نسبت به این وضعیت ندارم

264
00:20:35,810 --> 00:20:38,478
‫از کجا بدونیم کدوم چادرها پُر هستند
‫کدوم ها خالی ؟

265
00:20:39,651 --> 00:20:43,135
‫تازه از کجا بدونیم سیگفرید و اریک
‫تو کدومَ ـن ؟

266
00:20:43,137 --> 00:20:44,611
‫از اینجا هیچی نمیشه دید

267
00:20:44,612 --> 00:20:47,804
‫" تافل "
‫<font color="#ff۸۰۴۰">[منظور بازی شطرنج ـه ]
‫[که آلفرد و دخترش بازی می کردند]</font>

268
00:20:50,003 --> 00:20:51,530
‫مثل اون بازیه، تافل

269
00:20:54,325 --> 00:20:56,972
‫توی بازی، پادشاه همیشه
‫در مرکزِ استقرارِ بقیه مهره هاست

270
00:20:56,973 --> 00:21:02,530
‫به نظر من که اون دو تا
‫تویِ ... اون چادر وسطی هستند

271
00:21:06,770 --> 00:21:09,877
‫هر کی غیر از تو این حرف را زده بود
‫میگفتم با عقل جور در میاد

272
00:21:09,879 --> 00:21:12,002
‫حرف من خیلی هم با عقل جور در میاد

273
00:21:13,856 --> 00:21:16,252
‫- من تنها میرم
‫- پیشنهاد خوبیه

274
00:21:16,253 --> 00:21:18,083
‫نه، همانطور که توافق کرده بودیم
‫با هم میریم

275
00:21:18,084 --> 00:21:20,967
‫نمی تونیم همچین ریسکی بکنیم
‫اینطوری ممکنه هردوتامون کشته بشیم

276
00:21:20,968 --> 00:21:22,023
‫چرا میتونیم

277
00:21:22,025 --> 00:21:26,111
‫من اگه اینکارو میکنم به خاطر آلفرده
‫تو باید شمشیرت را برای کیارتان نگه داری

278
00:21:26,112 --> 00:21:27,650
‫اگر به خاطر آلفرده...

279
00:21:28,959 --> 00:21:30,695
‫پس منم باهات میام

280
00:21:30,696 --> 00:21:32,203
‫و من!

281
00:21:32,204 --> 00:21:33,814
‫بالاخره نقشه لعنتیِ خودم ـه

282
00:21:36,076 --> 00:21:39,163
‫منم براتون آرزوی موفقیت میکنم

283
00:21:39,583 --> 00:21:42,114
‫- اگر گیر افتادین ؟
‫- هیچ کاری نکنین

284
00:21:44,366 --> 00:21:47,264
‫رگنار، فقط به خونخواهی پدرمان و به تیرا فکر کن

285
00:21:51,190 --> 00:21:53,900
‫امیدوارم بتونی بی سر و صدا
‫قدم برداری، خرس گنده

286
00:23:22,552 --> 00:23:25,105
‫تو میخوای منو بکشی، اوترد رگنارسون ؟

287
00:23:25,106 --> 00:23:26,821
‫نقشه ام که این بود

288
00:23:26,823 --> 00:23:29,982
‫از من خوشت نمیاد ؟
‫منم میتونم مثل تو بامزه باشم

289
00:24:04,847 --> 00:24:08,593
‫حمله کردن، حمله کردن، حمله کردن

290
00:24:09,641 --> 00:24:11,262
‫چاره ای نبود

291
00:24:14,016 --> 00:24:16,820
‫از جلوم برید کنار، بذارید ببینن
‫بذارید منو ببینن

292
00:24:18,726 --> 00:24:20,546
‫اگه اونجا توقف کنند، همه شان را می کشند

293
00:24:20,547 --> 00:24:23,435
‫اگه بری، تو را هم می کشند
‫" شمشیرت را برای کیارتان نگه دار "

294
00:24:25,749 --> 00:24:29,087
‫اریک به خدا برادرت را میکشم
‫مهم نیست بعدش چه بلایی میخواد سرم بیاد

295
00:24:29,088 --> 00:24:32,269
‫هیشکی تکون نخوره
‫همه سرجاتون وایستین

296
00:24:32,680 --> 00:24:34,577
‫بکشش ... بکشش ... بکشش

297
00:24:34,598 --> 00:24:37,068
‫تا حرکتی نکردن، کسی تکون نخوره

298
00:24:37,101 --> 00:24:39,287
‫اوترد از جونش بگذر

299
00:24:41,522 --> 00:24:43,147
‫به آدمات بگو تکون نخورن

300
00:24:43,148 --> 00:24:44,149
‫برگردین، هیشکی تکون نخوره

301
00:24:44,775 --> 00:24:49,404
‫اوترد، تو از جون برادر من میگذری!
‫فقط قیمتت را بگو

302
00:24:49,405 --> 00:24:53,074
‫بکشش اِریک، گفتم بکشش

303
00:24:53,075 --> 00:24:54,571
‫اریک، زودباش

304
00:24:54,572 --> 00:24:56,864
‫سیگفرید، میتونیم یک روز دیگه اینکارو بکنیم
‫باشه برای یک وقت دیگه

305
00:24:57,121 --> 00:24:58,538
‫- بکشش!
‫- اوترد!

