1
00:00:02,066 --> 00:00:03,886
‫<font color="#ff۰۰۰۰">پیش از این در
‫"The Vampire Diaries"</font>

2
00:00:03,988 --> 00:00:05,395
‫الینا از اینکه جفتتون

3
00:00:05,396 --> 00:00:07,549
‫- اونو می‌پرستین لذت می‌بره؟
‫- من عاشقتم

4
00:00:07,550 --> 00:00:12,188
‫حالا توی چشمام نگاه کن
‫و بهم بگو که هیچ حسی نسبت به اون نداری

5
00:00:12,190 --> 00:00:14,580
‫برای شکستن پیمان نوکری
‫باید خودت رو بارها تبدیل کنی

6
00:00:14,582 --> 00:00:18,728
‫من نزدیک ۱۰۰بار توی
‫کوهستان "اپالیشیان" خودمو تبدیل کردم

7
00:00:18,730 --> 00:00:20,484
‫تا وقتی آزمایش نکنم مطمئن نمیشم
‫که این پیمان شکسته شده یا نه

8
00:00:20,486 --> 00:00:22,574
‫اگر تو می‌خوای همه فرزندان منو بکشی

9
00:00:22,576 --> 00:00:25,233
‫من باید حلقه‌ـت رو به تیکه چوب اتصال بدم

10
00:00:25,235 --> 00:00:27,508
‫تا چوب سفید رو فناناپذیر کنم

11
00:00:27,510 --> 00:00:29,097
‫داری باهاش چی‌کار می‌کنی؟

12
00:00:29,099 --> 00:00:30,468
‫می‌خوام اونو از نو بسازم

13
00:00:30,470 --> 00:00:32,391
‫اونو قوی و سریع بسازم

14
00:00:32,393 --> 00:00:34,230
‫یه شکارچی حقیقی

15
00:00:35,788 --> 00:00:37,542
‫من نمی‌خوام مراحل تبدیل رو کامل کنم

16
00:00:37,544 --> 00:00:39,314
‫می‌خوایم تو رو اینجا حبس کنیم تا بمیری؟

17
00:00:39,316 --> 00:00:41,338
‫من نمی‌تونم یه خون‌آشام باشم

18
00:01:32,747 --> 00:01:34,067
‫یعنی چی که میگی

19
00:01:34,069 --> 00:01:36,074
‫- نمی‌تونی بیای؟
‫- کلاوس زنگ زد

20
00:01:36,076 --> 00:01:38,616
‫داره از شهر میره و ازم خواست
‫که وسایل خونه‌اش رو جمع کنم

21
00:01:38,618 --> 00:01:41,091
‫خب ، از کی تا حالا پیمان نوکری تبدیل شده
‫به یه برده برای اسباب‌کشی؟

22
00:01:41,093 --> 00:01:44,185
‫از زمانی که اون فهمیده که قرار نیست
‫به‌خاطر اون به من خیانت کنی

23
00:01:44,187 --> 00:01:46,359
‫دیگه داره گندشو درمیاره

24
00:01:46,361 --> 00:01:47,981
‫و هنوز فکر می‌کنه که من نوکر اونم

25
00:01:47,983 --> 00:01:49,954
‫مهم نیست . همینجوری ظاهرم رو حفظ می‌کنم

26
00:01:49,956 --> 00:01:52,948
‫تا بالاخره همه چیز تموم بشه

27
00:01:52,950 --> 00:01:54,770
‫دیرم شده . باید برم
‫دوستت دارم

28
00:01:54,772 --> 00:01:57,397
‫منم دوستت دارم

29
00:02:01,612 --> 00:02:04,036
‫سلام؟

30
00:02:11,478 --> 00:02:13,434
‫مت کجاست؟

31
00:02:13,436 --> 00:02:15,123
‫پیچوند

32
00:02:15,125 --> 00:02:17,130
‫لحظه آخر بهش زنگ زدن
‫و گفتن که باید بره سر کار

33
00:02:17,132 --> 00:02:18,635
‫شوخی می‌کنی؟

34
00:02:18,637 --> 00:02:20,641
‫پس فقط ماییم؟

35
00:02:20,643 --> 00:02:21,930
‫بله و جنابعالی دیر کردین

36
00:02:21,932 --> 00:02:24,137
‫کمیته پاکسازی از ساعت ۸ شروع شده

37
00:02:24,139 --> 00:02:26,178
‫- الان حدود ۸:۰۲ ـه
‫- دقیقاً

38
00:02:26,180 --> 00:02:27,615
‫من خودم سر وقت اومدم

39
00:02:27,617 --> 00:02:28,870
‫و حتی نتونستم توی مجلس رقصی
‫حضور داشته باشم

40
00:02:28,872 --> 00:02:31,295
‫که خودم برنامه‌ریزی کرده بودم

41
00:02:39,289 --> 00:02:40,860
‫به‌خاطر مامانت متأسفم

42
00:02:40,862 --> 00:02:44,222
‫یعنی میدونم که تو ازش متنفر بودی

43
00:02:44,224 --> 00:02:48,236
‫و چیزای دیگه ولی بازم به‌هرحال

44
00:02:48,238 --> 00:02:49,607
‫متأسفم

45
00:02:51,398 --> 00:02:54,239
‫به‌خاطر معلمت متأسفم

46
00:02:54,241 --> 00:02:57,099
‫به نظر آدم خوبی میومد

47
00:02:57,101 --> 00:03:00,209
‫آره ، همینطور بود

48
00:03:02,602 --> 00:03:05,962
‫من میرم از باشگاه شروع کنم

49
00:03:15,279 --> 00:03:18,839
‫- تو باید مُرده باشی
‫- مُرده هستم

50
00:03:48,900 --> 00:03:49,900
‫ارائه‌ای از تیم ترجمه سایت
‫::www.۹movie.co::..

51
00:03:50,900 --> 00:03:57,400
‫<font color="#ff۰۰۰۰">"The Vampire Diaries"
‫فصل ۳
‫قسمت ۲۱ : قبل از غروب آفتاب</font>

52
00:03:58,400 --> 00:03:59,400
‫ترجمه و زیرنویس : عماد

53
00:04:08,208 --> 00:04:09,328
‫دارین اتاق رو تیره‌تر می‌کنین؟

54
00:04:09,330 --> 00:04:11,836
‫تنها رنگی بود که داشتیم

55
00:04:11,838 --> 00:04:13,943
‫وقتی نصفه‌شب تصمیم می‌گیری که اتاق
‫محافظ مُرده‌ات رو رنگ کنی

56
00:04:13,945 --> 00:04:16,117
‫همین میشه دیگه

57
00:04:16,119 --> 00:04:17,539
‫فکر نمی‌کنم کسی باهاتون صحبت کرده باشه و
‫سعی کرده باشه که

58
00:04:17,541 --> 00:04:19,379
‫شما رو از این‌کارها منصرف کنه

59
00:04:19,381 --> 00:04:21,202
‫باید خودمونو سرگرم کنیم

60
00:04:21,204 --> 00:04:23,008
‫وگرنه شروع به فکر کردن می‌کنیم

61
00:04:23,010 --> 00:04:25,516
‫- و ما نمی‌خوایم که فکر کنیم
‫- کمک می‌خوای؟

62
00:04:25,518 --> 00:04:28,326
‫شما ۲تا دوباره باهم دوست شدین؟

63
00:04:28,328 --> 00:04:30,367
‫چی؟ نه جرمی . ما فقط...

