﻿1
00:00:02,018 --> 00:00:03,488
آنچه گذشت

2
00:00:03,489 --> 00:00:05,999
 فک کنم که شانس صحبت کردن با مادرمو ندارم

3
00:00:06,000 --> 00:00:07,603
من اومدم تا خانوادمون رو سر و سامون بدم

4
00:00:07,604 --> 00:00:10,353
 من ترجيح ميدم که جفتتون بر عليه مادرمون به من محلق بشيد

5
00:00:10,354 --> 00:00:12,355
بهر حال با خوشحالي هر کدومتون رو قبول ميکنم

6
00:00:12,356 --> 00:00:14,056
 وقتشه "کمي" رو قاطي ماجرا کني

7
00:00:14,222 --> 00:00:17,279
 استر" بدنتو براي يه نفري که وارد بشه آماده کرده"

8
00:00:17,280 --> 00:00:18,847
اون تو رو براي "ربکا" آماده کرده بود

9
00:00:18,848 --> 00:00:20,363
 بچه دستمه و داريم فرار ميکنيم

10
00:00:20,364 --> 00:00:21,883
استر" پيدامون کرده"

11
00:00:21,884 --> 00:00:25,387
 بعدش اون يه پيشنهادي داد که هممون رو دوباره انسان فاني کنه

12
00:00:26,735 --> 00:00:28,595
 ما نبايد هرگز بزاريم که دنيا آسيبي به "هوپ" برسونه

13
00:00:28,596 --> 00:00:30,525
درست ميگي

14
00:00:30,526 --> 00:00:31,860
 اون خنجرها روي "کلاوس" اثري ندارن

15
00:00:31,861 --> 00:00:35,530
اينکه خودِ خنجر رو تغيير بديم که غير ممکن نيستش , پس بگير

16
00:00:35,531 --> 00:00:36,798
 اينکه يه الماس خيلي بزرگه

17
00:00:36,799 --> 00:00:37,966
اين يه الماس بي نقصه

18
00:00:37,967 --> 00:00:39,382
 براي هدايت کردن قدرت ازش استفاده ميشه

19
00:00:39,383 --> 00:00:41,369
 کلاوس" يه چيزي هست که بايد بهت بگم"

20
00:00:41,370 --> 00:00:43,390
 توي راه ميتوني بهم بگي -
کجا ميريم ؟ -

21
00:00:44,312 --> 00:00:45,539
 ميريم که دخترمون رو ببينيم

22
00:01:13,568 --> 00:01:16,236
. خيلي خوب , عزيزم
. ميدوني که دنبال چي بگردي

23
00:01:43,898 --> 00:01:45,572
اي زنيکه خرفت و احمق

24
00:01:46,068 --> 00:01:48,269
. جمع کنين
. بياين توي قبرستون

25
00:01:48,270 --> 00:01:52,740
. اين خوشگله و من يه قراري با يه خنجر داريم

26
00:01:52,741 --> 00:01:54,909
"اين سر شبي خيلي شيک و با کلاس شدي "کول

27
00:01:54,910 --> 00:01:57,244
. اگرچه دستکش ها بدون کت شلوار رسمي

28
00:01:57,245 --> 00:01:59,413
غير معمول هست همين رو نميگي "کلاوس" ؟

29
00:01:59,414 --> 00:02:01,148
 همين رو ميگم مگر اينکه البته دستکش ها

30
00:02:01,149 --> 00:02:02,950
. سازگار با طبيعتن

31
00:02:02,951 --> 00:02:04,218
 من تا حالا متوجه نشده بودم که شما دو تا مرغ عشق

32
00:02:04,219 --> 00:02:05,653
 علاقه اي به فشن هم دارين

33
00:02:05,654 --> 00:02:07,121
. اوه , من ميتونم بخوام يا نخوام

34
00:02:07,122 --> 00:02:09,056
, شهردار "برمن" از طرف ديگه

35
00:02:09,057 --> 00:02:11,258
, الان استايلش بي نقص شده

36
00:02:11,259 --> 00:02:12,593
. مخصوصا تحت فشار کنوني

37
00:02:12,594 --> 00:02:14,795
 ميدوني که با نگراني شديدي درباره ي

38
00:02:14,796 --> 00:02:17,063
رشد دزدي در شهر پيش من اومده ؟

39
00:02:17,064 --> 00:02:18,732
.براي همين هم من "مارسل" رو مسئول قرار دادم

40
00:02:18,733 --> 00:02:21,359
و بعد از يکمي تحقيق به تئوري رسيدم که

41
00:02:21,360 --> 00:02:24,279
 متهم کي ميتونه باشه , براي همين هم ما مظنونمون تعقيب کرديم

42
00:02:24,280 --> 00:02:27,474
. و اونم ما رو به اين عمارت رسوند

43
00:02:27,475 --> 00:02:31,111
. عمارت بيوه ي "فالين" که کشته شده

44
00:02:31,112 --> 00:02:32,646
 بخاطر کلکسيوني کميابي که از

45
00:02:32,647 --> 00:02:36,316
 جواهرات گرانبها داشت معروف بود , و از همه مهتر البته

46
00:02:36,317 --> 00:02:41,161
. الماس بي نقص عالي که هست

47
00:02:41,327 --> 00:02:42,888
."ردش کن بياد , "کول

48
00:03:00,508 --> 00:03:02,708
!"کول" -
! از اينجا بيارمون بيرون -

49
00:03:05,158 --> 00:03:07,814
 من بودم بي خودي منتظر اونا نميشدم , برادر

50
00:03:07,815 --> 00:03:12,410
. ببين , اون زن ها ديگه از اون خونه هرگز خارج نميشن

51
00:03:12,411 --> 00:03:14,369
کريسمس مبارک برادر

52
00:03:15,263 --> 00:03:23,125
<i>Translated By:<i>
<font color="#DE2504">Ali HunteR</font>
<font color=yellow>www.ariamovie.ir</font>
<font color=#00FF00>facebook.com/Hunter.bazrgar</font>

52
00:03:23,263 --> 00:03:28,125
<font color=yellow> Season 2 Episode 9</font>
<font color="#8000ff"> Mid-Season Finale </font>
<font color="#DE2504">18-9-1393</font>
<font color=#00FF00>ali-hunter.blogfa.com</font>

53
00:03:34,474 --> 00:03:36,518
خوب , اينجا جاي بهتري نيستش ؟

54
00:03:36,519 --> 00:03:38,912
 نيک" حتما به ذهن يه مشروب باز نفوذ کرده"

55
00:03:38,913 --> 00:03:42,055
 که بروز نگه دارشون , چون من يه شراب
سال 2005 "بوردو" پيدا کردم

56
00:03:42,221 --> 00:03:43,216
يه کم ميخواي ؟

57
00:03:43,217 --> 00:03:44,784
, "از نيتت قدر داني ميکنم , "ربکا

58
00:03:44,785 --> 00:03:49,990
ولي وقتي کسي باهام خيلي مهربون برخورد ميکنه رو هم متوجه ميشم

59
00:03:49,991 --> 00:03:51,449
در چه حالي ؟

60
00:03:51,450 --> 00:03:52,724
. بنده نوازي شده

61
00:03:56,029 --> 00:03:58,290
. من اينجام تا از تو محافظت کنم

62
00:03:58,291 --> 00:03:59,799
. "ميدونم که همينطوره , "الايژا

63
00:03:59,800 --> 00:04:01,734
 و با اينحال قبل از اينکه منو بياري اينجا

64
00:04:01,735 --> 00:04:03,148
. لازم ديدي که منو بيهوش کني

65
00:04:03,254 --> 00:04:04,587
, خوب , تو خودت نبودي

66
00:04:04,588 --> 00:04:06,965
. و منم لازم داشتم که از اون رستوران بيرون بيايم

67
00:04:06,966 --> 00:04:09,642
اون پشت چه اتفاقي افتاده بود ؟

68
00:04:09,643 --> 00:04:11,276
 نميدونم

69
00:04:13,913 --> 00:04:18,330
. نيکلاوس" منو فرستاد تا از "هوپ" محافظت کنم"

70
00:04:18,356 --> 00:04:20,952
. وظيفه ي منه که اونو در امان نگه دارم

71
00:04:25,738 --> 00:04:27,559

72
00:04:28,616 --> 00:04:31,764

73
00:04:31,765 --> 00:04:36,320

74
00:04:37,804 --> 00:04:40,272
تموم شد , ولي نگرانم که براي

75
00:04:40,273 --> 00:04:42,141
. محافظت بدن "کمي" از طلسم "استر" کافي نباشه 

76
00:04:42,142 --> 00:04:45,778
 شايد من يه راهي براي پرت کردن حواسِ آشفته ت بدونم

77
00:04:45,779 --> 00:04:47,146
, يا ميتوني جدي عمل کني

78
00:04:47,147 --> 00:04:48,447
 "يا من ميتونم مثل برادرت "فين

79
00:04:48,448 --> 00:04:50,282
. تو رو توي يه تابوت زندانيت کنم  اگه اينو ترجيح ميدي

80
00:04:50,283 --> 00:04:52,635
 نه .  من ترجيح ميدم که گمشي بري

81
00:04:52,636 --> 00:04:55,638
. چون اين طلسم نيازمنده که توي آرامش درست بشه

82
00:04:55,639 --> 00:04:57,356
. کمي" وقته زيادي نداره"

