1
00:02:03,290 --> 00:02:05,750
‫بابا، چی‌کار...
‫چرا سر کار نیستی؟

2
00:02:09,629 --> 00:02:13,007
‫دارم می‌رم. فقط می‌خواستم
‫قبل‌ـش تو رو ببینم

3
00:02:16,761 --> 00:02:17,804
‫حال‌ـت خوبه؟

4
00:02:18,513 --> 00:02:19,848
‫لباس‌ـت چی شده؟

5
00:02:23,268 --> 00:02:26,646
‫هوا خیلی سرده.
‫سرما می‌خوری

6
00:02:27,355 --> 00:02:30,233
‫- بذار یه چیزی برات بیارم
‫- نه، من ... مشکلی ندارم

7
00:02:30,317 --> 00:02:32,735
‫خب، حداقل یه قهوه.
‫خودتو گرم کنی

8
00:02:35,113 --> 00:02:36,990
‫منظورم اینه، یاپیغمبر، خودتو ببین

9
00:02:38,366 --> 00:02:40,118
‫از آخرین‌ باری که خوابیدی
‫چقدر می‌گذره؟

10
00:02:41,995 --> 00:02:44,914
‫حالا، می‌دونم الان برات دوران دشواریـه

11
00:02:46,624 --> 00:02:49,544
‫ولی این چاله‌ی لعنتی توی حیاط پشتی...

12
00:02:50,086 --> 00:02:51,462
‫،اگه همینطوری ادامه بدی

13
00:02:51,546 --> 00:02:53,631
‫به خودت یا به یه نفر دیگه
‫آسیب می‌رسونی

14
00:03:01,973 --> 00:03:03,225
‫دوسِت دارم، پسرم

15
00:03:06,978 --> 00:03:08,796
‫،هرکاری احتیاج داشته باشی
‫برات می‌کنم

16
00:03:13,025 --> 00:03:14,861
‫کاری از دست‌ـت برنمیاد

17
00:03:25,788 --> 00:03:28,666
‫دکتر رُدز وقتی مادرت فوت شد
‫اینا رو بهم داد

18
00:03:28,750 --> 00:03:31,628
‫خیلی شبیه الان تو بودم.
‫نمی‌دونم خاطرت هست یا نه

19
00:03:31,711 --> 00:03:34,672
‫هرکاری می‌تونستم می‌کردم تا به خودم
‫مسلط باشم، و بعدش در شب...

20
00:03:41,929 --> 00:03:43,848
‫هیچ شرمساری‌ای در کابوس ‌دیدن نیست

21
00:03:48,270 --> 00:03:50,230
‫حالا، دوتا از اینا رو بخور

22
00:03:52,232 --> 00:03:53,525
‫یه‌خُرده بخواب

23
00:04:07,288 --> 00:04:08,288
‫پسر خوب

24
00:04:12,126 --> 00:04:14,546
‫تا جایی که به من مربوطه
‫تو یه قهرمان هستی

25
00:05:28,000 --> 00:05:32,000
‫ارائه شده توسط وبسایت رسانه کوچک
‫LiLMedia.TV

26
00:05:32,024 --> 00:05:36,024
‫رسانه‌ی اینترنتی نایت مووی
‫Nightmovie.Tv

27
00:06:31,000 --> 00:06:38,000
‫زیرنویس از هـومـن صـمـدی و عـرفـان
‫Raylan Givens & €rik

28
00:06:52,369 --> 00:06:54,456
‫هـی، آروم باش، فرانک

29
00:06:54,539 --> 00:06:55,832
‫زیاده‌روی نکن

30
00:07:02,839 --> 00:07:05,383
‫نظرت چیه؟ یه بار دیگه مرورش کنیم؟

31
00:07:05,967 --> 00:07:07,051
‫البته

32
00:07:09,136 --> 00:07:12,765
‫خیلی‌خب، یه‌بار دیگه.
‫سرهنگ مورتی بنت، پادگان براین

33
00:07:12,849 --> 00:07:13,975
‫من از اینجا نفوذ می‌کنم

34
00:07:14,684 --> 00:07:17,645
‫،خودمو می‌رسونم به اقامتگاه بنت
‫که اینجاست. هرکاری لازم باشه می‌کنم

35
00:07:17,729 --> 00:07:18,705
‫آره

36
00:07:18,730 --> 00:07:20,815
‫،بعدش می‌رم به سمت محل خارج‌سازی
‫که اینجاست

37
00:07:20,898 --> 00:07:23,776
‫و اونجا جایی‌ـه که تو توی ون
‫منتظر خواهی بود

38
00:07:23,860 --> 00:07:26,195
‫- اون‌سمت خیابون
‫- همین. فهمیدی؟

39
00:07:26,278 --> 00:07:27,947
‫- همین
‫- پسر خوب

40
00:07:30,324 --> 00:07:31,409
‫مأمور اورنج

41
00:07:32,743 --> 00:07:35,288
‫اون می‌دونه من زنده‌م.
‫می‌دونه می‌رم سراغ‌ـش

42
00:07:35,705 --> 00:07:39,167
‫اون روز اون بود که روی اون کوه
‫تصاویر زنده رو تماشا می‌کرد

43
00:07:39,625 --> 00:07:40,625
‫مطمئنم

44
00:07:41,252 --> 00:07:44,672
‫،اگه حق با گانر بوده باشه
‫پس سرهنگ بنت...

45
00:07:45,715 --> 00:07:47,842
‫بنت اسم مأمور اورنج رو می‌دونه

46
00:07:48,510 --> 00:07:49,511
‫می‌دونه

47
00:07:50,678 --> 00:07:52,472
‫یکی از سه‌تا، یکی از...

48
00:08:05,109 --> 00:08:08,070
‫اوه، ممنون ... وایسا. خیلی عجیب‌غریب‌ـه

49
00:08:10,197 --> 00:08:11,491
‫سرِ خدمتی، هان؟

50
00:08:12,158 --> 00:08:15,369
‫خب باعث می‌شه من چی باشم؟
‫خبررسان مخفی یا یه چیزیـت؟

51
00:08:16,538 --> 00:08:18,748
‫- یا یه چیزیـم
‫- هوم

52
00:08:19,290 --> 00:08:20,416
‫چیه؟

53
00:08:21,167 --> 00:08:23,210
‫هیچی. داشتم فکر می‌کردم

54
00:08:23,878 --> 00:08:25,630
‫خب، راستـش بیشتر به‌خاطر میاوردم

55
00:08:29,258 --> 00:08:30,343
‫خسته به‌نظر می‌رسی

56
00:08:31,761 --> 00:08:34,764
‫- خب، سرم شلوغ بوده
‫- از شنیدنـش خوشحالم

57
00:08:35,640 --> 00:08:37,266
‫خب، چی برام داری؟

58
00:08:39,310 --> 00:08:40,310
‫هیچی

59
00:08:41,478 --> 00:08:43,898
‫با هرکی که می‌دونم با فرانک
‫هم‌خدمتی بوده، ارتباط برقرار کردم

60
00:08:43,981 --> 00:08:45,692
‫خبرشو پخش کردم که
‫باید باهاش صحبت کنم

61
00:08:46,442 --> 00:08:50,112
‫اگه زنده باشه، می‌دونه که دنبالـش
‫می‌گردم و ارتباط برقرار می‌کنه

62
00:08:50,988 --> 00:08:54,283
‫،ولی اجتماع کوچکی هستیم
‫و تا اینجای کار، خبری نبوده

63
00:08:54,951 --> 00:08:57,745
‫،ای‌کاش خبرهای بهتری برات داشتم
‫ولی بنا به ‌گفته‌ی منابع‌ـم...

