1
00:00:09,906 --> 00:00:14,669
Dibamovie Presents | Dwonload Subtitles from dibasub.com
<font color="Red" size=18 </font>: ترجمه و زيــــــرنـــــويس  زيــــــرنـــــويس</font>  
{\3c&HFFFFFF&\1c&HFF0&\fs30\b1\an0} | Show-Time.Top | Silver_dj </font>
<font color="#ff8c00"> Telegram: @Jteimoori</font>

2
00:00:14,704 --> 00:00:17,258
جاده دمشق

3
00:00:17,672 --> 00:00:21,504
.جایی در اینجا طالوت بوسیله نور نابینا شد

4
00:00:22,712 --> 00:00:27,372
.از طرف خدا بهش وحی شد و در اون لحظه تبدیل به " پولس رسول "شد
(از مهم‌ترین مبلغان مسیحیت و بنیانگذار الهیات و خداشناسی این آئین بود)

5
00:00:28,407 --> 00:00:31,341
.کسی که دین مسیحیت رو بین غیر یهودیان گسترش داد

6
00:00:32,480 --> 00:00:35,000
(حالا محمد ِ پیامبر (ص

7
00:00:35,207 --> 00:00:37,002
زرتشت
( درود یزدان بر او)

8
00:00:37,209 --> 00:00:41,834
.حتی جوزف اسمیت ،همه شون الهاماتی داشتند
(شخصیت مذهبی از ایالات متحده آمریکا و بنیانگذار کلیسای مورمون است)

9
00:00:43,353 --> 00:00:47,047
.من مجذوب این لحظات ِ الهام هستم

10
00:00:47,599 --> 00:00:51,465
نه فقط به خاطر نگاهی که اونها  به خدا و بهشت ارائه می دهند

11
00:00:52,190 --> 00:00:56,125
.بلکه به این دلیل که این بینش ها الهام بخش تغییر هستند

12
00:00:57,402 --> 00:01:01,130
.اونها راه های جدیدی برای درک خدا به وجود میارند

13
00:01:01,958 --> 00:01:05,444
حتی یه مذهب جدید رو شروع میکنند

14
00:01:05,651 --> 00:01:09,724
الهامات چطور زندگی رو در زمین تغییر میده؟

15
00:01:17,077 --> 00:01:21,322
من برای اکتشاف قدرتِ الهامات الهی برنامه ریزی کردم

16
00:01:22,082 --> 00:01:25,775
در عکس اول شما روی ویلچیر
.هستی حالا سرپا ایستادی و راه میری

17
00:01:28,847 --> 00:01:32,471
.خواهم دید که چطور الهامات میتونه زندگی رو وارونه جلوه بده

18
00:01:32,851 --> 00:01:37,166
.من رفتم و به دیوار دست زدم و دیوار زنده بود

19
00:01:41,480 --> 00:01:45,691
.به محلی رفتم که برای جذب الهامات الهی طراحی شده بود

20
00:01:47,797 --> 00:01:50,144
.یاد میگیرم ارواح رو شکست بدم

21
00:01:50,179 --> 00:01:53,113
.بند بندم داشت از هم وا میشد

22
00:01:53,147 --> 00:01:55,943
.می تونه یک مرد رو از حاشیه برگردونه

23
00:01:58,083 --> 00:02:00,327
....و کشف اینکه چطور پیغامی از طرف خدا

24
00:02:00,361 --> 00:02:03,330
".و من گفتم : " بله خدایا،انجامش میدم

25
00:02:03,364 --> 00:02:06,436
.میتونه بیش از 10،000 زندگی رو نجات بده

26
00:02:07,403 --> 00:02:15,407
<font color="Red" size=18> داستان خداوند </font> 
<font color="#000000" size=18> همراه با مورگان فریمن </font> 
<font color="#fb8c00"> فصل 3 قسمت 3 - الهامات خداوند </font>

27
00:02:22,556 --> 00:02:26,939
من به جنوب غربی فرانسه اومدم تا از
.مقدس ترین شهر کاتولیک ها دیدن کنم

28
00:02:27,975 --> 00:02:31,151
.محراب بانوی ما لوردس

29
00:02:39,814 --> 00:02:44,509
خیلی از کاتولیک ها معتقدند که این غار جاییه که

30
00:02:45,061 --> 00:02:48,789
در سال 1858 دختر 14 ساله ای به نام برنادت سوبیرو

31
00:02:48,823 --> 00:02:52,068
.چندین الهام الهی داشته

32
00:02:57,246 --> 00:03:01,698
پدر خاویر دارود یه کشیش فرانسیسکن هست
.که این اطراف بزرگ شده

33
00:03:02,941 --> 00:03:05,840
واقعا خودشه؟

34
00:03:05,875 --> 00:03:08,429
این همون غار ماسابیل هست که

35
00:03:08,464 --> 00:03:12,364
.تمام اون اتفاقات در 1858 درش افتاده

36
00:03:12,399 --> 00:03:14,055
همینجا؟

37
00:03:14,090 --> 00:03:16,472
.همینجا

38
00:03:21,580 --> 00:03:25,205
.برنادت به جنگل اومده بود که برای اجاق هیزم تهیه کنه

39
00:03:28,035 --> 00:03:30,934
.و ناگهان یه تجسمی رو دید

40
00:03:38,908 --> 00:03:40,012
.ترسید

41
00:03:40,047 --> 00:03:42,739
فکر کرد که یه روحه

42
00:03:43,015 --> 00:03:45,846
....اون سعی کرد که علامت صلیب بکشه

43
00:03:46,053 --> 00:03:49,090
.اما ترسیده بود

44
00:03:50,506 --> 00:03:53,509
اولش برنادت متوجه ماجرا نشد تا اینکه فهمید که

45
00:03:53,543 --> 00:03:57,237
.الهامی که دیده با تصویر مریم باکره یکیه

46
00:03:59,963 --> 00:04:02,932
بانو شروع به کشیدن علامت صلیب کرد

47
00:04:02,966 --> 00:04:06,901
".و گفت " من حامله ی ِ معصوم هستم

48
00:04:07,730 --> 00:04:11,803
.برنادت میلرزید اما از چیزی که دیده بود مطمئن بود

49
00:04:13,253 --> 00:04:17,326
" رفت خونه،به والدینش گفت " من در غار  یه بانویی رو دیدم

50
00:04:17,636 --> 00:04:19,293
و والدینش چی گفتن؟

51
00:04:19,328 --> 00:04:20,846
والدینش گفتند

52
00:04:20,881 --> 00:04:25,161
".تو دیوانه شدی،و دیگه حق نداره به غار بری "

53
00:04:25,195 --> 00:04:28,682
حالا،پدر چرا به یه بچه همچین حرفی رو میزنی؟

54
00:04:28,716 --> 00:04:32,824
چون اونها جزو طبقه پایین شهر بودند و

55
00:04:32,858 --> 00:04:35,551
.خب دلشون نمیخواست که یه رسوایی به بار بیارند

56
00:04:36,690 --> 00:04:40,176
.پس والدینش گفتند که ساکت شو
پس  چرا ساکت نشد؟

57
00:04:40,935 --> 00:04:44,387
.چون اشتیاق بسیارزیادی وجود داشت

58
00:04:45,146 --> 00:04:49,254
.اون در قلبش صداش رو میشنید که میگفت برگرد

59
00:04:50,807 --> 00:04:53,154
.برنادت از دستور والدینش سرپیچی کرد

60
00:04:53,189 --> 00:04:57,573
.در واقع،اون 17 باز هم به اون غار رفت

61
00:05:00,576 --> 00:05:04,234
.از اون خواسته شده بود که برای گناهکاران طلب بخشش کنه ،نه برای خودش

62
00:05:04,269 --> 00:05:05,960
.نه برای خودش

63
00:05:05,995 --> 00:05:09,067
.مگر بخاطر مردم و بخاطر همه دنیا

64
00:05:09,999 --> 00:05:13,899
طبق افسانه در یکی از تجسمات مریم باکره به برنادت گفت

65
00:05:13,934 --> 00:05:17,386
.تا زمین رو برای آب حفر کنه و ازش بنوشه

66
00:05:20,699 --> 00:05:23,806
.با دستانش حفر کرد اما فقط آب گل آلود پیدا شد

67
00:05:28,914 --> 00:05:31,400
.بهرحال ازش نوشید

68
00:05:36,025 --> 00:05:39,925
.روستایی ها جمع شدند و متعجب شدند که شاید دیوانه شده باشه

69
00:05:40,547 --> 00:05:42,169
اونها متوجه نمیشدند که چه اتفاقی داره می افته

70
00:05:42,203 --> 00:05:44,378
.چون نمیتونستند گفتگوی اونها رو بشنوند

71
00:05:44,413 --> 00:05:47,312
.فقط عکس العمل سَنت ( قدیسه) برنادت رو میدیدند

72
00:05:47,347 --> 00:05:49,797
من دارم این صحنه رو میبینم،میگم که ،اصلا برای چی اینکارو میکنه؟

73
00:05:49,832 --> 00:05:52,110
.دقیقا

74
00:05:55,009 --> 00:05:58,634
.اما طولی نکشید که آب شروع کرد به صاف شدن

75
00:06:02,189 --> 00:06:06,089
.روستایی ها منقلب شدند

76
00:06:06,814 --> 00:06:11,543
این رو به عنوان نشانه ای فرض کردند که واقعا
.برنادت مستقیما با مریم باکره صحبت میکرد

