﻿1
00:00:03,202 --> 00:00:04,200
 برادرهاي من سختي هاي زيادي کشيدن

2
00:00:04,201 --> 00:00:05,301
. تا چيزي رو از من مخفي کنن

3
00:00:05,302 --> 00:00:07,403
, حالا , شايد من نتونم از اونا بفهمم که چه خبره

4
00:00:07,404 --> 00:00:09,371
. و شرط ميبندم که از تو ميفهمم

5
00:00:09,372 --> 00:00:12,341
. مارسل" و خون آشام هاش بطور غير منتظره اي غيب شدن"

6
00:00:12,342 --> 00:00:16,211
 ما مراسم هايه قبل ازدواج داريم , که دقيفا چي هستن ؟

7
00:00:16,212 --> 00:00:18,180
, تو حقيقت رو ميگي , اون حقيقت رو ميگه

8
00:00:18,181 --> 00:00:19,715
. راز ها از بين ميرن

9
00:00:19,716 --> 00:00:21,250
 من ميرم که يه گَپ کوچولويي

10
00:00:21,251 --> 00:00:23,702
 با عروس داشته باشم , بهش يادآوري کنم

11
00:00:23,802 --> 00:00:25,321
.بعضي رازها بايد پنهان باقي بمونن

12
00:00:25,322 --> 00:00:27,523
. "تو خواهره هستي ... "ربکا

13
00:00:27,524 --> 00:00:29,291
 تو هم همون دخترِ مراسم برداشتي هستي

14
00:00:29,292 --> 00:00:30,526
اسمت "کَسي" هستش , درسته ؟

15
00:00:30,527 --> 00:00:33,195
چطوري کَسي ميتونه از اينجا فرار کنه ؟

16
00:00:33,196 --> 00:00:34,363
 راه فراري نيست

17
00:00:34,364 --> 00:00:36,198
. ميگن که اينجا تسخير شدس

18
00:00:36,199 --> 00:00:37,432
. يکي اينجا توي اتاقم بود

19
00:00:37,433 --> 00:00:41,402
. يه دختري بود , که سياه پوش بود

20
00:01:25,580 --> 00:01:27,080
! مامان

21
00:01:29,851 --> 00:01:33,187
! مامان

22
00:01:37,592 --> 00:01:41,929
! مادر ! مادر

23
00:01:41,930 --> 00:01:46,606
<font color=yellow> Season 2 Episode 12</font>
<font color="#DE2504">14-11-1393</font>
<font color=#00FF00>ali-hunter.blogfa.com</font>

44
00:01:46,930 --> 00:02:00,606
<font color="#DE2504">Ali HunteR</font>
<font color=yellow>www.ariamovie.ir</font>
<font color=#00FF00>facebook.com/Hunter.bazrgar</font>

24
00:02:01,816 --> 00:02:04,485
. توي اين فکر بودم که شماها ميتونين بهم کمک کنين

25
00:02:04,486 --> 00:02:08,488
. من دنبال دورگه اي هستم که خودشو ملکه ي شما خطاب ميکنه

26
00:02:09,624 --> 00:02:13,895
. بهتره که تا قبل از اينکه من عصباني بشم بگين کجاس

27
00:02:13,896 --> 00:02:16,963
.. بلاخره

28
00:02:18,799 --> 00:02:21,668
. بچه ها هستن و جلوي بچه ها زشته

29
00:02:27,575 --> 00:02:30,177
. ترسونديم

30
00:02:30,178 --> 00:02:33,481
. نگران بودم که نصفه شبي فرار کرده باشي

31
00:02:33,482 --> 00:02:36,082
. نه . همين بيرون بودم داشتم فکر ميکردم

32
00:02:39,353 --> 00:02:42,356
 جک" , ميدونم که بايد رازهامو"

33
00:02:42,357 --> 00:02:45,176
. بزرگمو فاش کنم , ولي نميتونم

34
00:02:45,276 --> 00:02:47,328
. حتّي دليلشم نميتونم بگم

35
00:02:47,329 --> 00:02:49,230
 يعني , واقعا تو فکر ميکني رازي هست که اينقدر

36
00:02:49,231 --> 00:02:51,565
بد هست که نميتوني بهم بگي ؟

37
00:02:51,566 --> 00:02:54,335
"قضيه ي امنيتي هستش , "جک

38
00:02:54,336 --> 00:02:56,637
از کي تا حالا , ما در امنيت بوديم , "هيلي" ؟

39
00:02:56,638 --> 00:02:59,873
, مردممون طلسم , شکار , تبعيد شدن

40
00:02:59,874 --> 00:03:03,677
. ولي تو و من , با اين ازدواج , ميتونيم همشو عوض کنيم

41
00:03:03,678 --> 00:03:05,746
 ما ميتونيم گلّه اي جديد بسازيم , يکي که با قدرت تو

42
00:03:05,747 --> 00:03:08,366
. ميتونيم به ميل خودمون تبديل بشيم

43
00:03:08,466 --> 00:03:11,819
. پس ما بهم رازهامون رو ميگيم

44
00:03:11,820 --> 00:03:13,587
, اگه نگيم , بعدش تبادل قدرت انجام نميشه

45
00:03:13,588 --> 00:03:15,955
. و بهمون چيزي که بوديم , بر ميگرديم

46
00:03:19,359 --> 00:03:21,254
ببين

47
00:03:21,354 --> 00:03:25,832
, حتي اگه مراسم ازدواج رو هم کنسل کنيم

48
00:03:25,833 --> 00:03:30,437
. بازم يه چيزي هست که بايد بهت بگم

49
00:03:30,438 --> 00:03:33,273
, جک" , مطمئنم که زندگي خيلي پر فراز و نشيبي داشتي"

50
00:03:33,274 --> 00:03:36,943
. ولي نميتونم حتّي تصور کنم که رازهات مثل من باشه

51
00:03:36,944 --> 00:03:40,246
. يکي هست

52
00:03:42,249 --> 00:03:46,552
. مربوط به اينکه چطور والدينت مُردن ميشه

53
00:04:04,938 --> 00:04:06,406
. قيافت افتضاحه

54
00:04:06,407 --> 00:04:07,874
. خوب نخوابيدم

55
00:04:07,875 --> 00:04:11,411
. شنيدم که دوباره مسئولين گرفتنت

56
00:04:11,412 --> 00:04:14,614
. يه سؤتفاهم ساده بودش

57
00:04:14,615 --> 00:04:16,549
. جادوگراي "خويشاوند" دوست دارن که در رأس امور باشن

58
00:04:16,550 --> 00:04:18,785
. منم خوشم نمياد که بهم دستور بدن

59
00:04:18,786 --> 00:04:21,920

60
00:04:23,156 --> 00:04:24,491
از کجا اينو گرفتي ؟

61
00:04:24,492 --> 00:04:25,625
. از آبدارخانه دزديدمش

62
00:04:25,626 --> 00:04:26,793
... ولي اون

63
00:04:26,794 --> 00:04:27,961
 مگه اون بخشي که گفتم

64
00:04:27,962 --> 00:04:29,596
به قوانين اهميت نميدم رو نشنيدي ؟

65
00:04:29,597 --> 00:04:30,763
 سيب رو بگير

66
00:04:30,764 --> 00:04:33,198
. تو عقلتو از دست دادي

67
00:04:35,301 --> 00:04:39,339
 من يه روح آزادم , براي همين هم

68
00:04:39,340 --> 00:04:40,773
 قصد ندارم که يه شب ديگه رو

69
00:04:40,774 --> 00:04:42,585
. در اين زندان لعنتي بمونم

70
00:04:42,685 --> 00:04:44,310
چي داري ميگي ؟

71
00:04:44,311 --> 00:04:46,646
. خودت ميدوني که هر طلسمي با قدرت کافي ميشه شکست

72
00:04:46,647 --> 00:04:50,616
. کاري که بايد بکنيم اينه که از قدرت يه چيزي استفاده کنيم

73
00:04:50,617 --> 00:04:52,428
من به جاي اون دري که قفل داره رفتم

74
00:04:52,528 --> 00:04:55,021
. يه چيزي داخلشه , يه کَسي

75
00:04:55,022 --> 00:04:56,689
, مطمئن نيستم که کي اون توئه يا براي چي اون تو هستش

