‫﻿۱
00:00:02,100 --> 00:00:03,700
‫<font color="#ff۰۰۰۰">پیش از این در
‫"The Vampire Diaries"</font>

2
00:00:04,095 --> 00:00:06,943
‫فکر می‌کنیم "مسافرا" می‌خوان نقشه‌شون رو اجرا کنن

3
00:00:07,890 --> 00:00:09,545
‫رهبرشون مارکوس اینجاست

4
00:00:09,546 --> 00:00:12,234
‫واسه چند قرن مُرده بود
‫ولی فکر می‌کنیم مراسم خودسوزی

5
00:00:12,235 --> 00:00:14,146
‫- اجازه‌ی فرار بهش داده
‫- از کجا ؟

6
00:00:14,147 --> 00:00:16,830
‫- اونطرف
‫- "اونا با وارد کردن "مسافرا

7
00:00:16,831 --> 00:00:19,087
‫در قالب اهالی ، شهر رو تصرف می‌کنن

8
00:00:19,088 --> 00:00:21,219
‫به نظر ما اونا دارن همین کار رو
‫در میستیک‌فالز انجام میدن

9
00:00:21,220 --> 00:00:22,460
‫حله

10
00:00:22,461 --> 00:00:24,605
‫- این بدن باورنکردنی ـه
‫- بهش عادت نکن

11
00:00:24,606 --> 00:00:26,635
‫تو چی ؟ دختر خوشگلی منتظرت هست ؟

12
00:00:26,636 --> 00:00:29,065
‫راستش یکی بود . اسمش مگی ـه

13
00:00:29,066 --> 00:00:30,573
‫واسه دکتر "ویتمور" کار می‌کرد

14
00:00:30,740 --> 00:00:32,785
‫وقتی بالاخره فهمید اینجا چی می‌گذره

15
00:00:32,786 --> 00:00:34,059
‫نتونست تحمل کنه

16
00:00:34,060 --> 00:00:35,803
‫گفت متاسفه و از اینجا رفت

17
00:00:35,804 --> 00:00:37,609
‫بهت برنخوره ولی اگه حتی هنوزم

18
00:00:37,610 --> 00:00:39,721
‫زنده باشه خیلی پیر نشده ؟

19
00:00:39,722 --> 00:00:41,905
‫۷۰سال اسارت و تصور چهره‌ی اون

20
00:00:41,906 --> 00:00:43,179
‫بهم امید میداد

21
00:00:43,180 --> 00:00:46,357
‫نمی‌خوام باهاش قرار بذارم کرولاین
‫می‌خوام ازش تشکر کنم

22
00:00:46,358 --> 00:00:48,781
‫میشه به من بگی اینجا چه خبره ؟

23
00:00:48,782 --> 00:00:50,463
‫خون همزادها می‌تونه به "مسافرا" کمک کنه

24
00:00:50,464 --> 00:00:52,979
‫- نظرت چیه یه قدمی بزنیم ؟
‫- تو همینجا بمون

25
00:00:52,980 --> 00:00:54,006
‫واقعاً شرمنده‌ام

26
00:00:54,007 --> 00:00:56,952
‫می‌خوای مگی رو پیدا کنی ؟ همینجا می‌مونی

27
00:00:56,953 --> 00:00:59,270
‫- هنوزم توی زندگیم بهت احتیاج دارم
‫- به عنوان دوست ، درسته ؟

28
00:00:59,271 --> 00:01:01,908
‫دلم نمی‌خواد باهات حرف بزنم
‫حتی دلم نمی‌خواد نگاهت کنم

29
00:01:01,909 --> 00:01:04,046
‫و مثل چی مطمئنم که نمی‌خوام دوستت باشم

30
00:01:04,211 --> 00:01:05,536
‫خیلی‌خب

31
00:01:07,100 --> 00:01:12,200
‫<font color="#ff۰۰۰۰">"The Vampire Diaries"
‫فصل ۵
‫قسمت ۱۹ : مردی در آتش</font>

32
00:01:13,937 --> 00:01:16,288
‫صبحونه پروفسور سالواتور ؟

33
00:01:16,289 --> 00:01:17,911
‫نه ، نه ، نه

34
00:01:18,076 --> 00:01:20,062
‫میدونم داری چی‌کار می‌کنی

35
00:01:20,063 --> 00:01:24,102
‫- دارم چی‌کار می‌کنم؟
‫- تاکتیک‌های حواس‌پرتی

36
00:01:24,103 --> 00:01:25,360
‫تمرکزتو از دست نده

37
00:01:25,361 --> 00:01:27,554
‫خب ، روانشناسی جامعه‌شناسی

38
00:01:27,719 --> 00:01:30,616
‫و مردم‌شناسی مشترکاً
‫فرض رو بر این گرفتن که...

39
00:01:30,781 --> 00:01:32,710
‫روش‌های علمی می‌تونه برای درک رفتار انسان

40
00:01:32,711 --> 00:01:34,035
‫مورد استفاده قرار بگیره

41
00:01:34,036 --> 00:01:36,576
‫با اینکه کلمه به کلمه گفتی ولی بازم خوبه

42
00:01:36,741 --> 00:01:38,504
‫که یعنی باید ازت

43
00:01:38,505 --> 00:01:39,929
‫سوالای سخت‌تری بپرسم

44
00:01:42,809 --> 00:01:44,150
‫ممنون

45
00:01:44,315 --> 00:01:46,053
‫واسه چی ؟

46
00:01:46,054 --> 00:01:48,205
‫داوطلب شدی واسه مطالعه‌ی درس‌هام کمکم کنی

47
00:01:48,206 --> 00:01:50,921
‫اونم بعد از روزی که دیمن اعلام کرد
‫نمی‌تونیم باهم دوست باشیم

48
00:01:50,922 --> 00:01:54,032
‫و اینکه دیگه هیچ‌وقت نمی‌خواد قیافم رو ببینه

49
00:01:54,537 --> 00:01:56,359
‫حرف تاکتیک‌های حواس‌پرتی شد

50
00:01:56,524 --> 00:01:57,683
‫خواهش می‌کنم

51
00:01:57,848 --> 00:02:01,151
‫سلام ، ببخشید دیر کردم
‫چی رو از دست دادم ؟

52
00:02:01,152 --> 00:02:02,682
‫فقط استفن که یه معلم از جهنمِ رو از دست دادی

53
00:02:03,006 --> 00:02:04,350
‫محبت هم سرت نمیشه
‫حرفت رو پس بگیر

54
00:02:07,328 --> 00:02:08,537
‫راستش تعجب کردم که سر و کله‌ی تو

55
00:02:08,538 --> 00:02:09,780
‫واسه درس خونده پیدا شده

56
00:02:09,781 --> 00:02:13,750
‫- میدونی ، با توجه به اینکه...
‫- با توجه به اینکه ؟

57
00:02:13,918 --> 00:02:19,123
‫اونطرف که داره از هم می‌پاشه

58
00:02:19,290 --> 00:02:21,128
‫- داره انکار می‌کنه
‫- متوجهم

59
00:02:21,598 --> 00:02:22,739
‫انکار نمی‌کنم

60
00:02:22,740 --> 00:02:23,949
‫اونطرف داره از هم می‌پاشه

61
00:02:23,950 --> 00:02:25,459
‫به عنوان لنگر اونطرف

62
00:02:25,460 --> 00:02:27,138
‫تا وقتی زنده‌ام که اونطرف وجود داشته باشه

63
00:02:27,139 --> 00:02:29,220
‫کاملاً از خطر مرگ

64
00:02:29,221 --> 00:02:30,664
‫قریب‌الوقوع‌ام باخبرم

65
00:02:30,665 --> 00:02:32,174
‫ولی کاری از دستم برنمیاد

66
00:02:32,175 --> 00:02:34,317
‫بهش میگن پذیرش
‫پنجمین مرحله‌ی غم و اندوه

67
00:02:34,484 --> 00:02:35,827
‫بگردی پیداش می‌کنی آقا معلم

68
00:02:36,339 --> 00:02:37,849
‫صد درصد داره انکار می‌کنه

69
00:02:37,850 --> 00:02:41,207
‫آره . ببین بانی ، من یه بار قبلاً از دستت دادم

70
00:02:41,208 --> 00:02:42,281
‫قرار نیست دوباره هم از دستت بدیم

71
00:02:42,282 --> 00:02:44,060
‫مُردن جز گزینه‌ها نیست . خب ؟

72
00:02:44,061 --> 00:02:45,436
‫حالا اینکه چه اتفاقی واسه

73
00:02:45,437 --> 00:02:48,082
‫واسه آلاریک و مامان‌بزرگت و
‫بقیه‌ی کسایی که اونجا هستن میوفته به کنار

74
00:02:48,249 --> 00:02:49,700
‫حالا باید چی‌کار کنیم ؟

75
00:02:49,701 --> 00:02:52,152
‫خیلی‌خب ، اگه قول بدید اینقدر دلواپس نباشید

76
00:02:52,153 --> 00:02:54,570
‫از "لیو" می‌پرسم ببینم ایده‌ی جادوگری داره یا نه

77
00:02:54,571 --> 00:02:56,316
‫به علاوه مشکلات بزرگتری با

78
00:02:56,317 --> 00:02:58,027
‫اون "مسافرا" که دارن سعی می‌کنن
‫میستیک‌فالز رو بگیرن نداریم ؟

79
00:02:58,028 --> 00:03:00,479
‫نه . دیمن بهش رسیدگی می‌کنه

80
00:03:00,480 --> 00:03:01,485
‫واقعاً ؟

81
00:03:01,596 --> 00:03:02,981
‫گفتم دیمن ؟

82
00:03:03,148 --> 00:03:06,801
‫می‌خواستم بگم جورج

83
00:03:06,968 --> 00:03:11,063
‫دیمن گفت دیگه نمی‌خواد منو ببینه

84
00:03:11,064 --> 00:03:13,475
‫فکر کنم جفتمون تو مرحله انکاریم

85
00:03:13,641 --> 00:03:17,936
‫شلوارک ورزشی کثیفی که
‫زیر کاناپه‌ست مال کیه ؟

86
00:03:17,937 --> 00:03:19,938
‫مال من نیست . من لباس‌هام رو می‌شورم

87
00:03:19,939 --> 00:03:21,272
‫تو طبقه‌ی امن نیست

88
00:03:21,273 --> 00:03:22,875
‫تو کابینت‌های آشپزخونه یا گاراژ

89
00:03:22,876 --> 00:03:24,409
‫یا قفسه‌های کتاب هم نیست

90
00:03:24,410 --> 00:03:25,811
‫چاقوی "مسافرا" ناپدید شده

91
00:03:25,812 --> 00:03:27,212
‫مطمئنی تایلر همونجایی
‫که خودش گفت قایمش کرده ؟

