﻿1
00:00:10,744 --> 00:00:14,942
رانش گل باعث مرگ 600 زائر مذهبي شد.

2
00:00:15,582 --> 00:00:19,211
و با اين حال هر دو همسر سابق من زندگي مي كنند.

3
00:00:24,657 --> 00:00:26,522
اهم صبح.

4
00:00:27,026 --> 00:00:28,721
- صبح. - اوه اوه

5
00:00:29,696 --> 00:00:33,393
Tsk دوباره نه. خواهش ميكنم ديگه نه اوه

6
00:00:33,566 --> 00:00:35,329
خدا را شكر.

7
00:00:37,871 --> 00:00:39,736
هميشه در آخرين جايي كه نگاه مي كني، ها؟

8
00:00:40,039 --> 00:00:41,506
آهان.

9
00:00:41,775 --> 00:00:43,766
روز خوبي داشته باشيد.

10
00:00:44,477 --> 00:00:45,739
تو هم همينطور.

11
00:00:49,415 --> 00:00:50,439
فيل، چارلي است.

12
00:00:50,617 --> 00:00:52,585
امشب مرا به ديترويت بسپار.

13
00:00:52,752 --> 00:00:55,744
حالا چه خطي است؟ خب ببخشيد

14
00:00:56,156 --> 00:01:00,957
اما آيا فكر نمي‌كنيد اگر قمارباز بيدار باشد، شايسته است كه كتابفروش نيز بيدار باشد؟

15
00:01:01,594 --> 00:01:04,427
خيلي خب، وقتي از قوطي پياده شدي با من تماس بگير.

16
00:01:05,231 --> 00:01:08,132
آيا مي دانيد كه دوست خواب شما در حال بسته بندي گرما بود؟

17
00:01:08,301 --> 00:01:09,325
اوه، آره

18
00:01:09,502 --> 00:01:12,403
هر چه داغ تر بود و او مي سوزاند شپشك من پاك كردن.

19
00:01:12,572 --> 00:01:14,699
چارلي، يك اسلحه در خانه؟

20
00:01:14,874 --> 00:01:18,310
آسوده باش، او يك پليس است. يا پليس بود

21
00:01:18,478 --> 00:01:20,969
يا توسط پليس تحت تعقيب است.

22
00:01:21,848 --> 00:01:24,112
من مي دانم كه او به پليس اشاره كرد.

23
00:01:24,284 --> 00:01:27,048
باور نكردني. پس اين يك شب ديگر بود؟

24
00:01:27,220 --> 00:01:30,314
مگر اينكه براي دستبندهايش برگردد، آره.

25
00:01:30,490 --> 00:01:33,926
پسر، چقدر مي تواني از آن رضايت داشته باشي؟

26
00:01:34,093 --> 00:01:36,323
دستبند؟ واقعا چيز من نيست

27
00:01:36,496 --> 00:01:38,088
اما او احتمالاً كارهايي انجام داده است ...

28
00:01:38,264 --> 00:01:40,824
... شايد اين اولين انتخاب او نبود.

29
00:01:41,534 --> 00:01:44,264
نه، منظورم اين است كه چگونه مي توانيد رضايتي را بدست آوريد...

30
00:01:44,437 --> 00:01:46,530
... از يك سري بي پايان غرفه هاي يك شب؟

31
00:01:46,706 --> 00:01:49,266
همانطور كه كلمات بيرون مي آيند، متوجه مي شوم كه اين يك سوال احمقانه است.

32
00:01:49,442 --> 00:01:51,000
فراموش كن كه گفتم

33
00:01:52,745 --> 00:01:54,610
او با يك پليس ازدواج كرده است.

34
00:01:56,182 --> 00:01:57,945
بدم مياد ببينم عمرت رو تلف ميكني...

35
00:01:58,117 --> 00:02:00,677
... داشتن رابطه جنسي مست با زناني كه به آنها اهميت نمي دهيد.

36
00:02:00,854 --> 00:02:03,789
خوب، چه كسي از شما خواسته است كه دوباره وارد شويد و تماشا كنيد؟

37
00:02:04,157 --> 00:02:06,625
- ميدوني كي برات خوب بود؟ - اونجا نرو آلن.

38
00:02:06,793 --> 00:02:10,126
ميا او زيبا بود، او باهوش بود، او شما را مجبور كرد كه رفتارتان را پاك كنيد.

39
00:02:10,296 --> 00:02:13,732
من به شما مي گويم، رها كردن او احمقانه ترين كاري بود كه تا به حال انجام داديد.

40
00:02:13,900 --> 00:02:15,231
تو داري ميري اونجا، آلن.