64
00:08:58,580 --> 00:08:59,914
‫فرانک کسل مُرده

65
00:09:01,624 --> 00:09:02,667
‫اون زنده‌ست

66
00:09:05,044 --> 00:09:06,044
‫خیلی‌خب

67
00:09:06,838 --> 00:09:11,217
‫اگه زنده‌ست، بعد از تمام کارهایی که
‫انجام داده، چرا علنی‌ـش نمی‌کنه؟

68
00:09:12,802 --> 00:09:15,802
‫- همین الانـش بیشتر از حدش بهت گفتم
‫- چون فکر می‌کردی من می‌تونم کمک کنم

69
00:09:18,808 --> 00:09:20,184
‫گفتی که اون آسیب دیده

70
00:09:21,352 --> 00:09:25,356
‫- چنین چیزی رو از کجا می‌دونی؟
‫- مدرکی از درگیری مسلحانه، پیدا کردیم

71
00:09:26,190 --> 00:09:29,318
‫،یه نفر با خونریزی از اونجا خارج شده
‫تنها شخصی که زنده مونده

72
00:09:29,402 --> 00:09:31,946
‫،خب، اون مثل فرانک به‌نظر می‌رسه
‫با اینـش باهات موافقم

73
00:09:33,114 --> 00:09:34,115
‫با کی درگیری داشته؟

74
00:09:35,741 --> 00:09:37,535
‫خب، این چیزیـه که هنوز نمی‌دونم

75
00:09:38,828 --> 00:09:41,163
‫،اونا تمام جنازه‌ها رو از اونجا خارج کردن
‫ردّی به جا نذاشتن

76
00:09:41,748 --> 00:09:43,833
‫بدون کسل، من هیچی توی چنته ندارم

77
00:09:44,959 --> 00:09:48,588
‫اگه زنده باشه...
‫بهت قول می‌دم که پیداش می‌کنم

78
00:09:50,882 --> 00:09:55,302
‫و بعدش ... شاید بتونم به بودن هرچی
‫که «یه چیزیـت»ـه پایان بدم

79
00:09:55,386 --> 00:09:57,179
‫و برگردم به همون چیزی که قبلاً بودم

80
00:09:57,680 --> 00:09:59,348
‫همون چیزی که بودم رو دوست دارم

81
00:10:00,224 --> 00:10:03,144
‫- می‌دونی، همون برهنه‌ـه
‫- می‌دونم از چی حرف می‌زنی

82
00:10:03,227 --> 00:10:05,146
‫آروم باش. کسی گوش نمی‌ده

83
00:10:17,491 --> 00:10:20,679
‫- در مورد کسل بهش گفتی، مگه نه؟
‫- معمولاً، قبل از وارد شدن، در می‌زنی

84
00:10:20,703 --> 00:10:22,097
‫نه، چون اون بهترین دوست کسل بوده

85
00:10:22,121 --> 00:10:24,206
‫،و اگه کسی بدونه چطور پیداش کنه
‫بیلی‌ـه که می‌دونه

86
00:10:24,290 --> 00:10:26,458
‫،همین الان جواب سؤال خودت رو دادی

87
00:10:26,542 --> 00:10:28,711
‫و سؤال بعدیِ ‌تو، که
‫حدس می‌زنم «چرا؟»ـه

88
00:10:28,795 --> 00:10:31,923
‫،نه‌خیر. سؤال بعدی اینه که
‫چرا به من نگفتی؟

89
00:10:32,006 --> 00:10:34,508
‫تُف، چرا قبل از اینکه بدویی سراغ
‫یه غیرنظامی، به من نگفتی؟

90
00:10:34,591 --> 00:10:36,302
‫خیلی‌خب، باید بهت می‌گفتم

91
00:10:36,385 --> 00:10:39,681
‫،ببین، می‌دونم احتمال موفقیت‌ـش کمـه
‫ولی گزینه‌هامون داره ته می‌کِشه

92
00:10:39,764 --> 00:10:41,724
‫،نه‌تنها به این تحقیقات لطمه می‌زنی

93
00:10:41,808 --> 00:10:43,100
‫بلکه به منم لطمه می‌زنی

94
00:10:43,184 --> 00:10:45,394
‫من سر این قضیه خودم رو به‌خاطر تو
‫توی ریسک بزرگی قرار دادم

95
00:10:45,477 --> 00:10:49,398
‫چیه؟ قرار نیست به هرناندز در مورد
‫فرانک کسل بگی، ولی به بیلی روسو می‌گی؟

96
00:10:49,481 --> 00:10:51,233
‫از کجا می‌دونی می‌تونی
‫بهش اعتماد کنی؟

97
00:10:51,859 --> 00:10:55,071
‫- همونطور که به تو اعتماد می‌کنم. از روی غریزه
‫- هوم

98
00:10:55,154 --> 00:10:57,824
‫می‌بینی ... اون نتیجه‌بخش نیست

99
00:10:58,324 --> 00:11:02,494
‫اون چاپلوسی ضمنی؟ نه، خیلی خوب بود.
‫سپاسگزارم، ولی نه

100
00:11:03,537 --> 00:11:07,750
‫فقط از روی کنجکاوی. در مورد
‫روسو، غریزه ربطی به...

101
00:11:07,833 --> 00:11:11,504
‫صورت خوشگل خراش‌خورده
‫و مدل فیگورش داشت؟

102
00:11:11,796 --> 00:11:14,506
‫- فکر می‌کنی انقدر سطحی‌ام؟
‫- اوه، ما همه‌مون انقدر سطحی‌ایم

103
00:11:14,590 --> 00:11:17,593
‫- به‌همین‌خاطرـه که افراد خوش‌قیافه، به دنیا
‫حکومت می‌کنن  - ازم می‌خوای چی بگم؟

104
00:11:17,676 --> 00:11:19,887
‫ازت می‌خوام بگی که دیگه این‌کارو
‫نمی‌کنی. و از ته دل هم بگی

105
00:11:19,971 --> 00:11:22,056
‫خیلی‌خب. دیگه تکرار نمی‌شه. ردیف‌ـیم؟

106
00:11:23,057 --> 00:11:25,059
‫- به گمونم باید باشیم
‫- خوبه

107
00:11:28,980 --> 00:11:31,499
‫مهمترین چیز اینه که بنت باید
‫جایی باشه که تو می‌گی هست

108
00:11:31,523 --> 00:11:35,069
‫صددرصد. به کارت‌های اعتباریـش، ریزحساب
‫بانکیـش، سوابق تلفنـش، دسترسی پیدا کردم

109
00:11:35,152 --> 00:11:36,671
‫می‌دونم واسه خشکشویی کجا می‌ره

110
00:11:36,695 --> 00:11:38,865
‫می‌دونم واسه تولد
‫مادرش چی خریده

111
00:11:38,948 --> 00:11:43,911
‫سرهنگ بنت هر شنبه‌شب، توی خونه‌ش
‫مهمون‌داری می‌کنه، ردخور نداره

112
00:11:44,370 --> 00:11:45,287
‫بهم اعتماد کن

113
00:11:45,371 --> 00:11:48,582
‫وقتی برسی، سرش گرم مهمونش‌ـه

114
00:11:48,665 --> 00:11:51,377
‫،هرچه زودتر پیداش کنیم
‫زودتر می‌تونم طرف رو بکُشم

115
00:11:53,462 --> 00:11:55,589
‫- منظورت مأمور اورنج‌ـه؟
‫- چی؟

116
00:11:55,672 --> 00:11:57,049
‫«خب، تو الان گفتی «طرف رو

117
00:11:57,133 --> 00:12:00,136
‫می‌خوام مطمئن بشم که منظورت
‫مأمور اورنج‌ـه، نه سرهنگ بنت

118
00:12:00,219 --> 00:12:02,889
‫- چون برنامه اون نیست
‫- می‌دونم برنامه چیه، دیوید

119
00:12:03,555 --> 00:12:06,058
‫چون دوست ندارم گیج بشی

120
00:12:06,142 --> 00:12:09,145
‫می‌دونی، سرهنگ بنت رو داری
‫که جلوی روت وایساده

121
00:12:09,896 --> 00:12:12,899
‫،از طرف متنفری، یه اسلحه دست‌ـته
‫جوش میاری

122
00:12:12,982 --> 00:12:15,526
‫- می‌دونی که چطور پیش می‌ره
‫- دقیقاً چطور پیش می‌ره، دیوید؟

123
00:12:15,609 --> 00:12:16,819
‫برام سؤال‌ـه. چطور پیش می‌ره؟

124
00:12:16,903 --> 00:12:19,446
‫واسه تو اینطوری پیش می‌ره؟ هوم؟

125
00:12:19,530 --> 00:12:21,615
‫وقتی جوش میاری، همینطوری...

