1
00:00:02,100 --> 00:00:03,720
‫<font color="#ff۰۰۰۰">پیش از این در
‫"The Vampire Diaries"</font>

2
00:00:03,745 --> 00:00:04,846
‫آرون ویتمور" هستم"

3
00:00:04,871 --> 00:00:06,141
‫فامیلی ـت "ویتمور" هست ؟

4
00:00:06,160 --> 00:00:08,050
‫یعنی صاحب کل دانشگاهی ؟

5
00:00:08,068 --> 00:00:11,107
‫من خودم رو وارد سر فسقلی و بامزه الینا کردم

6
00:00:11,109 --> 00:00:13,926
‫متأسفم دیمن . رابطه‌ی ما تمومه

7
00:00:13,928 --> 00:00:16,713
‫به نظر الینا من یه هیولام
‫خب ، حق با اونه

8
00:00:18,383 --> 00:00:19,999
‫وِس" یه نقشه‌ی کثیف و بیمارگونه داره"

9
00:00:20,001 --> 00:00:22,669
‫و می‌خواد با وادار کردن خون‌آشام‌ها
‫به خوردن همدیگه نسل اونا رو نابود کنه

10
00:00:22,671 --> 00:00:24,170
‫دیمن ، بس کن

11
00:00:24,172 --> 00:00:27,123
‫کدوم شما قراره کَلک کاترین پیرس فراری رو

12
00:00:27,125 --> 00:00:29,842
‫یک‌بار برای همیشه بکَنه ؟

13
00:00:32,629 --> 00:00:35,264
‫خب ، تو اینجایی
‫پس یعنی تو مُردی

14
00:00:35,266 --> 00:00:36,399
‫درسته

15
00:00:36,401 --> 00:00:38,318
‫یه کادوی خداحافظی واسه الینا

16
00:00:38,320 --> 00:00:39,552
‫یادگاری گذاشتم

17
00:00:43,000 --> 00:00:44,000
‫<font color="#۰۰۸۰ff">: ارائه‌ای از
‫:.:http://forum.free-offline.org/:.:</font>

18
00:00:45,000 --> 00:00:46,000
‫<font color="#۰۰۸۰ff">تــرجــمـه و تـنــظیـم : ســـعـــیـــــده</font>

19
00:00:50,164 --> 00:00:51,447
‫داره چی‌کار می‌کنه ؟

20
00:00:57,320 --> 00:00:59,172
‫تابلوئه خوش می‌گذرونه

21
00:00:59,174 --> 00:01:01,374
‫دیگه وقتش بود . درش بیار

22
00:01:01,376 --> 00:01:02,925
‫مت

23
00:01:13,187 --> 00:01:14,520
‫جرمی ، یالا

24
00:01:17,441 --> 00:01:18,391
‫به سلامتی دوستان

25
00:01:18,393 --> 00:01:20,276
‫به سلامتی دوستان

26
00:01:27,618 --> 00:01:29,952
‫یعنی خدا وکیلی اینقدر راحت میشه
‫یکی دیگه خودش رو جای من بزنه

27
00:01:29,954 --> 00:01:33,322
‫یا شماها اصلاً منو نمی‌شناسید ؟

28
00:01:38,278 --> 00:01:39,829
‫الینا ، چه خبر شده ؟

29
00:01:39,831 --> 00:01:42,915
‫آخه تا حالا کِی شده نیمچه لخت
‫توی مشروب‌خوری برقصم ؟

30
00:01:42,917 --> 00:01:44,584
‫به نظرتون من آدمی‌ هستم که با داداش کوچولوم

31
00:01:44,586 --> 00:01:47,369
‫بیام مشروب‌فروشی و تکیلا بزنم ؟

32
00:01:47,371 --> 00:01:48,838
‫الینا ، چی داری میگی واسه خودت ؟

33
00:01:48,840 --> 00:01:52,175
‫مت ، من الینا نیستم
‫کاترین هستم

34
00:01:52,177 --> 00:01:53,226
‫من الینا نیستم
‫شماها منو می‌شناسید

35
00:01:53,228 --> 00:01:55,895
‫عمراً همچین کارهایی بکنم

36
00:01:55,897 --> 00:01:57,697
‫کاترین بدن منو تسخیر کرده

37
00:01:57,699 --> 00:01:59,065
‫من همچین آدمی نیستم

38
00:02:22,840 --> 00:02:24,090
‫آهای ؟

39
00:02:34,268 --> 00:02:35,718
‫آهای ؟

40
00:02:43,494 --> 00:02:46,562
‫سلام ، بیدار شدی

41
00:02:46,564 --> 00:02:48,114
‫استفن

42
00:02:48,116 --> 00:02:49,348
‫اینجا چی‌کار می‌کنی ؟

43
00:02:50,033 --> 00:02:51,100
‫بقیه کجان ؟

44
00:02:51,102 --> 00:02:52,368
‫همه رفتن

45
00:02:52,370 --> 00:02:54,654
‫به‌خاطر تعطیلات بهاری دانشکده خالی شده

46
00:02:54,656 --> 00:02:57,273
‫تو هم از وقتی اولین بار به‌هوش اومدی
‫در رفت و آمد بودی

47
00:02:57,275 --> 00:03:00,293
‫خیلی‌خب ، باشه . با عقل جور درمیاد

48
00:03:00,295 --> 00:03:03,496
‫خیال می‌کردم دیوونه شدم

49
00:03:08,451 --> 00:03:09,552
‫چه خبر شده ؟ چه...

50
00:03:09,554 --> 00:03:11,838
‫مجبور شدیم توی ساختمون حبس ـت کنیم

51
00:03:13,106 --> 00:03:14,841
‫کلی حرف برای زدن داریم

52
00:03:18,200 --> 00:03:21,500
‫<font color="#ff۰۰۰۰">"The Vampire Diaries"
‫فصل ۵
‫قسمت ۱۶ : وقتی که تو خواب بودی</font>

53
00:03:21,588 --> 00:03:22,632
‫آخرین چیزی که یادم میاد اینه که

54
00:03:22,634 --> 00:03:24,400
‫داشتم توی جنگل می‌دویدم و

55
00:03:24,402 --> 00:03:26,235
‫حس می‌کردم کل زندگی کاترین

56
00:03:26,237 --> 00:03:28,237
‫یهو به ذهنم هجوم آورده

57
00:03:28,239 --> 00:03:29,471
‫بعد دیمن رو دیدم

58
00:03:29,473 --> 00:03:31,190
‫بغلش کردم

59
00:03:31,192 --> 00:03:34,143
‫بعد دیگه چیزی یادم نمیاد

60
00:03:34,145 --> 00:03:37,163
‫آره . این ماجرا مالِ ۳ هفته پیشه

61
00:03:37,165 --> 00:03:40,266
‫سه هفته پیش ؟ عجب

62
00:03:42,119 --> 00:03:43,753
‫سه هفته ، آره ؟

63
00:03:43,755 --> 00:03:46,672
‫با اینحال فقط یه لحظه طول کشید

64
00:03:46,674 --> 00:03:49,008
‫تا کاترین منو آلوده به ویروسی کنه که

65
00:03:49,010 --> 00:03:51,511
‫در نتیجه‌اش دلم بخواد دخل دوستام رو بیارم

66
00:03:51,513 --> 00:03:52,929
‫خودت که کاترین رو می‌شناسی
‫عمراً بدون یک پایان باشکوه

67
00:03:52,931 --> 00:03:54,680
‫دار فانی رو وداع می‌گفت

68
00:03:54,682 --> 00:03:56,849
‫به نظرت واقعاً حبس کردنم لازمه ؟

69
00:03:56,851 --> 00:03:59,452
‫یعنی من حالم خوبه

70
00:03:59,454 --> 00:04:01,437
‫ببین ، ما هیچ رقمه نباید ریسک کنیم

71
00:04:01,439 --> 00:04:03,105
‫از دیمن فهمیدیم که این ویروس باعث میشه

72
00:04:03,107 --> 00:04:04,223
‫همین که بوی خون خون‌آشام به مشامت بخوره

73
00:04:04,225 --> 00:04:06,609
‫دلت بخواد حمله کنی

74
00:04:06,611 --> 00:04:07,894
‫چطوری...

75
00:04:09,396 --> 00:04:10,897
‫"لیو"

76
00:04:10,899 --> 00:04:11,898
‫لیو" ؟"

77
00:04:11,900 --> 00:04:13,232
‫یه جادوگر تازه‌کار ـه

78
00:04:13,234 --> 00:04:15,151
‫بانی چند مُدل جادو و جمبل یادش داده

79
00:04:16,286 --> 00:04:18,120
‫گوش کن ، میدونم هضم این قضایا سنگینه

80
00:04:18,122 --> 00:04:19,822
‫منتها بدون که کرولاین

81
00:04:19,824 --> 00:04:21,123
‫داره دنبال پادزهر می‌گرده

82
00:04:21,125 --> 00:04:23,409
‫تا اون‌موقع ما یه راهی پیدا کردیم

83
00:04:23,411 --> 00:04:26,212
‫تا با جیره‌ی مناسب از خون
‫تو رو راضی نگه داریم

84
00:04:26,214 --> 00:04:28,247
‫این موضوع رو حلش می‌کنیم ، خیلی‌خب ؟

85
00:04:30,200 --> 00:04:31,667
‫باید با دیمن حرف بزنم

86
00:04:44,765 --> 00:04:46,232
‫بابا نمکدون

87
00:04:49,903 --> 00:04:52,271
‫اون فنجون کوفتی رو بده من

88
00:05:02,951 --> 00:05:04,667
‫نیشت رو ببند

89
00:05:04,669 --> 00:05:06,402
‫همین که دارم بهت کمک می‌کنم
‫برو خدا رو شکر کن

90
00:05:06,404 --> 00:05:07,920
‫چون آخرین کاری که
‫جنابعالی در حقم کردی

91
00:05:07,922 --> 00:05:09,956
‫این بود که به اِنزو بگی منو خفه کنه

92
00:05:09,958 --> 00:05:11,624
‫آه و ناله رو بیخیال
‫تو که هنوز زنده‌ای

93
00:05:11,626 --> 00:05:14,043
‫آره ولی "آرون ویتمور" که نیست

94
00:05:14,045 --> 00:05:15,211
‫اون و الینا رفیق فابریک هم نبودن ؟

95
00:05:15,213 --> 00:05:16,262
‫چرا ، بودن

96
00:05:16,264 --> 00:05:17,880
‫خبر داره دیمن اونو کشته ؟

97
00:05:17,882 --> 00:05:19,532
‫نمیدونم . خبر داره ؟

98
00:05:19,534 --> 00:05:21,550
‫نه ، نداره

99
00:05:21,552 --> 00:05:23,419
‫چون قراره خودم این موضوع رو بهش بگم

100
00:05:23,421 --> 00:05:26,105
‫و اگر یکی از شما دلقک‌ها
‫پیش‌دستی کنه و بهش بگه

