‫﻿۱
00:00:15,000 --> 00:01:16,682
‫مانی تقدیم میکند
‫۹movie.co

2
00:01:23,683 --> 00:01:25,700
‫لندن؛ قلعه وایت هال
‫سال ۱۵۴۵

3
00:01:52,326 --> 00:01:55,428
‫اعلیحضرت.

4
00:02:15,383 --> 00:02:19,019
‫- . من نباید با کشیش ها( راهبه ها) ازدواج کنم

5
00:02:22,290 --> 00:02:24,958
‫اعلیحضرت؛ جناب لرد هارتفورد میخوان
‫شما رو ملاقات کنند.

6
00:02:34,936 --> 00:02:37,304
‫هارتفورد.

7
00:02:37,405 --> 00:02:40,073
‫اعلیحضرت؛ ما خبرهائی از فرانسه
‫دریافت کردیم.

8
00:02:40,208 --> 00:02:42,709
‫کانت ساری؛  حمله خود سرانه ای به...

9
00:02:42,743 --> 00:02:47,080
‫نیروهای ذخیره فرانسوی در...
‫سنت اتین که نزدیک بولونی است کرده...

10
00:02:47,148 --> 00:02:49,082
‫که منجر به از دست دادن ۶۰۰ نفر از افراد ما شده......

11
00:02:49,217 --> 00:02:52,419
‫از جمله تنی چند از کاپیتانها و ژنرالهای ما......

12
00:02:52,486 --> 00:02:55,255
‫که به دلایلی در خط جلو داشتند میجنگیدند.....

13
00:03:14,275 --> 00:03:16,176
‫آقایون؛ من از چند منبع...

14
00:03:16,277 --> 00:03:18,178
‫خبرهای مصیبت باری از...
‫بولونی شنیدم.

15
00:03:18,279 --> 00:03:20,814
‫ظاهرا کنت ساری...

16
00:03:20,948 --> 00:03:23,116
‫اقدام به حمله به کاروان فرانسوی کرده......

17
00:03:23,150 --> 00:03:26,186
‫و کاملا شکست خورده....

18
00:03:26,287 --> 00:03:28,989
‫که این حمله منجر به از دست دادن بعضی کاپیتانها...

19
00:03:29,090 --> 00:03:32,459
‫و اکثر افسران ما شده....
‫همه اینها..

20
00:03:32,493 --> 00:03:36,129
‫با وجود این بوده که من بهش گفتم بودم...
‫که در بولونی دست به ریسکی نزنه.

21
00:03:36,163 --> 00:03:38,632
‫بنابراین...

22
00:03:38,699 --> 00:03:41,001
‫دستور دادم که لرد ساری
‫به اینجا برگرده...

23
00:03:41,135 --> 00:03:44,471
‫تا توسط شما آقایون؛ دلیل رفتارش
‫بررسی بشه.

24
00:03:44,605 --> 00:03:46,940
‫ضمنا...

25
00:03:47,008 --> 00:03:50,644
‫من شما جناب لرد هارتفورد رو
‫به عنوان جانشینش منصوب میکنم.

26
00:03:50,711 --> 00:03:52,646
‫تو همین الان اینجا رو به مقصد بولونی ترک میکنی.

27
00:03:52,680 --> 00:03:55,315
‫همچنین تصمیم گرفتم...

28
00:03:55,349 --> 00:03:57,284
‫به سبب خدمت و استعادش...

29
00:03:57,318 --> 00:03:59,920
‫منشی خودم آقای رایسلی رو

30
00:03:59,954 --> 00:04:02,989
‫از سمت منشی  رایسلی  به سمت...

31
00:04:03,090 --> 00:04:05,091
‫بارون رایسلی منصوب کنم....
‫*لقب اشرافی که از پادشاه دریافت میشد*

32
00:04:05,126 --> 00:04:07,761
‫من واقعا تحت تاثیر قرار گرفتم...

33
00:04:07,828 --> 00:04:10,864
‫و از اعتمادی که بهم دارین...
‫واقعا احساس غرور میکنم.

34
00:04:13,467 --> 00:04:15,268
‫- جناب لرد سافلک؟
‫- اعلیحضرت...

35
00:04:15,303 --> 00:04:17,704
‫شایعاتی درباره ناوگان های بزرگ فرانسوی وجود داره.

36
00:04:17,805 --> 00:04:19,940
‫که دارند خودشون رو برای جنگ آماده و تجهیز میکنند.

37
00:04:20,074 --> 00:04:23,910
‫همچنین امپراطور دستور داده...

38
00:04:23,945 --> 00:04:27,414
‫که ناوگانهای انگلیسی واقع در کشورهای
‫همسایه تحت امپراطوری ما؛ تصرف بشند.
‫*اتریش؛ بلژیک ؛ هلند*...

39
00:04:27,448 --> 00:04:29,783
‫چه پاسخی بدیم؟

40
00:04:29,817 --> 00:04:32,786
‫امپراطور...

41
00:04:32,920 --> 00:04:35,789
‫خدای من.

42
00:04:35,823 --> 00:04:40,093
‫تا میام به دوستانم اعتماد کنم...

43
00:04:40,161 --> 00:04:41,628
‫همه شون بهم خیانت میکنند؟...

44
00:04:45,132 --> 00:04:48,601
‫- ناوگانها جمع آوری...
‫- جناب لرد.

45
00:04:48,636 --> 00:04:51,938
‫جناب لرد هارتفورد.

46
00:04:52,006 --> 00:04:54,474
‫- جناب لرد هارتفورد
‫- عالیجناب

47
00:04:54,575 --> 00:04:56,609
‫میتونیم یه لحظه خصوصی با هم
‫صحبت کنیم؟

48
00:05:03,084 --> 00:05:05,452
‫خب؟

49
00:05:05,519 --> 00:05:08,288
‫به نظر میرسه؛ متاسفانه چیزهای
‫زیادی در مملکت...

50
00:05:08,356 --> 00:05:11,624
‫- اعلیحضرت داره بد میگذره.
‫- چه چیزهائی؟

51
00:05:11,659 --> 00:05:15,328
‫وضعیت بد محصولات کشاورزی و کم شدن خزانه مملکت.

52
00:05:15,463 --> 00:05:19,265
‫طاعون در میان ملوانان ناوگان اعلیحضرت...

53
00:05:19,300 --> 00:05:21,634
‫اونم با اون ناوگانهای خراب و پوسیده.

54
00:05:21,669 --> 00:05:24,037
‫خواهش میکنم؛ عالیجناب
‫منظورتون چیه؟

55
00:05:24,138 --> 00:05:26,673
‫فقر و بیماری در...

56
00:05:26,774 --> 00:05:32,145
‫قلمرو پادشاه همه اش به خاطر حمله

57
00:05:32,279 --> 00:05:35,015
‫غیرقابل تحمل به بولونیه...

58
00:05:35,116 --> 00:05:37,884
‫همینجور که عالیجناب میخواستید.

59
00:05:41,455 --> 00:05:43,623
‫درسته که من مخالف جنگ بودم.

60
00:05:43,691 --> 00:05:46,659
‫ولی نتونستم قانع شون کنم که نجنگند.

61
00:05:46,727 --> 00:05:50,563
‫شما نتونستین برای جنگ اونها رو قانع کنید
‫ولی میتونید اونها رو برای صلح قانع کنید.

62
00:05:53,801 --> 00:05:57,337
‫ترغیب کردن پادشاه برای دست کشیدن از

63
00:05:57,371 --> 00:05:59,506
‫حماقتش در بولونی.

64
00:06:01,675 --> 00:06:03,877
‫من و شما ممکنه به یه توافق هائی دست پیدا کنیم.

65
00:06:06,514 --> 00:06:09,416
‫- جناب لرد.
‫- آقای رایسلی.

66
00:06:09,517 --> 00:06:11,518
‫شما مستحق تبریک گفتنی.

67
00:06:11,652 --> 00:06:13,520
‫متشکرم؛ عالیجناب.

68
00:06:13,654 --> 00:06:15,855
‫باید اعتراف کنم که این ترفیع ناگهانی

69
00:06:15,923 --> 00:06:18,992
‫- فراتر از حد تصورم بود.
‫- نه!

70
00:06:19,026 --> 00:06:21,027
‫باید تصورش رو بکنی..

71
00:06:21,095 --> 00:06:23,530
‫و احساس خوشحالی کنی
‫همین جور که ما هستیم.

72
00:06:23,664 --> 00:06:26,366
‫قطعا برای آرمانهای متعالی ما...

73
00:06:26,434 --> 00:06:30,236
‫و تمایل اعلیحضرت برای برخورد سخت تر

74
00:06:30,337 --> 00:06:33,373
‫با کافران و مرتدان میتونه خوب باشه.

75
00:06:35,342 --> 00:06:38,178
‫خب؛ مطمئنم که عالیجناب
‫درست میفرمایند.

76
00:06:38,212 --> 00:06:42,215
‫ولی از نظر من پادشاه هنوز تغییر پذیره...

77
00:06:42,316 --> 00:06:45,819
‫تعجب میکنم که اون هوز نمیتونه
‫بعضی چیزها رو درک کنه.

78
00:06:48,989 --> 00:06:51,591
‫- هنری!
‫- پدر!

79
00:06:51,692 --> 00:06:54,594
‫بیا اینجا!
‫خیلی خوشحالم که دوباره تو دربار میبینمت.

80
00:06:54,695 --> 00:06:56,763
‫دلم برات تنگ شده بود.

81
00:06:59,033 --> 00:07:00,934
‫بریجیت رو یادته؟

82
00:07:01,035 --> 00:07:03,503
‫بله؛ البته!
‫سلا؛ دوشیزه

83
00:07:03,537 --> 00:07:06,239
‫سلام هنری ؛ من خیلی خوشحالم که
‫دوباره میبینمت.

84
00:07:12,213 --> 00:07:14,114
‫دوشیزه روسولو؛ معشوقه رسمی
‫من هستند.

