1
00:00:02,375 --> 00:00:03,745
‫<font color="#ff۰۰۰۰">پیش از این در
‫"The Vampire Diaries"</font>

2
00:00:04,245 --> 00:00:05,780
‫خون‌آشام‌ها و گرگینه‌ها
‫آزادانه به همه جا میرفتن

3
00:00:05,780 --> 00:00:08,082
‫تا اینکه یه جادوگر اونا رو طلسم کرد
‫تا قدرتشونو محدود کنه

4
00:00:08,082 --> 00:00:10,218
‫از اون‌موقع به بعد گرگینه‌ها فقط
‫در ماه کامل می‌تونن تبدیل بشن

5
00:00:10,218 --> 00:00:11,719
‫و خون‌آشام‌ها توسط نور خورشید تضعیف میشن

6
00:00:11,719 --> 00:00:14,522
‫بخش گرگینه‌ای طلسم
‫توسط سنگ ماه مهر و موم شده

7
00:00:14,522 --> 00:00:15,523
‫تو باید الینا باشی

8
00:00:15,523 --> 00:00:16,958
‫چرا ما انقدر شبیه هم هستیم؟

9
00:00:16,958 --> 00:00:18,059
‫تو همزاد پِترُوا هستی

10
00:00:18,059 --> 00:00:19,694
‫تو کلید شکستن طلسمی

11
00:00:19,694 --> 00:00:21,529
‫تو دخترم الینا رو می‌شناسی

12
00:00:21,529 --> 00:00:23,331
‫خودمو جای تو گذاشتن داره واسم خیلی آسون میشه

13
00:00:23,331 --> 00:00:24,766
‫من نمی‌خوام تو اینجا باشی

14
00:00:24,766 --> 00:00:27,201
‫ما هممون یه چیز رو می‌خوایم
‫مردن کلاوس

15
00:00:27,201 --> 00:00:30,438
‫قدیمی‌ترین خون‌آشام تاریخ
‫داره میاد دنبال من؟

16
00:00:30,438 --> 00:00:32,774
‫آلایژا هیچ سلاحی برای
‫کشتن کلاوس نداشت

17
00:00:32,774 --> 00:00:35,243
‫ولی معتقد بود که اگه یه جادوگر
‫بتونه قدرت کافی رو بهش منتقل کنه

18
00:00:35,243 --> 00:00:36,611
‫به اسلحه نیازی پیدا نمی‌کنه

19
00:00:36,611 --> 00:00:38,179
‫مثل قدرتی که می‌تونی از جایی بگیری

20
00:00:38,179 --> 00:00:39,180
‫که صدها جادوگر دفن شدن

21
00:00:39,180 --> 00:00:40,581
‫من یه خون‌آشامم

22
00:00:40,581 --> 00:00:42,717
‫من نمی‌تونم بذارم بری
‫اینجوری نمی‌تونم

23
00:00:42,717 --> 00:00:44,886
‫با خواهر من چی‌کار کردی؟

24
00:00:44,886 --> 00:00:46,220
‫جنا همش در مورد ایزابل سؤال می‌کنه

25
00:00:46,220 --> 00:00:48,122
‫ایزابل مرده

26
00:00:49,358 --> 00:00:52,627
‫سلام ، شما باید جنا باشین

27
00:00:52,627 --> 00:00:55,229
‫من مادر الینا هستم

28
00:00:55,229 --> 00:00:56,464
‫ایزابل

29
00:01:01,370 --> 00:01:02,637
‫سلام الینا

30
00:01:03,639 --> 00:01:05,673
‫خوشحالم که دوباره می‌بینمت

31
00:01:08,444 --> 00:01:09,644
‫دوباره؟

32
00:01:11,113 --> 00:01:14,148
‫پس تو همون زنی هستی که
‫با شوهر من رابطه برقرار کرده

33
00:01:15,217 --> 00:01:18,086
‫من باید با الینا صحبت کنم
‫می‌تونم بیام تو؟

34
00:01:18,086 --> 00:01:19,887
‫نه ، نه ، نه

35
00:01:19,887 --> 00:01:21,289
‫دعوتش نکن بیاد تو

36
00:01:21,289 --> 00:01:23,858
‫- من باید باهات حرف بزنم الینا
‫- نه

37
00:01:27,863 --> 00:01:29,564
‫تو میدونستی که اون هنوز زنده‌ست؟

38
00:01:32,634 --> 00:01:34,602
‫ریک؟ جان؟

39
00:01:34,602 --> 00:01:35,603
‫اونا هم میدونستن؟

40
00:01:35,603 --> 00:01:37,138
‫همه چیز رو می‌تونم برات توضیح بدم جنا

41
00:01:37,138 --> 00:01:37,888
‫نه

42
00:01:38,674 --> 00:01:40,041
‫نه جنا ، خواهش می‌کنم

43
00:01:40,041 --> 00:01:41,109
‫جنا ، خواهش می‌کنم

44
00:01:41,109 --> 00:01:44,745
‫نه ، صبر کن
‫جنا ، خواهش می‌کنم وایسا

45
00:01:46,448 --> 00:01:48,916
‫جنا ، باید با من حرف بزنی . من...

46
00:01:48,916 --> 00:01:51,252
‫من باید برات توضیح بدم که چه خبره

47
00:01:52,988 --> 00:01:55,256
‫جنا ، خواهش می‌کنم

48
00:01:58,900 --> 00:01:59,900
‫ارائه‌ای از تیم ترجمه سایت
‫::www.۹movie.co::..

49
00:02:00,900 --> 00:02:01,900
‫ترجمه و زیرنویس : عماد

50
00:02:02,900 --> 00:02:10,200
‫<font color="#ff۰۰۰۰">"The Vampire Diaries"
‫فصل ۲
‫قسمت ۱۷ : شناختن دشمن خود</font>

51
00:02:10,472 --> 00:02:12,306
‫یه دفعه جلوی در خونه‌شون ظاهر شده

52
00:02:12,306 --> 00:02:13,608
‫اینجا چی‌کار می‌کنه؟

53
00:02:13,608 --> 00:02:16,577
‫نمیدونم . این همون چیزیه
‫که می‌خوام برم بفهمم

54
00:02:17,613 --> 00:02:19,480
‫فکر نمی‌کنم خوب باشه که بهش بگین

55
00:02:19,480 --> 00:02:20,581
‫که من اینجام

56
00:02:20,581 --> 00:02:21,616
‫چی؟ چرا؟

57
00:02:21,616 --> 00:02:23,050
‫بهتره که ایزابل و جان ندونن که

58
00:02:23,050 --> 00:02:24,952
‫من بعد از بیرون اومدن از معبد
‫توی شهر موندم

59
00:02:24,952 --> 00:02:26,354
‫این تویی که با اونا تبانی کردی

60
00:02:26,354 --> 00:02:28,389
‫یه قراری با جان گذاشته بودی که
‫تقریباً داشت منو به کشتن میداد

61
00:02:28,389 --> 00:02:31,659
‫من هر کاری که لازم بود انجام بدم تا
‫از معبد بیرون بیام رو کردم

62
00:02:31,659 --> 00:02:34,295
‫الانم دارم یه تجدید نظری توی
‫انتخاب دوست‌هام می‌کنم

63
00:02:35,164 --> 00:02:36,998
‫تو چی میدونی؟

64
00:02:38,167 --> 00:02:40,434
‫میدونم که می‌خوام کلاوس بمیره

65
00:02:40,434 --> 00:02:42,737
‫که این باعث میشه من توی
‫تیم شما قرار بگیرم

66
00:02:42,737 --> 00:02:45,873
‫در ضمن اگه هر کدومتون هر وقت
‫نیاز داشتین که

67
00:02:45,873 --> 00:02:47,808
‫که من دوباره خودمو جای الینا بذارم

68
00:02:47,808 --> 00:02:50,878
‫آدمای کمتری متوجه حضور من
‫در اینجا میشن و اینطوری خیلی بهتره

69
00:02:50,878 --> 00:02:53,981
‫بهش فکر کن استفن
‫زودباش ، هوشتو نشون بده

70
00:02:56,685 --> 00:02:58,452
‫بذار بهت بگم . شما ۲تا

71
00:02:58,452 --> 00:03:01,322
‫به آلاریک زنگ میزنین و
‫بهش میگین که زنش

72
00:03:01,322 --> 00:03:04,058
‫رفته جلوی در خونه دوست‌دخترش

73
00:03:09,498 --> 00:03:11,032
‫سلام ، هنوز طبقه بالاست؟

74
00:03:11,032 --> 00:03:13,434
‫از اتاقش نمیاد بیرون

75
00:03:13,434 --> 00:03:14,769
‫تو چی بهش گفتی؟

76
00:03:14,769 --> 00:03:16,270
‫هیچی . با من حرف نمیزنه

77
00:03:16,270 --> 00:03:18,139
‫باید درستش کنیم الینا

78
00:03:18,139 --> 00:03:19,140
‫آره

79
00:03:19,140 --> 00:03:20,508
‫- سلام
‫- جنا

80
00:03:20,508 --> 00:03:21,842
‫من نمی‌خوام تو اینجا باشی ریک
‫می‌خوام بری

81
00:03:21,842 --> 00:03:24,979
‫باشه . گوش کن
‫نمی‌تونم حتی تصور کنم که

82
00:03:24,979 --> 00:03:26,447
‫الان دقیقاً چه حسی داری

83
00:03:26,447 --> 00:03:28,583
‫فکر می‌کنم خشم و خیانت
‫همه احساساتمو در برگرفته باشه