101
00:05:26,107 --> 00:05:27,440
‫خودم زبونش رو از حلقش می‌کشم بیرون

102
00:05:29,294 --> 00:05:30,860
‫حتی فکرشم نکن

103
00:05:30,862 --> 00:05:31,894
‫موبایل دیمن ـه

104
00:05:31,896 --> 00:05:32,862
‫جرمی ؟

105
00:05:32,864 --> 00:05:34,196
‫الینا ، سلام

106
00:05:34,198 --> 00:05:35,181
‫در چه حالی ؟

107
00:05:35,183 --> 00:05:37,283
‫گیج و منگم ولی روبراهم

108
00:05:38,135 --> 00:05:39,318
‫دلم برات تنگ شده

109
00:05:39,320 --> 00:05:40,419
‫همچنین

110
00:05:40,421 --> 00:05:42,204
‫گیلبرت ، یه بار قبلاً دخلت رو آوردم

111
00:05:42,206 --> 00:05:43,489
‫بازم میارم

112
00:05:43,491 --> 00:05:45,191
‫یکی باهات کار داره

113
00:05:48,462 --> 00:05:49,629
‫برو ببینم

114
00:05:57,421 --> 00:05:58,721
‫سلام علیک

115
00:05:59,423 --> 00:06:00,589
‫سلام علیک

116
00:06:00,591 --> 00:06:03,392
‫هنوز کسی رو نخوری ؟

117
00:06:03,394 --> 00:06:06,979
‫نه . تا حالا که دست از پا خطا نکردم

118
00:06:06,981 --> 00:06:08,481
‫منتها استفن محض احتیاط

119
00:06:08,483 --> 00:06:10,182
‫رژیم دیمن" رو مشمول حالم کرده"

120
00:06:10,184 --> 00:06:12,401
‫آره ، رژیم افتضاحیه

121
00:06:12,403 --> 00:06:14,070
‫همه‌ـش هوس خوراکی‌های کربوهیدرات‌دار می‌کنی

122
00:06:14,072 --> 00:06:15,371
‫ولی میدونی چیه ؟

123
00:06:15,373 --> 00:06:16,689
‫این موضوع جنبه‌ی مثبت هم داره

124
00:06:16,691 --> 00:06:18,407
‫هیکل قشنگت به‌هم نمی‌خوره

125
00:06:21,546 --> 00:06:23,446
‫با تلفن همگانی بهت زنگ زدم

126
00:06:23,448 --> 00:06:25,481
‫چقدر سنتی هستی شما

127
00:06:25,483 --> 00:06:28,584
‫این یعنی شماره موبایل من رو از حفظی ؟

128
00:06:28,586 --> 00:06:30,186
‫شاید

129
00:06:30,188 --> 00:06:32,121
‫کاترین روی موبایلم رمز عبور گذاشته

130
00:06:32,123 --> 00:06:33,506
‫واسه همین نمی‌تونم ازش استفاده کنم

131
00:06:33,508 --> 00:06:35,374
‫پس اون عکس‌های خفنی که تازگیا

132
00:06:35,376 --> 00:06:38,761
‫توی "اینستاگرام" میذاشتی واسه این بود

133
00:06:38,763 --> 00:06:39,962
‫جانم ؟

134
00:06:39,964 --> 00:06:42,064
‫شوخی کردم بابا . شوخی کردم

135
00:06:42,066 --> 00:06:45,151
‫دیمن ، حرفت خنده‌دار نبود

136
00:06:45,153 --> 00:06:46,135
‫اصلاً نمیدونم این ۳ هفته‌ی اخیر

137
00:06:46,137 --> 00:06:47,520
‫مشغول چه کاری بودم

138
00:06:47,522 --> 00:06:49,105
‫میدونم . متأسفم

139
00:06:51,108 --> 00:06:52,674
‫چی می‌خوای بدونی ؟

140
00:06:52,676 --> 00:06:53,809
‫خودم بهت میگم

141
00:06:55,445 --> 00:06:56,879
‫چطوری کاترین این‌کار رو کرد ؟

142
00:06:57,531 --> 00:06:58,764
‫چه کاری رو ؟

143
00:06:59,816 --> 00:07:01,317
‫قلبت رو شکست

144
00:07:01,319 --> 00:07:03,285
‫آهان ، اونو میگی

145
00:07:04,654 --> 00:07:06,472
‫نمیدونم

146
00:07:06,474 --> 00:07:07,890
‫از اونجایی که بارها و بارها

147
00:07:07,892 --> 00:07:09,158
‫قضیه رو توی ذهنم دستکاری کرده

148
00:07:09,160 --> 00:07:10,876
‫درست یادم نمیاد

149
00:07:10,878 --> 00:07:13,045
‫واقعاً متأسفم

150
00:07:13,714 --> 00:07:15,081
‫جدی میگم

151
00:07:15,083 --> 00:07:16,449
‫آخرین چیزی که یادمه

152
00:07:16,451 --> 00:07:17,967
‫اینکه که پریدم توی بغلت

153
00:07:17,969 --> 00:07:21,237
‫و احساس امنیت کردم

154
00:07:22,305 --> 00:07:24,673
‫از اونجا به بعد همه‌چی به‌هم ریخت

155
00:07:27,811 --> 00:07:29,645
‫می‌خواستم به‌خاطرت بجنگم

156
00:07:31,581 --> 00:07:33,349
‫هنوزم می‌خوام

157
00:07:33,351 --> 00:07:37,553
‫وای الینا ، به محض اینکه
‫از این ویروس خلاص بشیم

158
00:07:37,555 --> 00:07:40,806
‫و دیگه دلمون نخواد کله‌ی همدیگه رو از جا بکَنیم

159
00:07:40,808 --> 00:07:42,408
‫گیرت میارم

160
00:07:42,410 --> 00:07:45,361
‫و هیجان‌انگیزترین شب زندگی ـت رو
‫برات رقم میزنم

161
00:07:47,614 --> 00:07:49,415
‫گمونم بتونم یه وقتی بهت بدم

162
00:07:54,122 --> 00:07:57,590
‫یک سؤال : چطوری قراره از این ویروس خلاص بشیم ؟

163
00:08:05,316 --> 00:08:07,916
‫تونستم زهر گرگینه رو از

164
00:08:07,918 --> 00:08:09,468
‫خون "نادیا پِترُوا" بیرون بکشم

165
00:08:09,470 --> 00:08:11,637
‫افزودن این زهر ویروس درندگی رو

166
00:08:11,639 --> 00:08:13,372
‫برای خون‌آشام‌ها کُشنده‌تر می‌کنه

167
00:08:13,374 --> 00:08:14,507
‫خدای من

168
00:08:14,509 --> 00:08:16,592
‫پس گرگینه‌ها واقعی هستن

169
00:08:16,594 --> 00:08:19,111
‫شنیده بودم اونا هم مثل تو

170
00:08:19,113 --> 00:08:20,229
‫مسخره‌بازی هستن

171
00:08:21,982 --> 00:08:23,282
‫اِنزو هستم

172
00:08:25,285 --> 00:08:26,886
‫اِنزو معروف ؟

173
00:08:26,888 --> 00:08:28,120
‫نه بابا ، اون یکی اِنزو

174
00:08:30,173 --> 00:08:32,575
‫خیلی‌خب ، اون یکی اِنزو

175
00:08:32,577 --> 00:08:34,243
‫نمیدونم اینجا چه غلطی می‌کنی

176
00:08:34,245 --> 00:08:35,828
‫ولی اصلاً نمی‌خوام دخلی توش داشته باشم

177
00:08:35,830 --> 00:08:38,047
‫جفتمون به یه دلیل اینجاییم

178
00:08:38,049 --> 00:08:39,632
‫منم می‌خوام این ویروس تغذیه از خون‌‌‌آشام‌ها

179
00:08:39,634 --> 00:08:40,800
‫نیست و نابود بشه

180
00:08:40,802 --> 00:08:43,886
‫چرا ؟ می‌خوای رفیق پایه آدم‌کشی ـت برگرده پیشت ؟

181
00:08:43,888 --> 00:08:46,138
‫تنهایی آدم‌های بی‌گناه رو کشتن

182
00:08:46,140 --> 00:08:47,056
‫بهت حال نمیده ؟

183
00:08:47,058 --> 00:08:48,924
‫درسته . دیمن گفته بود جنابعالی

184
00:08:48,926 --> 00:08:50,259
‫زود قضاوت می‌کنی

185
00:08:51,595 --> 00:08:52,812
‫البته اینم گفته بود که

186
00:08:52,814 --> 00:08:54,647
‫دلت برای پسرایی که لهجه دارن ضعف میره

187
00:08:56,066 --> 00:08:58,734
‫فقط خواهشاً خودت رو قاطی این ماجرا نکن

188
00:08:58,736 --> 00:09:01,237
‫حوصله‌ی مشکل بیشتر رو نداریم

189
00:09:01,239 --> 00:09:02,621
‫پس اگر بهت بگم پادزهر دسته منه

190
00:09:02,623 --> 00:09:04,073
‫توجه‌ات جلب نمیشه ؟

191
00:09:09,596 --> 00:09:12,081
‫پایه‌ای راجع به داستان باحال نشستن

192
00:09:12,083 --> 00:09:13,782
‫خانم کاترین پیرس سر کلاس‌های دانشکده گپ بزنیم ؟

193
00:09:13,784 --> 00:09:17,636
‫ای وای ، این ترم مشروطم . آره ؟

194
00:09:17,638 --> 00:09:20,556
‫عمراً . یحتمل به یه بدبختی

195
00:09:20,558 --> 00:09:23,092
‫نفوذ ذهنی کرده تا طی تعطیلات بهاره

196
00:09:23,094 --> 00:09:24,627
‫کل تکالیف تو رو انجام بده

197
00:09:24,629 --> 00:09:26,178
‫آره . حق با توئه

198
00:09:27,264 --> 00:09:28,681
‫اینم به لیست کارهایی که باید

199
00:09:28,683 --> 00:09:31,584
‫راست و ریست ـشون کنم اضافه کنیم
‫اولیش هم آرون ـه

