﻿1
00:00:02,612 --> 00:00:04,572
- خب عزيزم... - چي؟

2
00:00:04,784 --> 00:00:06,578
آيا چيزي را كه دوست داريد مي بينيد؟

3
00:00:06,873 --> 00:00:09,117
من نمي دانم. گوشت گوزن چيست؟

4
00:00:09,337 --> 00:00:11,250
- آهو. - چي؟

5
00:00:11,761 --> 00:00:13,637
- آهو. - چي؟

6
00:00:14,559 --> 00:00:16,770
آهو. آهو.

7
00:00:16,983 --> 00:00:18,778
چي؟ چي.

8
00:00:21,410 --> 00:00:22,740
چه بلايي سرش آمده؟

9
00:00:24,000 --> 00:00:27,422
جيك، اين است... اين آهو در جنگل است، مثل... مثل بامبي.

10
00:00:27,635 --> 00:00:30,010
اوه باحال بيا بامبي بخوريم

11
00:00:30,769 --> 00:00:33,560
به زودي براي پرداخت به ازاي مشاهده.

12
00:00:38,747 --> 00:00:40,576
مامان، چي...؟ چه كار مي كني؟

13
00:00:41,254 --> 00:00:43,415
- هيچ چيزي. - اوه، اين دزدي است.

14
00:00:44,137 --> 00:00:47,476
به ندرت. من براي يك مارتيني 12 دلار مي پردازم.

15
00:00:47,645 --> 00:00:50,141
آنها خوش شانس هستند كه من صندلي نمي گيرم.

16
00:00:50,780 --> 00:00:54,035
- داري پرداخت مي كني؟ - شكل گفتار، چارلز.

17
00:00:54,789 --> 00:00:56,072
آيا مي توانم اين را بردارم؟

18
00:00:56,293 --> 00:00:57,790
- نه - اوه، بيا.

19
00:00:58,256 --> 00:01:00,633
عزيز من

20
00:01:00,847 --> 00:01:03,686
بگذارش زمين. ما چيزهايي را كه متعلق به ما نيست، نمي گيريم.

21
00:01:03,854 --> 00:01:07,276
آقاي تخفيف پنج انگشتي، گوش كنيد چه كسي در حال پيشرفت اخلاقي است.

22
00:01:07,489 --> 00:01:09,985
- معني آن چيست؟ - معني نداره

23
00:01:10,162 --> 00:01:14,036
- گوزن خود را چگونه مي خواهي؟ - آيا با شاخ مي آيد؟

24
00:01:14,549 --> 00:01:18,339
آلن، دليلي وجود ندارد كه پسرت نتواند از اشتباهات تو درس بگيرد.

25
00:01:18,560 --> 00:01:20,471
من اشتباه نكردم مامان

26
00:01:20,690 --> 00:01:22,817
باور نكردني. بيست و پنج سال بعد ...

27
00:01:22,988 --> 00:01:24,900
... و او هنوز دزدي از مغازه را انكار مي كند.

28
00:01:25,995 --> 00:01:29,001
اوه، متوجه شدم. تخفيف پنج انگشتي. سرد.

29
00:01:29,840 --> 00:01:32,333
من دزدي نكردم، جيك. اين يك سوء تفاهم بود.

30
00:01:32,679 --> 00:01:34,010
آلن، لطفا

31
00:01:34,225 --> 00:01:36,518
قدم زدن در يك فروشگاه اسباب بازي با برادرت...

32
00:01:36,690 --> 00:01:39,067
... و بتونه احمقانه فقط در جيب شما پريد؟

33
00:01:39,239 --> 00:01:41,032
آره.

34
00:01:42,162 --> 00:01:44,539
زياد دروغ نيست بابا

35
00:01:45,462 --> 00:01:47,624
خوب، همه براي سفارش آماده هستند؟

36
00:01:47,844 --> 00:01:50,006
آيا به همين دليل است كه به من اجازه نمي دهيد بتونه احمقانه را بخورم؟

37
00:01:50,225 --> 00:01:52,221
اين يك اسباب بازي احمقانه و بيهوده است.

38
00:01:52,440 --> 00:01:53,901
اما چرا آن را دزديدي؟

39
00:01:54,111 --> 00:01:57,817
من اين كار را نكردم. نگهبان بايد آن را روي من كاشت تا نيم تنه درست كنم.

40
00:01:57,996 --> 00:02:00,287
اوه، آلن.

41
00:02:00,460 --> 00:02:04,381
چه كسي در عقل خود مي تواند بتونه احمقانه را روي يك پسر 9 ساله بكارد؟

42
00:02:04,680 --> 00:02:06,675
به راستي چه كسي؟

43
00:02:08,021 --> 00:02:11,360
- هي جيك، تا حالا حلزون خوردي؟ - اره حتما.

44
00:02:11,572 --> 00:02:13,283
منظورم تو يه رستورانه

45
00:02:14,204 --> 00:02:15,664
واي نه.