64
00:04:30,369 --> 00:04:32,507
‫فقط اومدم یه سر بهتون بزنم
‫ببینم در چه حالین

65
00:04:32,509 --> 00:04:36,203
‫بعد از...بعد از همه اتفاقایی که افتاده

66
00:04:36,205 --> 00:04:39,765
‫ما خوبیم ولی اگه تو داری سعی می‌کنی
‫که دوباره اون آدم خوبه باشی

67
00:04:39,767 --> 00:04:42,607
‫چرا کار درست رو نمی‌کنی و
‫یه روز بهمون فرصت نمیدی؟

68
00:04:42,609 --> 00:04:45,300
‫فقط یه روز بدون هیچ خون‌آشامی

69
00:04:52,693 --> 00:04:55,651
‫اون منظوری نداشت

70
00:04:55,653 --> 00:04:58,462
‫چرا...چرا ، داشت

71
00:04:59,718 --> 00:05:02,141
‫من باز می‌کنم

72
00:05:10,838 --> 00:05:12,894
‫یه مشکلی داریم

73
00:05:12,896 --> 00:05:14,834
‫آلاریک سالتزمن همین الان
‫سعی کرد منو بکشه

74
00:05:14,836 --> 00:05:16,992
‫آلاریک سالتزمن باید مُرده باشه

75
00:05:16,994 --> 00:05:20,068
‫خب ، نیست و اون
‫به لطف جادوی مادر یه خون‌آشام شده

76
00:05:20,070 --> 00:05:22,510
‫با یه تیکه چوب بلوط سفید
‫که روی خودش اثری نداره

77
00:05:22,512 --> 00:05:25,135
‫اون قوی‌تر از ماست نیک
‫خیلی قوی‌تر

78
00:05:25,137 --> 00:05:26,774
‫الان کجاست؟

79
00:05:26,776 --> 00:05:28,397
‫چون حلقه محافظ آفتاب نداره
‫توی مدرسه گیر افتاده

80
00:05:28,399 --> 00:05:30,788
‫ولی به محض اینکه شب بشه
‫میاد سراغمون

81
00:05:30,790 --> 00:05:32,059
‫همین حالا باید بریم

82
00:05:32,061 --> 00:05:34,250
‫قبول

83
00:05:34,252 --> 00:05:36,892
‫الینا رو برمیدارم
‫و بعدش راه میفتیم

84
00:05:36,894 --> 00:05:40,303
‫الینا رو فراموش کن . ما دیگه به
‫اون دورگه‌های احمق نیازی نداریم

85
00:05:40,305 --> 00:05:44,484
‫چیزی که من لازم دارم حفاظت از خودمون
‫در برابر حمله‌های متوالی "استر" برعلیه خودمونه

86
00:05:44,486 --> 00:05:46,642
‫ما از همدیگه محافظت می‌کنیم

87
00:05:46,644 --> 00:05:48,716
‫همونطور که همیشه کردیم

88
00:05:50,523 --> 00:05:54,301
‫همیشه و تا ابد نیک

89
00:05:54,303 --> 00:05:56,910
‫من بدون اون جایی نمیرم

90
00:05:58,165 --> 00:06:02,011
‫من الان دارم میرم

91
00:06:02,013 --> 00:06:03,817
‫یا می‌تونی همراه من
‫از اون در بری بیرون

92
00:06:03,819 --> 00:06:05,740
‫یا اینکه تنها بمونی

93
00:06:09,921 --> 00:06:12,078
‫قبول

94
00:06:12,080 --> 00:06:15,022
‫به دورگه‌هات بیشتر از
‫خونوادت اعتماد کن

95
00:06:15,024 --> 00:06:18,650
‫بذار لج‌بازی‌هات دلیل مرگت بشه
‫عمراً اگه برام مهم باشه

96
00:06:19,772 --> 00:06:21,795
‫برو کنار پسره نوکر

97
00:06:21,797 --> 00:06:24,503
‫اون دیگه چشه؟

98
00:06:26,478 --> 00:06:28,819
‫منظورت چیه که اون تبدیل شد؟

99
00:06:28,821 --> 00:06:30,357
‫فکر کردم اونجا
‫مواظبی که کسی داخل نشه

100
00:06:30,359 --> 00:06:32,481
‫منو سرزنش نکن
‫این بانک خون رو سرزنش کن

101
00:06:32,483 --> 00:06:33,952
‫اون بهش خون داد

102
00:06:33,954 --> 00:06:36,327
‫من نمی‌فهمیدم چه اتفاقی داره میفته

103
00:06:36,329 --> 00:06:37,665
‫جادوگرا منو بردن اونجا

104
00:06:37,667 --> 00:06:39,504
‫می‌خواستن بهش خون بدم
‫تا اون تبدیل بشه

105
00:06:39,506 --> 00:06:40,642
‫خب ، الان تیکه چوب کجاست؟

106
00:06:40,644 --> 00:06:42,297
‫منظورت اون بلوط سفیده؟

107
00:06:42,299 --> 00:06:43,618
‫همونی که می‌تونه یه اصیل رو بکشه

108
00:06:43,620 --> 00:06:45,157
‫و تمام نسل خون‌آشامی اونو
‫از روزگار محو کنه؟

109
00:06:45,159 --> 00:06:47,381
‫- نمیدونیم
‫- اگه از دست من ناراحتی

110
00:06:47,383 --> 00:06:49,806
‫چرا خونِ خودتو بهم دادی
‫تا جونمو نجات بدی؟

111
00:06:49,808 --> 00:06:51,562
‫چون حماقت زیاد می‌کنم بانی

112
00:06:51,564 --> 00:06:53,319
‫یه کارایی می‌کنم
‫مثلاً به دوستم اجازه میدم

113
00:06:53,321 --> 00:06:56,228
‫که با وقار و شرافت بمیره
‫وقتی که خودم باید می‌کشتمش

114
00:06:57,919 --> 00:06:59,590
‫بسیارخب ، الان چجوری باید اونو بکشیم؟

115
00:06:59,592 --> 00:07:01,529
‫داشتم سعی می‌کردم اینو بفهمم

116
00:07:01,531 --> 00:07:03,603
‫یه جادوگر در اصل نمی‌تونه
‫یه موجود جاویدان بسازه

117
00:07:03,605 --> 00:07:07,098
‫همیشه یه راهی برای
‫از بین بردن یه افسون هست

118
00:07:07,100 --> 00:07:08,285
‫خب؟

119
00:07:08,288 --> 00:07:10,125
‫راه‌حل جادوگریش چیه؟

120
00:07:10,127 --> 00:07:12,667
‫مشکل همینجاست

121
00:07:13,856 --> 00:07:15,463
‫نمیدونم

122
00:07:24,007 --> 00:07:27,133
‫هر کی که هستی
‫کارِت اصلاً بامزه نیست

123
00:07:27,135 --> 00:07:30,310
‫دیگه کی باید باشه؟

124
00:07:30,312 --> 00:07:32,552
‫ریک؟

125
00:07:32,554 --> 00:07:35,545
‫خوب گوش کن
‫من توی مدرسه‌ام

126
00:07:35,547 --> 00:07:37,635
‫کرولاین پیش منه

127
00:07:37,637 --> 00:07:39,977
‫و اگه می‌خوای اونو
‫زنده نگه داری

128
00:07:39,979 --> 00:07:41,983
‫باید سوار ماشینت بشی

129
00:07:41,985 --> 00:07:43,689
‫و همین الان بیای اینجا

130
00:07:43,691 --> 00:07:47,536
‫اگه به کسی بگی
‫که داری کجا میری

131
00:07:47,538 --> 00:07:50,128
‫اونو می‌کشمش

132
00:07:59,595 --> 00:08:01,116
‫چه کوفتی می‌خوای؟

133
00:08:01,118 --> 00:08:03,173
‫اینجوری باید با مهمون برخورد کرد؟

134
00:08:03,175 --> 00:08:05,264
‫اینجا چی‌کار می‌کنی کلاوس؟

135
00:08:05,266 --> 00:08:07,856
‫خب ، محض اطلاع جرمی جوان
‫می‌تونست احترام بیشتری نشون بده

136
00:08:07,858 --> 00:08:09,143
‫و منو دعوت کنه که بیام داخل

137
00:08:09,145 --> 00:08:11,870
‫چرا نمیری بالا توی اتاقت؟

138
00:08:11,872 --> 00:08:15,331
‫حالا

139
00:08:18,593 --> 00:08:21,318
‫پسرک بیچاره

140
00:08:21,320 --> 00:08:22,857
‫یه نقش پدر قابل بحث رو از دست میده

141
00:08:22,859 --> 00:08:25,030
‫که آدمایی مثل شما ۲تا
‫جاشو براش پر کنین

142
00:08:25,032 --> 00:08:28,125
‫آره ، در مورد اون
‫یه اتفاقی افتاد

143
00:08:28,127 --> 00:08:30,415
‫در مورد مخلوق کوچیک و فناناپذیر
‫مادرم کاملاً خبر دارم

144
00:08:30,417 --> 00:08:32,757
‫به‌خاطر همینه که اینجام
‫دارم از شهر میرم

145
00:08:32,759 --> 00:08:35,382
‫باید یه سری از ضروریات جاده و مسافرت رو بردارم

