1
00:00:00,500 --> 00:00:01,500
‫<font color="#ff۰۰۰۰">پیش از این در
‫"The Originals"</font>

2
00:00:02,150 --> 00:00:03,200
‫من و خواهر برادر‌م

3
00:00:03,200 --> 00:00:06,690
‫اولین خون‌آشام‌های کل تاریخ هستیم...اصیل‌ها

4
00:00:06,690 --> 00:00:10,060
‫۳۰۰سال پیش ما در ساختن "نیو اورلانز" کمک کردیم

5
00:00:10,060 --> 00:00:12,740
‫در غیاب ما پادشاه جدیدی قیام کرد

6
00:00:12,820 --> 00:00:16,080
‫حالا برگشتم تا قلمرو اون رو مال خودم کنم

7
00:00:16,080 --> 00:00:18,470
‫امیدوار بودم با این‌کار خانوادم رو دور هم جمع کنم

8
00:00:18,470 --> 00:00:19,510
‫اشتباه می‌کردم

9
00:00:19,510 --> 00:00:21,210
‫می‌خواستم خونمون رو پس بگیرم

10
00:00:21,210 --> 00:00:22,980
‫واسه همین دیگه میرم اونجا زندگی کنم

11
00:00:22,980 --> 00:00:24,400
‫شما دو نفر هم

12
00:00:24,400 --> 00:00:27,140
‫همینجا بمونید و بپوسید

13
00:00:27,140 --> 00:00:28,970
‫تو با من میای گرگینه کوچولو

14
00:00:28,970 --> 00:00:30,510
‫اصلاً چرا باید همراهت بیام؟

15
00:00:30,510 --> 00:00:32,840
‫الانم می‌تونی در برابرم مقاوت کنی
‫ولی مطمئاً می‌بازی

16
00:00:32,840 --> 00:00:34,800
‫درست مثلِ هر کس دیگه‌ای که سعی کنه

17
00:00:34,800 --> 00:00:36,310
‫نذاره تو سوار این ماشین بشی

18
00:00:37,400 --> 00:00:38,400
‫: ارائه‌ای از گروه ترجمه
‫Free-Offline.org

19
00:00:39,400 --> 00:00:40,400
‫مترجمین : ســـمـــیرا و ســـعـــیـــده

20
00:00:45,640 --> 00:00:48,430
‫بیاید با نوشیدن به افتخار

21
00:00:48,430 --> 00:00:52,330
‫نعمت مشترکمون یعنی جاودانگی شروع کنیم

22
00:00:52,670 --> 00:00:54,250
‫بعد از هزار سال

23
00:00:54,250 --> 00:00:57,290
‫آدم ممکنه انتظار داشته باشه که
‫زندگی با شدت کمتری احساس بشه

24
00:00:57,290 --> 00:01:01,310
‫زیبایی و مصیبت‌هاش به مرور زمان کمتر بشن

25
00:01:01,310 --> 00:01:03,060
‫ولی ما خون‌آشام‌ها

26
00:01:03,060 --> 00:01:07,730
‫بیشتر از اونی که واسه انسان‌ها
‫قابل تصور باشه حس می‌کنیم

27
00:01:11,730 --> 00:01:13,940
‫نیاز ارضا نشدنی

28
00:01:15,100 --> 00:01:17,480
‫درد شدید

29
00:01:30,830 --> 00:01:32,350
‫پیروزی‌ها...

30
00:01:34,340 --> 00:01:35,990
‫و شکست‌هامون

31
00:01:37,940 --> 00:01:40,250
‫نباید بذاری غرورت جریحه‌دار بشه

32
00:01:40,250 --> 00:01:41,630
‫با کلاوسی که امپراتوری تورو کنترل می‌کنه

33
00:01:41,640 --> 00:01:43,810
‫باید اون چیزی که از همه
‫بیشتر می‌خواد رو بهش بدی

34
00:01:43,810 --> 00:01:46,830
‫وفاداری یا حداقل یه تصوری ازش

35
00:01:46,830 --> 00:01:50,490
‫من بهش حمله کردم
‫سعی کردم زنده زنده دفنش کنم

36
00:01:50,790 --> 00:01:52,020
‫بهم اعتماد نمی‌کنه

37
00:01:52,020 --> 00:01:54,520
‫می‌کنه چون وفاداریی تو رو می‌خواد

38
00:01:54,820 --> 00:01:55,960
‫بحث تجربست

39
00:01:55,960 --> 00:01:58,240
‫میدونم که اگه این‌کار رو بکنی
‫همه چیز رو می‌بخشه

40
00:01:58,240 --> 00:02:00,220
‫ولی اگه باعث بشی بهت شک کنه

41
00:02:00,220 --> 00:02:01,860
‫تلافی می‌کنه

42
00:02:07,090 --> 00:02:09,100
‫بهم قول بده مارسل

43
00:02:09,710 --> 00:02:11,850
‫هر کاری می‌کنی تا زنده بمونی

44
00:02:15,740 --> 00:02:18,460
‫سلامتی شهرم ، خونه‌ی دوبارم

45
00:02:18,570 --> 00:02:21,640
‫شاید هیچ‌وقت خونی ریخته نشه

46
00:02:21,910 --> 00:02:23,630
‫و مهمونی هیچ‌وقت تموم نشه

47
00:02:26,470 --> 00:02:27,920
‫نمی‌فهمم پسر

48
00:02:27,920 --> 00:02:29,960
‫میدونی که تا آخرش پات می‌ایستادیم

49
00:02:29,960 --> 00:02:32,270
‫انجام اون‌کار شما رو به کشتن میداد

50
00:02:32,270 --> 00:02:33,980
‫و شما هنوزم افرادم هستین

51
00:02:34,290 --> 00:02:35,960
‫فعلاً فقط کاری که می‌کنم رو بکنین

52
00:02:36,330 --> 00:02:38,140
‫باورکن هنوز تموم نشده

53
00:02:38,680 --> 00:02:39,890
‫"سلامتی "نیو اورلانز

54
00:02:39,890 --> 00:02:42,070
‫- "سلامتی "نیو اورلانز
‫- "سلامتی "نیو اورلانز

55
00:02:44,630 --> 00:02:46,890
‫میدونم که شاید چند نفری از شما با توجه به

56
00:02:46,890 --> 00:02:49,540
‫تغییرات اخیر رهبری سوالاتی داشته باشین

57
00:02:49,690 --> 00:02:51,640
‫و امشب شما رو به اینجا دعوت کردم
‫تا بهتون این اطمینان رو بدم

58
00:02:51,640 --> 00:02:54,370
‫که شکست نخوردید

59
00:02:54,370 --> 00:02:59,800
‫نه . قصدم برای جشن گرفتن
‫برای اون چیزی که داریم

60
00:03:00,040 --> 00:03:04,180
‫چیزی که در واقع مارسل در دست گرفتش

61
00:03:06,770 --> 00:03:09,610
‫و درون این

62
00:03:09,690 --> 00:03:14,550
‫جامعه‌ی واقعی از خون‌آشام‌ها ساختش

63
00:03:15,500 --> 00:03:18,260
‫اون چی؟ گرگینه

64
00:03:20,770 --> 00:03:23,550
‫دیئِگو" ، میذاشتی حرفم تموم بشه"

65
00:03:24,450 --> 00:03:25,810
‫متوجه می‌شدی که یقیناً

66
00:03:25,810 --> 00:03:28,600
‫راجع به اون هم صحبت خواهم کرد

67
00:03:29,940 --> 00:03:31,480
‫همونطوری که خیلی‌هاتون میدونید

68
00:03:32,240 --> 00:03:34,400
‫این دختر فرزند من رو حاملست

69
00:03:34,400 --> 00:03:36,420
‫بنابراین در مورد

70
00:03:36,420 --> 00:03:39,600
‫محترم شمردن ایشون بهتون اعتماد می‌کنم

71
00:03:39,600 --> 00:03:42,530
‫هر چند میدونم که بعضی‌هاتون

72
00:03:42,530 --> 00:03:49,850
‫نگران شایعه‌‌ی خبیثانه‌ مبنی در
‫قصد من برای استفاده از خون فرزندمون

73
00:03:49,850 --> 00:03:51,520
‫واسه ساختن دورگه هستید

74
00:03:53,060 --> 00:03:55,290
‫بهتون اطمینان میدم که اینطور نیست

75
00:03:55,290 --> 00:03:56,910
‫پدر نمونه‌ی سال

76
00:03:59,810 --> 00:04:02,260
‫به نظر میرسه باید اعتمادتون رو بدست بیارم

77
00:04:02,590 --> 00:04:03,590
‫خیلی خب

78
00:04:04,170 --> 00:04:06,930
‫ما ریشه‌ی نگرانیتون رو از بین می‌بریم

79
00:04:06,930 --> 00:04:10,410
‫ببینید ، اگه هیچ گرگینه‌‌ی زنده‌ای
‫کنار رودخونه نباشه

80
00:04:10,410 --> 00:04:14,830
‫چطور می‌تونم اونا رو به دورگه تبدیل کنم؟

81
00:04:14,830 --> 00:04:16,980
‫چی؟ کلاوس ، نه

82
00:04:16,980 --> 00:04:19,810
‫پس بخورید . بنوشید و خوش بگذرونین

83
00:04:19,810 --> 00:04:21,580
‫و فردا بهتون پیشنهاد می‌کنم واسه خودتون

84
00:04:21,580 --> 00:04:23,650
‫یه شکار کوچیک گرگینه داشته باشید

85
00:04:23,920 --> 00:04:29,520
‫یالا ، خوش بگذرونین . همشون رو بکشین

86
00:04:31,500 --> 00:04:36,400
‫<font color="#ff۰۰۰۰">"The Originals"
‫فصل ۱
‫"قسمت ۹ : حکمرانی درد در "نیو اورلانز</font>

87
00:04:37,900 --> 00:04:40,050
‫امکان نداره پولشو دادم

88
00:04:40,050 --> 00:04:42,700
‫بیخیال ، تو هیچ‌وقت واسه هیچی تو زندگیت پول ندادی

89
00:04:42,700 --> 00:04:44,980
‫چه ربطی داشت

90
00:04:45,990 --> 00:04:47,500
‫نیک" داره تنبیهمون می‌کنه"

91
00:04:47,980 --> 00:04:51,300
‫خب ، ما اذیتش کردیم
‫عمیقاً اینطور که به نظر میرسه

92
00:04:51,300 --> 00:04:53,090
‫همون یه باری که بدترین چیز حقیقت نداشت

93
00:04:53,090 --> 00:04:55,670
‫بدترین چیز رو دربارش باور کردیم

94
00:04:56,890 --> 00:04:58,450
‫فکر می‌کنی کجا داری میری؟

95
00:04:59,000 --> 00:05:01,680
‫میرم مطمئن بشم "هِیلی" به‌خاطر
‫اشتباهات ما زجر نمی‌کشه

96
00:05:02,830 --> 00:05:04,920
‫نیکلاوس آدم کینه‌ای ـه

97
00:05:04,920 --> 00:05:06,940
‫نمی‌تونیم مطمئن باشیم که "هِیلی" صحیح و سالمه

98
00:05:14,080 --> 00:05:15,830
‫و بعدش آلایژا رو گاز گرفتم

99
00:05:15,840 --> 00:05:17,250
‫و با زهر دورگه‌ایم تو رگ‌هاش

100
00:05:17,250 --> 00:05:19,880
‫کنار رودخونه ولش کردم

101
00:05:19,900 --> 00:05:24,460
‫به‌خاطر اتهامات زننده‌ای که بهم زد به خدمتش رسیدم

102
00:05:24,460 --> 00:05:25,680
‫و اجازه دادم...

