﻿1
00:00:00,016 --> 00:00:01,150
‫آنچه گذشت در
‫این ما هستیم...

2
00:00:01,184 --> 00:00:02,751
‫بیا یه صحنه به یاد پدرت انجام بدیم.

3
00:00:06,257 --> 00:00:07,823
‫یه دستیار با بچه‌های سه‌قلو.

4
00:00:07,857 --> 00:00:09,389
‫اون سرکارگر ساختمونیه،

5
00:00:09,414 --> 00:00:11,092
‫و آدم پولداریه.

6
00:00:11,117 --> 00:00:12,468
‫به اندازه‌ی کافی پولدار نیست.

7
00:00:12,507 --> 00:00:14,997
‫نمی‌تونه از پس سه‌تا بچه بربیاد.

8
00:00:15,031 --> 00:00:16,899
‫اگه یه بچه گیرمون بیاد که مشکلات حادی داشته باشه

9
00:00:16,933 --> 00:00:18,233
‫و ما آمادگیش رو نداشته باشیم؟

10
00:00:18,906 --> 00:00:20,305
‫- اینا مال من هستن.
‫- لباس‌هات رو اینجا میذارم.

11
00:00:20,329 --> 00:00:21,474
‫- پس‌شون بده، جنده!
‫- هی.

12
00:00:21,498 --> 00:00:22,852
‫بث؟

13
00:00:22,876 --> 00:00:24,632
‫حال‌مون خوبه.
‫همه حال‌شون خوبه.

14
00:00:24,657 --> 00:00:26,658
‫نه، همه‌چی... آره.

15
00:00:32,984 --> 00:00:34,476
‫5 دقیقه، آقایون.

16
00:00:34,501 --> 00:00:36,203
‫قبل از اینکه برف بباره

17
00:00:36,228 --> 00:00:38,199
‫باید به سوپرمارکت بریم.

18
00:00:38,223 --> 00:00:40,875
‫فیلم پخش اخبار چطوره؟

19
00:00:41,326 --> 00:00:44,027
‫همیشه مجبورم می‌کنی فیلم پخش اخبار رو تماشا کنم.

20
00:00:44,062 --> 00:00:45,262
‫تا حالا هم تماشاش کردی؟

21
00:00:45,601 --> 00:00:46,750
‫ها.

22
00:00:47,165 --> 00:00:49,562
‫- فیلم مهمان‌خانه؟
‫- اوه.

23
00:00:49,587 --> 00:00:51,523
‫من از پاتریک سویز خوشم میاد.
‫(بازیگر آمریکایی)

24
00:00:51,773 --> 00:00:54,071
‫و من به فیلم مهمان‌خانه رای مخالف میدم.

25
00:00:54,796 --> 00:00:56,609
‫هی، رندال. چیزی پیدا نکردی؟

26
00:00:56,634 --> 00:00:58,914
‫نه. اگه توی برف‌ها گیر بیفتیم،

27
00:00:58,939 --> 00:01:00,765
‫روی دستگاه روب گلدبرگم تمرکز می‌کنم.

28
00:01:00,790 --> 00:01:02,523
‫نمایشگاه علمی 3 هفته دیگه‌ست.

29
00:01:02,548 --> 00:01:04,187
‫دیگه راجع‌به نمایشگاه علمی حرف نزن، رندال!

30
00:01:04,212 --> 00:01:06,726
‫- هی، کو، آروم بگیر.
‫- مال خودم رو برداشتم.

31
00:01:06,751 --> 00:01:08,452
‫در مورد یه بچه‌ست که می‌تونه حرف بزنه.

32
00:01:09,382 --> 00:01:11,562
‫جان تراوُلتا.
‫ایول.

33
00:01:12,320 --> 00:01:14,656
‫- امروز چت شده؟
‫- چیه؟

34
00:01:14,681 --> 00:01:18,632
‫نه! یکی قبلاً سه‌تا قسمت پسر کاراته‌باز رو کرایه کرده!

35
00:01:18,657 --> 00:01:21,304
‫وای نه.
‫پسرم چجوری می‌خواد از تراژدی

36
00:01:21,329 --> 00:01:23,964
‫تایتانیکی جون سالم به‌در ببره؟

37
00:01:23,989 --> 00:01:26,570
‫- انقدر منو مسخره نکن.
‫- چت شده؟

38
00:01:26,595 --> 00:01:28,265
‫فقط می‌خوام برم خونه.

39
00:01:28,290 --> 00:01:29,992
‫- آره.
‫- اینجا فیلمی نیست،

40
00:01:30,017 --> 00:01:32,679
‫- و هوا اینجا خیلی گرمه.
‫- چته؟

41
00:01:34,571 --> 00:01:35,593
‫هی، جک؟

42
00:01:36,649 --> 00:01:37,703
‫داره آتیش می‌گیره.

43
00:01:37,728 --> 00:01:38,929
‫مامان، وقتش رو ندارم که در مورد

44
00:01:38,954 --> 00:01:40,765
‫ماشین جدید دختر خانم کورزن حرف بزنم.

45
00:01:40,790 --> 00:01:43,025
‫فقط می‌خوام بدونم موقعی که بچه بودم
‫آبله مرغون گرفتم یا نه.

46
00:01:43,050 --> 00:01:45,752
‫- خیلی خارش دارم، بابا. قراره بمیرم.
‫- بهت قول میدم،

47
00:01:45,777 --> 00:01:47,223
‫بچه جون، هیچکی تا حالا از آبله مرغون

48
00:01:47,247 --> 00:01:48,514
‫نمرده.

49
00:01:48,539 --> 00:01:49,873
‫- خب، راس...
‫- خیلی‌خب.

50
00:01:49,898 --> 00:01:51,671
‫آره. بچه‌هام مریض هستن.

51
00:01:51,696 --> 00:01:53,578
‫مامان، باید برم. خب، خداحافظ.

52
00:01:53,938 --> 00:01:56,874
‫موقعی که 3 سال بودم داشتم.
‫و مادرم خیلی خسته‌کننده‌ست.

53
00:01:57,258 --> 00:01:58,959
‫خوبه. حالا که دوتاتون آبله مرغون داشتین،

54
00:01:58,993 --> 00:02:00,391
‫لازم نیست نگران این باشی که دوباره مریض بشی.

55
00:02:00,415 --> 00:02:02,828
‫که مایه‌ی آسودگیه،
‫چون یه آدم بزرگ آبله مرغون بگیره خیلی سخت خوب میشه.

56
00:02:03,546 --> 00:02:05,335
‫حالا، رندال تب یا

57
00:02:05,360 --> 00:02:07,328
‫علائم کوین و کیت رو نداره.

58
00:02:07,353 --> 00:02:08,937
‫سیستم ایمنی بدنم خیلی قویه.

59
00:02:09,218 --> 00:02:10,687
‫چیز خیلی خوبیه، آقا.

60
00:02:10,712 --> 00:02:11,779
‫ولی همیشه توصیه می‌کنم

61
00:02:11,804 --> 00:02:13,329
‫بچه‌های یه خانواده سعی کنن با هم این مریضی رو بگیرن.

62
00:02:13,353 --> 00:02:15,289
‫باید یهویی زد ناکارش کرد.

63
00:02:20,616 --> 00:02:22,328
‫شماها دیوونه شدین؟

64
00:02:23,389 --> 00:02:26,679
‫و بعدش بابابزرگ ویلیامز هلیکوپتر رو به پرواز درآورد.

65
00:02:26,888 --> 00:02:28,937
‫بعدش بستنی آب‌نباتی خریدیم،

66
00:02:29,188 --> 00:02:31,023
‫و بیدار شدم.

67
00:02:31,057 --> 00:02:33,515
‫عجب خوابی بود.

68
00:02:34,359 --> 00:02:35,460
‫تو چی، دژا؟

69
00:02:35,495 --> 00:02:36,867
‫هیچ‌کدوم از خواب‌هات رو یادت میاد؟

70
00:02:39,640 --> 00:02:41,812
‫آره، منم همینطور، معمولاً.

71
00:02:41,837 --> 00:02:43,882
‫خب. تموم شد، خوشگل خانم.

72
00:02:43,907 --> 00:02:45,241
‫- ممنون.
‫- خواهش می‌کنم.

73
00:02:47,375 --> 00:02:48,523
‫آم...

74
00:02:48,746 --> 00:02:51,085
‫دژا، اگه می‌خوای، می‌تونم موهای تو رو هم درست کنم.

75
00:02:51,618 --> 00:02:53,118
‫چندتا سنجاق سر خریدم.

76
00:02:53,278 --> 00:02:54,742
‫رنگ‌های قشنگی دارن.

77
00:02:54,888 --> 00:02:57,022
‫دخترا بهم اعتماد می‌کنن.
‫من هرگز موها رو سفت نمی‌کِشم.

78
00:02:57,283 --> 00:02:59,296
‫- من نمره‌ی B منفی بهت میدم.
‫- آره.

79
00:02:59,321 --> 00:03:00,992
‫نه، نمی‌خوام.

80
00:03:01,742 --> 00:03:02,812
‫باشه.

81
00:03:04,750 --> 00:03:05,828
‫خیلی‌خب، کوچولوها،

82
00:03:05,853 --> 00:03:07,773
‫چطوره برید وسایل مدرسه‌تون رو آماده کنید؟

83
00:03:09,531 --> 00:03:10,671
‫برو که رفتی.

84
00:03:11,398 --> 00:03:12,554
‫چند دقیقه دیگه می‌بینم‌تون.

85
00:03:18,055 --> 00:03:19,046
‫نمی‌دونم چیکار کنم.

86
00:03:19,071 --> 00:03:21,017
‫این هفته مدل موی انی رو 4 بار عوض کردم

87
00:03:21,041 --> 00:03:22,282
‫فقط واسه خاطر اینکه موهاش جالب باشه.

88
00:03:22,306 --> 00:03:23,937
‫مدل موی افرو پاف قشنگه،

89
00:03:23,962 --> 00:03:25,593
‫ولی دژا موضوع رو نگرفته.

90
00:03:25,900 --> 00:03:28,250
‫2 هفته گذشته.
‫باید موهاش رو بشوره.

91
00:03:28,275 --> 00:03:29,743
‫خب، داره حد و مرزش رو آزمایش می‌کنه.

92
00:03:29,787 --> 00:03:31,875
‫می‌خواد ما رو دور نگه‌داره.
‫می‌دونستیم قراره همچین اتفاقی بیفته.

93
00:03:32,025 --> 00:03:34,085
‫آشپزخونه پر شده از بوی پوست فرق سر.

94
00:03:34,110 --> 00:03:36,398
‫به‌نظرم باید بشینیم اساسی در مورد این موضوع حرف بزنیم.

95
00:03:36,423 --> 00:03:39,292
‫ببین، اون همینجوریشم از اینجا خوشش نمیاد، بث.

96
00:03:39,400 --> 00:03:41,843
‫به‌نظرت اگه بهش بگیم،
‫"هی، ما با هم حرف زدیم

97
00:03:41,868 --> 00:03:43,672
‫و موافقت کردیم که موهات بوی بدی میدن"،
‫قراره کاری کنه که از اینجا خوشش بیاد؟

98
00:03:43,696 --> 00:03:45,375
‫آره، چون من باشم همینجوری میگم.

99
00:03:45,399 --> 00:03:46,562
‫بس کن، رندال.

100
00:03:46,706 --> 00:03:48,740
‫مشکل بهداشتیه، باید در موردش بحث کنیم.

101
00:03:48,765 --> 00:03:50,109
‫می‌دونم، ولی من...

102
00:03:52,299 --> 00:03:54,391
‫ببین، به‌مدت 9 سال،
‫تو والده‌ی اصلی بودی...

103
00:03:54,415 --> 00:03:54,867
‫"والده‌ی اصلی"؟

104
00:03:54,879 --> 00:03:56,127
‫موقعی که من توی اون دفتر نشسته بودم،

105
00:03:56,151 --> 00:03:57,235
‫و در مورد الگوهای آب و هوایی حرف می‌زدم.

106
00:03:57,259 --> 00:04:00,484
‫ولی الان داری تمام‌وقت کار می‌کنی
‫و لازمه بگم که با اون

107
00:04:00,509 --> 00:04:02,273
‫- کفش‌های چرم پاشنه‌دار جذاب شدی.
‫- می‌دونم.

108
00:04:02,297 --> 00:04:03,343
‫می‌دونم که می‌دونی.

109
00:04:04,606 --> 00:04:05,875
‫ببین، انی زانوش رو زخم کرد،

110
00:04:05,900 --> 00:04:07,980
‫و هنوزم اول پیش تو میره که زخمش رو ببوسی.