92
00:03:27,213 --> 00:03:29,781
‫خب ، واضحه که نه

93
00:03:29,782 --> 00:03:31,350
‫دینگ دانگ

94
00:03:31,351 --> 00:03:32,651
‫دعوتم کن داخل

95
00:03:32,652 --> 00:03:34,253
‫از همونجا صدات رو خیلی واضح می‌تونیم بشنویم

96
00:03:34,254 --> 00:03:36,206
‫واقعاً معذرت می‌خوام که مراسم حالا هر چی ـه

97
00:03:36,372 --> 00:03:38,423
‫عجیب غریبی که داشتین انجام میدادین رو قطع می‌کنم

98
00:03:38,424 --> 00:03:39,825
‫ولی فقط می‌خوام یکی از شهروندان عزیز

99
00:03:39,826 --> 00:03:41,526
‫میستیک‌فالز رو که مسافر هم هست با اون

100
00:03:41,527 --> 00:03:42,794
‫چاقوی مسافر جادویی به دیار باقی بفرستم

101
00:03:42,795 --> 00:03:44,881
‫پس ردش کن بیاد

102
00:03:45,047 --> 00:03:46,832
‫یه مشکلی واسه چاقو پیش اومده

103
00:03:46,833 --> 00:03:49,835
‫پنج کلمه‌ای که باعث میشه بخوام این دسته کلید

104
00:03:49,836 --> 00:03:51,103
‫پرت کنم تو قفسه‌ی سینه‌ات

105
00:03:51,104 --> 00:03:52,504
‫گلیبرت کوچولو ، تو جنگ بین روی تاریک

106
00:03:52,505 --> 00:03:54,806
‫و حساسم کمکم کن لطفاً

107
00:03:54,807 --> 00:03:57,542
‫- نمی‌تونیم پیداش کنیم
‫- یعنی گمش کردید ؟

108
00:03:57,543 --> 00:03:58,944
‫یعنی اینکه اینجا نیست

109
00:03:58,945 --> 00:04:00,212
‫حق با توئه . منو به داخل دعوت نکن

110
00:04:00,213 --> 00:04:01,680
‫چون جفتتون رو می‌کشم

111
00:04:01,681 --> 00:04:03,114
‫تایلر گفت توی پیانو قایمش کرده

112
00:04:03,115 --> 00:04:05,883
‫و آخرین باری که خبری از تایلر شنیدی کی بوده ؟

113
00:04:06,900 --> 00:04:07,900
‫<font color="#۰۰۸۰ff">Sorrow تــرجــمـه و تـنــظیـم : ســـمــــیــــرا</font>

114
00:04:08,900 --> 00:04:09,900
‫<font color="#۰۰۸۰ff">: ارائه‌ای از
‫:.:http://forum.free-offline.org/:.:</font>

115
00:04:17,996 --> 00:04:19,330
‫من کدوم گوری‌ام ؟

116
00:04:19,331 --> 00:04:21,418
‫اینجا نیستی

117
00:04:27,298 --> 00:04:29,559
‫خوش برگشتی جولیان

118
00:04:30,074 --> 00:04:32,012
‫به‌خاطر اقدامات احتیاطی عذر می‌خوام

119
00:04:32,013 --> 00:04:34,829
‫ولی تو وارد بدن یه دورگه شدی

120
00:04:34,830 --> 00:04:36,255
‫فهمیدن اینکه قبل از به‌هوش اومدنش

121
00:04:36,828 --> 00:04:39,139
‫چه مقدار وقت داری سخته

122
00:04:39,140 --> 00:04:40,829
‫مثل اینکه دوباره جامون رو عوض کردیم

123
00:04:40,830 --> 00:04:42,950
‫حداقل این یه قدمه

124
00:04:42,951 --> 00:04:44,825
‫فقط دارم سعی می‌کنم افرادمون رو راحت نگه دارم

125
00:04:44,990 --> 00:04:48,917
‫اگه شانس بیاریم دیگه چیزی
‫به اقامت همیشگیمون نمونده

126
00:04:49,018 --> 00:04:50,375
‫اسلون

127
00:04:55,449 --> 00:04:57,867
‫دو هزار سال پیش جادوگرها نفرینی رو

128
00:04:57,868 --> 00:04:59,657
‫روی قبیله‌ی ما قرار دادن

129
00:04:59,658 --> 00:05:01,447
‫تا طبیعت در مقابل ما قرار بگیره

130
00:05:01,448 --> 00:05:04,629
‫و نذاره که دور هم جمع بشیم و باهم باشیم

131
00:05:04,630 --> 00:05:06,761
‫مجبور بودیم بدون خونه زندگی کنیم

132
00:05:06,926 --> 00:05:10,728
‫مثل چهارپایان ول‌گردی کنیم

133
00:05:10,729 --> 00:05:15,899
‫پیشگویی بیان می‌کنه که ما می‌تونیم
‫نفرین رو از بین ببریم

134
00:05:16,373 --> 00:05:18,518
‫ولی به منظور خنثی کردن نفرین جادوگرها

135
00:05:18,519 --> 00:05:20,973
‫یک نفر باید قدرت

136
00:05:21,138 --> 00:05:24,577
‫خنثی کردن جادوی جادوگرها رو داشته باشه

137
00:05:24,742 --> 00:05:27,934
‫اسلون وفادار ما داوطلب شده تا

138
00:05:28,099 --> 00:05:30,749
‫چطور میگید...موش آزمایشگاهی

139
00:05:30,750 --> 00:05:33,434
‫آزمایش کوچک ما بشه

140
00:05:33,942 --> 00:05:35,057
‫بخور

141
00:05:42,932 --> 00:05:45,365
‫آماده‌ای اسلون ؟

142
00:05:45,934 --> 00:05:47,001
‫آماده‌ام

143
00:05:57,909 --> 00:06:00,190
‫و چی باعث این افتخار شده ؟

144
00:06:00,291 --> 00:06:01,599
‫همینجوری اتفاقی نمیدونی کجا می‌تونم

145
00:06:01,600 --> 00:06:02,940
‫یه "مسافر" پیدا کنم ، میدونی ؟

146
00:06:02,941 --> 00:06:04,752
‫میدونی که "مسافرا" خونه به‌دوش و سرگردونن

147
00:06:04,753 --> 00:06:06,631
‫مسافری" ندیدم . چرا ؟"

148
00:06:06,632 --> 00:06:08,006
‫۲تا نوجوون مغز فندقی دارم که

149
00:06:08,007 --> 00:06:09,549
‫متوجه نشدن دو به اضافه دو مساوی با

150
00:06:09,550 --> 00:06:11,629
‫یه دونه دورگه‌ی دزدیده شده میشه

151
00:06:11,630 --> 00:06:13,729
‫حساس نشو رفیق

152
00:06:13,896 --> 00:06:15,742
‫خب ، چی میگی ؟
‫یه گشت و گذاری بریم ؟

153
00:06:15,909 --> 00:06:17,165
‫منظورم اینه مطمئنم هنوزم چندتایی زمین اوراقچی

154
00:06:17,166 --> 00:06:19,580
‫هست که نگشتیمشون

155
00:06:19,581 --> 00:06:21,089
‫فکر کنم یه‌کمی زیادی خطرناکه اجازه بدم

156
00:06:21,090 --> 00:06:23,404
‫احمق و احمق‌تر از خونه برن بیرون

157
00:06:23,405 --> 00:06:24,745
‫آخرین چیزی که لازم داریم یه "مسافر" دیگه‌ست

158
00:06:24,746 --> 00:06:26,183
‫که خودشو بندازه تو جمعمون

159
00:06:26,350 --> 00:06:30,147
‫متاسفانه باید بذارمش واسه یه وقت دیگه

160
00:06:30,148 --> 00:06:32,427
‫با چند نفر قرار دارم و دیرم هم شده

161
00:06:37,211 --> 00:06:39,406
‫چیه ؟

162
00:06:39,407 --> 00:06:41,520
‫هیچی

163
00:06:41,521 --> 00:06:42,727
‫نه هیچیِ هیچی

164
00:06:42,728 --> 00:06:44,337
‫بیشتر شبیه یه سوال بدیهی

165
00:06:44,338 --> 00:06:49,268
‫راجع به اینکه چطوری جلوی
‫فروپاشی برزخ فراطبیعی رو بگیرم

166
00:06:49,269 --> 00:06:50,841
‫عالی شد . اونم اینجاست

167
00:06:51,008 --> 00:06:52,560
‫اِنزو رو می‌شناسی

168
00:06:53,094 --> 00:06:55,076
‫آره . ازش خوشم نمیاد

169
00:06:58,849 --> 00:07:00,171
‫اینجا چی‌کار می‌کنی ؟

170
00:07:00,172 --> 00:07:03,325
‫نمی‌تونم واسه یه فنجون قهوه
‫به دوستان ملحق بشم ؟

171
00:07:03,326 --> 00:07:06,478
‫فقط دیمنِ که دوستته

172
00:07:06,479 --> 00:07:08,914
‫اونم اینجا نیست و ما هم
‫در حال حاضر سرمون شلوغه