77
00:06:17,031 --> 00:06:20,449
طی روزهای بعد یه خانم که اهل روستای مجاور بود

78
00:06:20,483 --> 00:06:22,830
.و مشکل دست داشت

79
00:06:22,865 --> 00:06:24,591
....فلج یا

80
00:06:24,625 --> 00:06:29,734
.آره،و خب اومد و دستش رو در چشمه قرار داد و شفا پیدا کرد

81
00:06:31,805 --> 00:06:36,913
.هیچ اینترنت یا تلوزیونی نبود اما خبر به سرعت پخش شد

82
00:06:37,535 --> 00:06:41,470
.یه چیز خیلی غیر عادی اتفاق افتاد

83
00:06:42,194 --> 00:06:44,093
آدم های زیادی شفا گرفتند؟

84
00:06:44,127 --> 00:06:47,648
.خیلی از آدم ها در اینجا شفا گرفتند

85
00:06:47,959 --> 00:06:50,824
چند دهه بعد از الهامات برنادت

86
00:06:50,858 --> 00:06:54,310
سه عبادتگاه بالای این غار ساخته شده

87
00:06:55,553 --> 00:06:58,590
امروزه میلیون ها نفر از مردم برای سفر زیارتی به اینجا میان

88
00:06:58,625 --> 00:07:02,318
.تا از چشمه آب بنوشند و خودشون رو شستشو بدن

89
00:07:05,183 --> 00:07:09,567
پدر خاویر منو به راهبه ای معرفی کرد که مدعیِ اون هم

90
00:07:09,601 --> 00:07:13,053
.بوسیله آب شقا بخش لورس درمان شده

91
00:07:13,087 --> 00:07:16,021
.اسم اونم هم برنادته

92
00:07:16,056 --> 00:07:18,472
.خواهر برنادت،منظورم میشه معرفیتون کنم

93
00:07:21,163 --> 00:07:24,473
.اسم من مورگان ِ.باعث افتخاره

94
00:07:25,474 --> 00:07:27,484
.عصر بخیر
.عصر بخیر خواهر -

95
00:07:18,507 --> 00:07:20,060
خب برنادت

96
00:07:20,094 --> 00:07:21,095
سلام

97
00:07:28,033 --> 00:07:31,761
.اون رو رسما به نام شفا یافته میشناسن

98
00:07:31,796 --> 00:07:33,487
چرا؟ مشکلش چی بوده؟

99
00:07:33,488 --> 00:07:36,318
شما از چه بیماری شفا گرفتید؟

100
00:07:36,319 --> 00:07:39,319
.... از سندرم نشانگان دم اسب

101
00:07:39,460 --> 00:07:42,320
.که با پیشرفتش باعث فلج شدنم شد

102
00:07:43,014 --> 00:07:44,981
.... اون باید

103
00:07:45,016 --> 00:07:46,155
پشت بند ؟

104
00:07:46,189 --> 00:07:48,709
.بله،پشت بند و نمیتونسته راه بره

105
00:07:48,744 --> 00:07:51,885
بیماری خواهر برنادت هیچ گونه درمان پزشکی نداشته

106
00:07:51,919 --> 00:07:56,234
.پس دکتر هاش بهش پیشنهاد کردند که برای زیارت به لورس بره

107
00:07:57,275 --> 00:07:58,885
....من برای بیمارانی دعا کردم

108
00:07:58,816 --> 00:08:00,786
....که در اطرافم بودند ...

109
00:08:00,737 --> 00:08:02,157
...برای شفای اونها

110
00:08:02,158 --> 00:08:04,758
.اما اصلا برای شفای خودم دعایی نکردم

111
00:08:04,829 --> 00:08:07,649
...وقتی دعا کردنم تموم شد

112
00:08:07,650 --> 00:08:09,640
....به اتاقم برگشتم

113
00:08:09,641 --> 00:08:11,651
:و یه صدایی رو شنیدم که  بهم گفت

114
00:08:11,752 --> 00:08:13,232
".پشت بند رو در بیار "

115
00:08:13,233 --> 00:08:14,733
.منم یه سختی پا شدم

116
00:08:14,734 --> 00:08:15,734
.... بعدش تقریبا هیچ دردی نداشتم

117
00:08:16,025 --> 00:08:17,235
...و روز بعدش

118
00:08:17,476 --> 00:08:18,886
.پنج کیلومتر راه رفتم

119
00:08:18,887 --> 00:08:21,887
عکساش رو هم دارم -
.بله ،میشه ببینم -

120
00:08:23,261 --> 00:08:28,059
در عکس اول شما رو که میبینم که روی ویلچیر نشسته ای
و در تصویر دوم شما

121
00:08:28,093 --> 00:08:31,338
.داری یه ویلچر رو هل میدی

122
00:08:34,203 --> 00:08:38,448
.و انگار اصلا پیر نشدی

123
00:08:39,760 --> 00:08:41,382
این سال 2008 هست -
آره -

124
00:08:41,417 --> 00:08:44,385
و اینم 2009
یه سال؟ -

125
00:08:44,420 --> 00:08:47,009
اره

126
00:08:48,320 --> 00:08:52,048
.پزشکان هیچ توضیح پزشکی برای بهبودیش پیدا نکردند

127
00:08:52,739 --> 00:08:55,362
.خواهر برنادت باور داره که این یه معجزه است

128
00:08:55,396 --> 00:08:58,330
.کلیسای کاتولیک پذیرفت

129
00:08:58,365 --> 00:09:04,682
در سال 2018 اونها شفا گرفتنش رو به عنوان هفتادمین معجزه
.رسمی در لوردس به رسمیت شناختند

130
00:09:07,685 --> 00:09:09,721
پس معجزات آنقدر هم رایج نیستند؟

131
00:09:09,756 --> 00:09:11,551
.در کلیسا نادر هستند

132
00:09:11,585 --> 00:09:13,863
.ما به دنبال معجزه نیستیم

133
00:09:13,898 --> 00:09:17,867
.چیزی که برای من مهمه در واقع این مکان مقدسه

134
00:09:18,385 --> 00:09:21,491
.بانوی ما در اینجا ظاهر شد

135
00:09:30,259 --> 00:09:34,435
الهام قدیس برنادت از مریم باکره همچنان زنده است

136
00:09:35,264 --> 00:09:40,269
.در آب این غار،کلیسای جامع و در کل این مکان

137
00:09:41,650 --> 00:09:45,723
کاتولیک ها بر این باورند که چیزی که در اینجا
.اتفاق افتاده یه معجزه بوده

138
00:09:46,551 --> 00:09:48,933
و حتی اگر هم باور نداشته باشید

139
00:09:48,967 --> 00:09:52,799
.باید قدرت الهامش رو بپذیرید

140
00:09:53,075 --> 00:09:57,976
که جایی رو ساخته که زندگی های زیادی رو دگرگون کرده

141
00:09:58,701 --> 00:10:02,912
.مثل خواهر برنادت و شایدم هزاران نفر دیگه

142
00:10:03,637 --> 00:10:07,434
اما آیا مسائل الهی فقط در اعماق ظاهر میشن؟

143
00:10:08,884 --> 00:10:13,267
یا ممکنه خدا رو حتی زمانی که به وجودش شک دارید هم ببینید ؟

144
00:10:17,375 --> 00:10:21,517
من به لندن اومدم که با یک نویسنده و ویراستار به نام
.ایان بال ملاقات کنم

145
00:10:22,207 --> 00:10:25,141
ایان یک سری حمله های عصبی داشت که منجر به

146
00:10:25,176 --> 00:10:28,248
.تغییر عمیقی در چشم انداز زندگیش داشت

147
00:10:28,282 --> 00:10:29,870
ایان -
.از دیدنت خوشحالم مورگان -

148
00:10:29,905 --> 00:10:31,665
( صدای خنده )

149
00:10:34,392 --> 00:10:36,187
.در مورد حمله هات بهم بگو

150
00:10:36,221 --> 00:10:38,430
چطوری شروع شدند؟

151
00:10:38,465 --> 00:10:40,709
در ماه ژانویه سال 2010 شروع شد -

152
00:10:40,743 --> 00:10:44,264
.یه روز عصر رفته بودم استخر محله مون داشتم شنا میکردم

153
00:10:44,298 --> 00:10:47,198
.یهویی همه چی به رنگ قهوه ای در اومد

154
00:10:50,546 --> 00:10:53,894
یادمه دو روز بعدش، بعد از دو روز تشنج صرع

155
00:10:53,929 --> 00:10:57,726
.توی یه بیمارستان بهوش اومدم

156
00:11:00,452 --> 00:11:06,286
مشخص شد که من توموری دارم، که بهش
.... میگن تومور کندروبلاستوما استخوانی و

157
00:11:06,320 --> 00:11:08,046
تومور استخوان؟ -

158
00:11:08,081 --> 00:11:10,739
آره،یه تومور استخوانی بود که تبدیل
به تومور مغزی شد و این مساله

159
00:11:10,773 --> 00:11:15,122
.دلیل  صرع بود، و من یه جراحی مغز داشتم که اونو برداشتند

