‫﻿۱
00:00:02,000 --> 00:00:04,000
‫آنچه که در سریال
‫: گذشت "The Last Kingdom"

2
00:00:04,140 --> 00:00:06,580
‫ من اوترِد، پسر اوترِد هستم.

3
00:00:06,660 --> 00:00:09,660
‫"بریدا" خبر کشته شدن برادرم را بهم داد.

4
00:00:09,740 --> 00:00:10,900
‫رگنار مُرده!

5
00:00:10,980 --> 00:00:12,820
‫او در "والهالا" جشن نمی‌گیره!

6
00:00:12,900 --> 00:00:16,340
‫به جاش، زیر یک خروار سنگ،
‫کنار دریاچه‌ای نزدیک "لویدِس" خوابیده!

7
00:00:16,940 --> 00:00:19,820
‫ او مُرد، چون من
‫در نفرین "اسکِید" باقی ماندم.

8
00:00:21,940 --> 00:00:23,780
‫ مرگ سراغ همه ما‌‌ها میاد.

9
00:00:24,260 --> 00:00:25,340
‫کار اون زنه است.

10
00:00:25,420 --> 00:00:28,500
‫ برای اینکه به رگنار کمک کنم
‫که از پل بین جهنم و "والهالا" عبور کنه،

11
00:00:29,060 --> 00:00:30,860
‫اول باید از شر این زن خلاص بشم.

12
00:00:31,420 --> 00:00:34,340
‫برای مبازره با سپاه "هِستِن"
‫خودت به یک لشکر نیاز داری.

13
00:00:34,420 --> 00:00:36,940
‫پدرم برای ملحق شدن به مرسیا
‫در "اِیلِزبِرگ" است.

14
00:00:37,020 --> 00:00:41,300
‫ پس همراه با "اَتِلفِلِد"
‫برای درخواست کمک، به سوی شاه آلفرد رفتم.

15
00:00:41,380 --> 00:00:43,940
‫هزار نفر سرباز بهم بده،
‫منم "بیِمفلیوت" را بهت میدم.

16
00:00:44,020 --> 00:00:45,420
‫من نیازی به "بیِمفلیوت" ندارم.

17
00:00:45,500 --> 00:00:47,220
‫ وقتی آلفرد مرا رد کرد،

18
00:00:47,300 --> 00:00:51,020
‫پسرش "ادوارد" که جانشین اوست
‫بهم قول سربازانش را داد.

19
00:00:51,100 --> 00:00:53,340
‫روزی را برای حمله مشخص کن
‫و من در آن روز آنجا خواهم بود.

20
00:00:53,420 --> 00:00:55,380
‫تو سربازانت را خواهی داشت.

21
00:00:55,460 --> 00:00:58,740
‫ با اطمینانی که به من داد، من نیز
‫"هِستِن" را به میدان نبرد کشاندم...

22
00:00:58,820 --> 00:00:59,660
‫بدوید!

23
00:00:59,740 --> 00:01:02,060
‫و در دام خودمان، جایی که انتظار میرفت...

24
00:01:02,140 --> 00:01:05,460
‫پادشاه و مردانش که در کمین نشسته بودند،
‫به سمت ارتش دشمن یورش ببرند.

25
00:01:05,540 --> 00:01:06,540
‫ما صبر می‌کنیم.

26
00:01:08,300 --> 00:01:11,540
‫قربان، پس سپاه آلفرد کجاست؟

27
00:01:11,620 --> 00:01:13,460
‫همه‌شون دارن سلاخی میشن!

28
00:01:13,540 --> 00:01:15,180
‫ما سر جامون می‌مانیم.

29
00:01:22,220 --> 00:01:25,340
‫ما نمی‌تونیم کنار وایسیم
‫و مُردن‌شون رو تماشا کنیم!

30
00:01:25,420 --> 00:01:27,940
‫- من بهش قول دادم!
‫- حالا چیکار می‌خوای بکنی، پسر جان؟

31
00:01:28,020 --> 00:01:30,700
‫می‌تونی همینجور ناله کنی
‫یا می‌تونی بالاخره یه تصمیمی بگیری!

32
00:01:31,820 --> 00:01:32,820
‫چیکار می‌کنی؟

33
00:01:33,820 --> 00:01:35,540
‫ همه چیز وابسته به تقدیر است!

34
00:01:42,940 --> 00:01:45,940
‫عالیجناب، ما از این بیشتر
‫نمی‌تونیم صبر کنیم!

35
00:01:47,300 --> 00:01:48,500
‫عالیجناب!

36
00:02:03,100 --> 00:02:05,540
‫پدر! دیگه نمی‌تونیم منتظر بشیم!

37
00:02:05,620 --> 00:02:06,620
‫نمی‌تونیم!

38
00:02:14,180 --> 00:02:15,660
‫برای وِسِکس!

39
00:02:15,740 --> 00:02:19,220
‫و برای پادشاه!

40
00:02:19,300 --> 00:02:20,820
‫برای پادشاه!

41
00:02:33,700 --> 00:02:36,020
‫ادوارد! اون ادوارد و سپاهش‌ـه!

42
00:02:50,900 --> 00:02:53,940
‫مقاومت کنید! همه سر جاشون بمونن!

43
00:02:56,540 --> 00:02:58,780
‫داگفین! همه باید مقاومت کنند!

44
00:03:04,060 --> 00:03:05,060
‫ اون آلفردـه.

45
00:03:05,620 --> 00:03:06,660
‫زنده است.

46
00:03:09,220 --> 00:03:14,140
‫مقاومت کنید!
‫همه مقاومت می‌کنند!

47
00:03:18,740 --> 00:03:20,140
‫مقاومت کنید!

48
00:03:20,220 --> 00:03:22,500
‫قربان، ما بخاطر اون زن اینجاییم! بگیریدش!

49
00:03:45,260 --> 00:03:46,900
‫نه!

50
00:04:00,900 --> 00:04:02,500
‫نه!

51
00:04:19,124 --> 00:04:46,024
‫<font color="#ae۸۹۱۳"><b>DragonHeart
‫: تقدیم می‌کند
‫heros.sword@gmail.com</b></font>

52
00:04:55,848 --> 00:04:59,248
‫<font color="#ae۸۹۱۳"><b>" آخرین پادشاهی "</b></font>

53
00:05:14,420 --> 00:05:15,580
‫ قربان!

54
00:05:17,460 --> 00:05:18,460
‫اُسفِرت.

55
00:05:26,300 --> 00:05:27,340
‫اُسفِرت؟

56
00:05:27,420 --> 00:05:31,300
‫این‌دفعه که زنده موند، قربان. شاید دفعه بعد
‫شانس با‌‌هامون یار باشه،‌‌‌هان؟

57
00:05:31,380 --> 00:05:35,180
‫- دیدید که داشتم می‌جنگیدم، قربان؟
‫- آره دیدم.

58
00:05:35,260 --> 00:05:36,540
‫جلو چشمم بودی.

59
00:05:36,620 --> 00:05:38,420
‫امیدوارم کسی رو نکشته باشم.

60
00:05:38,500 --> 00:05:40,260
‫حسابی باعث آزارشون شدی.

61
00:05:41,660 --> 00:05:42,820
‫سردم‌ـه.

62
00:05:42,900 --> 00:05:44,940
‫چون زمستون‌ـه، اُسکل خان.

63
00:05:47,740 --> 00:05:50,100
‫تو امروز یک دلاور تمام‌عیار بودی، اُسفِرت.

64
00:05:50,660 --> 00:05:51,780
‫قربان، دارم می‌میرم؟

65
00:05:52,460 --> 00:05:53,620
‫من از مرگ نمی‌ترسم.

66
00:05:53,700 --> 00:05:54,740
‫مُردن ممنوع‌ـه.

67
00:05:55,300 --> 00:05:58,260
‫بچه راهب، تو جرأت کن و بمیر،
‫تا من خودم بکشمت.

68
00:05:59,380 --> 00:06:00,980
‫باشه. پس تلاشمو می‌کنم که نمیرم.

69
00:06:02,980 --> 00:06:06,100
‫تو برمیگردی به املاک "اَتِلفِلِد".
‫اونجا استراحت می‌کنی و حالت خوب میشه.

70
00:06:06,740 --> 00:06:07,860
‫بله، قربان.

71
00:06:07,940 --> 00:06:09,140
‫حالا "اسکِید" چی میشه؟

72
00:06:10,540 --> 00:06:12,140
‫او به‌وسیله "هِستِن" ربوده شده.

73
00:06:14,140 --> 00:06:16,900
‫پس هیچی تغییر نکرده.
‫ما همینطور نفرین‌شده باقی می‌مونیم.

74
00:06:17,580 --> 00:06:18,740
‫منم که نفرین شدم.

75
00:06:19,900 --> 00:06:21,180
‫همه‌مون شدیم، قربان.

76
00:06:23,660 --> 00:06:25,400
‫و همینطور هم داره ادامه پیدا می‌کنه.

77
00:06:27,900 --> 00:06:30,600
‫" بیِمفلیوت "

78
00:06:30,600 --> 00:06:34,600
‫" بِنفلیت "
‫" قلمرو فرمانروایی آنگِلیای شرقی "

79
00:06:40,460 --> 00:06:43,220
‫ اوترِد آمده، عالیجناب.
‫همانطور که دستور فرموده بودید.

80
00:06:44,460 --> 00:06:46,100
‫ متشکرم، استیاپا.

81
00:06:48,660 --> 00:06:51,980
‫فکر کنم انتقامت شامل برگرداندن آن پیشگو،
‫"اسکِید" بوده باشه.