111
00:04:08,823 --> 00:04:11,281
‫الان جدی جدی داریم در مورد اینکه اول چه کسی

112
00:04:11,306 --> 00:04:13,734
‫زخم انی رو باید ببوسه، بحث می‌کنیم؟

113
00:04:13,759 --> 00:04:15,570
‫میشه من رهبری رو به عهده بگیرم؟
‫لطفاً؟

114
00:04:17,641 --> 00:04:19,835
‫فقط می‌خوام احساس کنه که
‫از همون اول اینجا جا باز کنه

115
00:04:19,860 --> 00:04:22,601
‫قبل از اینکه چیزی بگیم که منزوی‌تر بشه.

116
00:04:23,445 --> 00:04:24,515
‫خدا رو چه دیدی.

117
00:04:24,540 --> 00:04:25,986
‫شاید وقتی با ما راحت‌تر بشه،

118
00:04:26,010 --> 00:04:27,644
‫احتمالاً خودش بخواد موهاش رو بشوره.

119
00:04:29,423 --> 00:04:30,437
‫خیلی‌خب.

120
00:04:31,321 --> 00:04:32,835
‫بهتره که زود احساس راحتی کنه،

121
00:04:32,860 --> 00:04:34,414
‫چون دخترت داره به سن بلوغ می‌رسه.

122
00:04:52,129 --> 00:04:53,453
‫بذارید بسوزن.

123
00:04:53,478 --> 00:04:55,046
‫تا عضله‌ها خوب دربیان.

124
00:04:55,723 --> 00:04:57,086
‫اگه می‌خوای کیک بخوری،

125
00:04:57,110 --> 00:04:58,812
‫- پس کیک رو بخور.
‫- نمی‌خوام.

126
00:04:58,878 --> 00:05:01,281
‫خب، درستش نکردم که نشان تلویزیون زینتی باشه.

127
00:05:02,344 --> 00:05:06,180
‫اون سالم‌ترین کیک مغزداریه که

128
00:05:06,215 --> 00:05:07,381
‫تو عمرت خوردی.

129
00:05:07,416 --> 00:05:08,554
‫با آرد گندم درستش کردم،

130
00:05:08,624 --> 00:05:11,526
‫شیر بادام غیر شیرین و روغن دانه‌ی انگور.

131
00:05:11,551 --> 00:05:14,687
‫راستش، از بس سالمه،
‫که به‌سختی میشه اسم کیک رو روش گذاشت.

132
00:05:14,712 --> 00:05:16,259
‫سعی نکن مجبورم کنی کیک رو بخورم.

133
00:05:16,271 --> 00:05:16,791
‫باشه.

134
00:05:16,815 --> 00:05:20,234
‫خب، پس، یه لحظه بهش خیره نشو و منو نگاه کن.

135
00:05:27,216 --> 00:05:30,570
‫تو چند هفته‌ی اخیر خیلی تمرین کردی.

136
00:05:30,937 --> 00:05:35,235
‫- ممنون.
‫- ولی انگار... عقده‌ای شدی.

137
00:05:35,399 --> 00:05:37,968
‫تو همین الانشم نصف غذاهای آشپزخونه‌مون رو دور انداختی.

138
00:05:37,993 --> 00:05:39,078
‫اُرگانیک نبود.

139
00:05:39,103 --> 00:05:41,054
‫تو هر روز به گروه وزنی میری.
‫(گروهی که چند نفر برای وزن‌کم کردن دور هم جمع میشن و راجع‌به چاقی حرف می‌زنن)

140
00:05:41,079 --> 00:05:43,710
‫دیشب، فکر کنم داشتی توی خواب تردمیل می‌زدی.

141
00:05:44,213 --> 00:05:46,625
‫و می‌دونی، ما همچینم با هم...

142
00:05:47,975 --> 00:05:49,156
‫ارتباط برقرار نکردیم.

143
00:05:50,985 --> 00:05:54,242
‫- دو روز پیش با هم سکس کردیم.
‫- می‌دونم، و حین سکس

144
00:05:54,267 --> 00:05:56,023
‫مدام داشتی کالری سوخته‌ات رو با ساعت فیت‌بیت چک می‌کردی.

145
00:05:57,679 --> 00:05:58,914
‫خیلی‌خب. ببخشید.

146
00:05:59,805 --> 00:06:02,062
‫آخه این اولین اتفاق بزرگیه که

147
00:06:02,087 --> 00:06:04,153
‫بابتش بهم پول دادن تا آواز بخونم،
‫و باید عالی پیش بره،

148
00:06:04,177 --> 00:06:06,599
‫- و باید اون لباس اندازه‌ام بشه.
‫- می‌دونم، و اندازه‌ات میشه.

149
00:06:06,624 --> 00:06:08,458
‫و با اون لباس خوشتیپ میشی.

150
00:06:08,483 --> 00:06:10,843
‫همه‌ی پسرای 13 ساله‌ی بات میتزوا
‫(جشن بالغ‌شدن دختران یهودی)

151
00:06:10,868 --> 00:06:12,945
‫با اون لباسی که قراره بپوشی، عاشقت میشن.

152
00:06:13,257 --> 00:06:15,515
‫مرسی. خب، می‌تونی دوباره ویدیو رو پخش کنی؟

153
00:06:15,540 --> 00:06:17,420
‫- آه...
‫- هنوز 15 دقیقه از تمرینم مونده.

154
00:06:18,101 --> 00:06:19,789
‫- خب.
‫- ممنون.

155
00:06:21,939 --> 00:06:24,274
‫اون عضله‌های دلتوید رو درگیر کنید.

156
00:06:29,359 --> 00:06:30,625
‫هی، کوین.

157
00:06:30,927 --> 00:06:32,661
‫- براین، سلام. چطوری؟
‫- سلام.

158
00:06:32,696 --> 00:06:34,416
‫آره، خوبم.
‫هی، یه لحظه وقت داری؟

159
00:06:34,523 --> 00:06:36,375
‫آره، شوخی می‌کنی؟
‫من همیشه برات وقت دارم،

160
00:06:36,399 --> 00:06:37,933
‫تهیه‌کننده‌ی مورد علاقه‌ی همیشگیم.

161
00:06:37,967 --> 00:06:39,335
‫فقط به دین نگو این حرف رو زدم

162
00:06:39,369 --> 00:06:40,410
‫چون یه‌کم...

163
00:06:40,593 --> 00:06:42,218
‫- حسودیش میشه.
‫- آره. می‌تونم پات رو ببینم؟

164
00:06:42,243 --> 00:06:43,500
‫می‌تونی پاچه‌ی شلوارت رو بالا بدی؟

165
00:06:45,927 --> 00:06:47,160
‫آه، بالاتر.

166
00:06:48,445 --> 00:06:49,451
‫- جدی؟
‫- بالاتر.

167
00:06:49,476 --> 00:06:50,860
‫معمولاً باید به طرف شام بدی

168
00:06:50,884 --> 00:06:52,258
‫- قبل از اینکه بخوای...
‫- آره. نه.

169
00:06:52,282 --> 00:06:53,289
‫جدی میگم.

170
00:06:54,424 --> 00:06:55,453
‫خیلی‌خب.

171
00:06:57,054 --> 00:06:59,695
‫- کوین. وای خدای من.
‫- می‌دونم.

172
00:06:59,720 --> 00:07:02,171
‫گوش کن، این... ظاهرش بدتر از چیزیه که هست.

173
00:07:02,196 --> 00:07:03,735
‫می‌دونی، من یه‌کم توی صحنه‌ای که با استالونه انجام دادم

174
00:07:03,759 --> 00:07:05,079
‫آسیب دیدم، ولی در کل خوبم.

175
00:07:05,103 --> 00:07:05,920
‫پس به‌نظرت چرا

176
00:07:05,945 --> 00:07:07,073
‫- یه دکتر توی صحنه داریم؟
‫- نه، می‌دونم.

177
00:07:07,097 --> 00:07:08,188
‫- نمی‌خواستم کار تولید رو عقب بندازم.
‫- یه دلیلی داره.

178
00:07:08,212 --> 00:07:09,274
‫- می‌دونی، چون... ببین.
‫- آه، هی.

179
00:07:09,298 --> 00:07:10,914
‫میشه دیلینی رو سریع برام پیدا کنی...

180
00:07:10,939 --> 00:07:12,836
‫- نه. براین.
‫- تا بتونم برنامه‌ی امروز رو باهاش در میون بذارم؟

181
00:07:12,860 --> 00:07:14,305
‫براین، من پادشاه قدرت‌گرفتن تو همچین چیزایی هستم.

182
00:07:14,329 --> 00:07:16,414
‫کوین،‌ازت درخواست نکردم.
‫درخواست نکردم.

183
00:07:18,672 --> 00:07:19,973
‫آخ. خیلی درد دارن، بابا.

184
00:07:20,007 --> 00:07:21,284
‫آره، می‌دونم درد داری، رفیق،

185
00:07:21,308 --> 00:07:22,948
‫ولی خواهرت، اونم همین درد رو داره،

186
00:07:22,977 --> 00:07:24,560
‫و مثل یه قهرمان داره تحملش می‌کنه.

187
00:07:24,585 --> 00:07:27,447
‫- خب؟
‫- خب، به‌نظرم اگه یه‌کم جربزه نشون بدی

188
00:07:27,481 --> 00:07:28,664
‫حالت بهتر میشه.

189
00:07:28,689 --> 00:07:29,782
‫یه‌کم دیگه می‌خوام شما رو

190
00:07:29,806 --> 00:07:31,193
‫توی آب یولاف حموم بدم،

191
00:07:31,218 --> 00:07:33,186
‫- باشه؟
‫- رندال، چیکار می‌کنی؟

192
00:07:33,220 --> 00:07:34,364
‫آره، چی پوشیدی، رفیق؟

193
00:07:34,388 --> 00:07:35,976
‫بیرون دمای هوا 20 درجه‌ست.

194
00:07:36,001 --> 00:07:38,558
‫می‌خوام خودم رو در معرض آبله مرغون قرار بدم،
‫همونطوری که دکتر گریدر گفت.

195
00:07:38,617 --> 00:07:40,503
‫باید قبل از نمایشگاه علمی این بیماری رو بگیرم

196
00:07:40,527 --> 00:07:42,235
‫- و خوب بشم.
‫- نه، اینجوری یا سرمازده میشی

197
00:07:42,259 --> 00:07:44,156
‫یا سینه‌پهلو می‌کنی، خب؟
‫فقط برو بالا

198
00:07:44,181 --> 00:07:45,181
‫و لباست رو بپوش.

199
00:07:46,015 --> 00:07:47,171
‫مامان؟

200
00:07:47,507 --> 00:07:48,469
‫اوه، صدات از پشت تلفن

201
00:07:48,494 --> 00:07:50,536
‫- یه‌جوری بود.
‫- چی؟ سلام.

202
00:07:50,571 --> 00:07:53,390
‫گفتم شاید واسه کمک به بچه‌های مریض کمک لازم داره.

203
00:07:53,415 --> 00:07:56,039
‫خدا رو شکر قبل از اینکه برف بباره، رسیدم.

204
00:07:56,125 --> 00:07:57,953
‫طفلکی‌ها.

205
00:07:57,978 --> 00:07:58,945
‫- سلام، جک.
‫- سلام.

206
00:07:58,970 --> 00:07:59,936
‫میشه وسایلم رو

207
00:07:59,961 --> 00:08:01,079
‫از ماشین بیاری بیرون؟

208
00:08:01,103 --> 00:08:03,031
‫می‌دونی، و شاید لازم باشه موقعی که رفتی بیرون

209
00:08:03,056 --> 00:08:05,219
‫پیاده‌‌رو رو نمک‌پاشی کنی،
‫چون نزدیک بود لیز بخورم و گردنم بشکنه.

210
00:08:05,243 --> 00:08:07,110
‫محض رضای خدا.

211
00:08:07,135 --> 00:08:08,203
‫وسط زمستونه الان.

212
00:08:08,228 --> 00:08:09,828
‫لباس‌های رندال کجان؟

213
00:08:10,289 --> 00:08:18,750
‫ترجمه:
‫AliNiceBoy & Motahareh

214
00:08:18,751 --> 00:08:23,600
‫ارائه شده توسط وبسایت رسانه کوچک
‫LilMedia.TV

215
00:08:23,625 --> 00:08:25,890
‫خب، اوضاع چطوره، دکتر لو؟

216
00:08:26,508 --> 00:08:28,609
‫پارگی بزرگی تو مینیسکت داری.

217
00:08:28,644 --> 00:08:30,278
‫احتمالاً موقعی که زانوت آسیب دید

218
00:08:30,312 --> 00:08:32,570
‫پاره شد،
‫که...

