﻿1
00:00:19,572 --> 00:00:21,313
- هي، آلن؟ - آره؟

2
00:00:22,404 --> 00:00:24,938
"فقط بگو نه" با جيك صحبت كردي، درست است؟

3
00:00:26,529 --> 00:00:30,605
البته. چرا؟ چه صحبتي با او داشتي؟

4
00:00:31,527 --> 00:00:33,601
صحبتي نيست، فقط او ...

5
00:00:33,776 --> 00:00:36,396
اگه ببيني لذتش بيشتر ميشه

6
00:00:37,777 --> 00:00:39,813
من حدس مي زنم كه شما براي من به معناي سرگرمي نيستيد.

7
00:00:46,234 --> 00:00:49,763
حقيقت را بگو. چقدر در اين لحظه احساس غرور مي كنيد؟

8
00:00:51,941 --> 00:00:53,221
لعنتي داره چيكار ميكنه

9
00:00:54,940 --> 00:00:59,348
من نمي دانم. ده دلار مي گويد اگر زباله دان را روشن كنيم به سقف مي زند.

10
00:01:01,897 --> 00:01:05,143
- جيك، چيكار ميكني؟ - نفس كشيدن.

11
00:01:05,315 --> 00:01:08,478
نفس كشيدن. دليل خاصي داريد كه در سينك اين كار را انجام مي دهيد؟

12
00:01:08,648 --> 00:01:10,306
من بايد تمرين كنم.

13
00:01:10,980 --> 00:01:14,060
مرد، دخترها وقتي بزرگ شد او را دوست خواهند داشت.

14
00:01:17,020 --> 00:01:18,395
- جيك؟ - آره؟

15
00:01:19,811 --> 00:01:22,381
- من او را بالا مي برم. - آره

16
00:01:26,478 --> 00:01:29,013
هي، اين خنده دار نيست مي توانستم غرق شوم

17
00:01:29,185 --> 00:01:32,966
و بعد چند روز بعد جسدت را پيدا مي‌كرديم، شسته شده روي قفسه ظرف.

18
00:01:34,558 --> 00:01:37,759
- اين همه چيز اسنوركل را از كجا آوردي؟ - گرگ براي من خريد.

19
00:01:37,935 --> 00:01:39,805
- گرگ؟ -آره ميدوني دكتر ملنيك...

20
00:01:39,975 --> 00:01:42,214
... دوست پسر مامان. او واقعاً يك مرد باحال است.

21
00:01:42,391 --> 00:01:45,507
بعد از اينكه غواصي را ياد گرفتم، او به من ياد مي دهد كه چگونه غواصي كنم.

22
00:01:45,682 --> 00:01:48,006
ما به يك سينك بزرگتر نياز داريم.

23
00:01:49,431 --> 00:01:53,507
او يك قايق غول‌پيكر با اتاق‌خواب‌هايي روي آن، تانك‌هاي غواصي و لباس‌هاي خيس دارد.

24
00:01:53,680 --> 00:01:58,174
ما مي‌خواهيم از كاتالينا غواصي كنيم. صبر كن تا باله هايي را كه برايم خريده است ببيني.

25
00:01:59,305 --> 00:02:01,674
خب، دوست پسر جوديت به نظر خيلي پسره.

26
00:02:01,846 --> 00:02:04,961
- آره - تو خوبي؟

27
00:02:05,136 --> 00:02:06,595
اوه، آره آره خوبم.

28
00:02:06,763 --> 00:02:09,132
اين مي تواند يك منطقه حساس براي مردان مطلقه باشد.

29
00:02:09,303 --> 00:02:12,086
- ميدانم. - همسر سابق در حال خوابيدن با مرد ديگري.

30
00:02:12,261 --> 00:02:15,292
- پسر شروع به پيوند با او كرد. - آره آره

31
00:02:15,469 --> 00:02:18,799
- قايق بزرگ - چارلي، نقطه ي ترسناكت اينجا چيست؟

32
00:02:19,801 --> 00:02:22,584
نكته اي نيست فقط براي اعصاب سوراخ كنيد.

33
00:02:53,879 --> 00:02:57,411
خب چي فكر مي كني؟ ميخواي امروز بري بولينگ؟ شايد فيلم بگيري؟

34
00:02:57,588 --> 00:03:00,122
نه، من يك بار ديگر حمام مي كنم.

35
00:03:08,629 --> 00:03:10,832
او مي داند كه يك اقيانوس آنجا وجود دارد، درست است؟

36
00:03:11,419 --> 00:03:14,415
خب، گرگ او را در اقيانوس نمي‌خواهد.

37
00:03:14,583 --> 00:03:16,741
او از او مي خواهد كه زمان خود را در استخر تمرين كند.

