‫﻿۱
00:00:02,656 --> 00:00:05,090
‫«بانی»

2
00:00:05,786 --> 00:00:07,386
‫چی شد؟

3
00:00:07,389 --> 00:00:09,728
‫جادو براش زیادی بود

4
00:00:09,730 --> 00:00:11,830
‫بیا

5
00:00:15,322 --> 00:00:16,635
‫بانی»؟»

6
00:00:18,072 --> 00:00:20,139
‫هی...نه ، نه ، نه

7
00:00:20,141 --> 00:00:22,441
‫- خدای من
‫- نه این‌کار رو نکن

8
00:00:22,442 --> 00:00:24,108
‫«بانی»

9
00:00:24,111 --> 00:00:27,846
‫«یالا «بانی

10
00:01:07,388 --> 00:01:09,121
‫بانی»؟»

11
00:01:09,123 --> 00:01:11,190
‫«الینا»

12
00:01:15,196 --> 00:01:17,329
‫- «الینا»
‫- سلام

13
00:01:17,331 --> 00:01:18,664
‫سلام

14
00:01:23,537 --> 00:01:25,804
‫فکر نمی‌کردم دیگه هرگز ببینمت

15
00:01:25,806 --> 00:01:27,072
‫نه

16
00:01:27,074 --> 00:01:29,608
‫نه . وایسا

17
00:01:29,610 --> 00:01:33,112
‫قرار نیست اینجوری باشه

18
00:01:33,114 --> 00:01:35,414
‫نه . تو نباید بمیری

19
00:01:35,416 --> 00:01:37,216
‫هنوز نه

20
00:01:37,218 --> 00:01:41,654
‫تو باید زندگی کنی و پیر بشی
‫و بچه‌دار بشی

21
00:01:41,656 --> 00:01:43,055
‫- و نوه‌دار بشی
‫- من خوبم

22
00:01:43,057 --> 00:01:44,490
‫حالا می‌تونم با «اِنزو» باشم

23
00:01:44,492 --> 00:01:46,392
‫- نه . این غلطه
‫- «الینا»

24
00:01:49,563 --> 00:01:51,096
‫من آماده‌ام

25
00:01:53,968 --> 00:01:55,701
‫خب ، من آماده نیستم

26
00:01:55,703 --> 00:01:57,102
‫«اِنزو»

27
00:02:01,820 --> 00:02:04,654
‫ببخشید عشقم ولی الان وقتش نیست

28
00:02:08,182 --> 00:02:10,482
‫هی

29
00:02:19,894 --> 00:02:21,851
‫من دیدمش

30
00:02:23,464 --> 00:02:25,831
‫من «الینا» رو دیدم

31
00:02:32,200 --> 00:02:37,500
‫<font color="#ff۰۰۰۰">"The Vampire Diaries"
‫فصل ۸
‫(قسمت ۱۶ : من حس حماسی داشتم (قسمت آخر</font>

32
00:02:38,500 --> 00:02:39,500
‫<font color="#۰۰ff۰۰">Mohade$eh</font> : مترجم

33
00:02:44,018 --> 00:02:46,485
‫ببخشید . نمی‌تونم بذارم این‌کار رو بکنی

34
00:02:46,487 --> 00:02:50,079
‫ببخشید ولی کاری نمی‌تونی بکنی
‫که جلوم رو بگیری

35
00:03:01,435 --> 00:03:03,135
‫کجاست؟

36
00:03:03,137 --> 00:03:04,169
‫افتاد بیرون

37
00:03:04,171 --> 00:03:05,537
‫تو از پنجره پرتش کردی بیرون؟

38
00:03:05,539 --> 00:03:07,220
‫تو که میدونی اون از قبل مرده بود

39
00:03:07,223 --> 00:03:08,123
‫«دیمن»

40
00:03:08,142 --> 00:03:09,341
‫هی «دیمن» «دیمن» نکن

41
00:03:09,343 --> 00:03:11,840
‫در واقع اصلاً هیچی نگو

42
00:03:11,843 --> 00:03:14,177
‫کاترین پیرس» همین الان»
‫اعلام جنگ کرده

43
00:03:14,179 --> 00:03:16,746
‫و من به یه ذهن باز نیاز دارم

44
00:03:16,748 --> 00:03:19,316
‫اون‌کار واقعاً لازم بود؟

45
00:03:19,318 --> 00:03:20,951
‫«ویکی»

46
00:03:20,953 --> 00:03:23,586
‫تو یه آشغالی

47
00:03:23,588 --> 00:03:25,855
‫تو نمی‌تونی جلوم رو بگیری
‫این برگ برنده من برای خروج از جهنمه

48
00:03:25,857 --> 00:03:27,057
‫و من ازش استفاده می‌کنم

49
00:03:27,059 --> 00:03:27,991
‫کاترین» نجات»...

50
00:03:27,993 --> 00:03:29,699
‫«دیمن»

51
00:03:29,702 --> 00:03:31,828
‫آروم باش . فقط دارم یه نظریه
‫رو آزمایش می‌کنم

52
00:03:31,830 --> 00:03:34,097
‫منتظر باش

53
00:03:36,001 --> 00:03:37,734
‫آره . از یه میخ هم بی‌جون‌ترـه

54
00:03:37,736 --> 00:03:39,669
‫و من هی برمیگردم پشت سرهم

55
00:03:39,671 --> 00:03:41,871
‫تو باید قانعش کنی این زنگوله رو نزنه

56
00:03:41,873 --> 00:03:43,740
‫می‌فهمی؟

57
00:03:43,742 --> 00:03:45,575
‫سرنوشت «میستیک‌فالز» توی دست تو

58
00:03:45,577 --> 00:03:47,610
‫- و خانواده‌ـته . پس یه کاری کن
‫- تو کجا میری؟

59
00:03:47,612 --> 00:03:49,546
‫باتوجه به اینکه شکست می‌خوری
‫پس یه‌جورایی احمقانه است

60
00:03:49,548 --> 00:03:50,880
‫که اینجا بمونم

61
00:03:50,882 --> 00:03:53,616
‫کار دارم

62
00:03:57,289 --> 00:03:58,621
‫باورم نمیشه اینجایی

63
00:03:59,311 --> 00:04:01,011
‫من نمی‌تونم یه تجدید دیدار احساسی
‫«باهات داشته باشم «مت

64
00:04:01,014 --> 00:04:02,525
‫دوست‌ـت دارم و متأسفم

65
00:04:02,527 --> 00:04:04,161
‫ولی «کاترین» بهم گفت این زنگوله رو

66
00:04:04,164 --> 00:04:06,096
‫هر ۵ دقیقه یک‌بار بزنم تا اینکه
‫میستیک‌فالز» بسوزه»

67
00:04:06,098 --> 00:04:08,898
‫تو باید خودت رو نجات بدی
‫من دارم همین کار رو می‌کنم

68
00:04:08,900 --> 00:04:10,100
‫ویک» ، این خونه ماست»

