﻿1
00:00:01,543 --> 00:00:03,444
<font color="#ff0000"><i>‫آنچه که در سریال
: گذشت "This Is Us"</i></font>

2
00:00:03,478 --> 00:00:05,808
<i>‫لقاح مصنوعی جواب داد . حامله‌ شدم</i>

3
00:00:05,833 --> 00:00:08,849
<i>‫میدونی ، «رندال» برای شورای
شهر ‫رقیب انتخاباتی منه</i>

4
00:00:08,883 --> 00:00:12,019
<i>خب ، چند نفر رو ثبت‌نام کردی؟ -
حدود 200تا -</i>

5
00:00:12,053 --> 00:00:14,558
<i>‫فقط 20هزارتا دیگه لازم داری</i>

6
00:00:14,620 --> 00:00:17,558
<i>‫به همین زودیا دیگه اولین دوست‌پسرت میاد</i>

7
00:00:17,675 --> 00:00:20,144
<i>‫یا دوست‌دختر</i>

8
00:00:20,355 --> 00:00:21,862
<i>‫یا دوست‌دختر</i>

9
00:00:21,896 --> 00:00:24,425
<i>‫گردنبند اون رو داد بهم ، نه؟
‫یه معنایی پشتش هست</i>

10
00:00:24,472 --> 00:00:27,245
<i>‫من میرم ویتنام و از
داستان بابام سر درمیارم</i>

11
00:00:27,270 --> 00:00:28,941
<i>جک» ، خود خودتی؟»</i>

12
00:00:28,966 --> 00:00:30,337
<i>‫از اینجا می‌برمت</i>

13
00:00:31,506 --> 00:00:32,806
<i>‫2 هفته وقت داری</i>

14
00:00:32,841 --> 00:00:34,605
<i>‫باید میذاشتی همونجا بپوسم</i>

15
00:00:37,425 --> 00:00:38,675
‫همه هستن؟

16
00:00:46,816 --> 00:00:48,706
نیکی» ، بیا بازی»

17
00:00:56,531 --> 00:00:57,636
‫بیا

18
00:01:10,558 --> 00:01:11,745
<i>‫متوجه‌ام قربان</i>

19
00:01:11,770 --> 00:01:13,183
‫میدونم گفتین 2 هفته

20
00:01:13,208 --> 00:01:15,480
...امیدوار بودم یه‌کم انعطاف به خرج

21
00:01:16,308 --> 00:01:17,886
‫نه . نه . نه

22
00:01:17,942 --> 00:01:21,238
‫قربان ، اگه فقط چند روز دیگه
...وقت بهم بدین

23
00:01:22,659 --> 00:01:23,995
‫بله

24
00:01:24,185 --> 00:01:25,245
‫تمام

25
00:01:31,038 --> 00:01:33,740
‫هی ، همه‌جا دنبالت گشتم

26
00:01:34,400 --> 00:01:36,886
‫آره . خیلی حوصله پیدا شدن نداشتم

27
00:01:38,808 --> 00:01:41,019
‫خیلی‌خب ، بیا . می‌خوام ببرمت یه جایی

28
00:01:41,324 --> 00:01:42,558
‫نه . مرسی

29
00:01:43,283 --> 00:01:44,683
...هی «نیکی» ، من

30
00:01:44,812 --> 00:01:49,082
‫میدونم حتماً الان خیلی سخت‌ـت هست

31
00:01:49,117 --> 00:01:53,386
‫که بدون مواد بتونی اینجا
...بودن رو هضم کنی . من

32
00:01:54,058 --> 00:01:56,566
«چه تشخیص هوشیارانه‌ای دکتر «پیرسون

33
00:01:56,758 --> 00:02:01,194
‫واقعاً میگم ولی اگه ‫کار نظامی
با من نداری ‫دیگه مرخص میشم

34
00:02:01,229 --> 00:02:02,527
‫هی ، هی ، هی

35
00:02:02,552 --> 00:02:03,691
‫وایسا

36
00:02:04,597 --> 00:02:06,425
‫وایسا . وایسا دیگه

37
00:02:19,012 --> 00:02:20,472
‫کِیف کردی ، آره؟

38
00:02:30,659 --> 00:02:34,191
‫48 ساعت دیگه وقت دارم بچه‌جون

39
00:02:35,659 --> 00:02:36,909
‫همین

40
00:02:37,903 --> 00:02:40,495
‫بعد 48 ساعت برمیگردی پایگاه خودت

41
00:02:43,374 --> 00:02:45,300
‫بعدش رو نمیدونم چی میشه

42
00:02:54,620 --> 00:02:56,395
‫کجا می‌خواستی من رو ببری؟

43
00:02:57,900 --> 00:02:58,900
: رسانه‌ی اینترنتی نایت‌مووی تقدیم می‌کند
دیبا مووی

44
00:02:59,900 --> 00:03:04,400
<font color="#ff0000">"This Is Us"
فصل 3
قسمت 9 : یک شروع ، پایان شروع دیگری است</font>

45
00:03:05,400 --> 00:03:06,400
مترجم : حسین
<font color=Red>‫(H o s s e i n T L)</font>

46
00:03:10,003 --> 00:03:11,869
<i>‫خیلی‌خب ، بالاخره بارون قطع شد</i>

47
00:03:11,894 --> 00:03:14,456
‫خوبه . احتمالاً تا فردا میرسیم روستا

48
00:03:14,481 --> 00:03:16,027
‫- شاید
‫- آره

49
00:03:16,130 --> 00:03:17,886
‫یا شایدم جاده بسته بمونه

50
00:03:17,911 --> 00:03:20,339
‫و مجبور بشیم تا روز بعد
یا بعدترش منتظر بمونیم

51
00:03:20,812 --> 00:03:22,667
‫سعی کن شل کنی

52
00:03:24,598 --> 00:03:29,249
باشه ‫. آره . فقط میدونی؟
شل می‌کنم

53
00:03:29,290 --> 00:03:32,285
‫فقط مسئله اینه که غیرممکنه
خیلی رو اعصابه

54
00:03:32,320 --> 00:03:34,321
‫فقط 50 مایل با محل خدمت بابام فاصله داریم

55
00:03:34,355 --> 00:03:35,714
‫و اینجا گیر افتادیم

56
00:03:35,890 --> 00:03:37,784
‫میدونی ، انگار تو یکی از

57
00:03:37,959 --> 00:03:40,494
‫مستندهای «نتفلیکس» گیر افتادیم
‫اونی که اسمش «بمب‌افکن پیتزا» بود

58
00:03:40,528 --> 00:03:42,236
‫هی ، میان سرنخ‌ها رو بررسی می‌کنن

59
00:03:42,261 --> 00:03:44,558
‫تو هم باید نگاه کنی ، خب؟
چون دیگه قسمت آخره

60
00:03:44,583 --> 00:03:46,426
‫اونجایی که بالاخره می‌فهمی

61
00:03:46,567 --> 00:03:49,036
‫زن توی عکس که گردنبند بابام
گردنش بود کیه

62
00:03:49,070 --> 00:03:51,772
...و چطور باهاش آشنا شده و

63
00:03:51,806 --> 00:03:53,769
‫میدونی ، کل قضیه رو می‌فهمی

64
00:03:54,800 --> 00:03:59,175
‫یه ویژگی مستند اینه که نمی‌تونی به اجبار
پایان دلخواه خودت رو بهشون بدی

65
00:04:01,349 --> 00:04:02,683
‫آره . میدونم

66
00:04:09,902 --> 00:04:11,275
«سلام آقای «پیرسون

67
00:04:11,300 --> 00:04:12,699
‫- سلام
‫- می‌خواستم

68
00:04:12,724 --> 00:04:15,058
‫یه صبحونه مجانی بیارم
‫برای مهمون موردعلاقه‌ام

69
00:04:15,083 --> 00:04:16,697
‫- خیلی لطف کردی . خیلی ممنون
‫- مرسی

70
00:04:16,722 --> 00:04:20,086
‫و فکر هم نکن که اون سلفی بدون پیراهنی
که برای خواهرت می‌خوای یادم رفته

71
00:04:20,111 --> 00:04:21,464
‫فردا برات می‌گیرم

72
00:04:21,886 --> 00:04:22,931
‫یه خبر خوب براتون دارم

73
00:04:22,956 --> 00:04:24,667
‫جاده بالاخره باز شده

74
00:04:24,692 --> 00:04:26,613
‫فردا می‌تونم ببرم‌تون «سان‌جی» رو
نشون‌تون بدم

75
00:04:26,638 --> 00:04:28,709
‫- عالیه . خیلی عالی میشه . دمت گرم
‫- عالیه

76
00:04:28,743 --> 00:04:32,345
‫خیلی‌خب ، ماشین رو ساعت 8
...حاضر می‌کنم واسه همین

77
00:04:32,380 --> 00:04:34,144
‫یه ربع به 8 سلفی بدون پیراهن
رو برات می‌گیرم . گرفتم

78
00:04:34,169 --> 00:04:35,669
‫ردیف‌ـه ممنون

79
00:04:35,917 --> 00:04:37,642
«آقای مامان»