38
00:03:16,918 --> 00:03:19,452
در واقع، پسرم از بودن در اينجا كمي ناراضي است...

39
00:03:19,625 --> 00:03:22,991
... چون مي خواست در استخر گرگ غواصي كند.

40
00:03:23,583 --> 00:03:25,573
او يك قايق و يك استخر دارد؟

41
00:03:26,999 --> 00:03:28,706
حدس مي‌زنم مي‌تواني چيزهاي جالبي را بخري...

42
00:03:28,874 --> 00:03:32,913
... وقتي براي پرداخت نفقه مجبور نيستيد خون و اسپرم خود را بفروشيد.

43
00:03:33,082 --> 00:03:36,778
هي، هي، رابطه من با پسرم بر اساس داشتن چيزهاي جالب نيست.

44
00:03:36,956 --> 00:03:38,498
و براي شما خوش شانس است.

45
00:03:39,622 --> 00:03:42,572
- بيا، به جنبه روشن نگاه كن. - چه جنبه روشني، چارلي؟

46
00:03:42,746 --> 00:03:44,073
جنبه روشن را مشخص كنيد.

47
00:03:44,246 --> 00:03:48,371
شايد يك آخر هفته، گرگ به ما اجازه دهد چند جوجه را سوار قايق كنيم.

48
00:03:49,454 --> 00:03:51,491
چرا او قايق خود را به ما قرض داد؟

49
00:03:52,202 --> 00:03:55,615
او با جيك تنگ است، ما با جيك تنگ هستيم. ما يك ورودي داريم

50
00:03:55,786 --> 00:03:59,530
درد مرا نمي شنوي؟ پسرم دوست پسر جوديت را بيشتر از من دوست دارد.

51
00:03:59,701 --> 00:04:02,949
هي، من حتي او را نمي شناسم و از تو بيشتر دوستش دارم.

52
00:04:03,950 --> 00:04:05,407
فكر ميكني ياد بگيرم

53
00:04:05,576 --> 00:04:10,612
آلن آلن، پسرت تو را دوست دارد. تو تاثير زيادي روي او داري

54
00:04:10,784 --> 00:04:14,279
- شما مهمترين الگو هستيد. - اوه، حدس مي زنم.

55
00:04:14,450 --> 00:04:17,235
منظورم اين است كه اگر نتوانيد غواصي را به او بياموزيد چه مي شود.

56
00:04:17,409 --> 00:04:19,564
براي اين موضوع، شما نمي توانيد به او اسكي ياد بدهيد...

57
00:04:19,741 --> 00:04:22,988
... يا به يك توپ منحني يا هر چيز جالبي ضربه بزنيد، واقعاً.

58
00:04:23,990 --> 00:04:26,444
اما شما چيزهاي زيادي را روي ميز مي آوريد.

59
00:04:31,447 --> 00:04:32,773
خدايا شكرت.

60
00:04:37,364 --> 00:04:40,563
- سلام چارلي. - هميشه قيمت است، اينطور نيست؟

61
00:04:41,903 --> 00:04:44,770
- سلام، آلن. - جيك داره حمام ميكنه

62
00:04:44,945 --> 00:04:48,442
به همان اندازه كه دوست دارم با نوه ام وقت بگذرانم، عجله دارم.

63
00:04:48,613 --> 00:04:50,021
بايد مرسدس بنز خود را قرض بگيريد.

64
00:04:50,194 --> 00:04:54,057
خب چون عجله داريد سريع جوابتون رو ميدم. خير

65
00:04:54,235 --> 00:04:56,771
چارلي، لطفا نيم ساعت ديگه خونه رو نشون ميدم.

66
00:04:56,944 --> 00:04:59,609
آن ماشين برقي كوچكي كه خريدي چه مشكلي دارد؟

67
00:04:59,775 --> 00:05:03,851
هيچي، خوبه اين چيزي است كه هر كسي كه به اين سياره اهميت مي دهد رانندگي مي كند.

68
00:05:04,025 --> 00:05:06,940
اگر مي خواهيد املاك و مستغلات را به يك شاهزاده نفتي سعودي بفروشيد...

69
00:05:07,108 --> 00:05:11,231
...شما نمي توانيد با يك ماشين اسباب بازي كوچك با دوشاخه در سپر بالا برويد.

70
00:05:12,648 --> 00:05:14,305
ميتوني از ماشين من استفاده كني مامان

71
00:05:15,147 --> 00:05:18,597
مي بيني؟ حالا، يك پسر دوست داشتني با مادرش اينگونه رفتار مي كند.

72
00:05:18,774 --> 00:05:21,770
ممنون عزيزم، اما بايد موفق به نظر برسم.