41
00:02:15,401 --> 00:02:18,768
فقط گفتي، تو اين زن فوق العاده را داشتي كه حاضر بود با تو ازدواج كند...

42
00:02:18,938 --> 00:02:20,963
... و شما آن را دور انداختيد، و براي چه؟

43
00:02:21,140 --> 00:02:23,074
باشه، تو اونجا هستي

44
00:02:24,844 --> 00:02:27,972
ميخواي بدوني چرا ميا رو رها كردم؟ من به شما مي گويم كه چرا ميا را رها كردم.

45
00:02:28,147 --> 00:02:30,775
- من او را به خاطر تو رها كردم. - اوه، براي من؟

46
00:02:30,950 --> 00:02:33,214
آره، آره، براي تو او مي خواست تو از خانه بيرون بيايي ...

47
00:02:33,386 --> 00:02:36,150
... پس ما خانه را براي خودمان خواهيم داشت، اما من گفتم: "به هيچ وجه.

48
00:02:36,322 --> 00:02:38,517
من برادرم را به خيابان نمي‌اندازم.»

49
00:02:40,326 --> 00:02:41,657
واي.

50
00:02:43,129 --> 00:02:45,996
- چه ژست محبت آميزي. - اوه منو گاز بگير

51
00:02:47,667 --> 00:02:48,861
و ميدوني چيكار كردي؟

52
00:02:49,035 --> 00:02:50,832
با كندي ازدواج كردي و به هر حال رفتي.

53
00:02:51,004 --> 00:02:54,440
مي خواهي بداني چرا اجازه دادم بهترين اتفاقي كه تا به حال برايم افتاده از بين برود؟

54
00:02:54,607 --> 00:02:58,509
بنابراين بدترين اتفاقي كه ممكن است براي من بيفتد اين است كه جايي براي زندگي داشته باشم.

55
00:03:00,346 --> 00:03:01,904
اوه

56
00:03:02,382 --> 00:03:03,940
"اوه."

57
00:03:04,918 --> 00:03:08,376
خوب، حدس مي‌زنم همه چيز به بهترين شكل انجام شد، ها؟

58
00:03:08,554 --> 00:03:11,284
- چطوري فكر ميكني؟ - خوب فكر كن

59
00:03:11,457 --> 00:03:12,856
اگر ميا اينجا زندگي ميكرد...

60
00:03:13,026 --> 00:03:15,119
...وقتي كندي منو بيرون كرد و برگشتم هه...

61
00:03:15,295 --> 00:03:17,229
... وضعيت بسيار ناخوشايندي بود.

62
00:03:25,738 --> 00:03:28,070
اوه آه!

63
00:03:32,412 --> 00:03:35,210
چارلي؟ - متعجب؟

64
00:03:36,482 --> 00:03:39,383
اوه، آره بي دست و پا - به شكلي نامناسب.

65
00:03:48,995 --> 00:03:53,932
فيل، فيل، فيل، تو كتابدار من هستي، نه روانپزشك.

66
00:03:54,100 --> 00:03:57,160
اگر بخواهم در هر بازي در كشور با پولي شرط بندي كنم كه ندارم...

67
00:03:57,337 --> 00:03:59,635
... اين كار من است.

68
00:04:01,607 --> 00:04:05,703
متشكرم. حالا بياييد در مورد بوكس صحبت كنيم.

69
00:04:06,279 --> 00:04:10,113
واقعا؟ امشب جايي دعوا نيست؟

70
00:04:10,283 --> 00:04:13,275
خوب، خوب، شما و همسرتان چطور با هم كنار مي آييد؟

71
00:04:14,587 --> 00:04:18,284
چي؟ اين يك مبارزه عادلانه خواهد بود. او حدود 50 پوند با شما دارد.

72
00:04:20,693 --> 00:04:22,251
سلام؟

73
00:04:22,929 --> 00:04:27,457
شانس من. من بايد يك كتابدار داشته باشم كه مي ترسد در كلاس وزني خود مبارزه كند.

74
00:04:28,101 --> 00:04:31,298
آيا نگران اين نيستيد كه اين شرط بندي ممكن است به مشكل تبديل شود؟

75
00:04:31,471 --> 00:04:34,907
آلن، اگر بزرگ شرط بندي نكني، نمي تواني باخت هايت را پوشش دهي.

76
00:04:35,074 --> 00:04:36,803
و اگر نتوانيد خسارات خود را پوشش دهيد ...

77
00:04:36,976 --> 00:04:40,070
... مردي درشت اندام با اتو لاستيك آدرس شما را در MapQuest قرار مي دهد.

78
00:04:40,246 --> 00:04:42,339
بايد مخفيانه از مرز مكزيك عبور كني...

79
00:04:42,515 --> 00:04:44,107
... با لباس زنانه.