306
00:24:59,581 --> 00:25:02,720
‫فقط بگو چی میخوای
‫قسم میخورم همون کار را میکنم

307
00:25:02,721 --> 00:25:04,993
‫بهت قول میدم

308
00:25:04,994 --> 00:25:07,661
‫بکشـیش، خودت را هم کشتی

309
00:25:07,663 --> 00:25:09,111
‫قول میدی ؟

310
00:25:09,112 --> 00:25:11,219
‫قسم میخورم ... باور کن

311
00:25:13,844 --> 00:25:18,016
‫سوار یک کشتی میشین و از نورث آمبریا میرید
‫فقط یک کشتی

312
00:25:18,017 --> 00:25:19,888
‫دیگه هم بر نمیگردین

313
00:25:19,890 --> 00:25:23,634
‫اگه جون برادرم را نجات میده
‫اینکارو انجام شده بدون

314
00:25:34,091 --> 00:25:37,099
‫قسم میخورم می کشمت اوترد رگنارسون

315
00:25:38,331 --> 00:25:41,865
‫- هیچی تموم نشده
‫- راست میگفتی، میتونی بامزه هم باشی

316
00:25:50,113 --> 00:25:52,605
‫<font color="#ff۸۰۴۰">[افرویچ - یورک]
‫[پادشاهی نورث‌آمبریا]</font>

317
00:26:06,735 --> 00:26:09,962
‫ما به خواست آلفرد، پادشاه وسکس
‫اینجا هستیم

318
00:26:09,989 --> 00:26:12,215
‫پادشاه منتظر ما هستند

319
00:26:12,216 --> 00:26:14,876
‫- درها را باز کنید
‫- اوترد، من اول حرف میزنم

320
00:26:14,877 --> 00:26:16,696
‫پدر بیوکا، تو یک کلمه هم حرف نمیزنی

321
00:26:31,299 --> 00:26:32,728
‫اوترد ؟

322
00:26:34,202 --> 00:26:37,999
‫پدر بیوکا! شنیده بودم
‫شما در این نزدیکی ها هستید

323
00:26:39,241 --> 00:26:40,418
‫ولی نمی...

324
00:26:42,492 --> 00:26:44,363
‫نمی دونستم دقیقاً کجا هستین

325
00:26:44,364 --> 00:26:48,014
‫- سرورم، شاه آلفرد ما را فرستادند اینجا تا...
‫- پدر بیوکا

326
00:26:48,015 --> 00:26:51,264
‫بهتره اول بذاریم شاه گوترد
‫حرفشان را بزنند!

327
00:26:55,558 --> 00:26:59,354
‫همینطور... شنیدم که تو را نجات دادند
‫اوترد

328
00:27:00,786 --> 00:27:01,791
‫و از این بابت خوشحالم

329
00:27:02,538 --> 00:27:03,773
‫باور کن!

330
00:27:05,560 --> 00:27:08,327
‫باشه، اگه اومدی اینجا تا من را بکشی

331
00:27:08,328 --> 00:27:11,201
‫بهت خرده نمیگیرم، چون منم
‫اگه جای تو بودم همین کار را میکردم

332
00:27:11,202 --> 00:27:12,987
‫ولی اینکار اشتباه ـه

333
00:27:14,520 --> 00:27:15,903
‫یک اشتباه دیگه

334
00:27:17,637 --> 00:27:23,141
‫لرد گوترد؟ من لرد اثلولد هستم
‫به جای شاه آلفرد به اینجا اومدم

335
00:27:23,142 --> 00:27:24,578
‫ما برای شما هدایایی داریــ...

336
00:27:32,990 --> 00:27:35,123
‫دستی که سیگفرید باهاش شمشیر میزنه

337
00:27:35,124 --> 00:27:37,310
‫برادرها دیگه برات دردسر درست نمی کنند

338
00:27:42,109 --> 00:27:45,890
‫- مُردند ؟
‫- در ازاش، ارتش ـت را در اختیار من میذاری

339
00:27:47,909 --> 00:27:50,087
‫- بهشان بگو برای حرکت آماده بشن
‫- ولی...

