﻿1
00:00:04,326 --> 00:00:05,909
- هي، ببين كي اينجاست. - هي بابا

2
00:00:06,085 --> 00:00:07,667
نميخواي منو ببوسي؟

3
00:00:07,842 --> 00:00:09,888
ظاهرا نه.

4
00:00:12,446 --> 00:00:14,110
ميبيني چقدر با من بي ادبه؟

5
00:00:14,329 --> 00:00:15,994
اين وحشتناك است. من با او صحبت خواهم كرد.

6
00:00:16,170 --> 00:00:20,097
- كاش مي كردي چون... صبر كن آلن! - اوه، اوه، ببخشيد.

7
00:00:20,314 --> 00:00:22,895
آلن، آيا به من بدگويي كردي؟

8
00:00:23,577 --> 00:00:27,290
- بد دهن بهت؟ به چه كسي؟ - به جيك.

9
00:00:27,512 --> 00:00:29,177
اوه، به جيك. خير

10
00:00:32,032 --> 00:00:35,161
- چرا؟ - برخوردش با من بي احترامي است.

11
00:00:35,337 --> 00:00:37,587
من بايد تعجب كنم كه او آن را از كجا مي آورد.

12
00:00:37,765 --> 00:00:41,526
من به شما اطمينان مي دهم، اين نكته را لازم مي دانم كه در مقابل پسرمان از شما خوب صحبت كنم.

13
00:00:41,908 --> 00:00:43,323
برادرت چطور؟

14
00:00:43,540 --> 00:00:45,754
آه، با چارلي، من كاملاً صادق هستم.

15
00:00:46,720 --> 00:00:48,101
منظورم اين نبود.

16
00:00:48,562 --> 00:00:50,442
ميدانم.

17
00:00:51,157 --> 00:00:52,704
هي جوديت

18
00:00:52,872 --> 00:00:55,455
آيا چيزهاي تحقير آميزي در مورد من به جيك گفته اي؟

19
00:00:55,677 --> 00:00:58,258
نه، چرا؟ از من خواستي؟

20
00:01:00,992 --> 00:01:02,574
رفتارش را نمي فهمم

21
00:01:02,749 --> 00:01:05,926
من را ناديده مي گيرند، از من دوري مي كنند، طوري رفتار مي كنند كه انگار من دشمنم.

22
00:01:06,140 --> 00:01:08,639
اما متوجه شديد كه چرا اين كار را انجام مي دهم، درست است؟

23
00:01:10,952 --> 00:01:12,285
دريافت كردم!

24
00:01:12,458 --> 00:01:15,137
من نمي دانم چه بگويم. او آن را از ما دريافت نمي كند.

25
00:01:15,304 --> 00:01:17,637
- قطعا نه. - مادرت هست!

26
00:01:17,815 --> 00:01:19,945
- تو باهاش ​​حرف بزن - نه، دفعه قبل صحبت كردم.

27
00:01:20,159 --> 00:01:21,623
- شما را براي آن انتخاب كنيد. - شانس

28
00:01:21,833 --> 00:01:22,916
يك، دو، سه، شليك كنيد.

29
00:01:23,089 --> 00:01:24,588
- شانس تو باهاش ​​حرف بزن - نه

30
00:01:24,804 --> 00:01:26,935
- هي، ولي تو گفتي ميخواي... - دروغ گفتم.

31
00:01:29,115 --> 00:01:32,292
با صداي بيپ پيام بگذاريد بوق

32
00:01:38,992 --> 00:01:41,288
كاش راه بهتري براي برخورد با مامان وجود داشت.

33
00:01:41,503 --> 00:01:44,680
وجود دارد، اما هر دوي ما براي زندان خيلي زيبا هستيم.

34
00:01:51,505 --> 00:01:53,303
- چي؟ - چي؟

35
00:02:21,763 --> 00:02:23,560
مامان اينجاست

36
00:02:23,729 --> 00:02:25,145
چارلي، صدايم را شنيدي؟

37
00:02:25,320 --> 00:02:28,617
بله، من فقط ترجيح مي دهم در انكار زندگي كنم.

38
00:02:29,212 --> 00:02:30,676
بيا ديگه.

39
00:02:30,844 --> 00:02:33,308
ما در اين مورد صحبت كرديم. بايد مثال بزنيم.

40
00:02:33,816 --> 00:02:38,208
خوب، به مامان بگو دوستش دارم و ... نمي خواهم سرماخوردگي ام را به او بدهم.

41
00:02:38,670 --> 00:02:40,134
كه قرار نيست كمك كند.

42
00:02:40,344 --> 00:02:42,808
خوب، بايد آن را جلوي جيك بگوييد.

43
00:02:43,692 --> 00:02:45,656
نه. اين طرح است.

44
00:02:45,827 --> 00:02:48,242
طوري رفتار نمي كنيم كه انگار از بودن با او متنفريم...

45
00:02:48,421 --> 00:02:52,516
...به او شليك نكنيد و طوري رفتار كنيد كه انگار دوستش داريم و به او احترام مي گذاريم.

46
00:02:53,234 --> 00:02:56,245
- يكدفعه؟ - بيا ديگه.

