﻿1
00:00:03,809 --> 00:00:05,709
ديشب يه خواب عالي ديدم

2
00:00:05,877 --> 00:00:07,208
- واقعا؟ - آره

3
00:00:07,379 --> 00:00:11,839
خواب ديدم در خانه اي از دونات حبس شدم و مجبور شدم از راه بيرون بخورم.

4
00:00:12,818 --> 00:00:18,586
جالب هست. من هم چنين خوابي ديدم، فقط بدون خانه و بدون دونات.

5
00:00:19,624 --> 00:00:20,648
- صبح. صبح.

6
00:00:20,826 --> 00:00:21,952
صبح.

7
00:00:22,127 --> 00:00:24,823
خب، اوه، همه چطور خوابيدند؟

8
00:00:26,832 --> 00:00:28,823
من و عمو چارلي هر دو روياهايي در مورد خوردن داشتيم.

9
00:00:29,000 --> 00:00:31,833
مال من با دونات بود، مال او يك چيز كثيف بود.

10
00:00:32,704 --> 00:00:33,966
او فقط حدس مي زند.

11
00:00:35,107 --> 00:00:37,007
حدس خوبي بود.

12
00:00:37,442 --> 00:00:39,273
و بله، آلن، ما گوشواره شما را مي بينيم.

13
00:00:40,746 --> 00:00:41,770
خيلي باحاله، درسته؟

14
00:00:41,947 --> 00:00:45,781
بله، اگر شما به يك Wham برويد! كنسرت با مولي رينگوالد.

15
00:00:47,919 --> 00:00:49,648
- فكر كنم باحاله - ممنون جيك.

16
00:00:49,821 --> 00:00:51,584
- آيا مي توانم گوشم را سوراخ كنم؟ - نه

17
00:00:51,923 --> 00:00:55,359
- چرا كه نه؟ - شما نمي توانيد سوراخ هايي را كه داريد تميز نگه داريد.

18
00:00:56,261 --> 00:00:57,694
و تو خيلي جواني

19
00:00:57,863 --> 00:01:01,128
صبر كن تا پير، مستاصل و در خانه برادرت زندگي كني.

20
00:01:01,399 --> 00:01:05,267
شما مي توانيد من را مسخره كنيد، اما يك خانم خاص وجود دارد كه فكر مي كند اين خيلي سكسي است.

21
00:01:05,437 --> 00:01:08,235
اول از همه، من براي تمسخر شما نيازي به اجازه ندارم.

22
00:01:08,406 --> 00:01:12,433
اما مهمتر از آن اين است كه اجازه مي‌دهيد برخي صحبت‌هايتان را براي سوراخ كردن گوش‌تان مطرح كنند؟

23
00:01:12,744 --> 00:01:16,373
در واقع، گوش من اولين انتخاب او براي سوراخ كردن نبود.

24
00:01:17,783 --> 00:01:19,045
چه چيز ديگري را مي توانيد سوراخ كنيد؟

25
00:01:21,953 --> 00:01:23,284
هر دو: هيچي.

26
00:01:23,822 --> 00:01:26,620
خوب به من نگو گوگلش ميكنم

27
00:01:27,325 --> 00:01:30,556
نگران نباش او نمي تواند پيرس را املا كند.

28
00:01:30,862 --> 00:01:33,023
او نمي تواند گوگل را هجي كند.

29
00:01:33,865 --> 00:01:36,959
پس پرنسس Poke-a-Hole كيست؟

30
00:01:37,135 --> 00:01:40,127
اوه، فقط يك زن جوان خوب با يك سوزن خياطي و يك سيب زميني.

31
00:01:40,739 --> 00:01:41,797
يك سيب زميني؟

32
00:01:41,973 --> 00:01:44,874
آره او آن را پشت لوب من گذاشت، به نوعي مانند يك بالشتك.

33
00:01:45,043 --> 00:01:47,477
اوه پس تو احمقي

34
00:01:48,013 --> 00:01:50,140
كاملا بي خطر است. او سوزن را استريل كرد.

35
00:01:50,315 --> 00:01:53,045
- چطور؟ - با الكل

36
00:01:55,086 --> 00:01:56,883
باشه كاهلوا

37
00:01:57,789 --> 00:02:01,020
خب، حدس مي‌زنم كه يك عذرخواهي به احمق‌ها بدهكارم.

38
00:02:01,927 --> 00:02:03,758
شما مي دانيد كه اين گوش همجنس گرايان است.

39
00:02:09,167 --> 00:02:10,429
چي؟

40
00:02:11,203 --> 00:02:14,104
گوش چپ مي گويد: "من يك هيپستر از عصر ديسكو هستم."

41
00:02:14,272 --> 00:02:17,173
گوش راست مي گويد: "بيا ديسكو كنيم."

42
00:02:21,246 --> 00:02:22,543
نه، نه، اين نمي تواند درست باشد.

43
00:02:22,714 --> 00:02:24,181
باشه باور نكن

44
00:02:25,417 --> 00:02:28,909
هي، ببين كي بالاخره از كمد بيرون اومده

45
00:02:50,408 --> 00:02:51,773
- برتا؟ - آره؟

46
00:02:51,943 --> 00:02:54,912
- چه كار مي كني؟ - تختت را مرتب كن

47
00:02:55,714 --> 00:02:57,409
خوب، من مي خواهم يك چرت بزنم.

