‫﻿۱
00:00:01,293 --> 00:00:03,035
‫من اوترد، پسرِ اوترد هستم

2
00:00:04,379 --> 00:00:07,340
‫ سپاه سیگفرید و اریک
‫به اردوگاه ما حمله کردند

3
00:00:07,341 --> 00:00:09,926
‫و بانو اثلفلد را ربودند

4
00:00:09,927 --> 00:00:11,798
‫تو دختر منو با خودت بردی به میدون جنگ

5
00:00:13,180 --> 00:00:17,725
‫،برای اطلاع از سرنوشتش
‫مردان وفادارم ریپر

6
00:00:17,726 --> 00:00:19,810
‫و سیتریک را به عنوان جاسوس
‫به بئمفلیوت فرستادم

7
00:00:19,811 --> 00:00:24,067
‫قسم میخورم که این غنیمت
‫به ارزانی فروخته نخواهد شد

8
00:00:24,605 --> 00:00:27,400
‫وسکس سهم مرسیا را از نقره ها خواهد داد
‫و اگر لازم باشه

9
00:00:27,401 --> 00:00:28,860
‫از خونهایی که خواهد ریخت

10
00:00:28,861 --> 00:00:30,529
‫من کاری را میکنم که لازمه

11
00:00:30,530 --> 00:00:33,533
‫نظر تو درباره پرداخت خونبهای اثلفلد چیه ؟

12
00:00:33,534 --> 00:00:35,576
‫نظری که بشه بلند گفت نیست

13
00:00:35,577 --> 00:00:37,452
‫ممکنه بهت نیاز داشته باشم

14
00:00:37,454 --> 00:00:40,331
‫،آلفرد ما را برای مذاکره‌ی مبلغ خونبها فرستاد
‫ولی مخفیانه

15
00:00:40,332 --> 00:00:44,252
‫اثلفلد و اریک دلباخته‌ی یکدیگر شدند

16
00:00:44,253 --> 00:00:46,499
‫شوهرت مرد خوشبختیه

17
00:00:48,507 --> 00:00:51,884
‫اگه حق انتخاب داشتم
‫اون کسی نبود که باهاش میبودم

18
00:00:51,885 --> 00:00:54,345
‫نمیتونم اجازه بدم بره

19
00:00:54,346 --> 00:00:57,341
‫من همراه با اریک از اینجا میرم
‫یا هرگز جایی نمیرم

20
00:00:57,849 --> 00:00:58,770
‫کمکم میکنی؟

21
00:00:59,179 --> 00:01:00,200
‫خواهش میکنم

22
00:01:01,108 --> 00:01:02,782
‫همه چیز به سرنوشت بستگی دارد

23
00:01:02,811 --> 00:01:09,811
‫:.  تـیـم تــرجـــمه شـــوتایـم تــقـدیـم مـیکــنـد  .:..
‫<font color="#ff۰۰۰۰">.:.   WwW.Show-Time.iNFO   .:.</font>
‫<font color="#۰۰۸۰ff">.:. Forums.Show-Time.Info .:.</font>

24
00:01:35,500 --> 00:01:41,500
‫ترجمه از مــانــی و مـحـمـدرضـا شایان مهر
‫<font color="#ff۰۰۰۰">RainyDay</font> & <font color="#۰۰۸۰ff">Artavan</font>

25
00:01:41,524 --> 00:01:45,024
‫:زیرنویس هماهنگ شده با نسخه های بلوری
‫:::hamid۵۲۵۱:::......

26
00:01:47,608 --> 00:01:50,692
‫چه چیز یک مرد رو به زمین پیوند میده

27
00:01:50,693 --> 00:01:56,340
‫،یه آدم بدبخت بینوا، تو زمین جون میکـّنه
‫،تو تابستون از گرما میسوزه

28
00:01:56,341 --> 00:01:59,946
‫و تو زمستون میلرزه
‫تمام روز و هر روز کار میکنه

29
00:01:59,947 --> 00:02:03,163
‫فقط به خاطر یک قرص نان
‫و یه ظرف که توش بشاشه

30
00:02:04,553 --> 00:02:08,419
‫،بچه‌هاش از بیماری می‌میرند
‫زنش سر ِ زا می‌میره

31
00:02:08,420 --> 00:02:12,953
‫،با اینحال وقتی همون زمین مورد تهدید قرار میگیره
‫یه چیزی درونش به جنبش در میاد. چرا؟

32
00:02:13,717 --> 00:02:16,719
‫چون همین زمین خوراکش رو فراهم میکنه

33
00:02:16,720 --> 00:02:19,221
‫بیشتر از این

34
00:02:19,222 --> 00:02:23,059
‫از درختانِ این زمین برای سرپناه
‫و آتش استفاده میکنند

35
00:02:23,060 --> 00:02:25,394
‫باز هم بیشتر

36
00:02:25,395 --> 00:02:27,887
‫به خاطر عشقه، پدر؟

37
00:02:27,888 --> 00:02:31,384
‫،محض رضای خدا
‫نمیتونی یه دقیقه زبون به دهن بگیری؟

38
00:02:31,385 --> 00:02:37,214
‫،ولی حرامزاده درست گفت
‫فقط میتونه به خاطر عشق باشه

39
00:02:37,215 --> 00:02:42,160
‫عشق عاملِ قدرتمندیه
‫قبول نداری لرد اوترد؟

40
00:02:44,331 --> 00:02:45,790
‫،از بدبختها گرفته تا سلحشوران

41
00:02:45,791 --> 00:02:51,812
‫،عشق به یک مرد نیرو میده
‫معمولاً به قیمت از دست دادن عقلش

42
00:02:59,471 --> 00:03:02,055
‫چقدر؟

43
00:03:02,057 --> 00:03:05,275
‫مبلغ کمی نیست، سرورم

44
00:03:07,119 --> 00:03:11,322
‫سه هزار پوند نقره و پانصد پوند طلا

45
00:03:11,324 --> 00:03:15,055
‫اولین بخش از پرداخت
‫،باید تا ماه کامل بعدی تحویل داده بشه

46
00:03:15,056 --> 00:03:17,414
‫مابقی یک ماه بعد

47
00:03:17,415 --> 00:03:19,259
‫این غیر ممکنه

48
00:03:19,260 --> 00:03:20,846
‫نامعقوله

49
00:03:20,848 --> 00:03:22,820
‫- این بهترین قیمته؟
‫- بله سرورم

50
00:03:22,821 --> 00:03:25,137
‫این مقدار کمتر از نصفِ
‫اولین پیشنهادشون بود سرورم

51
00:03:25,138 --> 00:03:27,453
‫این مبلغ، تمام ثروت وسکسه

52
00:03:27,454 --> 00:03:30,842
‫که باهاش میتونن سپاهی تدارک ببینند
‫تا کار وسکس و مرسیا رو با هم یکسره کنند

53
00:03:30,843 --> 00:03:36,721
‫بدونِ پرداخت این خونبها...
‫چه بلایی بر سر دخترم میاد؟

54
00:03:39,338 --> 00:03:43,584
‫،اثلفلد باارزش تر از اینه که راحت بکشندش سرورم
‫مسلماً تحقیرش میکنند

55
00:03:43,585 --> 00:03:48,689
‫،اونو به هر شهری که تحت تسلط دانمارکی‌هاست میبرند
‫در جلوی

56
00:03:48,690 --> 00:03:54,353
‫مردم شهر نمایشش میدن و
‫مردها برای کام گرفتن ازش پول میدن

57
00:04:15,332 --> 00:04:18,591
‫اینجا فقط بحث زندگی و آبروی دخترم
‫،در خطر نیست

58
00:04:18,592 --> 00:04:20,761
‫بلکه آبروی وسکس هم در خطره

59
00:04:20,761 --> 00:04:25,765
‫پس چندین هزار مرد برای حفظ آبروی وسکس
‫باید بمیرند سرورم؟

60
00:04:25,766 --> 00:04:28,309
‫بله اودا

61
00:04:28,310 --> 00:04:30,936
‫،تمام ارزش یک کشور به تاریخچه‌ی آن کشور وابسته است
‫یعنی مجموع تمام روایت‌ها.

62
00:04:30,937 --> 00:04:32,880
‫ما حاصل تربیت پدرانمان هستیم

63
00:04:32,882 --> 00:04:36,356
‫از من میخوای برای نوادگانم داستان شرم آور

64
00:04:36,357 --> 00:04:41,072
‫اینکه چطور شاهزاده وسکس
‫به بالاترین خریدار برای هرزگی فروخته شد رو باقی بذارم؟

65
00:04:41,073 --> 00:04:44,175
‫این داستانیه که تمام داستانهای دیگه رو
‫تحت تاثیر قرار میده

66
00:04:44,176 --> 00:04:47,981
‫دیگه کسی از نبرد اثندن یاد نخواهد کرد

67
00:04:47,983 --> 00:04:51,084
‫ولی سرورم، اگر این خونبها را بپردازیم...