160
00:11:15,778 --> 00:11:17,815
.یه جراحی داشتی و اونو برداشتند

161
00:11:17,849 --> 00:11:22,889
بیرون اومدم  ICU بله،و بعد از جراحی،بعد از اینکه از

162
00:11:22,923 --> 00:11:27,721
." چیزی شروع شد که من بهش میگم " صبحانه کاری با کیهان

163
00:11:31,414 --> 00:11:32,933
.زیرکانه بود

164
00:11:32,968 --> 00:11:35,142
." صبحانه کاری با کیهان "

165
00:11:35,177 --> 00:11:36,523
بله

166
00:11:36,557 --> 00:11:39,077
میشه یه کم بیشتر توضیح بدی؟

167
00:11:39,353 --> 00:11:42,356
.اولین روزم با طلوع خورشید شروع شد

168
00:11:42,391 --> 00:11:45,808
نور خورشید وارد اتاق شد و بیدارم کرد

169
00:11:47,085 --> 00:11:49,709
و یادمه که به دیوار بالای تختم نگاه میکردم

170
00:11:49,743 --> 00:11:53,885
که مثل همیشه بود،با این تفاوت که اون لحظه حس ِ

171
00:11:55,128 --> 00:11:57,199
.یه معجزه داشت

172
00:11:59,442 --> 00:12:01,721
در واقع نور خورشید بوده؟

173
00:12:01,755 --> 00:12:03,515
.خود دیوار بود

174
00:12:03,550 --> 00:12:04,689
.حضور دیوار

175
00:12:04,724 --> 00:12:06,622
دیوار

176
00:12:06,656 --> 00:12:10,212
من بلند شدم  و به دیوار دست زدم و یادمه حس کردم

177
00:12:10,246 --> 00:12:12,973
.دیوار زنده است

178
00:12:13,146 --> 00:12:17,012
.انگار هوشیار بود

179
00:12:22,880 --> 00:12:27,091
.هر چیزی که ایان در مورد واقعیت میدونست  کنار گذاشته شد

180
00:12:27,747 --> 00:12:31,371
.راه کاملا جدیدی برای نگاه کردن به دنیا براش آغاز شده بود

181
00:12:39,241 --> 00:12:41,899
.ایان بال هیچ وقت فرد مذهبی نبوده

182
00:12:41,933 --> 00:12:46,973
اون واقعا در مورد خدا فکر نکرده بود اما جراحات حاصل از جراحی مغز باعث

183
00:12:47,007 --> 00:12:51,011
ایجاد مجموعه ای از الهامات شد که اونو مجبور کرد 
.همه چیز رو زیر سوال ببره

184
00:12:54,221 --> 00:12:56,568
.این مساله سه چهار هفته ادامه داشت

185
00:12:56,603 --> 00:12:58,018
چند مرتبه بود؟

186
00:12:58,053 --> 00:12:59,364
هر روز -
هر روز -

187
00:12:59,399 --> 00:13:00,883
.هر ،هر روزصبح

188
00:13:00,918 --> 00:13:03,541
یه جورایی حس میکردم  از خود بی خود شدم و

189
00:13:03,575 --> 00:13:07,062
.حقایق اساسی در مورد ماهیت واقعیت برام مشخص شده

190
00:13:08,788 --> 00:13:12,101
.یکی از اونها این بود که همه اشیاء بی روح آگاهی دارند

191
00:13:13,033 --> 00:13:15,795
.همه موجودات آگاه هستند ، از جمله دیوار

192
00:13:16,588 --> 00:13:18,936
.میزها و صندلی ها

193
00:13:21,973 --> 00:13:24,631
.به نظر من خیلی خارج از انتظار بود

194
00:13:24,665 --> 00:13:28,980
منظورم اینه که ،میدونی،چطور
بدون مغز میتونم آگاهی داشته باشم؟

195
00:13:30,188 --> 00:13:33,605
چیز دیگه ای که به نظر میرسید در حال اتفاق افتادنه
 این بود که همه چیز بهم در قالب یک

196
00:13:33,640 --> 00:13:38,024
.فرم در اومدن، و با یه عشق بی قیدو شرط بهم متصل هستند

197
00:13:42,304 --> 00:13:45,617
و یه موج بزرگ از احساسات بود که همراه این تجربه بوجود می اومد

198
00:13:45,652 --> 00:13:48,862
.که واقعا قدرتمند و متعالی بود

199
00:13:50,070 --> 00:13:51,554
آدم مذهبی هستی؟

200
00:13:51,589 --> 00:13:52,762
.من خدا ناباور بودم

201
00:13:52,797 --> 00:13:54,350
.نمیدونستم چطور باید درکش کنم

202
00:13:54,385 --> 00:13:55,904
.نمیدونم خدا بود یا نه

203
00:13:55,938 --> 00:13:57,353
.نمیدونم هم که نبوده

204
00:13:57,388 --> 00:13:59,355
.نمیدونم بوده یا نه،نمیدونم چی بوده

205
00:13:59,390 --> 00:14:01,564
همممم

206
00:14:04,982 --> 00:14:09,089
ایان میخواست بدونه که آیا الهاماتش
 دلائل پزشکی داشته یا نه

207
00:14:09,124 --> 00:14:11,954
بنابراین به مرکز مطالعات دانشگاه کمبریج که بوسیله

208
00:14:11,989 --> 00:14:14,992
.دکتر جوزف تناس مدیریت میشد پیوست

209
00:14:15,406 --> 00:14:20,204
.تحقیقاتی در خصوص  ارتباط بین صرع و تجارب عرفانی بوده

210
00:14:21,343 --> 00:14:24,898
.این اسکن توموریه که باعث بروز صرع در من میشده

211
00:14:24,933 --> 00:14:26,555
.درسته

212
00:14:26,589 --> 00:14:28,212
خب،منظورم اینه که،همینطوری که در این اسکن میبینید
رشد جمجمه از سمت چپ

213
00:14:28,246 --> 00:14:30,662
لوب گیجگاهی  به سمت بالای مغز ایان  فشار میاره

214
00:14:30,697 --> 00:14:33,251
و اونها مجبور شدن که این بخش رو برش بدند

215
00:14:33,286 --> 00:14:34,908
اما مشخصه که وقتی این کارو میکنید یه مقداری

216
00:14:34,943 --> 00:14:36,634
.خراشیدگی روی لوب گیجگاهی  چی ابقی میمونه

217
00:14:36,668 --> 00:14:40,914
پس یه مساله ای در خصوص لوب گیجگاهی قابلیت این رو داشته

218
00:14:40,949 --> 00:14:44,538
.که تولید تجربیات معنوی بکنه

219
00:14:44,573 --> 00:14:47,265
.هنوز در این مورد یه نتیجه گیری نرسیدید

220
00:14:47,300 --> 00:14:50,544
ما نمیتونیم حمله عصبی رو به کسی القا کنیم
تا یه ماهیت عرفانی پیدا کنه

221
00:14:50,579 --> 00:14:53,720
.بعدم امیدوار باشیم که بتونیم یه ام ای آر خوب ازش بگیریم

222
00:14:53,754 --> 00:14:55,653
.ما نمیدونیم که حمله عصبی کی اتفاق می افته

223
00:14:55,687 --> 00:14:58,552
نمیتونید به یه جمع بندی برسید؟

224
00:14:58,587 --> 00:15:01,279
.هنوز نه

225
00:15:01,314 --> 00:15:02,832
...من -
...منظورم اینه -

226
00:15:02,867 --> 00:15:06,008
.خب برو سر اصل مطلب،خدا وجود داره

227
00:15:06,043 --> 00:15:08,873
ژاندارک

228
00:15:08,908 --> 00:15:10,668
قدیس برنادت

229
00:15:10,702 --> 00:15:16,156
فکر میکنی احتمالش هست چیزی که اونها تجربه کردن

230
00:15:16,191 --> 00:15:19,228
یه جور بیماری صرع بوده باشه؟

231
00:15:19,263 --> 00:15:21,196
.ممکنه

232
00:15:21,230 --> 00:15:24,958
یه مقاله عصب شناسی وجود داشته که
میگه رویای پاول در مسیرش به سمت دمشق

233
00:15:24,993 --> 00:15:28,479
یه حمله عصبی بوده،اما منظورم اینه که ،خب که چی؟

234
00:15:28,513 --> 00:15:30,619
چون چیزی که بعدش اتفاق افتاد این بود که

235
00:15:30,653 --> 00:15:34,554
.بعدش پاول یه موعظه گر شد و شد پاول قدیس

236
00:15:34,588 --> 00:15:36,245
.درسته

237
00:15:36,280 --> 00:15:39,628
به عنوان یه دانشمند تمیتونم بهتون بگم
.که آیا اونها ربطی به متافیزیک داشته یا نه

238
00:15:39,939 --> 00:15:44,598
چیزی که میتونیم بهش نگاه بندازیم اینه که یه چیزی در مغز هست که توانایی تولید

239
00:15:44,633 --> 00:15:48,878
.تجربیات روحانی رو داره،و وقتی که قصد اینکار رو نداره هم انجامش بده