47
00:02:56,875 --> 00:02:59,005
عمو چارلي فكر مي كند من او را نمي بينم ...

48
00:02:59,721 --> 00:03:02,732
اما مادربزرگ همه چيز را مي بيند.

49
00:03:02,943 --> 00:03:05,026
مامان، انتظار نداشتيم امروز ببينمت.

50
00:03:05,245 --> 00:03:07,875
بايد بي خبر بيام چون وقتي اول زنگ زدم...

51
00:03:08,048 --> 00:03:10,763
...وقتي به اينجا رسيدم هيچكس خانه نيست.

52
00:03:11,774 --> 00:03:15,915
تصور مي كنم اين فقط به اين دليل است كه پسران ترسو من سعي مي كنند از من دوري كنند.

53
00:03:16,126 --> 00:03:18,292
داره نقشه رو خراب ميكنه

54
00:03:18,470 --> 00:03:22,064
خوب، مهم اين است كه ما همه اينجا هستيم و از ديدن شما خوشحاليم.

55
00:03:22,236 --> 00:03:26,033
- درسته، چارلي؟ - اوه، خوشحالم اين كلمه نيست.

56
00:03:26,212 --> 00:03:29,640
- خب مامان چه خبر؟ -خب اگه واقعا برات مهمه...

57
00:03:29,811 --> 00:03:32,823
- مي كنيم، انجام مي دهيم. - ما انجام مي دهيم.

58
00:03:33,034 --> 00:03:36,378
يكشنبه هفته آينده بليزر طلايي ام را دريافت مي كنم...

59
00:03:36,591 --> 00:03:38,674
... از اتحاديه مسكن وست سايد.

60
00:03:38,893 --> 00:03:40,772
- خيلي بهت افتخار ميكنم - عاليه.

61
00:03:40,943 --> 00:03:42,741
منم همينطور مامان

62
00:03:42,952 --> 00:03:45,832
اين بالاترين افتخاري است كه جامعه املاك و مستغلات مي تواند اعطا كند.

63
00:03:46,676 --> 00:03:48,509
- خيلي بهت افتخار ميكنم - عاليه.

64
00:03:48,685 --> 00:03:50,435
منم همينطور مامان

65
00:03:51,741 --> 00:03:55,037
بنابراين مي خواستم در مورد مراسم معرفي با شما صحبت كنم.

66
00:03:55,256 --> 00:03:57,219
ما آنجا خواهيم بود. به ما بگوييد كجا و كي.

67
00:03:57,432 --> 00:04:00,859
خوب، يكشنبه آينده، ساعت 5:00. و من اميدوار بودم كه بتوانيم آن را اينجا داشته باشيم.

68
00:04:01,785 --> 00:04:03,118
- اينجا؟ - چرا اينجا؟

69
00:04:03,291 --> 00:04:06,718
-يعني دوستت داريم و بهت احترام ميزاريم... -ولي چرا اينجا؟

70
00:04:08,940 --> 00:04:11,155
اينجا واقعاً خانه خوبي براي مهماني نيست.

71
00:04:11,327 --> 00:04:14,290
- آره، خيلي بزرگ و نزديك به اقيانوس است. - آره

72
00:04:15,595 --> 00:04:18,178
بيا ديگه. من نمي توانم به خوبي براي خودم يك مهماني برگزار كنم.

73
00:04:18,357 --> 00:04:22,035
به اين ترتيب همه متوجه خواهند شد كه پسرانم چقدر مرا دوست دارند و به من احترام مي گذارند.

74
00:04:23,965 --> 00:04:27,310
به هر حال، در اينجا ليست مهمانان و همچنين يك منوي پيشنهادي وجود دارد.

75
00:04:27,523 --> 00:04:30,403
چيز خاصي نيست. كوكتل، بوفه.

76
00:04:30,578 --> 00:04:32,375
هر سوالي داريد؟

77
00:04:35,474 --> 00:04:37,438
- خوب نيست.

78
00:04:38,529 --> 00:04:40,612
باشه.

79
00:04:41,040 --> 00:04:44,051
ماچ گنده. همه شما را دوست دارم.

80
00:04:45,100 --> 00:04:47,396
- تو را هم دوست دارم مامان. - خداحافظ مادربزرگ

81
00:04:47,820 --> 00:04:49,153
اقوام، ها؟

82
00:04:49,326 --> 00:04:52,707
نمي توان با آنها زندگي كرد، نمي توان آنها را براي پاداش تحويل داد.

83
00:04:52,925 --> 00:04:56,687
ببخشيد برتا ولي اتفاقا ما مادرمون رو خيلي دوست داريم.

84
00:04:56,859 --> 00:04:58,692
- درسته، چارلي؟ - درست.

85
00:04:58,868 --> 00:05:00,868
جيك، نگاه كن يك پليكان روي عرشه است.

86
00:05:01,086 --> 00:05:02,253
چه باحال.

87
00:05:07,699 --> 00:05:10,626
آيا شما خوشحال هستيد؟

88
00:05:11,214 --> 00:05:14,094
حالا بايد براي مادر ديوانه ات جشن بگيريم.

