﻿1
00:00:01,719 --> 00:00:03,736
<font color="#ff0000"><i>‫آنچه که در سریال
: گذشت "This Is Us"</i></font>

2
00:00:03,878 --> 00:00:05,728
<i>‫خوشم نمیاد از جنگ حرف بزنم</i>

3
00:00:05,801 --> 00:00:07,429
<i>‫ولی از حرف زدن با تو خوشم میاد</i>

4
00:00:11,531 --> 00:00:15,179
<i>‫با توجه به وزن تو ‫احتمال بارداری
موفقیت‌آمیز خیلی پایین‌ـه</i>

5
00:00:15,204 --> 00:00:17,171
<i>‫حتی اگه لقاح مصنوعی کنی</i>

6
00:00:17,196 --> 00:00:18,478
<i>‫چرا باید این ریسک رو بکنی؟</i>

7
00:00:18,503 --> 00:00:19,656
<i>‫چون دلم می‌خواد</i>

8
00:00:19,711 --> 00:00:22,065
<i>...می‌خوام به صورت بچه نگاه کنم و</i>

9
00:00:22,090 --> 00:00:23,289
<i>توبی» رو تو صورتش ببینم»</i>

10
00:00:23,555 --> 00:00:25,593
<i>...می‌خوام خودم رو ببینم . می‌خوام</i>

11
00:00:26,179 --> 00:00:27,359
<i>‫می‌خوام بابا رو ببینم</i>

12
00:00:27,655 --> 00:00:30,710
<i>‫گفت اون تنها کسی‌ـه که می‌تونه
بخشی از وجود بابا رو به آینده انتقال بده؟</i>

13
00:00:36,054 --> 00:00:38,084
ربکا» ، پدرت داره میرسه خونه»

14
00:00:38,086 --> 00:00:39,585
‫اسباب‌بازیات رو جمع کن

15
00:00:44,804 --> 00:00:45,834
‫سلام عزیزم

16
00:00:45,859 --> 00:00:47,860
‫- روزت چطور بود؟
‫- خوب بود

17
00:01:03,078 --> 00:01:05,279
‫- سلام عزیزم ، روزت چطور بود؟
‫- خیلی خوب بود

18
00:01:42,070 --> 00:01:43,532
‫کمکی از دستم برمیاد «ربکا»؟

19
00:01:55,094 --> 00:01:58,042
‫زور نزن . بذار دندونه‌ها کار رو انجام بدن

20
00:01:59,433 --> 00:02:00,602
‫باشه

21
00:02:04,408 --> 00:02:05,774
ممنون

22
00:02:08,462 --> 00:02:10,102
‫بهشون توجه نکن

23
00:02:10,869 --> 00:02:12,766
‫تا حالا کسی رو مثل تو ندیدن

24
00:02:14,165 --> 00:02:15,700
هیچ‌وقت هم نخواهند دید

25
00:02:22,556 --> 00:02:23,696
آلن»؟»

26
00:02:24,239 --> 00:02:25,888
‫اینجا چی‌کار می‌کنی؟

27
00:02:25,913 --> 00:02:28,485
...ربکا» ، من»

28
00:02:29,463 --> 00:02:32,381
‫هر روز این 3 سال رو به تو فکر کردم

29
00:02:32,383 --> 00:02:35,493
‫و از ته دلم می‌خواستم بهت
...زنگ بزنم یا نامه بنویسم ولی

30
00:02:36,476 --> 00:02:37,821
‫خودم بهت گفتم که ندی

31
00:02:37,972 --> 00:02:40,829
‫ببین ، میدونم احتمالاً
‫زندگی‌ـت رو سروسامون دادی

32
00:02:42,173 --> 00:02:43,813
...ولی حقیقت اینه که

33
00:02:44,338 --> 00:02:45,546
‫«ربکا»

34
00:02:46,298 --> 00:02:47,923
‫من کسی رو مثل تو ندیدم

35
00:02:49,633 --> 00:02:50,946
‫و هیچ‌وقت نخواهم دید

36
00:02:53,571 --> 00:02:55,787
‫باید یه دیالوگ جدید پیدا کنی

37
00:02:55,985 --> 00:02:57,751
‫قبلاً که با همین جواب گرفتم

38
00:02:58,837 --> 00:03:00,329
‫آره . گرفتی

39
00:03:19,016 --> 00:03:21,477
‫بیا تو . بیا...بیا تو

40
00:04:08,955 --> 00:04:12,001
‫بسته خیارشور گذاشتی جلوم؟
‫یکی دیگه درست کن بابا

41
00:04:15,435 --> 00:04:17,059
‫مامان ، ولش کن

42
00:04:17,902 --> 00:04:20,068
‫- چی گفتی آقاپسر؟
‫- اشکال نداره «جک»

43
00:04:20,266 --> 00:04:22,467
‫نه . واقعاً اشکال داره

44
00:04:23,104 --> 00:04:25,892
‫مامان ، نکن . دست نزن بهش

45
00:04:28,798 --> 00:04:31,209
‫فکر کردی حالا که رفتی جنگ مرد شدی؟

46
00:04:31,696 --> 00:04:34,145
‫چقدر هم هوای داداش کوچیکت رو داشتی

47
00:04:34,396 --> 00:04:35,626
‫قهرمان بزرگ

48
00:04:42,502 --> 00:04:43,978
‫حالا که اینجور شد برو وسایلت رو جمع کن

49
00:04:44,003 --> 00:04:45,650
‫- باشه؟ از اینجا میری
‫- «جک» ، بس کن

50
00:04:45,675 --> 00:04:48,251
‫می‌تونی وسایلت رو جمع کنی
‫من می‌برمت یه جای جدید

51
00:04:48,364 --> 00:04:50,431
‫یا می‌تونی وایسی . اون‌وقت من می‌کشمش

52
00:04:52,408 --> 00:04:54,446
‫بالاخره کار همینجا تموم میشه

53
00:05:02,100 --> 00:05:03,100
: رسانه‌ی اینترنتی نایت‌مووی تقدیم می‌کند
دیبا مووی

54
00:05:04,100 --> 00:05:08,600
<font color="#ff0000">"This Is Us"
فصل 3
قسمت 3 : «کِیتی» کوچولو</font>

55
00:05:09,600 --> 00:05:10,600
مترجم : حسین
<font color=Red>‫(H o s s e i n T L)</font>

56
00:05:13,267 --> 00:05:16,767
‫می‌خواستم برگردم و ‫همه چیز
‫رو به حالت عادی برگردونم

57
00:05:17,267 --> 00:05:20,282
<i>‫دختر رویاهام اونجا منتظرم‌ـه</i>

58
00:05:20,541 --> 00:05:22,704
<i>‫قراره یه لباس زرد تنش باشه</i>

59
00:05:23,298 --> 00:05:25,064
<i>‫تو موهاش گل داشته باشه</i>

60
00:05:25,089 --> 00:05:30,220
<i>‫قراره منتظر کسی باشه
‫که دیگه وجود نداره</i>

61
00:05:51,422 --> 00:05:53,755
کِوین» ، ستاره سینما شدی لامصب»

62
00:05:59,130 --> 00:06:00,529
<i>‫اون کلمه‌ای که درباره</i>

63
00:06:00,531 --> 00:06:02,286
‫- «دنیل دی‌لوئیس» به کار می‌برن چیه؟
‫- چی؟

64
00:06:02,311 --> 00:06:03,543
‫وقار

65
00:06:03,568 --> 00:06:06,035
‫«کِو»...«کِو» وقار داشت

66
00:06:06,060 --> 00:06:07,880
‫- آره . حرف نداشت
...من -

67
00:06:07,905 --> 00:06:11,173
‫هی ، «کِوین» قضیه لقاح مصنوعی رو بهم گفت

68
00:06:11,466 --> 00:06:13,763
‫آره ، آره . می‌خوایم انجامش بدیم

69
00:06:14,747 --> 00:06:16,111
‫تزریق هورمون

70
00:06:16,113 --> 00:06:17,325
‫کارهاش

71
00:06:17,350 --> 00:06:18,981
‫بازیابی تخمک هم هفته دیگه‌ست

72
00:06:19,302 --> 00:06:21,250
‫- مطمئناً تیری‌ـه تو تاریکی
‫- آره

73
00:06:21,252 --> 00:06:23,928
‫ولی حس می‌کنم حداقل باید امتحان کنیم

74
00:06:23,953 --> 00:06:24,972
‫صحیح

75
00:06:24,997 --> 00:06:29,567
‫چون فکر می‌کنی به دنیا آوردن یه بچه
‫تنها راه حفظ بخشی از وجود باباست؟

76
00:06:29,691 --> 00:06:31,513
...خیلی‌خب ، من

77
00:06:31,966 --> 00:06:33,442
‫من این رو نگفتم

78
00:06:33,467 --> 00:06:35,848
‫خب ، الان بخشی از وجود بابا
تو من هست یا نه؟

79
00:06:36,237 --> 00:06:38,200
‫«رندال» ، معلومه که هست

80
00:06:38,403 --> 00:06:39,575
‫و البته من و «توبی»

