﻿1
00:00:02,131 --> 00:00:03,756
گ<font color="#ff0000"><i>‫آنچه که در سریال
: گذشت "This Is Us"</i></font>

2
00:00:03,781 --> 00:00:05,171
<i>نیکولاس پیرسون»؟»</i>

3
00:00:05,522 --> 00:00:07,700
<i>‫بابامون بهمون گفت تو ویتنام مُردی</i>

4
00:00:07,725 --> 00:00:09,818
<i>‫نباید میومد سراغم</i>

5
00:00:09,843 --> 00:00:13,061
<i>بِک» ، من درباره جایی که امروز رفتم»
بهت راستش رو نگفتم</i>

6
00:00:13,063 --> 00:00:16,529
<i>‫رفتم یکی رو ببینم . یکی که
‫از دوران جنگ می‌شناسم</i>

7
00:00:16,693 --> 00:00:19,075
<i>‫این اواخر اوضاع سختی رو گذرونده</i>

8
00:00:19,100 --> 00:00:22,107
<i>‫بیشتر به‌خاطر اتفاق بدی که اونجا افتاد</i>

9
00:00:22,428 --> 00:00:23,740
<i>‫به‌خاطر کار خودش</i>

10
00:00:24,545 --> 00:00:25,816
<i>‫میدونی ، آدمایی هستن</i>

11
00:00:25,841 --> 00:00:27,922
<i>...که می‌تونی باهاشون حرف -
‫- من میرم تمیزکاری</i>

12
00:00:29,467 --> 00:00:32,256
<i>‫چرا بیشتر ازش سوال نپرسیدم؟</i>

13
00:00:32,592 --> 00:00:33,871
<i>می‌خوام حقیقت رو بدونم</i>

14
00:00:33,873 --> 00:00:35,529
<i>اینکه نمیشه زندگی ، نه؟</i>

15
00:00:35,554 --> 00:00:38,289
<i>‫انقدر داغون باشی
و 40 و خرده‌ای سال تنها زندگی کنی</i>

16
00:00:38,314 --> 00:00:40,131
<i>‫نمی‌تونم مثل بابا تنهاش بذارم</i>

17
00:00:51,379 --> 00:00:52,662
‫خیلی‌خب

18
00:01:01,022 --> 00:01:02,248
‫یالا

19
00:01:03,108 --> 00:01:04,949
‫امشب با ما میای هتل

20
00:01:11,044 --> 00:01:13,318
‫خیلی‌خب ، اینم از این

21
00:01:13,787 --> 00:01:15,248
‫هتل استانداردی‌ـه ، نه؟

22
00:01:15,615 --> 00:01:19,825
‫حموم و تخت طبق معمول

23
00:01:19,850 --> 00:01:24,201
‫انگار یه تلویزیون ردیف هم برات گذاشتن
‫اگه خواستی برنامه‌ای چیزی نگاه کنی

24
00:01:24,435 --> 00:01:26,635
‫مطمئنی نمی‌خوای غذا برات سفارش بدیم؟

25
00:01:26,889 --> 00:01:28,779
نه

26
00:01:31,576 --> 00:01:33,248
‫آبی چیزی می‌خوای؟

27
00:01:34,006 --> 00:01:36,771
اونور خوراکی هم هست . میدونی؟

28
00:01:36,912 --> 00:01:38,567
اونجا «پرینگلز» هم هست

29
00:01:38,569 --> 00:01:41,937
اگه «پرینگلز» می‌خوای
‫همه «پرینگلز» دوست دارن

30
00:01:42,154 --> 00:01:46,092
‫آره . ببین ، من خوبم

31
00:01:46,444 --> 00:01:49,521
‫فقط می‌خوام یه‌کم بخوابم

32
00:01:50,521 --> 00:01:52,139
...واسه همین

33
00:01:52,850 --> 00:01:55,176
‫- باشه
‫- خب پس صبح می‌بینیمت

34
00:01:55,201 --> 00:01:56,561
‫- خیلی‌خب ، باشه
‫- آره

35
00:01:57,506 --> 00:01:59,639
‫- شب‌بخیر «نیکی»
‫- شب‌بخیر

36
00:02:01,209 --> 00:02:03,258
کلید اتاقت -
‫- باشه

37
00:02:03,631 --> 00:02:06,067
‫میدونی ، من همین ته راهرو هستم
اتاق 204

38
00:02:06,092 --> 00:02:07,746
‫چیزی لازم داشتی در بزن

39
00:02:07,748 --> 00:02:08,951
‫شب‌بخیر

40
00:02:12,851 --> 00:02:14,568
خب ، الان چی‌کار کنیم؟

41
00:02:19,764 --> 00:02:20,983
‫چی‌کار کنیم؟

42
00:02:21,007 --> 00:02:22,440
‫نمیدونم داداش

43
00:02:22,537 --> 00:02:24,412
‫تو کانکس داغونش مست کرده بود

44
00:02:24,437 --> 00:02:28,068
‫روی میز هم تفنگ گذاشته بود
اون‌وقت من فقط گفتم «پرینگلز» بخور

45
00:02:28,093 --> 00:02:29,709
‫- «پرینگلز» که خیلی خوبه
‫- بیخیال

46
00:02:29,734 --> 00:02:31,015
‫- الان بامزه‌بازی درنیار
‫- درنمیارم

47
00:02:31,039 --> 00:02:32,505
‫- واقعاً «پرینگلز» دوست دارم
‫- «رندال»

48
00:02:34,540 --> 00:02:35,959
‫باید یه کاری بکنیم

49
00:02:37,068 --> 00:02:40,476
‫شاید بتونیم بهش یه‌کم پول بدیم
که کانکس‌ـش رو یه‌کم قابل‌تحمل‌تر کنه

50
00:02:40,500 --> 00:02:42,021
‫ولی گمون نکنم قبول کنه

51
00:02:42,046 --> 00:02:43,239
‫قابل تحمل؟

52
00:02:43,327 --> 00:02:44,894
‫سقفش سوراخ داره

53
00:02:45,217 --> 00:02:47,410
‫یارو اختلال استرسی داره . افسرده‌ست

54
00:02:47,435 --> 00:02:48,912
‫معلومه که الکلی‌ـه

55
00:02:48,937 --> 00:02:50,920
‫آره ولی «کِو» ، اون سال‌هاست
‫اینجوری زندگی می‌کنه

56
00:02:50,922 --> 00:02:52,154
‫اون عموی ماست

57
00:02:53,672 --> 00:02:55,217
‫فامیل‌مون‌ـه . باید کمکش کنیم

58
00:02:57,612 --> 00:02:59,836
‫کی می‌خواد به مامان زنگ بزنه
‫و بگه اوضاع از چه قراره؟

59
00:03:03,402 --> 00:03:04,629
‫باشه

60
00:03:04,646 --> 00:03:06,865
‫خیلی‌خب ، نه . خودم زنگ میزنم
‫انقدر کمک می‌کنین خسته نشین

61
00:03:06,889 --> 00:03:08,904
‫خودم همه کارها رو می‌کنم

62
00:03:09,146 --> 00:03:10,271
‫شب‌بخیر

63
00:03:10,671 --> 00:03:12,514
‫- شب‌بخیر
‫- صبح می‌بینم‌تون

64
00:03:19,959 --> 00:03:21,537
‫تا صبح بیدار بودی؟

65
00:03:22,068 --> 00:03:23,870
‫آره . آره به گمونم

66
00:03:24,029 --> 00:03:27,387
‫درباره بیمارستان‌های تحت پوشش سازمان
سربازان و مراکز حمایت از سربازان تحقیق کردم

67
00:03:27,412 --> 00:03:31,028
«یه جایی همین نزدیکیا تو «یانگزویل
‫پیدا کردم . خوب به‌نظر میاد

68
00:03:31,053 --> 00:03:32,335
‫فکر کنم اگه بتونیم ببریمش اونجا

69
00:03:32,359 --> 00:03:34,584
‫اگه راضی بشه می‌تونیم
‫تو بیمارستان بستریش کنیم

70
00:03:34,609 --> 00:03:36,100
‫- صبح‌بخیر
‫- صبح‌بخیر

71
00:03:36,498 --> 00:03:39,060
‫میدونی «رندال» ، فکر کنم
برای اولین‌بار در تاریخ

72
00:03:39,085 --> 00:03:40,771
‫«کِو» بیشتر از تو تکلیف انجام داده

73
00:03:42,763 --> 00:03:44,068
‫به مامان زنگ زدی؟

74
00:03:44,299 --> 00:03:45,951
‫آره . دیشب باهاش حرف زدم

75
00:03:46,436 --> 00:03:47,615
‫حالش چطور بود؟

76
00:03:48,403 --> 00:03:49,795
‫مشخص نیست . میدونی؟

77
00:03:49,820 --> 00:03:51,577
‫بهش گفتم کجا رفتیم و چه خبر بوده

78
00:03:51,601 --> 00:03:55,006
چندتا سوال داشت
‫هضمش براش سخت بود

79
00:03:55,031 --> 00:03:58,959
...خب ، احتمالاً حس می‌کنه -
«نیکی» -

80
00:03:58,984 --> 00:04:00,146
‫- سلام
‫- صبح‌بخیر

81
00:04:00,228 --> 00:04:02,295
‫- صبح‌بخیر
‫- صبح‌بخیر

82
00:04:02,740 --> 00:04:03,806
‫خوب خوابیدی؟

83
00:04:04,206 --> 00:04:05,600
‫- خوابیدم
‫- ایول

84
00:04:06,154 --> 00:04:08,193
...خوبه . تو

85
00:04:09,351 --> 00:04:12,389
‫تا حالا به این مرکز حمایت
‫از سربازان تو «یانگزویل» سر زدی؟

