﻿1
00:00:11,000 --> 00:00:13,320
‫من اوترد پسر اوترد هستم.

2
00:00:13,840 --> 00:00:18,720
‫رانوالدر به برادرش خيانت كرد و به
‫بريدا براي حمله به افرويچ كمك كرد.

3
00:00:19,240 --> 00:00:21,800
‫نترس برادر. اون براي نجات ما اين‌جاست.

4
00:00:21,880 --> 00:00:26,160
‫در حالي كه بريدا به سيگتريگر ماموريتي
‫داد كه اون جرات نداشت ردش كنه.

5
00:00:26,240 --> 00:00:28,680
‫ما همسرت رو پيدا مي‌كنيم،
‫مي‌دوني كه پيداش مي‌كنيم.

6
00:00:28,760 --> 00:00:32,800
‫اگه تو اوترد رو براي من
‫بياري جونش رو مي‌بخشم.

7
00:00:33,360 --> 00:00:35,680
‫ايديث خبر مهمي رو داد.

8
00:00:35,760 --> 00:00:38,960
‫خانم، متاسفانه براي نجات
‫شما از اين آفت خيلي دير شده.

9
00:00:39,520 --> 00:00:41,600
‫فكر مي‌كنم شما تا بهار زنده نيستيد.

10
00:00:41,680 --> 00:00:44,880
‫توي وينچستر پادشاه ادوارد
‫يك عشق جديد پيدا كرد.

11
00:00:45,440 --> 00:00:47,680
‫بانو ياگفو، با ما غذا بخوريد.

12
00:00:48,280 --> 00:00:51,800
‫اعليحضرت، باعث افتخار منه.

13
00:00:51,880 --> 00:00:54,000
‫اما اتلهلم به توطئه عليه اون ادامه داد.

14
00:00:54,080 --> 00:00:58,480
‫به بخش‌هاي ساكسون‌ها اطلاع بده
‫كه براي كمك به اون نيرو نفرستند.

15
00:00:58,560 --> 00:01:00,600
‫اين حرف پادشاهه، درسته؟

16
00:01:00,680 --> 00:01:02,320
‫اگه ازش پرسيده بشه اون
‫چنين چيزي رو انكار مي‌كنه.

17
00:01:02,800 --> 00:01:06,920
‫استيورا نتونست دست روي دست
‫بذاره و اجازه بده مردمش كشته بشن.

18
00:01:07,000 --> 00:01:09,840
‫بريدا! تو تاوان اينو ميدي!

19
00:01:09,920 --> 00:01:11,400
‫پس خودتو نشون بده!

20
00:01:11,480 --> 00:01:14,880
‫حالا ما بايد مخفيانه وارد شهر
‫بشيم و دخترم رو نجات بديم.

21
00:01:16,400 --> 00:01:17,760
‫همه‌چي مقدر شده!

22
00:01:30,440 --> 00:01:31,520
‫بريدا!

23
00:01:44,560 --> 00:01:45,680
‫استيورا!

24
00:01:46,240 --> 00:01:49,280
‫استيورا، اين‌كارو نكن! اونو دور نزن!

25
00:01:55,880 --> 00:01:59,840
‫عزيزاي من مي‌بينيد كه
‫خدايان چطور به ما نظر كردن؟

26
00:01:59,920 --> 00:02:01,480
‫ديدين كه كيو براي ما آوردن؟

27
00:02:01,560 --> 00:02:04,160
‫خدايان فراموش نمي‌كنن كه
‫به اسم اونا چه كارهايي كردي.

28
00:02:04,240 --> 00:02:06,440
‫جلوي دهنت رو بگير، و
‫گرنه افرادم زبونت رو ميبرن.

29
00:02:06,520 --> 00:02:09,120
‫نه. تو با من مي‌جنگي.

30
00:02:09,200 --> 00:02:12,680
‫تو شهر منو گرفتي و مردم منو كشتي.

31
00:02:12,760 --> 00:02:14,479
‫تو با من مواجه ميشي.

32
00:02:16,039 --> 00:02:18,520
‫يا مي‌خواي پشت برده‌هات مخفي بشي؟

33
00:02:19,920 --> 00:02:24,560
‫تو چشم‌هاي اوترد رو داري. شايد وقتي
‫كارم با تو تموم شد چشم‌هات رو نگه دارم.

34
00:02:26,480 --> 00:02:28,360
‫قضيه چيه؟

35
00:02:28,440 --> 00:02:31,280
‫اون داشت به بقيه براي فرار
‫كمك مي‌كرد. قصد جونم رو كرده بود.

36
00:02:32,080 --> 00:02:34,600
‫دليلي براي خونريزي بيشتر نيست، بريدا.

37
00:02:34,680 --> 00:02:37,240
‫هلا خدمتكار خوبيه، اون به درد تو مي‌خوره.

38
00:02:38,160 --> 00:02:39,160
‫هوم.

39
00:02:44,680 --> 00:02:47,120
‫نظرت چيه، دختر؟

40
00:02:48,080 --> 00:02:49,600
‫تو به درد مي‌خوري؟

41
00:02:55,080 --> 00:02:56,080
‫خوبه.

42
00:03:12,880 --> 00:03:15,680
‫بذاريد مرگ اون هشداري
‫براي همه‌ي شما باشه...

43
00:03:15,760 --> 00:03:18,480
‫كه پشت دختر دانماركي كش باشيد.

44
00:03:35,560 --> 00:03:36,600
‫حركت كنيد!

45
00:03:42,920 --> 00:03:44,040
‫يه ميدان مبارزه درست كنيد.

46
00:03:44,120 --> 00:03:45,400
‫با من بجنگ، بريدا.

47
00:03:49,520 --> 00:03:50,520
‫تو جنگجو نيستي

48
00:03:50,560 --> 00:03:52,480
‫من ملكه‌ي افرويچ هستم.

49
00:03:53,280 --> 00:03:55,120
‫من دختر پدرم هستم.

50
00:03:55,200 --> 00:03:57,560
‫شايد مي‌ترسي كه خدايان طرف من باشن؟

51
00:03:57,640 --> 00:03:59,440
‫تو هيچي از خدايان نميدوني.

52
00:04:03,400 --> 00:04:04,440
‫ميدان مبارزه رو درست كنيد.

53
00:04:08,480 --> 00:04:12,040
‫اين‌ كارو نكن، استيورا! نجنگ!

54
00:04:12,064 --> 00:04:18,064
‫سي نما تقديم مي‌كند
‫30nama.com

55
00:04:18,088 --> 00:04:22,088
‫ما را در تلگرام و اينستاگرام دنبال كنيد
‫officialcinama@

56
00:04:22,088 --> 00:04:27,088
‫كانال رسمي تيم ترجمه‌ي ۳۰نما
@CinamaSub

57
00:04:27,112 --> 00:04:32,112
<font color="#ff8080">مترجم: ميثم موسويان</font>
<font color="#ff80c0">  MeysaM.UnicorN</font>
<font color="#0080c0">t.Me/unicorn025</font>

58
00:05:15,400 --> 00:05:16,400
‫ما توي شهر هستيم.

59
00:05:23,720 --> 00:05:25,480
‫يه ميدان درست كنيد!

60
00:05:50,200 --> 00:05:52,280
‫حالا مي‌دونم لمس گه چه حسي داره.

61
00:06:52,160 --> 00:06:53,640
‫استيورا.

62
00:06:53,720 --> 00:06:56,200
‫استيورا، اين‌كارو نكن!

