﻿1
00:00:13,330 --> 00:00:17,380
تكيلا، دسته چك، ترش.

2
00:00:18,300 --> 00:00:20,591
بايد زمان نفقه باشد.

3
00:00:21,056 --> 00:00:23,134
برو كنار چارلي

4
00:00:23,561 --> 00:00:27,516
پسر، تو فكر مي كني براي اين همه پول، او حداقل مي آمد و به تو مي رقصيد.

5
00:00:27,905 --> 00:00:31,325
- چارلي منو تنها بذار. - در واقع، مي دانيد چه چيزي خنده دار است؟

6
00:00:31,496 --> 00:00:34,169
جايي كه مي‌گويد «يادداشت»، «رقص دامان» را بنويسيد.

7
00:00:34,837 --> 00:00:37,628
در زمان ماليات به او چيزي براي توضيح بدهيد.

8
00:00:38,888 --> 00:00:40,432
چارلي، تو...

9
00:00:41,393 --> 00:00:43,056
باشه.

10
00:00:43,649 --> 00:00:45,774
- پس جيك كجاست؟ - خوابيدن پيش دوست

11
00:00:45,945 --> 00:00:48,024
- فردا پياده ميشه - اوه مرد

12
00:00:48,200 --> 00:00:50,695
- من فيلمي را كه او دوست داشت اجاره كردم. - اوه، چي گرفتي؟

13
00:00:50,873 --> 00:00:52,952
نگران نباش آموزشي است

14
00:00:53,170 --> 00:00:56,044
يك ميليون سال قبل از ميلاد؟ اين چگونه آموزشي است؟

15
00:00:56,427 --> 00:01:00,513
راكل ولش با بيكيني خزدار از دايناسورها مي دود؟

16
00:01:01,063 --> 00:01:03,224
اگر تاريخ نباشد آن چيست؟

17
00:01:03,986 --> 00:01:06,944
ميترسم مجبور بشي خودت تماشاش كني

18
00:01:07,118 --> 00:01:09,113
اولين بار نخواهد بود

19
00:01:10,835 --> 00:01:12,629
اون زرافه چيه؟

20
00:01:12,798 --> 00:01:15,921
چطور هر وقت چك نفقه مي نويسي بيرون مي آوري؟

21
00:01:16,264 --> 00:01:17,974
اين نمادين است.

22
00:01:19,521 --> 00:01:21,397
آيا مي خواهيد بدانيد نماد چيست؟

23
00:01:21,568 --> 00:01:23,361
نه من خوبم.

24
00:01:24,992 --> 00:01:28,163
من آن را در كلاس سراميك براي جوديت زماني كه قرار داشتيم درست كردم.

25
00:01:30,045 --> 00:01:34,262
تمام اين سال‌ها براي خريد دستبندهاي تنيس و لباس‌هاي زير ساتن هزينه كرده‌ام.

26
00:01:34,848 --> 00:01:37,520
برخي از زنان با جواهرات و لباس زير تحت تاثير قرار نمي گيرند.

27
00:01:37,980 --> 00:01:40,308
خوب، مطمئناً، اگر مي خواهيد با يك دختر مرده قرار ملاقات بگذاريد.

28
00:01:42,991 --> 00:01:44,867
هي من تازه فهميدم

29
00:01:45,037 --> 00:01:49,171
اسم شما آل است و براي همسر سابقتان پول مي فرستيد...

30
00:01:49,339 --> 00:01:53,888
... پس «آل پولي» است.

31
00:01:55,603 --> 00:01:59,522
هي، هي، تازه فهميدم اسم تو چارلي است...

32
00:01:59,695 --> 00:02:01,655
...و تو احمقي.

33
00:02:06,377 --> 00:02:08,503
آنگونه باش كه امكان پذير است.

34
00:02:08,716 --> 00:02:11,007
اگر زرافه را به او دادي، چرا آن را داري؟

35
00:02:11,389 --> 00:02:14,013
وقتي جوديت مرا بيرون انداخت، مي خواستم به او بازگردم.

36
00:02:14,187 --> 00:02:16,895
خانه را گرفت، ماشين را گرفت، پول را گرفت.

37
00:02:17,068 --> 00:02:21,237
- احساس كردم بايد چيزي بردارم. - پس تو بريك را دزديدي.

38
00:02:22,706 --> 00:02:25,876
- نمادين بريك-آ-براك. - درسته.