126
00:12:22,324 --> 00:12:25,828
‫بوم، بوم، بوم؟
‫یه اتاق پُر جنازه روی دست‌ـته؟

127
00:12:26,537 --> 00:12:29,123
‫- من تابحال کسی رو نکُشتم
‫- نه

128
00:12:29,498 --> 00:12:33,252
‫،چون می‌دونی، توی این فکر بودم که
‫این‌دفعه من توی ون منتظر بمونم. درسته؟

129
00:12:33,335 --> 00:12:35,629
‫،از اونجایی که خیلی خوب از برنامه باخبری
‫تو رو بفرستیم سراغ کار

130
00:12:35,712 --> 00:12:37,631
‫- منم یه دست آسیب‌دیده دارم
‫- فرانک...

131
00:12:38,966 --> 00:12:41,677
‫من خیال باطلی ندارم که بتونم
‫کار تو رو انجام بدم

132
00:12:43,220 --> 00:12:49,185
‫من قدر کاری که می‌کنی رو می‌دونم.
‫قدر انتخاب‌هایی که کردی رو می‌دونم

133
00:12:51,520 --> 00:12:52,520
‫اوه

134
00:12:53,522 --> 00:12:54,565
‫خب...

135
00:12:55,149 --> 00:12:57,693
‫- کُل این قضیه بی‌عقلانه‌ست
‫- منظورت چیه؟

136
00:12:58,194 --> 00:12:59,821
‫دزدکی وارد یه پایگاه نظامی
‫ایالات متحده شدن

137
00:13:01,864 --> 00:13:05,367
‫چیزی که هِی بهش فکر می‌کنم
‫اینه که... می‌دونی، اگه...

138
00:13:06,076 --> 00:13:08,496
‫اگه یکی از این آدما سعی کنن
‫جلومو بگیرن، چی، درسته؟

139
00:13:08,913 --> 00:13:11,999
‫باید یه سرباز آمریکایی رو چون داره
‫وظیفه‌شو انجام می‌ده، بکُشم؟

140
00:13:16,170 --> 00:13:18,088
‫بیا امیدوار باشیم کار به اونجا نکِشه

141
00:13:18,965 --> 00:13:19,965
‫هوم

142
00:14:35,833 --> 00:14:36,917
‫چه خبر شده؟

143
00:14:37,501 --> 00:14:39,836
‫یه روز بعد از اینکه گانر هندرسون
‫،رو شناسایی می‌کنیم

144
00:14:39,921 --> 00:14:43,340
‫روی یه کوه در نواحی جنگلی کنتاکی
‫عاقبت‌ـش به مرگ ختم می‌شه

145
00:14:43,424 --> 00:14:45,717
‫عذر می‌خوام، دلیلی داره که این بحث
‫،رو توی دفترت انجام نمی‌دیم

146
00:14:45,801 --> 00:14:48,562
‫- می‌دونی، که صندلی‌های نرم و راحت داره؟
‫- اتفاق خیلی عجیبی‌ـه

147
00:14:48,637 --> 00:14:49,763
‫آره، همینطوره

148
00:14:49,846 --> 00:14:53,309
‫،بعدش این یارو، با پررویی
‫،دست‌شو می‌ذاره روی کون من و می‌گه

149
00:14:53,392 --> 00:14:54,894
‫- «می‌بینی، کاملاً اندازه‌ست»
‫- یاپیغمبر

150
00:14:54,977 --> 00:14:58,730
‫- انگار که هنوز توی دهه‌ی هفتادیم
‫- چه عوضی‌ای. درست نمی‌گم؟ آره

151
00:14:59,523 --> 00:15:02,763
‫،این قضیه که دست‌شو گذاشت روی کون‌ـت
‫حقیقت داره؟ چون خیلی کنجکاوم ببینم چی‌کار کردی

152
00:15:02,818 --> 00:15:05,654
‫- راستـش حقیقت داره. انگشت‌شو شکستم
‫- البته که شکستی

153
00:15:05,737 --> 00:15:07,217
‫نه، توجه می‌کنی چی دارم می‌گم؟

154
00:15:07,281 --> 00:15:08,365
‫آره، گرچه سخت‌ـه

155
00:15:08,449 --> 00:15:10,910
‫چون توی راهرو وایسادیم
‫تو هم داری پچ‌پچ می‌کنی

156
00:15:10,993 --> 00:15:14,621
‫آره، منظورم اینه که...
‫قتل هندرسون اتفاقی نیست

157
00:15:14,705 --> 00:15:17,374
‫درست بعد از اینکه ما ازش
‫باخبر شدیم، کشته شد

158
00:15:17,458 --> 00:15:18,459
‫هـی

159
00:15:22,463 --> 00:15:23,463
‫اوهوم

160
00:15:24,840 --> 00:15:27,126
‫به‌نظرم توی دفترم یه
‫میکروفن هست

161
00:15:35,935 --> 00:15:37,811
‫خب از یه همچین جایی، واسه
‫چه کاری استفاده می‌شه؟

162
00:15:37,894 --> 00:15:39,605
‫روح‌ـمم خبر نداره

163
00:15:40,439 --> 00:15:43,025
‫سازمان مالک چندتا خونه
‫در اینور و اونور کرانه‌ی شرقی‌ـه

164
00:15:43,109 --> 00:15:47,071
‫،به‌عنوان خونه‌های امن، بازداشت
‫بازجویی... از اینجور کارها

165
00:15:47,154 --> 00:15:49,073
‫می‌تونم خودم رو یه روزی
‫در یه جایی مثل اینجا...

166
00:15:49,156 --> 00:15:50,324
‫تصور کنم

167
00:15:51,325 --> 00:15:53,577
‫- مدنی رو دیدی؟
‫- می‌دونی که دیدم

168
00:15:55,787 --> 00:15:58,207
‫- هنوزم باهاش می‌خوابی؟
‫- هر فرصتی که گیرم بیاد

169
00:15:58,290 --> 00:16:00,709
‫دیدیـش؟ ممنون

170
00:16:06,007 --> 00:16:07,091
‫اون هیچ سرنخی نداره

171
00:16:08,925 --> 00:16:10,594
‫هندرسون سرنخ‌ـش بود

172
00:16:10,677 --> 00:16:12,822
‫،حالا که از سر راه برداشته شده
‫دیگه نیازی نیست نگران مدنی باشیم

173
00:16:12,846 --> 00:16:14,556
‫مگراینکه، البته، دست‌ـش به کسل برسه

174
00:16:14,640 --> 00:16:16,976
‫امکان نداره قبل از ما
‫دست‌ـش به کسل برسه

175
00:16:17,059 --> 00:16:18,810
‫بهم اعتماد کن. من کسل رو می‌شناسم

176
00:16:18,894 --> 00:16:20,854
‫واضحه که نه اونقدری
‫که فکرشو می‌کنی

177
00:16:20,937 --> 00:16:22,707
‫،باید وقتی فرصت‌شو داشتی
‫می‌کُشتی‌ـش

178
00:16:22,731 --> 00:16:26,485
‫اگه فرانک کسل دست منو رو کنه کشور
‫خیلی چیزها واسه ازدست‌دادن داره

179
00:16:27,069 --> 00:16:29,113
‫،و اگه قراره کار به اونجا بکِشه
‫باید بدونی که

180
00:16:29,196 --> 00:16:30,739
‫تو هم توی موقعیت
‫من قرار می‌گیری

181
00:16:31,282 --> 00:16:34,201
‫،دیگه نه خبری از قراردادهای دولتی هست
‫نه خبری از انویل

182
00:16:34,285 --> 00:16:36,828
‫نه خبری از آقای بیلی روسو

183
00:16:37,871 --> 00:16:39,206
‫نه خبری از خونه‌ی ییلاقی

184
00:16:40,832 --> 00:16:43,294
‫پس من باید فقط ... چی‌کار می‌کردم؟

185
00:16:44,086 --> 00:16:47,256
‫توی روز روشن، روی اسکله
‫،جلوی یه کامیون غذای سیار

186
00:16:47,339 --> 00:16:48,882
‫می‌زدم می‌کُشتمـش؟

187
00:16:49,508 --> 00:16:52,344
‫نه. یکی دیگه رو اجیر می‌کردی.
‫یه تک‌تیرانداز

188
00:16:54,013 --> 00:16:55,514
‫می‌دونی...

189
00:16:56,390 --> 00:16:57,766
‫من همیشه...

190
00:16:58,600 --> 00:17:01,937
‫تو رو بیشتر به چشم یه‌جور
‫آدم اهل عمل می‌دیدم

191
00:17:04,190 --> 00:17:07,359
‫قیافه‌تو تجسم می‌کردم که درحال
‫حمله به اون افغان‌ها بودی...

