1
00:00:02,166 --> 00:00:03,400
‫<font color="#ff۰۰۰۰">پیش از این در
‫"The Originals"</font>

2
00:00:03,401 --> 00:00:05,884
‫این شهر زمانی خانه‌ی من بود

3
00:00:05,885 --> 00:00:08,274
‫و در غیاب من "مارسل" تمام چیزهایی که من

4
00:00:08,275 --> 00:00:09,856
‫می‌خواستم را بدست آورده

5
00:00:09,857 --> 00:00:11,485
‫می‌خوام همشو پس بگیرم

6
00:00:11,486 --> 00:00:13,326
‫بدین‌وسیله وفاداریم رو به تو تعهد می‌کنم

7
00:00:13,327 --> 00:00:15,929
‫- "سِلِست"
‫- سِلِست"؟"

8
00:00:15,930 --> 00:00:18,263
‫هر کی بود خیلی جذاب بود

9
00:00:18,264 --> 00:00:19,631
‫من باور دارم که وقتی یکی رو دوست داشته باشی

10
00:00:19,632 --> 00:00:21,067
‫به‌طور منحصر به فردی آسیب‌پذیر هستی

11
00:00:21,068 --> 00:00:22,369
‫اون به‌خاطر من مُرد

12
00:00:22,370 --> 00:00:24,070
‫دِوینا" یه اسلحه ی قدرتمنده"

13
00:00:24,071 --> 00:00:25,438
‫آره

14
00:00:25,439 --> 00:00:26,740
‫میدونم که باید کشته می‌شدم تا مراسم

15
00:00:26,741 --> 00:00:29,709
‫دِرو" بتونه کامل بشه"

16
00:00:29,710 --> 00:00:32,544
‫اون مُرده . می‌فهمی؟

17
00:00:32,545 --> 00:00:35,136
‫چهار نفر قرار بود زنده بشن ولی هیچ‌کدوم نشدن

18
00:00:35,137 --> 00:00:37,263
‫اون همه قدرت کجا رفت؟

19
00:00:37,264 --> 00:00:40,386
‫یکی ما رو فراخوانده . کی؟

20
00:00:40,387 --> 00:00:41,921
‫من

21
00:00:41,922 --> 00:00:44,353
‫و ممنون میشم اگه با اسم واقعیم صدام کنید...

22
00:00:44,354 --> 00:00:46,425
‫"سِلِست"

23
00:00:47,500 --> 00:00:48,500
‫: ارائه‌ای مشترک از دو تیم ترجمه
‫<font color=Blue>Free-Offline</font> &<font color=#FF۰۰۸۰> DivXdl</font>

24
00:00:49,500 --> 00:00:50,500
‫مترجم : کامران

25
00:00:53,100 --> 00:00:55,968
‫این گورستان رو به یاد میارم

26
00:00:55,969 --> 00:00:58,604
‫یه ذره هم عوض نشده

27
00:00:58,605 --> 00:01:00,745
‫بیش از یک قرنه که با قیافه‌های مختلف

28
00:01:00,746 --> 00:01:03,079
‫به این مکان میام

29
00:01:25,264 --> 00:01:29,301
‫کلارا سامرلین" ، میشه بیخیال بشی؟"

30
00:01:29,302 --> 00:01:31,837
‫وگرنه همه چیز رو از دست میدیم

31
00:01:47,019 --> 00:01:48,834
‫بهت که گفتم

32
00:01:48,835 --> 00:01:50,920
‫همه‌ی جادوگرای محله اینجا هستن تا

33
00:01:50,921 --> 00:01:53,504
‫بتونن "پاپا تونده" ـی بزرگ رو ببینن

34
00:02:14,713 --> 00:02:17,749
‫جادوگران محله‌ی فرانسوی‌ها

35
00:02:17,750 --> 00:02:19,657
‫به‌خاطر خوش‌آمدگویی‌ـتون تشکر می‌کنم

36
00:02:19,658 --> 00:02:21,784
‫خیلی خوبه که بین مَردُمی با ایمان باشم

37
00:02:21,785 --> 00:02:24,223
‫من هم جادوی اجدادی رو تمرین می‌کنم

38
00:02:24,224 --> 00:02:27,259
‫و به اونایی که قبل از ما
‫این مسیر رو رفتن احترام میزارم

39
00:02:27,260 --> 00:02:29,874
‫از اونا قدرتمون رو بدست می‌آوریم

40
00:02:31,430 --> 00:02:33,421
‫و ما به اون قدرت نیاز داریم

41
00:02:33,422 --> 00:02:35,548
‫چون یک تاریکیِ بزرگ در حال اومدن هست

42
00:02:35,549 --> 00:02:38,070
‫شهری که اجدادتون براتون جا گذاشتن الان توسط

43
00:02:38,071 --> 00:02:41,177
‫دزدهای دریایی ، هیولاها
‫و خون‌آشام‌ها اداره میشه

44
00:02:59,030 --> 00:03:01,760
‫من جادوی دیگری رو هم انجام میدم

45
00:03:01,761 --> 00:03:03,200
‫جادوی قربانی کردن

46
00:03:03,201 --> 00:03:05,530
‫از زندگی موجوداتی که پیشکش می‌کنم قدرت می‌گیرم

47
00:03:05,531 --> 00:03:07,766
‫و از این قدرت برای پیروز شدن
‫بر دشمنانم استفاده می‌کنم

48
00:03:07,767 --> 00:03:11,374
‫و مطمئن باشین که دشمنان شما رو هم
‫به‌خاطر طمع ـشون مجازات می‌کنم

49
00:03:13,505 --> 00:03:18,041
‫در ازای این‌کار شما خانواده‌ام رو
‫به جمع قبیله‌ـتون راه میدین

50
00:03:20,979 --> 00:03:23,886
‫و من رو به عنوان رهبرتون انتخاب می‌کنین

51
00:03:29,187 --> 00:03:32,390
‫آقایون ، اینجا رو خونه‌ی خودتون فرض کنید

52
00:03:32,391 --> 00:03:34,533
‫به نظر میاد شهردار "اوکانل" دیر کرده اما

53
00:03:34,534 --> 00:03:36,561
‫موضوعات زیادی هست که باید
‫بحث بشن پس شروع می‌کنم

54
00:03:36,562 --> 00:03:39,096
‫لطفا یک لحظه صبر کن برادر

55
00:03:39,571 --> 00:03:41,199
‫میدونی که چقدر از این گردهمایی‌های

56
00:03:41,200 --> 00:03:43,467
‫غیرقانونی خوشم میاد

57
00:03:43,468 --> 00:03:45,036
‫نگران نباشید

58
00:03:45,037 --> 00:03:46,938
‫برخلاف شهرت برادرم می‌تونم بهتون اطمینان بدم که

59
00:03:46,939 --> 00:03:48,621
‫ما اینجا جمع شدیم که در صلح باهم بحث کنیم

60
00:03:48,622 --> 00:03:50,174
‫می‌تونین روی قولم حساب کنین

61
00:03:50,175 --> 00:03:51,309
‫و از شانس خوبتون

62
00:03:51,310 --> 00:03:53,666
‫برادرم همیشه به قول‌هاش وفا می‌کنه

63
00:03:55,813 --> 00:03:59,783
‫شما ۲تا از خانواده مافیایی "گوئِرا" هستید

64
00:03:59,784 --> 00:04:02,854
‫یه دسته‌ی بی‌شعور از دزدها و قاتل‌ها و این

65
00:04:02,855 --> 00:04:04,822
‫در مقایسه با چیزی که تو ماه کامل بهش تبدیل میشین