69
00:04:10,102 --> 00:04:11,534
‫این خونه توئه

70
00:04:11,536 --> 00:04:13,203
‫این شهر هیچ معنایی برای من نداره

71
00:04:13,205 --> 00:04:14,804
‫می‌خوای حرف «کاترین پیرس» رو باور کنی؟

72
00:04:14,806 --> 00:04:15,872
‫اون دروغگوئه

73
00:04:15,874 --> 00:04:17,440
‫من نمی‌تونم برگردم اونجا

74
00:04:17,442 --> 00:04:18,975
‫تو نمیدونی اونجا چطوریه

75
00:04:18,977 --> 00:04:23,026
‫حداقل اینجوری وقتی بمیرم
‫دیگه مردم . رفتم

76
00:04:24,021 --> 00:04:26,715
‫و با این مشکلی ندارم

77
00:04:30,689 --> 00:04:32,622
‫باید یه راهی باشه

78
00:04:32,624 --> 00:04:36,626
‫تنها شانسمون اینه که «داناوان» یه‌جوری
‫بتونه خواهر داغونش رو قانع کنه

79
00:04:36,628 --> 00:04:37,594
‫که جهنم اونقدرا هم بد نیست

80
00:04:37,596 --> 00:04:39,195
‫«ایناهاش . «مت

81
00:04:39,197 --> 00:04:40,430
‫«بله . منم کلانتر «داناوان

82
00:04:40,432 --> 00:04:42,966
‫پروتکل تخلیه شهر رو فعال کنید

83
00:04:44,269 --> 00:04:46,069
‫نشت گاز

84
00:04:46,071 --> 00:04:48,238
‫آره . دوباره

85
00:04:50,178 --> 00:04:51,975
‫باید یه چیزی باشه که
‫بهش توجه نکردیم

86
00:04:51,977 --> 00:04:53,810
‫نه . «کاترین» برنده شد

87
00:04:53,812 --> 00:04:57,747
‫اون این بازی طولانی رو بازی کرد
‫و بالاخره ما رو شکست داد

88
00:05:01,253 --> 00:05:02,652
‫چی؟

89
00:05:03,654 --> 00:05:07,756
‫کمی قبل قلب «بانی» ایستاد

90
00:05:07,759 --> 00:05:09,659
‫گفت «الینا» رو دید

91
00:05:10,507 --> 00:05:11,983
‫دیمن»؟»

92
00:05:15,716 --> 00:05:17,367
‫«الینا»

93
00:05:17,369 --> 00:05:19,335
‫چه خبره؟

94
00:05:19,337 --> 00:05:20,466
‫«بانی»...

95
00:05:20,469 --> 00:05:23,540
‫حال «بانی» خوبه

96
00:05:23,542 --> 00:05:25,708
‫حال هردوتون خوبه

97
00:05:29,381 --> 00:05:31,448
‫من بیدار شدم؟

98
00:05:31,450 --> 00:05:33,049
‫تو بیدار شدی

99
00:05:41,093 --> 00:05:43,026
‫نه

100
00:05:43,028 --> 00:05:45,179
‫نه ، نه ، نه

101
00:05:45,182 --> 00:05:46,529
‫بی‌ادب

102
00:05:46,531 --> 00:05:48,531
‫حتماً شوخی می‌کنی

103
00:05:50,401 --> 00:05:52,501
‫«کاترین»

104
00:05:52,504 --> 00:05:55,138
‫سلام برادرها

105
00:06:05,359 --> 00:06:06,842
‫تنهایی باید بنوشم؟

106
00:06:06,845 --> 00:06:08,011
‫الینا» کجاست؟»

107
00:06:08,013 --> 00:06:09,913
‫مرده

108
00:06:09,915 --> 00:06:13,516
‫از لحاظ فنی توی یه کمای روحیه

109
00:06:13,518 --> 00:06:16,152
‫جسمش کجاست؟

110
00:06:16,154 --> 00:06:20,056
‫این رو من باید بدونم و شما نباید بدونید

111
00:06:21,192 --> 00:06:22,825
‫امیدوارم از نمایش کوچیکی که براتون

112
00:06:22,827 --> 00:06:24,561
‫اجرا کردم لذت برده باشید

113
00:06:24,563 --> 00:06:28,531
‫خیلی باحال بود که میدیدم
‫شما بر شیطان مسلط شدید

114
00:06:28,533 --> 00:06:32,135
‫مخصوصاً باتوجه به اینکه از
‫لحظه‌ای که پام رو تو جهنم گذاشتم

115
00:06:32,138 --> 00:06:34,409
‫شیطان رو توی دستام داشتم

116
00:06:34,412 --> 00:06:37,046
‫فکر می‌کنی واسه چی شما رو می‌خواست؟

117
00:06:37,049 --> 00:06:38,782
‫چون من شما رو می‌خواستم

118
00:06:43,479 --> 00:06:44,812
‫«لعنتی «کاترین

119
00:06:44,814 --> 00:06:47,215
‫الینا» کجاست؟»

120
00:06:47,217 --> 00:06:51,118
‫این واقعاً یه انتقام بی‌نقصه

121
00:06:51,120 --> 00:06:54,455
‫ساعت ۱۰ شب «میستیک‌فالز» می‌سوزه

122
00:06:54,457 --> 00:06:57,043
‫الینا»ـی باارزش می‌سوزه»

123
00:06:57,046 --> 00:07:00,992
‫و فکر کنم یکی از شما
‫سالواتور»ها با اون نابود میشید»

124
00:07:00,995 --> 00:07:03,763
‫الان باید شرط ببندم؟

125
00:07:10,840 --> 00:07:12,840
‫خب ، اون خفه‌اش کرد

126
00:07:14,510 --> 00:07:17,345
‫وقتمون داره تموم میشه
‫باید «الینا» رو پیدا کنیم

127
00:07:17,347 --> 00:07:18,880
‫بریم

128
00:07:18,882 --> 00:07:21,215
‫نوه من کجاست؟ «تیکی» کجاست؟

129
00:07:21,217 --> 00:07:23,509
‫- بابا
‫- مت» ، من صدای زنگوله رو شنیدم»

130
00:07:23,512 --> 00:07:24,979
‫و بعد وقتی گفتن باید تخلیه کنیم

131
00:07:24,981 --> 00:07:26,047
‫باید سوار یه ون بشی

132
00:07:26,050 --> 00:07:27,655
‫تا بتونن به «گرو هیل» منتقلت کنن

133
00:07:27,657 --> 00:07:29,390
‫وایسا ولی اگه تو کسی نیستی
‫که داره زنگوله رو میزنه پس...

134
00:07:29,392 --> 00:07:30,891
‫پس مشکل چیه؟

135
00:07:30,894 --> 00:07:33,194
‫کار «ویکی»ـه بابا

136
00:07:33,196 --> 00:07:34,634
‫چی؟

137
00:07:34,637 --> 00:07:36,237
‫تو خونه نیست

138
00:07:36,239 --> 00:07:37,924
‫دیمن» داره زمین‌ها و قبرستان»
‫رو بررسی می‌کنه

139
00:07:37,926 --> 00:07:39,425
‫به دبیرستان سر زدید؟

140
00:07:39,428 --> 00:07:40,653
‫بعدش می‌خوام برم اونجا

141
00:07:40,656 --> 00:07:42,547
‫باشه . اونجا می‌بینمت

142
00:07:53,049 --> 00:07:55,983
‫باشه . «بانی» توی ماشین پیش دخترهاست

143
00:07:55,985 --> 00:07:57,518
‫من کتابای بچه‌ها رو برداشتم

144
00:07:57,520 --> 00:07:58,560
‫چیز دیگه‌ای لازم داریم؟

145
00:07:58,563 --> 00:08:00,763
‫بقیه چیزها رو میشه جایگزین کرد . بریم

146
00:08:00,766 --> 00:08:02,857
‫گوش کن . تو باید بری

147
00:08:02,859 --> 00:08:04,525
‫«من اینجا می‌مونم و به «استفن
‫کمک می‌کنم

148
00:08:04,527 --> 00:08:07,032
‫برای چی به «استفن» کمک کنی؟

149
00:08:07,035 --> 00:08:08,631
‫کاترین» بدن «الینا» رو گرفته»

150
00:08:08,633 --> 00:08:10,485
‫پس باید کمکشون کنم پیداش کنن

151
00:08:10,488 --> 00:08:11,821
‫«نه . نه «کرولاین

152
00:08:11,824 --> 00:08:14,137
‫«تو میدونی که «دیمن» بدون «الینا
‫این شهر رو ترک نمی‌کنه

153
00:08:14,139 --> 00:08:15,271
‫خب ، این مشکل تو نیست

154
00:08:15,273 --> 00:08:18,007
‫«قضیه «الینا»ست «ریک
‫و اونا بهم نیاز دارن

155
00:08:18,009 --> 00:08:20,001
‫- دخترهات بهت نیاز دارن
‫- اونا تو رو دارن

156
00:08:20,004 --> 00:08:21,444
‫باشه؟ فقط...