200
00:09:32,886 --> 00:09:35,688
‫آرون ؟ اون رو دیگه چی‌کارش داری ؟

201
00:09:35,690 --> 00:09:36,890
‫آخه از موقعی که بو برد من

202
00:09:36,891 --> 00:09:38,340
‫خون‌آشام‌ هستم و خیال کرد می‌خوام بکشمش

203
00:09:38,342 --> 00:09:40,142
‫دیگه باهاش حرف نزدم

204
00:09:40,144 --> 00:09:44,647
‫احتمالاً گیرش نمیاری

205
00:09:44,649 --> 00:09:45,814
‫چرا ؟

206
00:09:46,700 --> 00:09:48,400
‫همینجوری

207
00:09:48,402 --> 00:09:49,869
‫الینا ؟

208
00:09:49,871 --> 00:09:52,371
‫استفن اومد اینجا

209
00:09:52,373 --> 00:09:53,906
‫برام یه موبایل جدید آورده

210
00:09:53,908 --> 00:09:55,474
‫<b>بعداً بهت زنگ میزنم ، باشه ؟</b>

211
00:10:01,114 --> 00:10:02,248
‫روبراهی ؟

212
00:10:03,083 --> 00:10:05,584
‫یهو حالم

213
00:10:05,586 --> 00:10:07,303
‫به‌هم ریخت

214
00:10:07,305 --> 00:10:08,804
‫واسه اینه که گشنته

215
00:10:09,723 --> 00:10:10,973
‫آره

216
00:10:12,542 --> 00:10:15,344
‫بفرما . ۴ اونس از خون بنده

217
00:10:15,346 --> 00:10:16,845
‫اینطوری نیست که سیر بشی

218
00:10:16,847 --> 00:10:18,480
‫منتها هوس ـت رو برطرف می‌کنه

219
00:10:19,900 --> 00:10:21,901
‫مرسی

220
00:10:32,746 --> 00:10:36,782
‫بازم می‌خوام

221
00:10:36,784 --> 00:10:37,917
‫شرمنده

222
00:10:40,086 --> 00:10:41,170
‫استفن ، حالم خوبه

223
00:10:41,172 --> 00:10:43,872
‫فقط بازم می‌خوام

224
00:10:43,874 --> 00:10:45,174
‫الینا ، هیچم خوب نیستی

225
00:10:48,078 --> 00:10:51,046
‫باور کن فقط...

226
00:10:51,048 --> 00:10:52,581
‫از پسش برمیام

227
00:10:52,583 --> 00:10:54,366
‫- اینطوری فکر می‌کنی ؟
‫- آره

228
00:11:00,807 --> 00:11:02,107
‫الینا ، اصلاً روبراه نیستی

229
00:11:07,046 --> 00:11:09,774
‫اون منو هیولا کرده

230
00:11:12,655 --> 00:11:14,039
‫درنده شدم . مگه نه ؟

231
00:11:14,041 --> 00:11:16,041
‫آره . اینقدر خون میخوری تا طرف بمیره

232
00:11:16,626 --> 00:11:17,876
‫ازش متنفرم

233
00:11:18,745 --> 00:11:22,130
‫نه . اصلاً میدونی چیه ؟
‫از خودم متنفرم

234
00:11:22,132 --> 00:11:23,531
‫چون اونقدر خر بودم که

235
00:11:23,533 --> 00:11:25,384
‫وقتی داشت می‌مرد نشستم کنارش

236
00:11:25,386 --> 00:11:27,552
‫و از ته دل بخشیدمش

237
00:11:29,590 --> 00:11:30,956
‫سلام

238
00:11:30,958 --> 00:11:32,975
‫خواهشاً خبر خوب بهم بده

239
00:11:32,977 --> 00:11:36,295
‫خبر بد دارم . ویروس الینا فرق داره

240
00:11:36,297 --> 00:11:37,379
‫خب ، چیه ؟

241
00:11:37,381 --> 00:11:38,897
‫دکتر "فرانکشتاین" روی

242
00:11:38,899 --> 00:11:40,715
‫مرحله‌ی بعدی ویروس کار می‌کرده

243
00:11:40,717 --> 00:11:43,435
‫وقتی نادیا مریض بوده
‫روی خون ـش آزمایش می‌کرده

244
00:11:43,437 --> 00:11:44,903
‫بعد یه راهی برای درآوردنِ

245
00:11:44,905 --> 00:11:46,772
‫زهر گرگینه از خون ـش گیر میاره

246
00:11:46,774 --> 00:11:48,256
‫و به ویروس اضافه‌اش می‌کنه

247
00:11:48,258 --> 00:11:49,858
‫زهر گرگینه دیگه چیه ؟

248
00:11:49,860 --> 00:11:51,026
‫یعنی کشنده‌ست

249
00:11:51,028 --> 00:11:52,694
‫وای خدای من

250
00:11:52,696 --> 00:11:54,913
‫ببخشیدا ؟ تو که فکر نکردی
‫اگر راه‌حلی سراغ نداشتم

251
00:11:54,915 --> 00:11:56,731
‫میومدم یهو همچین خبری بهت بدم ؟

252
00:11:56,733 --> 00:11:58,083
‫براش پادزهر وجود داره

253
00:11:59,568 --> 00:12:02,120
‫فقط باید بیای دیدنم

254
00:12:02,122 --> 00:12:03,655
‫آدرس محل قرار رو برات می‌فرستم

255
00:12:03,657 --> 00:12:05,090
‫یا میشه پادزهر رو بیاری اینجا

256
00:12:05,092 --> 00:12:06,258
‫نخیر . تو باید تشریف بیاری

257
00:12:06,260 --> 00:12:07,242
‫ضمناً دلیلش رو هم نپرس

258
00:12:07,244 --> 00:12:08,493
‫چون نمی‌تونم بهت بگم

259
00:12:08,495 --> 00:12:09,461
‫کرولاین ، حرفت با عقل جور درنمیاد

260
00:12:09,463 --> 00:12:11,096
‫فقط بهم بگو دقیقاً...

261
00:12:11,098 --> 00:12:12,547
‫به نظرت اگر می‌شد بگم الان پیش ـتون نبودم

262
00:12:12,549 --> 00:12:14,266
‫تا به الینا کمک کنم ؟

263
00:12:14,268 --> 00:12:15,967
‫آدرس رو اس.ام.اس می‌کنم

264
00:12:15,969 --> 00:12:17,636
‫تا وقتی نگی قضیه از چه قراره

265
00:12:17,638 --> 00:12:18,937
‫هیچ جا نمیام

266
00:12:21,357 --> 00:12:22,858
‫مسافرا" نمی‌خوان کسی"

267
00:12:22,860 --> 00:12:23,775
‫از نقشه‌شون خبردار بشه

268
00:12:23,777 --> 00:12:25,477
‫و منظورم از کسی

269
00:12:25,479 --> 00:12:28,647
‫یه جادوگر تازه‌کار و پررو و بدرفتار ـه

270
00:12:28,649 --> 00:12:30,215
‫فقط زودی خودت رو برسون ،‌ باشه ؟

271
00:12:34,487 --> 00:12:35,787
‫به زودی می‌بینمت

272
00:12:36,656 --> 00:12:37,823
‫استفن ؟

273
00:12:39,659 --> 00:12:40,792
‫بله ؟

274
00:12:42,962 --> 00:12:44,513
‫چرا موند ؟

275
00:12:46,215 --> 00:12:47,315
‫منظورت چیه ؟

276
00:12:47,317 --> 00:12:48,417
‫کاترین

277
00:12:49,869 --> 00:12:52,070
‫چرا طبق معمول فرار نکرد ؟

278
00:12:52,072 --> 00:12:54,089
‫چرا موند ؟

279
00:12:54,091 --> 00:12:59,761
‫خودت که کاترین رو می‌شناسی
‫زنده موندن براش کفایت نمی‌کرد

280
00:12:59,763 --> 00:13:03,265
‫اون می‌خواست همه چیز رو باهم داشته باشه

281
00:13:04,217 --> 00:13:05,400
‫منظورت خودتی

282
00:13:06,769 --> 00:13:08,070
‫تو رو می‌خواست

283
00:13:17,497 --> 00:13:18,646
‫شد ما...

284
00:13:18,648 --> 00:13:23,585
‫راستش همو بوسیدیم

285
00:13:27,440 --> 00:13:29,508
‫آهان ، باشه

286
00:13:32,428 --> 00:13:33,378
‫بعدش...