80
00:04:46,152 --> 00:04:50,521
-حالا اون موقع مشكل داري. -خب خودت بهتر ميدوني

81
00:04:50,923 --> 00:04:53,448
گرسنه اي؟ من... ساندويچ مورد علاقه شما را درست كردم.

82
00:04:53,626 --> 00:04:56,754
بوقلمون، ژامبون و پاسترامي. هه، گوبل

83
00:05:00,800 --> 00:05:01,824
نه ممنون.

84
00:05:02,001 --> 00:05:06,335
خوب، يك چيز شيرين چطور؟ پاي كليد آهك. خوشمزه.

85
00:05:06,906 --> 00:05:09,841
ببين، آلن، من از مكيدن تو قدرداني مي كنم...

86
00:05:10,009 --> 00:05:14,173
... اما نمي تواني زخم شكاف قلبم را با اغذيه فروشي پر كني.

87
00:05:15,948 --> 00:05:16,972
و پاي.

88
00:05:18,985 --> 00:05:20,350
لذيذ.

89
00:05:21,254 --> 00:05:22,881
آيا نمي توانيم آن را تنها بگذاريم؟

90
00:05:23,056 --> 00:05:27,254
آيا نمي‌توانيم در مورد احمقانه‌ترين كاري كه تا به حال انجام داده‌ام، حرف بزنيم؟

91
00:05:27,427 --> 00:05:29,088
باشه، باشه، متاسفم كه اينو گفتم

92
00:05:29,262 --> 00:05:32,698
دست كشيدن از ميا احمقانه ترين كاري نبود كه انجام دادي.

93
00:05:32,865 --> 00:05:35,925
مثل زماني كه با آن مدل از ريو برگشتي احمقانه نبود.

94
00:05:36,102 --> 00:05:39,299
ميدوني، اوني كه سيب آدم و دستاي واقعا بزرگ داره.

95
00:05:42,241 --> 00:05:44,675
ميدوني، من بهت فضا ميدم.

96
00:05:45,478 --> 00:05:47,844
شايد براي يك رانندگي خوب برويد.

97
00:05:52,919 --> 00:05:54,614
كليدهايم را فراموش كرده ام

98
00:05:55,254 --> 00:05:57,017
آه... آه. متعجب.

99
00:05:57,190 --> 00:05:59,590
ميدوني حتما از جيبم در اومدن...

100
00:05:59,759 --> 00:06:01,784
...و داخل مبل.

101
00:06:02,962 --> 00:06:04,827
ببخشيد. متاسف.

102
00:06:09,035 --> 00:06:10,593
متاسف.

103
00:06:15,241 --> 00:06:19,541
مقداري تغيير پيدا كرد. ها-ها. اوه، نگاه كن، نگاه كن

104
00:06:20,346 --> 00:06:22,940
اين يك ربع در گوش شماست؟

105
00:06:30,656 --> 00:06:33,124
تادا.

106
00:06:35,661 --> 00:06:37,754
خيلي متاثر كننده.

107
00:06:47,940 --> 00:06:53,378
آها! آره باب ام چاقو ام باب ام باي اوه رنگ

108
00:06:53,546 --> 00:06:58,483
- اون چيه؟ - استيون تايلر خانه همسايه را اجاره كرد.

109
00:06:59,085 --> 00:07:02,282
پسر اهل Aerosmith؟ من باكرگي ام را به او از دست دادم.

110
00:07:03,923 --> 00:07:05,481
خوب، مي دانيد، موسيقي او.

111
00:07:06,359 --> 00:07:08,520
ممنون گيج شدم

112
00:07:12,565 --> 00:07:15,557
او ظاهراً براي يك تور آماده مي شود. خب چيه...؟

113
00:07:21,307 --> 00:07:22,865
- درون جعبه؟

114
00:07:23,042 --> 00:07:24,907
رفتم بيرون و يه چيزي ازت برداشتم...

115
00:07:25,077 --> 00:07:27,739
... فكر كردم ممكن است لبخندي بر لبانت بياورد.

116
00:07:28,181 --> 00:07:29,808
آلن، تنها چيزي كه در اين جعبه است...

117
00:07:29,982 --> 00:07:32,212
... كه ممكن است لبخندي بر لبانم بياورد ...

118
00:07:32,385 --> 00:07:33,647
... سر بريده شماست

119
00:07:37,623 --> 00:07:39,284
يكي خوبه زينگ!

120
00:07:41,427 --> 00:07:42,451
برو بازش كن

121
00:07:48,034 --> 00:07:50,298
- يك كلاه؟ - يك كلاه بسيار گران قيمت.

