﻿1
00:00:01,491 --> 00:00:03,280
<font color="#ff0000"><i>‫آنچه که در سریال
: گذشت "This Is Us"</i></font>

2
00:00:03,305 --> 00:00:05,991
<i>«این ساختمونی‌ـه که من و «بِت
پارسال خریدیم</i>

3
00:00:06,015 --> 00:00:08,616
<i>‫جایی‌ـه که پدر بیولوژیکیم رو پیدا کردم</i>

4
00:00:10,655 --> 00:00:12,952
<i>‫گذشته‌ـش پیچیده‌ست</i>

5
00:00:12,976 --> 00:00:14,967
<i>‫اون نابودت می‌کنه «کِوین»</i>

6
00:00:15,696 --> 00:00:18,670
<i>‫با همکارانی صحبت کردم ‫که
تو لقاح مصنوعی موفقیت داشتن</i>

7
00:00:18,695 --> 00:00:23,516
<i>‫با وزن تو واقع‌بینانه نگاه کنیم
حدود 90درصد احتمال شکست وجود داره</i>

8
00:00:23,678 --> 00:00:25,225
<i>‫چه مدت‌ـه قرص ضدافسردگی می‌خوری؟</i>

9
00:00:25,250 --> 00:00:27,483
<i>‫- 6 سال
‫- احتمالش هست</i>

10
00:00:27,508 --> 00:00:28,920
<i>‫که باعث کاهش تعداد اسپرم شده باشه</i>

11
00:00:29,045 --> 00:00:30,319
<i>‫بابا</i>

12
00:00:31,921 --> 00:00:34,272
<i>‫شوهرتون ایست قلبی کردن</i>

13
00:00:34,482 --> 00:00:36,655
<i>‫خانم «پیرسون» ، شوهرتون فوت کردن</i>

14
00:00:56,239 --> 00:00:58,309
<i>«بیخیال «بِک
‫نگاه کردنش چه ضرری داره؟</i>

15
00:00:59,749 --> 00:01:02,887
<i>‫این رو قبلاً هم شنیدم</i>

16
00:01:03,591 --> 00:01:04,959
‫مامان

17
00:01:05,602 --> 00:01:07,083
‫صبح بخیر

18
00:01:09,670 --> 00:01:11,504
‫- قهوه می‌خوای؟
‫- آره

19
00:01:15,669 --> 00:01:16,848
‫امروز روز بزرگی‌ـه

20
00:01:16,990 --> 00:01:19,169
‫بالاخره قراره یه خونه بگیریم
‫و از اینجا بریم؟

21
00:01:19,194 --> 00:01:20,958
‫آره . اگه خونه‌ی خوبی باشه

22
00:01:20,983 --> 00:01:22,989
‫ولی به‌خاطر این نیست که روز بزرگی‌ـه

23
00:01:28,074 --> 00:01:29,848
‫امروز صبح این برات اومد

24
00:01:38,348 --> 00:01:41,708
‫میدونی که معمولاً نامه‌های مردودی
‫1.5 کیلو وزن ندارن

25
00:01:55,481 --> 00:01:57,903
‫مامان...مامان ، قبول شدم

26
00:01:57,928 --> 00:02:00,223
هاوارد» قبولم کرد» -
‫- میدونستم

27
00:02:05,754 --> 00:02:07,302
عزیزم

28
00:02:09,306 --> 00:02:10,887
‫مامان ، حال‌ـت خوبه؟

29
00:02:10,912 --> 00:02:14,130
‫آره . خوبم . فقط خیلی برات خوشحالم

30
00:02:14,657 --> 00:02:16,169
خدایا ، اینجا جای این‌کارها نیست

31
00:02:16,223 --> 00:02:20,059
‫صبح شما هم بخیر
میدونی ، برادرت «هاوارد» قبول شد

32
00:02:20,597 --> 00:02:21,942
رندال» ، این خیلی عالیه»

33
00:02:22,211 --> 00:02:24,833
‫مطمئنم همین روزها از
بِرکلی» هم برای تو خبر میاد»

34
00:02:32,008 --> 00:02:35,021
‫می‌خواستم یه املت سبزیجات
درست کنم اگه تو هم می‌خوای

35
00:02:35,046 --> 00:02:36,192
‫نه . نمی‌خوام

36
00:02:36,942 --> 00:02:39,317
‫ولی راستی دیگه از اینا نداریم

37
00:02:41,589 --> 00:02:44,684
‫باشه . میرم بازم میخرم

38
00:02:48,907 --> 00:02:51,145
‫باید «کِوین» رو بیدار کنم و بهش بگم

39
00:03:07,700 --> 00:03:08,700
: رسانه‌ی اینترنتی نایت‌مووی تقدیم می‌کند
دیبا مووی

40
00:03:09,700 --> 00:03:14,200
<font color="#ff0000">"This Is Us"
فصل 3
قسمت 2 : داستان «فیلادلفیا»ـی</font>

41
00:03:15,200 --> 00:03:16,200
مترجم : حسین
<font color=Red>‫(H o s s e i n T L)</font>

42
00:03:18,841 --> 00:03:21,567
‫سلام...خیلی‌خب ، تموم‌ـه

43
00:03:21,592 --> 00:03:24,317
‫شما 3تا وروجک الان اولین
هفته مدرسه رو تموم کردین

44
00:03:24,342 --> 00:03:27,578
‫یعنی باید بریم بستنی بزنیم تو رگ

45
00:03:27,669 --> 00:03:30,223
‫نمی‌تونم . بعد مدرسه باید بمونم
برای تی‌اس‌اِی

46
00:03:30,598 --> 00:03:32,387
‫یعنی کلاس آموزش امنیت فرودگاه داری؟

47
00:03:32,421 --> 00:03:35,020
‫یه انجمن قدردانی از «تِیلور سوییفت»‌ـه

48
00:03:35,153 --> 00:03:37,826
‫منم باید بمونم
‫انجمن «کشاورزان کوچک» دارم

49
00:03:38,161 --> 00:03:39,527
‫ولی آخه بستنی

50
00:03:39,708 --> 00:03:41,364
‫- خدافظ
‫- خدافظ

51
00:03:42,434 --> 00:03:45,284
‫تو چی؟ کاری نداری؟
‫جلسه فوق‌برنامه نداری؟

52
00:03:45,309 --> 00:03:47,591
‫- نه . الکی گندش نکن
‫- هیچی؟

53
00:03:47,616 --> 00:03:48,880
‫باشه

54
00:03:49,972 --> 00:03:52,559
‫هی ، من اصلاً گندش نمی‌کنم

55
00:03:52,731 --> 00:03:56,277
‫ولی آخه اولین هفته تو مدرسه جدیدت بود

56
00:03:56,312 --> 00:03:59,528
‫و هر بار ازت پرسیدیم امروز
چطور بود ‫گفتی بد نبود

57
00:04:01,708 --> 00:04:03,716
‫چیه؟ بگو دیگه

58
00:04:04,353 --> 00:04:07,088
‫آخه این مدرسه پر از سفیدپوست‌ـه خدایی

59
00:04:07,122 --> 00:04:09,919
‫چی؟ سفیدپوستا هم میان این مدرسه؟

60
00:04:09,944 --> 00:04:12,802
‫یه انجمن هم دارن برای هواداران شیر
‫چی هست اصلاً؟

61
00:04:12,827 --> 00:04:14,536
‫خوراک خودم‌ـه . کجا ثبت‌نام کنم؟

62
00:04:17,223 --> 00:04:19,403
‫دلم برای تیم رژه‌ام تو مدرسه قبلیم تنگ شده

63
00:04:21,528 --> 00:04:23,004
‫چرا یه تیم رژه اینجا درست نمی‌کنی؟

64
00:04:23,067 --> 00:04:24,130
‫جواب نمیده

65
00:04:24,155 --> 00:04:25,802
...از کجا میدونی وقتی -
‫- بکش بیرون

66
00:05:16,882 --> 00:05:18,116
‫چی گوش میدی؟

67
00:05:21,630 --> 00:05:22,997
‫همون فرانسویه‌ست که باهاش مصاحبه کردی

68
00:05:23,032 --> 00:05:24,934
‫- برای مستندت آره؟
‫- آره

69
00:05:25,833 --> 00:05:27,192
‫اصلاً می‌فهمی چی میگه؟

70
00:05:27,336 --> 00:05:28,487
‫بله
<font color="#ff8000">(به زبان فرانسوی)</font>

71
00:05:28,514 --> 00:05:30,715
‫من فرانسوی و 3تا زبون دیگه بلدم
<font color="#ff8000">(به زبان فرانسوی)</font>

72
00:05:32,255 --> 00:05:35,552
پشمام ریخت . یا خدا

73
00:05:35,577 --> 00:05:39,622
‫خیلی سکسی هستی

74
00:05:41,903 --> 00:05:42,970
‫سلام‌علیکم

75
00:05:43,319 --> 00:05:47,100
چیه؟ -
باید رونویسی رو تموم کنم -

76
00:05:47,512 --> 00:05:49,472
‫یعنی نمی‌تونم با یه فرانسوی پیر رقابت کنم؟

77
00:05:49,497 --> 00:05:53,091
‫نه . اونم وقتی داره درباره ‫منابع
آب رو به کاهش زمین حرف میزنه