66
00:04:04,823 --> 00:04:06,324
‫هیچی نیست ، مگه نه؟

67
00:04:06,325 --> 00:04:07,458
‫آره ، آره ، آره

68
00:04:07,459 --> 00:04:09,060
‫البته یه گاز از گونه‌ی شما

69
00:04:09,061 --> 00:04:10,661
‫برای یه اصیل خطرناک نیست

70
00:04:10,662 --> 00:04:12,830
‫اگه بینمون تعارضی پیش بیاد

71
00:04:12,831 --> 00:04:15,032
‫اتفاق خوبی برای شما نمیفته

72
00:04:15,033 --> 00:04:16,434
‫بزارین پیشنهادمون رو بهتون بگیم

73
00:04:16,435 --> 00:04:18,651
‫من و برادرم بنادرِ شهر رو کنترل می‌کنیم

74
00:04:18,652 --> 00:04:20,671
‫اما با این قانونِ منع که بزودی تصویب میشه

75
00:04:20,672 --> 00:04:22,907
‫نیروهای فدرالی که ما نمی‌خوایم باهاشون

76
00:04:22,908 --> 00:04:26,510
‫برخورد داشته باشیم اینجا زیاد میشه

77
00:04:26,511 --> 00:04:28,846
‫بنابراین می‌خوام یه سیستمی رو پیشنهاد بدم که

78
00:04:28,847 --> 00:04:31,848
‫"در اون زیر نظرِ ما خانواده‌ی "گوئِرا

79
00:04:31,849 --> 00:04:33,984
‫می‌تونه به ازای یک درصدی از سود

80
00:04:33,985 --> 00:04:36,120
‫الکل رو به شهر وارد کنه

81
00:04:36,121 --> 00:04:37,755
‫ما هنوز هم مسئول بنادر خواهیم بود

82
00:04:37,756 --> 00:04:41,325
‫اما حاکمیتمون یه راز باقی می‌مونه

83
00:04:43,461 --> 00:04:45,362
‫اینا همه خوب به نظر میرسن اما

84
00:04:45,363 --> 00:04:47,097
‫به من بگین

85
00:04:47,098 --> 00:04:48,722
‫چه سودی به جادوگرها میرسه؟

86
00:04:48,723 --> 00:04:50,833
‫من متاسفم اما این یه جلسه خصوصی هست

87
00:04:51,351 --> 00:04:53,811
‫بله . جلسه خصوصی برای پادشاهانِ شهر

88
00:04:53,812 --> 00:04:55,839
‫اما من هم یه پادشاه هستم

89
00:04:55,840 --> 00:04:57,440
‫و برای خودم قوانینی دارم

90
00:04:57,441 --> 00:05:00,343
‫تحت تاثیر قرار گرفتم

91
00:05:00,777 --> 00:05:03,529
‫تو یا واقعا جاه‌طلب هستی یا واقعا احمق

92
00:05:03,530 --> 00:05:05,406
‫اسمت چیه رفیق؟

93
00:05:05,407 --> 00:05:08,351
‫من "آلفونز بلاتونده دلگالو" هستم

94
00:05:08,785 --> 00:05:10,687
‫اما پیروانم منو "پاپا تونده" صدا میزنن

95
00:05:10,688 --> 00:05:12,122
‫و اومدم که ازتون بخوام جادوگرها هم

96
00:05:12,123 --> 00:05:13,490
‫برای اجازه دادن به زندگی شما در اینجا

97
00:05:13,491 --> 00:05:15,539
‫یک سهم منصفانه‌ای ببَرَن

98
00:05:16,027 --> 00:05:17,828
‫داری پیشنهاد میدی که از طرف

99
00:05:17,829 --> 00:05:19,795
‫جادوگران محله فرانسوی‌ها صحبت می‌کنی؟

100
00:05:19,796 --> 00:05:21,964
‫الان دیگه آره و پیشنهاد میدم

101
00:05:22,465 --> 00:05:25,068
‫مذاکرات آینده‌مون به خوبی و نرمی پیش بره

102
00:05:25,069 --> 00:05:29,071
‫و به عنوان ضمانت هدیه‌ای براتون آوردم

103
00:05:33,477 --> 00:05:36,685
‫منتظر گردهمایی بعدیمون خواهم بود

104
00:05:51,261 --> 00:05:54,328
‫خب ، مثل اینکه به یه شهردار جدید نیاز داریم

105
00:05:56,200 --> 00:06:01,100
‫<font color="#ff۰۰۰۰">"The Originals"
‫فصل ۱
‫قسمت ۱۲ : بازگشت از مرگ</font>

106
00:06:01,774 --> 00:06:04,841
‫هی "مارسل" ، شاید بدونی اینجا چه اتفاقی داره میفته

107
00:06:04,842 --> 00:06:06,810
‫کلاوس" دستور داد هممون اینجا جمع بشیم"

108
00:06:06,811 --> 00:06:08,111
‫ولی حالا خودش هنوز نیومده

109
00:06:08,112 --> 00:06:09,679
‫از جونم چی می‌خواین؟

110
00:06:09,680 --> 00:06:12,930
‫این یه حکومت جدیده . بهش عادت کنین

111
00:06:15,268 --> 00:06:18,821
‫برادران عزیزم ، می‌تونم توجهتون رو جلب کنم؟

112
00:06:18,822 --> 00:06:22,724
‫"شکی نیست که همتون از دیدن "تیئِری ونچور

113
00:06:22,725 --> 00:06:24,526
‫که قرار بود به‌خاطر کشتن یکی از همنوعانش

114
00:06:24,527 --> 00:06:26,563
‫تو باغ بپوسه و مجازات بشه سوپرایز شدین

115
00:06:26,564 --> 00:06:30,600
‫و من به شخصه تصمیم گرفتم بهش عفو بدم

116
00:06:30,601 --> 00:06:34,771
‫امیدوارم همتون به "تیئِری" خوش‌آمدگویی کنین

117
00:06:34,772 --> 00:06:36,639
‫به خونه خوش اومدی رفیق

118
00:06:41,628 --> 00:06:44,146
‫خیلی سرحالی

119
00:06:44,547 --> 00:06:46,382
‫"بهتره بیشتر از این بری "میستیک‌فالز

120
00:06:46,383 --> 00:06:47,817
‫خب ، هر چند که خیلی دوست دارم اما

121
00:06:47,818 --> 00:06:50,050
‫اینجا مسئولیت‌های زیادی دارم

122
00:06:51,554 --> 00:06:55,724
‫حالا همونطور که همتون میدونین

123
00:06:55,725 --> 00:06:58,493
‫جادوگر "دِوینا" دیگه با ما نیست

124
00:06:58,494 --> 00:07:00,728
‫بدون "دِوینا" ما دیگه نمی‌تونیم فعالیت‌های

125
00:07:01,265 --> 00:07:03,691
‫جادوگرا تو همسایگیمون رو کنترل کنیم

126
00:07:03,692 --> 00:07:07,270
‫هر چند از اونجایی که مراسم "دِرو" موفق نبود

127
00:07:07,271 --> 00:07:10,364
‫جادوشون بزودی از بین میره و تا

128
00:07:10,365 --> 00:07:13,576
‫اون‌موقع بهتره اونا رو معطل نگه داریم

129
00:07:13,577 --> 00:07:17,745
‫دیئِگو" ، می‌تونی یه حمله به"

130
00:07:17,746 --> 00:07:19,538
‫محل زندگی جادوگرا رو رهبری کنی؟

131
00:07:24,787 --> 00:07:28,132
‫مارسل" ، امیدوار بودم به "دیئِگو" محلق بشی"

132
00:07:28,133 --> 00:07:30,291
‫نه

133
00:07:31,727 --> 00:07:33,761
‫می‌خوام یه روز مرخصی بگیرم

134
00:07:36,031 --> 00:07:38,225
‫حالا شاید بهش شک کنی

135
00:07:38,226 --> 00:07:40,202
‫امروز "نیکلاوس" رو دیدم که به یکی از دشمنانش

136
00:07:40,203 --> 00:07:41,737
‫رحم و مروت نشون داد

137
00:07:41,738 --> 00:07:43,305
‫اگه این پیشرفت نیست پس چی هست؟

138
00:07:43,306 --> 00:07:44,773
‫"خواهش می‌کنم "آلایژا

139
00:07:44,774 --> 00:07:46,542
‫فکر می‌کنی کی "کلاوس" رو متقاعد کرد
‫که "تیئِری" رو آزاد کنه؟

140
00:07:46,543 --> 00:07:49,378
‫چرا باید همچین کاری رو انجام بدی؟

141
00:07:49,379 --> 00:07:51,080
‫"چون برخلاف تعویق مجازاتش توسط "کلاوس

142
00:07:51,081 --> 00:07:53,515
‫تیئِری" هنوز ازش متنفره"

143
00:07:53,516 --> 00:07:54,783
‫و از این خصوصیت "تیئِری" خوشم میاد

144
00:07:54,784 --> 00:07:56,151
‫و همچنین از این موضوع که قبلا با
‫یه جادوگر دوست بوده هم خوشم میاد

145
00:07:56,152 --> 00:07:58,320
‫چون اینجوری از قبیله‌های جادوگرا اطلاعات داره

146
00:07:58,321 --> 00:07:59,655
‫شاید بتونه منو به کسی که جادوی

147
00:07:59,656 --> 00:08:01,190
‫مراسم "دِرو" رو دزدید برسونه

148
00:08:01,191 --> 00:08:02,458
‫ربکا" ، ما همه به‌خاطر نتیجه‌ی این"

149
00:08:02,459 --> 00:08:03,992
‫مراسم ناراحت هستیم

150
00:08:03,993 --> 00:08:05,794
‫خب ، موضوع همینه
‫هیچ نتیجه‌ای وجود نداشت

151
00:08:05,795 --> 00:08:09,064
‫جفتمون میدونیم که جادویی
‫با این قدرت همینجوری ناپدید نمیشه

152
00:08:09,065 --> 00:08:11,533
‫من میگم یکی اونو دزدید

153
00:08:11,534 --> 00:08:12,935
‫دوست دارم بدونم کی

154
00:08:12,936 --> 00:08:14,970
‫و بعد دوست دارم باهاش متحد بشم

155
00:08:14,971 --> 00:08:18,240
‫که آخرش چی بشه؟

156
00:08:18,241 --> 00:08:20,142
‫من از تهدید شدن و کنترل شدن توسط

157
00:08:20,143 --> 00:08:22,186
‫برادرِ مستبد و ستم کارمون خسته شدم

158
00:08:22,187 --> 00:08:24,546
‫اگه بخوای یه قلدر رو متوقف کنی

159
00:08:24,547 --> 00:08:26,148
‫باید قدرتشو داشته باشی که در مقابلش وایستی

160
00:08:26,149 --> 00:08:27,783
‫من از "نیکلاوس" انتظار چنین رفتاری رو دارم

161
00:08:27,784 --> 00:08:29,217
‫اما وقتی این رفتار از طرف تو میاد خیلی

162
00:08:29,218 --> 00:08:30,943
‫ناامید کننده هست

163
00:08:31,354 --> 00:08:33,220
‫نمی‌بینی که به روش خودش

164
00:08:33,221 --> 00:08:35,323
‫داره سعی و تلاش می‌کنه؟

165
00:08:35,324 --> 00:08:37,559
‫دعوتمون کرده که به خونه‌ی خانوادگیمون برگردیم

166
00:08:37,560 --> 00:08:39,928
‫و در آرزوی اینه که خانوادمون دوباره به‌هم بپیونده

167
00:08:39,929 --> 00:08:41,363
‫آره . الان تو حس و حال خوبیه اما

168
00:08:41,364 --> 00:08:42,454
‫تا کِی؟

169
00:08:42,965 --> 00:08:44,666
‫"این حُقه‌اش ـه "آلایژا

170
00:08:44,667 --> 00:08:47,202
‫کلاوس" احساس کاذب"

171
00:08:47,203 --> 00:08:48,703
‫رفاقت و خویشاوندی رو بهت میده

172
00:08:48,704 --> 00:08:51,172
‫و بعد مثل یه مار برعلیه ـت میشه
‫و بهت حمله می‌کنه