82
00:06:52,060 --> 00:06:53,700
‫دلیل بودنت در اینجا، اوست؟

83
00:06:53,780 --> 00:06:55,900
‫به جاش من دژ شمارو برگردوندم، عالیجناب.

84
00:06:55,980 --> 00:06:58,580
‫پیروزی قاطعانه‌ای بود.
‫ازت متشکرم.

85
00:06:59,180 --> 00:07:01,140
‫تمام ترسم این بود که
‫نخواید وارد اون نبرد بشید.

86
00:07:01,220 --> 00:07:03,340
‫خیلی وسوسه شده بودم که
‫کمی بیشتر منتظر بمانم.

87
00:07:03,420 --> 00:07:07,140
‫می‌تونستم پیروزی این نبرد را بدون تو ببینم.
‫می‌تونست آنطور که لایقش هستی اتفاق بیوفته.

88
00:07:11,660 --> 00:07:14,660
‫ادوارد بود که دستور حمله رو داد.
‫این جنگ نیاز به فردی مثل ادوارد داشت.

89
00:07:15,500 --> 00:07:16,740
‫یه تشکر بهش بدهکاری.

90
00:07:17,940 --> 00:07:19,260
‫او شجاعانه جنگید.

91
00:07:23,740 --> 00:07:25,740
‫اگر جای پدرش بودم، بهش افتخار می‌کردم.

92
00:07:32,260 --> 00:07:36,340
‫وقتی با "اسکِید" صحبت می‌کردم، پیش‌بینی کرد
‫که من نمی‌تونم تابستان بعدی را ببینم.

93
00:07:37,660 --> 00:07:39,780
‫"اسکِید" ترس آدمارو شکار می‌کنه، قربان.

94
00:07:39,860 --> 00:07:41,660
‫با اینحال، میدونم که حرفش حقیقت داره.

95
00:07:42,700 --> 00:07:45,940
‫می‌فهمم که بدنم داره روز به روز ضعیف‌تر میشه.

96
00:07:46,020 --> 00:07:48,980
‫در چند ماه آینده،
‫یا حتی هفته‌‌‌های آینده، رفتنی هستم،

97
00:07:49,740 --> 00:07:51,580
‫و "ادوارد" باید پادشاه بشه.

98
00:07:52,780 --> 00:07:54,060
‫او خودش رو دیگه ثابت کرده.

99
00:07:54,140 --> 00:07:55,940
‫او ثابت کرده که شجاعت داره...

100
00:07:57,100 --> 00:07:59,500
‫اما او ثابت کرده که می‌تونه
‫مورد کنترل دیگران هم قرار بگیره.

101
00:07:59,580 --> 00:08:02,540
‫تو برای مقصود خودت ازش استفاده کردی.

102
00:08:02,620 --> 00:08:05,120
‫نه قربان، او فهمید که راهی وجود داره
‫که بتونه دشمن را ضعیف کنه.

103
00:08:05,200 --> 00:08:08,320
‫لشکرکشی دانمارکی‌‌‌ها متوقف شد.
‫آن‌‌ها دیگه در این زمستان حمله نخواهند کرد.

104
00:08:10,220 --> 00:08:11,780
‫شما حاضری که کار پسرت رو بی‌ارزش کنی،

105
00:08:11,804 --> 00:08:14,004
‫فقط بخاطر اینکه من رو
‫به استفاده کردن از او متهم کنی!

106
00:08:18,580 --> 00:08:22,260
‫به هر دلیلی، به‌نظر میاد که
‫تونستی نظر ادوارد رو به خودت جلب کنی.

107
00:08:22,340 --> 00:08:23,620
‫او سر قولش ایستاد.

108
00:08:24,160 --> 00:08:25,100
‫درسته.

109
00:08:25,179 --> 00:08:28,780
‫تمام چیزی که من ازت می‌خوام،
‫اینه که کاری که برات کرد رو فراموش نکنی.

110
00:08:29,340 --> 00:08:30,740
‫هرگز فراموش نخواهم کرد.

111
00:08:31,860 --> 00:08:36,060
‫اینم فراموش نمی‌کنم که پدرش،
‫هر چی که داشتم و نداشتم رو ازم گرفت.

112
00:08:36,140 --> 00:08:40,060
‫تو آزادی هر جا که دوست داری بری جز "وِسِکس"،
‫و بهتره که "بِبِنبِرگ"رو انتخاب کنی.

113
00:08:40,740 --> 00:08:43,740
‫ولی اون سرزمین از قبل هم بهت دورتر شده.

114
00:08:47,780 --> 00:08:49,460
‫همینطور سرزمین انگلستان، عالیجناب.

115
00:08:53,060 --> 00:08:55,420
‫دانمارکی‌‌‌ها هرگز
‫دست از سر این کرانه‌‌‌ها برنمیدارند.

116
00:08:56,340 --> 00:08:57,340
‫هرگز.

117
00:09:00,980 --> 00:09:03,340
‫من به املاک بانو "اَتِلفِلِد" خواهم رفت.

118
00:09:04,140 --> 00:09:06,020
‫فکر می‌کنم او همچنان در خطرـه.

119
00:09:08,460 --> 00:09:09,940
‫اعلاحضرت.

120
00:09:35,020 --> 00:09:37,100
‫"کنوت" را برام بیار. باید اینو ببینه.

121
00:09:45,800 --> 00:09:48,600
‫" هانستَنِستون "

122
00:09:48,600 --> 00:09:52,800
‫" هانستَنتون "
‫" قلمرو فرمانروایی آنگلیای شرقی "

123
00:09:58,380 --> 00:10:00,660
‫"هِستِن" شبیه شکست‌خورده‌‌‌هاست.

124
00:10:00,740 --> 00:10:02,660
‫ شبیه عن شده.

125
00:10:02,740 --> 00:10:04,540
‫زن منم با خودش آورده.

126
00:10:20,300 --> 00:10:22,380
‫- ارباب هِستِن، دوست من.
‫- کنوت.

127
00:10:27,060 --> 00:10:29,620
‫ کیرتو یه جا دیگه فرو کن، بلادهِر.

128
00:10:29,700 --> 00:10:32,060
‫زنه واسه منه، ازتم اشتباهی سر نمیزنه.

129
00:10:34,340 --> 00:10:35,340
‫چه اتفاقی افتاده؟

130
00:10:35,380 --> 00:10:38,660
‫نسبت به دفعه قبل که من رو دیدی،
‫همه چیزم رو از دست دادم.

131
00:10:39,380 --> 00:10:41,180
‫تو بیشتر از نصف سربازاتو از دست دادی.

132
00:10:41,260 --> 00:10:42,940
‫- و سرباز خودم، داگفین.
‫- چطوری؟

133
00:10:43,020 --> 00:10:47,100
‫دلیلش اینه که آلفرد زنده است.
‫شبانه با هزاران نفر سرباز بهم حمله کرد.

134
00:10:47,180 --> 00:10:49,420
‫- زنده است؟
‫- و اوترِد هم با‌‌هاش‌ـه.

135
00:10:49,500 --> 00:10:50,740
‫کی میگه آلفرد زنده است؟

136
00:10:50,820 --> 00:10:52,300
‫من میگم.

137
00:10:52,380 --> 00:10:55,300
‫دیدم که سوار بر اسبش بود
‫و مثل همیشه قدرتمند.

138
00:10:55,380 --> 00:10:57,100
‫اینا همه دری‌وری‌ـه.
‫محال‌ـه همچین چیزی.

139
00:10:57,180 --> 00:10:58,540
‫اون زنده است!

140
00:11:00,260 --> 00:11:01,860
‫و نصف آدمای من دیگه زنده نیستن!

141
00:11:01,940 --> 00:11:05,300
‫اگر اوترِد با آلفردـه، پس دیگه همه چیز تموم‌ـه.

142
00:11:05,380 --> 00:11:09,580
‫هیچی تموم نشده. هیچی تموم نشده!
‫ما هنوزم قدرتمندیم!

143
00:11:09,660 --> 00:11:12,100
‫- چجوری تونستی با "اسکِید" بیای؟
‫- "اسکِید" مهم نیست.

144
00:11:12,180 --> 00:11:13,620
‫هِستِن می‌تونست جان اوترِد رو بگیره،
‫ولی نگرفت.

145
00:11:13,700 --> 00:11:14,980
‫دهنتو ببند!

146
00:11:15,060 --> 00:11:16,060
‫راست میگم دیگه.

147
00:11:16,620 --> 00:11:18,020
‫برامون مهم نیست.

148
00:11:18,100 --> 00:11:20,580
‫او می‌تونست به راحتی
‫اوترِد و شاهزاده خانوم رو بکشه،

149
00:11:20,660 --> 00:11:22,660
‫ولی به جاش مرا درخواست کرد.

150
00:11:22,740 --> 00:11:24,980
‫این با کیرش فکر می‌کنه.

151
00:11:25,060 --> 00:11:26,980
‫خوشت اومد؟

152
00:11:27,060 --> 00:11:28,940
‫دلم واسه زبان تند و تیزش تنگ شده بود.

153
00:11:29,020 --> 00:11:31,660
‫اون مال منه. من دیگه حاضر نیستم
‫بیشتر از این چیزی رو از دست بدم.

154
00:11:31,740 --> 00:11:34,020
‫ما قرار بود سپاهی واحد باشیم.

155
00:11:34,580 --> 00:11:35,700
‫هِستِن، برو استراحت کن.