157
00:08:21,446 --> 00:08:23,556
‫یالا ، اونا رو به اسلحه‌خونه ببر
‫اونجا می‌بینمتون

158
00:08:23,559 --> 00:08:25,082
‫- قول میدم
‫- نه

159
00:08:25,085 --> 00:08:27,650
‫لازم نیست بهت یادآوری کنم که
‫از دست دادن مادر چه حسی داره

160
00:08:27,652 --> 00:08:30,253
‫مجبورم نکن به اون دخترها بگم تو مردی

161
00:08:30,255 --> 00:08:32,021
‫چون کس دیگه‌ای به جز اونا رو
‫توی اولویت گذاشتی

162
00:08:32,023 --> 00:08:33,823
‫تو مجبور نمیشی

163
00:08:34,993 --> 00:08:36,826
‫من صحیح و سالم از اینجا خارج میشم

164
00:08:36,828 --> 00:08:38,661
‫قول میدم

165
00:09:08,401 --> 00:09:10,393
‫یالا ، بیا از اینجا ببرمت بیرون

166
00:09:11,319 --> 00:09:12,719
‫یالا

167
00:09:17,101 --> 00:09:20,569
‫نه

168
00:09:23,441 --> 00:09:24,874
‫نه ، نه ، نه

169
00:09:26,377 --> 00:09:28,311
‫لعنتی

170
00:09:30,549 --> 00:09:32,460
‫یالا ، به حرکت ادامه بدید

171
00:09:32,463 --> 00:09:34,121
‫از اینطرف

172
00:09:38,710 --> 00:09:42,465
‫اتاق دیگ بخار؟ یه جایی اونجا
‫به یه فیلم وحشتناک میشه

173
00:09:42,468 --> 00:09:44,492
‫ولی تو یادم نمیاد چه فیلمی

174
00:09:44,494 --> 00:09:46,427
‫من خوبم ولی اون گیر افتاده

175
00:09:46,429 --> 00:09:47,828
‫داره وقتمون تموم میشه

176
00:09:47,830 --> 00:09:49,830
‫باید «کاترین» رو مجبور کنی
‫طلسم رو بشکنه

177
00:09:49,832 --> 00:09:51,899
‫بهش رسیدگی می‌کنم

178
00:09:51,901 --> 00:09:53,167
‫چیزی می‌خوای؟

179
00:09:53,169 --> 00:09:55,303
‫تو مثل یه چیز ناخوشایند می‌مونی

180
00:09:55,305 --> 00:09:57,638
‫نکته بامزه درباره اون خنجر استخوانی اینه

181
00:09:57,640 --> 00:10:00,174
‫که من رو به جهنم می‌فرسته
‫ولی نمی‌تونه من رو اونجا نگه داره

182
00:10:00,176 --> 00:10:01,208
‫متأسفم

183
00:10:01,210 --> 00:10:02,468
‫اگه می‌خوای بدونی

184
00:10:02,471 --> 00:10:04,712
‫چجوری «الینا» رو آزاد کنی نمی‌تونی

185
00:10:04,714 --> 00:10:07,782
‫کای پارکر» اونقدر مهربون بود»
‫که اون تله رو برام ایجاد کرد

186
00:10:07,784 --> 00:10:11,085
‫اگه اشتباه نکنم اون
‫تا ابد از اینجا دور شده

187
00:10:11,087 --> 00:10:16,557
‫بعد از ۱۵۳ سال این متلک‌هایی
‫که داریم دیگه قدیمی شده

188
00:10:16,559 --> 00:10:18,092
‫پس چطوره بریم سراغ قسمتی که

189
00:10:18,094 --> 00:10:20,895
‫تو بهم بگی چی می‌خوای تا
‫بتونیم مذاکره کنیم

190
00:10:20,897 --> 00:10:25,633
‫«من هر چی می‌خوام رو دارم «دیمن
‫یا اینکه قراره داشته باشم

191
00:10:25,635 --> 00:10:27,635
‫وقتی زنگوله برای آخرین‌بار زده بشه

192
00:10:27,637 --> 00:10:29,637
‫این شهر احمقانه بین شعله‌ها
‫قرار می‌گیره

193
00:10:29,639 --> 00:10:32,073
‫و همه پوف میشن میرن رو هوا

194
00:10:32,075 --> 00:10:34,675
‫خب ، اونا اول زنده زنده می‌سوزن

195
00:10:34,677 --> 00:10:36,477
‫ولی بعدش خاکسترشون پوف میشه
‫میره هوا

196
00:10:36,479 --> 00:10:38,679
‫میدونی «کاترین» ، زنی به سن
‫و سال تو نباید بی‌ملاحظه باشه

197
00:10:38,681 --> 00:10:40,448
‫من بی‌ملاحظه نیستم
‫من دارم لذت می‌برم

198
00:10:40,450 --> 00:10:42,016
‫نه . به «الینا» حسودی می‌کنی

199
00:10:42,018 --> 00:10:44,251
‫چون میدونی من و «استفن» هر دو

200
00:10:44,253 --> 00:10:47,588
‫هر بار اون رو به تو ترجیح میدیم

201
00:10:47,590 --> 00:10:49,790
‫و اون هم «استفن» رو انتخاب می‌کنه

202
00:10:49,792 --> 00:10:51,993
‫از کجا اینقدر مطمئنی؟

203
00:10:51,995 --> 00:10:53,294
‫چون من این‌کار رو می‌کنم

204
00:10:53,296 --> 00:10:54,629
‫هر زنی این‌کار رو می‌کنه

205
00:10:54,631 --> 00:10:57,131
‫استفن» مرد بهتریه»

206
00:11:05,208 --> 00:11:08,142
‫کای» طلسمش کرده»
‫نمی‌تونه خارج بشه

207
00:11:08,144 --> 00:11:09,710
‫ما خیلی دور شدیم

208
00:11:09,712 --> 00:11:11,180
‫نمی‌تونیم به‌موقع برای کمک برگردیم

209
00:11:11,183 --> 00:11:12,680
‫باید چکار کنیم؟

210
00:11:12,682 --> 00:11:14,582
‫من نمی‌تونم «الینا» رو اونجا ول کنم

211
00:11:14,584 --> 00:11:15,950
‫فقط «الینا» نیست

212
00:11:15,952 --> 00:11:17,251
‫منظورت چیه؟

213
00:11:17,253 --> 00:11:19,620
‫میدونی که «دیمن» اینجا ولش نمی‌کنه
‫تا تنهایی بمیره