84
00:03:28,583 --> 00:03:30,017
‫کجا داری میری؟

85
00:03:30,017 --> 00:03:31,686
‫میرم یه‌کم توی هوای باز باشم

86
00:03:31,686 --> 00:03:35,356
‫باید پایان‌نامه‌م رو بنویسم
‫و نمی‌خوام توی این خونه باشم

87
00:03:35,356 --> 00:03:36,490
‫جنا ، خواهش می‌کنم وایسا

88
00:03:36,490 --> 00:03:38,659
‫بذار برات توضیح بدیم که
‫دقیقاً چه اتفاقایی داره میفته

89
00:03:38,659 --> 00:03:41,929
‫الینا ، امروز باید بری خونه لاک‌وودها

90
00:03:41,929 --> 00:03:44,665
‫چک انجمن تاریخی مؤسسه مادرت رو تأیید کنی

91
00:03:44,665 --> 00:03:46,500
‫باشه ولی جنا ، خواهش می‌کنم...

92
00:03:46,500 --> 00:03:49,437
‫من دیگه طاقت دروغ شنیدن از شما رو ندارم

93
00:03:53,542 --> 00:03:56,010
‫- جنا ، فقط...
‫- بذارین بره

94
00:03:56,010 --> 00:03:57,845
‫با وجود اتفاقایی که داره میفته

95
00:03:57,845 --> 00:03:59,447
‫به نفعشه که اینجا نباشه

96
00:03:59,447 --> 00:04:03,017
‫ولی اگه از اول یه ذره بیشتر

97
00:04:03,017 --> 00:04:04,452
‫باهاش صادق می‌بودی...

98
00:04:11,093 --> 00:04:13,094
‫ببخشید الینا

99
00:04:18,867 --> 00:04:21,936
‫میدونی که همه اینا تقصیر خودته؟

100
00:04:22,636 --> 00:04:23,356
‫درسته

101
00:04:29,611 --> 00:04:31,379
‫هیچ جا نمی‌تونم پیداش کنم

102
00:04:31,379 --> 00:04:33,681
‫توی خونه نیست
‫موبایلشو جواب نمیده

103
00:04:33,681 --> 00:04:35,349
‫چطوری تونستی بذاری بره؟

104
00:04:35,349 --> 00:04:36,917
‫خب ، مامانم که اومد خونه اونم رفت

105
00:04:36,917 --> 00:04:38,352
‫نمیدونستم چی‌کار کنم

106
00:04:38,352 --> 00:04:39,453
‫مامانت که چیزی نشنید؟

107
00:04:39,453 --> 00:04:41,589
‫نه ، اون فکر می‌کنه که
‫فقط داشتیم باهم دعوا می‌کردیم

108
00:04:41,589 --> 00:04:45,326
‫ولی اون در مورد من میدونه و
‫به‌خاطر ویکی خیلی از دستم عصبانیه

109
00:04:45,326 --> 00:04:46,360
‫بسیارخب ، گوش کن

110
00:04:46,360 --> 00:04:47,662
‫باید پیداش کنی

111
00:04:47,662 --> 00:04:49,196
‫باید آرومش کنی

112
00:04:49,196 --> 00:04:51,299
‫حتی اگه مجبور شدی به ذهنش نفوذ کن
‫هنوزم توی بدنش گل شاه‌پسند هست؟

113
00:04:51,299 --> 00:04:52,933
‫وقتی سر کار بود
‫توی نوشابه‌ش یه‌کم ریختم

114
00:04:52,933 --> 00:04:55,202
‫ولی دیشب بهش ندادم بخوره
‫پس یعنی از بدنش خارج شده

115
00:04:55,202 --> 00:04:57,772
‫امروز توی خونه لاک‌وودها
‫شیفت کاری داره

116
00:04:57,772 --> 00:04:59,340
‫باید اونجا رو هم بررسی کنم

117
00:05:01,476 --> 00:05:02,476
‫به مت زنگ بزن

118
00:05:02,476 --> 00:05:04,011
‫"در حال تماس با مت"

119
00:05:04,011 --> 00:05:06,714
‫شما با مت تماس گرفتین
‫لطفاً پیغام بذارین

120
00:05:08,717 --> 00:05:10,217
‫این خیلی بده

121
00:05:10,217 --> 00:05:13,120
‫قضایای بین ایزابل و جنا
‫و حالا هم مت

122
00:05:13,120 --> 00:05:15,256
‫- دیگه داره یه فاجعه میشه
‫- آره

123
00:05:19,061 --> 00:05:20,328
‫الینا ، میشه بیای طبقه پایین؟

124
00:05:20,328 --> 00:05:21,896
‫باید باهات صحبت کنم

125
00:05:21,896 --> 00:05:23,664
‫من چیزی برای گفتن به تو ندارم

126
00:05:23,664 --> 00:05:26,033
‫خواهش می‌کنم ، خیلی مهمه

127
00:05:26,033 --> 00:05:27,935
‫تو هم همینطور استفن

128
00:05:40,615 --> 00:05:42,717
‫از جان خواستم که یه فرصت بهم بده

129
00:05:44,786 --> 00:05:46,287
‫تو دعوتش کردی بیاد تو؟

130
00:05:46,287 --> 00:05:47,955
‫اون اطلاعاتی در مورد کلاوس داره

131
00:05:47,955 --> 00:05:51,225
‫خواهش می‌کنم فقط به حرفاش گوش کن ، باشه؟

132
00:05:53,929 --> 00:05:57,164
‫بسیارخب ، تو چی میدونی؟

133
00:05:57,164 --> 00:06:01,569
‫بعد از آخرین باری که اینجا بودم
‫هر کاری که ممکن بود کردم تا کلاوس رو پیدا کنم

134
00:06:01,569 --> 00:06:05,873
‫میدونستیم تنها شانسمون اینه که قبل از اینکه
‫اون تو رو پیدا کنه ما پیداش کنیم

135
00:06:05,873 --> 00:06:07,241
‫تنها شانسمون توی چی؟

136
00:06:07,241 --> 00:06:09,009
‫زنده نگه داشتن الینا

137
00:06:09,009 --> 00:06:10,578
‫تو دیگه حق حرف زدن نداری ، باشه؟

138
00:06:10,578 --> 00:06:12,413
‫نه بعد از همه اون کارایی که کردی

139
00:06:13,315 --> 00:06:15,783
‫تونستی کلاوس رو پیدا کنی؟

140
00:06:15,783 --> 00:06:18,152
‫نه . هیچ‌کس نمیدونه اون کجاست

141
00:06:18,152 --> 00:06:21,222
‫ولی یه شایعاتی شنیده میشه که

142
00:06:21,222 --> 00:06:22,656
‫یه همزاد وجود داره

143
00:06:22,656 --> 00:06:25,693
‫که یعنی هر خون‌آشامی که بخواد
‫در خدمت کلاوس قرار بگیره

144
00:06:25,693 --> 00:06:27,695
‫به کلاوس می‌پیونده تا تو رو پیدا کنه

145
00:06:31,133 --> 00:06:32,933
‫هیچ‌کدوم این حرفا رو باور نمی‌کنم

146
00:06:32,933 --> 00:06:35,002
‫آخرین باری که تو اینجا بودی

147
00:06:35,002 --> 00:06:37,538
‫اینو برام واضح کردی که
‫هیچ اهمیتی به من نمیدی

148
00:06:37,538 --> 00:06:38,739
‫حالا یه دفعه‌ای باید

149
00:06:38,739 --> 00:06:39,774
‫باور کنم که می‌خوای کمکم کنی؟

150
00:06:39,774 --> 00:06:42,476
‫ایزابل تمام مدت به ما کمک می‌کرده

151
00:06:43,945 --> 00:06:46,981
‫کلاوس صدها سال به دنبال کاترین بوده

152
00:06:46,981 --> 00:06:49,950
‫فقط لازم بود که خون‌آشام‌های توی معبد

153
00:06:49,950 --> 00:06:51,685
‫یه کلمه حرف بزنن و بگن
‫که کاترین زنده‌ست

154
00:06:51,685 --> 00:06:54,588
‫و این باعث میشد که کلاوس رو
‫مستقیم به میستیک‌فالز بکشونه