86
00:04:12,414 --> 00:04:14,116
‫- اسمش رو شنیدی؟
‫- «یانگزویل»

87
00:04:14,140 --> 00:04:15,295
‫آره

88
00:04:15,507 --> 00:04:17,540
‫نه . اون یکی نه

89
00:04:18,592 --> 00:04:20,193
‫گفتم شاید امروز بتونیم بریم اونجا

90
00:04:20,248 --> 00:04:24,545
‫خب ، من از اینجور جاها زیاد رفتم
همه‌شون تقریباً سر و ته یه کرباسن

91
00:04:25,435 --> 00:04:28,639
‫«کِو» کلی تحقیق کرده
این یکی خیلی خوب به‌نظر میاد

92
00:04:28,819 --> 00:04:30,518
‫لازم نیست بریم اونجا
‫تا شب بمونیم

93
00:04:30,520 --> 00:04:32,240
‫می‌تونیم یه سر بریم ببینیم نظرت چیه

94
00:04:32,395 --> 00:04:33,568
‫سلام

95
00:04:37,381 --> 00:04:38,514
‫مامان

96
00:04:39,314 --> 00:04:40,529
‫اینجا چی‌کار می‌کنی؟

97
00:04:43,600 --> 00:04:44,882
‫من «ربکا» هستم

98
00:04:45,243 --> 00:04:46,787
‫زن «جک» بودم

99
00:04:50,700 --> 00:04:51,700
: رسانه‌ی اینترنتی نایت‌مووی تقدیم می‌کند
دیبا مووی

100
00:04:52,600 --> 00:04:57,200
<font color="#ff0000">"This Is Us"
فصل 3
(قسمت 12 : آهنگ جاده‌ای (بخش دوم</font>

101
00:04:58,200 --> 00:04:59,200
مترجم : حسین
<font color=Red>‫(H o s s e i n T L)</font>

102
00:05:07,647 --> 00:05:10,951
‫«کِوین» گفت اینجایین
‫منم بدون هیچ فکری

103
00:05:10,976 --> 00:05:13,461
تو یه چشم به‌هم زدن دیدم نشستم
‫تو ماشین و دارم میام

104
00:05:13,486 --> 00:05:14,785
...تو

105
00:05:19,231 --> 00:05:20,592
‫چشمات به اون رفته

106
00:05:21,967 --> 00:05:25,474
‫یعنی فرق داره
ولی یه چیزی تو چشمات هست

107
00:05:31,569 --> 00:05:34,115
«خب ، خوشحالم می‌بینمت «ربکا

108
00:05:36,749 --> 00:05:38,595
‫از بودن ما خبر داشتی؟

109
00:05:39,296 --> 00:05:40,559
‫آره

110
00:05:41,477 --> 00:05:43,498
‫آره . یک‌بار «جک» رو دیدم

111
00:05:44,342 --> 00:05:46,420
‫اوایل سال 92 اومد اینجا

112
00:05:48,614 --> 00:05:49,998
‫عکس‌تون رو هم نشونم داد

113
00:05:50,460 --> 00:05:51,678
‫همه‌تون رو نشونم داد

114
00:05:52,386 --> 00:05:53,521
...‫و

115
00:05:54,125 --> 00:05:56,685
...میدونین ، خیلی خیلی

116
00:05:56,920 --> 00:05:58,357
‫خوشبخت به‌نظر میرسید

117
00:06:01,474 --> 00:06:03,674
‫من یه لحظه میرم بیرون

118
00:06:06,789 --> 00:06:08,662
<i>‫نمیدونی چقدر خوشحالم برگشتم خونه</i>

119
00:06:26,024 --> 00:06:27,420
‫خواب‌ـت نمی‌بره؟

120
00:06:28,771 --> 00:06:29,998
‫نه

121
00:06:31,357 --> 00:06:34,451
‫به این نه‌ـت باید یه پوف هم اضافه کنم

122
00:06:38,982 --> 00:06:42,514
‫- «جک»
باید فردا «کِوین» رو ببرم فروشگاه -

123
00:06:42,554 --> 00:06:47,631
‫و واسه کارت‌های بیسبالش
...امضا بگیرم ولی

124
00:06:49,670 --> 00:06:51,206
‫یه روز خلوت لازم دارم

125
00:06:51,267 --> 00:06:52,537
‫من می‌برمش

126
00:06:54,827 --> 00:06:56,344
‫- مطمئنی؟
‫- آره

127
00:06:57,256 --> 00:06:59,412
‫- ممنون عزیزم
‫- خواهش می‌کنم

128
00:07:06,506 --> 00:07:08,349
‫بابا ، برگشتی . ایول

129
00:07:08,732 --> 00:07:10,810
‫آره . خوشحالم برگشتم «کِیتی» بابا

130
00:07:13,209 --> 00:07:14,599
‫چیزی برام گرفتی؟

131
00:07:14,812 --> 00:07:15,896
...چیزی

132
00:07:18,139 --> 00:07:21,804
‫میدونی چیه؟ انقدر سفرم کوتاه بود
‫که یادم رفت گوی برفی برات بگیرم

133
00:07:21,829 --> 00:07:23,770
ولی دفعه دیگه 2تا برات میارم . باشه؟

134
00:07:23,795 --> 00:07:26,014
‫بابا ، بیا بریم
‫باید زود برسیم اونجا

135
00:07:26,039 --> 00:07:28,576
‫نمیدونم اصلاً چرا امضای
جان اسمایلی» رو می‌خوای»

136
00:07:28,601 --> 00:07:30,561
«همه میگن داره میره تیم «توئینز

137
00:07:30,585 --> 00:07:33,349
‫واسه همینه که باید الان
‫ازش امضا بگیرم اسکل

138
00:07:33,374 --> 00:07:35,482
‫شاید دیگه زیاد تو «پیتزبورگ» نمونه

139
00:07:35,518 --> 00:07:38,771
‫اگه کارتم رو امضا نکنه
هیچ‌وقت ارزش‌ـش 2 برابر نمیشه

140
00:07:39,139 --> 00:07:40,908
‫بابا ، لباس بپوش دیگه

141
00:07:40,933 --> 00:07:42,756
‫راستش من می‌برمت «کِوین»

142
00:07:44,303 --> 00:07:46,045
‫- چرا؟
‫- چون دلم می‌خواد

143
00:07:46,070 --> 00:07:47,185
‫و به نظرم خوش می‌گذره

144
00:07:47,210 --> 00:07:49,514
‫برو ژاکت‌ـت رو بپوش
‫تو ماشین می‌بینمت ، خب؟

145
00:07:51,365 --> 00:07:52,842
‫برو . زودباش

146
00:07:52,867 --> 00:07:54,507
‫با مامانت خوش می‌گذره ، خب؟

147
00:07:54,545 --> 00:07:57,490
‫مامان ، قرار بود تو درست کردن
کارت ولنتاین کمک‌مون کنی

148
00:07:57,623 --> 00:07:59,545
‫دیدم با ماژیک چقدر خوب
«نقاشی می‌کنی «کفشدوزک

149
00:07:59,570 --> 00:08:00,732
‫کمک من رو لازم نداری

150
00:08:00,757 --> 00:08:03,373
‫و اگه چیزی لازم داشتی بابا هست . باشه؟

151
00:08:10,474 --> 00:08:11,545
‫مامان

152
00:08:12,507 --> 00:08:13,732
‫خوبی؟

153
00:08:20,732 --> 00:08:23,657
‫اون آخرهفته رو یادمه . آره

154
00:08:23,659 --> 00:08:25,131
...اون

155
00:08:26,376 --> 00:08:29,310
‫گفت می‌خواد بره یکی از
‫رفقای دوران جنگش رو ببینه

156
00:08:30,114 --> 00:08:32,264
‫یکی که رابطه‌اش باهاش شکراب شده بود

157
00:08:32,289 --> 00:08:34,420
‫و تو همون روزهای ولنتاین و اینا بود

158
00:08:35,340 --> 00:08:38,537
‫رفتارش خیلی عجیب شده بود

159
00:08:43,178 --> 00:08:48,349
‫به نظرم الان بهترین کاری که می‌تونیم بکنیم
‫اینه که ببریمش به اون مرکز . میدونین؟

160
00:08:48,732 --> 00:08:50,184
‫اگه ببریمش اونجا نمی‌تونه

161
00:08:50,724 --> 00:08:51,919
‫نمی‌تونه مخالفت کنه ، نه؟

162
00:08:51,921 --> 00:08:53,607
‫اون‌وقت می‌تونیم راضیش کنیم که بمونه

163
00:08:56,060 --> 00:08:57,131
‫چیه؟

164
00:08:58,037 --> 00:09:01,005
‫«کِو» ، من فردا تو لس‌آنجلس وقت دکتر دارم

165
00:09:01,030 --> 00:09:02,496
‫- صحیح
‫- نباید هیچ

166
00:09:02,498 --> 00:09:03,827
‫- قراری رو با دکتر از دست بدم
‫- البته . نه بابا