103
00:05:27,390 --> 00:05:28,770
‫داری اینا رو می‌نویسی دیگه؟

104
00:05:28,780 --> 00:05:31,620
‫اینو روشن کن . اگه محله مال توئه الان

105
00:05:31,620 --> 00:05:33,540
‫چرا هنوز منو لازم داری؟

106
00:05:33,540 --> 00:05:34,590
‫خاطراتم

107
00:05:34,860 --> 00:05:37,410
‫هزار سال پیشینه که خودش نوشته نمیشه

108
00:05:39,580 --> 00:05:41,810
‫کمی" ، تو اینجا چی‌کار می‌کنی؟"

109
00:05:42,690 --> 00:05:44,170
‫سوال منم همینه

110
00:05:44,170 --> 00:05:46,050
‫چیز خاصی نیست . اون میدونه

111
00:05:46,680 --> 00:05:47,440
‫میدونه؟

112
00:05:47,450 --> 00:05:49,690
‫اینکه خون‌آشامی؟ نگران نباش

113
00:05:49,690 --> 00:05:52,310
‫بهم نفوذ ذهنی کرده تا از اینجا برم بیرون
‫همه چیز رو فراموش می‌کنم

114
00:05:53,110 --> 00:05:54,930
‫اونجوری ذهنم درگیر این میشه

115
00:05:54,930 --> 00:05:56,780
‫که سر اینکه بفهمم واسه یه نامیرای خودپرست

116
00:05:56,780 --> 00:05:58,620
‫نقش یه جاسوس رو بازی می‌کنم

117
00:05:58,620 --> 00:06:00,390
‫دارم عقلم رو از دست میدم یا نه؟

118
00:06:00,390 --> 00:06:02,540
‫بهش نفوذ کردی که با من بیاد بیرون ، مگه نه؟

119
00:06:03,970 --> 00:06:05,660
‫و منم فکر کردم واقعاً از من خوشت میاد

120
00:06:05,660 --> 00:06:06,470
‫منم همینطور

121
00:06:06,470 --> 00:06:07,810
‫خب ، روشن کنم که

122
00:06:07,810 --> 00:06:09,470
‫فقط بهت نفوذ ذهنی کردم که بهش یه فرصت بدی

123
00:06:09,470 --> 00:06:11,930
‫هر حسی که بهش داشتی کاملاً واقعی بوده

124
00:06:14,810 --> 00:06:16,040
‫و محض اطلاعتون

125
00:06:16,040 --> 00:06:18,330
‫این وضعیت ناجوری که الان

126
00:06:18,330 --> 00:06:21,900
‫هممون داریم تجربه می‌کنیم کاملاً واقعیه

127
00:06:22,060 --> 00:06:23,770
‫فکر می‌کنی خیلی باهوشی ، مگه نه؟

128
00:06:23,770 --> 00:06:26,340
‫به متصدی بار ساده و بدبخت نفوذ ذهنی می‌کنی؟

129
00:06:26,440 --> 00:06:27,530
‫ببین چی پیدا کردم

130
00:06:27,860 --> 00:06:30,470
‫منِ واقعی ، نه روانشناسی که بهش نفوذ کردی

131
00:06:32,210 --> 00:06:35,540
‫خب ، در واقع تندنویس اختصاصی رو ترجیح میدم

132
00:06:35,800 --> 00:06:38,700
‫فکر می‌کنی بامزست
‫فاتحه ذهن منو بخونی؟

133
00:06:38,700 --> 00:06:41,130
‫سلامت عقلی من که شوخی نیست

134
00:06:41,130 --> 00:06:43,590
‫نه عشقم . منم همچین فکری نمی‌کنم

135
00:06:46,460 --> 00:06:47,900
‫هیچ‌وقت اینو پیدا نکردی

136
00:06:48,200 --> 00:06:49,650
‫وقتی از اینجا رفتی

137
00:06:49,650 --> 00:06:51,040
‫هیچی در مورد زندگی خون‌آشامی
‫ما رو به یاد نمیاری

138
00:06:51,040 --> 00:06:52,290
‫فهمیدی؟

139
00:06:56,040 --> 00:06:58,470
‫فکر کنم واسه امروز بس باشه

140
00:06:59,750 --> 00:07:00,770
‫وقت رفتنه

141
00:07:17,530 --> 00:07:18,690
‫جایی میری؟

142
00:07:23,490 --> 00:07:25,820
‫آلایژا ، نباید اینجا باشی

143
00:07:25,820 --> 00:07:27,590
‫افراد کلاوس منو زیر نظر دارن

144
00:07:27,590 --> 00:07:29,250
‫نگرانی در مورد اونا ندارم

145
00:07:32,510 --> 00:07:33,990
‫بیا . نباید معطل کنیم

146
00:07:33,990 --> 00:07:34,910
‫تو رو باید ببریم یه جای امن

147
00:07:34,920 --> 00:07:37,290
‫نه . لازم نیست نگران من باشی . من خوبم

148
00:07:37,290 --> 00:07:40,840
‫من تحت حفاظت کلاوس قدرتمند هستم

149
00:07:41,160 --> 00:07:42,920
‫اونایی که کمک احتیاج دارن گرگینه‌ها هستن

150
00:07:43,530 --> 00:07:45,970
‫واسه پیشنهاد صلح به افراد مارسل

151
00:07:45,970 --> 00:07:48,810
‫دستور یه شکار گرگینه‌ای داده

152
00:07:49,060 --> 00:07:49,950
‫باید بهشون کمک کنین

153
00:07:49,950 --> 00:07:51,410
‫کنار رودخونه؟

154
00:07:51,410 --> 00:07:55,130
‫ما شبیه تیم نجات خون‌آشامی هستیم؟

155
00:07:55,280 --> 00:07:57,450
‫فکر می‌کنم باید به‌خاطر اینکه
‫اومدیم نجاتت بدیم ازمون متشکر باشی

156
00:07:57,500 --> 00:07:59,600
‫گوش کن ربکا

157
00:07:59,600 --> 00:08:02,920
‫کل زندگیم می‌خواستم بدونم
‫خانواده‌ی واقعیم کیه

158
00:08:02,930 --> 00:08:05,740
‫و همون وقتی که متوجه شدم
‫یه جایی اون بیرون کنار رودخونه هستن

159
00:08:05,740 --> 00:08:07,480
‫کلاوس دستور مرگشون رو داده

160
00:08:12,250 --> 00:08:13,340
‫می‌خواین به من کمک کنین؟

161
00:08:14,470 --> 00:08:18,320
‫لطفاً هم‌نوع‌هامو کمک کنین

162
00:08:21,410 --> 00:08:22,870
‫آدم‌ها یه جلسه راه انداختن

163
00:08:22,870 --> 00:08:25,310
‫اونا خیلی از وضع موجود به وجد نیومدن

164
00:08:25,310 --> 00:08:27,120
‫چقدر تاسف‌باره واسشون

165
00:08:27,130 --> 00:08:28,600
‫ببین ، الان دیگه همه‌کاره توئی

166
00:08:28,620 --> 00:08:30,260
‫ولی می‌خوام بدونی چطوری
‫اینجا رو سر و سامون دادم؟

167
00:08:30,260 --> 00:08:31,250
‫سیاست

168
00:08:31,250 --> 00:08:32,860
‫یه‌کمی دیپلماسی خیلی جواب میده

169
00:08:32,860 --> 00:08:35,190
‫مخصوصاً اگه فرقه‌ی آدم‌ها باشن

170
00:08:36,960 --> 00:08:38,360
‫متوجه شدم

171
00:08:41,730 --> 00:08:43,770
‫خیلی وقت می‌شد به اون‌شب فکر نکرده بودم

172
00:08:43,930 --> 00:08:47,560
‫۱۹۱۹ساختمون اپرا درست قبل از اینکه بسوزه

173
00:08:47,820 --> 00:08:50,370
‫پایان دوران بود

174
00:08:51,500 --> 00:08:53,610
‫حالا در سعادت شروع‌های جدید

175
00:08:53,610 --> 00:08:57,520
‫احساس می‌کنم یه سری چیزا هست
‫که احتمالاً باید واست اعتراف کنم

176
00:08:58,430 --> 00:09:00,740
‫ولی از کجا شروع کنم؟

177
00:09:01,600 --> 00:09:03,650
‫تیئِری" هیچ‌وقت به تو خیانت نکرد"

178
00:09:03,650 --> 00:09:05,860
‫واسش پاپوش درست کردم که برادرم رو پیدا کنم

179
00:09:05,860 --> 00:09:07,770
‫اون دوستته و در نتیجه

180
00:09:07,770 --> 00:09:11,220
‫به صلاحدیدت می‌تونه به اینجا برگرده

181
00:09:11,250 --> 00:09:13,970
‫قسمت "کمی" رو که خودت متوجه شدی

182
00:09:13,970 --> 00:09:15,910
‫و بعدش "جاشوا" جوان

183
00:09:15,910 --> 00:09:17,380
‫از همون اول بهش نفوذ کرده بودم

184
00:09:17,380 --> 00:09:19,090
‫هر چند که فرض رو بر این می‌گیرم
‫خودت در جریانش بودی

185
00:09:19,090 --> 00:09:22,680
‫از اونجایی که اون منو انداخت توی تله‌ی تو

186
00:09:22,680 --> 00:09:25,130
‫ممکنه یه مقداری اطلاعات غلط
‫به خوردش داده باشم