76
00:04:56,690 --> 00:04:57,809
. و برام مهم هم نيسش

77
00:04:57,909 --> 00:05:00,186
. مهم اينه که اون قدرتمنده

78
00:05:00,286 --> 00:05:03,496
, يعني , من حتّي نميدونستم قدرت جادو حسّش چطوريه

79
00:05:03,497 --> 00:05:04,463
 و با اينحال , بازم ميتونستم

80
00:05:04,464 --> 00:05:07,565
امواجشو از اون اتاق حسّ کنم

81
00:05:08,968 --> 00:05:12,570
 من و تو ميتونيم از قدرتش استفاده کنيم و خودمون رو از
. اين ديوونه خونه نجات بديم

82
00:05:24,717 --> 00:05:26,852
اون دختر جديده جلوي تلويزيون کيه ؟

83
00:05:26,853 --> 00:05:28,506
, يه جادوگر ديوونه ي ديگه

84
00:05:28,606 --> 00:05:30,855
. نصفه شبي اينجا آوردنش

85
00:05:34,894 --> 00:05:36,962
برنامه ي خوبي هم نشون ميده ؟

86
00:05:36,963 --> 00:05:39,398
. اين نقاشي ها ميتونن حرکت کنن

87
00:05:39,399 --> 00:05:41,400
 دارن نشون ميدن که يه موشي داره

88
00:05:41,401 --> 00:05:44,670
. استخوون هاي يه گربه ي سرسخت رو ميشکنه

89
00:05:44,671 --> 00:05:47,906
. اينا فقط کارتون هستن

90
00:05:47,907 --> 00:05:51,042

91
00:05:54,513 --> 00:05:57,516
من تو رو ميشناسم ؟

92
00:06:00,686 --> 00:06:03,354
فک نکنم

93
00:06:07,659 --> 00:06:11,429
. قدرتت رو حفظ کن , عزيزم , و از کارتونت لذت ببر

94
00:06:29,114 --> 00:06:31,917
... اووه , چي شد

95
00:06:31,918 --> 00:06:34,586
مگه چقدر من خواب بودم ؟

96
00:06:34,587 --> 00:06:36,888
. تمام شبو

97
00:06:36,889 --> 00:06:38,690
. البته خواب منقطعي بودش

98
00:06:38,691 --> 00:06:42,560
 "همش داشتي درباره ي اينکه چطوري ميخواستي "کلاوس
. رو بکشي , تو خواب حرف ميزدي

99
00:06:42,561 --> 00:06:44,563
 در واقع , خوشحالم که بيدار شدي

100
00:06:44,564 --> 00:06:47,131
. چون ديگه آماده ي شروع کاريم

101
00:06:48,300 --> 00:06:51,636
مطمئني که بلدي چيکار کني ؟

102
00:06:51,637 --> 00:06:53,571
"يکم بهم ايمان داشته باش , "داوينا

103
00:06:53,572 --> 00:06:57,141
. من صد ساله که دارم نقشه ي اينو ميکشم

104
00:06:59,444 --> 00:07:02,781
نظرت که عوض نشده , شده ؟

105
00:07:02,782 --> 00:07:04,082
 حالا , اين تو بودي که ميخواستي از

106
00:07:04,083 --> 00:07:06,584
. دست حرومزاده بدون آسيب رسيدن به دوستات خلاص بشي

107
00:07:06,585 --> 00:07:08,987
. من ديگه کارم از عوض کردن نظر گذشته

108
00:07:08,988 --> 00:07:12,090
. دختر خودمي

109
00:07:14,126 --> 00:07:15,660
. بهتره که اونو خاموشش کني

110
00:07:15,661 --> 00:07:17,795
. از صبح داره ور ور ميکنه

111
00:07:22,686 --> 00:07:25,796
. ايدن" سه ساعت پيش : بهم زنگ بزن" *
. يک ساعت پيش : "جاش و مارسل" گُم شدن
* يه دقيقه ي پيش : هر چه سريعتر بهم زنگ بزن

112
00:07:26,771 --> 00:07:29,673
. جاش و مارسل" هنوز گُم هستن"

113
00:07:33,778 --> 00:07:37,615
. چطوري قدرتمند ها شکست خوردن

114
00:07:37,616 --> 00:07:41,652
يه جادوي ساده , و خون آشام هاي قدرتمند

115
00:07:41,653 --> 00:07:45,456
. جلوي من دراز کشيدن

116
00:07:45,457 --> 00:07:48,025
, احساس گرسنگي شديدي

117
00:07:48,026 --> 00:07:51,796
, مثل خُرده شيشه هايي که در رگ هاتون داره حرکت ميکنه
 چه حالي ميده ؟

118
00:07:51,797 --> 00:07:53,297
.. البته

119
00:07:55,166 --> 00:07:58,135
 بايد از تو تشکر کنم

120
00:07:58,136 --> 00:08:02,673
, تو باعثش شدي , ولي بعدا , شايد

121
00:08:02,674 --> 00:08:05,241
. بتوني نجاتشون بدي

122
00:08:07,014 --> 00:08:10,147
 در اين هزار سال , تو نزديک ترين دوستي

123
00:08:10,148 --> 00:08:12,616
, هستي که  برادرم داشته

124
00:08:12,617 --> 00:08:16,787
, و در اين فکرم , که چه رازي رو با تو در ميون گذاشته

125
00:08:16,788 --> 00:08:19,523
 و بايد چيکارت کنم

126
00:08:19,524 --> 00:08:23,593
تا بتونم اون رازها رو بفهمم ؟

127
00:08:36,540 --> 00:08:38,575
چي ميخواي ؟

128
00:08:38,576 --> 00:08:41,078
. خوب , ميتونيم با يکم آداب معاشرت دوستانه شروع کنيم

129
00:08:41,079 --> 00:08:43,046
. ميتوني منو به داخل دعوتم کني

130
00:08:43,047 --> 00:08:45,036
. نميشه , خون آشام

131
00:08:45,136 --> 00:08:47,851
. من دورگه هستم , عزيزجان , نصفم گرگ هست

132
00:08:47,852 --> 00:08:50,721
. شايد من و شما اقوام دور باشيم

133
00:08:50,722 --> 00:08:53,190
. در حقيقت , من دنبال يه دورگه ي ديگه ميگردم

134
00:08:53,191 --> 00:08:55,258
 . گفتن که اين اطرافه

135
00:08:55,259 --> 00:08:57,094
هيلي" رو چيکار داري ؟"

136
00:08:57,095 --> 00:09:00,864
, ميخواستم که فقط اهميت خانواده رو بهش گوش زد

137
00:09:00,865 --> 00:09:03,033
. و از يه اشتباه احمقانه هم منصرفش کنم

138
00:09:03,034 --> 00:09:04,701
الان با "جکسون"ـه

139
00:09:04,702 --> 00:09:06,349
. خودشون ميتونن مراقب همديگه باشن

140
00:09:06,449 --> 00:09:08,238
چرا ولشون نميکني ؟

141
00:09:08,239 --> 00:09:11,074
. خوب , شايد بهتره که اينکارو بکنم

142
00:09:11,075 --> 00:09:12,776
 مشخصا , به ذات خودخواهانه ي

143
00:09:12,777 --> 00:09:14,177
 جکسون" ميتونم اطمينان کنم , که حاضره با"

144
00:09:14,178 --> 00:09:16,012
 هيلي" ازدواج کنه و اونو نجات بده از"

145
00:09:16,013 --> 00:09:18,214
 وحشت وجودي الانش

146
00:09:18,215 --> 00:09:20,217
 در عوض فقط

147
00:09:20,218 --> 00:09:21,718
 يه گلّه ي گرگينه ي قدرتمند که

148
00:09:21,719 --> 00:09:23,853
. بعنوان ارتش شخصيش استفاده کنه

149
00:09:23,854 --> 00:09:25,922
, ميدوني , نظرم عوض شد

150
00:09:25,923 --> 00:09:29,926
. فک کنم دوست دارم که به عروس و داماد تبريک بگم

151
00:09:29,927 --> 00:09:32,295
شکي نيست که همين نزديکي ها

152
00:09:32,296 --> 00:09:35,765
, دارن کارهاي قبل از ازدواجشون رو ميکنن

153
00:09:35,766 --> 00:09:42,504
... و از اونجايي که شما در پيدا کردنشون بهم کمکي نتونستيد بکنيد