48
00:02:57,749 --> 00:03:00,582
برو داخل

49
00:03:02,320 --> 00:03:05,517
- مريض هستي؟ - آره مريضم

50
00:03:05,690 --> 00:03:08,488
حالم از شب بيدار ماندن با بچه اي كه جيغ ميكشه بهم ميخوره...

51
00:03:08,660 --> 00:03:12,619
...در حالي كه دخترم در حال ترول كردن اسكله براي پدر فرزند بعدي خود است.

52
00:03:13,265 --> 00:03:14,755
اوه، اين خشن است.

53
00:03:15,066 --> 00:03:17,694
آه، وانمود نكن كه به زندگي من علاقه دارم، چارلي.

54
00:03:18,503 --> 00:03:23,463
ببخشيد من... زني را در رختخوابم مي بينم، به طور غريزي شروع به دروغ گفتن مي كنم.

55
00:03:24,209 --> 00:03:26,109
هنگام خروج در را ببنديد.

56
00:03:26,878 --> 00:03:28,436
باشه.

57
00:03:33,518 --> 00:03:36,885
نه، اين مسخره است.

58
00:03:37,055 --> 00:03:38,079
- برتا... برو بيرون.

59
00:03:38,256 --> 00:03:40,053
خوب بخوابي.

60
00:03:44,696 --> 00:03:46,061
سلام؟ اوه!

61
00:03:46,231 --> 00:03:47,562
اوه...

62
00:03:47,732 --> 00:03:49,427
اوه، سلام؟

63
00:03:49,601 --> 00:03:53,401
اوه اوه، سلام. اوه، نه، نه، فقط كمي لطيف است.

64
00:03:53,571 --> 00:03:55,471
خوشحالم كه زنگ زدي منم دلم برات تنگ شده.

65
00:03:56,274 --> 00:03:58,708
آره آره ديشب جالب بود ها، ها

66
00:03:59,110 --> 00:04:00,737
باور نمي كني چه كسي در تخت من است.

67
00:04:01,513 --> 00:04:02,673
صبر كن.

68
00:04:02,847 --> 00:04:04,712
من هرگز انجام نمي دهم...

69
00:04:05,684 --> 00:04:07,618
... اما من در حال حاضر تلفن هستم.

70
00:04:07,786 --> 00:04:09,515
اوه! آه

71
00:04:09,688 --> 00:04:10,712
لعنتي.

72
00:04:10,889 --> 00:04:12,322
اوه، گوش كن، امشب چطور؟

73
00:04:12,891 --> 00:04:15,189
اوه، عالي، عالي مكان معمولي؟

74
00:04:15,360 --> 00:04:16,520
اونوقت ميبينمت

75
00:04:16,695 --> 00:04:18,560
باشه. خداحافظ.

76
00:04:19,597 --> 00:04:21,087
برتا در تخت من است.

77
00:04:22,133 --> 00:04:23,361
واقعا؟

78
00:04:23,535 --> 00:04:25,560
آيا نمي توانيد اين هفته به او پول نقد بدهيد؟

79
00:04:28,173 --> 00:04:29,197
اوه!

80
00:04:30,809 --> 00:04:32,834
چيزهايي هست كه ما با آنها شوخي نمي كنيم.

81
00:04:34,646 --> 00:04:38,082
خوب، پس چرا برتا در رختخواب شماست؟

82
00:04:38,516 --> 00:04:41,212
ظاهرا دخترش هر شب براي مهماني رفته است...

83
00:04:41,386 --> 00:04:43,251
... و برتا با بچه گير كرده است. - اوه

84
00:04:43,421 --> 00:04:44,513
اين بايد خشن باشد.

85
00:04:45,657 --> 00:04:48,182
آلن وانمود نكن كه به زندگي او علاقه دارد.

86
00:04:48,893 --> 00:04:51,726
متاسف. اوه، هي، هي، گوش كن، مي‌تواني امشب جيك را تماشا كني؟

87
00:04:51,896 --> 00:04:56,128
چرا، شما مي خواهيد ببينيد كه آيا دوست خانم جديد شما مي تواند ساير قسمت هاي بدن شما را آلوده كند؟

88
00:04:56,301 --> 00:04:59,464
آلوده نيست مقدار مشخصي از تورم كاملا طبيعي است.

89
00:04:59,637 --> 00:05:02,265
آلن روي سيب زميني كجا نوشته؟

90
00:05:06,478 --> 00:05:08,537
حداقل به من مي گويي اين زن كيست؟

91
00:05:08,713 --> 00:05:10,647
كسي نيست كه ميشناسي

92
00:05:11,116 --> 00:05:13,243
اوه پس من او را مي شناسم.

93
00:05:14,519 --> 00:05:17,113
- من اينو نگفتم - تو مجبور نبودي.

94
00:05:17,489 --> 00:05:20,890
حالا بياييد ببينيم. چه كسي را مي شناسم كه مي خواهيد رازي را حفظ كنيد؟

95
00:05:21,059 --> 00:05:23,323
- داري وقتتو تلف ميكني - يكي از همسران سابقت؟

96
00:05:23,495 --> 00:05:26,055
- ها، ها. - گل سرخ؟ دختر برتا؟

97
00:05:26,231 --> 00:05:28,665
دختر برتا؟ ها-ها-ها.

98
00:05:30,535 --> 00:05:32,833
نه، نكن... مسخره نباش.

99
00:05:33,004 --> 00:05:34,232
ها-ها-ها.