173
00:08:51,173 --> 00:08:52,440
‫من هر بار خرِ ـش میشم

174
00:08:52,441 --> 00:08:53,775
‫و به‌خاطر کارهام یه خنجر تو سینه‌ام

175
00:08:53,776 --> 00:08:55,110
‫فرو می‌کنه

176
00:08:55,111 --> 00:08:56,544
‫دیگه نه

177
00:08:56,545 --> 00:08:57,879
‫من باور دارم که "کلاوس" در حال رسیدن به

178
00:08:57,880 --> 00:08:59,514
‫یه شکلی از صلح و آرامش هست

179
00:08:59,515 --> 00:09:01,600
‫مثل اینکه پادشاهی کردن یه چیز مفید براش بوده

180
00:09:01,601 --> 00:09:04,059
‫حالا خواهر ، ازت خواهش می‌کنم که

181
00:09:04,060 --> 00:09:05,720
‫اگه نمی‌تونی ازش پشتیبانی کنی

182
00:09:05,721 --> 00:09:09,773
‫حداقل تحریکش نکن

183
00:09:13,962 --> 00:09:16,965
‫یعنی الان به اینجا رسیدیم؟

184
00:09:16,966 --> 00:09:18,399
‫تمام پادشاهیمون رو من می‌گردونم

185
00:09:18,400 --> 00:09:20,200
‫و تو اینجا مثل بچه‌ها لب و لوچه‌ات آویزونه؟

186
00:09:20,201 --> 00:09:21,703
‫خودت می‌خواستی پادشاه بشی

187
00:09:21,704 --> 00:09:23,705
‫تازه به نظر میاد همه چیز رو تحت کنترل داری

188
00:09:23,706 --> 00:09:25,707
‫اگه افراد ببینن که از زیر مسئولیت‌هات

189
00:09:25,708 --> 00:09:27,275
‫شونه خالی می‌کنی اونا هم همین کار رو می‌کنن

190
00:09:27,276 --> 00:09:30,677
‫بهت گفتم که حوصله‌ی مشکلات خون‌آشام‌ها رو ندارم

191
00:09:30,678 --> 00:09:32,747
‫نه . تو ترجیح میدی برای
‫دوست کوچولوی از دست رفته‌ـت

192
00:09:32,748 --> 00:09:34,315
‫زانوی غم بقل بگیری

193
00:09:34,316 --> 00:09:35,917
‫اعصابم رو خورد نکن

194
00:09:35,918 --> 00:09:38,086
‫من متاسفم که "دِوینا" مُرد

195
00:09:38,087 --> 00:09:40,054
‫متاسفم اما این عزاداری

196
00:09:40,055 --> 00:09:43,658
‫شایسته تو نیست و من رو هم خسته کرده

197
00:09:43,659 --> 00:09:47,644
‫هی بچه‌ها ، ما یه مشکلی داریم

198
00:09:50,932 --> 00:09:52,266
‫اومدیم که همونطور که گفتی

199
00:09:52,267 --> 00:09:54,168
‫جادوگرا رو اذیت کنیم

200
00:09:54,169 --> 00:09:56,237
‫و این ۲تا که گم شده بودن رو

201
00:09:56,238 --> 00:09:57,823
‫اینجوری پیدا کردیم

202
00:09:57,824 --> 00:10:00,532
‫حتی چوب هم تو بدنشوت فرو نرفته فقط مُردن

203
00:10:06,332 --> 00:10:08,848
‫داری کجا میری؟

204
00:10:09,252 --> 00:10:11,168
‫یکی باید تاوان اینو بده

205
00:10:13,754 --> 00:10:16,673
‫اگه می‌خوای انتقام بگیری خودت بگیر

206
00:10:18,259 --> 00:10:20,928
‫این علامت مربوط به یه جادوی سیاهه

207
00:10:21,296 --> 00:10:22,662
‫و هر کدومتون که عقل داشته باشه برمیگردین

208
00:10:22,663 --> 00:10:25,057
‫به خونه و خودتون رو از این موضوع کنار می‌کشین

209
00:10:34,208 --> 00:10:36,977
‫ما کسی که این‌کار رو کرده رو پیدا می‌کنیم

210
00:10:36,978 --> 00:10:40,281
‫و بهشون نشون میدیم که رنج یعنی چی

211
00:10:40,282 --> 00:10:43,149
‫قبلا برای "مارسل" چیزایی رو اینجا جابجا می‌کردم

212
00:10:43,150 --> 00:10:44,518
‫"فکر کردم بهتره اینو قبل از "نیکلاوس

213
00:10:44,519 --> 00:10:45,537
‫ببینی

214
00:10:45,538 --> 00:10:47,187
‫هنوز یه روز هم نیست از باغ آزاد شدی

215
00:10:47,188 --> 00:10:48,589
‫و همین الان مفید بودنتو نشون دادی

216
00:10:48,590 --> 00:10:49,708
‫ما یه قرار داشتیم

217
00:10:49,709 --> 00:10:51,592
‫و اگه چیزی که پیدا کردم چیزها رو به‌هم بریزه

218
00:10:51,593 --> 00:10:53,994
‫من پایه هستم اما راستشو بخوای

219
00:10:53,995 --> 00:10:56,529
‫اینا باعث میشه مور مور بشم

220
00:10:56,530 --> 00:10:59,700
‫تا حالا هیچی شبیه این ندیده بودم

221
00:10:59,701 --> 00:11:02,135
‫من خیلی وقت پیش دیده بودم

222
00:11:04,805 --> 00:11:07,559
‫یکی داره از کارای یه جادوگر خطرناک تقلید می‌کنه

223
00:11:07,560 --> 00:11:09,876
‫اونا قدرتشون رو از قربانی‌هاشون بدست میارن

224
00:11:09,877 --> 00:11:11,645
‫فقط نمی‌فهمم چرا یکی

225
00:11:11,646 --> 00:11:14,565
‫اینجا بزارتش تا ما پیداش کنیم

226
00:11:17,517 --> 00:11:19,720
‫مگر اینکه می‌خواسته ما پیداش کنیم

227
00:11:19,721 --> 00:11:22,032
‫"دوشیزه "مایکلسون

228
00:11:22,033 --> 00:11:23,890
‫این امکان نداره

229
00:11:23,891 --> 00:11:27,593
‫معلومه که امکان داره . جادوئه دیگه

230
00:11:49,721 --> 00:11:50,889
‫یکی باید تاوان این‌کار رو پس بده

231
00:11:50,890 --> 00:11:52,390
‫قابل توجه که من هم موافقم

232
00:11:52,391 --> 00:11:53,558
‫هر چند دوست دارم بدونم

233
00:11:53,559 --> 00:11:55,026
‫چرا همچین جادوی سیاهی رو یاد گرفتن

234
00:11:55,027 --> 00:11:57,729
‫امیدوار بودم دیگه هیچ‌وقت اون علامت رو نبینم

235
00:11:57,730 --> 00:11:59,564
‫یادم میاد این علامت اون احمقی بود

236
00:11:59,565 --> 00:12:01,198
‫که یه زمانی برعلیه ما قیام کرد

237
00:12:01,199 --> 00:12:04,202
‫واضحه که یه جادوگر تازه به دوران رسیده
‫داره از جادوهای قدیمی استفاده می‌کنه

238
00:12:04,203 --> 00:12:07,071
‫همونطور که اون یکی رو کشتم اینو هم می‌کشم

239
00:12:07,072 --> 00:12:08,387
‫"دیئِگو"

240
00:12:09,741 --> 00:12:11,676
‫وقتی شب شد می‌خوام هر چی خون‌آشام

241
00:12:11,677 --> 00:12:13,944
‫توی محله هست رو جمع کنی

242
00:12:13,945 --> 00:12:16,948
‫سر هر کی که این‌کار رو کرده رو برام بیار

243
00:12:16,949 --> 00:12:18,691
‫و بزنش سرِ نیزه

244
00:12:18,692 --> 00:12:20,585
‫خب ، یه مشکلی داریم

245
00:12:20,586 --> 00:12:22,653
‫همه ترسیدن

246
00:12:22,654 --> 00:12:24,389
‫خیلی وقته که جادوگرا نتونستن

247
00:12:24,390 --> 00:12:25,923
‫خون‌آشام‌ها رو بکشن

248
00:12:25,924 --> 00:12:27,759
‫مارسل" یه کاری کرد که نتونن"

249
00:12:27,760 --> 00:12:30,492
‫مارسل" مثل یه بچه‌ی ترسو فرار کرده"

250
00:12:32,539 --> 00:12:34,246
‫شما همتون گیر من افتادین

251
00:12:36,100 --> 00:12:40,738
‫حالا کدوم یکی از شما

252
00:12:40,739 --> 00:12:43,338
‫همراه من می‌جنگه تا از خونه‌مون دفاع کنیم؟

253
00:12:48,555 --> 00:12:50,780
‫یعنی یکیتون هم حاضر نمیشه با من باشه؟

254
00:12:50,781 --> 00:12:53,650
‫یعنی اینقدر از این تهدیدِ جدید می‌ترسین؟

255
00:12:56,062 --> 00:12:57,686
‫باید میدونستم

256
00:12:59,657 --> 00:13:02,733
‫خودم موضوع رو حل می‌کنم

257
00:13:07,198 --> 00:13:10,601
‫سوفی" ، وضع رستوران یه فاجعه هست"

258
00:13:10,602 --> 00:13:12,469
‫فکر می‌کنی ممکنه بتونی امروز بیای؟

259
00:13:12,470 --> 00:13:14,638
‫صندوق پستی کاربر پر است . خدانگهدار

260
00:13:14,639 --> 00:13:15,873
‫مثل اینکه باید دیشب

261
00:13:15,874 --> 00:13:17,208
‫اینجا میومدم

262
00:13:17,209 --> 00:13:18,808
‫قبل از اینکه هر کاری بکنی
‫من گل شاه‌پسند خوردم

263
00:13:18,809 --> 00:13:20,277
‫آره . "کلاوس" اشاره کرد که از نفوذ ذهنیش

264
00:13:20,278 --> 00:13:21,376
‫خلاص شدی

265
00:13:21,846 --> 00:13:24,548
‫خوش به‌حالت . "سوفی" این دور و بر هست؟

266
00:13:24,549 --> 00:13:25,964
‫نه . چرا؟

267
00:13:26,418 --> 00:13:28,634
‫یه مشکل جادوگری دارم
‫گفتم شاید بتونه بهم کمک کنه

268
00:13:31,221 --> 00:13:34,123
‫مشکلی نیست منتظرش بمونم؟

269
00:13:36,226 --> 00:13:38,928
‫یه‌کم زوده که مشروب بخوری

270
00:13:38,929 --> 00:13:41,732
‫بزار حدس بزنم...با "کلاوس" مشکل داری؟

271
00:13:41,733 --> 00:13:43,833
‫فکر کردم الان که "دِوینا" پیشت برگشته

272
00:13:44,277 --> 00:13:46,028
‫خیلی خوشحال باشی

273
00:13:46,029 --> 00:13:48,237
‫دِوینا" مُرده"

274
00:13:51,910 --> 00:13:53,010
‫کلاوس" اونو کشت؟"

275
00:13:53,011 --> 00:13:54,620
‫بهش گفتم که اگه دست بهش بزنه...