83
00:04:57,357 --> 00:04:59,625
. الان "استر" ميتونه هرکسي رو در بدنش قرار بده

84
00:04:59,626 --> 00:05:01,860
بله , بله , بله , ولي هر کسي رو که نميخواد قرار بده , مگه نه ؟

85
00:05:01,861 --> 00:05:03,375
, ميخواد "ربکا" رو در بدنش قرار بده

86
00:05:03,481 --> 00:05:07,199
 کسي که کيلومتر ها دورتر از اينجاس , ولي
"انصاف سرم ميشه , "مارسل

87
00:05:07,200 --> 00:05:08,667
, فک کنم منم کج خلق ميشدم

88
00:05:08,668 --> 00:05:10,736
 اگه دوست دختر قديمي قبليم قرار بود که در بدن دوست دختر قبلي
. جديدم قرار بگيره

89
00:05:10,737 --> 00:05:12,530
... , فک کنم که قضيه ي خيلي

90
00:05:12,531 --> 00:05:14,273
ضايع ميشد ؟

91
00:05:14,274 --> 00:05:16,475
.. ميخواستم بگم گره خورده ميشد , ولي

92
00:05:16,476 --> 00:05:18,745
, "از جوانمردي و دليريت متشکرم "مارسل

93
00:05:18,746 --> 00:05:23,482
. ولي اگه زنده باشه آسون تر ميتونه از من محافظت کنه

94
00:05:23,483 --> 00:05:25,016
 کارتو ادامه بده

95
00:05:28,160 --> 00:05:30,155
قضيه ي بين شما دو تا چيه ؟

96
00:05:30,156 --> 00:05:34,302
. يکم قضيه ي قديميه شده , جزئياتي از خانواده ي خودم بگم

97
00:05:34,303 --> 00:05:36,429
, ميدوني که هميشه "کلاوس و الايژا و ربکا " بده

98
00:05:36,430 --> 00:05:38,797
. و هميشه همين سه تا بودن

99
00:05:38,798 --> 00:05:41,199
.جاي سر ميز براي من نبود

100
00:05:41,200 --> 00:05:44,469
 ولي بنظر هميشه براي "مارسل" جا بوده

101
00:05:44,470 --> 00:05:47,107
اون الماسي که يبار نشونت دادم رو يادته ؟

102
00:05:47,108 --> 00:05:48,173

103
00:05:48,174 --> 00:05:49,508
. خوب اون کوچيکش بود

104
00:05:49,509 --> 00:05:51,142
, اون يکي که براي انجام طلسم خنجر لازم داريم

105
00:05:51,143 --> 00:05:52,946
. خوب بايد خيلي بزرگ تر باشه

106
00:05:52,947 --> 00:05:55,680
. صد سال پيش , دست من بودش

107
00:05:55,681 --> 00:06:00,151
. بعدش "مارسل" جاسوسي منو به "کلاوس" کرد , و ازم گرفتنش

108
00:06:00,152 --> 00:06:01,871
. حتما خوب هم نگهش داشته

109
00:06:01,872 --> 00:06:04,372
. پس بيا بريم دوباره بدزديمش

110
00:06:05,880 --> 00:06:08,059
. وقته خوبي براي تجسس و جاسوسي هستش

111
00:06:08,060 --> 00:06:11,838
. "مثل اينکه تو توي ذهن مني , "داوينا کلير

112
00:06:26,359 --> 00:06:29,713
"داري گرگينه هاي نگهبانمو به گند ميکشوني "مايکل

113
00:06:32,198 --> 00:06:34,351
. و تو هم کاراي قديميتو ميکني

114
00:06:38,089 --> 00:06:41,151
... "استر"

115
00:06:41,317 --> 00:06:45,063
دلم برات تنگ شده بود , زن

116
00:06:45,064 --> 00:06:46,708
تا حالا دلت برام تنگ نشده ؟

117
00:06:46,709 --> 00:06:49,502
. فک کنم دلم برات همونقدري تنگ شده که دله تو براي من

118
00:06:49,503 --> 00:06:52,005
 پس براي همين هم معشوقه ـت رو از اون طرف

119
00:06:52,006 --> 00:06:55,258
 زنده کردي بدون هيچ فکري نسبت به من 

120
00:06:55,259 --> 00:06:59,677
 من تک تک گرگ هايي که ببينم رو ميکشم

121
00:06:59,678 --> 00:07:01,846
 تا به نفر اصليشون برسم

122
00:07:01,847 --> 00:07:04,017
 تو تصميم گرفتي که اونو زندش کني

123
00:07:04,018 --> 00:07:05,616
. ميتوني جستجوت براي پيدا کردن "انسل" متوقف کني

124
00:07:05,617 --> 00:07:07,918
 چون "کلاوس" اونو کشته

125
00:07:07,919 --> 00:07:09,353
, شايد "کلاوس" از خونه تو نباشه

126
00:07:09,354 --> 00:07:10,621
 و مطمئنا از راه روش تو

127
00:07:10,622 --> 00:07:11,789
. يه چند تا چيزي رو به ارث برده

128
00:07:11,790 --> 00:07:14,258
! اسم اون پسره ي حرومزاده نبر

129
00:07:14,259 --> 00:07:16,321
. حل مشکلات از طريف خشونت

130
00:07:16,322 --> 00:07:18,718
. اگه استوار و محکم نباشي هيچي نيستي

131
00:07:18,824 --> 00:07:22,132
بفرما . بهم حمله کن . فک کنم هزاران ساله که منتظري که

132
00:07:22,133 --> 00:07:23,801
 اينکارو بکني

133
00:07:23,802 --> 00:07:25,335

134
00:07:29,422 --> 00:07:32,462

135
00:07:32,463 --> 00:07:35,819
, حالا که اون ديگه ازت خارج شده

136
00:07:35,845 --> 00:07:39,342
. چيزايي هست که بايد درباره ي بچه هامون صحبت کنيم

137
00:07:42,286 --> 00:07:43,620
"اشکالي نداره , "الايژا

138
00:07:43,621 --> 00:07:46,256
 اگه بقلش کني نميشکنه

139
00:07:46,257 --> 00:07:48,492
 هر کاري که تا حالا کردي به اسم محافظت از اون بوده

140
00:07:48,493 --> 00:07:49,792
 من نگران نيستم

141
00:07:52,945 --> 00:07:54,974
پس اون کارت همون چيزي که فک ميکنم هستش ؟

142
00:07:55,533 --> 00:07:59,536
 فصل آتيش بازي هستش , و منم دارم يه سنت خانوادگي
رو زنده ميکنم

143
00:07:59,537 --> 00:08:02,005
 مخصوصا از اونجايي که قراره همه با هم باشيم

144
00:08:02,006 --> 00:08:05,161
فقط بخاطر اينکه ما داريم از دست يکي از والدينه
 ديوانمون فرار ميکنيم 

145
00:08:05,162 --> 00:08:07,344
فرار کردن هم يکي ديگه از سنت هاي خانواده ي "مايکلسون" هستش

146
00:08:07,345 --> 00:08:09,646
اين يه چيزه عجيبي هست که

147
00:08:09,647 --> 00:08:12,188
 هيچوقت خسته نشديم و با اينحال تا ابد از

148
00:08:12,214 --> 00:08:15,619
 يکساني چيزها هم از پاي درنيايم

149
00:08:15,620 --> 00:08:19,189
چرا هميشه خانواده ي ما در جنگ و نزاعه ؟

150
00:08:19,190 --> 00:08:22,125
 نميدونم , ولي با اين بچه از اينجا دور بودن

151
00:08:22,126 --> 00:08:25,056
. باعث شده که چيزا رو متفاوت ببينم

152
00:08:25,057 --> 00:08:26,795
 ما خيلي بد هم نيستيم

153
00:08:28,814 --> 00:08:32,468
 اون هيولا هايي که والدينمون فک ميکنن هم نيستيم

154
00:09:06,769 --> 00:09:08,431
سلام

155
00:09:56,396 --> 00:09:57,731
طلسم فرزند هاي اول ؟

156
00:09:57,732 --> 00:09:59,166
اين ديگه يعني چي ؟

157
00:09:59,167 --> 00:10:00,434
 "خوب , بر اساس حرف هاي "فين" , خواهرمون "فريا

158
00:10:00,435 --> 00:10:01,735
. بر اساس طاعون نمرده

159
00:10:01,736 --> 00:10:03,853
, خالمون "داليا" اونو بعنوان دستمزد بردتش

160
00:10:04,019 --> 00:10:08,242
. کسي که تمامي فرزندان اول "مايکلسون" ها رو تا ابد طلسم کرده

161
00:10:08,243 --> 00:10:09,576
حالا اينا واقعيت هم داره ؟

162
00:10:09,577 --> 00:10:11,144
, اگه حرفاي "فين" رو باور داشته , آره

163
00:10:11,145 --> 00:10:13,280
. کسي که اونم از پايگاه حرفاي راست , مادرمون شنيده

164
00:10:13,281 --> 00:10:15,349
. خوب , جاي تعجب هم نداره که "فين" ازمون متنفره

165
00:10:15,350 --> 00:10:16,550
 خواهري که دوست داشته از دست داده و بجاش

166
00:10:16,551 --> 00:10:20,053
 يه مشت خواهر و برادرايي گيرش اومده که اونو خيلي غير قابل تحمل
  ميدونستن

167
00:10:20,054 --> 00:10:21,655
 عاليه . حالا اصلا شانسي داريم

168
00:10:21,656 --> 00:10:24,467
که به اين زوديا پستمون به خاله ي ديوانتون بخوره ؟