155
00:06:54,588 --> 00:06:56,624
‫جایی که اگه میومد تو رو هم
‫خیلی راحت پیدا می‌کرد

156
00:06:56,624 --> 00:06:57,958
‫در نتیجه اونا رو کشتیم

157
00:06:57,958 --> 00:07:01,028
‫و توی این روند تقریباً
‫استفن و دیمن رو هم داشتین کشتین

158
00:07:01,228 --> 00:07:03,664
‫من یه خونه امن دارم که
‫می‌تونم تو رو به اونجا ببرم

159
00:07:03,664 --> 00:07:05,699
‫اونجا کاملاً به اسم خودته

160
00:07:05,699 --> 00:07:09,036
‫هیچ خون‌آشامی بدون اجازه خودت
‫نمی‌تونه واردش بشه

161
00:07:09,036 --> 00:07:10,571
‫حتی منم نمی‌تونم

162
00:07:12,040 --> 00:07:14,375
‫بذار کمکت کنم

163
00:07:15,644 --> 00:07:17,544
‫می‌خوای کمکم کنی؟

164
00:07:17,544 --> 00:07:20,781
‫پس گورتو از خونه من گم کن

165
00:07:31,359 --> 00:07:33,994
‫آره ، همه مردن

166
00:07:33,994 --> 00:07:35,996
‫باید همه کتابچه افسون‌ها رو جمع کنیم

167
00:07:35,996 --> 00:07:37,464
‫اونا سال‌ها وقتشونو صرف
‫جمع‌آوری اونا کردن

168
00:07:37,464 --> 00:07:39,066
‫می‌خوام مطمئن بشم که جاشون امنه

169
00:07:39,066 --> 00:07:41,869
‫میدونی ، می‌تونیم یه کبریت دیگه برداریم
‫و اونا رو هم خاکستر کنیم

170
00:07:41,869 --> 00:07:43,604
‫یه‌کم احترام نگه دار

171
00:07:44,472 --> 00:07:45,439
‫حداقل جلوی اون

172
00:07:45,439 --> 00:07:47,408
‫باشه . من دفنش می‌کنم

173
00:07:47,408 --> 00:07:48,776
‫دقیقاً دنبال چی می‌گردیم؟

174
00:07:48,776 --> 00:07:49,843
‫با توجه به حرفای بابای لوکا

175
00:07:49,843 --> 00:07:51,045
‫یکی از اینا شامل افسونی میشه که

176
00:07:51,045 --> 00:07:52,780
‫به من اجازه میده تا انرژی که از

177
00:07:52,780 --> 00:07:54,114
‫کشته شدن یه جادوگر آزاد میشه رو
‫تحت اختیار خودم بگیرم

178
00:07:54,114 --> 00:07:56,517
‫نمیدونستم که تو و اون پدر جادوگر
‫انقدر به هم نزدیکین

179
00:07:56,517 --> 00:07:57,951
‫نبودیم

180
00:07:57,951 --> 00:08:00,621
‫ولی وقتی که قدرت‌هامو بهم پس داد

181
00:08:00,621 --> 00:08:01,889
‫یه پیغام بهم رسوند

182
00:08:01,889 --> 00:08:04,091
‫اگه بتونم اون مکان رو توی شهر پیدا کنم

183
00:08:04,091 --> 00:08:05,926
‫همونجایی که جادوگرهای سیلم رو
‫به آتیش کشوندن

184
00:08:05,926 --> 00:08:08,028
‫می‌تونم انرژیشونو تحت اختیار بگیرم
‫و هر وقت که لازم شد ازش استفاده کنم

185
00:08:08,028 --> 00:08:10,864
‫عالیه . باید اینو هم توی لیست کارایی
‫که امروز قراره انجام بدیم بذاریم

186
00:08:10,864 --> 00:08:13,500
‫جمع‌آوری قدرت جادوگرهای مرده قدیمی

187
00:08:15,704 --> 00:08:17,971
‫تو میدونی اون جادوگرها رو کجا سوزوندن؟

188
00:08:17,971 --> 00:08:19,339
‫یادم رفته بود بهت بگم؟

189
00:08:20,442 --> 00:08:22,076
‫باید تک تک این کتاب‌ها رو بخونیم

190
00:08:22,076 --> 00:08:24,278
‫تا افسونی که دنبالش می‌گردیم رو پیدا کنیم؟

191
00:08:24,278 --> 00:08:26,113
‫نه دقیقاً

192
00:08:39,894 --> 00:08:40,928
‫این خودشه

193
00:08:40,928 --> 00:08:43,197
‫عالیه . بقیه‌شو بیار

194
00:08:43,197 --> 00:08:44,665
‫بریم

195
00:08:56,044 --> 00:08:58,512
‫مرسی عزیزم

196
00:09:07,722 --> 00:09:09,289
‫خونه قشنگیه

197
00:09:09,289 --> 00:09:11,391
‫بهترین خونه مصادره شده توی شهره

198
00:09:13,261 --> 00:09:15,362
‫بیا ببینم

199
00:09:22,103 --> 00:09:23,771
‫خوشحالم که دوباره می‌بینمت کاترین

200
00:09:23,771 --> 00:09:26,340
‫شنیدم سرت خیلی شلوغ بوده

201
00:09:26,340 --> 00:09:27,741
‫آره ، درسته

202
00:09:27,741 --> 00:09:31,779
‫مشغول انجام یه معامله با کلاوس بودم

203
00:09:31,779 --> 00:09:33,347
‫که جون تو رو نجات بدم

204
00:09:39,814 --> 00:09:40,814
‫بگیر

205
00:09:42,039 --> 00:09:44,707
‫از یه شراب فروش توی "آوینیون" گرفتمش

206
00:09:47,110 --> 00:09:49,145
‫خیلی خوشمزه‌ست

207
00:09:49,145 --> 00:09:53,716
‫قضیه رفتنت به خونه گیلبرت‌ها چی بود؟

208
00:09:53,716 --> 00:09:56,619
‫جان بهم گفت که ریک با
‫خاله وانیلی رابطه برقرار کرده

209
00:09:56,619 --> 00:09:58,120
‫منم حسودیم شد

210
00:09:58,120 --> 00:10:01,891
‫اگه جان تو رو توی خونه دعوت کرده باشه

211
00:10:01,891 --> 00:10:04,193
‫پس یعنی کاملاً رگ خوابشو پیدا کردی

212
00:10:04,193 --> 00:10:06,529
‫اون فکر می‌کنه من دارم بهش
‫کمک می‌کنم که از الینا محافظت کنه

213
00:10:06,529 --> 00:10:09,131
‫به‌خاطر همین خیلی کمکم کرد که از اتفاقایی که

214
00:10:09,131 --> 00:10:10,933
‫داشت می‌افتاد خبردار بشم

215
00:10:10,933 --> 00:10:12,835
‫حالا بهم بگو چی میدونی

216
00:10:14,137 --> 00:10:16,839
‫حق با تو بود
‫من حتی نزدیک کلاوس هم نمی‌تونستم بشم

217
00:10:16,839 --> 00:10:21,377
‫ولی یکی از آدمای قابل‌اعتمادشو پیدا کردم

218
00:10:24,248 --> 00:10:26,115
‫یکی از جادوگراش

219
00:10:26,115 --> 00:10:28,317
‫کلاوس و جادوگراش

220
00:10:28,317 --> 00:10:31,020
‫اون گفت کلاوس آزادیتون رو بهتون می‌بخشه

221
00:10:31,020 --> 00:10:33,823
‫اگه فقط سنگ ماه و همزاد رو براش ببریم

222
00:10:33,823 --> 00:10:35,658
‫من می‌تونم سنگ ماه رو گیر بیارم

223
00:10:35,658 --> 00:10:39,462
‫نه کاترین ، اینجوری یعنی دوباره
‫به برادران سالواتور خیانت کردی

224
00:10:39,462 --> 00:10:43,432
‫اگه مجبور بودم به روش اونا
‫بازی رو ادامه میدادم

225
00:10:43,432 --> 00:10:46,102
‫ولی اونا دیگه فقط دارن دست و پا میزنن

226
00:10:46,102 --> 00:10:47,637
‫جادوگرشون قدرت‌هاشو از دست داده

227
00:10:47,637 --> 00:10:50,072
‫و از تنها سلاحشون برای کشتن
‫آلایژا استفاده کردن

228
00:10:50,072 --> 00:10:52,475
‫اگه طرف اونا بمونم می‌میرم

229
00:10:52,475 --> 00:10:55,645
‫اومدن تو همه چیز رو عوض می‌کنه

230
00:10:58,549 --> 00:11:00,450
‫واقعاً فکر می‌کنین که
‫ایزابل داره راستشو میگه که