156
00:11:35,780 --> 00:11:39,460
‫بعدش سه‌تایی میشینیم
‫فکر می‌کنیم که باید چیکار کنیم.

157
00:11:39,540 --> 00:11:41,060
‫یک شورای جنگ راه میندازیم.

158
00:11:41,140 --> 00:11:42,180
‫منظورت چهارتاییمون‌ـه؟

159
00:11:42,260 --> 00:11:45,460
‫"اِتِلوُلد" ، یک کلمه دیگه حرف بزنی،
‫سرتو میزنم.

160
00:11:45,540 --> 00:11:46,780
‫بسیارخب.

161
00:11:48,060 --> 00:11:49,780
‫یک کلمه دیگه هم حرف نمیزنم.

162
00:12:04,000 --> 00:12:06,800
‫" سالتویک "

163
00:12:06,800 --> 00:12:10,600
‫" درویویچ "
‫" املاک «اِتِلفِلِد» در مرسیا "

164
00:12:42,900 --> 00:12:44,500
‫اشتها نداری؟

165
00:12:46,100 --> 00:12:48,100
‫حسی برای جشن گرفتن ندارم.

166
00:12:48,180 --> 00:12:50,020
‫اون چیه تو دست‌ـت؟

167
00:12:50,700 --> 00:12:53,500
‫چکش "تور"ـه؟
‫"تور" پسر "اودین")
‫(از خدایان مردم اسکاندیناوی

168
00:12:53,620 --> 00:12:54,620
‫آره.

169
00:12:55,540 --> 00:12:56,860
‫از طرف "رگنار بی‌باک" بوده.

170
00:12:57,860 --> 00:12:58,860
‫درموردش بهت گفته بودم؟

171
00:12:59,860 --> 00:13:01,020
‫یکی‌دوباری برام گفتی.

172
00:13:04,860 --> 00:13:06,460
‫الان دیگه پدر و پسر...

173
00:13:07,660 --> 00:13:09,420
‫باهم در "والهالا" هستند.

174
00:13:09,500 --> 00:13:11,780
‫این چیزیه که شما‌‌ها باور دارین، درسته؟

175
00:13:14,740 --> 00:13:15,980
‫باید برم پیش رگنار.

176
00:13:16,580 --> 00:13:18,060
‫آدمام همینجا می‌مونن.

177
00:13:23,140 --> 00:13:26,820
‫اوترِد، میدونم برای کمک به من
‫چه چیز‌‌هایی رو قربانی کردی.

178
00:13:28,100 --> 00:13:29,700
‫میدونم چه هزینه‌‌‌هایی برات داشته.

179
00:13:30,220 --> 00:13:32,220
‫انتخاب خودم بوده، بانو.

180
00:13:33,300 --> 00:13:35,500
‫اینا چیزایی بودن
‫که خودم خواستم انجامشون بدم.

181
00:13:39,580 --> 00:13:41,780
‫ازت می‌خوام که مرسیا رو خونه خودت بدونی،

182
00:13:41,860 --> 00:13:43,460
‫و با مردانت همینجا زندگی کنی.

183
00:13:46,020 --> 00:13:47,620
‫می‌تونم زمینی را هم به نامت بزنم...

184
00:13:47,700 --> 00:13:50,300
‫متشکرم بانوی من، ولی خواهش می‌کنم
‫بیشتر از این چیزی نگید.

185
00:13:56,540 --> 00:13:58,340
‫زندانی‌‌‌هایی که اسیر شدن را کجا می‌برید؟

186
00:13:58,420 --> 00:14:00,620
‫می‌برن‌شون به تالار
‫تا به دستور من بهشون غذا داده بشه.

187
00:14:01,260 --> 00:14:03,220
‫بیاید به ما ملحق بشید، بانو "اَتِلفِلِد"...

188
00:14:03,300 --> 00:14:06,180
‫زبونتو نگهدار "داگفین"،
‫وگرنه میام می‌بُرمش!

189
00:14:07,380 --> 00:14:10,900
‫دوست ندارم دشمنام دیوار به دیوار من باشن.

190
00:14:12,180 --> 00:14:13,740
‫دیگه تنهات میذارم تا استراحت کنی.

191
00:14:25,100 --> 00:14:26,660
‫حال "اُسفِرت" چطوره؟

192
00:14:27,220 --> 00:14:30,060
‫خوابیده.
‫همونطور که ما الان باید خواب باشیم.

193
00:14:34,020 --> 00:14:37,940
‫به محض اینکه حالش خوب شد، باید
‫دوباره تلاش کنیم که "اسکِید" رو برگردونیم.

194
00:14:38,020 --> 00:14:38,860
‫دوباره؟

195
00:14:38,940 --> 00:14:42,300
‫قربان، تا وقتی که او آزاده،
‫شما هم نفرین‌شده باقی می‌مونید.

196
00:14:42,380 --> 00:14:44,980
‫الان "اسکِید" با دانمارکی‌‌‌هاست.
‫اینجوری دست ما بهش نمیرسه.

197
00:14:47,020 --> 00:14:49,220
‫ما قرار نیست به قیمت جونمون،
‫اِسکید رو دنبال کنیم.

198
00:14:49,420 --> 00:14:51,680
‫مرگ وقتی بخواد مارو پیدا کنه،
‫کاری به این حرفا نداره.

199
00:14:53,740 --> 00:14:56,540
‫- سیتریک، چیزی هست که بخوای بگی؟
‫- نه، چیزی نیست که بخواد بگه.

200
00:14:56,620 --> 00:14:58,740
‫به جز اینکه، این همه کشت و کشتار بسه‌مون‌ـه.

201
00:14:58,820 --> 00:15:01,100
‫ تو یه جنگجویی.
‫همیشه در معرض مرگی.

202
00:15:06,220 --> 00:15:09,540
‫تصمیم دارم که برم سر خاک رگنار.
‫باید کمکش کنم که به آرامش برسه.

203
00:15:09,620 --> 00:15:12,300
‫تنها ارواح رو
‫در کنار قبر رگنار پیدا خواهی کرد.

204
00:15:20,100 --> 00:15:22,700
‫به مراقبت از "اَتِلفِلِد" ادامه میدید
‫و استراحت می‌کنید.

205
00:15:27,780 --> 00:15:29,240
‫هر کس که داره به اوترِد خدمت می‌کنه،

206
00:15:29,264 --> 00:15:31,764
‫نمی‌تونه استراحت کنه
‫تا وقتی که "اسکِید" بازگردانده بشه.

207
00:15:32,220 --> 00:15:34,540
‫ سیتریک، تو هم مستی و هم خسته.

208
00:15:34,620 --> 00:15:36,300
‫آره، من خسته‌ام...

209
00:15:36,900 --> 00:15:39,740
‫از اینکه به شمال لشکرکشی می‌کنیم
‫و بعد به سمت جنوب و همه بهم میگن خائن،

210
00:15:39,820 --> 00:15:41,260
‫از اینکه همسرم را ر‌‌ها کردم!

211
00:15:41,340 --> 00:15:42,380
‫بخاطر چی؟

212
00:15:43,020 --> 00:15:45,140
‫- پس برو.
‫-  اوترِد بیخیال شو.

213
00:15:45,220 --> 00:15:47,700
‫اگر از خدمت کردن به من ناراحتی،
‫می‌تونی اینجارو ترک کنی!

214
00:15:47,780 --> 00:15:49,260
‫من برات جنگیدم!

215
00:15:50,260 --> 00:15:52,100
‫تو می‌جنگی چون از این کار لذت می‌بری.

216
00:15:52,180 --> 00:15:53,700
‫به همین سادگی عذرم رو می‌خوای؟

217
00:15:53,780 --> 00:15:55,260
‫می‌خوای بمون، می‌خوای برو،
‫اصلاً برام مهم نیست.

218
00:15:55,340 --> 00:16:00,140
‫از این حرفش منظوری نداره. خیلی هم
‫اهمیت میده. حالا، بیاید بگیریم بشینیم.

219
00:16:01,780 --> 00:16:05,060
‫یا بمون یا برو "سیتریک کیارتانسون".
‫تصمیم با خودت‌ـه.

220
00:16:06,060 --> 00:16:07,060
‫تصمیم بگیر!

221
00:16:10,340 --> 00:16:13,900
‫"اگه می‌خوای میدون نبرد راه بندازیم، "اوترِد
‫اهل بِبِنبِرگ"، پس بیا همینکارو کنیم".

222
00:16:13,980 --> 00:16:15,480
‫نخیر، خبری از میدون نبرد نخواهد بود،

223
00:16:15,504 --> 00:16:18,404
‫هیچ مبارزه‌ای هم در کار نخواهد بود،
‫فقط می‌گیریم می‌خوابیم!

224
00:16:18,580 --> 00:16:19,780
‫فقط خواب!

225
00:16:22,340 --> 00:16:23,340
‫یا خدا!

226
00:16:24,180 --> 00:16:26,980
‫برو زندانی‌‌‌هارو برگردون سر جاشون،
‫بغل خوک‌‌‌ها.

227
00:16:27,060 --> 00:16:28,140
‫سیتریک!

228
00:16:31,180 --> 00:16:32,860
‫من با روشن شدن هوا، اینجارو ترک می‌کنم...

229
00:16:34,020 --> 00:16:35,580
‫بعدش وقتی برگشتم.

230
00:16:35,660 --> 00:16:37,260
‫و تو هنوز اینجا بودی...

231
00:16:39,140 --> 00:16:40,780
‫اون‌وقت‌ـه که می‌کشمت.