85
00:07:14,215 --> 00:07:17,183
‫من ناراحتم که میشنوم

86
00:07:17,218 --> 00:07:19,385
‫حضور تو در اینجا باعث ناراحتی
‫مادرت میشه

87
00:07:19,453 --> 00:07:21,955
‫ولی کاریش نمیشه کرد

88
00:07:22,056 --> 00:07:24,791
‫مادرت خیلی وقته که منو ناراحت و غمگین کرده

89
00:07:24,892 --> 00:07:27,594
‫- هنری بیچاره...
‫- نه اون به اندازه کافی بزرگ شده که حقیقت رو بدونه.

90
00:07:29,930 --> 00:07:32,065
‫و بدونه عشق بازیهای زیادی داره.

91
00:07:32,099 --> 00:07:34,200
‫دوشیزه...

92
00:07:34,268 --> 00:07:37,403
‫اگه شما من رو پدرم رو خوشحال میکنید
‫پس مطمئنا منو هم خوشحال کرده اید.

93
00:07:37,471 --> 00:07:39,906
‫میبینی؟

94
00:07:39,974 --> 00:07:42,075
‫بزرگتر و عاقلتر از سنشه.

95
00:07:42,143 --> 00:07:44,077
‫- همچنین تو.
‫- درسته.

96
00:07:44,111 --> 00:07:46,779
‫به سلامتی.

97
00:07:51,252 --> 00:07:53,920
‫- حالتون چطوره اعلیحضرت؟
‫اینو بهت میگم؛ کیت.

98
00:07:53,954 --> 00:07:56,156
‫تو این یک سالی که از فرانسه برگشتم...

99
00:07:56,257 --> 00:07:59,425
‫احساس میکنم ۱۰ بار بهترم.

100
00:07:59,493 --> 00:08:01,895
‫چیزی که بیشتر از همه متنفرم....

101
00:08:01,929 --> 00:08:05,098
‫تفاسیر و تعابیر هستند....

102
00:08:05,132 --> 00:08:07,634
‫مهم نیست کی در دربار صحبت کنه.

103
00:08:07,735 --> 00:08:10,270
‫سفیران؛ کشیش ها...

104
00:08:10,304 --> 00:08:14,440
‫یا درباریان؛ همه حقیقت رو متناسب

105
00:08:14,508 --> 00:08:18,111
‫خودشون تفسیر میکنند.
‫برای خودم خدا شاهده که...

106
00:08:18,179 --> 00:08:20,513
‫من همیشه با صداقت و خلوص نیت صحبت کردم..

107
00:08:20,614 --> 00:08:22,582
‫ولی همه با من ریاکارانه...

108
00:08:22,616 --> 00:08:26,186
‫ظاهرساز و نادرست رفتار میکنند.

109
00:08:30,291 --> 00:08:33,459
‫اعلیحضرت؛ من کتابی نوشتم.

110
00:08:33,494 --> 00:08:36,162
‫میتونم نشونتون بدم؟

111
00:08:36,263 --> 00:08:40,099
‫کتاب؟
‫چه نوع کتابی؟

112
00:08:40,134 --> 00:08:44,771
‫اسم کتاب هست
‫سوگواری برای یک گناهکار.

113
00:08:44,805 --> 00:08:48,141
‫- اعلیحضرت.
‫- قسمت تقدیم شده ها رو بخونید.

114
00:08:54,615 --> 00:08:57,317
‫«....تقدیم به پادشاه و همسرم گرانقدرم»

115
00:08:57,384 --> 00:08:59,485
‫«پادشاه هنری هشتم»....

116
00:08:59,553 --> 00:09:02,121
‫« اون که نه تنها خداشناس و فاضله»...

117
00:09:02,156 --> 00:09:04,791
‫« ...همچنین حضرت موسی ما نیز میباشد»....

118
00:09:04,858 --> 00:09:07,026
‫«...از وقتی کا ما را از اسارت و بردگی»...

119
00:09:07,161 --> 00:09:10,897
‫« فرعون نجات داد»....
‫تو منظورت رم.

120
00:09:18,038 --> 00:09:19,973
‫تو روحانیون پاپ رو آشغال خطاب کردی

121
00:09:20,040 --> 00:09:23,109
‫اونهائی که بذر ظلم و ستم رو کاشتند.

122
00:09:26,213 --> 00:09:28,881
‫« و سپاسگذاری از همسر بزرگوارم»

123
00:09:28,949 --> 00:09:31,751
‫« اون که با کارها و رفتارش راه مقدس رو بهم نشون داد»...

124
00:09:31,852 --> 00:09:35,555
‫«و من رو از جهل ایمان کورکورانه نجات داد...».

125
00:09:35,623 --> 00:09:38,891
‫کیت؛ میفهمی چی نوشتی؟

126
00:09:38,926 --> 00:09:42,862
‫میفهمم اعلیحضرت؛ و نه تنها
‫برای خودم

127
00:09:42,930 --> 00:09:46,733
‫منظورم برای همه مردم بوده.

128
00:09:50,571 --> 00:09:53,706
‫بانوی من.

129
00:09:53,741 --> 00:09:56,175
‫بانو هربرت.

130
00:10:02,049 --> 00:10:04,584
‫اعلیحضرت؛ اسقف گاردینر
‫اینجا هستند.

131
00:10:15,229 --> 00:10:17,397
‫اعلیحضرت.

132
00:10:17,531 --> 00:10:19,365
‫اومدم درخواست...

133
00:10:19,433 --> 00:10:22,402
‫بازداشت و بازجوئی از.......

134
00:10:22,469 --> 00:10:25,905
‫یه کافر پروتستانی به نام «آنا آسیکو» رو بکنم......

135
00:10:26,006 --> 00:10:29,342
‫از اونجائی که میترسیم......

136
00:10:29,410 --> 00:10:32,512
‫دوستانی اینجا در دربار رو داشته باشه....

137
00:10:35,883 --> 00:10:38,051
‫عالیجناب؛ تو اجازه من رو داری.

138
00:10:52,533 --> 00:10:54,734
‫مردم خوب انگلستان...

139
00:10:54,802 --> 00:10:56,703
‫اونها به ما میگویند...

140
00:10:56,737 --> 00:10:59,605
‫که بعضی از ماها حق خوندن کلمات

141
00:10:59,707 --> 00:11:03,276
‫خداوند خود را نداریم.
‫من به شما میگم...

142
00:11:03,377 --> 00:11:06,546
‫که ترجیح میدم چند خط از کتاب مقدس رو بخونم...

143
00:11:06,580 --> 00:11:09,048
‫به جای اینکه در مراسم عشای ربانی شرکت کنم!

144
00:11:09,116 --> 00:11:12,185
‫کشیش ادعا میکند که...

145
00:11:12,219 --> 00:11:14,554
‫شراب تبدیل شده به خون خدا

146
00:11:14,688 --> 00:11:17,223
‫و نان تبدیل شده به جسد خدا!

147
00:11:17,291 --> 00:11:20,293
‫ولی دلیل و برهان چیه؟
‫برید و پیداش کنید

148
00:11:20,394 --> 00:11:22,862
‫دلیل خود شمائید!

149
00:11:22,896 --> 00:11:25,898
‫نان رو اگه سه ماه در جعبه بذارید خواهید دید

150
00:11:25,966 --> 00:11:29,402
‫که کپک زده؛ و تبدیل به چیز خوبی نشده.

151
00:11:29,470 --> 00:11:31,637
‫- راهو باز کنید!
‫همین دلیل موجب شد...

152
00:11:31,739 --> 00:11:34,374
‫که بگم این نمیتونه خدا باشه!

153
00:11:34,408 --> 00:11:37,744
‫- اون زن رو دستگیر کنید!
‫- ایمان...

154
00:11:37,811 --> 00:11:41,280
‫سپر و محافظ من خواهد بود....

155
00:11:53,794 --> 00:11:56,562
‫جناب لرد ساری...

156
00:11:56,597 --> 00:11:59,932
‫طبق گزارشاتی که به دست ما رسیده
‫شما در سنت اتین با شکست مواجه شدید

157
00:12:00,000 --> 00:12:02,034
‫البته این بر خلاف ادعای شماست...

158
00:12:02,102 --> 00:12:04,437
‫با توجه به اینکه سربازای زیادی
‫رو از دست دادید...

159
00:12:04,505 --> 00:12:06,372
‫اونم  نه فقط به خاطر حماقت شما....

160
00:12:06,440 --> 00:12:08,341
‫بلکه به خاطر اعتماد به نفس کاذب

161
00:12:08,409 --> 00:12:10,610
‫و شجاعت غیر منطقی شما.

162
00:12:10,711 --> 00:12:12,745
‫- چه پاسخی برای این اتهامات دارید؟
‫- من پاسخ میدم که...

163
00:12:12,780 --> 00:12:14,647
‫اون شکست محسوب نمیشد.
‫یه طرفش خسارت بود...

164
00:12:14,748 --> 00:12:17,150
‫و اون طرف دیگه اش پیروزی؛
‫در واقع..

165
00:12:17,251 --> 00:12:19,752
‫دشمن خسارت بیشتری نسبت به..
‫ما متحمل گردید.

166
00:12:19,787 --> 00:12:22,588
‫جناب لرد؛ با این وجود خسارات ما
‫دردناکتر بودند...

167
00:12:22,623 --> 00:12:24,557
‫از آنجائی که ما کاپیتانها
‫و افسران مون رو از دست دادیم...

168
00:12:24,591 --> 00:12:28,094
‫که بدون توجه به خطرناک بودنش

169
00:12:28,128 --> 00:12:30,930
‫- در خط جلو بودند
‫- عالیجناب؛ شما هیچوقت در جنگ حضور نداشتید.

170
00:12:30,998 --> 00:12:33,433
‫این افسرها خودشون میخواستند...

171
00:12:33,500 --> 00:12:36,602
‫که در خط جلو بجنگند....

172
00:12:36,637 --> 00:12:38,638
‫اونها موظف بودند که با شجاعت
‫و دلیری مثال زدنی...

173
00:12:38,739 --> 00:12:42,842
‫بجنگند؛ همین جور که ازشون
‫انتظار میرفت.

174
00:12:42,943 --> 00:12:45,011
‫اونها تعداد شون کم بود ولی
‫خطوط دشمن رو شکستند.