81
00:06:39,600 --> 00:06:41,192
‫اگه کار به اونجا بکشه به
‫سرپرستی یه بچه هم فکر می‌کنیم

82
00:06:41,217 --> 00:06:43,217
‫اگه کار به اونجا بکشه؟ ایول

83
00:06:44,192 --> 00:06:46,122
‫- به نظرم داری زیادی گندش می‌کنی
‫- جدّی؟

84
00:06:46,536 --> 00:06:49,583
‫آخه داری میگی ترجیح میدی
‫ده‌ها هزار دلار خرج کنی

85
00:06:49,608 --> 00:06:51,325
‫برای یه جراحی خطرناک

86
00:06:51,350 --> 00:06:54,411
‫جای اینکه یکی از میلیون‌ها بچه‌ای که به
خونه نیاز دارن رو به فرزندخوندگی بگیری

87
00:06:54,436 --> 00:06:57,091
‫تو قبل از اینکه کسی رو به فرزندخوندگی بگیری
2تا بچه از خون خودت داشتی

88
00:06:57,116 --> 00:06:59,680
موقعیت کاملاً متفاوتی‌ـه -
چرا؟ -

89
00:06:59,731 --> 00:07:01,700
‫چون حامله شدن برای «بِت» آسون بود؟

90
00:07:01,966 --> 00:07:03,263
‫آفرین بهش

91
00:07:03,505 --> 00:07:06,614
‫برای من اینطور نبوده
‫خیلی خیلی هم سخت بوده

92
00:07:06,639 --> 00:07:08,145
‫- میدونم «کِیت»
‫- نه . نمیدونی

93
00:07:08,263 --> 00:07:12,591
‫نمیدونی . نمیدونی چه حسی داره که
...انقدر دلت بچه بخواد و اینم نمیدونی

94
00:07:13,235 --> 00:07:15,161
‫که از دست دادن یه بچه چه حسی داره

95
00:07:15,186 --> 00:07:16,333
‫- «کِیت» ، بس کن
‫- نه

96
00:07:16,403 --> 00:07:18,543
‫چطور روت میشه سرپرستی رو
به رخ من بکشی؟

97
00:07:18,731 --> 00:07:21,313
‫و چطور روت میشه واسه
‫خواسته‌ی دلم ازم توضیح بخوای؟

98
00:07:21,315 --> 00:07:22,714
‫- هی «کِیت» ، بیخیال
‫- نه

99
00:07:22,716 --> 00:07:23,841
‫نه

100
00:07:24,771 --> 00:07:26,106
‫«کِیت»

101
00:07:31,244 --> 00:07:32,681
‫خیلی‌خب ، بیا مامان

102
00:07:33,457 --> 00:07:34,720
‫نمی‌تونم «جک»

103
00:07:36,713 --> 00:07:37,916
‫بله که می‌تونی

104
00:07:38,208 --> 00:07:39,708
‫ببین ، «شریل» گفت می‌تونی

105
00:07:39,733 --> 00:07:42,381
‫تا هر وقت بخوای پیش‌ـش بمونی
‫خوشحال میشه یکی از تنهایی درش‌بیاره

106
00:07:46,064 --> 00:07:47,275
‫مامان

107
00:07:48,578 --> 00:07:50,650
‫تو لیاقت‌ـت بیشتر از اونی‌ـه
که تو اون خونه‌ست

108
00:07:52,829 --> 00:07:55,134
‫بیا . یالا

109
00:07:56,408 --> 00:07:57,844
‫برای «شریل» یه کیک قهوه می‌بریم

110
00:07:57,869 --> 00:07:59,978
...مامان ، لازم نیست -
‫- «جک» ، لطفاً

111
00:08:01,777 --> 00:08:03,847
‫نمی‌خوام دست خالی برم

112
00:08:07,689 --> 00:08:09,806
‫باشه . کیک قهوه هم به روی چشم

113
00:08:17,221 --> 00:08:18,988
‫«ربکا» ، خیلی خوشحالم می‌بینمت

114
00:08:19,134 --> 00:08:21,824
«منم همینطور خانم «فیلیپس

115
00:08:22,111 --> 00:08:23,298
‫آره . باید اقرار کنم

116
00:08:23,323 --> 00:08:25,690
‫وقتی «آلن» بهمون گفت می‌خواد
‫برگرده سراغت

117
00:08:25,715 --> 00:08:26,931
‫گفتم زده به سرش

118
00:08:26,981 --> 00:08:28,130
‫مامان

119
00:08:28,259 --> 00:08:31,434
‫آخه روحش هم خبر نداشت
‫تو قبولش می‌کنی یا نه

120
00:08:31,830 --> 00:08:33,383
‫تو لندن زندگی برای خودش دست و پا کرده

121
00:08:33,408 --> 00:08:35,109
‫یه خونه قشنگ . شغلش هم عالیه

122
00:08:35,134 --> 00:08:36,355
‫برای «تلگراف» کار می‌کنه

123
00:08:36,357 --> 00:08:37,658
‫یه حسی دارم

124
00:08:38,228 --> 00:08:41,641
‫عجب نسلی هستین شما
‫یه زندگی بی‌عیب و نقص رو ول می‌کنین

125
00:08:41,666 --> 00:08:42,976
‫اونم به‌خاطر یه حس

126
00:08:43,001 --> 00:08:44,333
‫بی‌عیب و نقص کافی نبود

127
00:08:44,616 --> 00:08:45,982
‫می‌خواستم محشر باشه

128
00:08:46,438 --> 00:08:49,606
‫دختر محشری‌ـه . میدونی کِی فهمیدم؟

129
00:08:50,658 --> 00:08:54,293
‫وقتی ازش خواستی باهات بیاد لندن
‫و درخواست‌ـت رو با سردی رد کرد

130
00:08:54,295 --> 00:08:58,263
‫خیلی‌خب ، حالا لازم نیست دوباره اون
بخش داستان رو مرور کنیم . خیلی ممنون

131
00:08:58,265 --> 00:09:02,033
‫می‌خواست مسیر خودش رو دنبال کنه
نه اینکه با یه پسر ‫بره اونور دنیا

132
00:09:02,058 --> 00:09:05,463
‫منم گفتم : «آفرین»

133
00:09:06,228 --> 00:09:08,798
‫خب ، منم الگوی خوبی داشتم

134
00:09:09,344 --> 00:09:10,420
‫

135
00:09:10,470 --> 00:09:11,955
‫خوانندگی‌ـت چطور پیش میره «ربکا»؟

136
00:09:11,980 --> 00:09:13,431
‫پیش میره

137
00:09:13,783 --> 00:09:18,234
‫راستش یه شرکت ضبط تو لس‌آنجلس هست
«به اسم «رپریز رکوردز

138
00:09:18,259 --> 00:09:21,048
‫که از دموی من خوش‌شون اومد
‫و تو فکرشم که برم اونجا

139
00:09:21,073 --> 00:09:22,690
‫- ببینم‌شون
‫- نه . نباید بری

140
00:09:25,266 --> 00:09:26,533
‫نرو لس‌آنجلس

141
00:09:26,720 --> 00:09:29,080
‫نیویورک خیلی خواهان موسیقی‌ـه

142
00:09:29,611 --> 00:09:31,298
...روح داره و

143
00:09:31,541 --> 00:09:33,041
‫منم باهات میام

144
00:09:33,392 --> 00:09:36,509
‫ببین ، من یه رفیق دارم که
تو «ویلِج وُیس» آشنا داره

145
00:09:36,534 --> 00:09:40,400
‫می‌تونم در طول روز بنویسم
‫و شب خوندن تو رو ببینم

146
00:09:41,791 --> 00:09:43,517
‫جفت‌مون می‌تونیم بریم دنبال رویاهامون

147
00:09:48,584 --> 00:09:50,157
‫- اول شما
‫- مرسی

148
00:09:50,159 --> 00:09:51,756
‫می‌بینی؟

149
00:09:52,161 --> 00:09:55,028
‫گمونم خیلی هم بد نیست
‫فرودگاه بیان دنبالت

150
00:09:55,030 --> 00:09:57,097
‫یه بابایی میاد ساک‌هات رو برات میاره

151
00:09:57,099 --> 00:09:58,549
‫گل مشتی میخره برات

152
00:09:58,827 --> 00:10:00,100
‫مشتی؟

153
00:10:00,102 --> 00:10:01,630
‫همون لحظه که گفتم ازش پشیمون شدم

154
00:10:01,655 --> 00:10:03,263
‫حسابی ولخرجی کردی

155
00:10:03,288 --> 00:10:06,357
‫نه . اینا لباس‌های تاک‌شوها هستن

156
00:10:06,382 --> 00:10:09,726
‫از روز اکران خیلی هفته‌ی شلوغی بوده

157
00:10:09,751 --> 00:10:10,984
‫- بله
‫- اصلاً میدونی چیه؟

158
00:10:10,986 --> 00:10:12,217
‫آخرین مصاحبه‌ام

159
00:10:12,242 --> 00:10:14,647
‫فردا صبح‌ـه . اگه می‌خوای
‫همراهم بیای قدم‌ـت رو چشم