73
00:05:25,146 --> 00:05:27,980
- چارلي، مرسدس تو. -نه فراموشش كن

74
00:05:28,190 --> 00:05:31,020
- چارلي، من نمي روم تا زماني كه تو بدهي... - مباركت باشه.

75
00:05:31,188 --> 00:05:32,893
متشكرم.

76
00:05:34,228 --> 00:05:36,599
ماشين من در مسير شماست.

77
00:05:39,144 --> 00:05:44,214
و اگر قدرت خود را از دست بدهيد، يك بادبادك و يك كليد در صندوق عقب وجود دارد.

78
00:05:51,311 --> 00:05:54,804
براي ثبت، راه‌هاي ديگري براي اندازه‌گيري موفقيت به جز ماشين‌ها وجود دارد.

79
00:05:54,975 --> 00:05:58,010
حق با شماست. قايق و استخر وجود دارد.

80
00:05:59,101 --> 00:06:03,046
ميدوني چيه؟ اميدوارم مامان در مرسدس بنز بزرگ، براق و جديد شما ضربه اي وارد كند.

81
00:06:03,225 --> 00:06:04,716
هي اينو نگو

82
00:06:04,890 --> 00:06:08,636
اگر مي‌خواهيد به چيزي اميدوار باشيد، اميدوار باشيد كه او آن را از صخره‌اي براند.

83
00:06:13,348 --> 00:06:17,424
پس اين خيلي باحاله، جيك؟ يك ماشين برقي

84
00:06:17,597 --> 00:06:20,085
حدس مي زنم. وقتي باتري ها تمام مي شوند چه اتفاقي مي افتد؟

85
00:06:20,263 --> 00:06:22,832
شما آن را وصل مي كنيد و دوباره شارژ مي كنيد.

86
00:06:23,346 --> 00:06:25,087
اما اگر خاموشي باشد چه؟

87
00:06:25,763 --> 00:06:27,718
با تپانچه روي صندلي عقب مي نشيني...

88
00:06:27,887 --> 00:06:30,458
...و منتظر غارتگران مانند هر ماشين ديگري باشيد.

89
00:06:31,844 --> 00:06:35,708
- چارلي - ماشين باحاليه، جيك.

90
00:06:35,886 --> 00:06:38,967
گرگ ماشين خيلي باحالي داره. او يك هامر دارد.

91
00:06:39,135 --> 00:06:42,167
مي دانيد، عمو چارلي شما با هامرز غريبه نيست.

92
00:06:42,342 --> 00:06:44,000
چارلي

93
00:06:44,882 --> 00:06:47,336
اين هم ماشين باحالي است، جيك.

94
00:06:48,634 --> 00:06:51,465
بنابراين، جيك، اين خيلي باحال است، ها؟

95
00:06:51,632 --> 00:06:54,712
رانندگي در يك ماشين آينده نگر، رفتن به ديدن يك فيلم.

96
00:06:57,881 --> 00:07:01,046
هي، شايد بعدش بريم پيتزا بگيريم.

97
00:07:01,215 --> 00:07:02,755
مطمئن.

98
00:07:06,299 --> 00:07:10,125
و بعد، چه كسي مي داند، شايد... شايد پدر پيرت تو را بخرد...

99
00:07:10,296 --> 00:07:13,626
... يك بازي ويديويي بيش از حد خشن و خونين. اين صدا چطوره؟

100
00:07:13,796 --> 00:07:15,417
باشه.

101
00:07:15,586 --> 00:07:17,245
ميدوني وقتي ما غواصي ميكنيم...

102
00:07:17,420 --> 00:07:20,287
...گرگ به من ياد مي دهد كه چگونه قايقش را هدايت كنم.

103
00:07:20,462 --> 00:07:23,577
خوب، متاسفم، جيك، اما، مي‌داني، من قايق ندارم.

104
00:07:23,752 --> 00:07:27,698
من هامر ندارم و نمي دانم چگونه غواصي كنم.

105
00:07:27,876 --> 00:07:30,661
اشكالي نداره بابا گرگ انجام مي دهد.

106
00:07:33,752 --> 00:07:37,117
هي، جيك، چطور دوست داري پدرت رانندگي ماشين رو بهت ياد بده؟

107
00:07:37,293 --> 00:07:38,751
- چي؟ - واقعا؟

108
00:07:38,918 --> 00:07:40,244
چارلي، او 11 سال دارد.

109
00:07:40,417 --> 00:07:42,241
بنابراين؟ ما يك پاركينگ خالي پيدا مي كنيم.

110
00:07:42,416 --> 00:07:46,624
-اگه يه چيزي بزنه چي؟ - آلن، ماشين مامان است.