232
00:16:54,339 --> 00:16:55,339
‫آخه چرا؟

233
00:16:58,139 --> 00:16:59,859
‫اوترِد همه‌مونو نفرین کرده!

234
00:17:04,060 --> 00:17:07,780
‫اون زن همه‌تون رو نفرین کرده
‫و اوترِد هم اجازشو داده.

235
00:17:07,859 --> 00:17:09,060
‫ببند دهنتو.

236
00:17:10,379 --> 00:17:12,820
‫ترکش کن، پسر.
‫این تنها شانست‌ـه.

237
00:17:13,379 --> 00:17:16,619
‫تو اول و آخر دانمارکی هستی.

238
00:17:16,700 --> 00:17:18,260
‫ساکت شو!

239
00:17:26,060 --> 00:17:29,060
‫تو قلعه تو ترک کردی و این باعث شد که
‫آدم‌‌هاتم تو رو ترک کنن.

240
00:17:30,900 --> 00:17:31,900
‫یجورایی.

241
00:17:32,540 --> 00:17:33,940
‫تو افتادی در دام آلفرد.

242
00:17:34,020 --> 00:17:36,100
‫خب بهم گفته بودن که آلفرد مُرده.

243
00:17:36,980 --> 00:17:38,100
‫به‌وسیله پیغام‌رسان خودت.

244
00:17:38,180 --> 00:17:39,580
‫اون تله از طرف اوترِد بوده.

245
00:17:42,020 --> 00:17:45,980
‫آلفرد سپاهش رو به "بیِمفلیوت" فرستاد
‫چون‌که اوترِد ازش خواسته بوده.

246
00:17:47,220 --> 00:17:49,820
‫آلفرد به‌زودی می‌میره،
‫و این مرگ اوترِدـه که بیشتر خواست ماست.

247
00:17:49,900 --> 00:17:52,540
‫او باید در همان "دانهولم" می‌مرد،
‫ولی رگنار آدم ضعیفی بود.

248
00:17:52,620 --> 00:17:56,220
‫اگر می‌خوایم "وِسِکس" رو مال خود کنیم،
‫باید اول از شر این طلسم ر‌‌ها بشیم.

249
00:17:56,300 --> 00:17:58,340
‫"اوترِد" اهل "بِبِنبِرگ" باید بمیره.

250
00:17:59,020 --> 00:18:00,100
‫روز‌‌ها کوتاه شدن.

251
00:18:00,980 --> 00:18:04,220
‫ما ضعیف شده‌ایم،
‫و مرگ رگنار هم یجور نحسی‌ـه.

252
00:18:04,300 --> 00:18:05,860
‫برای وِسِکس باید صبر کنیم

253
00:18:10,780 --> 00:18:12,900
‫"اِتِلوُلد"، تو باید برگردی به وینچستر.

254
00:18:14,260 --> 00:18:15,620
‫نمی‌تونم.

255
00:18:15,700 --> 00:18:16,700
‫من اینکارو نمی‌کنم.

256
00:18:18,120 --> 00:18:19,100
‫دلیلش چیه؟

257
00:18:19,180 --> 00:18:22,260
‫وقتش رسیده که اون سپاه ساکسونی که خیلی
‫وقت پیش قولش رو داده بودی را تحویلمون بدی.

258
00:18:22,340 --> 00:18:24,060
‫بله، این واسه وقتی‌ـه که آلفرد مُرده باشه.

259
00:18:24,540 --> 00:18:27,420
‫"اَتِلرِد" آماده خیانت کردن‌ـه،
‫همینطور خیلی دیگه از آدمای "وِسِکس"،

260
00:18:27,500 --> 00:18:29,540
‫ولی من به‌عنوان جسد هیچ کاری ازم برنمیاد.

261
00:18:29,620 --> 00:18:30,700
‫آلفرد مرا می‌کشه.

262
00:18:30,780 --> 00:18:33,060
‫- ازش درخواست بخشش کن.
‫- اعتنایی نمی‌کنه.

263
00:18:33,140 --> 00:18:34,500
‫پس التماسش می‌کنی!

264
00:18:37,340 --> 00:18:39,020
‫تو به من یک سپاه ساکسونی تحویل میدی،

265
00:18:39,100 --> 00:18:41,700
‫و اگر اوترِد در وینچستر به آلفرد ملحق شده،

266
00:18:41,780 --> 00:18:43,020
‫تو او را خواهی کُشت.

267
00:18:43,740 --> 00:18:45,380
‫چجوری بکشمش؟

268
00:18:45,460 --> 00:18:46,940
‫همونجوری که رگنار رو کشتی.

269
00:18:48,820 --> 00:18:50,020
‫قربان...

270
00:18:55,580 --> 00:18:57,540
‫ عمراً تخم این کارو نداشته.

271
00:18:59,100 --> 00:19:01,820
‫عالیجناب "کنوت"،
‫باید یاد بگیری جلو زبونتو بگیری.

272
00:19:04,220 --> 00:19:05,900
‫این احمق رگنارو کشته؟

273
00:19:06,740 --> 00:19:08,380
‫"کنوت" داره شوخی می‌کنه.

274
00:19:08,460 --> 00:19:09,660
‫درحالی‌که خواب بود.

275
00:19:10,300 --> 00:19:11,980
‫خواب نبود.

276
00:19:16,660 --> 00:19:18,660
‫بالاخره یا او باید می‌مرد یا من.

277
00:19:19,620 --> 00:19:20,660
‫من احمق نیستم.

278
00:19:22,260 --> 00:19:24,900
‫این داستان را به جز افراد دور این میز،
‫کس دیگه‌ای نباید بفهمه.

279
00:19:24,980 --> 00:19:26,620
‫تو هم در این اتفاق دست داری؟

280
00:19:27,220 --> 00:19:29,100
‫دیگه برای من مرگش مهم نیست.

281
00:19:29,740 --> 00:19:31,020
‫بخاطر رهبری کردن، اینکارو کردی؟

282
00:19:31,100 --> 00:19:34,220
‫رگنار نباید اجازه میداد
‫که اوترِد زنده بمونه.

283
00:19:34,300 --> 00:19:37,380
‫او هرگز نباید اجازه میداد
‫که اوترِد با زن تو آنجارو ترک کنه.

284
00:19:38,340 --> 00:19:40,180
‫زنی که الان برای منه.

285
00:19:42,260 --> 00:19:43,700
‫الان سربازای رگنار برای کی میشن؟

286
00:19:45,260 --> 00:19:47,660
‫سربازای رگنار دیگه برای "بریدا" هستند.

287
00:19:48,340 --> 00:19:50,140
‫فقط منتظرند که "بریدا" برگرده.

288
00:19:52,660 --> 00:19:55,820
‫"اِتِلوُلد"، تو فردا اینجارو ترک می‌کنی.

289
00:19:58,580 --> 00:20:01,620
‫خب پس قراره به "وِسِکس" برم
‫تا تبدیل به یک جنازه بشم،

290
00:20:01,700 --> 00:20:05,900
‫و از داخل قبرم سپاهی بیرون بکشم
‫و بزرگترین جنگجوی این سرزمین رو بکشم.

291
00:20:07,180 --> 00:20:08,180
‫همم.

292
00:20:25,780 --> 00:20:27,420
‫آبجو می‌خورید، ارباب؟

293
00:20:29,020 --> 00:20:30,020
‫البته.

294
00:20:32,620 --> 00:20:35,940
‫و ممنونم که یادم انداختی
‫که من یک اربابم، "اُفا"...

295
00:20:37,900 --> 00:20:39,300
‫خدمتکار وفادار من.

296
00:20:43,340 --> 00:20:45,060
‫من و تو قراره به یک سفر بریم.

297
00:20:46,820 --> 00:20:52,380
‫من باید برگردم به "وینچستر"،
‫تو هم قراره از رعیتی به اربابی برسی.

298
00:20:55,100 --> 00:20:56,180
‫منظورتو متوجه نمیشم.

299
00:20:58,220 --> 00:20:59,980
‫البته که نمیشی. چون اُسکلی.

300
00:21:03,660 --> 00:21:04,900
‫همانطور که من بودم.

301
00:21:07,940 --> 00:21:08,940
‫به‌هرحال...

302
00:21:10,180 --> 00:21:12,180
‫این مأموریت را به انجام برسون،

303
00:21:13,700 --> 00:21:18,020
‫و پاداشت زمین و لقبت "ارباب اُفا" خواهد شد.

304
00:21:56,060 --> 00:21:59,220
‫من از اینجا میارمت بیرون،
‫ولی تو هم باید من رو ببری به اردوگاهتون.

305
00:22:00,900 --> 00:22:03,860
‫تو دیگه "سوگنده‌خورده" اوترِد نیستی، پسر؟

306
00:22:03,940 --> 00:22:06,300
‫اوترِد نفرین شده و عقلشو از دست داده.

307
00:22:07,140 --> 00:22:09,660
‫خدایان بهم رحم کرده‌اند
‫و این موقعیت رو برام خواسته‌اند.

308
00:22:10,180 --> 00:22:11,780
‫با‌‌هام میای یا نه؟

309
00:23:18,060 --> 00:23:19,660
‫ میدونستم که میای.

310
00:23:38,420 --> 00:23:39,980
‫تو خواب همش صدام می‌کنه.

311
00:23:45,060 --> 00:23:47,460
‫از "نیفِلهِیم".

312
00:23:51,740 --> 00:23:54,800
‫ازم درخواست می‌کنه که بهش کمک کنم
‫تا بتونه از جهنم به "والهالا" بره.