46
00:02:28,658 --> 00:02:31,617
- تو خوبي؟ -نه اون آهو شاخ نداشت...

47
00:02:31,792 --> 00:02:34,287
...وقتي خوردمش ولي مطمئنا اينطوري مياد.

48
00:02:36,221 --> 00:02:38,630
خوب، فردا احساس بهتري خواهي داشت.

49
00:02:38,852 --> 00:02:41,014
ما بايد از آن رستوران شكايت كنيم.

50
00:02:41,567 --> 00:02:44,857
خوب، من درست به آن مي پردازم. بيا ديگه.

51
00:02:45,620 --> 00:02:46,996
- بابا؟ - آره

52
00:02:47,166 --> 00:02:49,412
تا حالا ماشين دزديدي؟

53
00:02:49,587 --> 00:02:51,251
من هيچ وقت چيزي دزديدم

54
00:02:51,635 --> 00:02:53,012
مشكلي نيست. شما مي توانيد به من بگوييد.

55
00:02:53,181 --> 00:02:55,509
من قبلاً مي دانم كه شما يك برگه رپ داريد.

56
00:02:56,188 --> 00:02:58,863
براي آخرين بار، من آن بتونه احمقانه را نگرفتم.

57
00:02:59,030 --> 00:03:01,868
اما اين تجربه درس بسيار مهمي به من داد.

58
00:03:02,037 --> 00:03:03,320
و ميدوني اون چي بود؟

59
00:03:03,541 --> 00:03:06,879
اگر گرفتار شديد، به داستان خود بچسبيد، مهم نيست چقدر لنگ است؟

60
00:03:07,426 --> 00:03:10,931
- نه، درس بود... - صبر كن بابا.

61
00:03:11,103 --> 00:03:12,682
باشه برو جلو

62
00:03:13,232 --> 00:03:15,145
درس اين بود...

63
00:03:15,322 --> 00:03:18,661
اوه، خدا، جيك. اين افتضاح است.

64
00:03:18,873 --> 00:03:22,959
آره، اي كاش مي توانستم آن يكي را براي مدرسه ذخيره كنم.

65
00:03:36,084 --> 00:03:37,830
- تو هم همينطور؟ - آره

66
00:03:38,047 --> 00:03:42,135
ظاهراً مامان تنها انگل شام امشب نبود.

67
00:03:43,980 --> 00:03:45,475
هي...

68
00:03:45,651 --> 00:03:48,774
... چقدر از كل حادثه Silly Putty به ياد داريد؟

69
00:03:48,993 --> 00:03:51,998
اوه، نه زياد.

70
00:03:52,920 --> 00:03:57,139
به ياد مي آورم كه وقتي تو را به دفتر مدير فروشگاه كشاندند گريه كردي.

71
00:03:57,975 --> 00:04:00,683
بعد رفتم يه كورن داگ و يه جوليوس نارنجي گرفتم.

72
00:04:03,071 --> 00:04:05,400
پسر، اينها خوب بودند.

73
00:04:05,577 --> 00:04:07,490
- اونها رو يادته؟ - نه، يعني...

74
00:04:07,666 --> 00:04:09,543
... ديدي من بتونه احمقانه رو گرفتم؟

75
00:04:09,963 --> 00:04:13,589
اوه، نه، نه، من به هيچ وجه نزديك بتونه احمقانه نبودم.

76
00:04:13,808 --> 00:04:17,645
فكر مي كنم در بخش عروسك بودم و زير لباس باربي را نگاه مي كردم.

77
00:04:18,236 --> 00:04:20,446
اين چه جيپي بود

78
00:04:20,659 --> 00:04:23,997
اگر جيك در حال دزدي از مغازه دستگير مي شد و داستاني را كه گفتم به من مي گفت...

79
00:04:24,168 --> 00:04:25,829
... هيچ راهي وجود ندارد كه او را باور كنم.

80
00:04:26,549 --> 00:04:28,628
خوب، فقط اميدواريم كه او گرفتار نشود.

81
00:04:29,890 --> 00:04:34,228
-ميشه يه راز كوچولو بهت بگم؟ - باشه.

82
00:04:34,401 --> 00:04:38,027
هميشه مي دانستم كه آن نگهبان نيست.

83
00:04:39,583 --> 00:04:41,210
واقعا؟

84
00:04:43,008 --> 00:04:47,477
تنها يك توضيح منطقي براي اينكه چگونه بتونه احمقانه در شلوار من قرار گرفت وجود دارد.

85
00:04:51,071 --> 00:04:53,066
و چه خواهد بود؟

86
00:04:56,836 --> 00:05:03,561
اينكه من واقعاً آن را دزديدم، اما ذهنم نمي توانست با آن كنار بيايد.

87
00:05:04,188 --> 00:05:07,279
بنابراين به نوعي، آن را مسدود كردم.

88
00:05:08,658 --> 00:05:11,333
مغز انسان، ها؟ بايد عاشقش بشي

89
00:05:11,541 --> 00:05:13,870
اين اتفاق مي افتد، درست است؟ كار وحشتناكي ميكني...