154
00:09:44,073 --> 00:09:45,909
 خوب , فک کنم که خودم بايد

155
00:09:45,910 --> 00:09:48,677
پيداشون کنم , درسته ؟

156
00:09:55,189 --> 00:09:56,156
اينجا کجاس ؟

157
00:09:56,157 --> 00:09:59,151
 اينجا جايي هست که گرگ ها اونايي که گله رو رها کردن
... رو خاک ميکنن

158
00:09:59,251 --> 00:10:01,728
, مثل خيانت گرا و قاتل ها

159
00:10:01,729 --> 00:10:05,999
. " مثل اين يکي ... "ريچارد زاوير دوماس

160
00:10:06,000 --> 00:10:09,245
. شوهرِ "مري" بودش , مادر بزرگم

161
00:10:09,345 --> 00:10:12,839
, زمان خودش آلفا بود , جنگ طلب , افراطي بودش

162
00:10:12,840 --> 00:10:15,976
. در جنگ با خون آشام ها مصمم بود

163
00:10:15,977 --> 00:10:17,377
 وقتي فهميد که والدين من و تو

164
00:10:17,378 --> 00:10:21,381
 نقشه دارن که به گله بپيوندن , و تلاش کنن تا

165
00:10:21,382 --> 00:10:25,845
. با "مارسل" و اطرافيانش صلح کنن , خيلي عصباني شد

166
00:10:28,321 --> 00:10:31,758
خوش بود , مگه نه ؟

167
00:10:31,759 --> 00:10:34,937
 . همون بود که والدينمو کُشت

168
00:10:36,062 --> 00:10:41,401
, اون ميخواست که جلوي هر چيزي که اونا ميخوان رو يگيرن

169
00:10:41,402 --> 00:10:43,302
. و گرفت

170
00:10:45,905 --> 00:10:51,109
. من کل زندگيم تو فکر اين بود که چه اتفاقي براشون افتاده بوده

171
00:10:53,079 --> 00:10:56,315
چرا اينقدر طولش دادي که بهم بگي ؟

172
00:10:57,183 --> 00:10:59,886
. نه . منم تا وقتي "مري" بهم گفت نميدونستم

173
00:10:59,887 --> 00:11:01,621
 گفتش که اين راز که پدر بزرگم چيکار کرده رو براي

174
00:11:01,622 --> 00:11:04,257
 دو دهه مخفي نگه داشته بوده

175
00:11:04,258 --> 00:11:06,719
... و ميدونست که وقتشه که آشکار بشه

176
00:11:08,895 --> 00:11:11,098
ولي ميدونستم که من بايد اون کسي باشم که حقيقتو ميگه

177
00:11:16,235 --> 00:11:19,137
. حقيقت اينه که , نميدونستم که ميتونم بگم

178
00:11:21,407 --> 00:11:23,176
. "تو رو مقصر نميدونم , "جک

179
00:11:26,445 --> 00:11:32,084
. فک کنم , فقط از رازها متنفرم

180
00:11:32,085 --> 00:11:34,020
. اين راز من بود

181
00:11:34,021 --> 00:11:36,122
, هر چي راز تو ميخواد باشه

182
00:11:36,123 --> 00:11:40,158
 اگه نميخواي بگي , پس نگو

183
00:11:41,193 --> 00:11:48,302
 هيچ چيزي رو تغيير نميده , و در احساس من
. به تو کمترين تغييري رو ايجاد نميکنه

184
00:11:50,736 --> 00:11:53,538
. چه بيان احساسات عاشقانه اي

185
00:11:56,175 --> 00:11:58,144
 در فکرم , اگرچه , اگه بشه خودمو

186
00:11:58,145 --> 00:11:59,945
 به اين صحنه ي زيبا تحميل کنم تا بتونم

187
00:11:59,946 --> 00:12:03,115
. چند کلمه اي رو با "هيلي" داشته باشم

188
00:12:03,116 --> 00:12:05,985
. اشکالي نداره , برو

189
00:12:05,986 --> 00:12:08,520
. خونه ي "مَري" ميبينمت

190
00:12:14,460 --> 00:12:16,528
. امشب ديگه وقتشه

191
00:12:16,529 --> 00:12:18,964
. وقتي همه خواب بودن , ميام دنبالت

192
00:12:20,867 --> 00:12:22,201

193
00:12:22,202 --> 00:12:24,880
اينو از کجا برداشتي ؟

194
00:12:24,980 --> 00:12:26,205

195
00:12:26,206 --> 00:12:27,873
. نرو , ولش کن

196
00:12:27,874 --> 00:12:30,174
ميدوني من با دزد ها چيکار ميکنم ؟

197
00:12:33,145 --> 00:12:34,213

198
00:12:34,214 --> 00:12:36,308

199
00:12:36,408 --> 00:12:38,853

200
00:12:43,188 --> 00:12:46,124

201
00:12:46,125 --> 00:12:49,989
... درس امروز ... از ما چيزي رو بدزدي

202
00:12:50,896 --> 00:12:53,617
. و ما دوبرابرش رو ازت ميگيريم

203
00:12:59,771 --> 00:13:03,408
تو بهم کمک کردي , چرا ؟ 

204
00:13:03,409 --> 00:13:06,244
... چون من يه احمق لعنتي هستم

205
00:13:09,415 --> 00:13:14,013
. يا شايدم از اين ايده دخترا هواي همو داشته باشن , خوشم مياد

206
00:13:21,893 --> 00:13:23,928
عقلتو از دست دادي ؟

207
00:13:23,929 --> 00:13:25,196
 واقعا اين حماقت مضحک

208
00:13:25,197 --> 00:13:27,399
حقيقت گويي رو مد نظر داري ؟

209
00:13:27,400 --> 00:13:29,167
. راستش , من هنوز تصميم نگرفتم

210
00:13:29,168 --> 00:13:30,902
. خوب , پس بزار برات سادش کنم

211
00:13:30,903 --> 00:13:32,904
 تحت هيچ شرايطي نبايد

212
00:13:32,905 --> 00:13:35,006
 هيچکدوم از رازهاي خانوادگي رو فاش کني , مخصوصا هيچکدوم

213
00:13:35,007 --> 00:13:36,040
. از رازهايي که بچمون رو در خطر ميندازه

214
00:13:36,041 --> 00:13:38,076
"فقط اينکه به اين آسوني ها نيست , "کلاوس

215
00:13:38,077 --> 00:13:39,444
. تو ديدي که "فين" چيکار کرده

216
00:13:39,445 --> 00:13:42,046
. روز به روز داره قدرتش زياد ميشه

217
00:13:42,047 --> 00:13:45,216
. الان , کنترل بيشتر از نصفي از گرگ ها رو در اختيار داره

218
00:13:45,217 --> 00:13:47,338
. اين ازدواج ميتونه تغييرش بده

219
00:13:47,438 --> 00:13:49,520
 نتيجه ي نقشت ارزشه خطري که

220
00:13:49,521 --> 00:13:51,222
. بر روي دخترمون داره رو , نداره

221
00:13:51,223 --> 00:13:53,891
. خوب , اگه به "جکسون" اعتماد کنم که خطري نداره

222
00:13:53,892 --> 00:13:55,293
. کلاوس" , فک کن"

223
00:13:55,294 --> 00:13:58,262
 مي ميتونيم يه ارتشي از سوپر گرگ هايي داشته باشيم

224
00:13:58,263 --> 00:14:00,264
. که ميتونن از "هوپ" بعنوان يکي از خودشون محافظت کنن

225
00:14:00,265 --> 00:14:02,233
. هوپ" به يه ارتش گرگ نياز نداره"

226
00:14:02,234 --> 00:14:03,979
, من خودم ازش محافظت ميکنم

227
00:14:04,079 --> 00:14:05,570
. و مشکلي هم برام نخواهد بود

228
00:14:05,571 --> 00:14:07,271
 بدون اينکه تو بخواي بري و

229
00:14:07,272 --> 00:14:09,907
. و به همه ي اعضاي گلّه ـت رازهامون رو بگي

230
00:14:09,908 --> 00:14:13,110
. "لعنت بهت , "کلاوس
. اين شانسمونه

231
00:14:13,111 --> 00:14:17,448
. که "هوپ" رو به خونه بياريم

232
00:14:17,449 --> 00:14:19,703
. حداقل بايد اينو در نظر بگيريم

233
00:14:19,803 --> 00:14:23,254
, من در نظر گرفتمش , و بنظرم نامقعوله

234
00:14:23,255 --> 00:14:24,655
 و در اين مورد , هيچکسي

235
00:14:24,656 --> 00:14:26,460
. بالاتر از حرف من نميتونه حرف بزنه , حتي تو

236
00:14:29,293 --> 00:14:33,467
. تو به "جکسون" ميگي که عروسي کنسله

237
00:14:34,765 --> 00:14:38,969
, خوبيش اينه که من از هيچکي دستور نميگيرم

238
00:14:38,970 --> 00:14:41,538
. مخصوصا تو

239
00:14:48,779 --> 00:14:51,277
 براي داشتن يه مخفيگاه خيلي زياده

240
00:14:51,377 --> 00:14:53,684
اونو ولش کن . چيزايي که گفتم رو آوردي ؟

241
00:14:53,685 --> 00:14:57,353
 آره , اينا همه ي چيزايي هست که "جاش" توي خونه ي
من گذاشته بود