146
00:08:35,384 --> 00:08:38,075
‫چرخ یدکی ، چراغ قوه

147
00:08:38,077 --> 00:08:40,081
‫همزاد

148
00:08:40,083 --> 00:08:42,172
‫کمکی از ما برنمیاد

149
00:08:46,638 --> 00:08:49,364
‫الینا

150
00:09:08,763 --> 00:09:10,719
‫اون کجاست؟

151
00:09:10,721 --> 00:09:13,696
‫نمیدونم . چند دقیقه پیش همینجا بود

152
00:09:16,238 --> 00:09:17,910
‫اون کجاست؟

153
00:09:17,912 --> 00:09:19,181
‫اینجا نیست

154
00:09:19,183 --> 00:09:21,021
‫منظورت چیه که اینجا نیست؟

155
00:09:21,023 --> 00:09:24,599
‫- کجا رفته؟
‫- چه خبر شده؟

156
00:09:24,601 --> 00:09:26,322
‫کلاوس می‌خواد بیاد تو

157
00:09:27,912 --> 00:09:30,469
‫باید اونو بیرون نگه داریم

158
00:09:30,471 --> 00:09:32,844
‫بخوابین روی زمین

159
00:09:42,200 --> 00:09:45,578
‫درست به موقع

160
00:10:05,313 --> 00:10:08,522
‫کرولاین

161
00:10:08,524 --> 00:10:11,867
‫بذار اون بره آلاریک

162
00:10:11,869 --> 00:10:14,174
‫خودت آزادش کن

163
00:10:36,117 --> 00:10:37,840
‫تو گفتی که میذاری اون بره

164
00:10:37,842 --> 00:10:40,331
‫چند دفعه باید بهت بگم الینا؟

165
00:10:40,333 --> 00:10:42,973
‫انقدر به خون‌آشام‌ها اعتماد نکن

166
00:10:48,793 --> 00:10:53,124
‫فکر کنم احتمالاً می‌خواین
‫بذارین من داخل بشم

167
00:11:15,101 --> 00:11:16,688
‫ماشین الینا نیست

168
00:11:16,690 --> 00:11:19,096
‫چرا نباید به کسی بگه
‫که داره کجا میره؟

169
00:11:25,419 --> 00:11:28,629
‫- بخواب روی زمین
‫- خطا رفت

170
00:11:34,751 --> 00:11:37,960
‫بازم نخورد

171
00:11:39,667 --> 00:11:42,392
‫آلاریک

172
00:11:44,818 --> 00:11:47,125
‫بذارش کنار

173
00:11:47,127 --> 00:11:49,198
‫بیا بیرون و مجبورم کن

174
00:11:50,871 --> 00:11:53,045
‫الینا اینجا نیست
‫اون و کرولاین پیش آلاریک هستن

175
00:11:53,047 --> 00:11:56,741
‫جفتشونو می‌کشه
‫مگر اینکه خودتو بهش تسلیم کنی

176
00:12:05,674 --> 00:12:07,611
‫حالا مطمئنم که ازم نمی‌خوای

177
00:12:07,614 --> 00:12:09,116
‫که به استقبال مرگ برم

178
00:12:09,118 --> 00:12:11,793
‫واقعاً ای‌کاش می‌تونستم

179
00:12:11,795 --> 00:12:13,782
‫ولی متأسفانه اگه آلاریک تو رو بکشه

180
00:12:13,784 --> 00:12:15,789
‫به احتمال یک چهارم
‫ما هم می‌میریم

181
00:12:15,791 --> 00:12:17,143
‫من حاضرم این ریسک رو قبول کنم

182
00:12:17,145 --> 00:12:18,515
‫و صد درصد احتمال داره
‫که تایلر هم بمیره

183
00:12:18,517 --> 00:12:20,739
‫با اینم مشکلی ندارم

184
00:12:20,741 --> 00:12:26,008
‫پس چرا یه راهی برای نابود کردن
‫آلاریک پیدا نکنیم؟

185
00:12:29,940 --> 00:12:32,815
‫باشه . چطوره که دیمن یواشکی بره
‫اونجا و حواس آلاریک رو پرت کنه

186
00:12:32,817 --> 00:12:35,407
‫و استفن هم الینا رو برداره
‫و ببرتش یه جای امن

187
00:12:35,409 --> 00:12:38,668
‫ایده خوبیه ولی چی باعث میشه که
‫من در همون لحظه کشته نشم؟

188
00:12:38,670 --> 00:12:40,842
‫- هیچی
‫- کرولاین اونجاست

189
00:12:40,844 --> 00:12:42,649
‫احساسی نسبت بهش نداری

190
00:12:42,651 --> 00:12:45,157
‫یا اینکه اون زیادی همیشه تو رو پس زده؟

191
00:12:45,159 --> 00:12:47,080
‫این کارها کمکی نمی‌کنه

192
00:12:47,082 --> 00:12:49,255
‫من شاید یه پیشنهاد داشته باشم

193
00:12:49,257 --> 00:12:51,545
‫مامانم یه بار از افسون خشک کردن

194
00:12:51,547 --> 00:12:54,104
‫روی مایکل استفاده کرد
‫که بیشتر از ۱۵ سال اونو بی‌حرکت نگه داشت

195
00:12:54,106 --> 00:12:56,763
‫اگه بتونم برم اونجا شاید بتونم
‫اینو روی آلاریک اجرا کنم

196
00:12:56,765 --> 00:12:59,707
‫اگر و شاید
‫حرف‌هات خیلی بهم اطمینان میده

197
00:12:59,709 --> 00:13:01,747
‫این‌کار رو می‌کنم
‫ولی حتی کنار اون افسون

198
00:13:01,749 --> 00:13:04,606
‫به نیروی خون‌آشامی زیادی نیاز داریم
‫تا اونو نابود کنیم

199
00:13:04,608 --> 00:13:07,633
‫که شامل نیرو و قدرت تو هم میشه

200
00:13:09,474 --> 00:13:11,613
‫فقط محض اطلاع بگم

201
00:13:11,615 --> 00:13:13,838
‫که خورشید تا حدود ۸ ساعت دیگه غروب می‌کنه

202
00:13:13,840 --> 00:13:16,129
‫اگه تا قبل اون‌موقع موفق نشیم

203
00:13:16,131 --> 00:13:17,935
‫الینا می‌میره . من میرم

204
00:13:17,937 --> 00:13:21,092
‫و بقیه‌تون هم مجبور میشین تا آخر عمر
‫سعی کنین از جون خودتون دفاع کنین

205
00:13:25,547 --> 00:13:28,588
‫نه ، نکن . خواهش می‌کنم

206
00:13:28,590 --> 00:13:30,177
‫آلاریک ، بس کن

207
00:13:30,179 --> 00:13:31,882
‫بگیر بشین

208
00:13:34,576 --> 00:13:36,899
‫این باعث میشه گل شاه‌پسند
‫توی بدنش بمونه

209
00:13:36,901 --> 00:13:40,094
‫مثل این می‌مونه که با هر نفس
‫تیزی تیغ رو به درونت بکشی

210
00:13:43,975 --> 00:13:46,231
‫چرا داری این‌کار رو می‌کنی؟

211
00:13:46,233 --> 00:13:49,626
‫که وقتی اونو از این فلاکت خلاص می‌کنی
‫برات آسون‌تر باشه

212
00:13:49,628 --> 00:13:52,837
‫چی؟ نه

213
00:13:52,839 --> 00:13:55,128
‫این همون چیزی نیست که می‌خواستی الینا؟
‫که من یادت بدم

214
00:13:55,130 --> 00:13:56,767
‫چطوری یه خون‌آشام رو بکشی؟

215
00:13:56,769 --> 00:13:59,158
‫خب ، اینم یه خون‌آشامه الینا

216
00:14:01,133 --> 00:14:02,486
‫بکشش

217
00:14:02,488 --> 00:14:04,878
‫- این چیزی نیست که من می‌خوام
‫- البته که هست

218
00:14:04,880 --> 00:14:08,022
‫تمام اون ساعاتی که صرف تمرین
‫و قوی‌تر شدن کردی

219
00:14:08,024 --> 00:14:10,814
‫تو می‌تونستی یه شکارچی باشی الینا

220
00:14:10,816 --> 00:14:13,039
‫ولی راستش هیچ‌وقت

221
00:14:13,041 --> 00:14:14,861
‫به قلب یه خون‌آشام خنجر نزدی

222
00:14:26,422 --> 00:14:28,377
‫خب ، این امیدوار کننده‌ست

223
00:14:28,379 --> 00:14:30,834
‫آروم باش

224
00:14:30,836 --> 00:14:32,440
‫اَبی" الان پیداش میشه"