340
00:27:50,124 --> 00:27:52,864
‫همان کاری را میکنی که بهت میگم، گوترد
‫وگرنه خونت را می ریزم

341
00:27:52,865 --> 00:27:55,041
‫اوترد متوجه حرفایی که میزنه نیست، سرورم

342
00:27:55,924 --> 00:27:57,332
‫نه

343
00:27:58,510 --> 00:28:00,011
‫اِستیاپا، اینکارو نکن

344
00:28:00,012 --> 00:28:02,675
‫می کشمت و عواقبش را هم قبول میکنم

345
00:28:05,893 --> 00:28:07,582
‫کاری که تو با من کردی...

346
00:28:13,817 --> 00:28:15,929
‫کاری که با هالیگ کردی را...

347
00:28:20,574 --> 00:28:21,973
‫هیچ وقت نمی تونم فراموش کنم

348
00:28:22,784 --> 00:28:24,206
‫و هرگز تو را نخواهم بخشید

349
00:28:35,569 --> 00:28:38,056
‫سربازهات را برای حرکت آماده میکنی

350
00:28:39,686 --> 00:28:42,748
‫از کجا بدونم برادرها رفتند ؟

351
00:28:42,749 --> 00:28:46,159
‫اصلاً از کجا بدونم این دستِ سیگفریده ؟

352
00:28:46,160 --> 00:28:49,005
‫مثل عموت! منم " سَر" را ترجیح میدم

353
00:28:49,541 --> 00:28:52,166
‫- سرِ هر دوتا برادر را
‫- یک کلمه دیگه حرف بزنید سرورم

354
00:28:52,167 --> 00:28:54,860
‫تا اون سَری که جدا میشه
‫سَرِ خودتون باشه

355
00:28:54,861 --> 00:28:57,771
‫همان کاری رو میکنی
‫که برادرم گفت

356
00:28:57,772 --> 00:29:01,030
‫وگرنه افرویچ و ارتش ـت را
‫برای خودم بر میدارم

357
00:29:01,031 --> 00:29:02,283
‫بیوکا!

358
00:29:05,410 --> 00:29:08,663
‫پادشاه باید تصمیم بگیرند

359
00:29:08,664 --> 00:29:10,003
‫ایشان یا با ماست...

360
00:29:12,376 --> 00:29:14,329
‫یا علیه ما

361
00:29:30,468 --> 00:29:32,326
‫شانس آوردی

362
00:29:32,327 --> 00:29:34,276
‫هیچ جات نشکسته

363
00:29:34,277 --> 00:29:36,948
‫با اینحال موقع شمشیر زدن یکم درد خواهی داشت

364
00:29:36,949 --> 00:29:39,386
‫بهرحال، ما وقت نداریم
‫منتظر بمونیم زخمی ها خوب بشن

365
00:29:39,387 --> 00:29:41,946
‫کسی هم نخواست منتظر بمونین

366
00:29:41,947 --> 00:29:44,281
‫بهتره خلاصِش کنیم

367
00:29:46,868 --> 00:29:49,777
‫گوترد را میگم ... سنده شاه را

368
00:29:49,778 --> 00:29:51,910
‫از این دشمنی خسته نمیشی ؟

369
00:29:51,911 --> 00:29:53,225
‫نه نمیشم

370
00:29:53,226 --> 00:29:57,595
‫اگه بتونیم دانهولم را تصرف کنیم
‫اونوقت آنجا میشه مالِ کی ؟

371
00:29:57,596 --> 00:29:59,583
‫گوترد، طبیعتاً گوترد

372
00:29:59,584 --> 00:30:01,281
‫ولی اون افرویچ را داره

373
00:30:01,282 --> 00:30:03,953
‫- باید برسه به رگنار
‫- نه

374
00:30:03,954 --> 00:30:06,376
‫خواستِ آلفرد اینه که اونجا
‫به گوترد برسه

375
00:30:06,377 --> 00:30:08,561
‫آلفرد تا حالا پاش رو هم توی نورث آمبریا نذاشته

376
00:30:08,562 --> 00:30:10,114
‫پس این تصمیم هیچ ربطی به اون نداره

377
00:30:10,115 --> 00:30:14,391
‫کیارتان، دونهالم را
‫به قیمت خونِ "رگنارِ بی باک" بنا کرد

378
00:30:15,603 --> 00:30:18,315
‫پس اونجا به پسر تنی ـش یعنی رگنار
‫تلعق داره

379
00:30:18,316 --> 00:30:21,328
‫مادامی که شمشیرم قلب کیارتان را از هم بِدره

380
00:30:21,329 --> 00:30:23,461
‫دیگی هیچی برام مهم نیست

381
00:30:23,463 --> 00:30:26,858
‫برای من هست
‫این یک دفعه را، بچه خوشگل راست میگه

382
00:30:26,859 --> 00:30:28,556
‫نه ، داره اشتباه میکنه

383
00:30:29,965 --> 00:30:33,050
‫اوترد، تو میگی آلفرد تا حالا
‫پاش رو هم تو نورث آمبریا نذاشته

384
00:30:33,051 --> 00:30:34,501
‫ولی نذاشته چون نیاز نداشته

385
00:30:34,501 --> 00:30:37,689
‫،ما اینجاییم، همه مان
‫چون اون دستور داده...