122
00:07:50,469 --> 00:07:52,164
از چه زماني كلاه مي گذارم؟

123
00:07:52,338 --> 00:07:55,466
خوب، شما اينطور نيستيد، اما من آن را ديدم و به نظر شما هم همينطور بود.

124
00:07:55,641 --> 00:07:59,304
مي داني، باحال، بداخلاق و در عين حال بخشنده.

125
00:08:00,479 --> 00:08:03,880
- باشه، خوب، ميبخشمت. - آه، ممنون. با تشكر.

126
00:08:05,418 --> 00:08:08,080
- نمي خواي امتحانش كني؟ - نه

127
00:08:09,622 --> 00:08:12,090
اگر واقعاً من را بخشيدي، آن را امتحان مي كني.

128
00:08:15,628 --> 00:08:17,994
اوه، آره اين تويي.

129
00:08:18,164 --> 00:08:22,032
بياييد... بياييد سعي كنيم آن را كمي در اينجا كج كنيم. آه عزيزم.

130
00:08:22,235 --> 00:08:25,830
ها-ها. شما بايد اين را ببينيد. بيا داخل نگاهي مي اندازيم

131
00:08:27,006 --> 00:08:28,701
چارلي، مي آيي؟

132
00:08:35,348 --> 00:08:39,182
- چه خبره؟ - بايد بري آلن.

133
00:08:39,352 --> 00:08:42,014
- چرا؟ - فقط به من اعتماد كن.

134
00:08:42,688 --> 00:08:44,212
خيلي خوب.

135
00:09:04,877 --> 00:09:07,311
هي، تايلر، براي علت مكث كن.

136
00:09:07,480 --> 00:09:09,880
استيون: اوه، متاسفم، مرد.

137
00:09:10,049 --> 00:09:13,212
از شما متشكرم و شب خوش.

138
00:09:16,822 --> 00:09:19,222
- سلام چارلي. - گل سرخ.

139
00:09:19,392 --> 00:09:22,725
چقدر جالب است كه استيون تايلر به خانه همسايه نقل مكان كرد؟

140
00:09:24,830 --> 00:09:26,889
من باكرگي ام را به او از دست دادم.

141
00:09:27,300 --> 00:09:29,962
- منظورت موسيقي اوست. - نه

142
00:09:32,371 --> 00:09:36,330
- كلاه قشنگي است. - با تشكر. پسر تو شبيه جهنم هستي

143
00:09:36,509 --> 00:09:40,309
خوب، اين عجيب است، زيرا من احساس مي كنم احمقانه هستم.

144
00:09:40,479 --> 00:09:42,913
فكر مي كنيد تا كي مي توانيد آن را ادامه دهيد؟

145
00:09:45,584 --> 00:09:47,814
دقيقاً در مورد چه چيزي صحبت مي كنيم؟

146
00:09:47,987 --> 00:09:50,353
مشروب خواري زياد، مهماني هاي وسواس گونه...

147
00:09:50,523 --> 00:09:51,956
... قمار اجباري.

148
00:09:52,291 --> 00:09:53,349
اوه

149
00:09:53,526 --> 00:09:56,791
سخت است براي گفتن. من سعي مي كنم آن را يك روز در يك زمان مصرف كنم.

150
00:09:57,697 --> 00:10:01,599
شما متوجه مي شويد كه اين همه فقط تلاشي براي اجتناب از احساس احساسات شماست.

151
00:10:01,767 --> 00:10:06,170
بگذاريد چيزي در مورد احساسات به شما بگويم. احساسات مثل سينه هاي مادرت هستند.

152
00:10:06,339 --> 00:10:09,934
شما مي دانيد كه آنها كجا هستند، اما بهتر است آنها را احساس نكنيد.

153
00:10:10,109 --> 00:10:11,235
قياس جالبيه

154
00:10:11,410 --> 00:10:15,278
اما آيا مي توانم اشاره كنم كه سينه هاي مادر منبع تغذيه و آرامش است؟

155
00:10:15,448 --> 00:10:18,315
آره خب سينه هاي مادرم منبع سيليكون بود...

156
00:10:18,484 --> 00:10:20,952
...و ودكاي روسي.

157
00:10:21,120 --> 00:10:24,851
براي تربيت كودك خوب نيست، اما در مهماني ها محبوبيت زيادي داشت.

158
00:10:25,458 --> 00:10:28,359
چارلي، من مي دانم كه چقدر به تو آسيب زده است كه ميا را رها كني.

159
00:10:28,527 --> 00:10:32,793
و ميدونم كه اين حس رو دوست نداري، اما هر چه بيشتر سعي كني از شرش خلاص بشي...

160
00:10:32,965 --> 00:10:37,129
... هر چه بيشتر برمي گردد.