192
00:17:07,943 --> 00:17:10,779
‫،اونا حرف می‌زنن و حرف می‌زنن
‫زهره‌ترک شدن

193
00:17:11,530 --> 00:17:14,783
‫وحشت کردن، اونوقت تو...
‫به زدن‌شون ادامه می‌دی

194
00:17:15,576 --> 00:17:17,953
‫و بعدش به این لحظه می‌رسه...

195
00:17:18,579 --> 00:17:21,623
‫،همیشه، گاهی اوقات زودتر
‫گاهی اوقات دیرتر...

196
00:17:23,375 --> 00:17:25,461
‫که آگاه می‌شدن که قراره بمیرن

197
00:17:27,671 --> 00:17:29,005
‫و تو هم می‌دونستی

198
00:17:31,842 --> 00:17:33,135
‫تجسمـش می‌کردی

199
00:17:33,927 --> 00:17:37,139
‫و قسم می‌خورم، به همون اندازه که یه مرد
‫می‌تونه تحریک بشه، تحریک می‌شدی

200
00:17:39,433 --> 00:17:41,852
‫با این‌چیزا تحریک می‌شی، رالینز؟

201
00:17:43,645 --> 00:17:46,940
‫منظورم این، قضاوت نمی‌کنم.
‫هر مردی یه‌جور تحریک می‌شه

202
00:17:47,023 --> 00:17:50,819
‫- از موضوع منحرف نشو، ستوان
‫- اوه، تمرکزم دقیقاً روی موضوع‌ـه

203
00:17:52,779 --> 00:17:54,906
‫اون نگاه رو قبلاً هم توی قیافه‌ت دیدم

204
00:17:55,699 --> 00:17:56,699
‫اون ترس

205
00:17:57,201 --> 00:18:02,123
‫،وقتی فرانک اون چشم شیری‌رنگ رو بهت داد
‫می‌خواست همینطور ادامه هم بده

206
00:18:03,124 --> 00:18:04,458
‫و اون‌موقع می‌دونستی

207
00:18:05,584 --> 00:18:09,546
‫تمام بلندپروازی‌های باشکوهـت توی اون
‫چادر مزخرف، مثل اکسیژن‌ـت از دست رفت

208
00:18:11,215 --> 00:18:12,215
‫و کی بود...

209
00:18:12,841 --> 00:18:16,345
‫به یادم بیار، دوباره بگو کی بود
‫که اونو از روت بلند کرد؟

210
00:18:16,428 --> 00:18:17,513
‫اوه، آره

211
00:18:18,764 --> 00:18:21,392
‫- من
‫- که به‌خاطرش تا ابد، سپاسگزارم

212
00:18:22,309 --> 00:18:24,978
‫همینو می‌خوای، بیلی؟
‫قدردانی من رو؟

213
00:18:25,979 --> 00:18:29,024
‫تو داشتی از وسیله‌ی امرار معاش‌ـت
‫محافظت می‌کردی. خودم بزرگ‌ـت کردم

214
00:18:30,150 --> 00:18:31,318
‫می‌دونی نظر من چیه؟

215
00:18:32,778 --> 00:18:37,449
‫به‌نظر من شاید تنها دلیلی که تو همیشه
‫دلت می‌خواست فرانک بمیره...

216
00:18:38,159 --> 00:18:40,952
‫این بود که بتونی وانمود کنی که اون
‫هیچوقت باعث نشد احساس آدمی

217
00:18:41,036 --> 00:18:42,329
‫که داره می‌میره، بهت دست بده

218
00:18:46,542 --> 00:18:47,543
‫پس...

219
00:18:48,502 --> 00:18:53,048
‫قراره به مورتی بنت هشدار بدیم که
‫ممکنه فرانک کسل بره سراغ‌ـش؟

220
00:18:54,133 --> 00:18:59,054
‫مورتی غریزه‌ی موش
‫و اراده‌ی خرگوش رو داره

221
00:18:59,805 --> 00:19:02,891
‫،بهش بگیم کسل هنوز زنده‌ست
‫یکی از این دو اتفاق میوفته

222
00:19:02,974 --> 00:19:06,853
‫- یا فرار می‌کنه، یا خبرچینی
‫- پس چرا فقط اون رو هم نکُشیم؟

223
00:19:06,937 --> 00:19:09,731
‫نه وقتی مجبور نیستیم.
‫شک و شبهه‌ی زیادی ایجاد می‌شه

224
00:19:09,815 --> 00:19:12,526
‫ما می‌خوایم مورتی زنده و جایی باشه
‫که دست‌مون بهش برسه

225
00:19:13,444 --> 00:19:16,405
‫،وقتی کسل سرانجام سروکله‌ش پیدا بشه
‫،درهرصورت جون‌شو نجات می‌دیم

226
00:19:16,488 --> 00:19:18,324
‫پس چه گله‌ای می‌تونه داشته باشه؟

227
00:19:27,624 --> 00:19:29,918
‫موردعلاقه‌ت

228
00:19:33,464 --> 00:19:34,965
‫بیا بشین و بخور، مورتی

229
00:19:40,554 --> 00:19:44,266
‫وای پسر، چه آخرهفته‌ای داشتم

230
00:19:44,850 --> 00:19:48,520
‫روح‌ـتم خبر نداره زندگی کردن با یه مشت
‫عقب‌افتاده توی پایگاه، چه حسی داره

231
00:19:48,895 --> 00:19:53,317
‫هزاران نفر که دنبالم می‌گردن تا بهشون بگم
‫چی‌کار کنن و کِی انجامـش بدن

232
00:19:53,400 --> 00:19:57,779
‫اگه بهشون نمی‌گفتم، نمی‌دونستن
‫چه غلطی بکنن

233
00:20:08,957 --> 00:20:11,460
‫به گندی که به بار آوردی، نگاه کن

234
00:20:43,242 --> 00:20:44,285
‫یه نقطه رو جا انداختی

235
00:21:15,274 --> 00:21:18,569
‫- وارد شدم
‫- بلند و رسا، دریافت شد

236
00:21:20,696 --> 00:21:22,823
‫خیلی‌خب، روی پهپاد تصویرت رو دارم

237
00:21:30,372 --> 00:21:33,375
‫ردیف‌ـیم. مشکلی برای ادامه دادن نداری

238
00:21:34,167 --> 00:21:35,167
‫وایسا

239
00:21:44,636 --> 00:21:45,887
‫خیلی‌خب، برو

240
00:21:50,684 --> 00:21:51,810
‫ببند

241
00:21:51,893 --> 00:21:55,063
‫،اگه می‌خواستم حرفی ازت بشنوم
‫اون دهان‌بند رو از توی دهن‌ـت درمی‌آوردم

242
00:21:56,357 --> 00:21:58,734
‫نمی‌خوام هیچ صدای دیگه‌ای ازت بشنوم

243
00:21:58,817 --> 00:22:01,653
‫نه ناله‌ای، نه خرخری. هیچی

244
00:22:04,239 --> 00:22:05,907
‫ولی اگه بتونی پسر خوبی باشی...

245
00:22:06,908 --> 00:22:09,786
‫- ممکنه یه جایزه‌ی کوچولویی برات داشته باشم
‫- هوم

246
00:22:13,915 --> 00:22:15,417
‫عالیه. همونجا بمون

247
00:22:16,543 --> 00:22:18,223
‫یه نگهبان از سمت چپ‌ـت
‫داره بهت نزدیک می‌شه

248
00:22:21,382 --> 00:22:23,550
‫رفت. برای رفتن به اقامتگاه
‫بنت مشکلی نداری

249
00:22:36,062 --> 00:22:38,565
‫اوهوم

250
00:22:43,904 --> 00:22:45,406
‫خب، تُف، مورتی

251
00:22:45,489 --> 00:22:47,699
‫مثل اینکه درست به موقع رسیدم

252
00:22:47,783 --> 00:22:50,494
‫اون اینجاست! اون اینجاست!