80
00:04:37,667 --> 00:04:39,921
‫«آقای مامان»

81
00:04:39,946 --> 00:04:41,355
‫محال‌ـه

82
00:04:42,464 --> 00:04:46,493
‫خیلی‌خب ، سونوگرافیت که عالی نشون میده

83
00:04:46,527 --> 00:04:47,699
‫دومین سونوگرافی خوب‌ـت هست

84
00:04:48,272 --> 00:04:51,341
‫نتایج آزمایش غیرتهاجمی‌ـت هم عادی بودن

85
00:04:51,386 --> 00:04:53,550
‫ناهنجاری کروموزومی نداری

86
00:04:53,847 --> 00:04:56,570
‫آزمایش جنسیت بچه رو هم معلوم کرد

87
00:04:56,658 --> 00:04:58,092
‫می‌خوای بدونی؟

88
00:04:58,661 --> 00:05:01,878
میگم صبر کنیم

89
00:05:03,542 --> 00:05:05,019
‫- غافلگیریش هم خوبه
‫- آره

90
00:05:05,050 --> 00:05:06,269
‫پس می‌خواین غافلگیر بشین

91
00:05:07,187 --> 00:05:09,121
‫حالا خبر کمتر خوب

92
00:05:09,511 --> 00:05:12,605
‫این کاری که بهم گفتی
‫شبه‌خوانندگی‌

93
00:05:12,630 --> 00:05:16,394
«شبه-اَدِل»
خودم رو شبیه «اَدِل» می‌کنم و می‌خونم

94
00:05:16,980 --> 00:05:18,370
‫- صحیح
‫- «شبه-اَدِل»

95
00:05:18,395 --> 00:05:21,199
‫گفتی که باعث میشه
‫زیاد تو ماشین بشینی

96
00:05:21,370 --> 00:05:23,497
بعضی‌وقت‌ها باید 3-2 ساعت
تو ماشین بشینی

97
00:05:23,600 --> 00:05:25,064
...آره . مشکلی داره یا

98
00:05:25,089 --> 00:05:26,956
‫دوست ندارم انقدر بشینی

99
00:05:27,558 --> 00:05:29,980
‫فشار خون‌ـت هنوز از اونی
‫که می‌خوام بالاتره

100
00:05:30,315 --> 00:05:33,011
‫ولی البته نمی‌تونم بهت بگم
کارِت رو ول کنی

101
00:05:35,074 --> 00:05:36,613
<i>‫اعلا</i>

102
00:05:36,638 --> 00:05:37,886
‫اعلا

103
00:05:37,997 --> 00:05:43,738
‫ا-ع-ل-ا

104
00:05:43,831 --> 00:05:45,206
جونم دختر

105
00:05:45,231 --> 00:05:48,324
‫امتحان دیکته‌ات رو می‌ترکونی قندعسل . ماشالا

106
00:05:48,349 --> 00:05:50,839
‫هی «رندال» ، یه لحظه میای؟

107
00:05:53,227 --> 00:05:54,394
‫بدبخت شدم

108
00:05:55,076 --> 00:05:56,242
‫شب‌بخیر عزیزم

109
00:05:56,378 --> 00:05:57,792
‫- شب‌بخیر بابا
‫- دوست‌ـت دارم

110
00:05:57,817 --> 00:05:58,909
‫منم دوست‌ـت دارم

111
00:06:03,771 --> 00:06:06,473
‫فردا با «سال براون» مناظره داری

112
00:06:06,507 --> 00:06:09,105
‫از صبح تا حالا 1بار هم حرفات رو مرور نکردی

113
00:06:09,130 --> 00:06:11,311
‫یه هفته‌ست از ستاد اومدم بیرون
‫از الان داری از زیر کار درمیری؟

114
00:06:11,345 --> 00:06:13,605
میدونی که لازم نبود از ستاد بری -
چرا ، لازم بود -

115
00:06:13,630 --> 00:06:15,534
‫و به صلاح جفت‌مون بود

116
00:06:15,877 --> 00:06:19,230
1000بار هم با شکلات معذرت‌خواهی کردی

117
00:06:19,377 --> 00:06:22,012
‫حالا باید تمرین کنی

118
00:06:22,156 --> 00:06:23,277
‫من ازت امتحان می‌گیرم

119
00:06:23,302 --> 00:06:24,956
‫مطمئنی اذیت نمیشی کمکم کنی؟

120
00:06:25,205 --> 00:06:28,437
‫خوشحال میشم کمک کنم به‌طور غیررسمی

121
00:06:28,462 --> 00:06:30,664
‫و به‌عنوان بهترین همسر دنیا

122
00:06:30,698 --> 00:06:33,824
‫عجب عنوانی هم داره
‫عنوان موردعلاقه منه

123
00:06:35,269 --> 00:06:36,291
«شب‌بخیر «تِس

124
00:06:36,316 --> 00:06:37,628
‫- شب‌بخیر
‫- هی «تِس»

125
00:06:37,772 --> 00:06:40,550
‫یادت باشه فردا مامان‌بزرگ
‫بعد کلاس ژیمناستیک میاد دنبالت

126
00:06:40,575 --> 00:06:41,942
‫که بیارت‌ـت مناظره

127
00:06:42,416 --> 00:06:44,909
‫- باشه
‫- شب‌بخیر نخود شیرین من

128
00:06:46,714 --> 00:06:49,199
‫نخودت یه‌کم شیرینیش رو از دست داده

129
00:06:49,224 --> 00:06:52,026
‫آره . یه چیزیش هست

130
00:06:52,051 --> 00:06:53,519
‫خیلی‌خب ، دیگه باید قطع کنم

131
00:06:53,587 --> 00:06:56,191
‫آره . مجبورمون می‌کنن
‫سر شب بخوابیم

132
00:06:56,941 --> 00:06:58,321
‫خیلی‌خب ، منم دوست‌ـت دارم مامان

133
00:06:58,738 --> 00:06:59,886
‫خدافظ

134
00:07:05,706 --> 00:07:06,917
دِژا» به مامانش زنگ میزنه؟»

135
00:07:06,942 --> 00:07:10,604
‫اصلاً خبر نداشتم . الان فهمیدم
نمیدونستم آشتی کردن

136
00:07:10,638 --> 00:07:12,316
‫باید باهاش حرف بزنیم

137
00:07:12,503 --> 00:07:14,441
‫باید بهش بگیم اینکه باهم ارتباط دارن
‫اشکالی نداره

138
00:07:14,475 --> 00:07:16,042
‫ولی ما هم نباید یادش بره ، نه؟

139
00:07:16,077 --> 00:07:18,105
‫- آره ولی وایسا . وایسا
‫- چیه؟

140
00:07:18,512 --> 00:07:20,425
‫باید روی حرفامون فکر کنیم

141
00:07:20,450 --> 00:07:22,691
‫تو هم باید روی این مناظره تمرکز کنی

142
00:07:22,716 --> 00:07:26,300
‫این خانواده نباید مانع
موفقیت فردای ‫تو بشه

143
00:07:26,402 --> 00:07:28,191
‫اعضای این خانواده همدیگر رو می‌کشن بالا

144
00:07:28,284 --> 00:07:29,542
‫می‌شنوی چی میگم؟

145
00:07:29,567 --> 00:07:30,683
‫می‌شنوم؟

146
00:07:30,925 --> 00:07:32,488
‫صدای موردعلاقه من تو دنیا تویی

147
00:07:32,513 --> 00:07:35,331
‫- بله که می‌شنوم
‫- خودت رو لوس نکن بابا . بیخیال

148
00:07:35,808 --> 00:07:38,566
‫- مالیات و آمار و ارقام شهر مهم‌ـه
‫- چشم خانم

149
00:07:47,715 --> 00:07:49,027
‫همینجاست

150
00:07:54,477 --> 00:07:57,105
‫اینجا حس می‌کنی جنگ ازت دوره

151
00:07:59,471 --> 00:08:01,191
‫ولی هنوزم هست

152
00:08:02,707 --> 00:08:03,808
آره ولی ببین

153
00:08:03,850 --> 00:08:06,118
‫ببین روستا از اینجا چقدر کوچیک به‌نظر میاد

154
00:08:06,316 --> 00:08:08,784
‫میدونی ، وقتی یه‌کم ازش فاصله می‌گیری

155
00:08:10,715 --> 00:08:12,723
‫این جنگ هم برای تو همین میشه

156
00:08:13,871 --> 00:08:14,885
‫برای ما

157
00:08:15,037 --> 00:08:17,941
‫تبدیل میشه به یه خاطره‌ی دور

158
00:08:21,084 --> 00:08:22,600
‫پس مأموریت‌مون رو انجام میدیم

159
00:08:23,366 --> 00:08:24,748
‫زنده می‌مونیم

160
00:08:25,522 --> 00:08:27,303
‫و بعد گورمون رو گم می‌کنیم

161
00:08:28,248 --> 00:08:32,510
‫ولی اگه روی مأموریت‌ـت تمرکز نکنی
نمی‌تونیم این‌کار رو بکنیم