90
00:05:14,047 --> 00:05:17,219
... و بدون هيچ يادي از خواب بيدار شويد؟ - اوه، آره

91
00:05:18,308 --> 00:05:21,850
و با اين حال او آنجاست، درست در كنار شما دراز كشيده است.

92
00:05:22,779 --> 00:05:25,071
ميدوني اون روز زندگيم رو عوض كرد

93
00:05:25,244 --> 00:05:28,118
منظورم اين است كه از آن زمان بايد در برابر باد آلن مراقب باشم.

94
00:05:28,837 --> 00:05:30,464
متاسفم "بد آلن"؟

95
00:05:31,593 --> 00:05:35,430
بله، اين همان چيزي است كه من آن را پتانسيل من براي انجام شرارت مي نامم.

96
00:05:36,397 --> 00:05:38,774
- اوه خدا - به همين دليل است كه من هميشه سخت كار كرده ام ...

97
00:05:38,945 --> 00:05:42,785
پسر خوب، شاگرد خوب، آدم خوب بودن.

98
00:05:42,998 --> 00:05:46,918
و تو موفق شدي تو خوب، خوب، خوب.

99
00:05:47,509 --> 00:05:51,764
خوب، مطمئنا، من عالي شدم، اما به چه قيمتي؟

100
00:05:51,938 --> 00:05:55,313
منظورم اين است كه آيا مي داني چقدر بايد محكم بسته شده باشم...

101
00:05:55,488 --> 00:05:58,199
... براي كنترل بد آلن؟

102
00:06:01,714 --> 00:06:03,756
نگاه هاي اجمالي مي بينم

103
00:06:04,930 --> 00:06:07,508
خب، فكر مي كنم بايد نعمت هايم را بشمارم...

104
00:06:07,688 --> 00:06:10,442
... كه من متوقف شدم. كي ميدونه چه هيولايي...

105
00:06:10,612 --> 00:06:13,533
...اگر با بتونه گير نمي كردم مي شدم.

106
00:06:14,121 --> 00:06:17,791
اما اگر نگهبان آن را روي شما كاشته باشد چه؟

107
00:06:17,964 --> 00:06:20,459
اين بدان معناست كه هيچ بد آلن وجود ندارد.

108
00:06:21,390 --> 00:06:23,136
درست است.

109
00:06:23,312 --> 00:06:25,722
اما من نمي توانم از اين فرصت استفاده كنم.

110
00:06:29,870 --> 00:06:32,198
هيچ كدام از ما نمي توانيم.

111
00:06:41,358 --> 00:06:43,153
او خوب است.

112
00:06:48,084 --> 00:06:49,830
هي، چارلي.

113
00:06:50,466 --> 00:06:51,581
هي، رز

114
00:06:52,972 --> 00:06:56,061
به نظر مي رسد كسي براي گريه كردن به شانه نياز دارد.

115
00:06:56,272 --> 00:06:57,733
نه ممنون

116
00:06:58,110 --> 00:07:00,152
مي خواهيد فقط آن وقت تشخيص دهيد؟

117
00:07:01,495 --> 00:07:05,165
- رز... - حق با توست. كه خارج از خط بود.

118
00:07:05,338 --> 00:07:07,463
من مستحق ضربه زدن هستم

119
00:07:09,849 --> 00:07:11,394
خوب، چه خبر؟

120
00:07:12,566 --> 00:07:14,894
- آيا مي توانم به چيزي به شما اعتماد كنم؟ - تو به من اعتماد كن...

121
00:07:15,070 --> 00:07:17,151
... با شماره حساب بانكي شما.

122
00:07:18,162 --> 00:07:20,039
من هرگز شماره حساب بانكي ام را به شما ندادم.

123
00:07:20,251 --> 00:07:22,711
درسته، درسته ادامه دادن.

124
00:07:23,969 --> 00:07:27,225
آيا تا به حال كاري به اين اشتباه و وحشتناك انجام داده ايد ...؟

125
00:07:27,437 --> 00:07:29,598
اوه، آره

126
00:07:30,278 --> 00:07:32,606
- بزار تمومش كنم. - متاسفم.

127
00:07:32,783 --> 00:07:35,029
چيزي كه در آن زمان بي ضرر به نظر مي رسيد ...

128
00:07:35,207 --> 00:07:38,331
... با اين حال به نوعي توانسته ايد كل زندگي يك نفر را به هم بريزيد؟

129
00:07:39,007 --> 00:07:40,838
سؤال خوبي بود.

130
00:07:41,014 --> 00:07:45,018
فكر مي كنم براي گفتن خيلي زود است. ادامه دادن.

131
00:07:45,775 --> 00:07:47,189
خوب، من دارم.

132
00:07:47,364 --> 00:07:50,785
بيست و پنج سال پيش، سيلي پوتي را در شلوار برادرم گذاشتم.