253
00:22:51,912 --> 00:22:54,873
‫- نوبت ماست. بریم
‫- دریافت شد

254
00:23:06,468 --> 00:23:08,929
‫- اوه، پروردگار عزیز، خدای بهشت
‫- نه دقیقاً

255
00:23:09,012 --> 00:23:10,681
‫بسیارخب، آماده‌ایم

256
00:23:10,764 --> 00:23:13,016
‫وصل شدیم به گوشی‌ـش. سه دقیقه

257
00:23:13,725 --> 00:23:16,061
‫تن لش‌تو بلند کن

258
00:23:17,438 --> 00:23:19,272
‫کسل. من...

259
00:23:21,442 --> 00:23:23,902
‫لعنتی، انقدر من رو نزن!

260
00:23:23,985 --> 00:23:26,530
‫خواهش می‌کنم، بس کن

261
00:23:29,199 --> 00:23:32,869
‫منو نکُش! خواهش می‌کنم منو نکُش!

262
00:23:32,953 --> 00:23:35,330
‫اونا مجبورم کردن اون‌کارها رو بکنم!

263
00:23:35,413 --> 00:23:36,582
‫- فرانک...
‫- منو نکُش

264
00:23:36,665 --> 00:23:39,042
‫‏۴ دشمن به سمتت اومدن.
‫سریع دارن میان

265
00:23:41,002 --> 00:23:43,296
‫‏۳۰ ثانیه‌ی دیگه بهت می‌رسن

266
00:23:52,055 --> 00:23:55,642
‫صدات در بیاد، مغزت رو
‫می‌پاشم کف زمین

267
00:25:06,462 --> 00:25:08,632
‫اوضاعت چطوره، فرانک؟
‫بیشتر از نصف‌ـش تمومه

268
00:25:45,126 --> 00:25:46,587
‫تقریباً تمومه، فرانک.
‫چیزی نمونده

269
00:26:13,363 --> 00:26:14,740
‫‏۱۰ ثانیه‌ی دیگه، فرانک

270
00:26:18,118 --> 00:26:23,331
‫پنج، چهار، سه، دو...

271
00:26:26,126 --> 00:26:27,252
‫از اونجا بزن بیرون

272
00:26:32,173 --> 00:26:33,466
‫بلند نشو

273
00:27:05,373 --> 00:27:08,334
‫عجب گندکاری‌ای.
‫تن لش‌تون رو بلند کنین!

274
00:27:08,418 --> 00:27:11,296
‫- اینجا چه غلطی می‌کنین؟
‫- جون‌ تو رو نجات می‌دیم، مورتی

275
00:27:11,921 --> 00:27:13,798
‫پس چطوره شلوارت رو پات کنی...

276
00:27:14,215 --> 00:27:17,093
‫و بعدش دقیقاً همون چیزی
‫،که بهت می‌گم

277
00:27:17,177 --> 00:27:18,594
‫هر موقع که بگم می‌گی

278
00:27:22,933 --> 00:27:24,225
‫نه، نه، نه. صبر کن، صبر کن

279
00:27:26,602 --> 00:27:27,603
‫خیلی‌خب، برو

280
00:27:42,243 --> 00:27:44,662
‫پخش بشین. یه محدوده‌ی
‫نگهبانی ایجاد کنین

281
00:27:45,497 --> 00:27:48,124
‫باهام بیا. بریم. حرکت کن!

282
00:27:48,624 --> 00:27:49,793
‫زودباش!

283
00:27:51,712 --> 00:27:53,296
‫جوخه‌ی دو به دروازه‌ی شرقی

284
00:27:53,379 --> 00:27:54,589
‫دریافت شد

285
00:28:04,975 --> 00:28:06,935
‫می‌تونی ادامه بدی

286
00:28:18,071 --> 00:28:19,489
‫دست‌ها بالا

287
00:28:21,742 --> 00:28:23,409
‫بشین روی زانوهات

288
00:28:26,662 --> 00:28:28,874
‫- نزدیک‌تر نیا
‫- آروم، بچه‌جون

289
00:28:29,415 --> 00:28:32,127
‫نزدیک‌تر از این نشو

290
00:28:32,210 --> 00:28:34,712
‫می‌دونم. می‌دونم باید
‫انجام وظیفه کنی

291
00:28:36,464 --> 00:28:38,258
‫- بچه، اینجا من دشمن‌ـت نیستم
‫- ایست!

292
00:28:40,385 --> 00:28:41,970
‫دلم نمی‌خوام مجبور بشم بکشمت

293
00:28:43,889 --> 00:28:47,058
‫حالا، ببین... من اون طرفی می‌رم

294
00:28:48,559 --> 00:28:50,270
‫تو کاری رو که باید بکن

295
00:28:57,443 --> 00:28:58,569
‫گفتم ایست!

296
00:28:59,320 --> 00:29:01,948
‫- همین الان روی زانوهات بشین. انجامش بده!
‫- بی‌خیال، بچه‌جون

297
00:29:02,783 --> 00:29:05,786
‫- بشین روی زانوهات
‫- آروم، آروم

298
00:29:05,869 --> 00:29:08,288
‫- بشین روی زانوهات. همین الان!
‫- آروم، آروم

299
00:29:28,097 --> 00:29:29,484
‫برون

300
00:29:30,185 --> 00:29:31,436
‫تو خوبی؟

301
00:29:31,519 --> 00:29:34,605
‫آره. وقتی می‌تونی آدم بکشی
‫کار خیلی راحت‌تره

302
00:29:39,010 --> 00:29:42,505
‫رمقی توی این مشت‌ها نیست
‫ولی لازم نیست من بهتون بگم!

303
00:29:43,490 --> 00:29:44,741
‫علی تحت فشار قرارش می‌ده

304
00:29:45,366 --> 00:29:48,536
‫- علی به طناب تکیه می‌زنه...
‫- سلام، پسرم

305
00:29:49,287 --> 00:29:51,664
‫سلام، بابا. کار چطور بود؟

306
00:29:51,747 --> 00:29:54,793
‫،آه، مثل همیشه
‫که از نظر من خوبه

307
00:29:55,376 --> 00:29:56,586
‫یه مقدار خوابیدی؟

308
00:29:57,295 --> 00:29:58,421
‫آره. یه کم

309
00:29:58,505 --> 00:29:59,964
‫- حالت بهتره؟
‫- آره

310
00:30:00,799 --> 00:30:03,384
‫یه ذره پیتزا می‌خوای؟
‫سرده، ولی خوش‌مزه‌س

311
00:30:07,472 --> 00:30:08,472
‫بفرما

312
00:30:10,934 --> 00:30:11,934
‫خوبه

313
00:30:13,770 --> 00:30:15,480
‫بنظر بهتر میای، خیلی بهتر

314
00:30:16,064 --> 00:30:19,150
‫یه مقدار خواب، یه مقدار استراحت.
‫فقط به همین نیاز داشتی

315
00:30:24,780 --> 00:30:27,658
‫- این مسابقه مال چه سالی‌ـه؟
‫- سال ۷۴

316
00:30:27,742 --> 00:30:30,578
‫حتی هنوز بدنیا نیومده بودی

317
00:30:30,661 --> 00:30:34,040
‫ولی، هیچ‌وقت از دیدنش خسته نمی‌شم.
‫،تماشای علی که ضربه می‌خوره

318
00:30:34,124 --> 00:30:37,085
‫،می‌ذاره فورمن خسته بشه
‫منتظرِ ضربه‌ زدن‌ـه

319
00:30:40,964 --> 00:30:42,340
‫به بوکسورها حسودیم می‌شه

320
00:30:43,216 --> 00:30:45,135
‫چی، به مشت خوردن
‫برای امرار معاش؟

321
00:30:45,801 --> 00:30:47,387
‫نه، آقا. نه، ممنون

322
00:30:47,971 --> 00:30:50,849
‫می‌دونی دشمن‌ـت کیه.
‫درست جلوی روته

323
00:30:51,516 --> 00:30:54,811
‫یه کار برای انجام داری...
‫کُشتن طرف مقابل

324
00:30:59,507 --> 00:31:01,276
‫می‌دونی، همه علی رو
‫بازنده به حساب آورده بودن

325
00:31:01,734 --> 00:31:03,278
‫هیچ کس فکر نمی‌کرد بتونه برنده بشه

326
00:31:03,862 --> 00:31:05,947
‫علی می‌دونست نمی‌تونه اون رو
‫،با مواجهه‌ی مستقیم شکست بده

327
00:31:06,030 --> 00:31:08,199
‫برای همین طرف رو با
‫دفاع خسته کرد. ببین

328
00:31:08,283 --> 00:31:11,452
‫،می‌دونست درد داره
‫ولی حاضر به تحمل‌ـش بود

329
00:31:11,536 --> 00:31:12,912
‫تا ثابت کنه دنیا در اشتباهه

330
00:31:15,999 --> 00:31:19,127
‫،متوجهی، موضوع اینه که، پسرم
‫دیگه در جنگ نیستی

331
00:31:20,628 --> 00:31:23,089
‫شاید زندگیِ واقعی پیچیده‌تره

332
00:31:23,798 --> 00:31:25,633
‫ولی یه مبارزه نیست

333
00:31:25,716 --> 00:31:27,677
‫هنوز باید هر روز بلند بشی...