173
00:07:11,578 --> 00:07:13,221
‫ولی تعارف نکن . بشین

174
00:07:13,694 --> 00:07:15,938
‫لازم نیست بی‌ادب باشی
‫اومدم یه صحبتی بکنیم

175
00:07:15,939 --> 00:07:18,962
‫الینا عزیزم ، احتمالاً کرولاین بهت گفته

176
00:07:19,128 --> 00:07:21,548
‫دنبال یکی که یه زمانی می‌شناختمش می‌گردم

177
00:07:21,714 --> 00:07:22,912
‫یه زن به اسم مگی

178
00:07:22,913 --> 00:07:25,927
‫دوست‌دختر دست نیافتی‌ات از زمان آگوستین

179
00:07:26,093 --> 00:07:27,784
‫مگی به عنوان یک ناظر اونجا کار می‌کرد

180
00:07:27,785 --> 00:07:29,951
‫از رفتار من یادداشت برداری می‌کرد

181
00:07:31,921 --> 00:07:33,189
‫هیچ‌وقت زیاد نزدیک نمی‌شد

182
00:07:33,190 --> 00:07:34,790
‫هیچ‌وقت دستبد گل شاه‌پسندش رو باز نمی‌کرد

183
00:07:34,791 --> 00:07:36,559
‫ولی ساعت‌های زیادی باهم صحبت می‌کردیم

184
00:07:36,560 --> 00:07:39,494
‫و به همدیگه دلبسته شدیم

185
00:07:45,868 --> 00:07:47,937
‫سال ۱۹۵۰ اونجا رو ترک کرد

186
00:07:47,938 --> 00:07:49,472
‫تصور می‌کردم یه روز تو یکی از

187
00:07:49,473 --> 00:07:51,640
‫این دانشگاه‌های فانتزی مشغول درس دادنه

188
00:07:51,641 --> 00:07:53,455
‫یه خانواده تشکیل داده

189
00:07:53,621 --> 00:07:55,311
‫یه زندگی ایده‌آل و عالی داره

190
00:07:55,312 --> 00:07:57,375
‫مطمنئم شما ۲تا می‌تونید درک کنید

191
00:07:57,541 --> 00:07:58,835
‫چه خبره ؟

192
00:08:01,117 --> 00:08:03,965
‫اسلون اون دختر "مسافر"ـه اینو دیروز بهم داد

193
00:08:04,454 --> 00:08:07,957
‫سر قولش موند

194
00:08:07,958 --> 00:08:09,625
‫از فایل‌های باقی‌مونده‌ی آگوستین

195
00:08:09,626 --> 00:08:11,793
‫توسط دکتر "وِس" خوب خودمون

196
00:08:18,234 --> 00:08:21,566
‫آره . حالا تصور کن وقتی من دیدمش چه حالی داشتم

197
00:08:21,732 --> 00:08:27,309
‫کاشف به عمل اومده مگی تو سال ۱۹۶۰
‫تو میستیک‌فالز کشته شده

198
00:08:27,310 --> 00:08:30,867
‫یکی کله‌اش رو از بدنش جدا کرده

199
00:08:31,381 --> 00:08:35,205
‫- توی ۱۹۶۰ تو...
‫- یه درنده ؟ مشخصه

200
00:08:37,331 --> 00:08:40,022
‫اون‌موقع درنده نبودم

201
00:08:40,023 --> 00:08:42,591
‫واقعاً به‌خاطر دوستت متاسفم

202
00:08:42,592 --> 00:08:46,128
‫ولی این قضیه به من ربطی نداره

203
00:08:46,129 --> 00:08:48,664
‫فکرشو می‌کردم ممکنه این حرف رو بزنی

204
00:08:48,665 --> 00:08:50,432
‫"لیو"

205
00:08:50,433 --> 00:08:52,567
‫یه مقداری سرویس بیار اینجا لطفاً

206
00:09:00,521 --> 00:09:02,411
‫لیو" ، داری چی‌کار می‌کنی ؟ بس کن"

207
00:09:02,412 --> 00:09:04,025
‫نمی‌تونم بس کنم . معذرت می‌خوام

208
00:09:04,191 --> 00:09:05,944
‫همش تقصیر منه . لوک کجاست ؟

209
00:09:06,110 --> 00:09:08,050
‫می‌بینی ؟ به چندتا از اعضای تیم راگبی نفوذ ذهنی کردم

210
00:09:08,051 --> 00:09:09,948
‫که زندگی برادرش رو در معرض خطر قرار بدن

211
00:09:10,114 --> 00:09:11,586
‫و در صورت نافرمانی جادوگرمون

212
00:09:11,587 --> 00:09:13,488
‫داداشش می‌میره

213
00:09:13,489 --> 00:09:15,662
‫چه سرباز خوبی

214
00:09:16,954 --> 00:09:19,194
‫خیلی‌خب استفن ، آماده‌ای راجع به

215
00:09:19,195 --> 00:09:21,695
‫بلایی که سر عشق زندگیم آوردی صحبت کنیم ؟

216
00:09:56,089 --> 00:09:57,991
‫بهش بگو منو به جای تو استفاده کنه

217
00:09:57,992 --> 00:10:00,926
‫واقعاً فکر نمی‌کنم الان درخواستی رو قبول کنه

218
00:10:00,927 --> 00:10:02,929
‫به علاوه من از تو بزرگترم

219
00:10:02,930 --> 00:10:04,087
‫فقط ۵ دقیقه

220
00:10:04,253 --> 00:10:05,565
‫از اینجا ببریدش بیرون ، همین الان

221
00:10:05,566 --> 00:10:09,676
‫- صبرکن ، داری چی‌کار می‌کنی ؟
‫- ببریدش بیرون

222
00:10:09,842 --> 00:10:13,306
‫چندتا جادوگر زیر یه سقف منو عصبی می‌کنه

223
00:10:13,307 --> 00:10:15,174
‫اگه لازم شد بمیره خبرت می‌کنم

224
00:10:16,557 --> 00:10:18,912
‫اگه بخواید واسه بازکردن گره تقلا کنین

225
00:10:18,913 --> 00:10:21,781
‫اون آب شاه‌پسند بدتر بهتون صدمه میزنه

226
00:10:21,782 --> 00:10:24,484
‫تو گره زدن خیلی کارم درسته

227
00:10:24,485 --> 00:10:26,286
‫چطوری به همه‌ی آدمای اینجا نفوذ ذهنی کردی ؟

228
00:10:26,287 --> 00:10:28,087
‫اینجا ساعت ۸ باز میشه
‫شما هم ساعت ۹ اومدید اینجا

229
00:10:28,088 --> 00:10:31,531
‫خودت حساب کتاب کن دیگه بچه درس‌خون

230
00:10:31,697 --> 00:10:34,057
‫همین که اعتراف کنی تو مگی رو کشتی
‫با کمال میل آزادشون می‌کنم

231
00:10:34,116 --> 00:10:38,464
‫خیلی دوست دارم ولی روحمم
‫خبر نداره که مگی کیه

232
00:10:38,465 --> 00:10:41,416
‫این دفتر به همین خاطره
‫پلیس اینو توی صحنه‌ی جرم

233
00:10:41,582 --> 00:10:44,404
‫روی بدنش پیدا کرده

234
00:10:44,405 --> 00:10:47,940
‫دهم جولای ۱۹۵۱"
‫یه کار تو مهدکودک پیدا کردم

235
00:10:47,941 --> 00:10:52,945
‫عاشق بچه‌هام ولی هنوزم احساس
‫"سردرگمی می‌کنم سست و بی‌حالم

236
00:10:52,946 --> 00:10:55,381
‫مارچ ۱۹۵۳ : در حالیکه دوستای دخترم"

237
00:10:55,382 --> 00:10:57,717
‫همه عشق‌هاشون رو پیدا کردن به چند دلیل

238
00:10:57,718 --> 00:10:59,285
‫به نظر میرسه من نمی‌تونم با کسی ارتباط برقرار کنم

239
00:10:59,286 --> 00:11:03,022
‫مثل اینکه قسمتی از روحم گمشده یا مُرده

240
00:11:03,023 --> 00:11:04,891
‫خواهرم گفته مردهای بیشتری تو شهر هستند

241
00:11:04,892 --> 00:11:07,776
‫"شاید به اونجا برم

242
00:11:07,942 --> 00:11:11,831
‫حالا کاشف به عمل اومده در سال ۱۹۵۸
‫به شهر اسباب‌کشی کرده

243
00:11:11,832 --> 00:11:13,399
‫و تو اسباب‌کشی جعبه‌ای رو کشف کرده

244
00:11:13,400 --> 00:11:15,001
‫که چندسالی ازش بی‌خبر بوده

245
00:11:15,002 --> 00:11:17,470
‫یادداشت‌های پزشکی سال ۱۹۵۰

246
00:11:17,471 --> 00:11:19,739
‫که پُر یادداشت‌ در مورد یک مریض خون‌آشام ویژه

247
00:11:19,740 --> 00:11:22,308
‫به اسم ۱۲۱۴۴ بوده

248
00:11:22,309 --> 00:11:23,342
‫البته که وقتی برگشته

249
00:11:23,343 --> 00:11:24,810
‫خونه‌ی "ویتمور" سوخته بوده

250
00:11:24,811 --> 00:11:26,212
‫و به این نتیجه رسیده که من توی

251
00:11:26,213 --> 00:11:27,337
‫آتش‌سوزی جونم رو از دست دادم

252
00:11:32,752 --> 00:11:34,552
‫تو خودت خاطره نویسی ، مگه نه استفن ؟

253
00:11:34,718 --> 00:11:36,856
‫این مسخره‌ست . تو سال ۱۹۶۰ من دیگه درنده نبودم

254
00:11:36,857 --> 00:11:38,190
‫به سختی از مردم تغذیه می‌کردم

255
00:11:38,191 --> 00:11:39,358
‫دیگه چه برسه به کشتنشون

256
00:11:43,230 --> 00:11:46,849
‫فکر خوبیه . بذار به دیمن زنگ بزنیم

257
00:11:46,850 --> 00:11:48,585
‫چطوریِ که "مسافرا" همه جا هستند

258
00:11:48,750 --> 00:11:50,338
‫و حالا که لازمشون داری یکی هم پیدا نمیشه ؟

259
00:11:50,339 --> 00:11:51,999
‫پس چیزی گیر نیاوردی ؟

260
00:11:52,000 --> 00:11:54,773
‫دیگه این نتیجه‌ی همکاری با پت و مت ـه

261
00:11:54,938 --> 00:11:57,547
‫فکر نکنم خاطرات استفن دمِ دستت باشه

262
00:11:57,548 --> 00:11:59,109
‫واسه همین ازت می‌خوام یه نگاهی به دفتر خاطراتش

263
00:11:59,110 --> 00:12:01,468
‫و یادداشت‌هاش توی ۸ نوامبر ۱۹۶۰ بندازی

264
00:12:01,469 --> 00:12:03,362
‫استفن چند وقت پیش دفتر خاطراتش رو سوزوند

265
00:12:03,363 --> 00:12:05,853
‫تو حالش بود . چرا ؟

266
00:12:05,854 --> 00:12:07,780
‫خب ، فقط داریم سعی می‌کنیم
‫یه بحث کوچیکی رو حل و فصل کنیم