167
00:09:03,851 --> 00:09:05,785
‫درک می‌کنم

168
00:09:06,002 --> 00:09:07,451
‫منم باید برم داداش

169
00:09:07,795 --> 00:09:09,693
‫چی؟ منظورت چیه؟

170
00:09:09,904 --> 00:09:12,206
‫قرار بود یه مسافرت خواهر برادری باشه

171
00:09:12,208 --> 00:09:14,141
‫«رندال» ، خودت پشت فرمون بودی

172
00:09:14,143 --> 00:09:18,451
‫میدونم ولی زنم بیکارـه
‫و همه‌ـش میره اینور اونور

173
00:09:18,553 --> 00:09:21,016
‫میدونی ، چند هفته دیگه قراره
‫کارم رو شروع کنم

174
00:09:21,018 --> 00:09:23,974
‫و فقط خدا میدونه این‌کار
چه تأثیری روی خانواده‌ام میذاره

175
00:09:24,232 --> 00:09:26,068
‫ببین ، نمی‌تونم

176
00:09:26,264 --> 00:09:30,404
‫نمی‌تونم همینجوری تو هتل الاف بشم
‫با عمویی که کمک ما رو نمی‌خواد

177
00:09:30,429 --> 00:09:32,529
‫و بابا هم از اول نمی‌خواست بشناسیمش

178
00:09:33,568 --> 00:09:35,271
چیه؟

179
00:09:35,701 --> 00:09:37,593
‫همیشه می‌پری جلو که همه آدمای روی زمین

180
00:09:37,617 --> 00:09:39,810
‫رو نجات بدی اون‌وقت عموی خودمون کمک
لازم داره . جزئی از خانواده‌مون‌ـه

181
00:09:39,835 --> 00:09:41,795
‫و تو می‌خوای بری خونه که
یه‌وقت واسه شام دیر نکنی

182
00:09:47,294 --> 00:09:48,584
‫ببخشید . خسته‌ام

183
00:09:48,609 --> 00:09:50,512
‫تا صبح بیدار بودم . نخوابیدم

184
00:09:50,514 --> 00:09:52,006
‫عذر می‌خوام

185
00:09:52,399 --> 00:09:53,553
‫اشکال نداره

186
00:09:58,367 --> 00:09:59,912
‫انگار منم و خودت

187
00:10:04,631 --> 00:10:06,145
‫روز مادر و پسری

188
00:10:06,842 --> 00:10:08,389
‫چقدر خوش بگذره

189
00:10:24,866 --> 00:10:27,857
‫اینکه بابا چیزی رو ازمون مخفی کرده
‫معنیش این نیست که واقعاً نمی‌شناختیش

190
00:10:28,562 --> 00:10:31,506
‫کلی داستان تو زندگی داشته
‫ولی ما روح‌مون هم خبر نداشت

191
00:10:32,167 --> 00:10:36,753
‫گفت سال 1992 «نیکی» رو دیده

192
00:10:36,778 --> 00:10:38,553
‫- آره
‫- اون‌وقت ما هیچی نمیدونستیم

193
00:10:38,578 --> 00:10:40,662
‫آره چون 11 ساله‌مون بود

194
00:10:42,900 --> 00:10:44,912
‫یه چیز عجیب بگم؟

195
00:10:46,851 --> 00:10:48,709
‫فکر کنم اون آخرهفته رو یادمه

196
00:10:49,707 --> 00:10:52,146
‫رفت یه سفر کاری

197
00:10:52,728 --> 00:10:56,259
‫و وقتی برگشت ‫همون روزی بود
که دعوای پولکی رو کردیم

198
00:10:57,529 --> 00:11:00,951
‫- دعوای پولکی
‫- آره

199
00:11:00,976 --> 00:11:03,209
خونه رو نابود کردیم خدایی

200
00:11:03,234 --> 00:11:04,865
...خدایا ، یادمه بابا

201
00:11:06,143 --> 00:11:08,959
‫تو پولک غرق شده بود و فقط می‌خندید

202
00:11:08,984 --> 00:11:12,235
‫تا سال‌ها تو درزهای کف خونه
پولک پیدا می‌کردیم

203
00:11:17,498 --> 00:11:18,584
‫چیه؟

204
00:11:20,326 --> 00:11:21,529
‫هیچی

205
00:11:25,656 --> 00:11:27,170
‫دلم برای اون خونه تنگ شده

206
00:11:32,739 --> 00:11:36,068
‫میدونی ، من و «ویلیام» یه سفر رفتیم
ممفیس» قبل از مرگش»

207
00:11:36,535 --> 00:11:40,732
‫رفتیم خونه بچگیش رو ببینیم
و صاحب‌خونه‌ها راه‌مون دادن تو خونه

208
00:11:41,601 --> 00:11:43,412
‫براش خیلی حس خوبی داشت به نظرم

209
00:11:43,998 --> 00:11:45,162
‫آره

210
00:11:46,925 --> 00:11:49,029
‫قبل پروازت 3-2 ساعت وقت اضافه داری

211
00:11:49,589 --> 00:11:51,393
‫خیلی از «پیتزبورگ» دور نیستیم

212
00:11:53,538 --> 00:11:57,506
‫خیلی‌خب ، فکر کنم ‫یادت رفته
که خونه بچگی‌مون از بین رفته

213
00:11:57,531 --> 00:12:00,532
‫آره . خونه دیگه نیست
‫ولی حیاط هست

214
00:12:01,230 --> 00:12:03,607
‫خیابون هست . همسایه‌ها هستن

215
00:12:08,570 --> 00:12:09,982
‫- باشه
‫- حل‌ـه

216
00:12:10,669 --> 00:12:13,435
‫بابا ، می‌خوام یه یادداشت شخصی
‫برای همه همکلاسی‌هام بنویسم

217
00:12:13,460 --> 00:12:14,756
‫و روش پولک بریزم

218
00:12:17,229 --> 00:12:18,420
‫بابا؟

219
00:12:19,084 --> 00:12:20,482
‫خوبه «کِیتی» بابا

220
00:12:22,623 --> 00:12:23,912
‫تو چی «رندال»؟

221
00:12:23,937 --> 00:12:25,979
سیمپسون»ها جوری گفتن»
‫که من 100 سال هم نمی‌تونستم

222
00:12:26,830 --> 00:12:28,889
‫بابا ، میشه کمکم کنی توپ‌ها رو بشمارم؟

223
00:12:31,323 --> 00:12:33,732
...میدونین چیه؟ چطوره

224
00:12:34,615 --> 00:12:36,849
‫خودتون انجامش بدین . باشه؟
...من باید

225
00:12:36,965 --> 00:12:39,132
‫- یه‌سری کار دارم
‫- چه کاری؟

226
00:12:39,970 --> 00:12:41,967
‫میدونی ، کارهای آدم بزرگا

227
00:12:42,447 --> 00:12:44,162
‫کار ، مالیات

228
00:12:44,187 --> 00:12:46,873
‫فقط خونه رو به‌هم نریزین . باشه؟

229
00:12:47,214 --> 00:12:51,842
‫مادرتون بیاد خونه ببینه خونه به‌هم ریخته
قاطی می‌کنه ، خب؟ خیلی‌خب

230
00:13:00,341 --> 00:13:01,676
‫سلام بابا

231
00:13:04,520 --> 00:13:05,840
‫چه خبر رفیق؟

232
00:13:21,301 --> 00:13:23,349
‫این سالن استراحت‌مون‌ـه

233
00:13:25,080 --> 00:13:26,646
‫برای سربازهای قدیمی
‫دیگر اعضای نظامی

234
00:13:26,912 --> 00:13:28,881
‫و خانواده‌هاشون جلسه میذاریم

235
00:13:29,337 --> 00:13:31,943
‫و همه مشاورها خودشون هم

236
00:13:31,968 --> 00:13:33,787
‫- سرباز بودن . درسته؟
‫- دقیقاً

237
00:13:33,812 --> 00:13:36,435
‫پس با کسی حرف میزنین
که درک‌تون می‌کنه

238
00:13:36,747 --> 00:13:39,581
<i>‫همچنین مددکارهای مالی هم داریم</i>

239
00:13:39,606 --> 00:13:42,490
<i>‫که دریافتی ماهیانه
و از کار افتادگی‌تون رو مدیریت کنن</i>

240
00:13:42,515 --> 00:13:45,849
<i>‫و البته مشاوره‌های خصوصی هم داریم</i>

241
00:13:48,170 --> 00:13:50,357
‫می‌تونم به چند نفر
دیگه ‫معرفی‌تون کنم

242
00:13:50,382 --> 00:13:52,302
‫- یا اگه سوالی دارین در خدمتم
‫- نه . ممنون

243
00:13:54,669 --> 00:13:55,990
‫تنهاتون میذارم که صحبت کنین

244
00:13:56,106 --> 00:13:58,391
‫اگه کاری از دستم برمیومد خبرم کنین

245
00:13:58,415 --> 00:14:00,014
‫- مرسی
‫- مرسی

246
00:14:04,889 --> 00:14:06,318
‫جای قشنگی‌ـه ، نه؟

247
00:14:07,098 --> 00:14:08,224
...ببین

248
00:14:09,146 --> 00:14:11,131
‫ازت ممنونم که به فکرمی

249
00:14:11,727 --> 00:14:14,654
‫معلوم بود اینکه اینجا رو ببینم

250
00:14:14,857 --> 00:14:17,858
‫برات خیلی مهم بود
‫واسه همین اومدم

251
00:14:19,591 --> 00:14:21,791
‫ولی قبلاً هم پیش مشاور رفتم

252
00:14:22,074 --> 00:14:23,674
‫و جواب نداده

253
00:14:25,262 --> 00:14:26,896
‫دائم‌الخمر هم هستم

254
00:14:27,270 --> 00:14:32,560
و گویا هر وقتم از کانکسم جدا میشم
لرزش بدن می‌گیرم
<font color="#ff8000">(اختلالی ناشی از اعتیاد به الکل)</font>