39
00:02:26,422 --> 00:02:29,178
مي بيني الان هر ماه كه چك مي نويسم...

40
00:02:29,346 --> 00:02:32,850
...مي توانم نگاهش كنم و به خودم يادآوري كنم...

41
00:02:33,271 --> 00:02:36,442
... چه بازنده رقت انگيزي هستم.

42
00:02:39,160 --> 00:02:42,164
نه رفيق. براي آن به زرافه نياز نداريد.

43
00:02:43,753 --> 00:02:45,166
از شر لعنتي خلاص شو

44
00:02:45,340 --> 00:02:47,466
با اين تلخي داري خودتو ميكشي

45
00:02:47,804 --> 00:02:50,892
چي فكر ميكني من بيشتر از اون دارم به خودم صدمه ميزنم؟

46
00:02:51,103 --> 00:02:53,562
نه، فكر نمي‌كنم به او صدمه بزني.

47
00:02:54,444 --> 00:02:56,106
بايد ادامه بدي رفيق

48
00:02:58,370 --> 00:03:01,125
حق با شماست. حق با شماست.

49
00:03:01,293 --> 00:03:04,084
و مي دانيد واقعاً چه چيزي نمادين آن خواهد بود؟

50
00:03:04,258 --> 00:03:08,011
مي‌توانيد دستگيره‌تان را توسط يك پيشخدمت سبك در لافلين بدرخشيد؟

51
00:03:09,061 --> 00:03:11,685
نرد

52
00:03:12,652 --> 00:03:17,320
من اين را به جوديت برگرداندم و از اينكه آن را گرفتم عذرخواهي كردم.

53
00:03:19,751 --> 00:03:21,913
من ايده ام را بيشتر دوست دارم.

54
00:03:22,382 --> 00:03:24,258
باشه، اينم نقشه

55
00:03:24,429 --> 00:03:27,636
من اين پسر كوچك را به جوديت برمي گردانم و تخته سنگ را تميز مي كنم.

56
00:03:28,271 --> 00:03:30,147
اصلا به ايده من فكر كردي؟

57
00:03:31,110 --> 00:03:33,070
- شما رانندگي كنيد. -چرا بايد برم؟

58
00:03:33,240 --> 00:03:36,280
چون واضح است كه من براي رانندگي بيش از حد مست هستم.

59
00:03:36,706 --> 00:03:39,331
اين در مورد برنامه شما چه مي گويد؟

60
00:03:49,109 --> 00:03:50,439
آلن صبر كن

61
00:03:50,613 --> 00:03:53,237
نميتوني جلوي من رو بگيري من به جوديت زرافه را پس مي دهم.

62
00:03:53,411 --> 00:03:56,285
اوه، من نمي خواهم شما را متوقف كنم. من فقط يك منظره خوب مي خواهم.

63
00:03:57,462 --> 00:03:59,623
باشه ميتوني بموني

64
00:04:01,095 --> 00:04:04,884
چارلي، به اين نگاه كن اين چيه؟ "هارپرها."

65
00:04:05,521 --> 00:04:08,016
- آره پس؟ - او ديگر هارپر نيست.

66
00:04:08,194 --> 00:04:10,320
او هارپر است.

67
00:04:12,120 --> 00:04:13,699
آن تشك كاملا دروغ است.

68
00:04:14,083 --> 00:04:16,755
بله، و با صندوق پستي در ارتباط است.

69
00:04:19,678 --> 00:04:22,007
بيا زنگ رو بزن

70
00:04:24,648 --> 00:04:26,394
من و تو، ما هارپر هستيم.

71
00:04:28,072 --> 00:04:29,783
ما

72
00:04:31,914 --> 00:04:34,456
اوه، آلن.

73
00:04:35,924 --> 00:04:37,468
سلام.

74
00:04:38,972 --> 00:04:41,763
دكتر ملنيك جيك خوبه؟

75
00:04:42,229 --> 00:04:45,519
من چنين فرض مي كنم. او شب را پيش يكي از دوستانش مي گذراند.

76
00:04:45,737 --> 00:04:47,567
اوه، درست است، درست است.

77
00:04:47,742 --> 00:04:51,994
دكتر ملنيك پزشك اطفال جيك است، بنابراين به طور طبيعي فكر كردم...

78
00:04:57,639 --> 00:04:59,349
اوه، باشه

79
00:05:01,857 --> 00:05:04,565
به نظر مي رسد كه شخص ديگري زرافه را به همسرت داده است.