313
00:23:57,180 --> 00:24:00,180
‫اگر تنها یک کار از دست من بربیاد، همینه.

314
00:24:05,060 --> 00:24:06,860
‫تو برای بخشش اومدی اینجا.

315
00:24:08,620 --> 00:24:10,500
‫تو سه دفعه تنهاش گذاشتی.

316
00:24:12,220 --> 00:24:14,340
‫تقدیرم اینچنین بود، نه انتخابم.

317
00:24:23,860 --> 00:24:26,220
‫چیکار می‌کنی؟
‫اینجوری یخ میزنیم!

318
00:24:27,780 --> 00:24:30,060
‫"نیفِلهِیم" سردتر از اون
‫چیزیه که تو تا حالا دیدی.

319
00:24:31,060 --> 00:24:33,100
‫اگر رگنار داره عذاب می‌کشه،
‫پس ما هم باید بکشیم.

320
00:24:34,100 --> 00:24:36,020
‫هیچ راحتی و آسودگی برای تو اینجا نیست.

321
00:24:41,700 --> 00:24:42,740
‫من دارم می‌خوابم.

322
00:24:42,820 --> 00:24:44,300
‫با پارچه خزی که دور خودت پیچیدی؟

323
00:25:21,420 --> 00:25:23,060
‫قدرت‌ـت رو به من بده...

324
00:25:25,340 --> 00:25:27,340
‫قلب و خردت رو.

325
00:25:32,340 --> 00:25:33,820
‫عشقت را بر من عطا کن، برادر.

326
00:25:46,940 --> 00:25:48,940
‫تو همیشه عشق مرا خواهی داشت.

327
00:26:28,140 --> 00:26:29,140
‫ادوارد.

328
00:26:31,060 --> 00:26:34,620
‫امروز حسابی تر و تمیز به‌نظر میای،
‫به جز این لکه.

329
00:26:34,700 --> 00:26:35,700
‫مادر، خواهش می‌کنم.

330
00:26:36,300 --> 00:26:37,620
‫- داره نوازشت می‌کنه.
‫- بسه.

331
00:26:43,860 --> 00:26:45,740
‫قربان، نمی‌خواستم مزاحمتون بشم.

332
00:26:50,980 --> 00:26:53,100
‫موضوعی هست که فکر کردم بهتره
‫درموردش باهم صحبت کنیم.

333
00:26:56,380 --> 00:26:59,860
‫حرفت رو بزن، ادوارد.
‫پادشاه صادقانه از کارت تقدیر می‌کند.

334
00:27:03,820 --> 00:27:05,620
‫من از کاری که کردیم پشیمون نیستم،

335
00:27:06,700 --> 00:27:08,340
‫قولی که به اوترِد دادم،

336
00:27:08,420 --> 00:27:12,140
‫اینکه شرافتمندانه روی حرفم وایسادم،
‫و به دنبال آن نبردی که پیش آمد و پیروزی...

337
00:27:13,180 --> 00:27:17,580
‫ولی اعتراف می‌کنم که
‫پامو از گلیمم فراتر گذاشتم.

338
00:27:18,140 --> 00:27:19,580
‫حتی در مقابل شما ایستادم.

339
00:27:21,100 --> 00:27:23,820
‫من تنبیهی که برام در نظر می‌گیرد رو می‌پذیرم.

340
00:27:23,900 --> 00:27:27,540
‫بدون اجازه من قول سربازانم را
‫به یک خائن دادی.

341
00:27:28,980 --> 00:27:32,060
‫سپاهم را به نبردی رهبری کردی
‫که من فرمانش را نداده بودم.

342
00:27:32,140 --> 00:27:34,580
‫اعمالت درخورِ جانشینی پادشاه نبود.

343
00:27:39,460 --> 00:27:41,580
‫آن اعمال درخورِ یک پادشاه بود.

344
00:28:00,940 --> 00:28:02,780
‫به‌زودی "وِسِکس" برای تو میشه.

345
00:28:03,660 --> 00:28:06,940
‫الان "وِسِکس" قدرتمنده،
‫ولی انگلستان همچنان شکننده است.

346
00:28:08,100 --> 00:28:11,580
‫آینده انگلستان
‫فقط با نبرد‌‌ها و سربازان ایمن نمیشه.

347
00:28:11,660 --> 00:28:12,940
‫ولی با اتحاد میشه.

348
00:28:14,820 --> 00:28:17,140
‫ما هم باید مثل تو
‫بانو "اِلفِلِد"رو ملاقات کنیم.

349
00:28:19,100 --> 00:28:20,180
‫دیگه وقتش‌ـه.

350
00:28:21,860 --> 00:28:25,580
‫این وصلت باعث قوی‌تر شدن "وِسِکس"
‫و پادشاهی میشه.

351
00:28:26,380 --> 00:28:27,780
‫پادشاهی خودت.

352
00:28:30,380 --> 00:28:32,220
‫من تمام تلاشم رو می‌کنم، سرورم...

353
00:28:33,900 --> 00:28:36,940
‫برای "وِسِکس" و برای پادشاهم.

354
00:29:16,620 --> 00:29:17,940
‫ اونارو می‌شناسی؟

355
00:29:19,460 --> 00:29:20,940
‫ شبیه دانمارکی‌‌‌ها هستند.

356
00:29:21,860 --> 00:29:24,220
‫- آره، ولی تو می‌شناسی‌شون؟
‫- نه.

357
00:29:26,860 --> 00:29:29,220
‫ باید اینجارو ترک کنیم.
‫می‌تونیم بعداً غذا بخوریم.

358
00:29:29,300 --> 00:29:30,300
‫کجا بریم؟

359
00:29:30,740 --> 00:29:33,540
‫به یک روستای عن‌دونی
‫تو راه شهر "لِگاچِیِستِر".

360
00:29:38,660 --> 00:29:41,500
‫من نمیدونم چطوری باید به رگنار
‫در فرارش از "نیفِلهِیم" کمک کنیم،

361
00:29:42,180 --> 00:29:45,020
‫ولی تا تمام تلاشم رو نکنم،
‫به زندگیم برنمیگردم.

362
00:29:47,380 --> 00:29:48,580
‫تو این روستا چه چیزی هست؟

363
00:29:50,980 --> 00:29:51,980
‫یک پیشگو.

364
00:29:53,980 --> 00:29:55,180
‫"اِستوری"رو یادته؟

365
00:29:56,860 --> 00:30:00,500
‫- "اِستوری" آدم گوهی‌ـه.
‫- آره، ول قبلاً پیشگوئه "اوبا" بوده...

366
00:30:01,720 --> 00:30:02,940
‫پیشگوی یک "شمشیرزن دانمارکی".

367
00:30:03,020 --> 00:30:06,100
‫اگه کسی قرار باشه بدونه که چجوری باید
‫به یک جنگجوی سرگردان دست پیدا کرد، اونه.

368
00:30:11,620 --> 00:30:12,620
‫رفتند.

369
00:30:15,620 --> 00:30:17,580
‫ما می‌تونیم تا دو روز دیگه
‫به اون دهکده برسیم.

370
00:30:21,540 --> 00:30:22,540
‫باشه.

371
00:30:32,780 --> 00:30:35,380
‫یک تیر دیگه بندازین، چشماتونو درمیارم!

372
00:30:35,460 --> 00:30:37,300
‫میدونم کی شما‌‌هارو فرستاده!

373
00:30:37,900 --> 00:30:38,900
‫میدونی؟

374
00:30:39,900 --> 00:30:42,220
‫به "کنوت" بگید وقتی که آماده شدم
‫خودم برمیگردم!

375
00:30:42,300 --> 00:30:44,780
‫"کنوت" می‌خواد که "دانمارکی‌کُش" کشته بشه.

376
00:30:47,220 --> 00:30:48,220
‫او با منه!

377
00:30:49,340 --> 00:30:50,620
‫تحت حفاظت منه!

378
00:30:51,700 --> 00:30:54,260
‫برای سرش به اندازه وزنش نقره جایزه میدن.

379
00:30:54,340 --> 00:30:55,700
‫من سر خیلی کوچیکی دارم.

380
00:30:59,300 --> 00:31:00,300
‫بیاید بیرون!

381
00:31:08,340 --> 00:31:11,100
‫وقتی آماده شدم...
‫خودم باید اوترِد رو بکشم.

382
00:31:12,620 --> 00:31:15,220
‫حالا تا هنوز تخماتو داری، برو.

383
00:31:15,300 --> 00:31:17,740
‫به گوش "کنوت" خواهد رسید
‫که داری ازش حمایت می‌کنی.

384
00:31:18,380 --> 00:31:21,340
‫به "کنوت" بگو که من برمیگردم،
‫و وقتی که برگشتم، سربازانم رو میدم بهش.

385
00:31:22,500 --> 00:31:23,980
‫خودش میدونه منظورم چیه.

386
00:31:24,060 --> 00:31:25,140
‫حالا برو.

387
00:31:27,420 --> 00:31:28,580
‫برو دیگه!

388
00:31:41,260 --> 00:31:42,540
‫تو اصلاً عوض نشدی، خانوم.

389
00:31:46,300 --> 00:31:47,660
‫بخاطر رگنار نجات‌ـت دادم.

390
00:32:00,220 --> 00:32:03,500
‫بهم گفتن که اوترِد رفته به سمت شمال،
‫سر خاک رگنار.

391
00:32:04,140 --> 00:32:05,820
‫تنها یا با آدماش؟

392
00:32:06,900 --> 00:32:07,900
‫تنها.