175
00:12:45,112 --> 00:12:46,946
‫اونها چهار پنجم دشمن رو از بین بردند.

176
00:12:47,014 --> 00:12:50,116
‫و در این لحظه که فرانسوی ها
‫گیج و آشفته هستند...

177
00:12:50,250 --> 00:12:52,652
‫اگر بعضی از اعضای این شورا

178
00:12:52,753 --> 00:12:55,188
‫من رو با وحشت و هراس فرا نمیخواندند..

179
00:12:55,289 --> 00:12:57,590
‫اون وقت اعلیحضرت مشغول...

180
00:12:57,624 --> 00:13:00,760
‫جشن گرفتن برای این پیروزی بزرگ بود.

181
00:13:02,763 --> 00:13:05,531
‫ولی متاسفانه ایشون جشن نگرفتند.

182
00:13:05,632 --> 00:13:08,534
‫با توجه به اینکه دشمن برتری عددی به شما
‫داشت؛ شما ریسکانه حمله کردید

183
00:13:08,635 --> 00:13:12,038
‫و شما مغلوب شدید.
‫شما مجبور به...

184
00:13:12,139 --> 00:13:14,607
‫فرار از میدان جنگ شدید؛...
‫که سزاوار سرزنشه.

185
00:13:14,675 --> 00:13:18,478
‫یکی از سه راهی که میتونه باعث...

186
00:13:18,612 --> 00:13:21,380
‫تنزل درجه بند جورابی به درجه شوالیه بشه.

187
00:13:21,482 --> 00:13:24,851
‫جناب لرد ساری...

188
00:13:24,952 --> 00:13:26,686
‫برادرم؛ لرد هارتفورد...

189
00:13:26,820 --> 00:13:29,155
‫اتهاماتی علیه شما اعلان کرده...

190
00:13:29,223 --> 00:13:30,957
‫مبنی بر سوء استفاده نادرست از مقام و درجه تون

191
00:13:30,991 --> 00:13:33,359
‫وقتی در بولونی سپهبد بودید.

192
00:13:33,460 --> 00:13:36,028
‫اون اقدام به پاکسازی افرادی کرده

193
00:13:36,129 --> 00:13:38,331
‫که تو اونها رو در مقام قدرت منصوب کرده بودی.

194
00:13:38,398 --> 00:13:41,734
‫قربان؛ مطمئن باشید...

195
00:13:41,835 --> 00:13:44,003
‫کسای زیادی هستند که بهتون خواهند گفت که

196
00:13:44,071 --> 00:13:46,506
‫هنری هاوارد (خودش) هیچوقت اعتبارش

197
00:13:46,540 --> 00:13:48,875
‫رو خدشه دار نخواهد کرد.

198
00:13:49,009 --> 00:13:53,513
‫- این دستان هیچوقت نزدیک به رشوه نشده اند.
‫- به هر حال...

199
00:13:53,547 --> 00:13:56,182
‫این شورا مقام سپهبدی شما رو ابطال میکنه

200
00:13:56,216 --> 00:13:59,852
‫همینجور که مقام کاپیتانی شما در
‫بولونی رو باطل اعلام کرده بود.

201
00:13:59,920 --> 00:14:03,356
‫به تو دستور داده میشه که به بولونی برنگردی.

202
00:14:03,390 --> 00:14:06,993
‫من مطمئنم که اعلیحضرت وقتی

203
00:14:07,027 --> 00:14:10,696
‫با من صحبت کنند؛ این حکم ها رو

204
00:14:10,764 --> 00:14:12,532
‫- باطل و فسخ خواهند کرد...
‫- سرورم...

205
00:14:12,599 --> 00:14:16,869
‫اعلیحضرت نمیخواهند سخنان شما رو گوش بدهند.

206
00:14:21,708 --> 00:14:23,676
‫جدا؟

207
00:14:25,012 --> 00:14:27,013
‫بانوی من.

208
00:14:27,080 --> 00:14:29,148
‫سر ریچارد ریچ اینجا هستند.

209
00:14:33,420 --> 00:14:35,755
‫سر ریچارد

210
00:14:38,191 --> 00:14:40,760
‫- بانو ماری.
‫- خبر آوردی؟

211
00:14:42,829 --> 00:14:44,931
‫متاسفانه باید بگم که عالیجناب چاپیوس...

212
00:14:45,032 --> 00:14:47,333
‫که چندی قبل سفیر امپراطور در اینجا بودند
‫فوت کردند

213
00:14:47,401 --> 00:14:51,270
‫کمی بعد از اینکه به اسپانیا برگشتند.

214
00:15:10,524 --> 00:15:13,392
‫اون مرد خیلی خوبی بود..

215
00:15:13,527 --> 00:15:16,662
‫و یه دوست واقعی....

216
00:15:19,333 --> 00:15:22,068
‫و...الان من هیچکی رو ندارم.

217
00:15:22,169 --> 00:15:25,338
‫بانو ماری...

218
00:15:25,405 --> 00:15:27,740
‫بذارید بهتون اطمینان بدم...

219
00:15:27,874 --> 00:15:30,710
‫که شما هنوز دوست های زیادی
‫در دربار دارید.

220
00:15:30,777 --> 00:15:32,945
‫نه فقط اسقف گاردینر

221
00:15:33,046 --> 00:15:37,683
‫بلکه همچنین ادموند بارنر اسقف لندن
‫و بسیاری دیگر

222
00:15:37,751 --> 00:15:41,387
‫هم کیشان کاتولیک ما هستنند.

223
00:15:41,421 --> 00:15:45,057
‫همچنان به اون چیزی اعتقاد دارند
‫که شما اعتقاد دارید.

224
00:15:45,125 --> 00:15:48,227
‫و شما؟

225
00:15:50,063 --> 00:15:52,131
‫بله.

226
00:16:05,379 --> 00:16:07,747
‫برادر بیچاره من داره به دست
‫پروتستانها و کافران تربیت میشه.

227
00:16:07,814 --> 00:16:11,584
‫و پادشاه هیچ کاری انجام نمیده.

228
00:16:11,652 --> 00:16:14,120
‫مطمئن باشید...

229
00:16:14,254 --> 00:16:16,722
‫که داره کارهائی انجام میشه که اونها رو متوقف کنند.

230
00:16:16,790 --> 00:16:18,724
‫ولی اسقف گاردینر میخوان بدونند که...

231
00:16:18,792 --> 00:16:21,093
‫تو این کارها میتونند روی
‫حمایت شما حساب کننند

232
00:16:21,161 --> 00:16:24,830
‫حتی اگه گزندی به نزدیکان شما هم برسه؟.

233
00:16:32,105 --> 00:16:35,675
‫محبت من رو به عالیجناب برسون.

234
00:16:35,776 --> 00:16:38,778
‫و بهش بگین من از صمیم قلب برای
‫موفقیت شون دعا میکنم.

235
00:16:42,516 --> 00:16:44,684
‫آنا اسکیو.

236
00:16:44,785 --> 00:16:47,253
‫- بله قربان.
‫- ما شنیدیم که تو هوز...

237
00:16:47,287 --> 00:16:50,623
‫در جاهای عمومی اقدام به
‫سخنرانی کفر آمیز میکنی.

238
00:16:50,691 --> 00:16:54,160
‫قربان ؛ من کلمات خدا رو بازگو میکنم

239
00:16:54,294 --> 00:16:56,162
‫به اونهائی که گوش کنند.

240
00:16:56,263 --> 00:16:58,130
‫به نظر میرسه که تو اینجا
‫در ردبار دوستائی داری.

241
00:16:58,198 --> 00:17:00,633
‫جدا از اون؛  به گمونم برادرت هم یک بار

242
00:17:00,667 --> 00:17:02,601
‫در قصر شاه خدمت کرده

243
00:17:02,636 --> 00:17:06,872
‫- بله قربان.
‫به نظر ما ممکنه این دوستان تو...

244
00:17:06,973 --> 00:17:10,276
‫از بانوهایی باشند که در خدمت ملکه هستند....

245
00:17:10,310 --> 00:17:12,978
‫برای مثال همسر دوک سافلک

246
00:17:13,013 --> 00:17:15,347
‫یا بانو هربرت خواهر ملکه.

247
00:17:15,449 --> 00:17:17,316
‫ما میدونیم که تو...

248
00:17:17,384 --> 00:17:20,186
‫وقتی در زندان بودی برای آزادیت پول دریافت کردی.

249
00:17:20,287 --> 00:17:22,988
‫ما بر این باوریم که...

250
00:17:23,123 --> 00:17:26,058
‫که بانوهای مهمی این پول

251
00:17:26,159 --> 00:17:28,194
‫رو برات فرستادند.

252
00:17:32,499 --> 00:17:34,667
‫مردی با کت آبی بود...

253
00:17:34,701 --> 00:17:36,535
‫که ده شیلینگ بهم رسوند.

254
00:17:36,636 --> 00:17:38,904
‫و اون چی گفت؟

255
00:17:41,541 --> 00:17:46,412
‫: اون گفت
‫بانو هرتفورد منو فرستادند.

256
00:17:46,513 --> 00:17:48,881
‫با حمایت و اجازه ملکه.

257
00:17:52,486 --> 00:17:54,820
‫یالا؛ یالا؛ بانو اسکاو!

258
00:17:54,855 --> 00:17:57,356
‫ما میتونیم به حرفت بیاریم.

259
00:18:07,701 --> 00:18:13,105
‫تا حالا به زیرزمین کلیسا برده شده؟

260
00:18:13,206 --> 00:18:16,375
‫- عالیجاب؛ من نمیتونم...
‫- تو کاری رو میکنی...

261
00:18:16,443 --> 00:18:18,911
‫که ما بهت بگیم......

262
00:18:19,045 --> 00:18:21,380
‫سر ادموند.

263
00:18:30,557 --> 00:18:33,225
‫نه! نه!نه!

264
00:18:43,570 --> 00:18:46,272
‫خواهش میکنم. خواهش میکنم!

265
00:18:59,152 --> 00:19:01,120
‫بانو اسکیو.