162
00:08:34,319 --> 00:08:35,873
‫مأموریت کشتن‌ـه

163
00:08:37,681 --> 00:08:39,303
«نه «نیکی

164
00:08:40,188 --> 00:08:41,834
‫مأموریت رسیدن به خونه‌ست

165
00:08:56,412 --> 00:08:59,186
‫وسیله نقلیه‌ نمی‌تونه رد بشه
‫باقی راه رو باید راه بریم

166
00:08:59,975 --> 00:09:02,826
چقدر اینجا خوشگل‌ـه

167
00:09:03,280 --> 00:09:05,264
‫اردوگاه پدرت یه‌کم اونورتر از این پل‌ـه

168
00:09:05,289 --> 00:09:06,295
‫جدّی؟

169
00:09:06,320 --> 00:09:07,696
‫عمو «نیک»ـم هم اینجا خدمت کرده

170
00:09:07,988 --> 00:09:09,622
‫پیاده‌نظام 46ـم

171
00:09:09,688 --> 00:09:12,873
‫- در واقع اینجا مُرده
‫- خیلی متأسفم

172
00:09:14,241 --> 00:09:17,938
‫ببین ، یه زنی تو این عکسای قدیمی هست

173
00:09:17,972 --> 00:09:19,272
‫این بابام‌ـه

174
00:09:19,506 --> 00:09:21,156
‫به نظرت امکان داره هنوز اینجا باشه؟

175
00:09:21,182 --> 00:09:23,998
‫یه مردی اینجا هست که دوران جنگ
تو جوونی اینجا بوده

176
00:09:24,023 --> 00:09:25,959
یه‌جورایی تاریخ‌داخن این محل‌ـه

177
00:09:26,029 --> 00:09:27,296
‫قبول کرده امروز باهات حرف بزنه

178
00:09:27,321 --> 00:09:28,588
‫- جدّی؟
‫- آره

179
00:09:30,459 --> 00:09:33,991
...قسمت بعدی شروع می‌شود تا 5 ، 4 ، 3

180
00:09:35,071 --> 00:09:36,805
‫- مثلاً من «نتفلیکس»ـم
‫- گرفتم بابا

181
00:09:37,701 --> 00:09:40,428
‫شاید بتونی تا مقصدت راه بری

182
00:09:40,615 --> 00:09:42,592
‫و فقط کارهای خیلی نزدیک رو قبول کنی

183
00:09:42,826 --> 00:09:44,600
«انقدرها حق انتخاب ندارم «مدیسون

184
00:09:44,795 --> 00:09:47,311
‫آخه زیاد نیستن کسایی که
‫بخوان به یه زن غریبه پول بدن

185
00:09:47,336 --> 00:09:49,131
‫که مثل «اَدِل» لباس بپوشه و براشون بخونه

186
00:09:49,455 --> 00:09:52,557
‫و میدونم که متوقف کردن کار
درست‌ترین تصمیم‌ـه

187
00:09:52,817 --> 00:09:54,655
‫ولی کارم تنها چیزی بود که
‫تو دوران حاملگی باهاش

188
00:09:54,680 --> 00:09:56,233
‫می‌تونستم از استرس خلاص بشم

189
00:09:56,803 --> 00:09:58,092
‫پس بیا درستش کنیم

190
00:09:58,534 --> 00:10:00,535
‫فقط باید یه کار دیگه برات پیدا کنیم
که دوست داشته باشی

191
00:10:00,560 --> 00:10:02,506
‫و مجبورت نکنه چند ساعت تو ماشین بشینی

192
00:10:02,803 --> 00:10:05,569
خدای من ، الان اون اتفاق‌ـه که برای
مست‌ها میفته برام اتفاق افتاد

193
00:10:05,594 --> 00:10:07,162
‫- چی میگن بهش؟
‫- خماری؟

194
00:10:07,187 --> 00:10:08,436
‫یه چیزی به ذهنم خطور کرد

195
00:10:08,686 --> 00:10:10,006
«مارتین ون بیورن»

196
00:10:10,711 --> 00:10:12,345
‫ببین ، دوران پُراسترسی رو پشت‌سر میذارم

197
00:10:12,370 --> 00:10:13,603
‫- ولی نمی‌خوام نامزد انتخابات بشم
‫- نه

198
00:10:13,628 --> 00:10:16,061
‫تو دبیرستان «ون بیورن» مرکز شهر
داوطلبانه کار می‌کنم

199
00:10:16,342 --> 00:10:18,725
‫نیاز فوری دارن به یه معلم گروه کُر

200
00:10:18,750 --> 00:10:20,194
‫آقای «فیچ» رو اتوبوس زده

201
00:10:20,219 --> 00:10:21,631
‫- نه
‫- نه . چیزیش نشده

202
00:10:21,675 --> 00:10:25,006
‫اون تو یه اتوبوس دیگه بوده
2تا اتوبوس به هم خوردن

203
00:10:25,834 --> 00:10:27,741
‫الان به مدیر اونجا ایمیل میزنم

204
00:10:27,766 --> 00:10:29,553
‫خیلی کارمون گیره
‫عاشقت هم میشن

205
00:10:33,748 --> 00:10:35,467
‫خیلی‌خب ، یادت باشه
‫باید تمرکزمون روی

206
00:10:35,492 --> 00:10:36,998
‫داستان‌های شخصی باشه ، خب؟

207
00:10:37,155 --> 00:10:40,387
«به حقایق و ارقام یه اشاره کوتاه کن «رندال -
باشه -

208
00:10:40,547 --> 00:10:41,553
هی

209
00:10:41,578 --> 00:10:43,014
اشاره کوتاه حقایق و ارقام . تکرار کن

210
00:10:43,039 --> 00:10:44,686
هی ، تو چی‌کار می‌کنی اونجا؟

211
00:10:44,714 --> 00:10:46,600
‫استوری اینستات ترکونده؟

212
00:10:46,625 --> 00:10:49,209
‫هی «جِی‌وون» ، میشه دخترها
رو ببری بشونی روی صندلی‌شون؟

213
00:10:49,623 --> 00:10:51,201
‫البته . بیاین خانم‌ها

214
00:10:51,436 --> 00:10:52,571
‫10 دقیقه دوستان

215
00:10:52,572 --> 00:10:55,694
‫«انی» ، می‌تونی «لحظه تعیین‌کننده
‫زندگی شغلی» رو هجی کنی؟

216
00:10:58,139 --> 00:10:59,139
‫چشمات رو ببند

217
00:10:59,164 --> 00:11:00,998
...بِت» ، می‌خوام» -
‫- چشمات رو ببند

218
00:11:04,362 --> 00:11:08,100
‫می‌خوام خودت رو اونجا در حال
‫ترکوندن تصور کنی

219
00:11:08,126 --> 00:11:09,405
‫تو حاضری

220
00:11:09,862 --> 00:11:11,686
‫با این کت و شلوار مثل سگ خوشتیپ شدی

221
00:11:12,018 --> 00:11:14,701
‫و تو برای این‌کار متولد شدی

222
00:11:15,523 --> 00:11:18,342
‫هر چی بهت انداختن
‫می‌خوام جوابش رو بدی

223
00:11:18,473 --> 00:11:19,640
«مثل «سرنا
<font color="#ff8000">(تنیس‌باز آمریکایی)</font>

224
00:11:20,092 --> 00:11:23,881
‫تو محکمی . باوقاری

225
00:11:23,906 --> 00:11:25,795
‫و بیشترین آمادگی رو داری

226
00:11:26,353 --> 00:11:27,522
‫می‌بینی؟

227
00:11:28,998 --> 00:11:31,397
‫بیشتر دارم «سرنا ویلیامز» رو
‫با لباس مشکیش می‌بینم

228
00:11:31,422 --> 00:11:33,523
‫ولی آره ، نه . ممنون

229
00:11:34,194 --> 00:11:35,444
‫می‌بینم

230
00:11:36,044 --> 00:11:37,186
‫خوبه

231
00:11:38,905 --> 00:11:42,537
‫خیلی هیجان دارم ‫که قراره
بابات رو روی صحنه مذاکره ببینم

232
00:11:43,983 --> 00:11:45,741
‫حقیقتش یه‌کم هم استرس دارم

233
00:11:46,686 --> 00:11:49,303
‫با اینکه لازم نیست کاری کنم
جز نشستن و تماشا کردن

234
00:11:52,632 --> 00:11:54,334
‫سال تحصیلی چطور می‌گذره؟

235
00:11:55,105 --> 00:11:56,412
‫- خوبه
‫- جدّی؟

236
00:11:58,272 --> 00:11:59,381
‫مدرسه راهنمایی

237
00:12:00,803 --> 00:12:02,569
‫راهنمایی رو یادم‌ـه

238
00:12:03,936 --> 00:12:06,670
خدایا ، همیشه نگران جوش‌هام بودم

239
00:12:08,843 --> 00:12:10,381
‫برای تو خوب می‌گذره؟

240
00:12:11,330 --> 00:12:12,983
‫مشکلی نداری؟

241
00:12:15,735 --> 00:12:17,045
‫عمه «کِیت» بهت گفته

242
00:12:18,419 --> 00:12:19,701
‫چی رو بهم گفته؟

243
00:12:25,380 --> 00:12:26,608
‫گفت

244
00:12:32,366 --> 00:12:36,781
به پدر و مادرم هم گفته؟ -
نه . البته که نگفته عزیزم -