63
00:06:57,600 --> 00:06:59,720
‫مي‌دونيد كه چه كار كنين، سريع باشيد.

64
00:07:02,160 --> 00:07:03,920
‫نجنگ، استيورا!

65
00:07:05,520 --> 00:07:07,160
‫ما با علامت تو ميايم.

66
00:07:42,840 --> 00:07:44,720
‫من آزادتون مي‌كنم، آماده باشيد.

67
00:08:14,120 --> 00:08:15,880
‫بيايد جلو حرومزاده‌ها!

68
00:08:15,960 --> 00:08:16,960
‫هاها!

69
00:09:03,360 --> 00:09:04,680
‫بريدا!

70
00:09:07,640 --> 00:09:11,640
‫نبايد ميومدي سراغ بچه‌هاي من، بريدا.

71
00:09:11,720 --> 00:09:14,480
در هر صورت اون كشيش كوچولو ‫از
آلتش استفاده‌اي هم نمي‌كرد.

72
00:09:32,400 --> 00:09:33,400
‫سيگتريگر!

73
00:09:35,720 --> 00:09:38,240
‫استيورا!

74
00:09:42,840 --> 00:09:45,320
‫چند نفر رو براي كمك به مردم نگه داريد.

75
00:09:47,920 --> 00:09:49,040
‫آماده باشيد!

76
00:10:27,720 --> 00:10:29,880
‫ويبكه، قايم شو تا خودم بيام سراغت.

77
00:11:01,920 --> 00:11:04,120
‫بريد توي جنگل! خودتون رو مخفي كنيد!

78
00:11:05,440 --> 00:11:06,440
‫پناه بگيريد!

79
00:11:29,760 --> 00:11:30,760
‫ويبكه!

80
00:11:33,120 --> 00:11:35,400
‫ويبكه! ويبكه طاقت بيار!

81
00:11:35,480 --> 00:11:37,040
‫مادر! مادر!

82
00:11:43,680 --> 00:11:45,640
‫ويبكه، خدايان از تو محافظت مي‌كنن!

83
00:11:51,080 --> 00:11:54,000
‫- بچه، از اون لبه بيا كنار.
‫- مادر!

84
00:11:54,080 --> 00:11:55,080
‫ويبكه!

85
00:11:55,640 --> 00:11:56,920
‫بيا پيش من.

86
00:11:57,480 --> 00:11:58,520
‫نرو پيش اون.

87
00:11:58,600 --> 00:12:01,200
‫نترس. دستت رو بده من.

88
00:12:01,280 --> 00:12:02,280
‫بپر بغل من!

89
00:12:02,840 --> 00:12:05,720
‫- ويبكه. بپر بغل من. خدايان با ما هستند.
‫- بريدا، نه!

90
00:12:06,680 --> 00:12:09,600
‫- دستت رو بده من.
‫- به من اعتماد كن، ما مي‌تونيم.

91
00:12:09,680 --> 00:12:11,440
‫ما مي‌تونيم، به من اعتماد كن.

92
00:12:11,520 --> 00:12:12,720
‫من مي‌گيرمت!

93
00:12:14,320 --> 00:12:15,920
‫- نه!
‫- ويبكه!

94
00:12:17,000 --> 00:12:18,000
‫ويبكه!

95
00:13:27,400 --> 00:13:30,560
‫عقب نشيني كنيد! عقب نشيني كنيد!

96
00:13:48,320 --> 00:13:49,320
‫بگيريدش.

97
00:13:51,120 --> 00:13:54,120
‫من برادر سيگتريگر هستم.
‫من برادر سيگتريگر هستم!

98
00:13:54,880 --> 00:13:56,400
‫سيگتريگر، اون مجبورم كرد.

99
00:13:56,960 --> 00:13:58,160
‫اون مجبورم كرد!

100
00:15:01,880 --> 00:15:04,760
‫مي‌دونستم كه مياي.

101
00:15:05,880 --> 00:15:07,920
‫تو خوب جنگيدي، استيورا.

102
00:15:08,000 --> 00:15:09,520
‫بريدا فرار كرد.

103
00:15:10,240 --> 00:15:11,520
‫چرا گذاشتي زنده بمونه؟

104
00:15:13,960 --> 00:15:20,320
‫بچه‌ش مرد. در سواستفاده از
‫سوگواري اون هيچ افتخاري نيست.

105
00:15:20,400 --> 00:15:22,600
‫اون افراد بيشتري رو پيدا
‫مي‌كنه كه ازش پيروي كنند.

106
00:15:22,680 --> 00:15:24,240
‫حالا وقتشه كه اين
‫قضيه رو تموم كنيم.

107
00:15:25,800 --> 00:15:28,520
‫ما خيلي از افرادمون رو از دست داديم.

108
00:15:29,720 --> 00:15:32,280
‫- اگه تو نري دنبالش خودم ميرم.
‫- من ميرم.

109
00:15:33,440 --> 00:15:34,280
‫فينان.

110
00:15:34,360 --> 00:15:40,040
‫سيتريك. افرادت رو از رومكفا جمع
‫كن. جشن پيروزي بعدا گرفته ميشه.

111
00:15:40,120 --> 00:15:41,560
‫چرا، سرورم؟

112
00:15:42,120 --> 00:15:43,400
‫ما بايد بريم دنبال بريدا.

113
00:15:44,640 --> 00:15:45,760
‫همين حالا.

114
00:15:47,240 --> 00:15:49,440
‫سرورم، من بايد باهاتون حرف بزنم...

115
00:15:49,520 --> 00:15:51,800
‫پدر پيرليگ رو پيدا كن. اون پيش مردم شهره.

116
00:15:51,880 --> 00:15:54,880
‫بعد اين‌جا بمون و مطمئن
‫شو كه بقيه‌ي شهر امنه.

117
00:16:13,400 --> 00:16:15,400
‫برادر، من در حقت بدي كردم.

118
00:16:16,160 --> 00:16:17,640
‫اون ساحره منو فريب داد.

119
00:16:17,720 --> 00:16:19,400
‫حرف نزن.

120
00:16:22,520 --> 00:16:23,600
‫صبر كن! خواهش مي‌كنم!

121
00:16:26,040 --> 00:16:27,320
‫من باهات جنگيدم!

122
00:16:27,400 --> 00:16:31,240
‫نه، تو ديدي كه ورق برگشته
‫و فقط دنبال نجات خودت بودي.

123
00:16:31,320 --> 00:16:33,040
‫من جونت رو نجات دادم.

124
00:16:39,680 --> 00:16:40,680
‫ما برادر هستيم.

125
00:16:43,720 --> 00:16:44,840
‫ما همخونيم.

126
00:16:56,040 --> 00:16:59,240
‫به سمت جنگل بريد! اون‌جا مخفي
‫بشيد تا براي برگشتن امن بشه.

127
00:17:00,000 --> 00:17:02,760
‫اين سربازا شما رو مي‌برن پيش بقيه، نترسيد.

128
00:17:31,800 --> 00:17:34,160
‫مي‌خواي يه زنگوله هم بنداز گردنت، پسر.

129
00:17:34,240 --> 00:17:35,400
‫ببخشيد.

130
00:17:36,720 --> 00:17:38,080
‫ببين. جسد.

131
00:17:39,800 --> 00:17:41,520
‫اون از اين‌ طرف اومده.

132
00:17:53,480 --> 00:17:55,160
‫شايد بهتر باشه بقيه رو بياريم.