169
00:10:24,468 --> 00:10:26,626
داستان و افسانه ي بالاي هزار سال قدمتش هستش

170
00:10:26,627 --> 00:10:28,295
. داليا" خيلي وقته مُرده"

171
00:10:28,296 --> 00:10:30,640
مثل "استر" ؟

172
00:10:30,641 --> 00:10:32,412
 هيچکسي قرار نيست به "هوپ" صدمه اي بزنه

173
00:10:32,438 --> 00:10:34,301
. چون هيچکي قرار نيست پيداش کنه

174
00:10:34,302 --> 00:10:35,969
. "به اندازه ي کافي چوپ هستش , "ربکا

175
00:10:35,970 --> 00:10:38,356
. با اين همه چوب کلّه ايالت "آرکانزاس" رو ميسوزوني

176
00:10:38,357 --> 00:10:40,441
. يکي از عناصر اصليشو از قلم انداختيم

177
00:10:40,442 --> 00:10:41,943
. نه , از قلم ننداختيم

178
00:10:41,944 --> 00:10:44,244
. چرا از قلم انداختيم . "الايژا" کمکم کن

179
00:10:44,245 --> 00:10:46,301
 فک کنم که "نيکلاوس" ترجيح ميده که با خاکستر ها خفه شه تا
. اونکارو بکنه

180
00:10:46,327 --> 00:10:47,989
قضيه چيه ؟

181
00:10:48,482 --> 00:10:50,717
 خوب , قبل از اين آتيشو روشن کنيم , ما آرزوهامون براي

182
00:10:50,718 --> 00:10:52,752
. همديگه رو مينويسيم تا براي خوش شانسي بسوزن

183
00:10:52,753 --> 00:10:55,081
. وقتي بچه بوديم , بخش مورد علاقه ي "کول" بودش

184
00:10:55,082 --> 00:10:57,312
 براي همين هم هست که بايد اين بخش انجام نديم

185
00:10:57,418 --> 00:11:01,024
"اولين فصل آتيش بازي "هوپ

186
00:11:01,050 --> 00:11:02,795
. خوشم اومد . انجامش ميديم

187
00:11:07,700 --> 00:11:11,826
. تو منو پيچوندي

188
00:11:11,852 --> 00:11:14,541
. تو روان درمان قلابيمو در اون تابوت زنداني کردي

189
00:11:14,542 --> 00:11:18,695
. چه راهه بهتري که ساعات احتمالي آخر زندگيمو بگذرونم

190
00:11:20,861 --> 00:11:24,050
. سعي کن دربارش فک نکني

191
00:11:24,051 --> 00:11:25,685
. "نميتونم کاريش کنم , "مارسل

192
00:11:25,686 --> 00:11:28,121
. در هر لحظه اي احتمالش هست که از دنيا برم

193
00:11:28,122 --> 00:11:30,887
 و تنها نفري که ميتونه تغييري انجام بده

194
00:11:30,913 --> 00:11:33,192
. ده فيت پايين تر توي يه جعبه زنداني هستش

195
00:11:33,193 --> 00:11:34,393
 لازمه که باهاش صحبت کنم

196
00:11:34,394 --> 00:11:36,329
. نه با "فين" تو صحبت نميکني

197
00:11:36,330 --> 00:11:38,331
. شايد گوش کنه , شايد بتونه کاره مادرشو به تعويق و کنسلش کنه

198
00:11:38,332 --> 00:11:41,002
احتمالش يه در ميليونه , ولي از دست روي دست گذاشتن و هيچ کاري
. نکردن که بهتره

199
00:11:41,003 --> 00:11:43,936
"گفتم نه , "کمي

200
00:11:43,937 --> 00:11:49,008
 مارسل" , فقط چند ساعت ديگه مونده که يکي ديگه"
. کنترل بدن منو در دست بگيره

201
00:11:49,009 --> 00:11:51,711
 شديدا توصيه ميکنم از کنترل کردن من

202
00:11:51,712 --> 00:11:53,712
. بين الان تا اون موقع خودداري کني

203
00:11:59,396 --> 00:12:00,978
بيا

204
00:12:03,222 --> 00:12:05,985
. "يه بچه ي کوچک دستمه , "هايلي

205
00:12:05,986 --> 00:12:07,769
. اين بازي مسخره ي آرزو نوشتن ميتونه صبر کنه

206
00:12:07,935 --> 00:12:09,697
. تو بنويس , من نگهش ميدارم

207
00:12:09,698 --> 00:12:11,764
 ميفهمي که من اون شوهري نيستم که

208
00:12:11,765 --> 00:12:13,659
 بتوني سرش رئيس بازي دربياري

209
00:12:13,660 --> 00:12:15,768
 تو هم ميفهمي که من مجبور بودم يه زايمان وحشتناک رو تحمل کنم

210
00:12:15,769 --> 00:12:18,955
 و يه مرگ واقعي سر زايمان داشتم تا تو بتوني اون بچه رو
! در دستت بگيري

211
00:12:21,774 --> 00:12:23,174
 باشه

212
00:12:25,711 --> 00:12:28,113
 آرزو ميکنم که به "الايژا" بگي که »

213
00:12:28,114 --> 00:12:30,384
, داري با خواستگار گرگينه ـت ازدواج ميکني

214
00:12:30,385 --> 00:12:32,845
 و براي همين منم براش يه ويسکي اسکاتلندي ميريزم

215
00:12:32,846 --> 00:12:36,888
(و به خاطر خطري که از بيخ گوشش گذشت (ازدواج کردن با هايلي
!!! بهش تبريک ميگم

216
00:12:48,282 --> 00:12:50,936
, من فقط بخاطر اينکه اينکار خيلي برات مهمه انجامش ميدم

217
00:12:50,937 --> 00:12:52,438
, ولي اگه امن نباشه , من ميمونم

218
00:12:52,604 --> 00:12:55,993
. نه براي کنترل کردن تو , بلکه براي حفاظت از تو

219
00:12:55,994 --> 00:12:57,909
, "اگه تو اينجا باشي , اون باهام صحبت نميکنه , "مارسل

220
00:12:57,910 --> 00:13:00,663
. و تو وضعي هم نيست که باهات دعوا کنه

221
00:13:15,476 --> 00:13:17,228
. ميرم بيرون

222
00:13:19,564 --> 00:13:20,699
, آشپز ماهري نيستم

223
00:13:20,700 --> 00:13:24,687
. ولي ميتونم يه پنير سرخ شده ي متوسط درست کنم

224
00:13:25,171 --> 00:13:28,234
. "تو يه زن خيلي مهربون و دلسوزي هستي "کميل

225
00:13:28,235 --> 00:13:33,044
. اين عيب مهلکت هست , و همين باعث زوال و سقوطت ميشه

226
00:13:33,045 --> 00:13:36,715
. خوب , خيلي اوضاع زود تاريک شد

227
00:13:36,716 --> 00:13:38,783
. يالا , بخور , حتما خيلي گرسنه اي

228
00:13:38,784 --> 00:13:41,247
 , من با زيباييت وسوسه نميشم

229
00:13:41,248 --> 00:13:45,623
. و با همدلي ـتم تحت الشعاع قرار نميگيرم

230
00:13:45,624 --> 00:13:48,893
. پس هيچ فرصتي براي يه دختر براي عرض اندام نميدي

231
00:13:48,894 --> 00:13:50,328
, من جذب اخلاقت ميشدم

232
00:13:50,329 --> 00:13:52,764
. ولي بنظر ميرسه که همه جا پخش شده

233
00:13:52,765 --> 00:13:54,332
 اوني که با يه خون آشام رابطه داره

234
00:13:54,333 --> 00:13:57,972
در حالي که يه نصفه عشقي هم به يکي ديگه شون داره , من نيستم

235
00:13:57,973 --> 00:14:00,057
اخلاقيات تو يه هدف در حال حرکته
* تغيير پيدا ميکنه  *

236
00:14:00,058 --> 00:14:01,267
مال من نيست

237
00:14:01,268 --> 00:14:03,041
. تو باور داري که مردم تغيير ميکنن

238
00:14:03,042 --> 00:14:05,009
 تو هنوز در جستجوي رستگاري "کلاوس"ـي

239
00:14:05,010 --> 00:14:06,477
. حالا اگه چنين چيزي ممکن بود

240
00:14:06,478 --> 00:14:08,316
. الايژا" در جستجوشه"

241
00:14:08,317 --> 00:14:11,516
, حتي مادرِ خودمم در جستجوشه

242
00:14:11,517 --> 00:14:14,752
. ولي من به رستگاري اعتقادي ندارم

243
00:14:14,753 --> 00:14:17,575
. من به درست و اشتباه باور دارم

244
00:14:17,576 --> 00:14:22,527
. من به خوب و بد اعتقاد دارم

245
00:14:22,528 --> 00:14:24,595
... شايد در يه دنبال خيالي

246
00:14:24,596 --> 00:14:26,831
 تو حتي متوجه نيستي , که من دارم به آدم هايي مثل تو

247
00:14:26,832 --> 00:14:28,836
 کمک ميکنم

248
00:14:28,837 --> 00:14:30,034
. من باورت ندارم

249
00:14:30,035 --> 00:14:32,503
 اين ديگه مخاطره کردن تو هستش , چون وقتي من آزاد باشم

250
00:14:32,504 --> 00:14:35,106
 تا وقتي که تک تک خون آشام هايه

251
00:14:35,107 --> 00:14:37,708
, نيور اولنز" رو از هستي ساقط نکنم دست بردار نخواهم بود"