393
00:32:09,380 --> 00:32:12,020
‫سربازاش پیش "اَتِلفِلِد" ماندند.

394
00:32:12,100 --> 00:32:13,100
‫که اینطور.

395
00:32:18,420 --> 00:32:21,460
‫او آدمی‌ـه که نیاز شدید
‫به راهنمایی خداوند داره.

396
00:32:22,340 --> 00:32:25,540
‫سرورم، من می‌تونستم تا حالا هزار مرتبه
‫اوترِد رو برای غسل‌تعمید داخل آب کنم

397
00:32:25,620 --> 00:32:28,580
‫و اونم به جای پیدا کردن خدا،
‫فقط ماهی پیدا کنه.

398
00:32:34,300 --> 00:32:35,780
‫پسرم بهش نیاز داره.

399
00:32:37,940 --> 00:32:41,140
‫این حرف باعث عذابم میشه،
‫ولی حقیقت‌ـه.

400
00:32:43,140 --> 00:32:44,580
‫ادوارد به اوترِد احتیاج داره.

401
00:32:47,660 --> 00:32:51,740
‫ولی او یک یاغی‌ـه. و باید یاغی بمونه
‫تا وقتی که من از این دنیا برم.

402
00:32:53,300 --> 00:32:54,540
‫این خواست شماست، سرورم؟

403
00:32:54,620 --> 00:32:57,180
‫این خواسته منه،
‫ولی می‌تونم فقط به تو این موضوع رو بگم.

404
00:32:57,780 --> 00:32:59,340
‫این نمی‌تونه تبدیل به دستور بشه.

405
00:33:01,580 --> 00:33:06,140
‫مطمئناً همسرم با همبستگی
‫بین اوترِد و ادوارد مخالف‌ـه.

406
00:33:08,220 --> 00:33:10,580
‫ولی ادوارد باید خودش تصمیم بگیره...

407
00:33:12,180 --> 00:33:14,380
‫با مشاورت شما، پدر بیوکا.

408
00:33:15,700 --> 00:33:17,300
‫بله، سرورم.

409
00:33:32,820 --> 00:33:34,620
‫تو قصد داری که سربازاتو بدی به "کنوت"؟

410
00:33:38,300 --> 00:33:39,300
‫خب سربازای خودم هستن.

411
00:33:39,980 --> 00:33:41,460
‫می‌خوای زن "کنوت" بشی؟

412
00:33:43,180 --> 00:33:44,660
‫به تو ربطی نداره.

413
00:33:45,820 --> 00:33:46,820
‫می‌خوای اینکارو کنی؟

414
00:33:49,880 --> 00:33:50,860
‫من باید نجات پیدا کنم.

415
00:33:50,940 --> 00:33:54,060
‫مرد‌‌ها برای مدت زیادی از یک زن
‫تبعیت نمی‌کنند. آن‌‌ها احمق‌تر از این حرفان.

416
00:33:54,340 --> 00:33:55,580
‫اما آخه "کنوت"؟

417
00:33:56,140 --> 00:33:57,140
‫اون که آدم پستی‌ـه.

418
00:33:57,860 --> 00:33:59,179
‫خب، پیشنهاد تو چیه؟

419
00:33:59,780 --> 00:34:02,659
‫که سربازامو بدم به تو
‫و بریم به "بِبِنبِرگ" حمله کنیم؟

420
00:34:03,380 --> 00:34:06,580
‫این کاریه که تو هیچوقت انجامش نمیدی،
‫چون یک ساکسونی هستی.

421
00:34:06,659 --> 00:34:07,859
‫اون آدم دروغگو و پستی‌ـه.

422
00:34:08,380 --> 00:34:10,739
‫من فقط می‌خوام بگم که
‫تو لیاقت‌ـت بیشتر از "کنوت"ـه.

423
00:34:12,219 --> 00:34:13,580
‫نوبت توئه بری برینی.

424
00:34:14,500 --> 00:34:16,600
‫الان عن ندارم.

425
00:34:16,620 --> 00:34:19,659
‫پس بزن بریم این عن آقا
‫"اِستوری" رو پیدا کنیم.

426
00:34:28,060 --> 00:34:30,940
‫این بار دوم‌ـه که داریم باهم
‫میریم دنبال "اِستوری" می‌گردیم.

427
00:34:32,340 --> 00:34:35,340
‫دفعه قبل تو اونو کت‌بسته
‫با یه شاخه تو کونش فرستادی رفت.

428
00:34:35,860 --> 00:34:36,860
‫آره، یادمه.

429
00:34:37,540 --> 00:34:38,580
‫هیچوقت فراموشش نکردم.

430
00:34:40,900 --> 00:34:42,179
‫اون‌موقع خیلی جوون بودیم.

431
00:34:43,140 --> 00:34:44,699
‫دانمارکی هم بودیم.

432
00:34:47,140 --> 00:34:48,620
‫تا اون تپه مسابقه بدیم؟

433
00:34:48,700 --> 00:34:50,660
‫- چرا؟
‫- چرا که نه؟

434
00:34:51,380 --> 00:34:52,380
‫بچه شدی.

435
00:34:52,980 --> 00:34:54,340
‫از باختن می‌ترسی؟

436
00:34:55,380 --> 00:34:56,380
‫برو بچه جون.

437
00:35:11,340 --> 00:35:16,100
‫هر روز صبح که از خواب پا میشم، و هر شب که
‫می‌خوام بخوابم به "گیزِلا" فکر می‌کنم.

438
00:35:18,900 --> 00:35:19,980
‫می‌فهمم.

439
00:35:30,780 --> 00:35:33,360
‫باید از رگنار بخاطر جنده‌بازیایی که می‌کرد
‫نفرت میداشتم...

440
00:35:34,260 --> 00:35:35,420
‫ولی نمی‌تونم.

441
00:35:36,140 --> 00:35:37,220
‫تو عاشقش بودی.

442
00:35:37,940 --> 00:35:39,140
‫بیشتر از چیزی که خودش میدونست.

443
00:35:42,980 --> 00:35:45,620
‫بارِ این فکر که الان رگنار تو جهنم‌ـه رو
‫نمی‌تونم تحمل کنم.

444
00:35:55,500 --> 00:35:59,900
‫قسم می‌خورم که پیشت می‌مونم تا بالاخره
‫راهی برای کمک کردن بهش پیدا کنیم.

445
00:36:07,700 --> 00:36:09,380
‫یا تا وقتی که خودت منُ بکشی.

446
00:36:09,460 --> 00:36:11,660
‫پس بهتره که هر چه زودتر یه راهی پیدا کنیم

447
00:36:12,260 --> 00:36:14,140
‫چون مطمئنم که به‌زودی می‌کشمت.

448
00:36:24,300 --> 00:36:25,860
‫نمی‌تونم ببخشمت، اوترِد...

449
00:36:27,860 --> 00:36:29,060
‫چون اینجوری ناامیدش کردی.

450
00:36:30,980 --> 00:36:32,860
‫- یک بار.
‫- سه ‌بار.

451
00:36:32,940 --> 00:36:33,820
‫یک دفعه.

452
00:36:33,900 --> 00:36:37,340
‫من یک اشتباه کردم.
‫اونم یک سال خدمتم به آلفرد بود.

453
00:36:38,620 --> 00:36:39,900
‫تو تمام عمرت رو به پاش دادی.

454
00:36:42,220 --> 00:36:44,340
‫من برای دومین بار به آلفرد سوگند یاد کردم

455
00:36:44,420 --> 00:36:45,700
‫چون راه دیگه‌ای نداشتم.

456
00:36:46,500 --> 00:36:48,180
‫آدم همیشه راه دیگه‌ای هم داره.

457
00:36:56,620 --> 00:37:02,260
‫بعد از "نبرد اِتاندون"،
‫وقتی که رگنار اسیر آلفرد شد،

458
00:37:02,340 --> 00:37:05,900
‫به‌وسیله آلفرد به شمال فرستاده شد
‫تا مرا از بردگی آزاد کنه.

459
00:37:06,460 --> 00:37:07,460
‫خودم اونجا بودم.

460
00:37:10,220 --> 00:37:11,220
‫رگنار نجاتم داد...

461
00:37:14,580 --> 00:37:16,940
‫و بعد باهم رفتیم برای نجات "گیزِلا"...

462
00:37:21,020 --> 00:37:22,460
‫که باعث شد من کشیشی را بکشم.

463
00:37:23,660 --> 00:37:24,660
‫چه خوب.

464
00:37:29,780 --> 00:37:31,780
‫و چون رگنار جلوی اون اتفاق را نگرفت...

465
00:37:33,500 --> 00:37:34,540
‫و به این دلیل که...

466
00:37:35,420 --> 00:37:39,780
‫من جزء نیرو‌‌های رگنار به حساب میومدم،
‫آلفرد رگنار را مقصر دونست.

467
00:37:41,340 --> 00:37:44,060
‫و بر آن شد که رگنار را به محاکمه بکشونه
‫و بکشتش.

468
00:37:45,620 --> 00:37:48,980
‫و انتخابی به من داده شد که،
‫برای بار دوم به آلفرد سوگند یاد کنم.

469
00:37:49,060 --> 00:37:50,540
‫یا اینکه جان برادرم گرفته شود.

470
00:37:54,220 --> 00:37:55,500
‫اینو به رگنار نگفته بودی.

471
00:38:14,260 --> 00:38:15,460
‫از طرف رگنار...

472
00:38:18,140 --> 00:38:19,300
‫و همینطور من.

473
00:38:24,620 --> 00:38:26,020
‫من همیشه عاشقت بودم.