161
00:10:38,637 --> 00:10:39,968
اوه، آره

162
00:10:40,139 --> 00:10:43,540
تناسب كامل، مثل اينكه وقتي خواب بوديد سرتان را اندازه گرفت...

163
00:10:43,709 --> 00:10:46,473
...بنابراين وقتي برادرت زنگ زد، مي توانست اندازه را به او بگويد.

164
00:10:54,720 --> 00:10:58,121
هي، عمو چارلي، حدس بزن بالاخره كجا دارم مو مي رويم.

165
00:11:00,559 --> 00:11:02,390
بيا مرد من دارم ميخورم

166
00:11:02,561 --> 00:11:05,325
درست همين جا. من دارم رشد مي كنم.

167
00:11:07,066 --> 00:11:09,227
اوه، بله، به آن نگاه كنيد.

168
00:11:10,503 --> 00:11:12,164
هي كلاه باحال مال كيه؟

169
00:11:14,373 --> 00:11:16,341
مال شما

170
00:11:16,509 --> 00:11:19,945
- واقعا؟ - آره به نظر مي رسد عالي با 'stache.

171
00:11:22,081 --> 00:11:24,606
همين الان به ذهنم رسيد كه احساس گناه كردم...

172
00:11:24,784 --> 00:11:27,685
... چون عروسي ات را به تعويق انداختي تا من بيرون نروم.

173
00:11:27,853 --> 00:11:30,845
اما پس از آن كه من نقل مكان كردم، شما به او زنگ نزديد.

174
00:11:31,023 --> 00:11:32,047
آره؟ بنابراين؟

175
00:11:32,224 --> 00:11:34,215
پس ميدوني چرا فكر ميكنم بهش زنگ نزدي؟

176
00:11:34,393 --> 00:11:38,022
تو زنگ نزدي چون كار "نميخوام برادرم رو بيرون بريزم"...

177
00:11:38,197 --> 00:11:40,757
... بهانه اي مناسب براي خروج از ازدواج بود.

178
00:11:40,933 --> 00:11:43,197
- اين چيزي است كه شما فكر مي كنيد؟ - بله، اين چيزي است كه من فكر مي كنم.

179
00:11:43,369 --> 00:11:45,360
اين چيزي است كه شما فكر مي كنيد؟ صدايم را شنيدي

180
00:11:45,538 --> 00:11:49,497
- اين چيزي است كه من فكر مي كنم. آره خوب دوباره فكر كن

181
00:11:50,209 --> 00:11:54,703
اعتراف كن، من خودم را كتك زدم، برايت كيك و كلاه خريدم، بيهوده.

182
00:11:55,281 --> 00:11:57,613
پاي وجود دارد؟

183
00:12:01,454 --> 00:12:04,981
وجود داشت. برتا آن را خورد. و چرا او كلاه شما را بر سر دارد؟

184
00:12:05,157 --> 00:12:08,558
- من آن را به او دادم. - من اين كلاه را براي شما خريدم.

185
00:12:08,727 --> 00:12:12,857
- و من آن را به جيك دادم. - شما نمي توانيد به هيچ چيز متعهد شويد، مي توانيد؟

186
00:12:13,032 --> 00:12:15,694
- اين فقط يك كلاه است. - اين فقط يك كلاه نيست، يك نماد است.

187
00:12:15,868 --> 00:12:18,302
- از چي؟ - از...

188
00:12:18,471 --> 00:12:19,495
خوب، اين فقط يك كلاه است.

189
00:12:19,672 --> 00:12:21,037
اما نكته اينجاست...

190
00:12:21,207 --> 00:12:24,608
... تو هيچ كس را براي وجود فلاكت بارت مقصر نداري جز خودت.

191
00:12:24,777 --> 00:12:26,574
هر چه مي خواهيد بنوشيد، قمار كنيد و قوز كنيد.

192
00:12:26,745 --> 00:12:28,736
يك روز بايد با اين واقعيت روبرو شويد.

193
00:12:28,914 --> 00:12:31,439
بنوشيد، قمار كنيد و قوز كنيد.

194
00:12:33,886 --> 00:12:36,787
آره، خوب، من مجبور نيستم با چيزي كه نمي خواهم روبرو شوم.

195
00:12:36,956 --> 00:12:39,390
و من مجبور نيستم چيزي را كه نمي خواهم احساس كنم.

196
00:12:39,558 --> 00:12:41,355
اين شامل كوبيدن ودكاي مامان مي شود.

197
00:12:43,696 --> 00:12:46,927
اين vod Kanockers كه شما از آن صحبت مي كنيد كيست؟

198
00:12:50,102 --> 00:12:51,194
شامت را بخور.