187
00:09:25,130 --> 00:09:28,270
‫"و بعدش "دِوینا

188
00:09:28,310 --> 00:09:29,870
‫اون یه سلاح قدرتمنده

189
00:09:29,870 --> 00:09:32,320
‫در این مورد دوست دارم همین دوروبرا باشه

190
00:09:32,320 --> 00:09:33,680
‫فکر می‌کنم باید بیاریمش

191
00:09:33,680 --> 00:09:35,920
‫اینجا پیش خودمون

192
00:09:35,970 --> 00:09:37,480
‫نمی‌تونه زیرشیرونی رو ترک کنه

193
00:09:37,480 --> 00:09:39,250
‫یه بار قبلاً سعی کردم ببرمش یه جای دیگه

194
00:09:39,280 --> 00:09:41,450
‫آره ، در اون مورد...معلوم شده

195
00:09:41,450 --> 00:09:43,790
‫جادوگر کوچولوت یه بازیگر تمام عیاره

196
00:09:43,790 --> 00:09:46,170
‫وقتی آلایژا پیشتون بوده
‫باهاش یه معامله‌ای کرده

197
00:09:46,170 --> 00:09:47,760
‫گولت زده بذاری همونجا بمونه

198
00:09:47,760 --> 00:09:50,790
‫و در ازاش چندتایی دست خط
‫از جادو‌های مادرمون گیرش بیاد

199
00:09:52,500 --> 00:09:55,200
‫خوب شد فهمیدم . همین دیگه؟

200
00:09:55,570 --> 00:09:57,240
‫همش همینه

201
00:09:58,220 --> 00:09:59,770
‫ممنون به‌خاطر صداقتت

202
00:10:03,160 --> 00:10:04,430
‫جلسه یه ساعت دیگست

203
00:10:16,700 --> 00:10:19,400
‫<font color="#۸۰۸۰۸۰">" چیزایی که کلاوس بهت میگه رو باور نکن "</font>

204
00:10:23,200 --> 00:10:25,600
‫<font color="#۸۰۸۰۸۰">" کیفت ، داخل جیبت "</font>

205
00:10:38,550 --> 00:10:40,970
‫و بعدش آلایژا رو گاز گرفتم
‫و با زهر دورگه‌ایم تو رگ‌هاش

206
00:10:40,970 --> 00:10:43,550
‫کنار رودخونه ولش کردم

207
00:10:43,550 --> 00:10:47,300
‫به‌خاطر اتهامات زننده‌ای که بهم زد
‫به خدمتش رسیدم

208
00:10:49,970 --> 00:10:51,870
‫عاشق اتاقت تو کاخ میشی

209
00:10:52,040 --> 00:10:54,060
‫بهترین اتاق اونجا رو واست انتخاب کردم

210
00:10:54,070 --> 00:10:55,400
‫نمی‌تونم اینجا رو ترک کنم

211
00:10:55,400 --> 00:10:57,100
‫یادت میاد بار آخر چه اتفاقی افتاد؟

212
00:11:00,330 --> 00:11:02,400
‫در جریان قول و قرارت با آلایژا هستم

213
00:11:03,550 --> 00:11:05,300
‫نمی‌تونیم به هم دروغ بگیم

214
00:11:05,850 --> 00:11:07,250
‫دارم سعی می‌کنم ازت محافظت کنم

215
00:11:07,320 --> 00:11:08,970
‫با جادوگرایی که هنوز می‌خوان
‫واسه "دِرو" تو رو بکشن

216
00:11:08,970 --> 00:11:10,730
‫باور کن پیش ما امن‌ترین جا واسه توئه

217
00:11:10,730 --> 00:11:13,740
‫به علاوه بعدازظهرها نورش عالیه

218
00:11:15,710 --> 00:11:17,270
‫می‌بینم که هنرمند هستی

219
00:11:19,050 --> 00:11:20,100
‫فوق‌العادست

220
00:11:21,040 --> 00:11:24,910
‫مشتاقانه منتظر دیدن استعدادهای بی‌شمارتم

221
00:11:25,860 --> 00:11:27,090
‫این ایده‌ی اون بوده؟

222
00:11:27,090 --> 00:11:28,460
‫دِوینا" ، خواهش می‌کنم"

223
00:11:28,880 --> 00:11:31,650
‫درک می‌کنم که وفادار به مارسل هستی

224
00:11:31,650 --> 00:11:34,020
‫ولی مارسل وفادار به منه

225
00:11:35,020 --> 00:11:37,660
‫فرض می‌کنم که بهترین چیز رو
‫برای هممون می‌خوای

226
00:11:43,190 --> 00:11:45,950
‫طبقه‌ی پایین یه جلسه داریم

227
00:11:56,380 --> 00:11:58,250
‫ببین ، یکی رو می‌فرستم دنبال وسایلت

228
00:11:58,250 --> 00:12:00,000
‫جای درستی می‌بریمت

229
00:12:00,990 --> 00:12:02,100
‫بهم اعتماد کن

230
00:12:11,240 --> 00:12:13,760
‫کلاوس و مارسل ، ممنون که اومدین

231
00:12:13,980 --> 00:12:17,780
‫حالا که ما باخبر شدیم تغییراتی
‫در رهبری جامعه شما ایجاد شده

232
00:12:17,780 --> 00:12:20,600
‫و فکر کردیم که وقتشه
‫یک معرفی مناسب داشته باشیم

233
00:12:22,120 --> 00:12:23,450
‫می‌خوایم مطمئنیم بشیم که شما

234
00:12:23,450 --> 00:12:25,130
‫درک می‌کنید اوضاع این اطراف چطور پیش میره

235
00:12:25,510 --> 00:12:26,740
‫اینطوریه؟

236
00:12:28,180 --> 00:12:30,480
‫منظور شهردار اینه که ما فقط یکسری

237
00:12:30,480 --> 00:12:32,050
‫اطمینان می‌خوایم که این رخداد جدید

238
00:12:32,060 --> 00:12:34,660
‫قرار نیست شهر ما یا ساکنانش رو به خطر بندازه

239
00:12:34,660 --> 00:12:37,320
‫ببینید ، شما عجیب‌غریب‌ها کار خودتون رو بکنین

240
00:12:37,320 --> 00:12:39,950
‫و ما هم یه راه دیگه پیدا می‌کنیم

241
00:12:40,760 --> 00:12:42,590
‫تا زمانی که جیب‌هامون پُر باشه

242
00:12:42,930 --> 00:12:44,400
‫مشکلی نخواهیم داشت

243
00:12:45,990 --> 00:12:50,100
‫از همه مهم‌تر یه قوانینی وجود داره

244
00:12:50,350 --> 00:12:52,040
‫از مردم محلی تغذیه نکنید

245
00:12:52,070 --> 00:12:54,040
‫توجه ناخواسته به شهر جلب نکنین

246
00:12:54,040 --> 00:12:58,020
‫گذشته ثابت کرده که می‌تونیم
‫مسالمت‌آمیز باهم زندگی کنیم

247
00:12:58,020 --> 00:12:59,420
‫با اینحال اگه از خط قرمزها رد بشید...

248
00:12:59,420 --> 00:13:00,780
‫به ما جواب میدید

249
00:13:01,090 --> 00:13:05,450
‫خیلی خب ، باشه
‫بذارید برم سر اصل مطلب

250
00:13:05,450 --> 00:13:07,890
‫من باید به این کون گلابی

251
00:13:07,890 --> 00:13:10,830
‫و دزدای دوزاری بغل دستش التماس کنم؟

252
00:13:12,290 --> 00:13:15,310
‫اینا شرایط من هستن

253
00:13:16,400 --> 00:13:20,430
‫من هر قانونی دلم بخواد واستون وضع می‌کنم

254
00:13:20,430 --> 00:13:22,320
‫و شما هم سپاسگزار خواهید بود

255
00:13:22,650 --> 00:13:24,340
‫اگه خوشتون نمیاد

256
00:13:24,350 --> 00:13:27,150
‫ممکنه تصمیم بگیرم جون بی‌ارزشتون رو بگیرم

257
00:13:37,220 --> 00:13:39,150
‫هی ، تابلوئه که تازگی‌ها اینجا بودن

258
00:13:39,150 --> 00:13:42,240
‫برید بگردین . پیداشون کنین
‫و چندتایی سر واسم بیارید

259
00:13:42,800 --> 00:13:44,130
‫جای تو بودم این‌کار رو نمی‌کردم

260
00:13:47,210 --> 00:13:48,680
‫شما اینجا چی‌کار می‌کنین؟

261
00:13:48,680 --> 00:13:51,130
‫اومدم بهت پیشنهاد بدم یه چیز دیگه شکار کنی

262
00:13:52,020 --> 00:13:53,660
‫باشه

263
00:13:53,820 --> 00:13:55,430
‫خب "دیئِگو" ، خیلی شرم‌آوره

264
00:13:55,430 --> 00:13:57,860
‫که قراره فاتحه صورت خوشگلت خونده بشه

265
00:14:00,560 --> 00:14:02,150
‫شماها چرا به گرگینه‌ها اهمیت میدین؟

266
00:14:02,150 --> 00:14:03,560
‫به‌طور کلی اهمیتی نمیدم

267
00:14:04,690 --> 00:14:07,110
‫با اینحال دست کسی بهشون نمی‌خوره

268
00:14:08,350 --> 00:14:09,330
‫خدافظ

269
00:14:11,190 --> 00:14:12,160
‫خداحافظ

270
00:14:16,500 --> 00:14:17,800
‫به‌هرحال چیزی اینجا نیست

271
00:14:24,920 --> 00:14:27,130
‫عالیه . فکر کنم کارمون تموم شد

272
00:14:32,390 --> 00:14:33,400
‫نه کاملاً

273
00:14:35,370 --> 00:14:36,990
‫اینجا نیومدیم که بهت آسیب بزنیم

274
00:14:39,430 --> 00:14:42,450
‫سلامی دوباره . "ایو" بودی ، نه؟

275
00:14:42,450 --> 00:14:44,480
‫فکر کنم یکی از رفیق کوچولو‌های "هِیلی" ـه

276
00:14:44,650 --> 00:14:47,300
‫هِیلی" شما رو فرستاده که از"
‫ما محافظت کنید . اینطور نیست؟

277
00:14:47,300 --> 00:14:48,720
‫بهش بگید واسه نگرانیش ممنون

278
00:14:48,720 --> 00:14:51,370
‫ولی ما خیلی وقته حواسمون به خودمون هست

279
00:14:51,370 --> 00:14:52,520
‫هیچ‌کس ما رو پیدا نمی‌کنه

280
00:14:52,520 --> 00:14:54,150
‫مگه اینکه خودمون بخوایم

281
00:14:54,150 --> 00:14:55,850
‫خب ، ما پیدات کردیم پس...