267
00:12:07,781 --> 00:12:10,512
‫مهم نیست . حق با منه

268
00:12:10,677 --> 00:12:12,174
‫خیلی‌خب ، من دیگه قطع می‌کنم رفیق

269
00:12:12,665 --> 00:12:16,019
‫شنیدم چشم نداری الینا رو ببینی

270
00:12:16,020 --> 00:12:17,746
‫از کجا شنیدی ؟

271
00:12:19,374 --> 00:12:21,434
‫الان با اونایی ؟

272
00:12:21,599 --> 00:12:23,137
‫نه واسه مدت طولانی

273
00:12:23,302 --> 00:12:25,022
‫گمون کنم اونا به زودی می‌میرن

274
00:12:25,023 --> 00:12:26,418
‫همون قضیه‌ی چشم تو چشم و این حرفا

275
00:12:26,419 --> 00:12:29,242
‫اِنزو

276
00:12:29,243 --> 00:12:31,368
‫صدای آدم‌کشیت زده بالا

277
00:12:31,369 --> 00:12:33,062
‫باید با آرامش صحبت کنی و

278
00:12:33,063 --> 00:12:35,346
‫آروم باشی و بهم بگی مشکل چیه

279
00:12:35,512 --> 00:12:37,348
‫مشکل اگه بخوای بدونی

280
00:12:37,349 --> 00:12:39,807
‫اینه که دختری که می‌خواستمش
‫همونی که گذاشت و رفت

281
00:12:39,808 --> 00:12:41,833
‫کاشف به عمل اومده رفتنش مدت زیادی طول نکشیده

282
00:12:41,834 --> 00:12:43,461
‫داداش درنده‌ات تو دهه‌ی ۶۰

283
00:12:43,462 --> 00:12:45,621
‫یه گاز گنُده به گردن مگی زده

284
00:12:45,622 --> 00:12:47,182
‫شصت ؟ استفن اون‌موقع حتی...

285
00:12:47,183 --> 00:12:48,611
‫سریع باش رفیق . قضیه شخصی نیست

286
00:12:48,612 --> 00:12:52,124
‫فقط یه ذره انتقام ـه . می‌فهمی که ؟

287
00:12:52,599 --> 00:12:56,351
‫یه تاریخ‌شناس تو این خونه پیدا نمیشه ؟

288
00:12:56,352 --> 00:12:58,012
‫سوال انحرافی بود

289
00:12:58,013 --> 00:12:59,906
‫به همشون نفوذ کردم که
‫نه حرف بزنن و نه واکنش نشون بدن

290
00:12:59,907 --> 00:13:01,924
‫موردی نیست . از این استفاده می‌کنیم . ۱۹۶۰

291
00:13:02,399 --> 00:13:04,258
‫بذار ببینم ، ماشین فورد تاندربرنز
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(خودرویی که درسال ۱۹۵۵ توسط شرکت فورد تولید شد)</font>

292
00:13:04,259 --> 00:13:05,754
‫ماشین لینکولن کانتی‌ننتالز

293
00:13:05,755 --> 00:13:08,411
‫و سرمای بسیار شدید اون‌سال

294
00:13:08,412 --> 00:13:10,803
‫سه‌شنبه ۸ نوامبر

295
00:13:10,804 --> 00:13:14,391
‫جان.اف.کندی کاندید ریاست جمهوری بوده

296
00:13:14,392 --> 00:13:15,455
‫شب انتخابات

297
00:13:51,768 --> 00:13:53,463
‫چیزی نیست

298
00:13:53,628 --> 00:13:57,016
‫فراموش کن این اتفاق افتاده و فرار کن

299
00:13:59,907 --> 00:14:02,309
‫ستاره‌ی طلایی برای کنترل میل

300
00:14:02,574 --> 00:14:04,526
‫نگران نباش . نیومدم اینجا تا مورد قضاوت قرارت بدم

301
00:14:04,527 --> 00:14:05,621
‫تو چه خری هستی ؟

302
00:14:05,622 --> 00:14:07,217
‫مگی جیمز

303
00:14:07,218 --> 00:14:10,771
‫و تو هم استفن سالواتور هستی

304
00:14:10,772 --> 00:14:13,495
‫یه خون‌آشام دیگه

305
00:14:13,496 --> 00:14:18,712
‫ببخشید . فقط خیلی جذاب ـه

306
00:14:18,877 --> 00:14:23,230
‫بفرما . من چند سالی به عکس دیمن خیره می‌شدم

307
00:14:23,231 --> 00:14:25,107
‫به گمونم خوشتیپ بودنتون ژنتیکی ـه

308
00:14:25,272 --> 00:14:27,599
‫راجع به خانواده‌ی من چی میدونی ؟

309
00:14:27,765 --> 00:14:30,439
‫من دو سال گذشته رو دنبال برادرت می‌گشتم

310
00:14:30,440 --> 00:14:31,934
‫همه چیز رو راجع به شما ۲تا میدونم

311
00:14:31,935 --> 00:14:33,695
‫چرا برادرم اینقدر واست مهمه ؟

312
00:14:33,696 --> 00:14:35,821
‫اون یکی از دوستام رو که
‫توی آتش‌سوزی مُرد رو می‌شناخته

313
00:14:35,822 --> 00:14:37,515
‫امیدوار بودم تو بدونی کجا میشه پیداش کرد

314
00:14:37,516 --> 00:14:40,107
‫چرا یه لطفی به خودت نمی‌کنی

315
00:14:40,108 --> 00:14:42,632
‫و از برادرم دوری نمی‌کنی ؟
‫اون یه هیولاست

316
00:14:42,797 --> 00:14:44,890
‫اون چندسال پیش از راه به‌در شد

317
00:14:44,891 --> 00:14:47,050
‫حس و حوصله حرف زدن نداره

318
00:14:47,051 --> 00:14:51,103
‫خب ، خوبیش اینه که
‫من نمی‌خوام باهاش صحبت کنم

319
00:14:51,104 --> 00:14:52,665
‫می‌خوام بکشمش

320
00:14:52,666 --> 00:14:55,090
‫پس ازم می‌خوای بهت بگم برادرم کجاست

321
00:14:55,091 --> 00:14:57,624
‫که تو هم بتونی بکشیش ؟

322
00:14:57,789 --> 00:15:00,240
‫همین الان گفتی که اون یه مهره‌ی سوخته‌ست

323
00:15:00,241 --> 00:15:02,698
‫می‌خوام یه لطفی در حق دنیا بکنم

324
00:15:03,995 --> 00:15:09,441
‫خب ، خیلی بده که به خودت هیچ لطفی نمی‌کنی

325
00:15:12,100 --> 00:15:14,526
‫- اون مگی بود ؟
‫- حالا داریم به یه جاهایی میرسیم

326
00:15:14,691 --> 00:15:16,021
‫من نکشتمش

327
00:15:16,022 --> 00:15:18,678
‫داشتم سعی می‌کردم بترسونمش که از شهر بره

328
00:15:18,679 --> 00:15:20,273
‫پس کار درنده‌ی دیگه‌ی میستیک‌فالز بوده ؟

329
00:15:20,274 --> 00:15:24,368
‫دلیلی نداره بهت دروغ بگم اِنزو

330
00:15:24,534 --> 00:15:26,571
‫و ارزش دروغ‌هات به اندازه زندگی بانی هست ؟

331
00:15:26,636 --> 00:15:27,483
‫بانی

332
00:15:27,484 --> 00:15:29,077
‫در هر صورت اگه بمیری دقیقاً چه اتفاقی میوفته ؟

333
00:15:29,078 --> 00:15:30,373
‫ولم کن

334
00:15:30,374 --> 00:15:31,502
‫از لحاظ فنی همین الانش نمُردی ؟

335
00:15:31,503 --> 00:15:32,732
‫اجازه هست بفهمیم ؟

336
00:15:32,733 --> 00:15:34,813
‫بس کن

337
00:15:34,814 --> 00:15:37,866
‫حق با توئه . من مگی رو کشتم

338
00:15:37,867 --> 00:15:40,550
‫گلوشو پاره کردم و کله‌شو کندم

339
00:15:40,551 --> 00:15:43,772
‫تا همین الان اصلاً خاطرم نبود

340
00:15:43,773 --> 00:15:47,515
‫حقیقت رو میگم . حالا ولش کن

341
00:15:51,624 --> 00:15:53,637
‫ببرش طبقه‌ی بالا

342
00:16:01,355 --> 00:16:02,497
‫حالت خوبه ؟

343
00:16:02,498 --> 00:16:04,042
‫نمی‌خواد ادای یه گروگان ترسیده رو بازی کنی

344
00:16:04,122 --> 00:16:05,186
‫ببخشید ؟

345
00:16:05,287 --> 00:16:07,597
‫ممکنه اِنزو ازت به عنوان
‫جادوگر تو جیبیش استفاده کنه

346
00:16:07,598 --> 00:16:09,107
‫ولی اگه هر کدوم از اونا رو بکشه

347
00:16:09,108 --> 00:16:10,383
‫مسافرا" نمی‌تونن کاری که باید با"

348
00:16:10,384 --> 00:16:11,826
‫خون همزاد‌ها انجام بدن رو انجام بدن

349
00:16:11,827 --> 00:16:13,772
‫و جادوگرا می‌برن

350
00:16:13,773 --> 00:16:15,281
‫چه باهوش

351
00:16:15,282 --> 00:16:17,160
‫باید معلم سحر و جادو می‌شدی

352
00:16:27,237 --> 00:16:30,852
‫بلوندی ، الان وقتش نیست که جواب تلفن منو ندی

353
00:16:30,853 --> 00:16:32,262
‫فقط تویی که غیبت زده

354
00:16:32,263 --> 00:16:34,778
‫و نمیدونم الینا و استفن کجان

355
00:16:34,779 --> 00:16:36,676
‫حداقل به مامانت زنگ بزن

356
00:16:36,843 --> 00:16:39,822
‫چی شده یهو به تاریخ میستیک‌فالز علاقه‌مند شدی ؟

357
00:16:39,989 --> 00:16:42,295
‫در جریان وقتی برادرت دوستِ‌دختر تنها دوستت رو

358
00:16:42,296 --> 00:16:44,509
‫می‌کُشه و تو هم وسطشون گیر می‌کنی هستی ؟

359
00:16:44,510 --> 00:16:47,121
‫- نه
‫- خب پس سوال نپرس

360
00:16:47,288 --> 00:16:51,288
‫خیلی‌خب ، ۹ نوامبر ۱۹۶۰ یه نزاع خیابونی گزارش شده