111
00:07:48,083 --> 00:07:50,618
حدس بزن چي شده؟ بابا بهت ياد ميده چطوري رانندگي كني

112
00:07:50,791 --> 00:07:52,447
سرد.

113
00:07:56,499 --> 00:07:57,825
آيا مي توانيد به پدال ها برسيد؟

114
00:07:57,998 --> 00:08:00,782
- آره آيا مي توانيم راديو را روشن كنيم؟ - راديو را فراموش كنيد.

115
00:08:01,497 --> 00:08:03,037
كدام يك پنجره خور است؟

116
00:08:03,205 --> 00:08:05,444
باشه، قيچي رو فراموش كن حالا بيا تمركز كن

117
00:08:05,621 --> 00:08:09,567
اين آينه ديد عقب شماست. بسيار مهم است كه قبل از پشتيبان گيري آن را بررسي كنيد.

118
00:08:09,745 --> 00:08:12,411
- باشه. -حالا...خب چي ميبيني؟

119
00:08:12,578 --> 00:08:15,742
بالاي سر عمو چارلي.

120
00:08:15,911 --> 00:08:20,318
يك سبد خريد، يك درخت، قوطي نوشابه.

121
00:08:20,494 --> 00:08:22,945
- شبيه شبنم كوهستاني است. - باشه.

122
00:08:23,118 --> 00:08:26,449
آينه عقب را فراموش كنيد ما فقط... ما فقط به جلو مي رويم.

123
00:08:26,618 --> 00:08:29,568
حالا مي دانيد، اين ترمز است و اين هم گاز.

124
00:08:29,741 --> 00:08:31,696
فكر كردم برقي است

125
00:08:33,907 --> 00:08:35,103
او تو را به آنجا رساند، آلن.

126
00:08:36,658 --> 00:08:42,486
خوب، اين ترمز است و اين برق است.

127
00:08:42,656 --> 00:08:45,738
اونا خيلي خيلي حساسن لازم نيست سخت فشار دهيد.

128
00:08:45,906 --> 00:08:46,985
باشه.

129
00:08:47,156 --> 00:08:48,566
حالا، كمي به آن ضربه بزنيد.

130
00:08:48,740 --> 00:08:50,860
- روشن است؟ - نه

131
00:08:51,821 --> 00:08:54,144
- ترمز! ترمز! ترمز! - ترمز! ترمز! ترمز!

132
00:08:57,029 --> 00:09:00,691
باشه. ظاهرا روشن است.

133
00:09:01,195 --> 00:09:04,475
- اين عاليه - مي بيني چقدر بايد مراقب باشي؟

134
00:09:04,651 --> 00:09:07,603
و چقدر به زباله‌دان‌ها نزديك‌تر هستيم؟

135
00:09:07,777 --> 00:09:09,483
- حالا مي تونم پنجره ها رو پرت كنم؟ - نه

136
00:09:09,651 --> 00:09:12,899
حالا... باشه چرا چرخ رو كمي به چپ نميچرخوني...

137
00:09:13,069 --> 00:09:16,232
...و خيلي آرام فشار دهيد...

138
00:09:19,277 --> 00:09:21,350
ترمز! ترمز! ترمز!

139
00:09:23,026 --> 00:09:25,478
يادت باشه اگه ميخواي دوباره ماشين مادربزرگ رو بري...

140
00:09:25,650 --> 00:09:27,854
...شما نمي توانيد در مورد آن به او بگوييد. - ميدانم.

141
00:09:28,026 --> 00:09:31,603
يا مامان يا هر كس ديگه. بابا نيازي به غم نداره

142
00:09:31,774 --> 00:09:33,729
واقعا عالي بود بابا با تشكر.

143
00:09:34,980 --> 00:09:38,348
- آره آره بود - هي، همين الان به ذهنم رسيد.

144
00:09:38,524 --> 00:09:42,183
اگر گرگ اينجاست، مي‌توانيم از او درباره رفتن به قايق بپرسيم.

145
00:09:42,354 --> 00:09:44,925
نه، من قصد ندارم از گرگ درباره رفتن بپرسم...

146
00:09:45,104 --> 00:09:47,262
سلام جوديت اينجا او سالم و سلامت است.

147
00:09:48,023 --> 00:09:50,225
- هي عزيزم - هي مامان حدس بزنيد چه كار كرديم

148
00:09:50,396 --> 00:09:51,972
- چي؟ - چيز خاصي نيست.

149
00:09:55,060 --> 00:09:58,511
اين شوخي بچه هاست "چيز خاصي نيست."

150
00:09:58,687 --> 00:10:00,973
او تمام آخر هفته را با ما انجام مي دهد.