386
00:30:37,690 --> 00:30:42,639
‫و اون خیلی خوب میدونه که هر کدامِ ما
‫چطور فکر می کنیم یا چطور عمل می کنیم

387
00:30:42,640 --> 00:30:44,762
‫تا زمانی که دانهولم قدرتمند و پابرجاست

388
00:30:44,763 --> 00:30:49,194
‫افرویچ در نورث آمبریا قدرتی نداره
‫برای همین هم اجازه داد تا تو بهش حمله کنی

389
00:30:49,195 --> 00:30:51,575
‫اون کسی نیست که بخواد اجازه بده

390
00:30:51,576 --> 00:30:53,802
‫من اینجام چون اینجا، یک کار ناتموم دارم

391
00:30:53,803 --> 00:30:55,458
‫اوترد، تو سربازِ آلفردی

392
00:30:57,686 --> 00:31:01,879
‫تو بیشتر از هر کسی میتونی آن را
‫به تحقق رویای ایجاد کشور "انگلستان" برسونی

393
00:31:03,516 --> 00:31:05,306
‫خواسته آلفرد اینه که گوترد

394
00:31:05,307 --> 00:31:08,123
‫تنها پادشاه واقعی شمال بشه

395
00:31:08,124 --> 00:31:10,307
‫و تو هم کاری میکنی
‫که این اتفاق بیوفته

396
00:31:17,039 --> 00:31:18,612
‫این را میگم چون میبینم
‫که اینکار را میکنی

397
00:31:18,613 --> 00:31:20,165
‫پس حتماً گوه رفته تو چشمات

398
00:31:22,838 --> 00:31:25,177
‫من این را میبینم همانطور که
‫یک پادشاه آینده را می بینه

399
00:31:55,498 --> 00:31:57,930
‫داشت مثل بچه گریه میکرد ......

400
00:32:04,527 --> 00:32:08,171
‫چشماش زده بود بیرون ... بخدا اگه دروغ بگم

401
00:32:08,172 --> 00:32:09,724
‫اوترد ؟

402
00:32:12,635 --> 00:32:15,109
‫اوترد، میشه با من بیای، لطفاً ؟

403
00:32:19,822 --> 00:32:21,229
‫خواهش می کنم

404
00:32:35,644 --> 00:32:38,998
‫من یکم از تو می ترسم، اوترد از ببنبرگ

405
00:32:40,594 --> 00:32:41,908
‫بهت حسودیم میشه

406
00:32:43,462 --> 00:32:50,437
‫من پادشاه شدم چون راهب بزرگ گفت
‫که صورت من را در رویاش دیده

407
00:32:51,636 --> 00:32:56,831
‫ولی همیشه باور داشت
‫کسی که پادشاه خواهد شد، صورت تو را داره

408
00:32:58,582 --> 00:33:03,355
‫من از این می ترسیدم که قدرت نو پام را
‫ازم بگیری

409
00:33:04,900 --> 00:33:07,401
‫من قول دادم شمشیرم در خدمت تو باشه

410
00:33:07,402 --> 00:33:08,891
‫آره دادی

411
00:33:12,491 --> 00:33:14,358
‫ولی تو من را به بردگی فروختی

412
00:33:16,119 --> 00:33:18,133
‫بله

413
00:33:19,960 --> 00:33:25,175
‫درسته. ولی در دفاع از خودم بگم که
‫قرار بود تو رو بکشم

414
00:33:27,380 --> 00:33:30,000
‫- از جونت گذشتم
‫- اوترد! نه!

415
00:33:30,001 --> 00:33:31,838


416
00:33:39,476 --> 00:33:42,586
‫تو دوستم بودی و من بهت خیانت کردم

417
00:33:49,319 --> 00:33:51,271
‫حال خواهرِ من خوبه؟

418
00:33:54,658 --> 00:33:56,117
‫حالا دیگه همسر منه

419
00:33:58,036 --> 00:33:59,799
‫خوبه، خوبه

420
00:34:01,623 --> 00:34:03,499


421
00:34:03,500 --> 00:34:06,627
‫،به آلفرد پیغام میدم
‫براش مینویسم که

422
00:34:06,628 --> 00:34:09,880
‫رفتنِـتون به دانهولم به دستور من بوده

423
00:34:09,881 --> 00:34:11,013


424
00:34:12,146 --> 00:34:14,651
‫و واقعاً امیدوارم که یک روز

425
00:34:14,652 --> 00:34:16,612
‫جایی در قلبت برای بخشش من پیدا کنی

426
00:34:20,892 --> 00:34:23,321
‫هنوز هم باور دارم
‫تو بهترین دوستم هستی

427
00:34:40,704 --> 00:34:42,701
‫چی بهت گفت؟

428
00:34:47,377 --> 00:34:50,129
‫گفت دانهولم مال تو میشه برادر

429
00:34:50,130 --> 00:34:51,385
‫سیتریک؟

430
00:34:55,927 --> 00:34:57,817
‫- سرورم؟
‫- تو به من دروغ گفتی

431
00:35:00,682 --> 00:35:02,433
‫سرورم، من هرگز به شما...