133
00:07:50,998 --> 00:07:54,704
خوب، اگر آن را در تخم مرغ بگذاريد، هنوز بايد خوب باشد.

134
00:07:56,220 --> 00:07:58,976
حرف من اين است كه همه فكر مي كردند او آن را دزديده است ...

135
00:07:59,185 --> 00:08:01,145
و من هرگز حقيقت را به او نگفتم.

136
00:08:01,357 --> 00:08:02,939
حالا تو از گناه غرق شدي...

137
00:08:03,112 --> 00:08:06,570
...و مطمئن نيستم كه آيا اعتراف باعث بهتر يا بدتر شدن اوضاع مي شود.

138
00:08:06,747 --> 00:08:08,578
بله دقيقا.

139
00:08:09,212 --> 00:08:11,838
اين يك احساس سكسي است، اينطور نيست؟

140
00:08:12,597 --> 00:08:14,258
بيا رز

141
00:08:14,434 --> 00:08:15,895
نصيحت من را مي خواهي، چارلي؟

142
00:08:16,105 --> 00:08:17,850
خدايا كمكم كن بله

143
00:08:18,068 --> 00:08:20,194
رازت را به گور ببر...

144
00:08:20,365 --> 00:08:23,325
اما يك دست نوشته براي توضيح هر عمل مشكوك بگذاريد...

145
00:08:23,499 --> 00:08:25,792
... شما در يك صندوق امانات متعهد شده ايد ...

146
00:08:26,006 --> 00:08:28,797
با دستوري كه در مرگ شما باز شود...

147
00:08:28,972 --> 00:08:32,975
...و در حضور همه دوستان، اقوام و عاشقان سابق خود بخوانيد.

148
00:08:34,946 --> 00:08:37,024
خوشم مي آيد.

149
00:08:37,536 --> 00:08:38,913
خوب

150
00:08:39,791 --> 00:08:43,213
اكنون مي توانيم استراحت كنيم و از عصر لذت ببريم.

151
00:08:53,746 --> 00:08:56,037
با من بخوان، چارلي.

152
00:09:06,945 --> 00:09:09,573
سه، چهار، پنج، شش، هفت.

153
00:09:09,744 --> 00:09:11,157
- آيا شما شايسته هستيد؟ - آره

154
00:09:11,332 --> 00:09:13,625
سه، چهار، پنج، شش، هفت.

155
00:09:15,175 --> 00:09:16,673
چه خبر؟

156
00:09:17,389 --> 00:09:21,691
- هيچ چيزي. فقط اومدم شب بخير بگم - سه، چهار، پنج، شش، هفت.

157
00:09:23,739 --> 00:09:24,820
چرا؟

158
00:09:24,993 --> 00:09:27,535
سه، چهار، پنج، شش، هفت.

159
00:09:28,585 --> 00:09:31,757
هيچ چيزي. به نظر مي رسيد قبلا استرس داشتي و من نگران بودم.

160
00:09:31,969 --> 00:09:34,725
آه، ممنون. تو يك ... تو برادر خوبي هستي.

161
00:09:34,893 --> 00:09:37,435
سه، چهار، پنج، شش، هفت.

162
00:09:39,529 --> 00:09:40,861
هر شب اين كار را مي كني؟

163
00:09:41,034 --> 00:09:42,829
شوخي مي كني؟ بعد از هر وعده غذايي

164
00:09:42,997 --> 00:09:45,410
سه، چهار، پنج، شش، هفت.

165
00:09:45,838 --> 00:09:48,381
شما محكم بسته شده ايد، نه؟

166
00:09:48,596 --> 00:09:51,804
بهاي لثه سالم هوشياري ابدي است.

167
00:09:55,196 --> 00:09:58,154
خدايا ديگه نميتونم اين كارو بكنم

168
00:09:59,373 --> 00:10:02,463
- چيكار كنم؟ - بايد يه چيزي بهت بگم.

169
00:10:03,093 --> 00:10:05,587
- باشه. -بيا بيرون تو اتاق خواب

170
00:10:05,765 --> 00:10:07,429
خيلي خوب.

171
00:10:11,279 --> 00:10:13,572
- چه كار ميكني؟ - يه دقيقه ديگه ميفهمي

172
00:10:13,744 --> 00:10:16,833
- فكر كردم بايد چيزي به من بگي. - انجام ميدهم.

173
00:10:18,381 --> 00:10:21,222
هيچ بد آلن وجود ندارد.

174
00:10:21,389 --> 00:10:22,636
من بتونه احمقانه رو دزديدم...

175
00:10:22,810 --> 00:10:25,352
...و وقتي كه نگاه نميكردي بذارش تو جيبت.

176
00:10:25,525 --> 00:10:29,743
- سه، چهار، پنج، شش، هفت. - لعنت به جهنم!

177
00:10:30,245 --> 00:10:32,705
بيا اينجا و مثل يك مرد بمير!

178
00:10:33,253 --> 00:10:36,924
چه مي داني، يك بد آلن وجود دارد.