252
00:14:37,709 --> 00:14:39,644
 و به هر کسي که با اونا هم باشه

253
00:14:39,645 --> 00:14:41,430
. هيچ رحکي نشون نميدم

254
00:14:44,007 --> 00:14:45,434
. حتي تو

255
00:14:49,570 --> 00:14:51,154
. دوباره زندانيش کن

256
00:15:12,092 --> 00:15:13,506

257
00:15:18,145 --> 00:15:19,760
 "الايژا"

258
00:15:23,884 --> 00:15:25,384
. مرسي

259
00:15:28,088 --> 00:15:33,275
وقتي اونجوري ميشي چي ميبيني ؟

260
00:15:33,276 --> 00:15:37,530
. کارايي که کردم , تصاويري از کسي که بودم

261
00:15:41,503 --> 00:15:44,807
. يکي ديگه از هديه هاي مادر

262
00:15:44,833 --> 00:15:46,241
. نميتونم جلوشو بگيرم

263
00:15:46,242 --> 00:15:48,416
 فک کنم که اين راهه ثابت کردنشه

264
00:15:48,417 --> 00:15:50,445
. فک کنم بهتره که پيشنهادشو قبول کنم

265
00:15:50,446 --> 00:15:53,170
تا بدنتو از دست بدي ؟

266
00:15:53,171 --> 00:15:57,758
, تا از نو شروع کنم , تا زندگيه فاني داشته باشم

267
00:15:57,759 --> 00:16:00,155
. تا اگه بخوام از خودم بچه اي داشته باشم

268
00:16:00,156 --> 00:16:02,958
. اگه داستان رو باور داشته باشه , فرزند اول طلسم شده س

269
00:16:02,959 --> 00:16:05,433
. اگه ديگه از خون "مايکلسون" نباشم که صدق نميکنه

270
00:16:05,434 --> 00:16:07,562
. "ببين , اين زيبايي مادر هستش , "ربکا

271
00:16:07,563 --> 00:16:10,065
 بعضي وقت ها , حتي بدترين کارهاش

272
00:16:10,066 --> 00:16:12,813
. يه منطق پشتش هست که رد کردنشون دشواره

273
00:16:16,738 --> 00:16:18,341
. "يه خيال دوست داشتني هستش , "الايژا

274
00:16:18,447 --> 00:16:21,209
. ربکا" , تو و من ميدونيم که مادر از عهده ي چه کارايي بر مياد"

275
00:16:21,210 --> 00:16:25,045
. حالا سؤال اينکه که دلش برحم بياد و ما رو به حاله خودمون بزاره

276
00:16:27,482 --> 00:16:31,083
 حالا چي ميشه اگه تمام چيزي که مادرمون نياز داره فقط يه پيروزيه

277
00:16:31,084 --> 00:16:33,555
. بزار بره جايه ديگه اي پيداش کن

278
00:16:33,556 --> 00:16:35,212
. بعلاوه , اون هر سه تاي ما رو ميخواد

279
00:16:35,213 --> 00:16:37,859
. کول" رو داره , "فين" رو داره"

280
00:16:37,860 --> 00:16:41,595
. شايد در آخر , يه اکثريت ساده کارو بکنه

281
00:17:01,618 --> 00:17:03,550
اين توئي ؟

282
00:17:07,522 --> 00:17:08,923
 اون موقع ها خيلي خوشگلتر بودم

283
00:17:08,924 --> 00:17:11,259
 حتما

284
00:17:11,260 --> 00:17:12,727
ربکا" چي ؟"

285
00:17:12,728 --> 00:17:14,251
 هيچوقت دربارش صحبت نکردي

286
00:17:14,252 --> 00:17:15,563
. واقعا چيزي نيست که بشه دربارش صحبت کرد

287
00:17:15,564 --> 00:17:16,964
. اون هميشه دخترشون بود

288
00:17:16,965 --> 00:17:19,567
 اگرچه يه بار بود , که باهم خيلي صميمي بوديم

289
00:17:19,568 --> 00:17:22,470
کريسمس سال 1914 بودش

290
00:17:31,773 --> 00:17:33,970
قبل از پيش غذا يکم دله دزدي ميکني  ؟

291
00:17:34,550 --> 00:17:36,117
 نيک" يه چيزي که به من متعلقه رو دزديده"

292
00:17:36,118 --> 00:17:37,618
. من فقط دارم برش ميدارم

293
00:17:37,619 --> 00:17:39,353
. و منم فقط ميرم به "نيک" بگم

294
00:17:39,354 --> 00:17:40,854
! وايسا

295
00:17:43,457 --> 00:17:45,126
 چي ميشه اگه من بگم که به تموم کردن يه

296
00:17:45,127 --> 00:17:46,761
خنجري که روي "نيک" کارساز باشه , نزديک شدم ؟

297
00:17:46,762 --> 00:17:48,396
. جرأتشو نداري که استفادش کني

298
00:17:48,397 --> 00:17:50,765
. چرا؟ از کاري که اون ما کرده که بيشتر نيست

299
00:17:50,766 --> 00:17:53,667
, تو از همه بيشتر ازش رنج بردي

300
00:17:53,668 --> 00:17:55,918
, و اينجوري نيست که ميکشيمش

301
00:17:55,919 --> 00:17:59,073
 فقط يه کم به تو وقت ميدم که با "مارسل" باشي

302
00:17:59,074 --> 00:18:00,307
 تو کاملا جدي ميگي

303
00:18:00,308 --> 00:18:04,301
مگه ما حق اينو که خارج از سايه ي اون زندگي کنيم
رو بدست نياورديم ؟ 

304
00:18:04,302 --> 00:18:05,718
با من هستي , خواهر ؟

305
00:18:09,016 --> 00:18:11,685
. ميتوني روم حساب کني , ولي پايين عجله کن

306
00:18:11,686 --> 00:18:13,320
 يکي از لباساي "نيک" رو بپوش

307
00:18:13,321 --> 00:18:15,261
. اگه دير کني , نبودت رو متوجه ميشه

308
00:18:19,693 --> 00:18:22,630
. هِي ! ببينيد چي پيدا کردم

309
00:18:22,631 --> 00:18:23,864
. ببينيم کار ميکنه يا نه

310
00:18:23,865 --> 00:18:25,232
. اي لعنتي

311
00:18:25,233 --> 00:18:26,600
."يالا . بياين امتحان کنيم . هي "نيک

312
00:18:26,601 --> 00:18:28,769
فک ميکني که بتوني توي يه عکس سلفي جا مون کني ؟

313
00:18:28,770 --> 00:18:32,005
 خوب , "نيکلاوس" استاد جا دادن خواهر و برادراش در

314
00:18:32,006 --> 00:18:33,497
!! جاهاي محدود هستش

315
00:18:33,498 --> 00:18:35,666
خيلي خوشحالم که صد ها کيلومتر رو اومدم

316
00:18:35,667 --> 00:18:37,277
 , تا برادره مريضمو ببينم

317
00:18:37,278 --> 00:18:38,946
. البته فقط اينکه راست تو صورتم بهم توهين ميکنه

318
00:18:38,947 --> 00:18:40,847
 بيخيال . عکسو بگير

319
00:18:44,818 --> 00:18:46,467

320
00:18:47,821 --> 00:18:49,462
ديدي ؟

321
00:18:50,024 --> 00:18:52,453
. اي کاش هميشه اينطوري بودش

322
00:18:52,559 --> 00:18:55,328
. اگه آرزو ها اسب ها بودن

323
00:18:55,329 --> 00:18:57,363
 گداها کسايي بودن که سوارشون ميشدن

324
00:19:01,238 --> 00:19:05,372
. متوجهيد که بايد بسوزونيمش

325
00:19:05,373 --> 00:19:07,107
 تو ميخواي که من يه آرزو

326
00:19:07,108 --> 00:19:08,642
 براي خانواده بکنم "ربکا" , آرزو ميکنم که

327
00:19:08,643 --> 00:19:10,710
. اينطوري نميشد , ولي شده

328
00:19:13,705 --> 00:19:16,882
. ما نميتونيم ريسک افتادنش به دست نا اهلش رو بکنيم

329
00:19:36,903 --> 00:19:41,232
 نه . اين ... درست نيست

330
00:19:41,233 --> 00:19:43,942
. اين ما حقمونه . اينو ما بدستش آورديم

331
00:19:46,741 --> 00:19:48,747
 نميزارم از دستمون در بره

332
00:19:55,000 --> 00:19:57,248
. ميدونم چيکار کنيم تا جلوي "استر" رو بگيريم

333
00:19:57,249 --> 00:19:58,157
 ربکا" , نه"

334
00:19:58,158 --> 00:20:02,662
, من درخواستشو قبول ميکنم , و وقتي قبول کردم

335
00:20:02,663 --> 00:20:04,896
. اون رو هم با خودم به زمين ميزنمش

336
00:20:21,333 --> 00:20:22,934
 جواب ميده

337
00:20:22,935 --> 00:20:24,202
. در طول انجام طلسم حواسش پرت ميشه

338
00:20:24,203 --> 00:20:25,470
. و آسيب پذير ميشه

339
00:20:25,471 --> 00:20:27,239
. نه . اگه ما بکشيمش , اون به يه بدن ديگه ميره

340
00:20:27,240 --> 00:20:28,840
. خوب از رفتنش جلوگيري ميکنيم

341
00:20:28,841 --> 00:20:30,809
, خوب اگه ميدونستم که چطوري جلوي رفتنش رو بگيرم