225
00:14:32,442 --> 00:14:34,615
‫شرمنده . فراموش کردم که چه سابقه درخشانی

226
00:14:34,617 --> 00:14:37,056
‫در حیطه مسئولیت‌پذیری و اعتماد داره

227
00:14:37,058 --> 00:14:39,666
‫جِیمی گفت اون داره میاد ، باشه؟

228
00:14:39,668 --> 00:14:42,258
‫فقط بهش فرصت بده

229
00:14:44,183 --> 00:14:47,358
‫دلتو صابون نزن
‫شاید یه دختر پیشاهنگ باشه

230
00:14:49,951 --> 00:14:52,543
‫سلام بانی

231
00:14:53,547 --> 00:14:56,087
‫ممنون که اومدی

232
00:14:56,089 --> 00:14:58,261
‫جِیمی نگرانت بود

233
00:14:58,263 --> 00:15:00,820
‫گفت اضطراریه

234
00:15:00,822 --> 00:15:04,751
‫فکر کردم دیگه هیچ‌وقت
‫نمی‌خوای منو ببینی

235
00:15:04,753 --> 00:15:07,927
‫همونطور که جِیمی گفت

236
00:15:07,929 --> 00:15:10,319
‫اضطراریه

237
00:15:21,843 --> 00:15:24,718
‫اَبی" همین الان پیداش شد"

238
00:15:24,720 --> 00:15:29,486
‫خوبه . امیدوارم این نقشه
‫برامون تبدیل به یه شکست افتضاح نشه

239
00:15:29,488 --> 00:15:32,262
‫میدونی ، اگه همه چیز تموم بشه

240
00:15:32,264 --> 00:15:34,201
‫و ما ترتیب اون معلم تاریخ رو بدیم

241
00:15:34,203 --> 00:15:36,961
‫من باز هم با الینای از شهر میرم

242
00:15:36,963 --> 00:15:39,419
‫منم باهاتون میام

243
00:15:39,421 --> 00:15:40,791
‫واقعاً؟

244
00:15:40,793 --> 00:15:43,249
‫که چی گیرت بیاد؟

245
00:15:43,251 --> 00:15:44,720
‫هیچی

246
00:15:44,722 --> 00:15:47,062
‫به همه چیزای اینجا پشت می‌کنم

247
00:15:47,064 --> 00:15:48,935
‫تا مطمئن بشم الینا در امانه

248
00:15:48,937 --> 00:15:53,350
‫همینه که باعث میشه
‫تو گزینه بهتری برای اون باشی

249
00:15:53,352 --> 00:15:55,625
‫باعث تأسفه که الینا نمی‌تونه
‫این چیزا رو به این آسونی درک کنه

250
00:15:55,627 --> 00:15:58,015
‫یعنی شخصاً فکر می‌کنم که
‫داره وقتشو با دیمن تلف می‌کنه

251
00:16:00,309 --> 00:16:01,979
‫میدونی ، همه این وقت و انرژی که صرف کردی

252
00:16:01,981 --> 00:16:04,989
‫تا کاری کنی که من و برادرم
‫از هم متنفر بشیم...

253
00:16:04,991 --> 00:16:06,712
‫در اصل تأثیر برعکس داشته

254
00:16:06,714 --> 00:16:09,973
‫واقعاً؟ واقعاً اینجوری بوده؟

255
00:16:09,975 --> 00:16:12,180
‫خب پس احتمالاً باید
‫به الینا اجازه بدم که خودش تصمیم بگیره

256
00:16:12,182 --> 00:16:13,970
‫که کدوم سالواتور می‌تونه همراه ما بیاد

257
00:16:13,972 --> 00:16:16,947
‫اگه همینجور که میگی تو و دیمن
‫انقدر به‌هم نزدیک باشین

258
00:16:16,949 --> 00:16:19,121
‫بفرما

259
00:16:19,123 --> 00:16:22,582
‫من و دیمن خیلی بدتر از تو
‫رو قبلاً دیدیم و پشت سر گذاشتیم

260
00:16:24,775 --> 00:16:27,666
‫چرا نیازی نبود که من توی خونه دعوت بشم؟

261
00:16:27,668 --> 00:16:29,373
‫فقط خون‌آشام‌ها اینجا زندگی می‌کنن

262
00:16:29,375 --> 00:16:31,546
‫ما سند اینجا رو به نام الینا کردیم

263
00:16:31,548 --> 00:16:34,288
‫ولی اون مُرد و
‫این حفاظ برداشته شد

264
00:16:34,290 --> 00:16:36,797
‫خب ، داستانش خیلی مفصله

265
00:16:36,799 --> 00:16:38,687
‫خون؟

266
00:16:40,662 --> 00:16:42,199
‫بیخیال

267
00:16:42,201 --> 00:16:44,006
‫به عنوان یه پیشنهاد آشتی بهش فکر کن

268
00:16:45,378 --> 00:16:47,885
‫باشه

269
00:16:47,887 --> 00:16:50,008
‫خوش به حال خودم شد که بیشتر می‌خورم

270
00:16:52,485 --> 00:16:57,167
‫ما ازت خواستیم بیای اینجا
‫چون برای یه افسون نیاز به کمکت دارم

271
00:16:57,169 --> 00:17:00,813
‫استر" یه خون‌آشام ساخته"
‫که کشته نمیشه

272
00:17:00,815 --> 00:17:03,957
‫می‌خوام مثل کاری که با مایکل کردی
‫اونو خشک کنم

273
00:17:03,959 --> 00:17:06,013
‫بانی ، این خیلی خطرناکه

274
00:17:06,015 --> 00:17:09,575
‫جادوی تو از سمت زمین میاد

275
00:17:09,577 --> 00:17:10,930
‫خالصه

276
00:17:10,932 --> 00:17:14,041
‫این افسون ازت می‌خواد
‫که به جاهای تاریک سرک بکشی

277
00:17:14,043 --> 00:17:16,783
‫جاهای وسوسه کننده

278
00:17:16,785 --> 00:17:18,406
‫جاهایی که از پسشون برنمیای

279
00:17:18,408 --> 00:17:22,503
‫شونزده سال از من بی‌خبر بودی

280
00:17:23,558 --> 00:17:25,413
‫خبر نداری که از پس چه چیزایی برمیام

281
00:17:25,415 --> 00:17:28,691
‫باید بگم که توی این مسئله
‫طرفدار بانی هستم

282
00:17:28,693 --> 00:17:31,400
‫خشک کردن یه خون‌آشام مگه چقدر سخته؟

283
00:17:31,402 --> 00:17:35,631
‫این افسون بهت اجازه میده
‫که قلب یه خون‌آشام رو متوقف کنی

284
00:17:35,633 --> 00:17:37,637
‫خون از گردش می‌ایسته

285
00:17:37,639 --> 00:17:39,176
‫و بدنش خشک میشه

286
00:17:39,178 --> 00:17:40,848
‫دقیقاً همون کاریه که می‌خوایم بکنیم

287
00:17:40,850 --> 00:17:42,638
‫برای متوقف کردن قلب یه خون‌آشام

288
00:17:42,640 --> 00:17:45,832
‫باید یک تعادل در زندگی پیدا کنی

289
00:17:48,024 --> 00:17:50,966
‫از پسش برمیای؟

290
00:17:50,968 --> 00:17:55,398
‫چی؟ این یعنی چی؟
‫بانی ، من زبون جادوگرا رو نمی‌فهمم

291
00:17:57,071 --> 00:17:59,596
‫باید قلب یه انسان رو متوقف کنم

292
00:18:05,400 --> 00:18:08,275
‫اینو تازه گرفتم

293
00:18:08,277 --> 00:18:11,419
‫از طریق موبایل‌هامون
‫منو به کرولاین و الینا وصل می‌کنه

294
00:18:13,009 --> 00:18:14,647
‫اونا توی کلاس آلاریک هستن

295
00:18:14,649 --> 00:18:17,657
‫باید از ورودی جنوبی داخل بشی

296
00:18:17,659 --> 00:18:19,145
‫افسون مکان‌یابی دیجیتال

297
00:18:19,147 --> 00:18:21,119
‫پس دیگه چه نیازی به خودت داریم؟

298
00:18:21,121 --> 00:18:22,624
‫رد کن بیاد

299
00:18:22,626 --> 00:18:25,099
‫من حلقه‌ام رو بهت نمیدم
‫بذار این‌کار رو بکنم

300
00:18:25,101 --> 00:18:27,474
‫به حساب من تا حالا یه بار گاز گرفته شدی
‫شایدم ۲بار