179
00:10:40,231 --> 00:10:43,818
هي، بابا، وقتي به جرم دزدي دستگير شدي، تو را به زندان بردند؟

180
00:10:44,951 --> 00:10:48,491
من دستگير نشدم و زنداني هم نبود.

181
00:10:48,711 --> 00:10:52,299
بنابراين حدس مي‌زنم هيچ‌وقت مجبور نبودي براي بردن وسايلت به حياط، پسري را زير پا بگذاري.

182
00:10:54,267 --> 00:10:57,023
شما دوباره كد پدر و مادر روي جعبه كابل را شكستيد.

183
00:10:57,526 --> 00:11:01,399
1-2-3-4 است. يك ميمون مي تواند آن را بشكند.

184
00:11:07,636 --> 00:11:09,263
- صبح بخير. - صبح.

185
00:11:09,431 --> 00:11:10,928
چرا اينطوري راه ميري؟

186
00:11:11,144 --> 00:11:14,019
شب را در حمام گذراندم.

187
00:11:14,444 --> 00:11:16,605
شما هم، ها؟

188
00:11:19,874 --> 00:11:22,002
به جيك بگو ديشب به من چه گفتي.

189
00:11:23,301 --> 00:11:25,297
اوه، باشه مطمئن.

190
00:11:25,473 --> 00:11:28,181
جيك، پدرت بتونه احمقانه را ندزديده است.

191
00:11:28,355 --> 00:11:30,399
- من كردم. - واقعا؟

192
00:11:30,612 --> 00:11:33,486
آره، تو جيبش گذاشتم، پس اگر اتفاقي افتاد...

193
00:11:33,661 --> 00:11:36,037
... او كسي است كه به دردسر مي افتد.

194
00:11:37,128 --> 00:11:38,958
حالا نظرت چيه جيك؟

195
00:11:39,134 --> 00:11:41,343
من فكر مي كنم عمو چارلي يك نابغه است.

196
00:11:42,099 --> 00:11:44,559
چي؟ نه نه. بدون نابغه نه نه.

197
00:11:44,941 --> 00:11:47,899
منظورم اين است كه اين جنايت كامل است. چطور به آن فكر كرديد؟

198
00:11:48,616 --> 00:11:49,947
من نمي دانم.

199
00:11:50,120 --> 00:11:54,041
بتونه رو ديدم پدرت اون چيني هاي دوخته شده با جيب هاي بزرگ پوشيده بود.

200
00:11:54,215 --> 00:11:57,219
- و چراغي در سرم خاموش شد... - چارلي.

201
00:11:58,058 --> 00:12:02,144
يه نور بد يك نور بد و شيطاني چون دزدي اشتباهه...

202
00:12:02,320 --> 00:12:05,241
...و اجازه دادن به ديگري براي تقصير آن بدتر است.

203
00:12:05,452 --> 00:12:08,244
آره، پس بابا مثل يك طعمه بود.

204
00:12:10,299 --> 00:12:12,461
خوب، از نظر فني، اصطلاح "قاطر" است.

205
00:12:12,680 --> 00:12:16,268
- قاطر؟ چرا؟ - چون او وسايل حمل مي كند.

206
00:12:17,108 --> 00:12:20,315
- اوه، البته... - باشه، باشه.

207
00:12:20,491 --> 00:12:23,533
مهم اين است كه پدرت در عمرش دزدي نكرده است.

208
00:12:23,707 --> 00:12:26,037
و عمو چارلي شما دزد و ترسو است.

209
00:12:26,255 --> 00:12:28,549
آره، اما تو يك قاطر هستي.

210
00:12:30,726 --> 00:12:33,139
آيا شما خوشحال هستيد؟ برو لباس بپوش و بشوي

211
00:12:33,359 --> 00:12:36,815
-ميشه بريم مركز خريد؟ - چرا داري...؟ خير

212
00:12:37,911 --> 00:12:40,407
من بايد يك قاطر متفاوت بگيرم.

213
00:12:41,964 --> 00:12:44,256
خوب، مي توانيم لطفا از اين عبور كنيم؟

214
00:12:44,470 --> 00:12:45,968
نه، ما نمي توانيم.

215
00:12:46,142 --> 00:12:51,225
احساس مي كنم به گونه اي به من خيانت شده و صدمه ديده ام كه حتي نمي توانم آن را بيان كنم.

216
00:12:51,405 --> 00:12:53,566
و شما فكر مي كنيد كه ما فقط مي توانيم از كنار آن برقصيم؟

217
00:12:53,785 --> 00:12:55,746
اميدوار بودم.

218
00:12:55,959 --> 00:12:58,086
خوب، متاسفم، اما به اين راحتي نيست.

219
00:12:58,255 --> 00:13:02,676
يعني به لطف تو... زندگي من غيرقابل تشخيص پيچيده شده است.

220
00:13:02,852 --> 00:13:05,060
يعني به من نگاه كن، چارلي.