342
00:20:30,810 --> 00:20:32,377
فک نميکني که با خوشحالي اونو سال ها قبل ميکشتمش ؟

343
00:20:32,378 --> 00:20:33,578
 خوب , سال ها قبل , تو

344
00:20:33,579 --> 00:20:35,347
 يه دختر مراسم برداشتي و يه جادوگر
 از خانواده ي "مايکلسون" نداشتي

345
00:20:35,348 --> 00:20:36,615
. کول" همه ي فوت و فنشو بلده"

346
00:20:36,616 --> 00:20:38,038
جفتتون عقلاتون رو از دست داديد ؟

347
00:20:38,039 --> 00:20:40,719
. اصلا , "الايژا" , اين ايده ي خودت بودش

348
00:20:40,720 --> 00:20:42,787
, تو بودي که گفتي اون به يه پيروزي نياز داره

349
00:20:42,788 --> 00:20:44,322
. و اگه اين کارو درست انجامش بديم , پيروزيشو بدست مياره

350
00:20:44,323 --> 00:20:47,492
. و اگه اشتباه انجامش بديم , ديگه تو توي بدن خودت نخواهي بود

351
00:20:47,493 --> 00:20:49,327
اون کار بدترين کار ميشه ؟

352
00:20:49,328 --> 00:20:52,630
. تو آماده بودي که خودت انجامش بدي

353
00:20:52,631 --> 00:20:54,499
 يه لحظه حماقت بودش

354
00:20:54,500 --> 00:20:57,006
 . و يه لحظه که عاقلانه تو منو از انجامش منصرف کردي

355
00:20:57,172 --> 00:20:59,310
 اميدوارنه , شانس مياريم

356
00:20:59,311 --> 00:21:01,186
. و طلسم رو قبل از رفتن من به بدن ديگه متوقف ميکنيم

357
00:21:01,187 --> 00:21:04,776
 و اگر هم شانس نياريم , تو چيزي که هميشه ميخواستي
رو بدست مياري

358
00:21:04,777 --> 00:21:06,077
ميگم , اين چيزي که خودت ميگي , مگه نه ؟

359
00:21:06,078 --> 00:21:07,609
. تو حاضري که ببازي

360
00:21:07,610 --> 00:21:11,416
 بله , من حاضرم که خطر باختن رو قبول کنم

361
00:21:11,417 --> 00:21:14,011
, خوب , بايد کسي رو پيدا کنيم که اون در بدنش قرار بگيره

362
00:21:14,037 --> 00:21:16,452
. يه بي نام و نشون , يکي که با "هوپ" بتونه غيب بشه

363
00:21:16,453 --> 00:21:18,690
. ربکا" , ما قرن هاس که باهميم"

364
00:21:18,691 --> 00:21:20,391
... اگه تو انسان باشي

365
00:21:20,392 --> 00:21:21,559
, وقتي من پير و چروکيده شدم

366
00:21:21,560 --> 00:21:23,661
. ميتونه دوباره توي بدن سابقم برگردونيم

367
00:21:23,662 --> 00:21:27,212
. نيک" الانشم يه تابوتي داره که توش منو نگه داره"

368
00:21:27,213 --> 00:21:28,299
ولي به "کول" اعتماد کردن چي ؟

369
00:21:28,300 --> 00:21:30,034
. "قضيه سر اعتماد کردن نيس , "الايژا

370
00:21:30,035 --> 00:21:32,176
. قضيه سر اينه که يه اهرم فشار مناسب پيدا کنيم

371
00:21:32,177 --> 00:21:33,677
 راست ميگه

372
00:21:33,678 --> 00:21:36,841
 کول" هر کاري که به نفعه خودش باشه رو ميکنه"

373
00:21:36,842 --> 00:21:40,309
. فقط بايد قيمتشو بفهميم

374
00:21:40,310 --> 00:21:41,977
. خوشحال ميشم کمک کنم

375
00:21:41,978 --> 00:21:43,314
در عوضش چي ميخواي ؟

376
00:21:43,315 --> 00:21:44,782
, از همه ي گشت هايي که امروز زدي

377
00:21:44,783 --> 00:21:46,684
. مشخصا يه چيزي رو لازم داري

378
00:21:46,685 --> 00:21:49,151
, اگه از من ميخواي که يه بدن جديد براي "ربکا" پيدا کنم

379
00:21:49,152 --> 00:21:52,723
 منم اون الماس "فالين" که سال 1914 ازم دزديدي رو ميخوام

380
00:21:52,724 --> 00:21:54,859
ميخواي باهاش چيکار کني ؟

381
00:21:54,860 --> 00:21:56,026
مهمه که بگم ؟

382
00:21:56,027 --> 00:21:57,995
. خوب , براي "کلاوس" مهمه

383
00:21:57,996 --> 00:22:00,164
, ببين , من ميتونم اينجا دروغ بگم

384
00:22:00,165 --> 00:22:03,701
. ولي ميخوام که درجريان باشي

385
00:22:03,702 --> 00:22:07,481
 من يه سلاحي ميخوام که بتونم ازش براي دفاع از خودم استفاده کنم

386
00:22:07,507 --> 00:22:10,047
. و الماس کمک ميکنه که بسازمش

387
00:22:10,048 --> 00:22:12,209
 باعث کشتنش نميشه . فقط براي دفاع از خود هستش

388
00:22:12,210 --> 00:22:17,012
. که فقط در زمان اضطرار ازش استفاده ميکنم

389
00:22:17,013 --> 00:22:18,716
"اين يه معامله ي منصفانه س "مارسل

390
00:22:18,717 --> 00:22:20,618
, از دست اين آقاي متعصب خلاص ميشيم

391
00:22:20,619 --> 00:22:22,920
 من قدرتي رو بدست ميارم که بتونم از خودم

392
00:22:22,921 --> 00:22:24,770
, دربرابر برادر دم دمي مزاجش محافظت کنم

393
00:22:24,771 --> 00:22:28,192
, و اگه اين اتفاقات افتاد , و , خوب

394
00:22:28,193 --> 00:22:30,838
 همه چيز خوب پيش رفت , شايد بزاري نزديک "داوينا" بشم

395
00:22:30,864 --> 00:22:32,820
. بدون هيچ آسيب بدني

396
00:22:32,821 --> 00:22:35,264
خوب حالا من به "کلاوس" بزنگم يا خودت ميزنگي ؟

397
00:22:40,415 --> 00:22:42,706
. تو ديوانه اي که ميخواي الماس رو به "کول" بدي

398
00:22:42,707 --> 00:22:45,227
, برادر کوچکون چندين ساله که داره نقشه ميکشه

399
00:22:45,333 --> 00:22:47,000
. ولي هنوز که ذره اي شو نتونسته اجرا کنه

400
00:22:47,001 --> 00:22:48,877
. من به شانسم اعتماد ميکنم

401
00:22:48,878 --> 00:22:50,671
ميدوني که چيکار بايد بکني ؟

402
00:22:50,672 --> 00:22:53,784
, آره , ولي اگه طبق نقشه پيش نرفت

403
00:22:53,785 --> 00:22:55,926
ميشه با مراقبت بدنمو حمل کني , لطفا ؟

404
00:22:55,927 --> 00:22:58,637
. شايد دلم براي بدنم تنگ بشه

405
00:22:58,638 --> 00:23:03,593
. اگه همه چيز بد پيش رفت , من ميام و نجاتت ميدم

406
00:23:03,594 --> 00:23:07,499
ما فقط بايد قبل از اينکه "استر" وارد بدنه ديگه اي بشه
. زمينش بزنيم , 

407
00:23:07,525 --> 00:23:11,835
. نميخوام که همه ي اين چيزا براي هيچي هدر بشه

408
00:23:11,836 --> 00:23:14,771
 من و تو هم عقيده و توي يه تيميم

409
00:23:14,772 --> 00:23:16,639
حتما بخاطره کريسمسه

410
00:23:26,716 --> 00:23:28,183
. بچه خوابيده

411
00:23:30,053 --> 00:23:35,458
 با رفتن "کلاوس و ربکا" خيلي اينجا ساکت شده

412
00:23:35,459 --> 00:23:39,562
. خوب نشد که آرزو هامون رو بگيم

413
00:23:39,563 --> 00:23:43,118
ميشه من آرزومو بگم ؟

414
00:23:43,144 --> 00:23:45,502
بيشتر يه اميدواري هستش که

415
00:23:45,503 --> 00:23:49,472
چيزي که ميخوام بگم رو درک کني

416
00:23:49,473 --> 00:23:50,640
چي هست ؟

417
00:23:50,641 --> 00:23:52,508
 گرگ هام ... فک کنم يه راهي پيدا کردم

418
00:23:52,509 --> 00:23:56,446
. که از جادوگرا آزادشون کنم

419
00:23:56,447 --> 00:23:59,315
 ميتونن بدون حلقه تبديل شدن خودشون رو کنترل کنن

420
00:23:59,316 --> 00:24:01,551
 و باعث آرامش و صلح در خونمون ميشه

421
00:24:01,552 --> 00:24:04,827
.. و اينطوري ميتونيم "هوپ" رو پيش خودمون برگردونيم

422
00:24:07,857 --> 00:24:09,998
. ولي يه شرطي درش هست

423
00:24:12,428 --> 00:24:14,663
بايد با "جکسون" ازدواج کنم

424
00:24:17,066 --> 00:24:25,308
. يه مراسم سرّي و يه تشريفات عهد و پيمان بندي آلفا ها هست