432
00:35:02,434 --> 00:35:05,269
‫گفتی دانهولم هیچ نقطه ضعفی نداره

433
00:35:05,270 --> 00:35:07,990
‫ولی آخرین باری که اونجا بودم
‫در امتداد دیوار شرقی یه در دیدم

434
00:35:08,690 --> 00:35:10,718
‫محل دسترسی به چشمه‌‌ی آب

435
00:35:15,572 --> 00:35:19,667
‫بله سرورم، اما... هرگز نمیتونید
‫یه ارتش رو از اونجا عبور بدین

436
00:35:23,204 --> 00:35:25,585
‫قصد ندارم یه ارتش با خودم ببرم

437
00:35:46,519 --> 00:35:48,172
‫این دیوانگی ـه

438
00:35:48,173 --> 00:35:50,110
‫پادشاهِ برحقِ وسکس در انتقام گرفتن از

439
00:35:50,111 --> 00:35:51,721
‫یه وایکینگ پشمالو شرکت میکنه

440
00:35:52,609 --> 00:35:55,818
‫ترانه خوبی میشه در موردش سرود

441
00:35:55,820 --> 00:35:58,205
‫خب، اگه مُردی اثلولد
‫خودم در مدحت شعرش رو میگم

442
00:36:08,375 --> 00:36:10,287
‫ایست! ایست!

443
00:36:10,289 --> 00:36:11,898


444
00:36:11,899 --> 00:36:13,424
‫اینجا از هم جدا میشیم

445
00:36:14,942 --> 00:36:18,695
‫تنها زمانی وارد عمل میشیم که مطمئن شدیم درب شرقی باز شده

446
00:36:18,696 --> 00:36:20,002
‫و بعد حمله می کنیم

447
00:36:20,923 --> 00:36:22,940
‫بعدش دیگه با شماست
‫که دروازه رو برامون باز کنید

448
00:36:22,941 --> 00:36:25,136
‫وارد که شدیم همه شان را قتل و عام می کنیم

449
00:36:25,137 --> 00:36:28,179
‫سروم، باشد که "خداوندگاران" همراه شما باشند

450
00:36:28,873 --> 00:36:32,288
‫"خداوند"
‫باشد که با خداوند با او باشد، با ما...

451
00:36:33,215 --> 00:36:35,584
‫تو فقط  مواظب رگنار باش، باشه؟

452
00:36:42,976 --> 00:36:44,846
‫موفق باشی، برادر کوچولو

453
00:36:55,722 --> 00:36:57,488
‫همتون رو تو دانهولم میبینم

454
00:37:10,924 --> 00:37:13,568
‫عجله کنید! باید قبل از طلوع خورشید برسیم اونجا

455
00:37:21,265 --> 00:37:23,617
‫این مسیر فقط بدرد عبور بز میخوره

456
00:37:23,618 --> 00:37:26,806
‫ساکت باش!
‫فقط مواظب باش پات رو کجا میذاری

457
00:37:30,038 --> 00:37:31,909
‫خدا خیرت بده

458
00:37:51,286 --> 00:37:55,635
‫دژکوبی که با خودمون آوردیم، بدرد نمیخوره

459
00:37:57,884 --> 00:38:00,141
‫دروازه رو برامون باز نمیکنه...

460
00:38:02,056 --> 00:38:03,864
‫اما کار خودش رو میکنه

461
00:38:03,865 --> 00:38:05,235
‫به روش خودش

462
00:38:07,786 --> 00:38:09,895
‫استراحت میکنیم، صبر میکنیم

463
00:38:55,223 --> 00:38:56,225


464
00:39:02,757 --> 00:39:04,300
‫خودم بلدم!

465
00:39:17,913 --> 00:39:19,314


466
00:39:34,414 --> 00:39:36,004
‫اون روز فرا رسید

467
00:39:38,459 --> 00:39:40,468
‫کشتن کیارتان یا رفتن به والهالا

468
00:39:42,672 --> 00:39:44,466
‫روز موعود

469
00:40:13,741 --> 00:40:16,033


470
00:40:51,616 --> 00:40:53,006
‫رگنار؟

471
00:40:55,495 --> 00:40:57,613
‫دارن علامت میدن

472
00:41:00,541 --> 00:41:01,972
‫شروع شد

473
00:41:07,966 --> 00:41:09,063
‫حالا؟

474
00:41:29,946 --> 00:41:32,561
‫سپر...دفاعی!