89
00:05:14,311 --> 00:05:16,227
- او هم مادر توست. - از كجا مي داني؟

90
00:05:16,404 --> 00:05:18,069
- من مي توانستم به فرزندي قبول شوم. - آرزو مي كني

91
00:05:18,287 --> 00:05:22,298
انجام ميدهم. حالا اين مهماني احمقانه چطور؟

92
00:05:22,513 --> 00:05:24,846
اينجا. شايد اين كمك كند

93
00:05:28,289 --> 00:05:30,669
"ديزي وسيله ماهيگيري و طعمه زنده"؟

94
00:05:31,302 --> 00:05:33,302
آن را برگردانيد.

95
00:05:33,478 --> 00:05:35,894
"كترينگ باكلاس ديزي."

96
00:05:36,742 --> 00:05:40,290
او خواهر من است. شوهرش رفت دارم سعي مي كنم او را روي پاهايش برگردانم.

97
00:05:40,509 --> 00:05:43,223
او يك تجارت پذيرايي و يك طعمه فروشي دارد؟

98
00:05:43,438 --> 00:05:45,271
نه به صورت همزمان.

99
00:05:48,168 --> 00:05:50,798
پليكان وجود ندارد

100
00:05:56,538 --> 00:05:59,168
هي، تو چارلي؟

101
00:06:03,443 --> 00:06:05,241
شايد.

102
00:06:07,167 --> 00:06:10,631
- كي ميپرسه؟ - من ديزي هستم، تهيه كننده غذا.

103
00:06:12,274 --> 00:06:13,653
خواهر برتا شما؟

104
00:06:13,863 --> 00:06:16,078
همون مامان بابا يه كوچولو شده

105
00:06:17,630 --> 00:06:20,927
برتا گفت اگر من يك شات از بوربن شما را مي خواهم، بايد از شما بپرسم.

106
00:06:21,899 --> 00:06:24,910
- اره حتما. خودت را ناك اوت كن - با تشكر.

107
00:06:27,674 --> 00:06:31,900
من معمولاً قبل از ظهر مشروب نمي‌خورم، اما در حال گذراندن يك مشكل سخت هستم.

108
00:06:32,110 --> 00:06:35,372
خوب به همين دليل بوربن درست مي كنند.

109
00:06:35,584 --> 00:06:38,595
شوهرم مرا به خاطر يك زن ديگر ترك كرد. ميدوني از كجا فهميدم؟

110
00:06:38,806 --> 00:06:42,021
- راستش رو بگم... - راحت باش. بلاغي است.

111
00:06:42,197 --> 00:06:45,541
در حالي كه خانه ام را از پارك تريلر بيرون مي كردند، برايم دست تكان دادند.

112
00:06:47,762 --> 00:06:49,560
- ناراحت كننده است. - آره

113
00:06:49,730 --> 00:06:52,657
من آن را دو برابر 11 سال داشتم.

114
00:06:53,747 --> 00:06:55,211
لري چهار تا با من بود.

115
00:06:55,380 --> 00:06:59,057
شش ماه از آن‌ها حبس خانگي بود، بنابراين نمي‌توان به او اعتبار داد.

116
00:07:00,526 --> 00:07:03,788
ميدوني، من هنوز بلند نشدم كه ادرار كنم.

117
00:07:04,000 --> 00:07:06,131
اجازه بدهيد چيزي را به شما بگويم.

118
00:07:08,227 --> 00:07:11,108
وقتي لري را ديدم هيچ چيز نبود.

119
00:07:11,868 --> 00:07:14,879
او در يك كشتارگاه كوشر در فونتانا كار مي كرد...

120
00:07:15,049 --> 00:07:18,894
... قبل از اينكه او را به خاطر بد رفتاري با دام اخراج كنند.

121
00:07:19,862 --> 00:07:21,277
چي؟

122
00:07:21,829 --> 00:07:25,174
قوانين يهود حكم مي كند كه با حيوانات بايد مهربانانه رفتار شود...

123
00:07:25,344 --> 00:07:26,759
... قبل از اينكه ضربه بخورند.

124
00:07:26,934 --> 00:07:28,481
لري آنها را مسخره مي كرد.

125
00:07:28,650 --> 00:07:31,745
"هي همبرگر، حدس بزن چه بلايي سرت مياد."

126
00:07:38,234 --> 00:07:41,079
به هر حال من او را از روي الاغ بيكارش برداشتم.

127
00:07:41,247 --> 00:07:44,127
من به او پلاگين مو، لنز تماسي، دندان دادم.

128
00:07:45,600 --> 00:07:48,730
حرامزاده مرا به خاطر اين مانيكوريست كوچك كره اي رها كرد...

129
00:07:48,906 --> 00:07:51,917
... كه بين قرارهاي ملاقات، لاك پاك كننده ناخن را هف مي كند.

130
00:07:52,672 --> 00:07:56,934
خوب، شما به يك پسر مو و دندان مي دهيد، او مجبور است به زباله ها متصل شود.

131
00:07:57,611 --> 00:07:59,491
نه، او خيلي گرم بود.

132
00:07:59,661 --> 00:08:02,792
او يك اسپري برنزه، بوتاكس تا يين يانگ داشت.