425
00:24:25,309 --> 00:24:29,512
, الايژا" , ميدونم که من و تو اخيرا با هم نزديک نبوديم"

426
00:24:29,513 --> 00:24:32,214
... ولي

427
00:24:32,215 --> 00:24:35,526
بايد بدوني که اين کار بخاطر "جکسون" نيست

428
00:24:35,527 --> 00:24:39,279
 من عاشقش نيستم

429
00:24:39,280 --> 00:24:43,859
 و در عين حال , نميتونم با اون ازدواج کنم

430
00:24:43,860 --> 00:24:47,128
. و هنوز درگير تو باشم

431
00:24:50,065 --> 00:24:53,636
.. نميدونم . بايد

432
00:25:03,766 --> 00:25:07,883
. باهاش ازدواج کن

433
00:25:07,884 --> 00:25:10,452
!چي ؟

434
00:25:10,453 --> 00:25:13,555
 به من گوش کن

435
00:25:13,556 --> 00:25:16,231
تنها راهي که ميشه شهر رو براي بازگشت "هوپ" امن کرد اينه که

436
00:25:16,726 --> 00:25:18,460
 تو مردم خودت رو متحد و يکپارچه کني

437
00:25:18,461 --> 00:25:21,071
 و منم مردمه خودمو

438
00:25:21,072 --> 00:25:23,565
, و "داوينا" بلاخره جادوگرها رو رهبري خواهد کرد

439
00:25:23,566 --> 00:25:25,100
, و هر چي که هدفشون باشه

440
00:25:25,101 --> 00:25:28,770
. اون دشمن بچه ي تو نيستش

441
00:25:28,771 --> 00:25:33,274
. هر کاري که براي برگردوندن دخترت لازمه رو بکن

442
00:25:36,945 --> 00:25:39,113
. اين آرزوي من براي توئه

443
00:26:12,947 --> 00:26:15,626
. حلّه ! همونطور که خواستيد

444
00:26:15,627 --> 00:26:17,185
. "خانم "آنجليکا بارکر

445
00:26:17,186 --> 00:26:21,381
. صورت گوشتي و شکم چاق ولي خوش هيکل

446
00:26:21,382 --> 00:26:25,677
.اون بجاي "کمي" بدنش ميزبان جديد "ربکا" خواهد بود

447
00:26:25,678 --> 00:26:27,346
آنجليکا بارکر" کيه ؟"

448
00:26:27,347 --> 00:26:29,348
. يکي از استعداد هايه خون آشاميم

449
00:26:29,349 --> 00:26:31,366
. مجبور شدم ردش کردم

450
00:26:31,367 --> 00:26:32,967
ميدونه قراره چه کاري سرش بياد ؟

451
00:26:32,968 --> 00:26:34,728
. عزيزم وقتي ندونن بهتره

452
00:26:34,729 --> 00:26:37,189
. اميدوارم که , ازش استفاده نکنيم

453
00:26:37,190 --> 00:26:38,732
 اميدوار باش , ولي مادر من

454
00:26:38,733 --> 00:26:41,676
, يه زن مکار و کينه جويي هستش

455
00:26:41,677 --> 00:26:44,245
. براي همين هم بايد يه چيزه ديگه ازت بخوام

456
00:26:44,246 --> 00:26:46,080
. الانش داري الماس رو ميگيري که

457
00:26:46,081 --> 00:26:49,417
, و منم دربارش خيلي خوشحالم , ولي براي اينکه کمک کنم

458
00:26:49,418 --> 00:26:51,119
, بايد به ساعت شني مادر دسترسي داشته باشم

459
00:26:51,120 --> 00:26:54,915
. که در آموزشکده در کنار مادرم هستش

460
00:26:54,916 --> 00:26:56,124
خوب ؟

461
00:26:56,125 --> 00:26:57,825
, خوب , چند وقتي که برنگشتم اونجا

462
00:26:57,826 --> 00:26:59,193
و تنها راهي که اگه برگردم و شک نکنه اينکه که

463
00:26:59,194 --> 00:27:01,004
. چيزي که فرستاد منو که برش گردونم , رو برگردونم

464
00:27:01,005 --> 00:27:02,896
و چي هستش ؟

465
00:27:05,032 --> 00:27:06,500
. چوب بلوط سفيد

466
00:27:06,501 --> 00:27:07,928
عقلتو از دست دادي ؟

467
00:27:07,929 --> 00:27:09,537
 "کيلب"

468
00:27:09,538 --> 00:27:11,505
. ببين , اين تنها راهي هست که , مادرم بهم اعتماد ميکنه

469
00:27:11,506 --> 00:27:12,807
. نميخواد که اونا رو بکشه

470
00:27:12,808 --> 00:27:14,442
 فقط ميخواد مطمئن باشه که سلاح

471
00:27:14,443 --> 00:27:18,913
. در دست نا اهلش نباشه

472
00:27:18,914 --> 00:27:20,448
, قسم ميخورم که همون موقع که مُردش

473
00:27:20,449 --> 00:27:22,234
. دوباره به "کلاوس" برش ميگردونم

474
00:27:22,235 --> 00:27:24,518
 تو که راست ميگي که ميدي . قرار کنسله

475
00:27:24,519 --> 00:27:26,052
!"کول"

476
00:27:29,746 --> 00:27:32,193
 , هر کينه و غرضي که از من داري

477
00:27:32,194 --> 00:27:34,903
. ما داريم اينکارو بخاطر خوبي خانوادمون ميکنيم

478
00:27:35,069 --> 00:27:39,166
قول ميدي که براي يه بار هم که شده بهش پايبند ميموني ؟

479
00:27:39,167 --> 00:27:41,086
"بهت قول ميدم , "نيک

480
00:27:41,087 --> 00:27:45,306
. به سرنوشت هممون قسم

481
00:27:45,307 --> 00:27:46,939
ميرم چوب رو بيارم

482
00:27:55,185 --> 00:27:57,488
. نظرش رو جلب کردم , بدستش آوردم

483
00:27:57,489 --> 00:28:01,525
. يکم طول کشيد , ولي در آخرش , دادش بهم

484
00:28:01,526 --> 00:28:02,759
, زماني که ازت خبري نشد

485
00:28:02,760 --> 00:28:04,474
. فکر کردم که در دردسر افتادي

486
00:28:05,029 --> 00:28:06,997
. نخير . بي دردسر

487
00:28:06,998 --> 00:28:08,432
 فقط سخته که جاسوس کني

488
00:28:08,433 --> 00:28:11,334
. وقتي يه بچه ننه هستي

489
00:28:11,335 --> 00:28:13,170
 حالا "فين" کجاست , داري نقش امپراطور

490
00:28:13,171 --> 00:28:15,272
براي گله ي سگه هاش اجرا ميکنه ؟

491
00:28:15,273 --> 00:28:16,840
 متأسفنه "فين" احتمالا

492
00:28:16,841 --> 00:28:18,675
, گيره برادر هات افتاده

493
00:28:18,676 --> 00:28:21,511
ولي من يه نقشه اي دارم که اونو درگير يه دوراهي ميکنه

494
00:28:21,512 --> 00:28:25,115
. در حالي که من تحقيقاتمو روي "ربکا" انجام ميدم

495
00:28:25,116 --> 00:28:29,885
. پشت سر حلال زاده صحبت کني , خود حلال زاده پيداش ميشه

496
00:28:29,886 --> 00:28:31,793
. سلام , خواهر

497
00:28:32,356 --> 00:28:35,358
 کول" , واقعا خودتي"

498
00:28:35,359 --> 00:28:37,974
. اون پوزخند رو هر جا ببينم ميشناسم

499
00:28:41,231 --> 00:28:44,191
 سلام , مادر

500
00:28:44,192 --> 00:28:45,857
. فک کنم شما يه پيشنهاد دارين

501
00:28:48,438 --> 00:28:51,274
. کيلب" اين ساعت شني رو به "استر" پيوند ميزنه"

502
00:28:51,275 --> 00:28:52,509
. ساعت شني مال ما هم همينطور پيوند ميخوره

503
00:28:52,510 --> 00:28:55,979
 وقتي آخر شن بيفته , "استر" تلاش ميکنه که "ربکا" رو
. در بدن تو قرار بده

504
00:28:55,980 --> 00:28:57,647
"اون موقع هستش که من طلسم رو از سمت تو به سمت "استر
. تغيير جهت ميدم

505
00:28:57,648 --> 00:28:59,215
 قراره که به اندازه کافي سيگنال رو گير بندازه

506
00:28:59,216 --> 00:29:01,782
. تا اون مدل جادو عليه هيچکس عمل نکنه

507
00:29:01,948 --> 00:29:02,919
. اگه جواب بده

508
00:29:02,920 --> 00:29:04,621
, جواب ميده . وقتي که "ربکا" حمله کنه

509
00:29:04,622 --> 00:29:06,155
 استر" نميتونه اونو در بدن تو قرار بده"

510
00:29:06,156 --> 00:29:07,964
. يا خودشو در جايي ديگه

511
00:29:07,965 --> 00:29:10,050
و مطمئنيم که "کيلب" هم طرف ما هستش ؟

512
00:29:10,051 --> 00:29:12,197
, طرف ماس . اون يه دزد و دروغ گو هست

513
00:29:12,223 --> 00:29:14,678
. ولي مثل "الايژا" حرفاش رو سبک نميشماره

514
00:29:17,166 --> 00:29:19,309
 واقعا از من اين انتظار رو نداري که درباره ي

515
00:29:19,310 --> 00:29:21,337
. از دست دادن يه زندگيه ابدي , سر يه چاي خوردن صحبت کنم