100
00:05:37,609 --> 00:05:39,702
اون پولداره ها، ها

101
00:05:45,950 --> 00:05:47,850
خسته ام. آيا نبايد در رختخواب باشم؟

102
00:05:48,153 --> 00:05:49,620
خفه شو و معامله كن

103
00:05:50,255 --> 00:05:52,519
ببين، من پولي را كه بردم به تو پس مي دهم.

104
00:05:52,690 --> 00:05:55,352
شما برنده نشديد تا زماني كه ما بازي را متوقف كنيم. حالا معامله كن

105
00:05:58,296 --> 00:06:00,787
- داره چيكار ميكنه؟ - الان نه، آلن.

106
00:06:00,965 --> 00:06:02,660
من پايه ام.

107
00:06:03,435 --> 00:06:05,426
- جيك، تخت. - صبر كن بابا

108
00:06:05,603 --> 00:06:07,366
بهت زنگ بزن آس هاي جيبي.

109
00:06:08,306 --> 00:06:10,706
- چي داري؟ - شنيدي پدرت برو بخواب.

110
00:06:12,610 --> 00:06:14,339
تمام شب روي زباله شرط بندي مي كردم.

111
00:06:16,314 --> 00:06:18,179
اجازه دادي يك بچه 12 ساله تو را در پوكر شكست دهد؟

112
00:06:18,917 --> 00:06:20,009
او 12 سال و نيم است.

113
00:06:22,353 --> 00:06:24,583
دامبو گوشت چه خبره؟

114
00:06:24,856 --> 00:06:27,154
فقط كمي ورم داره طبيعي است.

115
00:06:28,193 --> 00:06:32,129
بهتر است يكي ديگر را سوراخ كنيد. شما نمي خواهيد به صورت دايره اي پرواز كنيد.

116
00:06:32,597 --> 00:06:36,033
خوبه. گوش كن، چيزي هست كه بايد از سينه ام جدا شوم.

117
00:06:36,201 --> 00:06:39,466
اگر به زودي به پزشك مراجعه نكنيد، لاله گوش شما خواهد بود.

118
00:06:39,671 --> 00:06:42,231
- مي خواي گوش كني يا چي؟ - متاسف. من سراپا گوشم.

119
00:06:42,407 --> 00:06:43,999
نه صبر كن اين تو هستي

120
00:06:44,843 --> 00:06:48,142
- ميدوني چيه، فراموشش كن. - نه نه نه. بيا ديگه. با من حرف بزن.

121
00:06:48,413 --> 00:06:51,075
- مربوط به دختري است كه با او قرار مي گذارم. - دختر برتا.

122
00:06:51,616 --> 00:06:52,810
چگونه مي دانستيد؟

123
00:06:54,452 --> 00:06:58,718
پسر احمق تو حتي يك خبر ندارد، اما تو را مي توانم مثل علامت ايست بخوانم.

124
00:06:59,958 --> 00:07:02,984
باشه. من قرار بود يك افشاي بزرگ بسازم، اما...

125
00:07:03,161 --> 00:07:04,890
فقط به تعقيب و گريز برس.

126
00:07:06,131 --> 00:07:09,328
يادت مي آيد وقتي نائومي باردار بود من كمي به او علاقه داشتم؟

127
00:07:09,501 --> 00:07:13,494
كمي له شدن؟ تو مثل ميموني بودي كه مي خواهد هندوانه را كوهان كند.

128
00:07:14,005 --> 00:07:17,133
- به من اجازه مي دهي داستان را بگويم؟ - من فقط در حال بررسي واقعيت هستم.

129
00:07:17,308 --> 00:07:20,937
- برو جلو - به هر حال بعد از بچه دار شدن ...

130
00:07:21,112 --> 00:07:23,808
ما با هم در ارتباط بوديم و با او و بچه اش آشنا شدم...

131
00:07:23,982 --> 00:07:26,382
... و من شروع به اهميت دادن به هر دوي آنها كرده ام.

132
00:07:26,551 --> 00:07:29,520
آه رفيق تو يه قلب به اندازه گوشت داري

133
00:07:32,090 --> 00:07:34,490
اما شما در همان دامي مي افتيد كه هميشه مي خوريد.

134
00:07:34,659 --> 00:07:37,628
- آن چيست؟ - تو يك نجات دهنده آسيب شناسي هستي.

135
00:07:37,795 --> 00:07:41,060
از وقتي بچه بودي اون گربه سه پا ولگرد رو آوردي خونه.

136
00:07:41,399 --> 00:07:43,629
اوه، آره، تيپي.

137
00:07:43,801 --> 00:07:47,965
پيدا كردن بچه پرنده بيمار، تغذيه آن با قطره چكان، شير دادن به او به سلامت.

138
00:07:48,139 --> 00:07:50,471
تا اينكه تيپي آن را خورد.

139
00:07:50,942 --> 00:07:52,876
و در مورد زنان هم همينطور است.

140
00:07:53,044 --> 00:07:56,536
شما دائماً به دنبال اين پهنه هاي آسيب ديده و نيازمند مي گرديد.

141
00:07:57,048 --> 00:07:58,481
ميدوني حق با توئه.

142
00:07:58,650 --> 00:08:02,279
شايد ناخودآگاه، من اميدوار هستم كه اگر آنها را نجات دهم، آنها مرا دوست خواهند داشت.