266
00:19:06,927 --> 00:19:09,962
‫عالیجناب اطلاعات نادرستی از
‫اتفاقات بولونی دریافت کردند.

267
00:19:10,030 --> 00:19:12,665
‫من آماده شنیدن حقایق هستم.

268
00:19:12,799 --> 00:19:14,834
‫باز هم و بازهم؛ مجلس شورا از

269
00:19:14,935 --> 00:19:17,236
‫فرستادن نیروهای تقویتی که
‫خواستار شده بودم؛ اجتناب کرد.

270
00:19:17,304 --> 00:19:21,473
‫حتی پادگان کالیاس هم از فرستادن
‫کمک اجتناب میکرد

271
00:19:21,575 --> 00:19:23,843
‫به جزء اینکه مردای فلج و....

272
00:19:23,944 --> 00:19:26,011
‫لوچ و ضعیف رو فرستانند که نمیتونستند
‫حتی اسلحه رو حمل کنند.

273
00:19:26,112 --> 00:19:30,950
‫و الان حکم هام رو ابطال کردنند.

274
00:19:31,017 --> 00:19:33,619
‫من مردی نیستم که خدمت نکنم.

275
00:19:33,687 --> 00:19:35,588
‫فعالیتی نکنم.

276
00:19:35,622 --> 00:19:38,257
‫و باید بشینم تو خونه و به دیوارها خیره بشم.

277
00:19:38,291 --> 00:19:41,460
‫فکر نمیکنی این مثل پایان زندگی باشه جناب لرد؟.

278
00:19:41,528 --> 00:19:45,197
‫خدا بهت شجاعت و آزادگی عطا کرده.

279
00:19:45,298 --> 00:19:48,667
‫و بعد از جریان سنت اتین بهت خوش شانسی هم عطا کرده.

280
00:19:52,472 --> 00:19:55,507
‫شانس برای یه لحظه تو رو ترک کرد...

281
00:19:55,609 --> 00:19:56,976
‫ولی اگه زود برگرده

282
00:19:57,043 --> 00:19:59,044
‫میتونی دوباره به اعلیحضرت خدمت کنی.

283
00:19:59,145 --> 00:20:02,982
‫و بعدش فرصت این رو داری که...

284
00:20:03,049 --> 00:20:04,984
‫که اعتبار و شرفت رو پس بگیری.

285
00:20:05,051 --> 00:20:06,986
‫از عالیجناب برای صحبت تاشون تشکر مکینم...

286
00:20:07,053 --> 00:20:09,221
‫ولی حقیقت اینه که من تضعیف شدم...

287
00:20:09,322 --> 00:20:12,791
‫و از وقتی به عنوان فرمانده در بولونی
‫شروع به کار کردم این مشکل رو برام پیش آوردند.

288
00:20:12,826 --> 00:20:17,229
‫و الان قسم میخورم...

289
00:20:17,364 --> 00:20:20,332
‫که هرتفورد با زیرکی و زرنگی جای منو غصب کرد.

290
00:20:20,367 --> 00:20:22,334
‫جناب لرد؛ بهت نصیحت میکنم که...

291
00:20:22,469 --> 00:20:23,869
‫با هارتفورد در نیفت.

292
00:20:24,004 --> 00:20:26,238
‫هیچ راهی ندارم.

293
00:20:26,339 --> 00:20:30,342
‫عالیجناب؛ مطمئنا قبل از اینکه شاهزاده

294
00:20:30,410 --> 00:20:33,412
‫به سن بلوغ برسه؛ پادشاه میمیره.

295
00:20:33,513 --> 00:20:36,048
‫خب کی بعدش میاد حکومت میکنه...

296
00:20:36,149 --> 00:20:38,651
‫و مملکت؟

297
00:20:47,160 --> 00:20:49,828
‫فقط یه کم فشارش رو بیشتر کن
‫محض رضای خدا فقط یه کم

298
00:20:49,863 --> 00:20:52,698
‫نه بیشتر.

299
00:20:59,673 --> 00:21:01,540
‫بازم ازت میپرسیم...

300
00:21:01,608 --> 00:21:04,076
‫کدامیک از بانوهای خوابگاه اعلیحضرت...

301
00:21:04,210 --> 00:21:07,880
‫برات پول فرستاد یا وعده آزادی رو بهت داد؟

302
00:21:10,450 --> 00:21:14,019
‫ما میخوایم بدونیم که کدوم یک از بانوهای ملکه...

303
00:21:14,054 --> 00:21:17,256
‫باهات هم کیش و هم عقیده است.

304
00:21:17,390 --> 00:21:20,960
‫یا شاید خود ملکه این کار رو کرده باشه.

305
00:21:21,061 --> 00:21:25,197
‫- باید فشارش رو زیادتر کنیم.
‫- جناب لرد!

306
00:21:25,231 --> 00:21:27,399
‫این کاملا برخلاف...

307
00:21:27,467 --> 00:21:29,535
‫قانون شکنجه پادشاه نسبت به زنه!

308
00:21:29,569 --> 00:21:33,072
‫و من به میل خودم فشارش رو بیشتر نمیکنم.

309
00:21:33,139 --> 00:21:35,641
‫بیخیال سر ادموند ؛ تو که کاملا میدونی
‫ما اجازه پادشاه رو

310
00:21:35,742 --> 00:21:38,444
‫- برای بازجوئی ازش گرفتیم.
‫- کاملا مطمئن نیستم که...

311
00:21:38,578 --> 00:21:41,213
‫اعلیحضرت اجازه رو برای این کار صادر کرده باشه.

312
00:21:44,918 --> 00:21:47,219
‫بیائید!

313
00:21:52,258 --> 00:21:54,994
‫ای زن احمق.
‫بذا یه چیزی...

314
00:21:55,095 --> 00:21:57,563
‫ازت بپرسم.

315
00:21:59,833 --> 00:22:03,435
‫تو میگی که کشیش ها نمیتونند
‫جسم مسیح رو درست کنند؟

316
00:22:03,503 --> 00:22:06,271
‫حرف من اینه سرورم...

317
00:22:06,406 --> 00:22:09,808
‫که هرچی تا حالا خوندم این بوده
‫که خدا انسان رو درست کرده.

318
00:22:09,909 --> 00:22:12,778
‫ولی اینکه انسان بتونه خدا رو به وجود بیاره...

319
00:22:12,812 --> 00:22:15,247
‫تا حالا جائی نخوندم.

320
00:22:15,315 --> 00:22:18,751
‫بعد از تقدیس جسم مسیح به وجود نمیاد؟

321
00:22:18,785 --> 00:22:21,453
‫نه؛ فقط نان تقدیس میشه.

322
00:22:21,521 --> 00:22:23,555
‫و چی میشه اگه موش بعد از تقدیس

323
00:22:23,590 --> 00:22:26,458
‫نان رو بخوره؟

324
00:22:26,593 --> 00:22:29,161
‫چه بلائی سر موش میاد؟

325
00:22:29,262 --> 00:22:31,964
‫ها؟

326
00:22:32,065 --> 00:22:34,900
‫چی میگی زن احمق؟

327
00:22:37,137 --> 00:22:39,772
‫من میگم که اون موش ملعون میشه.

328
00:22:39,839 --> 00:22:42,808
‫موش بیچاره.

329
00:23:22,048 --> 00:23:24,316
‫- چی شده؟
‫- اعلیحضرت...

330
00:23:24,350 --> 00:23:27,486
‫که بانو آنا اسکیو...

331
00:23:27,520 --> 00:23:29,788
‫داره برخلاف قوانین شکنجه

332
00:23:29,823 --> 00:23:31,890
‫اعلیحضرت شکنجه میشه.

333
00:23:47,674 --> 00:23:49,575
‫تو کار درستی رو کردی که اومدی پیش من.

334
00:23:49,676 --> 00:23:53,011
‫حالا من بهت توضیح میدم.

335
00:23:54,881 --> 00:23:56,748
‫در حالت ارتداد افراطی...

336
00:23:56,850 --> 00:24:01,353
‫هیچ فرقی بین مرد و زن در شکنجه شون وجود نداره.

337
00:24:03,356 --> 00:24:05,390
‫محض اطلاعت سر ادموند...

338
00:24:05,492 --> 00:24:07,759
‫شیطان به شکل های گوناگونی در میاد.

339
00:24:07,861 --> 00:24:11,029
‫و با این وجود باز هم شیطان وجود داره.

340
00:24:20,373 --> 00:24:24,776
‫بیدار شو.
‫بیدار شو!

341
00:24:30,550 --> 00:24:34,052
‫ما میخوایم دوباره درباره ملکه ازت سوال کنیم.

342
00:24:38,691 --> 00:24:41,093
‫حرف یزن؛ بانو.

343
00:24:41,161 --> 00:24:45,230
‫اعلیحضرت؛ پادشاه!

344
00:24:48,000 --> 00:24:53,231
‫مجلس؛    ۲۴
‫دسامبر سال ۱۵۴۵

345
00:25:17,497 --> 00:25:20,065
‫دوستای خوب و محبوب من...

346
00:25:20,166 --> 00:25:24,102
‫امروز اینجا اومدم که باهاتون صحبت کنم

347
00:25:24,170 --> 00:25:27,272
‫تا در جریان آنچه در قلب و ذهن من میگذره باشید.

348
00:25:27,340 --> 00:25:30,909
‫باید عشق کامل و همدلی...

349
00:25:30,944 --> 00:25:33,478
‫در این مملکت وجود داشته باشه.
‫ولی به جاش...

350
00:25:33,580 --> 00:25:35,681
‫مخالفت و اختلاف

351
00:25:35,782 --> 00:25:37,916
‫در هر مکان و خونه ای وجود داره.

352
00:25:37,984 --> 00:25:41,620
‫چطور میشه انتظار رفت که عشق
‫واقعی بین مردان دین باشه...

353
00:25:41,654 --> 00:25:45,457
‫وقتی یکی به اون یکی میگه کافر؟

354
00:25:45,491 --> 00:25:49,528
‫و بقیه بهش طرفدار پاپ و منافق میگند؟

355
00:25:49,629 --> 00:25:51,630
‫آیا این نشونه ای از خوش قلبی

356
00:25:51,764 --> 00:25:54,466
‫بین شما رو میرسونه؟
‫آیا اینها نشونه ای

357
00:25:54,500 --> 00:25:58,804
‫از دوستی برادرانه است؟
‫مردم به روشنی...