255
00:14:32,644 --> 00:14:34,482
...به نظرت

256
00:14:34,507 --> 00:14:36,424
‫پازل درست کردن درستش می‌کنه؟

257
00:14:37,717 --> 00:14:39,146
‫به نظرم دورهمی‌ها کمک می‌کنن

258
00:14:39,788 --> 00:14:40,834
‫- نمی‌کنن
‫- ممکنه

259
00:14:40,859 --> 00:14:42,006
‫کمک نمی‌کنن

260
00:14:46,549 --> 00:14:48,014
‫تو نمیدونی چجوریه جوون

261
00:14:51,532 --> 00:14:52,779
...خب

262
00:14:55,514 --> 00:14:57,354
‫مامان ، من یه دقیقه میرم بیرون

263
00:15:12,209 --> 00:15:13,459
‫هی «کِو»

264
00:15:14,689 --> 00:15:16,178
‫شرمنده مامان

265
00:15:17,205 --> 00:15:20,256
...دیگه درمونده شدم . میدونی؟ خیلی

266
00:15:25,611 --> 00:15:27,849
‫این‌همه راه میام اینجا

267
00:15:28,142 --> 00:15:30,053
‫جدّی جدّی هم عموم رو پیدا می‌کنم

268
00:15:32,234 --> 00:15:34,804
‫اینکه انقدر بی‌نتیجه تموم بشه
‫خیلی مزخرف‌ـه

269
00:15:34,829 --> 00:15:36,115
‫آره . میدونم

270
00:15:37,322 --> 00:15:38,857
‫و میدونی چیه؟ از بابا عصبانی هستم

271
00:15:39,324 --> 00:15:41,670
‫خیلی اعصابم خرده که
‫هیچ‌وقت چیزی ازش بهمون نگفت

272
00:15:43,021 --> 00:15:44,162
‫20 ساله که نیست

273
00:15:44,187 --> 00:15:45,218
‫این‌همه مدت یه برادر داشته

274
00:15:45,242 --> 00:15:47,492
‫من عمویی داشتم که
‫می‌تونستم بشناسمش

275
00:15:51,576 --> 00:15:54,693
‫- ببخشید
‫- نه ، نه . منم عصبانی هستم

276
00:15:54,901 --> 00:15:56,412
‫- جدّی؟
‫- آره

277
00:15:57,568 --> 00:16:01,068
‫و سخته از کسی عصبانی باشی
‫که دیگه نیست

278
00:16:01,093 --> 00:16:04,560
‫اون احساسات‌ـت رو نمی‌تونی کاری کنی

279
00:16:05,226 --> 00:16:06,310
‫ولی آره

280
00:16:07,711 --> 00:16:09,560
‫- آره
‫- آره . منم عصبانی هستم

281
00:16:31,538 --> 00:16:35,303
کِو» ، من خیلی گشنمه»
‫چطوره بریم ناهار بخوریم؟

282
00:16:35,328 --> 00:16:37,728
بعد برگردیم ببینیم صف کوتاه‌تر شده
یا نه . باشه؟

283
00:16:37,992 --> 00:16:40,242
‫گفتن ساعت 2 تعطیل می‌کنن
من جایی نمیرم

284
00:16:40,572 --> 00:16:42,943
‫«کِوین» ، ازت نظر نمی‌خوام
‫میگم بیا بریم

285
00:16:43,076 --> 00:16:46,303
‫میریم ناهار می‌گیریم
بعد برمیگردیم اینجا ، خب؟

286
00:16:46,328 --> 00:16:47,490
‫- نه
‫- بیا

287
00:16:47,632 --> 00:16:49,162
‫- آره . بیا
‫- نه

288
00:16:51,067 --> 00:16:54,295
‫باید کارتم رو امضا کنه . جایی نمیرم

289
00:16:55,467 --> 00:16:56,889
‫باشه . قبول

290
00:16:57,021 --> 00:16:59,553
‫من میرم برامون ناهار می‌گیرم
‫تو هم تو صف بمون

291
00:16:59,578 --> 00:17:01,338
‫- قول میدی تو صف بمونی؟
‫- باشه

292
00:17:01,393 --> 00:17:02,935
‫خیلی‌خب ، زود برمیگردم

293
00:17:10,412 --> 00:17:13,469
‫میدونم دلت می‌خواد برگردی خونه
اشکال نداره یه شب دیگه هم اینجا بمونیم؟

294
00:17:15,342 --> 00:17:16,599
‫چرا که نه . باشه

295
00:17:17,749 --> 00:17:18,959
‫باشه

296
00:17:22,607 --> 00:17:24,498
‫به نظرم وقتش‌ـه که باهم حرف بزنیم

297
00:17:30,059 --> 00:17:32,505
وایلد درا فور» . شرمنده بابابزرگ»

298
00:17:32,530 --> 00:17:34,957
‫- بی‌رحم
‫- نگران نباش مامان

299
00:17:35,054 --> 00:17:38,090
‫فقط چند هفته یا نهایت 1 ماه
اینجا می‌مونیم

300
00:17:38,168 --> 00:17:39,957
‫- ببخشید
‫- چی میگی تو؟

301
00:17:39,982 --> 00:17:42,649
‫- خیلی هم خوشحالیم که اینجایی
‫- بابا که خوشحال نیست

302
00:17:42,674 --> 00:17:45,137
«‫که اتاق نقاشیش شده اتاق خواب «اِلا

303
00:17:45,162 --> 00:17:46,512
‫خیلی خوشحالم بابا

304
00:17:46,731 --> 00:17:49,212
‫خیلی خوشحالم که به حرف پدرت گوش ندادی

305
00:17:49,214 --> 00:17:51,059
‫و دوئیدی رفتی با یه نوازنده ریختی رو هم

306
00:17:51,084 --> 00:17:54,869
‫و حالا تو 28 سالگی برگشتی خونه
‫که اتاق نقاشی من رو بگیری

307
00:17:54,894 --> 00:17:56,715
‫خیلی‌خب پس میریم

308
00:17:57,543 --> 00:17:59,582
‫- من باز می‌کنم
‫- نه . من باز می‌کنم

309
00:18:04,997 --> 00:18:07,247
‫سلام ، من «رندال» هستم

310
00:18:07,327 --> 00:18:08,989
‫این خواهرم «کِیت»ـه

311
00:18:09,234 --> 00:18:11,033
‫- سلام
‫- داستان خیلی عجیبی داره

312
00:18:11,035 --> 00:18:12,614
‫ولی ما قبلاً تو این خونه زندگی می‌کردیم

313
00:18:12,638 --> 00:18:15,682
‫- البته این خونه که نه
‫- شرمنده . الان وقت مناسبی نیست

314
00:18:15,707 --> 00:18:17,082
‫خیلی...

315
00:18:20,223 --> 00:18:21,888
‫باید میذاشتی من حرف بزنم

316
00:18:22,223 --> 00:18:23,395
‫هول شدم

317
00:18:24,317 --> 00:18:26,364
‫راستش رو بخوای نزدیک بود بگم
سلام ، «رندال پیرسون» هستم "

318
00:18:26,389 --> 00:18:28,028
" نامزد انتخابات شورای شهر هستم

319
00:18:28,354 --> 00:18:30,074
‫عادت‌ـه دیگه

320
00:18:35,348 --> 00:18:39,301
‫تقریباً همه خونه‌های
خیابون ‫کاملاً فرق کردن

321
00:18:42,184 --> 00:18:45,973
‫داشتم به اون روز ‫دعوای
پولکی فکر می‌کردم

322
00:18:47,707 --> 00:18:50,184
‫فکر کنم همون روز بود که
‫پیتزای «پیرسون» رو اختراع کردیم

323
00:18:52,231 --> 00:18:53,609
‫اون روز بود؟

324
00:18:53,981 --> 00:18:55,137
‫آره

325
00:18:55,346 --> 00:18:57,847
‫نمیدونم . شاید

326
00:19:02,070 --> 00:19:03,620
‫- سلام
‫- سلام

327
00:19:03,645 --> 00:19:05,168
‫می‌خواین اتاق من رو ببینین؟

328
00:19:14,072 --> 00:19:15,410
‫خوبی؟

329
00:19:16,434 --> 00:19:17,660
‫آره

330
00:19:17,685 --> 00:19:20,019
‫خوبم رفیق . خوبم

331
00:19:21,481 --> 00:19:22,770
‫گشنه‌مون‌ـه

332
00:19:23,359 --> 00:19:26,027
‫جدّی؟ خب ، برو پیتزا سفارش بده

333
00:19:26,512 --> 00:19:28,644
‫هر چی دل‌تون خواست ، خب؟

334
00:19:28,646 --> 00:19:30,707
‫یه چیزی واسه مامان و «کِوین» هم بگیرین

335
00:19:31,811 --> 00:19:33,676
‫باشه؟ پول هم از کیف پولم بردار

336
00:19:35,630 --> 00:19:37,426
‫یعنی خودمون پیتزا سفارش بدیم؟

337
00:19:37,739 --> 00:19:40,723
‫آره . یه چیزی سفارش بده
‫که همه دوست داشته باشن