199
00:12:52,271 --> 00:12:57,140
نام Kanockers، vod Kanockers است.

200
00:13:12,558 --> 00:13:15,550
- چارلي؟ -شس

201
00:13:15,728 --> 00:13:19,459
- تو خوبي؟ - فقط شيك پوش.

202
00:13:19,632 --> 00:13:22,465
آيا پرده ها را مي بنديد؟

203
00:13:22,635 --> 00:13:25,866
بيا ديگه. بيا ببرمت داخل

204
00:13:26,038 --> 00:13:30,771
- انگار شب سختي داشتي. - نه، شب عالي بود.

205
00:13:30,943 --> 00:13:33,741
صبح است كه مرا مي كشد.

206
00:13:35,481 --> 00:13:37,711
- هي، آلن؟ - چي؟

207
00:13:38,384 --> 00:13:40,045
تو درست ميگفتي.

208
00:13:40,219 --> 00:13:42,744
نمي توانم از احساساتم فرار كنم.

209
00:13:43,455 --> 00:13:46,891
-خب، خوشحالم كه متوجه شدي. - تو برادر فوق العاده اي هستي.

210
00:13:48,227 --> 00:13:51,321
و اين يك كلاه زيبا است.

211
00:13:54,600 --> 00:13:56,227
متشكرم.

212
00:14:04,009 --> 00:14:07,001
- چارلي، حالت خوبه؟ من خوبم.

213
00:14:07,179 --> 00:14:09,647
كلاه خيلي خوب نيست

214
00:14:20,426 --> 00:14:22,587
هي، برتا، مي خواهي موهاي زير بغلم را ببيني؟

215
00:14:24,196 --> 00:14:26,255
فقط اگه بخواي مال من رو ببيني

216
00:14:29,468 --> 00:14:31,561
- هي - هي

217
00:14:34,440 --> 00:14:37,967
- ميدوني كه اين آب ميوه منه. - ميدانم.

218
00:14:38,143 --> 00:14:41,977
- حداقل مي شد بپرسي. - حداقل مي توانستي اجاره بدهي.

219
00:14:43,048 --> 00:14:44,948
اصابت.

220
00:14:49,121 --> 00:14:52,386
اگر آن يك كتابفروش يا يك زن است، مي دانيد چه بايد بگوييد.

221
00:14:52,558 --> 00:14:56,756
اقامتگاه هارپر ببخشيد اون مرده

222
00:14:58,063 --> 00:14:59,189
جالب هست.

223
00:14:59,365 --> 00:15:02,027
هيچ كس هرگز تماس نمي گيرد تا بفهمد كجا گل بفرستد.

224
00:15:03,669 --> 00:15:05,660
اصابت.

225
00:15:06,672 --> 00:15:10,130
چه حسي دارد كه يك هفته كامل را بدون مشروب، شربت يا شرط بندي بگذرانيد؟

226
00:15:10,776 --> 00:15:12,767
در واقع نوعي آرامش است.

227
00:15:12,945 --> 00:15:16,244
من هرگز متوجه نشدم كه چقدر تلاش براي اجتناب از احساس چيزي لازم است.

228
00:15:16,415 --> 00:15:21,375
- آره؟ الان چه حسي داري؟ - تا الان بيشتر حالت تهوع و بي حوصلگي.

229
00:15:21,553 --> 00:15:23,987
اصابت.

230
00:15:24,156 --> 00:15:27,648
- نميدوني يعني چي؟ - سرنخي نيست.

231
00:15:28,460 --> 00:15:31,725
هي، اگر دختراني با سينه هاي بزرگ در هوترز كار مي كنند...

232
00:15:31,897 --> 00:15:34,229
... دختراني كه فقط يك پا دارند كجا كار مي كنند؟

233
00:15:37,202 --> 00:15:39,432
اميدوارم.

234
00:15:48,681 --> 00:15:51,047
اين فقط ظالمانه است.

235
00:15:51,483 --> 00:15:53,747
در واقع، اين يك نوع خنده دار است.

236
00:15:54,186 --> 00:15:57,553
بله، چون آنها يك پا دارند. آنها بايد پرش كنند.

237
00:15:57,723 --> 00:15:59,782
درست است، IHoP.

238
00:16:01,527 --> 00:16:03,757
انعام دادن به پيشخدمت معناي جديدي پيدا مي كند.

239
00:16:07,232 --> 00:16:10,759
- آنقدرها هم خنده دار نيست. - ميدانم.

240
00:16:10,936 --> 00:16:15,771
- پس چرا اينقدر مي خندي؟ - من نمي دانم.