475
00:41:32,991 --> 00:41:34,989
‫جنگجوها به دروازه شمالی نزدیک میشن!

476
00:41:36,661 --> 00:41:38,974
‫جنگجوها به دروازه شمالی نزدیک میشن!

477
00:41:47,505 --> 00:41:49,459
‫تا آخرین نفس

478
00:41:53,163 --> 00:41:55,159


479
00:41:57,646 --> 00:41:59,652


480
00:42:02,628 --> 00:42:04,665


481
00:42:33,092 --> 00:42:34,831
‫تمام افراد به سمت باروها!

482
00:42:45,271 --> 00:42:47,478
‫به عقب!
‫از هم جدا نشید!

483
00:42:55,631 --> 00:42:57,340
‫توقف!

484
00:42:57,341 --> 00:42:58,780


485
00:43:00,355 --> 00:43:01,843
‫به جلو!

486
00:43:05,166 --> 00:43:07,212
‫کنار هم بمونید!

487
00:43:20,387 --> 00:43:22,265
‫برید، برید، برید، حالا!

488
00:43:22,266 --> 00:43:24,994
‫نیزه‌های بیشتری لازمه!

489
00:43:27,355 --> 00:43:29,335
‫به عقب!

490
00:43:46,290 --> 00:43:47,768
‫به عقب!

491
00:43:47,769 --> 00:43:49,835


492
00:43:49,836 --> 00:43:53,494
‫اون حرومزاده‌ها رو بسوزونید! خالیش کنید روی سرشون

493
00:43:54,876 --> 00:43:57,448


494
00:44:04,767 --> 00:44:07,929
‫- وقتی حمله کردیم اِستیاپا...
‫- میدونم سرورم، به سمت دروازه میرم

495
00:44:27,663 --> 00:44:29,217


496
00:44:34,175 --> 00:44:37,046


497
00:44:40,303 --> 00:44:43,111
‫کمک! کمک!

498
00:44:49,625 --> 00:44:51,592


499
00:44:58,506 --> 00:45:00,767
‫شجاع باشید! مقاومت می کنیم!

500
00:45:00,768 --> 00:45:03,082
‫مقاومت کنید!

501
00:45:25,189 --> 00:45:26,514


502
00:45:26,515 --> 00:45:28,782
‫سرورم! نفوذ کردن!

503
00:45:29,936 --> 00:45:31,642
‫همراه من بیاید!

504
00:45:33,064 --> 00:45:35,710
‫اِستیاپا! دروازه

505
00:45:48,371 --> 00:45:52,082
‫بکشیدشون! به طرف دروازه

506
00:45:52,083 --> 00:45:55,242
‫باید به دروازه برسیم! جلوشون رو بگیرید!

507
00:45:55,243 --> 00:45:56,892
‫بکشیدشون!

508
00:46:03,636 --> 00:46:05,691
‫تا آخرین نفس!

509
00:46:09,433 --> 00:46:11,333
‫گروه بعدی! حمله کنید!

510
00:46:11,334 --> 00:46:14,646
‫یا والهالا یا افتخار
‫حمله کنید!

511
00:46:14,647 --> 00:46:16,682


512
00:46:54,520 --> 00:46:56,192
‫از دروازه محافظت کنید!

513
00:46:58,649 --> 00:47:00,449
‫محکم هُل بدید!

514
00:47:05,448 --> 00:47:07,759
‫هُل بدید، رگنار!

515
00:47:15,805 --> 00:47:18,220


516
00:47:20,296 --> 00:47:26,765
‫عقب نشینی کنید!

517
00:47:28,929 --> 00:47:30,247
‫بکشید عقب!

518
00:47:34,441 --> 00:47:36,428
‫عقب نشینی کنید!

519
00:47:46,639 --> 00:47:48,373


520
00:47:52,181 --> 00:47:54,942
‫کیارتان! کجایی؟!

521
00:47:58,033 --> 00:48:00,661
‫سپر...دفاعی!

522
00:48:04,385 --> 00:48:05,829


523
00:48:09,553 --> 00:48:12,204
‫عقب نشینی کنید! عجله کنید!

524
00:48:12,205 --> 00:48:13,554


525
00:48:15,422 --> 00:48:16,772


526
00:48:20,398 --> 00:48:21,647
‫تیرا؟

527
00:48:24,026 --> 00:48:25,564
‫تیرا؟

528
00:48:28,069 --> 00:48:29,946
‫تیرا!

529
00:48:29,947 --> 00:48:31,341
‫نه...

530
00:48:31,342 --> 00:48:32,737
‫خواهش میکنم!

531
00:48:35,621 --> 00:48:36,946
‫خواهش میکنم!