78
00:05:54,058 --> 00:05:55,247
‫- نه
‫- صحیح

79
00:05:56,298 --> 00:05:57,765
‫احتمالاً حق با توئه

80
00:06:01,899 --> 00:06:04,052
‫می‌خواستم برای اکران افتتاحیه
‫فیلمم دعوت‌ـت کنم

81
00:06:08,310 --> 00:06:11,813
‫ولی خیلی...خیلی زوده

82
00:06:11,981 --> 00:06:13,372
‫- آره
‫- آره

83
00:06:13,598 --> 00:06:15,717
«تازه میدونی ، صبح می‌خوام برم «شیکاگو

84
00:06:15,751 --> 00:06:17,286
‫- برای میکس صدا
‫- صحیح

85
00:06:20,505 --> 00:06:23,324
‫می‌تونم فردا صبح ببرمت فرودگاه؟

86
00:06:23,887 --> 00:06:25,489
‫- مرسی لازم نیست
‫- سختم نیست

87
00:06:25,514 --> 00:06:27,428
‫- جدّی میگم . نمی‌خواد
‫- نه . نه

88
00:06:27,463 --> 00:06:29,489
‫مشکلی نداره . وقتم هم می‌گذره . میدونی؟

89
00:06:32,079 --> 00:06:36,247
...ببین ، من

90
00:06:37,716 --> 00:06:41,192
‫نمی‌خوام این رابطه

91
00:06:41,619 --> 00:06:46,809
‫خیلی خفیف و دوست‌داشتنی
جدّی بشه . میدونی؟

92
00:06:47,454 --> 00:06:50,351
میدونی من اهل کجام دیگه؟ -
آره ، آره ، آره . البته -

93
00:06:50,386 --> 00:06:52,677
‫میدونم اهل کجایی . من خدای چیزم

94
00:06:52,872 --> 00:06:55,067
‫خب؟ منظورم غیرعادی‌ـه

95
00:06:55,092 --> 00:06:57,216
‫خدای «کشمیر» نیستم

96
00:06:57,841 --> 00:07:00,428
‫البته اینم دروغ‌ـه
‫خدای «کشمیر» هم هستم

97
00:07:00,770 --> 00:07:02,573
‫واقعاً میگم . ازش هم خجالت نمی‌کشم

98
00:07:02,598 --> 00:07:04,911
‫- خواهی دید . نه . خودت می‌بینی
‫- البته که هستی

99
00:07:05,362 --> 00:07:06,879
‫باشه

100
00:07:09,204 --> 00:07:11,708
‫از روی استرس خوراکی می‌خوری؟

101
00:07:12,122 --> 00:07:14,278
‫مال طرح آشپزخونه شرکتم‌ـه

102
00:07:14,333 --> 00:07:15,917
‫تو کلاس باله می‌سوزونمش

103
00:07:15,942 --> 00:07:19,005
‫نه ادامه بده
یه کوچولو تپل می‌خوامت

104
00:07:19,030 --> 00:07:21,958
حال میده

105
00:07:22,083 --> 00:07:24,434
‫- ادامه بده
‫- باشه

106
00:07:24,520 --> 00:07:27,419
‫فقط کل مدت بهم جهت نده

107
00:07:27,444 --> 00:07:29,614
‫یه کوچولو بالاتر

108
00:07:30,130 --> 00:07:33,247
‫یعنی نه بابا . اصلاً خفه میشم

109
00:07:33,272 --> 00:07:34,466
‫جون من ادامه بده

110
00:07:35,098 --> 00:07:37,255
‫این طرح داره دهنم رو سرویس می‌کنه عزیزم

111
00:07:37,528 --> 00:07:40,175
‫راستی شاید فردا قبل اکران افتتاحیه
مجبور بشم برم سر کار

112
00:07:40,200 --> 00:07:41,736
‫- روز شنبه؟
‫- آره

113
00:07:41,981 --> 00:07:43,942
‫فقط یه‌کم پایین‌تر و محکم‌تر

114
00:07:44,919 --> 00:07:47,355
‫فکر کنم فردا بهتره «دِژا» رو ببرم
‫مرکز اجتماعات کنار خونه

115
00:07:47,380 --> 00:07:48,464
‫برای چی؟

116
00:07:48,510 --> 00:07:50,036
‫یه دختری هست به اسم «اسکای»

117
00:07:50,061 --> 00:07:53,314
‫یکی از دخترهای مستأجرـه
‫همسن «دِژا»ست

118
00:07:53,348 --> 00:07:55,700
‫شاید بتونم به هم معرفی‌شون کنم
و باهم بگردن

119
00:07:55,872 --> 00:07:57,661
‫شاید اونجا راحت‌تر باشه

120
00:07:57,686 --> 00:07:59,052
‫- ضرر نداره
...ببخشید . آخه -

121
00:07:59,077 --> 00:08:01,052
‫خودت گفتی محکم‌تر

122
00:08:01,077 --> 00:08:03,520
‫- آره ولی نه انقدر عزیزم
‫- باشه . چشم

123
00:08:03,545 --> 00:08:05,114
‫انقدر محکم نه ولی ادامه بده

124
00:08:08,931 --> 00:08:11,480
توبی» ، انقدر زانوت رو تکون نده»
‫داری دیوونه‌ام می‌کنی

125
00:08:11,505 --> 00:08:13,512
‫شرمنده . فقط خیلی هیجان دارم

126
00:08:13,583 --> 00:08:14,677
‫آخه بیخیال

127
00:08:14,702 --> 00:08:17,903
‫آخه اکران افتتاحیه تو نیویورک؟
‫من و این‌همه خوشبختی محاله

128
00:08:22,747 --> 00:08:24,778
‫چیه؟ چی شده؟ چی شده؟ چی شده؟

129
00:08:24,803 --> 00:08:27,059
‫- واسه هورمون باروری یه لحظه گرمم شد
‫- حلش می‌کنم

130
00:08:27,084 --> 00:08:28,723
‫داداش ، می‌تونی کولر رو روشن کنی؟

131
00:08:31,668 --> 00:08:33,614
خوبه -
...خب -

132
00:08:37,934 --> 00:08:39,525
‫تو روحت دختر

133
00:08:40,042 --> 00:08:42,741
‫قیافه‌ات یه‌جوریه انگار تو موزیک‌ویدیوی
‫«وایت‌اسنِیک» بازی می‌کنی

134
00:08:43,005 --> 00:08:46,059
‫آره . تو کاری می‌کنی لقاح مصنوعی
‫هم خیلی راک اند رول‌ـی باشه

135
00:08:47,546 --> 00:08:49,680
‫نکن . اونجا جای حساسم‌ـه . نکن

136
00:08:50,083 --> 00:08:51,637
خدای من

137
00:08:52,606 --> 00:08:55,676
‫من هورمون زدم
تو هم یه مدت‌ـه خیلی شنگولی

138
00:08:55,711 --> 00:08:58,746
‫آره . خب ، اینکه من و تو یه
‫نسخه کوچولو از من و تو می‌سازیم

139
00:08:58,781 --> 00:09:02,292
‫من و نسخه کوچیکم رو به هیجان میاره

140
00:09:02,606 --> 00:09:06,287
‫این قضیه خیلی خبر مهمی‌ـه
‫و هنوزم زوده

141
00:09:06,387 --> 00:09:09,857
‫و نمی‌خوام درباره خطراتش
یا تزریق هورمون با مامانم حرف بزنم

142
00:09:09,892 --> 00:09:11,870
‫پس بیا حرفی به خانواده‌ام نزنیم

143
00:09:11,895 --> 00:09:13,020
‫آره . گمونم حق با توئه

144
00:09:13,045 --> 00:09:16,348
‫بعضی چیزها بهتره بین شوهر و زنش باقی بمونه

145
00:09:17,106 --> 00:09:18,552
‫و راننده‌شون

146
00:09:18,848 --> 00:09:20,645
‫واقعاً امیدوارم لقاح مصنوعی‌تون جواب بده

147
00:09:20,670 --> 00:09:22,571
‫- باشه . ممنون
‫- مرسی

148
00:09:44,971 --> 00:09:46,506
به‌نظر میاد کمک می‌خوای

149
00:09:46,994 --> 00:09:48,541
‫مرسی . خودم می‌تونم

150
00:09:49,015 --> 00:09:50,260
‫باشه

151
00:09:52,007 --> 00:09:54,299
‫لطفاً به وسایلم دست نزن
‫گفتم خودم می‌تونم

152
00:09:58,049 --> 00:09:59,830
‫اسمت رو نگفتی

153
00:10:00,932 --> 00:10:04,138
«سلام «چی‌چی -
سلام «رندال» ، اوضاع روبراهه؟ -

154
00:10:04,172 --> 00:10:06,580
‫- چک کرایه خونه رو گرفتی ، نه؟
‫- آره . همه چیز خوبه

155
00:10:06,605 --> 00:10:09,674
‫فقط می‌خواستم «دِژا» رو
به «اسکای» معرفی کنم

156
00:10:11,064 --> 00:10:12,312
‫«اسکای» ، بیا

157
00:10:12,752 --> 00:10:14,853
‫سلام «اسکای» ، این «دِژا»ست

158
00:10:14,885 --> 00:10:16,189
‫«دِژا» ، «اسکای»