474
00:38:36,340 --> 00:38:37,420
‫نه به‌عنوان همسر.

475
00:38:42,540 --> 00:38:44,060
‫دیگه نه مثل یک همسر.

476
00:38:47,300 --> 00:38:49,640
‫ولی تو برای همیشه به‌عنوان
‫پاره‌ای از زندگی من خواهی بود.

477
00:38:50,060 --> 00:38:52,180
‫و تمام دیوانگی تو، چیزایی‌ـه که میگی.

478
00:38:53,220 --> 00:38:54,260
‫درسته.

479
00:39:07,000 --> 00:39:09,500
‫" سالهفورد "

480
00:39:09,500 --> 00:39:12,000
‫" سالفورد "
‫" قلمرو فرمانروایی نورف‌آمبریا "

481
00:39:12,180 --> 00:39:13,680
‫همینه؟

482
00:39:13,680 --> 00:39:16,160
‫این جاییه که قراره "اِستوری"رو پیدا کنیم؟

483
00:39:16,160 --> 00:39:17,660
‫- دارم می‌بینمش
‫- ‌‌‌هان؟

484
00:39:17,660 --> 00:39:18,940
‫خدایان با ما هستند.

485
00:39:25,820 --> 00:39:27,740
‫این برای همسرت‌ـه؟

486
00:39:54,100 --> 00:39:55,100
‫چی شد؟

487
00:39:55,180 --> 00:39:56,540
‫خیلی بده.

488
00:39:56,620 --> 00:39:58,020
‫چی؟ آبجو؟

489
00:39:58,580 --> 00:40:00,660
‫همسرتو میگم،
‫بچه‌‌‌های زیادی رو در شکم خواهد داشت...

490
00:40:02,020 --> 00:40:04,020
‫ولی هیچکدومشون زنده به‌دنیا نخواهند آمد.

491
00:40:06,660 --> 00:40:08,660
‫متأسفم، بعضی‌وقت‌‌ها خدایان بی‌رحم میشن.

492
00:40:09,300 --> 00:40:11,580
‫راهی باید وجود داشته باشه که شما
‫بتونی مشکل رو حل کنی.

493
00:40:11,660 --> 00:40:13,700
‫بهت پیشنهاد می‌کنم که یک همسر جدید پیدا کنی.

494
00:40:25,580 --> 00:40:26,660
‫ازش بدم میاد.

495
00:40:28,500 --> 00:40:29,500
‫فعلاً نیازش داریم.

496
00:41:07,740 --> 00:41:08,780
‫بهم نزدیک نشید.

497
00:41:10,140 --> 00:41:11,220
‫من کلی مهارت دارم!

498
00:41:13,060 --> 00:41:16,020
‫"اِستوری"، تو فقط اینجا چندتا مرغ
‫و یک بُز و بو‌‌های گند داری.

499
00:41:17,380 --> 00:41:18,460
‫همش همین.

500
00:41:21,100 --> 00:41:23,500
‫اوترِد رگنارسون.

501
00:41:24,100 --> 00:41:26,140
‫و تو، تو را هم می‌شناسم.

502
00:41:26,220 --> 00:41:27,380
‫اوه، یادم اومد.

503
00:41:28,020 --> 00:41:29,900
‫ما تنها دانشت را می‌خوایم.

504
00:41:29,980 --> 00:41:31,540
‫در ازای جونت.

505
00:41:32,860 --> 00:41:34,300
‫او آبروی من رو برد.

506
00:41:34,380 --> 00:41:36,140
‫تو عصمت من رو با یه شاخه گچی کردی.

507
00:41:36,220 --> 00:41:37,660
‫تا چند روز خون میریدم.

508
00:41:37,740 --> 00:41:39,060
‫"اِستوری"! ما بهت پول میدیم.

509
00:41:39,140 --> 00:41:40,140
‫نخیر، نمیدیم!

510
00:41:40,780 --> 00:41:42,820
‫ما اذیت‌ـت نمی‌کنیم
‫و دستمزدت هم پرداخت می‌کنیم.

511
00:41:44,140 --> 00:41:48,140
‫اون نزدیک کون من نمیشه‌‌‌ها.
‫فهمیدید؟

512
00:41:49,420 --> 00:41:50,500
‫قسم بخورید!

513
00:41:51,140 --> 00:41:53,540
‫اون اصلاً نزدیک کونت نمیاد.

514
00:41:57,020 --> 00:42:02,180
‫من از رگنار جوان خوشم میومد
‫و همینطور پدرش، بی‌باک.

515
00:42:04,020 --> 00:42:07,340
‫از اینکه در سرمای "نیفِلهِیم" گُم شده،

516
00:42:07,420 --> 00:42:09,480
‫باید بگم هیچ دلاوری حقش نیست
‫چنین سرنوشتی داشته باشه.

517
00:42:09,500 --> 00:42:10,900
‫پس کمکمون می‌کنی؟

518
00:42:11,620 --> 00:42:13,140
‫خب دوست دارم اینکارو کنم.

519
00:42:13,220 --> 00:42:16,100
‫ولی این کار میشه قدم زدن با خدایان،

520
00:42:16,180 --> 00:42:19,460
‫و درخواست یک راهکار،
‫شاید بار‌‌ها نیاز به این کار بشه.

521
00:42:20,300 --> 00:42:22,540
‫و هر دفعه هم نیاز به پرداخت هزینه داره.

522
00:42:22,620 --> 00:42:24,020
‫ما نیومدیم اینجا که جیبمونو بزنی.

523
00:42:24,100 --> 00:42:25,100
‫نخیر.

524
00:42:26,180 --> 00:42:27,940
‫شما اینجایید که رگنار جوان رو نجات بدید.

525
00:42:28,900 --> 00:42:29,900
‫درسته؟

526
00:42:31,020 --> 00:42:34,100
‫امشب یک جواب درست به ما میدی.
‫یا اینکه همین امشب می‌میری.

527
00:42:34,420 --> 00:42:36,720
‫این چجوری به خودش اجازه میده که
‫با من اینجوری صحبت کنه؟

528
00:42:37,460 --> 00:42:41,300
‫کمکمون کن و پولت رو بگیر،
‫ولی باید همین امشب اینکارو کنی.

529
00:42:46,380 --> 00:42:49,420
‫خب، پس،
‫باید بهم اجازه بدید که خودم رو آماده کنم.

530
00:42:49,500 --> 00:42:50,660
‫حسابی شانستون زده.

531
00:42:51,260 --> 00:42:53,120
‫من تمام چیزایی که نیاز هست را اینجا دارم

532
00:42:53,144 --> 00:42:56,644
‫و رگنار جوان هم از این خوش‌شانسی
‫استفاده خواهد کرد.

533
00:42:58,860 --> 00:43:01,580
‫باید یک جوجه بکشیم.

534
00:43:02,740 --> 00:43:05,660
‫ولی نه اون کوچیک‌ـه. چون اون اسم داره.

535
00:43:07,780 --> 00:43:09,380
‫خب اسمش چیه؟

536
00:43:10,420 --> 00:43:13,020
‫تعجبی نمی‌کنم اگر بفهمم که اینم می‌کنه.

537
00:43:14,340 --> 00:43:15,340
‫اِستوری؟

538
00:43:27,140 --> 00:43:27,980
‫ اوترِد؟

539
00:43:28,060 --> 00:43:30,620
‫ رفته. رفته!

540
00:43:39,620 --> 00:43:41,980
‫قسم می‌خورم که نمی‌خواستم فرار کنم.

541
00:43:42,060 --> 00:43:43,340
‫فقط از روی عادت بود.

542
00:43:48,540 --> 00:43:50,780
‫نفرین منه،
‫منظورش همون نفرینی‌ـه که)
‫(باعث شد بریدا بچه‌دار نشه

543
00:43:50,780 --> 00:43:52,380
‫فکر کنم که کار کرد.

544
00:43:53,340 --> 00:43:54,380
‫درسته.

545
00:43:56,220 --> 00:43:59,020
‫به قیمت خانواده و شوهرم تمام شد.

546
00:44:00,020 --> 00:44:02,460
‫من...می‌تونم جبرانش کنم.

547
00:44:02,540 --> 00:44:05,180
‫می‌تونم کاری کنم که به رگنار برسی.

548
00:44:05,260 --> 00:44:06,860
‫من ازش خوشم میومد.

549
00:44:08,020 --> 00:44:09,300
‫خواهش می‌کنم منو نکش.

550
00:44:11,980 --> 00:44:13,460
‫نذار من رو بکشه.

551
00:44:14,100 --> 00:44:15,580
‫می‌تونم ببینم که چقدر دوست داره بکشتم.

552
00:44:16,380 --> 00:44:18,660
‫- میگه می‌تونم کمکتون کنم.
‫- آره، شنیدم.

553
00:44:26,820 --> 00:44:30,060
‫شاید فکر کنید که من از مرگ می‌ترسم.
‫ولی اینطور نیست.

554
00:44:31,620 --> 00:44:35,100
‫فکر می‌کنم بعضی‌وقت‌‌ها میشه که
‫حتی بهش خوش‌آمد هم میگم.

555
00:44:40,140 --> 00:44:41,820
‫دیگه داره تموم میشه.

556
00:44:41,900 --> 00:44:43,660
‫این چیه داری استفاده می‌کنی؟

557
00:44:44,460 --> 00:44:46,860
‫برای قدم زدن با خدایان به قارچ نیاز نداری؟

558
00:44:46,940 --> 00:44:50,180
‫اوه، چرا، قارچ‌‌‌ها بسیار هم مهم‌اند.