221
00:13:05,233 --> 00:13:08,238
من يك ... من يك مرد ميانسال شكسته، عصبي و نااميدكننده هستم ...

222
00:13:08,408 --> 00:13:10,783
... كه نمي داند كيست و به كجا تعلق دارد.

223
00:13:10,956 --> 00:13:12,416
من چيزي ندارم، چارلي.

224
00:13:12,584 --> 00:13:16,589
- نه... نه زن، نه خونه، نه هيچي. - باشه.

225
00:13:19,102 --> 00:13:21,348
پس بايد بعد از ناهار دوباره با شما چك كنم؟

226
00:13:25,871 --> 00:13:27,118
ميخواهي من چه كاري برات انجام بدم؟

227
00:13:27,290 --> 00:13:29,867
گفتم متاسفم. ل... من به جيك اعتراف كردم.

228
00:13:30,046 --> 00:13:33,885
و من شك دارم كه ديشب بيش از شش، هفت ساعت خوابيده باشم.

229
00:13:34,058 --> 00:13:36,267
هيچ كاري نمي توانيد انجام دهيد. خسارت وارد شده است.

230
00:13:36,439 --> 00:13:39,314
- قابل برگشت نيست. - بيا من برادرت هستم.

231
00:13:39,530 --> 00:13:42,654
-تو ميبخشي شما هميشه انجام مي دهيد. - نه، نه، اين متفاوت است.

232
00:13:42,830 --> 00:13:46,454
- اين بدترين كاري است كه تا به حال انجام داده ايد. - نه اينطور نيست.

233
00:13:48,303 --> 00:13:49,680
منظورت چيه؟

234
00:13:51,644 --> 00:13:55,151
فقط مكالمه كردن

235
00:13:58,580 --> 00:14:01,539
- هي مامان - چارلي، اينجا چه كار مي كني؟

236
00:14:01,755 --> 00:14:05,841
- در همسايگي. فكر كردم بازديد كنم - چرا؟

237
00:14:07,812 --> 00:14:11,234
- من نمي دانم. من پسر تو هستم - و...؟

238
00:14:12,032 --> 00:14:15,405
- و من اميدوار بودم كه بتوانيم صحبت كنيم. - در باره؟

239
00:14:17,755 --> 00:14:19,584
ميشه لطفا فقط بيام داخل؟

240
00:14:19,802 --> 00:14:22,297
آيا از قانون فرار مي كنيد؟

241
00:14:23,269 --> 00:14:26,311
- من از دست كسي فرار نمي كنم مامان. -خب به خاطر داشته باش

242
00:14:26,487 --> 00:14:29,908
هيچ كس فكر نمي كند در خانه مادرت به دنبال تو بگردد.

243
00:14:31,582 --> 00:14:35,087
- متوجه منظورت شدم. من به اندازه كافي بازديد نمي كنم. -اصلا تشريف نميبري.

244
00:14:35,844 --> 00:14:37,425
و من پر از گناه هستم.

245
00:14:37,849 --> 00:14:40,260
اوه، اينو ميگي كه حالم بهتر بشه

246
00:14:42,192 --> 00:14:44,153
خب، چه خبر؟

247
00:14:44,324 --> 00:14:46,284
ميدوني چطوري ديشب شام...

248
00:14:46,454 --> 00:14:48,616
... داشتيم در مورد قرارداد Silly Putty صحبت مي كرديم؟

249
00:14:49,504 --> 00:14:52,213
آيا آن گوزن با شما مخالف بود؟

250
00:14:52,930 --> 00:14:55,008
بله، اين چيزي نيست كه من در مورد آن صحبت كنم.

251
00:14:55,520 --> 00:14:58,729
من فكر خوبي براي شكايت از آن رستوران دارم.

252
00:15:00,031 --> 00:15:03,620
- آره، به هر حال، در مورد بتونه احمقانه... - در موردش چطور؟

253
00:15:04,835 --> 00:15:07,377
آلن آن را ندزد. من كردم.

254
00:15:08,804 --> 00:15:11,050
گذاشتمش تو جيبش

255
00:15:11,270 --> 00:15:14,727
برادر بچه ات را قاب كردي؟

256
00:15:16,617 --> 00:15:18,279
چطور تونستي؟

257
00:15:18,496 --> 00:15:20,622
ميدونم ميدونم. اين كار فاسدي بود.

258
00:15:20,836 --> 00:15:24,460
پوسيده؟ ناگفتني است

259
00:15:25,055 --> 00:15:28,263
آيا نظري داري كه من را در چه شرايطي قرار دادي؟

260
00:15:30,277 --> 00:15:32,736
- شما؟ - اول خجالت...

261
00:15:32,909 --> 00:15:36,200
... از مردمي كه فكر مي كنند من يك دزد خرده پا را توليد كرده ام.

262
00:15:36,419 --> 00:15:40,671
سپس تمام مشكلاتي كه براي يافتن راه هاي هوشمندانه انجام دادم...