358
00:25:58,938 --> 00:26:02,808
‫نگاه میکنند. و شما تاریکی رو بهشون نشون میدید.

359
00:26:02,842 --> 00:26:05,644
‫و شمایی که کشیش نیستید...

360
00:26:05,678 --> 00:26:07,946
‫شما خالی از کینه توزی و حسادت نمیشید

361
00:26:07,981 --> 00:26:09,982
‫با این تهمت هائی که

362
00:26:10,049 --> 00:26:12,718
‫به کشیش ها و اسقف ها میزنید
‫و اونها رو ملامت میکنید.

363
00:26:12,819 --> 00:26:15,120
‫شما دارید کار کشیش ها رو مورد
‫قضاوت و بررسی قرار میدید

364
00:26:15,154 --> 00:26:17,889
‫اون هم با نور کم رنگ ذهن خیالی

365
00:26:17,991 --> 00:26:20,359
‫و تفاسیر بیهوده تون.

366
00:26:20,493 --> 00:26:24,329
‫اگر چه شما اجازه خوندن کتاب مقدس رو دارید...

367
00:26:24,397 --> 00:26:26,465
‫ولی باید این رو بدونید که.......

368
00:26:26,532 --> 00:26:31,003
‫فقط برای قانع کردن وجدان خود میتونید این کار رو بکنید.

369
00:26:31,070 --> 00:26:35,007
‫نه اینکه اختلاف پراکنی کنید
‫و برا خودتون کتاب بنویسید.

370
00:26:37,844 --> 00:26:41,013
‫من بهتون کتاب مقدس دادم که با
‫زبان خودتون اون رو بخونید ؛ ولی متاسفانه دارم میبینم...

371
00:26:41,080 --> 00:26:43,682
‫که بارزش ترین جواهر که همون سخن خدا باشه

372
00:26:43,750 --> 00:26:47,853
‫مورد مناقشه و اختلاف واقع شده

373
00:26:47,887 --> 00:26:51,323
‫و بحث درباره اون در هر آبجو فروشی و
‫میخانه ای در این مملکت دیده میشه.

374
00:26:54,560 --> 00:26:57,496
‫من به عنوان نائب خدا در اینجا

375
00:26:57,530 --> 00:26:59,731
‫دارم این تفرقه های منسوخ شده

376
00:26:59,866 --> 00:27:02,034
‫و گزارش های تحریف شده رو میبینم.

377
00:27:02,068 --> 00:27:04,569
‫و الان خدا من رو

378
00:27:04,671 --> 00:27:06,672
‫به عنوان بنده به درد نخور میبینه.

379
00:27:06,739 --> 00:27:10,342
‫بنابراین...

380
00:27:10,376 --> 00:27:13,278
‫با همدیگه خوش قلب باشید...

381
00:27:13,379 --> 00:27:16,682
‫مثل دو تا برادر.

382
00:27:16,749 --> 00:27:18,750
‫با عشق...

383
00:27:18,851 --> 00:27:21,386
‫و وحشت؛ و خدمت به خدا همینجور که من...

384
00:27:21,421 --> 00:27:24,122
‫به عنوان رهبر و در راس شما

385
00:27:24,223 --> 00:27:27,125
‫در کنارتون هستم.

386
00:27:27,226 --> 00:27:29,861
‫و شک ندارم که با عشق...

387
00:27:29,896 --> 00:27:32,731
‫و پیوستگی و نزدیکی که در اول صحبت هام گفتم

388
00:27:32,799 --> 00:27:35,634
‫هیچی نمیتونه رابطه بین ما رو

389
00:27:35,735 --> 00:27:38,136
‫بشکنه و یا از بین ببره.

390
00:28:15,775 --> 00:28:18,143
‫پادشاه چی میگفت؛ سر توماس؟

391
00:28:18,244 --> 00:28:20,512
‫اون از اختلافات مذهبی در مملکت عصبانی بود.

392
00:28:20,613 --> 00:28:22,614
‫اون گفت که به مردم اجازه داده که
‫کتاب مقدس رو بخونند

393
00:28:22,648 --> 00:28:26,118
‫نه اینکه در تفاسیرش با هم اختلاف کنند.

394
00:28:26,185 --> 00:28:28,920
‫از نظر من اعلیحضرت مثل کسیه که...

395
00:28:28,988 --> 00:28:31,590
‫داره مرد بی پروائی رو از بالاترین
‫نقطه یه برج پرت میکنه

396
00:28:31,657 --> 00:28:33,992
‫و تو وسطای سقوطش میخواد نگهش داره.

397
00:28:34,093 --> 00:28:35,927
‫ولی مطمئنا رهائی ما

398
00:28:36,062 --> 00:28:38,463
‫از ظلم و ستم رم و ایمان کورکورانه

399
00:28:38,598 --> 00:28:40,932
‫پایان راه اصلاحات

400
00:28:41,067 --> 00:28:44,102
‫و تجدید حیات مسیحی ما نیست؛ بلکه
‫شروعشه.

401
00:28:44,170 --> 00:28:46,405
‫پادشاه فکر میکنه تنها خودش اراده

402
00:28:46,439 --> 00:28:48,774
‫خدا رو میدونه؛ و هرچی اون فکر میکنه

403
00:28:48,908 --> 00:28:51,443
‫باید خط و مشی دینی باشه؛ حالا
‫هرچی الکی و خیالی باشه.

404
00:28:51,511 --> 00:28:54,479
‫مثل اینکه اون مذهب مخصوص خودش رو داره.

405
00:28:54,614 --> 00:28:58,016
‫و الان اون میخواد با عشق و خوش قلبی
‫اختلافات رو کنار بگذاریم.

406
00:28:58,117 --> 00:29:00,952
‫سرتوماس؛ اون هنوز پادشاهه.

407
00:29:01,020 --> 00:29:03,021
‫و اگه اون درخواست دوستی و خوش قلبی میکنه...

408
00:29:03,122 --> 00:29:06,958
‫پس اون دقیقا کاری رو میخواد که مسیح خواسته.

409
00:29:07,093 --> 00:29:09,795
‫بانو؛ اوضاع از دست پادشاه خارج شده.

410
00:29:09,829 --> 00:29:12,130
‫و چه بخواد یا نخواد...

411
00:29:12,198 --> 00:29:15,133
‫به راحتی نمیتونه این بساط رو جمع کنه.

412
00:29:17,904 --> 00:29:20,772
‫آشفته به نظر میای؛ چیزی شده؟

413
00:29:20,840 --> 00:29:24,309
‫درحال حاضر بیشتر از هر زمانی از
‫از دسیسه مردم میترسم.

414
00:29:24,377 --> 00:29:27,045
‫که چه جوری دارند برای دربار
‫و پادشاه نقشه میچینند.

415
00:29:28,981 --> 00:29:31,883
‫میتونم حسش کنم؛ ولی شناختی ندارم.

416
00:29:31,951 --> 00:29:35,520
‫به نظر نمیرسه هیچ کس حتی
‫پادشاه به من اعتماد کنه.

417
00:29:35,621 --> 00:29:39,324
‫- ولی این بهتر نیست؟
‫- از یه طرفی...

418
00:29:39,392 --> 00:29:42,127
‫فرصت بیشتری بهم میده که
‫بتونم در کنار عشقم باشم.

419
00:29:44,330 --> 00:29:46,465
‫از طرف دیگه منو از کمک به امور مملکت

420
00:29:46,499 --> 00:29:49,434
‫غافل میکنه؛ به خصوص در شرایط کنونی.

421
00:29:49,535 --> 00:29:51,336
‫این مردان هم پیمان شدند تا آینده شون و

422
00:29:51,437 --> 00:29:54,539
‫و منافع خودش شون رو تامین و تضمین کنند.

423
00:29:54,640 --> 00:29:56,808
‫ولی من متوجه نمیشم.

424
00:29:56,909 --> 00:29:58,810
‫چه جوری میتونند آینده شون رو تامین کنند؟

425
00:29:58,911 --> 00:30:00,979
‫با تحت اختیار در آوردن شاهزاده.

426
00:30:04,350 --> 00:30:07,686
‫ظاهرا فکر میکنند که پادشاه دیگه خیلی
‫ناتوان و رنجور شده.

427
00:30:07,820 --> 00:30:10,355
‫و آنقدر عمر نمیکنه که...

428
00:30:10,389 --> 00:30:12,557
‫شاهزاده به سن بلوغ رسیده باشه.

429
00:30:14,660 --> 00:30:17,195
‫تو هنوز پادشاه رو دوست داری؟

430
00:30:21,734 --> 00:30:23,835
‫- جناب لرد هارتفورد.
‫- اعلیحضرت.

431
00:30:23,903 --> 00:30:26,204
‫خب؛ پس صلح با فرانسه است.

432
00:30:29,542 --> 00:30:31,676
‫فقط اگه اعلیحضرت شرایط رو قبول کنند.

433
00:30:31,744 --> 00:30:35,747
‫چه شرایطی؟

434
00:30:41,521 --> 00:30:43,822
‫بعد گذشت ۸ سال...

435
00:30:43,890 --> 00:30:46,024
‫اعلیحضرت باید بولونی رو برگردونند.

436
00:30:46,158 --> 00:30:48,827
‫درعوض...

437
00:30:48,961 --> 00:30:52,130
‫در عوض اونها دو ملیون سکه به ما پرداخت کنند.

438
00:30:55,868 --> 00:30:58,570
‫- دو ملیون؟
‫- بله اعلیحضرت.

439
00:30:58,671 --> 00:31:01,673
‫دریاسالار فرانسه کلود دی آنابولت...

440
00:31:01,807 --> 00:31:05,143
‫به اینجا دربار اعلیحضرت خواهند آمد
‫تا معاهده رو امضا کنند.

441
00:31:05,211 --> 00:31:08,580
‫اگه اعلیحضرت مایل باشند.