80
00:05:06,952 --> 00:05:10,040
مطمئن شويد كه گلوله هاي سير را فراموش نكرده اند.

81
00:05:12,882 --> 00:05:14,592
اينجا چه ميكني؟

82
00:05:14,761 --> 00:05:18,467
چرا من فقط به جكوزي بر نمي گردم و يك دقيقه به شما بچه ها فرصت نمي دهم.

83
00:05:19,898 --> 00:05:22,856
- خوب؟ - اومدم اينو بهت بدم

84
00:05:23,322 --> 00:05:27,111
- چيه؟ - برات درست كردم

85
00:05:27,582 --> 00:05:32,084
- همين الان؟ - نه، نه، خيلي وقت پيش.

86
00:05:33,721 --> 00:05:36,049
اين نمادين است.

87
00:05:38,941 --> 00:05:42,314
آلن، تو مرد آشفته اي هستي. شما به كمك احتياج داريد.

88
00:05:43,075 --> 00:05:44,951
از آن توپ هاي سير لذت ببريد.

89
00:05:46,458 --> 00:05:49,083
واي، جالب تر از چيزي بود كه انتظار داشتم.

90
00:05:49,465 --> 00:05:52,885
- بيا پسر زرافه، برايت نوشيدني مي خرم. - باشه.

91
00:05:53,056 --> 00:05:55,217
صبر كن صبر كن صبر كن.

92
00:06:08,591 --> 00:06:10,752
پزشك اطفال ما

93
00:06:10,930 --> 00:06:17,819
همسر سابقم با پزشك اطفال ما خوابيده است.

94
00:06:21,537 --> 00:06:23,912
من نمي دانم كه آيا او بعد از هر بازديد يك آبنبات چوبي مي گيرد؟

95
00:06:31,602 --> 00:06:33,930
ميدوني، تو واقعا مرد خيلي خوش شانسي هستي.

96
00:06:34,107 --> 00:06:37,611
اوه، واقعا؟ واقعا؟ من چقدر خوش شانسم، چارلي؟ شانس را به من نشان بده

97
00:06:37,782 --> 00:06:40,277
خوب، اول از همه، اگر جيك بيمار يا آسيب ببيند...

98
00:06:40,455 --> 00:06:42,664
... مراقبت هاي پزشكي رايگان فقط يك جكوزي دورتر است.

99
00:06:43,712 --> 00:06:46,670
خوب، اين درست است. او با بچه ها خوب است.

100
00:06:46,844 --> 00:06:48,970
به او التماس كردم كه اين كار را با من در جكوزي انجام دهد.

101
00:06:49,141 --> 00:06:51,718
گفت موهايش را وز كرده است.

102
00:06:52,607 --> 00:06:55,612
خب، ظاهراً او نرم كننده مناسب را پيدا كرده است.

103
00:06:55,990 --> 00:06:59,244
اگر او در مورد اين پسر جدي باشد چه؟ اگه باهاش ​​ازدواج كنه چي؟

104
00:06:59,582 --> 00:07:02,254
- حتي بهتر. - بهتر؟

105
00:07:02,421 --> 00:07:04,547
چطور بهتر است؟ بهتر را به من نشان بده

106
00:07:04,760 --> 00:07:07,337
اگر او با او ازدواج كند، شما براي نفقه كنار گذاشته شده ايد.

107
00:07:09,479 --> 00:07:11,439
بهتره.

108
00:07:11,818 --> 00:07:15,571
در واقع، اگر تصوير بزرگ را ديديد، اين رابطه را تشويق خواهيد كرد.

109
00:07:15,743 --> 00:07:18,950
اين مرد يك شكار واقعي براي شما است. اجازه ندهيد كه او فرار كند.

110
00:07:19,335 --> 00:07:22,173
حق با شماست. شايد بايد برگردم اونجا...

111
00:07:22,341 --> 00:07:26,475
... و مي دانيد، اتحاد آنها را بركت دهيد. - نه نه نه.

112
00:07:26,977 --> 00:07:28,806
شما زن و جكوزي را فراهم كرديد.

113
00:07:28,981 --> 00:07:33,234
- براي يك شب كافي است. - آره من حدس مي زنم.