282
00:14:57,310 --> 00:14:58,370
‫همونطوری که گفتم

283
00:14:59,790 --> 00:15:00,190
‫یه چیزی هست که فکر کردم

284
00:15:00,190 --> 00:15:02,860
‫تو و خانوادت باید در موردش بدونید

285
00:15:19,540 --> 00:15:22,380
‫فکر می‌کنم بیشتر از اون چیزی که
‫لیاقتشون بود باهاشون مهربون بودم

286
00:15:25,940 --> 00:15:28,700
‫به‌خاطر فقدان دیپلماسیم بدجوری نا‌امید شدی

287
00:15:28,910 --> 00:15:31,310
‫خب ، دیگه به تو یکی نیازی نیست

288
00:15:31,310 --> 00:15:33,680
‫توانایی انسان واسه ظلم رو یادآوری کرد

289
00:15:39,870 --> 00:15:40,900
‫الو؟

290
00:15:40,900 --> 00:15:42,220
‫آقای مایکلسون

291
00:15:42,220 --> 00:15:43,140
‫فقط می‌خواستم در جریان باشید

292
00:15:43,140 --> 00:15:45,340
‫فرقه شرایط شما رو در نظر گرفته

293
00:15:45,660 --> 00:15:47,110
‫یه تصمیمی گرفتیم

294
00:15:47,110 --> 00:15:48,330
‫واقعاً؟

295
00:16:17,870 --> 00:16:20,190
‫لعنتی ، لعنتی ، لعنتی

296
00:16:21,480 --> 00:16:24,460
‫اینا تقصیر توئه

297
00:16:24,740 --> 00:16:25,580
‫حالا که تو رئیسی

298
00:16:25,580 --> 00:16:27,380
‫اونا آدمای توئن که مُردن

299
00:16:27,380 --> 00:16:28,890
‫افراد تو

300
00:16:29,000 --> 00:16:29,890
‫تو این شهر رو اداره می‌کنی

301
00:16:29,890 --> 00:16:31,090
‫پس بهتره واست یه اهمیتی داشته باشه

302
00:16:31,090 --> 00:16:32,090
‫در غیر اینصورت پشیزی نمی‌ارزه

303
00:16:32,090 --> 00:16:34,410
‫که کسی بخواد دنبال تو بیاد

304
00:16:36,560 --> 00:16:38,750
‫داشتم نگرانت می‌شدم

305
00:16:38,750 --> 00:16:39,790
‫فکر کنم نمی‌تونستم بیشتر از این

306
00:16:39,790 --> 00:16:42,510
‫باملاحظه بودن بی‌علتت رو تحمل کنم

307
00:16:43,590 --> 00:16:46,330
‫منظورم اینه مشخصه فرقه‌ رو دست‌کم گرفتم

308
00:16:46,330 --> 00:16:48,340
‫دیگه این اتفاق نمی‌افته ولی بگو ببینم

309
00:16:48,340 --> 00:16:50,760
‫حالا که به این نقطه رسیدیم

310
00:16:50,880 --> 00:16:53,450
‫حالا که اونا وارد خونمون شدن

311
00:16:53,450 --> 00:16:56,100
‫این بلا رو سر مردم ما آوردن

312
00:16:57,610 --> 00:17:00,200
‫میگی چطور جوابشون رو بدم؟

313
00:17:01,920 --> 00:17:03,640
‫بیا همشون رو بکشیم

314
00:17:05,800 --> 00:17:09,210
‫۲۰هزار هکتار دورمون رو باتلاق احاطه کرده

315
00:17:09,460 --> 00:17:11,570
‫اونایی که اینجا به دنیا میان
‫مثل کف دستشون اینجا رو می‌شناسن

316
00:17:11,570 --> 00:17:13,010
‫مشکلی واسم پیش نمیاد ولی اینجا

317
00:17:13,010 --> 00:17:14,870
‫گرگینه‌های جدیدی که از خارج از ایالت میان

318
00:17:14,870 --> 00:17:16,540
‫هِیلی" و خویشاوندان من نه"

319
00:17:16,540 --> 00:17:19,310
‫ولی خبر‌ها همه جا در مورد بچه‌اش پخش شده

320
00:17:19,310 --> 00:17:20,530
‫یه عالمه گرگینه می‌خوان

321
00:17:20,530 --> 00:17:22,730
‫این معجزه حاملگی رو خودشون ببینن

322
00:17:22,730 --> 00:17:24,730
‫فقط حالا خون‌آشام‌ها هستن که دنبال خونریزی می‌گردن

323
00:17:24,730 --> 00:17:26,650
‫و همه‌ی این گرگینه‌ها کنار رودخونه رو بلد نیستن

324
00:17:26,650 --> 00:17:28,440
‫ممکنه ندونن کجا قایم بشن

325
00:17:28,530 --> 00:17:30,530
‫یه‌جوری میگی انگار قراره واسه ما مهم باشه

326
00:17:30,630 --> 00:17:32,500
‫باور کنید دلتون می‌خواد اونا رو زنده نگه دارید

327
00:17:32,500 --> 00:17:33,910
‫و به چه خاطر؟

328
00:17:34,480 --> 00:17:35,880
‫خودتون می‌بینید

329
00:17:49,880 --> 00:17:51,630
‫"میدونم اینجایی "جاش

330
00:17:53,890 --> 00:17:55,740
‫می‌تونم ترستو حس کنم

331
00:17:59,280 --> 00:18:00,800
‫شنیدم داری میای

332
00:18:03,000 --> 00:18:04,580
‫اینجا چی‌کار می‌کنی؟

333
00:18:04,580 --> 00:18:07,360
‫میدونی ، قایم شدم

334
00:18:07,690 --> 00:18:10,110
‫میدونی ، ناشناس

335
00:18:10,260 --> 00:18:11,030
‫می‌خوام سمت تپه‌ها فرار کنم

336
00:18:11,030 --> 00:18:13,620
‫ولی تا تاریکی اینجا گیر افتادم

337
00:18:14,170 --> 00:18:15,440
‫حالت خوبه؟

338
00:18:15,740 --> 00:18:17,460
‫آره ، آره

339
00:18:18,630 --> 00:18:19,750
‫نه ، نه واقعاً

340
00:18:19,750 --> 00:18:21,890
‫منظورم اینه کلاوس رو کاملاً انداختم تو تله

341
00:18:21,890 --> 00:18:23,730
‫که حماسه‌ترین اشتباه تاریخ بود

342
00:18:23,730 --> 00:18:26,230
‫پس آره . یه‌جورایی همین الان
‫دارم شلوارمو خیس می‌کنم

343
00:18:26,250 --> 00:18:28,910
‫شاید تقریباً

344
00:18:29,550 --> 00:18:30,870
‫چیزی نیست

345
00:18:30,870 --> 00:18:32,400
‫می‌تونی به مارسل اعتماد کنی

346
00:18:32,830 --> 00:18:34,610
‫و اگه کلاوس سعی کنه بهت آسیبی بزنه

347
00:18:34,610 --> 00:18:36,540
‫خودم حالشو می‌گیرم

348
00:18:36,540 --> 00:18:39,980
‫مطمئنم اگه می‌تونستی جلوی کلاوس رو بگیری

349
00:18:39,980 --> 00:18:41,420
‫تا حالا این‌کار رو کرده بودی

350
00:18:41,570 --> 00:18:44,690
‫تو "هِیلی" هستی . زن کلاوس

351
00:18:44,690 --> 00:18:47,380
‫نه ، هرگز

352
00:18:47,810 --> 00:18:49,570
‫من گرگینه‌ی حاملم

353
00:18:49,710 --> 00:18:52,460
‫"و تو باید "دِوینا

354
00:18:52,460 --> 00:18:56,770
‫اون جادوگر قدرتمند خفن باشی
‫و "جاش" رو هم که نمیشه فراموش کرد

355
00:18:56,770 --> 00:18:58,910
‫خون‌آشام جدید که تو هم‌نوعاش

356
00:18:58,910 --> 00:19:00,790
‫احتمال اینکه نفر بعدی بمیره خیلی زیاده

357
00:19:00,790 --> 00:19:02,250
‫فوق‌العادست

358
00:19:02,250 --> 00:19:06,070
‫هی ، منم فقط یکی دیگه از زندانی‌های کلاوسم

359
00:19:06,690 --> 00:19:09,900
‫البته خیلی بده اگه متوجه بشه

360
00:19:09,900 --> 00:19:11,880
‫هنوز این گوشه کنار قایم شدی

361
00:19:14,340 --> 00:19:15,740
‫شاید یه دنیایی باشه که

362
00:19:15,740 --> 00:19:17,910
‫هممون بتونیم از هم مراقبت کنیم

363
00:19:22,840 --> 00:19:24,400
‫چند ساعت پیش بهت زنگ زدم

364
00:19:24,400 --> 00:19:27,120
‫تا جایی که می‌تونستم خودم رو زود رسوندم

365
00:19:27,120 --> 00:19:28,680
‫چی شده؟

366
00:19:28,900 --> 00:19:30,320
‫پیغام صوتیت...

367
00:19:30,320 --> 00:19:33,680
‫چی؟ بدگمان؟ دیوانه‌وار؟

368
00:19:33,760 --> 00:19:34,790
‫نگران بود

369
00:19:34,790 --> 00:19:36,080
‫اون عکسی که پیداش کردم

370
00:19:36,080 --> 00:19:37,910
‫همونی که...نمیدونم

371
00:19:37,910 --> 00:19:39,330
‫مال صد سال پیش بود

372
00:19:39,330 --> 00:19:40,720
‫گفته بودی فقط یه تصادفه

373
00:19:40,720 --> 00:19:41,980
‫ولی...