231
00:11:00,450 --> 00:11:02,085
‫اگه خون‌آشام‌ها در مورد همزاد
‫چیزی بفهمن چی میشه؟

232
00:11:02,085 --> 00:11:04,253
‫ببین ، من هیچ‌کدوم حرفاشو باور نمی‌کنم

233
00:11:04,253 --> 00:11:07,223
‫ولی به نظرم اگه هشدارش رو
‫در نظر نگیریم خیلی احمقیم

234
00:11:07,223 --> 00:11:09,492
‫باید اینجا پیشمون بمونی

235
00:11:09,492 --> 00:11:11,628
‫برای ما هم خیلی بهتره که
‫حواسمون به تو باشه

236
00:11:11,628 --> 00:11:13,997
‫چی؟ توی خونه‌ای که هر
‫خون‌آشامی که بخواد می‌تونه وارد بشه؟ نه

237
00:11:13,997 --> 00:11:14,931
‫خونه خودش امن‌تره

238
00:11:14,931 --> 00:11:16,232
‫خب پس ما میریم اونجا پیشش

239
00:11:16,232 --> 00:11:17,834
‫پس نقشه اینه؟
‫هیچ‌کدومتون دیگه

240
00:11:17,834 --> 00:11:19,168
‫چشم از من برنمیدارین؟

241
00:11:19,168 --> 00:11:21,004
‫هر وقت ایده بهتری پیدا کردی بهمون بگو

242
00:11:21,004 --> 00:11:23,039
‫باشه . پس یکی از شما ۲تا محافظ‌ها

243
00:11:23,039 --> 00:11:25,708
‫باید باهام به خونه لاک‌وودها بیاد

244
00:11:25,708 --> 00:11:26,776
‫اون یه نفر منم

245
00:11:26,776 --> 00:11:29,412
‫من که نمیام . من یه سری
‫کارای جادوگری با بانی دارم

246
00:11:29,412 --> 00:11:30,647
‫اینکه معنیش این نیست که
‫داری اونو می‌بری به...

247
00:11:32,016 --> 00:11:34,717
‫وقتی من میام ساکت نشین

248
00:11:35,586 --> 00:11:36,920
‫اگه نقشه‌ای برای مقابله با

249
00:11:36,920 --> 00:11:39,322
‫جنگی که با خون‌آشام‌ها پیش رو داریم
‫به نظرتون رسیده

250
00:11:39,322 --> 00:11:41,357
‫خواهش می‌کنم به منم بگین

251
00:11:44,328 --> 00:11:46,362
‫جدی میگم ، نقشه‌مون برای

252
00:11:46,362 --> 00:11:48,765
‫بیرون اومدن از این وضعیت چیه؟

253
00:11:48,765 --> 00:11:51,034
‫من یه سنگ ماه بهتون دادم

254
00:11:51,034 --> 00:11:54,070
‫یه گرگینه و یه خنجر برای به دام انداختن
‫و کشتن کلاوس

255
00:11:54,070 --> 00:11:57,407
‫ولی حالا تنها چیزی که
‫دارین یه سنگ ماهه

256
00:11:57,407 --> 00:11:58,841
‫اگه اونم نیست بهم بگین

257
00:11:58,841 --> 00:12:00,843
‫- نه ، داریمش
‫- کجاست؟

258
00:12:00,843 --> 00:12:02,812
‫یه جای خیلی امن

259
00:12:02,812 --> 00:12:05,448
‫من باهاتون صادق بودم
‫وقتشه که جواب خوبی‌هامو بدین

260
00:12:05,448 --> 00:12:08,184
‫بذار بهت رک بگم
‫هیچ‌وقت اینو فراموش نکن

261
00:12:08,184 --> 00:12:11,554
‫که فقط چون بهت اعتماد کردیم تا الان
‫توی خواب به آتیش نکشوندیمت

262
00:12:11,554 --> 00:12:13,089
‫باشه

263
00:12:13,089 --> 00:12:14,857
‫همینجوری بمونین

264
00:12:18,629 --> 00:12:20,396
‫مأمور ما نتونسته

265
00:12:20,396 --> 00:12:23,166
‫دلیل آتش‌سوزی رو بفهمه

266
00:12:23,166 --> 00:12:24,934
‫ولی اونجا خون پیدا کرده

267
00:12:24,934 --> 00:12:27,971
‫جنازه نه ، فقط خون

268
00:12:27,971 --> 00:12:29,138
‫فکر می‌کنین خون‌آشام‌ها
‫هم توی این جریان دست داشتن؟

269
00:12:29,138 --> 00:12:31,374
‫کم‌کم دارم به این نتیجه میرسم
‫که جواب این سؤال

270
00:12:31,374 --> 00:12:32,709
‫همیشه مثبته

271
00:12:33,744 --> 00:12:35,778
‫خانم لاک‌وود ، مت رو ندیدین؟

272
00:12:35,778 --> 00:12:38,982
‫فکر کردم امروز برای صرف ناهار
‫قراره اینجا کار کنه

273
00:12:38,982 --> 00:12:40,316
‫نه ، ندیدمش عزیزم . متأسفم

274
00:12:40,316 --> 00:12:42,352
‫ولی اگه دیدیش

275
00:12:42,352 --> 00:12:45,588
‫میشه سراغ تایلر رو هم ازش بگیری؟

276
00:12:45,588 --> 00:12:46,823
‫آره ، حتماً

277
00:12:46,823 --> 00:12:49,492
‫هنوز خبری ازش ندارین؟

278
00:12:49,492 --> 00:12:53,496
‫نه ، توی یادداشتی که گذاشته نوشته که
‫یه‌کم وقت می‌خواد تا یه سری چیزا رو پیش خودش حل کنه

279
00:12:53,496 --> 00:12:56,432
‫ولی ای‌کاش میدونستم که کجاست

280
00:12:59,269 --> 00:13:00,109
‫ببخشید

281
00:13:04,341 --> 00:13:05,942
‫هنوز مت رو پیدا نکردی؟

282
00:13:05,942 --> 00:13:08,711
‫نه . اگه به کسی بگه چی؟

283
00:13:08,711 --> 00:13:10,613
‫اگه به همه بگه چی؟

284
00:13:10,613 --> 00:13:13,516
‫نه ، فقط باید پیداش کنیم و
‫مطمئن بشیم که این اتفاق نمیفته

285
00:13:13,516 --> 00:13:15,985
‫جایی هست که فکر کنی ممکنه اونجا باشه؟

286
00:13:15,985 --> 00:13:18,554
‫کاش میدونستم کجاست
‫ولی اون واقعاً آدمی نیست که بخواد فرار کنه

287
00:13:18,554 --> 00:13:21,424
‫می‌بینی ، اصلاً قرار نبود اینجوری بشه

288
00:13:21,424 --> 00:13:24,127
‫میدونی ، قرار بود توی یه موقعیت درست و

289
00:13:24,127 --> 00:13:25,995
‫با یه روش درست بهش بگم
‫و اون هم قرار بود

290
00:13:25,995 --> 00:13:27,964
‫مشکلی با این قضیه نداشته باشه
‫چون عاشق منه

291
00:13:27,964 --> 00:13:29,165
‫کمکت می‌کنیم که پیداش کنی

292
00:13:29,165 --> 00:13:30,833
‫فعلاً مجبورم به‌خاطر جنا
‫این‌کار رو انجام بدم

293
00:13:30,833 --> 00:13:32,902
‫باشه . خب ، هر وقت کارتون
‫تموم شد بهم زنگ بزنین

294
00:13:32,902 --> 00:13:34,804
‫منم میرم دنبالش بگردم

295
00:13:38,275 --> 00:13:40,677
‫شاید خودش برگرده

296
00:13:40,677 --> 00:13:42,412
‫مثل تو که برگشتی

297
00:13:44,481 --> 00:13:47,550
‫این همونجایی‌ـه که امیلی بِنِت هم کشته شد؟

298
00:13:47,550 --> 00:13:49,118
‫مؤسسین فکر می‌کردن خیلی شاعرانه‌تر میشه

299
00:13:49,118 --> 00:13:51,287
‫اگه اونو همونجایی بسوزونن
‫که بقیه جادوگرا رو سوزوندن

300
00:13:51,287 --> 00:13:53,156
‫از کجا میدونی که جادوگرا رو کجا سوزوندن؟

301
00:13:53,156 --> 00:13:54,991
‫به‌خاطر اینکه سعی کردم امیلی رو نجات بدم

302
00:13:54,991 --> 00:13:57,193
‫امیلی تنها کلید من برای
‫برگردوندن کاترین بود

303
00:13:57,193 --> 00:13:59,629
‫البته قبل از اینکه بفهمم
‫کاترین چه هرزه کوچیک و کثیفیه