160
00:10:14,672 --> 00:10:15,998
شاید خوش بگذره

161
00:10:16,114 --> 00:10:19,248
‫خیلی از بی‌مزه‌بازیای رسانه‌های
‫فیلم خوشم نمیاد

162
00:10:19,967 --> 00:10:22,334
صحیح . نه . اشکال نداره

163
00:10:22,359 --> 00:10:23,678
‫اصلاً مطمئنم کسل‌کننده هم هست

164
00:10:23,703 --> 00:10:26,072
‫با یه پسره‌ست که تو رادیو کار می‌کنه
‫به نام «تری گروس»

165
00:10:27,170 --> 00:10:30,264
«تری گروس» مرد نیست «کِوین»

166
00:10:30,491 --> 00:10:32,038
‫یه الهه‌ست

167
00:10:32,040 --> 00:10:33,795
‫جدّی؟ می‌شناسی پسره رو؟ دختره رو؟

168
00:10:33,820 --> 00:10:35,291
‫- آره
‫- خیلی‌خب پس

169
00:10:35,483 --> 00:10:36,783
‫دعوتم سرجاش‌ـه

170
00:10:36,785 --> 00:10:38,186
‫اگه خواستی می‌تونی باهام بیای

171
00:10:38,211 --> 00:10:39,863
‫میدونم چقدر از این بی‌مزه‌بازی‌ها بدت میاد

172
00:10:39,888 --> 00:10:41,554
‫- میام
‫- میای؟

173
00:10:41,837 --> 00:10:43,163
‫آره

174
00:10:45,484 --> 00:10:46,678
<i>‫الو؟</i>

175
00:10:47,479 --> 00:10:50,597
‫جناب «براون» ، «رندال پیرسون» هستم

176
00:10:50,599 --> 00:10:52,232
<i>‫تماس گرفتن باهاتون سخته</i>

177
00:10:52,234 --> 00:10:54,030
‫به‌خاطر شغلم‌ـه متأسفانه

178
00:10:54,058 --> 00:10:55,522
‫هیچ‌وقت سر میزم نیستم

179
00:10:56,062 --> 00:10:58,202
‫گمونم یه‌کم با مشتق آب و هوا فرق داره

180
00:10:58,717 --> 00:11:00,013
‫پس آمارم رو درآوردی

181
00:11:00,038 --> 00:11:02,942
‫همیشه به آدمایی که بهم
توجه می‌کنن ‫توجه می‌کنم

182
00:11:03,053 --> 00:11:06,584
‫ترجیح میدم توجه‌ـت رو ‫به مرکز
تفریحی خیابون پنجم نشون بدی

183
00:11:06,834 --> 00:11:09,015
‫7 روز پیش قول دادی
‫گروه مرمت بفرستی

184
00:11:09,225 --> 00:11:11,319
‫و همه چراغ‌های خراب خیابون رو درست کنی

185
00:11:11,405 --> 00:11:13,419
<i>‫کلی آدم چشم‌شون به شماست قربان</i>

186
00:11:13,748 --> 00:11:16,756
<i>‫متوجه هستم و بهت قول میدم
به چراغ‌های خیابونت هم رسیدگی می‌کنم</i>

187
00:11:16,781 --> 00:11:18,748
<i>‫ولی کارهای من یه ترتیبی دارن</i>

188
00:11:18,916 --> 00:11:21,498
‫حالا هم عذر می‌خوام . یه تماس دیگه دارم

189
00:11:21,655 --> 00:11:23,077
...جناب

190
00:11:26,280 --> 00:11:28,225
‫انگار جفت‌مون تو آب‌نمک هستیم

191
00:11:29,326 --> 00:11:33,478
«امیدوارم که فردا «بیل
بالاخره طرح من رو تأیید کنه

192
00:11:33,780 --> 00:11:35,452
‫می‌کنه . هی

193
00:11:36,788 --> 00:11:38,342
‫کیه که تو رو تأیید نکنه؟

194
00:11:39,194 --> 00:11:41,052
‫خودم همین الان تأییدت می‌کنم

195
00:11:41,959 --> 00:11:43,188
‫با عقل جور درنمیاد

196
00:11:43,190 --> 00:11:45,006
‫اگه اجازه بدی نشونت بدم جور درمیاد

197
00:11:45,776 --> 00:11:48,810
‫با خواهرت حرف زدی؟

198
00:11:49,444 --> 00:11:52,342
‫بعدازظهر بهش پیام دادم
هنوز جواب نداده

199
00:11:52,468 --> 00:11:54,022
‫تو پیامت عذرخواهی کردی؟

200
00:11:54,171 --> 00:11:55,256
یه‌جورایی

201
00:11:55,281 --> 00:11:56,483
‫«رندال»

202
00:11:56,508 --> 00:11:59,292
‫فردا می‌خواد جراحی کنه ، خب؟

203
00:11:59,600 --> 00:12:01,483
‫دوست‌ـت دارم ولی پات رو از گلیمت دراز کردی

204
00:12:01,811 --> 00:12:04,514
‫و یه‌جورایی هم بلد نیستی
‫از خواهر و برادرت عذرخواهی کنی

205
00:12:04,539 --> 00:12:05,889
‫چی؟ نه

206
00:12:07,241 --> 00:12:10,077
میگِل» میگه به‌خاطر اینه که حس می‌کنی»
باید براشون مثل کوه باشی

207
00:12:10,102 --> 00:12:12,100
‫و عذرخواهی ضعف نشون میده

208
00:12:12,125 --> 00:12:14,248
‫ببخشید . دیگه «میگِل» هم نظر میده؟

209
00:12:14,273 --> 00:12:15,811
‫من و اون و «توبی» یه گروه داریم

210
00:12:15,836 --> 00:12:17,522
‫بیشتر گیف می‌فرستیم ولی میدونی

211
00:12:17,547 --> 00:12:19,646
بعضی‌وقت‌ها درباره داغون بودن
شماها حرف میزنیم

212
00:12:20,655 --> 00:12:22,366
‫- چی‌کار می‌کنی؟
‫- سلام «کِیت»

213
00:12:23,246 --> 00:12:24,678
‫آره . «رندال» باهات حرف داره

214
00:12:24,779 --> 00:12:25,889
‫گوشی دست‌ـت

215
00:12:29,663 --> 00:12:30,850
<i>«سلام «کِیت</i>

216
00:12:31,014 --> 00:12:33,081
<i>رندال» هستم»</i>

217
00:12:34,631 --> 00:12:36,295
...ببین ، فقط می‌خواستم

218
00:12:36,909 --> 00:12:39,186
‫بابت جراحی‌ـت برات آرزوی موفقیت کنم

219
00:12:40,605 --> 00:12:41,678
‫همین؟

220
00:12:41,913 --> 00:12:43,428
...نه . بازم هست . من

221
00:12:44,358 --> 00:12:46,545
‫می‌خواستم درباره حرفای هفته
‫پیش‌مون هم حرف بزنم

222
00:12:46,584 --> 00:12:48,067
‫یه لحظه وایسا

223
00:12:48,092 --> 00:12:49,295
‫من باز می‌کنم

224
00:12:49,320 --> 00:12:51,014
‫- باشه
‫- من هستم

225
00:12:54,749 --> 00:12:56,772
‫- از طرف «کِوین»
‫- شوخی می‌کنی؟

226
00:12:56,944 --> 00:12:59,163
<i>...ببین «کِیت» ، حس می‌کنم هفته پیش</i>

227
00:12:59,764 --> 00:13:04,958
‫تو اکران فیلم «کِوین» یه‌سری
اظهارات تأسف‌بار ‫اظهار شدن

228
00:13:05,452 --> 00:13:06,686
...ببین ، می‌خوام بگم -
‫- نه «رندال»

229
00:13:06,711 --> 00:13:07,888
‫الان نمی‌تونم باهات بحث کنم

230
00:13:07,913 --> 00:13:10,294
‫مامان یه‌جوری رفتار می‌کنه
‫انگار می‌خوام قلبم رو عمل کنم

231
00:13:10,319 --> 00:13:12,231
<i>‫الانم «کِوین» یه‌سری گل برام فرستاده
‫که برای کسی می‌فرستی</i>

232
00:13:12,256 --> 00:13:14,200
‫که نگرانی طرف دیگه فرصت نکنه گل ببینه

233
00:13:14,522 --> 00:13:18,561
<i>همه تو این خانواده دارن بهم القا می‌کنن</i>
که فردا قراره بمیرم

234
00:13:19,530 --> 00:13:21,248
‫واقعاً دیگه دارم می‌ترسم

235
00:13:21,358 --> 00:13:23,809
<i>‫پس مرسی که زنگ زدی</i>

236
00:13:23,834 --> 00:13:25,530
‫- ولی دیگه باید برم
<i>نه . وایسا «کِیت» . هی -</i>

237
00:13:25,555 --> 00:13:26,975
...من

238
00:13:32,162 --> 00:13:34,217
‫- انگار خیلی ترسیده
‫- همین رو بگو

239
00:13:35,476 --> 00:13:37,062
‫ولی یکی دیگه از حرفای «میگِل» اینه که

240
00:13:37,064 --> 00:13:40,198
همه چیز رو برای خواهر و برادرت
‫بزرگ می‌کنی . چی‌کار می‌کنی؟