245
00:12:36,806 --> 00:12:39,303
‫اصلاً . اینم مطمئن باش
‫به من گفت چون

246
00:12:39,328 --> 00:12:44,116
‫اون اونطرف کشورـه و می‌خواست
یکی که نزدیک‌ـه مراقب‌ـت باشه

247
00:12:44,345 --> 00:12:45,553
‫همین

248
00:12:47,997 --> 00:12:52,162
‫میدونی ، امروز اوضاع خیلی با گذشته فرق داره

249
00:12:53,397 --> 00:12:56,139
‫همین 10 سال پیش دوستای خوبم
«جیم» و «پائول»

250
00:12:56,164 --> 00:12:58,564
...می‌خواستن -
‫- مامان‌بزرگ ، نمی‌خوام درباره‌اش حرف بزنم

251
00:12:59,241 --> 00:13:02,045
‫اگه می‌خواستم درباره‌اش باهات
‫حرف بزنم خودم می‌گفتم

252
00:13:04,889 --> 00:13:05,936
‫باشه

253
00:13:06,468 --> 00:13:08,866
‫ببخشید . متوجه‌ام

254
00:14:08,934 --> 00:14:10,055
‫خب ، اولین اجرای تکی

255
00:14:10,080 --> 00:14:12,375
‫کل مدرسه به من زل زده بودن

256
00:14:12,410 --> 00:14:15,805
"‫فکر کنم آهنگ "Fly Away ‫Home
بود "I Believe I Can Fly" یا

257
00:14:15,977 --> 00:14:17,578
‫یادم نیست . بالاخره یه پرواز توش داشت

258
00:14:17,603 --> 00:14:19,137
‫خلاصه من رفتم جلو

259
00:14:19,162 --> 00:14:22,078
‫دهنم رو باز کردم و به کل یادم رفت

260
00:14:22,103 --> 00:14:23,148
‫- نه بابا
‫- جون تو

261
00:14:23,173 --> 00:14:26,469
‫البته منم اولین چیزی که به ذهنم رسید
‫رو خوندم . آهنگ "Wind Beneath My Wings"

262
00:14:26,494 --> 00:14:29,263
‫- اینم پرواز داره
‫- اینم پرواز داشت . آره

263
00:14:30,602 --> 00:14:33,695
‫ببینین ، دبیرستان برام خیلی سخت بود

264
00:14:33,805 --> 00:14:38,031
‫ولی خوندن تنها چیزی بود
که ‫هر روز مشتاقش بودم

265
00:14:39,077 --> 00:14:41,745
‫واسه همین خیلی دوست دارم
‫اون شخص باشم برای این بچه‌ها

266
00:14:41,770 --> 00:14:43,242
‫میدونی ، می‌تونم جایی رو براشون
...فراهم کنم که

267
00:14:43,267 --> 00:14:45,891
‫ببین «کِیت» ، به نظرم عالی میشی

268
00:14:46,468 --> 00:14:49,725
‫- جدّی؟
‫- بیا از سابقه‌ات حرف بزنیم

269
00:14:49,750 --> 00:14:52,000
‫- باشه
‫- کدوم دانشگاه رفتی؟

270
00:14:52,930 --> 00:14:55,484
‫دانشگاه سختی‌های زندگی ، کلاس 98

271
00:14:56,766 --> 00:14:58,492
‫مدرک دانشگاهی نداری؟

272
00:14:58,894 --> 00:15:00,781
...نه یعنی

273
00:15:01,363 --> 00:15:03,195
‫رفتم ولی تمومش نکردم

274
00:15:03,349 --> 00:15:04,680
‫خیلی متأسفم

275
00:15:05,366 --> 00:15:08,633
‫نمی‌تونم کسی رو بدون مدرک
‫دانشگاهی استخدام کنم

276
00:15:08,658 --> 00:15:10,172
<i>...آئین‌نامه دولت</i>

277
00:15:10,862 --> 00:15:16,063
‫پس حتی تغییر این رقم تا 3درصد ‫هم
طی 2 سال باعث تسویه بدهی‌های ما میشه

278
00:15:16,266 --> 00:15:17,859
«پس در جواب سوالت «آلیشا

279
00:15:17,884 --> 00:15:20,986
‫بازدهی در خرج و مصرف عواید
‫مالیاتی مشکل بسیار بزرگی‌ـه

280
00:15:21,273 --> 00:15:23,852
‫نام مجری ما «الیسا» هست

281
00:15:24,234 --> 00:15:27,523
‫مجری برجسته اخبار ساعت 6

282
00:15:27,548 --> 00:15:29,695
‫ببخشید . میدونستم
‫اشتباه لفظی بود

283
00:15:29,720 --> 00:15:32,321
‫شاید باید اینجا زندگی کنی
‫تا تلفظش رو یاد بگیری

284
00:15:34,914 --> 00:15:39,444
‫بسیارخب ، من هر شب برنامه‌ات
«رو گوش میدم «الیسا

285
00:15:39,469 --> 00:15:42,289
‫وقتی داره میره خونه‌اش
«تو «آلپاین» «نیوجرسی

286
00:15:43,946 --> 00:15:45,513
‫دیگه لازم نیست بگم

287
00:15:45,781 --> 00:15:48,039
«ولی سخنرانی اعداد و ارقام پروفسور «پیرسون

288
00:15:48,064 --> 00:15:51,250
‫به عبارت ساده‌تر میشه اینکه
‫می‌خواد مالیات‌تون رو زیاد کنه

289
00:15:51,275 --> 00:15:53,289
‫نه . من...من این رو نگفتم

290
00:15:53,314 --> 00:15:54,813
‫پس مالیات زیاد نمیشه؟
‫تضمین می‌کنی؟

291
00:15:54,838 --> 00:15:56,039
‫میگم اگه روی مردم‌مون

292
00:15:56,064 --> 00:15:57,578
...سرمایه‌گذاری کنیم -
‫- مرسی

293
00:15:57,715 --> 00:16:01,151
‫خوشحالم که بحث سرمایه‌گذاری
‫روی مردم رو پیش کشیدی

294
00:16:01,388 --> 00:16:03,523
‫چون چیزیه که برای من خیلی مهم‌ـه

295
00:16:12,304 --> 00:16:13,914
‫حال و احوال؟ بله

296
00:17:35,732 --> 00:17:36,922
‫چی‌کار می‌کنی؟

297
00:17:39,470 --> 00:17:40,641
‫نئشه‌ای؟

298
00:17:49,587 --> 00:17:51,023
‫از کجا مواد گیر آوردی؟

299
00:17:55,047 --> 00:17:56,484
‫مهم نیست

300
00:17:58,129 --> 00:17:59,789
‫دوباره پاکت می‌کنم

301
00:18:01,531 --> 00:18:03,688
‫از بدن‌ـت خارجش می‌کنیم
‫یالا پاشو . وایسا

302
00:18:04,001 --> 00:18:05,609
‫پاشو . یالا . سرپا

303
00:18:05,869 --> 00:18:07,805
‫- نه . نه
‫- بیا

304
00:18:07,924 --> 00:18:12,367
«نه . نمی‌خوام پاک بشم «جک

305
00:18:13,911 --> 00:18:15,828
‫وقتی پاکم دوباره حقایق رو می‌بینم

306
00:18:19,825 --> 00:18:22,320
‫من نمی‌تونم مأموریت رو تموم کنم

307
00:18:26,791 --> 00:18:28,047
‫دنبالم نیا

308
00:18:43,981 --> 00:18:47,090
‫خیلی دوست داشتم
معلم گروه کُر بشم

309
00:18:48,473 --> 00:18:50,441
‫فقط به‌خاطر هشت واحد از دستش دادم

310
00:18:51,254 --> 00:18:53,441
‫شاید قرار نیست الان کلاً کار کنی

311
00:18:54,340 --> 00:18:56,580
‫به مشوقانه‌ترین طرز ممکن گفتم

312
00:18:56,615 --> 00:18:59,097
‫اصلاً هم منظوری نداشتم
و بلافاصله از حرفم پشیمون شدم

313
00:18:59,613 --> 00:19:00,925
‫پس خوشحالی که استخدام نشدم

314
00:19:00,950 --> 00:19:07,340
‫نه . البته که نه . فقط به نظرم
‫شاید این مدت رو باید در آرامش باشی

315
00:19:07,972 --> 00:19:09,808
توبی» ، نمی‌تونم در آرامیش باشم»

316
00:19:10,152 --> 00:19:12,230
‫باید کارهای دیگه‌ای تو زندگیم داشته باشم

317
00:19:12,425 --> 00:19:14,761
‫نمی‌تونم همینجوری بشینم
‫و منتظر اومدن بچه بشم

318
00:19:14,786 --> 00:19:18,152
‫چون باور ندارم به اینکه به دنیا میاد

319
00:19:19,707 --> 00:19:22,605
‫بیخیال . سونوگرافی خوب بوده
‫عالی داری پیش میری