68
00:04:51,085 --> 00:04:53,691
‫نمیدونم چطور وسکسی باقی می مونه

69
00:04:53,692 --> 00:04:56,421
‫داستانی که بازگو میکنند این خواهد بود که
‫شاه به همون سپاهی

70
00:04:56,423 --> 00:04:58,035
‫که نابودش کرد پول داد

71
00:04:58,036 --> 00:04:59,855
‫خداوند اجازه نخواهد داد

72
00:04:59,856 --> 00:05:02,917
‫،طرف حساب ما که خدا نیست، شمالی‌ها هستند
‫دانمارکی‌ها!

73
00:05:02,918 --> 00:05:06,144
‫،کافران هستند
‫که بر آنها غلبه خواهیم کرد

74
00:05:06,145 --> 00:05:08,006
‫از قرار معلوم جنگ بزرگی در پیش داریم

75
00:05:08,007 --> 00:05:09,826
‫باید مردان کافی برای رویارویی فراهم کنیم

76
00:05:09,827 --> 00:05:12,019
‫انتظار دارم ارتش آزاد مرسیا در کنار ما باشد

77
00:05:12,020 --> 00:05:13,978
‫در کنارتان خواهد بود سرورم

78
00:05:13,980 --> 00:05:15,898
‫خونبها کامل پرداخت خواهد شد

79
00:05:15,899 --> 00:05:19,902
‫دخترم آزاد خواهد شد و
‫وسکس از هتک حرمت محفوظ خواهد ماند

80
00:05:19,903 --> 00:05:22,530
‫ولی از قتل عام محفوظ نمی ماند

81
00:05:22,531 --> 00:05:27,238
‫،اودا میدونم که شک داری
‫ازت میخوام ایمانت رو قوی تر کنی

82
00:05:30,038 --> 00:05:31,286
‫بله سرورم

83
00:05:32,415 --> 00:05:36,168
‫،اثلرد، قبل از بازگشت به مرسیا
‫پیش من و پدر بیوکا بیا

84
00:05:36,169 --> 00:05:39,213
‫باید تصمیم بگیریم که چطور به بهترین نحو
‫خونبها رو جمع آوری کنیم

85
00:05:39,214 --> 00:05:41,378
‫بله سرورم

86
00:05:46,429 --> 00:05:48,722
‫نباید اینطور کار ما تموم بشه

87
00:05:48,723 --> 00:05:51,600
‫سرورم، شما هر حرفی که باید رو گفتین

88
00:05:51,601 --> 00:05:52,768
‫و شجاعانه گفتین

89
00:05:52,769 --> 00:05:56,319
‫،کار دیگه‌ای از دستتون بر نمیاد
‫پس خواهش میکنم کاری نکنید

90
00:06:11,638 --> 00:06:18,022
‫<font color="#ff۸۰۴۰">[بئمفلیوت - بنفلیت]
‫[پادشاهی آنگلیای شرقی]</font>

91
00:06:21,256 --> 00:06:23,471
‫سرورم؟

92
00:06:31,182 --> 00:06:32,608
‫سرورم؟

93
00:06:33,852 --> 00:06:35,430
‫داگفین، میتونی بری

94
00:06:37,188 --> 00:06:39,080
‫همتون

95
00:06:39,081 --> 00:06:41,650
‫بله سرورم

96
00:06:41,651 --> 00:06:43,248
‫آوردیش؟

97
00:06:46,442 --> 00:06:48,626
‫کافیه؟

98
00:06:48,627 --> 00:06:49,845
‫آره

99
00:06:52,787 --> 00:06:53,913
‫اوترد سواد داره؟

100
00:06:53,914 --> 00:06:57,614
‫تمام اربابان زیردست پدرم
‫میتونن بخونن و بنویسن

101
00:06:57,615 --> 00:06:59,868
‫البته نامه‌هایی که اوترد تابحال نوشته رو

102
00:06:59,869 --> 00:07:01,741
‫فقط با یک انگشت میشه شمرد

103
00:07:04,591 --> 00:07:06,572
‫بهت یاد میدم

104
00:07:08,511 --> 00:07:11,272
‫چه چیز جلوی اوترد رو میگیره که کاری نکنه؟

105
00:07:11,273 --> 00:07:14,996
‫ما داریم ازش میخوایم همه چیزش رو
‫بدون هیچ پاداشی به خطر بندازه

106
00:07:14,997 --> 00:07:16,921
‫اصلاً چرا اون باید بیاد؟

107
00:07:16,922 --> 00:07:21,315
‫،داریم در مورد اوترد حرف میزنیم
‫حتما میاد، قسم میخورم

108
00:07:32,446 --> 00:07:34,286
‫دوباره رفته پیش دختره؟

109
00:07:34,287 --> 00:07:36,127
‫آره

110
00:07:36,128 --> 00:07:37,633
‫نمیتونه ازش دور بشه

111
00:07:37,634 --> 00:07:40,019
‫بیاین امیدوار باشیم که باهاش ازدواج نکنه

112
00:07:41,484 --> 00:07:43,826
‫وگرنه ثروتمون از دست میره

113
00:07:43,827 --> 00:07:46,045
‫راست میگه، هان؟

114
00:07:55,669 --> 00:07:59,559
‫سیگفرید! کدوم زنه مال منه؟

115
00:07:59,560 --> 00:08:02,028
‫همون زشته

116
00:08:02,029 --> 00:08:06,464
‫،چند فرسخ پیاده آوردیمشون
‫بهشون آب و غذا بده

117
00:08:06,465 --> 00:08:08,389
‫هم اسبها و هم برده‌ها

118
00:08:15,586 --> 00:08:18,683
‫اسم تو سیتریک ـه؟

119
00:08:20,984 --> 00:08:24,666
‫بله سرورم. عصر بخیر سرورم

120
00:08:24,667 --> 00:08:26,968
‫اوترد میگه میشه بهت اعتماد کرد

121
00:08:28,391 --> 00:08:30,608
‫پس این نامه رو بهش برسون

122
00:08:38,642 --> 00:08:40,358
‫مسئولیت بزرگی به دوش توئه

123
00:08:52,367 --> 00:08:54,835
‫اونا رنگ آرامش رو نمی‌بینند

124
00:08:54,836 --> 00:08:56,719
‫به هیچ وجه

125
00:08:58,351 --> 00:09:01,196
‫منم همینو بهشون گفتم

126
00:09:02,368 --> 00:09:04,166
‫با این وجود بهشون کمک میکنی؟

127
00:09:04,167 --> 00:09:06,342
‫مجبورم، چاره‌ای ندارم

128
00:09:06,343 --> 00:09:12,158
‫اگه اونا فرار کنند، دیگه هیچ خونبهایی پرداخت نمیشه
‫و سپاه بزرگی هم در کار نخواهد بود

129
00:09:12,159 --> 00:09:17,766
‫،درسته، مردم وسکس نجات پیدا میکنند
‫ولی چه بلایی سر تو میاد؟

130
00:09:19,105 --> 00:09:20,485
‫ما چی میشیم؟

131
00:09:20,486 --> 00:09:22,828
‫آلفرد اینو خیانت حساب میکنه

132
00:09:22,829 --> 00:09:24,503
‫تو سوگند وفاداریت رو زیر پا میذاری

133
00:09:26,261 --> 00:09:27,348
‫ما میریم

134
00:09:30,989 --> 00:09:35,634
‫فردا من یه فداکاری میکنم
‫تا تو در امنیت باشی

135
00:09:37,517 --> 00:09:39,107
‫همه مون فداکاری میکنیم

136
00:09:46,973 --> 00:09:49,148
‫اسم خودتون رو به کاتب بدید

137
00:09:49,149 --> 00:09:54,588
‫مبلغی که اهدا میکنید در کنار اسمتون نوشته خواهد شد

138
00:09:54,589 --> 00:09:58,395
‫ما تلاش میکنیم تا بانو اثلفلد آزاد بشه

139
00:09:58,397 --> 00:10:00,446
‫من چیزی برای کمک کردن ندارم
‫من خانواده دارم

140
00:10:00,447 --> 00:10:03,249
‫هر مرد یا زنی که مشخص شود
‫مقداری از ثروت خود را مخفی کرده

141
00:10:03,250 --> 00:10:04,839
‫مجازات خواهد شد

142
00:10:04,840 --> 00:10:07,393
‫همه باید سهم خود را پرداخت کنند

143
00:10:08,983 --> 00:10:14,309
‫پادشاه قدردان شماست
‫و همچنین خداوند

144
00:10:14,310 --> 00:10:16,190
‫اسم؟

145
00:10:16,191 --> 00:10:17,209
‫دوریج

146
00:10:23,790 --> 00:10:25,958
‫سرورم؟

147
00:10:25,959 --> 00:10:28,502
‫خبرهایی هست، سرورم

148
00:10:28,503 --> 00:10:30,420
‫حرف بزن

149
00:10:30,421 --> 00:10:33,921
‫چیزی که دقیقاً به من گفتی
‫به پادشاه هم بگو، دقیقاً

150
00:10:40,056 --> 00:10:42,516
‫سرورم، این مرد اهل کانتربری ـه

151
00:10:42,517 --> 00:10:45,352
‫شمالی هایی که در بئمفلیوت هستن حالا
‫از رودخانه رد میشوند