214
00:11:26,929 --> 00:11:28,963
‫«تو الان باید بری «کرولاین

215
00:11:28,965 --> 00:11:30,231
‫از تونل‌ها برو

216
00:11:30,233 --> 00:11:31,966
‫اونجوری سریع‌ترـه

217
00:11:39,608 --> 00:11:42,376
‫باورم نمیشه این اتفاق داره میفته

218
00:11:42,378 --> 00:11:45,612
‫من باید با «دیمن» حرف بزنم

219
00:11:45,614 --> 00:11:47,915
‫فکر می‌کنی قانعش می‌کنی؟

220
00:11:47,917 --> 00:11:50,384
‫نه

221
00:11:50,386 --> 00:11:52,853
‫ولی باید سعیم رو بکنم

222
00:11:55,824 --> 00:11:58,792
‫من به «ریک» یه قولی دادم

223
00:11:58,795 --> 00:12:02,897
‫که این ریسک رو نمی‌کنم که دخترها
‫بدون مادر بزرگ بشن

224
00:12:04,200 --> 00:12:05,632
‫پس درباره «دیمن» می‌تونم

225
00:12:05,634 --> 00:12:08,335
‫- کمکت کنم ولی نمی‌تونم...
‫- نه

226
00:12:08,337 --> 00:12:10,604
‫تنهایی از پس‌ـش برمیام

227
00:12:10,606 --> 00:12:12,539
‫تو باید در امان باشی

228
00:12:12,541 --> 00:12:14,208
‫اول خانواده مهمه

229
00:12:14,210 --> 00:12:16,210
‫ما الان خانواده‌ایم . باشه؟

230
00:12:16,212 --> 00:12:19,813
‫تو و من و دخترها
‫فقط خواهش می‌کنم

231
00:12:19,815 --> 00:12:21,915
‫مجبورم نکن ترکت کنم . خواهش می‌کنم

232
00:12:21,918 --> 00:12:23,884
‫اگه بخوام «دیمن» رو قانع کنم
‫باید سریع برم

233
00:12:23,886 --> 00:12:25,686
‫و نمی‌تونم این‌کار رو بکنم
‫مگه اینکه بدونم تو در امانی

234
00:12:25,688 --> 00:12:27,854
‫نه

235
00:12:27,856 --> 00:12:30,390
‫اون برادرمه

236
00:12:37,700 --> 00:12:40,534
‫اول خانواده مهمه

237
00:12:46,242 --> 00:12:48,275
‫خیلی دوست‌ـت دارم

238
00:12:48,277 --> 00:12:51,979
‫منم دوست‌ـت دارم

239
00:13:15,887 --> 00:13:18,887
‫باشه دخترها . چرا نمیرید لباستون رو
‫عوض کنید ، خب؟

240
00:13:24,410 --> 00:13:26,194
‫خوبی؟

241
00:13:27,221 --> 00:13:31,023
‫میدونی ، اینجوری نیست که
‫برام مهم نباشه

242
00:13:31,034 --> 00:13:32,267
‫من به «الینا» اهمیت میدم

243
00:13:32,269 --> 00:13:34,897
‫اشکال نداره «ریک» . من درک می‌کنم

244
00:13:34,900 --> 00:13:36,338
‫و به «دیمن» هم اهمیت میدم

245
00:13:36,340 --> 00:13:37,365
‫اون میدونه

246
00:13:37,368 --> 00:13:39,040
‫من نمی‌خوام ناامیدشون کنم

247
00:13:39,042 --> 00:13:41,176
‫ولی نمی‌تونم دخترهام رو ناامید کنم

248
00:13:41,178 --> 00:13:42,944
‫اونا به مادرشون نیاز دارن

249
00:13:42,946 --> 00:13:45,380
‫ریک» ، اگه کاری از دست ما برمیومد»
‫انجامش میدادیم

250
00:13:48,004 --> 00:13:50,104
‫این چیه؟

251
00:13:50,107 --> 00:13:52,590
‫این پروژه «هیل مری»ـه

252
00:13:52,593 --> 00:13:57,585
‫من و «دوریان» سعی داشتیم راهی
‫برای نابودی جهنم «کِید» پیدا کنیم

253
00:13:57,588 --> 00:14:01,996
‫فهمیدیم باید چند میلیون وُلت
‫انرژی عرفانی داشته باشیم

254
00:14:01,998 --> 00:14:03,832
‫تا بدیم یا بگیریمش

255
00:14:03,834 --> 00:14:06,568
‫یه‌جورایی ناامید شدیم

256
00:14:09,945 --> 00:14:13,575
‫مثل انرژی که آتش جهنم داره؟

257
00:14:17,748 --> 00:14:20,248
‫بانی» ، همه چیز مرتبه؟»

258
00:14:20,251 --> 00:14:22,384
‫«گوش کن «استفن
‫میدونم بهت سخت گرفتم

259
00:14:22,386 --> 00:14:24,552
‫ولی اینم میدونم که من و تو
‫به یک اندازه مایلیم

260
00:14:24,554 --> 00:14:26,588
‫هر کاری می‌تونیم بکنیم تا
‫این رو درستش کنیم

261
00:14:26,590 --> 00:14:27,889
‫قطعاً

262
00:14:27,891 --> 00:14:29,128
‫چرا؟ چیزی داری؟

263
00:14:29,131 --> 00:14:30,525
‫فکر کنم آره

264
00:14:30,527 --> 00:14:32,260
‫ولی تنها راهی که بتونیم
‫از شر «کاترین پیرس» خلاص بشیم

265
00:14:32,262 --> 00:14:34,295
‫اینه که وقتی جهنم رو نابود می‌کنم
‫کاترین» توی جهنم باشه»

266
00:14:34,297 --> 00:14:36,297
‫اینجاست که قضیه خطری میشه

267
00:14:36,299 --> 00:14:38,444
‫بگو باید چکار کنم

268
00:14:38,447 --> 00:14:40,068
‫باشه . به حرکت ادامه بدید

269
00:14:40,070 --> 00:14:41,269
‫همه خارج بشن

270
00:14:49,195 --> 00:14:52,046
‫باید به‌خاطر کاری که امشب در بین
‫آتش انجام دادید ازتون تشکر کنم

271
00:14:52,048 --> 00:14:53,648
‫- ما نجات‌ـت دادیم
‫- آره

272
00:14:53,650 --> 00:14:55,150
‫آره

273
00:14:55,152 --> 00:14:56,618
‫نه تنها اون

274
00:14:56,620 --> 00:15:02,991
‫بلکه باعث شدید بفهمم که تمام جادویی
‫که نیاز داشتم رو در درونم دارم

275
00:15:02,993 --> 00:15:04,793
‫حالا یه‌کم برام شانس بیارید

276
00:15:07,747 --> 00:15:09,082
‫همینجا

277
00:15:13,937 --> 00:15:16,805
‫همونطور که قول دادم اومدم

278
00:15:16,807 --> 00:15:18,973
‫خبری از «استفن» شنیدید؟

279
00:15:21,742 --> 00:15:23,514
‫گوش کن . باید سریع بریم

280
00:15:23,517 --> 00:15:25,847
‫همه چیز رو تو ماشین بهت
‫توضیح میدم . باشه؟

281
00:15:25,849 --> 00:15:26,915
‫یالا دخترها . بریم

282
00:15:26,917 --> 00:15:28,283
‫بدوید به سمت ماشین

283
00:15:31,235 --> 00:15:33,099
‫من می‌خوام دنیا رو نجات بدم

284
00:15:33,102 --> 00:15:35,803
‫و تو هم باید سوار ماشین بشی و بری

285
00:15:35,806 --> 00:15:38,059
‫«ولی من...«بانی...