143
00:08:02,453 --> 00:08:06,389
شايد. يا ناخودآگاه متوجه مي شويد كه تنها راه سلامت عاطفي...

144
00:08:06,558 --> 00:08:10,517
... زني كه از خود حمايت مي كند شما را مي گيرد و در حال شكار لاشخور است.

145
00:08:11,162 --> 00:08:13,687
اما منحرف مي شويم.

146
00:08:13,865 --> 00:08:16,732
لطفا، به داستان عشقي خود ادامه دهيد.

147
00:08:16,901 --> 00:08:20,200
خب، من و نائومي يواشكي پشت برتا دور مي زديم...

148
00:08:20,371 --> 00:08:22,498
... و من شروع به احساس گناه مي كنم.

149
00:08:22,774 --> 00:08:23,866
نصيحت من را مي خواهيد؟

150
00:08:24,042 --> 00:08:28,069
با احساس گناه زندگي كنيد و قبل از رشد دندان به پزشك مراجعه كنيد.

151
00:08:28,580 --> 00:08:31,276
فكر نمي كني كار محترمانه اين باشد كه به برتا بگوييم؟

152
00:08:31,449 --> 00:08:34,418
مطمئناً، شرافت يك راه است. اما ممكن است به شما يادآوري كنم ...

153
00:08:34,586 --> 00:08:38,044
... كه اين زني است كه معروف است اجاق گاز را با يك دست بلند مي كند...

154
00:08:38,223 --> 00:08:40,987
براي اينكه موش را تا سر حد مرگ با ديگري كتك بزنيم.

155
00:08:43,328 --> 00:08:45,819
به نظر شما آن پسر كوچك چقدر افتخار داشت؟

156
00:08:45,997 --> 00:08:50,263
اوه، خوب، حالا شما احمق هستيد. منظورم اين است كه برتا قصد ندارد به من حمله فيزيكي كند.

157
00:08:50,835 --> 00:08:52,427
اميدوارم حق با تو باشد.

158
00:08:53,771 --> 00:08:56,205
من از اين صحبت هاي كوچك لذت برده ام.

159
00:09:01,512 --> 00:09:04,037
چرا آنچه را كه به من بدهكاري به من نمي دهي؟

160
00:09:04,616 --> 00:09:06,208
من تا زماني كه كارمان تمام نشود به شما بدهكار نيستم.

161
00:09:07,652 --> 00:09:09,176
حالا تاس را بيندازيد.

162
00:09:12,624 --> 00:09:14,319
اوه، شما فقط مكنده.

163
00:09:16,194 --> 00:09:18,560
من اگر به ارتش بپيوندم نيازي به كار ندارم.

164
00:09:18,730 --> 00:09:20,960
- شما نمي توانيد به ارتش بپيونديد. نائومي: چرا كه نه؟

165
00:09:21,332 --> 00:09:24,392
زيرا شما در حال حاضر تمام چيزي هستيد كه مي توانيد باشيد.

166
00:09:24,569 --> 00:09:26,696
بار كوچك من را به خاطر مي آوري، نائومي؟

167
00:09:27,772 --> 00:09:30,138
اوه، من او را به ياد دارم. سلام.

168
00:09:30,642 --> 00:09:34,043
او امروز بعد از ظهر مصاحبه شغلي دارد. من بچه را تماشا خواهم كرد

169
00:09:34,212 --> 00:09:36,077
چطور مي‌خواهي كار كني و بچه را تماشا كني؟

170
00:09:36,247 --> 00:09:37,805
كي گفته من كار مي كنم؟

171
00:09:39,851 --> 00:09:42,411
هي، آلن ببين كي اينجاست.

172
00:09:44,355 --> 00:09:46,346
- اوه سلام. - سلام.

173
00:09:46,524 --> 00:09:49,254
- ام، نانسي، درسته؟ - اوه، نائومي.

174
00:09:49,427 --> 00:09:51,122
نائومي. نائومي، مطمئنا ها

175
00:09:51,296 --> 00:09:53,821
- خيلي وقته. - حتما.

176
00:09:53,998 --> 00:09:57,559
- اين بايد بچه شما باشد. اوه، اون ناز نيست - آه، ممنون.

177
00:09:57,735 --> 00:09:59,396
و مادربزرگ مغرور آنجاست.

178
00:09:59,971 --> 00:10:02,303
به درخشش او نگاه كن

179
00:10:02,473 --> 00:10:05,738
خوب، من را در كره آغشته كنيد و در آجيل بغلتانيد.

180
00:10:07,378 --> 00:10:09,539
من هم شوكه شده ام

181
00:10:11,015 --> 00:10:13,950
پس تو همان گلوله اي هستي كه او با آن مي دويد.

182
00:10:14,118 --> 00:10:16,518
اوه، آلن، چطور تونستي؟

183
00:10:16,988 --> 00:10:19,456
نه مامان تقصير منه آلن مي خواست به شما بگويد.

184
00:10:19,624 --> 00:10:24,061
نه، نه، مسئوليت من است. اگه ميخواي كاري بكني با من انجام بده

185
00:10:30,535 --> 00:10:32,059
به خانواده خوش آمديد!

186
00:10:40,611 --> 00:10:43,910
برخيز و بدرخش، خواب آلود.

187
00:10:45,083 --> 00:10:46,448
من برات صبحانه درست كردم

188
00:10:47,719 --> 00:10:50,415
- واقعا؟ - آيا بايد اول صبح خود را زنگ بزند؟

189
00:10:52,357 --> 00:10:53,824
نه من خوبم

190
00:10:54,359 --> 00:10:56,350
خوب من همه موارد مورد علاقه شما را درست كردم.