374
00:19:42,920 --> 00:19:45,060
‫سلامت عقلی من یه شوخی نیست

375
00:19:45,060 --> 00:19:47,430
‫درسته عشقم . منم فکر نمی‌کنم اینطور باشه

376
00:19:48,940 --> 00:19:52,740
‫این صدای منه ولی اصلاً یادم نمیاد

377
00:19:52,930 --> 00:19:54,130
‫فکر کنم...فکر کنم

378
00:19:54,130 --> 00:19:55,250
‫این قضیه یه‌جورایی به کنترل کردن
‫افکار و اینا مربوط میشه

379
00:19:55,250 --> 00:19:57,110
‫گمون کنم اون داره حافظم رو پاک می‌کنه

380
00:19:59,230 --> 00:20:00,500
‫بله؟

381
00:20:00,850 --> 00:20:02,130
‫چی‌کار کردن؟

382
00:20:03,190 --> 00:20:07,170
‫بعداً راجع به این موضوع حرف میزنیم

383
00:20:13,810 --> 00:20:15,950
‫چرا در مورد این موضوع نظر منو نخواستید؟

384
00:20:15,950 --> 00:20:18,210
‫کیارِن" ، تو بیشتر از ۸ ماه اینجا نبودی"

385
00:20:18,210 --> 00:20:20,360
‫عادت کردیم خودمون از پس کارا بربیایم

386
00:20:20,430 --> 00:20:21,340
‫این یارو کلاوس مایلکسون

387
00:20:21,730 --> 00:20:24,430
‫اصلاً برام مهم نیست کیه
‫یا چه شایعاتی راجع بهش هست

388
00:20:24,550 --> 00:20:26,070
‫باید گوشمالی میدادیمش و آدمش می‌کردیم

389
00:20:26,070 --> 00:20:27,950
‫با این کارِتون جنگ راه میندازید

390
00:20:27,950 --> 00:20:29,640
‫خوشحال میشم ببینم چی در چنته دارند

391
00:20:29,900 --> 00:20:31,500
‫"راستی "کیارِن

392
00:20:31,500 --> 00:20:33,780
‫این آخرین بارت باشه ترتیب یه جلسه رو میدی

393
00:20:33,780 --> 00:20:35,670
‫دفعه بعدی که عشقت کشیدی
‫از مدیریت ما انتقاد کنی

394
00:20:35,670 --> 00:20:37,580
‫بهمون ایمیل میزنی

395
00:20:39,180 --> 00:20:40,930
‫فکر می‌کردم شماها تقاضایِ
‫تشکیل این جلسه رو دادید

396
00:20:40,930 --> 00:20:42,310
‫نه بابا . کار ما نبوده

397
00:20:42,660 --> 00:20:44,410
‫راستیتش من اعلام جلسه کردم

398
00:20:45,500 --> 00:20:47,430
‫اینطور که مشخصه بنده طیِ جلسه‌ی قبلیمون

399
00:20:47,430 --> 00:20:49,520
‫مرتکبِ اشتباه بزرگی شدم

400
00:20:50,260 --> 00:20:52,470
‫دوستِ عزیزم مارسل نصحیت عاقلانه‌ای
‫رو باهام در میون گذاشت

401
00:20:52,470 --> 00:20:54,420
‫ولی من به حرفش گوش ندادم

402
00:20:55,870 --> 00:20:57,950
‫خب ، خوشحالم می‌شنوم به اشتباهت پِی بردی

403
00:20:57,950 --> 00:21:00,550
‫محاله دوباره اون اشتباه رو تکرار کنم

404
00:21:01,900 --> 00:21:03,260
‫مارسل؟

405
00:21:11,260 --> 00:21:12,520
‫شروع کنیم؟

406
00:21:12,670 --> 00:21:14,030
‫اوّل شما

407
00:21:22,320 --> 00:21:23,590
‫اونجا تشریف دارند

408
00:21:24,320 --> 00:21:26,210
‫تنها بازمانده‌ی جمع

409
00:21:26,210 --> 00:21:28,970
‫چه روز غم‌انگیزی برای شهر ماست

410
00:21:29,480 --> 00:21:31,470
‫چند تن از بهترین و باهوش‌ترین افراد شهر

411
00:21:31,470 --> 00:21:34,990
‫در یک سانحه‌ی دلخراشِ کشتیرانی
‫در رودخانه‌ی می‌سی‌سی‌پی کُشته شدند

412
00:21:34,990 --> 00:21:37,650
‫اینطور که شنیدم انفجار خیلی شدیدی هم بوده

413
00:21:41,610 --> 00:21:43,570
‫باید با تو چی‌کار کنم؟

414
00:21:44,740 --> 00:21:46,230
‫خیلی‌خب ، دست نگه‌دار

415
00:21:46,720 --> 00:21:48,650
‫من خیلی وقته "کیارِن" رو می‌شناسم

416
00:21:48,650 --> 00:21:50,770
‫اون باهوش ، خوش‌سابقه و منصف هستش

417
00:21:50,810 --> 00:21:53,360
‫زنده‌ش بیشتر از مُرده ـش به دردمون می‌خوره

418
00:21:53,470 --> 00:21:55,650
‫از این گذشته داییِ "کمی" هم هست

419
00:21:58,860 --> 00:22:00,070
‫زیاد پیش نمیاد به کسی علاقه نشون بدی

420
00:22:00,070 --> 00:22:02,800
‫به‌خاطر همین وقتی به یکی
‫علاقه‌مند میشی راحت میشه فهمید

421
00:22:04,660 --> 00:22:05,920
‫بسیار خب

422
00:22:06,140 --> 00:22:09,910
‫از این فرصت استفاده کن
‫تا از نو دار و دسته‌ی انسان‌ها رو تشکیل بدی

423
00:22:10,250 --> 00:22:14,390
‫اون‌وقت توقع داری چطوری
‫شهردار رو از نو بسازم؟

424
00:22:14,390 --> 00:22:16,680
‫خب ، حتماً یه معاون شهردار هم در کار هست دیگه

425
00:22:17,110 --> 00:22:18,710
‫رهبران جدید انتخاب کن

426
00:22:18,790 --> 00:22:21,270
‫بعد مجدداً مذاکرات رو از سر می‌گیریم

427
00:22:26,240 --> 00:22:28,770
‫این گرگینه‌ها خیلی شیک و تجملی سفر می‌کنن ،‌ نه؟

428
00:22:33,210 --> 00:22:34,200
‫هیچ‌کس نیست

429
00:22:34,200 --> 00:22:36,020
‫لابد نتوستن پول بدند

430
00:22:36,640 --> 00:22:37,770
‫به گشتن ادامه بدیم؟

431
00:22:37,770 --> 00:22:39,720
‫بیا بیخیال بشیم
‫بعد الکی به "هِیلی" بگیم که گشتیم

432
00:22:39,720 --> 00:22:41,930
‫اینطوری تو دختر رو تحت تأثیر قرار میدی
‫منم میرم سر خونه و زندگیم

433
00:22:42,010 --> 00:22:44,050
‫خودت در جریانی که چقدر
‫زاغه‌نشین‌ها منو افسرده می‌کنن

434
00:22:45,090 --> 00:22:47,170
‫من به هیچ‌وجه قصد ندارم
‫هِیلی" رو تحت تأثیر قرار بدم"

435
00:22:47,190 --> 00:22:48,330
‫از خدامه که همچین قصدی داشته باشی

436
00:22:48,330 --> 00:22:49,870
‫وگرنه ما اینجا چه غلطی می‌کنیم؟

437
00:22:52,200 --> 00:22:53,680
‫بیخیال آلایژا

438
00:22:53,860 --> 00:22:56,040
‫تو عاشقش شدی . قبول کن

439
00:22:56,430 --> 00:22:57,690
‫شاید اگه اعتراف کنی یه فایده‌ای

440
00:22:57,690 --> 00:23:01,080
‫به حال این غمی که وجودتو گرفته
‫ولی بروز نمیدی داشته باشه

441
00:23:02,400 --> 00:23:03,980
‫اگر بهت بگم همه چیز پیچیده است

442
00:23:03,980 --> 00:23:06,930
‫برات کفایت می‌کنه یا قصد داری

443
00:23:06,930 --> 00:23:09,080
‫در تمام مدت تلاش امشبمون آیینه‌ی دقم باشی؟

444
00:23:24,630 --> 00:23:27,720
‫عزیزم ، باید از اینجوری قرار گذاشتن
‫باهم دست برداریم

445
00:23:27,720 --> 00:23:29,510
‫اینطوری پشت سرمون حرف درمیارن

446
00:23:33,860 --> 00:23:35,240
‫الان دیگه می‌تونی بری

447
00:23:36,220 --> 00:23:37,590
‫لعنتی

448
00:23:37,780 --> 00:23:39,950
‫شاید واضح صحبت نکردم

449
00:23:40,420 --> 00:23:41,860
‫دارم تهدیدت می‌کنم

450
00:23:44,480 --> 00:23:46,840
‫دقیقاً تا ۳ دقیقه‌ی دیگه جمع شکارچی‌ها ـت

451
00:23:46,840 --> 00:23:48,400
‫تبدیل به طعمه میشن

452
00:23:48,410 --> 00:23:49,670
‫الانم با توجه با شکست اخیر ـت

453
00:23:49,670 --> 00:23:51,180
‫در مطیع کردنِ برادر کوچکترم نیکلاوس

454
00:23:51,180 --> 00:23:56,090
‫الان که با ۲تا اصیل طرف هستی
‫گمون نکنم شانسی داشته باشی

455
00:23:58,090 --> 00:24:00,330
‫توصیه می‌کنم هشدارم رو جدی بگیری

456
00:24:09,590 --> 00:24:10,890
‫ایول بابا

457
00:24:11,010 --> 00:24:11,900
‫پیش خودم گفتم وضعیتمون

458
00:24:11,900 --> 00:24:13,850
‫یه‌کم احساساتی شدن می‌طلبه

459
00:24:20,990 --> 00:24:22,310
‫شماها کی هستید؟

460
00:24:28,380 --> 00:24:30,090
‫من یه سوال بهتر می‌پرسم

461
00:24:31,230 --> 00:24:32,460
‫تو کی هستی؟

462
00:24:44,600 --> 00:24:46,620
‫به سلامتی متحد شدنمون

463
00:24:48,980 --> 00:24:50,640
‫این فیلم‌بازی کردن‌هات

464
00:24:50,980 --> 00:24:53,090
‫ادای رفاقت درآوردن

465
00:24:53,090 --> 00:24:54,100
‫اشتباه برداشت نکن

466
00:24:54,100 --> 00:24:55,380
‫تو نقش ـت رو خیلی خوب ایفا کردی

467
00:24:55,380 --> 00:24:57,460
‫خوب این چیزا رو حالیمه
‫هر چی باشه خودم هم این کاره بودم