241
00:13:40,200 --> 00:13:41,499
‫میرم چمدونم رو بردارم

242
00:13:41,501 --> 00:13:43,234
‫برای جراحی می‌خوام برم لس‌آنجلس

243
00:13:43,595 --> 00:13:45,946
خدای من ، «میگِل» خیلی حالیش‌ـه

244
00:13:58,044 --> 00:14:02,309
‫به خودم قول داده بودم حداقل تا
یه هفته ازت نخوام بیای نیویورک

245
00:14:02,381 --> 00:14:04,864
‫پس واقعاً گند زدی بهش ، نه؟

246
00:14:07,490 --> 00:14:09,591
‫واقعاً دلم می‌خواد از «پیتزبورگ» برم

247
00:14:11,566 --> 00:14:14,169
‫و همونطور که گفتی نیویورک روح داره

248
00:14:15,086 --> 00:14:17,997
‫پس جواب‌ـت مثبت‌ـه؟

249
00:14:25,171 --> 00:14:26,473
‫- باید جشن بگیریم
‫- آره

250
00:14:26,498 --> 00:14:28,170
‫- بیا یه به سلامتی بریم بالا
‫- آره

251
00:14:28,692 --> 00:14:30,403
‫با آب گریپ‌فروت

252
00:14:30,428 --> 00:14:31,755
‫میرم یه چیزی می‌گیرم

253
00:14:31,848 --> 00:14:34,294
‫- منم میام
‫- نه ، نه . می‌خوام قدم هم بزنم

254
00:14:34,442 --> 00:14:35,880
‫تو هم باید پیش خانواده‌ـت بمونی

255
00:14:35,905 --> 00:14:38,513
‫غافلگیرت می‌کنم ، خب؟
الان برمیگردم

256
00:14:42,072 --> 00:14:43,255
‫سلام «کِیت»

257
00:14:43,317 --> 00:14:45,270
‫- امروز در چه حالی؟
‫- یه‌کم استرس دارم

258
00:14:45,295 --> 00:14:48,260
‫سعی کن آروم باشی
‫اعضای حیاتی بدن‌ـت خوبن

259
00:14:48,262 --> 00:14:50,388
‫تا چند دقیقه دیگه پرستار میارت‌ـت اونجا

260
00:14:50,413 --> 00:14:52,106
‫تا تو جراحی می‌کنی
‫«توبی» نمونه اسپرم

261
00:14:52,131 --> 00:14:55,933
‫بهمون میده . بعد هم ما ‫تخمک تو
و اسپرم تو رو باهم مخلوط می‌کنیم

262
00:14:55,958 --> 00:14:57,661
‫به این امید که یه جنین درست کنیم

263
00:14:57,766 --> 00:14:59,208
‫- باشه؟
‫- باشه

264
00:14:59,606 --> 00:15:00,806
«ممنون دکتر «جاسپر

265
00:15:00,981 --> 00:15:02,247
‫تو اتاق عمل می‌بینمت

266
00:15:03,997 --> 00:15:06,511
‫- «توب» ، قلبم داره میاد تو دهنم
‫- چی؟

267
00:15:06,708 --> 00:15:08,246
‫خدایا ، اگه اونجا بمیرم چی؟

268
00:15:08,248 --> 00:15:10,167
‫قرار نیست بمیری بابا

269
00:15:10,192 --> 00:15:14,091
‫خیلی‌خب ، اگه مُردم
‫می‌خوام یکی رو پیدا کنی

270
00:15:14,263 --> 00:15:16,833
‫ولی نه اون سلیطه قسمت حسابداری‌تون «شرین»

271
00:15:17,083 --> 00:15:18,739
‫همیشه چپ‌چپ نگام می‌کنه

272
00:15:18,794 --> 00:15:22,130
‫- و «مدیسون» هم نه
‫- باشه . قول میدم با «مدیسون» ازدواج نکنم

273
00:15:22,155 --> 00:15:23,708
‫با «شرین» چپ‌چپ‌نگاه‌کن
هم ازدواج نمی‌کنم

274
00:15:23,733 --> 00:15:26,372
‫فقط یه رابطه نیمه‌شاد ‫و وفادار

275
00:15:26,397 --> 00:15:27,934
‫با یکی که کمتر از تو باحال باشه
پیدا می‌کنم . باشه؟

276
00:15:27,959 --> 00:15:29,270
‫- باشه
‫- قبول

277
00:15:29,776 --> 00:15:31,092
‫می‌خوایم ببریمت اتاق عمل

278
00:15:31,117 --> 00:15:33,114
‫- باشه . خیلی‌خب
‫- باشه . باشه

279
00:15:33,139 --> 00:15:34,684
‫- دوست‌ـت دارم
‫- دوست‌ـت دارم

280
00:15:35,478 --> 00:15:37,075
‫- خیلی‌خب ، خدافظ
‫- دیگه برو

281
00:15:37,831 --> 00:15:39,559
‫خیلی‌خب ، عالی ظاهر میشی

282
00:15:45,177 --> 00:15:46,395
<i>...توبی» میگه که»</i>

283
00:15:46,420 --> 00:15:49,194
‫«کِیت» داره میره اتاق عمل
‫وقتی تموم شد بهم پیام میده

284
00:15:49,363 --> 00:15:51,020
‫مطمئنم چیزی نمیشه

285
00:15:52,309 --> 00:15:53,718
داره میا . داره میاد

286
00:15:53,720 --> 00:15:56,159
‫- سلام ، سلام
‫- سلام «کِوین»

287
00:15:56,184 --> 00:15:58,456
‫سلام ، «تری گروس» هستم
‫ممنون که اومدی به برنامه‌مون

288
00:15:58,458 --> 00:16:01,988
‫باعث افتخارم‌ـه
تری» ، ایشون...«زوئی» من هستن»

289
00:16:02,013 --> 00:16:03,716
‫- سلام «زوئی»
‫- طرفدار پروپاقرص‌تون‌ـه

290
00:16:03,741 --> 00:16:05,175
خیلی ممنون . خیلی خوشحالم

291
00:16:05,200 --> 00:16:06,573
‫- کتاب‌تون رو خوندم
‫- واقعاً؟

292
00:16:06,598 --> 00:16:08,766
‫- خیلی خوب بود
‫- خیلی ممنون

293
00:16:08,768 --> 00:16:13,230
‫چطوری می‌تونین انقدر خوب
‫جوهره‌ی وجود آدما رو پیدا کنین؟

294
00:16:13,255 --> 00:16:15,691
‫گمونم آدم کنجکاوی هستم

295
00:16:15,716 --> 00:16:19,084
‫و سعی می‌کنم هیچ‌وقت آدما رو دست‌کم نگیرم

296
00:16:19,086 --> 00:16:20,101
‫آره

297
00:16:20,103 --> 00:16:21,419
‫«کِوین» ، هر وقت بخوای می‌تونیم شروع کنیم

298
00:16:21,421 --> 00:16:23,091
‫- آره . من حاضرم
‫- باشه

299
00:16:23,523 --> 00:16:25,808
<i>شخصیت‌ـت خیلی برام باورپذیر بود</i>

300
00:16:25,833 --> 00:16:30,597
‫تو بازی‌ـت یه مخلوط پیچیده‌ای
از شجاعت و آسیب‌پذیری دیده می‌شد

301
00:16:30,622 --> 00:16:32,747
‫خیلی ممنون . شما لطف دارین

302
00:16:33,184 --> 00:16:36,067
‫پدرت سرباز بوده
تو ویتنام خدمت کرده . درسته؟

303
00:16:36,341 --> 00:16:38,339
‫بله . همینطوره

304
00:16:38,364 --> 00:16:40,964
‫خب ، تونستی از تجربیاتش استفاده کنی؟

305
00:16:40,989 --> 00:16:43,052
...نه در واقع . اون

306
00:16:43,316 --> 00:16:45,149
‫وقتی 17 ساله‌مون بود پدرم فوت شد

307
00:16:45,356 --> 00:16:47,941
‫- خیلی متأسفم
‫- ممنون . ممنون

308
00:16:47,966 --> 00:16:51,267
‫پس نه . خیلی از تجربیاتش
‫تو جنگ اطلاع ندارم

309
00:16:51,269 --> 00:16:53,458
...چندتا عکس دارم . یه‌سری

310
00:16:54,169 --> 00:16:57,505
‫نامه هم هستن
ولی غیر از این چیز خاصی نیست

311
00:16:57,956 --> 00:16:59,270
‫تو خط مقدم بوده؟

312
00:17:00,343 --> 00:17:03,114
...نه ، نه . اون

313
00:17:06,200 --> 00:17:08,051
‫خب ، ممکنه...ممکنه بوده باشه راستش

314
00:17:08,053 --> 00:17:09,966
‫من...من نمیدونم

315
00:17:10,848 --> 00:17:12,387
‫کجا خدمت کرد؟

316
00:17:13,919 --> 00:17:16,480
<i>‫هی «کِو» ، این یکی چطوره؟
«بی25-میچل»</i>

317
00:17:16,505 --> 00:17:18,091
‫میشه جاش این رو بردارم؟

318
00:17:18,622 --> 00:17:21,809
‫نه ، نه . اومدیم اینجا
‫هواپیما بخریم که بسازیم