242
00:14:59,490 --> 00:15:02,830
عملا , توي خونه ي تو زندگي ميکرده , مگه نه ؟

243
00:15:02,930 --> 00:15:06,500
. کول" , لطفا خفه شو"

244
00:15:10,033 --> 00:15:12,202
خوب , برو که رفتيم

245
00:15:12,203 --> 00:15:13,303
, خيلي خوب , بجنب

246
00:15:13,304 --> 00:15:14,425
 قدرتتو بده من . کار سريعتر پيش ميشه

247
00:15:14,525 --> 00:15:16,306
بجنب

248
00:15:29,052 --> 00:15:31,989
. اينجا , نبش اين خيابون

249
00:15:31,990 --> 00:15:33,457
. آره , ميدونم کجاست

250
00:15:33,458 --> 00:15:35,359
 بقالي کوچک هست , "لنور" جادوگر

251
00:15:35,360 --> 00:15:37,527
 قبل از اينکه مادرم بدنش رو بگيره , اونجا کار ميکرد

252
00:15:37,528 --> 00:15:39,062
. عاليه . از کمکت ممنون

253
00:15:39,063 --> 00:15:41,364
. وايسا , چي ؟ نميتوني تنهايي بري

254
00:15:41,365 --> 00:15:43,333
, خوب , براي شفاف سازي کامل

255
00:15:43,334 --> 00:15:46,303
. از لحاظ فني , رسما اون ميتونه تنهايي بره

256
00:15:46,304 --> 00:15:47,537
. نه . اين يه عمليات خودکشي ميشه

257
00:15:47,538 --> 00:15:49,306
 آره , ولي چي از يه عمليات خودکشي غم انگيز تره

258
00:15:49,307 --> 00:15:51,241
يه عمليات خودکشي دسته جمعي ؟

259
00:15:51,242 --> 00:15:52,776
 منم نميزارم که "جاش" با ديوونه اي باشه

260
00:15:52,777 --> 00:15:55,278
. که از خون آشام ها بدش مياد

261
00:15:55,279 --> 00:15:57,579
منم همينطور

262
00:16:35,124 --> 00:16:37,152

263
00:16:42,936 --> 00:16:44,504
. من ديگه به حرفات گوش نميدم

264
00:16:44,505 --> 00:16:46,506
. هر وقت خواستي يه گفتگوي واقعي داشته باشيم , خبرم کن

265
00:16:46,507 --> 00:16:47,541
! "هيلي"

266
00:16:47,542 --> 00:16:48,809
من اينجا دست به سينه واينميستم که

267
00:16:48,810 --> 00:16:50,510
 تو بهم بگي که چيکاري ميتونم بکنم و

268
00:16:50,511 --> 00:16:51,545
. چيکاري نميتونم بکنم که از دخترم محافظت کنم

269
00:16:51,546 --> 00:16:53,480
. دختر هردومونه
. درست

270
00:16:53,481 --> 00:16:57,451
, مال هردومونه , ولي اين مادر تو بود که سعي کرد بکشدش

271
00:16:57,452 --> 00:17:00,220
و خدا ميدونه که برادر روانيت چي تو سرشه ؟

272
00:17:00,221 --> 00:17:01,521
. من حساب "فين" رو ميرسم

273
00:17:01,522 --> 00:17:02,533
و بعدش چي ؟

274
00:17:02,633 --> 00:17:04,524
 هوپ" هميشه دختر"

275
00:17:04,525 --> 00:17:08,662
. کلاوس مايکلسون" دورگه ي قاتلي که هزاران دشمن داره"

276
00:17:08,663 --> 00:17:12,265
نميفهمي ؟
 مشکل از توئه

277
00:17:12,266 --> 00:17:14,920
. تو تهديد هستي

278
00:17:15,020 --> 00:17:17,537
 تو انقدر بدگمان هستي که متوجه نميشي

279
00:17:17,538 --> 00:17:20,676
. که اين ازدواج ميتونه کمکش کنه

280
00:17:20,776 --> 00:17:22,509
. ميتونه بياد خونه

281
00:17:22,510 --> 00:17:23,743
. گرگ ها طرف ما ميشن

282
00:17:23,744 --> 00:17:25,578
. به گرگ ها نميشه اعتماد کرد

283
00:17:25,579 --> 00:17:28,381
. در ذهن بدگمان تو به هيچکي نميشه اعتماد کرد

284
00:17:28,382 --> 00:17:29,516
به کجا اين ختم ميشه ؟

285
00:17:29,517 --> 00:17:31,184
! هيچ پاياني نداره

286
00:17:31,185 --> 00:17:33,553
لازمه که يادآور بشم که من پدر خودم رو کشتم تا

287
00:17:33,554 --> 00:17:35,482
از دخترمون محافظت کنم ؟

288
00:17:35,582 --> 00:17:39,625
.. واقعا ؟ براي همين کشتيش

289
00:17:42,228 --> 00:17:45,565
 يا فقط براي اين بود که انقدر ميترسيدي

290
00:17:45,566 --> 00:17:49,163
که يکي رو نزديک خودت کني ؟

291
00:17:51,671 --> 00:17:55,440
. ميدونم که اين عروسي کارسازه

292
00:17:56,609 --> 00:18:01,581
, ميتونيم دختر کوچولومون رو به خونه بياريم

293
00:18:01,582 --> 00:18:04,303
. ولي بايد به من اعتماد کني

294
00:18:09,455 --> 00:18:13,959
. من بهت اعتماد دارم , بيشتر از اينکه خودت بدوني

295
00:18:16,596 --> 00:18:18,598

296
00:18:18,599 --> 00:18:21,737
. فقط به "جکسون" اعتماد ندارم

297
00:18:26,239 --> 00:18:28,874
. نميتوني خودتو آزاد کني

298
00:18:28,875 --> 00:18:34,547
. اون طناب ها کاملا با گل شاهپسند خيس خوردن

299
00:18:34,548 --> 00:18:37,616
, ولي طلسمي که گرسنت ميکنه رو کمش کردم

300
00:18:37,617 --> 00:18:42,341
. تا بتونيم يه گفتگوي درست حسابي باهم بکنيم

301
00:18:47,426 --> 00:18:50,629
. بيا با دوست مشترکمون "کميل" شروع کنيم

302
00:18:50,630 --> 00:18:52,598
 موضوعي که اکثريت وقتي که

303
00:18:52,599 --> 00:18:54,500
باهم بوديم رو صرف خودش کرده بود , رابطه ي مشکل دار

304
00:18:54,501 --> 00:18:57,856
. با "نيکلاوس" بود

305
00:18:57,956 --> 00:19:00,639
 کلاوس" بهش اعتماد داشت , ولي اون"

306
00:19:00,640 --> 00:19:03,195
, هيچي نميدونست که من بتونم عليه "کلاوس" ازش استفاده کنم

307
00:19:03,295 --> 00:19:07,913
, و اخيرا , من يه فرصتي داشتم که با برادرم صحبت کنم

308
00:19:07,914 --> 00:19:12,518
, و متوجه شدم که اون يه رازي داره

309
00:19:12,519 --> 00:19:15,587
, و خيلي هم سفت بهش چسبيده

310
00:19:15,588 --> 00:19:21,326
. و منم فک ميکنم که اون راز يه نقطه ضعف هستش

311
00:19:21,327 --> 00:19:28,095
پس بهم بگو "مارسل" , اون چيه ؟

312
00:19:28,195 --> 00:19:30,635
 تو واقعا فکر ميکني که اون در مورد چيزهايي

313
00:19:30,636 --> 00:19:33,071
که احتمالش هست عليهش استفاده بشه, به من اطمينان ميکنه ؟