304
00:14:06,970 --> 00:14:09,939
‫مطمئنی همینجاست؟

305
00:14:49,246 --> 00:14:51,380
‫این شوخی‌های جادوگریت رو کی می‌خوای تموم کنی؟

306
00:14:51,380 --> 00:14:52,381
‫اصلاً بامزه نیست

307
00:14:52,381 --> 00:14:53,416
‫من که کاری نمی‌کنم

308
00:14:53,416 --> 00:14:55,017
‫نمی‌تونم تکون بخورم

309
00:14:59,556 --> 00:15:01,724
‫حلقه‌م کار نمی‌کنه

310
00:15:01,724 --> 00:15:02,959
‫یه کاری بکن

311
00:15:11,969 --> 00:15:15,037
‫فکر نمی‌کنم جادوگرا از بودن
‫تو در اینجا خوششون بیاد

312
00:15:15,037 --> 00:15:17,440
‫فکر می‌کنم همینجا باشه

313
00:15:17,440 --> 00:15:20,877
‫من میرم بیرون منتظر بمونم

314
00:16:44,348 --> 00:16:46,416
‫سلام ریک

315
00:16:46,416 --> 00:16:48,485
‫ایزابل

316
00:16:50,021 --> 00:16:51,287
‫چی می‌خوای؟

317
00:16:51,287 --> 00:16:53,323
‫فقط می‌خوام تکلیف چیزایی
‫که بینمون مونده رو مشخص کنم

318
00:16:53,323 --> 00:16:54,891
‫آره ولی چیزی بین ما نمونده

319
00:16:54,891 --> 00:16:56,926
‫شاید برای تو نمونده باشه ولی برای من مونده

320
00:16:56,926 --> 00:16:58,461
‫باید ازت عذرخواهی کنم

321
00:16:58,461 --> 00:17:00,030
‫یه‌کم واسه این‌کار دیر شده

322
00:17:00,030 --> 00:17:02,032
‫نه . نه به‌خاطر کارایی که در گذشته کردم

323
00:17:02,032 --> 00:17:03,400
‫اونا که دیگه گذشته

324
00:17:03,400 --> 00:17:05,902
‫ببخشید که باعث شدم دوست‌دخترت
‫ازت ناراحت بشه

325
00:17:05,902 --> 00:17:07,937
‫خیلی نامردی بود

326
00:17:07,937 --> 00:17:09,906
‫ببین ، هر جور جبران یا تلافی خون‌آشامی که

327
00:17:09,906 --> 00:17:12,876
‫الان سعی می‌کنی با من انجام بدی رو بیخیال
‫من علاقه‌ای بهش ندارم

328
00:17:12,876 --> 00:17:16,513
‫معلومه که نه . آخه من خودم
‫مجبورت کردم که بیخیال من بشی

329
00:17:16,513 --> 00:17:20,316
‫میدونم نمی‌خوام کاری که مجبورم رو انجام بدم

330
00:17:20,316 --> 00:17:23,853
‫بدون اینکه تو بدونی چقدر عاشقت بودم

331
00:17:24,722 --> 00:17:27,791
‫و واقعاً هم بودم

332
00:17:29,093 --> 00:17:32,462
‫خیلی عاشقت بودم

333
00:17:37,101 --> 00:17:38,334
‫دیگه خدمت شما

334
00:17:53,250 --> 00:17:55,251
‫می‌خواین یه‌کم بجنبین؟

335
00:17:59,156 --> 00:18:01,891
‫ای دهن تو هم سرویس امیلی

336
00:18:03,694 --> 00:18:06,162
‫دیگه هر کار دلتون خواست بکنین

337
00:18:08,532 --> 00:18:10,800
‫می‌تونی کتابچه افسون‌ها رو بهم بدی؟

338
00:18:12,903 --> 00:18:14,871
‫ببین ، مطمئنی که می‌خوای این‌کار رو بکنی؟

339
00:18:14,871 --> 00:18:17,040
‫نگران منی؟

340
00:18:17,040 --> 00:18:18,408
‫آره ، معلومه که نگرانتم

341
00:18:26,016 --> 00:18:27,484
‫مطمئنم

342
00:18:42,266 --> 00:18:43,733
‫صدای چیه؟

343
00:18:45,035 --> 00:18:48,104
‫روح جادوگرهایی که اینجا مردن

344
00:18:48,104 --> 00:18:49,672
‫می‌تونم حسشون کنم

345
00:18:50,608 --> 00:18:52,208
‫بسیارخب ، چی دارن میگن؟

346
00:18:52,208 --> 00:18:55,011
‫من نمی‌تونم...نمی‌تونم بگم

347
00:18:55,880 --> 00:18:57,046
‫عالیه

348
00:19:05,856 --> 00:19:07,457
‫کجا داری میری؟

349
00:19:15,432 --> 00:19:16,799
‫اینجا

350
00:19:18,602 --> 00:19:19,769
‫همینجاست

351
00:19:21,272 --> 00:19:23,706
‫کمکم کن که شمعا رو سر جاشون بذارم

352
00:19:36,654 --> 00:19:38,321
‫چی دارن بلغور می‌کنن واسه خودشون؟

353
00:19:45,162 --> 00:19:46,729
‫چیه؟

354
00:19:46,729 --> 00:19:48,631
‫هیچی

355
00:19:53,370 --> 00:19:55,471
‫اونا حاضرن

356
00:20:00,311 --> 00:20:03,213
‫و برای قبول کمکی که

357
00:20:03,213 --> 00:20:06,115
‫میراندا سامرز گیلبرت" به"
‫عنوان کمک هزینه تحصیلی دانشجویان به ما دادن

358
00:20:06,115 --> 00:20:08,151
‫از الینا گیلبرت دعوت می‌کنم

359
00:20:17,795 --> 00:20:19,262
‫تو اینجا چی‌کار می‌کنی؟

360
00:20:19,262 --> 00:20:23,132
‫می‌خوام یه‌کم حواس بقیه رو پرت کنم

361
00:20:26,804 --> 00:20:29,806
‫این انجمن تاریخی برای مادرم
‫مثل بچه‌ش می‌موند

362
00:20:29,806 --> 00:20:32,108
‫همه شما رو به عنوان خانواده خودش میدونست

363
00:20:32,108 --> 00:20:34,777
‫و مطمئناً به این هدیه افتخار می‌کرد

364
00:20:40,417 --> 00:20:42,285
‫چه خبر شده؟ حالش خوبه؟

365
00:20:51,729 --> 00:20:53,196
‫چه لباس قشنگی

366
00:20:55,833 --> 00:20:57,467
‫می‌تونم قرضش بگیرم؟

367
00:21:06,284 --> 00:21:09,253
‫لطفاً اجازه بدین که کلانتر کارشو انجام بده

368
00:21:09,253 --> 00:21:11,255
‫اون خونریزی داره . حالش خوب میشه؟

369
00:21:11,255 --> 00:21:12,923
‫آره ، من دارمش
‫حواسم بهش هست

370
00:21:19,397 --> 00:21:20,964
‫میدونین چیه؟ لطفاً همگی برین عقب

371
00:21:20,964 --> 00:21:23,433
‫بسیارخب؟ یه‌کم هوا نیاز داره
‫همه چیز مرتبه

372
00:21:24,903 --> 00:21:25,623
‫الینا

373
00:21:26,472 --> 00:21:27,839
‫الینا

374
00:21:31,543 --> 00:21:33,043
‫حالت خوبه؟

375
00:21:33,043 --> 00:21:34,878
‫دارم به دیمن زنگ میزنم

376
00:21:34,878 --> 00:21:37,180
‫بیا از اینجا بریم . زودباش

377
00:21:43,855 --> 00:21:46,189
‫کار ایزابله دیمن
‫باید کار اون باشه

378
00:21:46,189 --> 00:21:48,759
‫بهش بگو باید بیاد اینجا و
‫ترتیب جنازه جان رو بده

379
00:21:48,759 --> 00:21:51,361
‫باید به انجمن توضیح بدی که

380
00:21:51,361 --> 00:21:53,363
‫جان کاملاً نمرده

381
00:21:54,834 --> 00:21:56,334
‫اون کجاست؟

382
00:21:59,938 --> 00:22:02,673
‫متأسفم استفن ولی نمی‌تونم
‫تو رو دنبال خودم ببرم

383
00:22:21,860 --> 00:22:22,793
‫ای خدا

384
00:22:22,793 --> 00:22:23,961
‫بانی؟

385
00:22:26,731 --> 00:22:28,499
‫داری منو می‌ترسونی

386
00:22:31,903 --> 00:22:33,771
‫بانی

387
00:22:49,321 --> 00:22:51,088
‫حالت خوبه؟

388
00:22:54,126 --> 00:22:56,306
‫موفق شدم

389
00:23:01,466 --> 00:23:03,033
‫چیزی نیست

390
00:23:03,033 --> 00:23:04,902
‫ببخشید که ترسیدین

391
00:23:04,902 --> 00:23:07,204
‫فقط پاش لیز خورده بود

392
00:23:07,204 --> 00:23:08,672
‫آمبولانس تو راهه

393
00:23:10,342 --> 00:23:12,009
‫سلام

394
00:23:12,009 --> 00:23:12,910
‫حالش چطوره؟

395
00:23:12,910 --> 00:23:14,245
‫مرده

396
00:23:19,818 --> 00:23:21,552
‫چند ساعت دیگه حالش خوب میشه

397
00:23:21,552 --> 00:23:23,954
‫چی داری میگی؟
‫دیمن ، اون مرده

398
00:23:25,190 --> 00:23:27,224
‫خب...