159
00:10:16,290 --> 00:10:17,800
‫- سلام
‫- سلام

160
00:10:18,619 --> 00:10:20,086
‫داشتین میرقصیدین؟

161
00:10:20,111 --> 00:10:22,794
آره . تو هم میرقصی؟ -
نه ولی تو گروه رژه بودم -

162
00:10:22,819 --> 00:10:25,322
ایول . بیا نشونت میدم چی‌کار می‌کنیم

163
00:10:35,650 --> 00:10:37,932
‫چرا اون دشک رو چسبوندی به دیوار؟

164
00:10:38,002 --> 00:10:40,908
‫- به‌خاطر سوراخ
‫- خب ، چرا سوراخ هست؟

165
00:10:41,395 --> 00:10:43,025
‫به‌خاطر ترکیدن لوله

166
00:10:45,885 --> 00:10:48,949
خب ، لوله چرا ترکیده؟ -
به‌خاطر آبگرمکن -

167
00:10:48,983 --> 00:10:50,735
‫«رندال» ، قراره تا شب همین بازی رو بکنیم؟

168
00:10:50,760 --> 00:10:53,322
چون می‌خوام کتاب بخونم -
نه -

169
00:10:59,205 --> 00:11:01,626
‫چرا کسی زنگ نمیزنه شهرداری
‫یا سازمان فضاهای تفریحی

170
00:11:01,651 --> 00:11:02,955
‫که بیان اینجا رو درست کنن؟

171
00:11:03,205 --> 00:11:06,266
‫همیشه زنگ میزنیم . کاری نمی‌کنن

172
00:11:06,301 --> 00:11:08,885
‫ما حتی نور خیابون‌مون هم درست‌حسابی نیست

173
00:11:10,064 --> 00:11:12,239
‫ولی اگه فکر می‌کنی کاری از دست‌ـت برمیاد

174
00:11:12,273 --> 00:11:17,338
‫بعد از اینکه 5 دقیقه اینجا نشستی
می‌تونی بری شهرداری

175
00:11:18,002 --> 00:11:19,779
‫با عضو انجمن شهرداری
به نام «براون» حرف بزن

176
00:11:20,447 --> 00:11:21,674
‫شاید برم

177
00:11:22,033 --> 00:11:23,213
‫باشه

178
00:11:23,340 --> 00:11:24,774
‫شاید همین الان برم

179
00:11:25,424 --> 00:11:26,721
‫باشه

180
00:11:27,303 --> 00:11:28,478
‫خیلی‌خب

181
00:11:33,159 --> 00:11:35,049
«خواستم اول به شما بگم خانم «ایوِت

182
00:11:35,280 --> 00:11:36,853
‫همه هستیم . بگو عزیزم

183
00:11:37,067 --> 00:11:38,674
‫حدس بزنین کی «هاوارد» قبول شده؟

184
00:11:38,788 --> 00:11:40,307
<i>‫نگو</i>

185
00:11:41,768 --> 00:11:43,744
‫- آره
‫- گفتم قبول میشی

186
00:11:43,769 --> 00:11:46,228
‫«رندال» ، عاشق محوطه دانشگاه میشی پسر

187
00:11:46,253 --> 00:11:48,106
<i>‫مهمونی‌های دانشگاهی
‫برنامه‌های رقص</i>

188
00:11:48,141 --> 00:11:49,813
<i>‫حواسم جمع‌ـه که تو هم بیارم</i>

189
00:11:49,838 --> 00:11:51,838
‫خیلی‌خب دیگه پسرجون
‫می‌خواد بره اونجا درس بخونه

190
00:11:51,863 --> 00:11:52,939
‫خیلی مشتاقم

191
00:11:52,964 --> 00:11:54,611
<i>‫امشب میای اینجا که جشن بگیریم</i>

192
00:11:54,636 --> 00:11:56,908
آیزاک» کباب درست می‌کنه»
‫و منم بامیه سرخ می‌کنم

193
00:11:56,933 --> 00:11:58,752
‫«رندال» ، دیره . باید بریم پیش مشاور املاک

194
00:11:58,777 --> 00:12:03,002
‫من باید برم ولی امشب خوبه
فقط باید اول از مامانم اجازه بگیرم

195
00:12:05,713 --> 00:12:07,613
‫خیلی‌خب ، این اتاق نشیمن‌ـه

196
00:12:07,773 --> 00:12:09,744
‫بریم یه نگاهی به آشپزخونه بندازیم

197
00:12:10,674 --> 00:12:13,588
‫قبول کن . این خونه
نورگیرتر از خونه خودمون‌ـه

198
00:12:14,010 --> 00:12:15,960
‫آره . خب ، نور اونقدرها هم مهم نیست

199
00:12:15,985 --> 00:12:17,392
‫از اینطرف

200
00:12:20,174 --> 00:12:22,595
‫این خونه فقط 3تا اتاق خواب داره

201
00:12:22,629 --> 00:12:24,844
...پس اگه مشکلی هست -
‫- نه ، نه . اشکالی نداره

202
00:12:24,869 --> 00:12:27,107
‫پسرها می‌تونن تو یه اتاق باشن ، نه؟

203
00:12:27,132 --> 00:12:29,869
‫«رندال» ، تو که پاییز می‌خوای بری ‫دانشگاه

204
00:12:29,903 --> 00:12:33,908
‫و «کِیت» ، به امید خدا ‫همین روزها
بِرکلی» هم تو رو قبول می‌کنه»

205
00:12:34,588 --> 00:12:36,408
‫منم که همینجا می‌مونم

206
00:12:38,700 --> 00:12:39,908
‫منم همینطور

207
00:12:41,951 --> 00:12:43,353
‫منظورت چیه؟

208
00:12:49,162 --> 00:12:53,156
‫نواری که ازم خواسته بودن رو نفرستادم
برای مصاحبه دومم

209
00:12:57,041 --> 00:12:58,461
مطمئنم هنوز برای -
‫- نه

210
00:12:58,486 --> 00:13:00,131
‫- بهار می‌تونی اقدام کنی
‫- دیگه نمی‌خوام

211
00:13:00,494 --> 00:13:03,736
...ولی اگه توضیح بدی -
رندال» گفت نمی‌خواد ، خب؟» -

212
00:13:13,017 --> 00:13:17,250
‫حیاط پشتی رو دیدین؟
‫پیکنیکی‌ـه برای خودش

213
00:13:17,510 --> 00:13:19,185
‫باید قشنگ باشه

214
00:13:19,219 --> 00:13:21,287
‫- از اینطرف . دنبالم بیاین
‫- باشه

215
00:13:27,291 --> 00:13:29,124
‫خب ، خوش گذشت

216
00:13:29,353 --> 00:13:30,580
‫«کِوین»

217
00:13:33,023 --> 00:13:35,157
‫«کِوین»...«کِوین» ، الان مستی؟

218
00:13:35,182 --> 00:13:36,486
‫خوبم

219
00:13:57,947 --> 00:14:00,861
‫خیلی‌خب ، کلاه کوچیک «مگان مارکل»؟

220
00:14:01,010 --> 00:14:02,344
‫یا بدون کلاه کوچیک؟

221
00:14:02,369 --> 00:14:04,227
‫- نمیدونم
‫- از کلاهه خوشم میاد

222
00:14:04,252 --> 00:14:05,898
‫- جدّی؟
‫- آره . قشنگ‌ـه

223
00:14:05,933 --> 00:14:09,211
نگاش کن

224
00:14:09,236 --> 00:14:12,634
«ایتالیایی‌ـه . دوخت «پَسِدینا

225
00:14:12,659 --> 00:14:13,978
‫خیلی خوشگل‌ـه

226
00:14:14,003 --> 00:14:15,971
‫نه ، نه ، نه بانوی من
‫اگه خوشگل می‌خواین

227
00:14:15,996 --> 00:14:20,041
‫بذارین بهتون معرفی کنم
«میگِل ریواس»

228
00:14:23,908 --> 00:14:25,877
‫بچه‌ها ، باید بریم
‫ماشین رو بنزین زدم

229
00:14:25,902 --> 00:14:28,939
‫یه خوراکی بگیرم برای جاده
‫بعدش می‌تونیم بریم ، خب؟

230
00:14:29,064 --> 00:14:31,908
‫کرم کارامل خیلی دوست دارم

231
00:14:31,933 --> 00:14:34,451
‫- فقط هم 80 کالری داره
‫- نه . حقیقتش نمیشه

232
00:14:35,123 --> 00:14:37,330
‫- مال «کِیت»‌ـه
...نمی‌تونم -

233
00:14:43,197 --> 00:14:44,950
‫من معتاد هروئینم

234
00:15:18,868 --> 00:15:23,372
‫میدونم سروصداش خیلی زیاده
‫خیلی گرم‌ـه . گریه‌اش بند نمیاد

235
00:15:23,868 --> 00:15:25,459
‫خواستم بپرسم شام دارین یا نه

236
00:15:27,021 --> 00:15:30,857
‫آخه خودم خیلی زیاد درست کردم
‫و ممنون میشم اگه کمکم کنی