114
00:07:38,419 --> 00:07:42,089
- احتمالا حتي براي توپ هاي سير پرداخت شده است. - آره

115
00:08:09,323 --> 00:08:12,280
-ميشه يه قهوه ديگه بيارم برتا؟ - چه كسي جلوي شما را مي گيرد؟

116
00:08:24,941 --> 00:08:26,437
قهوه لعنتي خودت را بگير

117
00:08:30,120 --> 00:08:33,659
- خب، چارلي، بالاخره بيدار شدي. - هي مامان

118
00:08:34,839 --> 00:08:37,048
- نوه من كجاست؟ - او در خواب است.

119
00:08:37,219 --> 00:08:39,298
- او بعداً اينجا خواهد بود. - و كسي به من زنگ نمي زند؟

120
00:08:39,474 --> 00:08:42,015
اگر به من مي گفتند او اينجا نيست نمي آمدم.

121
00:08:42,314 --> 00:08:44,273
خوب است بدانيد.

122
00:08:44,444 --> 00:08:46,938
برادرت كجاست؟ ماشينش توي راهرو نيست

123
00:08:47,158 --> 00:08:51,243
هي، مامان، من حتي مطمئن نيستم شلوارم كجاست.

124
00:08:51,585 --> 00:08:56,383
خيلي خوب. خب، به نظر مي رسد كه من و شما بايد كمي زمان با كيفيت را با هم سپري كنيم.

125
00:08:57,055 --> 00:09:01,390
عزيزم، دوست دارم، اما من بازي معمولي صبح يكشنبه خود را در سافت بال دريافت كردم.

126
00:09:01,607 --> 00:09:02,938
- چارلي - آره

127
00:09:03,111 --> 00:09:04,987
شنبه است

128
00:09:07,537 --> 00:09:09,497
لعنتي

129
00:09:25,286 --> 00:09:28,706
- اوه، تو هنوز اينجايي. - آره

130
00:09:28,877 --> 00:09:32,880
- گوش كن، آلن، من واقعاً متاسفم براي ... - نه، نه، نه. من بايد از شما عذرخواهي كنم.

131
00:09:33,053 --> 00:09:36,308
نمايش ديشب بدون اعلام قبلي اين كاملاً نامناسب است.

132
00:09:36,478 --> 00:09:39,055
و اومدم بهت بگم ديگه تكرار نميشه

133
00:09:41,907 --> 00:09:45,992
پس بي خبر آمدي تا از اينكه بي خبر آمدي عذرخواهي كني؟

134
00:09:46,709 --> 00:09:48,419
مي ترسيدم اين موضوع را قبول كني

135
00:09:49,883 --> 00:09:52,009
- جوديت هنوز بلند شده؟ - در واقع، او اينجا نيست.

136
00:09:52,180 --> 00:09:54,259
او به سمت بازار دويد.

137
00:09:54,477 --> 00:09:58,895
اين اوايل يك شنبه بالا و بيرون؟ خوش به حال او.

138
00:09:59,071 --> 00:10:01,280
وقتي با هم بوديم خيلي مي خوابيد.

139
00:10:01,451 --> 00:10:04,325
احتمالا فقط افسردگي و داروها بود.

140
00:10:06,045 --> 00:10:08,373
- داروها؟ - اوه، نه، چيز جدي نبود.

141
00:10:08,550 --> 00:10:12,885
فقط قرص صورتي كوچك روزانه شما براي وارونه كردن آن اخم.

142
00:10:14,063 --> 00:10:16,438
آلن، بايد بهت بگم، اين كمي ناجور است...

143
00:10:16,610 --> 00:10:18,154
نه، لطفا، احساس ناخوشايندي نداشته باشيد.

144
00:10:18,322 --> 00:10:21,612
ببينيد، معلوم است كه ما زياد همديگر را خواهيم ديد.

145
00:10:21,789 --> 00:10:24,330
دليلي وجود ندارد كه كسي احساس ناراحتي كند.

146
00:10:25,505 --> 00:10:27,417
اين يك نگرش بسيار پخته است. متشكرم.

147
00:10:27,635 --> 00:10:28,965
خب خوش اومدي

148
00:10:31,227 --> 00:10:33,555
پس بذار برات قهوه درست كنم

149
00:10:39,746 --> 00:10:41,242
آيا بايد باور كنيم ...

150
00:10:41,416 --> 00:10:45,716
... كه زنان غارنشين پاهاي خود را واكس زدند و بيكيني خز پوشيدند؟

151
00:10:45,927 --> 00:10:48,052
مستند نيست مامان.

152
00:10:52,525 --> 00:10:55,483
ميدوني من تا ابد نميمونم...