241
00:16:16,375 --> 00:16:19,936
بابا عمو چارلي مشكل داره

242
00:16:20,112 --> 00:16:21,136
چه خبر است؟

243
00:16:21,313 --> 00:16:26,478
هي، جيك، به پدرت بگو كه چگونه دختران يك پا در IHoP كار مي كنند.

244
00:16:29,788 --> 00:16:32,552
واي نه. من شوخي را رد كردم.

245
00:16:34,493 --> 00:16:36,654
من خيلي متاسفم، جيك.

246
00:16:38,197 --> 00:16:40,688
من همه چيز را خراب كردم

247
00:16:42,267 --> 00:16:43,598
او خوب است؟

248
00:16:44,069 --> 00:16:46,560
او خوب است. احساسات او ظاهر مي شود.

249
00:16:46,739 --> 00:16:48,639
آه، مثل زماني كه مامان PMS مي گيرد.

250
00:16:50,509 --> 00:16:51,635
خب يه جورايي

251
00:16:52,010 --> 00:16:55,502
صبر كن عمو چارلي، من برايت شكلات مي آورم.

252
00:17:01,086 --> 00:17:04,749
- اون بيرون چي درست مي كنه؟ - يك بند بند

253
00:17:04,923 --> 00:17:06,515
الان خيلي وقت آزاد داره...

254
00:17:06,692 --> 00:17:08,956
...بنابراين يكي از كيت هاي سرگرمي قديمي جيك را به او دادم.

255
00:17:09,128 --> 00:17:11,323
مي داني، پس او بايد كاري انجام دهد.

256
00:17:11,497 --> 00:17:16,594
من تعجب مي كنم كه او از ماكاروني و درب بطري واژن درست نمي كند.

257
00:17:17,169 --> 00:17:20,263
دور، حلقه دور ...

258
00:17:20,439 --> 00:17:24,603
... در اطراف بلوك و سپس مركز شهر.

259
00:17:30,616 --> 00:17:35,747
بيش از آن، بيش از آن، حلقه به اطراف ...

260
00:17:35,921 --> 00:17:38,685
... در اطراف بلوك و سپس ...

261
00:17:38,857 --> 00:17:42,293
اي رفيق، برخي از ما در حال انجام صنايع دستي در اينجا هستيم.

262
00:17:42,461 --> 00:17:46,454
استيون: چي؟ - آيا مي تواني سازدهني را كنار بگذاري؟

263
00:17:46,632 --> 00:17:50,033
استيون: هي، بسياري از مردم براي ديدن من سازدهني پول مي دهند.

264
00:17:50,202 --> 00:17:54,536
آنها براي شنيدن آواز شما پول مي دهند. آنها سازدهني را تحمل مي كنند.

265
00:17:54,706 --> 00:17:57,470
استيون: متاسفم كه استانداردهاي موسيقي شما را رعايت نمي كنم...

266
00:17:57,643 --> 00:17:59,736
... اي جنگل نويس لنگ.

267
00:17:59,912 --> 00:18:02,312
بياييد ببينيم چگونه سازدهني را از انتهاي ديگر خود مي نوازيد.

268
00:18:02,481 --> 00:18:04,449
نه، نه، نه، بيا اينجا كم كنيم. بيا ديگه.

269
00:18:04,616 --> 00:18:07,346
استيون: بياييد ببينيم چه چيزي داريد، توپ هاي جرنگ جرنگ.

270
00:18:07,519 --> 00:18:10,283
من لب هاي بزرگت را پاره مي كنم و از آنها براي بوسيدن الاغم استفاده مي كنم.

271
00:18:10,455 --> 00:18:13,652
چارلي، خواهش مي كنم، مي داني كه اكنون احساساتت كمي از بين رفته است.

272
00:18:13,826 --> 00:18:16,090
درسته، درسته، باشه باشه.

273
00:18:17,496 --> 00:18:18,520
من بهتر هستم.

274
00:18:20,332 --> 00:18:21,663
- خودشه. - نه، چارلي.

275
00:18:21,834 --> 00:18:24,064
چارلي صبر كن چارلي، اين كار را نكن

276
00:18:24,236 --> 00:18:26,534
بيا تايلر يه تيكه از من ميخواي؟

277
00:18:29,575 --> 00:18:34,342
خوب، ممكن است آن شخص شبيه يك خانم باشد، اما شما مثل يك دختر بچه دعوا مي كنيد.

278
00:18:36,348 --> 00:18:38,908
آيا تا به حال به ذهن شما خطور كرده است كه به من كمك كنيد؟

279
00:18:39,084 --> 00:18:41,746
آره ولي يه بار زير ميز پيك نيكش خم شدي...

280
00:18:41,920 --> 00:18:43,979
...فكر مي كردم بدترين چيز تمام شده است.