314
00:19:33,072 --> 00:19:38,677
. تو هم پيمان "کلاوس" هستي , و فک ميکنم که چيزي ميدوني

315
00:19:38,678 --> 00:19:40,774
 ميتوني هرچي بخواي فک کني

316
00:19:40,874 --> 00:19:44,516
. تا جايي که دونستن اينکه يه بيشعور احمقي , اذيتت نکنه

317
00:19:44,517 --> 00:19:47,552

318
00:19:47,553 --> 00:19:50,622

319
00:19:50,623 --> 00:19:54,859
چيزايي که ميدوني رو بگو

320
00:19:57,530 --> 00:19:59,960
 چيزايي که يادمه رو بهت ميگم

321
00:20:02,667 --> 00:20:04,803
, دو قرن پيش

322
00:20:04,804 --> 00:20:07,005
. من يه بچه اي بودم که داشتم دور خونه ميگشتم

323
00:20:07,006 --> 00:20:08,640
. و يه تابوت پيدا کردم

324
00:20:08,641 --> 00:20:14,579
 کلاوس" منو پيدا کرد و بهم گفت «اون برادرم "فين" هستش"

325
00:20:14,580 --> 00:20:18,683
 ما اونو همونجوري نگهش ميداريم , چون اون
« آدم خسته کننده اي هستش

326
00:20:18,684 --> 00:20:21,815

327
00:20:23,588 --> 00:20:25,757
ربکا"؟"

328
00:20:25,758 --> 00:20:29,527
ميخواي با اينکارات باعث بشي سکته قلبي بکنم ؟

329
00:20:29,528 --> 00:20:33,498
هنوز قشنگه , "نيو اورلنز" ؟

330
00:20:33,499 --> 00:20:37,435
. آخرين باري که ديدمش خيلي دوسش داشتم

331
00:20:37,436 --> 00:20:39,570
 نيو اورلنز" بعد از اينکه من و تو استخون هامون"

332
00:20:39,571 --> 00:20:41,939
. هم پودر بشه , همچنان زيبا ميمونه

333
00:20:41,940 --> 00:20:44,041
. براي الانم , تو بايد برگردي به اتاقت

334
00:20:44,042 --> 00:20:46,110
 من کارايي دارم که بايد بکنم

335
00:20:46,111 --> 00:20:50,581
تو چرا اينجايي ؟

336
00:20:53,085 --> 00:20:57,021
 من ميخواستم برادرام رو کمک کنم

337
00:20:57,022 --> 00:20:59,457
"برادر شياد من "کول

338
00:20:59,458 --> 00:21:03,427
. بهم خيانت کرد , و منو اينجا زنداني کرد

339
00:21:03,428 --> 00:21:05,630
... وقتي دستم بهش برسه

340
00:21:05,631 --> 00:21:08,699
چرا تو با خانواده ي خودت ميجنگي ؟

341
00:21:08,700 --> 00:21:10,614
. بايد کنارشون باشي

342
00:21:13,104 --> 00:21:20,123
. قضيه ـش ... پيچيدس , يه پيچيدگي هزارساله

343
00:21:27,651 --> 00:21:29,753
 گوش کن

344
00:21:29,754 --> 00:21:31,655
. فک کنم که يه راهي براي خارج شدن از اين خراب شده پيدا کردم

345
00:21:31,656 --> 00:21:32,723
, اگه ميخواي با من بياي

346
00:21:32,724 --> 00:21:34,091
 بيست دقيقه ديگه بيا دم در

347
00:21:34,092 --> 00:21:37,391
. در هرصورت , برام آرزوي موفقيت بکن

348
00:21:46,437 --> 00:21:49,111
برای "کلاوس" هست در صورتی که برگرده

349
00:21:50,574 --> 00:21:53,991
! پشت سر حلال زاده حرف بزنيد , و بقيه ش هر چي هست

350
00:21:55,913 --> 00:21:59,783
. در اين فکرم که "جکسون" ميشه بياد بيرون

351
00:21:59,784 --> 00:22:03,553
 اشکالي نداره

352
00:22:04,855 --> 00:22:07,090
هيلي" کجاس ؟"
. استراحت ميکنه

353
00:22:07,091 --> 00:22:09,526
 بعد از روز خسته کننده اي از

354
00:22:09,527 --> 00:22:12,029
. مراسم هاي قبل از ازدواج خسته شده بود , بيچاره

355
00:22:12,030 --> 00:22:13,630
. مهم نيست

356
00:22:13,631 --> 00:22:15,532
 بيا باهم يه گفتگويي بکنيم

357
00:22:15,533 --> 00:22:18,702
. من ازت قول ميخوام که اين قضيه بين من و تو هستش

358
00:22:18,703 --> 00:22:19,803
. البته که هست

359
00:22:19,804 --> 00:22:21,768
. بعنوان يه مرد باشخصيت بهت قول ميدم

360
00:22:31,545 --> 00:22:34,031
 پسر بچه ي شجاع

361
00:22:39,322 --> 00:22:41,156

362
00:22:43,893 --> 00:22:45,834
!"کـــــلاوس"

363
00:22:45,934 --> 00:22:49,932
! ميخواي بـــجنـــگي , پس بيا

364
00:22:51,735 --> 00:22:55,071
. قصدم رو اشتباه متوجه شدي

365
00:22:55,072 --> 00:22:58,808
. اصلا من براي جنگيدن با تو اينجا نيومدم

366
00:22:58,809 --> 00:23:02,912
. اين يه اعدام هستش

367
00:23:02,913 --> 00:23:06,646
بهم بگو , دقيقا چطوري دوست داري بميري ؟

368
00:23:15,207 --> 00:23:16,243

369
00:23:16,244 --> 00:23:19,868
. اغلب قرباني هام در اين موقع شروع به داد و فرياد ميکنن

370
00:23:21,655 --> 00:23:24,138
 من ترجيح ميدم که آخرين حرف هاي

371
00:23:24,139 --> 00:23:26,707
, خسته کنندت رو نشنوم , ولي اگه اينقدر تمايل داري

372
00:23:26,708 --> 00:23:28,843
. الان وقتشه که بگي

373
00:23:28,844 --> 00:23:30,211
. برو به جهنم , حرومزاده

374
00:23:30,212 --> 00:23:31,879
. حرومزاده , آره

375
00:23:31,880 --> 00:23:34,015
. دقيقا همين هستم

376
00:23:34,016 --> 00:23:37,685
. توسط مربي عزيز تو "انسل" درست شدم

377
00:23:37,686 --> 00:23:39,987
. کنجکاوم

378
00:23:39,988 --> 00:23:43,824
 که بدونم که اون بهت ياد داده که از من متنفر باشي

379
00:23:43,825 --> 00:23:45,960
يا اين رفتارهات از خودت منشأ ميگيره ؟

380
00:23:45,961 --> 00:23:48,195
همه ي اينکارا به همين خاطره ؟

381
00:23:48,196 --> 00:23:51,799
تو حسوديت ميشه که من با باباييت بودم ؟

382
00:23:51,800 --> 00:23:54,835
, تو دانش آکوز ممتازش بودي

383
00:23:54,836 --> 00:23:57,872
 . صاحب خير همه ي داناييش

384
00:23:57,873 --> 00:23:59,139

385
00:23:59,140 --> 00:24:01,075
 به همه ي خوبي هايي که بهت ياد داده نگاه کن

386
00:24:01,076 --> 00:24:02,942

387
00:24:05,913 --> 00:24:09,149
... خوب , خودت

388
00:24:09,150 --> 00:24:11,552
 , ميتونستي ازش ياد بگيري

389
00:24:11,553 --> 00:24:14,221
. اگه نميکشتيش

390
00:24:14,222 --> 00:24:15,723

391
00:24:15,724 --> 00:24:18,225

392
00:24:18,226 --> 00:24:20,594
 ميبينم که تو رو دست همه ي آدماي ظاهر نما

393
00:24:20,595 --> 00:24:22,729
. و رياکار زدي

394
00:24:22,730 --> 00:24:26,200
, ولي حقيقت اينه که تو از منم بدتري

395
00:24:26,201 --> 00:24:28,902
"از نيت هاي خوب "هيلي

396
00:24:28,903 --> 00:24:31,772
 براي قدرت بدست آوردن خودت استفاده ميکني

397
00:24:31,773 --> 00:24:32,839
! در اشتباهي

398
00:24:32,840 --> 00:24:35,075
 تو قدرتش رو ميخواي تا بتوني جنگ بپا کني

399
00:24:35,076 --> 00:24:37,044
. و قلمرو فتح کني

400
00:24:37,045 --> 00:24:40,213
. بلاخره , اينکاري هست که گرگ ها ميکنن

401
00:24:40,214 --> 00:24:41,882

402
00:24:41,883 --> 00:24:43,750

403
00:24:43,751 --> 00:24:47,154
. تو هيچي از گرگ بودن نميدوني

404
00:24:47,155 --> 00:24:50,090
نه , نميدونم

405
00:24:50,091 --> 00:24:53,794
 من هرگز نعمت اينکه بين همنوع هام باشم يا اينکه