133
00:08:02,968 --> 00:08:05,217
نمي‌توانست بگويم ۲۰ ساله است يا ۶۰ ساله.

134
00:08:06,148 --> 00:08:10,160
- ديزي! - در اينجا!

135
00:08:13,639 --> 00:08:15,269
چه غلطي داري ميكني؟

136
00:08:15,480 --> 00:08:18,325
آروم باش. اين چيزي نيست كه شما فكر مي كنيد. ما فقط يك نوشيدني مي خوريم.

137
00:08:18,493 --> 00:08:20,291
ايده خوبي است.

138
00:08:21,591 --> 00:08:24,221
تو به من گوش كن فقط به اين دليل كه من اين شغل را براي ما پيدا كردم ...

139
00:08:24,395 --> 00:08:26,358
... به اين معني نيست كه من خودم آشپزي مي كنم.

140
00:08:26,529 --> 00:08:27,861
دارم ميام پايين اونجا

141
00:08:28,036 --> 00:08:30,416
و طوري رفتار نكن كه انگار به من لطف بزرگي مي كني.

142
00:08:30,589 --> 00:08:33,969
اوه، من را ببخشيد كه سعي كردم به خواهر بچه بي‌خانمانم كمك كنم.

143
00:08:34,146 --> 00:08:37,943
من بي خانمان نيستم من خانه دارم. فقط نميدونم كجا پارك شده

144
00:08:38,122 --> 00:08:41,382
اگر سهم من از دارايي مامان را به من مي‌دادي، نمي‌شكستم.

145
00:08:41,595 --> 00:08:43,809
چه املاكي؟ جاكفشي بود...

146
00:08:43,981 --> 00:08:46,908
... پر از لنت ذرت، بليت هاي قرعه كشي استفاده شده و انسولين.

147
00:08:47,120 --> 00:08:49,749
اين اولين باري است كه در مورد انسولين مي شنوم.

148
00:08:50,592 --> 00:08:52,640
ببخشيد، اما نبايد اينطور باشيم...

149
00:08:52,811 --> 00:08:54,811
...براي مهماني مادرم چيزي بپزم؟

150
00:08:55,490 --> 00:08:56,823
صبر كن چارلي

151
00:08:56,996 --> 00:09:01,304
ميدوني، حالم به هم ميخوره كه بهت القا ميكني كه من همه مزخرفاتي رو كه مامان ازم به جا گذاشته دزديدم.

152
00:09:01,516 --> 00:09:05,860
او آن را به شما واگذار نكرد تو اولين نفري بودي كه بعد از اينكه او خط صاف كرد برگشت.

153
00:09:06,036 --> 00:09:08,665
اوه و كجا بودي؟ در يك آشرام در اورگان؟

154
00:09:08,839 --> 00:09:12,898
من از استادم ياد مي گرفتم كه چگونه راهنماي روحي خود را هدايت كنم.

155
00:09:13,108 --> 00:09:16,655
اوه لطفا. در جنگل داشتي يك كشيش را كه از خانه بيرون آورده شده بود بالا مي كشيد.

156
00:09:20,306 --> 00:09:24,104
قارچ شكم پر شده چطور؟ همه آنها را دوست دارند.

157
00:09:24,324 --> 00:09:26,621
ميدوني مشكل تو كل زندگيت همينه

158
00:09:26,835 --> 00:09:29,715
شما به دنبال بازنده ها هستيد، از آنها مراقبت مي كنيد، آنها را اصلاح مي كنيد...

159
00:09:29,890 --> 00:09:32,735
... و سپس به اولين مانيكوريست خارج از شهر مي روند.

160
00:09:32,903 --> 00:09:35,319
تو حسودي مي كني چون من در زندگيم عشق داشته ام.

161
00:09:35,498 --> 00:09:38,593
آره؟ ميدوني الان تو زندگيت چي داري؟ اسكات.

162
00:09:38,762 --> 00:09:42,440
نه شوهري، نه كسي كه ناخن هايت را بسازد، و جايي كه خانه ات قبلا بود را ببندد.

163
00:09:42,612 --> 00:09:45,993
به خدا قسم ميخورم. يك كلمه ديگر و من مي خواهم تو را در قيچي تو بكوبم!

164
00:09:46,170 --> 00:09:48,419
- باشه، باشه، دليلي نداره... - چمباتمه بزن!

165
00:09:48,597 --> 00:09:50,430
- خودشه! - واي، واي، نه!

166
00:09:50,606 --> 00:09:54,451
نه، اوه! متوقف كردن! برتا!

167
00:09:56,172 --> 00:09:58,005
برتا!

168
00:10:07,095 --> 00:10:08,344
وردنه را به من بده

169
00:10:09,230 --> 00:10:11,908
آيا جاي خاصي هست كه بخواهيد آن را قرار دهم؟

170
00:10:13,540 --> 00:10:16,301
نمي دانم ديگر از من چه مي خواهيد. من تو را وارد كردم

171
00:10:16,511 --> 00:10:18,975
گانتر در گاراژ است، بنابراين شما مي توانيد كاناپه را داشته باشيد.

172
00:10:19,190 --> 00:10:23,498
تو اون سگ رو لوس ميكني به هر حال من امشب در متل مي مانم.