237
00:15:41,154 --> 00:15:43,733
‫گفتم زیاد درست کردم
‫نگفتم خوب درست کردم

238
00:15:44,154 --> 00:15:47,249
بد نیست -
خوب هم نیست -

239
00:15:47,826 --> 00:15:50,389
‫کلاً دستپختم تعریفی نداره

240
00:15:53,428 --> 00:15:55,920
‫«چی‌چی» اسم قشنگی‌ـه

241
00:15:56,068 --> 00:15:58,654
‫ایبویی‌ـه . من نیجریه‌ای هستم

242
00:16:00,498 --> 00:16:02,139
‫پس فقط خودتون 2تا هستین؟

243
00:16:06,423 --> 00:16:07,881
‫من شوهر داشتم

244
00:16:09,789 --> 00:16:11,514
‫تو سن خیلی پایین ازدواج کردم

245
00:16:12,409 --> 00:16:16,201
«من و شوهرم «اموکا
‫وقتی 9 سالم بود همدیگر رو دیدیم

246
00:16:19,998 --> 00:16:21,811
‫میومد خونه‌مون

247
00:16:21,836 --> 00:16:25,709
‫و مادرم اجازه میداد باهم
‫فیلم رزمی نگاه کنیم

248
00:16:25,734 --> 00:16:27,740
‫و «واکر تگزاس رِنجِر»

249
00:16:31,311 --> 00:16:34,201
...وقتی هم تو لاتاری ویزا برنده شدیم

250
00:16:35,303 --> 00:16:40,264
«میدونستیم که باید بریم «تگزاس
‫از نزدیک کابوی‌ها رو ببینیم

251
00:16:43,165 --> 00:16:45,303
‫امکا قبل از مسافرت مُرد

252
00:16:48,209 --> 00:16:49,857
‫من تصمیم گرفتم بیام

253
00:16:51,472 --> 00:16:53,365
«ولی نه «تگزاس

254
00:16:54,668 --> 00:16:57,717
‫بدون اون نمی‌شد

255
00:17:04,092 --> 00:17:06,732
...گروه «معتادهای پاک‌شده» من دارن یه

256
00:17:07,123 --> 00:17:10,482
‫جشن می‌گیرن برای 5 سال
پاک و هوشیار بودن من

257
00:17:10,514 --> 00:17:12,459
‫پنجم تو مرکز اجتماعات برگزار میشه

258
00:17:12,484 --> 00:17:14,248
‫خیلی از اهالی ساختمون میان

259
00:17:14,648 --> 00:17:15,803
‫آدمای خوبی‌ـن

260
00:17:16,730 --> 00:17:18,475
‫خیلیاشون با بچه‌های کوچیک‌شون میاد

261
00:17:20,377 --> 00:17:21,842
‫قدمت روی چشم‌مون‌ـه

262
00:17:26,287 --> 00:17:27,737
‫ممنون

263
00:17:28,563 --> 00:17:30,012
‫ولی لازم نیست

264
00:17:38,239 --> 00:17:39,693
‫می‌خوای بغلش کنی؟

265
00:17:42,757 --> 00:17:43,959
‫مطمئنی؟

266
00:17:51,756 --> 00:17:53,576
‫خیلی تمرین نداشتم

267
00:17:58,563 --> 00:17:59,928
‫سلام عزیزکم

268
00:17:59,984 --> 00:18:02,287
‫«اسکای» ، با «ویلیام» آشنا شو

269
00:18:02,383 --> 00:18:04,748
‫سلام «اسکای» ، آره

270
00:18:06,045 --> 00:18:07,389
‫آره

271
00:18:08,459 --> 00:18:10,053
‫ذاتاً بچه‌داری بلدی

272
00:18:12,432 --> 00:18:13,873
‫سلام «اسکای»

273
00:18:14,545 --> 00:18:15,826
‫سلام

274
00:18:16,537 --> 00:18:19,295
سلام ، اوضاع چطوره؟ -
<i>غرق کارم -</i>

275
00:18:19,320 --> 00:18:22,821
شاید مجبور بشم مستقیم بیام اونجا -
<i>اشکال نداره . نگرانش نباش -</i>

276
00:18:23,068 --> 00:18:26,654
‫من «دِژا» رو بردم اونجا که
‫با «اسکای» بگرده

277
00:18:27,506 --> 00:18:28,928
‫اونجا مثل زباله‌دونی می‌مونه

278
00:18:28,953 --> 00:18:31,396
‫جدّی؟ یعنی می‌خوای بخریش؟

279
00:18:33,600 --> 00:18:35,107
<i>‫ولی رفتم شهرداری</i>

280
00:18:35,132 --> 00:18:37,850
<i>‫می‌خواستم با عضو انجمن حرف بزنم
درباره مرمت اونجا</i>

281
00:18:38,138 --> 00:18:40,239
‫ظاهراً داداش‌مون می‌خواد
موهاش رو کوتاه کنه

282
00:18:40,328 --> 00:18:42,997
<i>...پس تو هم -</i>
‫- دارم میرم آرایشگاهش

283
00:18:43,022 --> 00:18:44,186
‫باریکلا داری

284
00:18:44,211 --> 00:18:46,975
<i>‫عزیزم ، من باید کارهام رو تموم کنم
کلی کار ریخته سرم</i>

285
00:18:47,000 --> 00:18:48,533
‫خیلی‌خب ، شب می‌بینمت

286
00:18:56,732 --> 00:18:58,693
<i>‫می‌تونی برای سس «پِستو» ریحون بکاری</i>

287
00:19:01,960 --> 00:19:03,803
‫تو کِی تو عمرت «پِستو» خوردی؟

288
00:19:13,404 --> 00:19:14,699
‫الان کجایی؟

289
00:19:15,537 --> 00:19:16,829
‫چی؟

290
00:19:17,949 --> 00:19:19,152
‫ببخشید عزیزم

291
00:19:19,976 --> 00:19:21,183
‫همینجام

292
00:19:23,750 --> 00:19:25,417
‫خب ، نظرت راجبه اینجا چیه؟

293
00:19:26,113 --> 00:19:27,535
‫متوجه شدی «کِیت» زیاد غذا می‌خوره؟

294
00:19:28,511 --> 00:19:29,518
‫«رندال»

295
00:19:29,543 --> 00:19:31,199
‫میدونی ، «کِوین» هم
‫نصف روز رو مست‌ـه

296
00:19:32,551 --> 00:19:33,894
‫ولی انگار برات مهم نیست

297
00:19:35,129 --> 00:19:36,394
‫برام مهم‌ـه

298
00:19:37,756 --> 00:19:39,840
‫هر کاری از دستم برمیاد دارم انجام میدم

299
00:19:40,152 --> 00:19:41,285
‫جفت‌شون عزادارن

300
00:19:41,310 --> 00:19:43,004
‫- می‌خوای من چی‌کار کنم؟
‫- نمیدونم

301
00:19:44,761 --> 00:19:47,262
‫هر کاری . تو دروغ گفتی

302
00:19:47,379 --> 00:19:49,666
‫گفتی که همه چیز رو مدیریت می‌کنی

303
00:19:49,691 --> 00:19:52,449
‫گفتی اوضاع‌مون خوب میشه
‫گفتی خودت حواست هست

304
00:19:52,585 --> 00:19:53,879
‫ولی دروغ بود

305
00:20:00,965 --> 00:20:02,160
‫آره

306
00:20:02,185 --> 00:20:04,186
‫داره دیر میشه . به نظرم باید بریم

307
00:20:22,136 --> 00:20:25,754
‫میدونی ، دوست‌مون «کارول» ‫یه دختر داره
که لقاح مصنوعی انجام داده

308
00:20:25,779 --> 00:20:27,097
‫- آره
‫- یادته؟

309
00:20:27,122 --> 00:20:29,847
‫اون دوقلوی بامزه‌ـش
‫با اسمای عجیب و غریب‌شون

310
00:20:29,872 --> 00:20:31,840
‫- اسم‌شون چی بود؟
«الوئیز» و «پلازا» -

311
00:20:31,865 --> 00:20:33,121
‫آره

312
00:20:33,146 --> 00:20:35,113
‫اسماشون افتضاح‌ـه . آره

313
00:20:38,386 --> 00:20:39,504
مامان

314
00:20:39,529 --> 00:20:41,988
‫- چیه؟
‫- چی؟ هیچی بابا

315
00:20:42,418 --> 00:20:43,871
«هیچی «کفشدوزک

316
00:20:44,809 --> 00:20:46,855
‫دقیقاً می‌خواستم از این جو پرهیز کنم

317
00:20:49,556 --> 00:20:50,785
‫بگو دیگه

318
00:20:54,222 --> 00:20:58,894
‫«کِیت» ، شما واقعاً تمام
خطراتش رو در نظر گرفتین؟

319
00:20:58,919 --> 00:21:01,847
میشه درباره‌اش حرف نزنیم؟ -
مطمئنم تحقیق کردن -

320
00:21:01,872 --> 00:21:05,072
«چون وقتی به دوستم «کارول
‫کمک کردم خیلی چیزها یاد گرفتم

321
00:21:05,097 --> 00:21:10,519
‫و میدونم که جراحی بازیابی تخمک
...عمل خطرناکی‌ـه برای کسی

322
00:21:11,918 --> 00:21:15,683
‫کسی با وزن تو «کِیت»

323
00:21:37,781 --> 00:21:40,749
«ببخشید جناب «براون
‫می‌تونم دو کلمه باهاتون حرف بزنم؟