468
00:24:57,460 --> 00:24:58,910
‫با اینحال یه موقعی بود که این رابطه‌یِ

469
00:24:58,910 --> 00:25:00,810
‫بین ما واقعی و خالصانه بود

470
00:25:00,880 --> 00:25:03,330
‫آره . بعدش به ذهنت رسید

471
00:25:03,330 --> 00:25:05,080
‫چیزی که من ساختم رو ازم بگیری

472
00:25:05,250 --> 00:25:06,260
‫کلاوس ، وقتی سکه رو برداشتم

473
00:25:06,260 --> 00:25:08,820
‫قسم خوردم بهت وفادار باشم
‫نه که دوستت باشم

474
00:25:09,870 --> 00:25:10,990
‫باشه . من به تعهد خودم عمل می‌کنم

475
00:25:10,990 --> 00:25:12,730
‫ولی برای بدست آوردن
‫مرام و دوستی باید تلاش کرد

476
00:25:14,150 --> 00:25:15,490
‫منصفانه ـست

477
00:25:16,140 --> 00:25:18,810
‫با این حساب بهتره تو از کل قضیه باخبر بشی

478
00:25:21,210 --> 00:25:24,270
‫تصمیم من تا حدی از سر اجبار بود

479
00:25:24,650 --> 00:25:27,080
‫اگر با تصاحبِ قدرت ـت موافقت نمی‌کردم

480
00:25:27,080 --> 00:25:29,900
‫جادوگرا کمر به کُشتن بچه‌ی توی راهم می‌بستن

481
00:25:33,410 --> 00:25:34,930
‫اوایل وعده‌ی داشتن فرزند

482
00:25:34,930 --> 00:25:36,480
‫پشیزی برام ارزش نداشت

483
00:25:38,600 --> 00:25:40,380
‫ولی بعد یاد پدرم افتادم

484
00:25:40,840 --> 00:25:42,230
‫اینکه چطور از لحظه‌ی تولدم

485
00:25:42,230 --> 00:25:44,020
‫منو تحقیر می‌کرد

486
00:25:46,700 --> 00:25:48,510
‫درست مثلِ پدر خودت

487
00:25:50,310 --> 00:25:52,640
‫من هرگز رفتاری که با خودم

488
00:25:52,640 --> 00:25:54,210
‫خودمون شد رو...

489
00:25:55,960 --> 00:25:57,280
‫با بچه ـم تکرار نمی‌کنم

490
00:26:01,570 --> 00:26:04,770
‫یعنی همه‌ی این جاسوس‌بازی‌ها
‫بازی دادن‌ها رو

491
00:26:04,770 --> 00:26:06,910
‫از سر ناچاری و اجبار انجام دادی

492
00:26:07,060 --> 00:26:08,240
‫همینه؟

493
00:26:08,240 --> 00:26:10,680
‫اون‌وقت الان یهو عذاب وجدان گرفتی؟

494
00:26:10,680 --> 00:26:13,150
‫"هی رفیق ، مسأله شخصی نبود"

495
00:26:13,520 --> 00:26:14,770
‫همینو داری میگی؟

496
00:26:15,510 --> 00:26:16,860
‫اعتراف می‌کنم...

497
00:26:20,830 --> 00:26:22,310
‫حسودیم شده بود

498
00:26:24,080 --> 00:26:26,940
‫دیدم که تو چطور بدونِ من

499
00:26:26,940 --> 00:26:27,900
‫به تنهایی امپراطوری برپا کردی

500
00:26:27,900 --> 00:26:31,100
‫وقتی دیدمش با همه‌ی وجود
‫خواستم بدستش بیارم

501
00:26:35,770 --> 00:26:38,820
‫میدونی ، داری اشتباه می‌کنی
‫به تنهایی این امپراطوری رو نساختم

502
00:26:40,730 --> 00:26:42,420
‫من در تمام مدتی که انسان بودم

503
00:26:42,420 --> 00:26:44,920
‫زیر سایه‌ی پدرم بودم و هرگز فراموش نکردم که

504
00:26:44,920 --> 00:26:47,470
‫اگر به‌خاطر تو نبود هیچ‌وقت خلاص نمی‌شدم

505
00:26:48,100 --> 00:26:49,490
‫تو بودی که بهم یاد دادی

506
00:26:49,490 --> 00:26:52,260
‫فقط خودِ آدمه که شخصیتش رو می‌سازه

507
00:26:54,460 --> 00:26:57,470
‫خب ، حالا چی میشه؟

508
00:26:59,040 --> 00:27:02,010
‫جامعه‌ای که تو ساختی

509
00:27:03,180 --> 00:27:05,010
‫برات احترام قائل هستند

510
00:27:05,840 --> 00:27:07,150
‫بهت عشق می‌ورزن

511
00:27:07,430 --> 00:27:09,770
‫من می‌تونم بر اونا حکومت کنم
‫ولی بدونِ کمک تو

512
00:27:09,770 --> 00:27:11,160
‫نمی‌تونم دلشون رو بدست بیارم

513
00:27:13,920 --> 00:27:18,200
‫بنابراین شونه به شونه‌ی من

514
00:27:18,330 --> 00:27:20,120
‫به عنوان ۲تا حاکم برابر...

515
00:27:22,220 --> 00:27:23,530
‫دو دوست...

516
00:27:25,300 --> 00:27:26,560
‫و دو برادر حکومت کن

517
00:27:51,650 --> 00:27:53,440
‫گرگینه‌های که دستورِ مرگشون رو دادی

518
00:27:53,440 --> 00:27:54,940
‫خانواده‌ی من هستند

519
00:27:55,470 --> 00:27:56,990
‫نه برای مدت طولانی عشقم

520
00:27:59,140 --> 00:28:01,020
‫یعنی این به اصطلاح خانواده‌ی جنابعالی

521
00:28:01,020 --> 00:28:02,910
‫هیچ‌وقت خیرشون بهت نرسیده . درسته؟

522
00:28:03,790 --> 00:28:05,040
‫خودت گفتی

523
00:28:05,040 --> 00:28:07,030
‫اونا رها ـت کردن . تو رو به امان خدا ول کردن

524
00:28:07,030 --> 00:28:09,350
‫الانم نوبتِ توئه که همون کار رو باهاشون بکنی

525
00:28:09,350 --> 00:28:11,260
‫شاید برای این کارشون دلیل داشتن

526
00:28:12,200 --> 00:28:15,030
‫آره . خب ، منم دلایل خودمو دارم گرگ کوچولو

527
00:28:15,030 --> 00:28:16,710
‫اگر گرگینه‌ها بمیرن خون‌‌آشام‌ها

528
00:28:16,710 --> 00:28:18,710
‫علاقه‌شون به سربه‌نیست کردنِ تو کمتر میشه

529
00:28:19,170 --> 00:28:22,560
‫دارم سعی می‌کنم از تو محافظت کنم

530
00:28:23,460 --> 00:28:25,570
‫البته جنابعالی بدجوری نمک‌نشناسی

531
00:28:25,840 --> 00:28:27,550
‫خب ، به محض اینکه بچه رو به دنیا بیارم

532
00:28:27,550 --> 00:28:29,250
‫چه بلایی سر من میاد؟

533
00:28:35,130 --> 00:28:36,410
‫صحیح

534
00:28:37,650 --> 00:28:39,450
‫خب ، از خوش‌‌شانسیِ من

535
00:28:39,450 --> 00:28:43,020
‫هنوز یه‌کم دیگه فرصت دارم
‫تا از این موضوع سر دربیارم

536
00:28:43,020 --> 00:28:45,990
‫تا اون‌موقع مطمئن باش یه راهی پیدا می‌کنم
‫تا بابت این‌کار حالتو بگیرم

537
00:28:46,760 --> 00:28:49,690
‫تا موقعی که منو جز خانواده میدونی

538
00:28:50,080 --> 00:28:52,280
‫هیچ غلطی نمی‌تونی بکنی

539
00:29:01,910 --> 00:29:03,250
‫دنبالِ چی می‌گردی؟

540
00:29:03,250 --> 00:29:04,660
‫ویولون ـم

541
00:29:04,820 --> 00:29:06,420
‫حتماً توی اتاق زیرشیروونی جاش گذاشتم

542
00:29:06,420 --> 00:29:07,720
‫خب ، برو بیارش

543
00:29:07,720 --> 00:29:10,480
‫نمیشه . بیرون از اینجا امنیت ندارم

544
00:29:10,480 --> 00:29:13,180
‫چه خنده‌دار . خیال می‌کردم

545
00:29:13,180 --> 00:29:14,700
‫همه از تو حساب می‌برن

546
00:29:15,570 --> 00:29:17,610
‫جادوگرا دنبالِ من هستن

547
00:29:17,680 --> 00:29:20,160
‫منظورت همون اگنس جادوگرِ خل و چل ـست؟

548
00:29:20,280 --> 00:29:21,380
‫که اینطور . زنیکه می‌خواست منم بکُشه

549
00:29:21,380 --> 00:29:23,280
‫موضوع اینه که اون مُرده

550
00:29:24,370 --> 00:29:25,800
‫آلایژا اونو کُشت

551
00:29:27,150 --> 00:29:30,730
‫امّا اگنس آخرین بازمانده از اجدادمون بود

552
00:29:30,730 --> 00:29:32,870
‫اگر اون مُرده باشه جایِ من امنه

553
00:29:33,990 --> 00:29:35,170
‫اگر اینطور بود مارسل حتماً بهم می‌گفت

554
00:29:35,170 --> 00:29:36,680
‫شایدم دلش نمی‌خواسته سلاح مخفی ـش

555
00:29:36,680 --> 00:29:38,780
‫علیه جادوگرا رو از دست بده

556
00:29:41,700 --> 00:29:42,950
‫داری دروغ میگی

557
00:29:43,160 --> 00:29:44,250
‫برای چی باید بهت دروغ بگم؟

558
00:29:44,250 --> 00:29:46,430
‫چون می‌خوای یه کاری برات انجام بدم

559
00:29:46,920 --> 00:29:48,300
‫همه ازم توقع دارند

560
00:29:50,320 --> 00:29:52,780
‫می‌خوام یه کاری برام انجام بدی؟

561
00:29:54,140 --> 00:29:56,860
‫آره‌ "دِوینا" . راستش رو بخوای همینطوره

562
00:29:57,480 --> 00:29:58,720
‫به لطف دوستِ تو مارسل

563
00:29:58,730 --> 00:30:00,650
‫بیشتر اعضای خانواده‌ی من نفرین شدند

564
00:30:01,220 --> 00:30:03,560
‫تا زمانی که قمر کامل نباشه
‫اونا به شکل گرگینه هستند

565
00:30:03,600 --> 00:30:05,280
‫منم اینقدری باهوش هستم که حالیم باشه

566
00:30:05,280 --> 00:30:08,830
‫هر نفرینی یه راه در رو داره

567
00:30:09,530 --> 00:30:11,890
‫تو هم که قوی‌ترین جادوگری هستی
‫که تا به‌حال راجع بهش شنیدم