281
00:18:44,156 --> 00:18:47,353
اگرچه سريع فكر مي كند، اما آن بطري بلوك خورشيد را به سمت او پرتاب مي كند.

282
00:18:47,759 --> 00:18:50,751
من اميدوار بودم كه در چشمانش فرو برود و او را كور كند.

283
00:18:50,929 --> 00:18:53,056
تنها كاري كه كردي اين بود كه او را از سوختگي دور نگه داشتي...

284
00:18:53,232 --> 00:18:55,393
... در حالي كه او شما را شكست داد.

285
00:18:55,567 --> 00:18:57,865
خواهش مي كنم، آلن، من به شما التماس مي كنم.

286
00:18:58,036 --> 00:19:00,664
باشه. لگد زدن به يك مرد در هنگام زمين خوردن درست نيست.

287
00:19:00,839 --> 00:19:02,534
با تشكر.

288
00:19:04,376 --> 00:19:07,345
حيف كه استيون تايلر چنين احساسي نداشت، نه؟ هه

289
00:19:11,783 --> 00:19:13,080
در مورد ميا حق با شما بود.

290
00:19:14,553 --> 00:19:16,885
من سرما خوردم، پس تو را بهانه كردم...

291
00:19:17,055 --> 00:19:19,080
... براي لغو عروسي.

292
00:19:22,761 --> 00:19:26,857
من به تو افتخار مي كنم، چارلي. اين يك پيشرفت واقعي است.

293
00:19:27,032 --> 00:19:30,559
و آيا شنيدن اينكه در نهايت به حقيقت اعتراف مي كنيد، احساس رهايي بخش نيست؟

294
00:19:30,969 --> 00:19:33,335
خب من يه چيزي حس ميكنم

295
00:19:33,505 --> 00:19:35,905
اما چون سوت بلندي هم مي شنوم...

296
00:19:36,074 --> 00:19:37,905
... ممكن است فقط يك ضربه مغزي باشد.

297
00:19:48,453 --> 00:19:52,651
- چي درست مي كني؟ - نمونه بردار سوزن.

298
00:19:52,824 --> 00:19:56,055
- شوخي نكن. - به نظر من خيلي آرام بخش است.

299
00:19:56,228 --> 00:19:58,196
و پيام به من كمك مي كند تا در مركز توجه قرار بگيرم.

300
00:19:59,665 --> 00:20:00,996
- "خدا رحمت كنه ويكودين"؟ - مم-هم

301
00:20:02,401 --> 00:20:05,893
- خيلي خوب، ها؟ - شما املاي "ويكودين" را اشتباه نوشتيد.

302
00:20:09,641 --> 00:20:13,805
اين چيز عالي در مورد ويكودين است. برام مهم نيست

303
00:20:15,580 --> 00:20:17,639
هي، چارلي اينجاست؟

304
00:20:26,325 --> 00:20:28,885
اوه... مي توانم بگويم چه كسي تماس مي گيرد؟

305
00:20:30,829 --> 00:20:32,319
اشكالي نداره آلن

306
00:20:32,497 --> 00:20:35,557
- هي، چز، ممنون از هديه. - خواهش ميكنم.

307
00:20:35,734 --> 00:20:38,430
- پس هيچ احساس سختي نداريد؟ - شما نه؟

308
00:20:38,870 --> 00:20:40,462
چرا بايد احساسات سختي داشته باشم؟

309
00:20:40,639 --> 00:20:44,006
من هنوز دارم تكه هايي از الاغت را از چكمه ام مي چينم.

310
00:20:45,644 --> 00:20:46,668
يكي خوبه

311
00:20:48,180 --> 00:20:52,378
- باشه، خوب، در تور موفق باشيد. - خيلي ممنون مرد.

312
00:20:52,551 --> 00:20:54,712
اسپانسر كيست؟ متاموسيل؟

313
00:20:55,921 --> 00:20:58,719
- آن چه بود؟ - هيچ چيز هيچ چيز.

314
00:21:03,362 --> 00:21:06,195
فقط مي خواهم بگويم كه من يك طرفدار بزرگ هستم.

315
00:21:06,365 --> 00:21:08,833
- من بكارتمو بخاطر تو از دست دادم. هه هه. - واقعا؟

316
00:21:09,001 --> 00:21:12,061
خوب، مي دانيد، بسياري از دهه 70 وجود دارد كه من به ياد ندارم.

317
00:21:21,847 --> 00:21:24,611
-اين كلاهي نيست كه برات گرفتم؟ - آره

318
00:21:24,783 --> 00:21:26,546
كلاهي كه در آن انداختي؟

319
00:21:27,552 --> 00:21:31,818
پاكش كردم اما من هميشه مي دانم.