152
00:10:45,353 --> 00:10:46,834
‫و مستقماً به وسکس حمله میکنند

153
00:10:46,835 --> 00:10:49,320
‫اونها همسرم و دخترهام رو گرفتن، سرورم

154
00:10:49,321 --> 00:10:52,372
‫دختر کوچکم فقط هشت سالشه

155
00:10:52,373 --> 00:10:57,082
‫و ما سرورم، دست روی دست گذاشتیم و فقط داریم
‫داریم دار و ندار فقرا رو ازشون میگیریم

156
00:10:59,218 --> 00:11:01,964
‫پدر، این مرد را با خودت ببر

157
00:11:01,965 --> 00:11:04,275
‫بهش خوراک و جایی برای استراحت در مهمانخانه بده

158
00:11:04,276 --> 00:11:06,325
‫بله سرورم

159
00:11:09,377 --> 00:11:11,916
‫اودا، خواستت چیه؟

160
00:11:11,918 --> 00:11:17,428
‫سرورم، اون فقط یه نفره، اما
‫اما دو برادرش رو در اثندن از دست داده

161
00:11:17,429 --> 00:11:21,217
‫،دو دختر و همسرش رو شمالی‌ها بردن
‫با این حال سربازان ما

162
00:11:21,218 --> 00:11:24,145
‫به سراغش خواهند رفت و یک سوم دارایی ناچیزش رو
‫ازش خواهند گرفت

163
00:11:24,146 --> 00:11:27,332
‫همه به نام کمک برای حفظ شأن و منزلت وسکس

164
00:11:27,333 --> 00:11:29,915
‫این گستاخی بیش از اندازه است

165
00:11:29,916 --> 00:11:33,834
‫پس تا شش ماه دیگه باید ازش بخوایم تا جونش رو هم بده!

166
00:11:33,835 --> 00:11:39,216
‫،چیزی که من میخوام، سرورم
‫این هست که با عقل سلیم تصمیم بگیرید

167
00:11:39,217 --> 00:11:42,618
‫،منظورت از عقل سلیم
‫مرگ یا سرافکندگی برای

168
00:11:42,619 --> 00:11:44,203
‫دخترم یا ریختن آبروی وسکس هست؟

169
00:11:44,204 --> 00:11:46,580
‫یا لشکرکشی، سروم، و اینکه بجنگیم

170
00:11:46,581 --> 00:11:48,963
‫اگه لشکرکشی کنیم اون رو میکشن

171
00:11:48,964 --> 00:11:51,973
‫و از او به نام شهید در راه وسکس یاد خواهد شد، سرورم

172
00:11:51,974 --> 00:11:53,812
‫شرافتش محفوظ خواهد ماند!

173
00:11:53,813 --> 00:11:57,158
‫و شاهزاده ادوارد خواهد بود تا تبار شما ادامه پیدا کنه

174
00:12:03,679 --> 00:12:06,772
‫اودا، چیزی که باعث شد از تبعید بلادرنگ نجات پیدا کنی

175
00:12:06,773 --> 00:12:09,489
‫ارجحیت دادن پادشاهت بجای پسرت بود

176
00:12:09,490 --> 00:12:11,997
‫سرورم، من وسکس رو به پسرم ارجحیت دادم

177
00:12:11,999 --> 00:12:15,803
‫- او یک خائن بود!
‫- شما هم حداقل باید به چنین انتخابی فکر کنید!

178
00:12:22,617 --> 00:12:24,115
‫باید با تو چه بکنم؟

179
00:12:28,900 --> 00:12:32,519
‫زخمی که برداشتی و میلت برای خوردن شراب

180
00:12:32,520 --> 00:12:35,307
‫هر دوی ما را از ارزش واقعی تو محروم ساخته

181
00:12:40,009 --> 00:12:41,767
‫وجود تو دیگر بکار نمی‌آید

182
00:12:46,140 --> 00:12:47,972
‫پس با اذن شما، سرورم

183
00:12:47,973 --> 00:12:52,348
‫به نزد همسر و املاک خودم در دِوونشایر برمیگردم

184
00:12:52,349 --> 00:12:55,974
‫در مدتی که هنوز جزئی از سرزمین ساکسون ها باقی مونده

185
00:12:58,141 --> 00:12:59,724
‫بهترین کار همین است

186
00:13:01,975 --> 00:13:04,225
‫اگه نیازت داشتم به دنبالت میفرستم

187
00:14:00,938 --> 00:14:03,271
‫با دست خودشون تیشه به ریشه شون میزنن

188
00:14:09,605 --> 00:14:11,314
‫سرورم، عصر بخیر

189
00:14:16,022 --> 00:14:17,564
‫من پروانه‌ای هستم که به گرد شعله آمده

190
00:14:20,023 --> 00:14:22,563
‫بله، مبلغ چشمگیری درحال جمع شدنه

191
00:14:22,564 --> 00:14:28,189
‫چشم گیر" کلمه مناسبی هست، سرورم"
‫برای نشان دادن اندازه و تاثیر

192
00:14:28,190 --> 00:14:29,982
‫- پدرت...
‫- منظورتون پادشاهه؟

193
00:14:34,024 --> 00:14:35,566
‫اون هم همین کار را میکرد

194
00:14:37,024 --> 00:14:40,232
‫پرداخت چنین باجی برای نجات فرزندش؟
‫گمان نمیکنم، سرورم

195
00:14:40,233 --> 00:14:44,065
‫من برای اون مایه‌ی ناامیدی بزرگی بودم...

196
00:14:44,066 --> 00:14:45,400
‫که از این بابت متاسفم

197
00:14:46,775 --> 00:14:49,691
‫اما اگر چنین مایه‌ی ناامیدی‌ای نبودی، اثلولد

198
00:14:49,692 --> 00:14:51,150
‫شاید تو را کشته بودم

199
00:14:52,525 --> 00:14:53,900
‫برای مصلحت وسکس

200
00:14:55,692 --> 00:14:59,484
‫هرگز به این شک نکن، هر تصمیمی که بگیرم
‫برای صلاح کشورم ـه

201
00:15:01,901 --> 00:15:03,014
‫بله، سرورم

202
00:15:05,196 --> 00:15:06,722
‫کاملا میفهمم

203
00:15:31,722 --> 00:15:32,812
‫لرد اودا

204
00:15:34,320 --> 00:15:37,253
‫،هم پیاله شدن با روستاییها
‫باعث میشه براتون حرف در بیارن

205
00:15:37,254 --> 00:15:38,846
‫بذار بگن اگه این خوشحالشون میکنه

206
00:15:41,151 --> 00:15:44,000
‫چند روز پیش از من پرسیدید که آیا با پرداخت باج

207
00:15:44,001 --> 00:15:45,426
‫موافقم یا نه

208
00:15:49,323 --> 00:15:50,664
‫موافق نیستم

209
00:15:53,557 --> 00:15:59,382
‫،اگه لشکری برای فرماندهی داشتم
‫سپاهی برای بسیج کردن، دست روی دست نمیذاشتم

210
00:16:02,902 --> 00:16:04,662
‫اما ندارم

211
00:16:19,581 --> 00:16:21,550
‫من با شما هستم، سرورم

212
00:16:32,446 --> 00:16:35,295
‫مدتی از روز و تمام شب رو اونجا بوده سرورم

213
00:16:35,296 --> 00:16:38,186
‫اون مرد خوبیه و من از این میترسم که این کار
‫به آبروش لطمه بزنه، سرورم

214
00:16:38,187 --> 00:16:40,910
‫فقط با مقاومت کردن، میتونه آبروش رو حفظ کنه

215
00:16:40,911 --> 00:16:44,976
‫سرورم، میشه به شما ملحق بشیم؟

216
00:16:47,700 --> 00:16:50,926
‫هنوز اینجاست یا رفته؟

217
00:16:50,927 --> 00:16:52,511
‫اثلولد؟

218
00:16:52,512 --> 00:16:55,064
‫نه، خیلی وقته که رفته، سرورم

219
00:16:59,093 --> 00:17:00,886
‫فکر کنم به اندازه کافی نوشیده باشید، سرورم؟

220
00:17:00,887 --> 00:17:04,356
‫نه این امکان نداره

221
00:17:04,357 --> 00:17:09,110
‫چون به دستور آلفرد، آبجوهایی که اینجا درست میشه
‫خیلی قوی نیست

222
00:17:09,111 --> 00:17:10,268
‫دارین شوخی میکنید، سرورم

223
00:17:11,756 --> 00:17:13,532
‫واقعا اینطوره؟

224
00:17:13,533 --> 00:17:15,061
‫درسته، بله

225
00:17:15,062 --> 00:17:20,309
‫به این خاطر که آدم بتونه روز بعدش کار کنه

226
00:17:20,310 --> 00:17:23,162
‫و شمشیرها از غلاف خودشون خارج نشن

227
00:17:27,129 --> 00:17:29,057
‫اما نباید خارج نشن

228
00:17:35,930 --> 00:17:37,614
‫یه نفر خیلی خوابش میاد

229
00:17:41,145 --> 00:17:42,827
‫تو کنارش بمون

230
00:17:42,828 --> 00:17:43,895
‫برای چی؟

231
00:17:43,896 --> 00:17:46,481
‫،تا اگه یه وقت خواست بشاشه یا بالا بیاره
‫برایش یه سطل بیاری

232
00:17:46,482 --> 00:17:50,126
‫،یه نقشه دارم
‫اگرچه که به احتمال زیاد خواهم مُرد

233
00:17:52,572 --> 00:17:55,238
‫این چه نقشه‌ایه، سرورم؟

234
00:17:57,535 --> 00:18:01,019
‫من سپاهِ دِوونشایر رو بسیج خواهم کرد

235
00:18:01,020 --> 00:18:07,210
‫برخلاف خواست پادشاه، سرورم؟
‫اون همچین کاری رو نمیبخشه

236
00:18:07,211 --> 00:18:09,311
‫سرورم؟!