133
00:18:15,920 --> 00:18:17,360
‫ببخشيد.

134
00:18:17,920 --> 00:18:20,200
‫اين اولين جنگته، عاديه.

135
00:18:21,040 --> 00:18:24,400
‫من بعد اولين نبردم كل دل و روده‌ام
‫رو توي كلاه‌خود برادرم رگنار بالا آوردم.

136
00:18:27,680 --> 00:18:32,040
‫تو كارت خوب بود. بقيه رو جمع كن،
‫بهشون بگو بريدا به سمت شمال ميره.

137
00:18:32,120 --> 00:18:34,040
‫- من ميرم جلو.
‫- اوترد، نه.

138
00:18:34,120 --> 00:18:37,240
‫بريدا فرار كرد، اين كار
‫تو نبود. خودت مي‌دوني.

139
00:18:38,720 --> 00:18:40,480
‫بايد از سرزنش خودت دست برداري.

140
00:18:41,000 --> 00:18:42,440
‫اون فرار نكرد.

141
00:18:44,400 --> 00:18:45,400
‫من اجازه دادم بره.

142
00:19:06,280 --> 00:19:07,440
‫اين حقيقت داره؟

143
00:19:07,920 --> 00:19:11,400
‫كشيش كاملا مطمئن بود كه
‫بانو اتلفرد بهار رو نمي‌بينه.

144
00:19:13,920 --> 00:19:16,640
‫به پادشاه خبري از خواهرش نرسيده.

145
00:19:19,440 --> 00:19:24,160
‫به نظر مياد كه اون
‫دنبال حمايت وسكس نيست...

146
00:19:24,680 --> 00:19:26,400
‫قبل اين‌كه جانشين خودش رو معرفي كنه.

147
00:19:26,880 --> 00:19:28,800
‫اون فقط به تاييد شوراي مرسيا نياز داره.

148
00:19:28,880 --> 00:19:31,560
‫همه‌ي اونا تاج و تخت رو
‫براي پسراي خودشون مي‌خوان.

149
00:19:32,120 --> 00:19:35,200
‫هر كسي كه اون اسمش رو بياره
‫يه جنگ خونيني رو در پيش داره.

150
00:19:35,280 --> 00:19:36,280
‫هوم.

151
00:19:40,080 --> 00:19:43,280
‫مگه اين‌كه بخواد تاج و
‫تخت رو به بانو الفوين بده.

152
00:19:43,360 --> 00:19:44,480
‫دخترش؟

153
00:19:45,040 --> 00:19:48,280
‫واقعا فكر مي‌كني كه اعضاي شورا به همين
‫راحتي جاه طلبي‌هاي خودشون رو كنار ميذارن؟

154
00:19:48,360 --> 00:19:52,160
‫اونا از اين انتخاب خوششون
‫نمياد، اما اين انتخاب...

155
00:19:52,800 --> 00:19:54,880
‫باعث تداوم صلح ميشه.

156
00:19:54,960 --> 00:19:58,880
‫اين باعث اجتناب از جنگ داخلي ميشه
‫كه ما بعد از مرگ اتلرد شاهدش بوديم.

157
00:20:00,440 --> 00:20:02,800
‫اما شايد اين تنها راه حل نيست.

158
00:20:03,360 --> 00:20:10,240
‫- تو كسي رو مد نظر داري؟
‫- كي بهتر از نوه‌ي من الفورد؟

159
00:20:11,160 --> 00:20:12,640
‫اون برادرزاده‌ي بانو هست.

160
00:20:12,720 --> 00:20:17,360
‫اون انتخاب بسيار مناسب‌تري
‫براي ادامه‌ي سلطنت خاندان اونه...

161
00:20:17,440 --> 00:20:21,720
‫و به اندازه‌اي جوونه كه الدرمن
‫فكر مي‌كنه مي‌تونه روش تاثير بذاره.

162
00:20:21,800 --> 00:20:23,160
‫اونا رو بايد قانع كرد.

163
00:20:23,240 --> 00:20:25,400
‫درسته.

164
00:20:27,680 --> 00:20:30,280
‫ما بايد با احتياج جلو بريم.

165
00:20:31,400 --> 00:20:35,280
‫ببين چه‌قدر شوراي نسبت به اتلفلد وفاداره.

166
00:20:35,360 --> 00:20:37,160
‫مي‌تونم به دوستامون توي ايلزبرگ خبر بدم.

167
00:20:37,200 --> 00:20:40,480
‫آره. سريع انجامش بده. اين قضيه
‫براي مدت زيادي مخفي نمي‌مونه.

168
00:20:40,560 --> 00:20:43,480
‫مخصوصا اگه اون كشيش شمشير به دست بفهمه.

169
00:20:48,560 --> 00:20:49,560
‫سرورم!

170
00:20:50,880 --> 00:20:53,400
‫اگه بريدا از اين مسير گذشته
‫باشه،‌ چند ساعت پيش بوده.

171
00:20:53,480 --> 00:20:55,680
‫ما مي‌تونيم سپيده دم برگرديم، سرورم.

172
00:20:55,760 --> 00:20:58,840
‫با نيروهاي بيشتري از افرويچ مي‌تونيم
‫محدوده‌ي جستجو رو گسترده‌تر كنيم.

173
00:20:58,920 --> 00:21:01,280
‫خيلي دير ميشه. ما بايد به گشتن ادامه بديم.

174
00:21:01,360 --> 00:21:03,160
‫ردشون رو گم كرديم، اوترد.

175
00:21:16,840 --> 00:21:18,240
‫ما به افرويچ برمي‌گرديم!

176
00:21:22,640 --> 00:21:23,760
‫تو پيداش مي‌كني.

177
00:21:24,680 --> 00:21:25,680
‫بله، پيداش مي‌كنم.

178
00:21:30,560 --> 00:21:31,560
‫اعليحضرت.

179
00:21:32,960 --> 00:21:36,520
‫از مرسيا به من خبر رسيده كه
‫افراد من به سيگتريگر نرسيدند.

180
00:21:36,600 --> 00:21:38,680
‫اتلفلد براي افرويچ كمكي نفرستاده.

181
00:21:39,800 --> 00:21:42,800
‫- كه اين‌طور.
‫- من متوجه نميشم.

182
00:21:42,880 --> 00:21:45,720
‫چرا بايد خواهرم اين‌قدر
‫بي‌پروايانه صلح رو به خطر بندازه؟

183
00:21:46,880 --> 00:21:51,120
‫شايد بانو اتلفلد كاري رو كرده كه
‫وسكس بايد مدت‌ها پيش انجام ميداد...

184
00:21:51,200 --> 00:21:53,360
‫و با دشمن داخلي ارتباطش رو قطع مي‌كرد.

185
00:21:54,240 --> 00:21:55,640
‫نه، اون اين‌جوري نبود.

186
00:21:56,360 --> 00:21:59,880
‫و چرا خبري از پيرليگ نشد؟

187
00:22:02,040 --> 00:22:05,240
‫من يه پيك به ايلزبرگ مي‌فرستم.
‫يه چيزي هست كه ما نمي‌دونيمش.

188
00:22:15,760 --> 00:22:17,880
‫بيا، بايد براي اولين پيروزيت مست كني.

189
00:22:17,960 --> 00:22:21,160
‫اين قسمتي هست كه ما معمولا
‫از قدرداني زناي محلي لذت مي‌بريم.