301
00:18:27,476 --> 00:18:29,246
‫در حالیکه اون حلقه دستت بوده
‫و اگه به یه دلیلی

302
00:18:29,248 --> 00:18:31,805
‫بانی نتونه قلبت رو دوباره احیا کنه
‫و در اصل بمیری

303
00:18:31,807 --> 00:18:34,464
‫اون‌وقت قبل از اینکه بفهمی

304
00:18:34,466 --> 00:18:36,304
‫یه ضمیر ناخودآگاه روانی
‫دیگه هم میفته روی دستمون

305
00:18:36,306 --> 00:18:37,893
‫که چیز بدیه
‫پس اون حلقه رو بده به من

306
00:18:37,895 --> 00:18:40,049
‫این حلقه منه
‫الینا هم خواهر منه

307
00:18:40,051 --> 00:18:42,725
‫هیچ‌کس بیشتر از من حاضر نیست
‫برای جون اون بجنگه

308
00:18:42,727 --> 00:18:45,418
‫باشه کله‌شق

309
00:18:45,420 --> 00:18:47,625
‫سعی کن اونو نکشی

310
00:18:49,382 --> 00:18:50,853
‫اینو ببین

311
00:18:50,855 --> 00:18:52,893
‫یه خونواده بزرگ خوشبخت

312
00:18:52,895 --> 00:18:54,817
‫اینو بخورین

313
00:18:54,819 --> 00:18:57,041
‫خونِ منه
‫هممونو به‌هم متصل می‌کنه

314
00:18:57,043 --> 00:18:59,215
‫اینجوری وقتی قلب جرمی رو
‫متوقف می‌کنم

315
00:18:59,217 --> 00:19:00,887
‫شما این قدرت رو پیدا می‌کنین
‫که قلب آلاریک رو متوقف کنین

316
00:19:00,889 --> 00:19:02,960
‫باید یه ارتباط فیزیکی
‫با جریان خونش ایجاد کنین

317
00:19:02,962 --> 00:19:05,269
‫یه رگ ، یه شریان

318
00:19:05,271 --> 00:19:07,075
‫یه چیزی که به قلبش متصل باشه

319
00:19:07,077 --> 00:19:09,784
‫یکیمون بهش حمله‌ور میشه
‫اون ۲تای دیگه

320
00:19:09,786 --> 00:19:12,443
‫نگهش میدارن

321
00:19:12,445 --> 00:19:14,299
‫قبل از اینکه کارمونو شروع کنیم

322
00:19:14,301 --> 00:19:16,641
‫بیاین باهم رک و راست بشیم ، خب؟

323
00:19:16,643 --> 00:19:18,931
‫من کسی بودم که نسل خونی شما رو ساختم

324
00:19:18,933 --> 00:19:21,791
‫پس در قبال زندگی شما مسئولم

325
00:19:21,793 --> 00:19:24,333
‫و زندگی تایلر ، زندگی کرولاین

326
00:19:24,335 --> 00:19:26,525
‫"و البته زندگی "اَبی

327
00:19:26,527 --> 00:19:28,347
‫هیچی نباید اشتباه پیش بره

328
00:19:28,349 --> 00:19:30,052
‫شایدم داری دروغ میگی که خودتو نجات بدی

329
00:19:30,054 --> 00:19:32,327
‫دروغ نمیگم
‫بفرما ، فکر کن دارم بلوف میام

330
00:19:32,329 --> 00:19:35,588
‫بذار اون معلم منو بکشه
‫بعدش خیلی زود همتون می‌میرین

331
00:19:35,590 --> 00:19:38,548
‫بیاین بریم زودتر تمومش کنیم . باشه؟

332
00:19:42,948 --> 00:19:46,158
‫چرا داری این‌کار رو می‌کنی؟

333
00:19:46,160 --> 00:19:49,135
‫چون تو بهم نیاز داری

334
00:19:49,137 --> 00:19:50,472
‫چون تو یه دختر ۱۸ ساله هستی

335
00:19:50,474 --> 00:19:52,729
‫که هیچ والدین یا راهنما یا منطقی نداری

336
00:19:52,731 --> 00:19:55,472
‫- که درست و غلط رو تشخیص بدی
‫- خودتو نگاه کن

337
00:19:55,474 --> 00:19:56,777
‫کجای این‌کار درسته؟

338
00:19:56,779 --> 00:19:58,583
‫اون یه قاتله

339
00:19:58,585 --> 00:20:01,342
‫خودش بهم گفت که یه نفر رو کشته
‫و از این‌کار لذت برده

340
00:20:01,344 --> 00:20:04,186
‫حالا کجای این‌کار درسته؟

341
00:20:04,188 --> 00:20:06,276
‫ببین الینا

342
00:20:06,278 --> 00:20:09,454
‫پدر و مادر تو رهبر انجمن بودن

343
00:20:09,456 --> 00:20:12,999
‫مأموریت و رسالت اونا بود که
‫امنیت این شهر رو تأمین کنن

344
00:20:13,001 --> 00:20:16,510
‫اونا شش ماه قبل از اینکه تو این امنیت رو به‌هم بزنی نمُردن

345
00:20:16,512 --> 00:20:18,066
‫تو هیچی در مورد اونا نمیدونی

346
00:20:18,068 --> 00:20:20,357
‫چرا؟ دروغ میگم؟
‫واقعاً فکر می‌کنی که

347
00:20:20,359 --> 00:20:23,133
‫اگه بودن بهت افتخار می‌کردن؟

348
00:20:26,428 --> 00:20:30,057
‫اگه با انسان‌ها همراه نشی...

349
00:20:32,264 --> 00:20:35,157
‫پس به بدی اونایی

350
00:20:37,616 --> 00:20:40,625
‫حالا اونو بکش

351
00:20:40,627 --> 00:20:42,148
‫وگرنه خودم این‌کار رو برات انجام میدم

352
00:20:42,150 --> 00:20:44,322
‫اونم به یه طرز دردناک

353
00:20:55,477 --> 00:20:57,700
‫فکر کردم خیلی بهتر از اینا بهت آموزش دادم

354
00:20:57,702 --> 00:20:59,707
‫همین کار رو کردی

355
00:21:07,017 --> 00:21:09,524
‫برو کمک بیار

356
00:21:16,381 --> 00:21:18,755
‫چیزی نیست . چیزی نیست

357
00:21:18,757 --> 00:21:21,782
‫منم . چیزی نیست . در امانی

358
00:21:21,784 --> 00:21:23,823
‫ما الینا رو نجات میدیم

359
00:21:23,825 --> 00:21:28,137
‫مستقیم میری خونه
‫همونجا هم می‌مونی ، فهمیدی؟

360
00:21:29,175 --> 00:21:31,683
‫می‌فهمی چی میگم؟

361
00:21:32,804 --> 00:21:34,826
‫ممنون

362
00:21:45,147 --> 00:21:47,955
‫باید بکشمت

363
00:21:47,957 --> 00:21:49,526
‫باید بکشمت مثل برایان والترز

364
00:21:49,528 --> 00:21:51,532
‫بیل فروبز و همه اون بزدل‌هایی که

365
00:21:51,534 --> 00:21:54,844
‫می‌خوام حسابشونو برسم
‫تو از همه اونا بدتری الینا

366
00:21:54,846 --> 00:21:56,183
‫تو لیاقت زندگی کردن رو نداری

367
00:21:56,185 --> 00:21:58,825
‫پس چرا هنوز زنده‌ام؟

368
00:21:58,827 --> 00:22:01,233
‫مطمئناً هیچ انسانیتی توی وجودت نمونده

369
00:22:01,235 --> 00:22:04,176
‫پس چیه که جلوتو گرفته آلاریک؟

370
00:22:04,178 --> 00:22:06,751
‫اگه می‌خوای بمیرم
‫پس منو بکش

371
00:22:06,753 --> 00:22:08,758
‫زودباش ، منو بکش

372
00:22:21,486 --> 00:22:23,107
‫حالا

373
00:22:31,854 --> 00:22:34,312
‫اونا تماس رو برقرار کردن

374
00:22:34,314 --> 00:22:37,707
‫داره اتفاق میفته

375
00:22:56,439 --> 00:22:57,709
‫چی شد؟

376
00:22:57,711 --> 00:23:00,251
‫یه اتفاقی افتاد . اتصال قطع شد

377
00:23:09,651 --> 00:23:13,814
‫بس کن . ولش کن وگرنه خودمو می‌کشم

378
00:23:15,253 --> 00:23:17,092
‫- بذارش کنار الینا
‫- چرا؟

379
00:23:17,094 --> 00:23:19,383
‫چون هنوز منو زنده لازم داری؟

380
00:23:19,385 --> 00:23:22,477
‫"یه دلیلی هست که به‌خاطرش "استر
‫از من استفاده کرد تا تو رو بسازه . نه؟