320
00:19:22,630 --> 00:19:24,199
‫هیچ اتفاقی نمیفته

321
00:19:24,793 --> 00:19:26,761
‫پس چرا می‌خوای جنسیت بچه رو ندونیم؟

322
00:19:28,168 --> 00:19:30,207
‫چون غافلگیری دوست داریم

323
00:19:30,415 --> 00:19:32,316
توب» ، ما از غافلگیری متنفریم»

324
00:19:32,941 --> 00:19:34,406
‫تولد «مدیسون» یادت نیست که اون یارو

325
00:19:34,431 --> 00:19:35,754
‫از تو کیک پرید بیرون
‫و تو یه‌کم به خودت شاشیدی؟

326
00:19:35,779 --> 00:19:38,881
‫بابا آدم که نباید تو شیرینی و غذا باشه خب

327
00:19:38,906 --> 00:19:43,347
‫قبول کن . نمی‌خوایم بدونیم
‫دختره یا پسر چون بدجور می‌ترسیم

328
00:19:44,149 --> 00:19:46,543
‫و نمی‌خوایم درباره‌اش حرف بزنیم
چون بدجور می‌ترسیم

329
00:19:49,413 --> 00:19:50,513
‫«کِیت»

330
00:19:50,742 --> 00:19:54,261
‫میدونی ، ولش کن
بیا غذامون رو بخوریم

331
00:19:57,402 --> 00:20:01,449
‫ایستگاه‌هایی هم تو منتطقه‌مون بوددن
که ‫یهو غیب‌شون زد

332
00:20:01,594 --> 00:20:03,074
سال براون» هم هیچ‌کاری نکرد»

333
00:20:03,199 --> 00:20:06,350
‫بازم «رندال پیرسون» داره کارهای
‫من رو اشتباه به عرض‌تون میرسونه

334
00:20:06,384 --> 00:20:11,582
‫نه . با کمال احترام خودم دیدم که مستأجرهام
خسته و کوفته چندین کیلومتر از سر کار تا خونه میان

335
00:20:11,625 --> 00:20:12,730
‫و توش هم چون و چرا نیست

336
00:20:12,755 --> 00:20:16,246
‫می‌خواستن به کل جاده 112 رو حذف کنن

337
00:20:16,464 --> 00:20:19,894
‫من اداره راه و ترابری رو راضی کردم
‫که به جاش چندتا ایستگاه رو ادغام کنن

338
00:20:19,919 --> 00:20:22,550
‫که مردم یه چیزی براشون بمونه
‫جای هیچی

339
00:20:24,058 --> 00:20:25,504
‫این رو میدونستی؟

340
00:20:26,129 --> 00:20:27,457
‫نه . نمیدونستم

341
00:20:27,482 --> 00:20:30,117
«تعجبی هم نداره از «آلپاین
‫در جریان همه اتفاقات اینجا قرار بگیری

342
00:20:31,050 --> 00:20:33,011
...بازم «آلپاین» رو کشیدی وسط بابا . تو

343
00:20:41,404 --> 00:20:44,514
...شما همه
‫همه‌تون آگهی تبلیغاتی من رو دیدین

344
00:20:46,525 --> 00:20:49,623
‫میدونین که یه خانواده سفیدپوست
‫در «پیتزبورگ» من رو به سرپرستی گرفت

345
00:20:49,648 --> 00:20:52,037
‫با کمال احترام نمیدونم تربیت‌ـت

346
00:20:52,062 --> 00:20:54,662
‫چه ربطی به بالا و پایین کردن
‫بودجه یا مالیات شهر داره

347
00:20:54,687 --> 00:20:56,631
‫حقیقتش همه ربطی بهش داره

348
00:20:56,656 --> 00:20:58,858
‫- حقیقتش نداره
‫- نه . حقیقتش داره

349
00:20:58,883 --> 00:21:03,108
«تو حرفت رو زدی برادر «براون
‫اگه میشه بذار منم حرفم رو بزنم

350
00:21:08,356 --> 00:21:13,404
‫همونطور که می‌گفتم یه خانواده سفیدپوست
در «پیتزبورگ» من رو به سرپرستی گرفتن

351
00:21:14,631 --> 00:21:18,670
‫میدونم چه حسی داره که ملت جوری نگات کنن
که انگار به اونجا تعلق نداری

352
00:21:19,428 --> 00:21:22,498
...که نبینن‌ـت . که ناچیز بدونن‌ـت

353
00:21:25,975 --> 00:21:28,432
‫اینا رو میگی که مثلاً بگی
‫نامزد بهتری هستی

354
00:21:28,466 --> 00:21:30,061
‫چون تو بچگی نادیده گرفتن‌ـت؟

355
00:21:30,086 --> 00:21:31,902
‫دلیل بهتر بودنم نادیده گرفته شدن
من نیست

356
00:21:31,937 --> 00:21:34,873
‫آقای «براون» ، دلیلش اینه که
‫منطقه 12 نادیده گرفته شده

357
00:21:40,683 --> 00:21:44,358
‫همه‌ی شما نادیده گرفته شدین
‫و قدرتون دونسته نشده

358
00:21:44,383 --> 00:21:46,518
‫و دست‌کم گرفته شدین توسط این عضو شورا

359
00:21:46,543 --> 00:21:49,701
‫که فکر می‌کنه می‌تونه بهتون بی‌محلی کنه
‫تا اینکه وقت انتخابات برسه

360
00:21:49,788 --> 00:21:53,078
‫بعدم بیاد روی این صحنه
...4تا حرف بزنه انگار یه

361
00:21:59,658 --> 00:22:01,006
‫میدونین چیه؟

362
00:22:17,691 --> 00:22:22,334
‫من صورت‌جلسات 4 جلسه علنی آخر
‫شورای شهر رو خوندم ، خب؟

363
00:22:23,567 --> 00:22:30,890
نوامبر» پارسال «الین والاس» درباره»
‫آب مدرسه‌ی پسرش شکایت کرده

364
00:22:31,252 --> 00:22:32,990
‫- درسته؟ بله
‫- آره . آره

365
00:22:33,652 --> 00:22:35,342
سال» هم گفت بهش رسیدگی می‌کنه»

366
00:22:35,599 --> 00:22:37,209
‫از این حرف بیشتر از 1 سال می‌گذره

367
00:22:38,420 --> 00:22:40,990
جیمز والاس» بهش گفت که»
‫محله‌شون رو برف‌روبی نمی‌کنن

368
00:22:41,072 --> 00:22:42,553
‫حتی نمی‌تونست برسه سر کار

369
00:22:42,794 --> 00:22:45,912
3بار دیگه هم برگشت که شکایتش رو بگه

370
00:22:45,937 --> 00:22:47,838
‫- درسته . خودم گفتم
‫- ممنون جناب

371
00:22:48,662 --> 00:22:52,662
هلن فارمر» حتی نتونست یه چاله‌ی»
‫10 ماهه رو درست کنه

372
00:22:52,897 --> 00:22:56,529
گِرِیس رایت» نتونست کاری کنه»
‫تو ساختمونش یه رمپ کار بذارن

373
00:22:56,570 --> 00:22:59,029
‫این لیست ته نداره

374
00:22:59,842 --> 00:23:02,975
‫«بهش رسیدگی می‌کنم»هاش ته نداره

375
00:23:05,511 --> 00:23:06,779
...من

376
00:23:08,112 --> 00:23:10,014
‫این کار پیچیده‌ای‌ـه

377
00:23:10,578 --> 00:23:12,381
‫و خیلی چیزها باید یاد بگیرم

378
00:23:12,815 --> 00:23:14,319
‫ولی این رو بهتون قول میدم

379
00:23:15,507 --> 00:23:17,639
هیچ‌وقت نمیذارم 8تا ایستگاه
اتوبوس‌تون رو بردارن

380
00:23:17,664 --> 00:23:19,553
‫که 3تا براتون بذارن بمونه

381
00:23:22,962 --> 00:23:27,215
‫شونه به شونه‌تون می‌جنگم برای مدارس بهتر

382
00:23:27,240 --> 00:23:29,717
‫مسکن‌سازی مناسب و فرصت‌های شغلی بیشتر

383
00:23:31,942 --> 00:23:35,578
‫می‌جنگم برای اینکه مطمئن بشم
‫برف‌روبی‌تون انجام میشه

384
00:23:35,603 --> 00:23:39,326
‫تو زمستون . اگر هم انجام نشد
‫فقط نمیام «بهش رسیدگی کنم»