319
00:17:22,083 --> 00:17:24,300
‫این یکی شبیه نارنجک واقعی می‌مونه

320
00:17:24,302 --> 00:17:27,605
‫- گفتم نه
‫- توروخدا بابا . خیلی خفن‌ـه

321
00:17:27,630 --> 00:17:29,950
‫- «کِوین» ، بذار سرجاش
‫- به جان پناه

322
00:17:29,975 --> 00:17:31,278
‫گفتم نه

323
00:17:39,829 --> 00:17:41,208
اینم نمیدونم

324
00:17:44,169 --> 00:17:49,067
‫جنگ برای خیلی از مردهای هم‌نسل اون
‫دردناک‌تر از اون بود که بتونن ازش حرف بزنن

325
00:17:49,092 --> 00:17:51,841
‫شاید به جز سربازهای دیگه

326
00:17:52,708 --> 00:17:53,895
‫صحیح

327
00:17:57,427 --> 00:18:01,028
‫- سلام «بِت» ، یه دقیقه وقت داری؟
‫- البته

328
00:18:01,030 --> 00:18:04,513
‫حاضری درباره طرح آشپزخونه حرف بزنیم؟
چون من که برای همکاری حاضرم

329
00:18:05,505 --> 00:18:07,692
‫چطوره چند دقیقه تو دفتر من حرف بزنیم؟

330
00:18:08,247 --> 00:18:09,927
‫- حتماً
‫- باشه

331
00:18:19,231 --> 00:18:20,589
‫چه خبر «بیل»؟

332
00:18:25,473 --> 00:18:28,124
‫«بِت» ، هیچ‌جوره نمیشه این رو آسون بیان کرد

333
00:18:28,149 --> 00:18:30,231
‫تو 12 سال برای ما کار کردی

334
00:18:32,927 --> 00:18:34,419
‫باید تو رو از کار خارج کنیم

335
00:18:35,040 --> 00:18:37,622
‫- وایسا ببینم . چی؟
‫- صرفاً مشکل بودجه‌ست

336
00:18:37,647 --> 00:18:39,653
‫باید یکی از کارکنان ارشدمون رو بیرون کنیم

337
00:18:39,678 --> 00:18:41,591
‫یه توافق‌نامه جدایی برات داریم

338
00:18:41,872 --> 00:18:44,013
‫اگه امضا کنی می‌تونیم
‫مزایای پایان کار بهت بدیم

339
00:18:44,038 --> 00:18:45,294
بیل» ، متوجه نمیشم»

340
00:18:45,319 --> 00:18:47,911
‫ببخشید . باید یکی رو می‌فرستادم بره

341
00:18:48,888 --> 00:18:51,263
‫اون‌وقت من کم‌ارزش‌تر از
ریک» و «اَبی» هستم؟»

342
00:18:51,288 --> 00:18:52,778
‫مسئله آمار و سودمندی‌ـه

343
00:18:52,803 --> 00:18:54,169
«بگو دیگه «بیل

344
00:18:59,513 --> 00:19:03,114
‫تو در حال حاضر برای شرکت
کم‌ارزش‌تر از «ریک» و «اَبی» هستی

345
00:19:03,386 --> 00:19:06,145
‫اگه می‌تونستم کسی رو نگه دارم
...که بیشتر ازش خوشم میاد

346
00:19:10,309 --> 00:19:11,645
‫متأسفم «بِت»

347
00:19:15,216 --> 00:19:17,339
‫- چه خبر «توب»؟ دیر رسیدم؟
‫- سلام

348
00:19:17,364 --> 00:19:18,942
‫حدود 10 دقیقه پیش رفت داخل

349
00:19:18,967 --> 00:19:23,275
‫وایسا ببینم . بیخیال خدایی
از اونور کشور پا شدی اومدی اینجا؟

350
00:19:23,277 --> 00:19:24,934
‫بگو که از مایلز استفاده کردی

351
00:19:24,981 --> 00:19:26,528
‫فقط می‌خواستم پیش‌ـش باشم

352
00:19:26,567 --> 00:19:28,034
‫بگذریم

353
00:19:28,059 --> 00:19:30,249
‫ببین ، دیگه اینجام
‫هر چی بخوای هوات رو دارم

354
00:19:30,251 --> 00:19:31,267
‫همه‌جوره در خدمتم

355
00:19:31,269 --> 00:19:32,505
‫- ممنون
‫- خواهش

356
00:19:33,387 --> 00:19:34,708
‫- آقای «دِیمِن»؟
‫- بله

357
00:19:34,733 --> 00:19:36,278
‫وقتش‌ـه که نمونه اسپرم‌تون رو بدین

358
00:19:38,613 --> 00:19:40,567
‫- زمانبندیش رو بخورم
‫- بله

359
00:19:42,677 --> 00:19:46,098
‫خیلی‌خب «کِیت» ، می‌خوام با من
از 10 شمارش معکوس کنی

360
00:19:46,591 --> 00:19:47,867
10

361
00:19:47,869 --> 00:19:52,004
9 ، 8 ، 7

362
00:19:52,006 --> 00:19:54,173
<i>6 ، 5</i>

363
00:20:43,650 --> 00:20:46,551
‫تو عمراً نباید بچه‌دار بشی

364
00:20:51,837 --> 00:20:54,134
‫جدّی جدّی فکر می‌کنی از پس‌ـش برمیای؟

365
00:20:56,372 --> 00:20:57,829
‫می‌تونی بچه بزرگ کنی؟

366
00:20:58,814 --> 00:21:00,806
‫آره . چرا نتونم؟

367
00:21:11,994 --> 00:21:14,837
واقعاً نباید اونا رو بخوری -
آره . دارم می‌بینم -

368
00:21:15,495 --> 00:21:18,863
‫میدونی ، بابام تازه مُرده
‫پس به درک

369
00:21:19,540 --> 00:21:24,239
‫بیخیال «کِیت» . تو این 20 سال
‫از سگ داشتن هم می‌ترسیدی

370
00:21:24,264 --> 00:21:27,235
‫حالا می‌خوای یه آدم دیگه رو بزرگ کنی؟

371
00:21:27,260 --> 00:21:29,204
‫اینا فقط حرف‌ـه . اینا رو میگی

372
00:21:29,229 --> 00:21:32,673
‫چون ترسیدی
‫یا من ترسیدم یا جفت‌مون ترسیدیم

373
00:21:33,703 --> 00:21:34,952
‫نمیدونم

374
00:21:34,977 --> 00:21:37,010
‫از اینم گیج‌کننده‌تر داریم؟

375
00:21:37,035 --> 00:21:38,603
‫درباره چی حرف میزنین؟

376
00:21:40,767 --> 00:21:42,697
‫سلام عرض شد فاجعه‌ی آینده

377
00:21:42,699 --> 00:21:44,243
‫- بس کن
‫- باید حقیقت رو بدونه

378
00:21:44,268 --> 00:21:45,728
‫- ولش کن
‫- کافیه

379
00:21:46,677 --> 00:21:47,837
‫جفت‌تون

380
00:21:50,165 --> 00:21:51,306
‫بابا؟

381
00:21:51,735 --> 00:21:52,915
‫سلام «کِیتی» کوچولو

382
00:21:53,737 --> 00:21:59,181
تری» الان بهم گفت مستندم»
گیرا و مهم»ـه»

383
00:21:59,421 --> 00:22:01,087
‫2تا از صفات موردعلاقه‌ام

384
00:22:01,301 --> 00:22:03,938
‫عالیه . واقعاً عالیه

385
00:22:08,149 --> 00:22:11,345
‫چطور ممکنه من انقدر از خدمت
بابام تو ویتنام بی‌اطلاع باشم؟

386
00:22:12,415 --> 00:22:14,587
‫خب ، به‌نظر میاد دوست نداشته
ازش حرف بزنه

387
00:22:14,612 --> 00:22:19,899
‫عجیب‌ـه که هیچ‌وقت هیچ
سوالی ازش نپرسیدم

388
00:22:20,618 --> 00:22:21,767
‫نه زیاد

389
00:22:22,602 --> 00:22:23,907
‫تو بودی می‌پرسیدی

390
00:22:25,595 --> 00:22:26,790
‫احتمالاً

391
00:22:26,985 --> 00:22:29,821
‫ولی خب ، به نظرم از این نظر متفاوت هستیم

392
00:22:30,550 --> 00:22:33,969
‫تو زیادی درگیر مسائل نمیشی
‫که همین هم می‌تونه خوب باشه