240
00:15:50,570 --> 00:15:52,227
بسیار خب

241
00:15:52,261 --> 00:15:56,162
سوال مهم اینجاست که این مساله چطور تغییرت داد؟

242
00:15:56,921 --> 00:16:00,200
خب فکر میکنم ،میدونید ،اون حسی رو که داشتم

243
00:16:00,235 --> 00:16:03,824
.که گیتی یه جای سرد و بی معنی نیست

244
00:16:03,859 --> 00:16:08,691
فکر کنم این یک نوع پایه و معنا برای من ایجاد کرد ، و فکر می کنم این ایده

245
00:16:08,726 --> 00:16:10,279
.یه جور وحی بوده

246
00:16:10,314 --> 00:16:13,041
.یا شایدم یه جور گمراهی مغزی بوده

247
00:16:13,075 --> 00:16:15,836
به این نتیجه رسیدم که این مساله واقعا مهم نیست چون
چیزی که واقعا با من هست

248
00:16:15,871 --> 00:16:21,739
این حس عشق بی پایان و بی قید و شرطه و فکر نمیکنم این که

249
00:16:21,773 --> 00:16:25,881
.اهمیتی داشته باشه که از طرف نیروهای الهی اومده باشه یا مغز داغون من

250
00:16:32,646 --> 00:16:34,683
...اون یه احساس واقعی بود و واسه من،میدونید

251
00:16:34,717 --> 00:16:35,684
آره

252
00:16:35,718 --> 00:16:37,030
.اون یه الهام کافی بود

253
00:16:37,065 --> 00:16:38,894
.و تلاش برای زندگی دراون روحیه کفایت میکنه

254
00:16:38,928 --> 00:16:41,241
.خیلی هم خوبه

255
00:16:44,037 --> 00:16:49,215
.گیر کردن در حفره علم در برابر مذهب خیلی ساده است

256
00:16:50,388 --> 00:16:56,670
عقلانیت در برابر معنویت، اما مورد ایان نشون داده که

257
00:16:56,705 --> 00:17:01,365
. برای درک علمی فضا وجود داره. بدون تنزیل احساسات ذهنی الهی

258
00:17:02,573 --> 00:17:05,403
همانطوری که کارل سیگان قبلا گفته

259
00:17:05,438 --> 00:17:08,751
، این تصور كه علم و معنویت با یكدیگر متمایز هستند"

260
00:17:08,786 --> 00:17:12,755
".به هردوی آنها صدمه میزند

261
00:17:24,767 --> 00:17:28,426
الهامات میتونه رابطه شخصی ما رو با جهان شکل بده

262
00:17:28,461 --> 00:17:32,775
اما تغییرات فقط در درون کسی که پیام الهی رو دریافت میکنه اتفاق نمی افته

263
00:17:33,293 --> 00:17:36,331
.اونها می تونند زندگی هزاران نفر رو تغییر بده

264
00:17:36,365 --> 00:17:40,093
جامعه شناس آندریاس اشنایدر به روستایی در کنا اومده

265
00:17:40,128 --> 00:17:44,028
.تا با مردی که دنیا ر تغییر داده ملاقات کنه

266
00:17:44,063 --> 00:17:48,377
، دکتر چارلز مولی یک تاجر و نیکوکار برجسته است

267
00:17:48,412 --> 00:17:51,484
.اما شروع آسونی در زندگی نداشت

268
00:17:51,518 --> 00:17:56,765
.من در یه منطقه روستای و دور از مرکز نایروبی بزرگ شدم

269
00:17:57,731 --> 00:18:02,322
.در سم 6 سالگی پدر و مادرم منو ترک کردند

270
00:18:02,667 --> 00:18:06,119
.در 6 سالگی به امان خدا رها شدی

271
00:18:06,154 --> 00:18:07,431
آره

272
00:18:07,465 --> 00:18:10,261
.من،من نمیتونم تصور کنم

273
00:18:12,125 --> 00:18:17,303
در شانزده سالگی تصمیم گرفتم تا پیاده  به شهر نایروبی

274
00:18:17,889 --> 00:18:20,306
.برم و هیچ تجربه ای هم نداشتم

275
00:18:20,340 --> 00:18:23,861
.من تحصیلاتی نداشتم،اما یه شغل پیدا کردم

276
00:18:24,965 --> 00:18:28,314
یه پولی جمع کردم و یه وسیله نقلیه خریدم

277
00:18:28,348 --> 00:18:31,938
.و بعدش تونستم یکی دیگه بخرم

278
00:18:32,490 --> 00:18:35,631
.بعدش یه ناوگان از اتوبوس داشتم

279
00:18:35,666 --> 00:18:38,738
ناوگان اتوبوسش رشد کرد و تبدیل به  ترابری شلوغ شد

280
00:18:38,772 --> 00:18:42,293
.و اون یه مرد ثروتمند شد

281
00:18:42,880 --> 00:18:46,953
.اما موفقیت جدیدش در معرض  ضربه بزرگی بود

282
00:18:49,818 --> 00:18:55,203
.در سال 1986 چارلز با پسرهای فقیری در خیابان های نایروبی مواجه شد

283
00:18:55,617 --> 00:18:58,067
.اونها به پول نیاز داشتند

284
00:18:58,309 --> 00:19:00,173
من گفتم "نه ،مگه چیکار کردی؟

285
00:19:00,208 --> 00:19:03,072
".تو کاری نکردی و منم به هیچ وجه بهت پولی نمیدم

286
00:19:06,421 --> 00:19:09,424
اون تصمیمی بود که ازش پیشمون شد

287
00:19:12,806 --> 00:19:18,605
پسرها ماشینش رو دزدیدند ،اما خیلی زود  احساسات چارلز

288
00:19:18,640 --> 00:19:21,677
.نسبت به اون پسرها از خشم به دلسوزی تغییر کرد

289
00:19:21,712 --> 00:19:26,406
.اما من در قلبم آرامشی نداشتم ،چون بهشون کمک  نکرده بودم

290
00:19:27,545 --> 00:19:31,687
.من گذشته ام رو فراموش کرده بودم، اینکه من شبیه به اونها بودم

291
00:19:34,725 --> 00:19:38,591
.چهره اون پسرها برای سالها از ذهنش پاک نمیشد

292
00:19:42,595 --> 00:19:46,875
.تا اینکه یه روز گناهش اونقدر زیاد شد که دیگه تحملش رو نداشت

293
00:19:46,909 --> 00:19:51,535
.در 17 نوامبر سال 1989 حدود ساعت 11 صبح

294
00:19:51,914 --> 00:19:56,160
.حس کردم که دنیا داره از هم میپاشه

295
00:19:56,195 --> 00:19:58,369
.هیچ آرامشی وجود نداشت

296
00:19:58,404 --> 00:20:00,440
.میدونید داشتم گریه میکردم

297
00:20:00,475 --> 00:20:05,307
"داشتم از خدا میپرسیدم که " ازم میخوای چیکار کنم؟

298
00:20:05,790 --> 00:20:10,795
...و در قلبم یه کمی ترس وجود داشت،و بعد از 4 ساعت موندن در ماشین

299
00:20:10,830 --> 00:20:12,211
چهار ساعت؟

300
00:20:12,245 --> 00:20:17,940
.چهار ساعت،گریه کردن،صدای خداوند بهم نازل شد

301
00:20:21,565 --> 00:20:27,674
من بهت همه چی دادم،همه جا هوات رو داشتم و همه اینها رو بهت دادم"

302
00:20:28,261 --> 00:20:34,163
.و حالا میخوام هر چیزی که دار رو به فقرا بدی

303
00:20:36,027 --> 00:20:39,997
.من به خاضعانه ترین حالت فرو رفتم

304
00:20:40,998 --> 00:20:44,104
.اون نقطه واقعی برگشت بود

305
00:20:45,036 --> 00:20:48,385
".من گفتم " بله خدای من ،اینکار رو میکنم

306
00:20:50,559 --> 00:20:54,874
.و در اون لحظه،لذت شدیدی رد قلبم احساس کردم

307
00:20:55,599 --> 00:20:59,741
.این در واقع چیزیه که ما به عنوان یک شکست می بینیم

308
00:20:59,775 --> 00:21:03,641
.این موجب یه آغاز شد

309
00:21:03,676 --> 00:21:06,472
من به خانواده ام گفتم که یه خبری براتون دارم

310
00:21:06,506 --> 00:21:10,648
گفتم،من هیچ پولی نمیخوام

311
00:21:11,028 --> 00:21:15,170
.و میخوام هرچیزی که دارم به فقرا بدم

312
00:21:15,998 --> 00:21:19,485
اینکه خدا با چارلز صحبت کرد به چارلز این شجاعت رو داد
.که یه تیم خانه افتتاح کنه

313
00:21:20,555 --> 00:21:23,558
.اما این ثابت کرد که یه آزمایشی برای ایمانشه

314
00:21:24,490 --> 00:21:28,252
.اون زمین بزرگی رو پیدا کرد که میتونست خونه ی بچه های زیادی باشه