361
00:16:51,289 --> 00:16:53,000
‫نه ، نه ، نه . باید هشتم باشه

362
00:16:53,001 --> 00:16:54,744
‫در مورد هشتمش خیلی مطمئن بود

363
00:16:54,745 --> 00:16:56,690
‫خیلی‌خب پس باید مگی جیمز باشه

364
00:16:56,691 --> 00:17:00,651
‫هشتم نوامبر ۱۹۶۰ مُرده . قتل حل‌نشده

365
00:17:00,652 --> 00:17:03,604
‫احتمالاً کار قاتل سریالی ـه

366
00:17:05,651 --> 00:17:08,838
‫استفن حق داشت
‫اون دوستِ‌دختر اِنزو رو نکشته

367
00:17:08,839 --> 00:17:10,381
‫از کجا میدونی ؟

368
00:17:13,167 --> 00:17:14,911
‫چون خودم کشتم

369
00:17:23,007 --> 00:17:24,986
‫تنها راه بیرون رفتن از اینجا همینه

370
00:17:27,737 --> 00:17:30,054
‫منو تبدیل به خون‌‌آشام کن

371
00:17:30,522 --> 00:17:31,530
‫نجاتت میدم

372
00:17:31,531 --> 00:17:32,872
‫باهم فرار می‌کنیم

373
00:17:35,356 --> 00:17:37,201
‫نمی‌خوای با من باشی ؟

374
00:17:37,202 --> 00:17:39,206
‫بیشتر از هر چیزی توی این دنیا

375
00:17:39,372 --> 00:17:41,597
‫پس من آماده‌ام

376
00:17:44,114 --> 00:17:47,301
‫دکتر "ویتمور" برگشته . باید عجله کنی

377
00:17:47,302 --> 00:17:48,560
‫بیا نزدیکتر

378
00:17:53,207 --> 00:17:55,186
‫دستم رو بگیر

379
00:18:03,442 --> 00:18:07,184
‫از اینجا برو مگی

380
00:18:07,351 --> 00:18:09,550
‫برو و هیچ‌وقت برنگرد

381
00:18:09,551 --> 00:18:11,160
‫و وقتی رفتی

382
00:18:11,161 --> 00:18:15,020
‫فراموش کن که اِنزوئی وجود داشته

383
00:18:15,021 --> 00:18:16,864
‫فراموش کن که دوسِت دارم

384
00:18:25,456 --> 00:18:26,923
‫صبرکن

385
00:18:31,094 --> 00:18:33,462
‫حتماً از مچ دستت افتاده

386
00:18:36,433 --> 00:18:38,000
‫ببخشید

387
00:18:54,117 --> 00:18:56,118
‫خب ، کجا بودیم ؟

388
00:18:58,756 --> 00:19:00,457
‫بس کن . منظورت رو رسوندی

389
00:19:00,458 --> 00:19:02,359
‫چی گفتی ؟ نمی‌تونم بشنوم چی میگی با این همه...

390
00:19:10,066 --> 00:19:11,768
‫ببخشید ، واکنش مناسب‌تری هم به

391
00:19:11,769 --> 00:19:13,236
‫شکنجه وجود داره ؟

392
00:19:13,237 --> 00:19:14,638
‫تمام مدت فکر می‌کردم دارم

393
00:19:14,639 --> 00:19:17,407
‫با یاد دادن جادو بهت لطف می‌کنم

394
00:19:17,408 --> 00:19:18,526
‫و تو خیلی قوی‌تر از وقتی من جادوگر بودم هستی

395
00:19:18,692 --> 00:19:19,909
‫این قضیه شخصی نیست

396
00:19:19,910 --> 00:19:22,345
‫وظیفه‌ی ما اینه که از همزادها محافظت کنیم

397
00:19:22,346 --> 00:19:23,813
‫تو زیاد دخلی به ماجرا نداشتی

398
00:19:23,814 --> 00:19:25,381
‫ولی آره ، چیزایی که داشتی یادم میدادی

399
00:19:25,382 --> 00:19:26,742
‫تو کلاس اول یاد گرفته بودم

400
00:19:26,908 --> 00:19:29,085
‫محفل جادوگریتون میدونه که
‫اونطرف داره از هم می‌پاشه ؟

401
00:19:29,086 --> 00:19:31,497
‫چرا ؟ می‌ترسی تا آخرش دووم نیاری ؟

402
00:19:31,663 --> 00:19:33,165
‫این قضیه مربوط به من نیست

403
00:19:33,331 --> 00:19:34,891
‫چندتا از دوستام اونجان . مادربزرگم

404
00:19:34,892 --> 00:19:36,292
‫منظورم اینه باید یه چیزی وجود داشته باشه
‫که بشه باهاش اونجا رو نجات داد

405
00:19:36,293 --> 00:19:37,628
‫یه طلسمی ، مراسمی

406
00:19:43,333 --> 00:19:45,501
‫منم عادت داشتم جیغ بزنم

407
00:19:45,502 --> 00:19:46,903
‫ولی واسه من وسایل نوک تیز نبود

408
00:19:46,904 --> 00:19:48,764
‫و انگشتا بود

409
00:19:49,239 --> 00:19:51,240
‫اون انگشتای لعنتی

410
00:19:52,309 --> 00:19:53,710
‫انگار من یه توپ خمیری بودم

411
00:19:53,711 --> 00:19:55,544
‫خب ، این صحنه‌ها آدم رو افسرده می‌کنه

412
00:20:00,066 --> 00:20:02,952
‫تماشاچی واقعاً لازمه ؟

413
00:20:02,953 --> 00:20:05,054
‫این آدما دارن کم‌کم منو می‌ترسونن

414
00:20:05,055 --> 00:20:07,490
‫اگه خوب نمی‌شناختمت
‫می‌گفتم داری به در میگی که دیوار بشنوه

415
00:20:07,491 --> 00:20:09,025
‫و گروگان‌های کوفتی رو آزاد کنه

416
00:20:09,026 --> 00:20:11,620
‫ببخشید ، سر بسته گفتم ؟
‫گروگان‌های کوفتی رو آزاد کن

417
00:20:11,786 --> 00:20:14,697
‫- تو طرف کی هستی ؟
‫- حالا دیگه طرفی شده ؟

418
00:20:14,698 --> 00:20:16,732
‫تو اونجا توی آگوستین با من بودی

419
00:20:16,733 --> 00:20:18,134
‫ببین ، بهم نگو اون چیزی که

420
00:20:18,135 --> 00:20:20,002
‫بهش چنگ میزدی و فکر می‌کردی

421
00:20:20,003 --> 00:20:21,504
‫تا احساس درد نکنی رو فراموش کردی

422
00:20:21,505 --> 00:20:23,172
‫اِنزو ، می‌فهمم

423
00:20:23,173 --> 00:20:24,874
‫تصور دیدن دوباره‌ی مگی

424
00:20:24,875 --> 00:20:26,552
‫دل‌خوشیت تو دنیای بیرون بود

425
00:20:26,718 --> 00:20:29,278
‫تنها چیزی که نذاشته بود احساست رو خاموش کنی

426
00:20:29,279 --> 00:20:30,681
‫ولی اون مُرده

427
00:20:31,148 --> 00:20:32,815
‫احتمالاً تو کتاب روان‌پریشی الینا
‫یه فصل هم در موردش هست

428
00:20:32,816 --> 00:20:35,384
‫چیه ؟ حالا دیگه میشینین باهم درس می‌خونین ؟

429
00:20:35,385 --> 00:20:37,352
‫داری چی‌کار می‌کنی ؟

430
00:20:41,524 --> 00:20:46,905
‫موضوع اینه که نمیدونستم اون مگیِ توئه

431
00:20:50,199 --> 00:20:52,703
‫از چی حرف میزنی ؟

432
00:20:52,869 --> 00:20:55,998
‫وقتی همدیگر رو دیدیم اسمش رو بهم نگفت

433
00:20:56,164 --> 00:20:59,708
‫و دقیقاً کی بود ؟

434
00:20:59,709 --> 00:21:01,809
‫هشتم نوامبر ۱۹۶۰

435
00:21:05,415 --> 00:21:07,383
‫سلام

436
00:21:07,384 --> 00:21:08,751
‫مسئول مشروب‌خونه یه پیغام بهم داد که می‌گفت

437
00:21:08,752 --> 00:21:10,419
‫یه خانم می‌خواد یه نوشیدنی دعوتم کنه

438
00:21:10,420 --> 00:21:11,920
‫طبیعتاً کنجکاو شدم

439
00:21:11,921 --> 00:21:13,689
‫یکی از نزدیکترین رقابت‌های ریاست جمهوری

440
00:21:13,690 --> 00:21:15,891
‫در تاریخ ایالت متحده‌ست

441
00:21:15,892 --> 00:21:18,060
‫که در گروی رأی مردم آمریکاست

442
00:21:18,061 --> 00:21:19,394
‫دلم می‌خواد واسه مقاله‌ای که دارم می‌نویسم

443
00:21:19,395 --> 00:21:20,963
‫باهات مصاحبه کنم

444
00:21:20,964 --> 00:21:22,464
‫واقعاً ؟ به چی فکر می‌کنی ؟

445
00:21:22,465 --> 00:21:24,433
‫مجله‌ی زندگی ؟

446
00:21:24,434 --> 00:21:25,611
‫نه کاملاً

447
00:21:25,777 --> 00:21:27,903
‫من با روزنامه‌ی "فارغ‌التحصیلان کالج ویتمور" کار می‌کنم

448
00:21:27,904 --> 00:21:29,538
‫این فندک من کجاست ؟

449
00:21:29,539 --> 00:21:32,507
‫ویتمور"...مدت زیادی اونجا بودم"

450
00:21:32,508 --> 00:21:38,480
‫"پس آتش‌سوزی خونه‌ی "ویتمور
‫تو سال ۵۸ رو به‌خاطر میاری ؟

451
00:21:38,481 --> 00:21:40,417
‫به وضوح

452
00:21:40,583 --> 00:21:42,818
‫به شدت داغ بود

453
00:21:42,819 --> 00:21:45,320
‫پُر سروصدا و جیغ و فریاد بود

454
00:21:45,321 --> 00:21:46,788
‫پس منم شنیدم

455
00:21:46,789 --> 00:21:48,390
‫متاسفانه این حرفت واسه انعکاس تو روزنامه

456
00:21:48,391 --> 00:21:51,845
‫یه‌کمی غلط اندازه چون حدود ده بیست نفر مُردن

457
00:21:52,011 --> 00:21:54,264
‫خوانندگان حساس ، فهمیدم

458
00:21:54,430 --> 00:21:56,598
‫ببین ، من یه کلیدی تو مغزم دارم

459
00:21:56,599 --> 00:21:58,268
‫چیزی که دلم نخواد حس کنم رو حس کنم

460
00:21:59,435 --> 00:22:03,649
‫به همین راحتی فراموشش می‌کنم

461
00:22:03,815 --> 00:22:07,275
‫تو واقعاً یه هیولایی

462
00:22:07,276 --> 00:22:11,198
‫اصلاً از سوزن خوشم نمیاد
‫یه سرنگ آگوستینی

463
00:22:11,747 --> 00:22:13,948
‫چقدر خوشایند که افتادی دنبال پیدا کردن من

464
00:22:13,949 --> 00:22:17,371
‫معمولاً این منم که باید شما آگوستینی‌ها رو شکار کنم

465
00:22:19,655 --> 00:22:21,856
‫و جشن و پایکوبی‌ها می‌تونه برای

466
00:22:21,857 --> 00:22:24,325
‫رئیس جمهور منتخب جدید
‫جان.اف.کندی آغاز بشه

467
00:22:24,326 --> 00:22:28,632
‫نتور" از ماساچوست که در حال حاضر"...