190
00:22:21,240 --> 00:22:22,320
‫اگه بريدا زني باقي گذاشته باشه.

191
00:22:51,640 --> 00:22:52,920
‫من كور بودم.

192
00:22:53,880 --> 00:22:57,040
‫من دروازه رو باز كردم و اجازه
‫دادم گرگ‌ها به ميان مردمم بيان.

193
00:22:57,120 --> 00:23:01,880
‫تو ما رو به پيروزي رسوندي. افرويچ
‫به حالت قبل برگشته، استيورا در امانه.

194
00:23:02,800 --> 00:23:06,040
‫همه‌ي اونا به من خيانت كردند. نه
‫فقط اوني كه من بهش مي‌گفتم برادر.

195
00:23:06,120 --> 00:23:10,440
‫من ضعيف بودم. وقتي مسيحي‌ها
‫مردمم رو مسموم مي‌كردن ساكت موندم.

196
00:23:13,600 --> 00:23:14,720
‫منم مثل تو عصباني هستم.

197
00:23:16,840 --> 00:23:19,880
‫- اما حقيقت...
‫- حقيقت؟ هيچ حقيقتي نبود.

198
00:23:20,680 --> 00:23:22,520
‫همه‌اش حقه و نيرنگ بود.

199
00:23:23,720 --> 00:23:27,320
‫حرفاي مسيحي‌ها مثل خدايي كه
‫وانمود مي‌كنن عاشقشن دروغينه.

200
00:23:27,400 --> 00:23:29,040
‫و من با اعتماد به اونا حماقت كردم.

201
00:23:29,680 --> 00:23:30,800
‫فكر مي‌كنم اشتباه مي‌كني.

202
00:23:30,880 --> 00:23:35,040
‫چرا؟ چرا از اونا دفاع مي‌كني؟ اگه
‫بريدا مرسياي مسيحي رو تهديد مي‌كرد...

203
00:23:35,120 --> 00:23:37,520
‫فكر مي‌كني ادوارد دست روي دست ميذاشت؟

204
00:23:39,200 --> 00:23:43,080
‫اما وقتي كه دانماركي‌ها مورد
‫حمله قرار گرفتن اون عليه ما شد.

205
00:23:43,960 --> 00:23:48,120
‫اوترد، ما فقط كافرهايي هستيم
‫كه قرباني ميشيم، نه بيشتر.

206
00:23:48,200 --> 00:23:51,680
‫پيرليگ گفت كه ادوارد افرادي رو
‫براي كمك به تو به مرسيا فرستاد.

207
00:23:51,760 --> 00:23:53,920
‫تو براي اونا چند تا جنگ رو برنده شدي؟

208
00:23:54,000 --> 00:23:55,360
‫اين‌جوري جوابت رو ميدن؟

209
00:23:56,040 --> 00:23:59,280
‫اونا بهت بي‌احترامي كردن.
‫اونا دخترت رو ول كردن.

210
00:23:59,920 --> 00:24:01,480
‫اونا مثل تو سر قولشون نيستن.

211
00:24:02,200 --> 00:24:04,200
‫اونا از تو حمايت نكردند.

212
00:24:07,640 --> 00:24:09,800
‫به من قسم وفاداري بخور.

213
00:24:11,880 --> 00:24:13,080
‫كنار همنوع خودت بمون.

214
00:24:19,200 --> 00:24:20,200
‫هوم؟

215
00:24:26,600 --> 00:24:28,000
‫جاي من توي رومكفا هست.

216
00:24:35,120 --> 00:24:36,120
‫هوم.

217
00:25:12,000 --> 00:25:13,640
‫پدر، سيگتريگر...

218
00:25:16,080 --> 00:25:19,560
‫به‌خاطر خيانت برادرش
‫الان توي وضع خوبي نيست.

219
00:25:20,520 --> 00:25:23,800
‫غرور اون جريحه دار شده،
‫اون براي بهبود به زمان نياز داره.

220
00:25:23,880 --> 00:25:26,960
‫فقط غرورش نيست، مي‌دونم
‫كه تو هم متوجهش شدي.

221
00:25:29,280 --> 00:25:31,440
‫اون به راهنمايي تو نياز داره،
‫اون به حرفت گوش مي‌كنه.

222
00:25:34,560 --> 00:25:35,560
‫مي‌موني؟

223
00:25:43,501 --> 00:25:50,021
[جاده‌ي ايلزبرگ - اردوگاه اتلفلد]

224
00:25:53,520 --> 00:25:56,040
‫اينو بنوش. به خوابت كمك مي‌كنه، بانو.

225
00:25:56,840 --> 00:25:58,040
‫تو يكم تب داري.

226
00:25:58,560 --> 00:26:01,480
‫من نبايد تا ملاقات پدر بنديكت بخوابم.

227
00:26:02,240 --> 00:26:05,920
‫مادرم هيچ وقت به من اجازه نميداد
‫كه بدون يه كشيش به خونه سفر كنم.

228
00:26:06,000 --> 00:26:08,400
‫عزيزم بنديكت اين‌جاست.

229
00:26:09,000 --> 00:26:12,120
‫بانو بايد امشب استراحت كنه.
‫اون به‌خاطر سفر ضعيف شده.

230
00:26:12,920 --> 00:26:16,960
‫اون با عنايت خدا خوب
‫ميشه، نه معجون‌هاي تو.

231
00:26:21,040 --> 00:26:23,680
‫كمكم مي‌كني ردام رو بپوشم ايديث؟

232
00:26:34,600 --> 00:26:37,960
‫آيين شفابخشي حالت رو خوب مي‌كنه.

233
00:26:40,080 --> 00:26:44,000
‫"و حواري به آن‌ها گفت آيا
‫در ميان شما مريضي هست؟

234
00:26:44,560 --> 00:26:47,280
‫بگذاريد كه او كشيش‌هاي
‫كليسا را فرا بخواند.

235
00:26:48,560 --> 00:26:52,720
‫بگذاريد كه آنها براي او دعا كنند،
‫با روغن مقدس او را مسح نمايند،

236
00:26:52,800 --> 00:26:55,960
‫به نام خداوند بزرگ."

237
00:26:56,920 --> 00:26:57,920
‫خدا رو شكر.

238
00:27:50,520 --> 00:27:52,400
‫دوستان ما در مرسيا پيام فرستادند.

239
00:27:53,000 --> 00:27:56,240
‫اونا گفتند كه بانو اتلفلد
‫بين الدرمن متحديني داره،

240
00:27:56,320 --> 00:27:59,800
‫اما افرادي كه از موفقيت‌هاي
‫اون كينه به دل گرفتن بيشترند.

241
00:27:59,880 --> 00:28:02,760
‫پس اونا وقتي زمانش برسه الفورد
‫رو به عنوان لرد انتخاب مي‌كنن؟

242
00:28:02,840 --> 00:28:05,760
‫فكر مي‌كنم بيشتر اونا
‫توسط طمع‌شون هدايت ميشن.

243
00:28:05,840 --> 00:28:06,840
‫هوم.

244
00:28:08,480 --> 00:28:10,480
‫تو بايد بلافاصله اين‌جا رو ترك كني.

245
00:28:10,560 --> 00:28:12,160
‫مطمئن شو كه شورا...

246
00:28:13,280 --> 00:28:14,680
‫احترام كافي رو دريافت كنه.