263
00:15:40,846 --> 00:15:43,851
... تا جواهراتم را از انگشتان كوچك چسبناكش پنهان كنم.

264
00:15:44,062 --> 00:15:47,318
- واقعاً اين چيزي نيست كه من ... - نه به صدها ساعت ...

265
00:15:47,488 --> 00:15:50,863
او را به سمت درمان با آن دكتر دمرست خزنده سوق داد...

266
00:15:51,040 --> 00:15:56,921
... در حالي كه من مي توانستم باشم ... نمي دانم، كار سرگرم كننده اي انجام مي دادم.

267
00:15:58,098 --> 00:16:00,393
خوب، بله، اين يك تحميل واقعي به شما بود...

268
00:16:00,565 --> 00:16:04,485
... و همانطور كه معلوم است، اين يك نوع تأثير منفي روي آلن نيز داشته است.

269
00:16:04,700 --> 00:16:07,373
آلن؟ اوه، بله، البته.

270
00:16:09,254 --> 00:16:13,423
مي دانيد، آن روزها هيچ بيمه اي براي درمان لپتومانيا وجود نداشت.

271
00:16:13,599 --> 00:16:16,272
همش از جيبش بود

272
00:16:17,692 --> 00:16:20,982
آره، اما در مورد آلن...

273
00:16:21,160 --> 00:16:24,950
... من اميدوار بودم كه بصيرت داشته باشيد كه چگونه مي توانم او را وادار كنم كه مرا ببخشد.

274
00:16:25,379 --> 00:16:26,756
چرا از من مي پرسيد؟

275
00:16:27,676 --> 00:16:31,015
ميدوني، من خودم شروع به تعجب كردم.

276
00:16:31,729 --> 00:16:33,724
حدس مي زنم به اين دليل است كه او هنوز شما را دوست دارد ...

277
00:16:33,901 --> 00:16:36,693
... با وجود تمام كارهاي زشتي كه با او كردي.

278
00:16:37,159 --> 00:16:40,535
ببخشيد؟ من يك مادر فوق العاده بودم.

279
00:16:40,711 --> 00:16:42,290
و اگر آلن غير از اين فكر كند...

280
00:16:42,465 --> 00:16:47,680
...فقط به اين دليل است كه دكتر دمِرست با ديواركش ايده هايي را در سرش گذاشته بود.

281
00:16:48,063 --> 00:16:50,985
خوب، اين پولي بود كه به خوبي خرج شد.

282
00:16:52,910 --> 00:16:54,322
باشه پس

283
00:16:54,496 --> 00:16:58,369
من امشب به دليلي براي نوشيدن نياز نداشتم، اما خوشحالم كه مي دانم يك دليل دارم.

284
00:16:59,385 --> 00:17:01,296
هي، چارلي، صبر كن

285
00:17:01,682 --> 00:17:03,891
- چي؟ - يادت رفته چرا اومدي اينجا؟

286
00:17:04,313 --> 00:17:05,810
شما بخشش مي خواهيد، درست است؟

287
00:17:06,778 --> 00:17:09,950
- آره. - خوب...

288
00:17:10,120 --> 00:17:12,081
...مي بخشمت.

289
00:17:18,935 --> 00:17:21,226
اما دفعه بعد اول تماس بگيريد.

290
00:17:33,180 --> 00:17:34,511
آيا نمك را پاس مي كنيد؟

291
00:17:38,443 --> 00:17:39,774
ميشه نمكشو برام بياري؟

292
00:17:41,075 --> 00:17:43,786
- بابا نمك - مطمئن.

293
00:17:44,710 --> 00:17:47,801
- اينجا. - با تشكر.

294
00:17:48,638 --> 00:17:51,097
اوه، لطفاً سس كچاپ را به من بدهيد؟

295
00:17:51,310 --> 00:17:53,770
اينجا. اينم سس كچاپ

296
00:17:54,862 --> 00:17:56,323
متشكرم.

297
00:18:01,879 --> 00:18:03,211
- بابا؟ - آره

298
00:18:03,760 --> 00:18:06,052
اگر عمو چارلي به تو اجازه دهد كه او را با لگد بزني...

299
00:18:06,225 --> 00:18:07,852
... آيا اين شما را يكسان مي كند؟

300
00:18:08,438 --> 00:18:09,769
خير

301
00:18:10,652 --> 00:18:12,815
پسر، او واقعاً از دست تو عصباني است.

302
00:18:13,578 --> 00:18:16,535
راحت باش جيك ما فقط يك مشكل ارتباطي كوچك داريم.

303
00:18:17,087 --> 00:18:19,581
اين همان چيزي بود كه پدر درست قبل از اينكه مامان او را بيرون بياندازد گفت.

304
00:18:19,760 --> 00:18:20,877
هيچكس من را بيرون نكرد

305
00:18:21,056 --> 00:18:24,060
من و مادرت متقابل تصميم گرفتيم كه با هم سازگار نيستيم.