468
00:22:45,580 --> 00:22:47,281
‫اون گل‌ شاه‌پسند رو بهم تزریق می‌کرد

469
00:22:47,282 --> 00:22:50,818
‫الان اوضاع خیلی فرق می‌کرد

470
00:22:50,819 --> 00:22:53,387
‫اون هیچ شانسی در برابر من نداشت

471
00:22:53,388 --> 00:22:56,657
‫و طوری جلوه دادی انگار کار من بوده ؟

472
00:22:56,658 --> 00:22:58,693
‫مگی امید اِنزو واسه دووم آوردن بود

473
00:22:58,694 --> 00:23:01,028
‫تو هم مال من بودی و وقتی متوجه این نشدی

474
00:23:01,029 --> 00:23:04,209
‫که پنج سال گم و گور شدم
‫بذار بگیم فقط دق‌ِدلیم رو خالی کردم

475
00:23:04,766 --> 00:23:07,463
‫تو مگی رو کشتی

476
00:23:08,003 --> 00:23:11,272
‫تو یک چشم به‌هم زدن

477
00:23:11,273 --> 00:23:12,473
‫احساساتم خاموش بود اِنزو

478
00:23:12,474 --> 00:23:14,442
‫کارهای وحشتناک زیادی انجام دادم

479
00:23:14,443 --> 00:23:17,211
‫ولی واسه اینکه از هر زاویه‌ای فاتحه‌ی
‫زندگی تو رو بخونم این‌کار رو نکردم

480
00:23:17,212 --> 00:23:19,380
‫این‌کار رو کردم چون واسم اهمیتی نداشت

481
00:23:19,381 --> 00:23:20,881
‫فقط هر کاری لازمه انجام بدی انجام بده

482
00:23:20,882 --> 00:23:22,750
‫می‌خوای بکشیم . ازم متنفر بشی
‫همین کار رو بکن

483
00:23:22,751 --> 00:23:26,253
‫این قضیه بین من و توئه

484
00:23:26,254 --> 00:23:28,489
‫خب ، مشکل همینجاست دیمن

485
00:23:28,490 --> 00:23:30,758
‫نمی‌خوام ازت متنفر بشم

486
00:23:30,759 --> 00:23:34,561
‫چون اگه ازت متنفر بشم
‫بعدش هیچی واسم نمی‌مونه

487
00:23:41,268 --> 00:23:43,373
‫یه گزینه‌ی دیگه هم وجود داره

488
00:23:46,006 --> 00:23:48,175
‫فراموش کن که دوسِت دارم

489
00:23:48,176 --> 00:23:49,463
‫برای نجات جون خودم

490
00:23:49,629 --> 00:23:51,381
‫و ول کردن تو

491
00:23:51,547 --> 00:23:53,747
‫باید انسانیتم رو خاموش می‌کردم لعنتی

492
00:23:53,748 --> 00:23:56,116
‫بنابراین کلید رو زدم
‫و دیگه هیچی حس نکردم

493
00:23:56,117 --> 00:24:00,265
‫نه احساس پشیمونی ، نه تأسف و نه درد

494
00:24:05,061 --> 00:24:08,862
‫حق نداری این‌کار رو بکنی . هی ، اِنزو

495
00:24:08,863 --> 00:24:12,599
‫بفرما . حق با توئه

496
00:24:12,600 --> 00:24:14,233
‫هیچی واسم مهم نیست

497
00:24:39,367 --> 00:24:41,168
‫حالت چطوره ؟

498
00:24:41,169 --> 00:24:42,474
‫نورها

499
00:24:42,640 --> 00:24:44,351
‫همش جزئی از تبدیل و تحولته

500
00:24:49,230 --> 00:24:52,145
‫سرچشمه‌ی خون‌آشام‌ها از جادوی جادوگراست

501
00:24:52,146 --> 00:24:54,653
‫و توی پیشگویی اومده

502
00:24:54,819 --> 00:24:56,316
‫که خون دو همزاد آخر

503
00:24:56,317 --> 00:24:59,950
‫این جادو رو باطل می‌کنه

504
00:25:00,116 --> 00:25:04,086
‫آخرین خون همزادهای ما

505
00:25:46,634 --> 00:25:49,541
‫اینکه بیخیال همه‌چی باشی خیلی باحاله

506
00:25:51,172 --> 00:25:54,755
‫آره . احساساتی تو کار نیست
‫گوربابای انسانیت

507
00:26:00,095 --> 00:26:02,430
‫می‌خورم به یاد مگی جیمز

508
00:26:02,431 --> 00:26:05,567
‫کسی که دیگه کاملاً و خوشبختانه از ذهنم پاک شد

509
00:26:05,568 --> 00:26:07,142
‫نظرت چیه از اینجا بزنیم بیرون ؟

510
00:26:07,308 --> 00:26:09,404
‫کجا بود می‌خواستی بری ؟ کِیپ ‌تاون ؟

511
00:26:09,936 --> 00:26:12,073
‫کِیپ هورن

512
00:26:12,074 --> 00:26:13,440
‫دیگه چه بهتر

513
00:26:17,879 --> 00:26:21,916
‫خیلی‌خب ، همگی آزادید که برید

514
00:26:21,917 --> 00:26:23,241
‫نمایش تمومه

515
00:26:23,407 --> 00:26:24,752
‫نگران نباشید . به همتون نفوذ ذهنی کردم

516
00:26:24,753 --> 00:26:26,153
‫که فکر کنید کل روز رو مثل

517
00:26:26,536 --> 00:26:28,755
‫دانش‌آموزای خوب و درس‌خون
‫در حال مطالعه بودید

518
00:26:31,993 --> 00:26:33,585
‫به جز تو

519
00:26:33,751 --> 00:26:38,006
‫بمون . می‌خوام یه چیزی رو امتحان کنم

520
00:26:39,632 --> 00:26:40,700
‫نه

521
00:26:44,405 --> 00:26:47,557
‫ببین چی شد . دیگه حتی حس اجبار
‫واسه تشکر کردن رو هم ندارم

522
00:26:58,234 --> 00:27:01,622
‫- نه . پدرسوخته الینا رو با خودش برد
‫- بریم

523
00:27:01,623 --> 00:27:02,990
‫نه . خواهش می‌کنم استفن

524
00:27:02,991 --> 00:27:04,759
‫تو حواست به این دختره باشه
‫من اِنزو رو پیدا می‌کنم

525
00:27:04,760 --> 00:27:07,695
‫اِنزو می‌خواد الینا رو بکشه
‫اینو میدونی دیگه ، درسته ؟

526
00:27:07,696 --> 00:27:09,830
‫- از پسش برمیام
‫- دیمن

527
00:27:09,831 --> 00:27:11,747
‫گفتم از پسش برمیام

528
00:27:11,748 --> 00:27:14,635
‫می‌خواد هر جوری می‌تونه بهت آسیب بزنه

529
00:27:14,636 --> 00:27:16,336
‫نمی‌تونی نجاتش بدی

530
00:27:17,805 --> 00:27:19,472
‫جادوگره داره می‌میره

531
00:27:31,552 --> 00:27:32,853
‫بخور

532
00:27:32,854 --> 00:27:34,588
‫یالا "لیو" . چیزی نیست . چیزی نیست

533
00:27:34,589 --> 00:27:35,723
‫حواست بهش هست ؟

534
00:27:35,724 --> 00:27:37,056
‫آره . برو

535
00:27:40,109 --> 00:27:42,496
‫اِنزو ، ازت می‌خوام منو پیدا کنی . خب ؟

536
00:27:42,497 --> 00:27:43,864
‫و منم واست یه بلیط درجه یک

537
00:27:43,865 --> 00:27:45,065
‫واسه هر کِیپی که می‌خوای بری میگیرم

538
00:27:45,066 --> 00:27:47,242
‫به درک ، اصلاً خودمم باهات میام

539
00:27:47,408 --> 00:27:49,453
‫منظورم اینه بیا خودمون رو گول نزنیم
‫اینجا کسی دلش واسه من تنگ نمیشه

540
00:27:49,619 --> 00:27:52,906
‫ولی به الینا صدمه‌ نزن . باشه ؟

541
00:27:52,907 --> 00:27:54,708
‫اونو ولش کن و منم قسم می‌خورم دیگه هیچ‌وقت

542
00:27:54,709 --> 00:27:56,075
‫هیچی ازت نخوام

543
00:28:02,683 --> 00:28:04,284
‫اگه تو فکر کشتن منی من قبلاً مُردم

544
00:28:04,285 --> 00:28:05,986
‫فکر کنم منظورت اینه وقتی
‫بکشمت اون‌موقع مُردی

545
00:28:05,987 --> 00:28:07,421
‫میدونم چه احساسی داری

546
00:28:07,422 --> 00:28:08,855
‫مسئله همینه . هیچ احساسی ندارم

547
00:28:08,856 --> 00:28:10,265
‫تو فقط گم شدی

548
00:28:14,494 --> 00:28:16,596
‫فکر می‌کنی بریدن همه‌ی این قضایا از زندگیت

549
00:28:16,597 --> 00:28:17,698
‫جواب ـه

550
00:28:17,699 --> 00:28:18,899
‫ولی دوباره همه‌ـش برمیگرده و

551
00:28:18,900 --> 00:28:20,817
‫تو فقط داری وقتت رو تلف می‌کنی

552
00:28:20,983 --> 00:28:23,103
‫حالا می‌فهمم چرا دیمن نمی‌خواد
‫دیگه با تو سر و کله بزنه