406
00:24:53,795 --> 00:25:00,934
. پدر واقعيمو بشناسم رو نداشتم , ولي تو ميشناختيش

407
00:25:00,935 --> 00:25:05,772
. شايد پسري که هميشه ميخواسته رو در تو ميديده

408
00:25:05,773 --> 00:25:09,478
. خوشحالم که چنين سرنوشتي نصيبم نشده

409
00:25:10,977 --> 00:25:13,940

410
00:25:17,283 --> 00:25:19,318
. متقاعد شدم

411
00:25:21,654 --> 00:25:23,790
 تو هيچي نميدوني , که بدين معناس

412
00:25:23,791 --> 00:25:25,825
 هر رازي که "کلاوس" مخفي نگه ميداره

413
00:25:25,826 --> 00:25:28,962
. اينقدر محرمانه ـس , که حتي با تو هم به اشتراک نگذاشتش

414
00:25:28,963 --> 00:25:32,298
. شايد راه هاي ديگه باشه که تو بدرد من بخوري

415
00:25:35,936 --> 00:25:37,804
برادر

416
00:25:37,805 --> 00:25:39,372
تو اينجا چيکار ميکني , "کول" ؟

417
00:25:39,373 --> 00:25:42,909
, شنيده بودم که "مارسل" رو اينجا زنداني نگه داشتي

418
00:25:42,910 --> 00:25:47,766
. و اتفاقا من هم بهش بدهکارم

419
00:25:50,450 --> 00:25:52,151

420
00:25:52,152 --> 00:25:56,021
. پس حالا هر جفتتون رو ميکشم

421
00:26:00,159 --> 00:26:04,864
. تو يه تختت کمه که اومدي اينجا

422
00:26:04,865 --> 00:26:07,800
 همه ي روابط خوبي که باهم داشتيم در لحظه ي که

423
00:26:07,801 --> 00:26:09,035
با خواهر و برادر هاي پستمون رابطت رو شروع کردي , از بين رفت

424
00:26:09,036 --> 00:26:10,136
"تو منو ميشناسي , "فين

425
00:26:10,137 --> 00:26:12,305
, من هميشه طرف کسي هستم که فکر ميکنم برنده ميشه

426
00:26:12,306 --> 00:26:14,974
 و راستشو بخواي , خوب , تو مادر

427
00:26:14,975 --> 00:26:17,009
رفتار احماقانه اي داشتيد , درسته ؟

428
00:26:17,010 --> 00:26:19,845
 ولي شنيدم که چطور باباي پيرمون

429
00:26:19,846 --> 00:26:21,814
, رو به جعبه باتري شخصي براي جادو سياه کردي

430
00:26:21,815 --> 00:26:28,265
« با خودم گفتم , «عجب , اين بي رحميه , ولي هوشمندانس

431
00:26:30,523 --> 00:26:32,811
, حالا که ميبينم اوضاع از چه قراره

432
00:26:32,911 --> 00:26:35,814
, و بعد از اينکه هر سه تاشون ما رو تهديد کردن

433
00:26:35,914 --> 00:26:38,697
. خوشحال ميشم که بلا سرشون بيارم

434
00:26:38,698 --> 00:26:40,699

435
00:26:43,036 --> 00:26:44,870
اين ديگه براي چي بود ؟

436
00:26:44,871 --> 00:26:48,374
. بخاطر اينکه حزب بادي

437
00:26:48,375 --> 00:26:53,206
. من خودمو بيشتر از تو ثابت کردم

438
00:26:53,306 --> 00:26:56,626
 , من کسي هستم که "ربکا" رو در بدن ديگه اي گذاشت

439
00:26:56,726 --> 00:26:58,384
 و در حين اينکه "کلاوس" بيرون در جستجوي

440
00:26:58,385 --> 00:26:59,985
 خواهر کوچولوي عزيزش هست

441
00:26:59,986 --> 00:27:01,387
 من داشتم يه خنجر درست ميکردم

442
00:27:01,388 --> 00:27:03,388
. که اونو براي چندين قرن به خواب فرو ميبره

443
00:27:03,389 --> 00:27:04,857
. من نميخوام که اون بخوابه

444
00:27:04,858 --> 00:27:05,991
. ميخوام بميره

445
00:27:05,992 --> 00:27:10,996
. درسته , ولي متحد لازم داري , و منم دارمشون

446
00:27:10,997 --> 00:27:14,366
. داوينا کلير" , اون دختر مراسم برداشتي هست"

447
00:27:14,367 --> 00:27:16,735
. مثل موم توي دستم بوده

448
00:27:16,736 --> 00:27:19,104
. و الانم هست

449
00:27:19,105 --> 00:27:21,406
با بودن اون در طرف ما , هيچ چيزي

450
00:27:21,407 --> 00:27:23,774
. هيچ چيزي نيست که جلومون بتونه قد علم کنه

451
00:27:26,078 --> 00:27:29,380
"کَسي"

452
00:28:12,792 --> 00:28:14,454
... کسي" , کدوم گوري"

453
00:28:14,554 --> 00:28:16,995
"ببخشيد , "ربکا

454
00:28:16,996 --> 00:28:19,297
. ولي چاره ي ديگه اي برام نذاشتي

455
00:28:19,298 --> 00:28:21,670
. بهت گفتم که راه فراري نيست

456
00:28:21,770 --> 00:28:26,670
.. بايد به طرف تنها کسايي که ميدونستم ميتونم اطمينان کنم ميرفتم

457
00:28:27,739 --> 00:28:31,943
. و بهشون گفتم که بايد به حساب تو برسن

458
00:28:31,944 --> 00:28:34,145
 تنها پشيمونيم اينه که چرا قبل از اينکه يکي

459
00:28:34,146 --> 00:28:36,981
, از همنوع هامون رو بکشي , متوقفت نکردم

460
00:28:36,982 --> 00:28:40,717
. و حالا هم بايد تنبيه بشي

461
00:28:41,986 --> 00:28:45,235
 , نه , من نکشتمش , اگرچه

462
00:28:45,335 --> 00:28:48,191
. شانس کشتن گاو زشت رو از دست نميدم

463
00:28:53,397 --> 00:28:55,165

464
00:28:57,201 --> 00:29:01,339
 همتون بد جنسيد , مثل موشي که گربه رو در اون

465
00:29:01,340 --> 00:29:04,442
 برنامه کودک زجر ميداد

466
00:29:04,443 --> 00:29:07,674
. فک ميکنم که تو اوني هستي که بايد تنبيه بشه

467
00:29:13,284 --> 00:29:16,320
, اونا ديگه فقط قلدر هاي نادون هستن

468
00:29:16,321 --> 00:29:19,356
, ولي تو , تو دختر باهوشي هستي

469
00:29:19,357 --> 00:29:23,815
. قدرتمند , و با اينحال به دوستت خيانت ميکني

470
00:29:26,363 --> 00:29:28,532

471
00:29:28,533 --> 00:29:31,567

472
00:29:38,542 --> 00:29:40,874
. من از خيانت کارها متنفرم

473
00:29:57,227 --> 00:30:00,463
چطوري اينکارو کردي ؟

474
00:30:09,636 --> 00:30:11,446

475
00:30:11,546 --> 00:30:14,374
, اينو ديگه به اندازه کافي لفتش دادم

476
00:30:14,375 --> 00:30:16,710
. ولي نميتوني منو مقصر بدوني

477
00:30:16,711 --> 00:30:20,213
. گستاخي مطلق نقشه ي تو رو کاملا توهين آميز ميدونم