399
00:23:27,224 --> 00:23:29,026
‫قضیه اینه

400
00:23:29,026 --> 00:23:32,663
‫حلقه جان از ارثیه‌های قدیمی خانواده گیلبرته

401
00:23:32,663 --> 00:23:34,665
‫که از صاحبش به‌وسیله یه نیروی فوق‌طبیعی

402
00:23:34,665 --> 00:23:35,999
‫در برابر مرگ محافظت می‌کنه

403
00:23:35,999 --> 00:23:38,602
‫ولی اون نفس نمی‌کشه
‫قلبش ضربان نداره

404
00:23:38,602 --> 00:23:41,271
‫حالش خوب میشه . به من اعتماد کنین

405
00:23:44,109 --> 00:23:46,410
‫باید یه داستان براش بسازیم

406
00:23:46,410 --> 00:23:48,412
‫حمله صرع ، مصرف بیش از حد الکل

407
00:23:48,412 --> 00:23:49,613
‫قرص روان‌گردان ، حالا هر چی

408
00:23:49,613 --> 00:23:52,249
‫ولی الان باید اونو
‫از اینجا ببرم بیرون

409
00:23:54,619 --> 00:23:55,619
‫آره

410
00:23:55,619 --> 00:23:58,155
‫فقط یه زنگ خطر اشتباهی بود

411
00:23:58,155 --> 00:24:00,290
‫باشه ، خوبه . ممنون

412
00:24:04,229 --> 00:24:05,896
‫کلانتر فوربز

413
00:24:05,896 --> 00:24:07,297
‫مت ، چی شده؟

414
00:24:07,297 --> 00:24:08,632
‫می‌خوام پرونده ویکی رو ببینم

415
00:24:08,632 --> 00:24:10,534
‫- چی؟
‫- خواهرم

416
00:24:10,534 --> 00:24:12,469
‫می‌خوام پرونده‌ش رو ببینم

417
00:24:12,469 --> 00:24:15,072
‫می‌خوام ببینم که قتلش به‌وسیله
‫یه خون‌آشام رو

418
00:24:15,072 --> 00:24:17,374
‫چطوری لاپوشونی کردین

419
00:24:17,374 --> 00:24:20,043
‫مت ، باید آروم باشی
‫خیلی عصبی شدی

420
00:24:20,043 --> 00:24:22,045
‫- تو نمیدونی
‫- به من دروغ نگین

421
00:24:22,045 --> 00:24:24,615
‫مت ، باید آرامشتو حفظ کنی

422
00:24:53,478 --> 00:24:56,380
‫استفن؟ چرا تو و الینا خونه نیستین؟

423
00:24:58,283 --> 00:24:59,033
‫چی؟

424
00:25:02,754 --> 00:25:03,594
‫نه ، نه

425
00:25:11,963 --> 00:25:13,497
‫می‌تونیم بریم؟

426
00:25:13,497 --> 00:25:15,966
‫من توی خونه‌ت هستم
‫ولی باید عجله کنیم

427
00:25:15,966 --> 00:25:17,568
‫دیمن میدونه چجوری وارد خونه‌ت بشه

428
00:25:17,568 --> 00:25:20,938
‫براش فقط ۲۰ دقیقه وقت می‌بره
‫تا بفهمه شما کجایین

429
00:25:20,938 --> 00:25:22,840
‫تا اون‌موقع رفتیم

430
00:25:22,840 --> 00:25:25,676
‫خوبه . چقدر مونده برسین؟

431
00:25:25,676 --> 00:25:27,845
‫متأسفم کاترین

432
00:25:27,845 --> 00:25:31,048
‫باید کاری که بهم گفته شده بود رو انجام میدادم

433
00:25:31,048 --> 00:25:33,884
‫اون سنگ ماه رو می‌خواست و تو رو

434
00:25:35,387 --> 00:25:36,487
‫اون؟

435
00:25:36,487 --> 00:25:38,188
‫اون کیه؟

436
00:25:55,657 --> 00:25:57,391
‫مت ، اگه داری صدای منو می‌شنوی

437
00:25:57,391 --> 00:26:01,461
‫یعنی ۲۵تا پیغام قبلی که
‫گذاشتمو هم گوش دادی

438
00:26:01,461 --> 00:26:05,165
‫که توی همشون هم یه چیز رو گفتم پس...

439
00:26:05,165 --> 00:26:07,267
‫بهم زنگ بزن

440
00:26:33,361 --> 00:26:34,928
‫تو اینجایی

441
00:26:34,928 --> 00:26:37,197
‫مامانت منو آورد اینجا

442
00:26:37,197 --> 00:26:38,298
‫مامانم؟

443
00:26:38,298 --> 00:26:40,634
‫من اونو متهم به لاپوشونی
‫مرگ ویکی کردم

444
00:26:40,634 --> 00:26:42,736
‫اونم تهدیدم کرد که دستگیرم می‌کنه

445
00:26:42,736 --> 00:26:45,238
‫چیز دیگه‌ای هم بهش گفتی؟

446
00:26:45,238 --> 00:26:47,574
‫در مورد تو چیزی نگفتم

447
00:26:49,344 --> 00:26:51,611
‫حس کردم حرفایی که میزنم رو باور نمی‌کنه

448
00:26:51,611 --> 00:26:53,046
‫منم خفه‌خون گرفتم

449
00:26:53,046 --> 00:26:55,248
‫بعد منو آورد اینجا که آرومم کنه

450
00:26:55,248 --> 00:26:57,117
‫بعد بهش زنگ زدن و رفت

451
00:26:58,019 --> 00:27:00,187
‫مت

452
00:27:05,760 --> 00:27:08,562
‫اگه هنوزم از من می‌ترسی
‫پس چرا اینجایی؟

453
00:27:08,762 --> 00:27:11,264
‫چون باید چیزای بیشتری در مورد

454
00:27:11,264 --> 00:27:13,767
‫ویکی بدونم

455
00:27:13,767 --> 00:27:15,702
‫در مورد تو

456
00:27:15,702 --> 00:27:19,806
‫هر چی بخوای بدونی رو بهت میگم

457
00:27:19,806 --> 00:27:21,641
‫بسیارخب ، یه چیزی باید توی کتابچه باشه

458
00:27:21,641 --> 00:27:24,578
‫که کمکمون کنه حرفای اونا رو ترجمه کنیم

459
00:27:24,578 --> 00:27:26,046
‫فقط یه هشدار بود

460
00:27:26,046 --> 00:27:27,447
‫چه‌جور هشداری؟

461
00:27:27,447 --> 00:27:28,515
‫مهم نیست

462
00:27:28,515 --> 00:27:31,117
‫واسه من مهمه . باشه؟

463
00:27:31,117 --> 00:27:34,487
‫این قدرت خیلی زیادیه که بهش
‫دسترسی پیدا کردم

464
00:27:34,487 --> 00:27:37,557
‫فقط دارن بهم میگن که مراقبش باشم

465
00:27:37,557 --> 00:27:42,195
‫خب ، از صدتا جادوگر
‫دقیقاً چقدر قدرت می‌تونی بگیری؟

466
00:28:11,125 --> 00:28:12,292
‫بانی

467
00:28:19,467 --> 00:28:23,236
‫جواب سؤالت...خیلی

468
00:28:35,483 --> 00:28:36,783
‫فکر می‌کنی همین خونه‌ست؟

469
00:28:36,783 --> 00:28:39,119
‫بهتره که باشه
‫این بهترین خونه مصادره‌ای شهره

470
00:28:39,119 --> 00:28:40,620
‫به‌خدا قسم اگه اینجا نباشه...