173
00:10:23,918 --> 00:10:27,978
ايده خوبي است. شايد در پياده روي در آنجا با شوهر بعدي خود ملاقات كنيد.

174
00:10:28,188 --> 00:10:29,770
- آيا مي توانم يكي از اينها را داشته باشم؟ - نه

175
00:10:29,945 --> 00:10:32,660
من فقط سعي ميكنم خواهر خوبي باشم

176
00:10:32,833 --> 00:10:35,129
نه، تو داري سعي ميكني بهم حس بدي بدي

177
00:10:35,302 --> 00:10:36,885
اين كاري است كه شما هميشه انجام مي دهيد.

178
00:10:37,436 --> 00:10:39,150
-پس من ميتونم اينو بخورم؟ - نه

179
00:10:39,780 --> 00:10:41,863
- بگذار يكي داشته باشد. - تو اين بچه را نمي شناسي.

180
00:10:42,040 --> 00:10:45,587
او هرگز در يكي متوقف نمي شود. مثل يك پناهنده غذا مي خورد.

181
00:10:47,732 --> 00:10:49,731
- بخورش. - بندازش.

182
00:10:52,209 --> 00:10:54,542
هي، اوضاع چطوره؟

183
00:11:01,877 --> 00:11:03,626
خوب نيست.

184
00:11:06,606 --> 00:11:08,320
حركت خوب، تينكربل.

185
00:11:08,531 --> 00:11:11,459
- سوراخت را ببند و به من كمك كن اين را بردارم. - شما آن را برداريد.

186
00:11:11,670 --> 00:11:13,336
من براي مديتيشن به بيرون مي روم.

187
00:11:13,511 --> 00:11:16,523
- چه خبره؟ - بهت ميگم جريان چيه

188
00:11:16,692 --> 00:11:18,906
تو مي خواستي آن دلقك با مادرش مهربان باشد.

189
00:11:19,077 --> 00:11:22,208
اما آيا فكر كردي به او بگوئيد "دلقك، با مادرت مهربان باش"؟

190
00:11:22,384 --> 00:11:24,717
نه، مجبور شديم براي مادرمان جشن بزرگي بگيريم...

191
00:11:24,895 --> 00:11:27,906
... توسط بانوان زرق و برق دار كشتي.

192
00:11:28,995 --> 00:11:31,495
خودشه. من نميتونم اينجوري كار كنم

193
00:11:31,716 --> 00:11:33,096
خب، بايد برتا.

194
00:11:33,265 --> 00:11:35,561
ما ظرف چند ساعت 50 نفر مي آييم.

195
00:11:35,776 --> 00:11:38,740
- به من نگو به او بگو. - خوب.

196
00:11:38,915 --> 00:11:39,949
اين را نگاه كن.

197
00:11:43,183 --> 00:11:46,147
هي! من اينجا مديتيشن مي كنم!

198
00:11:48,247 --> 00:11:49,877
جيك، بيا بريم مادربزرگ را ببريم.

199
00:11:50,046 --> 00:11:52,629
- چارلي، تو مسئولي. - جهنم من هستم.

200
00:11:52,850 --> 00:11:54,850
-چرا بلندش كن؟ - مادربزرگ دوست دارد مشروب بخورد.

201
00:11:55,027 --> 00:11:58,990
- وقتي بزرگترها مي نوشند، رانندگي نمي كنند. - چه خوب كه عمو چارلي اينجا زندگي مي كند.

202
00:12:01,137 --> 00:12:03,637
پس موفق باشي. فردا ميبينمت

203
00:12:03,857 --> 00:12:06,273
نه صبر كن برتا، تو نميتوني بري

204
00:12:06,451 --> 00:12:11,177
نگران نباش سپرده شما به طور كامل در وسايل ماهيگيري يا طعمه زنده قابل استرداد است.

205
00:12:11,390 --> 00:12:12,723
من بازپرداخت نمي خواهم.

206
00:12:12,897 --> 00:12:14,562
ميخوام با ديزي جبران كني...

207
00:12:14,738 --> 00:12:18,619
پس وقتي مادرم به اينجا رسيد، به غير از روح من چيزي براي خوردن دارد.

208
00:12:18,797 --> 00:12:22,344
با او آرايش كنيد؟ براي چي؟ تلاش براي كمك به او؟

209
00:12:22,522 --> 00:12:25,450
آيا مي خواهيد او را از انجام دوباره همان اشتباه احمقانه باز داريد؟

210
00:12:25,661 --> 00:12:27,958
بله، مطمئنا، خوب، هر چه باشد. فقط انجامش بده

211
00:12:28,883 --> 00:12:30,633
نه، من با او تمام شده ام. من ترك كردم.

212
00:12:31,059 --> 00:12:33,940
برتا... برتا، نمي توني از رابطه با كسي دست بكشي.

213
00:12:34,115 --> 00:12:35,317
باور كن سعي كردم

214
00:12:37,211 --> 00:12:39,044
او يك شاهزاده خانم لوس و كوچك است ...

215
00:12:39,220 --> 00:12:41,637
...كسي كه نمي داند چه زماني كسي مي خواهد كمك كند.