393
00:22:38,563 --> 00:22:40,493
‫به نظرت کدومش بهتره؟

394
00:22:40,518 --> 00:22:43,686
‫نمیدونم . می‌تونیم گرون‌ترین‌شون رو برداریم

395
00:22:44,720 --> 00:22:46,978
‫این یکی گیلاس هم داره

396
00:22:47,003 --> 00:22:48,813
‫مامان ، میشه لطفاً یه کیک برداری بریم؟

397
00:22:59,044 --> 00:23:00,543
‫الان برمیگردم

398
00:23:04,519 --> 00:23:05,782
‫- سلام
‫- سلام

399
00:23:07,014 --> 00:23:09,681
‫اینطرف شهر چی‌کار می‌کنی؟

400
00:23:10,493 --> 00:23:13,970
‫مامانم رو آوردم پیش یکی
«از دوستاش بمونه تو خیابون «همپتون

401
00:23:16,377 --> 00:23:17,602
‫حالش خوبه؟

402
00:23:19,080 --> 00:23:21,423
‫آره ، آره . خوب میشه

403
00:23:26,779 --> 00:23:28,145
‫نیومدی

404
00:23:29,282 --> 00:23:30,478
‫اومدم

405
00:23:31,095 --> 00:23:33,735
‫جلوی در با یه پسره دیدمت

406
00:23:39,855 --> 00:23:44,462
‫ما خیلی وقت پیش 3 سال رابطه داشتیم
‫و اصلاً نمیدونستم قراره برگرده

407
00:23:44,487 --> 00:23:46,024
‫لازم...لازم نیست توضیح بدی

408
00:23:46,050 --> 00:23:47,329
...میدونم ولی

409
00:23:48,766 --> 00:23:50,071
‫میدونم

410
00:23:55,501 --> 00:23:58,868
‫من دیگه برگردم پیش مامانم
‫حتماً ژاکت‌ـت رو بهت پس میدم

411
00:23:59,786 --> 00:24:00,985
‫مرسی

412
00:24:03,783 --> 00:24:04,954
‫هی «جک»؟

413
00:24:06,954 --> 00:24:08,962
‫من دارم میرم نیویورک

414
00:24:09,548 --> 00:24:11,509
‫می‌خوام خوانندگی رو امتحان کنم

415
00:24:11,534 --> 00:24:15,009
‫قبلاً می‌خواستم برم لس‌آنجلس
‫چون شرکت ضبط «جونی میچل» اونجاست

416
00:24:15,034 --> 00:24:21,618
‫ولی یه رویایی تو سرم هست
‫و می‌خوام امتحانش کنم

417
00:24:22,699 --> 00:24:24,168
‫بایدم بکنی

418
00:24:25,013 --> 00:24:26,610
‫صدای خیلی قشنگی داری

419
00:24:28,618 --> 00:24:29,767
‫مرسی

420
00:24:32,860 --> 00:24:34,084
‫«جک»

421
00:24:34,196 --> 00:24:35,459
‫بله؟

422
00:24:37,118 --> 00:24:40,290
‫تو رویا داری؟

423
00:24:44,042 --> 00:24:46,860
‫ببخشید . سوال احمقانه‌ای بود؟

424
00:24:47,899 --> 00:24:48,970
‫نه

425
00:24:49,751 --> 00:24:51,126
...نه . فقط

426
00:24:52,713 --> 00:24:56,235
‫تا حالا کسی این رو ازم نپرسیده

427
00:25:04,055 --> 00:25:05,634
...در حال حاضر

428
00:25:06,436 --> 00:25:08,610
‫فقط می‌خوام مطمئن بشم حال مامانم خوبه

429
00:25:09,083 --> 00:25:11,584
بره تو خونه دوستش سروسامون بگیره
...بعدش

430
00:25:12,696 --> 00:25:16,470
‫نمیدونم . یه شغل آبرومند

431
00:25:17,657 --> 00:25:19,860
‫همسر ، خانواده

432
00:25:22,122 --> 00:25:24,704
‫خونه‌ای که مثل خونه‌ای که
توش بزرگ شدم نباشه

433
00:25:31,348 --> 00:25:32,673
‫جواب احمقانه‌ای‌ـه؟

434
00:25:41,407 --> 00:25:42,610
‫خدافظ «ربکا»

435
00:26:10,200 --> 00:26:11,598
<i>‫«رندال» کجاست؟</i>

436
00:26:11,886 --> 00:26:13,324
‫بالاست

437
00:26:14,670 --> 00:26:16,145
‫بالاخره یه‌کم استراحت می‌کنه

438
00:26:18,932 --> 00:26:20,090
خدای من

439
00:26:20,902 --> 00:26:22,621
...وقتی «کِوین» بهم زنگ زد من

440
00:26:24,442 --> 00:26:27,215
‫اگه از نمایش‌ـش بیرون نزده بود
...که بره پیداش کنه

441
00:26:32,488 --> 00:26:34,822
‫فکر نکنم این‌دفعه بتونم
‫از این بحران ردش کنم

442
00:26:36,088 --> 00:26:37,434
‫معلومه که می‌تونی

443
00:26:38,501 --> 00:26:39,871
‫تو بِیس هستی

444
00:26:40,259 --> 00:26:41,551
‫من چی‌چی‌ـم؟

445
00:26:42,115 --> 00:26:44,715
‫تو سبک جاز بِیس کم‌صداترین سازـه

446
00:26:44,866 --> 00:26:49,176
‫همه تکنواز رو تشویق می‌کنن
ولی بِیس‌ـه که ریشه رو نگه میداره

447
00:26:49,415 --> 00:26:51,448
‫آره ولی همه ترومپت یادشون می‌مونه

448
00:26:51,473 --> 00:26:55,403
‫آره ولی اونایی که با تمام وجود گوش میدن
‫صدای بِیس رو می‌شنون

449
00:26:58,315 --> 00:27:01,910
‫در آینده روزی میرسه که
‫مجبور میشی تکنوازی کنی

450
00:27:02,613 --> 00:27:04,395
‫نیازهای خودت رو در نظر بگیری

451
00:27:04,459 --> 00:27:06,778
‫بذاری «رندال» یه مدت ریشه رو نگه داره

452
00:27:08,583 --> 00:27:11,496
‫و وقتی اون زمان رسید «بِت»
‫می‌خوام بهم قول بدی

453
00:27:12,228 --> 00:27:15,719
‫ساکت نمیشینی یه جا
و با حلقه ازدواجت ور بری

454
00:27:15,744 --> 00:27:18,197
‫که انگار می‌خوای
به خودت یادآوری کنی

455
00:27:18,222 --> 00:27:20,215
‫که در اصل هدفت از ازدواج چی بوده

456
00:27:54,813 --> 00:27:56,098
‫من تو جنگ بودم

457
00:28:00,391 --> 00:28:02,957
‫و خیلی آدما آسیب دیدن

458
00:28:03,973 --> 00:28:08,348
‫برای همین خیلی فکر نمی‌کنم
‫بازی جالبی باشه . همین

459
00:28:09,732 --> 00:28:11,160
‫می‌تونی درک کنی؟

460
00:28:12,278 --> 00:28:13,856
‫- آره
‫- آره؟

461
00:28:19,317 --> 00:28:23,246
‫می‌خوای سوالی ازم بپرسی؟

462
00:28:33,160 --> 00:28:35,698
ویتنام نوشتن‌ـت من رو کشته

463
00:28:36,356 --> 00:28:38,899
‫آره . خب ، تو سریال «هوملند»
‫این‌کار رو می‌کنن که جواب میده

464
00:28:40,324 --> 00:28:42,528
‫حالا اینا رو از کجا گیر آوردی؟

465
00:28:42,684 --> 00:28:46,190
‫وقتی با مامانم زندگی می‌کردم

466
00:28:46,215 --> 00:28:48,418
‫یه جعبه از وسایلی که از آتیش‌سوزی
‫سالم بیرون اومده بود بهم داد

467
00:28:48,465 --> 00:28:51,535
‫میدونی ، گفتم شاید این نامه‌ها و عکس‌ها

468
00:28:51,560 --> 00:28:54,928
‫یه‌سری چیزها رو برام روشن کنه
‫ولی فکر احمقانه‌ای بود

469
00:28:55,457 --> 00:28:57,015
‫نه . نیست

470
00:28:57,568 --> 00:28:59,637
‫حتماً یه‌سری از این آدما زنده هستن

471
00:29:00,436 --> 00:29:01,869
‫و می‌تونیم پیداشون کنیم

472
00:29:03,053 --> 00:29:04,863
‫که ببینیم داستان بابات رو میدونن یا نه

473
00:29:05,488 --> 00:29:07,498
‫چرا یهویی می‌خوای کمکم کنی؟

474
00:29:08,668 --> 00:29:10,340
‫من آدم کنجکاوی هستم

475
00:29:10,887 --> 00:29:14,403
‫و سعی می‌کنم آدما رو دست‌کم نگیرم

476
00:29:15,778 --> 00:29:17,393
«تری گروس» -
‫- بفرما

477
00:29:17,418 --> 00:29:18,528
‫همینه

478
00:29:34,223 --> 00:29:37,580
‫هی بهش میگم تکون نخوره
‫ولی گوش نمیده

479
00:29:38,574 --> 00:29:41,518
‫من بیشتر دندونام رو به هم فشار میدم
‫ولی فرقی نداره