219
00:08:32,867 --> 00:08:35,416
‫آه، زانوم 20 سال پیش آسیب دید.

220
00:08:35,451 --> 00:08:36,688
‫از اون موقع مشکلی نداشته.

221
00:08:36,712 --> 00:08:38,210
‫تا همین 2 هفته پیش.

222
00:08:39,000 --> 00:08:41,796
‫حدس می‌زنم از اون موقع درد داشتی.

223
00:08:41,821 --> 00:08:43,904
‫آره، چند روز مسکن خوردم،

224
00:08:43,929 --> 00:08:45,329
‫ولی حالم رو بد کردن.

225
00:08:45,353 --> 00:08:47,812
‫و به‌جای اینکه بیای پیشم و زانوت رو معاینه کنم،

226
00:08:47,837 --> 00:08:50,781
‫- تصمیم گرفتی...
‫- درد رو تحمل کنم. آره.

227
00:08:51,633 --> 00:08:52,875
‫آه، ببین، قضیه از این قراره.

228
00:08:52,900 --> 00:08:54,329
‫فیلم داره تموم میشه، خب؟

229
00:08:54,353 --> 00:08:56,210
‫پس لازم دارم که هفته‌ی بعد برگردم سر کار

230
00:08:56,235 --> 00:08:58,304
‫تا بتونم سه‌تا صحنه‌ی آخرم رو تموم کنم،
‫پس...

231
00:08:59,484 --> 00:09:01,364
‫... چجوری این کارو انجام بدم؟
‫چجوری عملیش کنیم؟

232
00:09:01,734 --> 00:09:03,688
‫خب، می‌تونیم یه جراحی آرتروسکوپی ساده انجام بدیم

233
00:09:03,712 --> 00:09:04,750
‫تا پارگی رو ترمیم کنیم.

234
00:09:04,929 --> 00:09:07,390
‫سه‌تا شکاف کوچیک،
‫1 ساعته انجام میشه.

235
00:09:07,816 --> 00:09:09,484
‫خیلی از بیمارها، بعد این عمل تو همون روز شروع به راه‌رفتن می‌کنن.

236
00:09:40,078 --> 00:09:41,859
‫همه‌جای بدنم می‌خاره، مامان‌بزرگ.

237
00:09:41,884 --> 00:09:45,195
‫حتی اونجائی که نمی‌تونم در موردش حرف بزنم،
‫آبله مرغون گرفتم.

238
00:09:45,220 --> 00:09:46,382
‫آخ.

239
00:09:46,407 --> 00:09:48,421
‫طفلکی. نگاش کن.

240
00:09:48,446 --> 00:09:50,132
‫حتماً حالت خیلی بده.

241
00:09:50,462 --> 00:09:53,430
‫کادوهای مامان‌بزرگ حال‌تون رو خوب می‌کنه؟

242
00:09:53,455 --> 00:09:55,289
‫هممم.

243
00:09:56,433 --> 00:09:57,929
‫بفرمائین.

244
00:09:58,504 --> 00:10:01,039
‫هی، اینجا چیکار می‌کنه؟
‫تو دعوتش کردی؟

245
00:10:01,064 --> 00:10:03,799
‫نه، من آدم خودآزاری نیستم، جک.
‫دعوتش نکردم.

246
00:10:03,824 --> 00:10:05,791
‫دو دقیقه نشده هنوز،
‫اون‌وقت داره میگه

247
00:10:05,816 --> 00:10:07,049
‫خونه چقدر ریخت و پاشه.

248
00:10:07,074 --> 00:10:09,008
‫ما یه سه‌قلوی 10 ساله داریم.

249
00:10:09,033 --> 00:10:10,734
‫نمی‌دونم چه انتظاری داشت.

250
00:10:12,890 --> 00:10:14,101
‫حالا چیکار کنیم؟

251
00:10:14,225 --> 00:10:15,383
‫خب، نمی‌تونیم توی ماشین بذاریمش و

252
00:10:15,407 --> 00:10:16,619
‫به کنتیکت بفرستیمش.

253
00:10:16,643 --> 00:10:18,835
‫- این... نه. نه. نمی‌تونیم.
‫- واقعاً؟

254
00:10:18,860 --> 00:10:21,304
‫بیرون شدید برف می‌باره.

255
00:10:21,489 --> 00:10:24,125
‫ببین، باید باهاش تا کنیم.

256
00:10:24,150 --> 00:10:26,585
‫فقط نذار گولت بزنه.

257
00:10:27,037 --> 00:10:28,570
‫نمیذارم گولم بزنه.

258
00:10:28,595 --> 00:10:31,046
‫خب، من که فکر نمی‌کنم، بانی.

259
00:10:31,167 --> 00:10:32,967
‫خیلی بدم میاد از اینکه بانی صدام می‌کنه.

260
00:10:32,992 --> 00:10:34,991
‫من اصلاً از بانی(خرگوش) خوشم نمیاد.
‫اینو از کجاش درآورد؟

261
00:10:35,015 --> 00:10:36,679
‫تازه گفتی کسی نمی‌تونه گولم بزنه.

262
00:10:36,704 --> 00:10:37,828
‫ها.

263
00:10:38,547 --> 00:10:40,179
‫خب، ببین، هی، هی.

264
00:10:40,249 --> 00:10:43,406
‫اگه یه نفر سومی

265
00:10:43,431 --> 00:10:45,132
‫با بچه‌ها کمکم‌مون کنه، چی؟

266
00:10:45,468 --> 00:10:48,031
‫وقتی احمقی، خیلی بانمک میشی.

267
00:10:48,056 --> 00:10:49,046
‫آره؟

268
00:10:49,071 --> 00:10:50,726
‫- منو باهاش تنها نذار.
‫- می‌دونم.

269
00:10:50,751 --> 00:10:52,047
‫- یالا.
‫- یادته وقتی می‌خواستی اینو

270
00:10:52,071 --> 00:10:53,701
‫- توی نطق عروسی استفاده کنی؟
‫- آره.

271
00:10:53,725 --> 00:10:55,023
‫بفرما.

272
00:10:56,319 --> 00:10:57,652
‫پری دریایی کوچولو؟

273
00:10:57,677 --> 00:10:59,477
‫- ممنون، مامان‌بزرگ!
‫- خواهش می‌کنم.

274
00:11:01,351 --> 00:11:04,387
‫فکر کنم یه‌خورده کوچیکه.

275
00:11:04,686 --> 00:11:06,789
‫می‌تونی ازش به‌عنوان لباس هدفت استفاده کنی.
‫(یعنی لباسی که هروقت لاغر شد، اونو بپوشه)

276
00:11:06,814 --> 00:11:07,843
‫مامان.

277
00:11:08,913 --> 00:11:11,343
‫عزیزم، نه، نه.
‫پسش میدیم و یکی اندازه‌ات می‌گیریم.

278
00:11:11,368 --> 00:11:13,523
‫چون مطمئنم مامان‌بزرگ رسیدش رو نگه‌داشته.

279
00:11:14,268 --> 00:11:15,328
‫آره.

280
00:11:17,635 --> 00:11:19,312
‫و به‌نظرم باید واسه تیم مدرسه‌ات

281
00:11:19,337 --> 00:11:21,429
‫تست بدی.
‫به‌نظرم مناسب تیم باشی.

282
00:11:21,978 --> 00:11:23,657
‫سومین توپ بسکتبالیه که بهش داده.

283
00:11:23,681 --> 00:11:24,812
‫- فهمیدی؟
‫- می‌دونم.

284
00:11:25,464 --> 00:11:27,367
‫من بازی نمی‌کنم، مامان‌بزرگ، ولی...

285
00:11:28,432 --> 00:11:30,625
‫به‌گمونم اگه واقعاً بخوای می‌تونم امتحانش کنم.

286
00:11:30,733 --> 00:11:32,351
‫خب، همه باید چیزی رو انجام بدن

287
00:11:32,376 --> 00:11:33,835
‫که درش تبحر دارن.

288
00:11:36,394 --> 00:11:37,985
‫عاشق بولینگ میشی، دژا.

289
00:11:38,009 --> 00:11:39,757
‫ما خانواده‌ای هستیم که روی دو سمت

290
00:11:39,782 --> 00:11:41,000
‫خط بولینگ بازی می‌کنیم.

291
00:11:41,025 --> 00:11:42,820
‫به‌نظرم، اینا حال‌مون رو بهتر می‌کنن.

292
00:11:43,070 --> 00:11:44,227
‫بث مخالفت می‌کنه،

293
00:11:44,251 --> 00:11:46,062
‫ولی بث الان اینجا نیست، درسته؟

294
00:11:46,249 --> 00:11:47,416
‫هی، بیاین کفش‌هامون رو دربیاریم

295
00:11:47,441 --> 00:11:49,273
‫تا آماده بشیم که به تحویل‌دار بدیم‌شون.

296
00:11:49,452 --> 00:11:51,445
‫من کفش‌هام رو به کسی نمیدم.

297
00:11:51,804 --> 00:11:53,585
‫ولی باید کفش بولینگ کرایه کنیم، دژا.

298
00:11:53,968 --> 00:11:56,448
‫چیزی نیست... وقتی کارمون تموم شد
‫کفش‌هات رو بهت پس میدن.

299
00:11:56,580 --> 00:11:58,808
‫واسه چی باید کفش‌های حال‌بهم‌زن یکی دیگه رو بپوشم؟

300
00:11:58,833 --> 00:11:59,946
‫- نه، نه، نگران نباش.
‫- بابا،

301
00:11:59,970 --> 00:12:01,860
‫- منم نمی‌خوام کفش کرایه کنم.
‫- انی، خواهش می‌کنم، الان وقتش نیست.

302
00:12:01,884 --> 00:12:03,898
‫- بابا، بیا، نوبت‌مون شد.
‫- آره، ما...

303
00:12:03,977 --> 00:12:05,570
‫خب، هی، آه....

304
00:12:06,000 --> 00:12:08,350
‫چطوره ازشون بپرسم که می‌تونی با جوراب‌هات بولینگ کنی یا نه؟

305
00:12:08,375 --> 00:12:10,195
‫- جوراب پام نیست.
‫- تو...

306
00:12:10,419 --> 00:12:12,484
‫شرط می‌بندم پاهاش کثیف‌تر از موهاش هستن.

307
00:12:13,882 --> 00:12:15,034
‫چی گفتی؟

308
00:12:15,187 --> 00:12:17,015
‫- هیچی.
‫- نه، شنیدم.

309
00:12:17,269 --> 00:12:19,102
‫- با تو نبودم.
‫- اگه حرفی داری،

310
00:12:19,126 --> 00:12:20,426
‫می‌تونی به خودم بگی.

311
00:12:20,731 --> 00:12:21,976
‫خیلی‌خب. باشه.

312
00:12:22,207 --> 00:12:23,656
‫موهات کثیفه.

313
00:12:24,320 --> 00:12:25,797
‫هی. دژا.

314
00:12:25,822 --> 00:12:27,090
‫- بس کن.
‫- هی، بهش دست نزن.

315
00:12:27,114 --> 00:12:28,890
‫شرمنده، مرد.
‫نباید این کارو می‌کرد.

316
00:12:28,914 --> 00:12:30,126
‫- نه، مشکلت چیه؟
‫- بیاین، دخترا.

317
00:12:30,150 --> 00:12:31,743
‫- بریم.
‫- نه، نه، نه، نمی‌تونی همینجوری ول کنی بری.

318
00:12:31,767 --> 00:12:32,976
‫باید معذرت‌خواهی کنه.

319
00:12:33,001 --> 00:12:34,902
‫ببخشید، آقا، میشه لطفاً کوتاه بیای؟

320
00:12:36,265 --> 00:12:37,429
‫حالت خوبه، مایا؟

321
00:12:37,529 --> 00:12:40,312
‫- هممم؟ محکم تو رو زد؟
‫- نزدش.

322
00:12:40,372 --> 00:12:42,071
‫خب؟ دخترت قلدربازی درآورد.

323
00:12:42,095 --> 00:12:43,707
‫چون نمی‌تونی دخترای خودت رو کنترل کنی
‫تقصیر رو گردن دخترم ننداز.

324
00:12:43,731 --> 00:12:45,211
‫داداش، بهتره مراقب حرف زدنت باشی.

325
00:12:45,235 --> 00:12:47,027
‫- مگه نشنیدی چی گفتم؟
‫- نه، داداش، شنیدم.

326
00:12:47,051 --> 00:12:48,679
‫به نفعته که برگردی.

327
00:12:48,704 --> 00:12:50,802
‫ببین، اگه دخترت نتونه به این و اون نپره...