287
00:13:33,380 --> 00:13:35,414
‫بعد من خودم رو کنار کشیدم

288
00:13:36,516 --> 00:13:38,100
‫و دو دو تا چهار تا کردم

289
00:13:40,269 --> 00:13:41,470
‫اون مثل تو نبود

290
00:13:49,645 --> 00:13:50,779
‫باید برم

291
00:13:57,037 --> 00:13:59,788
‫یعنی باید قبول کنی کار خفنی بود

292
00:13:59,790 --> 00:14:02,107
‫یه خون‌آشام رو با مهر نامرئی

293
00:14:02,109 --> 00:14:03,375
‫داخل یه خوابگاه ـش حبس کردم

294
00:14:03,377 --> 00:14:04,843
‫یعنی چندتا جادوگر تازه‌کار

295
00:14:04,845 --> 00:14:06,411
‫سابقه‌ی همچین کاری رو دارن ؟

296
00:14:06,413 --> 00:14:08,547
‫اگر هم داشته باشن با صدای بلند پُز نمیدن

297
00:14:08,549 --> 00:14:11,583
‫بیخیال ، اینجا سوت و کوره

298
00:14:11,585 --> 00:14:14,035
‫انگار مرض تعطیلات بهاره بهش زده

299
00:14:14,037 --> 00:14:16,788
‫از این گذشته خودت بهم افتخار نمی‌کنی ؟

300
00:14:16,790 --> 00:14:18,623
‫خیلی‌خب خانم همه‌چی بلد

301
00:14:24,747 --> 00:14:26,014
‫اینو آتش بزن

302
00:14:26,016 --> 00:14:26,965
‫چی ؟

303
00:14:26,967 --> 00:14:28,467
‫یه افسون ساده‌ی آتش اجرا کن

304
00:14:29,752 --> 00:14:30,886
‫باشه

305
00:15:03,252 --> 00:15:04,653
‫چه عجیب

306
00:15:04,655 --> 00:15:06,788
‫گمونم سابقه کاری ـت هنوز جای کار داره

307
00:15:09,058 --> 00:15:10,458
‫سلام ، آرون هستم

308
00:15:10,460 --> 00:15:13,261
‫پیغام بذارید یا نذارید
‫هر طور عشقتونه

309
00:15:13,263 --> 00:15:17,566
‫سلام آرون ، الینا هستم

310
00:15:17,568 --> 00:15:21,236
‫امیدوارم تعطیلات بهاری رفته باشی

311
00:15:21,238 --> 00:15:24,606
‫یه جزیره‌ی شخصی یا همچین جایی
‫و حالش رو ببری

312
00:15:26,442 --> 00:15:28,777
‫ببین ، خیلی اتفاق‌ها افتاده

313
00:15:30,363 --> 00:15:33,648
‫و خیلی دوست دارم راجع بهش باهات حرف بزنم

314
00:15:33,650 --> 00:15:35,867
‫البته اگر هنوزم دلت بخواد باهام حرف بزنی

315
00:15:37,587 --> 00:15:40,872
‫پس بهم زنگ بزن‌ . باشه ؟
‫خیلی‌خب‌ ، خدافظ

316
00:16:01,227 --> 00:16:02,594
‫دفتر خاطرات عزیز

317
00:16:02,596 --> 00:16:05,580
‫من عاشق زندگیم هستم . جدی میگم

318
00:16:05,582 --> 00:16:07,399
‫جای الینا گیلبرت رو گرفتن

319
00:16:07,401 --> 00:16:09,017
‫بهترین اتفاقی هستش که تا به‌حال برام افتاده

320
00:16:09,019 --> 00:16:10,485
‫خدای من

321
00:16:11,704 --> 00:16:13,822
‫امروز رو با استفن توی راه گذروندم

322
00:16:13,824 --> 00:16:17,392
‫البته مهم‌ترین اتفاق توقف ـمون توی هتل بود

323
00:16:17,394 --> 00:16:20,028
‫"باید بعد از اینکه "تصادفاً

324
00:16:20,030 --> 00:16:21,580
‫پیرهنم روغنی شد
‫خودم رو تمیز می‌کردم

325
00:16:31,707 --> 00:16:33,541
‫بیخیالش

326
00:16:33,543 --> 00:16:35,143
‫کلاً از این لباس خوشم نمیومد

327
00:16:37,146 --> 00:16:40,398
‫هی وای من

328
00:16:40,400 --> 00:16:41,883
‫دفعه‌ی بعدی یه ندا بده

329
00:16:41,885 --> 00:16:43,652
‫تو که همه‌ جای منو دیدی

330
00:16:43,654 --> 00:16:45,053
‫میدونم . منظورم اینه

331
00:16:45,055 --> 00:16:48,222
‫ده قدم اونورتر حموم هست

332
00:16:48,224 --> 00:16:51,860
‫استفن ، من همین خصوصیت ـت رو دوست دارم

333
00:16:51,862 --> 00:16:53,495
‫همیشه باشخصیتی

334
00:16:55,948 --> 00:16:57,899
‫میدونی که لازم نیست روت رو برگردونی

335
00:17:00,569 --> 00:17:02,454
‫هیچ مانعی سر راهمون نیست

336
00:17:02,456 --> 00:17:06,007
‫الان جفتمون مجرد و تنها هستیم

337
00:17:38,491 --> 00:17:41,876
‫استفن ، من نیستم
‫کاترین ـه استفن

338
00:17:41,878 --> 00:17:43,611
‫داره گولت میزنه‌ . بس کن

339
00:17:45,297 --> 00:17:48,116
‫داری چی‌کار می‌کنی ؟

340
00:17:48,118 --> 00:17:51,886
‫استفن ، این من نیستم

341
00:17:51,888 --> 00:17:53,204
‫نمی‌تونی تشخیص بدی ؟

342
00:17:54,557 --> 00:17:56,624
‫بعد از تمام چیزهایی که پشت سر گذاشتیم

343
00:17:58,094 --> 00:17:59,794
‫محاله اینطوری بهت نخ بدم

344
00:18:06,802 --> 00:18:07,936
‫دیمن ؟

345
00:18:09,488 --> 00:18:12,824
‫استفن ، استفن ، استفن

346
00:18:12,826 --> 00:18:14,259
‫پیرهنم روغنی شده"

347
00:18:14,261 --> 00:18:15,910
‫و باید بشورمش" ؟

348
00:18:15,912 --> 00:18:17,929
‫بیخیال ، این قدیمی‌ترین حقه‌ی دنیاست

349
00:18:17,931 --> 00:18:19,313
‫نه که خودت فهمیدی اون الینا نیست

350
00:18:19,315 --> 00:18:21,082
‫من که باهاش بوس‌بازی نمی‌کردم

351
00:18:21,084 --> 00:18:24,169
‫بس کنید ، خب ؟ با جفتتون هستم

352
00:18:24,171 --> 00:18:25,920
‫کاترین همین رو می‌خواد

353
00:18:28,340 --> 00:18:31,543
‫با اینکه مُرده داره گند میزنه به زندگی ـمون

354
00:18:31,545 --> 00:18:33,411
‫به خیالت این وضعیت بده ؟

355
00:18:34,513 --> 00:18:36,715
‫روحتم خبر نداره . مگه نه ؟

356
00:18:37,466 --> 00:18:38,666
‫از چی ؟

357
00:18:40,720 --> 00:18:42,303
‫از چی استفن ؟

358
00:18:59,655 --> 00:19:01,456
‫چه بلایی داره سرم میاد ؟

359
00:19:05,440 --> 00:19:06,361
‫خودش بهش میگه

360
00:19:06,363 --> 00:19:07,328
‫کِی ؟

361
00:19:07,330 --> 00:19:08,997
‫"راستی الینا ، من زدم آرون رو کُشتم"

362
00:19:08,999 --> 00:19:10,915
‫گفتنش همچین هم راحت نیست

363
00:19:10,917 --> 00:19:12,667
‫مثل آب خوردن آدم کشتن هم راحت نیست

364
00:19:12,669 --> 00:19:14,368
‫ولی دیمن خیلی راحت از پسش بر اومد

365
00:19:14,370 --> 00:19:16,471
‫یا اینکه من قضیه رو بهش بگم

366
00:19:16,473 --> 00:19:17,906
‫آخه وقتی آرون ماشین رو نگه داشت

367
00:19:17,908 --> 00:19:19,090
‫بنده روی زمین اتوبان دراز کشیده بودم

368
00:19:20,142 --> 00:19:21,743
‫از این ماجرا چی عاید تو میشه ؟

369
00:19:21,745 --> 00:19:23,161
‫به جز اینکه دیمن گند بزنه

370
00:19:23,163 --> 00:19:24,946
‫به همه‌ی تصمیم‌های درستی که تا به‌حال گرفته ؟

371
00:19:24,948 --> 00:19:26,147
‫خیلی عجیب و غیرعادیه

372
00:19:26,149 --> 00:19:27,432
‫دیمن دوستی داشته باشه ؟

373
00:19:28,434 --> 00:19:29,768
‫اگر اینطوره من به این افتخار نائل شدم

374
00:19:29,770 --> 00:19:32,103
‫خب ، ما اومدیم . پادزهر کجاست ؟

375
00:19:45,951 --> 00:19:47,001
‫شما کی باشی ؟

376
00:19:47,003 --> 00:19:48,169
‫اسلون" هستم و بعضی از این"

377
00:19:48,171 --> 00:19:49,420
‫مسافرا" رو وقتی داشتن یه سطل خون"

378
00:19:49,422 --> 00:19:50,789
‫ازت می‌گرفتن دیدی

379
00:19:50,791 --> 00:19:53,458
‫آره . آخه چطوری میشه فراموش کنم ؟

380
00:19:53,460 --> 00:19:56,761
‫پس پادزهر ویروس درندگی دست شما ـست . درسته ؟

381
00:19:56,763 --> 00:19:58,062
‫آره . به لطف اِنزو

382
00:19:58,064 --> 00:19:59,180
‫با دیمن داخلِ

383
00:19:59,182 --> 00:20:00,765
‫اون کلبه‌ی کوفتی گیر افتاده بودم

384
00:20:00,767 --> 00:20:01,883
‫می‌خواست کله‌ام رو از جا بکنه که

385
00:20:01,885 --> 00:20:02,934
‫"یهو از آسمون "وِس

386
00:20:02,936 --> 00:20:03,902
‫"به کمک "مسافرا

387
00:20:03,904 --> 00:20:04,969
‫جونم رو نجات داد

388
00:20:04,971 --> 00:20:06,554
‫به این شرط که یکی طلبش باشه

389
00:20:06,556 --> 00:20:08,640
‫این چه ربطی به ما داره ؟

390
00:20:08,642 --> 00:20:10,108
‫اون خون‌آشام توی دست و بالش نداشت

391
00:20:10,110 --> 00:20:11,359
‫و یه خون‌آشام دیگه لازم داشت تا
‫تحقیقات ـش رو ادامه بده