442
00:31:08,681 --> 00:31:10,582
‫اعلیحضرت؟

443
00:31:13,853 --> 00:31:17,522
‫تو کارت رو خوب انجام دادی لرد هارتفورد.

444
00:31:20,760 --> 00:31:23,028
‫اعلیحضرت.

445
00:31:29,101 --> 00:31:32,103
‫- جناب لرد.
‫- اعلیحضرت.

446
00:31:32,204 --> 00:31:33,738
‫عالیجناب اسقف گاردینر...

447
00:31:33,839 --> 00:31:35,840
‫درحال بازجوئی از کافر آنا اسکیو هستند

448
00:31:35,875 --> 00:31:38,176
‫و درخواست اجازه اعلیحضرت

449
00:31:38,210 --> 00:31:40,946
‫برای بازداشت سه تن از بانوهای ملکه رو دارند

450
00:31:41,047 --> 00:31:44,349
‫که شامل خواهرملکه بانو

451
00:31:44,417 --> 00:31:46,585
‫هاربرت هم هست.

452
00:31:46,686 --> 00:31:48,720
‫عالیجناب میخواهند ازشون بازجوئی کنند

453
00:31:48,721 --> 00:31:51,389
‫که آیا چیزها و کتاب های ممنوعه نگهداری
‫میکنند یا نه.

454
00:32:00,933 --> 00:32:03,368
‫- کنار در بمون.
‫- بله سرورم.

455
00:32:06,405 --> 00:32:08,306
‫آقایون.

456
00:32:08,407 --> 00:32:11,242
‫- سرورم.
‫- سرورم.

457
00:32:15,481 --> 00:32:18,583
‫این ریسک و مسئولیت بزرگیه...

458
00:32:18,651 --> 00:32:20,552
‫و وابسته به جون مونه.

459
00:32:20,620 --> 00:32:23,722
‫ولی قبلش باید تصمیم بگیریم که

460
00:32:23,789 --> 00:32:25,790
‫که چه جوری به قصر شاهزاده دسترسی پیدا کنیم

461
00:32:28,594 --> 00:32:30,662
‫و چه جوری نگهبانهایی که از شاهزاده محافظت میکنند رو

462
00:32:30,763 --> 00:32:32,330
‫از پیش رو برداریم

463
00:32:32,431 --> 00:32:35,800
‫و اون رو برداریم.

464
00:32:38,170 --> 00:32:40,505
‫آقایون؛ برای اینکه خیال تون راحت باشه

465
00:32:40,606 --> 00:32:45,777
‫اون که وارث تخته بعد از مدتی

466
00:32:45,845 --> 00:32:48,980
‫تخت و تاجشو به ارث میبره.

467
00:33:14,140 --> 00:33:17,175
‫- لرد رایسلی.
‫- بانوی من.

468
00:33:17,309 --> 00:33:21,646
‫- عالیجناب.
‫- بانوی من.

469
00:33:26,385 --> 00:33:29,287
‫- میتونم برقصم؟
‫- البته که میتونی بانوی من.

470
00:33:40,566 --> 00:33:43,001
‫خیلی خوشحالم که از فرانسه بازگشتید.

471
00:33:43,035 --> 00:33:45,203
‫متشکرم؛ بانوی من.

472
00:33:45,337 --> 00:33:48,306
‫اسقف گاردینر خواهرم رو...

473
00:33:48,374 --> 00:33:51,009
‫به همراه دو تا از خانم های من
‫به دلیل سوء ظن از کفر بازداشت کرده.

474
00:33:53,212 --> 00:33:57,182
‫- عالیجناب.
‫- بانو ماری.

475
00:34:00,052 --> 00:34:01,953
‫بازجوئیهات چطور پیش میره؟

476
00:34:02,054 --> 00:34:05,223
‫خوب پیش میره.

477
00:34:05,357 --> 00:34:07,726
‫ما چند تا کتاب از

478
00:34:07,793 --> 00:34:11,563
‫کمدهای خانمهای ملکه پیدا کردیم

479
00:34:11,630 --> 00:34:14,132
‫که در این مورد بیشتر از آنها بازجوئی خواهیم کرد.

480
00:34:14,233 --> 00:34:17,402
‫و اون کافر آنا اسکیو؟

481
00:34:17,470 --> 00:34:20,138
‫خوشحالم که بهتون بگم؛ بانوی من

482
00:34:20,239 --> 00:34:23,975
‫با دستور اعلیحضرت اون محکوم به

483
00:34:24,076 --> 00:34:26,244
‫سوزاندن در میدان شهر شده.

484
00:34:35,888 --> 00:34:37,889
‫- SEIZE HIM!

485
00:34:40,092 --> 00:34:42,560
‫جناب لرد ساری شما به جرم خیانت بازداشت هستید.

486
00:34:59,578 --> 00:35:02,680
‫- آقا؛ آقا.
‫- چی میخوای ؛ بانوی من؟

487
00:35:02,748 --> 00:35:05,350
‫بیا.

488
00:35:05,451 --> 00:35:08,520
‫این رو دور گردنش بنداز.

489
00:35:08,621 --> 00:35:10,288
‫این فورا درد و رنجش رو تموم میکنه.

490
00:35:10,356 --> 00:35:13,291
‫بگیرش.

491
00:35:13,325 --> 00:35:15,260
‫نه فقط برای پول...

492
00:35:15,294 --> 00:35:17,929
‫بلکه برای خشنودی خدا.

493
00:36:01,841 --> 00:36:04,075
‫بانو هارتفورد.

494
00:36:04,176 --> 00:36:06,744
‫چی میخوای؟

495
00:36:06,846 --> 00:36:09,480
‫فقط میخواستم بدونی که اسقف گاردنیر
‫میخواد تو رو ببینه.

496
00:36:09,515 --> 00:36:13,651
‫خیلی زود.

497
00:36:21,527 --> 00:36:23,862
‫این چیه؟

498
00:36:23,963 --> 00:36:26,865
‫باروت.

499
00:36:26,899 --> 00:36:29,367
‫هدیه ای از یک دوست.

500
00:37:21,787 --> 00:37:24,122
‫جناب لرد ساری.

501
00:37:24,256 --> 00:37:26,758
‫اگر پادشاه باید بمیره...

502
00:37:26,825 --> 00:37:30,728
‫و شاهزاده رو در سن بچگی به جا بگذاره؛ تو کی

503
00:37:30,796 --> 00:37:33,231
‫رو پیشنهاد میکنی که این مملکت رو بگردونه؟

504
00:37:33,265 --> 00:37:35,767
‫به هر حال...

505
00:37:35,834 --> 00:37:38,269
‫تو گفته بودی در همچین حالتی

506
00:37:38,304 --> 00:37:41,105
‫مسلط بر اون و حکمروا به نیابت از اون خواهی بود؟

507
00:37:41,173 --> 00:37:43,841
‫یاجملاتی که همین معنی رو بده؟

508
00:37:43,943 --> 00:37:47,211
‫آره؛ من سوال رو متوجه شدم.

509
00:37:50,783 --> 00:37:52,583
‫همچنین درسته که تو عمدا میخواستی

510
00:37:52,651 --> 00:37:54,752
‫نشان  و سلاح سلطنتی پادشاه اداوراد رو برداری؟

511
00:37:54,887 --> 00:37:57,288
‫و بعد ادعا کنی که شاهزاده بعدی
‫هستی یا باهاش فامیل هستی؟

512
00:38:00,259 --> 00:38:03,928
‫من فقط برای دفاع شخصی در کتم
‫سلاح دارم

513
00:38:04,063 --> 00:38:05,997
‫سر ریچارد.

514
00:38:06,098 --> 00:38:07,765
‫من این رو بهت میگم جناب لرد ساری

515
00:38:07,833 --> 00:38:10,134
‫که اگه تو در مملکت صاحب قدرت بشی

516
00:38:10,235 --> 00:38:15,273
‫من میرم خارج از کشور و همونجا میمونم

517
00:38:15,341 --> 00:38:17,942
‫چون از کینه توزیت میترسم.

518
00:38:18,077 --> 00:38:22,080
‫من کینه توز هستم ولی به اندازه تو پست
‫و ناچیز نیستم.

519
00:38:22,114 --> 00:38:25,083
‫کینه توزیم بیشتر شده.

520
00:38:25,150 --> 00:38:28,086
‫اون گفته کینه توزیم بیشتر شده؟

521
00:38:28,153 --> 00:38:30,588
‫بله اعلیحضرت.

522
00:38:30,689 --> 00:38:33,391
‫خبرچینان من بهم گفتند که

523
00:38:33,459 --> 00:38:35,460
‫قصد ساری و همیارانش

524
00:38:35,527 --> 00:38:38,663
‫غصب قدرت به وسیله قتل

525
00:38:38,764 --> 00:38:40,631
‫تمام اعضای شورا بوده

526
00:38:40,666 --> 00:38:42,467
‫که بتونند به تنهائی شاهزاده رو
‫در اختیار خودشون داشته باشند.

527
00:38:42,534 --> 00:38:46,070
‫خدا مانع از موفقیت این

528
00:38:46,138 --> 00:38:48,740
‫- نقشه شوم شون شد!
‫- بله اعلیحضرت.

529
00:38:48,841 --> 00:38:51,843
‫شکر خدا که این نقشه خنثی شد.

530
00:38:56,648 --> 00:38:59,050
‫دوستش داشتم.

531
00:38:59,151 --> 00:39:00,985
‫آره؛ همیشه به عنوان یه مغرور

532
00:39:01,053 --> 00:39:04,522
‫و احمق شناخته میشد؛ ولی با همه
‫اینها دوستش داشتم.

533
00:39:09,595 --> 00:39:12,330
‫حالا دیگه از چشم افتاد.

534
00:39:38,657 --> 00:39:41,893
‫- مارتین.
‫- بله سرورم.

535
00:39:49,201 --> 00:39:51,602
‫- خنجر رو آوردی؟
‫- بله سرورم.

536
00:39:51,703 --> 00:39:55,273
‫باریکلا.

537
00:39:58,377 --> 00:40:00,445
‫بیا این طرف.