471
00:28:40,620 --> 00:28:42,922
‫انقدر بدبین نباش

472
00:28:47,261 --> 00:28:48,962
‫من میرم بالا

473
00:29:02,276 --> 00:29:04,210
‫اینا وسایل ایزابله

474
00:29:04,210 --> 00:29:05,945
‫دقیقاً همینجاست

475
00:29:05,945 --> 00:29:06,880
‫خودشون کجان؟

476
00:29:06,880 --> 00:29:08,615
‫نمیدونم استفن

477
00:29:30,504 --> 00:29:32,372
‫فقط چون نمی‌تونم به ذهنت نفوذ کنم

478
00:29:32,372 --> 00:29:35,842
‫دلیل نمیشه که نتونم مجبورت کنم
‫که باهام بیای

479
00:29:37,178 --> 00:29:38,511
‫پس این اتفاقی بود که افتاد؟

480
00:29:38,511 --> 00:29:39,512
‫به ذهنت نفوذ شده بود که

481
00:29:39,512 --> 00:29:40,413
‫به کاترین خیانت کنی؟

482
00:29:40,413 --> 00:29:42,749
‫اگه به ذهنم نفوذ شده بود
‫نمی‌تونستم بهت بگم

483
00:29:44,185 --> 00:29:45,919
‫پس دروغ گفتی

484
00:29:45,919 --> 00:29:48,421
‫تو کلاوس رو پیدا کردی ، درسته؟

485
00:29:48,421 --> 00:29:51,291
‫اون میدونه الان من کجام

486
00:29:51,291 --> 00:29:54,027
‫داری منو می‌بری پیش اون؟

487
00:29:56,731 --> 00:29:58,398
‫این چیه؟

488
00:30:03,971 --> 00:30:06,806
‫پدر و مادرم

489
00:30:06,806 --> 00:30:08,942
‫پدربزرگ و مادربزرگ تو

490
00:30:08,942 --> 00:30:11,778
‫وقتی اثبات شد که پلیس نمی‌تونه
‫جنازه منو پیدا کنه

491
00:30:11,778 --> 00:30:14,447
‫این قبر رو گذاشتن اینجا

492
00:30:14,447 --> 00:30:17,984
‫هر هفته میان اینجا و گل میارن

493
00:30:17,984 --> 00:30:20,553
‫حتی با وجود اینکه
‫هیچ‌کس اینجا دفن نشده

494
00:30:20,553 --> 00:30:25,358
‫ایزابلی که اونا می‌شناختن مرده

495
00:30:25,358 --> 00:30:29,896
‫پس شاید بخشی از من اینجا دفن شده باشه
‫بخش انسانی من

496
00:30:29,896 --> 00:30:34,801
‫بخشی که وقتی انتخاب کردم که
‫یه خون‌آشام باشم ترکش کردم

497
00:30:34,801 --> 00:30:39,506
‫بخشی از من که رؤیای روزی رو داشت
‫که دخترش رو بشناسه

498
00:30:42,209 --> 00:30:42,959
‫چی؟

499
00:30:45,179 --> 00:30:48,248
‫به جاش با بخش دیگه من آشنا شدی

500
00:30:49,483 --> 00:30:52,986
‫بخشی که به گوشت و خون خودش هم خیانت می‌کنه

501
00:31:01,262 --> 00:31:03,696
‫من کاترین و سنگ ماه رو دارم

502
00:31:03,696 --> 00:31:05,432
‫جای همزاد امنه؟

503
00:31:05,432 --> 00:31:06,433
‫بله

504
00:31:06,433 --> 00:31:07,567
‫پس بذار بره

505
00:31:07,567 --> 00:31:08,768
‫بذارم بره؟

506
00:31:08,768 --> 00:31:10,870
‫کلاوس چیزایی که می‌خواست رو بدست آورده

507
00:31:10,870 --> 00:31:14,470
‫مأموریت تو تموم شده
‫کارایی که مجبور بودی انجام بدی رو انجام دادی

508
00:31:14,606 --> 00:31:15,608
‫کارم تمومه؟

509
00:31:15,608 --> 00:31:17,110
‫کارِت تمومه

510
00:31:23,517 --> 00:31:25,118
‫کی بود؟

511
00:31:25,118 --> 00:31:27,387
‫خیلی متأسفم الینا...

512
00:31:29,490 --> 00:31:33,293
‫که انقدر برات ناامیدکننده بودم

513
00:32:02,842 --> 00:32:05,009
‫بعد از اینکه توی جنگل بهت آسیب رسوندم

514
00:32:05,009 --> 00:32:06,878
‫مجبورت کردم که فراموش کنی

515
00:32:06,878 --> 00:32:10,148
‫و به خودم قول دادم که ازت دور بمونم

516
00:32:10,148 --> 00:32:13,084
‫ولی نتونستم

517
00:32:14,487 --> 00:32:17,021
‫چون عاشقتم

518
00:32:17,990 --> 00:32:23,340
‫عاشقتم مت...خیلی زیاد

519
00:32:25,331 --> 00:32:28,566
‫خدایا ، به‌خاطر اتفاقایی که برای ویکی
‫افتاد واقعاً متأسفم

520
00:32:32,338 --> 00:32:35,840
‫و واقعاً ای‌کاش الان یه چیزی می‌گفتی

521
00:32:37,376 --> 00:32:39,644
‫من خیلی تنهام

522
00:32:40,846 --> 00:32:41,746
‫نه ، نیستی

523
00:32:41,746 --> 00:32:44,382
‫مامانم هیچ اهمیتی به من نمیده

524
00:32:44,382 --> 00:32:45,750
‫خواهرم مرده

525
00:32:45,750 --> 00:32:49,554
‫و همه دوستام یه مشت دروغگوئن

526
00:32:49,554 --> 00:32:51,022
‫و تو هم...

527
00:32:51,022 --> 00:32:53,858
‫من هنوز خودمم
‫من هنوز خودمم

528
00:32:53,858 --> 00:32:55,827
‫من فقط...من فقط یه‌کم...

529
00:32:55,827 --> 00:32:58,930
‫نکن ، نه . این خیلی زیاده

530
00:32:58,930 --> 00:33:01,466
‫همه اینا خیلی زیادن

531
00:33:01,466 --> 00:33:03,401
‫نمی‌خوام اینو بدونم

532
00:33:03,401 --> 00:33:05,103
‫بگو چی‌کار می‌تونم بکنم

533
00:33:05,103 --> 00:33:07,071
‫بگو چی‌کار می‌تونم بکنم . من...

534
00:33:07,071 --> 00:33:08,706
‫می‌خوام کمکت کنم

535
00:33:10,442 --> 00:33:12,577
‫می‌تونی مجبورم کنی که فراموش کنم

536
00:33:12,577 --> 00:33:14,479
‫قبلاً هم این‌کار رو باهام کردی

537
00:33:14,479 --> 00:33:17,148
‫فکر نمی‌کنم...فکر نمی‌کنم که این...

538
00:33:17,148 --> 00:33:19,050
‫خواهش می‌کنم یه کاری کن که فراموش کنم کرولاین

539
00:33:20,319 --> 00:33:22,353
‫نمی‌خوام وقتی نگات می‌کنم

540
00:33:22,353 --> 00:33:24,756
‫چیزی که الان دارم می‌بینم رو ببینم

541
00:33:24,756 --> 00:33:27,258
‫ولی شاید بعداً...

542
00:33:27,258 --> 00:33:29,894
‫مجبورم کن فراموش کنم کرولاین

543
00:33:31,597 --> 00:33:33,698
‫باشه

544
00:33:36,602 --> 00:33:38,136
‫باشه مت

545
00:33:52,351 --> 00:33:54,719
‫این مال ایزابله؟

546
00:33:57,056 --> 00:34:01,526
‫هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم که به‌خاطر مردنش
‫انقدر حس بدی پیدا کنم و الان...

547
00:34:01,526 --> 00:34:04,295
‫اون مادرت بود

548
00:34:07,800 --> 00:34:10,001
‫چرا گذاشتن من برم؟

549
00:34:12,071 --> 00:34:13,671
‫خب ، همه چیزایی که جان به ایزابل گفته بود

550
00:34:13,671 --> 00:34:15,807
‫باید فرض کنیم که کلاوس هم
‫اونا رو میدونه . باشه؟

551
00:34:15,807 --> 00:34:19,277
‫پس اون میدونه که تو نمی‌خوای خودتو
‫تبدیل به یه خون‌آشام کنی

552
00:34:19,277 --> 00:34:21,746
‫اون میدونه که ما امنیت تو رو تضمین می‌کنیم

553
00:34:21,746 --> 00:34:23,781
‫اون میدونه که من اهل فرار کردن نیستم

554
00:34:25,017 --> 00:34:28,753
‫به‌خاطر همینه که باید یه‌کم محتاط تر باشیم

555
00:34:28,753 --> 00:34:31,222
‫آخه ما رو بازی دادن

556
00:34:31,222 --> 00:34:33,358
‫هممونو

557
00:34:33,358 --> 00:34:34,392
‫این چیه؟

558
00:34:34,392 --> 00:34:36,494
‫این سند خونه‌مونه

559
00:34:36,494 --> 00:34:37,762
‫به اسم زک ـه

560
00:34:37,762 --> 00:34:40,765
‫به محض اینکه امضاش کنی
‫به اسم تو میشه

561
00:34:40,765 --> 00:34:42,967
‫دارین خونه‌تونو میدین به من؟

562
00:34:42,967 --> 00:34:44,702
‫ایزابل فکر خوبی در مورد خونه امن داشت

563
00:34:44,702 --> 00:34:46,604
‫تو همینجا می‌مونی تا وقتی که
‫همه چیز تموم بشه