328
00:12:50,826 --> 00:12:52,328
‫من دخترش نیستم.

329
00:12:58,203 --> 00:12:59,617
‫بریم.

330
00:12:59,892 --> 00:13:00,929
‫بریم.

331
00:13:07,763 --> 00:13:09,351
‫عزیزم، شرمنده که نمی‌تونم

332
00:13:09,375 --> 00:13:10,702
‫موقع بهبودت کنارت باشم.

333
00:13:10,726 --> 00:13:12,421
‫آره، نه، من و تو با هم،
‫می‌تونیم

334
00:13:12,445 --> 00:13:15,318
‫- رویای به‌خصوصم رو عملی کنیم.
‫- رفیق، اون پرستاره.

335
00:13:15,343 --> 00:13:17,906
‫- می‌تونی اون رویا رو هروقت خواستی عملی کنی.
‫- خوش به‌حالم.

336
00:13:18,359 --> 00:13:20,225
‫شاید بتونم به بروکس یا بیشاپ بگم

337
00:13:20,250 --> 00:13:21,796
‫- آخر هفته جای من وایسن.
‫- نه، چیزی نیست.

338
00:13:21,820 --> 00:13:23,030
‫دکتر دستورالعمل‌ها رو بهم گفت،

339
00:13:23,054 --> 00:13:24,355
‫توب اینجاست، کیت هم اینجاست.

340
00:13:24,389 --> 00:13:25,719
‫اونا مراقبم هستن.
‫خوب کسایی مراقبم هستن.

341
00:13:25,743 --> 00:13:26,820
‫باشه.

342
00:13:27,046 --> 00:13:29,320
‫دردت چطوره؟
‫از 1 تا 10.

343
00:13:29,345 --> 00:13:31,405
‫می‌سوزم و می‌سازم، می‌دونی،
‫ولی نیازم به ادرار

344
00:13:31,429 --> 00:13:34,195
‫الان حدود 12.5 هست،
‫پس مجبورم قطع کنم.

345
00:13:34,220 --> 00:13:36,300
‫- باشه؟
‫- باشه. اگه چیزی لازم داشتی...

346
00:13:36,334 --> 00:13:37,851
‫می‌دونم، می‌دونم. اینجایی.

347
00:13:37,876 --> 00:13:38,875
‫دوست دارم. بعداً باهات حرف می‌زنم.

348
00:13:38,900 --> 00:13:40,334
‫- منم دوست دارم.
‫- خداحافظ.

349
00:13:41,234 --> 00:13:42,511
‫- اوه، هی، توب؟
‫- هممم؟

350
00:13:42,536 --> 00:13:43,751
‫میشه واسه یه‌مدت مراقبش باشی؟

351
00:13:43,775 --> 00:13:45,119
‫می‌خوام به کلاس یوگام برسم.

352
00:13:45,143 --> 00:13:47,476
‫چی؟ نه. اون تازه از جراحی اومد بیرون.

353
00:13:47,501 --> 00:13:48,664
‫شنیدی چی گفت، حالش خوبه.

354
00:13:48,689 --> 00:13:50,291
‫به‌علاوه اینکه، امروز صبح ورزش نکردم،

355
00:13:50,315 --> 00:13:51,407
‫چون توی بیمارستان بودیم.

356
00:13:51,431 --> 00:13:53,046
‫ببخشید.
‫شوخیت گرفته؟

357
00:13:53,460 --> 00:13:54,812
‫برو لباس رو بیار.

358
00:13:54,837 --> 00:13:56,604
‫بپوشش. قسم می‌خورم اندازه‌ات بشه.

359
00:13:56,629 --> 00:13:58,617
‫- می‌دونی چیه، میرم لباس رو بیارم.
‫- توب؟

360
00:13:58,642 --> 00:14:00,226
‫- بله؟
‫- لباس رو نمی‌پوشم.

361
00:14:00,251 --> 00:14:02,585
‫- می‌خوام به کلاس یوگام برم. کو؟
‫- هممم؟

362
00:14:02,610 --> 00:14:04,310
‫- تا 1 ساعت دیگه برمی‌گردم.
‫- باشه.

363
00:14:04,348 --> 00:14:05,581
‫- توب اینجاست.
‫- باشه.

364
00:14:05,606 --> 00:14:06,984
‫- دوست دارم.
‫- منم دوست دارم.

365
00:14:07,009 --> 00:14:08,859
‫دوست دارم، توب. دوست دارم.

366
00:14:11,001 --> 00:14:12,695
‫آه، بهتر نیست زیاد بهش سخت نگیری؟

367
00:14:12,720 --> 00:14:14,898
‫- اون از بات میتزوا وحشت داره.
‫- آره.

368
00:14:15,459 --> 00:14:16,468
‫آم...

369
00:14:17,914 --> 00:14:19,429
‫خیلی‌خب، نوشته باید

370
00:14:19,454 --> 00:14:21,078
‫این... قرص‌های مسکن رو

371
00:14:21,103 --> 00:14:22,648
‫با غذا مصرف کنی،
‫پس می‌خوای برات

372
00:14:22,673 --> 00:14:24,451
‫- کواسادیلا یا چیز دیگه‌ای درست کنم؟
‫- نه، نه، نه. نمی‌خوام.

373
00:14:24,475 --> 00:14:26,266
‫اون قرص‌ها رو نمی‌خورم.
‫موقعی که آسیب دیدم،

374
00:14:26,290 --> 00:14:28,679
‫چندتاشون رو خوردم،
‫گیجم کردن،

375
00:14:28,704 --> 00:14:30,235
‫و واسه این پروسه‌ی بهبودی باید سر حال باشم.

376
00:14:30,259 --> 00:14:31,383
‫- باشه، آم...
‫- اوه، وقتشه.

377
00:14:31,407 --> 00:14:32,930
‫می‌خوام این کوفتی رو دربیارم.

378
00:14:32,954 --> 00:14:34,922
‫آه، نه، نه. نکن.
‫پرستار گفت که مرحله‌ی اول

379
00:14:34,947 --> 00:14:36,247
‫- "ایبب" هست.
‫- آره.

380
00:14:36,272 --> 00:14:38,636
‫خب؟
‫استراحت، یخ، بانداژ کردن، بانشاط شدن.

381
00:14:38,661 --> 00:14:40,828
‫تا... تا یه هفته،

382
00:14:40,853 --> 00:14:43,421
‫باید توی نورماندی روی سر نازی‌ها
‫با چتر فرود بیام،

383
00:14:43,446 --> 00:14:45,859
‫پس باید این کار زود انجام بشه،
‫می‌دونی؟ نگران نباش.

384
00:14:45,884 --> 00:14:48,404
‫بهم اعتماد کن، توب،
‫من تو همچین مواقعی یه قهرمانم.

385
00:14:48,476 --> 00:14:49,757
‫بابا!

386
00:14:50,108 --> 00:14:52,093
‫هی، کو، نباید اینجوری بخارونی.

387
00:14:52,118 --> 00:14:54,171
‫- دستکش‌های اجاقت کجان؟
‫- خیلی داغ بودن.

388
00:14:54,196 --> 00:14:55,563
‫همه‌چی خیلی داغه.

389
00:14:56,039 --> 00:14:57,609
‫گفتی دارو جواب میده.

390
00:14:57,634 --> 00:15:00,469
‫آره، خب، همه‌اش 7 دقیقه‌ست مصرف کردی، رفیق.

391
00:15:00,494 --> 00:15:01,507
‫باید بهش زمان بدی.

392
00:15:01,532 --> 00:15:03,063
‫اثر می‌کنه و جواب میده، قول میدم.

393
00:15:03,087 --> 00:15:05,992
‫نه، جواب نمیده!
‫حالم بدتر از قبل شده.

394
00:15:06,017 --> 00:15:07,017
‫کو، بس کن، بس کن.

395
00:15:07,042 --> 00:15:08,546
‫- ول کن! باید بخارونم!
‫- نه.

396
00:15:08,571 --> 00:15:12,156
‫ببین، مریض‌شدن خیلی بده.
‫خودم می‌دونم، خب؟

397
00:15:12,389 --> 00:15:14,524
‫به‌گمونم هرچی بیشتر روش تمرکز کنی

398
00:15:14,549 --> 00:15:16,148
‫واسه خودت بدترش می‌کنی.

399
00:15:16,717 --> 00:15:18,140
‫هی، نگاه کن، بیا اینجا. پاشو.

400
00:15:18,860 --> 00:15:20,335
‫بیا، بهم اعتماد کن. بلند شو.

401
00:15:25,670 --> 00:15:27,273
‫چیکار می‌کنی؟
‫بس کن!

402
00:15:27,298 --> 00:15:29,179
‫تو... قوی‌تر از اون خارشی.

403
00:15:29,204 --> 00:15:30,337
‫نگام کن.

404
00:15:30,618 --> 00:15:32,152
‫تو قوی‌تر از اون خارشی.

405
00:15:32,334 --> 00:15:33,585
‫تو آدم فانی نیستی، پسرم.

406
00:15:33,610 --> 00:15:35,296
‫تو از خانواده‌ی پیرسون هستی.
‫نگام کن.

407
00:15:35,321 --> 00:15:36,855
‫حالا، صدای نبردت رو داد بزن.

408
00:15:39,357 --> 00:15:41,000
‫از ته دل داد بزن.
‫از اینجا.

409
00:15:45,110 --> 00:15:46,882
‫آفرین!
‫اون خارش رو به تسلطت دربیار!

410
00:15:46,907 --> 00:15:49,351
‫اون خارش رو به تسلطت دربیار.
‫بذار غُرشت رو یه‌بار دیگه بشنوم.

411
00:15:51,324 --> 00:15:53,585
‫آه، لطفاً اینکارو نکنید.
‫لطفاً اینکارو نکنید.

412
00:15:53,616 --> 00:15:55,007
‫مامان‌بزرگ سردرد داره.

413
00:15:55,281 --> 00:15:57,429
‫اون صورت قشنگت رو نخارون، کوین.

414
00:15:57,454 --> 00:15:59,117
‫یه روزی به دردت می‌خوره.

415
00:16:00,233 --> 00:16:01,289
‫جدی؟

416
00:16:04,731 --> 00:16:06,065
‫عزیزم، بس کن.

417
00:16:06,490 --> 00:16:07,992
‫- چیه؟
‫- مصیبت درونیت

418
00:16:08,017 --> 00:16:09,851
‫داره تخت رو گرم می‌کنه.

419
00:16:10,525 --> 00:16:12,234
‫آخه چطور فکر کردم اون از بولینگ خوشش میاد؟

420
00:16:13,061 --> 00:16:14,726
‫آخه کی از بولینگ خوشش میاد؟

421
00:16:15,183 --> 00:16:17,196
‫وقتی فیلم لبوسکی بزرگ پخش شد، بولینگ هم جالب بود،

422
00:16:17,220 --> 00:16:18,820
‫ولی اون مال 20 سال پیشه، درسته؟

423
00:16:18,933 --> 00:16:21,109
‫منظورم این بود که بخوابی، ولی باشه.

424
00:16:21,403 --> 00:16:23,414
‫مطمئن بودم که این کار شدنیه، بث.

425
00:16:23,935 --> 00:16:26,531
‫می‌خواستیم خوش بگذرونیم،
‫و بعدش حالش جا میاد،

426
00:16:26,556 --> 00:16:27,812
‫و می‌تونستیم با هم حرف بزنیم.

427
00:16:28,382 --> 00:16:30,742
‫و در عوض همه‌چی رو براش بدتر کردم.

428
00:16:32,424 --> 00:16:34,117
‫باورم نمیشه می‌خواستی با یه آدم

429
00:16:34,142 --> 00:16:36,812
‫عوضی، اونم با کفش‌های بولینگ
‫دست به یقه بشی.

430
00:16:36,837 --> 00:16:38,877
‫باید همون اولش به حرفت گوش می‌دادم.

431
00:16:39,225 --> 00:16:40,960
‫تو می‌دونستی.
‫البته که می‌دونستی.

432
00:16:41,680 --> 00:16:43,609
‫تو توی بحث بهداشت واردی.

433
00:16:44,487 --> 00:16:47,898
‫درست مثل...
‫گردنبندهای بازشونده

434
00:16:48,652 --> 00:16:50,648
‫و اسکوپ‌های گرد بستنی.

435
00:16:50,884 --> 00:16:52,563
‫نکته‌اش اینه که باید اسکوپر رو

436
00:16:52,587 --> 00:16:54,633
‫- اول زیر آب گرم بذاری.
‫- می‌دونم نکته‌اش چیه، بث.

437
00:16:54,657 --> 00:16:56,945
‫فقط دارم شوخی می‌کنم.
‫خب، دیگه شوخی نمی‌کنم.