478
00:30:20,214 --> 00:30:23,317
, هيلي" حالا از خانواده من هستش"

479
00:30:23,318 --> 00:30:26,286
. و ميخواي از اون براي جاه طلبي هاي خودت استفاده کنيش

480
00:30:26,287 --> 00:30:28,422
. من ازش استفاده نميکنم

481
00:30:28,423 --> 00:30:30,691
 نيت واقعيت رو براي اين عروسي مسخره

482
00:30:30,692 --> 00:30:34,677
. اقرار کن و منم زودي اينکارو تمومش ميکنم 

483
00:30:34,777 --> 00:30:38,565
... من عاشق "هيلي" ـم , و براش هم ميجنگم

484
00:30:38,566 --> 00:30:40,734

485
00:30:40,735 --> 00:30:44,187
. تا وقتي که بميرم

486
00:30:45,496 --> 00:30:47,707

487
00:30:47,708 --> 00:30:49,776
 خوب , تو مثل اينکه از اون چيزي که

488
00:30:49,777 --> 00:30:51,877
.. فکرشو ميکردم , بيشتر جون داري

489
00:30:53,504 --> 00:30:56,449
. ولي هنوز هم نظرمو جلب نکردي

490
00:30:56,450 --> 00:30:58,050

491
00:30:58,968 --> 00:31:04,591
, تو يه بار بهم گفتي که مردم من , مردم تو هم هستن

492
00:31:04,592 --> 00:31:10,797
 و اگه الان ميکشيم , قول بده

493
00:31:10,798 --> 00:31:16,935
. که به "هيلي" کمک کني که مردممون آزاد کنه

494
00:31:29,215 --> 00:31:33,319
من بهش اعتماد دارم , "کلاوس" . ميفهمي ؟

495
00:31:33,320 --> 00:31:36,389
, تو نميکشيش

496
00:31:36,390 --> 00:31:40,091
. مگر اينکه اولش از روي جنازه ي من رد بري

497
00:31:42,136 --> 00:31:45,264
 تو واقعا باور داري که اون ارزش

498
00:31:45,265 --> 00:31:48,300
اعتمادت رو داره ؟
آره

499
00:31:52,405 --> 00:31:56,475
.تو خودسر هستي , گرگ کوچولو

500
00:31:56,476 --> 00:31:58,777
. شايد شما دوتا قسمت همديگه هستيد

501
00:32:08,421 --> 00:32:11,608
. برو , پس , بهش بگو

502
00:32:13,418 --> 00:32:16,162
. ازدواجت رو بکن

503
00:32:16,163 --> 00:32:21,834
 , گرگ هات رو نجات بده
. ولي تو حرفمو بياد داشته باش

504
00:32:21,835 --> 00:32:25,504
, اگه بهش خيانت کني , من پيدات ميکنم

505
00:32:25,505 --> 00:32:30,643
. و بعدش من سرتو روي ته يه ميخ قرار ميدم

506
00:32:30,644 --> 00:32:33,630
. شايدم توي باغچه ي مادربزرگت بزارمش

507
00:32:40,853 --> 00:32:42,887

508
00:32:45,450 --> 00:32:48,694
, کلاوس" ميدونه که تو "ربکا" رو زنداني کردي"

509
00:32:48,695 --> 00:32:50,496
و هنوز تو رو پيدا نکرده تا

510
00:32:50,497 --> 00:32:52,531
شکنجت بده تا بهش محلشو بگي ؟

511
00:32:52,532 --> 00:32:55,834
. خوب , من اونقدر زرنگ هستم که پيدام نکنه

512
00:32:55,835 --> 00:32:59,671

513
00:32:59,672 --> 00:33:02,341
, و "الايژا" هم ميدونه "ربکا" گم شده

514
00:33:02,342 --> 00:33:04,476
. و با اينحال هم نامعلوم هست که کجايه

515
00:33:04,477 --> 00:33:06,511
 با وجود قدرتم , نتونستم پيداش کنم

516
00:33:06,512 --> 00:33:10,349
 بدين معناس که اون به جاي دور دستي رفته

517
00:33:10,350 --> 00:33:15,421
.. تا خودشو مخفي نگه داره , و "الايژا" از هيچکي مخفي نميشه

518
00:33:17,422 --> 00:33:21,493
. مگر اينکه اون يه چيزي رو داره مخفي نگه ميداره

519
00:33:21,494 --> 00:33:25,263
 ايول , "فين" , بعد از يه دو پيک مشروب

520
00:33:25,264 --> 00:33:28,017
. براي خودت "شرلوک هولمز"ـي ميشي

521
00:33:28,117 --> 00:33:32,771
 و خَر هم خودتي اگه فک کني که من درباره ي

522
00:33:32,772 --> 00:33:34,905
. دوست کوچولوت اون پُشت نميدونم

523
00:33:42,173 --> 00:33:44,248
. داوينا" , دارمش"

524
00:33:47,166 --> 00:33:51,008
. بزار يه پيامي به دوست دختر کوچولوت بفرستم

525
00:33:53,707 --> 00:33:56,408
جاش" منم , خوبي ؟"

526
00:34:04,683 --> 00:34:06,183
 بجنب

527
00:34:11,423 --> 00:34:13,425

528
00:34:15,728 --> 00:34:17,900
 داوينا" , بريم"

529
00:34:22,601 --> 00:34:25,504
... تو هموني , دختر قدرتمند توي تابوت

530
00:34:25,505 --> 00:34:27,205
.. همينطوري هم جادو ميکردي

531
00:34:27,206 --> 00:34:29,841
پس چرا بهم نگفتي ؟

532
00:34:29,842 --> 00:34:33,478
. من تازه از يه خواب صد ساله بلند شدم

533
00:34:33,479 --> 00:34:37,582
, ميخواستم بشناسمت , ببينم واقعا چجوري هستي

534
00:34:37,583 --> 00:34:41,519
. و تو هم نااُميدم نکردي

535
00:34:41,520 --> 00:34:43,688
"يه درخششي در تو هست , "ربکا

536
00:34:43,689 --> 00:34:46,725
. تو خودسر , و همچنين مهربوني

537
00:34:46,726 --> 00:34:50,428
. تو خيلي بهتر از برادرامون هستي

538
00:34:50,429 --> 00:34:52,697
چي گفتي ؟

539
00:34:52,698 --> 00:34:54,532
. درست شنيدي , ميدوني

540
00:34:54,533 --> 00:34:57,836
 ما يه بار همو توي کريسمس سال 1914 ديديم

541
00:34:57,837 --> 00:35:01,372
. من خيلي خواستار رسيدن به خانوادم بودم

542
00:35:04,109 --> 00:35:08,743
 ربکا" تو ميدوني من کي هستم"

543
00:35:10,582 --> 00:35:13,484
 تو دختر کابوس هاي مني

544
00:35:13,485 --> 00:35:15,208
.. واقعا خودتي

545
00:35:19,390 --> 00:35:20,838
"فريا"

546
00:35:38,309 --> 00:35:40,478
, من صد سال خوابيدم

547
00:35:40,479 --> 00:35:42,980
. و بلاخره , آزاد شدم

548
00:35:42,981 --> 00:35:45,983
, به برادرامون بگو که بزودي به سراغشون ميام

549
00:35:45,984 --> 00:35:49,826
. و انتظار دارم که بهترين رفتارشون رو داشته باشن

550
00:36:08,417 --> 00:36:13,655
حالا , نيرنگت ديگه تموم شد , برادر ؟

551
00:36:23,599 --> 00:36:25,367
"بنظر دوست کوچولوت "داوينا

552
00:36:25,368 --> 00:36:26,869
. با يکي از زنداني ها فرار کرده

553
00:36:26,870 --> 00:36:28,937
. من براي دعوا اينجا نيومدم

554
00:36:28,938 --> 00:36:31,840
. جادوگر کوچولو ازم خواست تا مايه حواس پرتي باشم

555
00:36:31,841 --> 00:36:35,878
خيلي قشنگ ميتونه مصر و تحميل گر باشه , وقتي بخواد , ميدوني ؟

556
00:36:35,879 --> 00:36:37,746
نميبيني ؟

557
00:36:37,747 --> 00:36:39,681
... ما بهمون يه موهبتي داشته شده

558
00:36:39,682 --> 00:36:43,685
. تولدي دوباره رها از خون آشامي

559
00:36:43,686 --> 00:36:45,854
 ما رو پاک کردن , و تنها چيزي که خواستن

560
00:36:45,855 --> 00:36:50,826
.و درعوضش چيز ناچيزي ميخواستن که حتي اون رو هم نتونستي بدي