334
00:31:29,095 --> 00:31:31,556
‫سعی کنی و مثل یه آدم معمولی
‫به زندگی‌ـت ادامه بدی

335
00:31:35,268 --> 00:31:36,352
‫اوه، دیدی‌ـش؟ دیدی‌ـش؟

336
00:31:36,436 --> 00:31:38,372
‫فورمن، روشش رو تغییر نداد.
‫خسته شد

337
00:31:38,396 --> 00:31:40,398
‫و بوم! ناک اوت‌‌ـش کرد

338
00:31:40,481 --> 00:31:43,276
‫علی عنوانش رو پس گرفت.
‫سی و دو ساله بود

339
00:31:43,359 --> 00:31:47,113
‫- این مرد تسلیم شدن تو کارش نبود
‫- فکر می‌کنی من دارم این‌کارو می‌کنم؟

340
00:31:50,533 --> 00:31:52,761
‫نمی‌دونم داری چیکار می‌کنی.
‫نمی‌دونم به چی نیاز داری

341
00:31:52,785 --> 00:31:54,537
‫و نگرانت هستم

342
00:31:58,041 --> 00:32:00,326
‫فورمن نتونست به روش
‫خودش انجامش بده...

343
00:32:01,152 --> 00:32:02,545
‫و باخت

344
00:32:02,629 --> 00:32:05,590
‫اون یکی، روشش رو تغییر داد.
‫راهی برای بُردن پیدا کرد

345
00:32:06,925 --> 00:32:08,801
‫تو باهوشی. پسر خوبی هستی

346
00:32:09,427 --> 00:32:12,388
‫هر کاری که ذهنت‌ رو روش بذاری انجام می‌دی.
‫هر کاری رو به اتمام می‌رسونی

347
00:32:14,099 --> 00:32:17,685
‫یه کارهایی کردم، بابا.
‫کارهایی که ازشون خبر نداری

348
00:32:17,768 --> 00:32:20,730
‫خارج از کارهایی که بهت گفته
‫شده بکنی انجام ندادی

349
00:32:23,149 --> 00:32:28,113
‫در جنگ اونا شرکت کردی، تحمل کردی.
‫حالا، باید برای خودت مبارزه کنی

350
00:32:35,328 --> 00:32:37,789
‫وقتی فرصت‌ـش رو داشتم
‫باید اون کثافت رو می‌کشتم

351
00:32:37,872 --> 00:32:39,915
‫و ما هم دقیقاً هیچی نمی‌فهمیدیم

352
00:32:40,000 --> 00:32:41,334
‫چی فهمیدیم، هان؟

353
00:32:41,417 --> 00:32:43,211
‫بنظرم زیادی باهوشیم.
‫نظر من این‌ـه

354
00:32:43,294 --> 00:32:46,589
‫- همم. و از " ما"، منظورت منم، درسته؟
‫- آره. کاملاً درست می‌گی

355
00:32:48,674 --> 00:32:51,219
‫فرانک، عملیات امشب موفقیت‌آمیز بود

356
00:32:51,902 --> 00:32:53,171
‫خب؟

357
00:32:53,805 --> 00:32:54,973
‫حق با تو بود

358
00:32:55,598 --> 00:32:57,642
‫مأمور "اورنج" می‌دونست بعدش
‫سراغ "بنت" می‌ریم

359
00:32:57,725 --> 00:33:01,562
‫و اونا منتظرمون بودن.
‫تله گذاشتن، ولی انتظارش رو داشتیم

360
00:33:02,272 --> 00:33:05,400
‫فکر می‌کنن دست‌مون رو خوندن.
‫قضیه رو برعکس فهمیدن

361
00:33:05,483 --> 00:33:06,484
‫متوجه این موضوع هستی؟

362
00:33:06,567 --> 00:33:09,029
‫،اگه با کسی تماس بگیره یا جابجا بشه
‫ما می‌فهمیم

363
00:33:10,113 --> 00:33:12,198
‫- هیچی، ها؟
‫- نه. هنوز نه

364
00:33:12,907 --> 00:33:15,576
‫چه خبره؟ فکر می‌کنی بنت می‌دونه
‫داریم تلفن‌ـش رو ردیابی می‌کنیم؟

365
00:33:15,660 --> 00:33:17,286
‫اگه می‌دونست، خاموشش می‌کرد

366
00:33:20,999 --> 00:33:22,291
‫- خدا لعنتش کنه
‫- حالت خوبه؟

367
00:33:23,418 --> 00:33:24,544
‫آره

368
00:33:29,924 --> 00:33:31,384
‫این، آه...

369
00:33:32,135 --> 00:33:35,555
‫اونجا یه بچه بود آخر کار...

370
00:33:35,638 --> 00:33:37,390
‫و...

371
00:33:38,183 --> 00:33:39,684
‫مجبور شدم بهش صدمه بزنم

372
00:33:42,728 --> 00:33:44,522
‫یه بچه‌ی اینجوری، انتخابی می‌کنه

373
00:33:44,605 --> 00:33:47,692
‫،می‌دونی، به این کشور، به پرچم
‫به واحدش وفادار بمونه

374
00:33:49,319 --> 00:33:53,489
‫بعد یه... یه کثافت مثل
‫بنت میاد، می‌دونی

375
00:33:54,324 --> 00:33:57,202
‫از این وفاداری سوءاستفاده می‌کنه، که...

376
00:33:57,952 --> 00:33:59,370
‫حالم رو بهم می‌زنه

377
00:34:00,538 --> 00:34:04,459
‫از این به بعد...
‫تک‌تک‌شون رو می‌کشم

378
00:34:09,380 --> 00:34:11,174
‫- اوه
‫- چیه؟

379
00:34:11,257 --> 00:34:13,343
‫بنت داره جابجا می‌شه

380
00:35:28,209 --> 00:35:30,253
‫می‌دونستین، ای حرومزاده‌ها!

381
00:35:30,336 --> 00:35:33,088
‫می‌دونستین داره میاد سراغم
‫و هیچی نگفتین!

382
00:35:33,173 --> 00:35:34,549
‫حقیقت نداره، مورتی

383
00:35:34,632 --> 00:35:37,635
‫،بمحض اینکه اطلاعات بدست‌مون رسید
‫روش اقدام کردیم و جون‌ـت رو نجات دادیم

384
00:35:37,718 --> 00:35:41,097
‫نزدیک بود من رو بکشه!
‫متوجه چیزی که بهت می‌گم هستی؟

385
00:35:41,180 --> 00:35:44,267
‫بله، متوجه‌ایم، چون خیلی
‫بلند و به کرات داری می‌گی

386
00:35:44,350 --> 00:35:47,103
‫مرد، آه، مرد. متوجه‌این چه
‫مکافاتی مجبورم بکشم...

387
00:35:47,186 --> 00:35:48,479
‫تا این گند رو پاک کنم؟

388
00:35:48,563 --> 00:35:50,690
‫کل پایگاه لعنتی شدیداً معترض بودن

389
00:35:50,773 --> 00:35:53,443
‫- چی گفتی؟
‫- چیزی که اون گفت بگم

390
00:35:53,526 --> 00:35:56,206
‫لب‌هاش تکون می‌خوردن ولی گمونم
‫اونی که داشت حرف می‌زد تو بودی

391
00:35:56,696 --> 00:36:00,366
‫،مانور آموزشی محرمانه
‫تا آمادگی و این چرندها

392
00:36:00,450 --> 00:36:03,411
‫کل گردان لعنتی رو بخاطر
‫عملکرد افتضاح‌شون...