568
00:30:12,770 --> 00:30:14,550
‫امّا من برای رسیدن به خواسته ـم بهت دروغ نمیگم

569
00:30:15,670 --> 00:30:16,590
‫خیلی راحت ازت درخواست می‌کنم

570
00:30:17,220 --> 00:30:19,740
‫گمونم فرق بینِ من و مارسل همین باشه

571
00:30:31,930 --> 00:30:32,800
‫دنبال چیزی می‌گردی؟

572
00:30:37,420 --> 00:30:38,520
‫پیش خودم فکر کردم حالا که اتاق زیرشیروونی

573
00:30:38,520 --> 00:30:39,900
‫رو تخلیه کردی اونجا محل امنی باشه

574
00:30:40,300 --> 00:30:41,270
‫اینو داخل اونجا پیدا کردم

575
00:30:41,580 --> 00:30:43,750
‫جاش" ، کار خطرناکی کردی برگشتی"

576
00:30:43,930 --> 00:30:47,600
‫آره ولی دوست‌ها به چه درد می‌خورن
‫یا یه چی تو همین مایه‌ها

577
00:30:49,780 --> 00:30:51,270
‫هِیلی" باهات چی‌کار داشت؟"

578
00:30:55,130 --> 00:30:56,070
‫بهش اعتماد داری؟

579
00:30:57,360 --> 00:30:58,590
‫نمیدونم . چطور؟

580
00:31:00,510 --> 00:31:02,400
‫بهم گفت یه جادوگری کُشته شده

581
00:31:03,060 --> 00:31:04,100
‫یکی از بزرگان ولی مطمئن نیستم

582
00:31:04,100 --> 00:31:06,400
‫آره . همون اگنس دیوونه رو میگی؟

583
00:31:06,520 --> 00:31:07,430
‫قضیه ـش رو شنیدم

584
00:31:07,990 --> 00:31:09,790
‫آلایژا از دست کل گروهش کُفری شده بوده

585
00:31:09,790 --> 00:31:11,340
‫گمونم وضعیت حال به‌هم‌زنی شده بوده

586
00:31:11,370 --> 00:31:13,790
‫دل و روده و سرشون رو از جا درآورده بوده

587
00:31:16,290 --> 00:31:18,830
‫چیه؟ تو که از جادوگرا متنفری

588
00:31:19,510 --> 00:31:20,750
‫حق با "هِیلی" بود

589
00:31:21,810 --> 00:31:23,130
‫مارسل داره ازم سوءاستفاده می‌کنه

590
00:31:25,940 --> 00:31:27,530
‫جاش" ، من نباید اینجا بمونم"

591
00:31:28,140 --> 00:31:29,180
‫نمی‌خوام عروسک خیمه‌شب‌بازی اینا بشم

592
00:31:29,180 --> 00:31:30,680
‫باید منو از اینجا خلاص کنی

593
00:31:30,720 --> 00:31:35,870
‫باشه ولی آخه کجا رو داری که بری؟

594
00:31:45,600 --> 00:31:47,240
‫بوی گندِ لجن و گِل میدم

595
00:31:47,730 --> 00:31:50,520
‫حقتونه

596
00:31:50,520 --> 00:31:52,170
‫جوابِ تلاش مذبوحانه‌ای ـه که برای
‫ضعیف کردنِ حکومت من انجام دادید

597
00:31:54,190 --> 00:31:55,000
‫نیک" ، گوش کن"...

598
00:31:55,080 --> 00:31:57,860
‫وقتی دستور شکار گرگینه‌ها رو میدم
‫تا نسل‌ـشون نابود بشه

599
00:31:57,860 --> 00:32:02,140
‫توقع دارم دخالت نکنید
‫و بذارید قتل‌عام انجام بشه

600
00:32:02,340 --> 00:32:04,170
‫چقدر هم که تو اهل دموکراسی هستی

601
00:32:07,610 --> 00:32:09,430
‫شناختیش؟ شایدم یادت نمیاد

602
00:32:09,440 --> 00:32:11,090
‫هر چی باشه از آخرین‌باری که این انگشتر رو

603
00:32:11,090 --> 00:32:12,580
‫در دستانِ مادرمون دیدی هزار سال می‌گذره

604
00:32:14,060 --> 00:32:16,320
‫این انگشتر در چنگِ یکی از گرگینه‌هایی بود که

605
00:32:16,320 --> 00:32:19,110
‫جنابعالی دستور نابودی ـشون رو دادی

606
00:32:19,310 --> 00:32:21,110
‫منم طبعاً ازش بازجویی کردم

607
00:32:21,240 --> 00:32:22,440
‫راجع به یک افسانه برام گفت

608
00:32:22,500 --> 00:32:24,060
‫افسانه‌ای که خیلی وقتِ پیش روی داده

609
00:32:24,490 --> 00:32:26,890
‫یکی از روسای اونا از یک

610
00:32:26,890 --> 00:32:28,160
‫جادوگر قدرتمند بچه‌دار میشه

611
00:32:28,380 --> 00:32:29,440
‫در این افسانه اومده که

612
00:32:29,440 --> 00:32:32,630
‫این بچّه که پسر بوده بعدها تبدیل به

613
00:32:32,630 --> 00:32:34,890
‫موجودی میشه که این قبیله
‫در طول زندگی‌ـشون اصلاً ندیده بودند

614
00:32:36,370 --> 00:32:38,240
‫ترکیبی از گرگینه و خون‌آشام

615
00:32:39,760 --> 00:32:41,330
‫نیک" ، قصدِ ما جبران کردنه"

616
00:32:42,020 --> 00:32:43,670
‫تونستیم بازماندگان خانواده‌ی تو رو پیدا کنیم

617
00:32:45,520 --> 00:32:47,000
‫بستگانِ پدر واقعی تو رو

618
00:32:47,770 --> 00:32:49,170
‫ضمناً تونستیم اونا رو از دستِ خون‌آشامایی

619
00:32:49,170 --> 00:32:51,270
‫که به دستور تو قصد قتل‌عام ـشون
‫رو داشتن نجات بدیم

620
00:32:52,760 --> 00:32:53,570
‫نیکلاوس ، خیلی وقته تو

621
00:32:53,570 --> 00:32:55,490
‫جاه‌طلبی‌هات رو به این خانواده ترجیح دادی

622
00:32:56,110 --> 00:32:59,530
‫عاجزانه بهت التماس می‌کنم برگردی خونه

623
00:33:02,210 --> 00:33:03,170
‫کدوم خونه؟

624
00:33:05,250 --> 00:33:07,200
‫منظورت این خونه خرابه‌ست؟

625
00:33:08,840 --> 00:33:11,110
‫میدونی ، علی‌رغم همه‌ی تردیدهای تو

626
00:33:11,210 --> 00:33:12,560
‫و با اینکه کلی سعی کردی
‫سنگ جلو پای من بندازی

627
00:33:12,560 --> 00:33:14,500
‫من خونه‌ی واقعی خودمون رو پس گرفتم

628
00:33:15,330 --> 00:33:17,780
‫تمام شهر رو پس گرفتم

629
00:33:18,030 --> 00:33:20,500
‫با پررویی تمام درباره‌ی پیروزی ـت لاف میزنی

630
00:33:20,500 --> 00:33:22,610
‫اون هم وقتی که مادر بچه‌ی خودت رو زندانی کردی؟

631
00:33:22,610 --> 00:33:24,690
‫همه‌ی بحث‌ها به گرگینه فسقلی
‫و خوشگل ـمون برمیگرده

632
00:33:24,700 --> 00:33:25,530
‫درسته داداش؟

633
00:33:25,560 --> 00:33:27,240
‫بس کنید . با هردوتون هستم

634
00:33:28,800 --> 00:33:31,210
‫گیریم این همون چیزیه که تو میگی

635
00:33:31,370 --> 00:33:35,360
‫من اینقدری فک‌وفامیل دارم که
‫واسه یه عمر کفاف بده

636
00:33:39,930 --> 00:33:41,960
‫چه نیازی به پیدا کردن بقیه‌شون دارم؟

637
00:34:01,600 --> 00:34:03,970
‫چه خوب ، بیداری

638
00:34:05,090 --> 00:34:06,520
‫می‌خوام یه لطفی در حقم بکنی

639
00:34:07,100 --> 00:34:08,950
‫دارم برای رفتنگانمون دعا می‌کنم

640
00:34:10,230 --> 00:34:13,150
‫منم تقاضا دارم از انجام لطف‌های مکرر
‫در حق پادشاه خلاص بشم

641
00:34:13,860 --> 00:34:15,210
‫خب ، از این یکی خوشت میاد

642
00:34:16,760 --> 00:34:19,320
‫مربوط به آدمایی میشه که
‫نیازی به حمایت دارن

643
00:34:20,500 --> 00:34:23,480
‫اجازه هست بپرسم در برابر کی
‫باید ازشون محافظت بشه؟

644
00:34:24,240 --> 00:34:25,180
‫اینجانب

645
00:34:26,680 --> 00:34:29,130
‫میدونی ، تازگیا دستور قتل‌عامِ

646
00:34:29,130 --> 00:34:31,760
‫یه مُشت بی‌خانمان که دمِ مُرداب هستن رو ‌دادم

647
00:34:32,480 --> 00:34:34,560
‫کاشف به عمل اومد که
‫احتمالاً عجولانه عمل کردم

648
00:34:35,110 --> 00:34:37,250
‫مسأله اینه که اگر خون‌آشاما بو ببرن

649
00:34:37,250 --> 00:34:39,950
‫دارم ازشون محافظت می‌کنم
‫عاقبت کار چندان خوشایند نمیشه

650
00:34:44,970 --> 00:34:46,630
‫فکر کنم به یک شرط

651
00:34:47,960 --> 00:34:49,270
‫بتونم کمک ـت کنم

652
00:34:50,710 --> 00:34:53,130
‫به‌خاطر مصلحت خودش به نظرم وقتش رسیده

653
00:34:53,130 --> 00:34:55,070
‫خواهرزاده ـم از این شهر بره

654
00:35:05,660 --> 00:35:06,980
‫مشکلی نیست . اون از همه چیز با خبره

655
00:35:08,200 --> 00:35:09,040
‫واقعاً؟

656
00:35:09,120 --> 00:35:10,370
‫میدونه تو خون‌آشامی؟

657
00:35:10,510 --> 00:35:11,530
‫جای نگرانی نیست . اون بهم نفوذ ذهنی کرده

658
00:35:11,530 --> 00:35:13,400
‫تا به محض اینکه پامو از اینجا بیرون بذارم
‫همه چیز رو فراموش کنم

659
00:35:14,170 --> 00:35:15,480
‫تو مُصر و پیگیری

660
00:35:15,950 --> 00:35:17,650
‫از همینت خوشم میاد

661
00:35:17,650 --> 00:35:18,410
‫کلاوس ، نمیشه...