216
00:12:41,815 --> 00:12:43,815
- و ميدوني ديگه چي؟ - صبر كن، صبر كن

217
00:12:43,992 --> 00:12:47,586
من هنوز دارم سعي مي كنم مغزم را دور «شاهزاده خانم كوچولو» بپيچم.

218
00:12:48,218 --> 00:12:51,229
از زماني كه مامان او را تف كرد، به هر چيزي كه مي خواست رسيد.

219
00:12:51,440 --> 00:12:54,904
ما نيازي به درست كردن دندان هاي برتا نداريم، ديزي به آموزش آواز نياز دارد.

220
00:12:55,082 --> 00:12:57,212
"چرا براي يك لباس مجلسي براي برتا پول خرج كنيم...

221
00:12:57,384 --> 00:12:59,883
... وقتي ديزي به كفش هاي شيري نياز دارد؟" - خشن است، اما...

222
00:13:00,062 --> 00:13:02,442
"چه كسي اهميت مي دهد كه برتا نياز به صاف كردن ستون فقرات خود داشته باشد؟"

223
00:13:02,615 --> 00:13:04,114
"ديزي مي خواهد بيني را عمل كند!"

224
00:13:05,293 --> 00:13:09,471
اگر جلوتر برويد و چند دوجين از آن تخم مرغ هاي كوچك درست كنيد چه؟

225
00:13:09,687 --> 00:13:12,187
"پس اگر برتا يك انگشت شست اضافي داشته باشد چه؟"

226
00:13:19,898 --> 00:13:22,446
- مامان؟ - اوه، سلام بچه ها.

227
00:13:23,163 --> 00:13:25,663
چرا لباس نمي پوشي؟ اومديم تو رو ببريم

228
00:13:25,883 --> 00:13:27,681
بنابراين مي توانيد بنوشيد.

229
00:13:28,394 --> 00:13:32,191
اوه، بله، خوب، من تصميم گرفتم جشن را به اشتراك بگذارم.

230
00:13:32,412 --> 00:13:33,745
چي؟ نميتوني بگذري

231
00:13:33,918 --> 00:13:36,680
ما افرادي داريم كه مي آيند، دكوراسيون، غذاخوري.

232
00:13:36,890 --> 00:13:39,604
و اينطوري لباس پوشيدي؟

233
00:13:40,029 --> 00:13:41,862
جهنم را از حمام مي زند.

234
00:13:43,670 --> 00:13:47,515
-چرا نميخواي بري مهموني؟ - خواهش مي كنم، مهماني نيست.

235
00:13:47,688 --> 00:13:51,033
ساختگي است. هيچ كدام از اين افراد دوست من نيستند.

236
00:13:51,538 --> 00:13:53,871
چرا چنين فكري ميكني؟

237
00:13:55,304 --> 00:13:58,851
باور كن يا نه، آلن، مادرت زن بسيار حساسي است...

238
00:13:59,028 --> 00:14:03,123
...و وقتي اطرافيانم بدانند كه از آنها متنفرم مي توانم احساس كنم.

239
00:14:05,306 --> 00:14:07,771
چرا از ما خواستي جشن بگيريم؟

240
00:14:07,985 --> 00:14:09,734
آه، چرا كسي مهماني مي خواهد؟

241
00:14:09,909 --> 00:14:11,957
احساس برتري در حالي كه تظاهر به فروتني مي كند.

242
00:14:12,170 --> 00:14:14,085
به آن دست نزن، جيك.

243
00:14:15,309 --> 00:14:16,724
اجازه بدهيد چيزي را به شما بگويم.

244
00:14:16,899 --> 00:14:20,445
نحوه رفتار شما با مردم همان رفتاري است كه آنها با شما رفتار مي كنند.

245
00:14:22,423 --> 00:14:24,839
حرامزاده هاي بدبخت

246
00:14:26,064 --> 00:14:30,242
اما اگر اين را كنار بگذاريم، امروز يك ژاكت طلا مي گيري...

247
00:14:30,458 --> 00:14:32,505
... و ما مي خواستيم آن را با شما به اشتراك بگذاريم.

248
00:14:32,677 --> 00:14:37,818
آيا اين چيزي است كه طول مي كشد؟ من بايد جايزه بگيرم تا پسرانم متوجه شوند كه من زنده هستم؟

249
00:14:38,954 --> 00:14:43,216
باشه، ميدوني چيه؟ برو نرو برام مهم نيست

250
00:14:43,432 --> 00:14:47,359
اگر مي خواهي اينجا بنشيني و در زهر و صفرا خورش كني...

251
00:14:47,533 --> 00:14:51,080
...اون سوپ وجود شماست پس خوبه اميدوارم در آن غرق شويد.

252
00:14:51,300 --> 00:14:54,180
هيچوقت با مادرت اينجوري صحبت نكن

253
00:14:54,815 --> 00:14:57,612
مهماني را فراموش كن من برمي گردم و به آن مردم مي گويم ...

254
00:14:57,787 --> 00:15:01,500
... كه مهمان افتخاري حوصله حضور نداشت.

255
00:15:01,720 --> 00:15:04,434
- بيا جيك. - اوه، پروردگار عزيز.