532
00:48:40,084 --> 00:48:41,418
‫تیرا؟

533
00:48:41,419 --> 00:48:43,086
‫بکشید!

534
00:48:43,087 --> 00:48:44,378
‫تیرا!

535
00:48:45,804 --> 00:48:47,187


536
00:48:56,183 --> 00:48:57,902
‫اِسون!

537
00:49:09,780 --> 00:49:12,426
‫کیارتان...تو شکست خوردی

538
00:49:14,219 --> 00:49:16,084
‫یا به تنهایی میمیری

539
00:49:16,085 --> 00:49:18,015
‫یا همه آدمهات را هم با خودت میبری اون دنیا

540
00:49:19,790 --> 00:49:21,258
‫کدومش رو انتخاب میکنی؟

541
00:49:26,464 --> 00:49:29,289
‫میخوای با من مبارزه کنی، جوجه رگنار؟

542
00:49:31,469 --> 00:49:34,826
‫نه، ...میخوام بکشمت

543
00:49:34,827 --> 00:49:36,288
‫سلاح هاتون رو زمین بذارید

544
00:49:36,290 --> 00:49:38,416
‫،جنگ تمومه
‫یه سپر بدید!

545
00:49:38,417 --> 00:49:39,546
‫رگنار، نه! نه! نه!

546
00:49:39,547 --> 00:49:42,500
‫،نه، رگنار این شانس رو بهش نده
‫بجاش اون حرومزاده رو بسوزون، رگنار

547
00:49:42,501 --> 00:49:44,093
‫- بریدا!
‫- تو و من

548
00:49:45,274 --> 00:49:48,026
‫تکون بخورید!

549
00:49:48,027 --> 00:49:49,473
‫یه میدون مبارزه درست میکنیم!

550
00:49:59,914 --> 00:50:02,712
‫خواهرت خوب جنده‌ای بود!

551
00:50:04,381 --> 00:50:05,764


552
00:50:07,138 --> 00:50:09,696


553
00:50:22,520 --> 00:50:24,036
‫هنوزم کارش خوبه!

554
00:50:30,319 --> 00:50:33,780
‫فقط مجبور شدیم دست و پاشو ببندیم
‫تا وقتی هر شب میگاییدمش

555
00:50:33,781 --> 00:50:35,926
‫چنگ نندازه

556
00:50:44,542 --> 00:50:46,172
‫یالا، رگنار!

557
00:50:50,161 --> 00:50:51,843
‫رگنار!

558
00:50:51,844 --> 00:50:55,052
‫- پدرت رو من کشتم!
‫- بلند شو، رگنار!

559
00:50:55,053 --> 00:50:57,462
‫- بلند شو
‫- مادرت رو سوزوندم!

560
00:50:59,978 --> 00:51:01,850
‫حمله کن، رگنار!

561
00:51:23,894 --> 00:51:26,418
‫نه! نه! شمشیرم رو بهم بده!

562
00:51:40,087 --> 00:51:44,474
‫برای رفتن به والهالا
‫باید اون شمشیر باهام باشه!

563
00:51:44,475 --> 00:51:45,757
‫بهت التماس نمیکنم

564
00:51:45,759 --> 00:51:46,936
‫بمیر

565
00:51:46,937 --> 00:51:48,407
‫شمشیرم رو بهم بده

566
00:51:50,278 --> 00:51:51,568


567
00:51:51,569 --> 00:51:52,593


568
00:51:56,238 --> 00:51:57,930
‫آره!

569
00:52:25,267 --> 00:52:26,805
‫بس کن

570
00:52:29,567 --> 00:52:30,941


571
00:52:34,185 --> 00:52:37,215


572
00:52:40,741 --> 00:52:41,982
‫رگنار؟

573
00:52:42,993 --> 00:52:46,195
‫رگنار! تموم شد. دیگه تمومه

574
00:52:48,782 --> 00:52:50,859


575
00:53:02,471 --> 00:53:04,379
‫اون تیراست

576
00:53:11,132 --> 00:53:12,420


577
00:53:15,853 --> 00:53:17,710
‫شما تنهام گذاشتید

578
00:53:18,169 --> 00:53:21,079
‫هر دوی شما، تنهام گذاشتید!

579
00:53:21,115 --> 00:53:22,615
‫تیرا، نه

580
00:53:22,616 --> 00:53:25,154
‫قسم میخورم که خبر نداشتیم زنده‌ای

581
00:53:25,494 --> 00:53:28,413
‫شما با اون حرومزاده‌هایی
‫که من رو به فاحشگی واداشتن هیچ فرقی ندارید

582
00:53:28,414 --> 00:53:30,115
‫تیرا، خواهش میکنم

583
00:53:31,625 --> 00:53:34,621
‫قیمت زندگی من...

584
00:53:35,329 --> 00:53:37,031
‫- گرفتن جون شماست
‫- نه!