392
00:20:11,361 --> 00:20:14,028
‫پس منم گذاشتم روی من آزمایش کنه

393
00:20:14,030 --> 00:20:15,113
‫علاوه بر چیزای دیگه که گیرش اومد

394
00:20:15,115 --> 00:20:17,115
‫تونست پادزهر رو درست کنه

395
00:20:17,117 --> 00:20:19,067
‫وقتی اون مُرد "مسافرا" صاحبش شدن

396
00:20:19,069 --> 00:20:21,402
‫و با توجه به اهمیت الینا واسه ما

397
00:20:21,404 --> 00:20:23,454
‫"داریم سعی می‌کنیم با استفاده از منابع "وِس

398
00:20:23,456 --> 00:20:25,490
‫الینا رو هم درمان کنیم

399
00:20:25,492 --> 00:20:27,625
‫خب ، کِی این دارو حاضر میشه ؟

400
00:20:27,627 --> 00:20:29,110
‫اول باید یه چیزی رو پیدا کنیم

401
00:20:29,112 --> 00:20:31,412
‫خیلی‌خب ، چی لازم دارید ؟

402
00:20:31,414 --> 00:20:32,881
‫همزاد تو رو

403
00:20:39,055 --> 00:20:40,776
‫یعنی چی زهر گرگینه ؟

404
00:20:40,782 --> 00:20:43,896
‫یعنی به تدریج دارم می‌میرم

405
00:20:45,031 --> 00:20:47,232
‫ظاهراً از هر چی بدم میاد

406
00:20:47,234 --> 00:20:48,400
‫دارم توهمش رو میزنم

407
00:20:49,202 --> 00:20:51,370
‫پس حسابی داری حال می‌کنم

408
00:20:51,372 --> 00:20:52,788
‫باید بیام پیشت

409
00:20:52,790 --> 00:20:54,373
‫نمیشه بیای
‫ما همدیگه رو

410
00:20:54,375 --> 00:20:57,376
‫تیکه‌پاره می‌کنیم . یادت که نرفته ؟

411
00:20:57,378 --> 00:21:00,329
‫از این گذشته قیافه‌ام افتضاحه

412
00:21:00,331 --> 00:21:03,299
‫آره . خب ، بیخیالش

413
00:21:03,301 --> 00:21:04,416
‫اوضاع بدی میشی

414
00:21:06,303 --> 00:21:07,603
‫حواسم رو پرت کن

415
00:21:07,605 --> 00:21:09,889
‫خیلی‌خب ، چی پوشیدی ؟

416
00:21:09,891 --> 00:21:13,242
‫بیخیال دیمن ، بگو ببینم

417
00:21:13,244 --> 00:21:14,543
‫از چی بی‌خبر موندم ؟

418
00:21:14,545 --> 00:21:16,428
‫باشه بابا ، باشه . بذار ببینم

419
00:21:16,430 --> 00:21:20,216
‫هوا ناجوانمردانه سرده

420
00:21:20,218 --> 00:21:21,951
‫جرمی یه عالمه بازی‌های جدید "ایکس‌باکس" آورده

421
00:21:21,953 --> 00:21:23,869
‫خیلی خشن و حال‌به‌هم‌زن هستن

422
00:21:23,871 --> 00:21:26,038
‫تایلر مهمونی گرفته بود . خیلی خز بود

423
00:21:26,040 --> 00:21:28,440
‫راستی خبرهای خاله‌زنکی رو شنیدی ؟

424
00:21:28,442 --> 00:21:29,792
‫چه خبری ؟

425
00:21:29,794 --> 00:21:32,328
‫کرولاین و یه اصیل دورگه

426
00:21:32,330 --> 00:21:34,079
‫توی جنگل روی هم ریختن

427
00:21:34,714 --> 00:21:35,898
‫نـــه

428
00:21:35,900 --> 00:21:37,049
‫آره

429
00:21:37,051 --> 00:21:39,952
‫جدی میگی ؟ کرولاین و کلاوس ؟

430
00:21:41,005 --> 00:21:42,471
‫وایسا ببینم ، تایلر از این جریان خبر داره ؟

431
00:21:42,473 --> 00:21:45,724
‫آره و حدس بزن کی بهش آمار داد ؟

432
00:21:45,726 --> 00:21:46,842
‫کاترین ؟

433
00:21:48,478 --> 00:21:50,396
‫کاترین خیلی عوضیه

434
00:21:50,398 --> 00:21:51,797
‫دقیقاً

435
00:22:01,408 --> 00:22:02,608
‫ببخشید

436
00:22:03,243 --> 00:22:04,360
‫خوبی ؟

437
00:22:05,478 --> 00:22:09,815
‫نمی‌فهمم واسه چی

438
00:22:09,817 --> 00:22:11,917
‫استفن پیچوند رفت یه جای نامعلوم

439
00:22:11,919 --> 00:22:13,035
‫چرا نمیریم "وِس" رو گیر بیاریم

440
00:22:13,037 --> 00:22:15,254
‫و مجبورش کنیم پادزهر رو بسازه ؟

441
00:22:15,256 --> 00:22:17,489
‫آخه گفتنش آسون‌تر از انجام دادنش ـه

442
00:22:17,491 --> 00:22:19,058
‫وِس" مُرده"

443
00:22:19,060 --> 00:22:20,125
‫چی ؟

444
00:22:20,127 --> 00:22:21,660
‫من کُشتمش

445
00:22:21,662 --> 00:22:23,312
‫تو رو خدا جوری برخورد نکن انگار حقش نبود

446
00:22:23,314 --> 00:22:26,164
‫آرون چی دیمن ؟ این بلا حقش نبود

447
00:22:26,166 --> 00:22:27,633
‫وِس" تنها خانواده‌ای بود"

448
00:22:27,635 --> 00:22:28,934
‫که براش باقی مونده بود

449
00:22:30,538 --> 00:22:31,604
‫بفرما سوپ بزن

450
00:22:32,305 --> 00:22:33,772
‫غذای روزم اومد

451
00:22:34,958 --> 00:22:37,560
‫بعداً باهات حرف میزنم . باشه ؟

452
00:22:37,562 --> 00:22:40,512
‫آره ، آره . باشه

453
00:22:44,077 --> 00:22:45,117
‫یعنی چی یه نفر دیگه

454
00:22:45,119 --> 00:22:46,585
‫مثل من وجود داره ؟

455
00:22:46,587 --> 00:22:48,053
‫تا حالا به این فکر نکردی

456
00:22:48,055 --> 00:22:49,855
‫شاید یه همزاد دیگه داری که ول می‌چرخه ؟

457
00:22:49,857 --> 00:22:52,024
‫تابلوئه چیزی از دانش "مسافرا" نمیدونی

458
00:22:52,026 --> 00:22:53,492
‫شرمنده ، اون‌وقت شما میدونی ؟

459
00:22:53,494 --> 00:22:54,460
‫این چند هفته‌ای که

460
00:22:54,462 --> 00:22:55,578
‫پیششون گیر کرده بودم

461
00:22:55,580 --> 00:22:56,896
‫یه چیزایی ازشون یاد گرفتم

462
00:22:56,898 --> 00:22:58,330
‫مثلاً اینکه آخرین جفت همزادها

463
00:22:58,332 --> 00:23:00,165
‫چقدر خاص می‌تونن باشن

464
00:23:00,167 --> 00:23:01,133
‫از چه لحاظ ؟

465
00:23:01,135 --> 00:23:02,217
‫به تو ربطی نداره

466
00:23:02,219 --> 00:23:03,302
‫باید "اسلون" رو ببخشید

467
00:23:03,304 --> 00:23:04,837
‫کلی فشار روشه

468
00:23:04,839 --> 00:23:07,840
‫رهبر "مسافرا"..."مارکس"‌ بود دیگه ؟

469
00:23:07,842 --> 00:23:09,758
‫- "مارکوس"
‫- "مارکوس"

470
00:23:09,760 --> 00:23:11,393
‫خون آخرین جفتِ

471
00:23:11,395 --> 00:23:13,262
‫همزادها رو لازم داره

472
00:23:13,264 --> 00:23:14,663
‫یعنی تو و الینا

473
00:23:14,665 --> 00:23:15,648
‫واسه چی ؟

474
00:23:15,650 --> 00:23:16,715
‫گویا چیز خاصیه

475
00:23:16,717 --> 00:23:17,883
‫از چه لحاظ ؟

476
00:23:17,885 --> 00:23:19,652
‫یه وقت فکر نکنی ازشون نپرسیدم

477
00:23:19,654 --> 00:23:21,954
‫همونطور که دیدیم "مسافرا" مرموز و تودار هستن

478
00:23:21,956 --> 00:23:23,772
‫فقط میدونیم که تا وقتی آخرین همزاد

479
00:23:23,774 --> 00:23:25,574
‫زنده باشه وقتی خون تو

480
00:23:25,576 --> 00:23:27,826
‫با خون الینا قاطی بشه
‫باهم ترکیب نمیشن

481
00:23:27,828 --> 00:23:29,161
‫پس یعنی یه افسون مکان‌یابی اجرا می‌کنی
‫تا این یارو رو گیر بیاری

482
00:23:29,163 --> 00:23:30,329
‫و بعد دخلش رو میاری ؟

483
00:23:30,331 --> 00:23:31,897
‫بیشتر توی مایه‌های افسون برقراری اتصالی ـه

484
00:23:31,899 --> 00:23:33,866
‫آخرین باری که یه جادوگر
‫منو به همزادم متصل کرد

485
00:23:33,868 --> 00:23:36,518
‫مغزم رو جزغاله کرد و
‫حافظه‌ام رو از دست دادم

486
00:23:36,520 --> 00:23:38,153
‫پس بهتره حواسمون رو جمع کنیم

487
00:24:09,819 --> 00:24:11,236
‫آرون ؟

488
00:24:11,238 --> 00:24:12,371
‫سلام

489
00:24:13,957 --> 00:24:16,041
‫فکر کردم رفتی تعطیلات

490
00:24:17,276 --> 00:24:18,661
‫روبراهی ؟

491
00:24:18,663 --> 00:24:22,498
‫مریضم . قضیه‌اش مفصله

492
00:24:22,500 --> 00:24:25,668
‫ببین ، خیلی دلم می‌خواست راجع به
‫یه موضوعی باهات حرف بزنم

493
00:24:25,670 --> 00:24:26,885
‫چون این چند هفته‌ی اخیر

494
00:24:26,887 --> 00:24:28,170
‫به معنی واقعی کلمه

495
00:24:28,172 --> 00:24:29,621
‫خودم نبودم

496
00:24:29,623 --> 00:24:31,674
‫کاترین پیرس بدن من رو تسخیر کرده بود و...

497
00:24:31,676 --> 00:24:34,343
‫راستش این خیلی از مسائل رو روشن می‌کنه

498
00:24:34,345 --> 00:24:37,396
‫چطور ؟ مگه کاری کردم ؟

499
00:24:43,853 --> 00:24:46,238
‫چرا هیچ‌کدوم از وسایل ـت اینجا نیستن ؟

500
00:24:46,240 --> 00:24:49,141
‫چون واقعاً اینجا نیستم

501
00:24:50,243 --> 00:24:51,360
‫یعنی چی ؟

502
00:24:56,249 --> 00:24:57,916
‫نکنه تو رو هم توهم زدم ؟

503
00:25:08,545 --> 00:25:09,778
‫تو مُردی ؟

504
00:25:13,383 --> 00:25:14,883
‫من کشتمت ؟

505
00:25:17,220 --> 00:25:19,138
‫آرون ، بگو که...

506
00:25:19,140 --> 00:25:20,723
‫من نکشتمت

507
00:25:22,058 --> 00:25:23,842
‫من کشتمت ؟

508
00:25:23,844 --> 00:25:24,943
‫بگو من نکشتمت

509
00:25:24,945 --> 00:25:27,279
‫تو رو خدا ، التماست می‌کنم

510
00:25:27,281 --> 00:25:29,848
‫نه

511
00:25:31,184 --> 00:25:35,404
‫الینا
‫الینا

512
00:25:37,574 --> 00:25:39,575
‫هی وای ، الینا گیلبرت

513
00:25:41,327 --> 00:25:42,745
‫پاشو ببینم دختر مست

514
00:25:46,167 --> 00:25:47,499
‫یا خدا

515
00:25:47,501 --> 00:25:50,085
‫می‌بینم که یه بنده خدایی تعطیلاتش
‫رو زودی شروع کرده

516
00:25:50,087 --> 00:25:51,136
‫چطوری اومدی اینجا ؟

517
00:25:51,138 --> 00:25:52,838
‫فکر کردم در بسته‌ ـست

518
00:25:52,840 --> 00:25:55,140
‫دیوید بین این همه جا

519
00:25:55,142 --> 00:25:57,676
‫باهام وسط یه مهمونی به‌هم زد

520
00:25:57,678 --> 00:25:59,261
‫فکر می‌کرد دارم بهش خیانت می‌کنم

521
00:25:59,263 --> 00:26:02,264
‫منم سوار اولین هواپیما از "کنکون" به اینجا  شدم
‫و الانم در خدمت شما هستم

522
00:26:02,266 --> 00:26:03,799
‫می‌شناسمت ؟

523
00:26:03,801 --> 00:26:05,484
‫لوک" هستم"

524
00:26:05,486 --> 00:26:08,237
‫توی مهمونی افسرده‌ها همو دیدیم

525
00:26:08,239 --> 00:26:10,889
‫مست و پاتیل بودی

526
00:26:10,891 --> 00:26:13,459
‫خیلی‌خب ، بذار برم خودم رو تر و تمیز کنم

527
00:26:13,461 --> 00:26:15,828
‫و بعد با غرق شدن در مشروب
‫غم و غصه‌هامون رو فراموش کنیم