381
00:23:22,479 --> 00:23:25,287
‫اون نمی‌خواست تو جاودانه باشی

382
00:23:25,289 --> 00:23:29,200
‫به‌خاطر همین زندگیت رو به یه انسان
‫وصل کرد ، به زندگی من

383
00:23:29,202 --> 00:23:31,307
‫اینجوری فقط یک طول عمر وقت داری

384
00:23:31,309 --> 00:23:34,485
‫تا همه خون‌آشام‌ها رو بکشی
‫بعدش از بین میری

385
00:23:34,487 --> 00:23:37,946
‫پس وقتی من بمیرم تو هم می‌میری . همینه

386
00:23:37,948 --> 00:23:39,752
‫باید همین باشه

387
00:23:39,754 --> 00:23:42,411
‫اشتباه می‌کنی

388
00:23:42,413 --> 00:23:44,752
‫واقعاً؟

389
00:23:48,784 --> 00:23:51,576
‫بس کن ، بس کن ، بس کن

390
00:24:11,152 --> 00:24:13,157
‫مواظب باش

391
00:24:13,159 --> 00:24:14,980
‫هر چی تکون بخوری دردش بیشتر میشه

392
00:24:16,369 --> 00:24:19,160
‫داری چی‌کار می‌کنی؟

393
00:24:19,162 --> 00:24:21,218
‫خونِ بدنت رو خالی می‌کنم

394
00:24:29,664 --> 00:24:31,536
‫الینا؟

395
00:24:31,538 --> 00:24:33,877
‫تایلر ، کمکم کن

396
00:24:33,879 --> 00:24:36,302
‫نمی‌تونه

397
00:24:36,304 --> 00:24:38,861
‫باید بره و کیسه خون‌های بیشتری برام بیاره

398
00:24:38,863 --> 00:24:40,751
‫حدود سه لیتر خون لازم داریم
‫خواهش می‌کنم تایلر

399
00:24:40,753 --> 00:24:42,122
‫تایلر ، خواهش می‌کنم

400
00:24:42,124 --> 00:24:43,961
‫استفن رو بیار

401
00:24:43,964 --> 00:24:45,416
‫خواهش می‌کنم

402
00:24:45,418 --> 00:24:49,397
‫نه تایلر . کیسه‌ها رو بیار

403
00:24:57,592 --> 00:25:01,973
‫دختره رو فراموش کن
‫و کیسه‌ها رو بیار

404
00:25:01,975 --> 00:25:03,645
‫حالا

405
00:25:17,577 --> 00:25:19,666
‫پس اینجوریه؟

406
00:25:19,668 --> 00:25:22,375
‫می‌خوای همه خونِ بدن منو خالی کنی؟

407
00:25:22,377 --> 00:25:25,218
‫بله ولی نگران نباش

408
00:25:25,220 --> 00:25:28,044
‫اصلاً دردی حس نمی‌کنی

409
00:25:28,046 --> 00:25:31,038
‫آخرین قطره خونت هم که گرفته بشه

410
00:25:31,040 --> 00:25:33,764
‫خیلی راحت خوابت می‌بره

411
00:25:45,288 --> 00:25:49,267
‫چرا من هنوز زنده‌ام؟

412
00:25:51,141 --> 00:25:53,615
‫بلند بشین

413
00:25:58,801 --> 00:26:01,859
‫گفتم بلند بشین

414
00:26:01,861 --> 00:26:04,987
‫کلاوس می‌خواد الینا رو بکشه

415
00:26:04,989 --> 00:26:06,692
‫چی؟

416
00:26:06,694 --> 00:26:10,255
‫چی داری میگی؟

417
00:26:10,257 --> 00:26:13,315
‫کلاوس به خونِ الینا نیاز داره
‫تا دورگه‌های بیشتری بسازه

418
00:26:13,317 --> 00:26:15,555
‫اون آخرین کسیه که
‫حاضر میشه بکشتش

419
00:26:15,557 --> 00:26:18,282
‫اون جادوگر زندگی منو به الینا وصل کرده

420
00:26:18,284 --> 00:26:21,576
‫اگه اون بمیره منم می‌میرم

421
00:26:21,578 --> 00:26:24,770
‫کلاوس اینو فهمیده
‫و حالا اونو برده

422
00:26:24,772 --> 00:26:27,931
‫الانم اینجا گیر افتادم
‫تا خورشید غروب کنه

423
00:26:27,933 --> 00:26:29,905
‫پس شما ۲تا بهتره نهایت سعیتون رو بکنین

424
00:26:29,907 --> 00:26:32,915
‫و جون الینا رو نجات بدین

425
00:26:40,492 --> 00:26:42,748
‫دورگه‌هات چی میشن؟

426
00:26:42,750 --> 00:26:46,177
‫به خیلی بیشتر از اینا نیاز داری
‫تا ارتشت رو بسازی

427
00:26:51,512 --> 00:26:55,826
‫همین چند لیتر کفایت می‌کنه

428
00:26:55,828 --> 00:26:57,331
‫ببین

429
00:26:57,333 --> 00:26:59,421
‫با قصد کردن جون ما

430
00:26:59,423 --> 00:27:02,682
‫مادرم اتحاد بین من و
‫خونوادم رو تقویت کرد

431
00:27:02,684 --> 00:27:06,060
‫من به دورگه‌ها نیازی ندارم

432
00:27:06,062 --> 00:27:07,566
‫خونواده خودمو دارم

433
00:27:07,568 --> 00:27:11,864
‫اگه اینطور فکر می‌کنی
‫پس اصلاً چرا داری خون منو می‌گیری؟

434
00:27:11,866 --> 00:27:15,459
‫تو یه خونواده جایگزین می‌خوای

435
00:27:15,461 --> 00:27:19,941
‫میدونی که خونواده خودت
‫دیگه هیچ‌وقت بهت اعتماد نمی‌کنن

436
00:27:19,943 --> 00:27:24,406
‫میدونی استفن منو مقصر میدونه که
‫سعی کردم اونو از برادرش جدا کنم؟

437
00:27:24,408 --> 00:27:28,487
‫ولی فکر کنم جفتمون میدونیم که واقعاً
‫کی بود که خودشو بین اونا قرار داد

438
00:27:28,489 --> 00:27:30,577
‫تو

439
00:27:30,579 --> 00:27:33,504
‫به‌خاطر همینه که دیگه حق انتخاب نداری

440
00:27:33,506 --> 00:27:35,344
‫میدونی که وقتی یه سالواتور رو انتخاب کنی

441
00:27:35,346 --> 00:27:37,802
‫اتحادشون رو نابود می‌کنی

442
00:27:39,609 --> 00:27:42,953
‫اینو به عنوان لطفی از طرف من بدون

443
00:27:42,955 --> 00:27:47,367
‫وقتی مُرده باشی
‫دیگه مجبور نیستی انتخاب کنی

444
00:27:47,369 --> 00:27:49,876
‫دیگه قلبی رو نمی‌شکنی

445
00:27:49,878 --> 00:27:52,217
‫خونواده‌شون بی‌نقص باقی می‌مونه

446
00:27:53,842 --> 00:27:56,331
‫حالا بین خودمون می‌مونه

447
00:27:56,333 --> 00:27:58,873
‫کیو انتخاب می‌کردی؟

448
00:28:01,768 --> 00:28:04,225
‫برو به درک

449
00:28:05,398 --> 00:28:08,489
‫استدعا دارم

450
00:28:12,120 --> 00:28:14,660
‫خوابای قشنگ ببینی الینا

451
00:28:14,662 --> 00:28:16,651
‫خوش گذشت

452
00:28:49,430 --> 00:28:52,907
‫داری چی‌کار می‌کنی؟

453
00:28:56,773 --> 00:28:58,862
‫تایلر

454
00:29:02,777 --> 00:29:05,435
‫برای یه پیمان نوکری خیلی زیاده

455
00:29:05,437 --> 00:29:07,492
‫من دیگه یکی از جنده‌هات نیستم

456
00:29:12,108 --> 00:29:14,231
‫چطوری پیمان نوکری رو شکستی؟

457
00:29:14,233 --> 00:29:18,162
‫با بیشتر از ۱۰۰بار شکستن همه استخون‌های بدنم
‫به‌خاطر دختری که دوستش دارم