315
00:21:28,287 --> 00:21:31,669
.اما بدون یه منبع حیاتی بی مصرف میشد

316
00:21:32,739 --> 00:21:34,327
.آب

317
00:21:34,362 --> 00:21:36,398
.ما خشکسالی سختی داشتیم

318
00:21:36,433 --> 00:21:39,021
.هیچ جا آب پیدا نمیشد

319
00:21:39,056 --> 00:21:42,128
.سه سال بود که آب نداشتیم

320
00:21:44,544 --> 00:21:48,099
.من سه هفته تمام دعا کردم

321
00:21:49,618 --> 00:21:54,830
.بعد از نیمه شب بود  و اون موقع صدا رو شنیدم

322
00:21:59,835 --> 00:22:06,152
"مشکل تو بر طرف شده، بلند شو،بهت نشون میدم که از کجا بهت آب خواهم داد "

323
00:22:08,396 --> 00:22:11,571
.به همسرم گفتم و تمام مسیر رو قدم زدم

324
00:22:13,987 --> 00:22:17,646
و ما اینجا ایستادیم و خدا گفت

325
00:22:17,681 --> 00:22:21,443
".اینجا همون جاست،من بهت آب میدم "

326
00:22:30,521 --> 00:22:32,972
" وبه همسرم گفتم،" بچه ها رو صدا کن

327
00:22:33,006 --> 00:22:35,940
.و روز بعدش شروع کردیم به کندن

328
00:22:43,431 --> 00:22:46,572
.ما به خدا توکل داشتیم

329
00:22:55,443 --> 00:22:59,930
.حتما وقتی آب پیدا کردید یه آرامش بزرگی داشتید

330
00:23:00,240 --> 00:23:02,242
.هیچ وقت همچین چیزی ندیده بودم

331
00:23:02,277 --> 00:23:07,524
.من هیچ وقت همچین حسی نداشتم،یه چیز ملموسی بود

332
00:23:09,526 --> 00:23:13,081
همه مردم روستا،همه بچه های

333
00:23:13,599 --> 00:23:17,085
.خانواده فرزندان مولی" شادی میکردند"

334
00:23:21,607 --> 00:23:26,335
آب چشمه به "خانواده فرزندان مولی" کمک کرد تا امروز

335
00:23:26,370 --> 00:23:30,788
.از طریق کشاورزی چندین سرمایه گذاری رو مدیریت کنند

336
00:23:31,789 --> 00:23:36,794
از زمانی که چارلز صدای خدا رو در کنار جاده شنید
شش یتیم خانه ساخته

337
00:23:36,829 --> 00:23:40,902
.و بیش از ده هزار یتیم رو بزرگ کرده

338
00:23:41,178 --> 00:23:46,425
اون ده تا مدرسه ویرانه رو ترمیم کرد و
.سرپناه های بیشتری برای بچه ها ساخت

339
00:23:47,736 --> 00:23:51,671
تو زندگیم هیج کاری بهتر از نجات جان کودکان

340
00:23:51,706 --> 00:23:55,882
.در زندگیم نمیتونستم انجام بدم

341
00:23:56,124 --> 00:23:57,470
.این یه مزیته

342
00:23:57,505 --> 00:23:59,438
بله

343
00:24:12,416 --> 00:24:16,489
چارلز حاضر شد به خاطر الهامی که بهش شده
.همه چیزش رو بده

344
00:24:17,179 --> 00:24:22,012
.بخاطر خدا و کارش زندگی هزاران نفر رو تغییر داد

345
00:24:22,840 --> 00:24:25,498
چند نفر از ما حاظری بودیم اینکارو بکنیم؟

346
00:24:29,191 --> 00:24:33,472
.برای مومنان ، الهامات خدا منبع الوهیت بر روی زمینه

347
00:24:34,473 --> 00:24:38,442
اونها معجزات،عشق بی حد و مرز و غمخواری
.بی پایان به همراه دارند

348
00:24:40,409 --> 00:24:43,482
با اینحال ، الهامات کمیاب هستند

349
00:24:44,068 --> 00:24:48,659
اما اگر میشد با درخواست هدایت الهی رو بدست آورد چی؟

350
00:25:02,535 --> 00:25:04,951
من به فرانسه برگشتم خواستگاه یکی از

351
00:25:04,986 --> 00:25:08,507
.الهام بخش ترین معماری های جهان

352
00:25:14,340 --> 00:25:18,344
اما یکی از این مهمترین بناها در شهر نور (پاریس) نیست

353
00:25:18,378 --> 00:25:22,348
.بلکه در یه شهر کوچک در 50 کیلومتری شهر پاریس وجود داره

354
00:25:25,489 --> 00:25:27,560
شارتر

355
00:25:32,945 --> 00:25:36,569
از زمان تکمیلش در قرن 13 تا به امروز

356
00:25:36,604 --> 00:25:40,953
.کلیسای جامع شارتر جریان بی پایانی از  زائران رو به سمت خودش داشته

357
00:25:42,644 --> 00:25:47,304
.گفته می شه طراحی اون باعث الهام بخشیدن به آنها برای حضور خدا می شه

358
00:25:54,138 --> 00:25:56,658
.میخوام بدونم چطور

359
00:25:58,384 --> 00:26:01,421
.من با دکتر خولیو برمودز ملاقات میکنم

360
00:26:01,456 --> 00:26:02,699
به شارتر خوش اومدید

361
00:26:02,733 --> 00:26:04,010
مرسی

362
00:26:04,045 --> 00:26:07,151
.یک پرفسور معماری که به مطالعه فضاهای مقدس می پردازد

363
00:26:07,358 --> 00:26:09,360
.میخوایم وارد فضای مقدس بشیم

364
00:26:09,395 --> 00:26:10,569
بسیارخب

365
00:26:10,603 --> 00:26:12,087
.و میخوام که آماده باشی

366
00:26:12,122 --> 00:26:13,779
چطور آماده باشم؟

367
00:26:13,813 --> 00:26:17,886
اول وارد درگاه میشم،بعدش وارد سالن میشیم

368
00:26:18,853 --> 00:26:21,131
.به محض اینکه داخل شدیم چشمات رو ببند

369
00:26:21,165 --> 00:26:23,547
بستم

370
00:26:23,582 --> 00:26:26,861
.یه نفس بکش و بالا رو نگاه کن و چشمات رو باز کن

371
00:26:30,174 --> 00:26:33,350
وای

372
00:26:42,877 --> 00:26:45,949
.این رو با دست ساختن،منظورم اینه که اصلا از ماشین استفاده نشده

373
00:26:45,983 --> 00:26:48,330
.بدون دخالت ماشین -
.بدون دخالت ماشین-

374
00:26:48,365 --> 00:26:50,643
.نیروی انسانی -
.هر سنگ تراشیده شده -

375
00:26:50,678 --> 00:26:54,336
.عمل عشق و تعهد به خدا

376
00:26:55,372 --> 00:26:57,961
پروژه ای در این اندازه یک مسئولیت بسیار بزرگ در

377
00:26:57,995 --> 00:27:03,518
عصر پیش‌صنعتی به حساب می اومده،چیزی که بیشتر باعث
قابل توجه شدند شارتر میشه اینه که

378
00:27:03,552 --> 00:27:09,144
.در سال 1220 تکمیل شده، فقط 26 سال بعد از شروع ساخت و ساز

379
00:27:10,490 --> 00:27:15,461
.در اون زمان،در قرن دوازدهم و سیزدهم این کار یه چیز فوق العاده بوده

380
00:27:15,875 --> 00:27:19,465
.بزرگترین چیزی بوده که ساخته شده

381
00:27:20,777 --> 00:27:25,057
تصور کن یه زائر چندین مایل پیاده می اومده،و مرتفع ترین

382
00:27:25,091 --> 00:27:29,820
.بزرگترین و افسانه ای ترین کلیسای اروپا رو میدیده

383
00:27:32,443 --> 00:27:34,825
زائران 8 قرن پیش احتمالاً هرگز در فضایی

384
00:27:34,860 --> 00:27:38,380
.از این قد بلند تر پا نمی گذاشتند

385
00:27:38,726 --> 00:27:41,004
.اولین چیزی که در مورد همه چیز وجود دارد ، عمودی بودنه

386
00:27:41,038 --> 00:27:42,695
اها

387
00:27:42,730 --> 00:27:48,011
.چشم هاشون به بالا خیره میشه و یک طاق 36 متری میبینند

388
00:27:48,218 --> 00:27:49,978
.که با چوب پوشیده شده

389
00:27:50,013 --> 00:27:54,224
که با چوب پوشیده شده،بله،اما چیزی که باید بهش
فکر کنی اینه که اون آدم ها واقعا حس میکردند

390
00:27:54,258 --> 00:27:57,572
.که به سمت خدا هدایت شدند،یه سمت بهشت

391
00:27:58,677 --> 00:28:01,541
و وفتی زائرین به بالا نگاه کنند

392
00:28:01,576 --> 00:28:04,717
.یکی دیگه از عناصر این فضای مقدس رو میبینند

393
00:28:07,927 --> 00:28:10,550
.نور

394
00:28:12,794 --> 00:28:15,970
.یقینا نو رمهمنرین چیزه

395
00:28:21,182 --> 00:28:24,461
.نشاندهنده خداونده

396
00:28:25,255 --> 00:28:29,742
پس خدا از طریق نور حرف میزنه،و به همین دلیله که ما که اون

397
00:28:29,777 --> 00:28:34,160
پنجره ها با شیشه های رنگی و نمادهای روش رو داشته باشیم

398
00:28:35,852 --> 00:28:39,821
،اونها باور دارند که خدا با اونها صحبت میکنه
.براشون داستانهایی از انجیل میگه