286
00:15:38,061 --> 00:15:39,327
‫کرولاین» ، خیلی متأسفم»

287
00:15:39,329 --> 00:15:41,095
‫ولی ما واقعاً باید بریم

288
00:15:41,097 --> 00:15:43,217
‫ریک» ماجرا رو بهت میگه»

289
00:15:43,733 --> 00:15:45,400
‫دوست‌ـت دارم

290
00:15:48,530 --> 00:15:52,040
‫«فقط کار احمقانه‌ای نکن «بانی بنِت

291
00:15:52,042 --> 00:15:54,509
‫چیزیم نمیشه

292
00:15:57,581 --> 00:15:59,180
‫قول میدم

293
00:16:09,630 --> 00:16:12,060
‫داری تو خط خاطرات می‌چرخی؟

294
00:16:12,062 --> 00:16:14,529
‫دلم برای اینجا تنگ شده

295
00:16:14,531 --> 00:16:16,064
‫تا حالا هیچکی این رو نگفته

296
00:16:16,066 --> 00:16:18,333
‫فکر کنم هی پیدات میشه تا
‫اعصاب من رو خرد کنی

297
00:16:19,526 --> 00:16:22,103
‫تو کاملاً قابل پیش‌بینی هستی

298
00:16:22,105 --> 00:16:25,116
‫اون وقت یه لحظه از نمایش
‫الینا گیلبرت» رو از دست بدم؟»

299
00:16:25,119 --> 00:16:28,209
‫راستی تو نباید کنارش باشی؟

300
00:16:28,211 --> 00:16:30,178
‫خب ، الان می‌فهمم که عملاً تو شیطانی

301
00:16:30,180 --> 00:16:31,913
‫پس باید بدونی

302
00:16:31,915 --> 00:16:33,691
‫من الان با «بانی بنِت» حرف زدم

303
00:16:33,694 --> 00:16:37,218
‫و اون راهی پیدا کرده که
‫همه رو نجات بده

304
00:16:37,220 --> 00:16:39,437
‫بانی» حتی اونقدر هم»
‫قوی نیست که یه بچه گربه رو نجات بده

305
00:16:39,440 --> 00:16:41,707
‫اون ۲-۱بار این‌کار رو کرده
‫من روش شرط می‌بندم

306
00:16:41,710 --> 00:16:43,833
‫ما داریم درباره آتش جهنم حرف میزنیم

307
00:16:43,836 --> 00:16:47,605
‫اونقدر قویه که می‌تونه تا
‫چند مایل همه چیز رو محو کنه

308
00:16:47,607 --> 00:16:49,173
‫بانی» قراره چه غلطی کنه؟»

309
00:16:49,175 --> 00:16:50,541
‫اون در فاصله ۳۰ دقیقه‌ایه اینجاست

310
00:16:50,543 --> 00:16:52,643
‫اگه از بزرگراه اطراف کوهستان بیاد

311
00:16:52,645 --> 00:16:54,011
‫آره . حتماً

312
00:16:54,013 --> 00:16:55,713
‫ولی اگه مثل کلاغ پرواز کنه

313
00:16:55,715 --> 00:16:57,214
‫فقط ۷ مایله

314
00:16:58,179 --> 00:17:01,113
‫که زیبایی این تونل‌ها رو میرسونه

315
00:17:01,116 --> 00:17:05,689
‫میدونستی این تونل‌ها از
‫اسلحه‌خانه مستقیم به قلب مرکز

316
00:17:05,691 --> 00:17:07,158
‫میستیک‌فالز» راه دارن؟»

317
00:17:07,160 --> 00:17:09,484
‫رفیق ، شرط می‌بندم نمیدونستی ، نه؟

318
00:17:09,487 --> 00:17:13,631
‫تو فکر می‌کنی «بانی بنِت» به‌طور جادویی
‫می‌تونه آتش جهنم رو

319
00:17:13,633 --> 00:17:16,234
‫از تونل‌ها از شهر بیرون بکشه؟

320
00:17:16,237 --> 00:17:17,301
‫بهتر از این

321
00:17:17,303 --> 00:17:19,804
‫فکر می‌کنم مستقیم می‌تونه
‫به جهنم برش‌گردونه

322
00:17:19,806 --> 00:17:22,139
‫جایی که من و تو صبورانه منتظرش میشیم

323
00:17:22,141 --> 00:17:26,885
‫باید بگم منتظر اینم که
‫«کنار تو بمیرم «کاترین

324
00:17:26,888 --> 00:17:28,387
‫داری چاخان می‌کنی

325
00:17:28,390 --> 00:17:32,550
‫نه . منم چاخان نمی‌کنم

326
00:17:32,552 --> 00:17:33,918
‫من کنترلش می‌کنم برادر

327
00:17:33,920 --> 00:17:35,386
‫تو باید از این تونل‌ها خارج بشی

328
00:17:35,388 --> 00:17:37,521
‫من اونی نیستم که از اینجا
‫«خارج میشه «دیمن

329
00:17:37,523 --> 00:17:38,306
‫تو میری

330
00:17:38,309 --> 00:17:40,475
‫«الان زمان بدی واسه فدایی بودنه «استفن

331
00:17:40,478 --> 00:17:42,244
‫خودت فدایی هستی

332
00:17:42,247 --> 00:17:45,048
‫من میذارم شما ۲تا بین خودتون
‫حلش کنید

333
00:17:48,664 --> 00:17:50,234
‫باشه . پس هردومون میریم

334
00:17:50,236 --> 00:17:52,269
‫یکی باید اینجا بمونه تا مطمئن بشه

335
00:17:52,271 --> 00:17:54,271
‫که هنگام نابودی جهنم «کاترین» اونجا باشه

336
00:17:54,273 --> 00:17:57,308
‫«میدونم «استفن

337
00:17:57,310 --> 00:17:59,543
‫به «الینا» بگو این‌کار رو به‌خاطر اون کردم

338
00:17:59,545 --> 00:18:01,912
‫تا اشتباهات گذشته‌ام رو جبران کنم

339
00:18:01,914 --> 00:18:03,180
‫خودت می‌تونی بهش بگی

340
00:18:03,182 --> 00:18:05,749
‫«من باید این‌کار رو بکنم «دیمن

341
00:18:05,751 --> 00:18:08,085
‫این رو به «بانی» و «اِنزو» مدیونم

342
00:18:08,087 --> 00:18:09,528
‫این رو به خیلیا مدیونم

343
00:18:09,531 --> 00:18:11,655
‫«من ولت نمی‌کنم تا اینجا بمیری «استفن

344
00:18:11,657 --> 00:18:14,358
‫چرا ، ول می‌کنی

345
00:18:20,479 --> 00:18:23,028
‫واقعاً می‌خوای اینجا بشینی
‫و با من سر این بحث کنی