276
00:13:54,621 --> 00:13:56,613
‫اینجوری‌ها نبود

277
00:13:56,614 --> 00:13:58,782
‫قدرتی که داشت خیلی زیاد بود

278
00:13:58,783 --> 00:14:00,484
‫سعی کردیم با یه مراسم حالش رو خوب کنیم

279
00:14:00,485 --> 00:14:01,852
‫و یه چیزی درست از آب درنیومد

280
00:14:01,853 --> 00:14:03,520
‫حالا اون...

281
00:14:03,521 --> 00:14:04,821
‫تو برزخ گیر افتاده یا

282
00:14:04,822 --> 00:14:07,024
‫پیش نیاکانش گیر کرده

283
00:14:12,996 --> 00:14:16,899
‫"مارسل"

284
00:14:16,900 --> 00:14:18,600
‫من متاسفم

285
00:14:21,204 --> 00:14:24,940
‫آره . منم همینطور

286
00:14:30,156 --> 00:14:33,015
‫تو اینجایی

287
00:14:33,016 --> 00:14:35,450
‫من اینجام

288
00:14:37,854 --> 00:14:40,541
‫"نقاشی‌های "دِوینا

289
00:14:40,542 --> 00:14:43,393
‫آره ، وحشت‌آوره . میدونم

290
00:14:43,394 --> 00:14:45,361
‫داشتم فکر می‌کردم که ما هیچ‌وقت نفهمیدیم

291
00:14:45,362 --> 00:14:48,465
‫که چرا اون تصاویرو از "سِلِست" کشید

292
00:14:48,466 --> 00:14:49,899
‫به‌هرحال حالا که نمی‌تونم از اینجا خارج بشم

293
00:14:49,900 --> 00:14:51,935
‫دارم فقط وقت تلف می‌کنم

294
00:14:51,936 --> 00:14:53,570
‫هر کی این‌کار رو کرده
‫ما باهاشون برخورد می‌کنیم

295
00:14:53,571 --> 00:14:54,971
‫خیلی طول نمی‌کشه

296
00:14:54,972 --> 00:14:57,307
‫من نگران نیستم

297
00:14:57,308 --> 00:14:58,541
‫فقط فکر می‌کنم خیلی جالبه که

298
00:14:58,542 --> 00:15:00,577
‫یه تهدید بزرگ ماوراءطبیعیه باید باعث بشه که

299
00:15:00,578 --> 00:15:03,579
‫تو حتی توی یه اتاق با من باشی

300
00:15:06,317 --> 00:15:08,859
‫اگه احساس فراموش شدن می‌کنی ازت عذر می‌خوام

301
00:15:09,253 --> 00:15:11,119
‫سرم شلوغ بوده

302
00:15:11,120 --> 00:15:12,789
‫برادر و خواهرم در حال نزاع هستن

303
00:15:12,790 --> 00:15:14,389
‫نیکلاوس" هنوز آشفته هست"

304
00:15:14,390 --> 00:15:16,909
‫و تو یادت میاد که حتی کوچکترین تعاملاتمون

305
00:15:17,361 --> 00:15:21,730
‫باعث خشمگین شدنش میشه

306
00:15:23,099 --> 00:15:25,234
‫پس "کلاوس" یه آدم عوضیه

307
00:15:25,235 --> 00:15:27,837
‫و تو می‌خوای یه برادر بزرگترِ خوب باشی

308
00:15:27,838 --> 00:15:31,274
‫پس ما نمی‌تونیم باهم بگردیم

309
00:15:31,275 --> 00:15:33,775
‫جمع صحبت‌هات همین بود؟

310
00:15:37,680 --> 00:15:39,448
‫"من متوجه هستم "آلایژا

311
00:15:39,449 --> 00:15:42,309
‫فقط به نظر میاد یه معامله‌ی خیلی احمقانه باشه

312
00:15:51,821 --> 00:15:53,028
‫رئیس جمهورتونه؟

313
00:15:53,397 --> 00:15:55,906
‫دوست داره بدونه افرادش کجا هستن

314
00:15:55,907 --> 00:15:58,600
‫دقیقا چرا بهش وفاداری؟

315
00:15:58,601 --> 00:16:00,469
‫برای یکی که میگه نمی‌تونه طرف رو تحمل کنه

316
00:16:00,470 --> 00:16:02,771
‫مطمئنا خیلی سوال داری درباره‌ـش می‌پرسی

317
00:16:02,772 --> 00:16:06,274
‫علاقه من به "کلاوس" کاملا علمی و آموزشی هست

318
00:16:06,275 --> 00:16:08,410
‫میدونم داری چکار می‌کنی

319
00:16:08,411 --> 00:16:09,979
‫تو ناراحتی که ازت سوءاستفاده کرده

320
00:16:09,980 --> 00:16:11,881
‫و می‌خوای ازش انتقام بگیری

321
00:16:11,882 --> 00:16:12,982
‫شاید امیدواری که اشتباهی یکی از

322
00:16:12,983 --> 00:16:14,218
‫نقطه ضعف‌های "کلاوس" رو بگم

323
00:16:14,219 --> 00:16:16,051
‫یه نصیحت دوستانه می‌کنم . این‌کار رو نکن

324
00:16:16,586 --> 00:16:18,620
‫خوب تموم نمیشه

325
00:16:22,602 --> 00:16:25,194
‫بزار یه داستانی رو در مورد یکی که

326
00:16:25,195 --> 00:16:26,829
‫برعلیه "کلاوس" ایستاد رو بگم

327
00:16:29,199 --> 00:16:30,899
‫جریان دقیقا مال زمانیه که از

328
00:16:30,900 --> 00:16:33,035
‫جنگ جهانی اول برگشتم

329
00:16:33,036 --> 00:16:36,871
‫سعی می‌کردم برای مدتی
‫از "نیو اورلانز" دور بشم

330
00:16:43,345 --> 00:16:45,080
‫اما یه چیزی منو برمیگردوند به اونجا

331
00:16:49,651 --> 00:16:50,886
‫چرا برامون یه‌کم "مارتینی" نمیاری؟

332
00:16:50,887 --> 00:16:52,921
‫ممنون

333
00:16:57,259 --> 00:16:59,427
‫نمی‌خوای بهم خوش‌آمد بگی؟

334
00:16:59,428 --> 00:17:00,629
‫نمی‌خوام فکر کنی که از دیدنت

335
00:17:00,630 --> 00:17:02,224
‫خوشحال هستم

336
00:17:02,225 --> 00:17:04,351
‫تا کِی می‌خوای ازم متنفر بمونی؟

337
00:17:04,352 --> 00:17:06,701
‫تو منو تو یه تابوت برای ۵۲ سال ول کردی

338
00:17:06,702 --> 00:17:10,107
‫دو برابرِ اون‌زمان به نظر منصفانه میاد

339
00:17:10,108 --> 00:17:13,275
‫بیاین پسرا

340
00:17:17,045 --> 00:17:19,447
‫ایناهاش

341
00:17:19,448 --> 00:17:22,884
‫قهرمان جنگمون پیروزمندانه برگشته

342
00:17:22,885 --> 00:17:25,186
‫"خیلی خوبه که برگشتی "مارسلوس

343
00:17:25,187 --> 00:17:26,580
‫به خونه خوش اومدی

344
00:17:33,596 --> 00:17:36,363
‫پسر ولخرجمون آخرش یاد گرفت که
‫چطور بدون مست شدن مشروب بخوره

345
00:17:36,364 --> 00:17:38,099
‫آدم اینو تو ارتش یاد می‌گیره

346
00:17:38,100 --> 00:17:39,400
‫خب ، خیلی خوبه که برگشتی

347
00:17:39,401 --> 00:17:41,803
‫نیکلاوس" در غیابِ تو خودش نبود"

348
00:17:41,804 --> 00:17:43,738
‫حالا که اینجا اومدی

349
00:17:43,739 --> 00:17:45,851
‫شاید بتونی کمک کنی
‫یه بحث رو به سرانجام برسونیم

350
00:17:45,852 --> 00:17:47,809
‫می‌بینی؟ یه جنگ خارجی رو ول کردی تا

351
00:17:48,277 --> 00:17:50,544
‫بیای توی یه جنگ توی محله شرکت کنی

352
00:17:50,545 --> 00:17:54,415
‫یه جادوگر سرکش تکه‌ای از
‫شهری که ما ساختیم رو می‌خواد