256
00:15:04,608 --> 00:15:07,155
آلن صبر كن

257
00:15:07,622 --> 00:15:12,979
اگر اين مهماني احمقانه و كوچك براي شما ارزش زيادي دارد، من مي روم.

258
00:15:13,146 --> 00:15:15,026
فقط بذار لباس بپوشم

259
00:15:15,405 --> 00:15:17,203
اوه، هي ممنون مامان

260
00:15:20,595 --> 00:15:24,987
خدايا من از اينكه در انجام كارها مقصر باشم متنفرم.

261
00:15:26,495 --> 00:15:29,923
و بعد از همه اينها، وام، وثيقه، كليه اي كه به او دادم...

262
00:15:30,095 --> 00:15:33,892
... كه با اينكه مال من نبود، باز هم پولي از جيبم بود...

263
00:15:34,113 --> 00:15:36,112
... آيا او از فداكاري هاي من قدرداني كرد؟

264
00:15:36,749 --> 00:15:38,249
حدس مي زنم نه

265
00:15:38,465 --> 00:15:41,892
او آنها را در تعقيب مرداني كه مشكل نوشيدن داشتند، دور انداخت...

266
00:15:42,064 --> 00:15:45,278
... مرداني با مشكل قمار، مرداني با پاهاي چوبي و چشمان شيشه اي.

267
00:15:45,454 --> 00:15:46,703
ميخواي بدوني چرا؟

268
00:15:48,718 --> 00:15:50,802
قطعات يدكي؟

269
00:15:52,066 --> 00:15:53,613
عزت نفس پايين.

270
00:15:54,410 --> 00:15:56,243
يادمه وقتي دختر بچه بوديم...

271
00:15:56,418 --> 00:15:58,668
...اون عاشق پسرعموي ما جيمي بود...

272
00:15:58,846 --> 00:16:02,809
- او واقعا پسر عموي ما نبود. اون بود... - بس كن لطفا! كافي.

273
00:16:03,868 --> 00:16:06,248
اگر نخواهي با او صحبت كنم، من صحبت خواهم كرد.

274
00:16:07,634 --> 00:16:10,645
سرانجام. داستان هايم تمام شده بود.

275
00:16:12,406 --> 00:16:13,988
ديزي؟

276
00:16:17,386 --> 00:16:18,969
مي توانم يك دقيقه با شما صحبت كنم؟

277
00:16:21,404 --> 00:16:24,581
ديزي ديگر در اين كشتي زميني ساكن نيست.

278
00:16:27,387 --> 00:16:28,720
ببخشيد؟

279
00:16:29,313 --> 00:16:33,026
من اكسي كواتزال، كشيش جنگجوي قوم آزتك هستم.

280
00:16:34,711 --> 00:16:36,044
باشه.

281
00:16:37,390 --> 00:16:39,020
بذار يه چيزي ازت بپرسم

282
00:16:39,190 --> 00:16:42,784
آيا مي دانيد چگونه آن هات داگ هاي كوچك پيچيده شده در شيريني را درست كنيد؟

283
00:16:43,542 --> 00:16:46,124
با دقت گوش كن من يك پيام براي ديزي دارم.

284
00:16:46,304 --> 00:16:48,983
- واقعا؟ - او از مسير سرنوشت سرگردان شده است.

285
00:16:49,150 --> 00:16:50,649
او بايد برگردد

286
00:16:51,284 --> 00:16:54,212
بسيار خوب، آيا شماره اي وجود دارد كه او بتواند با شما تماس بگيرد؟

287
00:16:54,675 --> 00:16:56,423
به او بگو كه سعادتش را دنبال كند...

288
00:16:56,599 --> 00:16:59,181
... از هدر دادن هداياي روح بزرگ دست برداريد.

289
00:16:59,780 --> 00:17:02,994
- فهميدم. - آيا بايد آن را يادداشت كنيد؟

290
00:17:04,216 --> 00:17:07,180
نه، متوجه شدم. مسير، سعادت، روح.

291
00:17:07,397 --> 00:17:10,944
- روحيهي عالي. - متاسف. "روحيهي عالي."

292
00:17:11,121 --> 00:17:14,382
- چيز ديگري مد نظر داريد؟ - نه همينه.

293
00:17:20,914 --> 00:17:24,676
- چه چيزي مي خواهيد؟ - داري با من حرف ميزني، درسته؟

294
00:17:24,890 --> 00:17:28,948
از اينجا برو بيرون. من سعي مي كنم راهنماي روحي خود را هدايت كنم.

295
00:17:29,159 --> 00:17:30,622
اكسي كانتين؟

296
00:17:32,423 --> 00:17:34,221
اكسي كواتزال. از كجا او را مي دانيد؟

297
00:17:34,599 --> 00:17:35,884
اوه پسر.

298
00:17:36,106 --> 00:17:37,903
برتا!

299
00:17:39,370 --> 00:17:42,166
اكسي كواتزال اينجا بود؟ چي گفت؟

300
00:17:44,392 --> 00:17:46,772
او گفت كه مهمانان به زودي اينجا هستند ...

301
00:17:46,945 --> 00:17:50,658
... پس بايد با خواهرت آرايش كني و آشپزي را تمام كني.