247
00:28:15,600 --> 00:28:17,720
‫اگه بانو قبل از اين‌كه من
‫به الدرمن برسم برگرده چي؟

248
00:28:17,800 --> 00:28:20,320
‫نبايد اين اتفاق بيفته. تو بايد
‫قبل اون به ايلزبرگ برسي.

249
00:28:20,400 --> 00:28:24,520
‫من با الفورد بعد اين‌كه
‫خبر رو به پادشاه رسوندم ميام.

250
00:28:40,080 --> 00:28:41,600
‫قصر در مقطع حساسي هست.

251
00:28:43,080 --> 00:28:48,400
‫من نبايد اين‌جا ديده بشم.

252
00:28:51,440 --> 00:28:53,520
‫هنوز زوده.

253
00:28:55,600 --> 00:28:58,400
‫همسر تو براي من توي
‫دربار وظايفي معين كرده.

254
00:28:59,600 --> 00:29:03,520
‫فكر كنم بايد انرژي خودم رو
‫صرف هنر سوزن‌دوزي كنم.

255
00:29:03,600 --> 00:29:05,120
‫اه.

256
00:29:06,080 --> 00:29:08,680
‫فكر مي‌كنم اون توسط يه
‫دختر روستايي متبرك شده...

257
00:29:08,760 --> 00:29:14,160
‫توسط... اگه اشتباه نكردم
‫كاتبرت قديس شگفت زده شده.

258
00:29:15,400 --> 00:29:17,760
‫ملكه مي‌خواد كه بانوان وينچستر...

259
00:29:17,840 --> 00:29:20,760
‫يه فرشينه‌ي بزرگ به
‫افتخار اون قديس بدوزند.

260
00:29:21,360 --> 00:29:22,480
‫البته كه اينو مي‌خواد.

261
00:29:23,280 --> 00:29:26,400
‫در حقيقت، فكر مي‌كنم اون
‫مي‌خواد منو زير نظر بگيره.

262
00:29:26,960 --> 00:29:29,120
‫- من بهش رسيدگي مي‌كنم.
‫- نه، نيازي به اين كار نيست.

263
00:29:30,720 --> 00:29:32,760
‫نمي‌خوام باعث رنجش اون بشم.

264
00:29:40,600 --> 00:29:42,440
‫امشب برميگردي؟

265
00:29:45,040 --> 00:29:47,000
‫اين دستور پادشاه منه؟

266
00:29:48,600 --> 00:29:49,600
‫به چنين چيزي اميد دارم.

267
00:29:57,160 --> 00:29:59,640
‫هزاران بار عذرخواهي
‫مي‌كنم كه بدموقع مزاحم شدم...

268
00:30:04,480 --> 00:30:05,480
‫لرد اتلهلم.

269
00:30:13,400 --> 00:30:14,400
‫خب؟

270
00:30:19,680 --> 00:30:22,320
‫راه آسوني براي
‫رسوندن چنين خبري نيست.

271
00:30:26,120 --> 00:30:29,240
‫خبرهاي غم‌انگيزي از مرسيا به من رسيده.

272
00:30:30,880 --> 00:30:34,040
‫خواهر شما شديدا مريضه، اعليحضرت.

273
00:30:35,280 --> 00:30:37,160
‫اون تا مدت زيادي زنده نمي‌مونه.

274
00:30:37,240 --> 00:30:38,320
‫غيرممكنه.

275
00:30:39,600 --> 00:30:40,920
‫- شكي در اين نيست.
‫- نه.

276
00:30:41,000 --> 00:30:44,440
‫چرا بايد جاسوس‌هاي تو قبل
‫پادشاه از چنين چيزي خبردار بشن؟

277
00:30:44,520 --> 00:30:46,280
‫ما در گذشته ديديم كه...

278
00:30:46,360 --> 00:30:52,560
‫چطور موضوع جانشيني تاج و تخت
‫مرسيا مي‌تونه منجر به هرج و مرج بشه.

279
00:30:52,640 --> 00:30:55,040
‫فكر مي‌كنم بانو مي‌خواد...

280
00:30:55,120 --> 00:30:59,480
‫تا زماني كه ممكنه موضوع
‫بيماريش مخفي بمونه.

281
00:31:00,680 --> 00:31:01,680
‫امكان نداره.

282
00:31:03,800 --> 00:31:05,120
‫من خيلي متاسفم.

283
00:31:09,560 --> 00:31:13,440
‫البته. اين توضيح ميده كه
‫چرا بانو ارتش مرسيا رو...

284
00:31:13,520 --> 00:31:14,720
‫براي كمك به افرويچ نفرستاد.

285
00:31:17,880 --> 00:31:22,400
‫در هر صورت، گزارشاتي مبني بر بازپس‌گيري
‫شهر توسط سيگتريگر به دست ما رسيده.

286
00:31:23,960 --> 00:31:25,200
‫خبر خوب كوچيكيه.

287
00:31:28,200 --> 00:31:29,560
‫ممنون، لرد اتلهلم.

288
00:31:35,560 --> 00:31:37,000
‫شما به مرسيا سفر مي‌كنيد؟

289
00:31:42,040 --> 00:31:44,760
‫ببخشيد، من ديگه مزاحم
‫ماتم و اندوه شما نميشم.

290
00:31:58,440 --> 00:32:00,560
‫- سرورم
‫- فينان، پيرليگ رو پيدا كردي؟

291
00:32:00,640 --> 00:32:03,120
‫من تا شب دنبالش گشتم،
‫نشونه‌اي از اون نبود.

292
00:32:03,600 --> 00:32:07,480
‫- احتمالا برگشته پيش پادشاه.
‫- اين كار ازش بعيده.

293
00:32:09,560 --> 00:32:11,640
‫اوترد، منو ببخش. ما بايد با هم حرف بزنيم.

294
00:32:11,720 --> 00:32:14,640
‫ما ميريم دنبال بريدا.
‫ما توي راه حرف ميزنيم.

295
00:32:18,280 --> 00:32:20,080
‫در مورد بانو اتلفلد هست.

296
00:32:24,661 --> 00:32:30,001
[ايلزبرگ - ايلسبري - قلمروي مرسيا]

297
00:32:39,600 --> 00:32:40,760
‫لرد الدهلم!

298
00:32:42,880 --> 00:32:45,160
‫اون زنده‌ست، اما قدرت جسمي نداره.

299
00:32:45,240 --> 00:32:48,520
‫نمي‌خواد تا وقتي كه مسئله حل
‫بشه وضعيتش رو كسي بفهمه.

300
00:32:48,600 --> 00:32:50,760
‫اون به كمك تو براي ورود به قصر نياز داره.

301
00:33:24,440 --> 00:33:27,720
‫اون تا بهار زنده نمي‌مونه.

302
00:33:35,000 --> 00:33:37,000
‫اما اون توي رومكفا كاملا حالش خوب بود.

303
00:33:39,160 --> 00:33:40,720
‫بايد در اين مورد اشتباه كرده باشي، فينان.

304
00:33:40,800 --> 00:33:42,400
‫كاش اشتباه كرده بودم.

305
00:33:43,400 --> 00:33:44,720
‫اون وقت زيادي نداره.

306
00:33:58,680 --> 00:34:00,240
‫و تو اين رو از من مخفي نگه داشتي؟

307
00:34:02,720 --> 00:34:06,080
‫ايديث از من خواهش كرد كه بذارم
‫توي نبرد پيروز بشيم و بعد اينو به تو بگم.