324
00:21:42,132 --> 00:21:43,296
‫دو کلمه؟

325
00:21:43,421 --> 00:21:45,429
‫شما می‌تونی یه پاراگراف حرف بزنی

326
00:21:45,499 --> 00:21:46,858
‫اسم من «رندال پیرسون»‌ـه

327
00:21:46,883 --> 00:21:48,718
‫ساختمون نبش خیابون
اولنی» و سوم مال منه»

328
00:21:48,843 --> 00:21:50,483
‫اون بزرگِ که کنار خشکشویی‌ـه

329
00:21:50,967 --> 00:21:53,201
‫خوبه که یه صاحبخونه سیاه‌پوست
تو شهر داریم

330
00:21:53,236 --> 00:21:54,608
‫زیاد پیدا نمیشه

331
00:21:55,921 --> 00:21:57,436
سال براون» هستم»

332
00:21:57,561 --> 00:21:59,358
‫- ناحیه 12
‫- خوشبختم

333
00:21:59,383 --> 00:22:00,569
‫باعث افتخاره

334
00:22:00,594 --> 00:22:02,921
‫پدرم چندین سال تو
‫اون ساختمون زندگی کرده

335
00:22:03,141 --> 00:22:05,202
‫وقتی فوت کرد من و زنم

336
00:22:05,227 --> 00:22:06,828
‫تصمیم گرفتیم با هزینه شخصی
‫اونجا رو مرمت کنیم

337
00:22:06,855 --> 00:22:09,679
‫باریکلا . بیا بشین

338
00:22:09,827 --> 00:22:11,210
‫- راحت باش
‫- ممنون

339
00:22:13,491 --> 00:22:15,272
‫خب ، حرفت چیه آقای «پیرسون»؟

340
00:22:16,366 --> 00:22:19,397
‫راستش درمورد مرکز تفریحی
‫خیابون پنجم خدمت رسیدم

341
00:22:20,004 --> 00:22:21,421
‫وضعش خیلی خراب‌ـه

342
00:22:21,913 --> 00:22:24,179
‫در حدی که سوراخ تو دیوار پیدا میشه
‫خسارت‌های آب

343
00:22:24,204 --> 00:22:26,826
‫چراغ‌های خیابون یا شکستن یا گم شدن

344
00:22:26,851 --> 00:22:29,311
‫آره . اونجا مثل قبل نیست

345
00:22:30,703 --> 00:22:31,890
‫خیلی اذیتم می‌کنه

346
00:22:32,970 --> 00:22:34,470
‫خودت کجای شهر زندگی می‌کنی؟

347
00:22:34,577 --> 00:22:36,046
‫من تو «نیوجرسی» زندگی می‌کنم

348
00:22:36,108 --> 00:22:38,910
‫- تو حومه
‫- آفرین

349
00:22:41,296 --> 00:22:42,811
‫من تو «فیلی جنوبی» بزرگ شدم

350
00:22:43,245 --> 00:22:45,880
‫خودم هم اون‌موقع زمان زیادی
‫رو تو مرکز تفریحی می‌گذروندم

351
00:22:46,140 --> 00:22:47,436
‫مرکز تفریحی «ری»

352
00:22:47,461 --> 00:22:49,421
‫- اسمش به گوش‌ـت خورده؟
‫- نه متأسفانه

353
00:22:49,446 --> 00:22:52,248
‫بقالی روبروش مال بابام بود

354
00:22:52,780 --> 00:22:55,147
‫فکر کنم دبیرستانی بودم

355
00:22:55,280 --> 00:22:56,944
‫وقتی که تو اون مرکز تیراندازی شد

356
00:22:57,351 --> 00:23:00,186
‫شهردار سعی کرد اونجا رو ببنده
‫ولی بابام قبول نمی‌کرد

357
00:23:00,432 --> 00:23:03,671
‫همیشه می‌گفت : «پسر جان
‫اگه حاضر نباشی برای چیزی بجنگی

358
00:23:03,696 --> 00:23:05,116
‫ارزش داشتن رو نداره»

359
00:23:05,792 --> 00:23:08,054
‫همه رو تو محل

360
00:23:08,301 --> 00:23:10,636
‫با خودش همصدا کرد که
ری» رو باز نگه داره»

361
00:23:11,897 --> 00:23:13,991
‫به‌نظر میاد پدرتون مرد قابلی بوده

362
00:23:14,944 --> 00:23:18,288
‫بود . واقعاً بود

363
00:23:21,796 --> 00:23:25,890
‫پارسال خودم طرح بستن
اون مرکز رو به رأی‌گیری گذاشتم

364
00:23:26,983 --> 00:23:31,520
‫بناش سالم نبود . خطرناک شده بود

365
00:23:32,383 --> 00:23:37,480
‫تو موقعیت من که باشی آقای «پیرسون»
‫باید تصمیماتی بگیری که ‫دوست نداری

366
00:23:38,147 --> 00:23:39,741
‫طعنه‌‌آمیزه ، مگه نه؟

367
00:23:40,085 --> 00:23:44,226
‫من وارد سیاست شدم که مردی رو سربلند کنم
که الان اگه بود بارها ازم ناامید می‌شد

368
00:23:48,486 --> 00:23:49,749
‫من فرزنده‌خونده‌ام

369
00:23:50,257 --> 00:23:52,819
‫پدری که من رو به فرزندی گرفت هم فوت کرده

370
00:23:54,101 --> 00:23:58,132
‫پس من 2تا پدر فوت‌شده دارم ‫که
دائماً می‌خوام باعث افتخارشون بشم

371
00:24:00,930 --> 00:24:02,233
‫یه چیزی بگم بهت

372
00:24:03,020 --> 00:24:05,397
‫امروز یه گروه مرمت می‌فرستم اونجا

373
00:24:05,947 --> 00:24:07,405
‫میرم اونجا که مطمئن بشم

374
00:24:07,430 --> 00:24:09,155
‫بهت قول میدم برادر

375
00:24:09,624 --> 00:24:10,921
‫خیلی ممنونم جناب

376
00:24:10,946 --> 00:24:12,226
‫- باعث افتخارم‌ـه پسرجان
‫- سپاس

377
00:24:12,251 --> 00:24:13,483
‫ممنون قربان

378
00:24:19,525 --> 00:24:22,147
‫سلام ، خیلی‌خب...ایول

379
00:25:12,786 --> 00:25:14,512
‫«کِوین پیرسون» ، خودت رو آماده کن

380
00:25:14,537 --> 00:25:16,270
‫- واقعاً؟
‫- خیلی‌خب ، نه . ایناهاش

381
00:25:16,295 --> 00:25:19,942
: پیداش کردم
پزشکان در استرالیا برای زنانی که»

382
00:25:19,967 --> 00:25:22,395
‫وزن‌شان از حدی بالاتر باشد
‫این جراحی را انجام نمیدهند»

383
00:25:22,450 --> 00:25:24,685
‫- یعنی انقدر خطرناک‌ـه
‫- سلام دوستان

384
00:25:24,773 --> 00:25:26,504
‫- سلام عزیزم
‫- سلام

385
00:25:26,631 --> 00:25:28,161
‫خیلی بهت افتخار می‌کنم

386
00:25:28,617 --> 00:25:29,786
‫خیلی برای امشب هیجان‌زده‌ام

387
00:25:29,811 --> 00:25:32,512
‫آره ، نه . مشخص‌ـه
‫قضیه چیه؟

388
00:25:32,537 --> 00:25:34,801
‫«کِیت» و «توبی» می‌خوان
لقاح مصنوعی انجام بدن

389
00:25:34,840 --> 00:25:37,356
‫و مادرت همه چیز رو درباره
لقاح مصنوعی میدونه

390
00:25:37,381 --> 00:25:39,270
‫به‌خاطر «الوئیز» و «پلازا»؟

391
00:25:39,667 --> 00:25:41,848
‫- همون کتاب‌ـه؟
‫- نه

392
00:25:41,873 --> 00:25:43,770
‫«کِیت» ، حرف من اینه

393
00:25:43,795 --> 00:25:46,840
‫چرا باید این ریسک رو بکنی وقتی
کلی راه دیگه برای بچه‌دار شدن داری؟

394
00:25:46,865 --> 00:25:48,317
‫چون می‌خوام

395
00:25:50,153 --> 00:25:51,442
‫چون می‌خوام

396
00:25:51,551 --> 00:25:53,934
‫چون می‌خوام تو صورتش نگاه کنم

397
00:25:53,959 --> 00:25:55,950
‫و می‌خوام...می‌خوام «توبی» رو ببینم

398
00:25:56,684 --> 00:25:58,856
...می‌خوام خودم رو ببینم . می‌خوام

399
00:25:59,571 --> 00:26:00,942
‫می‌خوام بابا رو ببینم

400
00:26:03,489 --> 00:26:06,551
‫و تو خونواده فقط منم که می‌تونه
بخشی از وجود بابا رو انتقال بده

401
00:26:09,075 --> 00:26:11,043
‫- پس من چی؟
‫- باشه «کِوین»