480
00:29:42,332 --> 00:29:46,028
‫جدّی؟ به‌خاطر مشکلات عصبی‌ـت هست؟

481
00:29:49,387 --> 00:29:52,106
‫آره . از بچگیم شروع شد

482
00:29:52,856 --> 00:29:58,129
‫نمی‌تونم با اضطراب تصورت کنم
‫میدونی؟ به‌خاطر رفتارت با بقیه

483
00:29:58,880 --> 00:30:00,301
‫کار ما همینه ، نه؟

484
00:30:01,113 --> 00:30:02,324
‫مردوندگی

485
00:30:04,832 --> 00:30:06,824
‫من داروی افسردگی مصرف می‌کنم

486
00:30:09,863 --> 00:30:14,426
‫میدونی ، بدون اون دارو
‫زندگی خیلی ترسناک میشه

487
00:30:15,254 --> 00:30:17,238
‫- نمیدونستم
...آره . خب -

488
00:30:18,613 --> 00:30:19,809
‫مردوندگی

489
00:30:21,590 --> 00:30:23,378
‫ولی «کِیت» من رو اونجوری ندیده

490
00:30:23,403 --> 00:30:24,801
‫امیدوارم هیچ‌وقت هم نبینه

491
00:30:26,572 --> 00:30:29,817
‫سعی می‌کنم فراموش کنم که «بِت»
‫من رو کف دستشویی در حال گریه دیده

492
00:30:31,148 --> 00:30:32,731
‫ولی نمی‌تونم

493
00:30:34,949 --> 00:30:36,559
...میدونی «رندال» ، وقتی -
‫- «توبی»؟

494
00:30:36,910 --> 00:30:38,887
‫بله ، بله . حالش چطوره؟

495
00:30:39,791 --> 00:30:43,535
‫همسرت یه مقدار تو
به‌هوش اومدن به مشکل خورده

496
00:30:43,949 --> 00:30:45,059
‫یعنی چی؟

497
00:30:45,356 --> 00:30:49,430
‫فقط به‌هوش اومدنش یه مقدار بیشتر
‫از اونی که می‌خوایم طول می‌کشه

498
00:30:49,559 --> 00:30:53,817
‫هنوز جایی برای نگرانی نیست
‫خبر تازه‌ای شد بهت گزارش میدم

499
00:30:55,156 --> 00:30:56,422
‫ممنون

500
00:31:04,965 --> 00:31:08,043
‫خیلی‌خب ، 4تا بستنی موزی

501
00:31:08,270 --> 00:31:09,667
‫بله . خیلی‌خب

502
00:31:09,918 --> 00:31:11,660
‫- خیلی خوشمزه‌ست
‫- جدّی؟

503
00:31:11,685 --> 00:31:13,559
...کِیت» ، یه چیزی روی» -
‫- چی؟

504
00:31:13,770 --> 00:31:16,121
...همینجا روی -
‫- بابا

505
00:31:18,301 --> 00:31:19,699
‫ببین اینجا چقدر خوبه

506
00:31:20,481 --> 00:31:22,238
‫بچه می‌خوای چی‌کار؟

507
00:31:22,621 --> 00:31:25,543
‫اینجا بمون . اینجا خیلی خوبه

508
00:31:27,214 --> 00:31:28,548
‫بابا اینجاست

509
00:31:31,949 --> 00:31:33,181
‫هنوز خبری نیست؟

510
00:31:33,295 --> 00:31:34,295
نه

511
00:31:36,585 --> 00:31:38,996
‫یالا «کِیت» . دیگه وقت بیدار شدنه

512
00:31:47,894 --> 00:31:50,661
‫من با «زک» که تو سریال «نجات‌یافته
‫توسط ناقوس» بازی می‌کرد ازدواج کردم؟

513
00:31:50,706 --> 00:31:53,031
‫نه . با یکی بهتر

514
00:31:53,573 --> 00:31:55,606
‫که قدبلندتر و بامزه‌ترـه

515
00:31:55,608 --> 00:31:56,963
‫و ریشوتر

516
00:31:58,224 --> 00:31:59,549
‫و تو هم خواننده شدی

517
00:31:59,777 --> 00:32:02,346
‫و می‌خوای مامان بشی

518
00:32:02,411 --> 00:32:03,776
‫- واقعاً؟
‫- آره

519
00:32:03,801 --> 00:32:05,516
‫چه بد که این اتفاق نمیفته

520
00:32:06,049 --> 00:32:08,686
‫چون هیچ‌وقت اتفاق خوبی برامون نمیفته

521
00:32:08,922 --> 00:32:11,284
‫همیشه زیر اون ابر سیاه هستیم . یادته؟

522
00:32:14,555 --> 00:32:15,854
‫این‌بار نه

523
00:32:18,933 --> 00:32:20,112
‫بابا؟

524
00:32:23,690 --> 00:32:24,987
‫باید برم

525
00:32:25,581 --> 00:32:26,971
‫میدونم «کِیتی» کوچولو

526
00:32:27,698 --> 00:32:28,885
‫و «کِیت»

527
00:32:29,948 --> 00:32:32,471
‫میدونم الان دوران خیلی سختی
‫رو پشت‌سر میذاری

528
00:32:33,213 --> 00:32:34,698
‫نمی‌خوام بهت دروغ بگم

529
00:32:35,143 --> 00:32:36,995
‫این دوران خیلی طول می‌کشه

530
00:32:39,276 --> 00:32:40,882
‫ولی بالاخره خوب میشی

531
00:32:41,846 --> 00:32:43,284
...راستی

532
00:32:44,494 --> 00:32:46,026
‫مامان هم میشی

533
00:33:06,346 --> 00:33:07,620
‫سلام

534
00:33:08,473 --> 00:33:09,698
‫سلام

535
00:33:13,003 --> 00:33:15,346
‫با «شرین» قسمت حسابداری ازدواج کردی؟

536
00:33:16,026 --> 00:33:17,042
‫آره

537
00:33:17,944 --> 00:33:20,476
‫ولی تا بیدار شدی فسخ نکاح کردیم

538
00:33:20,659 --> 00:33:22,229
قول میدی؟

539
00:33:22,971 --> 00:33:24,294
‫ببین کی اومده

540
00:33:24,296 --> 00:33:25,687
‫کی؟

541
00:33:27,479 --> 00:33:28,612
‫«رندال»

542
00:33:29,253 --> 00:33:31,081
‫- هنوز نئشه‌ام؟
‫- نه

543
00:33:32,167 --> 00:33:33,503
‫سلام خواهری

544
00:33:33,737 --> 00:33:35,190
‫اینجا چی‌کار می‌کنی؟

545
00:33:37,758 --> 00:33:39,042
‫معذرت می‌خوام

546
00:33:43,596 --> 00:33:46,721
‫خیلی شبیه بابایی «رندال»

547
00:33:47,612 --> 00:33:51,010
‫از اونور کشور پاشدی اومدی اینجا
‫که معذرت‌خواهی کنی

548
00:33:52,178 --> 00:33:54,799
‫یعنی باباطورترین حرکت تاریخ‌ـه

549
00:33:58,588 --> 00:34:00,033
‫سلام «کِیت»

550
00:34:00,058 --> 00:34:01,590
‫- سلام
‫- چطوری؟

551
00:34:01,592 --> 00:34:02,625
‫خوبم

552
00:34:02,963 --> 00:34:04,401
‫تخمکی بدست اومد؟

553
00:34:04,846 --> 00:34:06,595
8تا

554
00:34:06,838 --> 00:34:08,288
8تا؟

555
00:34:09,456 --> 00:34:10,633
8تا خوبه ، نه؟

556
00:34:10,651 --> 00:34:12,007
8تا خوبه

557
00:34:13,037 --> 00:34:14,917
‫خیلی خوبه . خیلی خوب بودی

558
00:34:16,526 --> 00:34:19,392
‫یه دقیقه تنهاتون میذارم

559
00:34:19,417 --> 00:34:21,982
‫ولی تبریک میگم

560
00:34:23,209 --> 00:34:24,656
‫به جفت‌تون

561
00:34:28,143 --> 00:34:29,917
‫قراره هشت‌مامان بشی

562
00:34:35,206 --> 00:34:37,293
‫سلام «دژ» ، دیدم چندبار زنگ زدی

563
00:34:37,729 --> 00:34:41,409
‫هی ، آروم بگو
‫نمی‌فهمم چی میگی

564
00:34:44,253 --> 00:34:46,604
‫باشه . با پرواز بعدی میام

565
00:34:47,446 --> 00:34:48,604
‫خدافظ

566
00:34:53,729 --> 00:34:55,831
‫- بازم می‌خوای؟
‫- بله لطفاً

567
00:34:56,096 --> 00:34:57,971
‫- ممنون
...خب -

568
00:34:59,354 --> 00:35:01,628
‫- نیویورک
‫- نیویورک

569
00:35:07,627 --> 00:35:10,391
‫جای من بودی میرفتی؟

570
00:35:11,337 --> 00:35:13,977
‫میدونی ، دوران بچگیم همه
دوستام با عروسک بازی می‌کردن