151
00:10:01,145 --> 00:10:05,516
- خب، باشه. خدا حافظ. - آلن

152
00:10:08,810 --> 00:10:10,467
آلن

153
00:10:12,933 --> 00:10:14,212
در مورد قايق بپرسيد

154
00:10:18,310 --> 00:10:20,345
- گوش كن، آخر هفته آينده... - آره، آره.

155
00:10:20,517 --> 00:10:23,004
ميدانم. شما و گرگ در حال غواصي جيك هستيد.

156
00:10:23,182 --> 00:10:25,005
نه، موضوع همين است.

157
00:10:25,180 --> 00:10:27,338
من و گرگ تصميم گرفتيم همديگر را نبينيم.

158
00:10:27,515 --> 00:10:30,881
بنابراين اگر هيچ برنامه‌اي نگرفته‌ايد، مي‌توانيد جيك را داشته باشيد.

159
00:10:31,057 --> 00:10:33,626
اوه، آره، آره من دوست دارم او را داشته باشم.

160
00:10:33,805 --> 00:10:37,217
و از شنيدن در مورد تو و گرگ متاسفم.

161
00:10:38,722 --> 00:10:42,132
- متشكرم. - آيا مي توانم كاري انجام دهم؟

162
00:10:42,761 --> 00:10:45,296
بله، مي توانيد اين پوزخند را از صورت خود پاك كنيد.

163
00:10:46,011 --> 00:10:49,755
- باشه. خب...خب خداحافظ. - خدا حافظ.

164
00:10:51,762 --> 00:10:54,214
او با گرگ قطع رابطه كرد او از گرگ جدا شد

165
00:10:54,386 --> 00:10:56,257
او از گرگ جدا شد

166
00:10:56,427 --> 00:10:57,837
- آلن؟ - آره؟

167
00:10:58,011 --> 00:10:59,385
روزنه چشمي

168
00:11:11,883 --> 00:11:13,873
- هي - كجا بودي؟

169
00:11:15,506 --> 00:11:19,831
كارواش. آنها چيز جالبي را در صندلي عقب پيدا كردند.

170
00:11:20,047 --> 00:11:22,286
اوه، آره، چي؟

171
00:11:25,380 --> 00:11:27,040
باشه الان فقط خودنمايي ميكني

172
00:11:28,256 --> 00:11:29,582
نه، آلن، من نيستم.

173
00:11:29,797 --> 00:11:33,079
اگرچه بايد اعتراف كنم، اين يك آيتم كوچك سكسي است.

174
00:11:33,254 --> 00:11:35,540
- هست، نه؟ - آره آره.

175
00:11:35,712 --> 00:11:37,833
من مي خواهم با خانمي كه اين را پر مي كند ملاقات كنم.

176
00:11:38,547 --> 00:11:40,416
در واقع، شما او را مي شناسيد.

177
00:11:40,587 --> 00:11:43,868
- اوه، واقعا؟ ليزا؟ - نه

178
00:11:44,044 --> 00:11:46,995
- جنيفر؟ - جنيفر كيه؟

179
00:11:47,169 --> 00:11:49,408
درسته. خير

180
00:11:49,585 --> 00:11:50,995
خب پس كي؟

181
00:11:51,168 --> 00:11:55,871
من مي توانم به شما بگويم، اما يك بار نمي توانم به شما بگويم.

182
00:11:56,042 --> 00:11:59,621
- چي ميگي تو؟ - آخر هفته گذشته چه كسي ماشين مرا قرض گرفت؟

183
00:12:01,750 --> 00:12:04,072
مادر مقدس خدا.

184
00:12:06,124 --> 00:12:10,330
نه. مادر نامقدس ما.

185
00:12:10,999 --> 00:12:12,324
مامان در ماشين؟

186
00:12:12,497 --> 00:12:15,114
مامان در ماشين من

187
00:12:15,287 --> 00:12:19,364
اگر مي دانستم قرار است اين اتفاق بيفتد، صندلي هاي وينيل را مي گرفتم.

188
00:12:19,538 --> 00:12:23,116
صبر كن. قرار نيست آن را وسط زمين بگذاري، درست است؟

189
00:12:23,287 --> 00:12:25,075
واقعاً شما را عصباني مي كند، اينطور نيست؟

190
00:12:26,286 --> 00:12:28,906
- نه. - سپس آن را برداريد.

191
00:12:45,367 --> 00:12:49,314
سلام؟ اوه، اوه، سلام، جيك. چه خبر؟

192
00:12:50,366 --> 00:12:51,989
اونجا آهسته حركت كن

193
00:12:52,158 --> 00:12:55,772
آره نه، مي دانم كه مادرت از گرگ جدا شد.

194
00:12:55,949 --> 00:12:59,315
آره. ميفهمم خيلي ناراحتي اما...