353
00:17:54,416 --> 00:17:58,386
‫و "آلایژا" به دلایلی که متوجشون نمیشم

354
00:17:58,387 --> 00:18:01,956
‫اصرار داره که مذاکرات بهترین راه چاره‌ی ما هست

355
00:18:02,157 --> 00:18:04,292
‫آره . تو درک این موضوع شکست خوردی
‫و غافل بودی که

356
00:18:04,293 --> 00:18:06,294
‫به عنوان یه سرباز

357
00:18:06,295 --> 00:18:07,728
‫مارسل" حالا نه تنها میدونه"

358
00:18:07,729 --> 00:18:09,364
‫که دنیا چقدر کوچیک شده

359
00:18:09,365 --> 00:18:10,798
‫و اخبار چقدر زود سفر می‌کنن بلکه

360
00:18:10,799 --> 00:18:13,453
‫از وحشت‌های جنگ نیز آگاه هست

361
00:18:13,454 --> 00:18:15,502
‫مطمئنا "مارسل" با من موافقه که

362
00:18:15,503 --> 00:18:17,638
‫بهترین راه برای دفاع از خونه‌مون

363
00:18:17,639 --> 00:18:20,740
‫اعمال اختیار و صلاحدید هست

364
00:18:20,741 --> 00:18:22,842
‫خب ، اون جادوگری که می‌خوای بکشی کیه؟

365
00:18:22,843 --> 00:18:25,513
‫اسمش "پاپا تونده" هست

366
00:18:25,514 --> 00:18:29,009
‫من که فکر می‌کنم فقط یه شارلاتانه

367
00:18:30,518 --> 00:18:32,620
‫خب ، "مارسل" می‌تونه برای این موضوع

368
00:18:32,621 --> 00:18:35,355
‫خودش تصمیم بگیره

369
00:18:37,937 --> 00:18:39,560
‫تو دعوتش کردی بیاد اینجا

370
00:18:39,561 --> 00:18:42,814
‫البته . ما که وحشی نیستیم ، مگه نه؟

371
00:18:46,696 --> 00:18:51,538
‫ممنون که دعوتمون رو قبول کردین و خوش اومدین

372
00:18:51,539 --> 00:18:53,992
‫امیدوارم اجازه بدین که نقش میزبان رو اجرا کنم

373
00:18:53,993 --> 00:18:55,660
‫اگه به چیزی نیاز داشتین...

374
00:18:59,380 --> 00:19:01,541
‫هر چیزی

375
00:19:05,005 --> 00:19:07,154
‫پس قبل از کار بریم سراغ لذت بردن

376
00:19:10,858 --> 00:19:12,721
‫اولش نفهمیدم موضوع چیه

377
00:19:12,722 --> 00:19:15,962
‫کلاوس" کسی بود که می‌خواست"
‫با طرف وارد جنگ بشه

378
00:19:15,963 --> 00:19:19,298
‫پس چرا دشمنش رو به خونه‌اش دعوت کرده؟

379
00:19:19,299 --> 00:19:22,803
‫چرا با یکی که می‌خواد بکشتش بخشنده باشه

380
00:19:22,804 --> 00:19:25,732
‫اما موضوع همینه

381
00:19:25,733 --> 00:19:28,508
‫اینا همه قسمتی از نقشه "کلاوس" بود

382
00:19:28,509 --> 00:19:30,310
‫داشت طرف رو از لاکش می‌کشید بیرون

383
00:19:30,311 --> 00:19:32,379
‫نقات قوت و ضعفش رو یاد می‌گرفت

384
00:19:32,380 --> 00:19:34,491
‫مجبورش می‌کرد که گاردش رو بیاره پایین

385
00:19:34,916 --> 00:19:36,850
‫کلاوس" اینجوری عمل می‌کنه"

386
00:19:36,851 --> 00:19:39,386
‫بعد از اون هم برای کشتنش وارد عمل میشه

387
00:19:39,387 --> 00:19:42,589
‫چون "کلاوس" یه روانیِ دورو هست

388
00:19:42,590 --> 00:19:45,058
‫هیچی تو کارهایی که "کلاوس" می‌کنه
‫قابل حسرت خوردن نیست

389
00:19:45,059 --> 00:19:47,127
‫اون یه هیولا هست

390
00:19:47,128 --> 00:19:49,129
‫"ما همه هیولا هستیم "کمی

391
00:19:49,130 --> 00:19:50,564
‫اگه مثل "کلاوس" قدرتمند باشی

392
00:19:50,565 --> 00:19:52,766
‫دیگه لازم نیست از بقیه مخفیش کنی

393
00:19:52,767 --> 00:19:56,269
‫دِوینا" هم قدرتمند بود"

394
00:19:56,270 --> 00:19:58,971
‫اما هیولا نبود

395
00:20:35,341 --> 00:20:38,596
‫تموم شد

396
00:20:38,597 --> 00:20:41,314
‫قدرت خواهرِ اصیل در من جریان داره

397
00:20:41,315 --> 00:20:43,895
‫و این کافیه که باعث رنج "کلاوس" بشی؟

398
00:20:43,896 --> 00:20:46,786
‫"من همونطور که "کلاوس مایکلسون
‫بهم آسیب زد باعث رنجش میشم

399
00:20:46,787 --> 00:20:48,755
‫وقتی کارم تموم بشه

400
00:20:48,756 --> 00:20:52,357
‫آرزو می‌کنه که ای‌کاش می‌تونست بمیره

401
00:20:59,894 --> 00:21:01,963
‫می‌خوای امروز اینجا رو باز کنی؟

402
00:21:02,364 --> 00:21:04,551
‫و ریسک کنم که تو بتونی همه مشتری‌ها رو بخوری؟

403
00:21:04,552 --> 00:21:06,033
‫و داشتم فکر می‌کردم

404
00:21:06,034 --> 00:21:08,235
‫داره کم‌کم دوباره ازم خوشت میاد

405
00:21:16,355 --> 00:21:18,412
‫تصمیم گرفتی ناامیدی‌هات رو اونقدر نادیده بگیری که

406
00:21:18,413 --> 00:21:19,747
‫بتونه موبایلت رو جواب بدی

407
00:21:19,748 --> 00:21:21,115
‫گفتم اگه جواب ندم همینجوری زنگ میزنی

408
00:21:21,116 --> 00:21:22,382
‫الان تو محله جادوگرا هستم

409
00:21:22,383 --> 00:21:23,718
‫می‌تونی بیای اینجا پیشم

410
00:21:23,719 --> 00:21:25,987
‫می‌تونیم اونایی که رد میشن رو مجازات کنیم

411
00:21:25,988 --> 00:21:28,742
‫شرمنده . می‌خوام سرنخ خودم رو دنبال کنم

412
00:21:28,743 --> 00:21:31,125
‫و سرنخ ـت کجاست؟

413
00:21:31,126 --> 00:21:32,826
‫ته یه بطریِ اسکاچ؟

414
00:21:32,827 --> 00:21:34,894
‫من تو رستوران "سوفی دِوِرو" هستم

415
00:21:34,895 --> 00:21:37,832
‫تصمیم گرفتم همینجا بشینم
‫و مشروب بخورم تا "سوفی" بیاد

416
00:21:37,833 --> 00:21:39,867
‫یا می‌تونی از حال و هوات بیای بیرون

417
00:21:39,868 --> 00:21:42,302
‫و بیای پیشم و بهم کمک کنی
‫که همه چیز رو تموم کنم

418
00:21:49,388 --> 00:21:53,146
‫کلاوس مایکلسونِ" بزرگ و بَد"

419
00:21:55,436 --> 00:21:57,812
‫"سوفی"

420
00:21:57,813 --> 00:22:01,087
‫همون جادوگری که می‌خواستم بهش خشونت نشون بدم

421
00:22:01,609 --> 00:22:04,023
‫شاید بتونی یه حمله به افرادم رو توضیح بدی

422
00:22:09,797 --> 00:22:12,099
‫ربکا" موبایلش رو جواب نمیده"

423
00:22:12,100 --> 00:22:14,034
‫نگرانی کسی که اون خون‌آشام‌ها رو کشته

424
00:22:14,035 --> 00:22:15,569
‫هنوز آزاد باشه؟

425
00:22:15,570 --> 00:22:16,670
‫"راستشو بخوای نگرانم که "ربکا

426
00:22:16,671 --> 00:22:18,772
‫یه دستی توی این ماجرا داشته باشه

427
00:22:18,773 --> 00:22:21,169
‫اون خیلی از دست "نیکلاوس" ناراحته

428
00:22:21,170 --> 00:22:25,590
‫شایدم حتی با کمک دیگران

429
00:22:25,591 --> 00:22:27,648
‫توطئه‌چینی می‌کنه

430
00:22:27,649 --> 00:22:30,783
‫تیئِری" ، درسته؟"

431
00:22:31,985 --> 00:22:33,819
‫آره

432
00:22:33,820 --> 00:22:35,850
‫خواهر من خیلی از تو خوشش میاد

433
00:22:35,851 --> 00:22:39,358
‫عجیبه چون معمولا جذب افراد بی‌اهمیت نمیشه

434
00:22:39,359 --> 00:22:43,817
‫می‌تونی توضیح بدی چرا یهو جذبت شده؟

435
00:22:43,818 --> 00:22:46,694
‫نمیدونی داری چی...