308
00:34:06,560 --> 00:34:08,760
‫تو حواست پيش دخترت
‫بود. كار خوبي نبود كه من...

309
00:34:08,840 --> 00:34:10,560
‫به بار مشكلاتت اضافه كنم.

310
00:34:13,679 --> 00:34:14,880
‫من متاسفم، اوترد.

311
00:34:23,159 --> 00:34:24,159
‫امكان نداره.

312
00:34:25,960 --> 00:34:26,800
‫امكان نداره.

313
00:34:26,880 --> 00:34:28,960
‫شما براي سال‌هاي زيادي عاشق هم بوديد.

314
00:34:30,080 --> 00:34:33,880
‫همه‌ي ما اين رو ديديم،‌ حتي اگه
‫بانو نتونه در موردش حرف بزنه.

315
00:34:33,960 --> 00:34:38,679
‫مي‌دونم از وقتي كه اون قسم
‫خورد تو چه دردي رو تحمل مي‌كني.

316
00:34:41,040 --> 00:34:45,360
‫اون مي‌خواد تو با اون باشي،
‫اوترد. تو بايد بري پيشش.

317
00:34:48,159 --> 00:34:50,360
‫فكر مي‌كردم يه روزي شايد...

318
00:34:52,840 --> 00:34:54,400
‫فكر مي‌كردم زمان بيشتري...

319
00:34:59,719 --> 00:35:01,520
‫حرف‌هاي زيادي هست كه بايد مي‌گفتم.

320
00:35:05,920 --> 00:35:07,160
‫هنوز زمان هست.

321
00:35:19,360 --> 00:35:20,760
‫ما به ايلزبرگ ميريم!

322
00:35:20,840 --> 00:35:21,840
‫استيورا!

323
00:35:23,600 --> 00:35:25,480
‫پدر؟

324
00:35:27,280 --> 00:35:28,280
‫پدر؟

325
00:35:33,120 --> 00:35:34,440
‫بانو اتلفلد داره ميميره.

326
00:35:35,840 --> 00:35:37,080
‫خيلي متاسفم، پدر.

327
00:35:38,600 --> 00:35:39,600
‫من بايد برم پيش اون.

328
00:35:41,400 --> 00:35:45,400
‫اگه دوباره مرسيا بدون رهبر
‫بشه، تو بايد مراقب باشي.

329
00:35:46,840 --> 00:35:48,160
‫تو مي‌توني با ما بياي.

330
00:35:49,440 --> 00:35:51,800
‫اين مي‌تونه به برطرف كردن
‫شكاف بين زمين‌هات كمك كنه.

331
00:35:52,520 --> 00:35:55,680
‫نه، جاي من اين‌جا با سيگتريگر هست.

332
00:35:56,960 --> 00:35:57,960
‫بله، همين‌طوره.

333
00:36:44,560 --> 00:36:45,800
‫ما بايد به حركت ادامه بديم.

334
00:36:49,680 --> 00:36:52,920
‫آخري چي؟ بايد اين‌جا بكشمش؟

335
00:36:56,960 --> 00:36:57,960
‫اه...

336
00:37:00,440 --> 00:37:01,440
‫اون مي‌تونه با ما بياد.

337
00:37:05,000 --> 00:37:06,600
‫خدايان اون رو به من تحويل دادن.

338
00:37:06,680 --> 00:37:07,840
‫اونا دليلش رو به من نشون ميدن.

339
00:37:20,680 --> 00:37:21,680
‫مادر؟

340
00:37:23,000 --> 00:37:24,000
‫من اين‌جام.

341
00:37:25,280 --> 00:37:27,960
‫الفوين. اون كجاست؟

342
00:37:28,960 --> 00:37:32,200
‫اون بچه نبايد تو رو در
‫اين حالت ببينه، عزيزم.

343
00:37:32,720 --> 00:37:34,680
‫بذار صبر كنيم تا وقتي
‫كه حالت يكم بهتر بشه.

344
00:37:34,760 --> 00:37:37,200
‫الفوين بايد به عنوان جانشين من تعيين بشه.

345
00:37:38,440 --> 00:37:41,040
‫اگه اون به سلطنت برسه ازش محافظت ميشه.

346
00:37:43,360 --> 00:37:44,960
‫من بانو الفوين رو ميارم.

347
00:37:48,080 --> 00:37:52,200
‫اون اين‌جاست.

348
00:37:52,280 --> 00:37:54,680
‫اون اين‌جاست. بيا ببين!

349
00:37:58,920 --> 00:37:59,960
‫هي!

350
00:38:05,800 --> 00:38:06,800
‫بانو الفوين.

351
00:38:13,040 --> 00:38:14,040
‫مادرت.

352
00:38:15,160 --> 00:38:18,280
‫در مورد اينه كه من چطور
‫اونو توي رومكفا شرمنده كردم؟

353
00:38:18,800 --> 00:38:20,720
‫در اين مورد ديگه چه حرفي براي گفتن مونده؟

354
00:38:20,800 --> 00:38:22,640
‫بانو اتلفلد فقط مي‌خواد باهات حرف بزنه.

355
00:38:22,680 --> 00:38:25,240
‫مادرم فقط مي‌خواد منو به‌خاطر كاري كه
‫اون نمي‌تونست انجامش بده سرزنش كنه.

356
00:38:25,320 --> 00:38:28,360
‫مادرت هر چيزي كه داشته
‫رو براي مرسيا فدا كرده!

357
00:38:28,440 --> 00:38:30,920
‫براي محافظت از مردمش،
‫براي محافظت از تو، تنها بچه‌اش.

358
00:38:31,000 --> 00:38:34,680
‫تو فقط اميدش براي آينده‌ي اين
‫قلمرو نيستي. تو قلب اوني، الفوين.

359
00:38:36,320 --> 00:38:37,480
‫اون فقط به تو فكر مي‌كنه.

360
00:38:43,320 --> 00:38:46,960
‫بيا. اون مشتاق ديدن توئه.

361
00:38:57,600 --> 00:38:58,680
‫متوجهي؟

362
00:39:02,160 --> 00:39:06,440
‫تنها خواسته‌ي من اينه كه بدونم
‫دخترم جانشين من و بانوي مرسيا ميشه.

363
00:39:08,280 --> 00:39:10,880
‫اين باعث ميشه تو در امان باشي، الفوين.

364
00:39:12,520 --> 00:39:14,000
‫تو بايد با اين موافقت كني.

365
00:39:15,880 --> 00:39:18,160
‫- من آماده نيستم.
‫- به من گوش كن.

366
00:39:18,960 --> 00:39:20,800
‫شايعه‌ي بيماري من گسترش پيدا مي‌كنه.

367
00:39:22,000 --> 00:39:26,040
‫افرادي هستن كه مي‌خوان براي نفع
‫شخصي خودشون تاج و تخت رو بدست بگيرن.

368
00:39:26,120 --> 00:39:27,280
‫اگه اونا موفق بشن،

369
00:39:27,360 --> 00:39:30,400
‫اولين كاري كه مي‌كنن
‫راحت شدن از دست دخترمه.

370
00:39:31,080 --> 00:39:32,880
‫تو داري اين بچه رو مي‌ترسوني.

371
00:39:32,960 --> 00:39:35,560
‫اون بايد حقيقت رو بدونه. وقتي نمونده...

372
00:39:38,520 --> 00:39:39,520
‫دردش ميره.

373
00:39:40,880 --> 00:39:41,880
‫مادر.