538
00:40:20,632 --> 00:40:22,600
‫اون روخونه است.

539
00:40:22,701 --> 00:40:26,104
‫تو شب ؛ مد ارتفاع اون رو بالاتر میاره.

540
00:40:26,238 --> 00:40:28,906
‫میتونم عرض رودخونه رو طی کنم.

541
00:40:28,974 --> 00:40:31,742
‫الان برو به لنگرگاه

542
00:40:31,777 --> 00:40:34,212
‫یه قایقی گیر بیار.
‫و اونجا منتظرم باش.

543
00:40:34,279 --> 00:40:36,714
‫نیمه شب باید خودم رو بهت برسونم.

544
00:40:36,748 --> 00:40:39,383
‫به خاطر خدا کاری که ازت
‫خواستم رو انجام بده.

545
00:40:39,418 --> 00:40:42,887
‫- چون اگه از اینجا فرار نکنم...
‫- بله سرورم.

546
00:40:46,291 --> 00:40:49,393
‫خواهرم؛ قربونت برم

547
00:40:49,461 --> 00:40:51,963
‫دیگه گریه نکن.

548
00:40:52,064 --> 00:40:56,200
‫تو آزاد شدی!
‫هیچ چی معلوم نشده.

549
00:40:56,268 --> 00:40:59,203
‫همه چی روبراه خواهد شد.

550
00:40:59,271 --> 00:41:01,205
‫باور کن

551
00:41:01,240 --> 00:41:03,207
‫همه چی درست خواهد شد.

552
00:41:05,277 --> 00:41:08,212
‫آن عزیزم ؛ تو در امانی.

553
00:41:08,280 --> 00:41:11,082
‫تو در امانی.

554
00:41:26,899 --> 00:41:29,167
‫در رو ببندید!

555
00:41:47,786 --> 00:41:50,188
‫اون داره فرار میکنه!
‫کمکم کنید.

556
00:42:02,267 --> 00:42:05,803
‫سروران؛ اعضای هیئت منصفه.

557
00:42:05,871 --> 00:42:08,773
‫با تمام جرمهائی که ارل مرتکب شده

558
00:42:08,807 --> 00:42:11,676
‫او مستحق مرگه.

559
00:42:11,777 --> 00:42:13,945
‫اول اینکه با غصب سلاح  سلطنتی

560
00:42:14,046 --> 00:42:16,147
‫امیدوار بود که

561
00:42:16,215 --> 00:42:18,549
‫میتونه به پادشاهی برسه؛ و دیگری

562
00:42:18,650 --> 00:42:21,652
‫با سعی بر فرار از زندان که

563
00:42:21,687 --> 00:42:25,556
‫- که اثبات میکنه اون گناهکاره.
‫- تو در اشتباهی!

564
00:42:25,657 --> 00:42:28,659
‫تو با گرفتن یه تیکه طلا
‫پدرت رو هم محکوم میکنی!

565
00:42:30,696 --> 00:42:33,164
‫من هیچوقت به دنبال غصب سلاح پادشاه نبودم.

566
00:42:33,232 --> 00:42:36,200
‫همین جور که همه میدونند...

567
00:42:36,335 --> 00:42:38,402
‫اجداد من برام به یادگار گذاشتند!

568
00:42:40,672 --> 00:42:44,208
‫برید به کلیسای نورفلک
‫و میبینید که اونجا وجود داره.

569
00:42:44,343 --> 00:42:46,477
‫که ۵۰۰ ساله که اونجاست.

570
00:42:46,511 --> 00:42:49,213
‫خودتو کنترل کن ؛ جنال لرد!

571
00:42:49,348 --> 00:42:51,182
‫برنامه و هدفت...

572
00:42:51,250 --> 00:42:55,853
‫- که با خیانت به اعلیحضرت به پادشاه بشی.
‫- و تو!

573
00:42:55,887 --> 00:42:59,023
‫تو گربه لهستانی!

574
00:42:59,584 --> 00:43:02,083
‫تو این وسط چکاره ای؟

575
00:43:02,184 --> 00:43:04,784
‫بهتره زبانت رو تو دهنت نگه داری!

576
00:43:04,885 --> 00:43:09,402
‫این مملکت خیری ندیده از وقتی پادشاه جانورائی

577
00:43:09,503 --> 00:43:12,418
‫مثل تو رو در اداره حکومت قرار داده!

578
00:43:17,467 --> 00:43:19,804
‫سکوت دادگاه رو حفظ کنید!

579
00:43:19,872 --> 00:43:22,377
‫سکوت!

580
00:43:22,478 --> 00:43:26,353
‫اگه ادعا میکنی که اتهامات بی اساس هستند

581
00:43:26,420 --> 00:43:29,426
‫میشه توضیح بدی که چرا سعی کردی
‫که از برج فرار کنی؟

582
00:43:32,001 --> 00:43:34,841
‫سعی کردم که فرار کنم تا نتونم در

583
00:43:34,942 --> 00:43:38,450
‫این خیمه شب بازی که هستم حضور داشته باشم.

584
00:43:40,388 --> 00:43:44,229
‫و تو جناب لرد خوب میدونی که...

585
00:43:44,330 --> 00:43:48,138
‫مهم نیست که کسی درستکار باشه

586
00:43:48,206 --> 00:43:51,044
‫همیشه راهی برای گناهکار کردنش پیدا میکنند.

587
00:43:53,049 --> 00:43:55,320
‫جناب لرد؛ برای حضورت در این مکان فقط باید

588
00:43:55,421 --> 00:43:58,427
‫- خودت رو مقصر بدونی.
‫- نه.

589
00:43:58,495 --> 00:44:01,867
‫کار یه دشمن به ظاهر دوست بود.

590
00:44:01,968 --> 00:44:04,605
‫نیت و قصد من خیر بود.

591
00:44:04,706 --> 00:44:06,609
‫رفیق قدیمیم....

592
00:44:06,710 --> 00:44:08,879
‫و دوست عزیزم بهم خیانت کرد.

593
00:44:11,817 --> 00:44:14,353
‫هنری هاوارد...

594
00:44:14,421 --> 00:44:17,056
‫- دفاعت چیه؟
‫- گناهکار نیستم.

595
00:44:20,462 --> 00:44:22,430
‫چجوری اثباتش میکنی؟

596
00:44:22,498 --> 00:44:26,736
‫به وسیله خدا و به وسیله کشور.

597
00:44:50,011 --> 00:44:52,047
‫میدونم که از ارل متنفرم.

598
00:44:52,114 --> 00:44:56,487
‫- ولی تعجب کردم که شما هم با من در این شریک هستید.
‫- جناب لرد...

599
00:44:56,588 --> 00:45:00,393
‫خب نباید تعجب بکنی که ارل از هر دوی ما
‫به یک اندازه متنفره.

600
00:45:00,461 --> 00:45:02,997
‫به همین خاطر مطمئنم..

601
00:45:03,065 --> 00:45:06,937
‫نبود اون به نفع همه ماست....

602
00:45:07,038 --> 00:45:10,510
‫من موافقم.

603
00:45:10,611 --> 00:45:14,416
‫سرورانم؛ منو ببخشید.

604
00:45:14,517 --> 00:45:16,652
‫به عنوان نماینده اعضای هیئت منصفه
‫باید به سرورانم بگم...

605
00:45:16,720 --> 00:45:19,657
‫ما هیچ مدرکی دال بر محکومیت و گناهکار بودن
‫ارل پبدا نکردیم.

606
00:45:19,725 --> 00:45:22,595
‫برای ما واضح و روشنه...

607
00:45:22,662 --> 00:45:24,797
‫حق این رو داشته که نشان سلطنتی ادوارد

608
00:45:24,899 --> 00:45:28,502
‫رو حمل کنه.
‫ودر موضوع نقشه برای اعلیحضرت...

609
00:45:28,570 --> 00:45:32,608
‫مدارک محکم و معتبری که دال بر این
‫موضوع باشه پیدا نکردیم.

610
00:45:32,676 --> 00:45:35,144
‫آقایون...

611
00:45:35,212 --> 00:45:37,514
‫ما فکر نمیکنیم که درست باشه
‫ارل رو با این...

612
00:45:37,615 --> 00:45:40,217
‫چیزهای جزئی محکوم کرد....

613
00:45:40,285 --> 00:45:42,253
‫سرکریستوفر از کی تا حالا...

614
00:45:42,321 --> 00:45:46,625
‫بیگناهی جون یه شخصی رو نجات داده

615
00:45:46,693 --> 00:45:48,962
‫وقتی پادشاه تشخیص داده که
‫اون شخص مناسب زندگی کردن در اجتماع نیست؟

616
00:45:49,030 --> 00:45:51,132
‫سرورم.

617
00:45:51,200 --> 00:45:53,535
‫این یه دادرسی مبتنی بر قانونه.

618
00:45:53,636 --> 00:45:55,605
‫آقای هایدن...

619
00:45:55,673 --> 00:45:58,509
‫اگه قبلا نمیدونستی بهتره بدونی.

620
00:45:58,577 --> 00:46:00,412
‫قانون اون چیزیه که اعلیحضرت میگن.

621
00:46:00,480 --> 00:46:03,783
‫واگه تو اعلیحضرت رو خشمگین کنی...

622
00:46:03,850 --> 00:46:07,255
‫پس با تو هم به شدت برخورد خواهیم کرد....

623
00:46:37,196 --> 00:46:39,131
‫چی شده بانو ماری؟

624
00:46:39,199 --> 00:46:42,669
‫- حالتون خوب نیست؟
‫نه بانو.

625
00:46:42,770 --> 00:46:46,574
‫پس چیه؟

626
00:46:49,245 --> 00:46:51,680
‫شایعاتی رو شنیدم.

627
00:46:51,781 --> 00:46:54,116
‫شایعات درباره چی؛ بانو ماری؟

628
00:46:54,217 --> 00:46:57,820
‫سفیر جدید امپراطور بهم گفت...

629
00:46:57,888 --> 00:46:59,956
‫که در آنتورپ بلژیک و دیگر کشورها

630
00:47:00,024 --> 00:47:02,959
‫دارند میگند که پادشاه دنبال
‫اختیار کردن همسر جدیده.