436
00:22:46,695 --> 00:22:49,487
‫یا می‌تونی بهم بگی چی میدونی یا

437
00:22:49,488 --> 00:22:52,532
‫می‌تونم تکه‌های کوچیکی از بدنت رو
‫تو گوشه‌های شهر پخش کنم

438
00:22:52,533 --> 00:22:55,703
‫ازم خواست که حواسم رو به جادوگرا جمع کنم

439
00:22:55,704 --> 00:22:57,844
‫یه چیزی پیدا کردم و وقتی بهش نشونش دادم

440
00:22:57,845 --> 00:22:59,846
‫یه یارویی بهمون حلمه کرد

441
00:22:59,847 --> 00:23:02,615
‫طرف با یه لمس "ربکا" رو خشک کرد

442
00:23:02,616 --> 00:23:05,785
‫و تو هم مثل یه ترسو فرار کردی

443
00:23:05,786 --> 00:23:07,153
‫باید چکار می‌کردم؟

444
00:23:07,154 --> 00:23:09,300
‫با یه جادوگر که به راحتی یه
‫اصیل رو ناکار کرد مبارزه کنم؟

445
00:23:09,301 --> 00:23:11,625
‫دقیقا کجا بود؟

446
00:23:11,626 --> 00:23:14,561
‫۵۷ اسکله ، انبار شماره

447
00:23:14,562 --> 00:23:16,474
‫فقط داشتم کاری که خواسته بود رو انجام میدادم

448
00:23:16,475 --> 00:23:18,764
‫نمی‌تونی به "کلاوس" درباره این چیزی بگی

449
00:23:23,148 --> 00:23:26,190
‫به درخواستت فکر می‌کنم

450
00:23:26,191 --> 00:23:27,318
‫من باهات میام

451
00:23:27,319 --> 00:23:30,076
‫نه ، همینجا بمون . خونه امنیت داره

452
00:23:30,077 --> 00:23:32,010
‫ربکا" تو دردسره پس من هم میام"

453
00:23:35,119 --> 00:23:38,283
‫از جلوی چشم‌هام دور نشو . فهمیدی؟

454
00:23:39,915 --> 00:23:42,855
‫وقتی رابطه‌ی بینمون رو به‌هم زدم

455
00:23:42,856 --> 00:23:45,170
‫به‌خاطر عدم علاقه‌ام نبود

456
00:23:45,171 --> 00:23:49,261
‫می‌خواستم تو رو از این جریانا بیرون نگه دارم

457
00:23:51,064 --> 00:23:55,263
‫خب ، ازت ممنونم "مجنون" اما حالا منم درگیرم

458
00:23:55,264 --> 00:23:57,770
‫خب ، کی به قسمت‌های خوب داستانِ

459
00:23:57,771 --> 00:24:00,059
‫کلاوس" و "پاپا تونده" میرسی؟"

460
00:24:00,060 --> 00:24:03,009
‫پاپا تونده" گفت می‌خواد به جادوگرا قدرت ببخشه"

461
00:24:03,010 --> 00:24:05,678
‫اما بیشتر پول و ملک و املاک می‌خواست

462
00:24:05,679 --> 00:24:07,780
‫کلاوس" و "آلایژا" نمی‌خواستن اینا رو بهش بدن"

463
00:24:07,781 --> 00:24:10,783
‫پاپا تونده" هم خوشش نیومد
‫پس رفت سراغ وحشیگری"

464
00:24:10,784 --> 00:24:12,952
‫هیچ‌کس امنیت نداشت

465
00:24:15,455 --> 00:24:17,495
‫نه انسان‌هایی که از وجودمون خبر داشتن

466
00:24:21,498 --> 00:24:23,228
‫نه گرگینه‌ها

467
00:24:26,795 --> 00:24:31,297
‫و نه حتی جادوگرایی که مخالفش بودن

468
00:24:32,171 --> 00:24:34,640
‫آلایژا" پیشنهاد صلح داد"

469
00:24:34,641 --> 00:24:36,475
‫در واقع حتی قول داد

470
00:24:36,476 --> 00:24:40,846
‫اما "کلاوس" یه ایده‌ی دیگه داشت

471
00:24:40,847 --> 00:24:42,348
‫"دیر اومدی "آلایژا

472
00:24:42,349 --> 00:24:43,616
‫به برادرِ شریف نمیاد که منو

473
00:24:43,617 --> 00:24:44,850
‫منتظر بزاره

474
00:24:44,851 --> 00:24:46,619
‫شرمنده رفیق

475
00:24:46,620 --> 00:24:48,053
‫آلایژا" برادریه که موقع مذاکرات"

476
00:24:48,054 --> 00:24:50,422
‫می‌تونی باهاش ملاقات کنی

477
00:24:50,423 --> 00:24:54,030
‫وقتی هم مذاکره‌ای در کار نباشه منو ملاقات می‌کنی

478
00:24:54,031 --> 00:24:55,561
‫تو نمی‌تونی منو بترسونی

479
00:24:55,562 --> 00:24:57,396
‫حتی روحتم خبر نداره که چقدر قدرتمندم

480
00:24:57,397 --> 00:24:59,064
‫در حقیقت من وقت گذاشتم که همه چیز رو

481
00:24:59,065 --> 00:25:01,299
‫درباره قدرت‌هات متوجه بشم

482
00:25:01,300 --> 00:25:02,768
‫متوجه شدم که تقریبا همیشه پیش

483
00:25:02,769 --> 00:25:04,435
‫اون ۲تا پسرهای دوقلوت هستی

484
00:25:04,436 --> 00:25:06,805
‫چطور اونا علامت منحصر بفردتو رو بدنشون دارن

485
00:25:06,806 --> 00:25:09,507
‫منو به فکر واداشت

486
00:25:09,508 --> 00:25:12,511
‫تو از قدرت اونا استفاده می‌کنی ، مگه نه؟

487
00:25:12,512 --> 00:25:14,980
‫که البته این سوال پیش میاد که

488
00:25:14,981 --> 00:25:16,348
‫اگه با مرگ پسرهات که

489
00:25:16,349 --> 00:25:19,184
‫به زندگیشون وابسته هستی

490
00:25:19,185 --> 00:25:21,653
‫اون‌وقت چه بلایی

491
00:25:21,654 --> 00:25:26,724
‫سر اون قدرت‌هات میاد؟

492
00:25:43,580 --> 00:25:46,378
‫برای این‌کار می‌کُشمت

493
00:25:46,379 --> 00:25:49,669
‫من نمی‌تونم کشته بشم

494
00:25:49,670 --> 00:25:50,920
‫هر چند تو...

495
00:25:53,465 --> 00:25:55,887
‫این خیلی بده

496
00:25:55,888 --> 00:25:57,922
‫برای "کلاوس" این فقط تجارته

497
00:25:59,457 --> 00:26:01,026
‫و فکر نمی‌کنی یه چیزی از پایه

498
00:26:01,027 --> 00:26:02,765
‫مشکل داشته باشه؟

499
00:26:02,766 --> 00:26:04,390
‫نگران نیستی که آخر و عاقبت تو هم

500
00:26:04,864 --> 00:26:07,498
‫مثل قربانی‌هاش یا بدتر از اون مثل خودش بشه؟

501
00:26:09,100 --> 00:26:12,269
‫مارسلوس" بیچاره"

502
00:26:13,805 --> 00:26:18,175
‫تو همیشه تو سایه‌ی پدرت باقی می‌مونی

503
00:26:18,657 --> 00:26:20,911
‫از زیر سایه‌اش بیا بیرون تا

504
00:26:20,912 --> 00:26:23,280
‫حداقل مثل یک مَرد بمیری

505
00:26:28,312 --> 00:26:30,210
‫کمی" ، بهتره فرار کنی"

506
00:26:30,683 --> 00:26:31,983
‫پشت سرت رو نگاه نکن . فقط فرار کن

507
00:26:31,984 --> 00:26:33,284
‫فکر کنم بهتره بمونه

508
00:26:33,285 --> 00:26:34,919
‫ترجیح میدم یه تماشاچی داشته باشم

509
00:26:34,920 --> 00:26:36,888
‫مخصوصا اینکه قراره یه نمایش خفن راه بندازم

510
00:26:42,628 --> 00:26:43,661
‫مارسل"؟"

511
00:26:43,662 --> 00:26:46,397
‫بهت گفتم برو بیرون

512
00:26:46,398 --> 00:26:49,187
‫تو نمی‌تونی منو شکست بدی

513
00:26:49,188 --> 00:26:51,369
‫الان به قدرت‌های یه خون‌آشام اصیل دسترسی دارم

514
00:26:51,370 --> 00:26:55,527
‫بزودی نیروی ۳تا اصیل‌ها رو بدست میام
‫اما قبلش تو رو می‌کُشم

515
00:27:13,724 --> 00:27:15,965
‫این یه طلسم پیچیده هست که

516
00:27:15,966 --> 00:27:18,968
‫از جادوی قربانی کردن نشات می‌گیره

517
00:27:18,969 --> 00:27:22,554
‫هر کی این بلا رو سر افراد آورده حدس میزنم

518
00:27:22,555 --> 00:27:24,933
‫قربانی برای بدست آوردن قدرت بیشتر بودن

519
00:27:24,934 --> 00:27:27,977
‫هر چی بیشتر آدم بکشن قدرتمندتر میشن

520
00:27:32,744 --> 00:27:36,067
‫انتظار نداشتم به این زودی بهم زنگ بزنی

521
00:27:36,068 --> 00:27:37,715
‫"باید همین الان بیای رستوران "روسو

522
00:27:37,716 --> 00:27:40,583
‫یه جادوگر دیوونه‌ی روانی داره "مارسل" رو می‌کشه

523
00:27:40,584 --> 00:27:42,785
‫هر چی می‌تونی از اونجا دور بشو

524
00:27:47,357 --> 00:27:48,992
‫"ربکا"

525
00:27:48,993 --> 00:27:51,394
‫اوه

526
00:27:51,395 --> 00:27:53,429
‫چه اتفاقی داره میفته؟

527
00:27:54,331 --> 00:27:58,423
‫یه‌جور طلسم مرزگذاری هست

528
00:27:58,424 --> 00:28:00,270
‫یکی داره ازش نیرو می‌گیره

529
00:28:00,271 --> 00:28:01,905
‫به‌طور کلی این یه پروسه‌ی مرگ‌آوره اما

530
00:28:01,906 --> 00:28:03,970
‫چون یه اصیله نمی‌تونه بمیره

531
00:28:05,909 --> 00:28:07,677
‫درعوض یه منبع بی‌پایان از انرژی هست

532
00:28:07,678 --> 00:28:09,946
‫خب ، باید چکار کنیم؟

533
00:28:11,181 --> 00:28:13,313
‫باید از اونجا بیرون بیاریمش

534
00:28:14,785 --> 00:28:17,454
‫تا اونجایی که یادم میاد تو یکی ار محدود آدم‌هایی