237
00:18:14,992 --> 00:18:16,555
‫از اینجا نباید جایی بره

238
00:18:16,556 --> 00:18:20,466
‫و تو هم جایی نمیری و از چیزی که الآن شنیدی

239
00:18:20,467 --> 00:18:21,907
‫- با کسی صحبت نمیکنی
‫،بله، سرورم

240
00:18:21,908 --> 00:18:23,514
‫شیرفهم شدی دیگه؟

241
00:18:25,572 --> 00:18:27,178
‫- من...
‫- کاری که گفتم انجام بده

242
00:19:21,603 --> 00:19:23,949
‫خب، چی نوشته؟

243
00:19:23,950 --> 00:19:26,625
‫اریک به اندازه کافی افراد مورد اعتماد برای هدایت یه کشتی داره

244
00:19:26,626 --> 00:19:29,713
‫سه شب قبل از زمان تحویل اولین بخش خونبها

245
00:19:29,714 --> 00:19:32,553
‫ما به پایین رودخونه به طرف بئمفلیوت میریم

246
00:19:32,554 --> 00:19:34,776
‫افرادی که از کشتی محافظت میکنن رو میکشیم

247
00:19:34,777 --> 00:19:37,535
‫اریک و اثلفلد با کشتی فرار میکنن
‫و وسکس نجات پیدا میکنه

248
00:19:37,536 --> 00:19:41,652
‫- نگهبانها چند نفرن؟
‫- هشت تا ده نفر، روی ساحل

249
00:19:41,653 --> 00:19:43,134
‫- جمعاً؟
‫- بله

250
00:19:43,135 --> 00:19:44,369
‫به همین سادگی میشه انجامش داد؟

251
00:19:44,370 --> 00:19:46,756
‫،فرماندهی با اریک هست
‫افرادش محافظت از اثلفلد رو به عهده دارن

252
00:19:46,758 --> 00:19:49,185
‫کشتی اون آماده و منتظره

253
00:19:49,186 --> 00:19:52,232
‫،شروعش کار سختی نیست
‫اما اتفاقاتی که میوفته به سرنوشت بستگی داره

254
00:19:52,233 --> 00:19:54,514
‫خب چرا بجای رودخانه با اسب به اونجا نمیرید؟

255
00:19:54,515 --> 00:19:57,725
‫،اگه همراه جز و مد آب بریم سریعتره
‫و برای فرار

256
00:19:57,726 --> 00:19:59,753
‫در طول رودخانه پارو بزنیم

257
00:19:59,755 --> 00:20:01,063
‫اونها به دنبالتون میان

258
00:20:01,064 --> 00:20:05,375
‫به دنبال اثلفلد میان
‫اون براشون حکم نقره رو داره

259
00:20:24,432 --> 00:20:25,849
‫پدر پیرلیگ؟

260
00:20:25,850 --> 00:20:29,728
‫سرورم، یک دفعه ظاهر شدید
‫مثل خود شیطان

261
00:20:29,729 --> 00:20:31,604
‫اینجا رو ترک میکنید؟

262
00:20:31,605 --> 00:20:36,234
‫بله، خودم رو به دِوونشایر به نزد لرد اودا دعوت کردم

263
00:20:36,235 --> 00:20:39,571
‫تا بتونم در دریای آبی تنی به آب بزنم

264
00:20:39,572 --> 00:20:41,114
‫میخوای برای آلفرد جاسوسی کنی

265
00:20:41,115 --> 00:20:43,993
‫البته که برای آلفرد جاسوسی میکنم
‫من از دریا متنفرم

266
00:20:46,448 --> 00:20:49,452
‫اگه اودا بخواد کاری نسنجیده انجام بده

267
00:20:49,453 --> 00:20:52,500
‫میتونی بهش بگی که دست نگه داره؟

268
00:20:52,501 --> 00:20:55,003
‫چرا باید به حرف من گوش بده؟

269
00:20:55,004 --> 00:20:57,670
‫دلیلی داره که بخوای با من درمیون بگذاری؟

270
00:21:00,163 --> 00:21:01,453
‫پشت سرته

271
00:21:03,216 --> 00:21:06,181
‫سرورم، خوب استراحت کردید؟

272
00:21:06,182 --> 00:21:10,059
‫اوترد، بله، کاملا

273
00:21:10,060 --> 00:21:12,729
‫گرچه که یادم نیست چطور از جای خوابم سر در آوردم

274
00:21:12,730 --> 00:21:16,983
‫بخاطر نوشیدن آبجو کمی بدحال بودید، سرورم
‫اما زحمتی نبود

275
00:21:16,984 --> 00:21:19,611
‫از این بابت خوشحالم

276
00:21:19,612 --> 00:21:21,328
‫شما از یه نقشه صحبت کردید

277
00:21:23,824 --> 00:21:24,941
‫جداً؟

278
00:21:24,942 --> 00:21:26,576


279
00:21:26,577 --> 00:21:28,409
‫میشه بگی چی بود؟

280
00:21:29,663 --> 00:21:31,283
‫مردان دِوونشایر

281
00:21:32,166 --> 00:21:33,979
‫بهتره که در همون جا باقی بمونن

282
00:21:36,045 --> 00:21:37,690
‫حتما خیلی مست بودم

283
00:21:37,691 --> 00:21:40,511
‫حتما دلیلش همین بوده، سرورم

284
00:21:40,512 --> 00:21:41,883
‫بله

285
00:21:41,884 --> 00:21:42,997
‫قسم میخورید؟

286
00:21:42,998 --> 00:21:47,670
‫به جان خودم
‫اصلا چیزی خاطرم نیست

287
00:21:49,169 --> 00:21:55,169
‫سرورم، به عنوان دوستتون به خودم اجازه میدم که این رو بگم
‫کاری نکنید

288
00:21:56,926 --> 00:22:00,954
‫اگه دیگه هرگز ندیدمت
‫اوترد از ببنبرگ

289
00:22:00,955 --> 00:22:06,825
‫،برات آرزوی موفقیت میکنم
‫هرجا که دست سرنوشت بردت

290
00:22:06,826 --> 00:22:08,485
‫ممنون، سرورم

291
00:22:30,761 --> 00:22:33,333
‫میخواهید، به نیایش بپردازیم، سرورم
‫همراه هم؟

292
00:22:35,739 --> 00:22:40,136
‫آیا تلاشم برای آزادی اثلفلد خودخواهی بوده؟

293
00:22:41,505 --> 00:22:47,560
‫،سرورم، شما پدر اون هستید
‫قبل از اینکه یک پادشاه باشید

294
00:22:47,561 --> 00:22:53,202
‫،اما دلایل شما منطقیه
‫اون خود وسکس ـه

295
00:22:54,405 --> 00:22:58,056
‫اون خون، قلب و روح وسکس ـه

296
00:22:59,964 --> 00:23:01,955
‫کسی نباید اون رو تحقیر کنه

297
00:23:30,826 --> 00:23:33,578
‫داگفین!

298
00:23:33,579 --> 00:23:35,914
‫داگفین!
‫کجاست؟

299
00:23:35,915 --> 00:23:37,040
‫سرورم؟ من...

300
00:23:37,041 --> 00:23:38,123
‫بگو کجاست؟

301
00:23:51,235 --> 00:23:56,395
‫حالا دیگه حرفی توش نیست
‫همه میتونن ببیننش

302
00:23:56,396 --> 00:24:01,183
‫و همه با جونشون از اون محافظت خواهند کرد

303
00:24:04,721 --> 00:24:09,008
‫اون ثروت ماست
‫اون به همه ما تعلق داره!

304
00:24:26,240 --> 00:24:27,904
‫خداوندا!

305
00:24:27,905 --> 00:24:29,611
‫یعنی چه کسانی میتونن باشند؟

306
00:24:29,612 --> 00:24:33,150
‫سپاهیان دِوونشایر هستند، پدر پیرلیگ

307
00:24:36,438 --> 00:24:40,225
‫،شما جاسوس آلفرد هستید
‫از اینجا جلوتر نمیاید

308
00:24:40,226 --> 00:24:42,806
‫از اسبت پیاده میشی و پیاده برمیگردی

309
00:24:42,807 --> 00:24:44,637
‫به وینچستر تا این اخبار رو برسونی

310
00:24:44,638 --> 00:24:47,467
‫چه اخباری، سرورم؟
‫منظورتون چیه؟

311
00:24:47,468 --> 00:24:51,630
‫به پادشاه میگی که اودا به سمت دشمنان وسکس لشکر کشی کرده

312
00:24:51,631 --> 00:24:54,252
‫اون میتونه لشکرش رو راه بندازه تا جلوی من رو بگیره
‫یا اینکه در جنگ به من ملحق بشه

313
00:24:54,253 --> 00:24:56,125
‫اهمیتی نداره که کدوم رو انتخاب کنه

314
00:24:56,126 --> 00:25:00,787
‫،زمانی که شمالیها در بئمفلیوت با یک ارتش روبرو بشن
‫جنگ اجتناب ناپذیره

315
00:25:00,788 --> 00:25:04,117
‫،لطفا سرورم، به کاری که میکنید خوب فکر کنید
‫دارید مردانتون رو به خیانت وادار میکنید!