153
00:10:55,657 --> 00:10:59,494
...و زماني خواهد رسيد كه از ناديده گرفتن من پشيمان خواهي شد.

154
00:11:03,090 --> 00:11:08,471
- چارلي، چرا از من متنفري؟ - چي؟

155
00:11:08,645 --> 00:11:12,694
هر وقت من مي آيم، شما هر كاري مي توانيد انجام دهيد تا با من وقت نگذاريد.

156
00:11:13,029 --> 00:11:14,692
واضح است كه همه چيز نيست.

157
00:11:17,957 --> 00:11:19,786
ما در حال حاضر با هم وقت مي گذرانيم.

158
00:11:19,962 --> 00:11:23,715
شما فقط به تلويزيون خيره شده ايد، و حتي ديگر روشن نيست.

159
00:11:24,764 --> 00:11:27,305
هنوزم ميتونم ببينمت

160
00:11:28,690 --> 00:11:31,363
چارلي، به من نگاه كن

161
00:11:41,051 --> 00:11:44,923
- تا كي مي خواهي اين كار را انجام دهي؟ - مي خوام با من حرف بزني.

162
00:11:45,394 --> 00:11:49,896
- باشه، من از اينجا رفتم. - نه، نه، صبر كن برتا.

163
00:11:50,072 --> 00:11:53,908
-بيا بشين حرف بزن - زمان من و مامان به پايان رسيده است؟

164
00:11:54,540 --> 00:11:57,081
- او از من متنفر است. - نه، ندارم.

165
00:11:57,421 --> 00:12:00,343
- خواهش مي كنم، برتا، من به تو نياز دارم. - كارم تمام شد ميخوام برم خونه

166
00:12:00,512 --> 00:12:06,106
- برتا، التماس مي كنم. - اوه درسته.

167
00:12:14,460 --> 00:12:17,037
پس چرا از مادرت متنفري؟

168
00:12:20,808 --> 00:12:22,969
در اينجا ما مي رويم.

169
00:12:24,149 --> 00:12:26,857
قهوه، آب ميوه، و مخفيگاه من از Mint Milanos...

170
00:12:27,030 --> 00:12:28,942
... از پشت فريزر.

171
00:12:29,118 --> 00:12:32,741
فقط يك نكته: اگر مي‌خواهيد كوكي‌هاي باكيفيتي در اينجا داشته باشيد، بايد آنها را پنهان كنيد.

172
00:12:32,918 --> 00:12:35,840
جوديت مزرعه پپريج را مي خورد انگار كه دارد به سمت صندلي مي رود.

173
00:12:36,009 --> 00:12:40,261
پس كمي از خودتان بگوييد. تا حالا ازدواج كردي؟

174
00:12:40,978 --> 00:12:45,611
- همسرم فوت كرد. - اوه، خيلي متاسفم.

175
00:12:48,662 --> 00:12:50,622
هر چند بدون نفقه بايد آن را دوست داشت

176
00:12:58,685 --> 00:13:00,561
هي، هي، اينجا يك چيز خنده دار است.

177
00:13:03,279 --> 00:13:07,947
اسم من آل و... است و به جوديت پول مي دهم.

178
00:13:08,123 --> 00:13:11,247
پس هست... پس نفقه است.

179
00:13:12,633 --> 00:13:17,597
- مگه «آلي پول» نمي شد؟ - مي ترسيدم اين موضوع را قبول كني.

180
00:13:19,607 --> 00:13:22,018
- بچه داري؟ - نه

181
00:13:22,196 --> 00:13:25,071
خوب، اين يك نعمت است. زن مرده و همه چي.

182
00:13:31,509 --> 00:13:34,430
- مينت ميلانوس؟ - نه ممنون

183
00:13:35,393 --> 00:13:38,564
پس به هر حال بچه ها هي، ميدوني، براي تو دير نيست.

184
00:13:38,734 --> 00:13:40,396
جوديت مادر فوق العاده اي است.

185
00:13:40,947 --> 00:13:43,192
ما در آن مرحله از رابطه خود نيستيم.

186
00:13:43,369 --> 00:13:45,448
اوه، البته نه.

187
00:13:45,833 --> 00:13:50,252
از طرف ديگر، شما نمي خواهيد زياد صبر كنيد. اون جوجه بهاري نيست

188
00:13:52,223 --> 00:13:54,099
ميدوني تخم مرغ

189
00:13:57,944 --> 00:14:01,282
پس من دارم اين شام خوب روز مادر رو با دختر شلخته ام ميخورم...