553
00:28:23,104 --> 00:28:24,488
‫خفه‌خون نمی‌گیری

554
00:28:42,389 --> 00:28:43,673
‫هی

555
00:28:43,839 --> 00:28:45,959
‫استفن ، برادر بزرگه کجاست ؟

556
00:28:45,960 --> 00:28:47,327
‫نمیدونم

557
00:28:47,328 --> 00:28:49,554
‫فکر کنم اول من پیدات کردم

558
00:29:00,313 --> 00:29:02,915
‫امیدوارم بیمه شده باشه

559
00:29:24,156 --> 00:29:26,075
‫میشه به برادرم زنگ بزنی
‫ببینی حالش خوبه یا نه ؟

560
00:29:26,241 --> 00:29:27,901
‫قبلاً زنگ زدم

561
00:29:27,902 --> 00:29:30,371
‫حالش خوبه

562
00:29:30,905 --> 00:29:33,707
‫خب ، احتمالاً اخراج بشی

563
00:29:33,708 --> 00:29:35,074
‫احتمالاً

564
00:29:38,678 --> 00:29:40,080
‫ازم پرسیده بودی کاری از دستت برمیاد که

565
00:29:40,081 --> 00:29:42,425
‫واسه اونطرف انجام بدی یا نه

566
00:29:42,591 --> 00:29:44,552
‫فکری تو کله‌ته ؟

567
00:29:45,019 --> 00:29:46,989
‫با دوستات خدافظی کن بانی

568
00:29:48,990 --> 00:29:52,101
‫اونطرف درست مثل باقی طلسم‌هاست

569
00:29:52,267 --> 00:29:54,527
‫خودت میدونی روش کار چطوری ـه

570
00:29:54,528 --> 00:29:58,598
‫درست مثل بقیه‌ی دستورالعمل‌ها و معادلات ریاضی

571
00:29:58,599 --> 00:29:59,899
‫با حذف یک جزء

572
00:29:59,900 --> 00:30:02,612
‫همه‌ی اجزا خود به خود از درون نابود میشن

573
00:30:02,778 --> 00:30:07,440
‫وقتی اون "مسافرا" گذاشتن مارکوس فرار کنه...

574
00:30:08,576 --> 00:30:09,776
‫ولی همیشه یه طلسم دیگه وجود داره

575
00:30:09,777 --> 00:30:13,812
‫یه راه گریز ، قربانی کردن و فداکاری . یه چیزی

576
00:30:16,583 --> 00:30:18,817
‫جرمی دوسِت داره بانی

577
00:30:21,955 --> 00:30:25,925
‫لیاقت اینو داره که بدونه داری میری

578
00:30:27,194 --> 00:30:28,513
‫الینا

579
00:30:31,698 --> 00:30:34,369
‫الینا

580
00:30:41,711 --> 00:30:43,381
‫چیزیت نیست

581
00:31:01,364 --> 00:31:02,667
‫شرط می‌بندم آرزو کردی ای‌کاش

582
00:31:02,668 --> 00:31:04,338
‫همون موقع که فرصتش رو داشتی منو می‌کشتی

583
00:31:04,923 --> 00:31:06,553
‫ولی دیمن عصبانی می‌شد

584
00:31:06,719 --> 00:31:10,952
‫فکر می‌کنم دیگه وقتش رسیده که
‫جفتمون دست از نوازش کردنش برداریم

585
00:31:10,953 --> 00:31:16,867
‫حالا این فندک من کجاست ؟
‫البته باید بگم فندک مگی

586
00:31:17,034 --> 00:31:18,670
‫واسم سواله که اون در کل چه فکری
‫پیش خودش می‌کرده

587
00:31:18,671 --> 00:31:20,307
‫معلومه خب . کی میدونه پشت

588
00:31:20,308 --> 00:31:23,814
‫انسان شریفی مثل مگی جیمز
‫چه دروغ‌های خوابیده ؟

589
00:31:23,815 --> 00:31:25,551
‫احتمالاً هیچی

590
00:31:25,552 --> 00:31:28,143
‫خداروشکر که این صحنه رو نمی‌بینه

591
00:31:28,309 --> 00:31:30,774
‫به نظرم دیدن این صحنه احتمالاً ناراحتش می‌کنه

592
00:31:32,527 --> 00:31:35,407
‫من و تو با همدیگه می‌سوزیم

593
00:31:35,408 --> 00:31:37,410
‫شایدم فقط تو

594
00:31:40,953 --> 00:31:45,473
‫برادرم یه چیز خوب دَرِت می‌بینه

595
00:31:45,639 --> 00:31:47,434
‫و تو ؟

596
00:31:47,435 --> 00:31:50,775
‫قسمتی ازت فکر نمی‌کنه بتونم رستگار بشم ؟

597
00:31:50,776 --> 00:31:53,180
‫با احساسات خاموش نه

598
00:31:53,181 --> 00:31:55,685
‫تا دیمن رو نکشی دست بردار نیستی

599
00:31:58,593 --> 00:32:02,434
‫بهتر از اون . وقتی دیمن متوجه بشه
‫تو بهترین دوستش رو کشتی

600
00:32:02,435 --> 00:32:05,073
‫اینجوری تبدیل به یه انتقام شیرین نمیشه ؟

601
00:32:07,546 --> 00:32:10,404
‫با سر و سامون دادن این قضیه با داداشت خوش بگذره

602
00:32:44,017 --> 00:32:46,925
‫اِنزو ، ازت می‌خوام پیدام کنی . باشه ؟

603
00:33:05,700 --> 00:33:08,000
‫<font color="#۸۰۸۰۸۰">" میرم کِیپ هورن "‌</font>

604
00:33:35,715 --> 00:33:36,975
‫سلام

605
00:33:40,216 --> 00:33:41,453
‫حالت خوبه ؟

606
00:33:41,454 --> 00:33:42,488
‫آره ، خوبم

607
00:33:42,489 --> 00:33:43,791
‫فقط هنوز یه‌کمی گیجم

608
00:33:43,792 --> 00:33:45,571
‫که چطور سر از اینجا درآوردم

609
00:33:45,737 --> 00:33:47,032
‫بانی اینجاست ؟

610
00:33:47,033 --> 00:33:50,339
‫نه اصلاً برنگشته

611
00:33:50,340 --> 00:33:53,643
‫اِنزو مُرده

612
00:33:53,644 --> 00:33:56,733
‫- تو...
‫- آره

613
00:34:00,811 --> 00:34:02,529
‫دیمن میدونه ؟

614
00:34:05,007 --> 00:34:09,632
‫اساساً همین الان تنها رفیق داداشم رو کشتم

615
00:34:09,633 --> 00:34:12,440
‫سال سختی واسه دیمن بوده

616
00:34:12,441 --> 00:34:13,630
‫به نظرت اگه اِنزوی خالی

617
00:34:13,631 --> 00:34:16,100
‫از احساسات رو همینجوری تو یه جای نامعلوم

618
00:34:16,264 --> 00:34:17,792
‫ول کنیم و دیگه هیچ‌وقت

619
00:34:18,288 --> 00:34:21,327
‫حرفی ازش زده نشه آسون‌تر نیست ؟

620
00:34:21,328 --> 00:34:24,201
‫استفن ، نمیدونم که می‌تونم...

621
00:34:24,202 --> 00:34:28,264
‫گوش کن الینا
‫دیمن فکر می‌کنه اِنزو از شهر رفته

622
00:34:28,265 --> 00:34:30,099
‫و ما هم باید همین راه رو پیش بریم

623
00:34:30,611 --> 00:34:33,319
‫ما به سختی تونستیم سرعقل بیاریمش

624
00:34:33,320 --> 00:34:36,871
‫این قضیه نابودش می‌کنه

625
00:34:37,035 --> 00:34:38,735
‫خواهش می‌کنم

626
00:34:44,685 --> 00:34:46,799
‫ما فکر می‌کنیم تایلر پیش "مسافرا"ست

627
00:34:46,800 --> 00:34:48,615
‫و ما اینجا گیر افتادیم چون دیمن گفت

628
00:34:48,616 --> 00:34:50,829
‫اگه از خونه بریم بیرون کاسه‌ی
‫زانوهامون رو رگ به رگ می‌کنه

629
00:34:50,830 --> 00:34:52,977
‫ممنون

630
00:34:52,978 --> 00:34:54,761
‫اشکالی نداره یه لحظه با جرمی صحبت کنم ؟

631
00:34:54,762 --> 00:34:56,842
‫نه . خوشحالم حالت خوبه بانی

632
00:34:57,388 --> 00:34:58,377
‫ممنون

633
00:35:00,807 --> 00:35:03,979
‫خیلی‌خب ، قیافه‌ی خیلی جدی به خودت گرفتی

634
00:35:03,980 --> 00:35:07,250
‫جداً ؟ با توجه به قضیه تایلر
‫این احتمالاً چیز خاصی نیست ولی...

635
00:35:07,251 --> 00:35:10,487
‫بانی ، یالا . چی شده ؟

636
00:35:10,488 --> 00:35:12,337
‫تمام این مسائلی که به اونطرف مربوط میشه

637
00:35:12,338 --> 00:35:15,344
‫نمیدونم از چه قراره

638
00:35:15,345 --> 00:35:17,699
‫ولی اگه اونجا از بین بره...

639
00:35:21,091 --> 00:35:24,924
‫لیو" فکر می‌کنه ممکنه یه راهی واسه"
‫نجات من وجود داشته باشه . پس...