316
00:25:04,118 --> 00:25:08,114
‫مردانی که اینجا میبینی برای کشته شدن بخاطر
‫پادشاهشون اینجا هستند نه خیانت بهش

317
00:25:09,154 --> 00:25:11,568
‫اونها چیزی از ضعف آلفرد نمیدونن

318
00:25:11,569 --> 00:25:14,939
‫اما اوترد سرورم!
‫آیا از شما نخواست تا دست نگه دارید؟

319
00:25:14,940 --> 00:25:18,269
‫از اسبت پیاده شو و به وینچستر برگرد

320
00:25:18,270 --> 00:25:19,602
‫و اگه قبول نکنم؟

321
00:25:20,934 --> 00:25:22,932
‫همین حالا، پدر پیرلیگ

322
00:25:36,793 --> 00:25:39,873
‫سرورم التماس میکنم، خوب فکر کنید

323
00:26:08,510 --> 00:26:09,592
‫ممنونم

324
00:26:12,922 --> 00:26:14,171
‫اسمت چیه؟

325
00:26:39,977 --> 00:26:42,059
‫ازت خواستم ده نفر رو بیاری، داگفین!

326
00:26:43,266 --> 00:26:46,595
‫چطوری باید با سه نفر یه کشتی رو به حرکت در بیاریم؟

327
00:26:46,596 --> 00:26:49,218
‫مردان حاضر به ترک تالار نشدند، سرورم

328
00:26:50,259 --> 00:26:52,214
‫حاضر نشدن؟

329
00:26:52,215 --> 00:26:55,086
‫اونها میگن که دارن از ثروتشون حفاظت میکنن

330
00:26:55,087 --> 00:26:57,375
‫تحت دستور سیگفرید

331
00:26:57,376 --> 00:26:59,041
‫کیا گفتن؟ اسمشون رو بگو

332
00:27:04,910 --> 00:27:09,031
‫برادرتون خواستن نگهبان های بیشتری اونجا باشن، سرورم
‫تا زمانی که خونبها از راه برسه

333
00:27:10,779 --> 00:27:11,861
‫اریک!

334
00:27:13,859 --> 00:27:15,940
‫این مدت همش روی رودخونه خوابیدی

335
00:27:17,564 --> 00:27:19,144
‫چرا؟

336
00:27:19,145 --> 00:27:20,769
‫من رو ضایع کردی

337
00:27:24,557 --> 00:27:27,219
‫به اندازه کافی ترتیبش رو دادی

338
00:27:27,220 --> 00:27:30,051
‫به اندازه کافی بهش غذا دادی و حمامش کردی

339
00:27:31,341 --> 00:27:34,379
‫نذار افراد چیزی رو که من به طور حتم میدونم
‫متوجه بشن

340
00:27:34,380 --> 00:27:35,961
‫تو بهش علاقه مند شدی

341
00:27:37,169 --> 00:27:40,373
‫،بدنش نیست که تو میخوای
‫خودش رو میخوای

342
00:27:40,374 --> 00:27:41,747
‫فراموش میشه

343
00:27:43,537 --> 00:27:44,799
‫باعث شدی سرافکنده بشم

344
00:27:47,324 --> 00:27:48,750
‫کاری که کردم...

345
00:27:50,216 --> 00:27:51,641
‫برای محافظت از تو بود

346
00:27:53,881 --> 00:27:57,427
‫اریک، برادر من، اتفاقی که داره اینجا میوفته
‫نقشه خودت بوده

347
00:27:57,428 --> 00:27:59,834
‫و این نقشه حرف نداره

348
00:27:59,835 --> 00:28:02,621
‫رها کردن لاندن و گرفتن شاهزاده تا

349
00:28:02,622 --> 00:28:06,971
‫،با کشتیهای پر از نقره و طلا معاوضه‌اش کنیم
‫تا با اون ارتشی بسازیم

350
00:28:06,972 --> 00:28:11,913
‫که هیچ کس یاری مقابله با اون رو نداشته باشه
‫و همه بخوان به اون ملحق بشن

351
00:28:14,151 --> 00:28:16,770
‫این سرزمین ما خواهد بود

352
00:28:18,488 --> 00:28:19,581
‫تمامش

353
00:28:22,743 --> 00:28:25,624
‫نمیذارم باعث شکستمون بشی

354
00:28:29,291 --> 00:28:32,454
‫هِستِن! هر ده قدم یک نگهبان بگذار

355
00:28:34,119 --> 00:28:38,489
‫پوزش میخوام سرورم، اما موضوع این نیست
‫که مردان نمیخوان به شما خدمت کنند

356
00:28:39,738 --> 00:28:43,401
‫موضوع اینه که اونها نمیدونن شما به چه کسی وفادار هستید

357
00:29:02,921 --> 00:29:06,251
‫اوه، خدای مهربان، نمیتونم فرار کنم
‫خواهش میکنم کاری کن که ساکسون باشن

358
00:29:09,539 --> 00:29:11,666
‫پدر پیرلیگ

359
00:29:11,667 --> 00:29:15,253
‫،سرورم! سپاس از آسمانها
‫یک چهره آشنا

360
00:29:15,254 --> 00:29:17,046
‫گم شدید، پدر؟

361
00:29:17,047 --> 00:29:19,131
‫گم نشدم اما رها شدم، سرورم

362
00:29:19,132 --> 00:29:22,927
‫راهی وینچستر هستم با پیغامی مهم برای آلفرد

363
00:29:22,928 --> 00:29:24,595
‫،ما به دیدار آلفرد میریم
‫سوار گاری شو

364
00:29:24,596 --> 00:29:27,431
‫شما میتونید از باجی که مرسیا داده حفاظت کنید

365
00:29:27,432 --> 00:29:30,769
‫،خدا خیرتون بده، سرورم
‫ناجی پاهای تاول زده من شدید

366
00:29:48,787 --> 00:29:50,538
‫سرورم؟

367
00:29:50,539 --> 00:29:51,920
‫آسفرث؟

368
00:30:01,925 --> 00:30:03,579
‫اگه بگم ترسیدم مسخرم میکنید؟

369
00:30:06,680 --> 00:30:08,961
‫یه شمشیر به کمرم بستم اما
‫نمیدونم چطور باید ازش استفاده کنم

370
00:30:10,726 --> 00:30:14,382
‫،دعا میکنم وقتی جنگ شد
‫ناامیدتون نکنم

371
00:30:15,522 --> 00:30:18,524
‫آسفرث، در این مواقع ترس به سراغ همه ما میاد

372
00:30:18,525 --> 00:30:22,039
‫اما شهامت راه خودش رو برای غلبه به ترس پیدا میکنه، همش همینه

373
00:30:23,196 --> 00:30:27,283
‫شاید بهتر باشه یه تبر بدیم دستت
‫به مهارت کمتری نسبت به شمشیر نیاز داره

374
00:30:27,284 --> 00:30:29,042
‫اما این خودت هستی که باید شهامت رو پیدا کنی

375
00:30:30,495 --> 00:30:32,456
‫بله، سرورم

376
00:30:32,457 --> 00:30:34,211
‫ممنون، سرورم

377
00:30:59,388 --> 00:31:00,681
‫پدر پیرلیگ؟

378
00:31:00,682 --> 00:31:03,186
‫منتظر اثلرد و آلدهلم بودم، نه شما

379
00:31:03,188 --> 00:31:05,149
‫در مورد اودا خبری دارم سرورم

380
00:31:05,150 --> 00:31:07,821
‫،قبل از ترک وینچستر
‫،اون یک مرد رو فرستاده، تعدادی مرد

381
00:31:07,822 --> 00:31:10,368
‫با دستور بسیج نیروهای دِوونشایر

382
00:31:10,369 --> 00:31:12,398
‫حالا خودش در راه به اونها ملحق شده

383
00:31:12,400 --> 00:31:14,595
‫با چه مقصودی دست به این کار زده؟

384
00:31:14,596 --> 00:31:16,874
‫داره به سمت بئمفلویت لشکر کشی میکنه

385
00:31:16,875 --> 00:31:18,435
‫بله، سرورم، همینطوره

386
00:31:35,977 --> 00:31:37,408
‫لعنت بر او

387
00:31:40,065 --> 00:31:41,285
‫لعنت بر او باد

388
00:31:46,488 --> 00:31:47,618
‫سرورم، باید جلوش رو بگیریم؟

389
00:31:47,619 --> 00:31:49,503
‫راه دیگه‌ای جز متوقف کردن نداریم

390
00:31:49,504 --> 00:31:51,933
‫- باید جلوش رو بگیریم
‫- سرورم، میتونم بپرسم اوترد کجاست؟

391
00:31:51,934 --> 00:31:54,195
‫اون با اودا نبود
‫اگه منظورت از پرسیدن سوال اینه

392
00:31:54,196 --> 00:31:57,169
‫و رسوندن پیام به دِوونشایر نمیتونسته کار اوترد باشه

393
00:31:57,170 --> 00:31:58,971
‫،اثلرد
‫چند نفر همرات هستن؟

394
00:31:58,972 --> 00:32:01,400
‫بیشتر از پنجاه نفر، گارد شخصی هستن
‫میتونم دنبال افراد بیشتری بفرستم که بیان

395
00:32:01,401 --> 00:32:03,579
‫همین کار رو بکن
‫فعلا به اسبها و افرادت استراحت بده

396
00:32:03,580 --> 00:32:06,008
‫اما با طلوع آفتاب فردا به من و افرادم ملحق خواهی شد

397
00:32:06,009 --> 00:32:07,768
‫اگه بخوایم مانع اودا بشیم

398
00:32:07,769 --> 00:32:11,413
‫باید شب و روز در حرکت باشیم
‫و دعا کنیم

399
00:32:13,299 --> 00:32:15,477
‫خداوند بزرگ که در آسمانهایی...