561
00:36:50,827 --> 00:36:56,665
, فين" , تو عصباني هستي , و وقتي عصباني هستي"

562
00:36:56,666 --> 00:36:59,534
. درست عقلت کار نميکنه

563
00:36:59,535 --> 00:37:00,702
. پس يه فرصتي بهم بده

564
00:37:00,703 --> 00:37:04,539
. "تو لايق فرصت ديگه اي نيستي , "کول

565
00:37:04,540 --> 00:37:08,009
 پس من اون چيزي رو ميدم

566
00:37:08,010 --> 00:37:13,715
که از همه بيشتر ميترسي ... مرگ

567
00:37:13,716 --> 00:37:15,550
! نه . نه

568
00:37:17,853 --> 00:37:24,392
من تو رو توي اي بدن طلسم ميکنم , ديگه نتوني به بدن ديگه اي بري

569
00:37:24,393 --> 00:37:26,861
 در چندين روز آينده , ميخوام که چيزهايي که سرت مياد

570
00:37:26,862 --> 00:37:31,499
 رو در نظر داشته باشي .. يه مرگ بي معني و تنها

571
00:37:31,500 --> 00:37:33,967
. و بهمراه تاريکي

572
00:37:35,937 --> 00:37:38,540
. از الان زمانت شروع شد

573
00:37:38,541 --> 00:37:41,609
. مطمئن شو که با همه خدافظي کني

574
00:37:41,610 --> 00:37:45,947
. برو , برادر , دلم برات تنگ نخواهد شد

575
00:37:51,552 --> 00:37:55,757
 بفرما . همونجوري بزارش

576
00:37:55,758 --> 00:37:57,703
. صبح حالت بهتر ميشه

577
00:37:59,994 --> 00:38:02,730
. مري" , خيلي شرمندم"

578
00:38:02,731 --> 00:38:08,469
 براي چي شرمنده اي , اينکه يه هيولايي رو ميشناسي , اينکه
راز هايي از گذشته داري ؟

579
00:38:08,470 --> 00:38:14,136
. هممون داريم , بعضي ها از بقيه بدترن

580
00:38:16,110 --> 00:38:19,947
. وقتي "جک" رو زمين بود , تو براش جنگيدي

581
00:38:19,948 --> 00:38:23,354
. خيلي از آدما متأهل اينکارو نميکنن

582
00:38:28,322 --> 00:38:32,760
حالت خوبه ؟
زنده ميمونم

583
00:38:32,761 --> 00:38:34,628
 چيزي که نميتونم بفهمم اينه که

584
00:38:34,629 --> 00:38:36,630
چرا منو نکشت ؟

585
00:38:36,631 --> 00:38:39,433
. کلاوس" از اعتماد کردن به همه ميترسه"

586
00:38:39,434 --> 00:38:43,104
فک کنم به اين نتيجه پي برد که اعتماد نکردن بهت ميتونه بدتر باشه

587
00:38:43,105 --> 00:38:46,419
. اون آخر سر با دشمن ها و تنهايي محاصره شده

588
00:38:56,350 --> 00:38:59,319
.. ميخوام يه داستاني رو بهت بگم

589
00:39:01,655 --> 00:39:04,395
... درباره ي يه دختر بچه يخوشگل

590
00:39:06,627 --> 00:39:10,943
. و والديني که قسم خوردن که براي محافظت ازش حاضرن بميرن

591
00:39:20,374 --> 00:39:22,643
. ازدواج به نفعه ما هستش

592
00:39:22,644 --> 00:39:24,645
, "گرگ هاي تازه قدرتمند شده به حاکميت "هيلي

593
00:39:24,646 --> 00:39:26,780
. ميتونن براي خانوادمون مفيد باشن

594
00:39:26,781 --> 00:39:27,814
 آره , با فرض اينکه تو حاضري

595
00:39:27,815 --> 00:39:29,750
. با رازي که داريم به "جکسون" اعتماد کني

596
00:39:29,751 --> 00:39:30,984
, بايد اعتراف کنم , برادر

597
00:39:30,985 --> 00:39:32,786
 يه خورده متعجب شدم که بهش اعتماد کردي

598
00:39:32,787 --> 00:39:34,855
. خوب , اعتقاد به "جکسون" بخاطر هدفي هست

599
00:39:34,856 --> 00:39:35,889
, اگه من يه راست اونو ميکشتم

600
00:39:35,890 --> 00:39:37,691
. هيلي" برعليه من ميشد"

601
00:39:37,692 --> 00:39:39,793
تو بايد ميديدي که با چه خشونتي از

602
00:39:39,794 --> 00:39:41,307
. اون دفاع ميکرد

603
00:39:41,407 --> 00:39:43,663
. خيلي تأثير برانگيز بود

604
00:39:43,664 --> 00:39:46,833
. با اين حساب , رازها رو سبک نميشمارم

605
00:39:46,834 --> 00:39:48,568
 وقتي که عروسي انجام شد

606
00:39:48,569 --> 00:39:50,637
, و گرگ ها براي هميشه تغيير يافتن

607
00:39:50,638 --> 00:39:55,274
خوب , سرنوشت "جکسون" کمتر قطعي و زنده خواهد بود

608
00:39:59,046 --> 00:40:01,080
"سلام , "نيک

609
00:40:08,388 --> 00:40:10,557
 فک نکنم تصورت از

610
00:40:10,558 --> 00:40:13,464
. براي هميشه و تا ابد ما رو به اينجا ميکشوند

611
00:40:18,631 --> 00:40:20,700
"ربکا"

612
00:40:20,701 --> 00:40:25,726
. تو عمرا بتوني هفته اي که داشتم رو باور کني

613
00:40:33,746 --> 00:40:36,716
 . خوبه , بيداري

614
00:40:36,717 --> 00:40:40,620
. فقط يه سؤال ديگه دارم

615
00:40:40,621 --> 00:40:44,023
, خوب , بزار افرادم برن

616
00:40:44,024 --> 00:40:46,292
. و هرچيزي که بخواي رو بهت ميگم

617
00:40:46,293 --> 00:40:51,961
 چقدر از خودگذشته , ولي ما از قبل اينکه

618
00:40:52,061 --> 00:40:55,134
. تو هيچ چيزي از هيچ پي آمدي نميدوني رو بحث کرديم

619
00:40:55,135 --> 00:40:58,104
اگرچه , يه باور جامع در بين

620
00:40:58,105 --> 00:40:59,805
گرگينه ها هستش , که تو آخرين نفري بودي

621
00:40:59,806 --> 00:41:03,709
. که در واقع , بچه ي "نيکلاوس" رو زنده ديدي

622
00:41:03,710 --> 00:41:07,947
. جسد اون بچه در اختيار تو بود

623
00:41:07,948 --> 00:41:14,108
پس بگو که بچه دقيقا چطوري مُرد ؟

624
00:41:16,789 --> 00:41:20,259
. يادت نمياد

625
00:41:20,260 --> 00:41:25,598
. يادت نمياد چون تو بهت نفوذ ذهني شده بود تا فراموش کني

626
00:41:25,599 --> 00:41:28,300
 چرا بايد "نيکلاوس" حقيقت رو از ذهن

627
00:41:28,301 --> 00:41:36,175
 , خون آشامي که اونو به عنوان پسر خوندش ميدونه , پاک کنه
... چه چيزي

628
00:41:36,176 --> 00:41:40,801
بجز اينکه بخواد از دختر خودش مراقبت کنه ؟

629
00:41:43,983 --> 00:41:48,100
... اون هنوز زندس

630
00:41:49,288 --> 00:41:57,662
.و الانم تو و خون آشام هات بهم کمک ميکنيد که پيداش کنم

631
00:41:58,288 --> 00:42:03,662
<font color="#DE2504">Ali HunteR</font>
<font color=yellow>www.ariamovie.ir</font>
<font color=#00FF00>facebook.com/Hunter.bazrgar</font>


631
00:42:04,211 --> 00:42:10,084
<font color="#64ad2f">خبرگزاري آريافيلم به روزترين اخبار دنياي فيلم و سريال  </font>
<font color="#ffffff">www.ariamovie.ir</font>
<font color="#bb1e1e"> www.warez-ir.asia با همکاري  </font>