631
00:47:03,061 --> 00:47:05,963
‫و چرا باید این رو بگند؟

632
00:47:08,135 --> 00:47:11,605
‫مدت زیادی از ازدواجت گذشته و...

633
00:47:11,706 --> 00:47:15,309
‫تو هنوز بچه ای رو تقدیم به اعلیحضرت نکردی.

634
00:47:18,080 --> 00:47:20,114
‫بانو ماری..

635
00:47:22,518 --> 00:47:24,586
‫ما ناسلامتی با هم دوست بودیم.

636
00:47:24,653 --> 00:47:27,756
‫تو که یادته؛ مگه نه؟

637
00:47:27,824 --> 00:47:31,126
‫خب برای من هیچی تغییر نکرده.

638
00:47:31,194 --> 00:47:33,928
‫و دوست دارم به اندازه ای که قبلا داشتم

639
00:47:33,996 --> 00:47:36,230
‫و یه اتفاقی افتاده...

640
00:47:36,331 --> 00:47:39,300
‫که تو دیگه مثل قبل منو دوست نداری.

641
00:47:41,169 --> 00:47:43,670
‫چرا؟

642
00:47:43,738 --> 00:47:46,606
‫آقایون هیئت منصفه...

643
00:47:46,674 --> 00:47:48,808
‫حکم تون چیه؟

644
00:48:00,086 --> 00:48:04,122
‫گناهکار!

645
00:48:19,808 --> 00:48:23,044
‫به چه دلیلی منو گناهکار دونستید؟

646
00:48:25,748 --> 00:48:28,249
‫مطمئنا قانونی مبتنی بر...

647
00:48:28,350 --> 00:48:31,253
‫عدالت وجود نداره.
‫ولی میدونم که پادشاه...

648
00:48:31,354 --> 00:48:33,454
‫میخواد که از شر......

649
00:48:33,556 --> 00:48:37,725
‫اشرافی های خونی دور و برش خلاص بشه.

650
00:48:37,793 --> 00:48:41,796
‫و هیچکی رو سر  کار نگماره
‫جزء آدمای ناچیز.

651
00:48:44,366 --> 00:48:47,968
‫گناهکار نیست!
‫این دادرسی شرم آوره!

652
00:48:48,036 --> 00:48:51,437
‫- انصاف نیست؛ عادلانه نیست!
‫- هنری هاوارد...

653
00:48:51,505 --> 00:48:54,607
‫- آزادش کنید!
‫- تو به جائی برده خواهی شد...

654
00:48:54,675 --> 00:48:57,643
‫که از آنجا اومدی؛ و اونجا

655
00:48:57,744 --> 00:48:59,645
‫در خیابانهای لندن گردانده خواهی شد

656
00:48:59,713 --> 00:49:02,280
‫و به محل اجرای اعدام برده خواهی شد!

657
00:49:05,250 --> 00:49:07,151
‫در آنجا آویزون خواهی شد...

658
00:49:07,219 --> 00:49:09,353
‫و روحت از بدن جدا نخواهد شد

659
00:49:09,421 --> 00:49:11,656
‫تا وقتی که اجزای بدنت قطع و خارج بشه

660
00:49:11,757 --> 00:49:13,991
‫و جلوی چشمانت سوزانده بشه.

661
00:49:14,092 --> 00:49:16,661
‫سرت قطع خواهد شد...

662
00:49:16,762 --> 00:49:18,997
‫و بدنت به ۴ قسمت تقسیم خواهد شد.

663
00:49:19,098 --> 00:49:23,167
‫و سرت و یک چهارم از بدنت به جائی
‫منتقل خواهد شد

664
00:49:23,235 --> 00:49:25,570
‫که پادشاه مقرر کنند.

665
00:49:25,671 --> 00:49:28,906
‫پادشاه کجاست؟
‫این مسخره بازیه!

666
00:49:49,128 --> 00:49:52,030
‫: یه زندگی سعادتمند اینه

667
00:49:52,131 --> 00:49:54,032
‫یه ذهن آروم و راحت

668
00:49:54,133 --> 00:49:56,100
‫دوست های برابر..

669
00:49:56,168 --> 00:49:59,903
‫نه کینه؛ و نه دعوا

670
00:49:59,971 --> 00:50:02,105
‫حکمت و خرد...

671
00:50:02,173 --> 00:50:04,207
‫همراهه با بی آلایشی و سادگی......

672
00:50:04,309 --> 00:50:07,277
‫و شب...

673
00:50:07,345 --> 00:50:09,746
‫همه دلواپسی هامون رو از بین میبره.

674
00:50:09,814 --> 00:50:14,451
‫پادشاه کجاست؟

675
00:50:15,824 --> 00:50:23,192
‫۹movie.co

676
00:50:30,100 --> 00:50:32,234
‫عزیز دلم؟

677
00:50:32,335 --> 00:50:35,503
‫- شنیدم خودتو با کتابت مشغول کردی.
‫- بله اعلیحضرت.

678
00:50:35,571 --> 00:50:39,674
‫کارهای اراموس رو ترجمه کردم

679
00:50:39,775 --> 00:50:41,843
‫همچنین بهترین کتابهای توماس برثلیث

680
00:50:41,910 --> 00:50:44,412
‫رو ترجمه کردم.

681
00:50:44,513 --> 00:50:47,048
‫کیت؛ تعجب میکنم...

682
00:50:47,115 --> 00:50:49,016
‫از پشت کارت....

683
00:50:49,084 --> 00:50:51,853
‫خب من در نظر میگیرم که این وظیفه منه

684
00:50:51,954 --> 00:50:55,591
‫مثل همچین کتاب فوق العاده ای

685
00:50:55,692 --> 00:50:58,027
‫برای مردم خوب انگلستان ترجمه کنم که مدت زیادیه

686
00:50:58,095 --> 00:51:01,064
‫مشتاقانه و خالاصانه دنبال

687
00:51:01,165 --> 00:51:03,400
‫کلمات خدا و شناختش میگردند.

688
00:51:03,468 --> 00:51:05,502
‫فقط احتیاط کن.

689
00:51:05,570 --> 00:51:08,405
‫از این به بعد هر انگلیسی میتونه
‫انجیل رو بخونه و متوجه بشه.

690
00:51:08,473 --> 00:51:10,407
‫و تو باید مواظب باشی...

691
00:51:10,508 --> 00:51:12,509
‫از پیامدهای این قضیه.

692
00:51:12,610 --> 00:51:14,511
‫اعلیحضرت من از انجیل نمیترسم

693
00:51:14,612 --> 00:51:16,846
‫هیچکی نباید بترسه.

694
00:51:18,916 --> 00:51:21,683
‫اعلیحضرت با طرد کردن هیولاهای
‫دروغین رم

695
00:51:21,784 --> 00:51:24,219
‫کار بزرگی رو انجام دادند.

696
00:51:24,287 --> 00:51:26,221
‫و الان با کمک خدا

697
00:51:26,289 --> 00:51:28,624
‫شما میتونید اون  کار رو تموم کنید

698
00:51:28,692 --> 00:51:31,761
‫با خالی کردن کلیسای رم از آشغالها.

699
00:51:49,046 --> 00:51:51,948
‫- اعلیحضرت...
‫- معذرت میخوام؛ من خستم.

700
00:52:06,563 --> 00:52:09,232
‫- . اعلیحضرت

701
00:52:09,300 --> 00:52:12,435
‫کیت.

702
00:52:30,919 --> 00:52:32,920
‫این دیگه چیه...

703
00:52:32,987 --> 00:52:36,289
‫زنه تبدیل به فروشنده مغازه میشه

704
00:52:36,390 --> 00:52:38,724
‫و تو این سنم به جای اینکه
‫راحت باشم و آرامش داشته باشم

705
00:52:38,826 --> 00:52:41,794
‫باید بیام از زنم درس یاد بگیرم.

706
00:52:41,862 --> 00:52:44,563
‫اعلیحضرت نیاز ندارند از کسی درس یاد بگیرند

707
00:52:46,733 --> 00:52:49,269
‫شناخت و معرفت شما از الهیات

708
00:52:49,336 --> 00:52:52,372
‫در سرتاسر زندگی همراه تون بوده.

709
00:52:54,642 --> 00:52:59,180
‫منو ببخشید؛ ولی به نظرم بعید نیست

710
00:52:59,281 --> 00:53:03,118
‫هر یک از رعایای شما ؛ باهاتون مشاجره کنند

711
00:53:03,219 --> 00:53:07,122
‫همینجور که ملکه این کار رو مردند؛ اعلیحضرت...

712
00:53:07,223 --> 00:53:10,392
‫موضوعات بسیاری در سرزمین مون وجود دارند

713
00:53:10,493 --> 00:53:14,362
‫که حمایت از بعضی از اونها

714
00:53:14,429 --> 00:53:17,932
‫از نظر قانون مجازاتش مرگه.

715
00:53:18,033 --> 00:53:20,901
‫نمیتونم باور کنم...

716
00:53:20,969 --> 00:53:23,837
‫که تو ملکه رو بدون دلیل
‫و مدرک متهم به کفر کنی

717
00:53:23,904 --> 00:53:28,742
‫من دلیل و مدرک دارم.
‫ولی چیزی که نیاز دارم...

718
00:53:28,843 --> 00:53:31,946
‫اینه که اعلیحضرت موافقت کنند که

719
00:53:32,047 --> 00:53:35,483
‫ایشون رو به پای میز محاکمه بکشونیم.

720
00:53:43,092 --> 00:53:46,762
‫میشه ترتیب محاکمه اش رو داد ولی فعلا

721
00:53:46,830 --> 00:53:49,999
‫من کاملا مصمم هستم که جونش رو حفظ بدم.

722
00:53:50,066 --> 00:53:52,268
‫چشم.

723
00:53:52,369 --> 00:53:56,139
‫هرچی اعلیحضرت تمایل داشته باشند.

724
00:54:01,040 --> 00:54:26,040
‫mnai۰۰۰۲
‫hell_boy۰۰۰۲@yahoo.com