385
00:23:39,351 --> 00:23:42,406
‫به خدا قسم که خودم میام
‫و با شما پارو میزنم

386
00:23:47,201 --> 00:23:48,694
‫یه فرصت بهم بدین

387
00:23:49,364 --> 00:23:51,766
‫یه فرصت بدین به مردی که پارو دستش‌ـه

388
00:23:52,245 --> 00:23:54,873
‫یه فرصت ، یه فرصت

389
00:23:55,764 --> 00:23:59,349
‫یه فرصت...یه فرصت بدین

390
00:24:08,497 --> 00:24:11,802
‫غذای محشری بود ، مگه نه «کِو»؟

391
00:24:11,810 --> 00:24:13,598
‫معرکه و عالی

392
00:24:17,481 --> 00:24:20,084
‫اگه اشکالی نداره می‌خوام
یه چیزی رو نشونت بدم

393
00:24:27,653 --> 00:24:29,933
‫- این مرد پدرت‌ـه؟
‫- آره . آره . آره

394
00:24:29,958 --> 00:24:35,075
‫اون بابام‌ـه . وقتی تو ویتنام بوده
یه مدتی تو این روستا بوده

395
00:24:40,848 --> 00:24:44,709
‫پدرش هر هفته از فنس‌ها یواشکی میومده
تو که به خودش و مادرش سر بزنه

396
00:24:46,028 --> 00:24:47,512
‫پدرت «ویت‌کنگ» بوده؟

397
00:24:48,177 --> 00:24:49,413
«ویت‌کنگ»

398
00:24:49,981 --> 00:24:52,223
‫پدرهامون باهم جنگیدن

399
00:25:01,353 --> 00:25:02,708
‫می‌شناسیش؟

400
00:25:05,856 --> 00:25:07,770
‫نه . نه

401
00:25:08,841 --> 00:25:11,402
‫خب ، این زنه چی؟

402
00:25:12,106 --> 00:25:14,926
‫پدرم هیچ‌وقت ازش حرف نزد
‫ولی این‌همه ازش عکس داره

403
00:25:14,951 --> 00:25:16,223
‫اون رو می‌شناسی؟

404
00:25:24,968 --> 00:25:27,427
‫نمی‌شناسدش . اینجا زندگی نمی‌کنه

405
00:25:30,500 --> 00:25:32,100
اون ناامید شده

406
00:25:32,256 --> 00:25:33,278
‫آره

407
00:25:41,900 --> 00:25:43,534
‫چی گفت؟

408
00:25:43,747 --> 00:25:47,550
‫تو تلویزیون آمریکا هستی
مردم رو می‌خندونی

409
00:25:49,161 --> 00:25:50,769
‫آره . آره . آره

410
00:25:50,794 --> 00:25:52,028
‫یه چیز تو همین مایه‌ها . آره

411
00:25:52,053 --> 00:25:54,133
‫میشه...مطمئنی؟
‫1بار دیگه نگاه کن

412
00:26:03,770 --> 00:26:05,581
‫پدرم یه‌جورایی بازیگر بود

413
00:26:05,606 --> 00:26:07,892
‫به‌خاطر اینکه خیلی خوب تظاهر می‌کرد

414
00:26:08,114 --> 00:26:11,429
‫وقتی یواشکی میومد دیدن‌مون
‫بهمون نمی‌گفت سربازـه

415
00:26:11,463 --> 00:26:13,067
‫و داره تو یه جنگ مرگبار می‌جنگه

416
00:26:20,747 --> 00:26:23,140
‫می‌گفت داره سرزمین‌های دور رو می‌گرده

417
00:26:23,333 --> 00:26:24,609
‫سرزمین‌های رویایی

418
00:26:24,814 --> 00:26:26,052
‫دنیاهای دیگه

419
00:26:35,997 --> 00:26:38,456
‫جاهای سحرآمیزی رو توصیف می‌کرد

420
00:26:38,848 --> 00:26:42,005
‫جاهایی که آسمونشون سبز بود
و حیوانات حرف میزدن

421
00:26:47,247 --> 00:26:50,020
‫بازیگر خوبی بود . شاید مثل تو

422
00:27:10,388 --> 00:27:13,630
‫پدرهامون دشمن بودن
‫ولی خیلی باهم فرق نداشتن

423
00:27:14,184 --> 00:27:15,973
‫جفت‌شون داستان جنگ‌شون رو مخفی کردن

424
00:27:16,194 --> 00:27:18,731
‫جفت‌شون به‌خاطر بچه‌هاشون
تظاهر کردن حال‌شون خوبه

425
00:27:28,607 --> 00:27:29,997
‫و حالا ما اینجا نشستیم

426
00:27:30,642 --> 00:27:34,221
‫خوشحال سلامت و در جایی که

427
00:27:34,246 --> 00:27:36,067
‫یه زمانی پدرهامون توش جنگیدن
غذا می‌خوریم

428
00:27:50,208 --> 00:27:52,263
‫شاید جوابی نباشه که دنبالش می‌گردی

429
00:27:53,177 --> 00:27:55,927
‫ولی شاید جواب یه چیز بزرگتر از اونه

430
00:28:03,168 --> 00:28:04,763
‫آره . شاید

431
00:28:08,677 --> 00:28:09,911
‫ممنون

432
00:28:11,481 --> 00:28:13,739
‫بفرمایین . ببخشید . این آخری‌ـه

433
00:28:15,817 --> 00:28:19,341
باورم نمیشه همه
‫آگهی‌ها رو پخش کردیم

434
00:28:19,660 --> 00:28:20,817
‫آره

435
00:28:38,305 --> 00:28:40,254
‫مچم درد می‌کنه

436
00:28:41,216 --> 00:28:44,036
‫و گردنم ‫و کمرم

437
00:28:44,778 --> 00:28:47,223
‫این دردها رو از حدود 20 سالگی دارم

438
00:28:49,395 --> 00:28:55,001
‫از نظرم دلیلش اینه که
‫قبلاً احساساتم رو به قدری

439
00:28:55,026 --> 00:28:59,731
‫سرکوب می‌کردم که شروع کرد
‫به مریض کردن بدنم

440
00:29:03,263 --> 00:29:04,755
‫یه بچه از دست دادم

441
00:29:06,559 --> 00:29:08,231
‫تو اعماق وجودم دفنش کردم

442
00:29:09,672 --> 00:29:11,466
‫هیچ‌وقت درباره‌اش حرف نزدم

443
00:29:14,645 --> 00:29:17,114
‫از شوهرم هم یه رازهایی رو پنهون کردم

444
00:29:17,149 --> 00:29:18,833
‫همینطور از پدر تو

445
00:29:20,880 --> 00:29:22,263
‫ولی خودت میدونی

446
00:29:22,921 --> 00:29:24,321
‫بهش افتخار نمی‌کنم

447
00:29:26,958 --> 00:29:34,544
‫اولش با سردرد یا دل‌پیچه شروع شد

448
00:29:35,225 --> 00:29:41,874
‫ولی درنهایت کم‌کم درد رسید
به مغز استخونام

449
00:29:43,372 --> 00:29:45,694
‫و نمی‌خوام تو هم اینجوری بشی عزیزدلم

450
00:29:47,155 --> 00:29:51,005
‫نمیگم باید بری و ‫صحبتی
که آمادگیش رو نداری بکنی

451
00:29:51,030 --> 00:29:54,919
‫با پدر و مادرت وقتی حرف بزن
‫که به نظرت وقتش بود

452
00:29:57,577 --> 00:30:01,158
‫تو اولین نوه‌ی منی
‫منم خیلی دوست‌ـت دارم

453
00:30:01,468 --> 00:30:03,961
‫فقط نمی‌خوام تبدیل بشی به
‫یه پیرزن مثل من

454
00:30:03,995 --> 00:30:08,999
‫که تو کیفش ایبوپروفن
‫مثل نقل و نبات پیدا میشه

455
00:30:12,804 --> 00:30:14,100
‫به «هاروارد» خوش اومدی

456
00:30:14,413 --> 00:30:18,676
‫یا «هاروارد» «سن فرناندو ولی»
‫یا کالج «انسینو کامیونیتی»

457
00:30:19,171 --> 00:30:20,475
‫اینجا چی‌کار داریم؟

458
00:30:20,712 --> 00:30:21,882
...خب

459
00:30:22,070 --> 00:30:23,904
‫همیشه می‌گفتی که می‌خواستی
‫تحصیلت رو تموم کنی

460
00:30:24,952 --> 00:30:26,718
‫به نظرم زمانش الانه

461
00:30:27,526 --> 00:30:31,530
‫ببین ، میدونم که جفت‌مون ترسیدیم

462
00:30:32,397 --> 00:30:35,860
‫ولی باور نداشتن به تولد بچه
‫ترسناکیش رو کمتر نمی‌کنه

463
00:30:35,894 --> 00:30:39,864
‫و اگر هم مشکلی پیش اومد
‫دردش رو کمتر نمی‌کنه

464
00:30:41,100 --> 00:30:43,100
‫حق با توئه . نمی‌کنه

465
00:30:43,515 --> 00:30:45,970
‫«کِیت» ، ما پدر و مادر میشیم

466
00:30:46,218 --> 00:30:48,458
‫6 ماه وقت داریم که
یه‌کم ورجه‌وورجه کنیم

467
00:30:48,483 --> 00:30:51,508
‫بعدش زندگی‌مون میشه
‫عن و چرت زدن

468
00:30:51,543 --> 00:30:54,478
‫و نگو که زندگی من همین الانشم
‫عن و چرت زدنه با اینکه هست