195
00:12:59,948 --> 00:13:01,690
خوب، نه، نه.

196
00:13:01,865 --> 00:13:05,728
من نمي توانم بيايم و تو را ببرم فقط به اين دليل كه از دست مادرت عصباني هستي.

197
00:13:09,614 --> 00:13:12,232
خب... متاسفم، همين طور است.

198
00:13:12,404 --> 00:13:15,187
حالا چرا نميذاري باهاش ​​حرف بزنم

199
00:13:15,361 --> 00:13:18,895
آره جوديت سلام ببين، من سعي مي كنم اينجا از شما حمايت كنم.

200
00:13:19,071 --> 00:13:22,351
نه، به او گفتم كه بايد با تو حل شود.

201
00:13:25,443 --> 00:13:27,481
نه، نه... واقعا؟

202
00:13:27,652 --> 00:13:30,603
به نظر شما بهتر است براي خنك شدن به اينجا بيايد؟

203
00:13:30,777 --> 00:13:32,352
باشه ولي...

204
00:13:33,568 --> 00:13:35,723
خب پس بيارش

205
00:13:36,733 --> 00:13:39,270
خب... نه، يه كم ميبينمت.

206
00:13:39,443 --> 00:13:41,185
- جيك مي آيد؟ - آره آره.

207
00:13:41,359 --> 00:13:44,356
ظاهراً او بابت اين موضوع گرگ از دست مادرش عصباني است.

208
00:13:44,524 --> 00:13:48,187
خوب، اين قابل درك است. او تازه داشت با اين مرد شگفت انگيز آشنا مي شد ...

209
00:13:48,358 --> 00:13:51,060
... كه قايق و استخر و هامر داشت.

210
00:13:51,857 --> 00:13:55,018
مردي كه مي توانست انواع چيزهاي جالب را به او ياد دهد.

211
00:13:55,188 --> 00:13:59,597
و سپس مادرش فقط اين مرد فوق العاده را از زندگي اش بيرون مي كند.

212
00:14:02,271 --> 00:14:03,551
خيلي زود؟

213
00:14:04,395 --> 00:14:06,469
سلام. همه شايسته؟

214
00:14:07,021 --> 00:14:09,141
اوه، سلام مامان چه سورپرايزي.

215
00:14:10,895 --> 00:14:13,894
خب، من در همسايگي بودم و فكر مي‌كردم برم...

216
00:14:14,062 --> 00:14:16,515
و ببينم پسرانم چطور با هم كنار مي آيند.

217
00:14:16,686 --> 00:14:20,550
-خب حالمون خوبه - بله، خوب است.

218
00:14:20,728 --> 00:14:25,513
- خوب جيك؟ - او ... او خوب است.

219
00:14:25,685 --> 00:14:28,221
فقط شيك پوش

220
00:14:31,851 --> 00:14:34,255
اوه، جهنم با آن.

221
00:14:35,932 --> 00:14:41,053
من يك سوتين 300 دلاري در صندلي عقب مرسدس بنز شما گذاشتم و مي خواهم آن را برگردانم.

222
00:14:41,225 --> 00:14:46,804
اي واي. چگونه در نام بهشت ​​اين اتفاق افتاد، مادر؟

223
00:14:48,266 --> 00:14:50,884
-خب، اگه بايد بدوني... -لازم نيست بدونم.

224
00:14:51,931 --> 00:14:53,968
اوه آلن بزرگ شو

225
00:14:54,139 --> 00:14:58,346
يك خانه 12 ميليوني فروختم و مي خواستم جشن بگيرم.

226
00:14:58,515 --> 00:15:00,419
با شاهزاده سعودي؟

227
00:15:01,263 --> 00:15:06,084
مسخره نباش او 9 زن دارد و همه آنها 11 ساله هستند.

228
00:15:06,261 --> 00:15:08,585
نه، من با مشاور املاك فروشنده بودم.

229
00:15:08,762 --> 00:15:11,297
تقسيم آن كميسيون آبدار هر دو ما را خيلي داغ كرد...

230
00:15:11,469 --> 00:15:14,170
ما به سختي از چمن جلويي خارج شديم.

231
00:15:17,676 --> 00:15:19,466
حالا برو سوتين مامان رو بيار

232
00:15:31,175 --> 00:15:34,620
اوه، عزيزم، اين فقط بيمار است.

233
00:15:38,674 --> 00:15:40,793
جستجوي كمك.

234
00:15:48,838 --> 00:15:50,116
هي

235
00:15:50,294 --> 00:15:53,211
- هي، چه خبره؟ - مامانم از گرگ جدا شد.

236
00:15:53,380 --> 00:15:54,706
شنيدم.