438
00:16:59,898 --> 00:17:02,296
‫شرمنده جوری که خواستی نشد.

439
00:17:03,482 --> 00:17:04,710
‫باید باهاش حرف بزنی.

440
00:17:06,160 --> 00:17:07,171
‫حرف می‌زنم.

441
00:17:11,558 --> 00:17:13,007
‫- صبح حرف می‌زنم.
‫- باشه.

442
00:17:14,478 --> 00:17:16,164
‫فقط بذار بغلت کنم!

443
00:17:16,189 --> 00:17:18,531
‫- باید مریض بشم!
‫- ولم کن!

444
00:17:18,556 --> 00:17:20,773
‫بچه‌ها، بسه! بچه‌ها! بس کنید!

445
00:17:21,053 --> 00:17:24,117
‫هی، رندال، تو کل این خونه باکتری وجود داره.

446
00:17:24,324 --> 00:17:27,265
‫مریض میشی، فقط
‫باید صبور باشی، باشه؟

447
00:17:27,290 --> 00:17:29,758
‫چرا نمیری بالا و پروژت رو
‫تموم نمیکنی

448
00:17:29,783 --> 00:17:31,476
‫قبل از اینکه مریض بشی؟ -
‫.فکر خوبیه -

449
00:17:31,658 --> 00:17:33,170
‫.ببخشید، مادربزرگ -
‫.خیلی خوب -

450
00:17:33,195 --> 00:17:34,809
‫صبر کن، میخوای ماشینی رو
‫که دارم برای

451
00:17:34,834 --> 00:17:36,165
‫جشنواره علوم میسازم ببینی؟

452
00:17:36,189 --> 00:17:37,617
‫به چند تا دومینو ضربه میزنی

453
00:17:37,642 --> 00:17:40,445
‫و بعد یه ماشین مسابقه از سراشیبی
‫پایین میره و به یک مهره برخورد میکنه

454
00:17:40,470 --> 00:17:42,008
‫و بعد هنوز برای
‫،وسطش فکری نکردم

455
00:17:42,032 --> 00:17:44,570
‫اما آخرش، ماژیک یه
‫.خط روی ورقه میکشه

456
00:17:44,930 --> 00:17:48,031
‫درسته، خوب چرا وقتی کار کرد
‫نشونم نمیدی؟

457
00:17:51,343 --> 00:17:53,359
‫اول پیازارو سرخ کردی؟

458
00:17:53,384 --> 00:17:55,875
‫.کردم -
‫چقدر آویشن اضافه کردی؟ -

459
00:17:55,900 --> 00:17:58,211
‫...چون بیشتر از -
‫.نصف قاشق سوپ خوری اضافه کردم -

460
00:17:58,235 --> 00:17:59,795
‫.خوب، بیشتر از این نیاز داری

461
00:18:00,930 --> 00:18:02,445
‫میخوای سوپ رو تو درست کنی، مامان؟

462
00:18:03,523 --> 00:18:04,554
‫.حتما
‫آره؟

463
00:18:04,579 --> 00:18:06,513
‫.من خیلی خوشحال میشم که کمک کنم -
‫.ممنونم -

464
00:18:06,538 --> 00:18:07,710
‫.برو سروقتش

465
00:18:09,210 --> 00:18:11,523
‫.من سوپ تورو بیشتر دوست دارم، مامان -
‫.ممنونم -

466
00:18:11,548 --> 00:18:13,515
‫خوب، مادرت در واقع از من

467
00:18:13,540 --> 00:18:15,109
‫.یاد گرفت که اینو چطور درست کنه

468
00:18:15,143 --> 00:18:17,234
‫.به تو هم میتونم یاد بدم، اگر بخوای

469
00:18:17,305 --> 00:18:19,507
‫یک زن باید بدونه چطور
‫غذا درست کنه اگر میخواد

470
00:18:19,532 --> 00:18:21,210
‫.شوهر و بچه های خودش رو داشته باشه

471
00:18:21,235 --> 00:18:22,890
‫.اون ده سالشه، مامان -
‫خوب، خدا میدونه که -

472
00:18:22,915 --> 00:18:25,390
‫من زیبا ترین دختر توی
‫اری، پنسیلوانیا نبودم

473
00:18:25,415 --> 00:18:27,726
‫ولی یجورایی پدرت رو با بهترین

474
00:18:27,751 --> 00:18:30,820
‫خوراک گوشت و لوبیای سبز
‫.شهر گرفتار کردم

475
00:18:30,845 --> 00:18:32,976
‫مادرت بهت یاد داد؟ -
‫.آره

476
00:18:33,001 --> 00:18:34,368
‫اما این دستور پختی که اینجاست

477
00:18:34,393 --> 00:18:36,961
‫درواقع از یک خدمتکار که وقتی مادرت کوچیک بود

478
00:18:36,986 --> 00:18:39,296
‫.یرامون کار میکرد اومده -
‫شما یه خدمتکار داشتین؟ -

479
00:18:39,321 --> 00:18:41,734
‫.یک زن سیاه پوست دوست داشتنی به اسم دورا

480
00:18:42,854 --> 00:18:44,688
‫البته. من همیشه داشتم
‫.انگلیسیش رو تصحیح میکردم

481
00:18:44,712 --> 00:18:47,437
‫که شما دخترا شروع نکنید به حرف زدن
‫.مثل بچه های خیابونی

482
00:18:47,626 --> 00:18:50,995
‫جک؟ کجایی؟ -
‫.بابا هم تب کرده -

483
00:18:51,130 --> 00:18:54,742
‫چی؟ -
‫.آره، یهو...یهو اینجوری شدم -
‫.اوه، خدا -

484
00:18:54,767 --> 00:18:57,187
‫فکر کردم گفتی قبلا
‫.آبله مرغون گرفتی

485
00:18:57,212 --> 00:18:59,484
‫.نه، گرفتم، گرفتم، فکر کنم

486
00:18:59,509 --> 00:19:00,742
‫.شاید سرخک بوده

487
00:19:01,341 --> 00:19:03,304
‫.جک -
‫.اوه، لعنتی -

488
00:19:03,329 --> 00:19:05,363
‫چرا نمیری بالا و به
‫.رختخواب نمیری، جک

489
00:19:05,388 --> 00:19:07,750
‫ما همه چیز رو بدون تو
‫.تحت کنترل داریم

490
00:19:07,775 --> 00:19:08,842
‫مگه نه، عزیزم؟

491
00:19:20,094 --> 00:19:21,468
‫داری جایی میری؟

492
00:19:23,453 --> 00:19:25,796
‫من یه دختر رو هل دادم، پس
‫شما بیرونم میکنین، مگه نه؟

493
00:19:26,123 --> 00:19:28,148
‫تو کل شب رو با فکر کردن در این مورد گذروندی؟

494
00:19:28,173 --> 00:19:30,156
‫.ما تورو بیرون نمیکنیم، دجا

495
00:19:30,181 --> 00:19:31,273
‫.عزیزم، بشین

496
00:19:32,070 --> 00:19:33,734
‫.بیخیال، دجا، کیفت رو بزار پایین

497
00:19:33,759 --> 00:19:35,132
‫.لطفا، بشین

498
00:19:39,961 --> 00:19:41,078
‫.حق با توئه

499
00:19:41,335 --> 00:19:43,390
‫.ما توی خونمون دیگران رو هل نمیدیم

500
00:19:45,665 --> 00:19:47,867
‫،اگر کسی رو دوباره هل بدی
‫.تنبیه میشی

501
00:19:49,128 --> 00:19:50,898
‫.اما امیدوارم که دوباره اتفاق نیافته

502
00:19:53,617 --> 00:19:54,757
‫فقط همین؟

503
00:19:57,608 --> 00:19:58,609
- Untranslated Line -

504
00:19:59,734 --> 00:20:00,804
‫...میدونی

505
00:20:01,408 --> 00:20:05,265
‫من با سه تا خواهر
‫خیلی متعصب و خودرای

506
00:20:05,290 --> 00:20:07,890
‫.و یک مادر متعصب و خودرای بزرگ شدم

507
00:20:09,421 --> 00:20:11,132
‫،دعوا، جروبحث

508
00:20:11,157 --> 00:20:12,921
‫...تنه زدن، فریاد کشیدن

509
00:20:12,946 --> 00:20:16,125
‫هر چی که بگی، زنهای کلارک
‫.با هم کنار نمیومدن

510
00:20:16,699 --> 00:20:18,934
‫،اما مهم نبود که کی با کی حرف نمیزد

511
00:20:18,991 --> 00:20:23,093
‫یا کی رژلب آبنبات سیب
‫.کی رو میدزدید

512
00:20:23,953 --> 00:20:26,335
‫ما همیشه پیش هم جمع میشدیم
‫.تا موهای همدیگرو درست کنیم

513
00:20:28,695 --> 00:20:31,414
‫...چون مادرم باور داشت
‫...هنوز باور داره

514
00:20:31,784 --> 00:20:34,992
‫که...اینکه چطور
‫بیر ون خودت رو نشون میدی

515
00:20:35,272 --> 00:20:37,187
‫.منعکس حسیه که در درونت داری

516
00:20:38,840 --> 00:20:41,625
‫ببین، من نمیدونم چرا تو
‫.موهات رو نمیشوری، دجا

517
00:20:42,505 --> 00:20:45,015
‫اما میدونم که ما باید این
‫.مسئله رو حل و فصل کنیم

518
00:20:48,536 --> 00:20:50,671
‫،پس، اگر نمیخوای این کار رو خودت انجام بدی

519
00:20:50,696 --> 00:20:53,093
‫خوشحال میشم که تور به آرایشگاه
‫.خودم ببرم، اونجارو خیلی دوست دارم

520
00:20:53,118 --> 00:20:54,885
‫،خیلی خوشگله

521
00:20:54,910 --> 00:20:57,378
‫،و کلی پول اونجا خرج میکنم

522
00:20:57,403 --> 00:20:59,140
‫.و هر مقدار پولی که خرج میکنم ارزشش رو داره

523
00:21:02,864 --> 00:21:04,601
‫هر تصمیمی گرفتی بهم بگو، باشه؟

524
00:21:07,767 --> 00:21:09,085
‫،در عین حال

525
00:21:10,456 --> 00:21:12,924
‫.میتونی وسایلات رو باز کنی

526
00:21:16,726 --> 00:21:18,227
‫میشه تو موهام رو درست کنی؟

527
00:21:22,700 --> 00:21:24,167
‫.بردی، هی، چه خبر؟ بیا تو

528
00:21:24,192 --> 00:21:26,687
‫.این از طرف تهیه کننده هاست -
‫.آره، آره، اره

529
00:21:26,712 --> 00:21:28,469
‫بزارش همونجا
‫.روی پیشخون

530
00:21:28,493 --> 00:21:30,602
‫اون کیوی های چوبی (کیوی روی چوب)رو ببین
‫میدونی من همیشه میگم

531
00:21:30,626 --> 00:21:32,005
‫هیچوقت نمیتونی به مقدار کافی
‫.کیوی چوبی داشته باشی

532
00:21:32,029 --> 00:21:34,648
‫اونا، میخواستن که برات
‫.بهبودی سریع آرزو کنن

533
00:21:34,673 --> 00:21:36,641
‫.خوب، دوست داشتنیه -
‫همچنین برات یه کپی از -

534
00:21:36,666 --> 00:21:38,000
‫.صفحات اصلاح شده فیلم نامه آوردم

535
00:21:38,100 --> 00:21:39,976
‫.خیلی خوب، ممنون

536
00:21:40,735 --> 00:21:44,070
‫...خوبه، خوب
‫.چند روز دیگه میبینمت

537
00:21:44,095 --> 00:21:45,445
‫.آره، میبینمت -
‫.خیلی خوب -

538
00:22:03,428 --> 00:22:05,359
‫.هی، پیتر،کیت پیرسون هستم

539
00:22:06,359 --> 00:22:09,101
‫آره، منم برای
‫.تک خونی فردا هیجان زده هستم

540
00:22:09,687 --> 00:22:11,997
‫.آره، من، من تازه با خانم سیلور حرف زدم

541
00:22:12,032 --> 00:22:13,601
‫.اون گفت ما میتونیم برای ساعت 6:00برنامه ریزی کنیم