402
00:26:11,068 --> 00:26:12,973
‫باشه «کِوین»؟ الان این یعنی چی؟

403
00:26:13,200 --> 00:26:15,293
‫- جدّی نمیگی که
‫- نه ، نه . ظاهراً

404
00:26:15,318 --> 00:26:17,153
هیچ‌وقت درباره هیچی جدّی نیستم

405
00:26:17,178 --> 00:26:19,846
‫- عالیه واقعاً
‫- خیلی‌خب ، بسه . بسه . بسه

406
00:26:19,871 --> 00:26:22,901
‫و «کِیت» ، البته که یه بچه
‫همه‌مون رو خوشحال می‌کنه

407
00:26:22,926 --> 00:26:24,707
...ولی من -
‫- چرا ولی میاری؟

408
00:26:24,732 --> 00:26:27,168
‫چطوره بعد از «خوشحال می‌کنه»
‫دیگه چیزی نگی؟

409
00:26:27,193 --> 00:26:28,778
‫فقط فکر می‌کنم بی‌مسئولیتی‌ـه

410
00:26:28,840 --> 00:26:30,301
‫- به‌خاطر وزنم
‫- نه

411
00:26:30,326 --> 00:26:31,817
‫آره . قبلاً منظورت رو واضح رسوندی

412
00:26:31,842 --> 00:26:33,653
‫نه . «کِیت» ، دیگه داری
حرف میذاری تو دهنم

413
00:26:33,678 --> 00:26:35,512
‫باشه . تو 20 سال گذشته

414
00:26:35,935 --> 00:26:39,293
‫تمام نظراتی که درباره وزنم داشتی
رو قورت دادی

415
00:26:39,342 --> 00:26:41,481
ولی حالا پیش‌ـش می‌کشی

416
00:26:41,506 --> 00:26:43,465
چون چیزیه که من می‌خوام؟ -
‫- «کِیت»

417
00:26:43,490 --> 00:26:44,857
‫چه حدی رو رعایت کنم؟

418
00:26:45,411 --> 00:26:49,442
...کی باید نظر بدم «کِیت» چون -
خفه‌شین . همگی خفه‌شین -

419
00:26:55,276 --> 00:26:58,371
«الان مسئله تو نیستی «ربکا
به هیچ‌کدوم‌تون ربطی نداره

420
00:26:58,396 --> 00:27:00,004
‫مربوط به من و «کِیت»‌ـه

421
00:27:02,878 --> 00:27:05,528
‫خب؟ ما یه بچه از دست دادیم
و حالا می‌خوایم یه خانواده درست کنیم

422
00:27:05,553 --> 00:27:07,856
‫و یه‌کم کمک لازم داشتیم
‫چون تخمک‌های بدی داریم

423
00:27:07,881 --> 00:27:10,254
‫و ظاهراً منم اسپرم افتضاحی دارم

424
00:27:10,571 --> 00:27:14,403
‫همه هم کارشناس شدن
دارن از خطرناک بودنش برامون میگن

425
00:27:14,510 --> 00:27:17,075
‫و میدونیم که احتمالاً جواب هم نمیده

426
00:27:17,100 --> 00:27:22,067
‫پس لطفاً توروخدا ‫این نظرات
مزخرف رو از ما دریغ کنین

427
00:27:25,645 --> 00:27:26,793
‫«توبی»

428
00:27:26,818 --> 00:27:28,981
...ببخشید . من میرم

429
00:27:29,155 --> 00:27:30,575
‫میرم یه‌کم ذهنم آروم بشه

430
00:27:30,664 --> 00:27:32,371
‫تو مراسم اکران می‌بینم‌تون

431
00:27:48,274 --> 00:27:50,475
5 ، 6 ، 7 ، 8

432
00:27:55,399 --> 00:27:57,475
<i>‫سلام ، اسم من «ویلیام»ـه
‫و یه معتاد هستم</i>

433
00:27:57,641 --> 00:27:59,087
<i>«سلام «ویلیام</i>

434
00:27:59,543 --> 00:28:03,782
‫5 سال و 1 دقیقه‌ست که پاک هستم

435
00:28:05,946 --> 00:28:07,743
‫عجیب‌ـه جشن گرفتنش ، نه؟

436
00:28:08,575 --> 00:28:11,344
‫یه‌جورایی از روز تولدم برام خاص‌ترـه

437
00:28:12,766 --> 00:28:16,661
‫30 سال پیش مصرف رو شروع کردم
‫همون‌موقع که مادرم رو از دست دادم

438
00:28:17,188 --> 00:28:19,360
‫تنها خانواده‌ای که تو عمرم داشتم

439
00:28:26,188 --> 00:28:30,235
‫بعد رفتم 2-1تا بلوک اونورتر
و همه چیز عوض شد

440
00:28:31,180 --> 00:28:33,960
‫با «سم» آشنا شدم که راننده بود

441
00:28:33,985 --> 00:28:36,448
‫و وقتی کرایه‌ام رو نداشتم بدم
‫سرم غر نزد

442
00:28:36,977 --> 00:28:42,196
‫و «برنادت» که این معتاد پیر رو
تو شطرنج ‫برد و واسه جایزه‌اش

443
00:28:42,221 --> 00:28:44,489
‫ازم خواست به‌عنوان همراهش
‫برم به جلسه دردُدل معتادها

444
00:28:46,509 --> 00:28:50,430
‫و دیشب ‫یه زن نیجریه‌ای
به نام «چی‌چی» رو دیدم

445
00:28:54,259 --> 00:28:56,345
<i>‫اجازه داد بچه‌ی زیباش رو بغل کنم</i>

446
00:28:56,876 --> 00:28:58,579
<i>‫و بهم گفت ذاتاً بچه‌داری بلدی</i>

447
00:28:58,683 --> 00:29:01,351
<i>‫و وقتی این رو گفت انگار دوباره متولد شدم</i>

448
00:29:02,847 --> 00:29:04,602
...وقتی این هدیه رو بهم داد

449
00:29:14,475 --> 00:29:16,109
<i>‫اجتماع</i>

450
00:29:17,368 --> 00:29:19,259
<i>‫به خودی خود کلمه عجیبی‌ـه</i>

451
00:29:19,954 --> 00:29:21,826
‫به گرمی کلمه «خانواده» نیست

452
00:29:21,861 --> 00:29:26,251
‫ولی بعضیا کسانی مثل من
<i>ما خانواده نداریم</i>

453
00:29:27,438 --> 00:29:31,680
<i>‫ولی اشکال نداره
‫چون همدیگر رو داریم</i>

454
00:29:32,448 --> 00:29:34,032
<i>‫اینجا رو داریم</i>

455
00:29:35,074 --> 00:29:36,608
<i>‫و این چیز بی‌ارزشی نیست</i>

456
00:29:39,255 --> 00:29:41,516
<i>‫اصلاً چیز بی‌ارزشی نیست</i>

457
00:29:48,657 --> 00:29:49,993
«من میرم خونه خانم «ایوِت

458
00:29:50,857 --> 00:29:52,291
‫باشه عزیزم

459
00:29:55,995 --> 00:29:57,626
‫هی مامان

460
00:29:58,460 --> 00:30:00,805
‫معذرت می‌خوام

461
00:30:01,907 --> 00:30:03,320
‫- به‌خاطر حرفام
‫- نه . نه

462
00:30:03,345 --> 00:30:06,037
‫نه . لازم نیست عذرخواهی کنی
‫نباید عذرخواهی کنی

463
00:30:07,679 --> 00:30:09,266
‫- باشه
‫- «رندال»

464
00:30:14,634 --> 00:30:17,849
‫«رندال» ، من هر روز صبح
جون می‌کنم که از تخت بیام بیرون

465
00:30:21,345 --> 00:30:23,788
‫تمام انرژیم رو می‌گیره

466
00:30:23,823 --> 00:30:25,962
‫و بعد دیگه برای ادامه روز
‫هیچ انرژی ندارم

467
00:30:25,987 --> 00:30:27,373
‫هیچی

468
00:30:33,790 --> 00:30:35,934
‫و میدونم که حق شماها این نیست

469
00:30:35,968 --> 00:30:39,126
...ولی نمی‌تونم

470
00:30:40,480 --> 00:30:41,970
‫جلوش رو بگیرم

471
00:30:48,212 --> 00:30:54,371
‫میدونستی چند ماه قبل آتش‌سوزی
بابات من رو برده بود که یه خونه جدید ببینیم؟

472
00:30:58,126 --> 00:31:00,102
«بیا دیگه «بِک
‫نگاه کردنش چه ضرری داره؟

473
00:31:00,127 --> 00:31:02,305
‫آره . این رو قبلاً هم شنیدم

474
00:31:03,963 --> 00:31:06,998
بعضی‌وقت‌ها به این فکر می‌کنم
‫که الان همه چیز خوب بود

475
00:31:07,032 --> 00:31:08,545
‫اگه اون خونه رو خریده بودیم

476
00:31:08,634 --> 00:31:12,040
‫اینجا نورگیرش ‫خیلی از
خونه خودمون بهتره ، نه؟

477
00:31:12,851 --> 00:31:14,774
‫آره . خب ، نور اونقدرها هم مهم نیست

478
00:31:16,542 --> 00:31:18,032
<i>‫می‌تونی هر چی دلت می‌خواد بکاری</i>

479
00:31:18,057 --> 00:31:22,561
...گوجه ، سبزی معطر ، شاید یه‌کم
«شاید یه‌کم ریحون برای سس «پِستو