191
00:10:56,527 --> 00:11:01,760
سفيده تخم مرغ همزده، بيكن بوقلمون، نان تست چاودار، بدون كره، قهوه بدون كافئين.

192
00:11:01,933 --> 00:11:03,264
خب ممنون

193
00:11:03,434 --> 00:11:07,666
شما مثل يك پيرمرد 90 ساله مبتلا به سرطان معده غذا مي خوريد، اما من قضاوت نمي كنم.

194
00:11:09,340 --> 00:11:12,468
بنابراين، شما و دختر كوچك من براي امروز چه برنامه اي داريد؟

195
00:11:13,111 --> 00:11:14,976
شايد يك پياده روي عاشقانه در ساحل؟

196
00:11:15,146 --> 00:11:17,671
يك پيك نيك دنج؟ من مي توانم براي شما ناهار بسته بندي كنم.

197
00:11:18,082 --> 00:11:20,448
- اوه، هي، برتا، من واقعاً ... - يا چطور در مورد اين:

198
00:11:20,618 --> 00:11:25,385
من بچه را تماشا مي كنم و شما دو نفر مي توانيد بعدازظهر را در رختخواب بگذرانيد كه مي چسبد.

199
00:11:26,591 --> 00:11:32,291
خب، اوه، هر چقدر هم كه دوست داشتني به نظر برسد، من واقعاً قصد نداشتم امروز نائومي را ببينم.

200
00:11:32,463 --> 00:11:36,422
چرا كه نه؟ مشكل چيه؟ اوه، لطفاً به من نگوييد كه مشكلي وجود دارد.

201
00:11:36,601 --> 00:11:39,229
منظورم اين است كه تو زياد نيستي، اما تو بهتريني هستي كه او تا به حال داشته است.

202
00:11:40,905 --> 00:11:44,671
نه نه نه. هيچ مشكلي نيست من فقط... امروز بايد برم سر كار.

203
00:11:44,842 --> 00:11:46,002
اوه ها، ها

204
00:11:46,177 --> 00:11:48,145
- درست. من چه احمقم. - آه

205
00:11:48,312 --> 00:11:50,542
نائومي قبلاً با كسي كه شغلي داشته باشد قرار ملاقات نداشته است.

206
00:11:52,250 --> 00:11:54,480
حداقل نه يكي كه در داخل خانه و قانوني باشد.

207
00:11:55,653 --> 00:11:56,677
من ميفهمم.

208
00:11:57,155 --> 00:11:59,020
خب اگه چيزي لازم داشتي بهم خبر بده

209
00:11:59,190 --> 00:12:01,351
- من خواهم. - اتو كردن؟ مواد غذايي؟

210
00:12:01,526 --> 00:12:03,323
من مي توانم آن گوش را براي تو ببندم.

211
00:12:04,228 --> 00:12:05,661
اوه، نه، ممنون

212
00:12:05,830 --> 00:12:09,857
من ميدانم چه كار دارم ميكنم. تابستاني را در مونتانا به اخته كردن گوسفند گذراندم.

213
00:12:11,636 --> 00:12:15,936
- من اين را در ذهن دارم، اما فكر مي كنم خوب است. - باشه.

214
00:12:17,608 --> 00:12:20,338
تو يه پيرزن رو خيلي خوشحال كردي، آلن.

215
00:12:21,746 --> 00:12:24,579
من خوشحالم.

216
00:12:27,084 --> 00:12:28,108
فعلا خداحافظ.

217
00:12:29,053 --> 00:12:30,850
خداحافظ.

218
00:12:34,192 --> 00:12:37,025
اوه من خيلي بهم ريخته

219
00:12:37,895 --> 00:12:40,523
- چارلي؟ من در حمام هستم، آلن.

220
00:12:41,399 --> 00:12:44,835
اوم، من يك جور مشكل ظريف دارم.

221
00:12:45,002 --> 00:12:46,936
آنتي بيوتيك ها در كشوي كمد من هستند.

222
00:12:48,639 --> 00:12:51,039
نه، نه، اين برتا است. او به طرز مسخره اي با من مهربان است.

223
00:12:51,209 --> 00:12:54,508
مي ترسم اگر از دخترش جدا شوم چه اتفاقي مي افتد.

224
00:12:54,679 --> 00:12:57,045
اوه، نمي تواني از دخترش جدا شوي.

225
00:12:57,215 --> 00:12:59,547
منظورت چيه من نميتونم ازش جدا بشم؟

226
00:12:59,984 --> 00:13:02,316
خوب، من حدس مي زنم كه شما مي توانيد، اما:

227
00:13:04,755 --> 00:13:08,714
خب، من بايد چه كار كنم؟ فقط براي راضي نگه داشتن برتا با نائومي ازدواج كنيد؟

228
00:13:08,893 --> 00:13:12,954
شما مجبور نيستيد با او ازدواج كنيد، فقط بگذاريد اين رابطه روند طبيعي خود را طي كند.

229
00:13:13,130 --> 00:13:14,222
دوره طبيعي؟

230
00:13:14,866 --> 00:13:19,565
بهش فكر كن آلن به هر زني كه زمان كافي داده شود، از شما متنفر خواهد شد.