346
00:18:23,031 --> 00:18:24,919
‫که کی بیشتر به رستگاری نیاز داره؟

347
00:18:24,921 --> 00:18:27,755
‫«تو مسئول قضیه «اِنزو» نیستی «استفن

348
00:18:27,757 --> 00:18:29,791
‫هی این رو بگو ولی اشتباه می‌کنی

349
00:18:29,793 --> 00:18:32,460
‫ما همه مسئول کارهای خودمونیم

350
00:18:32,462 --> 00:18:35,830
‫من مسئول هر قطره خونی هستم که ریختم

351
00:18:35,832 --> 00:18:38,032
‫پس منم مسئولم
‫تازه من خون بیشتری ریختم

352
00:18:38,034 --> 00:18:40,301
‫دیمن» ، من انسانم»

353
00:18:40,303 --> 00:18:42,570
‫تا ۶۰ سال دیگه پیر میشم و می‌میرم

354
00:18:42,572 --> 00:18:46,204
‫تو یک ابدیت کامل رو با
‫الینا» پیش‌رو داری»

355
00:18:46,207 --> 00:18:48,907
‫که اگه تو نباشی خیلی زمان کمی میشه

356
00:18:48,910 --> 00:18:50,641
‫فکر می‌کنی من دلم می‌خواد؟

357
00:18:51,581 --> 00:18:53,281
‫من تازه ازدواج کردم

358
00:18:53,283 --> 00:18:57,218
‫زنم اون بیرونه
‫منتظرمه برم خونه پیش‌ـش

359
00:18:57,220 --> 00:19:01,389
‫ولی در این ۲ قرن گذشته

360
00:19:01,391 --> 00:19:03,057
‫ازوقتی من تو رو مجبور کردم خون‌آشام بشی

361
00:19:03,059 --> 00:19:05,627
‫من مبارزه کردم تا تو رو به مردی
‫تبدیل کنم

362
00:19:05,629 --> 00:19:08,863
‫که لایق شادی بشی که الان اون بیرونه

363
00:19:08,865 --> 00:19:10,331
‫نه

364
00:19:10,333 --> 00:19:13,601
‫بذار این‌کار رو به‌خاطر تو بکنم

365
00:19:13,603 --> 00:19:14,936
‫نه

366
00:19:14,938 --> 00:19:19,107
‫پس بذار این‌کار رو به‌خاطر خودم بکنم

367
00:19:19,109 --> 00:19:22,310
‫خواهش می‌کنم

368
00:19:28,618 --> 00:19:30,852
‫دوست‌ـت دارم برادر کوچولو

369
00:19:30,854 --> 00:19:34,556
‫منم دوست‌ـت دارم

370
00:19:39,563 --> 00:19:41,863
‫و حق با توئه

371
00:19:41,865 --> 00:19:45,366
‫تو انسانی

372
00:19:48,605 --> 00:19:51,306
‫واسه همین من می‌تونم این‌کار رو کنم

373
00:19:51,308 --> 00:19:52,840
‫برو

374
00:19:52,842 --> 00:19:53,667
‫«نه «دیمن

375
00:19:53,670 --> 00:19:55,543
‫تو از این تونل‌ها میری

376
00:19:55,545 --> 00:19:58,586
‫و توقف نمی‌کنی تا اینکه
‫مرگ من اجبار رو بشکنه

377
00:19:58,589 --> 00:20:02,083
‫چون من برادر بزرگه هستم

378
00:20:03,085 --> 00:20:06,653
‫ببخشید که تا الان توی کار
‫بزرگتر بودن بهتر نبودم

379
00:20:09,225 --> 00:20:12,160
‫گفتم برو . برو

380
00:20:40,190 --> 00:20:43,691
‫ویکی»؟»

381
00:20:44,828 --> 00:20:46,027
‫بابا

382
00:20:47,230 --> 00:20:49,097
‫سلام عزیزم

383
00:20:52,836 --> 00:20:54,702
‫این برگ برنده «مت»ـه؟

384
00:20:54,704 --> 00:20:56,104
‫خب ، این نتیجه نمیده

385
00:20:56,106 --> 00:20:58,539
‫حدود ۱۵ سال واسه پدر بودن دیر کردی

386
00:20:58,541 --> 00:20:59,983
‫من اینجا نیستم که قانعت کنم
‫این‌کار رو نکنی

387
00:20:59,986 --> 00:21:01,376
‫خب ، چه باشکوه

388
00:21:01,378 --> 00:21:04,746
‫چیه؟ اومدی ببینی چطوری
‫باعث میشم همه فراموشم کنن؟

389
00:21:04,748 --> 00:21:07,015
‫ویکی» ، «بانی» یه نقشه داره»

390
00:21:07,017 --> 00:21:09,350
‫من دست از زدن این زنگوله برنمیدارم

391
00:21:09,352 --> 00:21:10,985
‫لازم نیست دست برداری

392
00:21:14,991 --> 00:21:16,924
‫خب پس اینجا چکار می‌کنی؟

393
00:21:21,998 --> 00:21:24,835
‫فقط می‌خواستم برای آخرین‌بار
‫دخترم رو ببینم

394
00:21:43,019 --> 00:21:45,486
‫بگو چی شده

395
00:21:48,058 --> 00:21:51,626
‫«نمیدونم چی بگم «کرولاین

396
00:21:51,628 --> 00:21:53,695
‫«استفن»...

397
00:21:53,697 --> 00:21:56,364
‫یه تصمیمی گرفته

398
00:22:14,017 --> 00:22:16,084
‫باشه مامان‌بزرگ

399
00:22:16,086 --> 00:22:19,654
‫از بین تمام زمان‌هایی که نیاز داشتم
‫صدام رو بشنوی

400
00:22:19,656 --> 00:22:22,023
‫الان صدام رو بشنو

401
00:23:19,649 --> 00:23:21,249
‫ماشین رو نگه دار

402
00:23:21,251 --> 00:23:22,784
‫گفتم نگه دار

403
00:23:34,774 --> 00:23:36,464
‫«هی ، منم «استفن

404
00:23:36,466 --> 00:23:37,903
‫پیام بذارید

405
00:23:37,906 --> 00:23:41,636
‫استفن» ، لطفاً بهم زنگ بزن»

406
00:23:41,638 --> 00:23:43,271
‫خواهش می‌کنم

407
00:23:45,108 --> 00:23:49,377
‫باید بدونی که من درک می‌کنم

408
00:23:53,503 --> 00:23:55,703
‫دوست‌ـت دارم

409
00:23:57,292 --> 00:24:01,651
‫تا ابد دوست‌ـت دارم

410
00:24:08,064 --> 00:24:10,565
‫من درک می‌کنم

411
00:25:44,928 --> 00:25:49,330
‫نه ، نه . من می‌تونم

412
00:25:49,332 --> 00:25:51,666
‫من می‌تونم این‌کار رو کنم

413
00:25:51,668 --> 00:25:53,367
‫می‌تونم شکست‌ـت بدم

414
00:25:53,369 --> 00:25:55,269
‫تو نمی‌تونی من رو داشته باشی

415
00:25:55,271 --> 00:25:57,371
‫الان وقت من نیست

416
00:25:58,714 --> 00:26:01,515
‫حالا بالاخره برای زندگی کردن آماده‌ای

417
00:26:03,512 --> 00:26:06,479
‫سلام

418
00:26:06,482 --> 00:26:08,015
‫به مبارزه ادامه بده عشقم

419
00:26:08,017 --> 00:26:11,052
‫زیادی قویه

420
00:26:12,121 --> 00:26:14,355
‫- تنهایی نمی‌تونم
‫- مزخرفه

421
00:26:14,357 --> 00:26:17,959
‫تو اونقدر قوی هستی که هر کاری
‫که بخوای رو انجام میدی