528
00:26:15,830 --> 00:26:18,113
‫به نظر فکر خوبی نمیاد

529
00:26:18,115 --> 00:26:19,615
‫نگو وقتی من نبودم

530
00:26:19,617 --> 00:26:21,834
‫تو و استفن ریختید روی هم

531
00:26:21,836 --> 00:26:23,252
‫حالت خوبه ؟

532
00:26:23,254 --> 00:26:25,287
‫بدجوری عطش دارم

533
00:26:25,289 --> 00:26:26,688
‫خب ، بریم آب بخوریم . باشه ؟

534
00:26:26,690 --> 00:26:27,739
‫بهم دست نزن

535
00:26:27,741 --> 00:26:28,707
‫کمک لازم داری

536
00:26:28,709 --> 00:26:31,844
‫نخیر . من باید خون بخورم

537
00:26:31,846 --> 00:26:32,878
‫تکون نخور

538
00:26:32,880 --> 00:26:34,296
‫خون خون‌آشام لازم دارم

539
00:26:38,751 --> 00:26:40,052
‫داری چی‌کار می‌کنی ؟

540
00:26:40,054 --> 00:26:42,054
‫باید به خون‌آشام تبدیلت کنم . شرمنده

541
00:26:43,773 --> 00:26:47,643
‫این دیگه چیه ؟ چی ؟ این چیه ؟

542
00:26:47,645 --> 00:26:50,529
‫دوست‌پسر متوهمم فکر می‌کرد
‫اینا کبودی بوس هستن

543
00:26:50,531 --> 00:26:53,148
‫ولی تابلوئه یه‌جور

544
00:26:53,150 --> 00:26:54,950
‫جوش چندش یا همچین چیزی هستن

545
00:26:54,952 --> 00:26:58,787
‫یا اینکه دوستت "الینا" ازت خون می‌خورده

546
00:26:58,789 --> 00:27:01,740
‫گوش بده چی میگم
‫حرفامون رو فراموش کن

547
00:27:01,742 --> 00:27:03,208
‫برو "بانی بِنِت"‌ رو پیدا کن

548
00:27:03,210 --> 00:27:04,576
‫بهش بگو بیاد اینجا و اون جادوگر رو هم بیاره

549
00:27:04,578 --> 00:27:06,044
‫باید همین الان از اینجا بزنم بیرون

550
00:27:07,580 --> 00:27:08,730
‫برو . بدو

551
00:27:14,971 --> 00:27:17,600
‫دیمن ، نمیدونم چه بلایی داره سرم میاد

552
00:27:19,891 --> 00:27:22,208
‫می‌فهمم . گوش کن ، تو مریضی

553
00:27:22,210 --> 00:27:24,327
‫پس فقط سعی کن استراحت کنی

554
00:27:24,329 --> 00:27:28,014
‫دیمن ، حس می‌کنم هیچکی راستش رو بهم نمیگه

555
00:27:28,016 --> 00:27:30,049
‫دیگه نمیدونم چی واقعیه و چی نیست

556
00:27:30,051 --> 00:27:32,302
‫استفن به زودی میاد پیشت

557
00:27:32,304 --> 00:27:35,772
‫کار من بوده . مگه نه ؟
‫من کشتمش ؟

558
00:27:35,774 --> 00:27:38,024
‫- چی ؟
‫- آرون رو میگم

559
00:27:38,026 --> 00:27:40,676
‫همین رو می‌ترسی بهم بگی...آرون

560
00:27:40,678 --> 00:27:41,945
‫من کشتمش

561
00:27:41,947 --> 00:27:43,897
‫گوش کن الینا ، همه چیز رو برات میگم

562
00:27:43,899 --> 00:27:46,015
‫ولی فعلاً موقعش نیست

563
00:27:46,017 --> 00:27:49,736
‫دیمن ، الان وقتش نیست ؟
‫ناسلامتی دارم می‌میرم

564
00:27:49,738 --> 00:27:54,455
‫نزدیک بود یه دانشجو رو خون‌آشام کنم
‫کسی که قبلاً کاترین باهاش رفیق شده بود

565
00:27:54,543 --> 00:27:55,708
‫تا بتونم ازش خون بخورم

566
00:27:55,710 --> 00:27:57,577
‫دیگه کِی وقتشه ؟

567
00:27:57,579 --> 00:27:58,728
‫گوش کن الینا

568
00:27:58,730 --> 00:28:00,630
‫آروم باش . به حرفام گوش کن

569
00:28:00,632 --> 00:28:01,864
‫تو این جریان رو پشت سر میذاری

570
00:28:01,866 --> 00:28:03,199
‫خودم کمکت می‌کنم

571
00:28:03,201 --> 00:28:07,370
‫نه ، نه ، نه ، نه ، نه . دروغ میگی

572
00:28:07,372 --> 00:28:10,507
‫- داری دروغ میگی
‫- الینا ، آروم باش . خواهش می‌کنم

573
00:28:10,509 --> 00:28:12,208
‫چرا همه بهم دروغ میگن ؟

574
00:28:12,210 --> 00:28:14,761
‫تو داری بهم دروغ میگی
‫چرا همه بهم دروغ میگن ؟

575
00:28:14,763 --> 00:28:16,930
‫چرا همه بهم دروغ میگن ؟

576
00:28:23,637 --> 00:28:26,539
‫داناون ، داناون...تن لشت رو بردار و بیا اینجا

577
00:28:27,725 --> 00:28:30,143
‫آروم باش بابا ، همینجام . چیه ؟

578
00:28:30,145 --> 00:28:32,579
‫موبایلم خاموش شد . شارژش کن

579
00:28:32,581 --> 00:28:34,447
‫زیادی به الینا پیغام سکسی زدی ؟

580
00:28:36,016 --> 00:28:37,667
‫چطوره دیگه همچین حرف مفتی نزنی ؟

581
00:28:46,710 --> 00:28:49,546
‫دیمن ، بس کن . جرمی

582
00:28:50,914 --> 00:28:52,515
‫چه غلطی می‌کنی ؟

583
00:28:52,517 --> 00:28:54,016
‫باید خواهرت رو ببینم

584
00:28:54,018 --> 00:28:55,884
‫زنجیرهام رو باز کن وگرنه اینو می‌کشم

585
00:28:57,688 --> 00:28:59,088
‫نمیشه . الینا رو می‌کشی

586
00:28:59,090 --> 00:29:00,156
‫جرمی ، اون یه بلایی سر خودش میاره

587
00:29:00,158 --> 00:29:01,107
‫بدجوری قاطی کرده

588
00:29:01,109 --> 00:29:02,391
‫جرمی ، آزادش نکن

589
00:29:02,393 --> 00:29:05,027
‫جرمی ، احمق نشو . باور کن

590
00:29:05,029 --> 00:29:07,063
‫الینا بهم نیاز داره

591
00:29:07,065 --> 00:29:08,581
‫جرمی ، محاله بهش صدمه بزنم

592
00:29:11,592 --> 00:29:13,352
‫گوش کن ،‌ میدونم اونها تعدادشون زیاده

593
00:29:13,354 --> 00:29:14,887
‫ولی من و تو و اِنزو

594
00:29:14,889 --> 00:29:16,055
‫مطمئنم می‌تونیم دخلشون رو بیاریم

595
00:29:16,057 --> 00:29:17,773
‫واقعاً همچین حرفی زدی ؟

596
00:29:17,775 --> 00:29:19,141
‫شرمنده . درمونده شدم

597
00:29:19,143 --> 00:29:20,226
‫طوری نمیشه

598
00:29:20,228 --> 00:29:22,144
‫آره . تا وقتی دوباره حافظه‌ات رو از دست بدی

599
00:29:22,146 --> 00:29:23,896
‫خب ، اگر حافظه‌ام رو از دست بدم

600
00:29:23,898 --> 00:29:25,147
‫اصلاً یادم نمیاد

601
00:29:25,149 --> 00:29:26,816
‫دغدغه‌ای داشتم

602
00:29:26,818 --> 00:29:28,401
‫می‌بینی ؟ در هر صورت بُردیم

603
00:29:28,403 --> 00:29:30,202
‫آخه کی خودش رو برای

604
00:29:30,204 --> 00:29:32,121
‫شوک الکتریکی جادوگرا داوطلب می‌کنه ؟

605
00:29:32,123 --> 00:29:34,707
‫من . تازه برای تو هم داوطلب می‌شدم

606
00:29:34,709 --> 00:29:36,692
‫ببین ، اصلاً به فرض مخم رو جزغاله کنن

607
00:29:36,694 --> 00:29:38,077
‫خب ، می‌کشمشون

608
00:29:38,079 --> 00:29:39,662
‫درسته . بعد یهو کنترل ـت رو از دست بدی

609
00:29:39,664 --> 00:29:40,630
‫و همه‌شون رو بکشی

610
00:29:40,632 --> 00:29:42,164
‫اون‌وقت یه لطفی بهم بکن

611
00:29:42,166 --> 00:29:45,534
‫یادم بنداز رفیق بودیم

612
00:29:45,536 --> 00:29:48,237
‫این واسه توئه . بشین

613
00:29:48,239 --> 00:29:49,889
‫پادزهرها کجان ؟

614
00:29:49,891 --> 00:29:51,206
‫وقتی کارمون تموم بشه میدیم بهت

615
00:29:51,208 --> 00:29:53,326
‫نخیر . همین الان میدیش بهم

616
00:29:53,328 --> 00:29:54,260
‫من که اینجام . هر کاری

617
00:29:54,262 --> 00:29:55,528
‫از خواستی دارم انجام میدم

618
00:29:55,530 --> 00:29:57,413
‫من نگهشون میدارم . حواسم هست

619
00:29:57,415 --> 00:29:58,981
‫بدمشون به گروهی که حقشه

620
00:30:02,823 --> 00:30:05,104
‫موطلایی ، اگر بهم اعتماد نداری
‫می‌تونی بهم محلق بشی

621
00:30:05,106 --> 00:30:06,739
‫نه . می‌خوام پیش استفن بمونم

622
00:30:06,741 --> 00:30:08,858
‫خیلی‌خب ، موفق باشی

623
00:30:17,200 --> 00:30:19,001
‫وایسا ببینم ، گفتی بهش صدمه نمیزنی

624
00:30:19,003 --> 00:30:20,953
‫نخیر . گفتم سعی می‌کنم کاریش نداشته باشم

625
00:30:20,955 --> 00:30:22,455
‫برای افسون به خون ـش نیاز داریم

626
00:30:22,457 --> 00:30:24,423
‫صبر کن ببینم ، "تِسا" وقتی من رو
‫به سایلاس متصل کرد