231
00:13:22,373 --> 00:13:24,398
خداي من حق با شماست

232
00:13:24,942 --> 00:13:27,843
بنابراين من فقط بايد آن را با نائومي بچسبانم تا زماني كه از جرات من متنفر شود.

233
00:13:28,012 --> 00:13:30,276
چقدر مي تواند طول بكشد؟

234
00:13:30,882 --> 00:13:34,613
لعنتي، چارلي، الاغ تنبلت را از آن تخت بيرون بياور.

235
00:13:34,785 --> 00:13:36,753
سلام چشماي روشن

236
00:13:37,722 --> 00:13:40,691
- سلام. - من برايت ناهار گذاشتم تا سر كار ببري.

237
00:13:40,858 --> 00:13:42,519
- شوخي نكن؟ - آره

238
00:13:42,693 --> 00:13:44,820
يك بسته ويتامين E هم ريختم.

239
00:13:44,996 --> 00:13:47,430
به شما كمك مي كند تا نشانه قديمي استخر را براي نائومي كشف كنيد.

240
00:13:49,567 --> 00:13:51,967
- با تشكر. - بيا اينجا شكر بده.

241
00:13:52,136 --> 00:13:53,433
مواه

242
00:13:58,976 --> 00:14:02,036
اوه تو خيلي خراب شدي

243
00:14:04,749 --> 00:14:05,807
بفرماييد.

244
00:14:05,983 --> 00:14:08,645
يك عدد شكلات داغ براي مادر شيرده.

245
00:14:08,819 --> 00:14:10,218
متشكرم.

246
00:14:10,388 --> 00:14:13,323
من مي بينم كه بريتني پم كوچك در حال خوردن گراند بوباچينو است.

247
00:14:13,491 --> 00:14:16,927
بله، و او ني را گاز مي گيرد.

248
00:14:18,296 --> 00:14:20,355
گوش كن، براي شنبه شب برنامه اي داري؟

249
00:14:20,531 --> 00:14:21,793
من اينطور فكر نمي كنم. چرا؟

250
00:14:21,966 --> 00:14:25,129
خوب، مامان من مي خواهد يك شام خانوادگي بزرگ در خانه او بخورد.

251
00:14:25,870 --> 00:14:27,735
خانواده؟ اوه، خانواده كيست؟

252
00:14:28,372 --> 00:14:31,671
ميدوني، من، تو، جيك، چارلي، مامان من، مامانت.

253
00:14:31,842 --> 00:14:32,900
اوه، اوه

254
00:14:33,077 --> 00:14:35,011
خوب، اوه، به نظر سرگرم كننده است.

255
00:14:35,179 --> 00:14:36,441
- اينطور نيست؟ - آره آره

256
00:14:36,614 --> 00:14:38,673
متاسفانه اين شنبه سرم شلوغه

257
00:14:38,849 --> 00:14:41,079
- اما تو فقط گفتي... - من اشتباه گفتم.

258
00:14:41,652 --> 00:14:44,815
اوه، متوجه شدم. من آنقدر خوب نيستم كه مادرت را ببينم.

259
00:14:44,989 --> 00:14:48,652
اوه، نه، نه، نه. من فقط... اوه، من نگران بچه هستم.

260
00:14:49,393 --> 00:14:52,362
- چرا؟ - اوه پسر. اوه...

261
00:14:52,530 --> 00:14:54,896
...اميدوارم مجبور نباشم اينو بهت بگم...

262
00:14:55,066 --> 00:15:00,834
اما مادرم از روح بچه ها تغذيه مي كند.

263
00:15:01,672 --> 00:15:04,004
- باشه، فقط فراموشش كن. - اوه، بيا، نائومي.

264
00:15:04,175 --> 00:15:07,667
منظورم اين است كه آيا فكر نمي كنيد يك شام خانوادگي خيلي سريع همه چيز را پيش مي برد؟

265
00:15:07,845 --> 00:15:11,110
خيلي سريع؟ شما نگران اين نبوديد كه در اولين قرار ملاقات ما خيلي سريع برويد...

266
00:15:11,282 --> 00:15:13,182
... وقتي سوتين شيردهي من را مي جويد.

267
00:15:13,351 --> 00:15:15,876
در دفاع از فلپ ها خبر نداشتم.

268
00:15:16,787 --> 00:15:18,516
ميدوني من فكر ميكردم تو با هم فرق ميكني

269
00:15:18,689 --> 00:15:22,090
من متفاوتم. از هر كسي بپرسيد آنها به شما خواهند گفت: "آلن ها متفاوت هستند."

270
00:15:22,259 --> 00:15:25,695
نه، نه، تو نيستي. تو هم مثل بقيه هستي

271
00:15:25,863 --> 00:15:28,798
عشوه گري، قيچي و سپس وارد.

272
00:15:29,600 --> 00:15:32,068
- نائومي، قصد نداشتم... - من ديگه اون دختري نيستم.

273
00:15:32,236 --> 00:15:35,364
من الان مامان هستم و تقاضا دارم با من محترمانه رفتار شود.

274
00:15:35,539 --> 00:15:37,939
عزيزم، عزيزم، آرام باش من به شما احترام مي گذارم

275
00:15:38,109 --> 00:15:40,771
فقط فكر كردم شام كمي زود است.

276
00:15:40,945 --> 00:15:44,574
زودرس؟ در اولين قرار ما نگران زودرس بودن نبودي...