480
00:31:22,836 --> 00:31:25,071
‫آخه تو عمرت کِی «پِستو» خوردی؟

481
00:31:32,858 --> 00:31:34,110
‫باشه . برو

482
00:31:34,814 --> 00:31:37,816
‫با دوستات خوش بگذره آقای دانشجو

483
00:31:39,846 --> 00:31:41,413
‫برو

484
00:31:53,227 --> 00:31:56,781
‫خیلی‌خب ، حالا دیدیم . میشه بریم؟

485
00:31:56,970 --> 00:31:58,850
...نمی‌خوای بالا رو -
‫- نمی‌خوام

486
00:31:59,227 --> 00:32:04,555
‫ببخشید . میدونم دارم ضدحال میزنم
«ولی آخه خونه‌مون رو دوست دارم «جک

487
00:32:04,774 --> 00:32:07,001
‫حتی اگه قدیمی و کوچیک باشه

488
00:32:07,026 --> 00:32:08,579
‫و نورگیرش کافی نباشه

489
00:32:08,604 --> 00:32:10,361
‫و جای ریحون کاشتن هم نداشته باشه

490
00:32:10,396 --> 00:32:13,384
‫بازم...بازم خونه‌مون‌ـه

491
00:32:14,415 --> 00:32:16,696
‫خیلی‌خب پس یعنی تا ابد همونجا بمونیم؟

492
00:32:17,923 --> 00:32:19,337
‫به نظر من که خیلی هم خوبه

493
00:32:20,727 --> 00:32:23,671
‫منم همینطور . آره
‫فقط می‌خواستم از زبون تو بشنوم

494
00:32:31,832 --> 00:32:33,306
‫مطمئنی نمی‌خوای برسونمت؟

495
00:32:33,330 --> 00:32:36,126
بلیط اتوبوس گرفتم
‫می‌خوام پولم هدر نره

496
00:32:38,439 --> 00:32:39,587
‫نور رو درست کردم

497
00:32:40,057 --> 00:32:41,196
‫می‌بینم

498
00:32:44,915 --> 00:32:46,934
‫یکی درست شده
‫8هزارتا دیگه مونده

499
00:32:46,959 --> 00:32:48,459
‫دست از سر یارو برنمیدارم

500
00:32:48,759 --> 00:32:50,479
‫لیاقت ما بیشتر از ایناست

501
00:32:53,110 --> 00:32:54,812
‫من درکت نمی‌کنم «رندال»

502
00:32:54,837 --> 00:32:57,695
‫- منظورت چیه؟
‫- من پدرت رو دوست داشتم

503
00:32:57,720 --> 00:33:00,767
‫مرد خوبی بود . ما خانواده‌اش بودیم
‫اون یکی از ما بود

504
00:33:02,048 --> 00:33:04,501
‫بهت که نگاه می‌کنم «رندال»
خدای من

505
00:33:05,321 --> 00:33:09,317
‫خیلی عادت‌های اون رو
به وضوح تو وجودت می‌بینم

506
00:33:09,899 --> 00:33:12,618
‫خوشحالم می‌کنه . باعث میشه
‫یه قسمتی از وجود دوستم رو پس بگیرم

507
00:33:14,993 --> 00:33:16,603
‫ولی ما «ما» نیستیم

508
00:33:17,431 --> 00:33:19,227
‫تو از ما نیستی

509
00:33:20,501 --> 00:33:22,845
‫دخترت رو آوردی اینجا که بازی کنه

510
00:33:23,642 --> 00:33:27,187
‫ولی جای اینکه بشینی و حرف بزنی
‫و بچه‌های اونجا رو بشناسی

511
00:33:27,212 --> 00:33:30,235
‫کل روز داشتی مشکلاتش رو میدیدی
و سعی کردی درست‌شون کنی

512
00:33:30,548 --> 00:33:32,368
‫فکر نکنم حتی خودتم بدونی دلیلش چیه

513
00:33:34,517 --> 00:33:36,111
‫ما رو مشکلات‌مون تعریف نمی‌کنن

514
00:33:36,782 --> 00:33:38,196
‫میدونم

515
00:33:44,132 --> 00:33:45,517
‫دیگه باید برم

516
00:33:46,533 --> 00:33:47,914
‫میدونم

517
00:33:55,064 --> 00:33:58,368
‫خیلی محشره

518
00:33:58,393 --> 00:34:00,168
‫«توبی» جواب تماسم رو نمیده

519
00:34:00,203 --> 00:34:02,921
‫- پیام‌هام هم همینطور
‫- امکان نداره یه اکران افتتاحیه رو از دست بده

520
00:34:02,946 --> 00:34:04,353
‫میاد . باور کن

521
00:34:06,290 --> 00:34:07,689
هی «کِو»؟ -
‫- بله

522
00:34:09,259 --> 00:34:10,645
‫واقعاً عذر می‌خوام اگه ناراحت‌ـت کردم

523
00:34:10,680 --> 00:34:14,032
‫نه ، نه . گوش کن . اشکالی نداره

524
00:34:14,071 --> 00:34:15,695
‫خب؟ خدایی فکر اینکه

525
00:34:15,720 --> 00:34:17,962
‫من بچه داشته باشم
‫حالم رو بد می‌کنه

526
00:34:18,228 --> 00:34:19,821
‫قضیه این نبود

527
00:34:22,526 --> 00:34:23,946
‫بابا هیچ‌وقت بازیگری من رو ندید

528
00:34:27,032 --> 00:34:29,439
<i>‫همیشه بیشتر از همه بهم سخت می‌گرفت</i>

529
00:34:29,603 --> 00:34:32,467
<i>‫و به نظرم به‌خاطر این بود
‫که اون تنها آدمی بود تو دنیا</i>

530
00:34:32,501 --> 00:34:34,095
‫که من رو جدّی می‌گرفت

531
00:34:35,837 --> 00:34:37,205
<i>‫و همیشه به این فکر می‌کردم</i>

532
00:34:37,240 --> 00:34:40,249
<i>‫اگه یکی یه فرصت بهم میداد
‫یه فرصت واقعی</i>

533
00:34:40,274 --> 00:34:41,851
<i>‫که مردی باشم که اون فکر می‌کرد می‌تونم باشم</i>

534
00:34:41,876 --> 00:34:45,095
<i>‫اگه می‌تونستم برم اونجا
...اگه می‌تونستم واقعاً برسم به اون نقطه</i>

535
00:34:55,962 --> 00:34:57,626
‫الانم که اینجاییم . میدونی؟

536
00:34:58,564 --> 00:35:02,501
‫تا 2 ساعت دیگه می‌فهمیم که آیا
لیاقت جدّی گرفته شدن رو دارم یا نه . درسته؟

537
00:35:04,704 --> 00:35:07,135
‫و حالا میرم با «ماریو لوپز» مصاحبه کنم

538
00:35:09,009 --> 00:35:12,867
‫آب دنیا داره تموم میشه
‫این یک بحران بشری بزرگ‌ـه

539
00:35:13,196 --> 00:35:14,992
<i>‫سلام رفیق ، من که چیزی جز</i>

540
00:35:15,017 --> 00:35:17,398
<i>«نظرات مثبت نمی‌شنوم «کِوین -
خوبه . خوشحالم -</i>

541
00:35:17,423 --> 00:35:19,062
<i>‫- جو خیلی مثبتی اینجا هست
‫- ممنون</i>

542
00:35:19,087 --> 00:35:20,849
<i>‫- باید هیجان‌زده باشی
‫- ممنون . بله . هیجان‌زده‌ام</i>

543
00:35:20,883 --> 00:35:23,390
<i>‫- کی امشب باهات اومده؟
‫- میدونی ، کل خانواده‌ام اومدن</i>

544
00:35:23,415 --> 00:35:24,734
<i>‫مخاطب خاص چی؟</i>

545
00:35:24,759 --> 00:35:27,188
<i>...من -
‫- نه؟</i>

546
00:35:27,223 --> 00:35:29,157
<i>تنها می‌پرم امشب . فقط خودمم -
‫- باشه . خیلی‌خب</i>

547
00:35:29,191 --> 00:35:30,759
<i>‫باید یه سوال ازت بپرسم</i>

548
00:35:30,793 --> 00:35:32,656
<i>‫می‌خوایم بدونیم چجوری انقدر جوون می‌مونی؟</i>

549
00:35:32,681 --> 00:35:34,162
<i>‫چون به‌نظر میاد همین الان می‌تونی</i>

550
00:35:34,196 --> 00:35:36,276
<i>‫برگردی سریال «نجات‌یافته توسط ناقوس»
‫شوخی نمی‌کنم</i>

551
00:35:38,204 --> 00:35:40,735
اینجایی پس . «میگِل» صندلی‌هامون رو پیدا کرده

552
00:35:41,376 --> 00:35:44,093
‫«توبی» هنوز نیومده
‫نمیدونم چش شده

553
00:35:44,118 --> 00:35:45,340
‫مطمئنم میاد

554
00:35:45,374 --> 00:35:48,609
‫نه . وقت تزریقم‌ـه و اون باید

555
00:35:48,634 --> 00:35:50,545
‫- بهم تزریق کنه
‫- منم مطمئنم میرسه

556
00:35:50,579 --> 00:35:53,047
‫ولی اگه به‌موقع تزریق نکنم
‫کل هورمون‌هام

557
00:35:53,072 --> 00:35:54,874
‫به‌هم میریزه . اوضاعم خیلی حساس‌ـه

558
00:35:54,899 --> 00:35:56,064
‫- باشه . «کِیت» ، «کِیت»
‫- یه اشتباه کوچیک

559
00:35:56,089 --> 00:35:57,706
‫- همه چیز رو خراب می‌کنه
‫- «کِیت»