564
00:34:46,604 --> 00:34:49,140
‫اینطوری خودت می‌تونی کنترل کنی که
‫کیا رو توی خونه دعوت کنی و کیا رو نکنی

565
00:34:49,140 --> 00:34:53,144
‫البته پدرتو درمیارم اگه در رو روی من قفل کنی

566
00:35:01,320 --> 00:35:04,856
‫قسم می‌خورم نمیدونستم می‌خواست چی‌کار کنه

567
00:35:04,856 --> 00:35:06,157
‫خیلی متأسفم

568
00:35:07,960 --> 00:35:10,028
‫خیلی خیلی متأسفم

569
00:35:10,028 --> 00:35:11,729
‫دیمن ، ولش کن

570
00:35:14,333 --> 00:35:16,501
‫من و اون باید باهم حرف بزنیم

571
00:35:22,074 --> 00:35:24,242
‫بهت گفته بودم نباید نگرانش باشی

572
00:35:24,242 --> 00:35:27,211
‫یه هشدار...فقط در همین حد باید بهم می‌گفتی؟

573
00:35:27,211 --> 00:35:29,514
‫این یه‌جور هشداره بانی

574
00:35:29,514 --> 00:35:32,016
‫اینجا نوشته اگه مقدار زیادی
‫از قدرتت رو یکجا استفاده کنی

575
00:35:32,016 --> 00:35:33,317
‫تو رو از پا درمیاره

576
00:35:35,587 --> 00:35:38,456
‫چقدر قدرت لازمه تا یه اصیل رو بکشی؟

577
00:35:40,359 --> 00:35:41,459
‫همش

578
00:35:41,459 --> 00:35:42,209
‫نه

579
00:35:43,462 --> 00:35:44,929
‫من بهت اجازه نمیدم این‌کار رو بکنی

580
00:35:44,929 --> 00:35:49,233
‫جرمی ، فکر می‌کنی من با این قدرت‌ها
‫متولد شدم که فقط

581
00:35:49,233 --> 00:35:52,003
‫چندتا پر رو توی هوا شناور کنم یا
‫شمع‌ها رو روشن و خاموش کنم؟

582
00:35:52,003 --> 00:35:54,972
‫یه دلیلی هست که این قدرت‌ها به من داده شده

583
00:35:54,972 --> 00:35:57,275
‫هیچ‌کس تقدیرش این نیست که خودشو بکشه

584
00:35:57,275 --> 00:35:59,844
‫در ضمن الینا هم بهت اجازه نمیده
‫که به‌خاطر اون بمیری

585
00:35:59,844 --> 00:36:02,213
‫به‌خاطر همینه که نباید بهش چیزی بگی

586
00:36:02,213 --> 00:36:04,348
‫اصلاً می‌فهمی چی داری میگی؟

587
00:36:04,348 --> 00:36:08,386
‫فقط به‌خاطر الینا نیست جرمی

588
00:36:08,386 --> 00:36:09,887
‫به‌خاطر تو هم هست

589
00:36:09,887 --> 00:36:11,589
‫به‌خاطر همه‌ست

590
00:36:11,589 --> 00:36:16,094
‫اگه من تنها کسیم که می‌تونه
‫همه این ماجرا ها رو پایان بده

591
00:36:16,094 --> 00:36:21,499
‫پس خودم باید در موردش تصمیم بگیرم
‫نه هیچ‌کس دیگه

592
00:36:21,499 --> 00:36:23,234
‫خودم

593
00:36:45,657 --> 00:36:47,091
‫انجامش دادم

594
00:36:47,091 --> 00:36:49,861
‫اون گل شاه‌پسند رو خوردم

595
00:36:51,163 --> 00:36:55,266
‫رفتم پیشش و ازش خواستم که
‫همه چیز رو برام بگه

596
00:36:56,201 --> 00:36:59,637
‫بعدم ازش خواستم که از ذهنم پاکشون کنه

597
00:37:00,773 --> 00:37:01,939
‫متشکرم مت

598
00:37:03,208 --> 00:37:06,144
‫میدونم که اصلاً آسون نیست اما...

599
00:37:06,144 --> 00:37:09,447
‫خوشحالم که بهم گفتی که
‫دیشب چه اتفاقایی افتاده

600
00:37:11,717 --> 00:37:16,621
‫می‌خوام همه چیزایی که
‫بهت گفته رو برام بگی

601
00:37:19,057 --> 00:37:21,793
‫حس می‌کنم انگار اون مرده

602
00:37:21,793 --> 00:37:23,194
‫اون مرده

603
00:37:28,233 --> 00:37:31,269
‫همیشه میدونستم که اون و کاترین
‫باهم خیلی دوستن

604
00:37:31,269 --> 00:37:35,773
‫ولی هیچ‌وقت فکرشو هم نمی‌کردم که اون
‫و ایزابل با همدیگه ضد من بشن

605
00:37:35,773 --> 00:37:39,644
‫۲تا از بیخیال‌ترین و
‫خودخواه‌ترین خون‌آشام‌های دنیا

606
00:37:39,644 --> 00:37:41,579
‫باهم دوستای واقعی بودن

607
00:37:41,579 --> 00:37:43,514
‫اگه اینطوری در موردش فکر می‌کردی

608
00:37:43,514 --> 00:37:46,417
‫پس اصلاً چرا بهش اعتماد کردی؟

609
00:37:46,417 --> 00:37:52,223
‫چون وقتی تو رو بدنیا آورد پیشش بودم الینا

610
00:37:53,392 --> 00:37:56,727
‫دیدم که وقتی تو رو رها کرد
‫قلبش چجوری شکست

611
00:37:59,598 --> 00:38:03,434
‫و به‌خاطر اینکه اولین دختری بود که
‫توی عمرم عاشقش شده بودم

612
00:38:03,434 --> 00:38:07,772
‫و وقتی که بهم گفت کمکم می‌کنه که
‫ازت محافظت کنم

613
00:38:09,007 --> 00:38:10,374
‫حرفاشو باور کردم

614
00:38:13,512 --> 00:38:19,150
‫و حالا حاضرم هر کاری که ازم بخوای
‫رو برات انجام بدم

615
00:38:21,019 --> 00:38:24,822
‫اگه حس می‌کنی با نبودن من
‫احساس امنیت بیشتری می‌کنی

616
00:38:24,822 --> 00:38:26,490
‫پس میرم

617
00:38:41,707 --> 00:38:42,940
‫تو همه چیز رو خراب کردی جان

618
00:38:43,976 --> 00:38:47,211
‫به هر چیزی که دست میزنی از هم می‌پاشه

619
00:38:50,916 --> 00:38:54,085
‫ولی تو تنها خانواده‌ای هستی که من دارم

620
00:38:57,956 --> 00:39:02,727
‫پس شاید بتونم یاد بگیرم که ازت متنفر نباشم

621
00:39:04,296 --> 00:39:05,796
‫باشه

622
00:39:11,570 --> 00:39:13,671
‫بانی گفت که افسونش کار کرده

623
00:39:13,671 --> 00:39:15,106
‫الان حسابی پر و پیمونه

624
00:39:15,106 --> 00:39:18,376
‫حداقل امروز یه چیز درست پیش رفت

625
00:39:21,580 --> 00:39:24,148
‫کاترین خبر نداره که
‫بانی قدرت‌هاشو پس گرفته

626
00:39:26,285 --> 00:39:32,223
‫ایزابل هم خبر نداشت که تو و جرمی
‫امروز بانی رو بردین که چی‌کار کنه

627
00:39:34,960 --> 00:39:36,961
‫فقط خودمونیم که میدونیم

628
00:39:36,961 --> 00:39:39,964
‫این باعث میشه که بانی
‫سلاح مخفی ما بشه

629
00:41:11,890 --> 00:41:13,557
‫آلاریک؟

630
00:41:29,975 --> 00:41:33,411
‫سلام کاترینا

631
00:41:37,783 --> 00:41:40,117
‫دلم برات تنگ شده بود

632
00:41:41,019 --> 00:41:42,053
‫کلاوس

633
00:41:42,100 --> 00:41:43,100
‫ترجمه و زیرنویس : عماد

634
00:41:44,100 --> 00:41:45,100
‫ارائه‌ای از تیم ترجمه سایت
‫::www.۹movie.co::..