338
00:19:41,983 --> 00:19:43,230
‫باشه

339
00:20:21,826 --> 00:20:24,160
<i>‫سلام ، با «زوئی» تماس گرفتین
‫پیغام بذارین</i>

340
00:20:24,699 --> 00:20:26,786
‫سلام «زوئی» ، منم

341
00:20:27,168 --> 00:20:29,598
‫فکر کنم فردا میام خونه

342
00:20:29,623 --> 00:20:33,067
‫عموم خیلی داغون‌ـه
کانکس‌ـش هم داغون‌ـه

343
00:20:35,028 --> 00:20:38,035
‫بردمش مرکز حمایت سربازان
...ولی نگاهش هم نکرد پس

344
00:20:45,317 --> 00:20:46,551
‫نمیدونم

345
00:20:48,195 --> 00:20:49,332
‫بعداً باهات حرف میزنم

346
00:20:52,563 --> 00:20:54,697
‫مامان‌بزرگم گفت بیام سراغ‌تون

347
00:20:55,153 --> 00:20:56,232
‫سلام

348
00:20:56,234 --> 00:20:57,418
‫- سلام
‫- سلام

349
00:20:57,453 --> 00:20:58,754
‫- «کِیت» هستم
‫- «گیتا»

350
00:20:58,779 --> 00:21:00,418
‫- «روهان» هستم
‫- منم «رندال» هستم

351
00:21:00,443 --> 00:21:02,243
«گیتا» -
«رندال» هستم . از آشنایی‌ـت خوشحالم «گیتا» -

352
00:21:02,268 --> 00:21:07,776
‫شرمنده دخترم در رو روتون بست
‫الان دوران سختی رو می‌گذرونه

353
00:21:07,801 --> 00:21:09,676
‫- که دوران ما رو هم سخت کرده
‫- اشکال نداره

354
00:21:09,824 --> 00:21:11,580
‫- ولی خوش اومدین
‫- بیاین

355
00:21:11,903 --> 00:21:13,840
ممنون

356
00:21:14,559 --> 00:21:16,074
‫خیلی فرق کرده

357
00:21:16,606 --> 00:21:19,215
‫حتی نمیدونم الان این کدوم اتاق‌ـه

358
00:21:19,989 --> 00:21:21,801
‫چندوقت پیش اینجا زندگی می‌کردین؟

359
00:21:22,315 --> 00:21:25,137
‫دهه 80 و 90 اینجا زندگی می‌کردیم

360
00:21:25,408 --> 00:21:27,207
‫بعد از رفتن‌مون خونه بازسازی شد

361
00:21:27,232 --> 00:21:28,778
‫چرا رفتین؟

362
00:21:31,270 --> 00:21:32,685
‫بزرگ شدیم

363
00:21:32,687 --> 00:21:35,676
‫وقتی اینجا زندگی می‌کردین
‫شومینه اینجا بود؟

364
00:21:35,773 --> 00:21:37,043
نه

365
00:21:37,068 --> 00:21:38,588
‫در واقع کاملاً فرق داشت

366
00:21:38,910 --> 00:21:41,106
‫اینجا اتاق غذاخوری بود

367
00:21:41,324 --> 00:21:44,559
‫و اونجا ‫اتاق نشیمن بود

368
00:21:46,504 --> 00:21:47,676
‫چیه «کِیت»؟

369
00:21:51,364 --> 00:21:52,621
‫اینجا بود «رندال»

370
00:21:52,623 --> 00:21:55,291
‫دعوای پولکی همینجا اتفاق افتاد

371
00:21:55,293 --> 00:21:57,074
‫دقیقاً اینجا

372
00:21:57,099 --> 00:21:59,403
‫بابا گفت می‌تونیم پیتزای
خودمون رو سفارش بدیم؟

373
00:21:59,785 --> 00:22:00,871
‫آره

374
00:22:00,896 --> 00:22:02,953
‫برگام

375
00:22:03,824 --> 00:22:05,601
‫سلام ، من آدم بزرگم

376
00:22:05,754 --> 00:22:07,136
‫می‌تونم پیتزا سفارش بدم؟

377
00:22:11,543 --> 00:22:14,793
‫مطمئنم اینجا بودن خاطرات
زیادی رو زنده می‌کنه

378
00:22:15,292 --> 00:22:16,543
‫آره

379
00:22:18,699 --> 00:22:22,284
‫آره . همین الان داشتیم خاطرات
زندگی اینجامون رو تعریف می‌کردیم

380
00:22:22,286 --> 00:22:23,452
‫و اینکه یه دعوای پولکی داشتی

381
00:22:24,004 --> 00:22:27,790
‫اینجا ‫کاملاً پر شده بود از پولک

382
00:22:27,792 --> 00:22:30,121
‫اینجا روزهای خیلی باحالی داشتیم

383
00:22:30,871 --> 00:22:32,995
‫ولی اون روز باحال‌ترین‌شون بود

384
00:22:33,770 --> 00:22:35,074
‫نه

385
00:22:36,910 --> 00:22:38,489
‫فکر نکنم «کِیت»

386
00:22:40,231 --> 00:22:41,670
‫یادت نیست؟

387
00:22:42,153 --> 00:22:43,923
‫بشقابِ رو یادته؟

388
00:22:44,317 --> 00:22:46,582
‫اون بشقاب که شکست رو یادت نیست؟

389
00:22:49,922 --> 00:22:53,137
‫بابا ، ما بهترین پیتزای تاریخ
‫جهان رو اختراع کردیم

390
00:22:53,210 --> 00:22:55,343
‫یه پیتزا با مواد انتخابی خودمون

391
00:22:55,392 --> 00:22:57,567
...که همه بتونن -
‫- این چه وضعی‌ـه؟

392
00:22:58,574 --> 00:22:59,785
‫این چه وضعی‌ـه؟

393
00:23:00,559 --> 00:23:02,691
‫«کِیت» ، من ازت خواستم

394
00:23:02,693 --> 00:23:05,731
‫امروز از شخص تو فقط یه چیز خواستم

395
00:23:05,756 --> 00:23:06,918
‫گفتم اینجا رو به‌هم نریزین

396
00:23:06,943 --> 00:23:09,676
‫پس خودت اینا رو جمع می‌کنی . باشه؟

397
00:23:10,207 --> 00:23:12,678
‫امروز نباید اینجوری می‌شد «کِیت»
نباید اینجوری می‌شد

398
00:23:32,338 --> 00:23:33,760
‫بابا ، چی شد؟

399
00:23:35,768 --> 00:23:36,809
‫بشقاب

400
00:23:37,596 --> 00:23:39,562
‫داشتم میذاشتمش تو سینک

401
00:23:39,564 --> 00:23:41,564
‫از دستم لیز خورد . شرمنده

402
00:23:41,566 --> 00:23:42,698
...من کمکت -
‫- نه . نه . نه

403
00:23:42,700 --> 00:23:43,732
‫نکن . نکن

404
00:23:43,734 --> 00:23:45,393
...دست‌ـت رو می‌بری . فقط

405
00:23:47,196 --> 00:23:48,549
‫برو جارو رو برام بیار

406
00:23:50,377 --> 00:23:51,924
<i>‫اون رو اصلاً یادم نمیاد</i>

407
00:23:53,627 --> 00:23:55,237
<i>‫بابا بشقاب رو نشکست</i>

408
00:23:56,129 --> 00:23:58,713
‫اجازه داد خودمون پیتزا سفارش بدیم
‫دعوای پولکی کردیم

409
00:23:59,502 --> 00:24:01,432
‫- فکر نمی‌کنم اینطور باشه «کِیت»
‫- خب ، من فکر می‌کنم

410
00:24:01,457 --> 00:24:02,840
‫- چون یادمه
‫- باشه

411
00:24:03,393 --> 00:24:04,627
‫قبول

412
00:24:05,208 --> 00:24:06,374
‫چیه «رندال»؟

413
00:24:07,354 --> 00:24:08,674
‫ببخشید

414
00:24:08,863 --> 00:24:12,338
‫ولی احتمالاً دیگه می‌خوایم بریم بیرون
...درنتیجه

415
00:24:38,347 --> 00:24:40,846
...میدونی ، وقتی فهمیدم که زنده‌ای

416
00:24:43,123 --> 00:24:44,807
‫نمی‌خواستم ببینمت

417
00:24:46,142 --> 00:24:47,659
...چون نمی‌خواستم

418
00:24:49,515 --> 00:24:52,346
‫خلاف چیزی که «جک» بهم گفته بود رو ببینم

419
00:24:56,159 --> 00:24:58,956
‫خیلی وقت‌ـه که کسی رو ندیدم

420
00:24:58,981 --> 00:25:01,745
‫که خاطره‌ای باهاش داشته باشه
‫که من ازش بی‌خبر باشم