542
00:22:15,625 --> 00:22:16,560
‫.آره

543
00:22:16,585 --> 00:22:19,024
‫و برای تمرین امروز
‫.مشکلی نداری؟ باشه

544
00:22:19,875 --> 00:22:20,898
‫.ممنون

545
00:22:25,593 --> 00:22:28,421
‫قبل از اینکه بشورمش یکم
‫.برات شونه میزنم

546
00:22:28,860 --> 00:22:31,695
‫نگران نباش. خیلی محکم
‫.نمیکشم. قول میدم

547
00:22:38,358 --> 00:22:40,437
‫این پیسی ها رو چند وقته که داری؟

548
00:22:45,750 --> 00:22:47,781
‫میدونی، خواهر من رنه
‫.هم اونارو میگیره

549
00:22:48,543 --> 00:22:50,578
‫.بخش هایی هستند که مو رشد نمیکنه

550
00:22:52,307 --> 00:22:54,328
‫.به چیزی که اون داره میگن آلپیشا(ریزش مو)

551
00:22:55,250 --> 00:22:57,460
‫تا حالا دربارش شنیده بودی؟ -
‫.نه -

552
00:22:57,725 --> 00:22:59,820
‫.توی موهای مشکی چیز غیرمعمولی نیست

553
00:22:59,984 --> 00:23:01,484
‫.بعضیا باهاش متولد شدن

554
00:23:01,690 --> 00:23:02,957
‫.تقصیر اونا نیست

555
00:23:03,617 --> 00:23:04,640
- Untranslated Line -

556
00:23:05,551 --> 00:23:06,750
‫.این رو نمیدونستم

557
00:23:09,225 --> 00:23:10,742
‫همیشه اینجوریه؟

558
00:23:15,439 --> 00:23:17,296
‫.میدونی، مشکلی نداره که دربارش حرف بزنی

559
00:23:20,162 --> 00:23:21,679
‫.فقط ما دوتا اینجاییم

560
00:23:25,729 --> 00:23:28,148
‫وقتی اتفاقات زیادی
‫.میافته بدتر میشه

561
00:23:30,583 --> 00:23:31,687
‫منظورت چیه؟

562
00:23:35,055 --> 00:23:36,093
‫...مثلا

563
00:23:36,373 --> 00:23:38,085
‫.مثلا، وقتی اتفاقات بد میافته

564
00:23:40,174 --> 00:23:42,046
‫.وقتی مامان میافته توی دردسر

565
00:23:42,746 --> 00:23:46,085
‫.یا... وقتی که باید خونم رو عوض کنم

566
00:23:48,285 --> 00:23:49,601
‫.با عقل جور درمیاد

567
00:23:50,780 --> 00:23:52,625
‫.اضطراب میتونه بهش دامن بزنه

568
00:23:59,419 --> 00:24:01,289
‫.مامان من موهای خیلی خوشگلی داره

569
00:24:09,929 --> 00:24:11,000
‫میدونی چیه؟

570
00:24:12,874 --> 00:24:15,695
‫در طی سال ها من خیلی توی بافتن

571
00:24:15,720 --> 00:24:17,726
‫موهای خواهرم به طوری که

572
00:24:17,751 --> 00:24:19,710
‫.پیسی هاش رو بپوشونه ماهر شدم

573
00:24:20,704 --> 00:24:21,914
‫،بعد از اینکه موهات رو شستم

574
00:24:21,939 --> 00:24:23,960
‫فکر کم بتونم همینکارو با
‫.موهای توهم بکنم

575
00:24:25,853 --> 00:24:26,976
‫خوب به نظر میاد؟

576
00:24:37,520 --> 00:24:39,093
‫.یک سفر رو یادم میاد

577
00:24:39,340 --> 00:24:41,975
‫پدرت رندال و دوقلو هارو
‫.به دریاچه برد

578
00:24:42,000 --> 00:24:43,648
‫یادته؟ -
‫.نه مامان -

579
00:24:43,673 --> 00:24:45,546
‫.رندال و دوقلو ها" نیست"

580
00:24:46,443 --> 00:24:49,617
‫بچه ها" یا حتی فقط"
‫کوین، کیت و رندال، باشه؟

581
00:24:50,133 --> 00:24:53,148
‫حالت خوبه عزیزم؟ -
‫.آره، خوبم، فقط خستم -

582
00:24:53,173 --> 00:24:55,374
‫.نه فقط امشب
‫،منظورم اینه که از زمانی که من اینجام

583
00:24:55,399 --> 00:24:57,453
‫.تو مثل خودت نبودی

584
00:24:58,561 --> 00:25:00,460
‫همه چی بین تو و جک روبراهه؟

585
00:25:00,485 --> 00:25:03,186
‫.آره، در واقع، هیچوقت بهتر نبوده

586
00:25:03,769 --> 00:25:05,078
‫پس چی شده؟

587
00:25:06,198 --> 00:25:08,333
‫،تو دیگه زیاد به خونه زنگ نمیزنی

588
00:25:08,358 --> 00:25:10,570
‫دیگه تعطیلات به
‫.دیدن ما نمیای

589
00:25:10,595 --> 00:25:12,882
‫.خیلی خوشحال به نظر نمیای

590
00:25:12,907 --> 00:25:14,304
‫.من خوشحالم

591
00:25:14,473 --> 00:25:16,554
‫.ما هممون خیلی خوشحالیم -
‫.باشه -

592
00:25:16,579 --> 00:25:19,398
‫،عذر میخوام، من مادرت هستم
‫.اجازه دارم که نگران باشم

593
00:25:22,575 --> 00:25:24,625
‫کی فکرشو میکرد رندال کسی باشه که

594
00:25:24,650 --> 00:25:26,109
‫.وارد مدرسه خصوصی میشه

595
00:25:31,683 --> 00:25:32,695
‫.عذر میخوام

596
00:25:32,720 --> 00:25:35,296
‫این... این یعنی چی؟

597
00:25:36,473 --> 00:25:37,609
‫.چی؟ هیچی

598
00:25:39,173 --> 00:25:40,195
‫.خوب

599
00:25:41,109 --> 00:25:43,085
‫خیلی خوب، میخوای در اینباره
‫حرف بزنیم؟

600
00:25:43,110 --> 00:25:44,414
- Untranslated Line -

601
00:25:46,144 --> 00:25:47,796
‫میخوای بدونی که چرا

602
00:25:47,821 --> 00:25:49,742
‫دیگه برای تعطیلات به خونه نمیایم؟

603
00:25:49,839 --> 00:25:51,750
‫.بخاطر توئه

604
00:25:55,315 --> 00:25:57,817
‫.تو دائما خانواده من رو قضاوت میکنی

605
00:25:57,842 --> 00:25:59,810
‫.من به اندازه کافی آشپز خوبی نیستم

606
00:25:59,835 --> 00:26:01,302
‫.به قدر کافی خوب تمیز نمیکنم

607
00:26:01,327 --> 00:26:03,828
‫.جک نمیتونه نیازهامون رو فراهم کنه

608
00:26:04,129 --> 00:26:06,997
‫تو قطعا برای کیت درباره
‫.غذا سخنرانی میکنی

609
00:26:07,022 --> 00:26:09,632
‫و کوین هم فکر میکنه تنها

610
00:26:09,809 --> 00:26:11,943
‫.ارزش زندگیش از این میاد که قیافش چطوریه

611
00:26:11,968 --> 00:26:13,769
‫.و همه اینا مشکلی نداره

612
00:26:13,794 --> 00:26:16,968
‫همه اینارو میتونم
‫...به نحوی به بچه ها توضیح بدم، ولی

613
00:26:26,037 --> 00:26:27,531
‫...ولی رندال

614
00:26:29,337 --> 00:26:33,307
‫.خیلی سخت تلاش میکنه که تورو راضی کنه که دوستش داشته باشی

615
00:26:33,685 --> 00:26:36,570
‫،و، راستش

616
00:26:37,467 --> 00:26:39,007
‫من همیشه فکر میکردم که شاید دلیل اینکه

617
00:26:39,032 --> 00:26:41,953
‫تو هیچوقت اونو نپذیرفتی این باشه که
‫.اون به فرزندی پذیرفته شده

618
00:26:42,881 --> 00:26:45,492
‫اما تو به نحو هشدار دهنده ای روشن کردی که

619
00:26:46,432 --> 00:26:48,851
‫.دلیلش سیاه پوست بودن اونه

620
00:26:51,250 --> 00:26:53,851
‫.این حرف خیلی رنجش آوره

621
00:26:53,876 --> 00:26:55,455
‫میدونی، فقط چون اون سیاه پوسته
‫معنیش این نیست که

622
00:26:55,479 --> 00:26:56,976
‫.بسکتبال دوست داره

623
00:26:57,001 --> 00:26:59,695
‫اون فوتبال دوست داره
‫.مثل بقیه ما، باشه؟

624
00:27:00,309 --> 00:27:01,960
‫و تو باید از اینکه مدام اون رو از کیت و کوین

625
00:27:01,985 --> 00:27:03,679
‫.جدا کنی دست برداری

626
00:27:03,704 --> 00:27:05,304
‫اونا همه بچه های من هستن، باشه؟

627
00:27:05,329 --> 00:27:07,898
‫.عذر میخوام که اونهارو "دوقلوها"صدا میزنن

628
00:27:08,062 --> 00:27:09,262
‫.این چیزیه که اونا هستن

629
00:27:09,287 --> 00:27:12,539
‫،و دورا، خدمتکارمون دورا
‫اون بچه ای نبود که تو

630
00:27:12,564 --> 00:27:14,835
‫.باید بهش یاد میدادی چطور حرف بزنه، نبود

631
00:27:14,860 --> 00:27:18,445
‫اون یک زن پنجاه ساله بود که
‫.از خودش چهار تا بچه داشت

632
00:27:18,470 --> 00:27:21,054
‫من نمیتونم وقتی عصبی هستی
‫.باهات صحبت کنم

633
00:27:24,181 --> 00:27:26,315
‫و کلیسای سنت مری، درسته؟

634
00:27:26,490 --> 00:27:29,460
‫ما کل عمر من رو به سنت
‫،مری میرفتیم، و ناگهان در 16 سالگی

635
00:27:29,485 --> 00:27:33,155
‫کلیسامون رو عوض کردیم
‫.چونکه یه کشیش از غنا اومد(در غرب آفریقا)

636
00:27:33,180 --> 00:27:35,007
‫محض رضای خدا
‫من نمیتونستم

637
00:27:35,032 --> 00:27:37,296
‫.لهجه اون مرد رو بفهمم، ربکا

638
00:27:39,599 --> 00:27:41,046
‫،وقتی برف رفت

639
00:27:42,790 --> 00:27:44,054
‫.میخوام تو هم رفته باشی

640
00:27:45,562 --> 00:27:48,460
‫چون من دیگه رندال رو
‫.با این مزخرفات ول نمیکنم

641
00:27:49,620 --> 00:27:51,156
‫داری درباره چی حرف میزنی؟

642
00:27:52,037 --> 00:27:53,687
‫.تو نژاد پرستی، مامان

643
00:27:53,790 --> 00:27:55,015
‫.تو یه نژاد پرستی

644
00:27:59,578 --> 00:28:00,625
‫.عزیزم

645
00:28:01,631 --> 00:28:04,289
‫عزیزم، فکر کردم که تو
‫.طبقه بالا هستی

646
00:28:05,985 --> 00:28:08,195
‫.اولم دونه آبلم رو زدم

647
00:28:09,629 --> 00:28:11,429
‫.خیلی خوب، باشه

648
00:28:11,454 --> 00:28:12,695
- Untranslated Line -

649
00:28:14,020 --> 00:28:15,625
‫بزار برگردونیمت بالا

650
00:28:15,650 --> 00:28:17,835
‫و من یکم محلول کالامین
‫بهش میزنم، باشه؟

651
00:28:23,119 --> 00:28:25,085
‫...هی، عزیزم

652
00:28:25,296 --> 00:28:27,764
‫.یا حضرت نامزدِ جذاب

653
00:28:28,335 --> 00:28:30,015
‫.این عالی به نظر میاد

654
00:28:30,289 --> 00:28:31,914
‫بهت گفتم لباس اندازه میشه

655
00:28:32,085 --> 00:28:33,210
‫.آره، گفتی

656
00:28:34,203 --> 00:28:37,467
‫هی. تو یه هدف رو تعیین کردی
‫و بهش رسیدی.

657
00:28:37,492 --> 00:28:39,092
‫و حالا اون بخشیه که
‫.هیجان زده میشی

658
00:28:39,406 --> 00:28:40,554
‫تو چت شده؟

659
00:28:41,625 --> 00:28:43,647
‫هیچی. میشه زیپم رو باز کنی؟

660
00:28:43,743 --> 00:28:46,245
‫.باید پیانیستم رو برای تمرین ملاقات کنم

661
00:28:49,014 --> 00:28:50,015
‫.آره

662
00:28:55,578 --> 00:28:57,335
‫مادربزرگ چطور میتونه نژاد پرست باشه؟

663
00:28:57,762 --> 00:29:00,467
‫اون هیچوقت چیز بدی درباره سیاه پوست
‫.بودن به من نمیگه

664
00:29:00,492 --> 00:29:03,109
‫آره، نژاد پرستی همیشه
‫اینجوری نیست، بچه‌جون.