393
00:36:03,494 --> 00:36:05,330
‫و اینکه گذاشتن متجاوز
‫فرار کنه سرزنش کردم

394
00:36:05,413 --> 00:36:07,540
‫با اینکه، خدا رو شکر که اون رو نگرفتن!

395
00:36:07,623 --> 00:36:08,666
‫فکر می‌کردم کسل مُرده

396
00:36:09,292 --> 00:36:11,377
‫- همه‌ی ما هم همینطور
‫- تا اینکه اطلاعات به دستت رسید

397
00:36:11,961 --> 00:36:13,588
‫- دقیقاً
‫- جدی؟

398
00:36:13,671 --> 00:36:17,633
‫پس چطور ممکنه روسو و تیمش
‫از قبل توی پایگاه بودن؟

399
00:36:17,717 --> 00:36:19,927
‫بدون اطلاع من. همم؟

400
00:36:20,761 --> 00:36:23,431
‫،و چرا اون هرزه فریاد زد
‫اون اینجاست"؟ "

401
00:36:25,558 --> 00:36:27,727
‫مثل یه بُز من رو اونجا قرار دادی

402
00:36:27,810 --> 00:36:30,230
‫بعد فکر کردی انقدر احمق هستم
‫که گول حرف‌هات رو بخورم

403
00:36:30,313 --> 00:36:32,565
‫،می‌دونی، بدون ما

404
00:36:32,648 --> 00:36:36,351
‫تا الان فرانک کسل تخم‌هات رو با سیم
‫به یه باتری ماشین وصل کرده بود

405
00:36:37,237 --> 00:36:41,616
‫- ولی احتمالاً از این‌کار خوشت می‌اومد، نه؟
‫- برو به درک، ستوان روسو

406
00:36:41,699 --> 00:36:44,076
‫،اگه نظرت رو خواستم
‫بهت می‌گم

407
00:36:44,535 --> 00:36:46,787
‫،تا جایی که به من مربوطه
‫درجه هنوز پابرجاست

408
00:36:47,162 --> 00:36:48,289
‫به کسل چی گفتی؟

409
00:36:49,832 --> 00:36:52,001
‫- هیچی
‫- چیزی برداشت؟

410
00:36:52,084 --> 00:36:55,087
‫چیزی برداشت؟
‫سعی داشت من رو ببره!

411
00:36:55,170 --> 00:36:58,549
‫گفت می‌دونه ما چیکار کردیم
‫و می‌خواد بدونه تو کی هستی

412
00:36:58,633 --> 00:36:59,759
‫چی بهش گفتی؟

413
00:36:59,842 --> 00:37:01,511
‫شوخیت گرفته؟
‫هیچی بهش نگفتم

414
00:37:01,594 --> 00:37:03,463
‫ولی قطعاً سعی کرد کاری
‫کنه به حرف بیام

415
00:37:03,546 --> 00:37:06,140
‫- اسم‌هامون رو بهش دادی؟
‫- نه، باشه؟

416
00:37:06,224 --> 00:37:09,335
‫بهش گفتم بره به درک.
‫هیچی از من دستگیرش نشد

417
00:37:10,645 --> 00:37:13,231
‫فکر می‌کنی اگه چیزی که
‫،می‌خواست رو بهش می‌گفتم

418
00:37:13,314 --> 00:37:15,483
‫وقتی از در وارد شدی
‫زنده مونده بودم؟

419
00:37:15,566 --> 00:37:19,194
‫می‌بینی، بیلی؟ بهت گفتم لازم
‫نیست نگران مورتی باشیم

420
00:37:20,821 --> 00:37:23,491
‫معلومه که لازم نیست نگران مورتی باشی

421
00:37:26,953 --> 00:37:29,372
‫ولی... الان قراره چیکار کنیم؟

422
00:37:31,165 --> 00:37:34,043
‫وقتش رسیده که بازنشسته بشی.
‫همونطوری که همیشه حرف‌ـش رو می‌زدیم

423
00:37:34,126 --> 00:37:37,922
‫- من رو تو بد وضعی انداختی، ویلیام
‫- و حالا دارم از این وضع خارج‌ـت می‌کنم

424
00:37:38,589 --> 00:37:42,468
‫،برات هویت جدید، پاسپورت جدید
‫تمام چیزها رو جور می‌کنیم

425
00:37:42,760 --> 00:37:45,930
‫تمام اون پول‌هایی که برات درآوردم رو
‫برمی‌داری و یه زندگی جدید رو شروع می‌کنی

426
00:37:46,013 --> 00:37:48,015
‫و دیگه هرگز همدیگه رو نمی‌بینیم

427
00:37:48,391 --> 00:37:51,769
‫- کسل هیچوقت تو رو پیدا نمی‌کنه
‫- بنظر خوبه

428
00:37:52,270 --> 00:37:53,688
‫روسو ترتیب همه‌ی جزئیات رو می‌ده

429
00:37:53,771 --> 00:37:56,941
‫،بمحض اینکه مدارک‌ـت رو در اختیار داشتی
‫بی‌خطر تو رو از کشور خارج می‌کنه

430
00:37:57,024 --> 00:37:59,985
‫تا اونموقع، در یه محل
‫امن مخفی‌ـت می‌کنیم

431
00:38:00,945 --> 00:38:03,864
‫خیلی‌خب. جیب‌هات رو خالی کن

432
00:38:13,040 --> 00:38:16,586
‫مدت زیادی بود منتظر بودم
‫،پیش خانواده‌م برگردم

433
00:38:16,669 --> 00:38:19,964
‫تصورش سخته که واقعاً
‫ممکنه این اتفاق بی‌افته

434
00:38:20,047 --> 00:38:23,092
‫برای مدت زیادی همه‌ش
‫فکر می‌کردن من مُردم

435
00:38:23,175 --> 00:38:25,970
‫و بعد یکدفعه، یه شب
‫همینجوری از در وارد بشم؟

436
00:38:26,053 --> 00:38:28,764
‫- به روان درمانی جدی نیاز پیدا می‌کنیم
‫- کار راحتی نمی‌شه

437
00:38:31,016 --> 00:38:32,226
‫،نه. پسر، تو باید بگی

438
00:38:32,310 --> 00:38:34,437
‫نگرانش نباش، دیوید‌ ".
‫"عالی می‌شه

439
00:38:35,021 --> 00:38:36,272
‫ازم می‌خوای بهت دروغ بگم، ها؟

440
00:38:36,356 --> 00:38:39,191
‫- ازت می‌خوام بهم دروغ بگی
‫- یا خدا

441
00:38:39,274 --> 00:38:42,570
‫آره، نوبت ۱۵ ماهه رو
‫تو افغانستان گذروندیم

442
00:38:42,653 --> 00:38:43,880
‫می‌ری، یه زن حامله داری

443
00:38:43,904 --> 00:38:47,050
‫برمی‌گردی، بچه، اون...
‫داره راه‌ می‌ره، می‌دونی

444
00:38:47,133 --> 00:38:49,653
‫،برای اولین بار تو رو می‌بینه
‫شروع می‌کنه به جیغ کشیدن

445
00:38:49,694 --> 00:38:51,737
‫روحشم خبر نداره تو کی هستی

446
00:38:52,663 --> 00:38:53,706
‫فکر کنم زنده می‌مونی

447
00:38:53,789 --> 00:38:55,249
‫،می‌دونم چی می‌گی
‫ولی این فرق داره

448
00:38:55,333 --> 00:38:56,334
‫چطور؟

449
00:38:58,378 --> 00:39:00,295
‫اجازه دادم این...

450
00:39:01,088 --> 00:39:04,684
‫دروغ وحشتناک رو باور کنن، می‌دونی؟

451
00:39:04,767 --> 00:39:06,207
‫،و بخاطر اونا این‌کارو کردم

452
00:39:06,251 --> 00:39:09,697
‫ولی نمی‌دونم که این موضوع
‫رو ناگزیر ببینن

453
00:39:10,848 --> 00:39:12,725
‫فکر کنم شاید خیلی چیزا
‫رو از دست دادم

454
00:39:12,808 --> 00:39:15,478
‫بی‌خیال. هیچی رو از دست ندادی
‫و خودتم می‌دونی

455
00:39:15,561 --> 00:39:18,105
‫تمام مدت داشتی با اون
‫دوربین‌هات تماشا می‌کردی

456
00:39:19,189 --> 00:39:20,358
‫راجع بهش می‌دونی؟

457
00:39:26,406 --> 00:39:30,868
‫ببین... دیوید، کاری که می‌خوای رو
‫انجام بده، ولی اگه جای تو بودم

458
00:39:30,951 --> 00:39:32,620
‫نمی‌ذاشتم زن‌ـت متوجه بشه

459
00:39:32,703 --> 00:39:34,955
‫اون احتمال داره تخم‌هات رو ببره

460
00:39:35,373 --> 00:39:38,042
‫می‌دونم نگرانی، ولی
‫فقط برو داخل...