458
00:29:18,164 --> 00:29:20,134
‫غیر ممکنه

459
00:29:20,136 --> 00:29:25,235
‫واقعاً؟ شایدم عشق حقیقی
‫قوی‌تر از یه وفاداری ساختگی باشه

460
00:29:25,237 --> 00:29:26,991
‫ولی تو چی از اینا می‌فهمی؟

461
00:29:26,993 --> 00:29:29,398
‫میدونی ، تو باید از من ممنون باشی

462
00:29:29,400 --> 00:29:32,092
‫من به تو یه موهبت دادم
‫فلاکت تو رو ازت گرفتم

463
00:29:32,094 --> 00:29:34,517
‫تو هیچ اهمیتی به من ندادی

464
00:29:34,519 --> 00:29:36,807
‫فقط نمی‌خواستی خودت تنها باشی

465
00:29:45,137 --> 00:29:47,795
‫خداحافظ تایلر

466
00:30:41,645 --> 00:30:44,838
‫هی ، حالت خوبه؟

467
00:30:46,161 --> 00:30:48,886
‫بلند شو

468
00:31:43,690 --> 00:31:47,217
‫خدای من ، جرمی

469
00:31:47,219 --> 00:31:49,341
‫جرمی

470
00:31:49,343 --> 00:31:50,930
‫جرمی

471
00:32:16,635 --> 00:32:20,279
‫قبل از غروب آفتاب
‫باید اونو ببریم خونه

472
00:32:44,825 --> 00:32:48,418
‫واقعاً می‌خواین تا جلوی در

473
00:32:48,420 --> 00:32:50,341
‫با من بیاین . نه؟

474
00:32:50,343 --> 00:32:52,180
‫امروز خون زیادی از دست دادی

475
00:32:52,182 --> 00:32:54,170
‫آره ، میدونم
‫ولی بهت که گفتم حالم خوبه

476
00:32:54,172 --> 00:32:55,643
‫فقط یه‌کم سردرد دارم

477
00:32:55,645 --> 00:32:57,515
‫آره ولی بزودی خورشید غروب می‌کنه

478
00:32:57,517 --> 00:32:59,187
‫و هر لحظه ریک می‌تونه خیابونا رو تهدید کنه

479
00:32:59,189 --> 00:33:01,078
‫آره ولی نمی‌تونه به من آسیبی بزنه

480
00:33:01,080 --> 00:33:03,385
‫باید نگران شما ۲تا باشیم

481
00:33:03,387 --> 00:33:06,228
‫نمی‌تونه پیدامون کنه

482
00:33:09,741 --> 00:33:12,416
‫من...

483
00:33:12,418 --> 00:33:14,540
‫هر وقت برگشتیم بهت زنگ میزنم

484
00:33:16,548 --> 00:33:19,391
‫میدونم خودخواهانه‌ست

485
00:33:21,231 --> 00:33:25,829
‫میدونم به نظر میاد که دارم شما ۲تا رو
‫کنار خودم نگه میدارم

486
00:33:25,831 --> 00:33:30,294
‫ولی نمیدونم...نمیدونم باید چی‌کار کنم

487
00:33:30,296 --> 00:33:32,601
‫یعنی...

488
00:33:33,974 --> 00:33:37,000
‫اگه یکیتون رو انتخاب کنم
‫اون یکی رو از دست میدم

489
00:33:40,178 --> 00:33:43,104
‫و من خیلیا رو از دست دادم پس...

490
00:33:43,107 --> 00:33:46,231
‫نمی‌تونم حتی فکر از دست دادن
‫یکیتون رو تحمل کنم

491
00:33:55,179 --> 00:33:58,707
‫این...

492
00:33:58,709 --> 00:34:01,935
‫امروز روز طولانی بوده

493
00:34:04,461 --> 00:34:07,420
‫توی جاده بهت زنگ میزنیم

494
00:34:07,422 --> 00:34:09,727
‫بعد از اینکه بدن کلاوس رو
‫توی رودخونه انداختیم

495
00:34:09,729 --> 00:34:13,608
‫فقط مواظب باشین

496
00:34:13,610 --> 00:34:17,806
‫جفتتون

497
00:34:44,063 --> 00:34:46,570
‫شماها اینجا چی‌کار می‌کنین؟

498
00:34:46,572 --> 00:34:48,577
‫به جشن پیروزی ما خوش اومدی

499
00:34:48,579 --> 00:34:50,266
‫کدوم پیروزی؟

500
00:34:50,268 --> 00:34:52,623
‫ما شکست خوردیم
‫آلاریک هنوز اون بیرونه

501
00:34:52,625 --> 00:34:55,249
‫میدونیم اما ما همیشه سعی می‌کردیم که
‫از شر کلاوس خلاص بشیم

502
00:34:55,251 --> 00:34:58,193
‫و کرولاین راضیمون کرد که
‫واسه یه شب ازش لذت ببریم

503
00:34:58,195 --> 00:35:00,199
‫راستشو بگم یه‌کم عصبانیم

504
00:35:00,201 --> 00:35:03,075
‫که هیچ‌کدومتون نذاشتین من
‫دومین برادر اصیل رو بکشم

505
00:35:03,077 --> 00:35:05,885
‫آره . مستقیم می‌فرستادت بیمارستان داداش

506
00:35:05,887 --> 00:35:07,641
‫بیخیال ، ماهرتر از این حرفام
‫مثل یه نینجا می‌مونم

507
00:35:07,643 --> 00:35:09,096
‫- کاش بودی
‫- بگیر

508
00:35:09,098 --> 00:35:12,324
‫اینو لازم داری

509
00:35:12,326 --> 00:35:16,153
‫شنیدم و میدونی که دیر یا زود

510
00:35:16,155 --> 00:35:19,163
‫باید انتخاب کنی . درسته؟

511
00:35:19,165 --> 00:35:21,337
‫میدونم

512
00:35:24,566 --> 00:35:27,492
‫هی ، دستتو بده

513
00:35:28,797 --> 00:35:31,221
‫ممنون که اونجوری جلوی کلاوس وایسادی

514
00:35:31,223 --> 00:35:33,680
‫باید بگم خیلی وقت بودم منتظرش بودم

515
00:35:33,682 --> 00:35:36,238
‫خیلی خیلی منتظر بود

516
00:35:36,240 --> 00:35:37,693
‫بسیارخب ، بیاین بخوریم

517
00:35:37,695 --> 00:35:40,034
‫در ضمن اصلاً از این چشم‌پوشی نمی‌کنم

518
00:35:40,036 --> 00:35:42,761
‫تو از کلاوس نجات پیدا کردی
‫خب ، یه استثنا قائل شو

519
00:35:42,763 --> 00:35:45,520
‫فردا دوباره می‌تونی برگردی سر مسئولیت‌هات

520
00:35:45,522 --> 00:35:48,229
‫- باشه
‫- صبر کنین

521
00:35:48,231 --> 00:35:51,657
‫شما هم می‌شنوین؟

522
00:35:53,397 --> 00:35:55,955
‫این صدای زندگی بدون کلاوس ـه

523
00:35:58,014 --> 00:36:02,779
‫به سلامتی زندگی بدون کلاوس

524
00:36:02,781 --> 00:36:04,518
‫و به سلامتی همتون

525
00:36:04,520 --> 00:36:07,210
‫- و خونواده من
‫- نوش

526
00:36:14,570 --> 00:36:18,666
‫کارول ، چی شده که توی این ساعت
‫جلسه انجمن رو برگزار کردی؟

527
00:36:18,668 --> 00:36:22,094
‫من جلسه رو برپا نکردم لیز

528
00:36:22,096 --> 00:36:23,733
‫اون کرد

529
00:36:23,735 --> 00:36:26,141
‫بفرمایید کلانتر

530
00:36:26,143 --> 00:36:29,068
‫داشتم به انجمن در مورد مشکلمون
‫راجع به خون‌آشام‌ها می‌گفتم