190
00:14:01,452 --> 00:14:03,162
...و دوست پسر احمقش.

191
00:14:03,331 --> 00:14:07,120
ناگهان در ورودي پايين مي آيد و اتاق پر از گاز اشك آور مي شود.

192
00:14:07,298 --> 00:14:10,588
چيز بعدي كه ميدونم اينه كه من با شكم روي زمين هستم و يك ريه رو بيرون ميكشم...

193
00:14:10,765 --> 00:14:14,138
...در حالي كه پليس ها باني و كلود را با دستبند بيرون مي كشند.

194
00:14:14,648 --> 00:14:18,901
بيا تا بفهمي پولي كه بهشون قرض دادم براي برنزه كردن...

195
00:14:19,075 --> 00:14:23,125
... براي تبديل سوله ابزار من به مزرعه گلدان هيدروپونيك استفاده شد.

196
00:14:23,669 --> 00:14:25,414
- باور نكردني. - آره

197
00:14:25,590 --> 00:14:28,428
دختر شما در روز مادر به ملاقات آمده است.

198
00:14:28,638 --> 00:14:32,427
مطمئناً كدام مات ناسپاس در روز مادر به ديدن مادرش نمي رود؟

199
00:14:36,990 --> 00:14:40,993
- يك سال يادم رفت. رهايش كن. - تولد من كيه؟

200
00:14:42,586 --> 00:14:45,377
- ببخشيد؟ - صدايم را شنيدي.

201
00:14:46,763 --> 00:14:51,514
- چه ربطي داره؟ - تو از تولد مادرت خبر نداري؟

202
00:14:52,317 --> 00:14:55,607
-خب نه از روي دل. - چارلي

203
00:14:55,783 --> 00:15:01,246
- چي؟ او هميشه آن را تغيير مي دهد. - فقط سال، نه روز.

204
00:15:02,423 --> 00:15:05,000
هي من تازه يه چيزي فهميدم من مي توانم بروم.

205
00:15:06,516 --> 00:15:09,853
خوب. اما قبل از رفتن، فقط يك چيز را به من بگو.

206
00:15:10,692 --> 00:15:12,936
- چي؟ - چرا از من متنفري؟

207
00:15:13,156 --> 00:15:18,037
اوه، مامان، به خاطر خدا، رز!

208
00:15:18,626 --> 00:15:23,425
نه نه نه. رز صبر كن رز بيا داخل

209
00:15:24,515 --> 00:15:28,434
ببين مامانم اينجاست تو از مامانم خوشت مياد

210
00:15:28,607 --> 00:15:31,980
- حتما. سلام ايولين - سلام عزيزم.

211
00:15:33,827 --> 00:15:36,701
- اون شلوار منه؟ - واي نه.

212
00:15:36,876 --> 00:15:39,121
من اينها را خريدم

213
00:15:39,298 --> 00:15:43,003
اما من فكر مي كنم اين ممكن است كيف پول و كليد شما باشد.

214
00:15:46,773 --> 00:15:49,101
ايولين، هر بار كه تو را مي بينم جوان تر مي شوي.

215
00:15:49,279 --> 00:15:52,984
اوه مگه تو عزيز نيستي و ممنون بابت كارت تولد

216
00:15:53,163 --> 00:15:56,167
- اوه، به موقع گرفتي؟ - بله، انجام دادم، و دوست داشتني بود.

217
00:15:56,337 --> 00:15:57,881
خيلي شيرينه كه منو به ياد بياري

218
00:15:58,299 --> 00:16:00,508
چگونه كسي مي تواند تولد شما را فراموش كند؟

219
00:16:06,819 --> 00:16:11,118
اره. مي دانيد، او گاهي اوقات كمي احساساتي مي شود، ها؟

220
00:16:11,287 --> 00:16:13,448
من فكر مي كردم كه او دارد طلاق شما را پشت سر مي گذارد.

221
00:16:13,626 --> 00:16:16,583
نه نه. او طلاق را تمام كرده بود در حالي كه من هنوز در حال جمع كردن وسايل بودم.

222
00:16:17,593 --> 00:16:22,177
نه، چيزي كه مي بينيد قند خون پايين است.

223
00:16:22,354 --> 00:16:26,855
ترفند اين است كه هميشه تعدادي Fun Size Snickers در جيب خود داشته باشيد.