374
00:39:43,440 --> 00:39:44,800
‫خيلي درد داري؟

375
00:39:46,520 --> 00:39:48,440
‫نترس.

376
00:39:51,040 --> 00:39:53,400
‫مي‌دونم چيزهاي زيادي رو بايد قرباني كني.

377
00:39:55,480 --> 00:39:57,600
‫اين تصميمي بود كه من هم باهاش مواجه شدم.

378
00:39:59,720 --> 00:40:01,600
‫من وانمود نمي‌كنم كه اين آسونه.

379
00:40:03,880 --> 00:40:05,200
‫اما تو تنها نيستي.

380
00:40:09,240 --> 00:40:10,640
‫من قوي ميشم.

381
00:40:15,080 --> 00:40:18,960
‫من هر كاري بخواي مي‌كنم. وقتي از
‫دنيا بري من به عنوان ملكه خدمت مي‌كنم.

382
00:40:22,320 --> 00:40:24,000
‫شوراي از تو حمايت مي‌كنه.

383
00:40:25,360 --> 00:40:26,520
‫مطمئنم.

384
00:40:34,600 --> 00:40:35,960
‫بيا، الفوين.

385
00:40:36,840 --> 00:40:38,520
‫بيا با هم بريم كليسا.

386
00:40:50,240 --> 00:40:51,480
‫مادر؟

387
00:40:53,720 --> 00:40:55,440
‫تو بايد استراحت كني.

388
00:41:14,360 --> 00:41:16,760
‫ديدن تو در اين حالت
‫باعث رنجش اون ميشه.

389
00:41:19,000 --> 00:41:20,960
‫مواجه شدن با از دست دادن يه فرزند...

390
00:41:21,920 --> 00:41:23,680
‫چيز وحشتناكيه.

391
00:41:27,680 --> 00:41:29,400
‫اميدوارم بدوني كه من قدردانت هستم.

392
00:41:30,600 --> 00:41:35,440
‫اوه... بانو، نيازي به قدرداني نيست.

393
00:41:38,440 --> 00:41:41,560
‫يه لطف ديگه به من مي‌كني، لرد الدهم؟

394
00:41:43,880 --> 00:41:44,960
‫هر كاري كه باشه انجام ميدم.

395
00:41:47,120 --> 00:41:50,720
‫دخترم جوون و خودراي هست.

396
00:41:52,320 --> 00:41:53,680
‫مي‌دونم كه اون آماده نيست.

397
00:41:54,920 --> 00:41:56,480
‫تو بايد راهنماي اون باشي.

398
00:41:58,120 --> 00:41:59,120
‫مشاورش.

399
00:42:00,920 --> 00:42:01,920
‫اون بهت نياز داره.

400
00:42:03,040 --> 00:42:05,200
‫مرسيا به تو احتياج داره.

401
00:42:07,560 --> 00:42:09,800
‫البته. مفتخر ميشم.

402
00:42:12,880 --> 00:42:14,960
‫هيچ كسي با وفاتر از
‫تو به مرسيا خدمت نكرده.

403
00:42:18,680 --> 00:42:20,800
‫ما بايد سريع عمل كنيم.

404
00:42:21,520 --> 00:42:24,000
‫من ميرم دنبال الدرمن‌ها.

405
00:42:26,960 --> 00:42:29,920
‫ممنون، الدهلم.

406
00:42:59,000 --> 00:43:00,960
‫اگه اين خبر غم‌انگيز حقيقت داشته باشه،

407
00:43:01,040 --> 00:43:04,680
‫چطور وسكس قبل از الدرمن‌هاي
‫مرسيا ازش خبردار شده؟

408
00:43:04,760 --> 00:43:08,560
‫لرد اتلهلم دوستان زيادي
‫در سراسر قلمرو داره.

409
00:43:12,320 --> 00:43:16,480
‫همه‌ي شما مي‌دونيد كه بانو الفوين
‫جوان شايستگي حكومت رو نداره.

410
00:43:19,800 --> 00:43:23,120
‫ارباب تو راه حل ديگه‌اي رو پيشنهاد ميده؟

411
00:43:23,200 --> 00:43:24,920
‫البته، لرد برگرد.

412
00:43:25,880 --> 00:43:27,600
‫يه نفري رو سراغ داره كه
‫همه‌ي شما مي‌تونيد از اون...

413
00:43:28,680 --> 00:43:30,040
‫بهرمند بشيد.

414
00:43:52,720 --> 00:43:56,240
‫نعمتي نصيب همه‌ي ما شده كه مي‌تونيم ورود
‫اليس و زائرينش رو به وينچستر خوش آمد بگيم.

415
00:43:56,320 --> 00:43:57,480
‫كاملا درسته.

416
00:43:57,560 --> 00:43:59,520
‫اين همون زن جوان از لوس هست؟

417
00:44:00,160 --> 00:44:03,320
‫فرشينه اعمال كاتبرت
‫قديس رو بازگو مي‌كنه،

418
00:44:03,400 --> 00:44:05,560
‫قديسي كه به ملاقات اون اومد.

419
00:44:05,640 --> 00:44:07,320
‫خيلي جالبه.

420
00:44:08,320 --> 00:44:12,080
‫مهمه كه مردم ببينن كه تو اين
‫معجزه رو تصديق كردي، ادوارد.

421
00:44:13,560 --> 00:44:15,080
‫تو از كار ما راضي هستي؟

422
00:44:15,160 --> 00:44:18,760
‫شكوه و جلال خداوند از طريق
‫كار شما نمايانگر شده، بانوي من.

423
00:44:19,720 --> 00:44:22,560
‫ما خوشحال ميشيم كه پيشكش
‫شما رو به هولي آيل ببريم.

424
00:44:23,600 --> 00:44:27,440
‫- شما اين رو به ليندسفارن ميبريد؟
‫- با اجازه‌ي شما، اعليحضرت.

425
00:44:28,880 --> 00:44:32,400
‫وقتي شنيدم كه آليس داره
‫براي زيارت به هولي آيل ميره،

426
00:44:32,480 --> 00:44:35,440
‫مي‌دونستم كه تو دوست داري پيشكش
‫اونا رو با اجازه‌ي خودت متبرك كني.

427
00:44:35,520 --> 00:44:37,560
‫اين روي مردمت تاثير زيادي داره.

428
00:44:41,520 --> 00:44:44,960
‫البته. خدا در سفرتون پشت و پناهتون باشه.

429
00:44:53,560 --> 00:44:56,760
‫متوجهي كه نشون‌ دادن
‫تقواي خودت ممكنه به عنوان...

430
00:44:56,840 --> 00:44:59,120
‫ادعاي وسكس بر هولي آيل تلقي بشه؟

431
00:45:00,640 --> 00:45:03,360
‫شاه كنستانتين ليندسفارن
‫رو براي اسكاتلند مي‌خواد.

432
00:45:03,440 --> 00:45:06,120
‫اون ممكنه چنين چيزي رو به
‫عنوان يه اقدام تحريك آميز ببينه.

433
00:45:07,240 --> 00:45:08,240
‫من نمي‌دونستم.

434
00:45:11,160 --> 00:45:12,200
‫تو نپرسيدي.

435
00:45:20,280 --> 00:45:21,480
‫بانو.

436
00:45:22,520 --> 00:45:24,680
‫خدا از دلت خبر داره.

437
00:45:25,480 --> 00:45:28,520
‫اون درد تو رو مثل درد خودش حس مي‌كنه.