400
00:32:16,650 --> 00:32:21,090
‫به من قدرتی عنایت کن که از پس این
‫،امتحان الهی بر بیایم

401
00:32:23,185 --> 00:32:26,746
‫شجاعتی عنایت فرما تا
‫از این سختیها سربلند بیرون بیایم

402
00:32:29,133 --> 00:32:32,610
‫و ایمان را در درونم زنده نگاه دار

403
00:32:34,998 --> 00:32:36,883
‫ایمان به آنها که دوستشان دارم

404
00:32:39,564 --> 00:32:41,114
‫که من را رها نخواهند کرد

405
00:32:44,591 --> 00:32:46,141
‫خدایا، به درگاه تو استغاثه میکنم

406
00:32:47,901 --> 00:32:49,240
‫آمین

407
00:32:49,241 --> 00:32:50,666
‫آمین

408
00:32:55,148 --> 00:32:56,529
‫تو!

409
00:32:56,531 --> 00:32:57,955
‫بیا اینجا!

410
00:33:02,898 --> 00:33:04,470
‫حالا!

411
00:33:27,422 --> 00:33:29,006
‫بیست تا محافظ!

412
00:33:29,007 --> 00:33:32,009
‫سیتریک، تو گفتی بیشتر از هشت تا ده نفر نیستن

413
00:33:32,010 --> 00:33:33,177
‫اون شمارش بلد نیست

414
00:33:33,178 --> 00:33:35,513
‫،نه، سرورم
‫قبلا هیچ وقت تعدادشون از ده نفر تجاوز نکرده بود

415
00:33:35,514 --> 00:33:38,182
‫گروه ریپر اول از داخل آب حمله میکنن

416
00:33:38,183 --> 00:33:40,193
‫حواسشون به رودخونه پرت میشه، و بعد...

417
00:33:41,561 --> 00:33:42,895
‫ما می کشیمشون

418
00:33:42,896 --> 00:33:44,525
‫اما سرورم، ما فقط یازده نفر هستیم

419
00:33:44,526 --> 00:33:46,490
‫- ریپر!
‫- سهم هر کی دو نفر

420
00:33:46,491 --> 00:33:48,414
‫با تاریکی هوا حمله میکنیم

421
00:33:57,570 --> 00:34:00,914
‫برادر، میتونم صحبت کنم؟

422
00:34:07,478 --> 00:34:09,150
‫باید چیزی رو بگم

423
00:34:11,115 --> 00:34:13,080
‫باید همتون خوب تو گوشاتون فرو کنید

424
00:34:15,128 --> 00:34:20,060
‫فهمیدنش باعث ناامیدیتون میشه
‫که این زنی که اینجاست...

425
00:34:20,061 --> 00:34:21,816
‫حالا مال منه

426
00:34:21,817 --> 00:34:23,948
‫هیچ کسی لمسش نمیکنه

427
00:34:23,949 --> 00:34:25,328
‫،چه با دستش

428
00:34:25,329 --> 00:34:27,628
‫و از اون مهمتر با معاملش!

429
00:34:29,802 --> 00:34:31,893
‫این مال منه!

430
00:34:36,324 --> 00:34:37,861
‫،تو من رو تضعیف کردی برادر

431
00:34:38,994 --> 00:34:42,664
‫باید شاهزاده به دست خودم توی قفس انداخته میشد

432
00:34:45,584 --> 00:34:47,722
‫بله، حق با توئه

433
00:34:49,504 --> 00:34:51,822
‫اصلاً فکر نکردم

434
00:34:53,300 --> 00:34:54,883
‫هیچ وقت فکر نمیکنی

435
00:34:54,884 --> 00:34:56,758
‫نه!

436
00:34:56,760 --> 00:34:59,052
‫چون تو هستی که جای من فکر کنی

437
00:35:08,221 --> 00:35:11,888
‫تا زمان رسیدن نقره‌ها سه شب باقی مونده

438
00:35:11,889 --> 00:35:13,388
‫ما باید آماده باشیم

439
00:35:13,389 --> 00:35:17,181
‫فردا نباید مشروب یا بازی در کار باشه

440
00:35:17,182 --> 00:35:19,599
‫نه دعوایی سر زنها!

441
00:35:21,266 --> 00:35:23,558
‫اما اون فرداست

442
00:35:23,559 --> 00:35:25,516
‫امشب...

443
00:35:25,517 --> 00:35:29,560
‫مینوشیم طوری که انگار فردایی در کار نیست!

444
00:35:36,646 --> 00:35:37,938
‫بانو!

445
00:35:41,605 --> 00:35:44,231
‫ایمان داشته باشید، امشب وقتشه

446
00:36:18,574 --> 00:36:20,158
‫مردان، آرام باشید

447
00:36:23,617 --> 00:36:25,159
‫سپرها رو بیارید!

448
00:36:52,208 --> 00:36:53,750
‫ریپر!

449
00:37:21,716 --> 00:37:24,674
‫آهای تو!
‫کافیه!

450
00:37:24,675 --> 00:37:26,134
‫تو اون رو نکشتی

451
00:37:32,302 --> 00:37:34,220
‫شمشیرت رو نباید اینجوری به خون آغشته کنی

452
00:37:35,345 --> 00:37:36,595
‫شهامت داشته باش!

453
00:37:38,054 --> 00:37:41,805
‫،یا برای خوشحال کردن آلفرد
‫برگرد به همون صومعه‌ای که ازش اومدی

454
00:38:00,352 --> 00:38:02,978
‫برای مدت کوتاهی استراحت میکنیم

455
00:38:04,728 --> 00:38:09,353
‫استراحت کنید. گوش به زنگ باشید
‫میخوام در جلو و عقب سپاه دیدبان بایستن

456
00:38:09,354 --> 00:38:11,313
‫به خودتون و اسبها غذا بدید

457
00:38:12,855 --> 00:38:14,397
‫اودا اون بیرونه. همین نزدیکی هاست

458
00:38:16,440 --> 00:38:17,815
‫اثلفلد هم همینطور

459
00:38:19,315 --> 00:38:20,482
‫ما به خاطر اودا اومدیم

460
00:38:27,151 --> 00:38:28,943
‫اریک دیگه باید تا حالا میرسید

461
00:38:30,485 --> 00:38:31,901
‫یه جای کار میلنگه

462
00:38:31,902 --> 00:38:34,318
‫چرا تعداد نگهبانها رو زیاد کردن؟
‫به چه دلیل؟

463
00:38:34,320 --> 00:38:36,070
‫چه فرقی داره؟ همشون مُردن

464
00:38:41,405 --> 00:38:43,613
‫باید به قلعه بریم

465
00:38:43,614 --> 00:38:44,780
‫واقعاً؟

466
00:38:44,781 --> 00:38:46,113
‫ما اومدیم اثلفلد رو نجات بدیم

467
00:38:46,114 --> 00:38:47,614
‫اومدیم نگهبانها رو بکشیم

468
00:38:47,615 --> 00:38:49,282
‫حرومزاده، تو هیچی نگو!