461
00:39:38,543 --> 00:39:40,335
‫تک‌تک‌شون رو بغل کن
‫و ول‌شون نکن

462
00:39:40,420 --> 00:39:42,046
‫نه تا وقتی که التماس کنن بس کنی

463
00:39:42,755 --> 00:39:44,131
‫این کاری‌ـه که من می‌کردم

464
00:39:48,218 --> 00:39:49,679
‫- شرمنده
‫- بی‌خیال

465
00:39:51,055 --> 00:39:52,056
‫نباش

466
00:39:52,723 --> 00:39:53,933
‫تقصیر تو نیست

467
00:39:55,976 --> 00:39:58,979
‫- پشیمونی پیشنهاد بیلی رو قبول نکردی؟
‫- نه

468
00:40:00,815 --> 00:40:03,359
‫وقتی کارمون تموم شد
‫هنوز سرجاش‌ـه، نه؟

469
00:41:23,606 --> 00:41:27,943
‫- برای کاری دیر کردی؟
‫- نه. به دیر شدن راضی بودم

470
00:41:28,986 --> 00:41:30,571
‫کاملاً از دست‌ـش دادم

471
00:41:31,656 --> 00:41:32,823
‫ببخشید

472
00:41:33,699 --> 00:41:35,117
‫فقط یه قرار عاشقانه‌س

473
00:41:36,076 --> 00:41:40,080
‫اولیش نبود که از دست دادم مطمئنم
‫آخریش هم نمی‌شه. چیز مهمی نیست

474
00:41:40,164 --> 00:41:42,082
‫سعی می‌کنی کاری کنی
‫حالم بهتر شه؟

475
00:41:42,166 --> 00:41:43,375
‫آره، همینطوره

476
00:41:44,293 --> 00:41:46,879
‫ولی گمون کنم به هر حال
‫حس بدی نداری

477
00:41:48,047 --> 00:41:51,466
‫،اگه این‌کارو درست انجام بدی
‫اونوقت مهم نیست کی باشه...

478
00:41:51,551 --> 00:41:53,803
‫همیشه آدم کم ‌اهمیت‌تر می‌شه

479
00:41:54,720 --> 00:41:55,888
‫و هیچ کس از این خوشش نمیاد

480
00:41:58,933 --> 00:42:02,562
‫خب، شاید حق با توئه، ولی به تلاش
‫ادامه دادن ضرری نداره، درسته؟

481
00:42:03,437 --> 00:42:05,047
‫بهم بگو یه آدم خوش‌بین

482
00:42:06,732 --> 00:42:09,485
‫- یه لطف بزرگ در حق‌ـت می‌کنم
‫- جدی؟ واقعاً؟

483
00:42:09,569 --> 00:42:12,988
‫آره، می‌خوام... می‌خوام یه سری
‫نصیحت ناخواسته بهت بکنم

484
00:42:13,739 --> 00:42:15,115
‫سراپاگوشم

485
00:42:15,199 --> 00:42:18,368
‫این شغل با خانواده یا
‫دوستان سازگار نیست

486
00:42:20,871 --> 00:42:23,207
‫یه آدم تنها باید توی
‫این مسیر پا بذاره

487
00:42:24,458 --> 00:42:27,127
‫آدم‌های گوشه‌گیر مناسب‌ترین هستن

488
00:42:28,379 --> 00:42:30,714
‫و تو، دوست من یه گوشه‌گیر نیستی

489
00:42:35,052 --> 00:42:36,554
‫می‌دونی من رو یاد کی‌ می‌ندازی؟

490
00:42:37,763 --> 00:42:38,764
‫کی؟

491
00:42:39,932 --> 00:42:40,933
‫فرانک کسل

492
00:42:43,018 --> 00:42:45,688
‫- می‌دونی، شما دوتا خیلی شبیه هم هستین
‫- هیچی‌مون شبیه نیست

493
00:42:46,480 --> 00:42:49,358
‫من تو کار اجرای قانون هستم. اون...

494
00:42:51,819 --> 00:42:54,029
‫خب، این چیزی‌ـه که
‫سعی داریم سر دربیاریم

495
00:42:57,116 --> 00:42:59,577
‫قراره درمورد این شنود چیکار کنیم؟

496
00:43:01,621 --> 00:43:06,416
‫کاملاً بی‌اطلاع هستم

497
00:43:09,294 --> 00:43:11,714
‫این یه خونه‌ی امن سی‌آی‌اِی‌ـه، فرانک

498
00:43:11,797 --> 00:43:13,883
‫بنت حتماً فرار کرده پیش اورنج

499
00:43:15,676 --> 00:43:16,676
‫مراقب باش

500
00:43:19,138 --> 00:43:20,438
‫شکار خوش بگذره

501
00:43:34,862 --> 00:43:39,950
‫- اینجا دیگه کدوم گوری‌ـه؟
‫- آروم باش. اینجا فقط موقت‌ـه‌ و امن‌ـه

502
00:43:40,826 --> 00:43:42,787
‫کسی اینجا دنبال تو نمی‌گرده

503
00:43:48,458 --> 00:43:50,628
‫بهتره خیلی سریع اون مدارک رو بیاری

504
00:43:50,711 --> 00:43:53,655
‫وگرنه من از نگاه کردن به
‫این کاغذدیواری‌ها می‌میرم

505
00:43:53,756 --> 00:43:55,382
‫همه‌مون باید به طریقی بمیریم، درسته؟

506
00:43:55,966 --> 00:43:59,053
‫آره. چیز خوبی‌ـه که خودبزرگ‌بینی
‫کُشنده نیست، نه، روسو؟

507
00:44:01,430 --> 00:44:03,348
‫هیچوقت زیاد از من خوشت
‫نمی‌اومد، ها، مورتی؟

508
00:44:04,850 --> 00:44:08,270
‫نه. شما نیروی ویژه‌ای‌ها
‫همیشه کفری‌ـم می‌کنین

509
00:44:08,353 --> 00:44:12,482
‫حرومزاده‌های مغرور، جوری اینور
‫اونور می‌رین انگار تافته‌ی جدا بافته‌این

510
00:44:13,943 --> 00:44:14,944
‫این چه کوفتی‌ـه؟

511
00:44:21,701 --> 00:44:23,452
‫آه، خدا!

512
00:44:27,331 --> 00:44:28,374
‫چیزی که گفتم...

513
00:44:30,209 --> 00:44:32,369
‫- من... منظوری نداشتم...
‫- راجع به چیزی که گفتی نیست

514
00:44:32,419 --> 00:44:34,629
‫ببین، لزومی نداره.
‫به هر حال دارم از اینجا می‌رم

515
00:44:35,505 --> 00:44:37,382
‫فردا، دیگه نیستم

516
00:44:37,466 --> 00:44:38,467
‫آره

517
00:45:14,669 --> 00:45:17,589
‫می‌دونی، از اونجایی
‫که صادق هستیم...

518
00:45:20,217 --> 00:45:22,552
‫منم هیچوقت ازت خوشم نمی‌اومد، مورتی

519
00:46:07,556 --> 00:46:08,556
‫بله

520
00:46:08,974 --> 00:46:10,309
‫انجام شد

521
00:46:19,818 --> 00:46:20,818
‫یه بسته...

522
00:46:28,202 --> 00:46:29,202
‫دو بسته

523
00:46:33,248 --> 00:46:34,959
‫‏۱۱ سنت می‌شه

524
00:46:59,000 --> 00:47:05,000
‫زیرنویس از هـومـن صـمـدی و عـرفـان
‫Raylan Givens & €rik

525
00:47:05,024 --> 00:47:09,024
‫ارائه شده توسط وبسایت رسانه کوچک
‫LiLMedia.TV

526
00:47:09,048 --> 00:47:13,048
‫رسانه‌ی اینترنتی نایت مووی
‫Nightmovie.Tv