422
00:26:19,095 --> 00:26:21,128
‫عشقم

423
00:26:21,130 --> 00:26:23,607
‫تو تنها نیستی

424
00:26:32,875 --> 00:26:35,190
‫مامان‌بزرگ

425
00:27:46,783 --> 00:27:48,682
‫من انجامش دادم

426
00:28:03,049 --> 00:28:04,952
‫۶ ، ۷ ، ۸

427
00:28:06,922 --> 00:28:09,687
‫باورم نمیشه ما همه باهم اینجاییم

428
00:28:09,690 --> 00:28:11,725
‫این آخرین هورای ماست قبل
‫از اینکه شماها به دانشگاه برید

429
00:28:11,727 --> 00:28:13,594
‫قبل از اینکه ما به دانشگاه بریم

430
00:28:13,596 --> 00:28:16,096
‫ببخشید ، اینجا دستشویی مردونه‌ست؟

431
00:28:16,098 --> 00:28:18,932
‫آره . داستانش طولانیه

432
00:28:30,246 --> 00:28:31,879
‫سلام

433
00:28:31,881 --> 00:28:34,081
‫سلام

434
00:28:36,418 --> 00:28:38,252
‫چی شده؟

435
00:28:38,254 --> 00:28:41,288
‫چرا من الان اینجام؟

436
00:28:41,290 --> 00:28:42,790
‫بانی» رو نمیدونم»

437
00:28:42,792 --> 00:28:44,158
‫«ولی «دیمن...

438
00:28:44,160 --> 00:28:48,462
‫دیمن» می‌خواست همه چیز رو فدا کنه»

439
00:28:48,464 --> 00:28:51,465
‫تا تو رو نجات بده . این شهر رو نجات بده

440
00:28:51,467 --> 00:28:55,569
‫اون آماده بود

441
00:28:55,571 --> 00:28:58,272
‫من الان انسانم

442
00:28:58,274 --> 00:29:00,574
‫اون مجبورم کرد که برم

443
00:29:01,352 --> 00:29:03,219
‫برو

444
00:29:03,222 --> 00:29:05,112
‫ولی باید میدونست

445
00:29:05,114 --> 00:29:07,029
‫من هرگز به عنوان انسان

446
00:29:07,032 --> 00:29:09,388
‫بدون شاه‌پسند روی زمین قدم برنمیدارم

447
00:29:12,790 --> 00:29:14,824
‫نمی‌فهمم

448
00:29:15,460 --> 00:29:19,195
‫دیگه خیلی نمی‌کشه تخمِ شیطان

449
00:29:19,197 --> 00:29:21,597
‫می‌تونم بشنوم آتش داره این سمتی میاد

450
00:29:21,599 --> 00:29:24,266
‫تو عاشق این جریانی ، نه؟

451
00:29:24,268 --> 00:29:26,669
‫اصلاً خبر نداری

452
00:29:33,444 --> 00:29:35,277
‫من خون‌ـم رو بهش دادم

453
00:29:35,279 --> 00:29:36,896
‫دارو رو

454
00:29:36,899 --> 00:29:38,381
‫چی؟

455
00:29:38,383 --> 00:29:40,616
‫بدون دارو من کم‌کم پیر میشم

456
00:29:40,618 --> 00:29:42,595
‫به زودی می‌میرم

457
00:29:44,076 --> 00:29:46,143
‫پس «دیمن» حالش خوبه؟

458
00:29:47,358 --> 00:29:50,226
‫اون خوبه

459
00:29:51,562 --> 00:29:55,264
‫ولی تو...

460
00:29:56,267 --> 00:29:58,934
‫کاری رو کردم که باید می‌کردم

461
00:30:02,206 --> 00:30:05,207
‫نه ، نه

462
00:30:05,209 --> 00:30:07,476
‫استفن» ، خواهش می‌کنم»

463
00:30:09,080 --> 00:30:11,080
‫تو جهنم بسوز

464
00:30:15,987 --> 00:30:18,754
‫خدافظ برادر

465
00:30:21,993 --> 00:30:24,894
‫«نه «استفن

466
00:30:24,896 --> 00:30:27,897
‫امشب من بخشی از «دیمن» رو دیدم
‫که یه مدتی بودم ندیده بودم

467
00:30:27,899 --> 00:30:31,267
‫همون برادر بزرگه‌ای بود که دنبالش بودم

468
00:30:32,503 --> 00:30:34,537
‫پسری که در جنگ داخلی داوطلب سربازی شد

469
00:30:34,539 --> 00:30:36,972
‫تا پدرش رو راضی کنه

470
00:30:36,974 --> 00:30:39,039
‫دیمن»ـی که وقتی بچه بودم می‌شناختم»

471
00:30:40,044 --> 00:30:43,579
‫می‌خواستم اون «دیمن» زندگی کنه

472
00:30:43,581 --> 00:30:47,483
‫و می‌خواستم تو این فرصت
‫رو داشته باشی که بشناسیش

473
00:30:51,492 --> 00:30:53,722
‫اون مرد بهتریه

474
00:30:53,724 --> 00:30:56,225
‫اون مرد درستیه

475
00:31:02,200 --> 00:31:04,567
‫«از دیدنت خوشحال شدم «الینا

476
00:31:06,037 --> 00:31:08,116
‫برای بار آخر

477
00:31:24,035 --> 00:31:26,755
‫باید یه چیزی بگم

478
00:32:06,464 --> 00:32:07,796
‫خب...

479
00:32:07,798 --> 00:32:10,199
‫زیبا بود

480
00:32:12,603 --> 00:32:14,069
‫من احساسی حماسی داشتم

481
00:32:29,887 --> 00:32:31,654
‫خاطرات عزیزم

482
00:32:31,656 --> 00:32:33,425
‫امروز متفاوت خواهد بود

483
00:32:33,428 --> 00:32:34,957
‫امروز لبخند میزنم

484
00:32:34,959 --> 00:32:36,659
‫لبخندی واقعی

485
00:32:36,661 --> 00:32:40,660
‫چون امروز روزیه که
‫می‌تونم دوباره زندگی کنم

486
00:33:02,019 --> 00:33:03,285
‫ایناهاش

487
00:33:03,287 --> 00:33:05,054
‫من...

488
00:33:08,672 --> 00:33:10,826
‫من انجامش دادم

489
00:33:12,730 --> 00:33:15,197
‫من طلسم رو شکستم

490
00:33:16,000 --> 00:33:18,100
‫چطوری؟

491
00:33:18,101 --> 00:33:20,568
‫یه‌کم زمان برد

492
00:33:20,571 --> 00:33:23,772
‫ولی فکر کنم نهایتاً چیزهای
‫جادویی رو فهمیدم

493
00:33:47,098 --> 00:33:49,064
‫اون کجاست؟

494
00:33:50,360 --> 00:33:52,124
‫با «کرولاین»ـه

495
00:33:54,739 --> 00:33:56,672
‫داره خداحافظی می‌کنه

496
00:33:58,175 --> 00:34:01,765
‫این زندگی خوب و زیبا خواهد بود

497
00:34:01,768 --> 00:34:03,234
‫ولی توش دلشکستگی هم هست

498
00:34:04,015 --> 00:34:06,115
‫با مرگ آرامش هم میاد

499
00:34:06,117 --> 00:34:09,018
‫ولی بهای زندگی درده

500
00:34:09,020 --> 00:34:12,354
‫مثل عشق...با درده که میدونیم زنده‌ایم

501
00:34:19,063 --> 00:34:21,563
‫فکر می‌کنی وجود داره؟

502
00:34:21,565 --> 00:34:23,165
‫آرامش؟

503
00:34:25,403 --> 00:34:27,169
‫آره

504
00:34:29,640 --> 00:34:31,556
‫ما دوباره می‌بینیمش

505
00:34:34,736 --> 00:34:36,235
‫تو دوباره می‌بینیش

506
00:34:38,382 --> 00:34:40,649
‫من ولی به سمت دیگه‌ای میرم

507
00:34:40,651 --> 00:34:44,453
‫احتمالاً به‌خاطر من دوباره جهنم
‫رو باز می‌کنن