399
00:28:46,794 --> 00:28:49,728
وقتی با مکانی مواجه می شی که حواس
شما رو تحت الشعاع خود قرار میده

400
00:28:49,762 --> 00:28:53,455
، توجه شما را کاملاً به بیرون جذب می کنه

401
00:28:53,490 --> 00:28:56,769
و این قدرت ذهنی زیادی میخواد و این به شما اجازه میده

402
00:28:56,804 --> 00:29:00,324
.که وارد حالت یکی شدن بشید

403
00:29:00,359 --> 00:29:05,916
پس وقتی وارد فضایی مثل این میشی

404
00:29:05,951 --> 00:29:08,470
یه تغییر فیزیکی واقعی در ذهن انسان شکل میگیره؟

405
00:29:08,505 --> 00:29:11,784
.بله،اگه دلتون بخواد وارد یه فضای عرفانی میشید

406
00:29:11,819 --> 00:29:13,510
.یا حالت مرحمت

407
00:29:13,544 --> 00:29:16,099
.بله،دقیقا وارد حالت مرحمت میشید،درسته

408
00:29:16,133 --> 00:29:18,757
.دیدی دارم یاد میگیرم

409
00:29:20,759 --> 00:29:24,452
اما کسانی که حدود 800 سال پیش شارتر رو ساختند

410
00:29:24,486 --> 00:29:28,697
.در نظر داشتند چیزی بیشتر از یه تجربه بی حس از نور و فضا بسازند

411
00:29:29,215 --> 00:29:34,013
هدف از ساختنش ایجاد یه راه فیزیکی
.برای زائیرن بوده که به خدا برسند

412
00:29:35,428 --> 00:29:37,534
.اینو ببینید، این یه (مارپیچ) لابیرنت ِ

413
00:29:37,568 --> 00:29:40,917
.شاید یکی از مشهور ترین مارپیچ های در دنیاست

414
00:29:40,951 --> 00:29:43,782
.چیزیه که به شما اجازه میده که به حالت تعمق برید

415
00:29:43,816 --> 00:29:45,576
اندیشه -
بله -

416
00:29:45,611 --> 00:29:47,993
مورگان،چرا امتحانش نمیکنی؟

417
00:29:48,027 --> 00:29:51,790
.برو که رفتیم

418
00:29:55,241 --> 00:29:57,761
.عجیبه

419
00:29:59,936 --> 00:30:02,455
.داری خوب پیش میری

420
00:30:02,490 --> 00:30:06,011
.اگه زیاد سریع بری گم میشی

421
00:30:06,908 --> 00:30:09,911
هر بار انگار از مرکز یا حالت حقیقت

422
00:30:09,946 --> 00:30:12,776
جلوتر و جلوتر میری

423
00:30:12,811 --> 00:30:16,607
.و با این حال از یه راه دیگه نزدیکتر میشی

424
00:30:17,470 --> 00:30:20,680
اها

425
00:30:21,889 --> 00:30:24,132
.مورگان،تمومش کردی

426
00:30:24,167 --> 00:30:28,827
یه چیزی تو این داستان هست

427
00:30:29,966 --> 00:30:34,729
اما وقتی اینجا بودم یه چیزی حس کردم

428
00:30:34,763 --> 00:30:36,282
.خیلی جالبه

429
00:30:36,317 --> 00:30:38,526
.تو یه چیزی رو تموم میکنی و تجربه پیدا میکنی

430
00:30:38,560 --> 00:30:39,734
بله

431
00:30:39,768 --> 00:30:41,874
.من تجربه دارم

432
00:30:41,909 --> 00:30:45,533
.در وسط این فضای افسانه ای

433
00:30:56,406 --> 00:31:01,894
.طراحان این کلیسای جامع یه فضای مجلل ساختند

434
00:31:03,447 --> 00:31:07,866
.اونجا یه ارتباطی به یه چیزی بزرگتر از خودت پیدا میکنی

435
00:31:08,418 --> 00:31:11,593
.نسلی از تاریخ در اونجا متصل هستند

436
00:31:11,835 --> 00:31:16,495
البته نمیشه از تلاشهای بسیار زیاد افرادی
.که اینجا رو ساختند چشم پوشی کرد

437
00:31:19,325 --> 00:31:20,879
.این مهمتره

438
00:31:20,913 --> 00:31:25,918
.برای من در اینجا یه فضای مقدس ساخته

439
00:31:29,163 --> 00:31:31,061
، منطق را متوقف می کند

440
00:31:31,441 --> 00:31:36,032
.و صدای مداوم  طبل زندگی رو متوقف میکنه

441
00:31:38,966 --> 00:31:42,590
.شما را به خارج از زمان منتقل می کنه

442
00:31:42,624 --> 00:31:45,904
. فکر کنم میتونید بهش بگید الهی

443
00:32:02,610 --> 00:32:05,854
بر بلندای کوه های اتیوپی ،راهب های اتورتدکس

444
00:32:05,889 --> 00:32:09,272
.راه دیگه ای برای رسیدن به خدا دارند

445
00:32:12,447 --> 00:32:15,899
.منطقه تیگرای  به دلیل کلیساهای کوهستانی مشهوره

446
00:32:17,245 --> 00:32:21,870
خیلی از اونها 10،000 سال پیش بوسیله
.مسیحیان کاتولیک اتیوپیایی ساخته شد

447
00:32:23,148 --> 00:32:27,324
خانه های باستانی عبادت که به طور مستقیم در کوه حک شده اند

448
00:32:27,359 --> 00:32:30,810
.و اغلب هزاران پا از زمین برج ارتفاع دارند

449
00:32:33,606 --> 00:32:37,576
صعود به سمت اونها کیتونه به شدت خطرناک باشه

450
00:32:40,717 --> 00:32:44,652
.یک قدم اشتباه میتوه به معنی پایان سفر زمینی یک کشیش باشه

451
00:32:46,412 --> 00:32:50,589
.اما ، بسیاری از آنها هر روز خطرات جدی را پشت سر می گذارند

452
00:33:00,081 --> 00:33:04,223
"یک روزنامه نگار اتیوپیایی آمریکایی تبار به نام "بمنت یماسکن

453
00:33:04,258 --> 00:33:07,916
.به اینجا چرایی این ماجرا رو بفهمه

454
00:33:08,917 --> 00:33:11,023
اون با دکتر هاگوس آبراها ملاقات میکنه

455
00:33:11,058 --> 00:33:13,853
.یه محقق کلیسای ارتدکس اتیوپی

456
00:33:13,888 --> 00:33:14,958
.دکتر هاگوس

457
00:33:14,993 --> 00:33:16,166
سلام،سلام،سلام،صبح بخیر

458
00:33:16,201 --> 00:33:17,409
حال شما چطوره؟

459
00:33:17,443 --> 00:33:18,997
|.خب بهم بگو ما کجاییم

460
00:33:19,031 --> 00:33:21,309
من دارم به یه سازه ای در اون بالا نگاه میکنم
و بهمون بگو داریم به چی نگاه میکنیم؟

461
00:33:21,344 --> 00:33:25,037
.بله ، این یک صومعه ارتدکس مسیحی است به نام صومعه ابا یوهانی

462
00:33:25,072 --> 00:33:27,039
چرا انهمه بالا ساخته شده؟

463
00:33:27,074 --> 00:33:30,008
چرا یه جای کم ارتفاع تر و دردسترس تر نساختنش؟

464
00:33:30,042 --> 00:33:33,045
من همین سؤال رو از خیلی از کاهنان و راهبان پرسیده ام

465
00:33:33,080 --> 00:33:35,979
و بیشتر وقتی ها جواب ه

466
00:33:36,014 --> 00:33:39,845
.اینکه به این دلیل که به خدا نزدیکتره

467
00:33:40,052 --> 00:33:44,022
سوالی که دوست دارم بپرسم اینه که آیا میتونیم برم
اون بالا و به خدا نزدیکتر بشیم؟

468
00:33:44,229 --> 00:33:48,302
- Untranslated Line -

469
00:33:55,654 --> 00:34:00,659
(صحبت به زبان بومی )

470
00:34:03,558 --> 00:34:05,560
.اون راهب این صومعه است

471
00:34:05,595 --> 00:34:08,805
مردم هر روز از این کوه بالا پایین میرن؟

472
00:34:08,839 --> 00:34:10,979
(صحبت به زبان بومی)

473
00:34:11,014 --> 00:34:14,017
.اون میگه حداقل روزی یه بار

474
00:34:14,052 --> 00:34:18,539
.او مرتباً نماز می خواند و در غار نیایش می کنه

475
00:34:19,471 --> 00:34:21,128
فکر میکنی مارو به اون بالا میبره؟

476
00:34:21,162 --> 00:34:23,854
(صحبت به زبان بومی)

477
00:34:30,344 --> 00:34:34,382
.اونها پا به یک صعود سخت به یک نمازخانه مرتفع قدم می گذارند

478
00:34:35,521 --> 00:34:39,111
.و یقینا برای تجربه حضور خداوند

479
00:34:50,950 --> 00:34:52,676
.اوه خدای من

480
00:34:52,711 --> 00:34:56,646
صعود به صومعه ابا یوهانی در کوههای گرتاالت اتیوپی