640
00:35:27,468 --> 00:35:29,385
‫ببخشید ، صبرکن . استفن ـه

641
00:35:29,649 --> 00:35:30,641
‫الو ؟

642
00:35:30,806 --> 00:35:32,589
‫الان با کی هستی ؟

643
00:35:32,590 --> 00:35:35,000
‫جرمی . واسه چی ؟

644
00:35:35,001 --> 00:35:37,412
‫چون اِنزو مُرده و نمی‌خوام اینو

645
00:35:37,413 --> 00:35:38,502
‫بندازم گردن تو

646
00:35:38,503 --> 00:35:40,222
‫ولی دیمن نباید بویی ببره

647
00:35:43,690 --> 00:35:45,110
‫بانی

648
00:35:45,111 --> 00:35:46,596
‫باشه . فهمیدم

649
00:35:46,597 --> 00:35:48,233
‫کنترل خسارته ، مگه نه ؟

650
00:35:50,725 --> 00:35:52,146
‫بانی ، چی شده ؟

651
00:35:52,147 --> 00:35:53,402
‫هیچی . فقط یکی داره میره

652
00:35:53,403 --> 00:35:54,656
‫اونطرف

653
00:35:54,657 --> 00:35:57,828
‫یه گرگینه‌ یا یه همچین چیزی

654
00:35:57,829 --> 00:36:01,561
‫ادامه بده . راز کوچیکت رو نگه‌دار

655
00:36:01,562 --> 00:36:04,072
‫دوباره منو می‌بینی

656
00:36:04,073 --> 00:36:06,981
‫گفته بودم تو گرفتن انتقام چقدر کارم درسته ؟

657
00:36:25,981 --> 00:36:28,593
‫لحظه‌ی حقیقت

658
00:36:28,757 --> 00:36:30,672
‫هنوز یک خون‌آشامی

659
00:36:30,673 --> 00:36:32,886
‫یا پیشگویی حقیقت داره ؟

660
00:36:32,887 --> 00:36:34,703
‫خون همزاد

661
00:36:34,704 --> 00:36:37,018
‫تو رو به شکل انسانی خودت برگردوند ؟

662
00:36:40,237 --> 00:36:41,639
‫بهبود پیدا نمی‌کنم

663
00:36:44,491 --> 00:36:46,759
‫من دیگه خون‌آشام نیستم

664
00:36:51,154 --> 00:36:54,161
‫تبریک میگم

665
00:36:54,162 --> 00:36:56,804
‫اگه می‌تونیم جادو رو توی میستیک‌فالز خنثی کنیم

666
00:36:56,805 --> 00:36:58,124
‫می‌تونیم طلسم جادوگران رو که

667
00:36:58,125 --> 00:37:01,858
‫ما رو از پیدا کردن یه خونه منع می‌کنه خنثی کنیم

668
00:37:01,859 --> 00:37:04,106
‫بالاخره یه جایی واسه موندن داریم

669
00:37:04,271 --> 00:37:06,384
‫ناراحت کننده‌ست که متاسفانه تو نمی‌تونی

670
00:37:06,385 --> 00:37:07,699
‫با ما از این موضوع لذت ببری

671
00:37:14,973 --> 00:37:19,863
‫خون همزادها طلسم رو باطل می‌کنه

672
00:37:20,064 --> 00:37:21,945
‫متاسفانه بدون طلسم خون‌آشامی

673
00:37:21,946 --> 00:37:23,385
‫که اونو زنده نگه می‌داشت

674
00:37:23,550 --> 00:37:25,943
‫اسلون یه حالت انسانی نهایی خودش برگشت

675
00:37:25,944 --> 00:37:27,679
‫پس حالا اون فقط...

676
00:37:27,844 --> 00:37:30,006
‫مُرده‌ست

677
00:37:30,007 --> 00:37:31,933
‫دقیقاً جولیان

678
00:37:32,101 --> 00:37:33,549
‫اون مُرده

679
00:37:33,550 --> 00:37:34,933
‫سرنوشت خون‌آشامی که سعی کنه

680
00:37:35,433 --> 00:37:37,122
‫تو خونه‌ی جدید ما زندگی کنه همینه

681
00:37:37,634 --> 00:37:41,041
‫ما تقریباً آماده‌ایم که کارمون رو
‫شروع کنیم به جز اینکه...

682
00:37:43,471 --> 00:37:45,462
‫به یه عالمه خون بیشتر احتیاج داریم

683
00:37:59,401 --> 00:38:02,053
‫میدونم

684
00:38:02,574 --> 00:38:04,801
‫میدونم به چی فکر می‌کنی

685
00:38:04,802 --> 00:38:07,028
‫گند زدم

686
00:38:07,029 --> 00:38:08,276
‫دلیل اینکه اِنزو تو زندگیِ ماست منم

687
00:38:08,277 --> 00:38:09,829
‫دلیل اینکه می‌خواد ما رو بکشه منم

688
00:38:09,830 --> 00:38:13,170
‫همش تقصیر منه و خودمم درستش می‌کنم . خب ؟

689
00:38:13,171 --> 00:38:14,924
‫وقتی تو بدترین حالتم بودم اون پیشم بود

690
00:38:14,925 --> 00:38:17,029
‫منم یه راهی پیدا می‌کنم که پیشش باشم

691
00:38:17,197 --> 00:38:20,953
‫روبراهش می‌کنم . درستش می‌کنم

692
00:38:26,197 --> 00:38:28,757
‫چیزی رو جا انداختم ؟

693
00:38:31,667 --> 00:38:34,532
‫یه سری به الینا زدم

694
00:38:34,533 --> 00:38:35,714
‫حالش خوب ـه

695
00:38:35,715 --> 00:38:37,671
‫آره ، میدونم . تو حیاط مدرسه پیداش کردم

696
00:38:37,672 --> 00:38:39,359
‫بیهوش بود . بردمش خونه

697
00:38:39,360 --> 00:38:40,607
‫خوابوندمش

698
00:38:40,608 --> 00:38:42,498
‫واسش یادداشت نذاشتی ؟

699
00:38:42,499 --> 00:38:43,813
‫فکر کنم دیگه کارم از

700
00:38:43,814 --> 00:38:45,770
‫نشون دادن رفتار خوب گذشته باشه استفن

701
00:38:48,777 --> 00:38:51,675
‫میدونی که اتفاقی که امروز افتاد تقصیر تو نبود

702
00:38:51,843 --> 00:38:53,975
‫این از والامنشیِ توئه داداشم

703
00:38:53,976 --> 00:38:56,229
‫جفتمون میدونیم که حقیقت چیز دیگه‌ایه

704
00:38:56,230 --> 00:38:59,144
‫خب ، در هر صورت فکر می‌کنم
‫دیگه وقتشه اِنزو رو تنها بذاری

705
00:38:59,145 --> 00:39:02,951
‫- نمی‌تونم
‫- بیخیال دیمن

706
00:39:02,952 --> 00:39:04,863
‫مسئولیت اون که با تو نیست

707
00:39:04,931 --> 00:39:07,375
‫چیه ؟ فقط تو می‌تونی نقش قهرمان رو بازی کنی ؟

708
00:39:07,376 --> 00:39:09,415
‫یا فکر می‌کنی نمی‌تونم از پسش بربیام ؟

709
00:39:09,483 --> 00:39:12,689
‫فکر می‌کنم اون ارزش نجات دادن رو نداره

710
00:39:12,690 --> 00:39:14,632
‫نمیدونی داری از چی حرف میزنی استفن

711
00:39:14,633 --> 00:39:15,512
‫واقعاً ؟

712
00:39:15,513 --> 00:39:17,139
‫آره چون میدونی چیو هیچ‌وقت نمی‌فهمیدی ؟

713
00:39:17,140 --> 00:39:18,313
‫تمام مدتی که توی اون سلول بودم

714
00:39:18,314 --> 00:39:20,169
‫و هر دفعه که حرف وحشتناکی راجع به تو میزدم

715
00:39:20,170 --> 00:39:21,924
‫یا به‌خاطر اینکه نیومدی نجاتم بدی سرزنشت می‌کردم

716
00:39:21,925 --> 00:39:24,589
‫اِنزو منو سر عقل میاورد

717
00:39:26,649 --> 00:39:28,437
‫میدونم شما باهم صمیمی بودید

718
00:39:28,438 --> 00:39:31,441
‫اِنزو بهم یادآوری می‌کرد که
‫حداقل تو یه خانواده بزرگ شدم

719
00:39:31,442 --> 00:39:33,027
‫حداقل هنوز اون بیرون یه خانواده‌ای دارم

720
00:39:33,028 --> 00:39:36,368
‫که تعدادشون خیلی بیشتر از مال خودش بود

721
00:39:36,369 --> 00:39:39,435
‫گفت واسه داشتن یه برادر بهم غبطه می‌خوره

722
00:39:43,119 --> 00:39:46,189
‫حتی یه برادر داغون مثل من ؟

723
00:39:46,190 --> 00:39:48,686
‫حتی یه برادر داغون مثل تو

724
00:39:51,255 --> 00:39:52,470
‫اون ازت دفاع می‌کرد استفن

725
00:39:52,471 --> 00:39:55,474
‫با اینکه حتی تو رو نمی‌شناخت

726
00:39:55,475 --> 00:39:57,600
‫می‌گفت خوبه که اون بیرون آشناهایی داریم

727
00:39:57,601 --> 00:39:59,423
‫آشناهایی که آزادانه زندگی می‌کنن و

728
00:39:59,424 --> 00:40:03,236
‫از این زندگی جهنمی ما رها هستن

729
00:40:03,237 --> 00:40:07,657
‫آشناهایی که انسانیتمون رو به‌خاطر اینکه...

730
00:40:07,658 --> 00:40:09,681
‫دوسشون داریم روشن نگه داریم

731
00:40:11,204 --> 00:40:13,364
‫و تمام اون مدت به عنوان یه زندانی

732
00:40:13,365 --> 00:40:14,545
‫هر دفعه خواستم ازت قطع امید کنم

733
00:40:14,546 --> 00:40:17,447
‫اِنزو جلوی تنفرم رو نسبت بهت گرفت

734
00:40:19,168 --> 00:40:21,361
‫به این خاطر باید بهش کمک کنم

735
00:40:22,881 --> 00:40:25,310
‫و واسه اون زمان بهش بدهکارم

736
00:40:27,573 --> 00:40:29,360
‫و تو هم همینطور

737
00:40:33,043 --> 00:40:36,009
‫واسه جبران خیلی دیر شده دیمن

738
00:40:36,010 --> 00:40:39,446
‫منو که می‌شناسی . هیچ‌وقت بدون یه
‫انتقام‌گیری خوب بیخیال چیزی نمیشم

739
00:40:41,747 --> 00:40:44,570
‫و این یکی تازه شروع شده

740
00:40:45,600 --> 00:40:46,600
‫<font color="#۰۰۸۰ff">Sorrow تــرجــمـه و تـنــظیـم : ســـمــــیــــرا</font>

741
00:40:47,600 --> 00:40:48,600
‫<font color="#۰۰۸۰ff">: ارائه‌ای از
‫:.:http://forum.free-offline.org/:.:</font>