224
00:16:27,031 --> 00:16:29,525
- او را سرحال مي كند. - واقعا؟

225
00:16:29,704 --> 00:16:32,162
اوه، آره اوه، و در اينجا يك نكته ديگر وجود دارد.

226
00:16:32,335 --> 00:16:37,133
وقتي او بي دليل شروع به گريه مي كند و ...

227
00:16:37,889 --> 00:16:41,974
...هرگز نگو: گريه نكن. و سعي كنيد به او دست نزنيد.

228
00:16:42,148 --> 00:16:44,559
- باشه. - يا سوت بزن.

229
00:16:45,489 --> 00:16:48,280
هرگز، هرگز سوت نزن.

230
00:16:52,630 --> 00:16:56,680
خوب، شايد من يك يا دو تولد را فراموش كرده ام. شايد به تك تك تماس ها پاسخ ندهم.

231
00:16:56,848 --> 00:16:59,342
اما اين به اين معني نيست كه از او متنفرم.

232
00:16:59,563 --> 00:17:01,724
آيا او با شير مادر تغذيه مي شد؟

233
00:17:04,198 --> 00:17:08,415
البته او بود. نه توسط من شخصا

234
00:17:10,546 --> 00:17:13,385
جالبه. من سوتين هايي را مي بينم كه از اينجا مي آيند ...

235
00:17:13,553 --> 00:17:15,548
... و او تمايل دارد از يام هاي بزرگ حمايت كند.

236
00:17:15,724 --> 00:17:19,347
- نميدونم. - اوه، واقعا؟

237
00:17:19,859 --> 00:17:24,158
- راكل ولش - هي، اين فيلم لعنتي خوبي است.

238
00:17:24,912 --> 00:17:27,287
بهش فكر كن شبي كه با هم بوديم...

239
00:17:27,459 --> 00:17:31,628
... او زمان عجيبي را صرف سگ هاي من كرد.

240
00:17:33,306 --> 00:17:38,140
منظورم اين است كه پيش‌بازي يك چيز است، اما، گلي، مثل عشق‌بازي كردن با يك گربه بود.

241
00:17:39,695 --> 00:17:42,106
رز به خاطر خدا داري با مامانم حرف ميزني.

242
00:17:42,451 --> 00:17:45,622
متاسف. گربه اي كه بسيار دلپذير است.

243
00:17:47,296 --> 00:17:49,006
او هميشه يك فيكساسيون دهاني داشته است.

244
00:17:49,175 --> 00:17:53,012
وقتي كوچك بود، شست بچه هاي ديگر را مي مكيد.

245
00:17:53,184 --> 00:17:55,809
و حالا او هميشه يك بطري مشروب در دهانش دارد.

246
00:17:56,024 --> 00:17:58,862
درمانگر من مي‌گويد كه اين روش او براي پر كردن احساساتش است.

247
00:17:59,031 --> 00:18:03,283
- اين چيزي است كه درمانگر من مي گويد. - لعنتي، مي تونستم اينو مجاني بهت بگم.

248
00:18:05,462 --> 00:18:07,872
-هي من اينجام - هي، جيك است.

249
00:18:08,218 --> 00:18:12,303
از خوابش برگشت ببين كي اومده ببينمت رفيق

250
00:18:12,478 --> 00:18:14,473
سلام مادربزرگ.

251
00:18:15,025 --> 00:18:20,453
سلام عزيزم ممنون از كارت تولد زيباتون

252
00:18:20,621 --> 00:18:24,624
- مامانم انتخاب كرد. - اوه، و تو او را دوست داري، نه؟

253
00:18:24,797 --> 00:18:28,847
- مطمئن. - متشكرم. الان ميتوني بري

254
00:18:29,600 --> 00:18:32,557
-منم ميتونم برم؟ - كار ما با شما تمام نشده است.

255
00:18:33,191 --> 00:18:35,483
- كجا بوديم؟ - سعي مي كرديم بفهميم...

256
00:18:35,655 --> 00:18:38,149
...چرا چارلي از تو متنفر است. - آره

257
00:18:38,328 --> 00:18:40,572
خب چارلي؟

258
00:18:41,251 --> 00:18:43,460
خوب، خوب، اينجاست.

259
00:18:43,631 --> 00:18:46,042
نمي گويم ازت متنفرم، اما اگر ازت متنفرم...