277
00:15:44,749 --> 00:15:46,808
... وقتي يك پليور كاملاً خوب را خراب كردي.

278
00:15:46,984 --> 00:15:50,215
ميدوني چيه؟ شنبه خوبه شام عالي به نظر مي رسد. ما آنجا خواهيم بود.

279
00:15:50,388 --> 00:15:52,754
آره، لعنتي درسته، تو اونجا خواهي بود

280
00:15:53,057 --> 00:15:56,424
چي؟ شما هرگز زني را كه جيغ مي كشد با سينه برهنه نديده ايد؟

281
00:16:01,565 --> 00:16:04,728
اين فقط آزاردهنده است

282
00:16:04,902 --> 00:16:07,928
- مامان - كمك كردن يك چيز است، آلن.

283
00:16:08,105 --> 00:16:11,074
غذا خوردن با آنها چيز ديگري است.

284
00:16:11,509 --> 00:16:13,841
- جيك، آيا به آي پاد خود گوش مي دهي؟ - نه

285
00:16:14,011 --> 00:16:16,036
خب شروع كن

286
00:16:17,348 --> 00:16:19,316
نائومي كمك كننده نيست.

287
00:16:19,583 --> 00:16:24,145
اوه منو ببخش او دختر پاشنه گرد خدمتكار است.

288
00:16:24,321 --> 00:16:28,917
يعني من از چارلي اين انتظار را دارم. او يك ساندويچ پنير كبابي را قوز مي كرد.

289
00:16:29,694 --> 00:16:32,686
- ممنون مامان -خوش اومدي عزيزم.

290
00:16:32,863 --> 00:16:35,354
و دعا كنيد با گوش شما چه مي گذرد؟

291
00:16:35,533 --> 00:16:36,932
اوه، خوب است.

292
00:16:37,201 --> 00:16:40,068
شبيه گوجه گيلاسي است.

293
00:16:40,271 --> 00:16:42,330
دوست بانوي او فكر مي كند كه اين "خيلي سكسي" است.

294
00:16:44,075 --> 00:16:49,172
نگران نباش شما تنها كسي نخواهيد بود كه امشب با يك عفونت خشمگين سر ميز روبرو هستيد.

295
00:16:49,346 --> 00:16:51,473
آلوده نيست

296
00:16:51,649 --> 00:16:53,844
نبض داره آلن.

297
00:16:54,785 --> 00:16:57,185
ببين، مامان، دليلي وجود نداره كه به نائومي از پايين دماغت نگاه كني.

298
00:16:57,354 --> 00:17:00,846
او و مادرش مردماني شايسته، سخت كوش و اهل نمك هستند.

299
00:17:01,025 --> 00:17:03,391
خب ببخشيد

300
00:17:04,528 --> 00:17:06,962
مي داني، دست خالي رسيدن سخت است.

301
00:17:07,131 --> 00:17:12,330
شايد بايد توقف كنيم و يك جعبه شراب يا مقداري پنير آئروسل برداريم.

302
00:17:12,503 --> 00:17:14,801
اوه مامان امشب تو آتيش گرفتي

303
00:17:14,972 --> 00:17:17,497
اين داروهاي جديد است. آنها به خوبي با مشروب مخلوط مي شوند.

304
00:17:18,676 --> 00:17:21,201
اوه، اين ايده بدي بود.

305
00:17:22,046 --> 00:17:25,209
چارلي، به او نگفتي كه اين گوش همجنس گرا است؟

306
00:17:36,927 --> 00:17:38,417
اين ظروف تخت خوب است.

307
00:17:38,596 --> 00:17:41,565
من همين الگو را براي تولد چارلي دادم.

308
00:17:41,732 --> 00:17:43,825
آره به من داد

309
00:17:44,001 --> 00:17:45,832
سال بعد، او يك ماهيتابه مي خواهد.

310
00:17:48,405 --> 00:17:50,270
ظروف تخت من رو دادي؟

311
00:17:50,441 --> 00:17:53,433
انصافا مامان بهت دادم

312
00:17:54,612 --> 00:17:58,514
بنابراين، برتا. خانه زيبا. كي تور ميگيريم؟

313
00:17:58,682 --> 00:18:01,082
- تا حالا به قوطي رفتي؟ - آره

314
00:18:01,252 --> 00:18:02,617
تو گرفتي

315
00:18:04,054 --> 00:18:05,453
باشه.

316
00:18:07,391 --> 00:18:08,722
من مي خواهم نان تست درست كنم.

317
00:18:08,893 --> 00:18:11,259
اوه، خوب، دليلي براي نوشيدن.

318
00:18:11,428 --> 00:18:13,020
به نائومي و آلن.

319
00:18:13,197 --> 00:18:15,358
خدا را شكر كه همديگر را پيدا كردند.

320
00:18:15,533 --> 00:18:17,967
بياييد با آن روبرو شويم، هر دوي آن‌ها از گزينه‌هاي خالي برخوردار بودند.

321
00:18:18,502 --> 00:18:19,901
- بشنو، بشنو. - صبر كن، صبر كن

322
00:18:20,070 --> 00:18:23,267
من مي خواهم يك ضميمه به نان تست پيشنهاد كنم.

323
00:18:23,440 --> 00:18:25,874
اگر بخواهيد يك بند فرعي.

324
00:18:26,043 --> 00:18:29,342
اوه، در حالي كه من و نائومي از همراهي يكديگر لذت مي بريم...