481
00:34:56,680 --> 00:35:00,132
فقط برای تسکین قلب نیست

482
00:35:00,167 --> 00:35:02,341
اما دورافتادگیش بهش اجازه داده

483
00:35:02,376 --> 00:35:07,760
.تا برای 1600 سال در برابر مهاجمین و  غارتگران مقاومت کنه

484
00:35:26,193 --> 00:35:31,129
.وای،خدای من

485
00:35:31,163 --> 00:35:33,648
.خیلی مهیج ِ

486
00:35:36,134 --> 00:35:40,379
.وای،این،این فضا زیباست

487
00:35:51,045 --> 00:35:53,358
راهب داره چیکار میکنه؟

488
00:35:53,392 --> 00:35:56,119
.اون در حال عبادت با کتاب مزامیر هست

489
00:35:56,154 --> 00:36:00,882
.کتاب مزامیر محترم ترین کتاب درکلیسای ارتدکس اتیوپی هست

490
00:36:06,164 --> 00:36:09,546
برای دور کردن شلوغی دمنیای مدرن

491
00:36:09,581 --> 00:36:13,032
.راهبان که به اینجا صعود کردند، پناهگاه عرفانی پیدا می کنند

492
00:36:13,378 --> 00:36:18,935
.جایی برای دعا و آرامش و اینکه خودشون رو در تعمق الهی غرق کنند

493
00:36:23,629 --> 00:36:27,702
واقعاً شگفت انگیزه ، حضور در این فضا و ،و واقعاً تجربه کردن

494
00:36:27,737 --> 00:36:32,845
.آرامش و موقعیت ویژه ای که در این مکان وجود داره عالیه

495
00:36:46,756 --> 00:36:50,932
باید بگم اولش،نمیدونستم چرا کسی باید بخواد کلیسا یا

496
00:36:50,967 --> 00:36:54,902
.صومعه ای در این بالا بسازه و از همه چی خودش رو جدا کنه

497
00:36:54,936 --> 00:36:57,939
اما حالا که اینجام متوجه میشم که چرا اونها اینکار رو میکنند

498
00:36:57,974 --> 00:37:01,426
.چون صلح و آرامش در اینجا وجود داره

499
00:37:02,012 --> 00:37:05,878
.حال میتونیم بگیم در جایی هستیم که خدا در اون هست

500
00:37:07,604 --> 00:37:12,264
هر روز راهبان ارتدوکس اتیوپی ، کوه های ناهموار طولانی و خطرناک رو

501
00:37:12,299 --> 00:37:15,957
.برای نزدیک شدن به خانه خدا در بهشت طی میکنند

502
00:37:17,235 --> 00:37:22,412
در طول مسیر ،در سکوت و خاموشی حضور خدا رو حس میکنند

503
00:37:23,689 --> 00:37:28,418
.برای اونها هدف مقصد نیست،مسیره

504
00:37:37,255 --> 00:37:41,673
.سنت جستجوی فعالانه برای هدایت الهی تنها مختص مسیحیت نیست

505
00:37:46,540 --> 00:37:49,612
من به میسیزاگا اومدم، خواستگاه مردم اولیه جامعه انسانی

506
00:37:49,646 --> 00:37:52,891
.در دریاچه اسگوگا،در اونتاریو ی کانادا

507
00:37:55,618 --> 00:38:00,726
من اینجا هستم تا در مورد "آنیشنابی " روش
.جستجوی بینش مردم اولیه چیزهایی بفهمم

508
00:38:02,901 --> 00:38:06,007
.ادی رابینسون برای استقبال از من اینجاست

509
00:38:06,525 --> 00:38:09,287
(صحبت به زبان فرانسه)

510
00:38:09,528 --> 00:38:10,736
...این یعنی

511
00:38:10,771 --> 00:38:12,151
.من نورت رو دیدم

512
00:38:12,186 --> 00:38:14,775
بله،قراره من از تو یاد بگیرم و تو از من

513
00:38:14,809 --> 00:38:17,433
.و قراره بهت احترام بزارم و تو هم به من احترام بزاری

514
00:38:17,467 --> 00:38:19,124
عالیه -
همممم -

515
00:38:19,158 --> 00:38:22,438
.میخوام در مورد جستجوی بینش بدونم

516
00:38:22,472 --> 00:38:26,683
چی میشه که تصمیم میگیری یکیش رو اجرا کنی
.و در حال اجراش به دنبال چی هستید

517
00:38:27,028 --> 00:38:30,308
یکی چیزهای اساسی برای ما به عنوان انسان هست

518
00:38:30,342 --> 00:38:32,896
اینه که دوباره با سرچشمه ی خانواه مون متصل بشیم

519
00:38:32,931 --> 00:38:35,865
.و این همون آفرینشه

520
00:38:36,728 --> 00:38:41,284
در ضمن تقدیم آب و غذا ،تقدیم نیازهای اصلی

521
00:38:41,319 --> 00:38:44,701
.و نیازهای فیزیولوژیکی برای آفرینش هم انجام میشه

522
00:38:45,357 --> 00:38:50,983
خب ما روی یه نقطه از زمین مستقر میشیم و عبادت میکنیم

523
00:38:51,605 --> 00:38:55,678
.و در زمانی که اونجا هستیم با انرژی در تعامل هستیم

524
00:38:58,681 --> 00:39:01,994
.ارواح و حیوانات

525
00:39:03,271 --> 00:39:07,414
.اونها میدونند که ما برای عبادت و نشون دادن قدردانی مون در اونجا هستیم

526
00:39:07,931 --> 00:39:11,383
.پس این روشی برای برقراری ارتباط با روح بزرگه

527
00:39:11,418 --> 00:39:13,040
بله بله

528
00:39:13,074 --> 00:39:14,455
،بسیار خب -
بله -

529
00:39:14,490 --> 00:39:17,907
چی شد که تو سراغ جستجوی بینش رفتی؟

530
00:39:18,390 --> 00:39:20,703
.یه ندا

531
00:39:22,049 --> 00:39:25,224
.یه ندای غیر قابل توصیف که در دورنت هست

532
00:39:26,294 --> 00:39:30,989
منم مثل خیلی از بومیان کانادا ، در
فقر زندگی می کنم و در حاشیه زندگی هستم

533
00:39:32,335 --> 00:39:36,235
بعد از مدتی خیابون گردی به بازداشتگاه ویژه نوجوان ها رفتم

534
00:39:36,270 --> 00:39:39,446
در واقع در حال انجام خدمات اجتماعی

535
00:39:39,480 --> 00:39:43,277
.در یکی از مراکز محلی تورنتو بودم و صدای طبل رو شنیدم

536
00:39:44,312 --> 00:39:47,177
و اون ضربان طبل
بوم،بوم،بوم،بوم

537
00:39:47,212 --> 00:39:50,629
.داشت صدام میزد و منم شروع کردم به گریه کردن

538
00:39:50,836 --> 00:39:55,082
.و تمام فکرم این بود که این فرهنگ منه،این چیزیه که من هستم

539
00:39:56,980 --> 00:39:59,811
.ادی با یک ارشد آنیشنابی از ایالت مینسوتا آشنا شد

540
00:39:59,845 --> 00:40:04,367
کسی که بهش توصیه کرد که به جنگل بره،روزه بگیره

541
00:40:05,333 --> 00:40:09,199
.و به دنبال راهنمایی معنوی یک جستجوی بینش باشه

542
00:40:09,234 --> 00:40:10,994
.آخرای ماه اکتبر بود
(اوابل آبان ماه )

543
00:40:11,029 --> 00:40:12,410
.دما منفی یک درجه بود

544
00:40:12,444 --> 00:40:14,377
( صدای خنده )

545
00:40:14,412 --> 00:40:17,863
منو با یه موتور چهارچرخه  کیلومتر به داخل جنگل بردن و پیاده کردن

546
00:40:19,555 --> 00:40:22,592
و منو به محل روزه داریم رسوندن و گفتن

547
00:40:22,627 --> 00:40:25,457
"خب ،سه روز دیگه میام دنبالت "
.بعدشم تنهام گذاشتن

548
00:40:27,494 --> 00:40:29,496
چی،بدون سر پناه؟

549
00:40:29,530 --> 00:40:30,738
نه

550
00:40:30,773 --> 00:40:32,188
بیخیال

551
00:40:32,222 --> 00:40:35,433
.اونها گفتن،:اگه سردت شد آتیش روشن کن
.منم گفتم باشه

552
00:40:37,918 --> 00:40:41,300
.و گفتن اگه روح دیدی یه کمی تنباکو بریز پایین

553
00:40:42,025 --> 00:40:45,304
.منم گفتم باشه،اونها هم رفتن

554
00:40:45,926 --> 00:40:47,997
تنها در جنگل منجمد

555
00:40:48,031 --> 00:40:51,276
.ادی خودش رو در این جستجو آبدیده میکرد

556
00:40:51,518 --> 00:40:53,451
... قرار بود زندگیش در یه

557
00:40:53,485 --> 00:40:55,453
.مسیر جدید قرار بگیره

558
00:41:03,633 --> 00:41:06,705
ادی رابیسون ،مرد جوانی از نژاد آنیشنابی

559
00:41:06,740 --> 00:41:10,847
به سختی با طبیعت و سنت معنوی خودش  مرتبط شد

560
00:41:10,882 --> 00:41:13,609
اما حالا در حال انجام یه جستجوی بینش ِ

561
00:41:13,643 --> 00:41:16,681
.در یه شب بی اندازه سرد و کیلومترها دور از کمک ِ