508
00:34:47,892 --> 00:34:49,491
‫اینقدر مطمئن نباش

509
00:35:49,256 --> 00:35:52,224
‫باید بدونی

510
00:35:52,227 --> 00:35:55,390
‫قبل از اینکه جدا بشیم
‫استفن» یه چیزی بهم گفت»

511
00:35:55,392 --> 00:35:57,092
‫یه روز وقتی بیدار شدی

512
00:35:57,094 --> 00:35:59,061
‫به «کرولاین» بگو

513
00:35:59,063 --> 00:36:01,163
‫من پیامش رو شنیدم

514
00:36:01,165 --> 00:36:04,433
‫و من تا ابد دوستش دارم

515
00:36:06,203 --> 00:36:07,803
‫اون پیامم رو گرفت

516
00:36:46,102 --> 00:36:48,861
‫و زندگی ادامه داره

517
00:36:48,864 --> 00:36:51,429
‫خاطرات عزیزم

518
00:36:51,432 --> 00:36:53,448
‫ما از اون‌شب جون سالم به‌در بردیم

519
00:36:53,450 --> 00:36:55,734
‫میستیک‌فالز» در امانه»

520
00:36:55,736 --> 00:36:57,493
‫من کلانتر باقی موندم

521
00:36:57,496 --> 00:36:59,505
‫حتی بهم یه نیمکت دادن

522
00:36:59,507 --> 00:37:01,478
‫دارم فکر می‌کنم شهردار بشم

523
00:37:01,481 --> 00:37:06,286
‫و «ویکی»...خب ، فکر می‌کنم
‫به آرامش رسید

524
00:37:06,289 --> 00:37:08,614
‫یه‌جورایی حس می‌کنم بهش رسیده

525
00:37:12,186 --> 00:37:14,920
‫قصد دارم پای قولم به «اِنزو» بمونم

526
00:37:14,922 --> 00:37:17,423
‫می‌خوام تا جایی که میشه زندگی کنم

527
00:37:17,426 --> 00:37:19,560
‫من می‌خوام دنیا رو ببینم

528
00:37:19,563 --> 00:37:22,311
‫از زندگیم لذت ببرم

529
00:37:23,414 --> 00:37:24,746
‫همه چیز رو برداشتم؟

530
00:37:24,748 --> 00:37:26,281
‫پاسپورت

531
00:37:27,451 --> 00:37:29,117
‫پاسپورت روی میز کنار تخته

532
00:37:53,244 --> 00:37:55,277
‫«درباره خانواده‌ام من و «کرولاین

533
00:37:55,279 --> 00:37:56,638
‫«کاری رو کردیم که به نظر «دیمن

534
00:37:56,641 --> 00:37:59,147
‫آخرین آرزوی «استفن» بود

535
00:38:00,283 --> 00:38:01,549
‫بابا

536
00:38:16,443 --> 00:38:18,133
‫باز کردن مدرسه سخت بود

537
00:38:18,135 --> 00:38:20,472
‫به کلی کمک نیاز داشتیم

538
00:38:20,475 --> 00:38:23,276
‫خوشبختانه کلی آدم باتجربه می‌شناختیم

539
00:38:23,279 --> 00:38:24,478
‫بفرمایید

540
00:38:26,710 --> 00:38:27,943
‫بریم

541
00:38:31,415 --> 00:38:33,382
‫- هی ، اینا برای تو هستن
‫- ممنون

542
00:38:33,384 --> 00:38:36,151
‫کرولاین» مصمم بود که کار»
‫موفقیت‌آمیزی بشه

543
00:38:36,153 --> 00:38:38,492
‫می‌خواست کاری کنه مامانش
‫بهش افتخار کنه

544
00:39:06,103 --> 00:39:07,949
‫تازه کمی بعد از افتتاح مدرسه

545
00:39:07,952 --> 00:39:10,943
‫یه نفر تاثیرگذارترین اعطا رو به مدرسه داشت

546
00:39:10,946 --> 00:39:15,556
‫ولی این آغاز داستانی دیگر است

547
00:39:19,830 --> 00:39:23,532
‫بعد از دانشگاه پزشکی من به
‫میستیک‌فالز» برگشتم»

548
00:39:23,534 --> 00:39:25,100
‫حس درستی داشت

549
00:39:25,102 --> 00:39:27,135
‫اینجا جاییه که می‌خواستم پیر بشم

550
00:39:27,137 --> 00:39:29,037
‫همینطورم شد

551
00:39:29,039 --> 00:39:30,639
‫و این زندگی منه

552
00:39:30,641 --> 00:39:33,108
‫عجیب ، قاطی ، پیچیده ، غمگین

553
00:39:33,110 --> 00:39:36,878
‫فوق‌العاده ، شگفت‌انگیز
‫و بالاتر از همه حماسی

554
00:39:36,880 --> 00:39:38,824
‫و همه‌ـش رو مدیون «استفن» هستم

555
00:39:38,827 --> 00:39:41,427
‫وقتی دیدمش والدینم رو از دست داده بودم

556
00:39:41,430 --> 00:39:42,972
‫و از درون مرده بودم

557
00:39:42,975 --> 00:39:45,264
‫ولی اون من رو به زندگی برگردوند

558
00:39:45,267 --> 00:39:48,025
‫و می‌خوام بهترین زندگی که
‫میشه رو داشته باشم

559
00:39:48,028 --> 00:39:49,476
‫مادامی که بتونم

560
00:40:26,067 --> 00:40:29,313
‫حتی بعد از زندگی طولانی و شاد ما باهم

561
00:40:29,316 --> 00:40:32,938
‫دیمن» نگرانه دیگه هرگز «استفن» رو نبینه»

562
00:40:32,941 --> 00:40:35,182
‫که هرگز به آرامش نرسه

563
00:40:35,184 --> 00:40:37,117
‫ولی من میدونم اشتباه می‌کنه

564
00:40:37,119 --> 00:40:38,927
‫چون آرامش وجود داره

565
00:40:38,930 --> 00:40:42,990
‫آرامش در هر چیزیه که برای ما عزیزه

566
00:40:49,985 --> 00:40:51,217
‫مامان؟

567
00:40:58,849 --> 00:41:01,059
‫این وعده آرامشه

568
00:41:01,062 --> 00:41:03,724
‫که یک روز بعد از مدت‌های طولانی

569
00:41:03,727 --> 00:41:06,115
‫ما دوباره همدیگه رو پیدا می‌کنیم

570
00:41:37,320 --> 00:41:38,748
‫«دیمن»

571
00:41:38,750 --> 00:41:41,865
‫سلام برادر

572
00:41:57,300 --> 00:41:58,300
‫<font color="#ff۰۰۰۰">" پایان "</font>

573
00:41:59,300 --> 00:42:00,300
‫<font color="#۰۰ff۰۰">Mohade$eh</font> : مترجم