627
00:30:24,425 --> 00:30:26,175
‫خون ـم رو لازم نداشت

628
00:30:26,177 --> 00:30:27,977
‫خوشا به سعادتش ولی ما لازم داریم

629
00:31:13,807 --> 00:31:17,476
‫الینا ، چی‌کار می‌کنی ؟

630
00:31:17,478 --> 00:31:20,629
‫دارم خودم رو از شرّ همه‌ی چیزایی که
‫کاترین بهشون دست زده خلاص می‌کنم

631
00:31:20,631 --> 00:31:23,849
‫مسواک ، لباس‌هام ، ملحفه‌هام

632
00:31:23,851 --> 00:31:25,735
‫الینا ، بس کن . توی حال خودت نیستی

633
00:31:25,737 --> 00:31:27,520
‫چه خنده‌دار چون چند هفته خودم نبودم

634
00:31:27,522 --> 00:31:28,971
‫ولی هیچکی متوجه نشد

635
00:31:28,973 --> 00:31:30,573
‫قاطی کرده

636
00:31:33,110 --> 00:31:35,444
‫تو "لیو" هستی ؟
‫شرمنده ، قبلاً باهم آشنا نشدیم

637
00:31:35,446 --> 00:31:36,746
‫ولی ازت می‌خوام همین الان

638
00:31:36,748 --> 00:31:39,281
‫این مُهر و موم اینجا رو برداری تا
‫بتونم بزنم بیرون

639
00:31:39,283 --> 00:31:40,583
‫وقتی مریض هستی خیلی خطرناکه

640
00:31:40,585 --> 00:31:42,952
‫بین عموم مردم باشی

641
00:31:42,954 --> 00:31:45,320
‫بانی ، به نظرت این خطرناکه ؟

642
00:31:45,322 --> 00:31:46,822
‫اگر همین الان برنداری‌ـش

643
00:31:46,824 --> 00:31:47,840
‫می‌کشمت

644
00:31:47,842 --> 00:31:50,259
‫الینا ، بس کن . ویروس حالت رو خراب کرده

645
00:31:50,261 --> 00:31:52,628
‫توی ذهنته . کاترین می‌خواد نابودت کنه

646
00:31:52,630 --> 00:31:53,629
‫و داره موفق میشه

647
00:31:53,631 --> 00:31:54,964
‫باید باهاش مقابله کنی

648
00:31:54,966 --> 00:31:57,116
‫خدای من ، حق با توئه

649
00:31:57,118 --> 00:31:58,500
‫بانی ، راست میگی . حق با توئه

650
00:31:58,502 --> 00:32:00,436
‫نمی‌تونم بذارم برنده بشه

651
00:32:00,438 --> 00:32:01,771
‫اجازه دادم برنده بشه
‫نباید بذارم برنده بشه

652
00:32:01,773 --> 00:32:02,972
‫عمراً نمیذارم برنده بشه

653
00:32:08,562 --> 00:32:10,729
‫خدای من

654
00:32:10,731 --> 00:32:11,814
‫خدای من

655
00:32:13,951 --> 00:32:15,184
‫اگر بهت خون ندم

656
00:32:15,186 --> 00:32:16,535
‫تا حالت رو بهتر کنم می‌میری

657
00:32:16,537 --> 00:32:17,903
‫پس باید این مهر و موم رو برداری

658
00:32:17,905 --> 00:32:19,872
‫در غیر اینصورت اینقدر خونریزی می‌کنی تا بمیری

659
00:32:19,874 --> 00:32:22,741
‫پس عجله کن . تصمیمش با خودته

660
00:32:40,526 --> 00:32:42,793
‫چرا اینقدر طول کشید ؟

661
00:32:45,197 --> 00:32:46,697
‫یه‌کم عمیق‌تر

662
00:32:52,153 --> 00:32:53,320
‫حالت خوب میشه

663
00:32:53,322 --> 00:32:54,655
‫تکون نخور

664
00:32:54,657 --> 00:32:57,124
‫داره به میره توی شوک
‫دستگاه تنظیم ضربان قلب لازم دارم

665
00:33:00,212 --> 00:33:03,047
‫طاقت بیار

666
00:33:03,049 --> 00:33:05,382
‫می‌بینمش . داخل یک شهر ـه

667
00:33:11,022 --> 00:33:12,289
‫توی آتلانتا ـست

668
00:33:12,291 --> 00:33:14,558
‫خوبه ، عالیه . پیداش کردی

669
00:33:14,560 --> 00:33:16,644
‫ادامه بده . بیشتر زور بزن

670
00:33:22,585 --> 00:33:23,918
‫خودت گفتی میدونی کجاست

671
00:33:23,920 --> 00:33:25,119
‫داری چی‌کار می‌کنی ؟

672
00:33:25,121 --> 00:33:26,587
‫هنوز کارم تموم نشده

673
00:33:29,625 --> 00:33:31,342
‫اتصال به اندازه کافی عمیقه

674
00:33:31,344 --> 00:33:32,960
‫اطلاعات بیشتری لازم داریم

675
00:33:32,962 --> 00:33:34,962
‫داری زیادی بهش فشار میاری

676
00:33:34,964 --> 00:33:36,681
‫کلاً قاطی می‌کنه که . تمومش کن

677
00:33:36,683 --> 00:33:39,300
‫باید همزادش بمیره

678
00:33:39,302 --> 00:33:40,601
‫بلندتر

679
00:33:47,976 --> 00:33:50,778
‫اگر بلایی سرم بیاری اونا تو رو می‌کشن

680
00:33:50,780 --> 00:33:52,480
‫بگو دست نگه دارن . یه راهی هست

681
00:33:52,482 --> 00:33:54,014
‫که باهاش میشه همگی
‫به خواسته‌هامون برسیم

682
00:34:21,209 --> 00:34:22,360
‫الینا ؟

683
00:34:25,914 --> 00:34:30,184
‫خدای من ، آرون ؟ زنده‌ای ؟

684
00:34:35,824 --> 00:34:37,692
‫انگار سر حال نیستی

685
00:34:37,694 --> 00:34:40,327
‫نه ، نه . خوبم . الان خوبم

686
00:34:40,329 --> 00:34:41,562
‫الان حالم خوبه . فکر کردم

687
00:34:41,564 --> 00:34:43,030
‫فکر کردم کشتمت

688
00:34:43,032 --> 00:34:44,749
‫من نکشتمت . تو همینجایی

689
00:34:44,751 --> 00:34:46,900
‫هنوز زنده‌ای

690
00:34:49,738 --> 00:34:51,205
‫منم ، دیمن

691
00:34:51,207 --> 00:34:52,506
‫توهم زدی

692
00:34:52,508 --> 00:34:55,042
‫- نه
‫- بیا اینو بخور

693
00:34:55,044 --> 00:34:56,460
‫خون استفن ـه . سر بکش

694
00:35:07,022 --> 00:35:10,524
‫اون برنده شد
‫کاترین برنده شد

695
00:35:10,526 --> 00:35:12,109
‫- این حرف رو نزن
‫- منو ببین دیمن

696
00:35:12,111 --> 00:35:15,229
‫منو ببین . منو ببین

697
00:35:15,231 --> 00:35:17,565
‫مصیبت و طاعون کاترین پیرس همچنان زنده‌ست

698
00:35:17,567 --> 00:35:19,366
‫اون منو تبدیل به موجودی کرده که
‫مثل خودم نیست

699
00:35:19,368 --> 00:35:20,901
‫به من نگاه کن . یه هیولا شدم

700
00:35:20,903 --> 00:35:24,121
‫لیو"...همون جادوگره"
‫نزدیک بود بکشمش

701
00:35:24,123 --> 00:35:25,706
‫همینطور دوستام

702
00:35:25,708 --> 00:35:27,408
‫دلم می‌خواد بکشمشون

703
00:35:27,410 --> 00:35:29,126
‫فکر کنم...فکر کنم دوستام رو کشتم

704
00:35:29,128 --> 00:35:30,628
‫بیا بغلم چیزی نیست

705
00:35:30,630 --> 00:35:33,497
‫نخیر . هیچی درست نیست
‫هیچی درست نیست دیمن

706
00:35:35,834 --> 00:35:37,835
‫من "آرون ویتمور" رو کشتم

707
00:35:37,837 --> 00:35:40,254
‫نه ، نه

708
00:35:40,256 --> 00:35:42,757
‫همه‌ـش می‌بینمش . همه جا دنبالم میاد

709
00:35:42,759 --> 00:35:44,124
‫توهم میزنم

710
00:35:44,126 --> 00:35:45,176
‫که آرون اینجاست

711
00:35:45,178 --> 00:35:46,477
‫الینا ، منو نگاه کن . منو ببین

712
00:35:46,479 --> 00:35:50,514
‫تو "آرون ویتمور" رو نکشتی . کار من بود

713
00:35:53,301 --> 00:35:56,821
‫چی ؟ چرا ؟

714
00:35:56,823 --> 00:35:58,439
‫به‌خاطر ویروس کشتیش ؟

715
00:35:58,441 --> 00:36:01,242
‫باید تبدیلش می‌کردی ؟

716
00:36:01,244 --> 00:36:03,027
‫قبل از اینکه آلوده بشم کشتمش

717
00:36:06,598 --> 00:36:09,016
‫گوش کن ، اگر جزئیات می‌خوای

718
00:36:09,018 --> 00:36:10,034
‫همون شبی که فکر می‌کردم

719
00:36:10,036 --> 00:36:11,202
‫باهام بهم زدی اتفاق افتاد الینا

720
00:36:11,204 --> 00:36:12,520
‫کشتمش

721
00:36:12,522 --> 00:36:14,088
‫تا خودم رو متقاعد کنم حق با توئه

722
00:36:14,090 --> 00:36:15,089
‫اینکه من آدمی هستم

723
00:36:15,091 --> 00:36:16,423
‫آدم می‌کشم و کَکم هم نمیگزه

724
00:36:16,425 --> 00:36:18,926
‫و عوض بشو هم نیستم

725
00:36:18,928 --> 00:36:19,993
‫دلیلش این بود

726
00:36:26,751 --> 00:36:28,636
‫یه چیزی بگو

727
00:36:32,006 --> 00:36:33,574
‫چرا اِنزو اینجاست ؟

728
00:36:34,743 --> 00:36:37,428
‫شرمنده مزاحم شدم‌ ولی

729
00:36:37,430 --> 00:36:38,729
‫پادزهر دست منه

730
00:36:42,450 --> 00:36:43,784
‫منتها اینطور که معلومه

731
00:36:43,786 --> 00:36:45,319
‫جفتتون ترجیح می‌دید بمیرید

732
00:36:59,430 --> 00:37:01,981
‫سلام

733
00:37:06,220 --> 00:37:08,488
‫ربکا ، سلام

734
00:37:08,490 --> 00:37:10,273
‫خدای من

735
00:37:11,475 --> 00:37:12,692
‫سر به سرت گذاشتم بابا

736
00:37:13,994 --> 00:37:15,111
‫لکسی ، درسته ؟

737
00:37:16,330 --> 00:37:17,530
‫فقط دفعه اول بامزه بود

738
00:37:17,532 --> 00:37:18,731
‫جواب داد ؟

739
00:37:18,733 --> 00:37:20,066
‫مو طلایی ، ماشین روشنه

740
00:37:20,068 --> 00:37:21,788
‫تشکر که زنگ زدی . بریم قال قضیه رو بکنیم

741
00:37:23,754 --> 00:37:25,839
‫نبودم چی شد ؟

742
00:37:25,841 --> 00:37:27,207
‫اسلون" می‌خواست مُخت رو جزغاله کنه"

743
00:37:27,209 --> 00:37:29,375
‫تا همزادت رو بکشه

744
00:37:29,377 --> 00:37:31,127
‫منم نمی‌خواستم بذارم همچین چیزی بشه

745
00:37:31,129 --> 00:37:33,930
‫پس داوطلب شدم تا

746
00:37:33,932 --> 00:37:37,050
‫به اِنزو کمک کنم که ترتیب قضیه رو بدیم

747
00:37:37,052 --> 00:37:39,352
‫یعنی همزادم رو بکشی

748
00:37:42,807 --> 00:37:44,207
‫کرولاین ، نمی‌تونم بذارم...