559
00:44:50,260 --> 00:44:52,460
‫این معجون برای یه چیز دیگه است.

560
00:44:52,540 --> 00:44:53,540
‫برای چیه؟

561
00:44:54,380 --> 00:44:57,020
‫این واسه اینه که بتونم...برینم.

562
00:44:57,100 --> 00:44:58,500
‫مارو گذاشتی سر کار؟

563
00:44:59,620 --> 00:45:00,620
‫نه بابا.

564
00:45:12,180 --> 00:45:13,340
‫شایدم گذاشتم.

565
00:45:14,860 --> 00:45:18,020
‫شایدم این سمی بود که
‫بتونم با‌‌هاش به زندگیم خاتمه بدم.

566
00:45:24,820 --> 00:45:26,820
‫دارم اُسکلتون می‌کنم.

567
00:45:28,580 --> 00:45:30,140
‫ولی جداً این کمکم می‌کنه که بتونم برینم.

568
00:45:30,220 --> 00:45:35,260
‫یا بهمون میگی چجوری به رگنار کمک کنیم
‫یا کیرتو می‌بُرم و تا خِرخِرت می‌کشم بیرون.

569
00:45:35,340 --> 00:45:37,260
‫من دقیقاً میدونم که چجوری باید کمکش کنی.

570
00:45:37,340 --> 00:45:39,660
‫- پس بنال دیگه!
‫- و بیشتر از اینم زر نزن.

571
00:45:40,540 --> 00:45:41,580
‫بسیارخب.

572
00:45:59,820 --> 00:46:01,460
‫الهه‌ی جهنم...

573
00:46:03,740 --> 00:46:06,700
‫روح برادرت را ر‌‌ها خواهد کرد،

574
00:46:07,540 --> 00:46:09,820
‫ولی فقط در ازای گرفتن روحی دیگر.

575
00:46:10,660 --> 00:46:12,700
‫تو باید مردی که رگنار رو کشته را بکشی.

576
00:46:13,780 --> 00:46:15,500
‫مردی که رگنار رو تکذیب کرد.

577
00:46:16,140 --> 00:46:18,780
‫تو باید تیغی را به خون رگنار آغشته کنی،

578
00:46:18,860 --> 00:46:23,020
‫و فقط با اون تیغ می‌تونی مردی را بکشی
‫که رگنار را به جهنم فرستاد.

579
00:46:23,620 --> 00:46:28,020
‫فقط این راهه که رگنار را آزاد می‌کنه
‫تا در ضیافت تالار‌‌های "والهالا" شرکت کنه.

580
00:46:33,260 --> 00:46:34,260
‫رگنار مُرده.

581
00:46:35,260 --> 00:46:37,860
‫خونش دیگه سیاه شده. حتی شاید
‫دیگه تبدیل به خاک شده باشه.

582
00:46:37,940 --> 00:46:40,020
‫ممکنه خونش در فرد دیگری هم باشه؟

583
00:46:41,700 --> 00:46:42,700
‫"تیرا".

584
00:46:43,740 --> 00:46:44,820
‫"تیرا" کیه؟

585
00:46:45,420 --> 00:46:47,460
‫خواهر رگنار.
‫خواهر همخونش.

586
00:46:49,740 --> 00:46:51,060
‫پس، حل‌ـه دیگه.

587
00:46:55,020 --> 00:46:58,180
‫حالا، حقم رو بده و راحتم بذارید.

588
00:46:58,260 --> 00:46:59,260
‫متشکرم.

589
00:47:04,420 --> 00:47:05,940
‫من یک درخواست دیگه هم دارم.

590
00:47:07,740 --> 00:47:08,740
‫پولشم میدم.

591
00:47:08,780 --> 00:47:09,820
‫بگو.

592
00:47:12,500 --> 00:47:13,980
‫تو چجوری یک نفرین رو از بین می‌بری؟

593
00:47:14,860 --> 00:47:16,140
‫میدونستم.

594
00:47:17,020 --> 00:47:19,540
‫من تاریکی رو بر روی شانه‌‌‌هات دیدم.

595
00:47:20,340 --> 00:47:21,340
‫اون تاریکی خودت‌ـه.

596
00:47:30,580 --> 00:47:33,380
‫تو چیزی نمی‌خوای بهم بدی، اوترِد؟

597
00:47:36,140 --> 00:47:37,140
‫ بریدا، نه!

598
00:47:37,180 --> 00:47:40,460
‫چرا! بهم اعتماد کن!
‫بهش دست نزن! بهش دست نزن!

599
00:47:40,540 --> 00:47:42,540
‫بهم اعتماد کن! هیچ‌کاری نکن!

600
00:47:45,140 --> 00:47:46,300
‫کاری نداشته باش!

601
00:48:28,140 --> 00:48:29,140
‫بریدا؟

602
00:48:37,100 --> 00:48:40,540
‫من فقط کاری رو کردم که هر کسی
‫برای از بین بردن نفرینش باید بکنه.

603
00:48:40,620 --> 00:48:43,340
‫تو باید جادوگر رو بدون اینکه شکافی
‫روی پوستش ایجاد بشه بکشی

604
00:48:43,420 --> 00:48:45,780
‫و بدون اینکه قطره‌ای خون ازش جاری بشه.

605
00:48:45,860 --> 00:48:47,700
‫تو هم باید همینکارو با "اسکِید" بکنی.

606
00:48:49,380 --> 00:48:51,500
‫اگر نمی‌تونی، باید اونو زن خودت بکنی.

607
00:49:00,180 --> 00:49:01,940
‫اون کِی تو رو نفرین کرده بود؟

608
00:49:02,860 --> 00:49:05,180
‫خیلی وقت پیش. وقتی که جوان بودیم.

609
00:49:12,060 --> 00:49:13,340
‫او نفرینم کرد،

610
00:49:13,420 --> 00:49:15,980
‫همون‌موقع که من یک شاخه درخت کردم تو کونش.
‫همون روز بود.

611
00:49:19,940 --> 00:49:21,940
‫از اون‌موقع من یک جنده نازا شدم.

612
00:49:42,300 --> 00:49:44,100
‫تو دیگه نفرین خودت رو برداشتی.

613
00:49:44,860 --> 00:49:47,260
‫آره. ولی دیگه چه حاصل.

614
00:49:48,420 --> 00:49:49,820
‫چرا زودتر اینکارو نکردی؟

615
00:49:51,380 --> 00:49:53,060
‫چون قبل از همه اینا من یک دلاور بودم.

616
00:49:55,860 --> 00:49:56,980
‫چون من یک احمقم.

617
00:49:58,580 --> 00:49:59,700
‫تو احمق نیستی.

618
00:49:59,780 --> 00:50:02,180
‫ولی تو شجاع‌ترین دلاوری.

619
00:50:03,540 --> 00:50:06,660
‫قبل از اینکه به "دانهولم" بیای
‫من میدونستم چجوری باید نفرین رو از بین برد.

620
00:50:06,740 --> 00:50:08,260
‫ولی تصمیم گرفتم که بهت نگم...

621
00:50:09,620 --> 00:50:11,420
‫چون میدونستم که تو آنجا نمی‌مونی.

622
00:50:13,020 --> 00:50:14,980
‫بنابراین، می‌خواستم که زجر کشیدنت رو ببینم.

623
00:50:17,860 --> 00:50:20,020
‫من زمانی عاشقت بودم، اوترِد،
‫ولی اون زمان دیگه گذشت.

624
00:50:23,020 --> 00:50:24,780
‫حرفت رو باور نمی‌کنم.

625
00:50:26,260 --> 00:50:27,860
‫من و تو، یکی هستیم.

626
00:50:38,100 --> 00:50:41,980
‫از آن‌وقت که روی پله
‫در تالار بزرگ "اِفِرویچ" دستاتو گرفتم،

627
00:50:42,060 --> 00:50:43,140
‫ما به هم گره خوردیم.

628
00:50:48,540 --> 00:50:50,100
‫ممکنه که تو دیگه دوستم نداشته باشی،

629
00:50:50,740 --> 00:50:53,820
‫ازم متنفر باشی،
‫یا بعضی‌وقت‌‌ها حالت ازم به‌هم بخوره.

630
00:50:57,580 --> 00:50:59,180
‫ولی عشق چیزی است ابدی و نامیرا.

631
00:51:01,940 --> 00:51:03,500
‫و ادامه پیدا می‌کنه.

632
00:51:05,940 --> 00:51:08,820
‫من "اسکِید" رو پیدا می‌کنم
‫و باید این نفرین رو از بین ببرم.

633
00:51:09,580 --> 00:51:11,260
‫بعدش میرم پیش "تیرا".

634
00:51:13,780 --> 00:51:15,580
‫منم می‌گردم ببینم چه کسی رگنارو کشته.

635
00:51:17,020 --> 00:51:18,940
‫و دیگه اون‌موقع
‫رگنارو می‌فرستیم به "والهالا"؟

636
00:51:23,100 --> 00:51:25,580
‫یجورایی من تو رو
‫در میدان نبرد ملاقات خواهم کرد.

637
00:51:26,300 --> 00:51:27,780
‫اون‌موقع من در کشتن‌ـت درنگ نخواهم کرد.

638
00:51:29,060 --> 00:51:31,220
‫بازم این معنی رو نمیده که عاشقم نیستی.

639
00:51:49,744 --> 00:52:24,444
‫<font color="#ae۸۹۱۳"><b>DrahonHeart : مترجم
‫heros.sword@gmail.com</b></font>