562
00:41:18,372 --> 00:41:20,201
پس اینجا در حال انجام  جستجوی بینش  هستی؟

563
00:41:20,236 --> 00:41:21,789
.برامون تعریف کن

564
00:41:21,824 --> 00:41:24,758
خیلی سخت بود،چون من بالای یه داربست نشسته بودم

565
00:41:24,792 --> 00:41:27,139
.حدودا سه متری سطح زمین

566
00:41:37,080 --> 00:41:40,981
اونها برای راحتی ساخته نشدن چون قراره سه روز بیدار بمونی

567
00:41:41,015 --> 00:41:42,948
خب ما وسائلت در بقه ات میزاریم

568
00:41:42,983 --> 00:41:45,606
.و در حالی که اونجا نسشی فقط دعا میکنی

569
00:41:46,607 --> 00:41:48,471
وقتی اونجا بودی چیزی هم دیدی؟

570
00:41:48,506 --> 00:41:51,681
اره

571
00:41:52,613 --> 00:41:55,754
روح یه خرس به ملاقاتم اومد

572
00:41:59,171 --> 00:42:02,727
.اومد و نشست ، دومتری من بود

573
00:42:09,699 --> 00:42:12,046
.من،منم بهش تنباکو دادم

574
00:42:12,081 --> 00:42:14,739
.اون برای تنباکوش اومده بود

575
00:42:19,398 --> 00:42:21,884
.و بعدش ناپدید شد

576
00:42:22,609 --> 00:42:25,163
.حتما با سرعت 60 کیلومتر بر ساعت میدویده

577
00:42:25,197 --> 00:42:27,165
.برای من غیر واقعی بود

578
00:42:27,199 --> 00:42:28,580
.من دو روز بود چیزی نخورده بودی

579
00:42:28,615 --> 00:42:29,857
.سه روز

580
00:42:29,892 --> 00:42:33,033
.من سه روز نه چیزی خوردن نه نوشیدم

581
00:42:33,930 --> 00:42:36,312
.من داشتم گریه میکردم

582
00:42:36,346 --> 00:42:38,452
.داد میکشیدم

583
00:42:38,486 --> 00:42:40,212
.آواز میخوندم

584
00:42:40,247 --> 00:42:43,353
.انگار همه ی داشت از هم جدا میشد

585
00:42:46,011 --> 00:42:49,497
.من داشتم مبارزه میکردم و خودم رو به اون ارواح ثابت میکردم

586
00:42:53,778 --> 00:42:55,745
.اما نمردی

587
00:42:55,780 --> 00:42:56,953
نه

588
00:42:56,988 --> 00:42:58,403
.شدید بود

589
00:42:58,437 --> 00:42:59,922
.سخت بود

590
00:42:59,956 --> 00:43:03,063
.سختر ترین کاری که باید میکردم روبرو شدن با خودم بود

591
00:43:05,617 --> 00:43:08,620
مطمئن نبودم که تخیلاتم بود یا داشتم چیزهایی میدیدم

592
00:43:08,655 --> 00:43:11,727
.چون نه آب داشتم نه غذا

593
00:43:11,761 --> 00:43:17,008
.اما اون پیرمردی که سمت من اومد به اندازه کافی واقعی بود

594
00:43:20,667 --> 00:43:24,015
.من مثل روز روشن میتونستم ببینمش

595
00:43:24,049 --> 00:43:27,018
.اون اونجا بود و بهم نگاه میکرد

596
00:43:28,916 --> 00:43:31,643
.و بعدش رفت

597
00:43:33,783 --> 00:43:35,405
.بینش تو این بود

598
00:43:35,440 --> 00:43:36,924
.بینش من این بود

599
00:43:36,959 --> 00:43:39,927
یه همچین چیزی،بعدا اینطوری تفسیرش کردم  که

600
00:43:39,962 --> 00:43:42,896
.ارواح یا قدیمی ها منتظر من هستند

601
00:43:44,242 --> 00:43:47,348
.منتظر من هستند که در این راه قدم بردارم

602
00:43:49,281 --> 00:43:51,559
تو این راه رو انتخاب کردی،و راهیه که انتخابش کردی

603
00:43:51,594 --> 00:43:54,148
.و راهش از راه قبلی که بودی بهتره

604
00:43:54,183 --> 00:43:55,563
....اره،و

605
00:43:55,598 --> 00:43:57,807
.یه جورایی مثل مسیر طالوت در جاده دمشق

606
00:43:57,842 --> 00:43:59,050
اره

607
00:43:59,084 --> 00:44:01,639
.من در اونجا ندای خودم رو پیدا کردم

608
00:44:01,673 --> 00:44:04,503
جستجوی بینش ادی کلیدش برای فرار از یه زندگی

609
00:44:04,538 --> 00:44:08,231
.پر از اعتیاد و خشونت در فرهنگ غرب بود

610
00:44:08,853 --> 00:44:13,512
این تجربه ای بود که میدونست باید با
.مابقی ِ جوون های مردم اولیه در میون بزاره

611
00:44:21,348 --> 00:44:24,731
.پس تو یه جورای شدی مربی مذهبی یه معلم

612
00:44:24,765 --> 00:44:26,629
.اره

613
00:44:26,664 --> 00:44:29,632
، یاد گرفتم که تلاش کردن چطوریه
.یاد گرفتم چطوری روزه بگیرم

614
00:44:29,874 --> 00:44:33,567
، یاد گرفتم که چگونه در مراسم شفابخشی و دکتری به مردمم کمک کنم

615
00:44:33,601 --> 00:44:35,914
.و تنها کاری که میخواستم انجام بده این بود که دینم رو ادا کنم

616
00:44:35,949 --> 00:44:37,882
.همینطور دینم رو ادا کنم

617
00:44:37,916 --> 00:44:40,678
.پس حالا جستجوی تو اینه

618
00:44:46,407 --> 00:44:50,446
بسیاری از مردم این قبیله،از اون راه قطع ارتباط کردن

619
00:44:50,480 --> 00:44:54,243
.پس من اینجام که در راه سفر برگشت بهشون کمک کنم

620
00:44:54,588 --> 00:44:57,625
.اونها هیچ وقت سخت تلاش نکردن،هیچ وقت در جستجوی بینش نبودند

621
00:44:57,660 --> 00:45:01,146
.ما باید روحمون رو دوباره به این سرزمین متصل کنیم

622
00:45:01,940 --> 00:45:05,495
.ما این رو به عنوان ایجاد اولین خانواده مون در نظر میگیریم

623
00:45:05,530 --> 00:45:09,637
خیلی از آدم ها هستند که میخوان با آولین خانواده شون دیدار کنند

624
00:45:23,755 --> 00:45:27,034
،مثل طالوت در جاده دمشق

625
00:45:27,069 --> 00:45:32,108
.زندگی ادی هم با یه الهام از طرف خدا کاملا متفاوت شد

626
00:45:34,628 --> 00:45:38,183
در مورد اون، روح بزرگ بود

627
00:45:38,701 --> 00:45:42,256
.ظهور ارتباط مردمش با سرزمینشون

628
00:45:42,843 --> 00:45:47,848
و مثل طالوت ،کسی که اسمش شد پولس رسول

629
00:45:48,780 --> 00:45:52,750
ادی راهنمای مردم اولیه شد

630
00:45:53,302 --> 00:45:57,616
.وصعت دهنده قدرت جستجوی بینش

631
00:46:19,673 --> 00:46:23,573
چه اتفاقی می افته وقتی یه نفر چیزی رو که بهش میگن

632
00:46:23,608 --> 00:46:27,508
حضور خدا رو میبینه یا حس میکنه؟

633
00:46:28,682 --> 00:46:31,374
."جواب ساده اش "چشم اندازه

634
00:46:31,754 --> 00:46:34,067
.یک لحظه از درک کردنه

635
00:46:34,274 --> 00:46:36,863
.نشون دادن راهی به سمت جلو

636
00:46:38,347 --> 00:46:41,660
.الهام در ذهن یه نفر اتفاق می افته

637
00:46:42,592 --> 00:46:45,733
اما وقتی کسانی مثل برنادت قدیس

638
00:46:45,768 --> 00:46:48,633
چارلز مولی یا ادی رابینسون

639
00:46:49,082 --> 00:46:51,809
جرات لازم برای به اشتراک گذاشتن الهام خودشون رو دارند

640
00:46:51,843 --> 00:46:54,535
.میتونه مسیر زندگی خیلی ها رو عوض کنه

641
00:46:55,847 --> 00:46:58,056
....حتی

642
00:46:58,091 --> 00:47:01,163
.دنیا رو تغییر بده

643
00:47:01,201 --> 00:47:06,375
<font color="Red" size=18>: ترجمه و زيــــــرنـــــويس</font>  
{\3c&HFFFFFF&\1c&HFF0&\fs30\b1\an0} | Show-Time.Top | Silver_dj </font>
<font color="#ff8c00"> Telegram: @Jteimoori</font>
28/07/1398