469
00:38:50,366 --> 00:38:52,740
‫به زودی میفهمن نگهبانها گم شدند

470
00:38:52,741 --> 00:38:54,907
‫و وقتی بفهمن، کارمون تمومه

471
00:38:54,909 --> 00:38:56,241
‫نمیتونیم منتظر بمونیم

472
00:38:56,242 --> 00:38:57,826
‫ولی سرورم، نصف افرادمون رو از دست دادیم

473
00:38:59,410 --> 00:39:00,826
‫و صدها نفر از اونا

474
00:39:00,827 --> 00:39:02,993
‫داخل و بیرون دژ هستند

475
00:39:02,994 --> 00:39:05,120
‫پس چندتا مرد بیشتر جلب توجهی نمیکنه

476
00:39:09,121 --> 00:39:10,413
‫به سمت دژ میریم

477
00:39:48,548 --> 00:39:51,590
‫اوترد
‫اثلفلد گفت که میای

478
00:39:51,591 --> 00:39:53,549
‫،حرفشو باور نمیکردم
‫ولی حالا اینجایی

479
00:39:53,550 --> 00:39:55,966
‫بگو چی تغییر کرده

480
00:39:55,967 --> 00:39:57,259
‫راستشو بخوای

481
00:39:58,801 --> 00:40:00,010
‫هیچ امیدی نیست

482
00:40:02,344 --> 00:40:06,094
‫،هیچ خدمه‌ای برای کشتی ندارم
‫ولی اولین کار این نیست که چطور

483
00:40:06,095 --> 00:40:09,928
‫،از بئمفلیوت فرار کنیم
‫اینه که چطور اثلفلد رو آزاد کنیم

484
00:40:09,929 --> 00:40:12,846
‫الان جایی زندانی شده که
‫همه میتونن ببیننش

485
00:40:12,847 --> 00:40:17,305
‫،سرورم، منم به اندازه هر احمقی از جنگیدن خوشم میاد
‫ولی این کار از توان ما خارجه

486
00:40:17,306 --> 00:40:18,806
‫اثلفلد داخل قلعه است؟

487
00:40:18,807 --> 00:40:22,223
‫داخل تالار، داخل یک قفس
‫احاطه شده توسط سربازان

488
00:40:22,224 --> 00:40:24,182
‫توسط جنگجوها

489
00:40:24,183 --> 00:40:26,724
‫پس اول باید از شر سربازها خلاص بشیم

490
00:40:26,726 --> 00:40:27,976
‫همین حالا شروع میکنیم

491
00:40:40,521 --> 00:40:43,450
‫آتش! آتش! آتش!

492
00:40:43,451 --> 00:40:46,422
‫بیرید بیرون! سریع!

493
00:40:46,423 --> 00:40:48,928
‫قبل اینکه آتش پخش بشه خاموشش کنید!

494
00:40:56,996 --> 00:40:59,456
‫چیزی پیدا کنید که باهاش آب بیارید!

495
00:40:59,457 --> 00:41:01,960
‫شش سرباز کنار شاهزاده بمونن!

496
00:41:12,053 --> 00:41:13,971
‫درها رو قفل کن!

497
00:41:13,972 --> 00:41:15,188
‫اوترد!

498
00:41:21,145 --> 00:41:22,473
‫کلاپا، سیتریک، قفس رو بیارید پایین!

499
00:41:25,066 --> 00:41:26,564
‫زودباش!

500
00:41:26,565 --> 00:41:28,814
‫عجب قفل محکمی ـه!

501
00:41:28,815 --> 00:41:30,843
‫تا نسوختیم بیارش پایین!

502
00:41:34,856 --> 00:41:37,457
‫سرورم، داخل قلعه دیگه کسی نیست

503
00:41:37,458 --> 00:41:39,311
‫ولی چطور داخل حیاط رو تخلیه کنیم؟

504
00:41:48,131 --> 00:41:49,741
‫اونا دنبال نقره میرن

505
00:41:51,134 --> 00:41:53,218
‫برید سمت دیوارها!

506
00:41:53,219 --> 00:41:55,367
‫برید! برید!

507
00:41:57,432 --> 00:41:58,890
‫از کجا آتیش شروع شد؟

508
00:42:00,393 --> 00:42:03,345
‫،بانو، سریع
‫به سمت دروازه پشتی برو

509
00:42:04,355 --> 00:42:05,776
‫اصلاً توقف نکن!

510
00:42:08,067 --> 00:42:09,901
‫شاهزاده! جلوشو بگیرین!

511
00:42:09,902 --> 00:42:17,196
‫برید دنبالش!

512
00:42:17,201 --> 00:42:18,968
‫سوار اسبهاتون بشین! برید!

513
00:42:29,571 --> 00:42:32,427
‫اون کجاست؟ اریک! کجاست؟

514
00:42:32,428 --> 00:42:33,743
‫سرورم، نمیدونم

515
00:42:33,744 --> 00:42:35,586
‫بیرون تالار ندیدمش

516
00:43:04,123 --> 00:43:05,171
‫نه!

517
00:43:11,214 --> 00:43:13,599
‫اریک!

518
00:43:19,708 --> 00:43:21,506
‫اریک!

519
00:43:21,508 --> 00:43:25,021
‫این کارو نکن
‫حق نداری این کارو بکنی!

520
00:43:25,022 --> 00:43:28,494
‫،برادر
‫لطفاً این فرصتو بهم بده

521
00:43:28,495 --> 00:43:30,043
‫نمیتونم ولش کنم

522
00:43:30,044 --> 00:43:33,934
‫اون مال و ثروت ماست!
‫اون آبروی ماست!

523
00:43:33,935 --> 00:43:36,905
‫،اگه دنبال آبروت هستی
‫میتونی با کشتن من شروع کنی

524
00:43:36,906 --> 00:43:38,698
‫اوترد، نه!

525
00:43:38,699 --> 00:43:42,690
‫،اگه ثروتت رو میخوای
‫باید منو بکشی!

526
00:43:44,810 --> 00:43:45,933
‫نه!

527
00:43:49,757 --> 00:43:51,461
‫نه!

528
00:43:51,462 --> 00:43:52,755
‫کلاپا، قفسو دریاب!

529
00:44:29,542 --> 00:44:31,931
‫اوترد، ببرش از اینجا!

530
00:44:34,463 --> 00:44:36,365
‫اریک، نه!

531
00:44:48,852 --> 00:44:50,050
‫نه...

532
00:44:50,051 --> 00:44:52,862
‫باید بریم. اثلفلد!

533
00:44:52,863 --> 00:44:54,227
‫نه!

534
00:45:12,710 --> 00:45:13,630
‫تو...

535
00:45:15,046 --> 00:45:16,451
‫تو این کارو کردی

536
00:45:25,306 --> 00:45:26,921
‫تو جفتمون رو کشتی

537
00:46:12,186 --> 00:46:13,896
‫سریع!

538
00:46:43,301 --> 00:46:44,912
‫کلاپا، با ما بیا!

539
00:46:49,090 --> 00:46:50,440
‫کلاپا!

540
00:46:51,572 --> 00:46:52,878
‫کلاپا!

541
00:46:59,233 --> 00:47:00,541
‫ما میریم!

542
00:47:23,632 --> 00:47:25,525
‫اون داره با اوترد فرار میکنه!

543
00:47:29,185 --> 00:47:30,782
‫میخوام بکشیدش!

544
00:47:30,783 --> 00:47:33,306
‫همه برن دنبالشون!

545
00:47:33,307 --> 00:47:34,863
‫برید!

546
00:47:41,005 --> 00:47:44,748
‫،سرورم، خوشحالم از دیدنتون
‫درست مثل سربازانم

547
00:47:44,749 --> 00:47:47,946
‫به تک تکشون گفتم که به دستور آلفرد اینجاییم

548
00:47:53,330 --> 00:47:56,063
‫سرورم، اینطور که معلومه سپاهی رو
‫،به مرزهای دانمارکی‌ها روانه کردید

549
00:47:56,064 --> 00:47:59,177
‫بعید میدونم شمالی‌ها باور کنند
‫که برای جنگ به اینجا نیامدید

550
00:48:03,047 --> 00:48:04,318
‫چرا، اودا؟

551
00:48:06,384 --> 00:48:08,385
‫چرا؟

552
00:48:08,386 --> 00:48:09,592
‫به خاطر وسکس، سرورم

553
00:48:10,971 --> 00:48:12,321
‫فقط به خاطر وسکس

554
00:48:17,436 --> 00:48:18,767
‫سرورم، آسمان!

555
00:48:20,356 --> 00:48:21,597
‫اونجا باید بئمفلیوت باشه

556
00:48:23,692 --> 00:48:25,402
‫یک سپاه اونجاست سرورم!

557
00:48:25,403 --> 00:48:27,798
‫اوداست. سپاه اوداست!

558
00:48:32,159 --> 00:48:34,619
‫آماده باشید!
‫آماده باشید!

559
00:48:34,620 --> 00:48:37,946
‫خدای بزرگ، فکر کنم اوتردـه

560
00:48:37,947 --> 00:48:40,983
‫خودشه، اثلفلدـه
‫با اوناست

561
00:48:47,511 --> 00:48:51,003
‫سرورم، سیگفرید در تعقیب ماست

562
00:48:51,005 --> 00:48:53,291
‫دانمارکی‌ها کم‌تعداد و نامنظم هستند

563
00:48:53,292 --> 00:48:54,912
‫توصیه میکنم همشون رو بکشیم

564
00:48:54,914 --> 00:48:57,200
‫استیاپا، اطراف دخترم نگهبان بذار
‫ازش محافظت کنید

565
00:48:57,201 --> 00:48:59,654
‫- پدر، میخوام باهاشون بجنگم!
‫- همون کاری که میگم رو میکنی!

566
00:49:09,926 --> 00:49:11,463
‫اریک مُرده سرورم

567
00:49:11,464 --> 00:49:14,749
‫سیگفرید هیچ قصدی برای مذاکره
‫یا معطل کردن نداره

568
00:49:14,750 --> 00:49:16,703
‫اون تشنه خون ساکسون‌هاست

569
00:49:16,704 --> 00:49:18,201
‫باید بجنگیم!