302
00:17:50,879 --> 00:17:52,509
نه، او اين كار را نكرد.

303
00:17:52,721 --> 00:17:54,470
از كجا مي داني؟

304
00:17:54,687 --> 00:17:58,829
Oxyquatzal يك جنگجوي 500 ساله آزتك است.

305
00:17:58,998 --> 00:18:02,044
آيا فكر مي كنيد او واقعاً به مهماني احمق شما اهميت مي دهد؟

306
00:18:02,220 --> 00:18:04,720
همه مهماني را دوست دارند.

307
00:18:05,276 --> 00:18:06,989
راستي چاچي چي گفت؟

308
00:18:08,372 --> 00:18:13,050
گفت تو از راهت منحرف شدي و به دنبال سعادتت رفتي...

309
00:18:13,227 --> 00:18:15,988
...كترينگ، درسته؟ - نه، من هيچ وقت پذيرايي را دوست نداشتم.

310
00:18:16,157 --> 00:18:19,751
من فقط به اين دليل وارد آن شدم كه تجارت طعمه بسيار رقابتي بود.

311
00:18:20,467 --> 00:18:21,670
چه چيز ديگري؟

312
00:18:23,606 --> 00:18:27,283
چيزي در مورد هدر دادن هداياي روح بزرگ.

313
00:18:27,497 --> 00:18:30,794
اوه، مرد، اين سنگين است.

314
00:18:30,971 --> 00:18:34,649
براي يك جوجه باستاني، او بسيار دقيق است.

315
00:18:35,324 --> 00:18:38,288
خوب، گريه كردن براي هداياي هدر رفته معنايي ندارد.

316
00:18:38,463 --> 00:18:40,176
چي ميگي بريم آشپزخونه؟

317
00:18:40,346 --> 00:18:44,988
چه فايده اي دارد؟ زندگي من نااميد است. روياهاي من مرده اند

318
00:18:45,159 --> 00:18:47,324
بله، اما اگر نبودند چه؟

319
00:18:49,176 --> 00:18:51,092
- منظورت چيه؟ - اوه، من نمي دانم.

320
00:18:51,269 --> 00:18:53,851
اگر راهي وجود داشت كه بتوانم به شما كمك كنم چه؟

321
00:18:54,533 --> 00:18:57,579
فكر مي‌كني مي‌تواني رومكي درست كني؟

322
00:18:58,090 --> 00:19:00,220
تو حتي نميداني روياهاي من چيست.

323
00:19:00,434 --> 00:19:03,731
اوه، بيا با من كار كن عزيزم من حتي نمي دانم رمكي چيست!

324
00:19:06,503 --> 00:19:09,716
اوه، آلن، من در مورد اين خبر ندارم.

325
00:19:09,934 --> 00:19:12,695
- موهام خوبه؟ - مامان، موهايت عالي به نظر مي رسد.

326
00:19:12,864 --> 00:19:15,578
تو بي عيب و نقص لباس پوشيدي، مد روز دير آمدي...

327
00:19:15,751 --> 00:19:17,584
... و همه منتظر شما هستند.

328
00:19:17,760 --> 00:19:21,307
خب، حالا، بيا، بيا وارد آنجا شويم و بيني آنها را در موفقيت شما بماليم.

329
00:19:21,527 --> 00:19:23,359
بلي كاملا درست.

330
00:19:23,995 --> 00:19:25,328
- آلن - چي؟

331
00:19:25,795 --> 00:19:27,675
تو منو بلاك ميكني

332
00:19:59,025 --> 00:20:00,904
روماكي؟

333
00:20:03,460 --> 00:20:07,555
من هرگز و هرگز تو را به خاطر اين موضوع نمي بخشم.

334
00:20:14,634 --> 00:20:18,777
يك چيز. من يك چيز بد از پسرانم مي خواهم و اين چيزي است كه به من مي رسد.

335
00:20:20,243 --> 00:20:21,908
- متاسف. - متاسف.

336
00:20:22,419 --> 00:20:26,180
نه تنها در مهماني خودم به شدت ناديده گرفته شدم...

337
00:20:26,352 --> 00:20:28,852
اما من به يك كمربند غذاخوري آشفته گوش دادم...

338
00:20:29,031 --> 00:20:31,161
... كل امتياز La Cage aux Folles.

339
00:20:32,672 --> 00:20:33,957
- متاسف. - متاسف.

340
00:20:34,179 --> 00:20:35,844
بايد متاسف باشي

341
00:20:36,271 --> 00:20:37,604
ما هستيم.

342
00:20:37,820 --> 00:20:39,200
بعد بگو

343
00:20:39,829 --> 00:20:41,958
- متاسف. - متاسف.

344
00:20:42,172 --> 00:20:43,339
سلام؟

345
00:20:43,971 --> 00:20:45,852
جيك، عزيزم، آماده اي براي رفتن به خانه؟

346
00:20:46,273 --> 00:20:50,451
مامان، تو اينجايي دوستت دارم.

347
00:20:52,384 --> 00:20:55,978
فوق العاده است. طعنه را به او بياموزيد. بسيار از شما متشكرم.

348
00:20:58,786 --> 00:21:00,584
- متاسف. - متاسف.