560
00:35:59,143 --> 00:36:00,454
‫همراهت هست؟

561
00:36:06,024 --> 00:36:08,110
‫فقط حواست باشه جاش
‫رو تمیز نگه داری

562
00:36:08,135 --> 00:36:11,564
‫حواسم هست . بعدشم فقط
‫یه فشار بدم . درسته؟

563
00:36:17,338 --> 00:36:23,470
‫میدونی «کِیت» ، بعد از فوت پدرت
...یه دوره‌ای بود که نمیدونستم

564
00:36:24,539 --> 00:36:27,574
‫مطمئن نبودم که می‌تونم
‫دوباره به زندگی برگردم یا نه

565
00:36:27,599 --> 00:36:29,235
‫میدونی ، اینکه از پس‌ـش برمیام یا نه

566
00:36:36,536 --> 00:36:39,993
<i>‫پس فکر اینکه اتفاقی برای تو بیفته</i>

567
00:36:40,018 --> 00:36:44,251
<i>‫هر اتفاقی و هر چیزی که</i>
‫آسیب جدّی بهت بزنه

568
00:36:45,473 --> 00:36:48,734
‫فلجم می‌کنه

569
00:36:53,533 --> 00:36:56,728
‫وقتی بچه‌دار شدی می‌بینی

570
00:37:00,558 --> 00:37:02,407
‫11 کیلو اضافه کردم

571
00:37:09,040 --> 00:37:12,634
‫و باید بیشتر حواسم رو جمع می‌کردم
‫وقتی شروع کردی به چاق شدن

572
00:37:14,449 --> 00:37:15,899
‫تقریباً 18 سالم بود

573
00:37:18,607 --> 00:37:21,720
‫باید تصمیم‌های غذایی بهتری می‌گرفتم

574
00:37:25,681 --> 00:37:27,712
‫خب ، چند ماه خیلی بدی
‫رو پشت‌سر گذاشتیم

575
00:37:29,501 --> 00:37:30,970
‫خیلی به خودت سخت نگیر

576
00:37:47,936 --> 00:37:49,937
‫- شروع کنیم؟ باشه
‫- آره

577
00:37:52,505 --> 00:37:53,767
‫اینم از این

578
00:37:57,663 --> 00:37:59,735
همینجا؟ خیلی‌خب

579
00:38:00,831 --> 00:38:04,603
1 ، 2 ، 3

580
00:38:08,941 --> 00:38:11,360
خوبه؟

581
00:38:13,324 --> 00:38:15,149
‫- مرسی
‫- خواهش می‌کنم

582
00:38:16,756 --> 00:38:18,009
‫خیلی‌خب

583
00:38:23,745 --> 00:38:24,853
‫ممنون

584
00:38:31,900 --> 00:38:37,700
<font color="#808080">پروازم یکشنبه آینده ساعت 10 شب‌ـه "
ترمینال 4
" دیر نکنی . متنفرم از  منتظر بودن</font>

585
00:38:43,508 --> 00:38:45,868
<i>‫سلام</i>

586
00:39:04,026 --> 00:39:06,485
‫- سلام...سلام ، ببخشید
‫- عزیزم

587
00:39:06,510 --> 00:39:09,478
‫زیادی عصبی شدم
بعدشم زمان از دستم در رفت

588
00:39:09,950 --> 00:39:11,423
‫هنوز آمپولت رو نزدی؟

589
00:39:11,571 --> 00:39:12,868
‫مامانم زد

590
00:39:14,950 --> 00:39:16,931
‫- هی ، هی عزیزم؟
‫- بله . بله

591
00:39:16,956 --> 00:39:19,603
‫هیچ‌وقت ندیدم اینجوری از
‫کوره در بری . هیچ‌وقت

592
00:39:19,628 --> 00:39:21,431
‫جدیداً چت شده؟

593
00:39:22,431 --> 00:39:24,259
‫احتمالاً فقط مال خستگی‌ـه

594
00:39:25,001 --> 00:39:26,228
‫من خوبم

595
00:39:26,710 --> 00:39:28,644
‫خیلی‌خب ، بیا بریم بشینیم . باشه؟

596
00:39:34,027 --> 00:39:35,527
‫معذرت می‌خوام

597
00:39:38,844 --> 00:39:40,446
‫امروز کار چطور بود؟

598
00:39:41,003 --> 00:39:44,549
طرح رو پوکوندم و اومدم -
ماشالا -

599
00:39:44,574 --> 00:39:46,056
‫تو چی‌کار کردی؟

600
00:39:46,363 --> 00:39:49,071
‫پیچیده‌ست

601
00:39:49,729 --> 00:39:51,524
‫این چیزها همیشه برام پیچیده‌ست

602
00:39:52,120 --> 00:39:53,478
‫چیا؟

603
00:39:54,179 --> 00:39:55,603
‫موقعیتم

604
00:39:56,293 --> 00:39:58,142
‫برخوردم با آدمای مختلف

605
00:39:59,079 --> 00:40:01,735
‫یا دارم زیادی تلاش می‌کنم
‫یا به اندازه کافی تلاش نمی‌کنم

606
00:40:02,328 --> 00:40:03,915
‫هیچ‌وقت نمی‌تونم درست بفهمم

607
00:40:38,617 --> 00:40:42,735
‫سلام ، برای دفتر پذیرش پیام میدم

608
00:40:43,413 --> 00:40:46,017
‫من «رندال پیرسون» هستم
‫و فرمم رو قبلاً فرستادم

609
00:40:46,042 --> 00:40:47,603
«و گفتم که امسال پاییز میام «هاوارد

610
00:40:47,628 --> 00:40:49,610
‫ولی خواستم زنگ بزنم
...که بگم حقیقتش

611
00:40:50,595 --> 00:40:53,392
‫حقیقتش نمیام

612
00:40:53,417 --> 00:40:57,962
‫باید بمونم
‫باید به‌خاطر خانواده‌ام نزدیک خونه باشم

613
00:41:00,917 --> 00:41:02,587
‫ممنون که این فرصت رو در اختیارم گذاشتین

614
00:41:11,337 --> 00:41:12,860
‫سلام

615
00:41:12,885 --> 00:41:14,619
‫- داداش من روی پرده بزرگ سینما
‫- سلام

616
00:41:14,644 --> 00:41:15,711
‫لعنتی

617
00:41:15,906 --> 00:41:17,181
‫قراره فیلم گریه‌ام رو دربیاره؟

618
00:41:17,206 --> 00:41:19,251
‫خب ، تو واسه همه چیز گریه می‌کنی
‫پس آره احتمالاً

619
00:41:19,276 --> 00:41:21,392
‫از الان معلومه قراره شرشر گریه کنم

620
00:41:22,417 --> 00:41:23,398
‫چیا رو از دست دادم؟

621
00:41:23,423 --> 00:41:25,267
‫- امروز؟
‫- آره

622
00:41:25,292 --> 00:41:26,485
‫راستش خیلی چیزها

623
00:41:26,510 --> 00:41:28,209
‫«کِیت» و «توبی» می‌خوان
لقاح مصنوعی انجام بدن

624
00:41:28,273 --> 00:41:29,431
‫- جدّی؟
‫- آره

625
00:41:29,456 --> 00:41:31,298
‫- آفرین
‫- فکر کنم . آره

626
00:41:31,323 --> 00:41:32,923
‫ولی مامان یه‌کم از کوره در رفت

627
00:41:32,962 --> 00:41:34,501
‫میدونی ، واسه همین «کِیت» ناراحت شد

628
00:41:34,526 --> 00:41:36,165
‫می‌گفت : «من تنها کسی هستم که
می‌تونه بخشی از وجود بابا

629
00:41:36,190 --> 00:41:38,449
«رو انتقال بده
که منم با این حرفش ناراحت شدم

630
00:41:38,474 --> 00:41:40,774
‫با اینکه راستش رو بخوای
‫درد من این حرفش نبود

631
00:41:40,799 --> 00:41:42,500
...میدونی چی میگم؟ تو

632
00:41:43,488 --> 00:41:44,907
‫بذار یه سوال ازت بپرسم

633
00:41:45,446 --> 00:41:48,884
‫به نظرت آدمای جدّی من رو جدّی می‌گیرن؟

634
00:41:52,444 --> 00:41:53,751
‫چیه؟ هی

635
00:41:53,859 --> 00:41:59,220
‫نه . گفت خودش تنها کسی‌ـه که می‌تونه
‫بخشی از وجود بابا رو انتقال بده؟

636
00:42:02,628 --> 00:42:04,149
‫داره شروع میشه

637
00:42:21,300 --> 00:42:22,300
مترجم : حسین
<font color=Red>‫(H o s s e i n T L)</font>

638
00:42:23,300 --> 00:42:24,300
‫مرجع دانلود فیلم و سریال با لینک مستقیم
دیبا مووی