237
00:15:54,878 --> 00:15:57,285
من از اين به بعد با تو و بابا اينجا زندگي ميكنم

238
00:15:57,463 --> 00:15:59,121
ميخواي شرط ببنديم؟

239
00:15:59,837 --> 00:16:01,874
- چرا كه نه؟ - دو دليل:

240
00:16:02,045 --> 00:16:04,367
مادرت شما را دوست دارد و زندگي بي رحمانه است.

241
00:16:05,376 --> 00:16:08,163
صبر كنيد، اين ممكن است فقط يك دليل باشد.

242
00:16:08,628 --> 00:16:12,074
خب، شايد پدرم بتواند با مادرم صحبت كند كه دوباره با گرگ كنار بيايد.

243
00:16:13,251 --> 00:16:16,497
از كلاس پنجم لذت ببر بچه معلومه كه براي مدتي اونجا خواهي بود

244
00:16:18,751 --> 00:16:20,455
من بايد چيكار كنم آلن؟

245
00:16:20,667 --> 00:16:22,407
ميدونم چقدر گرگ رو دوست داشت...

246
00:16:22,581 --> 00:16:25,329
اما اين نمي تواند دليلي براي ادامه ديدن او باشد.

247
00:16:25,497 --> 00:16:27,324
من ميفهمم. تو اينجا اشتباه نميكني

248
00:16:27,499 --> 00:16:29,821
من نيستم؟ چون مطمئناً احساس اشتباه مي كنم.

249
00:16:29,998 --> 00:16:32,948
من به عنوان همسر شكست خوردم. من به عنوان يك مادر در حال شكست هستم.

250
00:16:33,121 --> 00:16:35,789
من حتي به عنوان يك لزبين آن را منفجر كردم.

251
00:16:35,955 --> 00:16:37,862
شايد مشكل همين بوده

252
00:16:40,079 --> 00:16:44,570
تو يك شكست خورده نيستي ما هر دو مقصريم كه ازدواج به نتيجه نرسيد.

253
00:16:44,745 --> 00:16:48,575
تو مادر بزرگي هستي و من مطمئنم كه شما هم لزبين مي كرديد...

254
00:16:48,746 --> 00:16:50,866
...اگر فقط كمي بيشتر در آنجا آويزان بوديد.

255
00:16:52,701 --> 00:16:54,940
من جيك را بيرون مي آورم تا بتوانيد صحبت كنيد.

256
00:16:55,117 --> 00:16:56,445
- متشكرم. - ممنون، چارلي.

257
00:16:56,618 --> 00:17:00,232
- كجا بريم؟ - من بايد با ماشينم معامله كنم.

258
00:17:05,700 --> 00:17:08,450
چرا با اين ماشين معامله مي كنيد؟ تازه متوجه نشدي؟

259
00:17:08,618 --> 00:17:12,028
بله، اما صداي كوبيدن وجود دارد كه مرا ديوانه مي كند.

260
00:17:13,991 --> 00:17:15,316
من چيزي نمي شنوم

261
00:17:15,488 --> 00:17:17,895
تو سر من نيستي

262
00:17:20,114 --> 00:17:24,107
هي، تا زماني كه شما از شر آن خلاص مي شويد، فكر مي كنيد اگر آن را براي يك چرخش كوچك مصرف كنم؟

263
00:17:25,780 --> 00:17:27,107
واقعي شويد.

264
00:17:27,821 --> 00:17:29,811
قول ميدم خيلي آهسته پيش برم

265
00:17:29,987 --> 00:17:32,358
فراموشش كن. اين اتفاق نمي افتد

266
00:17:35,112 --> 00:17:36,522
آيا اين ردپايي است؟

267
00:17:40,821 --> 00:17:44,268
من هرگز نبايد جيك را وارد رابطه مي كردم. خيلي زود بود

268
00:17:44,444 --> 00:17:45,901
زياد به خودت سخت نگير

269
00:17:46,069 --> 00:17:49,517
بنابراين گرگ آن مرد بزرگي كه شما فكر مي كرديد تبديل نشد.

270
00:17:49,694 --> 00:17:53,734
اوه، او پسر بزرگي بود. خداي من، آلن، نفسم را بند آورد.

271
00:17:54,734 --> 00:17:59,108
اولين شبي كه با هم بوديم مرا بلند كرد و در آغوشش به رختخواب برد.

272
00:18:00,900 --> 00:18:04,560
خوب، نكته اينجاست كه تو خيلي زود جيك را وارد رابطه كردي.

273
00:18:05,356 --> 00:18:07,893
گرگ گفت كه من خيلي خواستار هستم. من هستم، نه؟

274
00:18:08,066 --> 00:18:10,470
- من يك زيرك خواستار و عصباني هستم. - هي، هي

275
00:18:10,648 --> 00:18:12,887
اينو نگو كه... اين كسي نيستي كه هستي.