535
00:28:17,455 --> 00:28:20,820
‫هستی که "نیکلاوس مایکلسون" بهشون اهمیت میداد

536
00:28:21,958 --> 00:28:24,407
‫تو میدونی اون چه بلایی سر خانواده‌ام آورد

537
00:28:29,633 --> 00:28:33,537
‫تقاص گناهان پدر توسط فرزندان داده میشه

538
00:28:33,538 --> 00:28:38,241
‫"از گفتن شیوه‌ی مرگت به "کلاوس
‫تمام لذت رو خواهم برد

539
00:28:38,242 --> 00:28:41,591
‫کشتن تو رو یادم میاد
‫بهتره دوباره ازش لذت ببرم

540
00:28:41,592 --> 00:28:44,093
‫چه لذتی داره که خاطرات
‫مورد علاقه‌ام رو دوباره زنده کنم

541
00:28:47,083 --> 00:28:50,053
‫تو اینجایی . چه خوب

542
00:28:50,054 --> 00:28:53,089
‫می‌تونم تو رو جلوی چشمان پسرت نابود کنم

543
00:28:53,090 --> 00:28:55,980
‫و بعد جفتتون رو مصرف می‌کنم

544
00:29:00,430 --> 00:29:03,999
‫این‌بار من قوی‌تر هستم

545
00:29:07,136 --> 00:29:09,772
‫تو به حرفم گوش نمیدی
‫ما نمی‌تونیم وارد دایره بشیم

546
00:29:09,773 --> 00:29:12,207
‫یه‌جور طلسم مرزبندی یا همچین چیزی هست

547
00:29:12,208 --> 00:29:14,344
‫اگه نتونم بیارمش بیرون
‫نمی‌تونیم پیوند رو از بین ببریم

548
00:29:14,345 --> 00:29:15,979
‫این یه طلسم پیچیده هست

549
00:29:15,980 --> 00:29:17,614
‫مثل یه دستور پخت هست

550
00:29:17,615 --> 00:29:19,015
‫می‌تونی تعادلش رو با اضافه کردن

551
00:29:19,016 --> 00:29:20,383
‫مواد تشکیل دهنده قوی‌تر مثل

552
00:29:20,384 --> 00:29:22,051
‫یه عامل اتصال جادویی ، مثل خاکستر کوهستان

553
00:29:22,052 --> 00:29:24,186
‫سنگ نمک یا هر چیزی از بین ببری

554
00:29:24,595 --> 00:29:26,596
‫هر چیزی می‌تونه باشه حتی چشم سمندر

555
00:29:26,597 --> 00:29:28,591
‫خون جادوگر چطور؟

556
00:29:28,592 --> 00:29:30,391
‫مگه خون جادوگر داری؟

557
00:29:36,399 --> 00:29:38,968
‫یه لطفی می‌خوام ازت بکنم

558
00:29:38,969 --> 00:29:41,737
‫بچه

559
00:29:41,738 --> 00:29:44,362
‫یک چهارمش جادوگره

560
00:30:50,606 --> 00:30:53,141
‫- مُرده؟
‫- از اینجا برو بیرون

561
00:30:53,142 --> 00:30:55,226
‫مارسل" مُرده؟ یارو کشتش؟"

562
00:30:55,227 --> 00:30:58,080
‫نه . کارشو تموم نکرد
‫مارسل" به خون نیاز داره تا خوب بشه"

563
00:30:58,081 --> 00:31:00,215
‫برو یکی رو از تو خیابون پیدا کن

564
00:31:00,216 --> 00:31:02,817
‫- من خون میدم
‫- نه

565
00:31:02,818 --> 00:31:04,653
‫تو نه

566
00:31:04,654 --> 00:31:06,922
‫نمی‌خوام درگیر این ماجرا بشی

567
00:31:06,923 --> 00:31:11,282
‫تو دیگه نمی‌تونی منو کنترل کنی ، یادت میاد؟

568
00:31:16,498 --> 00:31:18,432
‫"مشکلی نیست "مارسل

569
00:31:19,868 --> 00:31:23,638
‫"مشکلی نیست . مشکلی نیست "مارسل

570
00:31:50,041 --> 00:31:52,075
‫باید اون قلب ترسو ـت رو از سینه دربیارم

571
00:31:52,076 --> 00:31:53,477
‫چیه "ربکا"؟

572
00:31:53,478 --> 00:31:55,112
‫ما قرار گذاشتیم که برادرت رو از سر راه برداریم

573
00:31:55,113 --> 00:31:57,347
‫اما آخر روز هر کی باید خودشو نجات بده

574
00:31:57,348 --> 00:32:01,385
‫دیگه از دست شما خود شیفته‌های خودخواه خسته شدم

575
00:32:01,386 --> 00:32:04,721
‫واقعا مَردها از متعهد شدن به یه پیمان اینقدر ناتوانن؟

576
00:32:09,394 --> 00:32:11,862
‫ازت خواستم که این حرکت‌های کوچوک برعلیه خانواده‌ات

577
00:32:11,863 --> 00:32:14,197
‫رو تموم کنی اما تو با این احمق

578
00:32:14,198 --> 00:32:16,199
‫پیمان بستی؟

579
00:32:16,200 --> 00:32:17,701
‫واقعا کارِت به اینجا رسیده که

580
00:32:17,702 --> 00:32:19,445
‫برعلیه خانواده خودت رفتار کنی؟

581
00:32:19,446 --> 00:32:21,538
‫تلاش نکن که منو شرمنده کنی

582
00:32:21,539 --> 00:32:23,106
‫نیکلاوس" هر روز قوی‌تر میشه اما تو"

583
00:32:23,107 --> 00:32:24,674
‫فقط اونو تشویق و ترغیب می‌کنی

584
00:32:24,675 --> 00:32:26,343
‫من مشاوره‌ام رو بهش پیشنهاد کردم چون

585
00:32:26,344 --> 00:32:28,744
‫واضحه که می‌خواد این شهر رو به خونه‌مون تبدیل کنه

586
00:32:28,745 --> 00:32:32,949
‫حالا شاید رهبری این احمق‌ها از

587
00:32:32,950 --> 00:32:35,018
‫بعضی از رفتارهای احمقانه‌اش جلوگیری کنه

588
00:32:35,019 --> 00:32:36,713
‫و یک مقداری از شادی رو بهش برسونه

589
00:32:36,714 --> 00:32:38,721
‫تو همیشه درباره خوشحالی "نیکلاوس" حرف میزنی

590
00:32:38,722 --> 00:32:40,356
‫بیش از ۱۰۰۰ ساله که "نیکلاوس" منو

591
00:32:40,357 --> 00:32:42,510
‫از هر گونه خوشحالی برای خودم دریغ کرده

592
00:32:42,511 --> 00:32:45,261
‫پس من چی "آلایژا"؟

593
00:32:45,262 --> 00:32:46,862
‫یعنی من برای تو اهمیت ندارم؟

594
00:32:46,863 --> 00:32:48,531
‫ما همه به اسم خانواده چیزهایی رو

595
00:32:48,532 --> 00:32:50,133
‫"قربانی می‌کنیم "ربکا
‫اما اینو بدون که

596
00:32:50,134 --> 00:32:53,603
‫من هیچ‌وقت برعلیه تو یا "نیکلاوس" نمیشم

597
00:32:53,604 --> 00:32:56,105
‫پس "هِیلی" چی؟

598
00:32:56,106 --> 00:32:58,908
‫هیچ‌کدوم از توطئه‌ها و خیانت‌های من به اندازه

599
00:32:58,909 --> 00:33:02,144
‫"احساسات تو به "هِیلی
‫این خانواده رو به خطر نمیندازه

600
00:33:03,949 --> 00:33:07,483
‫"تو یه آدم ریاکار هستی "آلایژا

601
00:33:07,484 --> 00:33:09,452
‫تو عشق رو به خانواده ات ترجیح میدی

602
00:33:09,453 --> 00:33:12,254
‫و بعد منو به‌خاطر همین کار محکوم می‌کنی

603
00:33:26,502 --> 00:33:28,973
‫چه خوب شد که اینجا دیدمت

604
00:33:28,974 --> 00:33:32,641
‫این علامت همین الانم تو کل محله هست

605
00:33:33,103 --> 00:33:34,812
‫و بازم بیشتر دارن اینو و اونور ظاهر میشن

606
00:33:34,813 --> 00:33:38,773
‫من حدس میزنم "پاپا تونده" داره این‌کار رو انجام میده

607
00:33:38,774 --> 00:33:40,615
‫بهم گفتن تو هم اونو دیدی

608
00:33:40,616 --> 00:33:42,351
‫آره

609
00:33:42,352 --> 00:33:45,354
‫خاطرات زیادی رو زنده کرد

610
00:33:45,355 --> 00:33:47,490
‫خاطراتی که بهتره فراموش شده باقی بمونه

611
00:34:09,612 --> 00:34:11,546
‫به نظر میاد مستی

612
00:34:16,146 --> 00:34:19,321
‫شکست "پاپا تونده" توسط "کلاوس" رو جشن می‌گیری؟

613
00:34:19,322 --> 00:34:22,223
‫جشن نه . غم‌هام رو دفن می‌کنم

614
00:34:26,862 --> 00:34:31,499
‫من کسی بودم که "تونده" رو به شهر آوردم

615
00:34:38,418 --> 00:34:39,627
‫چی؟

616
00:34:39,628 --> 00:34:41,838
‫وقتی خارج از کشور بودم یه سری سوال پرسیدم

617
00:34:41,839 --> 00:34:44,713
‫قوی‌ترین جادوگری که می‌شد پیدا کرد رو می‌خواستم