571
00:35:14,002 --> 00:35:15,696
‫و من با کِرم بازی می‌کردم

572
00:35:17,134 --> 00:35:18,985
‫می‌خواستم دانشمند بشم

573
00:35:19,641 --> 00:35:23,165
‫و پدرم بهم گفت تنها درصورتی
من رو می‌فرسته کالج

574
00:35:23,190 --> 00:35:25,384
‫که رشته‌ام زبان انگلیسی باشه

575
00:35:26,082 --> 00:35:29,352
‫و حس کردم همین که برم خیلی‌ـه

576
00:35:29,923 --> 00:35:32,368
‫واقعاً هم بود نسبت به اون زمان

577
00:35:33,638 --> 00:35:35,000
‫و بعد با «باب» آشنا شدم

578
00:35:35,335 --> 00:35:39,227
‫اونم خیلی از شاغل بودن من حمایت می‌کرد

579
00:35:39,626 --> 00:35:41,712
‫به نظرم «مارلون براندو» بود؟

580
00:35:41,793 --> 00:35:43,196
‫نه خیلی

581
00:35:44,358 --> 00:35:48,923
‫ولی شیرین و خونگرم و مهربون بود

582
00:35:50,034 --> 00:35:53,118
‫و ولش نکردم چون همچین
‫آدمی کمیاب بود

583
00:35:54,289 --> 00:35:56,071
‫و هنوزم کمیاب‌ـه

584
00:36:00,165 --> 00:36:05,460
‫من از 16 سالگی میدونستم که
نمی‌خوام کسی باشم که کل روز

585
00:36:05,485 --> 00:36:08,820
‫منتظر باشه شوهرش
از سر کار برگرده خونه

586
00:36:08,845 --> 00:36:11,362
‫و میدونم که «آلن» هیچ‌وقت
‫مجبورم نمی‌کنه همچین آدمی باشم

587
00:36:11,387 --> 00:36:12,634
‫نه . امکان نداره

588
00:36:17,720 --> 00:36:19,220
‫ولی یه نفر دیگه هست

589
00:36:21,391 --> 00:36:23,908
‫و تقریباً هیچی ازش نمیدونم

590
00:36:24,555 --> 00:36:25,810
‫توی ویتنام بوده

591
00:36:26,712 --> 00:36:30,374
‫زندگیش تو خانواده به‌نظر خیلی
‫به‌هم‌ریخته و غم‌انگیز میاد

592
00:36:30,399 --> 00:36:32,930
‫و رویاهاش اصلاً مثل من نیست

593
00:36:33,688 --> 00:36:36,593
‫فکر کنم باهام خوب باشه
‫و ازم حمایت کنه

594
00:36:36,618 --> 00:36:38,376
‫ولی هیچ‌جوره نمی‌تونم مطمئن باشم

595
00:36:38,401 --> 00:36:42,274
‫چون واقعاً نمی‌شناسمش
‫کلاً 4 ساعت باهم بودیم

596
00:36:43,745 --> 00:36:45,048
...ولی

597
00:36:46,805 --> 00:36:49,588
یه حسی داری -
یه حسی دارم -

598
00:37:05,313 --> 00:37:06,913
‫حالش چطوره؟

599
00:37:06,962 --> 00:37:08,804
‫بدجور بدنش کبود شده

600
00:37:08,829 --> 00:37:11,680
‫و دستش هم شکسته
‫ولی خوب میشه

601
00:37:12,946 --> 00:37:14,121
‫میدونستم این اتفاق میفته

602
00:37:14,454 --> 00:37:18,610
‫بارها و بارها به این دختر گفتم
‫نمی‌خوام تنها تو این خیابونا راه بری

603
00:37:18,635 --> 00:37:22,790
‫و اگه کسی خواست کیف یا پولت رو بگیره
یا هر چی بده بهشون بره

604
00:37:23,598 --> 00:37:25,430
‫ولی عاشق اون موبایل لعنتی‌ـه

605
00:37:28,470 --> 00:37:30,052
‫یه کاریش می‌کنم

606
00:37:31,899 --> 00:37:35,376
‫همه حرف میزنن
ولی در واقع کاری نمی‌کنن

607
00:37:35,540 --> 00:37:37,196
‫من مثل بقیه نیستم

608
00:37:38,587 --> 00:37:39,774
‫خوبه

609
00:37:40,307 --> 00:37:41,641
‫پس یه کاری بکن

610
00:37:54,657 --> 00:37:55,860
‫حالش چطوره؟

611
00:37:56,345 --> 00:37:59,986
‫دستش شکسته

612
00:38:00,011 --> 00:38:01,611
‫بدنش کبوده

613
00:38:03,454 --> 00:38:05,005
‫عجب روزی

614
00:38:06,073 --> 00:38:07,274
‫آره

615
00:38:17,071 --> 00:38:19,477
‫- «رندال»
‫- این آدما به یکی نیاز دارن «بِت»

616
00:38:21,853 --> 00:38:23,712
‫بابای من یه اَبَرقهرمان بود

617
00:38:24,772 --> 00:38:27,282
‫اون مرد به معنای واقعی از
‫روز تولدم زندگیم رو نجات داد

618
00:38:27,682 --> 00:38:29,977
‫همیشه عمل می‌کرد

619
00:38:30,568 --> 00:38:32,040
‫هیچ‌وقت از پا ننشست

620
00:38:36,641 --> 00:38:38,876
<i>‫اون یه اَبَرقهرمان بود و بعد مُرد</i>

621
00:38:39,830 --> 00:38:42,131
<i>‫و از اون‌موقع همه‌مون داریم دست و پا میزنیم</i>

622
00:38:43,856 --> 00:38:46,189
<i>‫دست و پا میزنیم که هر طور شده
‫زنده نگه‌ـش داریم</i>

623
00:38:49,876 --> 00:38:52,993
<i>‫دست و پا میزنیم که راهی پیدا کنیم
‫که بهش حس نزدیکی کنیم</i>

624
00:39:10,227 --> 00:39:12,918
‫همیشه به خودم افتخار می‌کنم که
‫بخشی از وجود بابام تو وجودم‌ـه

625
00:39:13,180 --> 00:39:14,520
‫همیشه کردم

626
00:39:14,751 --> 00:39:16,655
‫ولی بابام از پا نمی‌نشست

627
00:39:17,657 --> 00:39:20,276
‫و بابام فقط تماس تلفنی نمی‌گرفت

628
00:39:20,657 --> 00:39:23,313
‫اگه این آقای عضو شورا
‫کارش رو انجام نمیده شاید من بتونم

629
00:39:27,278 --> 00:39:29,555
‫می‌خوام تو انتخابات باهاش رقابت کنم «بِت»

630
00:39:35,246 --> 00:39:37,095
‫امروز اخراج شدم «رندال»

631
00:39:56,454 --> 00:39:59,265
‫- سلام
‫- سلام

632
00:40:01,157 --> 00:40:04,616
‫گفتی مادرت پیش دوستش می‌مونه

633
00:40:04,641 --> 00:40:09,442
‫تو خیابون «همپتون» و الان
‫دیدم ماشین‌ـت اینجا پارک شده

634
00:40:12,970 --> 00:40:14,532
...واسه همین گفتم

635
00:40:19,384 --> 00:40:24,437
‫خیلی ببخشید چیزی نیاوردم
خیلی شرمنده‌ام که دست خالی اومدم

636
00:40:24,462 --> 00:40:28,327
نه . از دست تو و مامانم

637
00:40:28,352 --> 00:40:31,329
...هیچی . هیچی . فقط

638
00:40:31,907 --> 00:40:35,257
...باید به مامانت سلام کنم یا

639
00:40:35,282 --> 00:40:38,118
‫با دوستش رفت بیرون پیاده‌روی کنه

640
00:40:39,968 --> 00:40:42,485
‫ولی وقتی برگرده
‫خیلی دوست دارم ببینیش

641
00:40:44,095 --> 00:40:45,784
‫منم همینطور

642
00:40:51,126 --> 00:40:52,579
...خب ، اون پسره

643
00:40:54,813 --> 00:40:56,024
‫مال گذشته‌ست

644
00:40:58,126 --> 00:40:59,448
‫باشه

645
00:41:03,876 --> 00:41:05,023
...شرمنده اینجا به‌هم‌ریخته‌ست . ما

646
00:41:05,048 --> 00:41:09,110
...شام خوردیم . بعد دیگه -
نه . نه بابا . اشکال نداره -

647
00:41:13,048 --> 00:41:14,188
‫کوفته بود

648
00:42:16,470 --> 00:42:18,063
‫می‌خوای بریم یه دوری بزنیم؟

649
00:42:21,520 --> 00:42:22,977
‫کجا می‌خوای بری؟

650
00:42:26,817 --> 00:42:28,188
‫لس‌آنجلس

651
00:42:31,377 --> 00:42:33,048
‫- آره
‫- آره؟

652
00:42:33,073 --> 00:42:34,940
‫آره . بریم لس‌آنجلس

653
00:42:52,300 --> 00:42:53,300
مترجم : حسین
<font color=Red>‫(H o s s e i n T L)</font>

654
00:42:54,300 --> 00:42:55,300
‫مرجع دانلود فیلم و سریال با لینک مستقیم
دیبا مووی