260
00:18:46,221 --> 00:18:49,974
... ممكن است به اين واقعيت مربوط باشد كه شما يك خونخوار خودشيفته هستيد ...

261
00:18:50,146 --> 00:18:52,771
... كه پدرم را به قبر زودهنگام برد.

262
00:18:52,944 --> 00:18:56,614
سپس با مرداني ازدواج كرد كه به من و آلن اهميتي نمي دادند...

263
00:18:56,786 --> 00:18:58,163
... با تو خوب بود ...

264
00:18:58,331 --> 00:19:00,742
چون مثل ميمون هاي رقصنده به ما نگاه ميكردي...

265
00:19:00,920 --> 00:19:03,545
... شما فقط مي توانيد هر زمان كه براي شما مناسب بود بيرون بكشيد.

266
00:19:03,718 --> 00:19:06,889
و وقتي نشد، ما را به مدرسه شبانه روزي يا اردو فرستادي...

267
00:19:07,059 --> 00:19:09,553
... يا آن كيبوتس در اسرائيل، جايي كه ما كتك خورديم...

268
00:19:09,732 --> 00:19:11,811
چون ما حتي يهودي هم نبوديم!

269
00:19:14,326 --> 00:19:17,699
و حالا، حالا هر فرصتي كه داشته باشيد اينجا ظاهر مي شويد...

270
00:19:17,875 --> 00:19:19,371
... تا عذاب وجدان به سرم بزند...

271
00:19:19,546 --> 00:19:24,261
... براي قدرداني از كودكي سرد و بي عشق من.

272
00:19:27,689 --> 00:19:29,351
خوب...

273
00:19:31,281 --> 00:19:33,572
... بديهي است كه شما آماده صحبت در مورد آن نيستيد.

274
00:19:40,259 --> 00:19:44,179
- آلن، تو واقعا مجبور نيستي اين كار را بكني. - هي، هي، من يك متخصص كايروپراكتيك هستم.

275
00:19:44,352 --> 00:19:48,224
اگر جيك گلو درد داشت، مطمئنم او را درمان مي‌كردي، چيزي تجويز مي‌كردي.

276
00:19:48,403 --> 00:19:50,528
اما چيزي نيست، فكر كنم اشتباه خوابيدم.

277
00:19:50,700 --> 00:19:53,538
اوه، احتمالاً به اين دليل است كه شما به تخت ما عادت نداريد.

278
00:19:57,089 --> 00:19:59,714
پس تو...؟ آيا با والدين جوديت آشنا شده ايد؟

279
00:19:59,887 --> 00:20:02,726
- نه - اوه، آنها فقط تو را دوست خواهند داشت.

280
00:20:02,894 --> 00:20:04,604
آنها از طلاق ويران شده بودند.

281
00:20:04,773 --> 00:20:07,944
پس از آن به برخي از انتخاب هاي ناگوار او اشاره اي نكنيم.

282
00:20:09,074 --> 00:20:12,364
- انتخاب هاي ناگوار؟ - اوه، مي دوني، اين مهم نيست.

283
00:20:12,541 --> 00:20:16,543
آنچه مهم است اين است كه با ديدن او با يك مرد راحت مي شوند.

284
00:20:19,389 --> 00:20:22,394
شما فشار زيادي را در اينجا حمل مي كنيد.

285
00:20:24,192 --> 00:20:26,021
آلن

286
00:20:34,089 --> 00:20:37,344
-نفقه ات را ندادي؟ - اين قبض پزشك اطفال است.

287
00:20:37,723 --> 00:20:39,599
- جيك مريض بود؟ - نه نه.

288
00:20:39,769 --> 00:20:43,023
متخصص اطفال بايد به ارتوپد مراجعه مي كرد.

289
00:20:44,822 --> 00:20:47,114
ميدوني تولد مامان چند هفته پيش بود؟

290
00:20:47,453 --> 00:20:49,495
آره، چند گل و يك كارت برايش فرستادم.

291
00:20:49,708 --> 00:20:52,713
اوه مرد آيا اگر اسم من را روي كارت مي گذاشتي تو را مي كشت؟

292
00:20:52,882 --> 00:20:57,217
اسمت رو گذاشتم نوشتم: «عشق، پسرانت، آلن و چارلي».

293
00:20:57,601 --> 00:20:59,145
- لعنتي - چي؟

294
00:20:59,313 --> 00:21:02,401
او مرا فريب داد تا فكر كنم فراموش كرده ام.