585
00:53:41,719 --> 00:53:43,755
‫تیرا...

586
00:53:45,305 --> 00:53:46,992
‫من اجازه نمیدم

587
00:53:52,730 --> 00:53:54,542
‫خواهش میکنم...

588
00:53:59,945 --> 00:54:01,611
‫خواهش میکنم

589
00:54:07,911 --> 00:54:10,103
‫بذار کمکت کنم

590
00:54:13,667 --> 00:54:15,084
‫من یه دوست هستم

591
00:54:19,827 --> 00:54:21,004


592
00:54:44,948 --> 00:54:48,048
‫هیچ وقت ندیده بودم اینطور مبارزه کنی

593
00:54:49,828 --> 00:54:52,525
‫اون مبارزه نبود. اون...

594
00:54:56,919 --> 00:54:59,545
‫مرگ برای اون کافی نبود

595
00:54:59,546 --> 00:55:01,297
‫هرگز نمیتونه کافی باشه

596
00:55:01,298 --> 00:55:03,100
‫اما دیگه تموم شده

597
00:55:05,302 --> 00:55:07,539
‫ما باعث افتخار پدر و مادرمون شدیم

598
00:55:10,224 --> 00:55:12,345
‫بله، پس...

599
00:55:13,575 --> 00:55:15,695
‫حالا چی؟

600
00:55:15,696 --> 00:55:17,807
‫ببنبرگ؟

601
00:55:17,808 --> 00:55:19,852


602
00:55:23,028 --> 00:55:24,596
‫وسکس

603
00:55:26,490 --> 00:55:30,757
‫باید به وسکس بریم، در غیر این صورت
‫اِستیاپا دستور داره منو بکشه، مطمئنم

604
00:55:32,871 --> 00:55:35,053
‫باید مدتی در آرامش باشم

605
00:55:38,502 --> 00:55:40,228
‫میخوام کنار زنم باشم

606
00:55:46,051 --> 00:55:47,806
‫با تیرا چکار کنیم؟

607
00:55:54,852 --> 00:55:56,659
‫حداقل، حالا دیگه در امانه

608
00:56:00,340 --> 00:56:02,199


609
00:56:05,921 --> 00:56:07,980
‫اذیتت نمی کنم

610
00:56:07,981 --> 00:56:09,694
‫قول میدم

611
00:56:12,298 --> 00:56:14,649
‫تو منو نمیشناسی

612
00:56:14,650 --> 00:56:18,913
‫اما من برادرت اوترد رو
‫از زمانی که یه بچه‌ی کوچیک بود میشناسم

613
00:56:20,085 --> 00:56:22,256
‫من بیوکا هستم

614
00:56:24,882 --> 00:56:27,089
‫اینجا حالا به رگنار تعلق داره

615
00:56:28,677 --> 00:56:30,021
‫مجبور نیستی پنهان بشی

616
00:56:31,150 --> 00:56:33,510
‫اون و اوترد برای مدتها بدنبالت بودند

617
00:56:36,744 --> 00:56:39,592
‫تو پایداریِ باورنکردنی ای رو
‫از خودت نشون دادی، تیرا

618
00:56:40,713 --> 00:56:42,144
‫به عقیده من این قدرت خدادادی بوده

619
00:56:44,610 --> 00:56:45,534
‫رحمت خدا بر تو

620
00:56:49,907 --> 00:56:50,713
‫بمون

621
00:57:19,263 --> 00:57:20,446
‫اوترد، اون...

622
00:57:23,107 --> 00:57:25,623
‫یک بار نجاتم داد...
‫در گذشته

623
00:57:27,023 --> 00:57:28,431
‫از دست اِسون، وقتی...

624
00:57:29,232 --> 00:57:31,038
‫زمانی که فقط یک پسر بچه بود

625
00:57:33,100 --> 00:57:34,057
‫بله

626
00:57:35,158 --> 00:57:36,168
‫همچین کارهایی از اون برمیاد

627
00:58:51,129 --> 00:58:58,129
‫:زیرنویس هماهنگ شده با نسخه های بلوری
‫:::hamid۵۲۵۱:::......

628
00:58:58,131 --> 00:59:01,895
‫:.  ارائـه ‌ای دیـگـر از تـیـم تـرجــمه شــوتایـم   .:..
‫<font color="#ff۰۰۰۰">.:.   WwW.Show-Time.iNFO   .:.</font>
‫<font color="#۰۰۸۰ff">.:. Forums.Show-Time.Info .:.</font>

629
00:59:01,909 --> 00:59:05,673
‫ترجمه از مــانــی و میلاد و مـحـمـدرضـا شایان مهر
‫<font color="#ff۰۰۰۰">RainyDay</font> & <font color="#۰۰۸۰۸۰">vanDerlove</font> & <font color="#۰۰۸۰ff">Artavan</font>