276
00:18:13,064 --> 00:18:16,430
اين همان كسي است كه شما تبديل شده ايد.

277
00:18:20,022 --> 00:18:21,680
اما، مي دانيد، در زير همه ...

278
00:18:21,855 --> 00:18:24,307
من هنوز مي توانم دختر ترسيده و عصبي را ببينم ...

279
00:18:24,479 --> 00:18:28,473
... با اختلال غذايي جزئي كه عاشقش شدم.

280
00:18:31,062 --> 00:18:32,718
اوه، آلن.

281
00:18:39,728 --> 00:18:42,724
من آن را نمي فهمم. اين دقيقاً مانند ماشين ديگر شماست.

282
00:18:42,892 --> 00:18:46,720
نه اينطور نيست. گوش كن. بدون ضربه زدن

283
00:18:50,558 --> 00:18:53,675
خوب، من فكر مي كنم شما بايد يك ماشين جالب مثل گرگ مي گرفتيد.

284
00:18:53,850 --> 00:18:56,515
هي، به خودت لطف كن و از پرستش اين شخص دست بردار.

285
00:18:56,682 --> 00:18:59,385
پسري در زندگي شما وجود دارد كه ارزش ديدن او را دارد...

286
00:18:59,557 --> 00:19:01,097
و بعد از خود الگوبرداري كنيد.

287
00:19:01,266 --> 00:19:04,759
- بابا؟ - باشه، دو تا بچه.

288
00:19:05,888 --> 00:19:09,136
خوب، من هنوز نمي فهمم چرا مادرم مجبور شد از گرگ جدا شود.

289
00:19:09,306 --> 00:19:13,085
مي توانست بدترشود. او مي توانست با او ازدواج كند و سپس جدا شود.

290
00:19:13,264 --> 00:19:16,012
وقتي همسن تو بودم، قبلاً ناپدري سومم بودم.

291
00:19:16,181 --> 00:19:18,087
و من به نوعي از دومي خوشم آمد.

292
00:19:18,765 --> 00:19:20,090
خب چه حسي داشتي؟

293
00:19:20,262 --> 00:19:22,750
به نظر شما چه احساسي داشتم؟ دلم گرفته بود

294
00:19:23,387 --> 00:19:26,420
- آره، خب، منم همينطور. - و نميگم تو نبايد باشي...

295
00:19:26,595 --> 00:19:30,042
اما نمي تواني مادرت را سرزنش كني. او بايد آنچه را كه براي او مناسب است انجام دهد.

296
00:19:30,219 --> 00:19:31,961
- مي فهمي؟ - حدس مي زنم.

297
00:19:32,135 --> 00:19:33,794
خوب

298
00:19:33,969 --> 00:19:36,421
دفعه بعد كه او را ديدي، او را در آغوش بگير...

299
00:19:36,593 --> 00:19:40,336
و به او بفهمانيد كه هنوز يك مرد وجود دارد كه حاضر است با او زندگي كند.

300
00:19:40,508 --> 00:19:42,333
باشه.

301
00:19:43,173 --> 00:19:45,626
صبر كن، تو مادرت را براي همه چيز مقصر مي‌داني.

302
00:19:46,592 --> 00:19:49,590
اين متفاوت است. مامانم شيطانه

303
00:20:11,629 --> 00:20:14,827
بيا، بريم خريد قايق.

304
00:20:22,460 --> 00:20:23,835
اگر به سني رسيده باشم كه بتوانم رانندگي كنم...

305
00:20:24,002 --> 00:20:26,490
...من آنقدر بزرگ شده ام كه بدانم چه بلايي سر شما و مامان مي آيد.

306
00:20:26,668 --> 00:20:29,039
سن شما براي رانندگي به اندازه كافي نيست.

307
00:20:29,834 --> 00:20:33,329
من باور نمي كنم كه شما او را حمل مي كرديد زيرا او مچ پايش را پيچانده است.

308
00:20:34,708 --> 00:20:38,037
آنچه را كه مي خواهيد باور كنيد. اين داستان من است و من به آن پايبند هستم.

309
00:20:38,834 --> 00:20:40,111
بهش بگو چارلي

310
00:20:41,915 --> 00:20:44,450
وقتي ما وارد شديم والدينت در شرف داشتن رابطه جنسي بودند.

311
00:20:52,246 --> 00:20:53,789
بله درسته.

312
00:21:23,534 --> 00:21:25,605
زيرنويس توسط SDI Media Group

313
00:21:25,782 --> 00:21:27,858
[انگليسي]