421
00:25:04,785 --> 00:25:05,792
...ولی

422
00:25:10,909 --> 00:25:13,143
‫خاطره بامزه‌ای از بچگی‌تون یادته؟

423
00:25:15,486 --> 00:25:18,237
‫کودکی نبود که ارزش
به یاد آوردن داشته باشه

424
00:25:20,885 --> 00:25:22,073
‫آره

425
00:25:23,835 --> 00:25:26,463
‫خب ، اون کلاً زیاد درباره تو حرف نمیزد

426
00:25:26,488 --> 00:25:27,846
‫بهت گفته که من مُردم

427
00:25:28,556 --> 00:25:30,002
...چون

428
00:25:31,083 --> 00:25:32,542
‫تو دلش می‌گفت کاش مُرده بودم

429
00:25:35,655 --> 00:25:37,979
‫بچه‌ها بهم گفتن چه اتفاقی افتاده

430
00:25:38,727 --> 00:25:42,182
‫خیلی وحشتناک و پیچیده به‌نظر میاد

431
00:25:42,207 --> 00:25:43,542
‫متأسفم

432
00:25:47,917 --> 00:25:49,315
‫میدونی ، شاید بدت نیاد بدونی

433
00:25:49,340 --> 00:25:52,096
‫که «جک» قبل از فوتش به تازگی
الکل رو کنار گذاشته بود

434
00:25:52,121 --> 00:25:53,323
...و

435
00:25:53,495 --> 00:25:55,862
‫کم‌کم داشت به طرز بی‌سابقه‌ای
‫سفره دلش رو باز می‌کرد

436
00:25:55,887 --> 00:25:59,049
‫و خب ، مشخصاً من
...مطمئن نیستم ولی

437
00:26:00,888 --> 00:26:03,198
‫به نظرم اگه زنده می‌موند برمیگشت پیشت

438
00:26:05,833 --> 00:26:06,916
...خب

439
00:26:07,793 --> 00:26:09,206
‫فرصتش رو از دست داد

440
00:26:10,147 --> 00:26:11,471
‫آره . همینطوره

441
00:26:14,190 --> 00:26:16,799
‫ولی تو هنوز فرصت داری
‫اوضاع رو درست کنی

442
00:26:16,824 --> 00:26:18,174
‫چون من اینجام

443
00:26:19,234 --> 00:26:20,542
‫و پسرش هم اینجاست

444
00:26:23,836 --> 00:26:25,502
‫و «کِوین»...

445
00:26:26,057 --> 00:26:28,002
<i>‫همیشه پسر بدقلقی بوده</i>

446
00:26:29,846 --> 00:26:31,651
‫تعریف کردنش سخت‌تر از بقیه‌ست

447
00:26:32,951 --> 00:26:34,791
‫- خوشحال شدم دیدمت «کِوین»
‫- مرسی

448
00:26:37,948 --> 00:26:40,893
«تو این لحظه بزرگی که با «جان اسمایلی
‫حرف زدی چی بهش گفتی؟

449
00:26:40,918 --> 00:26:43,952
‫هیچی . گفتم کارتم رو امضا کنه
‫اونم امضا کرد

450
00:26:45,331 --> 00:26:47,599
‫من باید برم دستشویی . میشه اینجا وایسی؟

451
00:26:47,624 --> 00:26:49,035
‫آره . بیا . من وسایلت رو نگه میدارم
‫برو دستشویی

452
00:26:49,059 --> 00:26:50,619
‫- مرسی
‫- همونجاست . برو . برو

453
00:26:54,973 --> 00:26:56,526
‫سلام ، شرمنده . ببخشید

454
00:26:56,551 --> 00:26:58,073
‫- آقای «اسمایلی»؟ سلام
‫- بله

455
00:26:58,098 --> 00:27:03,229
‫الان پسرم پیش‌تون بود
‫کارتش رو براش امضا کردین

456
00:27:04,057 --> 00:27:06,917
‫- آره
می‌خواستم بدونم درباره چی حرف میزدین -

457
00:27:06,942 --> 00:27:09,901
«داشت بهم می‌گفت تو «مینیاپولیس
‫کجا می‌تونم بیلیارد بازی کنم
<font color="#ff8000">(«شهر تیم «توئینز)</font>

458
00:27:10,377 --> 00:27:12,229
‫- چی؟
‫- تو روزنامه خونده بود

459
00:27:12,254 --> 00:27:13,734
«که قراره منتقل شم به تیم «توئینز

460
00:27:13,849 --> 00:27:15,901
‫که ممکنه اتفاق بیفته

461
00:27:16,443 --> 00:27:18,581
‫و کارت منم داره

462
00:27:19,167 --> 00:27:20,338
‫ببینین

463
00:27:20,737 --> 00:27:24,139
جان» شکار ، کاراته ، بیلیارد» "

464
00:27:24,764 --> 00:27:26,096
«تماشای مسابقه «درَگ

465
00:27:26,121 --> 00:27:27,581
‫و رفتن به ساحل رو دوست داره "

466
00:27:27,606 --> 00:27:30,273
‫آره . گفت از کتابخونه مدرسه‌اش
‫کتاب راهنمای سفر برداشته

467
00:27:30,735 --> 00:27:32,682
‫یه لیست از سالن‌های کاراته هم بهم داد

468
00:27:33,406 --> 00:27:36,682
‫من نمیدونستم «کِوین» خبر داره
‫که مدرسه‌اش کتابخونه داره

469
00:27:36,932 --> 00:27:39,698
‫گفت می‌خواد مطمئن بشه که من خوشحالم

470
00:27:40,529 --> 00:27:41,760
‫حالا هر جا که باشم

471
00:27:42,424 --> 00:27:43,862
‫پسر کوچولوی خاصی دارین

472
00:27:44,318 --> 00:27:46,018
‫و من زیاد از اینا می‌بینم

473
00:27:46,786 --> 00:27:48,557
‫- مرسی
‫- آره

474
00:27:48,582 --> 00:27:50,120
‫- خیلی ممنونم
‫- خواهش می‌کنم

475
00:27:50,667 --> 00:27:52,201
‫- خوشحال شدم دیدمت
‫- منم از آشنایی‌تون خوشحال شدم

476
00:27:52,225 --> 00:27:54,807
هی ، امیدوارم از تیم نری -
آره . منم همینطور -

477
00:27:58,464 --> 00:28:02,393
<i>‫میدونم به‌نظر میاد</i>
‫که همه چیز داره

478
00:28:02,418 --> 00:28:05,995
‫قد بلندـه . خوشتیپ‌ـه
‫و به‌نظر میاد اعتمادبه‌نفس زیادی داره

479
00:28:06,807 --> 00:28:09,932
‫ولی پشت همه اینا
‫فقط یه پسرک حساس‌ـه

480
00:28:11,215 --> 00:28:12,963
‫و امسال سال سختی داشته

481
00:28:14,213 --> 00:28:16,432
‫اونم به تازگی الکل رو ترک کرده مثل پدرش

482
00:28:16,457 --> 00:28:17,635
...‫و

483
00:28:18,891 --> 00:28:20,987
‫فقط نگرانت‌ـه

484
00:28:21,811 --> 00:28:23,448
‫نگران سلامتی‌ـت توئه

485
00:28:23,473 --> 00:28:25,473
‫نگران نشتی سقف بالای سرت‌ـه

486
00:28:25,578 --> 00:28:29,371
‫چون اهمیت میده
این خیلی براش مهم‌ـه

487
00:28:29,594 --> 00:28:34,377
...تو از الان خیلی براش مهمی چون

488
00:28:35,008 --> 00:28:37,479
‫چون از همین الان براش
‫عضو خانواده‌ای

489
00:28:38,175 --> 00:28:41,157
‫پس قضیه از این قراره
منظورت اینه که

490
00:28:41,182 --> 00:28:43,401
«خودت رو جمع و جور کن «نیکی "
" که بچه‌ام به هدفش برسه؟

491
00:28:44,043 --> 00:28:45,495
‫نه . منظور من این نیست

492
00:28:45,520 --> 00:28:47,456
«من که دارایی شما نیستم «ربکا

493
00:28:47,493 --> 00:28:48,667
...من

494
00:28:49,031 --> 00:28:51,564
‫«کِوین» من رو به‌عنوان فامیلش می‌بینه

495
00:28:51,589 --> 00:28:53,315
‫خب ، میدونی من چی می‌بینمش؟

496
00:28:53,389 --> 00:28:58,010
‫من اون رو یه بچه قد بلند و بلوند می‌بینم
که من رو از خونه‌ام کشیده بیرون

497
00:28:58,870 --> 00:29:00,721
‫تنها جایی که توش راحتم

498
00:29:01,503 --> 00:29:06,127
‫که یه ستاره سینما بتونه
یه روز تو زندگی واقعی قهرمان باشه

499
00:29:34,823 --> 00:29:37,384
‫اگه زود نریم فکر کنم زنگ بزنن پلیس

500
00:29:39,010 --> 00:29:42,279
یعنی من کل بچگی‌مون رو اشتباه به یاد دارم؟ -
نه -

501
00:29:42,776 --> 00:29:44,034
‫البته که نه

502
00:29:44,377 --> 00:29:49,500
‫اون روز بود که بابا برادرش رو دیده بود
‫کسی که درباره‌اش بهمون دروغ گفته بود

503
00:29:49,831 --> 00:29:52,221
‫تو یادته که سر من داد زده
‫و بشقاب رو پرت کرده

504
00:29:52,246 --> 00:29:54,268
‫ولی من دعوای پولکی یادمه

505
00:29:55,891 --> 00:29:57,557
‫چطور ممکنه اینا یه روز باشن؟

506
00:29:59,757 --> 00:30:01,190
‫یعنی کارش رو خوب انجام داده

507
00:30:01,980 --> 00:30:03,385
‫تو خاطرات خوب یادت مونده

508
00:30:03,674 --> 00:30:06,362
‫- یا اینکه کلاً خیال‌پردازم
‫- نه

509
00:30:07,012 --> 00:30:09,577
‫ببین ، همه‌مون بعد از پدر یا مادر شدن
روزهای بدی رو می‌گذرونیم