469
00:30:55,649 --> 00:30:56,949
‫ببین ، این مدرک رو می‌گیری

470
00:30:57,100 --> 00:30:59,679
‫و به نظرم اینجوری یه پرونده
رو می‌بندی ‫که خیلی وقت‌ـه بازه

471
00:30:59,704 --> 00:31:01,538
‫بهتر از اون...به نظرم لبخند میاره رو لب‌ـت

472
00:31:02,015 --> 00:31:05,356
‫و وقتی لبخند میزنی
دنیا جای بهتری میشه . دیدی؟

473
00:31:05,390 --> 00:31:06,891
‫الان دنیا یه‌کم بهتر شد

474
00:31:07,382 --> 00:31:09,360
‫و این همون لبخندی‌ـه که
می‌خوام روی لب‌ـت باشه

475
00:31:09,394 --> 00:31:11,475
‫وقتی از این به بعد راجبه
بچه‌مون حرف میزنیم

476
00:31:11,500 --> 00:31:14,569
‫همون لبخندی‌ـه که بچه‌مون
از تو به ارث می‌بره

477
00:31:15,015 --> 00:31:16,390
‫بچه ما

478
00:31:18,858 --> 00:31:21,999
‫که صحیح و سالم به دنیا میاد

479
00:31:23,483 --> 00:31:24,742
‫باشه؟

480
00:31:25,022 --> 00:31:26,429
‫خب ، چی میگی؟

481
00:31:29,952 --> 00:31:31,482
‫دفتر صندوق‌دار کجاست؟

482
00:31:31,921 --> 00:31:33,284
‫صندوق‌دار چیه؟

483
00:31:33,600 --> 00:31:35,296
‫همونی که برای ثبت‌نام بهش پول میدی

484
00:31:35,561 --> 00:31:38,188
‫فکر نکنم اسمش این باشه

485
00:31:38,223 --> 00:31:39,390
‫بله که همینه

486
00:31:39,415 --> 00:31:41,416
‫تازه من مدرک دانشگاهی هم ندارم
‫و این رو میدونم

487
00:31:43,452 --> 00:31:45,560
‫مناظره رو بدجور «سرنا» کردی حاجی

488
00:31:47,874 --> 00:31:50,163
ترکوندم ، نه؟ -
آره . واقعاً ترکوندی -

489
00:31:50,188 --> 00:31:51,789
‫بازخوردهای مثبت زیادی می‌شنوم

490
00:31:52,210 --> 00:31:53,554
‫عالیه

491
00:31:55,225 --> 00:31:57,908
‫خیلی‌خب پس چرا جوری نگام می‌کنین
‫انگار دهنم بو گند میده؟

492
00:32:00,694 --> 00:32:04,348
‫وقتی حرف میزدی نتایج آخرین
نظرسنجی ‫به دستم رسید

493
00:32:05,561 --> 00:32:09,253
‫متأسفم «رندال»
متأسفانه «براون» زیادی جلوـه

494
00:32:09,405 --> 00:32:11,897
‫بیشتر از اونی که انتظار داشتیم . با اختلاف

495
00:32:12,116 --> 00:32:13,843
‫ولی مردم اینجا رو که دیدین

496
00:32:14,192 --> 00:32:15,788
‫انتخابات هم چند هفته دیگه‌ست

497
00:32:16,311 --> 00:32:17,757
‫وقت کافی نداریم

498
00:32:18,710 --> 00:32:20,249
‫این انتخابات رو برنده نمیشی «رندال»

499
00:32:20,738 --> 00:32:22,108
‫آمار به اون حد نرسیده

500
00:32:22,627 --> 00:32:23,843
‫متأسفم

501
00:32:33,476 --> 00:32:36,001
انی» وسط یه تپه فلش‌کارت خوابش برد»

502
00:32:36,494 --> 00:32:38,495
‫به «تِس» شب‌بخیر گفتم

503
00:32:38,530 --> 00:32:40,751
‫هنوز نمیشه بیشتر از 2 کلمه ازش حرف کشید

504
00:32:40,932 --> 00:32:43,962
‫- «دِژا»؟
‫- اونم تو اتاقش اخم کرده

505
00:32:44,093 --> 00:32:46,642
‫- نه . «دِژا»
‫- سلام

506
00:32:49,794 --> 00:32:51,462
‫می‌خوام برم مامانم رو ببینم

507
00:32:52,282 --> 00:32:54,345
‫تو «دلاوِر» زندگی می‌کنه
‫کار هم داره

508
00:32:54,379 --> 00:32:57,681
‫منم دوست دارم برم ببینمش
اگه اشکال نداره

509
00:33:02,056 --> 00:33:03,243
‫باشه

510
00:33:05,689 --> 00:33:06,892
‫یه کاریش می‌کنیم

511
00:33:07,673 --> 00:33:08,859
‫تقویم‌مون رو نگاه می‌کنیم

512
00:33:08,893 --> 00:33:11,540
‫و یه وقت پیدا می‌کنیم
که یکی‌مون ببرت‌ـت

513
00:33:13,243 --> 00:33:15,306
‫باشه . مرسی

514
00:33:16,556 --> 00:33:18,720
شب‌بخیر -
«شب‌بخیر «دِژ -

515
00:33:22,822 --> 00:33:24,782
...داستان قراره -
‫- پیچیده بشه

516
00:33:24,957 --> 00:33:26,658
‫مامان؟ بابا؟

517
00:33:27,134 --> 00:33:29,322
‫اینجا شده اتوبان دخترهای نوجوون

518
00:33:29,401 --> 00:33:32,329
‫خوبی عزیزم؟ چی شده عزیزم؟

519
00:33:33,767 --> 00:33:35,689
‫هیچی

520
00:33:37,754 --> 00:33:39,048
...فقط

521
00:33:40,131 --> 00:33:43,290
‫ببخشید که این چندوقت عجیب‌غریب رفتار کردم

522
00:33:45,862 --> 00:33:47,000
...فقط

523
00:33:48,173 --> 00:33:52,797
‫یهو نمیدونم چرا پیش‌تون
حس می‌کنم معذبم

524
00:33:53,503 --> 00:33:56,548
‫همیشه‌ی خدا دل‌درد دارم

525
00:33:58,259 --> 00:34:01,078
‫- نمی‌خوام چیزی رو مخفی کنم
‫- هی

526
00:34:01,150 --> 00:34:04,040
‫اشکالی نداره . می‌تونی بهمون بگی

527
00:34:07,842 --> 00:34:12,009
‫بچه‌های مدرسه از
همدیگه خوش‌شون میاد و اینا

528
00:34:13,543 --> 00:34:18,228
‫و خیلی از دخترها دوست‌پسر دارن

529
00:34:20,156 --> 00:34:21,947
‫ولی من نمی‌خوام

530
00:34:23,247 --> 00:34:26,211
‫هیچ اشکالی نداره
‫میدونی ، راستش

531
00:34:26,236 --> 00:34:28,205
...خیلی وقت‌ـه آرزوم اینه که تو هیچ‌وقت

532
00:34:28,239 --> 00:34:32,564
‫به‌خاطر اینه که فکر کنم از
دخترها خوشم میاد ، نه پسرها

533
00:34:39,431 --> 00:34:41,487
‫ولی نمیدونم

534
00:34:41,512 --> 00:34:42,861
‫شایدم اینطور نباشه

535
00:34:44,466 --> 00:34:47,017
‫فقط نمی‌خواستم بهتون بگم

536
00:34:47,837 --> 00:34:49,759
‫چون نمی‌خواستم قضیه بزرگ بشه

537
00:34:52,275 --> 00:34:54,548
«هی «تِس» ، «تِس

538
00:34:55,775 --> 00:34:56,962
‫گوش کن

539
00:34:57,876 --> 00:35:00,540
‫ما پدر و مادرت هستیم
‫هستیم که کمکت کنیم

540
00:35:02,361 --> 00:35:04,475
‫- میدونم
‫- با خونسردی

541
00:35:04,673 --> 00:35:07,861
‫و بیخیالی و بدون اینکه قضیه رو بزرگ کنیم

542
00:35:10,967 --> 00:35:12,164
...هر چی هم باشه

543
00:35:13,706 --> 00:35:15,375
‫ما دوست‌ـت داریم ، خب؟

544
00:35:17,837 --> 00:35:19,048
‫من رو ببین

545
00:35:20,158 --> 00:35:21,329
‫من رو می‌بینی؟

546
00:35:22,447 --> 00:35:23,790
‫بابات رو ببین

547
00:35:25,092 --> 00:35:26,439
‫می‌بینیش؟

548
00:35:29,225 --> 00:35:31,593
‫چیزی غیر از 2 نفر می‌بینی

549
00:35:31,618 --> 00:35:38,361
‫که بیشتر از عشق هر کسی به دیگری
‫تو کل دنیا ‫دوست‌ـت دارن؟