749
00:37:44,209 --> 00:37:46,259
‫فقط باید یکی ـتون زنده بمونه . یادته که ؟

750
00:37:46,261 --> 00:37:47,727
‫یا تو یا همزادت

751
00:37:47,729 --> 00:37:50,046
‫خیلی‌خب ، قبوله . پس منم باهات میام

752
00:37:50,048 --> 00:37:51,464
‫نه رفیق ، نمیای

753
00:37:51,466 --> 00:37:53,199
‫باید تو باشی تا رد طرف رو بزنن

754
00:37:53,201 --> 00:37:56,002
‫خوشگله ، وقت داره می‌گذره
‫زمان خیلی مهمه

755
00:37:57,221 --> 00:38:00,089
‫طوریم نمیشه استفن

756
00:38:00,091 --> 00:38:01,858
‫تازه اگر تو بودی هم
‫همین کار رو می‌کردی ، درسته ؟

757
00:38:05,963 --> 00:38:07,280
‫به این یارو اعتماد ندارم

758
00:38:08,716 --> 00:38:11,684
‫نگران نباش . منم بهش اعتماد ندارم

759
00:38:12,503 --> 00:38:15,205
‫مواظبم . بهت قول میدم

760
00:38:25,666 --> 00:38:27,300
‫گمونم باید پیرهنم رو

761
00:38:27,302 --> 00:38:28,634
‫بندازیم توی آتشی که الینا راه انداخته

762
00:38:28,636 --> 00:38:31,137
‫بابت همه‌ی این جریان‌ها معذرت می‌خوام

763
00:38:31,139 --> 00:38:33,907
‫ای بابا ، ناسلامتی از اولین حمله‌ی
‫خون‌آشام‌ها بهم جون سالم به‌در بردم

764
00:38:33,909 --> 00:38:34,941
‫یعنی یه تجربه دیگه رو

765
00:38:34,943 --> 00:38:36,392
‫می‌تونم به سابقه کاریم اضافه کنم

766
00:38:36,394 --> 00:38:38,578
‫ببین ، اگر نمی‌خوای درگیر این قضایا باشی

767
00:38:38,580 --> 00:38:39,779
‫می‌فهمم

768
00:38:39,781 --> 00:38:40,964
‫همه که نباید جادو کنن

769
00:38:40,966 --> 00:38:42,382
‫اصلاً دلخور نمیشم

770
00:38:42,384 --> 00:38:44,934
‫نه . می‌خوام باشم

771
00:38:44,936 --> 00:38:46,786
‫و می‌خوام تو آموزشم بدی

772
00:38:46,788 --> 00:38:48,254
‫خوبه . فردا می‌بینمت

773
00:38:48,256 --> 00:38:49,923
‫سرحال و اول وقت واسه درس پرواز

774
00:38:49,925 --> 00:38:52,125
‫ایول . فردا می‌بینمت

775
00:38:59,884 --> 00:39:01,117
‫خودنما

776
00:39:01,119 --> 00:39:02,235
‫لوک" ، چه غلطی می‌کنی ؟"

777
00:39:02,237 --> 00:39:03,836
‫می‌خواستم پیرهنم رو دربیارم

778
00:39:03,838 --> 00:39:06,306
‫بیخیال ، من هم همجنسگرا هستم و هم داداشت

779
00:39:06,308 --> 00:39:08,274
‫پس عملاً همه‌ی عالم و آدم

780
00:39:08,276 --> 00:39:09,976
‫برام از تو جذاب‌تر هستن

781
00:39:09,978 --> 00:39:12,161
‫روبراهی ؟ شرمنده پای تو رو

782
00:39:12,163 --> 00:39:13,529
‫به این قضایا کشیدم

783
00:39:13,531 --> 00:39:15,281
‫الینا خیال کرد بهم نفوذ ذهنی کرده

784
00:39:15,283 --> 00:39:17,183
‫و نمی‌تونستم بذارم دستم رو بشه

785
00:39:17,185 --> 00:39:19,285
‫خوبم . بعد از اینکه الینا به شکمم چاقو زد

786
00:39:19,287 --> 00:39:20,687
‫بهم یه مقدار از خونش رو داد

787
00:39:20,689 --> 00:39:21,938
‫لنگر عزیز ـمون

788
00:39:21,940 --> 00:39:23,539
‫به اونطرف در چه حاله ؟

789
00:39:23,541 --> 00:39:26,025
‫گذاشتم فکر کنه داره بهم جادو یاد میده

790
00:39:26,027 --> 00:39:27,393
‫یه‌جورایی بامزه‌ست

791
00:39:27,395 --> 00:39:30,597
‫تا وقتی بو ببره دوستاش در معرض خطر هستن

792
00:39:30,599 --> 00:39:31,781
‫اون‌وقت دیگه بامزه نیست

793
00:39:43,543 --> 00:39:44,677
‫نمی‌خوام

794
00:39:45,596 --> 00:39:47,096
‫خانم زبون هم دارن

795
00:39:47,898 --> 00:39:49,365
‫میشه لطف کنی بگی

796
00:39:49,367 --> 00:39:51,247
‫چی توی اون سر خوشگلت می‌گذره ؟

797
00:39:52,886 --> 00:39:54,387
‫تو باید می‌فهمیدی

798
00:39:55,823 --> 00:39:56,823
‫چی رو ؟

799
00:39:56,825 --> 00:39:58,557
‫که من کاترین بودم

800
00:39:58,559 --> 00:40:00,677
‫که کاترین خودش رو جای من زده

801
00:40:02,913 --> 00:40:04,981
‫تو باید می‌فهمیدی

802
00:40:04,983 --> 00:40:06,532
‫فکر کردی خودم اینو نمیدونم ؟

803
00:40:09,569 --> 00:40:11,671
‫دیمن ، اگر فهمیده بودی اون کیه

804
00:40:13,357 --> 00:40:15,508
‫از ویروس خون‌آشام خبری نبود

805
00:40:15,510 --> 00:40:17,210
‫آرون هنوز زنده بود

806
00:40:17,212 --> 00:40:20,546
‫مرگ آرون تقصیر کاترین نیست
‫کار من بود

807
00:40:20,548 --> 00:40:21,798
‫فکر کردم قلب من رو شکستی

808
00:40:21,800 --> 00:40:23,299
‫واسه همین گردن آرون رو دریدم

809
00:40:23,301 --> 00:40:25,852
‫یعنی اینقدر روی من کنترل داری

810
00:40:25,854 --> 00:40:27,804
‫خب ، منم هنوز اینجام
‫یعنی تو اینقدر

811
00:40:27,806 --> 00:40:29,138
‫روی من کنترل داری

812
00:40:29,140 --> 00:40:31,107
‫ببین چی میگیم
‫این رابطه زهرآلود و خطرناکه

813
00:40:31,109 --> 00:40:33,309
‫الینا ، ما یه رابطه‌ی سمی داریم

814
00:40:33,311 --> 00:40:34,560
‫من زدم دوستت رو کشتم

815
00:40:34,562 --> 00:40:37,030
‫بعد تو تقصیرا رو میندازی گردن یکی دیگه

816
00:40:37,032 --> 00:40:38,398
‫می‌خوای تو رو مقصر بدونم ؟

817
00:40:38,400 --> 00:40:40,066
‫کاری نداره . حله

818
00:40:40,068 --> 00:40:42,568
‫دیمن ، تو دوباره گند زدی

819
00:40:42,570 --> 00:40:43,870
‫دستت درد نکنه

820
00:40:43,872 --> 00:40:45,488
‫من رو توی موقعیتی

821
00:40:45,490 --> 00:40:48,207
‫قرار دادی که باید دوباره ازت دفاع کنم

822
00:40:48,209 --> 00:40:51,544
‫باید دوباره از اخلاقیات و اصولم چشم بپوشم

823
00:40:51,546 --> 00:40:53,746
‫باید خلاف تک تک اصولی که بهشون

824
00:40:53,748 --> 00:40:54,747
‫اعتقاد دارم رفتار کنم

825
00:40:54,749 --> 00:40:55,715
‫دوباره

826
00:40:55,717 --> 00:40:56,666
‫چون دوستت دارم

827
00:40:56,668 --> 00:40:57,984
‫خب ، دیگه دوستم نداشته باش

828
00:40:57,986 --> 00:40:59,168
‫نمی‌تونم

829
00:41:01,088 --> 00:41:02,621
‫مشکل همینجاست

830
00:41:02,623 --> 00:41:03,940
‫رابطه‌ی ما شدنی نیست

831
00:41:03,942 --> 00:41:05,124
‫میدونم

832
00:41:08,362 --> 00:41:09,462
‫پس موافقیم

833
00:41:11,882 --> 00:41:13,850
‫باید رابطه‌مون تموم بشه

834
00:41:13,852 --> 00:41:15,551
‫چند لحظه پیش تموم شد

835
00:41:15,553 --> 00:41:17,020
‫تموم شد . رابطه‌ی ما تمومه

836
00:41:50,400 --> 00:41:51,400
‫<font color="#۰۰۸۰ff">تــرجــمـه و تـنــظیـم : ســـعـــیـــــده</font>

837
00:41:52,400 --> 00:41:53,400
‫<font color="#۰۰۸۰ff">: ارائه‌ای از
‫:.:http://forum.free-offline.org/:.:</font>