662
00:35:18,410 --> 00:35:21,650
‫تو دنبال حقایقی هستی
‫که بهتره ازشون سر درنیاری

663
00:35:22,400 --> 00:35:24,510
‫بهتره هیولاها تخیلی و دروغی باقی بمونن

664
00:35:25,560 --> 00:35:27,540
‫کمی" وقتش رسیده که"...

665
00:35:30,450 --> 00:35:31,700
‫به‌خاطر خودت هم که شده
‫از این شهر بری

666
00:35:32,690 --> 00:35:33,840
‫تو واقعاً بزدلی

667
00:35:35,750 --> 00:35:36,800
‫موضوع من نیستم

668
00:35:37,200 --> 00:35:38,550
‫چندین هفته‌ست منو اینجا نگه داشتی

669
00:35:38,550 --> 00:35:40,450
‫فقط به‌خاطر اینکه یه نفر ، هر کسی که بود

670
00:35:40,450 --> 00:35:42,630
‫خودِ واقعی تو رو ببینه
‫اون‌وقت حالا که من به این مرحله رسیدم

671
00:35:42,930 --> 00:35:44,460
‫بدجوری ترس برت‌داشته ، مگه نه؟

672
00:35:44,460 --> 00:35:46,670
‫اگر اندازه‌ی سرسوزن میدونستی
‫که من چطور آدمی هستی

673
00:35:46,670 --> 00:35:48,290
‫مطمئن باش از هم می‌پاشیدی
‫و طاقت نمی‌آوردی

674
00:35:49,390 --> 00:35:50,310
‫خب ، نشونم بده

675
00:36:00,220 --> 00:36:01,150
‫نیکلاوس

676
00:36:01,840 --> 00:36:04,620
‫درد داره

677
00:36:06,750 --> 00:36:07,810
‫اون یه هیولا ـست

678
00:36:08,720 --> 00:36:10,010
‫آلایژا ، عقب نگهش دار

679
00:36:10,010 --> 00:36:11,560
‫داداش ، تو رو خدا

680
00:36:11,560 --> 00:36:13,050
‫نذار این بلا رو سرم بیاره

681
00:36:13,410 --> 00:36:15,380
‫یالا ، نگهش دار پسرم . همین الآن

682
00:36:19,070 --> 00:36:19,970
‫به دادم برس

683
00:36:26,360 --> 00:36:27,410
‫اوه خدای من

684
00:36:30,890 --> 00:36:33,120
‫هیچکی نباید همچین بلاهایی رو تجربه کنه

685
00:36:39,410 --> 00:36:41,550
‫کاری که تو در مورد این دنیا انجام میدی

686
00:36:41,550 --> 00:36:43,590
‫فقط تو رو به کُشتن میده

687
00:36:46,100 --> 00:36:48,540
‫منم نمیذارم همچین اتفاقی بیفته

688
00:36:54,970 --> 00:36:56,460
‫از "نیو اورلانز" برو

689
00:36:57,930 --> 00:36:59,840
‫همه‌ چیزایی که

690
00:37:00,450 --> 00:37:02,110
‫امروز فهمیدی رو فراموش کن

691
00:37:04,100 --> 00:37:05,370
‫منو فراموش کن

692
00:37:07,980 --> 00:37:09,950
‫دلیلی برای اینجا موندنت وجود نداره

693
00:37:11,000 --> 00:37:12,590
‫دلیلی برای اینجا موندنم وجود نداره

694
00:37:21,510 --> 00:37:23,360
‫ببین ، الان روابط من و برادرت حسنه ـست

695
00:37:23,440 --> 00:37:25,640
‫می‌خواد منم توی اداره‌ی امور
‫شهر باهاش شریک باشم

696
00:37:25,660 --> 00:37:27,710
‫ولی اگر همینطوری دور از چشمش
‫با همدیگه ملاقات کنیم...

697
00:37:29,940 --> 00:37:31,120
‫خودت گفتی

698
00:37:31,610 --> 00:37:33,000
‫به هر قیمتی زنده بمونم

699
00:37:33,650 --> 00:37:35,300
‫پس مسأله زنده موندت ـه ، آره؟

700
00:37:37,050 --> 00:37:38,850
‫اگه با برادرم هم اینقدر رقت‌انگیز و دروغگو بودی

701
00:37:38,850 --> 00:37:40,320
‫تعجب می‌کنم چطور تا حالا تو رو نکُشته

702
00:37:40,320 --> 00:37:41,100
‫بیخیال ربکا

703
00:37:41,100 --> 00:37:43,860
‫تنها چیزی که از دوست داشتن نیکلاوس عایدِ

704
00:37:43,860 --> 00:37:45,700
‫آدم میشه زجر و مرگه

705
00:37:49,040 --> 00:37:51,200
‫تو دوباره داری اونو...

706
00:37:53,380 --> 00:37:54,450
‫به من ترجیح میدی

707
00:37:54,590 --> 00:37:57,020
‫ربکا ، من باید از یه سری آدم محافظت کنم

708
00:38:00,910 --> 00:38:03,220
‫کلاوس هم داره بهم فرصت میده
‫ا این‌کار رو انجام بدم

709
00:38:03,800 --> 00:38:05,950
‫با وجود "دِوینا" که علیه جادوگرا از
‫قدرتش استفاده می‌کنه

710
00:38:05,950 --> 00:38:07,650
‫و حمایت یه اصیل

711
00:38:09,500 --> 00:38:11,880
‫اینا چیزایی نیستن که راحت بتونم
‫ازشون چشم‌پوشی کنم

712
00:38:12,900 --> 00:38:14,030
‫حتّی به‌خاطر تو هم راه نداره

713
00:38:17,960 --> 00:38:19,980
‫وقتی تصمیم گرفتی دوباره
‫تاریخ رو با برادرم تکرار کنی

714
00:38:19,980 --> 00:38:23,130
‫احیاناً یاد اتفاقی که بعد از
‫سال ۱۹۱۹ رخ داد هم افتادی؟

715
00:38:23,640 --> 00:38:25,850
‫یا نکنه راز کوچولومون رو فراموش کردی؟

716
00:38:26,460 --> 00:38:28,780
‫من خوب میدونم چی باید بهش بگم
‫تا واسه همیشه ازت بیزار بشه

717
00:38:30,920 --> 00:38:34,310
‫وقتی داری خانواده‌ی جدیدت رو به آغوش می‌کشی
‫این نکته رو یادت نره

718
00:38:52,990 --> 00:38:53,530
‫اونا...

719
00:38:53,530 --> 00:38:54,460
‫جاشون امنه

720
00:38:57,250 --> 00:38:58,220
‫همشون

721
00:39:09,480 --> 00:39:10,600
‫ازت ممنونم

722
00:39:12,490 --> 00:39:14,680
‫کاری که کردی آلایژا
‫برام ارزش زیادی داره

723
00:39:17,710 --> 00:39:18,720
‫باید روی اینو بپوشونی

724
00:39:18,720 --> 00:39:19,610
‫باشه

725
00:39:21,010 --> 00:39:22,150
‫اگر کس دیگه‌ای اینو ببینه...

726
00:39:22,150 --> 00:39:23,520
‫بهت قول میدم

727
00:39:31,540 --> 00:39:32,700
‫بهتره برم

728
00:39:32,830 --> 00:39:33,870
‫درسته

729
00:39:48,970 --> 00:39:51,070
‫آلایژا ، به اندازه‌ی کافی بهم در موردِ

730
00:39:51,080 --> 00:39:52,840
‫اینکه ناامیدت کردم نگفتی؟

731
00:39:53,800 --> 00:39:56,670
‫یه موضوع مهم هست که
‫حواسمون نبود راجع بهش حرف بزنیم

732
00:40:03,060 --> 00:40:07,530
‫بهت تهمت زدم که تو در مورد بچه‌ت
‫انگیزه‌های پنهانی داری

733
00:40:10,990 --> 00:40:12,030
‫اشتباه می‌کردم

734
00:40:16,450 --> 00:40:17,370
‫معذرت می‌خوام

735
00:40:21,870 --> 00:40:24,360
‫فکر کنم بیانِ همچین حرفی برات سخت بوده باشه

736
00:40:28,870 --> 00:40:31,100
‫برادر ، خودت یه کاری می‌کنی
‫نشه راحت دوستت داشت

737
00:40:31,290 --> 00:40:34,260
‫با اینحال تو با لجبازی تمام
‫بر این امر اصرار می‌کنی

738
00:40:41,590 --> 00:40:42,600
‫وقتی آماده بودید

739
00:40:44,700 --> 00:40:46,310
‫و تمایل داشتید

740
00:40:48,050 --> 00:40:49,840
‫تو و ربکا

741
00:40:50,460 --> 00:40:52,280
‫با گرمی اینجا ازتون استقبال می‌کنم

742
00:40:58,760 --> 00:41:00,900
‫اینجا هر چی باشه منزل خانوادگی ما ـست

743
00:41:19,870 --> 00:41:21,680
‫کمی" ، به کمکت نیاز دارم"

744
00:41:21,680 --> 00:41:24,440
‫مارسل بهم دروغ می‌گفته
‫منم دیگه نمی‌تونم بهش اعتماد کنم

745
00:41:24,810 --> 00:41:26,740
‫شرمنده ، شما رو می‌شناسم؟

746
00:41:27,620 --> 00:41:29,820
‫ای بابا ، بهت نفوذ ذهنی کردن

747
00:41:30,550 --> 00:41:31,910
‫خیلی‌خب ، چی‌کار داری می‌کنی؟

748
00:41:32,040 --> 00:41:33,560
‫طوری نیست . می‌تونم دُرستت کنم

749
00:41:35,430 --> 00:41:36,520
‫واقعاً متأسفم

750
00:41:37,240 --> 00:41:38,620
‫ولی قراره بدجوری درد بکشی

751
00:41:47,900 --> 00:41:48,900
‫مترجمین : ســـمـــیرا و ســـعـــیـــده

752
00:41:49,900 --> 00:41:50,900
‫: ارائه‌ای از گروه ترجمه
‫Free-Offline.org