516
00:29:21,813 --> 00:29:23,438
. يکم از اون قرمز هاي اونور بدين

517
00:29:23,439 --> 00:29:24,673

518
00:29:27,877 --> 00:29:29,445
حالا پيشنهادت چيه ؟

519
00:29:29,446 --> 00:29:31,822
 من فقط چيزي که الانش هم ميخواي بهت پيشنهاد ميکنم

520
00:29:31,823 --> 00:29:33,382
و از کجا ميدوني که اون چيه ؟

521
00:29:33,383 --> 00:29:36,853
, الايژا" خوشحالترين موقعش وقتيه که نظم و موسيقي هستش"

522
00:29:36,854 --> 00:29:41,591
, کلاوس" وقتي که در کنترل و در مرکز توجهات هستش"

523
00:29:41,592 --> 00:29:47,463
, ولي تو تنها فرزند مني که از توانايي شادي نامحدود رو داري

524
00:29:47,464 --> 00:29:50,299
. و خوشحالترين موقعت هم زمانيه که بين انسان ها هستي

525
00:29:50,300 --> 00:29:53,669
 من سال هايي رو براي اون زندگي ديدم , براي اون عشق

526
00:29:53,670 --> 00:29:58,160
پس خوشحالترين موقع من کي هست , مادر ؟

527
00:29:58,186 --> 00:30:00,075
 وقتي که کاري که بهت گفته شده رو ميکني

528
00:30:05,781 --> 00:30:08,951
, آرزوهامون در اينکار يکسان هستش , دخترم

529
00:30:08,952 --> 00:30:13,255
 , آرزوي من اينه که تو رو از اين طلسم آزاد کنم
.و تو هم که ميخواي انسان بشي

530
00:30:13,256 --> 00:30:15,190
 من حاضرم همه چيزي که شناختم رو بدم

531
00:30:15,191 --> 00:30:17,126
, براي خاطره اي از چيزي که قبلا بودم

532
00:30:17,127 --> 00:30:20,954
, قدرت رو براي ضعف و نيرو رو براي سستي

533
00:30:20,955 --> 00:30:23,874
. زندگيه ابدي رو براي مدت کوتاهي از زندگي انساني

534
00:30:23,875 --> 00:30:27,669
.انتخاب سادس

535
00:30:27,670 --> 00:30:32,174
 هزار سال ديگه ندوني که چي ميخواي

536
00:30:32,175 --> 00:30:36,823
. يا سال هاي پر باري وقتي انجام بدي

537
00:30:43,518 --> 00:30:48,924
. خوب , پس , به سلامتي پايان يه دوره

538
00:30:48,925 --> 00:30:51,526
 قبئل ميکنم و هستم

539
00:30:51,527 --> 00:30:53,276
 پس شروع کنيم

540
00:31:04,585 --> 00:31:06,102
. داره جواب ميده

541
00:31:17,765 --> 00:31:19,788
اون چوب چه غلطي اينجا ميکنه ؟

542
00:31:19,789 --> 00:31:23,161
, وقتي که همتون سر عقل بياين و پيشنهادمو قبول کنين

543
00:31:23,187 --> 00:31:25,268
. بدن هاي خون آشاميتون رو نابود ميکنم

544
00:31:25,269 --> 00:31:27,595
. مادر , تو گفتي که براي محافظت ازشون چوب رو ميخواي

545
00:31:27,596 --> 00:31:29,931
. درسته , ولي  براي محافظت بدن فعليشون

546
00:31:29,932 --> 00:31:32,734
 وقتي که پيشنهاد من رو قبول کنن , من دو اشتباهم رو درست ميکنم

547
00:31:32,735 --> 00:31:34,027
نه

548
00:31:34,028 --> 00:31:35,970
 به دنيا آوردن اين شيطان رو

549
00:31:35,971 --> 00:31:38,473
. و در معرض قرار گذاشتن بچه خودم رو بهش

550
00:31:38,474 --> 00:31:39,674
. نه . اين جزء قرار نبود

551
00:31:39,675 --> 00:31:40,875
! طلسم رو متوقف کن

552
00:31:40,876 --> 00:31:43,111
 طلسم الانشم تمومه

553
00:31:43,112 --> 00:31:44,779
 من آمادش کردم تا وقتي

554
00:31:44,780 --> 00:31:47,330
. ساعت شني رو برگردونم عملي بشه

555
00:31:56,524 --> 00:31:57,759
 الان

556
00:31:57,760 --> 00:31:59,093
نه هنوز

557
00:31:59,094 --> 00:32:00,461
 مادر , بهش فک کن

558
00:32:00,462 --> 00:32:01,696
 تو اين بدن رو بدنيا آوردي

559
00:32:01,697 --> 00:32:02,897
 نميتوني نابودش کني

560
00:32:02,898 --> 00:32:05,500
 من فقط پوست و گوشتش رو نابود ميکنم

561
00:32:05,501 --> 00:32:08,769
. روح زيبات در بدن يکي ديگه زندگي خواهد کرد

562
00:32:08,770 --> 00:32:12,707
. يه مورد خوب انتخاب کردم , يه دختر زيبا , قوي

563
00:32:12,708 --> 00:32:15,235
!مـــــادر

564
00:32:15,236 --> 00:32:16,477
 طلسم رو متوقفش کن

565
00:32:16,478 --> 00:32:18,697
 تو و پسر خيانت کارت

566
00:32:18,698 --> 00:32:21,282
 نيک" , قسم ميخورم که هيچي درباره اين قضيه نميدونستم"

567
00:32:21,283 --> 00:32:24,452
 چه خوب , خيلي خوشحالم که شما دو تا پسرها دوباره دوست شديد

568
00:32:24,453 --> 00:32:27,855
 برام سؤال بود که وقتي نبودي چيکار ميکردي

569
00:32:27,856 --> 00:32:28,957
 حالا فهميدم

570
00:32:28,958 --> 00:32:31,492
. طلسم لعنتي رو متوقفش کن

571
00:32:31,493 --> 00:32:33,127
. متأسفانه اينکار غير ممکنه

572
00:32:33,128 --> 00:32:34,963
. همه چيز ممکنه

573
00:32:34,964 --> 00:32:36,497
 بجاش منو بگير -
! نيک" , نه" -

574
00:32:36,498 --> 00:32:39,738
فقط وقتي ميتوني پيشنهاد منو قبول کني که من پيشنهادي
داشته باشم که بدم 

575
00:32:39,764 --> 00:32:41,669
متأسفانه , تو هيچ چاره اي جز

576
00:32:41,670 --> 00:32:44,514
 اينکه با "مايکل" قول و قرار بزارم نذاشتي

577
00:32:44,515 --> 00:32:46,850
مايکل" ؟"

578
00:32:46,851 --> 00:32:52,042
 , وقتي "فين و کول" گم شدن , من به يه متحد جديد نياز داشتم

579
00:32:52,068 --> 00:32:55,231
 و تنها چيزي که "مايکل" ميخواست حقّه کُشتنه تو بودش

580
00:32:58,074 --> 00:33:01,588
, کول" , از تو خواستم که چوب رو به پدرت بدي"

581
00:33:01,589 --> 00:33:04,825
. ولي مثل اينکه وفاداريت به خطر افتاده

582
00:33:04,826 --> 00:33:07,162
"طلسم رو متوقف کن , "استر

583
00:33:07,163 --> 00:33:08,872
. نه . اشکالي نداره , "نيک" . از عهدش بر ميام

584
00:33:08,873 --> 00:33:10,540
 پس دوباره حس ميکنم که ميخواي بکشيم

585
00:33:10,541 --> 00:33:13,434
 پس بايد بدوني که من الانشم بدن بعديمو انتخاب کردم

586
00:33:13,435 --> 00:33:14,934
! الان

587
00:33:25,431 --> 00:33:27,246
!"کمي"

588
00:33:29,182 --> 00:33:30,600
!"ربکا"

589
00:33:39,323 --> 00:33:41,927
جواب داد ؟ -
 هيچي نميدونم -

590
00:34:11,188 --> 00:34:14,308
 کمي" ههم نوز بيدار نشده"

591
00:34:14,309 --> 00:34:15,910
 وقتي بيدار شه بايد از منطقه ببريمش بيرون

592
00:34:15,911 --> 00:34:18,579
. اينجا جاش امن نيست , يکي هم "فين" رو آزاد کرده

593
00:34:18,580 --> 00:34:21,651
. مادرم از "مايکل" استفاده ميکنه تا کاراي کثيفش رو بکنه

594
00:34:29,023 --> 00:34:30,523
کميل" ؟"

595
00:34:35,671 --> 00:34:39,711
. يهو عاشق اين اسم احمقانه شدم

596
00:34:55,608 --> 00:34:58,351
 من نتونستم طلسم رو متوقفش کنم

597
00:34:59,987 --> 00:35:01,858
 لطفا بگو که مادرت مُرده

598
00:35:04,158 --> 00:35:07,282
 من و "ربکا" از پيش اقدامات احتياطي اضافي انجام داديم

599
00:35:07,283 --> 00:35:10,396
 استر" دقيقا جايي هست که بايد باشه"