510
00:30:09,782 --> 00:30:11,252
‫من یه روزایی پدر افتضاحی بودم

511
00:30:11,640 --> 00:30:12,973
‫تو هم چنین روزهایی رو خواهی داشت

512
00:30:13,737 --> 00:30:17,096
تو شده پدر افتضاحی بوده باشی؟ -
باورش سخته ولی آره -

513
00:30:20,768 --> 00:30:22,276
‫ببین ، تنها کاری که می‌تونی
‫به‌عنوان پدر یا مادر بکنی

514
00:30:22,301 --> 00:30:25,002
‫اینه که تا می‌تونی روزها رو
‫پر کنی از خاطرات خوب

515
00:30:25,027 --> 00:30:26,729
‫و امیدوار باشی که از خاطرات بد سرتر باشه

516
00:30:27,733 --> 00:30:29,706
‫امید می‌بندی که خاطرات خوب بمونن

517
00:30:32,128 --> 00:30:33,729
‫بابا این‌کار رو برامون کرد

518
00:30:43,940 --> 00:30:45,370
‫چیز خوبی به‌نظر میاد بچه‌ها

519
00:30:55,022 --> 00:30:56,697
‫معذرت می‌خوام بابت داد و بیدادم

520
00:30:57,236 --> 00:30:58,737
‫خب؟ بابا خسته‌ست

521
00:30:59,206 --> 00:31:00,486
‫من رو می‌بخشین؟

522
00:31:06,208 --> 00:31:07,463
‫ایول

523
00:31:08,213 --> 00:31:09,534
...هی ، راستی

524
00:31:09,591 --> 00:31:12,057
‫این پیتزا خیلی خوبه

525
00:31:12,335 --> 00:31:13,698
‫شاید نابغه‌ای چیزی باشین

526
00:31:13,723 --> 00:31:15,588
‫- نابغه پیتزا
‫- نابغه پیتزا

527
00:31:15,613 --> 00:31:17,925
‫لامصب انقدر خوبه که
باید براش اسم بذاریم ، نه؟

528
00:31:17,950 --> 00:31:19,917
‫اسمش رو چی بذاریم؟
‫پیتزا «پیرسون»؟

529
00:31:20,843 --> 00:31:25,385
‫«رندال» ، من که خیلی راضی‌ـم
از این اسفناجی که روش‌ـه . میدونین؟

530
00:31:25,410 --> 00:31:26,737
‫یه تردی خوبی بهش میده

531
00:31:26,813 --> 00:31:28,323
‫حس «ملوان زبل» بودن بهم دست میده

532
00:31:30,238 --> 00:31:31,362
‫نه؟

533
00:31:33,573 --> 00:31:35,448
‫«کِیتی» بابا ، فکر کنم...

534
00:31:35,644 --> 00:31:38,307
‫فکر کنم چندتا پولک دیگه
به این بزنی بهتر بشه

535
00:31:38,683 --> 00:31:39,854
‫مگه نه؟

536
00:31:41,614 --> 00:31:43,854
‫- بابا
خدای من -

537
00:31:43,879 --> 00:31:45,463
‫از دستم در رفت

538
00:31:46,690 --> 00:31:48,510
...نمی‌فهمم

539
00:31:48,948 --> 00:31:50,206
‫دستم چش شده؟

540
00:31:50,231 --> 00:31:51,495
...دستم

541
00:31:52,220 --> 00:31:53,502
‫یه چیزیش شده

542
00:31:54,314 --> 00:31:57,448
‫- دعوای پولکی؟
‫- دعوای پولکی

543
00:32:00,683 --> 00:32:02,557
...کی انقدر

544
00:32:06,175 --> 00:32:07,526
‫خوبی؟

545
00:32:08,211 --> 00:32:09,393
‫آره

546
00:32:25,870 --> 00:32:28,158
‫عذر می‌خوام که خلوت‌ـت رو به‌هم زدیم

547
00:32:28,237 --> 00:32:29,493
...اصلاً

548
00:32:29,495 --> 00:32:30,651
‫- بسه
...قصد نداشتیم -

549
00:32:37,342 --> 00:32:40,214
‫«جک» که بچه بود دوست داشت
چیز بسازه

550
00:32:41,257 --> 00:32:45,182
...من اصلاً بلد نبودم ولی

551
00:32:46,106 --> 00:32:47,979
‫اون لامصب هنرمند بود

552
00:32:48,754 --> 00:32:50,659
‫می‌تونست هر چیزی بسازه

553
00:32:51,249 --> 00:32:54,776
‫یک‌بار تو حیاط پشتی‌مون
‫یه قلعه درختی ساخت

554
00:32:55,993 --> 00:32:57,143
‫می‌بینی «نیکی»؟

555
00:32:57,510 --> 00:32:59,682
" «کام و زبانه «نیکی "
<font color="#ff8000">(نوعی اتصال)</font>

556
00:33:00,401 --> 00:33:01,542
‫اینجوری

557
00:33:02,111 --> 00:33:03,409
‫کام و زبانه

558
00:33:04,543 --> 00:33:06,096
<i>‫«کام و زبانه»</i>

559
00:33:07,533 --> 00:33:08,940
‫همیشه این رو می‌گفت

560
00:33:09,978 --> 00:33:11,899
‫من روحمم خبر نداشت منظورش چیه

561
00:33:18,478 --> 00:33:20,057
‫می‌خواستم نویسنده بشم

562
00:33:22,792 --> 00:33:25,776
‫و بعد می‌خواستم دکتر بشم

563
00:33:27,944 --> 00:33:29,213
...و بعد

564
00:33:29,558 --> 00:33:30,752
...دیگه

565
00:33:31,864 --> 00:33:33,182
‫هیچی نمی‌خواستم

566
00:33:40,136 --> 00:33:41,518
‫قبلاً آدم بودم

567
00:33:45,901 --> 00:33:47,057
...من

568
00:33:47,200 --> 00:33:48,354
...کاش می‌تونستم

569
00:33:49,698 --> 00:33:52,526
‫دوباره اون آدم باشم

570
00:33:53,928 --> 00:33:56,909
‫ولی انقدر ازش گذشته که
‫فکر نکنم بتونم

571
00:34:04,275 --> 00:34:06,042
...خلاصه

572
00:34:07,799 --> 00:34:08,964
‫راه زیادی رو اومدی

573
00:34:08,989 --> 00:34:11,792
...منم حداقل کاری که می‌تونستم بکنم

574
00:34:13,200 --> 00:34:16,682
‫این بود که ماجرای قلعه کام
و زبانه «جک» رو برات تعریف کنم

575
00:34:21,500 --> 00:34:22,722
...و

576
00:34:29,425 --> 00:34:32,128
‫شماها تنها خواسته‌ی اون از دنیا بودین

577
00:34:49,609 --> 00:34:51,347
‫یالا . بیا بریم

578
00:34:58,870 --> 00:35:03,229
<i>‫گام نهایی</i>
گچ تخته باید بره اون بالا

579
00:35:04,478 --> 00:35:06,900
‫تا حالا کسی قدش به اونجا نرسیده بود

580
00:35:10,335 --> 00:35:11,581
‫خیلی‌خب

581
00:35:15,050 --> 00:35:16,432
‫کارِت بدک نیست

582
00:35:17,331 --> 00:35:18,764
‫قبلاً این‌کار رو کردی؟

583
00:35:18,862 --> 00:35:23,469
‫نه . خیلی وقت پیش نقش یه مستخدم
‫رو تو یه فیلم دانشجویی بازی کردم