570
00:49:19,906 --> 00:49:22,526
‫دیوار دفاعی، سرورم
‫فقط شما میتونید دستور بدید

571
00:49:26,185 --> 00:49:29,055
‫سرورم، تعداد ما بسیار کمتر از اونهاست

572
00:49:30,843 --> 00:49:31,935
‫نمیتونیم پیروز بشیم

573
00:49:34,889 --> 00:49:36,030
‫من حاضرم

574
00:49:40,769 --> 00:49:41,906
‫سرورم؟

575
00:49:44,482 --> 00:49:45,752
‫برای مردن

576
00:49:51,447 --> 00:49:52,747
‫امروز وقتش خواهد بود

577
00:49:59,205 --> 00:50:01,082
‫کی با منه؟

578
00:50:02,875 --> 00:50:04,893
‫کی برای افتخار حاضره...

579
00:50:06,253 --> 00:50:08,147
‫یا والهالا؟

580
00:50:16,931 --> 00:50:19,933
‫دیوار دفاعی!
‫دیوار دفاعی!

581
00:50:19,934 --> 00:50:21,678
‫دیوار دفاعی!

582
00:50:23,255 --> 00:50:24,998
‫سریعتر!

583
00:50:24,999 --> 00:50:27,449
‫حرکت کنید!
‫حرکت کنید!

584
00:50:28,943 --> 00:50:30,272
‫رو به جلو!

585
00:50:47,169 --> 00:50:48,781
‫سریعتر!

586
00:50:55,594 --> 00:50:57,631
‫دیوار! دیوار!

587
00:51:19,201 --> 00:51:20,742
‫شکاف رو پر کنید!

588
00:51:29,503 --> 00:51:31,313
‫دیوار بسازید!

589
00:51:55,571 --> 00:51:57,290
‫شاهزاده!

590
00:52:00,576 --> 00:52:03,824
‫دیدمت شاهزاده!
‫و میام می‌کشمت!

591
00:52:05,581 --> 00:52:08,400
‫هم سرتو میبرم، هم سینه‌هاتو!

592
00:52:10,252 --> 00:52:11,778
‫سیگفرید!

593
00:52:17,343 --> 00:52:18,996
‫سیگفرید!

594
00:52:29,855 --> 00:52:31,267
‫شاهزاده!

595
00:52:33,817 --> 00:52:35,212
‫شاهزاده!

596
00:52:42,493 --> 00:52:44,160
‫سیگفرید!

597
00:52:44,161 --> 00:52:46,663
‫من اینجام!

598
00:52:46,664 --> 00:52:48,166
‫با من بجنگ!

599
00:53:50,777 --> 00:53:57,035
‫ترجمه از مــانــی و مـحـمـدرضـا شایان مهر
‫<font color="#ff۰۰۰۰">RainyDay</font> & <font color="#۰۰۸۰ff">Artavan</font>

600
00:54:36,648 --> 00:54:37,903
‫ما رو تنها بذار

601
00:54:50,537 --> 00:54:51,952
‫اوترد، هیچ کلمه‌ای برای تشکر کردن ازت وجود نداره

602
00:54:53,040 --> 00:54:54,582
‫لازم نیست چیزی بگی

603
00:54:54,583 --> 00:54:57,273
‫تو به درخواستم جواب دادی و
‫همه چیزت رو به خطر انداختی

604
00:54:58,921 --> 00:55:00,742
‫بانو، فقط ای کاش اریک زنده می‌موند

605
00:55:04,384 --> 00:55:05,752
‫اریک هنوز هم با منه

606
00:55:11,391 --> 00:55:12,903
‫و شاید درونِ من

607
00:55:17,815 --> 00:55:19,899
‫،و اگر در ماههای پیشِ رو

608
00:55:19,900 --> 00:55:23,820
‫،شوهرم به اون چیزی که الان بهش فکر میکنی
‫فکر کنه

609
00:55:23,821 --> 00:55:27,240
‫باعث آرامش خیال بزرگی خواهد بود، اوترد

610
00:55:27,241 --> 00:55:30,952
‫که بدونم
‫،میتونم دوباره روی تو حساب کنم

611
00:55:30,953 --> 00:55:32,433
‫در صورت لزوم میتونم؟

612
00:55:33,372 --> 00:55:34,599
‫البته

613
00:55:36,959 --> 00:55:38,174
‫قسم میخوری؟

614
00:55:39,795 --> 00:55:42,701
‫،اوترد از ببنبرگ
‫تو مردی هستی که بیشتر از همه بهش اعتماد دارم

615
00:55:48,595 --> 00:55:49,797
‫قسم میخورم

616
00:55:55,394 --> 00:55:56,710
‫قسم میخورم بانو

617
00:55:59,606 --> 00:56:01,272
‫پس باید به خودم جرأت بدم و ببوسمت

618
00:56:24,256 --> 00:56:26,997
‫به نظر میاد نجات دادنِ وسکس
‫برات تبدیل به عادت شده

619
00:56:34,975 --> 00:56:38,797
‫،اودا ادعا میکنه که تو به باورِ خودت
‫گوش به فرمانِ دستورات من بودی، اوترد

620
00:56:41,982 --> 00:56:43,374
‫چه بلایی سر اودا میاد؟

621
00:56:46,486 --> 00:56:47,482
‫دادگاه برگزار خواهد شد

622
00:56:48,655 --> 00:56:50,179
‫و بعد می‌کشیش

623
00:56:54,661 --> 00:56:56,357
‫از خیانت نمیشه چشم پوشی کرد

624
00:56:59,625 --> 00:57:00,709
‫اون مرد خوبیه

625
00:57:03,462 --> 00:57:05,243
‫اون دوستِ منه...

626
00:57:08,717 --> 00:57:09,934
‫و یک خائنه

627
00:57:14,598 --> 00:57:15,693
‫میتونم برم سرورم؟

628
00:57:18,977 --> 00:57:20,418
‫تو آزادی که بری

629
00:57:22,940 --> 00:57:24,760
‫بعنوان سرباز قسم خورده‌ی من آزادی

630
00:58:06,817 --> 00:58:10,388
‫آرزو داشتم که یک بار دیگه زمینم دِوونشایر را می دیدم

631
00:58:15,575 --> 00:58:16,838
‫چطور بود؟

632
00:58:24,334 --> 00:58:26,160
‫دِوونشایر زیبا بود سرورم

633
00:58:33,844 --> 00:58:35,011
‫خدا به همراهت

634
00:59:36,573 --> 00:59:38,702
‫چه چیزی یک مرد رو به زمینش پیوند میده؟

635
00:59:40,077 --> 00:59:43,621
‫ چه قدرتِ درونی بهش اجازه میده
‫که جانش را برای محافظت

636
00:59:43,622 --> 00:59:47,214
‫از سرزمینش و زندگیِ خانواده‌هایی که
‫در آن کار میکنند بدهد؟

637
00:59:50,378 --> 00:59:51,838
‫فقط میتواند عشق باشد

638
00:59:55,133 --> 00:59:58,164
‫مورخین نخواهند نوشت که
‫لرد اودا وسکس را نجات داد...

639
00:59:59,679 --> 01:00:03,307
‫ولی این داستانی است که من خواهم گفت

640
01:00:03,308 --> 01:00:06,150
‫که جانش را برای نجات دادن بسیاری فدا کرد...

641
01:00:07,479 --> 01:00:11,927
‫ و اطمینان حاصل کرد که شاهِ وسکس، آلفرد
‫قدرتمندتر از همیشه بشود

642
01:00:15,362 --> 01:00:16,718
‫سیگفرید شکست خورد...

643
01:00:18,073 --> 01:00:22,502
‫ ولی آلفرد به خوبیِ من میدانست
‫که دانمارکی‌ها مطمئناً باز خواهند گشت

644
01:00:25,288 --> 01:00:28,749
‫،با وجودِ سوگند وفاداری به وسکس و مرسیا

645
01:00:28,750 --> 01:00:33,087
‫ به نظر میرسد سرنوشت شمشیرم را
‫،در اختیار ساکسونها قرار داد

646
01:00:33,088 --> 01:00:36,028
‫،اگر چه در قلبم
‫یک دانمارکی باقی می‌مانم

647
01:00:38,885 --> 01:00:40,886
‫،من، اوترد پسرِ اوترد

648
01:00:40,887 --> 01:00:44,890
‫ جنگجویی خواهم بود که یک پادشاهی را
‫،به پادشاهی دیگر پیوند میدهد

649
01:00:44,891 --> 01:00:48,438
‫کسی که تعهدی اخلاقی در محقق کردن رویای آلفرد
‫در تشکیل انگلستانی یکپارچه دارد

650
01:00:51,148 --> 01:00:54,750
‫،ولی یک روز
‫شمشیرم متعلق به ببنبرگ خواهد بود

651
01:00:56,862 --> 01:00:58,725
‫همه چیز به سرنوشت بستگی دارد

652
01:00:59,349 --> 01:01:04,849
‫:زیرنویس هماهنگ شده با نسخه های بلوری
‫:::hamid۵۲۵۱:::......

653
01:01:04,850 --> 01:01:13,131
‫:.  ارائـه ‌ای دیـگـر از تـیـم تـرجــمه شــوتایـم   .:..
‫<font color="#ff۰۰۰۰">.:.   WwW.Show-Time.iNFO   .:.</font>
‫<font color="#۰۰۸۰ff">.:. Forums.Show-Time.Info .:.</font>