438
00:45:29,520 --> 00:45:30,640
‫من براي تو دعا مي‌كنم.

439
00:45:31,760 --> 00:45:36,760
‫تو مي‌دوني كه اراده خداوند
‫در زندگيته و آرامش اون در دلته.

440
00:45:44,320 --> 00:45:47,760
‫الان وقتي نيست كه
‫بخواي پادشاه رو دلخور كني.

441
00:45:47,840 --> 00:45:49,000
‫اون به من بي‌احترامي مي‌كنه.

442
00:45:49,080 --> 00:45:51,440
‫و تو به‌خاطر پسرت اين رو تحمل مي‌كني.

443
00:45:52,320 --> 00:45:54,800
‫اون تنها دليل اينه كه
‫ما اين‌جا جايگاهي داريم.

444
00:45:54,880 --> 00:45:57,440
‫من در اين مورد مطلع هستم،
‫اما از صبر كردن خسته شدم...

445
00:45:57,520 --> 00:46:01,120
‫الفورد تا چند هفته‌ي ديگه لرد مرسيا ميشه.

446
00:46:02,400 --> 00:46:06,520
‫وقتي بانو اتلفلد بميره يه شورا تشكيل ميشه.

447
00:46:06,600 --> 00:46:10,440
‫و نوه‌ي من به عنوان
‫جانشين اون برگزيده ميشه.

448
00:46:13,840 --> 00:46:17,000
‫اون به الدرمن‌هاي مرسيا
‫رشوه داده. تنها توجيه ممكن همينه.

449
00:46:17,560 --> 00:46:19,720
‫اون چند وقت از بيماري خواهرم اطلاع داشته؟

450
00:46:21,320 --> 00:46:22,320
‫تو چه كار مي‌كني؟

451
00:46:26,240 --> 00:46:27,520
‫لرد اتلهلم.

452
00:46:33,480 --> 00:46:35,160
‫من به ايلزبرگ ميرم.

453
00:46:36,600 --> 00:46:39,760
‫با خواست خدا خواهر من به
‫قدري زنده مي‌مونه كه ما رو ببينه.

454
00:46:41,480 --> 00:46:42,960
‫تصميم عاقلانه‌اي هست، سرورم.

455
00:46:45,720 --> 00:46:49,760
‫فكر مي‌كنم بهتره كه
‫فرزندت با نماينده‌ سفر كنه،

456
00:46:49,840 --> 00:46:51,840
‫الفورد خيلي به عمه‌ي خودش علاقه داره.

457
00:46:55,160 --> 00:46:57,320
‫شايد من بتونم همراهيش كنم؟

458
00:47:03,040 --> 00:47:05,320
‫اون ممكنه بتونه به
‫دخترعمه‌اش الفوين دلداري بده.

459
00:47:06,880 --> 00:47:07,880
‫دختر بيچاره.

460
00:47:18,320 --> 00:47:20,880
‫تو اونو مي‌بيني، سرورم. ما دير نمي‌كنيم!

461
00:47:26,000 --> 00:47:29,640
‫سيگتريگير! برادر!

462
00:47:31,000 --> 00:47:32,600
‫سيگتريگير!

463
00:47:32,680 --> 00:47:33,800
‫سيگتريگير!

464
00:47:34,640 --> 00:47:36,520
‫سيگتريگير!

465
00:47:37,000 --> 00:47:38,000
‫برادر!

466
00:47:39,240 --> 00:47:40,520
‫سيگتريگير!

467
00:47:41,440 --> 00:47:45,360
‫سيگتريگير! برادر!

468
00:47:49,680 --> 00:47:53,400
‫مي‌دونم آسون نيست كه برادر
‫خودت رو به مرگ محكوم كني.

469
00:47:56,320 --> 00:47:58,040
‫ما يه خانواده هستيم!

470
00:48:04,480 --> 00:48:05,920
‫تو دل رحمي.

471
00:48:07,520 --> 00:48:08,720
‫براي همينه كه عاشقتم.

472
00:48:09,520 --> 00:48:12,280
‫مي‌دونم كه بايد اقدام كنم.

473
00:48:13,080 --> 00:48:14,800
‫اون بايد تاوان جرائمش رو بده.

474
00:48:19,240 --> 00:48:21,840
‫اما در كل عمرم از اون محافظت كردم.

475
00:48:28,400 --> 00:48:29,680
‫من نمي‌دونم كه چه كار كنم.

476
00:48:30,480 --> 00:48:32,640
‫اون لايق بخشش تو نيست.

477
00:48:35,200 --> 00:48:37,160
‫شايد بتونيم بذاريم خدايان تصميم بگيرن.

478
00:48:46,480 --> 00:48:47,480
‫برادر.

479
00:48:49,400 --> 00:48:50,960
‫برادر!

480
00:49:01,160 --> 00:49:02,160
‫برادر.

481
00:49:04,200 --> 00:49:05,920
‫ما تصميم خودمون رو گرفتيم.

482
00:49:06,000 --> 00:49:09,560
‫تو مي‌توني اين‌جا يه مرگ سريع رو
‫انتخاب كني، يا مي‌توني به سرنوشت خودت...

483
00:49:09,640 --> 00:49:13,000
‫توي يه محاكمه‌ي عمومي اعتماد
‫كني، اما الان بايد تصميم بگيري.

484
00:49:13,080 --> 00:49:17,560
‫يه محاكمه؟

485
00:49:17,640 --> 00:49:20,600
‫اين چيزي بود كه وقتي اومدي اين‌جا
‫وانمود كردي كه مي‌خواي، مگه نه؟

486
00:49:20,680 --> 00:49:23,000
‫يه محاكمه براي مردمت تحت قوانين دانلا؟

487
00:49:32,080 --> 00:49:33,080
‫من تو رو مي‌شناسم.

488
00:49:34,080 --> 00:49:36,040
‫مي‌دونم تو عادلي.

489
00:49:36,960 --> 00:49:38,080
‫تو بخشنده‌اي.

490
00:49:40,880 --> 00:49:42,360
‫تو منو محكوم نمي‌كني.

491
00:49:42,440 --> 00:49:43,440
‫انتخاب كن!

492
00:50:23,280 --> 00:50:24,720
‫تو اونا رو به اين‌جا آوردي!

493
00:50:43,200 --> 00:50:46,600
‫زنداني با هر دو دستش ميله رو ميگيره!

494
00:50:46,680 --> 00:50:48,800
‫اون ۹ قدم برميداره،

495
00:50:48,880 --> 00:50:51,760
‫براي ۹ شبي كه اودين از
‫درخت بزرگ آويزون بود.

496
00:50:51,840 --> 00:50:56,640
‫اگه موفق بشه، خدايان به
‫اون لطف كردن و بخشيده ميشه.

497
00:50:57,680 --> 00:51:00,560
‫اما اگه شكست بخوره،
‫خدايان اون رو نفرين كردند.

498
00:51:03,240 --> 00:51:05,240
‫و شمشير من آماده هست!

499
00:51:10,040 --> 00:51:11,120
‫برادر، من...

500
00:51:12,520 --> 00:51:13,760
‫ما شروع مي‌كنيم!

501
00:51:43,784 --> 00:51:48,784
‫مترجم: ‫ميثم موسويان
MeysaM.UnicorN
‫t.Me/unicorn025

502
00:51:48,808 --> 00:51:53,808
‫بزرگترين مرجع دانلود فيلم و سريال
‫30nama.com