550
00:35:47,564 --> 00:35:50,126
‫باشه . مرسی

551
00:35:54,915 --> 00:35:57,345
‫دیگه نمی‌خوام درباره‌اش حرف بزنم

552
00:35:57,883 --> 00:36:01,259
‫- حداقل الان نه
‫- باشه . حل‌ـه

553
00:36:02,846 --> 00:36:05,032
‫ولی اگه نظرت عوض شد ما هستیم

554
00:36:07,939 --> 00:36:09,189
«شب‌بخیر «تِس

555
00:36:21,838 --> 00:36:24,295
‫اون‌وقت فکر می‌کردم امشب
قرار نیست شراب بخورم

556
00:36:28,502 --> 00:36:29,719
‫ممنون

557
00:36:34,532 --> 00:36:38,314
‫انتظار این یکی رو نداشتم . تو چی؟

558
00:36:39,181 --> 00:36:40,337
‫نه

559
00:36:46,744 --> 00:36:49,095
‫میدونی ، بابت ستاد متأسفم عزیزم

560
00:36:51,017 --> 00:36:54,117
‫شاید یه خیری توش هست . میدونی؟

561
00:36:54,142 --> 00:36:56,220
‫- که تموم شده
‫- هی

562
00:36:56,254 --> 00:36:59,462
‫میدونی چی میگن
‫تا تموم نشده هنوز تموم نشده

563
00:37:00,384 --> 00:37:03,126
‫متأسفم عزیزم ولی اینطور
‫به‌نظر میاد که تموم شده

564
00:37:03,161 --> 00:37:04,884
‫ولی نگفت باید کنار بکشم

565
00:37:05,407 --> 00:37:07,345
...به صراحت نگفت ولی

566
00:37:08,844 --> 00:37:12,039
تِس» الان داره با مسائل خیلی»
مهمی روبرو میشه

567
00:37:12,064 --> 00:37:14,790
‫«دِژا» هم می‌خواد دوباره با
مامانش ارتباط برقرار کنه

568
00:37:16,173 --> 00:37:19,314
‫من می‌خواستم برنده بشی عزیزم
میدونی که می‌خواستم

569
00:37:19,801 --> 00:37:22,513
‫موافقت کردم که تو دخل و خرج‌مون دست ببریم
‫که پول ستاد رو بدیم

570
00:37:22,547 --> 00:37:26,486
‫سعی کردم بیشتر خونه باشم
با اینکه کلی دنبال کار بودم

571
00:37:26,657 --> 00:37:29,653
‫ولی اوضاع داره خیلی پیچیده میشه

572
00:37:29,687 --> 00:37:31,321
‫و نمی‌تونم قبول کنم

573
00:37:31,356 --> 00:37:33,824
‫اینجا نباشی که بری دنبال
یه رویای دست‌نیافتنی

574
00:37:33,858 --> 00:37:36,103
«من با مردم قول و قراری دارم «بِت

575
00:37:40,884 --> 00:37:46,822
‫تو بهم گفتی هر وقت ‫که من با
نامزد بودنت موفق نبودم دست می‌کشی

576
00:37:48,118 --> 00:37:50,626
‫من دیگه موافق نامزد انتخاباتی بودنت نیستم

577
00:37:59,225 --> 00:38:00,525
‫متوجه‌ام

578
00:38:02,749 --> 00:38:04,048
‫و دوست‌ـت دارم

579
00:38:06,376 --> 00:38:10,189
‫و این خانواده همیشه اولویت من می‌مونه
«ولی باید تا تهش برم «بِت

580
00:38:15,446 --> 00:38:16,829
‫از دست تو «رندال»

581
00:38:19,048 --> 00:38:21,157
...شاید نتونی انتخابات رو برنده بشی ولی

582
00:38:22,212 --> 00:38:24,704
‫خوب یاد گرفتی مثل سیاستمدارها حرف بزنی

583
00:38:44,587 --> 00:38:46,815
‫ببین ، عذر می‌خوام که
این‌همه راه کشوندمت اینجا

584
00:38:46,840 --> 00:38:49,564
‫به‌خاطر...خب ، به‌خاطر هیچی

585
00:38:49,791 --> 00:38:51,345
‫- هیچی؟
‫- آره

586
00:38:51,953 --> 00:38:53,564
‫«کِوین»

587
00:38:54,178 --> 00:38:57,204
‫ما رفتیم اونجایی که پدرت توش جنگیده

588
00:38:57,673 --> 00:39:00,525
‫توی زمینی راه رفتیم که اون راه رفته

589
00:39:01,025 --> 00:39:02,846
‫این هیچی حساب نمیشه ، مگه نه؟

590
00:39:03,056 --> 00:39:04,814
‫می‌تونستم یه پایان غیرمنتظره رو هضم کنم

591
00:39:04,839 --> 00:39:06,251
...میدونی؟ ولی

592
00:39:07,532 --> 00:39:09,259
‫فکر نمی‌کردم با هیچی برگردم خونه

593
00:39:09,923 --> 00:39:12,454
‫خب ، شاید پایانش نیست

594
00:39:13,393 --> 00:39:15,454
‫شاید درست وسط ماجراییم

595
00:39:22,800 --> 00:39:24,601
‫هی دکتر ، برادرم رو ندیدی؟

596
00:39:24,674 --> 00:39:25,845
نه گروهبان

597
00:39:31,081 --> 00:39:32,167
‫هی

598
00:39:32,440 --> 00:39:34,612
‫- شما «نیکی» رو دیدین؟
‫- نه گروهبان

599
00:39:34,700 --> 00:39:36,112
‫- نه؟
‫- شرمنده گروهبان

600
00:40:27,964 --> 00:40:28,971
‫حاضری؟

601
00:40:28,996 --> 00:40:30,495
‫به مامانت خبر دادی تو راهیم؟

602
00:40:30,875 --> 00:40:32,206
‫تو ماشین بهش زنگ میزنم

603
00:40:32,870 --> 00:40:34,135
‫باشه

604
00:40:39,760 --> 00:40:41,712
‫سلام رئیس ، «تِس» زنگ زد

605
00:40:41,746 --> 00:40:44,214
‫- گفت تو راهن
‫- باشه

606
00:40:45,432 --> 00:40:47,292
‫همه قراره بریم مادر «رندال» رو ببینیم

607
00:40:49,253 --> 00:40:52,823
‫راستی بازی «دم خر رو بهش بچسبون»
رو آوردی از دفترم؟ مرسی

608
00:40:54,158 --> 00:40:55,510
‫قول دادم میارمش

609
00:40:55,893 --> 00:40:59,262
‫بله . خوب سازگار شدین رقصنده‌های عزیز

610
00:41:00,940 --> 00:41:03,432
‫اینایی که تو قنادی کار می‌کنن
‫از کجا میدونن بچه پسره یا دختر؟

611
00:41:03,628 --> 00:41:06,143
‫از دفتر دکتر «جاسپر» زنگ میزنن
‫و جنسیت رو بهشون میگن

612
00:41:06,456 --> 00:41:07,839
‫بین ملت رایج‌ـه

613
00:41:08,129 --> 00:41:10,409
‫چه دنیایی شده

614
00:41:12,581 --> 00:41:13,753
‫خیلی‌خب

615
00:41:14,035 --> 00:41:15,573
‫- خیلی‌خب
‫- حاضری؟

616
00:41:27,675 --> 00:41:28,992
خدای من ، پسره

617
00:41:29,276 --> 00:41:31,661
‫- آبی یعنی پسره؟
‫- آبی یعنی پسره

618
00:41:32,289 --> 00:41:33,675
‫داریم پسردار میشیم

619
00:41:40,089 --> 00:41:41,534
موریلو» ، چی شد؟»

620
00:41:41,684 --> 00:41:43,971
‫یه قایق منفجر شد . فکر کنم
‫یکی از افرادمون توش بود

621
00:41:58,706 --> 00:42:01,276
‫می‌خواستم بگم از اینجا
یه سوغاتی ببرید خونه

622
00:42:01,526 --> 00:42:04,323
‫برای اینکه یه روز بذاری روی یادبود عموت

623
00:42:04,662 --> 00:42:06,003
‫ولی حتماً اشتباه شنیدم

624
00:42:06,263 --> 00:42:08,798
‫چون هیچ‌کدوم از فامیلاتون تو جنگ نمُرده

625
00:42:09,964 --> 00:42:12,635
‫عموم «نیک» مُرد
‫اینجا تو جنگ مُرده

626
00:42:16,221 --> 00:42:19,776
‫وایسا ببینم . این چی بود؟ یعنی چی؟

627
00:42:20,339 --> 00:42:22,546
‫من بانک اطلاعاتی یادبود جنگ رو نگاه کردم

628
00:42:22,776 --> 00:42:27,083
‫«نیکولاس پیرسون» پیاده‌نظام 46
اسمش اونجا نبود

629
00:42:27,346 --> 00:42:30,353
‫شاید مُرده باشه ولی تو ویتنام که نمُرده

630
00:42:30,754 --> 00:42:32,409
‫حداقل تو جنگ نمُرده

631
00:42:52,300 --> 00:42:53,300
مترجم : حسین
<font color=Red>‫(H o s s e i n T L)</font>

632
00:42:54,300 --> 00:42:55,300
‫مرجع دانلود فیلم و سریال با لینک مستقیم
دیبا مووی