665
00:29:03,398 --> 00:29:07,213
‫آره. یادته وقتی داشتیم در مورد اینکه

666
00:29:07,238 --> 00:29:08,772
‫روز بزرگداشت مارتین لوثر کینگ حرف می‌زدیم؟

667
00:29:09,296 --> 00:29:12,656
‫یکی بهش شلیک کرد چون اون می‌خواست
‫سیاه‌پوست‌ها از حقوق برابری برخوردار بشن.

668
00:29:13,250 --> 00:29:16,203
‫- مامان‌بزرگ بهش شلیک کرد؟!
‫- نه، نه، نه، نه، نه. مامان‌بزرگ...

669
00:29:17,115 --> 00:29:20,750
‫ببین، می‌دونی که چطور بعضی مواقع

670
00:29:20,785 --> 00:29:24,087
‫مامان از دستم عصبانی میشه
‫و یه حرف‌هایی می‌زنه

671
00:29:24,122 --> 00:29:27,457
‫که... زیاد مودبانه نیستن

672
00:29:27,492 --> 00:29:29,039
‫ولی جوری میگه که مودبانه از آب دربیان؟

673
00:29:29,064 --> 00:29:32,429
‫مثلاً، "جک، خیلی دوست دارم وقتی

674
00:29:32,463 --> 00:29:34,593
‫کفش‌های گلیت رو وسط هال میذاری."

675
00:29:35,851 --> 00:29:36,945
‫- آره.
‫- خب.

676
00:29:36,970 --> 00:29:39,578
‫پس نژادپرستی بعضی مواقع می‌تونه اینجوری باشه.

677
00:29:40,138 --> 00:29:42,828
‫می‌دونی، مردم حرف‌های بدی به کسایی که باهاشون

678
00:29:42,853 --> 00:29:44,365
‫فرق دارن، نمی‌زنن.

679
00:29:44,389 --> 00:29:47,024
‫- حرف‌هاشون منظوری نداره...
‫- ممم.

680
00:29:47,062 --> 00:29:50,718
‫ولی یه منظور بدی توی زمینه‌ی حرف‌شون هست، می‌دونی؟

681
00:29:56,602 --> 00:29:58,375
‫من دیگه برم بخوابم.

682
00:30:07,560 --> 00:30:09,828
‫گفتم ریزش مو، ولی انگار

683
00:30:09,853 --> 00:30:12,521
‫تا حالا هیچکی در موردش باهاش حرف نزده.

684
00:30:14,320 --> 00:30:17,164
‫راستش نمی‌دونم توی اون موقعیت چیکار می‌کردم.

685
00:30:18,820 --> 00:30:20,577
‫اونا واسه بوسیدن زخم‌شون میان پیشم،

686
00:30:20,611 --> 00:30:22,844
‫ولی واسه بانداژ کردن و آواز خوندن میان پیش تو.

687
00:30:22,868 --> 00:30:25,070
‫من کس دیگه‌ای رو نمی‌شناسم که
‫آهنگ سه ورسی در مورد

688
00:30:25,095 --> 00:30:28,101
‫اینکه چطور پماد آنتی‌بیوتیک می‌تونه حال‌شون رو زودتر خوب کنه،
‫بلد باشه.

689
00:30:28,126 --> 00:30:31,453
‫و از مصیبت عفونتی جلوگیری کنه.

690
00:30:32,123 --> 00:30:33,223
‫این...

691
00:30:33,437 --> 00:30:34,851
‫اونا به هر دومون نیاز دارن.

692
00:30:35,632 --> 00:30:37,070
‫ما مکمل همدیگه هستیم.

693
00:30:39,895 --> 00:30:41,763
‫نه. همون اول حق باهامون بود.

694
00:30:49,770 --> 00:30:51,601
‫ایول، دختر.

695
00:30:52,431 --> 00:30:53,593
‫خیلی باحال شدی.

696
00:30:53,665 --> 00:30:55,453
‫به باحالی اَلیشا کیز شدی.
‫(خواننده)

697
00:30:56,193 --> 00:30:57,289
‫اون که پیره.

698
00:30:59,711 --> 00:31:02,447
‫ببین، من... من می‌خواستم بابت

699
00:31:02,472 --> 00:31:04,506
‫رفتارم توی سالن بولینگ
‫ازت معذرت‌خواهی کنم.

700
00:31:04,768 --> 00:31:07,569
‫شرمنده که داد و بیداد کردم.

701
00:31:07,594 --> 00:31:09,320
‫نباید میذاشتم اوضاع قاراشمیش بشه.

702
00:31:09,545 --> 00:31:12,347
‫مطمئناً رفتارم به باحالی الیشا کیز نبود.

703
00:31:14,182 --> 00:31:16,179
‫هنوز دوستم نداری؟
‫خیلی‌خب.

704
00:31:17,026 --> 00:31:20,328
‫به‌هرحال، آم، فقط می‌خواستم بگه که...

705
00:31:24,001 --> 00:31:26,351
‫من تو کل زندگیم دو بار از لحاظ روانی بیمار شدم.

706
00:31:27,461 --> 00:31:29,296
‫یکیش درست قبل از اینکه تِس به‌دنیا بیاد،

707
00:31:29,686 --> 00:31:31,507
‫و یکیش هم اول امسال.

708
00:31:33,469 --> 00:31:36,704
‫و وقتی رخ میدن که من استرس بگیرم،

709
00:31:36,973 --> 00:31:39,406
‫و استرس کل وجودم رو می‌گیره، و بعدش...

710
00:31:42,820 --> 00:31:44,992
‫ولی، آه، چیزی که کمکم می‌کنه

711
00:31:45,017 --> 00:31:46,818
‫استرسم کم بشه،
‫دویدنه.

712
00:31:47,379 --> 00:31:48,773
‫من، تقریباً هر روز می‌دوم.

713
00:31:48,927 --> 00:31:51,757
‫ذهنم رو باز می‌کنه.

714
00:31:53,255 --> 00:31:54,312
‫خب...

715
00:31:55,811 --> 00:31:57,382
‫هروقت خواستی بدوی،

716
00:31:57,407 --> 00:31:59,953
‫خوشحال میشم که باهات بدوم.

717
00:32:04,393 --> 00:32:06,367
‫بهت گفت چه حرفی زدم؟

718
00:32:09,344 --> 00:32:10,468
‫اوه.

719
00:32:11,846 --> 00:32:14,421
‫هی، کو، تو...

720
00:32:15,258 --> 00:32:16,559
‫رفیق، بی‌خیال.

721
00:32:16,585 --> 00:32:18,129
‫- چیکار می‌کنی؟
‫- منظورت چیه،

722
00:32:18,153 --> 00:32:19,298
‫چیکار دارم می‌کنم؟
‫حالم داره بهتر میشه.

723
00:32:19,322 --> 00:32:20,534
‫- نابرده رنج، گنج میسر نمی‌شود، درسته؟
‫- نه.

724
00:32:20,558 --> 00:32:23,281
‫راستش، نابرده رنج، بهبودی حاصل نمی‌شود.

725
00:32:23,306 --> 00:32:24,218
‫دستت رو از اون بردار.

726
00:32:24,243 --> 00:32:25,789
‫نه، نه، نه.
‫رفیق، بس کن دیگه.

727
00:32:25,814 --> 00:32:28,750
‫بدین‌وسیله تو رو از وظایف پرستاریت خلع می‌کنم.

728
00:32:28,775 --> 00:32:29,954
‫باشه؟
‫می‌تونی برگردی به اتاقت

729
00:32:29,978 --> 00:32:31,289
‫و چند قسمت از سریال "داستان خدمتکار" رو تماشا کنی

730
00:32:31,313 --> 00:32:32,825
‫- یا هر کاری که می‌کردی رو دوباره انجام بدی.
‫- داستان خدمتکار؟

731
00:32:32,849 --> 00:32:34,398
‫چی؟ باشه. بفرما.

732
00:32:34,433 --> 00:32:36,804
‫بی‌خیال، این کارو نکن. این کارو نکن.

733
00:32:37,118 --> 00:32:38,532
‫اصلاً می‌دونی چیه،
‫من شاید پرستارت نباشم،

734
00:32:38,556 --> 00:32:39,836
‫ولی داماد آینده‌ات هستم،

735
00:32:39,860 --> 00:32:41,305
‫و نمیذارم تا آخر عمرت زانوت رو

736
00:32:41,329 --> 00:32:42,218
‫معیوب کنی.

737
00:32:42,243 --> 00:32:43,989
‫خب، خیلی لطف داری.
‫ممنونم.

738
00:32:44,013 --> 00:32:45,546
‫ولی من نمی‌ذارم این زانوی لعنتی

739
00:32:45,571 --> 00:32:47,789
‫بقیه‌ی زندگیم رو نابود کنه.
‫دوباره نمی‌ذارم.

740
00:32:48,445 --> 00:32:49,757
‫دوباره؟
‫چی؟

741
00:32:51,215 --> 00:32:52,215
‫کو؟

742
00:32:52,851 --> 00:32:54,445
‫هی. هی، فقط...

743
00:32:54,470 --> 00:32:56,812
‫میشه آروم‌تر بری؟

744
00:33:05,718 --> 00:33:06,914
‫ماجرا چیه؟

745
00:33:09,025 --> 00:33:11,593
‫توبی، من توی 3 سالگی اولین توپ فوتبال رو پرتاب کردم.

746
00:33:12,291 --> 00:33:14,226
‫موقعی که دانشجوی سال دوم بودم
‫یه تیم دانشگاهی درست کردم.

747
00:33:14,251 --> 00:33:16,804
‫من فوتبالم خوب نبود، توبی.

748
00:33:16,829 --> 00:33:18,029
‫عالی بود.

749
00:33:18,310 --> 00:33:19,703
‫بابام معمولاً می‌اومد بازی‌هام رو تماشا می‌کرد.

750
00:33:19,728 --> 00:33:21,304
‫و اونم شروع به فیلمبرداری‌شون واسه حلقه‌فیلم کرد.

751
00:33:21,329 --> 00:33:22,664
‫دانشگاه نزدیک بود.

752
00:33:23,264 --> 00:33:24,531
‫منو زیرنظر داشتن.

753
00:33:27,082 --> 00:33:30,117
‫من آینده‌ام رو برنامه‌ریزی کرده بودم، می‌دونی.
‫من...

754
00:33:35,205 --> 00:33:37,117
‫و بعدش زانوم آسیب دید،

755
00:33:37,141 --> 00:33:39,031
‫و به‌همین راحتی، توی یه لحظه همه‌چی تموم شد.

756
00:33:39,217 --> 00:33:40,234
‫نابود شد.

757
00:33:43,766 --> 00:33:44,781
‫عجب.

758
00:33:45,933 --> 00:33:48,273
‫می‌دونستم که توی دبیرستان فوتبال بازی می‌کردی،
‫ولی...

759
00:33:49,321 --> 00:33:50,382
‫خدای من.

760
00:33:51,150 --> 00:33:53,094
‫پس، چیکار باید می‌کردم؟
‫شروع کردم به بازیگری، خب؟

761
00:33:53,118 --> 00:33:56,153
‫اولش، واسه وقت‌گذرونی انجامش می‌دادم

762
00:33:56,178 --> 00:33:58,312
‫تا اینکه بخوام بشینم و واسه خودم تاسف بخورم.

763
00:34:00,118 --> 00:34:01,986
‫ولی بعدش، بعد از یه مدت،
‫من شروع به....

764
00:34:02,057 --> 00:34:03,618
‫همون هیجانی از بازیگری بهم دست داد

765
00:34:03,642 --> 00:34:04,775
‫که از فوتبال بهم دست می‌داد.

766
00:34:06,150 --> 00:34:08,328
‫و اینم از حال و روزم، رفیق.
‫20 سال گذشته.

767
00:34:08,832 --> 00:34:10,546
‫خب؟ کلی تلاش کردم،

768
00:34:10,571 --> 00:34:12,672
‫و بالاخره رسیدم به یه جای به‌خصوص

769
00:34:12,697 --> 00:34:14,264
‫و واقعی و رضایت‌بخش،

770
00:34:14,289 --> 00:34:16,882
‫و محاله بذارم این زانوی لعنتی

771
00:34:16,907 --> 00:34:18,507
‫یکی دیگه از رویاهام رو نابود کنه.

772
00:34:18,532 --> 00:34:22,168
‫واسه همینه که باید بذاری کامل خوب بشه، خب؟

773
00:34:22,193 --> 00:34:23,560
‫زیاد مهم نیست.