325
00:18:29,513 --> 00:18:32,573
... ما بسيار كند و محتاطانه پيش مي رويم.

326
00:18:33,050 --> 00:18:34,608
به جز زماني كه در حال رابطه جنسي هستيم.

327
00:18:36,287 --> 00:18:39,415
زمان و مكان، نائومي. زمان و مكان.

328
00:18:39,590 --> 00:18:43,993
آره، خب، اي كاش كمي بيشتر وقت مي گذاشتي و جاي مناسب را هدف مي گرفتي.

329
00:18:44,795 --> 00:18:47,730
خدايا همين الان منو بكش

330
00:18:47,965 --> 00:18:48,989
- جيك؟ - آي پاد؟

331
00:18:49,166 --> 00:18:50,326
آتابوي.

332
00:18:51,135 --> 00:18:53,194
ببخشيد. اوه...

333
00:18:53,504 --> 00:18:56,871
قبل از اينكه ميز ناهارخوري را جمع كنيم، مي خواهم چند كلمه بگويم...

334
00:18:57,041 --> 00:18:59,566
... و رقص مربع را شروع كنيد.

335
00:19:00,110 --> 00:19:03,443
آلن، تو پسر من هستي و من تو را دوست دارم.

336
00:19:05,049 --> 00:19:06,641
اما من و تو تمام شديم.

337
00:19:08,419 --> 00:19:10,512
- چي؟ - ديگه طاقت ندارم.

338
00:19:10,688 --> 00:19:12,280
من بايد تو را از دست بدهم

339
00:19:13,357 --> 00:19:16,292
آيا اين تمام چيزي است كه لازم است؟ هي، برتا، دختر ديگري داري؟

340
00:19:18,162 --> 00:19:19,595
هكتور: نائومي؟ اونجا هستي؟

341
00:19:20,097 --> 00:19:22,463
- هكتور؟ - گمشو! منزل هيچكس!

342
00:19:22,900 --> 00:19:23,924
مامان

343
00:19:24,301 --> 00:19:28,362
اگر آن بازنده با يك پا وارد اين خانه شود، من تفنگ ميخكوبي ام را بيرون مي آورم.

344
00:19:28,906 --> 00:19:32,137
اوه، فوق العاده است، ما در يك قسمت از Cops خواهيم بود.

345
00:19:34,311 --> 00:19:36,939
- اينجا چه ميكني؟ - اومدم دخترم رو ببينم.

346
00:19:37,114 --> 00:19:38,604
- اون اونه؟ -به چي اهميت ميدي؟

347
00:19:38,816 --> 00:19:40,408
- فرار كردي هكتور: من فرار نكردم.

348
00:19:40,618 --> 00:19:42,449
نتوانستم از مرز برگردم.

349
00:19:42,620 --> 00:19:45,180
به خاطر اين اعراب لعنتي دارند سركوب مي كنند.

350
00:19:45,356 --> 00:19:46,983
اوه چرا با من تماس نگرفتي؟

351
00:19:47,157 --> 00:19:50,422
من تماس گرفتم مادرت پيام هاي من را به تو نداده است؟

352
00:19:51,295 --> 00:19:53,627
اوف

353
00:19:54,365 --> 00:19:57,698
- اوه، هكتور، دلم برات خيلي تنگ شده بود. اوه - منم دلم برات تنگ شده.

354
00:19:59,803 --> 00:20:01,794
- آلن - آره؟

355
00:20:01,972 --> 00:20:05,169
رابطه شما مسير طبيعي خود را طي كرده است.

356
00:20:05,943 --> 00:20:08,707
اون هنوز از من متنفر نيست او فقط مانند ...

357
00:20:10,014 --> 00:20:12,608
نان تست براي هكتور و نائومي.

358
00:20:13,284 --> 00:20:16,185
- عشقشان جاودانه باد. - بشنو، بشنو.

359
00:20:16,787 --> 00:20:18,152
گوشت چيه؟

360
00:20:19,023 --> 00:20:20,854
من همجنس گرا هستم

361
00:20:38,809 --> 00:20:39,867
برتا؟

362
00:20:40,044 --> 00:20:43,172
اذيتم نكن، چارلي، شب سختي داشتم.

363
00:20:44,348 --> 00:20:46,942
اگر خيلي خسته هستيد، چرا فقط در خانه نمي مانيد؟

364
00:20:47,117 --> 00:20:48,277
شوخي مي كني؟

365
00:20:48,452 --> 00:20:51,853
هكتور تمام خانواده اش را براي ديدن نوزاد دعوت كرد.

366
00:20:52,022 --> 00:20:54,684
مثل آلامو آنجاست.

367
00:20:55,526 --> 00:20:58,427
خوب، براي ثبت، من هم خوابم نبرد.

368
00:20:58,595 --> 00:21:02,793
در نيمه راه، گوش آلنز منفجر شد و مجبور شديم او را به اورژانس ببريم.

369
00:21:03,133 --> 00:21:06,432
-حالش خوبه؟ - آره، آنها توانستند لوب را نجات دهند...

370
00:21:06,603 --> 00:21:10,937
اما من فكر نمي‌كنم كه ديگر كسي آن را گوش همجنس‌گرايان بداند.

371
00:21:11,108 --> 00:21:12,598
متعجب.

372
00:21:13,310 --> 00:21:16,541
خب روياهاي شيرين

373
00:21:17,681 --> 00:21:19,171
تو هم همينطور.