584
00:35:23,471 --> 00:35:25,018
‫پورن نیست‌ خداییش رو بگم

585
00:35:25,043 --> 00:35:26,620
...میدونم شبیه پورن به‌نظر میاد ولی

586
00:35:31,192 --> 00:35:32,643
‫خب ، همین کفایت می‌کنه

587
00:35:32,668 --> 00:35:34,182
‫- همین کفایت می‌کنه
‫- آره

588
00:35:46,261 --> 00:35:50,159
دیگه لازم نیست نگران
‫نشتی سقفم باشی

589
00:35:52,038 --> 00:35:53,417
‫نگران نبودم

590
00:35:54,573 --> 00:35:55,682
‫خیلی‌خب

591
00:35:59,893 --> 00:36:05,307
‫یکی از اون جلسات هم میرم
تو اون مرکزه

592
00:36:06,167 --> 00:36:07,738
‫قول نمیدم 2تاش رو برم

593
00:36:07,762 --> 00:36:09,589
‫ولی میدونی ، یکی رو میرم

594
00:36:10,384 --> 00:36:11,448
‫جدّی؟

595
00:36:11,754 --> 00:36:12,886
‫آره

596
00:36:15,464 --> 00:36:17,222
‫میدونم می‌خوای اوضاع رو درست کنی

597
00:36:18,297 --> 00:36:19,495
‫من رو درست کنی

598
00:36:20,003 --> 00:36:21,370
...و

599
00:36:23,197 --> 00:36:25,029
‫کاش می‌تونستم به‌خاطرت درست بشم

600
00:36:26,283 --> 00:36:27,401
...ولی

601
00:36:28,503 --> 00:36:29,682
...تو

602
00:36:30,367 --> 00:36:32,237
...و خانواده‌ـت

603
00:36:34,823 --> 00:36:36,307
...خیلی

604
00:36:36,497 --> 00:36:37,722
‫دردناک‌ـه

605
00:36:42,122 --> 00:36:43,487
...پس

606
00:37:06,393 --> 00:37:07,784
‫خوشحال شدم دیدمت

607
00:37:07,809 --> 00:37:08,995
...و

608
00:37:10,315 --> 00:37:11,573
‫شاید دوباره دیدمت

609
00:37:11,598 --> 00:37:12,979
‫- شاید
‫- خیلی‌خب

610
00:37:21,479 --> 00:37:23,555
‫سلام ، سلام ، سلام

611
00:37:23,557 --> 00:37:24,956
‫- خانواده؟
‫- سلام

612
00:37:25,003 --> 00:37:26,573
چه خبر دخترها؟ -
خبر خاصی نیست -

613
00:37:26,714 --> 00:37:29,428
‫خوشحالم می‌بینم‌تون
دلم براتون تنگ شده بود

614
00:37:29,430 --> 00:37:31,597
‫دارین شام میزنین به بدن

615
00:37:31,599 --> 00:37:33,899
‫- چطوری عزیزم؟
‫- خوبم . تو چطوری؟

616
00:37:33,901 --> 00:37:35,307
‫خوبم . مرسی

617
00:37:35,776 --> 00:37:37,736
‫میری مسافرت؟

618
00:37:37,847 --> 00:37:39,514
‫مامانم باز زده لگنش رو ترکونده

619
00:37:39,863 --> 00:37:41,744
‫میدونی ، همین الان داشتم
‫با بیمارستان حرف میزدم

620
00:37:41,768 --> 00:37:43,668
‫و می‌خواستم بهت زنگ بزنم
‫ولی باز مجبور شدم زنگ بزنم

621
00:37:43,692 --> 00:37:45,693
‫به «زوئی» که باهاش هماهنگ کنم
‫بعد بیمارستان دوباره زنگ زد

622
00:37:45,717 --> 00:37:47,190
‫- حالش خوبه؟
‫- نه

623
00:37:47,487 --> 00:37:50,065
‫آره . فقط خدا کنه دوباره نشکسته باشه

624
00:37:50,378 --> 00:37:52,065
«باید برم «واشنگتن

625
00:37:52,090 --> 00:37:53,964
‫- حتماً . کِی؟
‫- الان

626
00:37:54,198 --> 00:37:55,807
‫فقط منتظر بودم تو برگردی

627
00:37:55,848 --> 00:37:57,604
‫باید «زوئی» رو از ایستگاه راه‌آهن بردارم

628
00:37:57,629 --> 00:37:59,237
‫- باشه
‫- خوبه؟

629
00:37:59,262 --> 00:38:00,679
‫- دوست‌ـت دارم
‫- خیلی‌خب ، دوست‌ـت دارم

630
00:38:00,704 --> 00:38:02,714
‫- باشه
‫- تو جاده بهت زنگ میزنم

631
00:38:02,839 --> 00:38:04,463
‫خیلی‌خب دخترها ، دوست‌تون دارم

632
00:38:04,894 --> 00:38:06,495
‫- خدافظ
‫- دوست‌ـت داریم

633
00:38:09,370 --> 00:38:10,706
پسر

634
00:38:11,675 --> 00:38:14,112
«آنجلیکا» ، «الایزا» ، «پگی»

635
00:38:14,337 --> 00:38:15,836
‫- من «پگی»ـم؟
‫- «پگی» تویی

636
00:38:15,861 --> 00:38:18,081
‫این ساک چرا انقدر سنگین‌ـه؟

637
00:38:18,225 --> 00:38:19,858
‫بله . درسته . کادو آوردم

638
00:38:21,161 --> 00:38:22,761
‫میشه یه درامرول برام بزنین؟

639
00:38:23,759 --> 00:38:25,675
‫درامرول نزنی از هدیه خبری نیست

640
00:38:26,870 --> 00:38:29,321
‫- خدایا ، خیلی ضایعی
‫- «خیلی ضایعی»

641
00:38:29,323 --> 00:38:31,323
‫خوبه

642
00:38:31,932 --> 00:38:33,936
‫پسرهای من کوش‌ـن؟

643
00:38:36,229 --> 00:38:39,665
‫- این از یکی‌شون
‫- سلام ، دل‌مون برات یه‌ذره شده بود

644
00:38:39,667 --> 00:38:41,962
‫- سلام
‫- حتماً خیلی خسته‌ای

645
00:38:41,987 --> 00:38:43,919
‫برات دمپایی جدید گرفتم

646
00:38:43,921 --> 00:38:45,838
‫- مرسی
‫- اینا رو پات کن

647
00:38:45,840 --> 00:38:48,073
‫- میرم برات چایی درست کنم ، خب؟
‫- باشه

648
00:38:48,383 --> 00:38:49,917
‫- وایسا عزیزم
‫- جان؟

649
00:38:51,620 --> 00:38:54,268
‫وقتی خونه خریدیم
‫من حیاط پشتی می‌خوام

650
00:38:55,097 --> 00:38:56,815
‫و می‌خوام پرده پروژکتور هم داشته باشم

651
00:38:57,729 --> 00:38:59,351
‫می‌خوام پسرمون رو ببرم بیرون

652
00:38:59,909 --> 00:39:02,104
‫و می‌خوام پتو و چس‌فیل ببرم

653
00:39:02,202 --> 00:39:05,036
‫می‌خوام تا دیروقت بیدار بمونم
...و می‌خوام

654
00:39:05,327 --> 00:39:07,328
‫می‌خوام همه فیلمای
‫موردعلاقه‌مون رو نشونش بدم

655
00:39:10,218 --> 00:39:11,417
‫باشه

656
00:39:21,184 --> 00:39:22,350
‫برای «دِژا»

657
00:39:22,468 --> 00:39:26,190
‫لوسیون بدون بوی باکلاس
در اندازه نمونه . قابلت رو نداره

658
00:39:26,536 --> 00:39:28,064
‫و برای شما 2تا

659
00:39:28,561 --> 00:39:31,550
‫مجله‌های خبری با حضور
‫جذاب‌ترین آدم‌های مشهور دنیا

660
00:39:31,575 --> 00:39:32,862
‫که خودشون بنزین میزنن

661
00:39:32,916 --> 00:39:34,940
‫و خودشون عن سگ‌شون رو پاک می‌کنن

662
00:39:35,060 --> 00:39:36,464
آدم‌های مشهور

663
00:39:40,381 --> 00:39:41,381
سلام

664
00:39:46,706 --> 00:39:47,761
‫سلام

665
00:39:47,786 --> 00:39:49,479
‫سلام عزیزم ، شرمنده

666
00:39:49,786 --> 00:39:53,321
‫یه دعوای پولکی شروع شد
‫و ما هم نتونستیم جلوی خودمون رو بگیریم

667
00:39:53,402 --> 00:39:54,667
‫یهو شروع شد

668
00:39:56,568 --> 00:40:00,159
‫- شرمنده
‫- من اینجا رو تمیز نمی‌کنم

669
00:40:00,375 --> 00:40:01,490
‫مفهوم‌ـه

670
00:40:01,515 --> 00:40:02,931
‫- باشه
‫- خیلی‌خب

671
00:40:04,500 --> 00:40:06,250
...برو خب . تو هم

672
00:40:06,299 --> 00:40:08,299
‫بگیرینش . این یارو جدیده رو بگیرین
‫جدیده رو بزنین

673
00:40:08,301 --> 00:40:10,134
‫تو دردسر افتاده
‫داریم بهش قلب میزنیم

674
00:40:10,136 --> 00:40:11,936
‫دارم قلب میزنم بهش

675
00:40:24,403 --> 00:40:26,651
‫تو دقیقاً کاری رو کردی که قرار بود بکنی

676
00:40:26,699 --> 00:40:28,714
‫باید خیلی خوشحال باشی

677
00:40:30,639 --> 00:40:31,722
‫آره

678
00:40:33,532 --> 00:40:35,472
‫من که خیلی ازت ممنونم

679
00:40:36,342 --> 00:40:38,862
...چون اگه تو نبودی من نمی‌تونستم

680
00:40:40,198 --> 00:40:41,738
‫پدرت رو در حال

681
00:40:41,955 --> 00:40:45,432
‫ساختن یه قلعه و گفتن
کام و زبانه «نیکی» " تصور کنم "

682
00:40:47,147 --> 00:40:48,597
‫پس ممنونم ازت

683
00:40:51,151 --> 00:40:54,151
<i>‫عموم خیلی داغون‌ـه
‫کانکس‌ـش هم داغون‌ـه</i>

684
00:40:54,659 --> 00:40:56,769
‫بردمش مرکز حمایت از سربازان
‫حتی نگاهش هم نکرد

685
00:40:56,793 --> 00:40:58,018
...پس

686
00:41:03,301 --> 00:41:04,587
‫نمیدونم

687
00:41:05,801 --> 00:41:07,097
‫بعداً باهات حرف میزنم

688
00:42:03,405 --> 00:42:05,420
‫واقعاً بهت افتخار می‌کنم «کِوین»

689
00:42:15,300 --> 00:42:16,300
مترجم : حسین
<font color=Red>‫(H o s s e i n T L)</font>

690
00:42:17,300 --> 00:42:18,300
‫مرجع دانلود فیلم و سریال با لینک مستقیم
دیبا مووی