600
00:35:13,200 --> 00:35:15,736
تو چرا اينقدر خوشحال و سر حالي ؟

601
00:35:15,737 --> 00:35:21,675
يادته گفتم که "ربکا" در سال 1914 با هم صميمي بوديم ؟

602
00:35:21,676 --> 00:35:25,675
 قسم ميخورم که اون به "کلاوس" نگفته که من الماس رو پس
 . ميگرفتم

603
00:35:25,676 --> 00:35:28,081
 من راستش يخورده اهل شوخي بيجا بودم

604
00:35:37,650 --> 00:35:40,148
. تو با برادر من هستي

605
00:35:40,149 --> 00:35:41,361
. يه نصحيت بهت کنم

606
00:35:41,362 --> 00:35:44,497
يه جادوگر به دوست داشتني تو , چرا بايد با "کول" قرار بزاره

607
00:35:44,498 --> 00:35:47,901
 در اصل اين يه قرار نيست

608
00:35:47,902 --> 00:35:49,435
 ميتوني بهتر از اينا گير بياري

609
00:36:01,648 --> 00:36:04,284
 همونطور که ميدونيد , وقتي "مايکلسون" ها

610
00:36:04,285 --> 00:36:07,420
 به "لوئيزيانا" اومدن , ما بهمراه خودمون

611
00:36:07,421 --> 00:36:09,677
 سنت فصل آتش بازي رو آورديم

612
00:36:09,678 --> 00:36:12,388
 حالا ما از تعدادي شما ميخوايم که

613
00:36:12,389 --> 00:36:14,994
 به ما در سنت مخصوص خانواده ي ما

614
00:36:15,020 --> 00:36:18,478
 که نوشتن آرزوها براي يکديگر و سوزاندشون براي شانس
. و اقبال هست , بپيونديد

615
00:36:18,479 --> 00:36:23,233
. تعطيلات زماني براي گراميداشت خانواده و دوستان هست

616
00:36:23,234 --> 00:36:26,027
 مخصوصا در اين زمان

617
00:36:26,028 --> 00:36:27,987
 که خيانت زياد هست خيلي خوشنود کننده هست

618
00:36:27,988 --> 00:36:31,611
تا بدونيم کساني هستن که ميشه بهشون اعتماد کرد

619
00:36:31,612 --> 00:36:35,473
. به سلامتي تو , خواهر من

620
00:36:35,579 --> 00:36:37,517
!"به سلامتي "ربکا

621
00:36:37,518 --> 00:36:39,150
!"به سلامتي "ربکا

622
00:36:46,343 --> 00:36:51,594
, خانم ها و آقايون بخاطر مزاحمت عذر خواهي ميکنم

623
00:36:51,595 --> 00:36:53,532
"ولي جشن هاي خانواده ي "مايکلسون

624
00:36:53,533 --> 00:36:56,599
مگه ميشه بدون يکم مشاجره و دعوا باشه ؟

625
00:36:56,600 --> 00:36:59,171
 نه , نه

626
00:37:01,260 --> 00:37:03,476
 قرن هاس که اون کار رو بهش بدهکارم

627
00:37:03,477 --> 00:37:07,046
 امروز , ميتونم لطفشو جبران کنم

628
00:37:07,047 --> 00:37:08,981
نگران نباش , عزيزم

629
00:37:08,982 --> 00:37:11,350
 قرار نيست که به خواهر آسيبي برسه

630
00:37:11,351 --> 00:37:15,387
. تازه "آنجليکا بارکر" رو آمادش نکرده بودم

631
00:37:15,388 --> 00:37:16,822
. من يکي ديگه رو آماده کردم

632
00:37:16,823 --> 00:37:19,558
چي ؟ کي رو ؟

633
00:37:19,559 --> 00:37:21,833
 يه خورده داستان پشتشه

634
00:37:21,834 --> 00:37:23,796
 ببين , "کلاوس" فقط منو براي

635
00:37:23,797 --> 00:37:25,698
. دزديدن الماس تنبيه نکرد

636
00:37:25,699 --> 00:37:28,067
, اون همچنين دوستاي جادوگرم هم تنبيه کرد

637
00:37:28,068 --> 00:37:31,337
. اونا رو در کلبه ي بيوه ي "فالين" زندانيشون کرد

638
00:37:31,338 --> 00:37:33,839
 در طي چندين دهه ها , اين ها بخاطر دسته اي از

639
00:37:33,840 --> 00:37:37,910
 آدم هاي عجيب غريب از گونه ي جادوگر ها معروف شده بودن

640
00:37:37,911 --> 00:37:39,678
 "مطمئنم که "ربکا" در زنداني که "کلاوس

641
00:37:39,679 --> 00:37:42,281
ساخته خيلي راحت خواهد بود

642
00:37:42,282 --> 00:37:43,849
. تو اينکارو نکردي

643
00:37:43,850 --> 00:37:47,853
, چرا کردم , و بعلاوه

644
00:37:47,854 --> 00:37:49,684
, با گم شدن "ربکا" , "کلاوس" سرش گرم ميشه

645
00:37:49,850 --> 00:37:52,779
. و اينطوري ما ميتونيم کاري که شر.ع کرديم رو تموم کنيم

646
00:37:56,461 --> 00:37:59,364
قسم ميخوري که اون صحيح و سالمه ؟

647
00:37:59,365 --> 00:38:01,767
 کاملا

648
00:38:01,768 --> 00:38:03,769
با توجه به اينکه اين بهترين روزي

649
00:38:03,770 --> 00:38:09,337
. که در اين دو دهه داشتم بوده , من يه آرزو براي تو کردم

650
00:38:11,971 --> 00:38:14,008
. چشماتو ببند

651
00:38:39,771 --> 00:38:43,641
 سلام , مادر

652
00:38:43,642 --> 00:38:45,792
تو چيکار کردي ؟

653
00:38:45,793 --> 00:38:48,231
 تو منو به اون آدم خونريز "مايکل" فروختي

654
00:38:48,257 --> 00:38:50,148
 مثل اينکه من چيزي بيشتر از يه برده نيستم

655
00:38:50,149 --> 00:38:54,050
. و بعدش از من ميپرسي که چيکار کردم

656
00:38:54,051 --> 00:38:58,022
 من کاري کردم که هر پسر خوبي انجام ميده , مادر

657
00:38:58,023 --> 00:39:02,600
. من از والدينم الگو برداري کردم

658
00:39:02,601 --> 00:39:04,767
. تو بهم ياد دادي که چطوري باهات برخورد کنم

659
00:39:07,151 --> 00:39:10,295
 الانا ديگه بايد يکم حس عصبانيت و دستپاچگي بهت دست بده

660
00:39:10,321 --> 00:39:12,400
. وقتي در حال تبديل شدن هستي اين اتفاق ميافته

661
00:39:16,941 --> 00:39:19,877
نه

662
00:39:19,878 --> 00:39:21,973
. اين غير ممکنه

663
00:39:21,999 --> 00:39:23,287
. ولي ممکن هست

664
00:39:23,288 --> 00:39:25,116
, ببين , شايد فکر ميکردي که يه قدم از ما جلوتري

665
00:39:25,117 --> 00:39:28,653
. ولي حقيقت اينه که "ربکا" دو قدم از تو جلوتر بوده

666
00:39:28,654 --> 00:39:31,656
و خوشحالترين موقعيت من کي هست , مادر ؟

667
00:39:31,657 --> 00:39:33,657
وقتي کاري که بهت ميگن رو انجام ميدي

668
00:39:38,362 --> 00:39:39,595
شراب

669
00:39:39,596 --> 00:39:41,879
 تو با خون , خون آشامي در بدنت مُردي

670
00:39:42,045 --> 00:39:43,975
 يه طعنه ي جالبي در اينکار هست , چون همونطور که ميدوني

671
00:39:43,976 --> 00:39:49,940
نميتوني همزمان هم خون آشام باشي و هم جادوگر

672
00:39:49,941 --> 00:39:54,512
 پس يا تو ميتوني چيزي ازش بيشترين تنفر رو داري باشي

673
00:39:54,513 --> 00:39:56,486
 يا ميتوني بميري

674
00:40:02,355 --> 00:40:03,951
انتخاب با خودته

675
00:40:06,168 --> 00:40:08,859
 که بيشتر از چيزيه که تا حالا به ما دادي

676
00:40:47,064 --> 00:40:49,398
 مرد و قولش

677
00:41:42,151 --> 00:41:44,679
! بزار بيام بيرون

678
00:41:44,680 --> 00:41:46,489
! کسي نيست

679
00:41:46,490 --> 00:41:49,158
 کول" لعنتي"

680
00:41:49,159 --> 00:41:52,161
من نبايد اينجا باشم

681
00:41:52,162 --> 00:41:54,797
! من "ربکا مايکلسون"ـم

682
00:41:54,798 --> 00:41:57,967
! من "ربکا مايکلسون"ـم

683
00:41:57,968 --> 00:42:00,001
! بزاريد بيام بيرون
! من "ربکا مايکلسون"ـم

684
00:42:00,002 --> 00:42:05,895
<i>Translated By:<i>
<font color="#DE2504">Ali HunteR</font>
<font color=yellow>www.ariamovie.ir</font>
<font color=#00FF00>facebook.com/Hunter.bazrgar</font>

684
00:42:06,002 --> 00:42:20,895
<font color="#64ad2f">خبرگزاري آريافيلم به روزترين اخبار دنياي فيلم و سريال  </font>
<font color="#ffffff">www.ariamovie.ir</font>
<font color="#bb1e1e"> www.warez-ir.asia با همکاري  </font>