531
00:36:29,070 --> 00:36:31,259
‫یا بهتره بگم مشکل شما

532
00:36:31,261 --> 00:36:32,713
‫فکر می‌کنی داری چی‌کار می‌کنی؟

533
00:36:32,715 --> 00:36:34,035
‫خب ، شاید شما و شهردار بتونین

534
00:36:34,037 --> 00:36:35,941
‫گروه رو تفهیم کنین
‫با همه اقداماتی که

535
00:36:35,943 --> 00:36:38,349
‫برای حذف این مسئله انجام دادین

536
00:36:38,351 --> 00:36:40,958
‫درسته . هیچ اقدامی انجام ندادین

537
00:36:40,960 --> 00:36:43,583
‫ببینید ، کلانتر...زنی که انتخاب کردیم

538
00:36:43,585 --> 00:36:46,911
‫تا خونواده‌ها و شهرمون رو
‫در امنیت تمام نگه داره

539
00:36:46,913 --> 00:36:49,637
‫دختر خودش یک خون‌آشامه

540
00:36:52,433 --> 00:36:53,584
‫و شهردار دوست‌داشتنی ما

541
00:36:53,586 --> 00:36:57,531
‫پسری داره که نیمه خون‌آشام

542
00:36:57,533 --> 00:36:59,220
‫و نیمه گرگینه‌ست

543
00:36:59,222 --> 00:37:01,277
‫چرا داری این‌کار رو می‌کنی؟

544
00:37:01,279 --> 00:37:02,498
‫این زن‌ها منافق هستن

545
00:37:02,500 --> 00:37:04,137
‫ادعای رهبری و دفاع از ما

546
00:37:04,139 --> 00:37:05,308
‫در برابر موجودات فوق طبیعی رو دارن

547
00:37:05,310 --> 00:37:07,147
‫اون‌وقت حملات خونینی که توسط

548
00:37:07,149 --> 00:37:09,087
‫فرزندان خودشون اتفاق افتاده رو
‫لاپوشونی می‌کنن

549
00:37:09,089 --> 00:37:12,883
‫دیگه کافیه . ما کاری اینجا نداریم
‫وقت رفتنه

550
00:37:12,885 --> 00:37:14,722
‫بگیر بشین لیز

551
00:37:16,681 --> 00:37:19,739
‫تازه داریم شروع می‌کنیم

552
00:37:25,978 --> 00:37:28,202
‫چیه؟

553
00:37:28,204 --> 00:37:32,082
‫اگه گفتی چندتا دورگه خشک شده رو
‫میشه توی یه فولکس جا داد؟

554
00:37:33,805 --> 00:37:35,125
‫کبکت خروس می‌خونه

555
00:37:35,127 --> 00:37:37,132
‫آره ، کبکم خروس می‌خونه

556
00:37:37,134 --> 00:37:40,310
‫کلاوس مُرده
‫برادرم یه‌کم عاقل شده

557
00:37:40,312 --> 00:37:41,865
‫دوباره

558
00:37:41,867 --> 00:37:45,176
‫حالا به درک که یه شکارچی جاویدان
‫می‌خواد دخلمون رو بیاره

559
00:37:45,178 --> 00:37:48,169
‫ما برنده شدیم استفن

560
00:37:48,171 --> 00:37:49,507
‫زودباش ، بگو

561
00:37:49,509 --> 00:37:51,314
‫- بگو
‫- ما برنده شدیم

562
00:37:51,316 --> 00:37:54,542
‫یه بار دیگه با احساس

563
00:37:54,544 --> 00:37:55,862
‫ما برنده شدیم

564
00:37:55,864 --> 00:37:59,006
‫ممنون

565
00:37:59,008 --> 00:38:01,214
‫نه . میدونی چیه؟
‫من ازت ممنونم

566
00:38:01,216 --> 00:38:05,662
‫بالاخره معلوم شد که با همدیگه
‫تیم خوبی میشیم

567
00:38:05,664 --> 00:38:08,087
‫فقط یک قرن و نیم طول کشید تا بفهمیم

568
00:38:12,888 --> 00:38:14,693
‫چه اتفاقی میفته وقتی...

569
00:38:14,695 --> 00:38:17,769
‫الینا تصمیمشو بگیره؟

570
00:38:19,293 --> 00:38:22,753
‫تو که میدونی این چیزا
‫آخرش چی میشه استفن

571
00:38:22,755 --> 00:38:25,262
‫احتمالاً یه لیست از جوانب
‫مثبت و منفی در میاره

572
00:38:25,264 --> 00:38:28,490
‫و آخر سر جفتمونو می‌سپاره به امون خدا

573
00:38:29,528 --> 00:38:32,537
‫اگه این‌کار رو نکنه چی؟

574
00:38:34,377 --> 00:38:38,005
‫اون‌وقت یکیمونو انتخاب می‌کنه

575
00:38:40,900 --> 00:38:44,410
‫خب ، اگه تو رو انتخاب کنه...

576
00:38:44,412 --> 00:38:48,056
‫من از شهر میرم و میذارم شما ۲تا
‫خوشبخت باشین و از طرف من اذیت نشین

577
00:38:51,017 --> 00:38:55,532
‫و ۶۰ سال بعد برمیگردیم سر برادر همدیگه بودن

578
00:38:55,534 --> 00:38:59,077
‫و هیچ‌کدوم از اینا دیگه اون‌موقع اهمیتی نداره . باشه؟

579
00:38:59,079 --> 00:39:00,767
‫آره

580
00:39:02,389 --> 00:39:04,696
‫قبول

581
00:39:04,698 --> 00:39:09,078
‫اگه تو رو انتخاب کنه
‫منم از شهر میرم

582
00:39:14,514 --> 00:39:18,326
‫این همه بدبختی به‌خاطر یه دختر

583
00:39:20,668 --> 00:39:24,379
‫اون یه دختر کاملاً خاصه

584
00:39:24,381 --> 00:39:27,507
‫آره ، هست

585
00:39:38,379 --> 00:39:41,069
‫همه رفتن؟

586
00:39:41,071 --> 00:39:43,746
‫فقط خودمونیم

587
00:39:45,452 --> 00:39:48,779
‫از این اتاق متنفرم

588
00:39:48,781 --> 00:39:52,107
‫منم همینطور

589
00:39:53,113 --> 00:39:55,536
‫مامان و بابا راست می‌گفتن

590
00:39:55,538 --> 00:39:59,182
‫آلاریک باید همه خون‌آشاما رو بکشه

591
00:39:59,184 --> 00:40:01,305
‫و همه این جریانات رو تموم کنه

592
00:40:03,531 --> 00:40:07,243
‫ولی این یعنی کرولاین هم باید بمیره

593
00:40:07,245 --> 00:40:10,638
‫و بانی مادرشو از دست میده

594
00:40:10,640 --> 00:40:13,079
‫شهردار پسرشو از دست میده

595
00:40:13,081 --> 00:40:15,905
‫و منم استفن و دیمن رو از دست میدم

596
00:40:15,907 --> 00:40:19,668
‫پس اگه باید آدم بده باشم تا بخوام
‫این آدما زنده بمونن

597
00:40:19,670 --> 00:40:23,430
‫پس قبول . میشم همون آدم بده

598
00:40:23,432 --> 00:40:27,110
‫یادت رفته که آلاریک هیچ‌وقت
‫هیچ‌کدوم اینا رو نمی‌خواست

599
00:40:27,112 --> 00:40:29,183
‫بعد از اینکه نقشه‌هاشو اجرایی کرد
‫اگه تصمیم بگیره که

600
00:40:29,185 --> 00:40:31,492
‫دیگه نخواد زندگی کنه چی؟

601
00:40:31,494 --> 00:40:35,053
‫و اتصال انسانیش رو بکشه تا زندگیشو پایان بده

602
00:40:35,055 --> 00:40:38,198
‫این یعنی منم تو رو از دست میدم

603
00:40:39,687 --> 00:40:43,918
‫من نمیذارم همچین اتفاقی بیفته

604
00:40:51,194 --> 00:40:54,937
‫من میرم دوش بگیرم و یه‌کم بخوابم

605
00:40:54,939 --> 00:40:56,627
‫شب بخیر الینا

606
00:40:56,629 --> 00:40:59,252
‫شب بخیر

607
00:41:34,700 --> 00:41:35,700
‫ترجمه و زیرنویس : عماد

608
00:41:36,700 --> 00:41:37,700
‫ارائه‌ای از تیم ترجمه سایت
‫::www.۹movie.co::..