774
00:34:23,585 --> 00:34:25,625
‫گروه تولید گفت که می‌تونن

775
00:34:25,650 --> 00:34:27,719
‫- زمان فیلمبرداری صحنه‌هات رو تغییر بدن.
‫- زمانش رو تغییر دادن.

776
00:34:27,743 --> 00:34:28,977
‫خیلی‌خب، ظاهراً می‌تونن،
‫می‌تونن قسمتی از

777
00:34:29,001 --> 00:34:30,674
‫صحنه‌ی نورماندی رو بدون من فیلمبرداری کنن...
‫و ران،

778
00:34:30,698 --> 00:34:31,969
‫ران فکر نمی‌کنه که زیاد مهم باشه

779
00:34:31,993 --> 00:34:34,343
‫که اون یکی بازیگر بگه "خودم هوات رو دارم، جیمی."

780
00:34:36,328 --> 00:34:37,703
‫خب، واسه من مهمه.

781
00:34:39,985 --> 00:34:42,093
‫و بابت همه‌ی کارایی که کردی ممنونم،

782
00:34:42,118 --> 00:34:44,119
‫همه‌ی نگرانی‌هات،
‫ولی این یکی رو خراب نمی‌کنم.

783
00:34:44,144 --> 00:34:45,835
‫خب، رفیق؟
‫این دفعه خرابش نمی‌کنم.

784
00:34:46,376 --> 00:34:47,976
‫هرکاری لازمه انجام میدم.

785
00:35:00,688 --> 00:35:01,804
‫- سلام.
‫- سلام، بابا.

786
00:35:01,829 --> 00:35:04,132
‫- سلام.
‫- سلام، بابا.

787
00:35:04,460 --> 00:35:05,765
‫کی اومدین اینجا؟

788
00:35:05,790 --> 00:35:07,728
‫کوین طرفا ساعت 3 اومد اینجا،

789
00:35:07,762 --> 00:35:09,830
‫و بقیه هم یه‌کم بعدتر اومدن.

790
00:35:09,864 --> 00:35:11,523
‫- اوه.
‫- ولی تو...

791
00:35:11,548 --> 00:35:13,967
‫چند ساعته که تب کردی و از حال رفتی.

792
00:35:14,002 --> 00:35:15,312
‫داشتم نگرانت می‌شدم.

793
00:35:15,439 --> 00:35:17,140
‫حالت چطوره؟

794
00:35:17,238 --> 00:35:19,806
‫می‌تونی کل بدنم رو بخارونی؟

795
00:35:19,841 --> 00:35:21,507
‫چون نمی‌دونم قدرتش رو دارم یا نه.

796
00:35:21,531 --> 00:35:23,984
‫- بهت گفتم آبله مرغون بدترین بیماریه.
‫- آره.

797
00:35:24,009 --> 00:35:25,195
‫حتماً همینطوره، بچه‌جون.

798
00:35:25,980 --> 00:35:28,023
‫هی، عزیزم، می‌تونی قرص تایلنول رو برام بیاری؟

799
00:35:28,342 --> 00:35:30,781
‫فکر کنم توی آشپزخونه گذاشتمش.

800
00:35:31,036 --> 00:35:33,031
‫هممم. آشپزخونه، هان؟

801
00:35:33,056 --> 00:35:34,562
‫پائینه.

802
00:35:35,687 --> 00:35:37,804
‫آه، من نرفتم پائین

803
00:35:37,829 --> 00:35:39,664
‫چون مامانم اونجاست.

804
00:35:39,984 --> 00:35:41,453
‫- اوه، عزیزم.
‫- ولی تو شوهرمی،

805
00:35:41,478 --> 00:35:44,906
‫و من دوست دارم، و مریضی،
‫واسه همین ریسک پائین‌رفتن

806
00:35:44,931 --> 00:35:46,298
‫و مقابله با اون رو به‌جون می‌خرم.

807
00:35:46,323 --> 00:35:47,991
‫- ممنون، عزیزم.
‫- خیلی‌خب، بچه‌ها.

808
00:35:48,016 --> 00:35:50,437
‫من میرم پائین.
‫آه، کسی چیزی لازم نداره؟

809
00:35:50,462 --> 00:35:51,702
‫این تنها فرصت‌تونه.

810
00:35:51,737 --> 00:35:52,750
‫شکلات داغ.

811
00:35:52,896 --> 00:35:54,029
‫کپ اند کرانچ.

812
00:35:54,054 --> 00:35:56,250
‫کنسول گیم بوی‌ام و یه‌کم چیتوز می‌خوام.

813
00:35:56,275 --> 00:35:57,882
‫وایسین، صبر کنین یه لحظه.

814
00:35:57,907 --> 00:36:00,842
‫همه از پائین‌رفتن امتناع کردین؟

815
00:36:01,296 --> 00:36:03,851
‫- خب. خودم میرم، بک.
‫- نه، نه، نه، نه، نه.

816
00:36:03,876 --> 00:36:05,265
‫دراز بکش. خودم دارم میرم پائین.

817
00:36:05,290 --> 00:36:06,423
‫- جک، تو مریضی.
‫- نه.

818
00:36:06,448 --> 00:36:08,734
‫ما توی خونه‌مون زندانی نمیشیم.

819
00:36:09,783 --> 00:36:11,585
‫مادرت رو از اینجا می‌فرستم بیرون.

820
00:36:46,050 --> 00:36:47,140
‫آفرین.

821
00:36:57,642 --> 00:36:59,312
‫ایول، کوین!

822
00:36:59,668 --> 00:37:00,953
‫آره، اون قهرمانه!

823
00:37:00,978 --> 00:37:02,478
‫داره کل راه رو میره!

824
00:37:02,503 --> 00:37:04,071
‫اوه!

825
00:37:04,215 --> 00:37:05,621
‫- آفرین، کوین!
‫- آره.

826
00:37:06,090 --> 00:37:08,324
‫می‌خوام بدونین که پسرم یه بازیکن حرفه‌ایه!

827
00:37:08,349 --> 00:37:10,656
‫پسرم قویه!

828
00:37:10,730 --> 00:37:13,367
‫پسرم مثل چی قویه.

829
00:37:16,855 --> 00:37:18,671
‫برو، کوین!
‫برو، برو، برو!

830
00:37:19,017 --> 00:37:22,984
‫پسرم توقف‌ناپذیره!
‫آره! آره!

831
00:37:23,436 --> 00:37:24,593
‫دیدین؟!

832
00:37:24,738 --> 00:37:27,457
‫پسره توپ رو 88 یارد پرتاب کرد

833
00:37:27,482 --> 00:37:30,046
‫و گل زد!
‫گل!

834
00:37:30,541 --> 00:37:31,546
‫آره!

835
00:38:13,879 --> 00:38:15,632
‫- براین.
‫- کوین. کوین.

836
00:38:15,940 --> 00:38:17,757
‫عجب. فوق‌العاده شدی.

837
00:38:17,782 --> 00:38:18,938
‫تو فوق‌العاده شدی.

838
00:38:18,962 --> 00:38:20,007
‫خوشحالم که برگشتم.

839
00:38:20,032 --> 00:38:21,508
‫بهت که گفتم نمی‌ذارم پروسه‌ی فیلمبرداری کند بشه.

840
00:38:21,532 --> 00:38:23,778
‫واقعاً به قولت وفا کردی، کوین.
‫خیلی ممنون.

841
00:38:23,802 --> 00:38:26,563
‫- داخل می‌بینمت، باشه؟
‫- حتماً. خیلی ممنونم.

842
00:38:31,888 --> 00:38:34,062
‫جک تازه ماشینت رو از داخل برف‌ها بیرون آورد.

843
00:38:34,398 --> 00:38:35,398
‫خب...

844
00:38:36,689 --> 00:38:37,765
‫من...

845
00:38:38,527 --> 00:38:41,095
‫می‌دونی، دیشب اصلاً نخوابیدم.

846
00:38:41,120 --> 00:38:43,955
‫درگیر حرفی بودم که بهم زدی.

847
00:38:44,195 --> 00:38:45,500
‫باید متوجه بشی،

848
00:38:45,525 --> 00:38:47,393
‫من تو دوره و زمونه‌ی متفاوتی بزرگ شدم.

849
00:38:47,418 --> 00:38:49,984
‫- تو دوره و زمونه‌ی من، مردم...
‫- مامان، من... بس کن.

850
00:38:52,198 --> 00:38:54,734
‫نه به‌خاطر اینکه اون سیاه‌پوسته.

851
00:38:55,821 --> 00:38:59,468
‫یا نمی‌دونم به‌خاطر فرزندخوندگیه

852
00:39:00,149 --> 00:39:02,117
‫یا هر دوشون.

853
00:39:02,142 --> 00:39:06,343
‫به‌گمونم همه‌ی اینا حس نامناسبی برام دارن.

854
00:39:08,541 --> 00:39:11,023
‫ولی قسم می‌خورم، ربکا،
‫قسم می‌خورم که سعی‌ام رو کنم.

855
00:39:13,466 --> 00:39:14,898
‫نباید سعی کنی.

856
00:39:17,131 --> 00:39:18,312
‫می‌دونم.

857
00:39:20,431 --> 00:39:21,468
‫ولی می‌کنم.

858
00:39:26,591 --> 00:39:27,906
‫هی، عزیزم.

859
00:39:28,848 --> 00:39:30,460
‫مامان‌بزرگ می‌خواست باهات خداحافظی کنه.

860
00:39:31,492 --> 00:39:33,273
‫خوشحالم که دوباره می‌بینمت، رندال.

861
00:39:34,268 --> 00:39:35,304
‫خیلی‌خب.

862
00:39:42,101 --> 00:39:43,117
‫واو.

863
00:39:44,054 --> 00:39:46,132
‫چه فوق‌العاده‌ست.

864
00:39:50,089 --> 00:39:51,992
‫بالاخره امروز صبح موقعی که

865
00:39:52,391 --> 00:39:53,758
‫این تیکه رو با توپ سوپربال سنگین‌تر

866
00:39:53,783 --> 00:39:55,551
‫جابه‌جا کردم، راه افتاد.

867
00:39:57,639 --> 00:39:59,046
‫قانون دوم نیوتونه.

868
00:40:01,226 --> 00:40:03,296
‫تو پسر خاصی هستی، مگه نه؟

869
00:40:05,934 --> 00:40:07,218
‫خیلی طول کشید که اینو بفهمی.

870
00:40:26,414 --> 00:40:27,902
‫و من و کوئین لطیفه
‫(بازیگر)

871
00:40:27,927 --> 00:40:30,272
‫همه‌جا رو دنبال سگ‌ها گشتیم،

872
00:40:30,297 --> 00:40:32,289
‫ولی قبل از اینکه پیداشون کنیم، بیدار شدم.

873
00:40:32,314 --> 00:40:33,921
‫اوه، خیلی بده.

874
00:40:47,289 --> 00:40:49,055
‫لازمه که تعهد به سلامتیت رو ستایش کنم.

875
00:40:49,079 --> 00:40:50,976
‫معلومه که چقدر اینو جدی گرفتی.

876
00:40:51,314 --> 00:40:52,328
‫ممنون.

877
00:40:53,793 --> 00:40:54,968
‫اوه، آم...

878
00:40:55,818 --> 00:40:57,757
‫قرص‌های ویتامینی که گفتی رو خریدم.

879
00:40:57,782 --> 00:40:58,890
‫همینا هستن؟

880
00:41:01,024 --> 00:41:04,773
‫فقط به خاطر....
‫سن و وزنمه،

881
00:41:04,820 --> 00:41:06,453
‫می‌خوام طبق دستورالعمل پیش برم.

882
00:41:06,478 --> 00:41:09,054
‫تو الان نهایت سعی‌ات رو می‌کنی که سالم بمونی.

883
00:41:10,523 --> 00:41:11,578
‫ممنون.

884
00:41:17,121 --> 00:41:19,117
‫خب، هنوز اونجاست؟

885
00:41:20,613 --> 00:41:21,679
‫هنوز اونجاست.

886
00:41:22,361 --> 00:41:25,148
‫بذر گل خشخاشت اندازه‌ی عدس شده.

887
00:41:25,850 --> 00:41:26,867
‫مبارکه.

888
00:41:26,892 --> 00:41:28,484
‫رسماً 6 هفته‌ست که بارداری.

889
00:41:29,679 --> 00:41:39,139
‫ترجمه:
‫AliNiceBoy & Motahareh

890
00:41:39,899 --> 00:41:45,140
‫ارائه شده توسط وبسایت رسانه کوچک
‫LilMedia.TV