306
00:18:24,271 --> 00:18:26,945
به نظر نمي رسد در حال حاضر با عمو چارلي سازگاري داشته باشيد.

307
00:18:27,154 --> 00:18:30,076
- خب تقصير من نيست. - تقصير تو با مامان بود؟

308
00:18:30,913 --> 00:18:32,494
خير

309
00:18:34,674 --> 00:18:38,299
ميدوني بابا شايد تو اوني هستي كه با هم سازگار نيستي.

310
00:18:39,978 --> 00:18:42,105
اگر شام را تمام كرديد، تكاليف خود را انجام دهيد.

311
00:18:42,571 --> 00:18:46,109
خوب، پيام رسان را بكش.

312
00:18:48,585 --> 00:18:50,879
- اوه، بيا، آلن. با من حرف بزن. - نه

313
00:18:51,301 --> 00:18:55,007
ببين، من مي خواهم اين را درست كنم، اما تو بايد به من كمك كني.

314
00:18:55,186 --> 00:18:58,274
لطفا به من بگوييد چه كاري مي توانم انجام دهم. من از شما طلب بخشش دارم

315
00:18:58,485 --> 00:19:00,197
متاسفم اما كاري كردي...

316
00:19:00,365 --> 00:19:04,584
... كه زندگي من را به طرز عميقي مخرب تحت تأثير قرار داد و ...

317
00:19:04,752 --> 00:19:07,081
من فكر نمي كنم در من اين باشد كه تو را ببخشم.

318
00:19:07,717 --> 00:19:11,258
- سلام؟ كسي خونه؟ -اينجا مامان

319
00:19:12,898 --> 00:19:15,987
خوب، حال پسرهاي من اين عصر چگونه است؟

320
00:19:21,253 --> 00:19:25,555
خوب، فكر مي كنم مامان جواب را دارد. آلن...

321
00:19:25,724 --> 00:19:28,563
اگر زندگي در زير يك سقف را غيرقابل تحمل مي‌دانيد...

322
00:19:28,732 --> 00:19:30,609
با برادري كه به تو خيانت كرد...

323
00:19:33,326 --> 00:19:36,700
...پس تو و جيك مي توانيد بياييد و با من زندگي كنيد.

324
00:19:41,557 --> 00:19:43,350
خوب بودند.

325
00:19:49,243 --> 00:19:51,654
هي، چارلي، چند روز پيش...

326
00:19:51,832 --> 00:19:55,208
...تو گفتي بتونه احمقانه بدترين كاري نبود كه با من كردي.

327
00:19:56,846 --> 00:19:58,557
تاريخ باستاني است رهايش كن.

328
00:19:58,768 --> 00:20:01,525
ميدونم ميدونم. فقط... من كنجكاو هستم.

329
00:20:01,691 --> 00:20:04,366
چه كار ديگري با من كردي كه من از آن خبر نداشتم؟

330
00:20:04,533 --> 00:20:06,328
- مهم نيست. - بله همينطور است.

331
00:20:06,496 --> 00:20:08,577
حقيقت ماجراي سرقت از مغازه...

332
00:20:08,751 --> 00:20:10,832
...به من اجازه مي دهد كه دوباره ارزيابي كنم كه هستم...

333
00:20:11,007 --> 00:20:13,003
...و... و احساس بهتري نسبت به خودم داشته باشم.

334
00:20:13,473 --> 00:20:15,053
-خب خيلي عاليه - آره

335
00:20:15,228 --> 00:20:17,389
از زماني كه اعتراف كردم احساس خيلي بهتري دارم.

336
00:20:17,567 --> 00:20:19,562
خوب، خوب پس بياييد اين را ادامه دهيم.

337
00:20:20,615 --> 00:20:24,287
باشه، اما بايد قول بدي كه هر چي بهت بگم همه بخشيده ميشه.

338
00:20:24,501 --> 00:20:26,747
اوه، كاملا، مطلقا.

339
00:20:27,593 --> 00:20:29,635
احتمالاً خواهي خنديد

340
00:20:29,848 --> 00:20:33,305
- من مطمئن هستم كه خواهم كرد. به من بگو. - خوب...

341
00:20:33,651 --> 00:20:36,191
... به ياد مي آوريد كه چگونه تا سن 8 سالگي يك تخت خواب مرطوب تر بوديد؟

342
00:20:36,617 --> 00:20:38,078
آره

343
00:20:40,292 --> 00:20:43,168
شما در واقع در 6 توقف كرديد.

344
00:20:45,974 --> 00:20:49,895
چي...؟ چي...؟ چه كار كردين؟ يواشكي وارد اتاق من شدي و...؟

345
00:20:50,068 --> 00:20:52,563
و...؟ و در حالي كه خواب بودم آب گرم بر روي من بريزد؟

346
00:20:53,745 --> 00:20:58,045
آره، باشه، فرض كنيد آب بود و فرض كنيد من ريختمش.

347
00:21:01,807 --> 00:21:04,349
خوب، من احساس بهتري دارم. در مورد شما چطور؟