618
00:34:44,714 --> 00:34:46,682
‫چرا این‌کار رو کردی؟

619
00:34:46,683 --> 00:34:48,750
‫برای تو

620
00:34:48,751 --> 00:34:51,553
‫فکر کردم اگه یکی به بدیِ "تونده" بیاد تو شهر

621
00:34:51,554 --> 00:34:54,756
‫شاید "کلاوس" بترسه و فرار کنه

622
00:34:54,757 --> 00:34:57,359
‫یا حداقل اونقدر سرش شلوغ میشه که نمی‌تونه

623
00:34:57,360 --> 00:34:59,427
‫جلوی من رو برای بودن با تو بگیره

624
00:35:01,396 --> 00:35:03,732
‫یعنی میگی حاضری هر چیزی که خانواده‌ام

625
00:35:03,733 --> 00:35:05,486
‫ساخته هر چیزی که تو کمک کردی تا

626
00:35:05,487 --> 00:35:07,701
‫ساخته بشه رو خراب کنی

627
00:35:07,702 --> 00:35:10,539
‫و زندگی خودت رو هم تو خطر بندازی

628
00:35:10,540 --> 00:35:12,908
‫تا یه شانس کوچیک داشته باشی که بتونی

629
00:35:12,909 --> 00:35:15,442
‫دل من رو بدست بیاری؟

630
00:35:16,945 --> 00:35:18,479
‫آره

631
00:35:19,881 --> 00:35:21,382
‫این‌کار رو هم کردم

632
00:35:23,852 --> 00:35:26,654
‫و دوباره هم خواهم کرد

633
00:35:29,958 --> 00:35:33,060
‫کلاوس" تو عمرش بیش از هزاران "تونده" رو کشته"

634
00:35:33,061 --> 00:35:34,596
‫تو تمام زندگیش فقط یک نفر هست که

635
00:35:34,597 --> 00:35:36,730
‫کلاوس" واقعا ازش می‌ترسه"

636
00:35:36,731 --> 00:35:39,645
‫"پدرم "مایکل

637
00:35:39,646 --> 00:35:41,939
‫خون‌آشامی که خون‌آشام‌ها رو شکار می‌کنه

638
00:35:41,940 --> 00:35:43,471
‫اگه بیاد اینجا

639
00:35:43,472 --> 00:35:45,672
‫کلاوس" فرار می‌کنه و هیچ‌وقت برنمیگرده"

640
00:35:48,030 --> 00:35:49,910
‫تنها چیزی که می‌خوایم یه جادوگره که

641
00:35:49,911 --> 00:35:52,512
‫بتونه کمکمون کنه تا پیداش کنیم

642
00:36:53,910 --> 00:36:58,714
‫مدت زمان زیادی نگذشته که
‫همتون برعلیه من متحد شدین

643
00:37:00,278 --> 00:37:01,821
‫و شکست خوردین

644
00:37:01,822 --> 00:37:06,856
‫از اون‌موقع تا حالا به‌خاطر خیرخواهیم
‫گناهانتون رو نادیده گرفتم

645
00:37:06,857 --> 00:37:10,460
‫اما به نظر میرسه که شما فکر می‌کنین این منم که

646
00:37:10,461 --> 00:37:14,584
‫باید احترام و وفاداری شما رو کسب کنم

647
00:37:14,585 --> 00:37:15,960
‫اما اشتباه می‌کنید

648
00:37:15,961 --> 00:37:20,256
‫این شمایین که باید خودتونو به من اثبات کنین

649
00:37:20,257 --> 00:37:26,308
‫جامعه‌ی ما زیر فشار حمله هست
‫و من به سرباز نیاز دارم

650
00:37:26,309 --> 00:37:31,079
‫به جنگجو نیاز دارم نه یه مشت ترسو

651
00:37:34,104 --> 00:37:36,553
‫هر کدوم از شما باید یه تصمیم رو بگیرید

652
00:37:36,554 --> 00:37:39,922
‫یا همراه با من می‌جنگین

653
00:37:39,923 --> 00:37:44,320
‫یا از اینجا میرین . همین الان

654
00:37:55,471 --> 00:37:59,712
‫ما هیچی به تو بدهکار نیستیم

655
00:37:59,713 --> 00:38:03,257
‫اگه موندن تو محله یعنی زیردست تو بودن

656
00:38:03,258 --> 00:38:06,258
‫همون بهتر که زود از اینجا برم

657
00:38:41,584 --> 00:38:43,089
‫باید اعتراف کنم فکر می‌کردم

658
00:38:43,090 --> 00:38:45,387
‫بیشتر از این آدم از دست بدی

659
00:38:45,388 --> 00:38:47,389
‫خب ، همون بهتر که از دستشون خلاص شدیم

660
00:38:47,390 --> 00:38:49,258
‫ما جایی برای یه مشت ترسو تو پادشاهیمون

661
00:38:49,259 --> 00:38:51,626
‫نداریم

662
00:38:54,477 --> 00:38:56,978
‫حالا که آرامشت رو بدست آوردی

663
00:38:56,979 --> 00:38:58,681
‫بهتره بریم سراغ موضوع بعدی

664
00:38:58,682 --> 00:39:00,482
‫تو لیست کارهامون که

665
00:39:00,483 --> 00:39:05,487
‫با کمک دوستمون "سوفی" حلش می‌کنیم

666
00:39:05,488 --> 00:39:07,723
‫من هیچ دلیلی ندارم که بهت کمک کنم

667
00:39:07,724 --> 00:39:09,491
‫و مطمئنن هیچ دلیلی هم برای کمک به این ندارم

668
00:39:09,492 --> 00:39:11,867
‫حالا دیگه سختگیری نکن عشقم

669
00:39:11,868 --> 00:39:14,129
‫تو تا زمانی زنده‌ای که برای من فایده داشته باشی

670
00:39:14,130 --> 00:39:16,065
‫و الان بهترین استفاده تو اینه که بگی چرا

671
00:39:16,066 --> 00:39:18,467
‫جادوگری که ۱۰۰ سال پیش کشتم

672
00:39:18,468 --> 00:39:20,903
‫برگشته تا انتقام بگیره

673
00:39:20,904 --> 00:39:22,237
‫بیخیال

674
00:39:22,238 --> 00:39:26,132
‫جادوگر زنده شده که خیلی هم قدرتمنده

675
00:39:26,133 --> 00:39:27,676
‫اینا همش به‌خاطر مراسم "دِرو" هست

676
00:39:27,677 --> 00:39:30,745
‫چهار دختر باید می‌مُردن و زنده می‌شدن

677
00:39:30,746 --> 00:39:32,147
‫نمیدونم چطور اما

678
00:39:32,148 --> 00:39:34,049
‫یکی اون قدرت‌ها رو دزدیده

679
00:39:34,050 --> 00:39:37,553
‫و ازشون برای زنده کردن ۴ جادوگر استفاده کرده

680
00:39:37,554 --> 00:39:39,645
‫فقط نه اون جادوگرایی که باید زنده می‌شدن

681
00:39:39,646 --> 00:39:42,022
‫پس هنوز یه شانسی هست

682
00:39:42,023 --> 00:39:44,760
‫اگه اون قدرت برگرده می‌تونیم "دِوینا" رو نجات بدیم

683
00:39:44,761 --> 00:39:45,927
‫بیاین فعلا رو مشکل اصلیمون

684
00:39:45,928 --> 00:39:47,262
‫تمرکز کنیم ، باشه؟

685
00:39:47,263 --> 00:39:50,154
‫پاپا تونده" می‌خواد انتقام بگیره"

686
00:39:50,155 --> 00:39:51,733
‫و با نیرویی که از خون‌آشام‌های مُرده

687
00:39:51,734 --> 00:39:54,169
‫بدست میاد هی به ما حمله می‌کنه

688
00:39:54,170 --> 00:39:56,772
‫هر چی بیشتر بکشه قوی‌تر میشه

689
00:39:56,773 --> 00:39:59,999
‫پس چطور زندگیشو تموم کنم؟

690
00:40:00,000 --> 00:40:02,918
‫اون به قربانی کردن نیاز داره تا نیرو بگیره

691
00:40:04,779 --> 00:40:06,915
‫پس جلوشو می‌گیریم که دیگه خون‌آشامی نکشه

692
00:40:06,916 --> 00:40:08,299
‫شروع خوبیه

693
00:40:08,300 --> 00:40:12,687
‫مگر اینکه یه جا رو پیدا کنه که

694
00:40:12,688 --> 00:40:17,092
‫یه عالمه خون‌آشام برای
‫قربانی کردن وجود داشته باشه

695
00:40:44,819 --> 00:40:47,154
‫تموم شد؟

696
00:40:50,992 --> 00:40:53,595
‫حالا این چاقو تمام نیرویی که از قربانی کردن

697
00:40:53,596 --> 00:40:55,302
‫خون‌آشام‌ها بدست آوردم رو داره

698
00:40:55,798 --> 00:40:57,932
‫این کارهایی می‌کنه که از مرگ هم بدتره

699
00:40:57,933 --> 00:41:00,349
‫حتی برای یه اصیل

700
00:41:03,771 --> 00:41:06,574
‫حالا برای آخرین قربانی کردن آماده‌ای؟

701
00:41:06,575 --> 00:41:09,902
‫به اسم جادوگرای محله فرانسوی

702
00:41:09,903 --> 00:41:12,903
‫این افتخار منه

703
00:41:25,669 --> 00:41:28,662
‫"ممنون "پاپا تونده

704
00:41:44,800 --> 00:41:45,800
‫مترجم : کامران

705
00:41:46,800 --> 00:41:47,800
‫: ارائه‌ای مشترک از دو تیم ترجمه
‫<font color=Blue>Free-Offline</font> &<font color=#FF۰۰۸۰> DivXdl</font>

